چرا با عوامل فتنه خیابان پاسداران برخورد نمی‌شود؟


عقیق:شهید محمدحسین حدادیان یکی از بسیجیان غیوری بود که در ماجرای اغتشاش دراویش آشوبگر در زمستان سال 1396 به درجه رفیع شهادت نائل شد. آن‌قدر خبر شهادت محمدحسین ناگوار و ناراحت‌کننده بود که شخص مقام معظم رهبری برای قوت قلب و تسلیت‌گفتن به منزل خانواده شهید رفتند.

شهید محمدحسین حدادیان متولد سال 74 و دانشجوی رشته علوم سیاسی بود. پس از گذشت دوسال از فتنه پای صحبت‌ها و درددل‌های پدر شهید محمد حسین حدادیان نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

*آقای حدادیان، شما در مصاحبه‌ای گفته بودید که “بعضی‌‌ها می‌خواستند روی جریان شهادت محمد‌حسین سرپوش بگذارند”، منظورتان چه بود؟

بله، درست است، تمام اعضای خانوادۀ شهید حججی روزهای اول شهادتش منزل ما  آمدند، خیلی‌ها آمدند. زمانی که سالگرد شهید حججی بود خانوادۀ ایشان مدینه بودند که من به آنجا رفتم و قبل از سخنرانی، باید صحبت می‌کردم، آنجا هم گفتم دربارۀ شهید حججی یا شهدایی دیگری که در خارج از کشور توسط داعشی‌ها به شهادت می‌رسند، اکثر مردم بنر می‌زنند، فریاد می‌زنند اما دربارۀ شهادت محمد‌حسین این اتفاق نیفتاد، چون یک‌سری از افراد به‌اصطلاح داعشی‌های وطنی با همین افرادی که محمدحسین را به شهادت رسانده بودند، دستشان در یک کاسه بود و با هم ارتباط داشتند، هنوز هم ارتباط دارند. مسئولین درمورد شهادت محمدحسین غفلت کردند در صورتی که محمدحسین جزو معدود شهدایی بود که حضرت آقا خیلی زود به منزلش تشریف آوردند.

* الآن بنیاد‌ شهید ایشان را جزو شهدا حساب می‌کنند؟

بله. این‌ طور نبود که محمدحسین یک‌شبه برود و به شهادت برسد، در دی‌ماه سالِ گذشته، چندین فتنه درست شد، یکی دربارۀ چهارشنبۀ سفید بود، دومی‌ هم فتنه دراویش بود، فتنۀ دراویش 35 روز زمان برد، خیلی از نیروها شبانه‌روز درگیر بودند، یکی از افراد هم محمدحسین بود. آخرین باری که در آن شب ایشان را دیدم، ساعت حدوداً 3 بود که با او خداحافظی کردم. سه نفر از افراد نیروی انتظامی ساعت 6 غروب به شهادت رسیده بودند و خیلی مظلوم واقع شدند، نیروی انتظامی و سپاه هم در صحنه بودند، محمدحسین حدود 10 دقیقه‌ اسیر بود و آن‌ همه لطماتی که وارد کرده بودند و در آخر به‌طور وحشتناکی ایشان را به شهادت رساندند. برایم خیلی جالب بود، صبح فردای همان روز که این خانواده‌ها داغدار بودند، وزیر کشور در مصاحبه‌ای این فرقه را کاملاً پاک جلوه داده بود و علنی گفته بود که نمی‌تواند کار دراویش باشد که البته از همان لحظات اولیه دفتر رهبری در جریان کارها قرار داشتند و همان روز تشییع، از روابط عمومی دفتر مقام معظم رهبری تماس گرفتند و پیام تسلیت دادند. 6 روز بعد از شهادت پرسنل دفتر تشریف آوردند و گفتند “اگر صحبتی یا مطلبی هست بفرمایید. ما همین‌طور که حامل پیام ایشانیم حامل پیام شما هم برای ایشانیم”. 14 روز بعد از شهادت هم که خود حضرت آقا تشریف آوردند، از لحظه‌ای که حضرت آقا به منزل ما آمدند، بقیه افراد آمدند؛ مخصوصاً سران نظامی کشور، گروه‌های مختلف، جامعۀ مداحان، آیت‌الله‌ها، قدیم؛ زمانی که  می‌گفتند: “هر قدمی برای شهیدی برداری، شهید اجازه نمی‌دهد دینی گردنش بماند”، برایم جای سؤال بود که اصلاً چطور می‌شود؟ ولی الآن بعد از شهادت ایشان حس کردم که همین است.

یادم می‌آید که همان لحظات اولیه در تشییع آقا محمدحسین، دبیر شورای‌عالی امنیت تشریف داشتند و همان‌جا اعلام کردند: “با بانی‌‌ها، طراحان، و عناصر پشت‌پرده قطعاً برخورد می‌کنیم”. بعضاً خانواده‌های شهدا، گمان می‌کنند فرزندشان که به شهادت رسید، اگر یکی، دو نفر را بگیرند و اعدام کنند، این خانواده آرامش می‌گیرد، نه، این‌طور نیست، اینها آرام هستند، اینها بعد از اینکه فرزندانشان را از دست می‌دهند، تازه خودشان را بدهکارتر می‌بینند. خانوادۀ محمدحسین حدادیان هم جزو همان دسته است البته من از همان روزهای اول هم دوست نداشتم یک‌سری افراد به منزل ما ورود پیدا کنند؛ چون خط شهدا چیز دیگری بوده است.

آن شب محمدحسین خانه بود، من و همسرم در مسیری که از بیمارستان می‌آمدیم، در فضای مجازی اخبار آن روز را دنبال می‌کردیم، دیدم نوشته‌اند: “سه نفر از پرسنل ناجا به شهادت رسیدند”، وقتی به منزل رسیدیم، ایشان سریع آمد و مجدداً آن خبر را به من نشان داد، گفت: “بابا، دیدی؟”، گفتم: “بله”. با توجه به اینکه خودش درگیر آن پرونده بود، گوشی را برداشت رفت داخل اتاق، حس کردم با فرمانده‌اش صحبت می‌کند، ایشان بسیجی ویژه بود گویا از فرمانده اذن رفتن خواسته بود و فرمانده مخالفت کرده بود، خیلی پکر شد، با حالت خاصی آمد به مادرش گفت: “من می‌روم هیئت”، شب شهادت خانم فاطمه زهرا(ع) بود، وضو گرفتند و رفتند. اواخر هیئت بوده است که تماس می‌گیرند و به آن‌ها مأموریت می‌دهند که بروند، رفتند و به شهادت هم رسیدند.

به‌هرحال خانواده‌های تمام شهدا، از اولین شهید انقلاب اسلامی تا آخرین شهید فتنۀ تهران که آقا محمدحسین بود، خانواده‌های آنها ادامه‌دهندۀ راه شهدا هستند و بصیرتی که خداوند به این‌ها داده، قطعاً به ما نداده است، بعید هم می‌دانم که بدهد، چون اگر داده بود، ما الآن اینجا نبودیم.

*شما فرمودید ساعت سه‌وربع نیمه‌شب با ایشان صحبت کرده بودید، شما با ایشان رفته بودید؟

خیر، منزل ما تقریباً به پاسداران نزدیک است، ساعت 11، 11:30 بود که این قضیه در خیلی از پایگاه‌های بسیج پیچید که سه نفر از پرسنل نیروی انتظامی شهید شدند و تعداد این اغتشاشاگران هم رو به افزایش است، آن شب خیلی‌ها به‌خاطر این موضوع احساس تکلیف کردند و بلند شدند آمدند، صحنۀ بسیار دردناکی بود، از گلستان هفتم در خیابان پاسداران تا انتها؛ دست یک‌سری اغتشاشگر بود، و به‌فاصلۀ 10 متر به 10 متر آتش روشن کرده بودند، کپسول‌های بزرگ گاز هم کنار این آتش‌ها بود و هر از گاهی هم این کپسول‌ها را باز می‌کردند و این آتش‌ها چندین متر بیشتر شعله می‌کشید، داربست‌های ساختمان نیمه‌کاره را هم خوابانده بودند که خودروهای امنیتی نتوانند ورود کنند، مهم‌ترین جای قضیه این بود که این‌همه نیرو اجازۀ برخورد نداشتند، چون فرمانده میدان وزیر کشور بود، فرمانده میدان شورای تأمین بود، نظرشان این بود که “اینها جزو احزاب به‌حساب می‌آیند، باید با اینها مماشات شود.”

*چه‌زمانی مجوز برخورد صادر شد؟

حدوداً ساعت 4 دستور برخورد داده می‌شود، البته چند‌ وقت پیش‌ها اوضاعی فراهم شد که توانستم آقای دادستان را ببینم، ایشان ساعت 12 شب دستور برخورد را داده بودند، اما اجرا نشده بود.

آقا محمد‌حسین ساعت 4:15 که اسیر شد، اینها متأسفانه درست توضیح داده نشده است، این‌که خودروی سمندی از داخل پارکینگ بیرون آوردند و به آن سیم بکسلی حدود 300 متر وصل می‌کنند و انتهای آن سیم را به درختی می‌بندند. این خودروی سمند به‌صورت زیگزاگ از جلو و عقب به بچه‌های بسیج ضربه می‌زده است. خود آن سیم بکسل هم ارتعاش داشت، آقا محمدحسین هم به بغل این خودرو برخورد می‌کند، و ضربۀ اول را به جمجمۀ سرش می‌زنند و به داخل خودرو می‌کشانند، پزشکی قانونی حدود 5، 6 صفحه گزارش دارد. البته یک نفر از ضاربین دستگیر شد و گزارش بازجویی او را در کانال شهید گذاشتم، او جزو فرقۀ دراویش بود و از اولین شب اغتشاشات آنجا حضور داشت. قبل از اینکه این اغتشاشات از پاسداران شروع شود، از جلوی زندان اوین شروع شده بود، او از طراحان بعدی این سناریو بود. ما از زمانی که حضرت آقا وارد منزلمان شدند، به این نتیجه رسیدیم که نباید ولی‌دم باشیم، اگر خود ایشان ولی‌دم باشند، بهتر است، و تا این لحظه‌ای که خدمت شما هستم، هیچ‌گونه شکایت کیفری و حقوقی نکرده‌ایم، فقط خواستۀ ما این بود که این جریان به جامعه و مردم معرفی شود و با سران این جریان برخورد شود، گمان نمی‌کنم خواستۀ زیادی باشد. ضارب اصلی، با کمال پررویی گفت: “10 نفر می‌زدند، من هم زدم.”، از کردۀ خود هم اصلاً پشیمان نیست.

فتنه 98 , کتاب و ادبیات ,

*یعنی آقا محمدحسین را با همان ضربه‌ای که زدند، جایی بردند؟

بله، ضربۀ اول را که به او می‌زنند، و خیلی هم شدید بوده است، چون ایشان له‌شدگی جمجمه داشت. همان میله‌ای را که به سرش زدند، در چشمش فرو کرده بودند. بینی ایشان کاملاً له شده بود، بیش از 50 تیر از پیشانی تا شکمش خورده بود و به قسمت کمر به پایین هم چاقو و تیغ موکت‌بری زده بودند.

*با لباس نظامی بودند؟

خیر، لباس شخصی.

* این ضارب در دادگاه الآن در چه مرحله‌ای است؟

او 2 پرونده دارد، یک پرونده در دادسرای امور جنایی است که درحال رسیدگی است، یک پروندۀ امنیتی هم دارد که در دادگاه انقلاب اسلامی رسیدگی می‌شود، هنوز نتیجۀ دادگاه مشخص نیست.

*دلیل تأخیرش مشخص است؟

به‌خاطر تحقیقات، روزهای اول کم‌کاری‌هایی بوده یک مقدار هم به‌خاطر حیای خیلی زیاد نیروی انتظامی و سپاه و البته مقداری هم به‌خاطر اسناد و مدارکی است که باید جمع‌آوری شود، به‌هر‌حال پرونده، پروندۀ سنگینی است و خیلی جالب است زمانی که گفتم داعشی‌های وطنی، خیلی‌ها ناراحت شدند، این را من نگفتم، از نماز جمعۀ تهران، آقای خاتمی نوع شهادت ایشان را دقیق توضیح دادند و این اسم داعشی وطنی واقعاً صدق می‌کرد، به‌هر‌حال افرادی بودند که از خارج از کشور خط گرفته بودند.

* بعضی اتفاقاتی که در جامعه‌ می‌افتد، انعکاس خاصی در فضای مجازی دارد، بعضاً خیلی‌ هدایت‌ شده پیگیری می‌شود، فرض را بر این بگذاریم که مثلاً آقا محمد‌حسین در آن صحنه حضور دارد، اصلاً شخصیتی نظامی است، آیا او کسی را کشته بود؟ جواب قطعاً خیر است، اما نوع برخوردی که شما می‌گویید با پیکر ایشان یا با خود ایشان شده است جای هیچ دفاعی ندارد. می‌خواهم ببینم که؛ فعال حقوق بشری تا حالا منزل شما آمده که بخواهد صحبت کند؟

این خیلی برایم جالب است، در لحظات اولیۀ شهادت این شهدا، خیلی‌ها گفتند: “اینها به شهادت نرسیدند، بلکه توسط خود نیروهای نظامی کشته شدند”، و این اولین دروغشان بود، زمانی که مصاحبه‌هایشان را در صدا‌و‌سیما و فضای مجازی پخش کردند باز هم توسط یک‌سری کارشناسان، که خودشان را به خواب زده بودند، ما را خیلی اذیت و آزار کردند، ما در همان روزهای اول شهادت، در فضای مجازی با بی‌مهری افراد مواجه شدیم، حتی بعضی از کسانی که خودشان را به‌عنوان دوستان این انقلاب معرفی می‌کردند، در فضای مجازی خیلی تهدیدمان کردند و روی عکس‌های محمدحسین خیلی مانور دادند، به‌هر‌حال به نتیجه نرسیدند تا اینکه باز هم نتوانستند آرام بگیرند و به داخل منزلمان آمده بودند، از داخل منزل عکس گرفته و این عکس‌ها را در بعضی از کانال‌های خودشان گذاشته بودند و گفته بودند “اینجا منزل همان شهیدی است که پدرش در اینجا وحوش تربیت می‌کرده است”؛ یعنی حتی بعد از شهادت ایشان هم آرام ننشستند، از طرفی هم طرف مقابلمان چراغ سبزی دیده بود که به خودش اجازه داد این رفتار را بکند، زمانی که می‌گفتند “این فرقه چند‌ میلیون برای دولت رأی دارد”، بی‌ربط هم نمی‌گفتند، یا زمانی که یک‌سری مسئولین ما ارادت خاصی به آنها دارند، من دیگر نباید توقع داشته باشم که همه‌چیز دربارۀ رسیدگی به پروندۀ محمدحسین گل و بلبل باشد.

دربارۀ مأموران نیروی انتظامی یک نفر را به‌اسم آقای ثلاث، اعدام کردند. ثلاث یک راننده بود اما آیا مطالبی که مسئولین گفتند که با بانی‌ها و طراحان و عناصر برخورد می‌شود، آیا برخورد شد؟ تا امروز کدام‌یک از مسئولین‌شان را آوردند؟ همین الآن اگر شما تشریف ببرید، می‌بینید جلوی منزلی که این مأموران به شهادت رسیدند، تا همین الآن برایشان مأمور امنیتی گذاشتند و جالب اینجا است که آنها همچنان مظلوم‌نمایی می‌کنند و می‌گویند: “ما در حصریم”، کجا شما در حصرید؟  توقع من از شما این بود که اگر در جلسۀ تشییع ورود پیدا کرد و این مطالب را اعلام کردید، پس چرا برخورد نشد؟ ما فقط برایمان این مهم بود که این جریان را به مردم معرفی کنید، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. حتی متأسفانه بعد از ورود حضرت آقا به منزلمان، خواص این پیام را دریافت نکردند و خودشان را به خواب زده‌اند.

سال گذشته اولین سفر اربعینم بود. بعد از شهادت محمدحسین‌ وضعیت خاصی در جامعه پیدا کردیم، از مسیر نجف تا کربلا واقعاً جای درد بود. مردم از ما می‌خواستند برای هدایت یک‌سری از مسئولین دعا کنیم، جوانان 100 کیلومتر پیاده می‌روند و دغدغۀ نظامش را دارند، این‌ که چرا باید چنین افرادی این پست و مقام‌ها را به‌عهده بگیرند. ای‌کاش مسئولین، پیام امام خمینی را درک می‌کردند که بارها هشدار داده بود: “اگر روزی مردم از شما روی برگردانند”، و الآن کم‌کم همین‌طور می‌شود.

آقای علوی که می‌خواستند به منزلمان تشریف بیاورند، سؤال کردم: “ایشان به‌‌چه‌عنوان می‌خواهند تشریف بیاورند؟ به‌عنوان خبرگان رهبری می‌آیند یا وزیر اطلاعات، اگر به‌عنوان وزیر می‌آیند، اصلاً صلاح نیست بیایند، اما اگر به‌عنوان خبرگان می‌آیند، قدمشان روی چشم”، و زمانی که آمدند، دو عکس از محمدحسین به ایشان دادم و گفتم: “شما این عکس را هم در محل کار  و هم در منزل خودتان بزنید تا یادآوری شود چه خون‌هایی ریخته شده است که شما راحت پشت این میز و صندلی‌ها نشستید”. یک زمانی بزرگ‌ترها به ما می‌گفتند: “بروید در این جلسات مسئولین نظام و خط بگیرید، درس بگیرید”. اما الآن من به‌عنوان پدر شهید محمدحسین حدادیان باید به جوانان بگویم: “برو فلان مسئول ما را امر‌به‌معروف کن چرا که الآن عوام‌ از خواص خیلی جلوتراند.”

*کتابی از آقا محمدحسین کار می‌شود؟

خیلی‌ها آمدند کار کنند، اما متأسفانه دیدم که آن کتاب بیشتر می‌خواهد به‌سمت تجاری‌شدن برود، به این خاطر سعی کردیم چند ماه صبر کنیم، چراکه گفتم ما دنبال این نیستیم که بیاییم از شهید بت بسازیم، بیشتر دنبال اطلاع‌رسانی بودیم، بیشتر دنبال جریان بودیم، آیا کسی هست واقعاً در این کار قدم بگذارد؟ در نهایت با محمدعلی جعفری نویسنده کتاب شهید حججی به توافق رسیدیم و در حال حاضر ایشان درحال نگارش کتاب‌اند.

فتنه 98 , کتاب و ادبیات ,

*نکته خاصی هست که بخواهید بگویید؟

به‌هر‌حال محمدحسین و امثال ایشان، ادامه‌دهندۀ راه شهدای دفاع مقدس‌اند. محمدحسین کمدی داشت که درِ این کمد همیشه قفل بود، من گاهی برایم سؤال بود که “در این کمد چیست؟”، تا اینکه رفتم و صورت ایشان را لحظات اول بعد از شهادت دیدم و وقتی برگشتم، دوستان زیادی به من گفتند: “شما شناسنامه و کارت ملی را بدهید تا برای کارهای معراج برویم”. آمدم و چاقویی برداشتم که قفل کمد ایشان را بشکنم، دیدم که ایشان شب آخر کلاً قفل را از در کمد درآورده بود و پر از دست‌نوشته از شهیدان و شهادت بود.

یکی از کارهای ایشان این بود که به‌نیابت از شهدا و مؤمنین قرائت زیارت عاشورا می‌گرفتند، برای یک‌سری از مراجع زیارت عاشورا می‌خواندند، مراجعی که نه خودشان بودند و نه خانواده‌هایشان، اما شاگردانشان توانستند در منازل ما حضور پیدا کنند؛ مثلاً هاشمی اولیاء، آیت‌الله تحریری، اینها شاگردان آن مراجع بزرگ بودند. بعد از شهادت محمدحسین اگر آن مراجع خودشان در قید حیات نبودند، شاگردانشان به‌نیابت از آنها ورود پیدا کردند.

حرف من فقط این است شهدای مدافع حرم خیلی مظلوم‌اند، اما مدافعان امنیت خیلی مظلوم‌تراند. اگر کسی بخواهد قدمی برای آنها بردارد، باید بنشیند حساب کند که کجا به‌نفعمان است، اگر بعد از این دو سال مسئول فرهنگی یک زنگ زده باشد، حتی در حد یک بنر، تا این اندازه کار نکردند، اما مردم در صحنه بودند، خود سپاه و مسئولین فرهنگی سپاه، برای این شهدایی که آن شب این‌گونه به شهادت رسیدند، چه‌کار کردند؟ مابقی مسئولین فرهنگی که اصلاً هیچ، قرار بود این اتفاق در 80 شهر در کشور بیفتد، این را من نمی‌گویم، سردار اشتری گفتند، اگر آن شب اینها این‌گونه به شهادت نرسیده بودند و برکت خون این‌ها نبود، می‌دانید چه اتفاقی قرار بود بیفتد؟ از یک‌سری رسانه‌ها واقعاً ممنون هستیم، اما از یک‌سری‌ها هم خیلی دلگیریم، نه اینکه محمدحسین فرزند من باشد دلگیر باشم، روزهایی که این‌ها به شهادت رسیدند، روزهایی بود که شما خرید عیدتان را می‌کردید. ما چیزی برای از دست‌دادن نداریم، زمانی که حضرت آقا به منزلمان تشریف آوردند تنها چیزی که از ما خواستند لباس خادمی محمدحسین بود و وقتی آن لباس را گرفتند، روی پیشانی‌شان گذاشتند و بوسیدند و گفتند: “این‌که تمامش نور بود، یک نور معنوی”. زمانی که برای حضرت آقا تعریف می‌کردم، ایشان خیلی ناراحت شدند و عصایشان را جلوی خودشان گرفتند و ناراحت بودند، اما به من گفتند: “تمام افکاری که در ذهن شما می‌گذرد، برای شهید به‌اندازۀ افتادن از روی اسب است.”، این حرف خیلی به ما آرامش داد.

همچنین آستان قدس رضوی(ع) واسطه شدند و ما به گناباد رفتیم، تازه متوجه شدم که مردم گناباد چقدر مظلوم واقع شدند و چه ظلمی در حق مردم گناباد شده است. این فرقه در بیست‌کیلومتری گناباد بودند و اصلاً ربطی به مردم گناباد نداشتند، سران این فرقه اکثراً در انگلیس و فرانسه هستند و چند نفرشان هم خانه‌های دومشان در پاسداران و دربند تهران است و اینها در منطقۀ گناباد طرد‌شده هستند. در گناباد مرا به خدمت آقایی بردند، که اسم ایشان ناشرالاسلام آیت‌الله مدنی گنابادی بود و 94 سال سن داشتند، ایشان 70 سال با فرقۀ صوفیه جنگیده بودند. زمانی که من به ایشان گفتم “برای ما دعا کنید”، ایشان گفتند که “شهدای شما و خود شما نیاز به دعا ندارید”، برای خودم جای سؤال بود، ایشان گفتند که “فرقۀ صوفیه از زمان امام رضا(ع) و امام هادی(ع) مورد لعن بودند و فرزندان شما در راه لعن امام رضا(ع) و امام هادی(ع) به شهادت رسیدند.”، اینها خیلی ما را آرام می‌کند، حالا تویی که مسئول فرهنگی، بنشین و فکر کن که؛ چه‌کار کردی؟ چه قدمی برداشتی؟ فردا چطور می‌خواهی جواب این شهدا را بدهی؟ شهید زنده است و خونش خروشان است، جوان‌هایی را دیدم که در این فرقه بودند و خیانت‌های زیادی به آنان شده است و الآن پشیمان‌اند، آقای مسئول فرهنگی، شما سهیمید.

 

منبع:تسنیم

شب‌های دلتنگی (بی قرار) با صدای حاج امیر عباسی



عقیق: نماهنگ «بی قرار» با صدای حاج امیر عباسی با تنظیم علی افسری ، تدوین محمد مهدی اسکندری و شعر از ناصر دودانگه از مجموعه شب های دلتنگی با مشارکت موسسه عقیق و مأوا منتشر می شود.مجموعه شب های دلتنگی سال گذشته با صدای تعدادی از مداحان اهل بیت(ع) منتشر شد و امسال نیز جمع دیگری از ذاکرین اهل بیت در این مجموعه حضور خواهند داشت.

متن شعر :

تو شبای جمعه عاشقی چه زیباست کربلا کربلا
شبایی که میگن ، زائر تو زهراست کربلا کربلا
آره دیدنیه ، سجده ی ملائک کربلا کربلا
روی لب زوّار ، حلت بفنائک کربلا کربلا
کربلا هرکی زائرت باشه اون شبا پریشون میشه
گریه کن میشن انبیاء وقتی فاطمه روضه خون میشه
بی قرارمو میگم این شبا کاشکی قسمتم بشه کربلا

حسین آقام همه میرن تو می مونی برام

تعداد بازدید : 25

تعداد بازدید : 12

 

 

شرکت در انتخابات وظیفه شرعی است؟/ پاسخی به اظهارات سروش محلاتی


عقیق:چندی پیش محمدسروش محلاتی در یادداشتی با عنوان «باز هم وظیفه شرعی؟» سعی داشت نشان دهد، شرکت در انتخابات وظیفه شرعی به حساب نمی‌آید و نباید از این ادبیات برای تشویق مردم برای شرکت در انتخابات استفاده کرد. وی پیامدهایی را نیز برای استفاده از این نوع ادبیات برمی شمارد. در گفتگو با حجت الاسلام داود مهدوی زادگان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ادله محمدسروش محلاتی را مورد بررسی و نقد قرار دادیم.

حجت الاسلام مهدوی زادگان گفت: در ابتدا لازم است بر این نکته متذکر شوم که هفتم اسفند سالگرد پیام امام خمینی ره به روحانیت در سال 67 است که آن پیام به منشور روحانیت معروف شد. در این پیام یک نوع سنخ شناسی جریان روحانیت را می‌بینیم که دو تیپ کلی معرفی می‌شود. و آن عبارت است از روحانیت پیرو اسلام ناب و روحانیت پیرو اسلام آمریکایی. امام ویژگی مهم اسلام ناب را اصل عدم جدایی دین از سیاست و عینیت سیاست و دیانت می‌خواند. امام در آن منشور اجتهاد پویا را در کنار اجتهاد سنتی مطرح می‌کند. اجتهاد پویا به این معناست که فقه را در متن زندگی اجتماعی ببینید و مسائل را به منابع اصلی دین ارجاع دهید و پاسخ‌های دینی برای مسائل امروز را بیابید. امام در آنجا فقه سنتی یا جواهری را نیز نسبت به مقتضیات زمان و مکان منفعل نمی‌داند.

وی ادامه داد: امام در کنار بیان ویژگی‌های اسلام ناب، ویژگی‌هایی را برای روحانیت متحجر بر می‌شمارد و اسلام آنها را به اسلام آمریکایی تعبیر می‌کند. ایشان تاکید می‌کند که من از سوی اینها خیلی خون دل خوردم. اسلام امریکایی و جریان روشنفکری غربگرا یا سکولار، دوشادوش هم حرکت می‌کنند و یک هدف واحد دارند و آن هم غیر دینی شدن جامعه است. امام نسبت به جریان آمریکایی گزارش تاریخی می‌دهند که در گذشته این جریان وجود داشته است و هم هشداری به حوزه‌های علمیه و آیندگان می‌دهند که شما تصور نکنید که اسلام آمریکایی تمام شده است بلکه فعال است و یک چهره اصلاح طلبانه و منجی گرایانه از خود نشان می‌دهند.

وی افزود: در سال‌های اخیر می‌بینیم که چقدر این پیش بینی حضرت امام درست بوده و هشدارهای ایشان جدی بوده است. این جریان که امام آنها را «مارهای خوش خط و خال» می‌خواند اخیراً در داخل و خارج خیلی فعال شده است. به نظر می‌رسد که حوزه هم به دلایل نامعلوم ملاحظه این جریان را می‌کند و نسبت به آن سکوت کرده و عکس العمل شایسته ای در مقابل آن از خود نشان نمی‌دهد. از ادبیات این جریان نوعی از اسلام خوارجی مشهود است. تفکر خوارج چند ویژگی دارد که مهمترین آن این است که به شدت نظام ستیز (اعم از سیاسی و اجتماعی) هستند. با اصل عدم جدایی دین از سیاست هم مخالفت می‌کنند. این جریان نظام اسلامی را به شدت زیر نظر دارد و گویا یک اصل روش شناسی دارند که هر حرکتی که نظام اسلامی انجام می‌دهد، بر خلاف آن سخن می‌گویند یا عمل می‌کنند. درست، خلاف سخنان و اقدامات نظام اسلامی موضع می‌گیرند.

مهدوی زادگان گفت: الان در شرایط یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. به طور طبیعی اسلام فقاهتی هر حکمی که می‌خواهد صادر کند، بر اساس فقه و شریعت است که زبان تکلیف است. وقتی ولی فقیه مردم را دعوت به شرکت در انتخابات می‌کند، دعوت ایشان اولاً و بالذات یک دعوت عرفی نیست بلکه یک دعوت شرعی است. یعنی بر اساس مبانی شرعی است که می‌فرمایند شرکت در انتخابات واجب است. این واجب یک واجب شرعی است نه عرفی و اخلاقی. چنانکه مقام معظم رهبری بارها شرکت در انتخابات را وظیفه شرعی می‌خواند. امام ره هم در زمان رهبری خود نیز دستورات و توصیه‌های خود را در چارچوب شرع تبیین می‌کردند. اینکه گفته می‌شود شرکت در انتخابات واجب است، یک مبنای شرعی دارد، البته می‌تواند مبنای عرفی و دلایل عرفی هم داشته باشد اما در درجه اول مسئله‌ای شرعی است.

وی در پاسخ به این سوال که بر اساس چه مبانی دینی شرکت در انتخابات واجب می‌شود، افزود: امام انقلابی در فقه کرد و آن این بود که فقه را از ساحت فردی عبور داد و به ساحت سیاسی و اجتماعی وارد کرد. فقه ما در گذشته به احکام فردی مستقل از جامعه و سیاست می‌پرداخت. یعنی فرد را در جامعه و در سیاست نمی‌دید، بنابراین به صورت طبیعی مثلاً وقتی بحث از حجاب می‌کند، آن را یک بحث شخصی و فردی و می بیند و آن را در جامعه نمی بیند که حجاب در نسبت با جامعه چه حکمی دارد؟ فقیه، بیش از فرد را در سیاست نمی‌دید که بخواهد حکم آن فرد را در سیاست مطرح کند. مثلاً شرکت در انتخابات یک کنش سیاسی است، این چه حکمی دارد؟ فقه ما این جور احکام را نمی‌دید و فرد را در نسبت با جامعه و سیاست ملاحظه نمی‌کرد. اما کاری که امام کرد این بود که نشان داد علاوه بر احکام فردی، احکام اجتماعی و سیاسی داریم که فرد در نسبت با جامعه و سیاست باید مطالعه شود. اعمال انسان در آن نسبت یک سری احکامی پیدا می‌کند. درست است که شرکت در انتخابات یک حق شخصی است اما علاوه بر این، یک حق عمومی هم هست. اگر قرار است همه با هم زندگی کنند پس باید همه با هم در اداره جامعه مشارکت کنند، در این مبنا هیچکس نمی‌تواند بگوید که من فقط به فکر منافع خودم هستم و به منافع عمومی کاری ندارم. اینجا جامعه می‌تواند شرکت در انتخابات را از فرد مطالبه کند. این برای فقیه یک مبنا برای وجوب می‌شود. از حیث فردی به این وجوب نمی‌رسد اما از حیث اجتماعی به وجوب می‌رسد. این وجوب هم شرعی است چون مستند به یک دلیل عقلی است که در شرع به عنوان منابع فقه پذیرفته شده است.

مهدوی زادگان گفت: اسلام خوارجی برای اینکه مبنای شرعی کنش‌های اجتماعی را تضعیف کند، به دلایلی متمسک می‌شود که به شدت واهی است. این تضعیف، ریشه خود آن تفکر را هم می‌زند. مثلاً اگر بگوییم اسلام در هر چیزی مطلب برای گفتن ندارد و چرا پای شرع را در هر چیز وارد می‌کنید؟ در این صورت فرض کنید دوران غیبت به سر رسیده و امام زمان ظهور کرده است، همه این حرف‌ها را هم می‌توان در مورد امام معصوم گفت، آیا سیاست و مسائل اجتماعی به امام ربطی ندارد؟ امام باید فقط به صوم و صلاه و حج بپردازد؟ خوب است به بررسی برخی از استدلال‌هایی که آقای سروش محلاتی کرده است توجه کنیم. بطور کلی، ایشان تصور می‌کند با استدلال‌هایی که ذکر شد اسلام سیاسی و فقه حکومتی را رد کرده است حال آنکه این استدلال‌ها، اگر درست باشد، اساس فقه و شریعت را زیر سوال می‌برند.

وی ادامه داد: نویسنده در ابتدای استدلال خود می‌گوید «مسائلی از قبیل انتخابات، خارج از موضوعات احکام شرعی است و ذاتاً در شرع حکمی برای آن مقرر نشده است. در این موارد، بر حسب شرایط، حکم شرعی سیال و متغیر می‌باشد؛ مثلاً گاه از باب حرمت تضعیف نظامِ عدل، شرکت نکردن حرام می‌گردد و گاه به عکس از باب حرمت تقویت نظام جور، شرکت کردن حرام می‌شود. بنابراین هرگز فقیهی فتوای کلی و دائمی در این موارد نمی‌تواند صادر کند.»

وی افزود: صدر و ذیل این استدلال تنافی دارد. اینکه ما بگوییم انتخابات در شرع ذاتاً حکمی ندارد، معنای «ذاتاً» مشخص نیست. آیا به این معنی است که چیزی با این عنوان در فقه عنوان نشده است؟ این حرف باطل است. خیلی از موضوعات در فقه نیست ولی به معنای ذاتاً در شرع حکمی ندارد نمی‌تواند باشد. آیا استفاده از موبایل ذاتاً در شرع آمده است؟ اتومبیل و همه مظاهر مدرن از این دست است. خود ایشان در فضای مجازی فعالیت می‌کند، در تلگرام، کانال دارد. اما این فضای مجازی ذاتاً در شرع آمده است؟ حکم آن چیست؟

وی اظهار داشت: به فرض قبول کنیم که مسئله ذاتاً در شرع نیامده، آیا به این معنی است که فاقد حکم شرعی است؟ یعنی در مورد آن نمی‌توانیم حکم شرعی صادر کنیم؟ اگر گفته شود، حکمی ندارد، وهن برای اسلام و فقه است. الان هزاران مسئله جدید پدید آمده است که می‌توان آن را فهرست کرد و عنوان کرد که هیچکدام از آنها ذاتاً در شرع نیامده پس حکمی هم ندارد. طبیعی است دینی که این‌همه چیز ذاتاً در آن وجود ندارد به درد نمی‌خورد.

مهدی زادگان گفت: از طرف دیگر قضیه سقیفه نوعی از انتخابات بود ولی از نگاه ائمه باطل بود. فردی را به عنوان جانشین پیامبر انتخاب کردند که امیرالمومنین و حضرت زهرا (س) و خیلی از صحابه بزرگوار با آن مخالف بودند. می‌خواهم بگویم انتخابات در شرع ما وجود داشته، اتفاق افتاده و حکم هم دارد. چطور چنین چیزی را رد می‌کنند؟

وی ادامه داد: ایشان اول می‌گوید انتخابات ذاتاً حکم ندارد، بعد می‌گوید حکم شرعی سیال و متغیر دارد، این تناقض است. اگر انتخابات حکم شرعی دارد، چرا گفته می‌شود آن را نباید در چارچوب وظیفه شرعی مطرح کرد؟ خودش می‌گوید اگر حکومت عادل باشد، حکم شرکت در انتخابات وجوب است، اگر جور باشد، حرام است. این را همه قبول دارند. سوال ما از ایشان این است که الان در حکومت مبتنی بر ولایت فقیه که بحث انتخابات پیش آمده، نظر شما چیست؟ اگر حکومت عادل است پس شرکت در انتخابات واجب است. او باید تکلیف خودش را روشن کند، این بلاتکلیفی از کلام ایشان مشهود است.

وی افزود: با این سخن نمی‌توانیم بگوییم بحث از انتخابات در چارچوب وظیفه شرعی بی معناست.

مهدوی زادگان گفت: مطلب دومی که مطرح کرده‌اند این است که «در موضوعاتی مانند انتخابات که فاقد حکم ذاتی شرع است، تشخیصِ موضوع، صرفاً جنبه فقهی نداشته و به فقها و کارشناسان فقه محول نمی‌باشد و کارشناسان مختلف حق دارند با توجه به ارزیابی شرایط و جنبه‌های مثبت و منفی حضور و عدم حضور، نظر خود را اعلام کنند؛ مثلاً یک کارشناس اقتصاد یا سیاست می‌تواند با اعلام نظر خود در این باره، شهروندان را در درک درست از وظیفه دینی شأن کمک کند، حتی آنها می‌توانند استدلال سیاسی و یا اقتصادیِ فقیهی که فتوی به وجوب یا حرمت داده را نقد کنند.»

وی ادامه داد: او می‌گوید در تشخیص موضوعی مانند انتخابات، فقط نظر فقیه کافی نیست و کارشناسان دیگری را نیز باید دخیل کنیم.

وی افزود: این تفکر اساساً در یک فضای غیرحکومتی معنا دارد. فرض را بر این می‌داند که ما چیزی به اسم ولایت فقیه و حکومت اسلامی نداریم. در این حالت نظر فقیه با کارشناسان برابر و به یک اندازه صائب است. بنای او بر این نیست که مردم بر مبنای فقه سخن بگویند. مهمتر از این او فارغ از حکومت دینی صحبت می‌کند در حالی که محل نزاع ما در حکومت ولی فقیه است.

وی اظهار داشت: مساله انتخابات اساساً بحث تشخیص موضوع نیست بلکه تشخیص حکم است. موضوع مشخص است، موضوع شرکت در انتخابات است. ما می‌خواهیم حکم شرکت در انتخابات را مشخص کنیم. در تشخیص موضوع کارشناسان هم دخالت دارند ولی تعیین حکم، وظیفه حاکم شرع است. در حکومت دینی، باید حکم حجت شرعی داشته باشد که مبتنی بر رأی حاکم شرع است. کارشناس که فقیه نیست، حکمی که صادر می‌کند، حکم شرعی نیست. اینجا باید حکم شرعی را مشخص کنیم.

مهدی زادگان گفت: مطلب دیگری که مطرح شده این است که «انسان متدین و خردمند، برای هر اقدام خود به دنبال یافتن حجت و دلیل است ولی آیا در تشخیص مصادیق (مثل شرکت در یک تظاهرات و یا یک انتخابات)، نظر فقیه حجت است؟»

وی ادامه داد: ایشان باز هم در یک فضای غیر حکومتی یا فقه سنتی (فقه فردی)، نظر می‌دهد. در فقه سنتی، مراجع در رابطه با احکام موضوع فتوا صادر می‌کنند، بعد مرجع می‌گوید تشخیص موضوع وظیفه من نیست و مکلف باید موضوع را تشخیص دهد.

وی افزود: این حرف در نسبت رابطه مکلف و مرجع وجود دارد، اگرچه شاید قابل تشکیک هم باشد. اما بحث ما در حکومت دینی است که همان مرجع تقلید، حاکم شرع شده است. حاکم شرع نمی‌تواند بگوید وظیفه من تشخیص موضوع نیست. حاکم شرع مجری است و حکومت می‌کند به همین خاطر وظیفه تشخیص موضوع را هم دارد.

وی اظهار داشت: یکی از شئونات ولی فقیه قضاوت است. در قضاوت، تشخیص موضوع وظیفه قاضی است. این‌طور نیست که بگوید من فقط حکم را می گویم و خود شما تشخیص دهید که متهم گناهکار هست یا نیست. قاضی وظیفه تشخیص موضوع دارد و بالاتر از آن حاکم شرع است که هم باید فتوا دهد و هم باید موضوع تشخیص بدهد.

مهدوی زادگان گفت: مثلاً موضوع رابطه با آمریکا را در نظر بگیرید که ولی فقیه باید تشخیص دهد که الان در چه وضعیتی هستیم که به دنبال آن حکم صادر کند.

وی ادامه داد: این حرف به نوعی بی خاصیت کردن حکومت شرع است. در حکومت تشخیص موضوع بر عهده ولی فقیه است. الان انتخابات است و فقیه تشخیص می‌دهد که شرکت در انتخابات واجب است لذا حکم وجوب شرعی آن را هم صادر می‌کند.

وی افزود: سخن دیگر نویسنده خیلی عجیب است که ادبیاتش به ادبیات روشنفکران سکولار خیلی نزدیک می‌شود. او می‌گوید «ادبیات “تعیین وظیفه شرعی” کردن در مصادیق سیاسی، ادبیات نابالغ پنداری مردم است. اگر مردم بالغ و رشیدند و از قدرت تشخیص برخوردارند، پس باید به شعور و بلوغ آنها احترام گذاشت و اجازه داد خودشان بر مبنای درک و تحلیلشان از جریانات به تصمیم برسند.»

وی ادامه داد: این حرف سکولارها و روشنفکران است که زبان تکلیف را، زبان تحقیر و بی احترامی به شعور مردم توصیف می‌کنند. فرض کنیم اصلاً در شرایط حکومت اسلامی نباشیم، این اشکال ناظر به زبان فتوایی مراجع تقلید است. همه رساله‌های عملیه با زبان تکلیف سخن می‌گویند. زبان فقه، زبان تکلیف است. لذا یکی از کسانی که باید به این شبهه پاسخ دهد خود نویسنده است نه خود وی به تقویت این شبهه رفته است. مگر او فقه تدریس نمی‌کند؟ مگر فتوا نمی‌دهید؟ مگر شما به زبان تکلیف سخن نمی‌گویید؟ این را اول برای ما روشن بکنید که اگر خودتان این اشکال را پذیرفته‌اید چه پاسخی به آن می‌دهید؟ چون خودتان هم به همین زبان سخن می‌گوئید و آن را تدریس می‌کنید. از این جهت خیلی عجیب است که نویسنده این حرف را زده است.

وی ادامه داد: اما پاسخ شبهه این است که زبان تکلیف اتفاقاً زبان بلوغ است. ما می‌گوئیم زمانی فرد مکلف می‌شود که بالغ شود. انسانی که بالغ است مکلف می‌شود. این یک اصل پذیرفتنی در همه جای دنیاست. وقتی افراد مکلف به قانون می‌شوند که شرط سنی بلوغ را پیدا کرده باشند.

مهدی زادگان گفت: نکته بعدی که می‌گوید این است که «بحث و گفتگوی منطقی درباره انتخابات و مسائل دیگر سیاسی و نیز حق اظهارنظر را برای همگان محترم شمردن یک مطلب است و “حق ویژه” برای یک گروه قائل شدن که با تعبیر “وجوب شرعی ” برای دیگران تعیین تکلیف کنند و متخلفان را به معصیت و فسق منسوب سازند، مطلب دیگری است.»

وی افزود: ما می‌گوئیم که با زبان تکلیف سخن گفتن، حق ویژه نیست بلکه مبنای حکومت است. حکومتی پایه گذاری شده که می‌خواهد بر مبنای فقه عمل کند. این حق ویژه نیست بلکه روح حاکمیت است. زبان حکومت یک زبان تکلیفی و در چارچوب شریعت است. حال یک عده می‌خواهند بر اساس زبان تکلیفی سخن نگویند، خب نگویند؛ اما زبانی که رسمیت دارد زبان شرع و وظیفه شرعی است.

وی ادامه داد: در کشورهای غربی زبان رسمی انها زبان غیر شرعی و اومانیستی است. در آنجا آن زبان غیر شرعی و نه زبان غیر تکلیفی، رسمیت دارد و هیچکس چنین تلقی‌ای نمی‌کند که این یک حق ویژه است. رسمیت یافتن یک زبان سیاسی به معنای حق ویژه داشتن نیست چون اساس حکومت بر این است که یک زبان رسمی دارد. این معنا ندارد که ما این را تعبیر به حق ویژه بکنیم. قانون به این زبان رسمیت بخشیده است.

وی اظهار داشت: او می‌گوید «طبق قواعد مسلم فقه، حتی در آنجا هم که فقیهِ جامع الشرائط حق “صدور حکم” دارد، حکم او در حقِ کسی که علم به خطای او دارد نافذ نیست و تخلف چنین فردی، معصیت نمی‌باشد.» معنی حرف او این است که مثلاً الان فقیه می‌گوید که شرکت در انتخابات واجب است و من الان به یقین رسیده‌ام که واجب نیست و فقیه اشتباه می‌کند و من چون یقین دارم می‌توانم مخالفت بکنم و معصیت هم نکرده‌ام.

وی ادامه داد: این بحث فقهی مفصلی لازم دارد ولی اجمالاً می گویم که یقین در مقام حکم به حجیت نیاز دارد. یعنی آنچه من به آن یقین کردم، باید حجت هم باشد. تا زمانی که حجیت به آن تعلق پیدا نکند من نمی‌توانم به یقین خودم عمل بکنم.

وی افزود: مثلاً شخصی مریض است و با خواندن کتاب‌های پزشکی به یقین می‌رسد که علاجش در فلان چیز است. آیا می‌تواند به یقین خود عمل بکند؟ عقل در اینجا می‌گوید این شخص علیرغم اینکه یقین پیدا کرده باز باید به متخصص رجوع کند، چون خودش متخصص نیست. اساساً طبابت او در این مورد خاص حجیت ندارد. یقین او باید به مقام حجیت برسد. در فقه هم همین است. ممکن است برخی در بعضی مسائل فقهی به نظر قطعی رسیده باشند اما یقین آنها حجیت ندارد. یعنی شما باید به اجتهاد برسید.

وی اظهار داشت: نکته بعدی این است که در حکومت مبتنی بر ولایت فقیه، رأی ولی فقیه بر یقین افراد حجیت دارد. من ممکن است بر چیزی یقین پیدا کنم، اما رأی ولی فقیه بر آن حجیت دارد. اینجا بحث تعارض علم نیست. تعارض بین دو یقین نیست. بلکه تعارض بین دو امری است که یکی حجیتش مسلم است و امری که حجیتش مسلم نیست. یقین من در بهترین حالت محتمل الحجه است اما رأی ولی فقیه قطعی الحجیت است.

مهدوی زادگان گفت: مطلب دیگری که گفته شده این است که «در کشور ما، در دوره‌های اخیر بخش گسترده‌ای از مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند. شمارگان این گروه گاه بیش از نصف جمعیت واجدان شرایط رأی دادن است. در چنین وضعی تأکید بر جنبه شرعی مشارکت مردم به معنی آن است که این جمعیت گسترده به وظایف دینی خود مقید نبوده و فرمان الهی را زیر پا می‌گذارند! در این شرایط استفاده از ادبیات “وظیفه شرعی” نه تنها کمک مؤثری به مشارکت بیشتر نمی‌کند، بلکه به اعتبار این عنوان هم آسیب می‌رساند.»

مهدوی زادگان اظهار داشت: حکومت دینی ملزم است که با ادبیات شرعی خودش سخن بگوید حال یک عده نمی‌خواهند به وظیفه شرعی خود عمل کنند. این تلازمی ندارد که مردم را به غیرشرعی بودن متهم کنید. فرضاً هم که چنین توهمی پیش آید، خب آن عده که زیست شرعی ندارند، تلاش کنند که متشرعانه زندگی کنند. بخاطر افراد تارک الصلات که در مسجد را نمی‌بندند. واقعاً اینگونه حرف‌ها از آدم فقه خوانده عجیب است. حکومت دینی از ادبیات شرعی دست بردارد، چون افراد غیر متشرع در این جامعه زندگی می‌کنند!!

وی اظهار داشت: ایشان عملاً می‌گوید در زمان امروز به زبان فقهی سخن نگویید. سوال این است که چطور است که خودتان فقه می‌گوئید و درس نهج البلاغه می‌گذارید؟ به نظر شما نصف مردم متشرع نیستند پس برای چه خودتان با ادبیات فقه سخن می‌گوئید؟ به همان دلیل که شما به تدریس فقه ادامه می‌دهید و منبر می روید و با زبان دینی سخن می‌گوئید امید دارید که مردم دین دار تر شوند، به همان دلایل، حکومت هم از همین ادبیات استفاده می‌کند. این حرف نتیجه‌ای جز سکولار سازی جامعه ندارد.

وی افزود: ایشان می‌گوید «امروز ادبیات “وظیفه شرعی” حتی در نزد بسیاری از متدینان سنتی هم اعتبار و آبروی خود را از دست داده است، زیرا آنان دیده‌اند که از این الفاظ مقدس به صورت یک جانبه برای تقویت یک سویه برخی نهادهای حاکمیتی استفاده می‌شود.»

وی ادامه داد: در گذشته ولی فقیه حکومت نمی‌کرد و لذا نزد همه محترم بود. فقیه وقتی حکومت نمی‌کند یک احترام عرفی را میان همه دارد. اما وقتی وارد حکومت می‌شود یعنی وارد تشخیص موضوع و زندگی مردم می‌شود، طبیعی است که مخالف و موافق هم پیدا می‌کند. در شرایط انتخابات، ما می‌خواهیم اصلح را انتخاب کنیم، نهادی که مکلف به این کار است عده‌ای را تأیید و عده‌ای را رد می‌کند، بالطبع مخالفت‌هایی را به بار می‌آورد، آیا از این می‌توانیم استفاده کنیم و بگوییم فقه بی اعتبار می‌شود؟ اگر بخواهیم به این زبان حرف بزنیم باید به طور کلی بگوییم اساساً فقه نباید وارد حکومت شود. اگر این حرف را هم بپذیرید، این دیگر ربطی به دوره غیبت و غیر غیبت ندارد. یعنی اگر امام زمان هم ظهور کند؛ همین سخن را می‌توانیم به ایشان بگوییم. حکومت امام زمان قطعاً یک عده مخالف دارد، حال چون مخالف دارد، پس نباید حکومت کند، چون زبان شرع از اعتبار می‌افتد؟!

مهدوی زادگان گفت: این‌طور استدلال‌ها ربطی به حکومت امروز ولی فقیه یا حکومت معصوم (ع) ندارد. این شبهه مربوط به اساس حکومت دینی است.

وی افزود: اما در مورد نظارت استصوابی هم باید گفت مبنای شرعی نظارت استصوابی کاملاً عقلانی و معقول است. عقل حکم به استصواب می‌کند. وقتی بحث شما لیاقت سالاری و شایسته سالاری باشد، نمی آیید بین شایسته و غیر شایسته تمییز دهید. عقل حکم می‌کند که اگر قرار است ما کسی را انتخاب کنیم از بین شایسته‌ها انتخاب کنیم. انتخابات اساساً در دو مرحله انجام می‌شود. در مرحله اول افراد واجد صلاحیت شناسایی می‌شوند. این مرحله توسط گروهی کارشناس انجام می‌شود. مرحله دوم این است که مردم از بین افراد واجد صلاحیت، کسانی را انتخاب می‌کنند. منطقی نیست که شما از بین افرادی که صلاحیت دارند و صلاحیت ندارند، کسانی را انتخاب بکنید. عقل این را قبول نمی‌کند. اگر مبنای شما انتخاب فرد صالح است، استصواب یک امر لازم است. اگر مبنای شما انتخاب صالح نیست، طبیعی است که استصواب هم معنا نداشته باشد.

وی ادامه داد: گفته شده «شخصیت‌های روحانی که سخاوتمندانه ادبیات وظیفه شرعی در انتخابات را به کار می‌گیرند، خوب است در ادبیات دینی و سیاسی حضرت آیت الله سیستانی نیز تأمل کنند. به هرحال ایشان هم یک فقیه برجسته و دارای نفوذ در عراق است و به سرنوشت کشور عراق و مشارکت بیشتر مردم در انتخابات علاقه مند است، پس چرا ادبیات ایشان متفاوت است و از تعبیر الزام و وجوب شرعی و تکلیف الهی کمتر استفاده کرده و بر “حق شهروندان” تاکید دارد؟»

وی افزود: اخیراً تلاش‌هایی صورت گرفته است که تقابل‌هایی میان رأی آقای سیستانی و ولی فقیه ایجاد کنند. اولاً هیچ شکی وجود ندارد که آقای سیستانی به مبانی ولایت فقیه پایبند و معتقد هستند.

مهدوی زادگان گفت: گاهی در مسائلی مانند اعتراضات در عراق یا اعتراضات در ایران، حکم این مسائل چیست؟ بحث بر سر صدور حکم است. در اینجا آن مقامی که رهبری در آن قرار دارد با این مقامی که آیت الله سیستانی در آن قرار دارد اساساً متفاوت است. رهبری الان در جایگاه ولی فقیه نشسته ولی آیت الله سیستانی در جایگاه ولی فقیه نیست. آنچه ظهور دارد این است که آقای سیستانی خودش را در مقام ولایت فقیه نمی‌دانند، لذا احکام و فتواهایی که صادر می‌کنند فتوای یک ولی فقیه نیست و از باب یک مجتهد فتوا صادر می‌کنند، درست مثل دوره پیش از انقلاب ما. مراجع چطور فتوا صادر می‌کردند؟ آنان فتوا می‌دادند ولی حکم صادر نمی‌کردند. اگر گفته شود که فتوای آقای سیستانی همان حکم است، پیش تر ولایت فقیه بودن ایشان را مسلم فرض کرده‌اید. حال آنکه نظرات آیت الله سیستانی نظرات ولایی نیست و فقط یک فتواست. اما نظرات رهبری، نظرات ولایی است. در چنین جایی اگر حتی فرض را بر این بگیریم تعارضی بین این دو دیدگاه پیش بیاید، حتی خود آقای سیستانی هم نظر ولی فقیه را بر نظر خود حجت می‌داند. چون رأی ولی فقیه بر رأی همه فقها حجیت دارد. اگر از خود آقای سیستانی هم سوال شود که فرضاً فلان نظر شما با نظر ولی فقیه در تعارض است، حکم چیست؟ به حکم ولی فقیه ارجاع می‌دهد. اگر فرض کنیم که تعارضی هم وجود داشته باشد به این شکل حل می‌شود. مضافاً اینکه در ایران که ولی فقیه حاکم است، ولی در عراق ولی فقیه حاکم نیست. لذا تناسب حکم و موضوع برقرار نیست. موضوع عراق با ایران فرق می‌کند.

وی ادامه داد: البته جای این بحث است که آقای سیستانی در مورد انتخابات فقط حق شهروندی را مطرح کرده‌اند و گفته‌اند «شرکت در انتخابات حق هر شهروند عراقی است و چیزی او را ملزم به احقاق این حق نمی‌کند مگر اینکه شخصاً متقاعد شود منافع عالی ملت و کشورش ایجاب می‌کند که در انتخابات شرکت داشته باشد». چون این حرف هم در چارچوب فقه فردی زده شده است. در چارچوب فقه فردی، شما فقط فرد را می‌بینید و فرد را در ساحت جامعه و سیاست نمی‌بینید.این فتوای آقای سیستانی مبتنی بر فقه فردی است. ایشان بر مبنای حق عمومی فتوا نداده است. بر مبنای حق عمومی نمی‌توان فتوا به اختیار شهروندان داد بلکه به یقین فتوای به وجوب می‌دادند. اگر آیت الله سیستانی در جایگاه ولی فقیه قرار می‌گرفتند، قطعاً حکم دیگری می‌دادند. بنابر این، نه تعارض مبنایی و نه تعارض بنایی بین دیدگاه‌های آیت الله سیستانی و رهبری انقلاب وجود ندارد.

وی در پایان اظهار داشت: در پایان باید گفت هیچکدام از ادله‌ای که ذکر شد دلایل قانع کننده‌ای نیست که بگوییم نباید از ادبیات شرعی استفاده کنیم و یا نباید واژه وظیفه شرعی را استعمال کنیم.

منبع: مهر

"حاج‌قاسم" و انتخابات!+عکس




قسمت آخر “ملک سلیمان” شبکه یک با حضور سردار محمد حجازی جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه به پایان رسید؛ نکته قابل توجه اشاره سردار به حضور “حاج قاسم” در همه انتخابات‌ها بود.

چگونه برسر سفره کرم آقا امام رضا بنشینیم؟


عقیق:یکی از اماکن پرمخاطب حرم امام رضا (ع) میهمانسرای حضرتی است که در روز طی سه وعده ده‌ها هزار پرس غذای متبرک به زائران و مجاوران حرم امام رئوف تقدیم می‌کند.

در این راستا گفت‌‌وگویی با مدیر پشتیبانی حرم امام رضا (ع) انجام دادیم که در ادامه تقدیم می‌شود.

علی امینی گازار مدیر پشتیبانی سازمان حرم مطهر رضوی در گفت‌وگو با فارس با تشریح نحوه دریافت دعوت‌نامه مهمانسرای حضرت توسط زائران بارگاه منور رضوی، گفت: آستان قدس رضوی در راستای ایجاد فرصت برابر جهت بهره‌مندی تمامی زائران امام رئوف علیه‌السلام از مهمان‌سرای حرم مطهر، با طراحی نرم افزار «نعیم رضوان» تلاش کرده تا تحولی در توزیع عادلانه دعوت‌نامه مهمانسرای حضرتی ایجاد کند.

وی افزود: در این روش کد ملی هر فرد مبنای توزیع غذای حضرتی قرار داده شده است و هر شخص با کد ملی خود می‌تواند از فرصت تنعم از غذای متبرک حضرت بهره‌مند شود.

 

راه‌اندازی نرم‌افزار نعیم رضوان ویژه گوشی تلفن همراه

مدیر پشتیبانی سازمان حرم مطهر رضوی ابراز کرد: در این شیوه نوین کاربران نرم افزار «نعیم رضوان»، هنگامی که وارد حرم مطهر می‌شوند، با فعال کردن موقعیت مکانی (location) گوشی همراه خود و ثبت درخواست در این نرم‌افزار در فهرست انتظار قرعه‌کشی روزانه حرم مطهر قرار می‌گیرند و در صورت انتخاب شدن، امکان بهره‌مندی از سفره اطعام رضوی برای خود و همراهانی که تاکنون از غذای حضرتی متنعم نشده‌اند حداکثر تا ظرفیت ۵ نفر، را خواهند داشت.

وی با بیان اینکه از طریق پیامکی با عنوان «دعوت نامه» و همین‌طور در نرم‌افزار نعیم رضوان به افراد برگزیده اطلاع‌رسانی ‌می‌شود، گفت: زائران محترم پس از دریافت پیامک مربوطه، می‌توانند به صفحه «غذای متبرک حضرتی» در نرم‌افزار نعیم رضوان مراجعه و ضمن وارد کردن کدملی و تاریخ تولد خود و حداکثر ۴ نفر از همراهان، تاریخ مورد نظر خود را انتخاب کنند.

امینی گازار با بیان اینکه افراد متنعم شده از غذای متبرک حضرت می‌توانند پس از گذشت ۳ سال مجدد از این طریق اقدام به ثبت‌نام برای دریافت غذای حضرتی کنند، عنوان کرد: با این روش عدالت و شفافیت در توزیع غذای متبرک حضرت محقق شده است.

 

انجام قرعه‌کشی بین متقاضیان غذای حضرتی هر ۱۰ دقیقه یک‌بار

وی با بیان اینکه این سامانه هر ۱۰ دقیقه یک بار، از بین زائران متقاضی دریافت دعوت‌نامه مهمانسرای حضرت قرعه‌کشی انجام می‌دهد، گفت: زائرانی که به دلایل متفاوت، فقط نصف روز و حتی یک ساعت در حرم مطهر امام هشتم علیه‌السلام حضور دارد، اگر مراحل نام‌نویسی در سامانه نعیم رضوان را از طریق تلفن همراه هوشمند خود به روش صحیح انجام داده باشد نیز می‌توانند در قرعه‌کشی شرکت کنند، و در صورتی که به قید قرعه پذیرش شوند اما از مشهد خارج شده باشند، ظرف مدت دو سال از زمان دریافت پیامک با ارائه کد رهگیری خود می‌توانند از غذای متبرک حضرتی بهره‌مند شوند.

امینی گازار گفت: زائران برای دانلود و نصب نرم‌افزار نعیم رضوان می‌توانند از طریق سایت «app.razavi.ir» و یا «نرم افزار بازار» اقدام کنند.

 

نحوه ثبت‌نام غذای حضرتی از طریق گوشی‌های غیرهوشمند

مدیر پشتیبانی سازمان حرم مطهر رضوی درباره نحوه ثبت‌نام از طریق گوشی‌های همراه غیرهوشمند نیز گفت: زائرانی که گوشی تلفن همراه آنان غیرهوشمند است نیز می‌توانند با ارسال عدد ۳ (به لاتین) به سرشماره ۸۸۰۰ و پس از آن دریافت پیامکی که بیان‌کننده قرار گرفتن در مرحله قرعه‌کشی غذای حضرتی است، برای دریافت غذای حضرتی ثبت‌نام کنند.

وی بیان کرد: این زائران پس از دریافت پیامک باید به دفتر پیشخوان نعیم رضوان واقع در صحن غدیر حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام مراجعه کرده و با ارائه مدارک شناسایی معتبر یعنی شناسنامه و یا کارت ملی (زائران غیرایرانی با ارائه گذرنامه معتبر)، نسبت به رزرو وعده غذایی ناهار یا شام، روز و تاریخ مربوط برای دریافت دعوت‌نامه اقدام کنند.

امینی گازار گفت: این دفاتر همه روزه، حتی جمعه‌ها و در ایام تعطیلات رسمی نیز از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۲۰ به زائران و مجاوران خدمت‌رسانی می‌کند.

 

 

منبع:فارس

بروید/ گرامیداشت یک امامزاده با سخنرانی پناهیان


عقیق:مراسم گرامیداشت سالروز شهادت اولین سفیر و شهید اهل بیت(ع) در ایران علی بن محمد الباقر(ع) در روز ۳ اسفندماه برگزار می‌شود.

براساس این گزارش، در این مراسم حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان سخنرانی و مهدی سماواتی و محمود شریفی مدیحه‌سرایی خواهند کرد. همچنین در این مراسم آیین خطبه‌خوانی برگزار خواهد شد.

این مراسم روز شنبه ۳ اسفندماه در شام شهادت ایشان بعد از نماز مغرب و عشاء در مشهد اردهال، حرم مطهر حضرت علی بن باقر(ع) برگزار خواهد شد.

 

شرکت در انتخابات مسیری برای امنیت جامعه است



عقیق:حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان مفسر قرآن کریم عموم مردم را به حضور پرشور در انتخابات دعوت کرد.

متن پیام استاد انصاریان به شرح ذیل است

هو المحبوب

بدیهی است که تعیین سرنوشت امور کشور، دغدغه‌ای برای مؤمنین است و شرکت در انتخابات قدمی است برای رسیدن به این مهم و مسیری است برای امنیت جامعه.

آنچه ضروری است دقت در انتخاب افرادی است که سرنوشت جامعه به آنان سپرده می‌شود که تقوای الهی و پرهیز از دنیا طلبی و تخصص و تعهد و پایبندی به فرامین پروردگار از شروط اصلی آن است.

بی‌شک توجه به این حقیقت که این انتخاب، مسئولیت شرعی بر عهده مؤمنین خواهد داشت دقت کافی را نیازمند خواهد بود.

امیدوارم خداوند تبارک و تعالی همه ما را موفق به انجام تکالیف دینی و کسب رضایتش بنماید.

فقیر حسین انصاریان

ساعت ۸ صبح فردا آغاز انتخابات



عقیق:در اطلاعیه شماره ۱۶ ستاد انتخابات کشور زمان آغاز اخذ رای در انتخابات دوم اسفند ماه اعلام شد.

متن اطلاعیه بدین شرح است:

به آگاهی هم میهنان عزیز می رساند فرآیند اخذ رای انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و اولین میاندوره ای پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری از ساعت ۸ صبح روز جمعه مورخ ۲-۱۲-۱۳۹۸ آغاز می شود و تمامی شعب اخذ رای در سراسر کشور  آماده اخذ رای از کلیه واجدین شرایط (متولدین ۲-۱۲-۱۳۸۰و ماقبل آن) می باشند.

روایتی از دیدار مداحان با رهبری + فیلم



عقیق:همزمان با سالروز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، هزاران نفر از مداحان و ذاکران اهل‌بیت علیهم‌السلام با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در اولین شماره از «مجله اینترنتی نگار» به روایت این دیدار در سه بخش خواهد پرداخت.
در بخش «روایت متن» در گفتگو با سیدمجید بنی‌فاطمه، به تحلیل متن بیانات رهبر انقلاب پرداخته است. در این بخش همچنین مروری سریع بر محتوای بیانات رهبر انقلاب در این دیدار خواهیم داشت.
در بخش «روایت فرامتن» در گفتگو با دکتر عبدالکریم خیامی، پژوهشگر و مدرس حوزه فرهنگ و رسانه، به تحلیل رسانه‌ای بیانات خواهیم پرداخت و نیز بازتاب این دیدار در شبکه‌های اجتماعی را مرور خواهیم کرد.
در بخش سوم، «روایت حاشیه» ضمن مروری بر حواشی دیدار، در گفتگو با احمد بابایی، شاعر اهل‌بیت علیهم‌السلام، شعرخوانی ایشان در ابتدای دیدار را مورد بررسی قرار دادیم.

این فیلم را اینجا مشاهده کنید:

تعداد بازدید : 19

1 2 3 253