حضرت حمزه چگونه مسلمان شد؟


عقیق:رسالت پیامبر اسلام (ص) از ابتدا مورد خشم و مخالفت مشرکان و کفار قرار گرفت و همیشه برای اینکه بر سر راه ایشان و اسلام سد راه‌هایی ایجاد کنند اقدام به آزار و اذیت پیامبر (ص) و یارانشان می‌کردند یکی از بزرگترین حامیان پیامبر(ص) حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) بود و تا آن زمانی که ایشان در حیات بودند کسی جرات آسیب رساندن به پیامبر (ص) را نداشت و به خاطر همین موضوع، حضرت حمزه (ع) در یک توطئه به طرز فجیعی به شهادت رسید؛ بر اساس روایات بسیار هند همسر ابوسفیان دستور به قتل رساندن حضرت حمزه سیدالشهدا را به غلام حبشی داد و بدن آن حضرت (ع) را مثله کرد و تکه‌ای از جگر حضرت حمزه (ع) را بر دهان گذاشت؛ هند از قبل کینه دیرینه با پیامبر (ص)، امام علی (ع) و حضرت حمزه (ع) داشت، سرانجام قرعه انتقام گیری کینه هند به حضرت حمزه (ع) افتاد و در ۱۵ شوال سال سوم هجری قمری ایشان به شهادت رسید.

حضرت سیدالشهدا در بدو اسلام که بود؟

بر اساس بسیاری از روایات حمزه بن عبدالمطلب (ع) عموی پیامبر(ص) و از شهدای احد، مادر گرامی ایشان هاله بنت اهیب (وهیب) بن عبدمناف بن زهره بود، ملقب به اسدالله و اسد پیامبر(ص) بود؛ به فرمان خداوند جبرئیل پس از شهادت حضرت حمزه (ع) بر پیامبر (ص) نازل شد و این لقب را به آن حضرت (ع) به ارمغان داد؛ کنیه‌ی حضرت حمزه (ع) ابوعماره وابویعلی است؛ واژه حمزه نیز به معنای شیر یا تیز فهم و از مهم‌ترین القاب آن حضرت (ع) سیدالشهدا است.

برخی معتقدند؛ ثویبه کنیز ابولهب، به پیامبر (ص) و حضرت حمزه (ع) شیر داده است و برادر رضاعی هم هستند؛ عده‌ای اختلاف سنی پیامبر (ص) و حضرت حمزه (ع) را حداکثر دو سال و برخی چهار سال دانسته اند، ولی ممکن است این اختلاف سنی بیشتر هم باشد؛ به احتمال زیاد حضرت حمزه (ع) دو تا چهار سال قبل از عام الفیل و قبل از سال تولد پیامبر (ص) متولد شده است.

جایگاه حضرت حمزه (ع) در قریش

حضرت حمزه (ع) در زمان جاهلیت از میان فرزندان حضرت عبدالمطلب (ع)، عهده دار ریاست قبیله قریش شد و چنان جایگاهی داشت که عده‌ای با ایشان پیمان بستند؛ در سال قطحی و خشکسالی قریش به پیشنهاد رسول اکرم (ص) برای کمک به حضرت ابوطالب (ع) که فردی عیال وار بود، حضرت حمزه (ع) سرپرستی جعفر بن ابوطالب (ع) را به عهده گرفت؛ حضرت حمزه (ع) شکارچی بود و به شکار می‌رفت و از این راه امور زندگی خود را می‌گذارند.

سیداالشهدا (ع) قبل از اینکه به اسلام روی آورد و مسلمان شود نیز به همراه حضرت ابوطالب (ع) از پیامبر (ص) در برابر آزار مشرکان حمایت و بر اساس برخی روایات آن حضرت (ع) توهین‌های ابولهب به پیامبر (ص) را تلافی می‌کرد؛ حمزه در جنگ‌های فِجار و در پیمان حلف الفضول شرکت داشته است؛ روزی که پیامبر (ص) خویشان نزدیک خود را برای دعوت به اسلام گردآورد (یوم الإنذار)، حمزه نیز حضور داشت؛ ایمان آوردن حمزه به اسلام و پیامبر (ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به دستور سلطان مراد سوم حاکم عثمانی و توسط سید سلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.

حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) به همراه ابوطالب (ع) و عمو‌های دیگر پیامبر (ص) در خواستگاری حضرت خدیجه (س) نیز حضور داشتند؛ بر اساس برخی از منابع، با وجود فاصله سنی کم آن حضرت (ع) با پیامبر (ص) و خواندن خطبه ازدواج توسط ابوطالب، در ماجرای خواستگاری حضرت خدیجه (س) فقط از حضرت حمزه (ع) نام برده‌اند.

حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) چگونه مسلمان شد؟

حضرت حمزه (ع) در سال دوم یا ششم بعثت پس از آنکه پیامبر (ص) دعوت خود را آشکار کرد به اسلام روی آورد و مسلمان شد؛ مسلمان شدن حضرت حمزه (ع) در گرویدن خویشاوندان ایشان به اسلام موثر بود و آن حضرت قبل از مسلمان شدن ابوذر اسلام آورد.

روزی ابوجهل نزدیک کوه صفا به پیامبر (ص) برخورد و سخنانی ناشایست به آن حضرت (ص) گفت. پیامبر (ص) به او پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این ماجرا را دید. کمی بعد از آن ماجرا حضرت حمزه (ع) از شکار به مکه بازگشت. عادت حمزه چنان بود که، چون از شکار برمی گشت، کعبه را طواف می‌کرد، سپس به انجمن‌های قریش می‌رفت و با آنان سخن می‌گفت. قریش حضرت حمزه (ع) را به دلیل جوانمردی هایش خیلی دوست داشتند؛ این بار نیز آن حضرت (ع) به عادت همیشگی به دیدن آن‌ها رفت، آن کنیز نزد حضرت حمزه (ع) رفت و گفت:نبودی ببینی ابوجهل به برادرزاده‌ات چه گفت؟!

حضرت حمزه (ع) به سروقت ابوجهل رفت، او را دید که در مسجدالحرام در میان مردم نشسته است، کمان خود را بر سر ابوجهل کوبید، چنان که سر او زخمی بزرگ برداشت. سپس گفت: تو محمد را دشنام می‌دهی، مگر نمی‌دانی من به دین او درآمده‌ام. هر چه او بگوید من هم می‌گویم. بنی مخزوم خواستند به یاری ابوجهل برخیزند، لکن وی گفت: حضرت حمزه (ع) را رها کنید، چون من به برادرزاده او دشنام‌های ناخوشایند داده‌ام. این پیشامد سبب شد که حضرت حمزه (ع) مسلمان شود. از آن پس، قریش، چون دیدند پیامبر (ص) پشتیبانی قوی مانند حضرت حمزه (ع) دارد و ایشان را از آسیب آنان نگاه خواهد داشت، کمتر معترض شدند.

براساس روایتی از امام سجاد (ع)، عامل اسلام آوردن حضرت حمزه (ع)، غیرت او در ماجرایی بود که مشرکان بچه‌دان شتری را روی سر پیامبر (ص) انداختند. [۱۹]با این حال، برخی از محققان معتقدند اسلام آوردن حضرت حمزه (ع) از ابتدا، مبتنی بر آگاهی و شناخت بوده است.

حضرت حمزه (ع) چگونه به شهادت رسید؟

حضرت حمزه (ع) به روایتی در روز شنبه ۷ شوال یا ۱۵ شوال سال سوم هجری قمری در جنگ احد به دست وحشی بن حرب غلام حبشی دختر حارث بن عامر بن نوفل یا غلام جبیر بن مطعم به شهادت رسید؛ طبق روایتی، دختر حارث با وعده آزادی وحشی، از او خواست به انتقام پدرش که درغزوه بدر کشته شده بود، حضرت محمد (ص)، حمزه یا علی (ع) را بکشد؛ بنا بر روایت دیگر، جبیر بن مطعم در برابر گرفتن انتقام عمویش، طعیمه بن عدی که در بدر کشته شده بود، به وحشی وعده آزادی داد؛ اما گفته شده است که انگیزه هند دختر عتبه و زن ابوسفیان، برای انتقام گرفتن به دلیل کشته شدن پدر، برادر و عمویش در جنگ بدر، بیشتر از جبیر یا دختر حارث بود. طبق برخی نقل‌ها، از ابتدا هند با وعده مال، وحشی را به این کار ترغیب کرد.

به روایتی، هند برای خوردن جگر حضرت حمزه (ع) نذر کرده بود؛ وحشی ابتدا قول کشتن حضرت علی (ع) را داد، اما در میدان، حضرت حمزه (ع) را به شهادت رساند و جگر او را نزد هند برد. هند لباس و زیور خود را به وحشی داد و به او وعده ده دینار در مکه داد. سپس کنار بدن حضرت حمزه (ع) آمد و او را مثله کرد و از اعضای بریده او، برای خود گوشواره، دست بند و خلخال درست کرد و آن‌ها را با جگر حمزه به مکه برد؛ گفته شده است معاویه بن مغیره و ابوسفیان هم بدن حمزه را مثله یا زخمی کردند.

از شدت ناگواری آنچه بر پیکر حمزه آمده بود، بعضی اصحاب سوگند خوردند در مقابل، ۳۰ تن یا بیشتر از قریش را مثله کنند؛ اما آیه ۱۲۶ سوره نحل نازل شد که گرچه به ایشان اجازه مقابله به مثل می‌داد، لیکن صبر را عملی بهتر می‌دانست. برخی منابع تفسیری اهل سنت، این قسم را به پیامبر (ص) نسبت داده‌اند.

مصیبتی که بر پیامبر (ص) سنگین بود

حجت الاسلام و المسلمین مظفر کاوه در گفتگویی با اشاره به اینکه پیامبر(ص) در مصیبت شهادت و فقدان حضرت حمزه سیدالشهدا (ع)، رنج سنگینی را متحمل شدند، اظهار کرد: حضرت حمزه (ص) قدرت بزرگی برای اسلام و پیامبر (ص) بودند و پس از شهادت آن حضرت (ع)، پیامبر فرمودند: هیچ موقفی تلخ‌تر از این موقف برای من نبود که بر سر بدن مثله شده عموی گرامی ام حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) حاضر شدم؛ ایشان در لحظه بسیار گریست و روایت است پیامبر(ص) هیچگاه چنین گریه نکرد.

احادیث پیامبر (ص) در خصوص جایگاه و منزلت حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)

حجت الاسلام و المسلمین کاوه با اشاره به اینکه پیامبر(ص) احادیثی در خصوص جایگاه و منزلت حضرت حمزه(ع) بیان کردند، تصریح کرد: حضرت حمزه (ع) شخصیتی شجاع و قدرتمند بودند و نام ایشان (حمزه) در لغت به معنای شیر است؛ پیامبر(ص) در حدیثی ایشان را شیر خدا و شیر پیامبر (ص) معرفی کردند و این امر بیانگر جایگاه و منزلت حضرت حمزه (ع) در پیشگاه خداوند است، در حدیثی دیگر پیامبر اکرم (ص) در خصوص مقام والای حضرت حمزه (ع) فرمودند: هر فردی به مدینه بیاید وبر سر مزار من نیاید و به کوه و غار احد برود و بر سر مزار عمویم حمزه (ع) نرود بر ما و خود جفا کرده است، در حدیثی پیامبر(ص) در هنگام مصیبت شهادت حضرت حمزه (ع) فرمود: بزرگترین موقفی که بر من وارد شد موقف شهادت و مثله شدن حضرت حمزه (ع) و حاضر شدن من بر سر پیکر مبارک ایشان است.

پس از شهادت حضرت حمزه سید شهدا (ع) پیامبر (ص) چه گذشت؟

این کارشناس مذهبی با اشاره به اینکه در جنگ احد، مصیبتی بر پیامبر (ص)، اسلام و مسلمانان وارد شد، بیان کرد: مشرکان به کینه جنگ بدر که هفتاد نفر از یاران خود را از دست داده بودند در جنگ احد دست به فتنه زدند؛ عده‌ای با وجود تذکرات پیامبر(ص) از فرمان ایشان سرپیچی کردند و ضربه‌ای بزرگ و سنگین بر بدنه اسلام وارد شد؛ در جنگ احد علاوه بر حضرت حمزه اولین شهید احد، تعداد زیادی از مسلمانان به شهادت رسیدند و در این جنگ پیامبر (ص) و امام علی (ع) مجروح شدند.

فضای احد پس از شهادت حضرت حمزه چگونه بود؟

حجت الاسلام و المسلمین کاوه با اشاره به حوادث پس از شهادت حضرت حمزه (ع) گفت: در جنگ احد حضرت فاطمه (س) در غار حرا مشغول شستن دست و صورت پیامبر (ص) بود؛ در این هنگام پیامبر (ص) آرام و قرار نداشت و هر دفعه شخصی را برای جویای حال حضرت حمزه (ع) می‌فرستادند، اما خبری از احوال آن حضرت (ع) نبود، در این هنگام امام علی (ع) به نزد حضرت حمزه (ع) رفت و با منظره‌ای مصیبت وار مواجه شد؛ آن حضرت (ع) توان بازگویی این مصیبت را نزد پیامبر (ص) نداشت تا اینکه رسول اکرم (ص) خود بر سر پیکر عموی گرامی شان حاضر شد.

این کارشناس مذهبی افزود: پیامبر (ص) با رویداد بسیار سنگین و بدن مثله شده حضرت حمزه (ع) مواجه شد و پیراهن خود را بر پیکر مبارک سیدشهدا انداخت، اما به دلیل قامت بزرگ حضرت حمزه (ع) پوشانده نشده بود، پیامبر(ص) به یارانش فرمود بدن مبارک ایشان را با علف‌های بیابان بپوشانید.

هند چه بر سر حضرت سیدااشهدا (ع) آورد؟

حجت الاسلام و المسلمین کاوه با اشاره به اینکه پیامبر (ص) به دلیل اینکه خواهر حضرت حمزه (ع) بدن مبارک برادرش را در این وضعیت نبیند این فرمان را داد؛ اما تلخ‌تر از این ماجرا خواهری بود که در واقعه عاشورا و در کرب و بلا در مقابل چشمانش برادرش را مثله کردن و با سم اسبان بر پیکر مبارکش تاختند، عنوان کرد: در این مصیبت، هند همسر ابوسفیان اقدام به مثله کردن، بریدن انگشتان دست و پا و بینی حضرت حمزه (ع) کرد و بینی آن حضرت (ع) را به عنوان گردن بند بر گردن خود انداخت و به عنوان بهترین گردن بند از آن یاد کرد؛ همچنین هند سینه و پهلو حضرت حمزه سید شهدا را درید و از جگر آن حضرت (ع) خورد.

جایگاه و منزلت حضرت حمزه (ع) پس از شهادت

این کارشناس مذهبی با اشاره به جایگاه و منزلت حضرت حمزه (ع) پس از شهادت، گفت: حضرت فاطمه زهرا (س) در هفته دوبار بر سر مزار حضرت حمزه (ع) و کوه احد حاضر می‌شدند و عرض ادب می‌کردند؛ در مراسم حج به فرمان پیامبر (ص) توصیه شده تا حجاج در کوه احد و بر سر مزار حضرت حمزه (ع) حاضر شوند و عرض ادب کنند.

حضرت حمزه توجه ویژه‌ای به صلحه رحم داشت  

حجت الاسلام و المسلمین کاوه در خصوص توجه خاص حضرت حمزه (ع) به صله رحم و ارتباط با خویشاوندان، اظهار داشت: حضرت حمزه بزرگترین پشتیبان برای پیامبر(ص) قبل و بعد ازاسلام بود؛ اسلام آوردن حضرت حمزه(ع) بعد از بی حرمتی به پیامبر(ص) آغاز شد؛ پس از ماجرای بی حرمتی ابوجهل به پیامبر(ص) و با خبر شدن حضرت حمزه (ع) از این ماجرا، حضرت حمزه (ع) به شدت با ابوجهل برخورد کرد و نزد پیامبر (ص) رفت و فرمود:‌ ای برادر زاده‌ من! راضی شدی؟ پیامبر(ص) پاسخ داد: نه! زمانی راضی می‌شوم که شما اسلام بیاورید، حضرت حمزه (ع) اسلام آورد و به دین اسلام قدرت بخشید و تا زمانی که ایشان زنده بودند بهترین پشتیبان برای اسلام و پیامبر (ص) بودند.

وی افزود: در سال قطحی حضرت ابوطالب (ع) به علت مشکلات اقتصادی قادر به تامین فرزندانش نبود و به توصیه پیامبر(ص) هر خویشاوندی سرپرستی یکی از فرزندان حضرت ابوطالب (ع) را به عهده گرفت؛ پیامبر(ص) سرپرستی امام علی (ع) و حضرت حمزه سرپرستی حضرت جعفر (ع) را به عهده گرفت.

این کارشناس مذهبی گفت: حضرت حمزه (ع) در اولین جلسه دعوت پیامبر(ص) به اسلام در نزد خویشاوندان حضور داشت و تاثیر زیادی در تبلیغ اسلام و گرویدن خویشاوندان پیامبر (ص) داشت.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

دغدغه سیدالکریم برطرف کردن شبهات بود



عقیق:حضرت عبدالعظیم حسنی که نسب شریف ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (ع) منتهی می‌شود، از بزرگان علما و محدثین و زهاد و عباد و صاحب ورع و تقوی و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع) بوده و از آن بزرگواران نقل حدیث کرده است و از اخباری که درباره وی وارد شده، استفاده می‌شود که وی مورد مهر و علاقه و محل اعتماد و اطمینان ائمه اطهار (ع) بوده است. از مطالعه تاریخ زندگی حضرت عبدالعظیم حسنی این مطلب روشن است که او نسبت به ائمه زمان خود اخلاص و اعتقاد کاملی داشته است و در عصر خود دارای موقعیت عظیمی بوده و با عده زیادی از اصحاب حضرت صادق وکاظم و رضا (ع) ارتباط داشته است. علمای رجال و فقهای بزرگ شیعه حضرت عبدالعظیم را در کتب خود توصیف و توثیق کرده اند و همگان او را به خلوص عقیده و صفای باطن و اعتقاد صحیح ستوده اند.

نجاشی حضرت عبدالعظیم را صاحب خطب امیرالمؤمنین (ع) ذکر نموده است. میرزاحسین نوری در مستدرک‌الوسائل وی را به امانت و راستگویی و درستکاری می‌شناسد و اهل زهد و عبادت می‌داند و از قول امام هادی (ع) پاداش زیارت او را بهشت می‌داند. علامه حلّی او را جزو ثقات و ممدوحین ذکر کرده و در خلاصه‌الاقوال می‌نویسد: «او کتابی راجع به خطبه‌های امیرالمؤمنین (ع) تألیف کرده، وی مردی عابد و پرهیزگار بود.» شیخ صدوق او را «مرضی» می‌شناسد که نهایت اعتمادش را می‌رساند.

میرداماد گوید: حضرت هادی (ع) به او فرمود: «تو به حق از دوستان ما هستی». این فرمایش جامع‌ترین تعریف درباره حضرت عبدالعظیم با در نظر گرفتن شرافت، نسب و عظمت خانوادگی اوست و دلالت دارد که وی مردی شریف و بزرگوار و خوش‌نفس و خوش‌عقیده بود و اخباری که در زیارتش از امام هادی (ع) رسیده، شاهد گویایی از مقام ارجمندش در نزد اهل بیت است.

شیخ عبدالله ممقانی نوشته: «علت عدم تصریح محدثان و فقها به توثیق ایشان، جلالت و بزرگواری‌اش بوده؛ زیرا مقام ایشان والاتر از ثقه می‌باشد.» احمد بن محمد برقی که از روات مشهور شیعه است، گوید: «کان مرضیا» و این جمله حاکی از عظمت و بزرگواری و موقعیت عظیم او در نزد مشایخ اجازه است.

صاحب بن عباد می‌نویسد: ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب علیهم‌السلام، صاحب ورع و تقوا و پرهیزگاری به شمار می‌رفت و معروف به امانت و درستکاری و راستگویی بود. او در امور دین آگاه، به مسائل مذهبی و احکام قرآن آشنا بود و حقایق دینی را درک می‌کرد و احادیث و روایات زیادی نقل کرده و از حضرت جواد و هادی علیهماالسلام روایت می‌کند و آن دو بزرگوار مراسلات و توقیعاتی برای او نوشته‌اند. او تألیفاتی هم دارد که از آن جمله کتابی است به نام «یوم و لیله». عده‌ای از مشایخ حدیث و روایت از وی اخذ حدیث کرده‌اند؛ از جمله احمد برقی و ابوتراب رویانی.

علامه مجلسی گوید: «از مزارات مشهور، مرقد منور امامزاده واجب‌التعظیم عبدالعظیم حسنی است. او از اکابر و محدثین و اعاظم علما و زهاد و عباد بود.» مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح‌الجنان گوید: «امامزاده لازم‌التعظیم جناب عبدالعظیم، قبر شریفش در ری معلوم و مشهور است، و علو مقام و جلالت شأن آن حضرت اظهر من الشمس است؛ چه، آن جناب علاوه آنکه از دودمان حضرت خاتم النبیین (ص) است، از اکابر محدثین و اعاظم علما و زهاد و عباد و صاحب ورع و تقواست.»

حجت الاسلام ناصر رفیعی با اشاره به اینکه شخصیت این سید بزرگوار دردمند بود، می‌گوید: این درجه عالی تا جایی پیش رفته است که ثواب زیارت ایشان به اندازه زیارت امام حسین (ع) به شمار می‌رود.

وی ادامه می‌دهد: عبدالعظیم الحسنی (ع) در زمان نحله‌های فکری و افکار غلط چون وجود شبهات در موضوع امامت، قضا و قدر، حضور فرقه زیدیه که جامعه را به انحراف می‌کشاند زندگی می‌کردند، متأسفانه امروز شبهات به راحتی در فضای مجازی، اینترنت و … بدون کنترل در حال انتشار است.

این استاد اخلاق با بیان اینکه شبهه نباید توقف داشته باشد بلکه گذرگاه باید باشد، خاطرنشان کرد: شبهه راجب احکام بد نیست اما اینکه فرد در یک شبهه بماند خوب نیست، در اصل شبهه اگر باعث بالا بردن اعتقادات و درستی در یک موضوع شود مناسب است، در همین راستا باید گفت عبدالعظیم حسنی یکی از دغدغه‌های اصلی‌شان برطرف کردن شبهات زمان‌شان بود.

رفیعی می‌گوید: با کمی مراجعه به احادیث این سید بزرگوار متوجه می‌شویم که بیش از نیمی از احادیث ایشان در مورد موضوعات اعتقادی و نیمی دیگر مربوط به موضوعات امامت است. موضوعی که امروزه کمتر به آن توجه می‌شود رجوع به امام یا عالم دینی است، جوانان ما امروز به جای آنکه به علمای دینی خود رجوع کنند به راحتی در فضای مجازی با شبهه مواجه می‌شوند.

وی ادامه می‌دهد: شاه عبدالعظیم الحسنی (ع) در رابطه با موضوع دینداری در مقابل امام هادی (ع) زانو زدند و گفتند ای امام آیا دین من درست است یا خیر؟، این امر کاملاً نشان می‌دهد که موضوع اعتقادات بسیار مهم است.

آیت الله جوادی آملی در مورد عظمت و بزرگی عبدالعظیم حسنی می‌گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) که معاصر امام هادی (ع) بود، مهمترین مطالب اعتقادی و ایمانی خود را به محضر امام زمان خود عرضه داشت و خدمت امام هادی (ع) عرض کرد من عقایدم را به حضور شما گزارش می‌کنم تا اگر کاستی در آنها وجود دارد مرا راهنمایی کنید که آن حضرت پس از شنیدن عقاید حضرت عبدالعظیم (ع)، ضمن معرفی امامان بعد از خود، عقاید وی را تأیید کرد و فرمود دین تو دینی است بر حق لذا بر آن ثابت بمان. این حدیث نشان می‌دهد انسان باید همواره عقیده خود را بر کتاب و سنت الهی یعنی بر ثقلین عرضه کند تا نواقص و زواید اعتقادی هر کس برای خودش آشکار شود.

وی با بیان روایتی دیگر از امام هادی (ع) می‌گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از امام هادی (ع) نقل می‌کند که ایشان فرمود هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است، این حدیث علاوه بر تاکید بر این نکته که هر کس موظف است امام زمان خود را بشناسد نشان می‌دهد که جاهلیت مرگ به جاهلیت حیات وابسته است.

وی ادامه می‌دهد: اگر زندگی انسان زندگی جاهلی باشد، مرگ او نیز مرگ جاهلی خواهد بود و اگر زندگی انسان زندگی عقلانی باشد مرگ او نیز مرگ عقلانی خواهد بود؛ چرا که مرگ عصاره زندگی است و انسان در هنگام مرگ عصاره زندگی خود را می چشد؛ اگر شجره حیات ما، شجره طیبه بود طعم شیرین ثمره آن را در هنگام مرگ خواهیم چشید و از این روست که کلینی نقل می‌کند هیچ لذتی برای انسان مؤمن شیرین‌تر از لذت مرگ نیست.

آیت الله جوادی آملی توصیه امام هادی (ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) را مورد اشاره قرار داده و می‌گوید: عبدالعظیم حسنی (ع) از امام هادی (ع) نقل می‌کند که یاد و نام ائمه اطهار (ع) در لحظه‌ای که جان در حال خارج شدن از بدن است به فریاد انسان می‌رسد؛ لذا انسان تا می‌تواند باید اسم این ذوات قدسی را تکرار کند و با آنها مأنوس شود.

آیت الله میرباقری نیز در مورد حضرت سیدالکریم می‌گوید: ایشان نسل پنجم امام مجتبی هستند و غیر از این صاحب مقامات بسیار فراوانی هم هستند؛ سه یا چهار امام را درک کردند و شاگردی خاص کردند و از ایشان حدیث نقل می‌کنند. در روایات از امام هادی نقل شده که فرمودند: «أنتَ وَلِیُّنا حَقاً» کسی که معصوم ولایت او را تصدیق می‌کند یعنی وادی ولایت را طی کرده است.

از سوی دیگر زیارت حرم باصفای حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) نیز در همین راستا مورد تأکید و توجه بوده است که در روایتی از امام هادی (ع) آمده است که هر کس قبر حضرت عبدالعظیم (ع) را زیارت کند، خداوند بهشت را به او پاداش می‌دهد!

و همچنین در نقل دیگری آمده است که مردی از اهل ری، خدمت امام هادی (ع) رسید. امام از او پرسید: کجا بودی؟ گفت: به زیارت سیّد الشهدا (ع) رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم حسنی را زیارت کنی، گویا حسین بن علی (ع) را زیارت کرده‌ای.

اینکه زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) پاداش بهشت دارد و یا همچون زیارت کربلا ارزشمنداست، دلیل و نشانه مقام والا و عالی آن سیّد بزرگوار در نزد خدا و اهل بیت عصمت (ع) است؛ چراکه وی درآن دوران سخت و پرخطر، مطیع امامان بود و فروغ احادیت و کلمات نورانی ائمه‌ی اطهار (ع) را در شهرهای مختلف می‌گستراند؛ لذا فعالیت او در چنان شرایط خطیر از ارزش خاصی برخوردار بود.

آیت الله میرباقری در مورد زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی می‌گوید: زیارت ایشان هم آثاری دارد در روایت فرمودند کسی که ایشان را زیارت بکند کانه امام حسین را زیارت کرده است. این مقام، مقام رفیعی است که زیارت کسی زیارت امام حسین بشود. البته در روایت داریم کسی مؤمن را زیارت کند «کَمَن زَارَ اللهِ» است؛ اما این یک مفهوم عام است. در خصوص حضرت عبدالعظیم اجمالاً شاید معنایش این است که در حرم ایشان تجلی خاصی از سیدالشهدا است. همان طور که در زیارت سیدالشهدا هزاران حج است و اگر کسی زیارت کند «کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ»، این مقامات گویا می‌تواند در زیارت حضرت عبدالعظیم حاصل شود و البته باید معنا کرد که یعنی چه یک شخصیتی به جایی برسد که زیارتش ثواب حج‌های فراوان داشته باشد چنانچه زیارت امام حسین همین است که به نحو کمالش «کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ» این را بزرگان معنا می‌فرمایند که یعنی چه انسان در این مقام باشد.

 

منبع:تسنیم

زوایای کمتر شنیده شده از زندگی آیت الله بروجردی



عقیق:مراسم بزرگداشت شصتمین سالگشت ارتحال مرجع عالی قدر آیت الله العظمی بروجردی، سه شنبه شب با حضور مراجع، علما، مردم و مسئولین  در مسجد اعظم قم برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمین استاد حسین انصاریان در این مراسم  با گرامیداشت یاد حضرت حمزه سیدالشهدا و حضرت عبدالعظیم حسنی علیهماالسلام گفت: پس از شهادت حضرت حمزه علیه السلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در خواب ایشان را زیارت کردند و سوالی از ایشان پرسیدند با این مضمون که چه اعمالی در آن دنیا کارگشا هستند؟، حضرت حمزه علیه السلام عرضه داشتند سه عملِ سیراب کردن تشنگان، صلوات بر شما و محبت علی ابن ابیطالب علیه السلام.

استاد حوزه علمیه افزود: با تکریم از شخصیت بزرگ زعیم جهان تشیع مرحوم آیت الله العظمی بروجردی گفت: برای شناخت ظاهر و باطن آیت الله العظمی بروجردی باید به این آیه از قرآن کریم مراجعه کرد که می‌فرماید (ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا) کسی که مومن باشد و دارای عمل صالح، خداوند رحمان محبت او را در دلها قرار می دهد.

 

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان با اشاره به سیره زندگی آیت الله بروجردی گفت: ایشان در زمان حیات خود مورد محبت بزرگترین اولیای خدا بودند. چه زمانی که در اصفهان بودند و چه زمانی که در نجف، بروجرد و قم زندگی می کردند، همواره علما، شاگردان، مقلدان، مردم و حتی برادران اهل سنت به ایشان عشق می ورزیدند.

وی با تشریح فعالیت های آیت الله بروجردی در بحث تقریب مذاهب اسلامی افزود: ایشان تشیع را از انزوا در بین اهل سنت و دنیای غیر شیعه بیرون آوردند و به شیعیان رسمیت ویژه ای بخشیدند، تا جایی که مفتی اعظم اهل سنت فتوای رسمیت مذهب تشیع را صادر کرد و ضمن آن اهل سنت را در پیروی از شریعت تشیع جعفری آزاد گذاشت.

حجت الاسلام و المسلمین انصاریان با نقل روایتی در رابطه با شاخصه مومنان گفت: و ما ادراک بروجردی؟ خداوند عالم همه توفیقات ربانی و عرشی و ملکوتی را در ایشان جمع کرده بود. طبق روایتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است که ایمان این است که قلب با وجود خداوند متعال، قرآن کریم، ملائکه الهی و انبیای خداوند گرهی بخورد که هیچگاه باز نشود.

وی افزود: در بسیاری از مسائل به ایشان مراجعه کردند و می گفتند از جوانب مختلفی می خواهند شما را حمایت کنند، اما ایشان می‌فرمودند “محبوب من در این سالها هرگز روی مرا زمین نزده و من از در خانه او به در خانه دیگری رو نمی آورم.”

استاد انصاریان آغاز خدمت آیت الله بروجردی به اسلام را از دوران کودکی ایشان دانست و گفت: ایشان از هفت سالگی خود مبلغ دین بودند. سی سال در بروجرد منبر رفتند و مردم این منطقه را هدایت کردند و سالها در قم انسانهای بزرگوار و اولیای الهی و مراجع عظامی تربیت کردند که اسلام هنوز هم از آن برکات استفاده می برد.

وی افزود: آیت الله العظمی بروجردی هشتادو هشت سال با توحید زندگی کرد و تماما در خدمت اسلام بود.

استاد انصاریان با نقل خاطره ای ارتباط مرحوم آیت الله بروجردی با عالم بالا را ارتباطی قوی خوانده و گفت: یک روز طلبه ای در کوچه به خواهر زاده ایشان می گوید به دایی خود بگو من حدود هزارتومان بدهکاری دارم و زندگی ام بسیار سخت شده است، اگر امکان دارد به من کمکی کند. او خدمت آیت الله بروجردی رسید و جریان را تعریف کرد. ایشان مقداری پول به خواهر زاده خود دادند و گفتند به آن طلبه برسان. وقتی خواهرزاده ایشان مبلغ را به آن طلبه داد، وی گفت دایی تو غرق نور است و به عالم بالا وصل است، چون من هشتصد و پنجاه و شش تومان نیاز داشتم و او دقیقا همین مقدار را به واسطه تو به من رسانده است.

حجت الاسلام و المسلمین با اشاره به روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم گفت: حضرت عیسی علیه السلام به حواریون فرمود بیایید و خود را محبوب و معشوق خدا کنید و بین خود و پروردگارتان همه حجاب ها را بر گیرید و مقرب او شوید. اینگونه که دل شما نسبت به گناهکار بغض داشته باشد و از چنین کسی محبت به دل نگیرید. حواریون سوال کردند ما با چه کسانی نشست و برخاست کنیم؟، جوابی که حضرت عیسی علیه السلام فرمودند این بود که همنشین شما و معاشرتان باید سه ویژگی داشته باشد. اول اینکه چهره او شما را یاد خدا بیندازد. دوم اینکه وقتی سخن می گوید به دانش شما افزوده شود. سوم اینکه زندگی او شما را به آخرت تشویق کند. و واقعا هر سه مورد از این ویژگی ها در آیت الله العظمی بروجردی وجود داشت.

 

وی در شرح این حدیث افزود: خداوند متعال ده بار در قرآن کریم ابراز محبت به محسنین و صالحین و امثالهم کرده است.  فاصله با خدا نیز بسیار خطرناک است. تک اعمالی که فاصله ای بین ما و خدای متعال می اندازند هم باید ترک شوند. یعنی اگر همه کارهایتان نیز درست است اما یک رذیله دارید، آن را هم از بین ببرید تا مقرب خداوند تعالی بشوید.

استاد انصاریان با نقل خاطره ای در رابَه با صلابت آیت الله بروجردی گفت: این محبت نگرفتن از اهل گناه در وجود مرحوم آیت الله بروجردی ظهور و بروز داشت. یکی از سپهبد های زمان ایشان (که همه کسانی که او را می شناختند از او ترس و وحشت داشتند) در سفری که به قم داشت خدمت آیت الله بروجردی رسید. در هنگام نشستن به نشانه بی احترامی خواست پای خود را دراز کند که در همان ابتدا ایشان بلند فریاد زندند که بی ادب پای خود را جمع کن. این نشاندهنده صلابت ایشان و دور بودن از محبت گناهکاران است.

حجت الاسلام و المسلمین انصاریان در پایان این مراسم با ارائه دو پیشنهاد خطاب به مسئولین حوزه علمیه گفت: خوب است که از روش های تدریس اصول، درایه، رجال و سایر دورسی که آیت الله العظمی بروجردی تدریس کرده اند کتبی تدوین شود تا طلاب دروس خارج از آنان بهره مند گردند. همچنین حوزه های علمیه به دنبال تربیت طلابی همانند آیت الله العظمی بروجردی باشند که در غیر اینصورت در سالهای پس از این ما با مشکلات زیادی مواجه خواهیم شد.

نوای “لافتی الا علی و لاسیف الا ذوالفقار” چگونه در احد طنین‌انداز شد؟



عقیق:جنگ احد یکی از رویدادهای مهمی است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است. دلیل بررسی وقایع و رویدادهای این جنگ آن است که گروه‌های مختلفی از مسلمانان در آن حضور داشتند و وقایع و اتفاقات سرنوشت‌ساز و پندآموزی در طی آن اتفاق افتاد. آیاتی که درباره این ماجرای مهم و پندآموز نازل شده، شامل چند رویداد مهم است:

اول: آیاتی هستند که به شکست مسلمانان اشاره می‌کنند و دلایل و زمینه‌های این شکست را بررسی می‌کنند.

دوم: آیاتی که با لحنی سرزنش‌آمیز و ملامت کننده نازل شده و افرادی که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله را تنها گذاشتند، توبیخ می‌کند که چرا از میدان جهاد در راه خدا فرار کردند در حالی که خداوند متعال قبلاً فرار از جنگ را برای آن‌ها حرام کرده بود.

سوم: در قرآن کریم افرادی که پایمردی کرده، فرار نکردند، شجاعانه جنگیدند و به شهادت رسیدند را ستایش را می‌کند.

چهارم: افرادی که در جنگ شجاعانه مبارزه و مقاومت کردند و تا آخر جنگ باقی ماندند اما کشته نشدند، مورد ثنای جمیل خدای متعال قرار گرفته‌اند.

جالب است که بدانیم گروه چهارم که در شأن ثنای جمیل حضرت حق قرار گرفته‌اند، بسیار کم بودند که یکی از مقاوم‌ترین و شجاع‌ترین آن‌ها به تصریح تاریخ و روایات، حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام بود.

در آستانه سالروز جنگ احد و وقایع و رویدادهای درس‌آموز آن، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام مهدی پیشوایی، استاد و کارشناس دینی انجام داده است تا ماجراهای این جنگ سرنوشت‌ساز و عبرت‌آموز مشخص شود. آن طور که این کارشناس دینی توضیح می‌دهد، در این میدان که مسلمانان سست ایمان پا به فرار گذاشته بودند، غیر از امام علی علیه السلام و چند نفر دیگر کسی در میدان مبارزه و در کنار نبی مکرم اسلام باقی نمانده بود. هر گروهی از دشمنان که به نبی مکرم اسلام حمله می‌کردند، امام علی علیه السلام با آن‌ها می‌جنگیدند و از جان پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله دفاع می‌کردند.ایشان به اندازه مبارزه کردند که شمشیر در دستشان تکه‌تکه شد. در همین زمان بود که نبی مکرم اسلام، شمشیر خود را به نام ذوالفقار به آن حضرت دادند.

امام علی علیه السلام در جنگ احد آن‌قدر مبارزه و ایستادگی کردند که زخم‌های زیادی بر روی سر، صورت، بدن، شکم و دو پایشان وارد شد و تعداد زخم‌های بدن ایشان  به هفتاد می‌رسید. حتی نوای «لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار» در این جنگ از سوی جبرئیل علیه السلام سر داده شد.

زن‌ها هم در لشکر ابوسفیان حضور داشتند

درباره جنگ احد گفته شده که لشکر دشمنان اسلام حدود پنج هزار نفر بودند و حتی زنان را هم همراه خود سمت میدان جنگ آورده بودند. دلیل این نوع لشکرکشی بر علیه پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله چه بود؟

آن طور که امام صادق علیه السلام فرمودند، دلیل اصلی بر پا شدن جنگ احد این بود که قبیله قریش در جنگ بدر به سختی شکست خورده بودند. آن‌ها در بدر، حدود هفتاد کشته و هفتاد اسیر داده بودند و این تعداد به نسبت آن جنگ و شرایط آن برای آن‌ها سخت بود. اما زمانی که جنگ بدر تمام شد، ابوسفیان که یکی از دشمنان اصلی پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله بود و در بدر به آن حضرت و مسلمانان حمله کرده بود، به مردم قریش گفت: «اجازه ندهید که زن‌های شما برای کشته‌شده‌ها گریه کنند چون اشک چشم آن‌ها می‌تواند غصه و کینه را نسبت به محمد صلی‌الله علیه و آله از بین ببرد. پس بگذارید که غم و کینه در دل‌های شما وزن‌هایتان باقی بماند تا وقتی که انتقام خون کشته‌شده‌ها در بدر را از آن‌ها بگیریم. و آن موقع مناسب است که زن‌ها برای کشته‌شده‌های بدر گریه کنند.»

بر همین اساس بود که مراسم عزای کشته‌شده‌های جنگ بدر را وقتی گرفتند که  می‌خواستند برای جنگ احد، نیرو جمع کنند. گریه زن‌ها موجب تحریک مردهای جاهل و کوردل می‌شد و آن‌ها را تشویق می‌کرد که علیه اسلام به سمت لشکر ابوسفیان بروند. درنهایت زمانی که لشکر دشمن برای مقابله در احد از مکه بیرون می‌آمدند، حدود سه هزار نفر نظامی سواره و دو هزار نظامی پیاده داشتند. البته برای باقی ماندن همان تحریک‌ها، زن‌ها را نیز همراه خود برده بودند.

حکمت مشورت نبی مکرم اسلام با یاران خود

رویکرد و نحوه مقابله پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در برابر آن‌ها چگونه بود؟

وقتی خبر لشکرکشی قریش به آن حضرت رسید، یاران خود را جمع کرده و تشویق به مقابله و جهاد در راه خدا کردند. در این میان مردی به نام عبدالله بن ابی بن سلول حضور داشت که رییس منافقان در آن دوران بود. او به پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله پیشنهاد داد تا در مدینه بمانند و جنگ را در شهر و میان کوچه‌ها انجام دهند تا از مردم ضعیف که در خانه‌های خود باقی مانده‌اند هم در این جنگ کمک بگیرند.

اما سعد بن عباده و چند نفر دیگر که از قبیله اوس بودند، با نظر منافقان مخالفت کرده و گفتند: زمانی که ما مشرک بودیم و برای خدای یکتا شریک قائل می‌شدیم، کسی نمی‌توانست علیه ما لشکرکشی کند، چطور حالا که خدای یکتا را می‌پرستیم و به قدرت الهی آراسته شده‌ایم، در خانه‌های خودمان بمانیم تا دشمن در خانه‌هایمان به ما حمله کند؟ در حالی که می‌دانیم اگر در میدان جنگ کشته شویم شهید شده‌ایم و اگر زنده بمانیم مسئولیت جهاد را انجام داده‌ایم.

چطور مردم و حتی منافقان اجازه داشتند نظر خود را در مقابل رسول خدا صلی‌الله علیه و آله اعلام کنند؟ مگر آن حضرت به علم الهی از بهترین نوع عمل در آن شرایط آگاه نبودند؟

درست است که نبی مکرم اسلام از بهترین تصمیم در آن شرایط آگاه بودند اما به فرموده و امر خدای متعال عمل می‌کردند که ایشان را دعوت کرده بود که در همه کارها با مردم مشورت کنند. آن حضرت حتی در جنگ و نحوه مقابله با دشمن هم با دیگران مشورت می‌کردند اما درنهایت بهترین تصمیم را گرفته و بهترین نوع مقابله و عمل را انجام می‌دادند.

همان گونه که در جنگ احد هم آن حضرت با همه یاران و حاضران در صحنه مشورت کردند و اجازه دادند که همه نظر و رأی خود را ابراز کنند اما بهترین تصمیم گرفتند. به این صورت که با نظر سعد بن عباده که معتقد بود باید از شهر خارج شده و در میدانی وسیع با دشمن جنگید، موافقت کردند.

ایشان با چند نفر از یاران خود از مدینه بیرون رفتند تا مکان مناسبی برای جنگ مشخص کنند. چنانکه درباره این ماجرا در قرآن کریم می‌خوانیم: «وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِک تُبَوِّىءُ الْمُؤْمِنِینَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و (به یاد آور) زمانى را که صبحگاهان از میان خانواده خود جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بیرون رفتى، و خداوند، شنوا و داناست (گفتگوهاى مختلفى را که درباره طرح جنگ گفته مى‏شد، مى‏شنید و اندیشه‏هایى را که بعضى در سر مى‏پروراندند، مى‏دانست).»

در این ماجرا منافقان از اینکه آن حضرت را یاری کنند دریغ کردند. آنچه که خدای متعال درباره آن‌ها فرمود: «إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنکمْ أَن تَفْشَلاَ؛ (و نیز به یاد آور) زمانى را که دو طایفه از شما تصمیم گرفتند سستى نشان دهند.» آیه شریفه به طایفه بنو سلمه و بنو حارثه اشاره می‌کند که تصمیم گرفتند با عبدالله بن ابی از میدان مبارزه برگردند.

با این تعبیر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله هم از اندیشه منافقان آگاه بودند؟

بله. نبی مکرم اسلام هم ریشه‌های نفاق را خوب می‌شناختند و از حال و فکر آن‌ها مطلع بودند. بر همین اساس اجازه عرض‌اندام به آن‌ها نمی‌دادند. در این مدت که آن حضرت و یاران ایشان در جست‌وجوی مکانی برای مقابله با دشمن بودند، لشکر قریش به مدینه نزدیک می‌شد، تا اینکه به منطقه احد رسید.

تعیین مناطق استراتژیک در جنگ

در این زمان یاران پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله چند نفر بودند؟

یاران آن حضرت حدود هفت‌صد نفر شده بودند. البته توجه داشته باشید که هرچند تعداد آن‌ها کم بود اما آن‌ها دارای قدرت ایمان بودند، ایمانی که به انسان شجاعت و غیرت دینی می‌دهد و باعث می‌شود دلیرانه در میدان نبرد حاضر شود.

وقتی پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله یاران خود را آراستند، عبدالله بن جبیر را همراه پنجاه نفر تیرانداز مأمور کردند که از دره‌ای که در کنار لشکر قرار داشت محافظت کنند تا مبادا دشمن از طریق آن دره به لشکر اسلام حمله کند. حتی آن حضرت تأکید کردند که هرگز آن دره را ترک نکنند چون امکان دارد مسیر عبور و حمله دشمن همان محل باشد. در این تأکیدها خطاب به عبدالله بن جبیر و همراهان او فرمودند: «حتی اگر مشاهده کردید که ما لشکر دشمن را شکست دادیم و آن‌ها را تا مکه هم تعقیب کردیم، باز هم مراقبت از دره را ترک نکنید و از این محل دور نشوید. اگر هم دشمن ما را شکست داد و تا داخل مدینه هم ما را تعقیب کرد، باز هم در این مکان بمانید و دره را در دست داشته باشید.»

دلیل این همه تأکید بر مراقبت از آن دره چه بود؟

آن دره موقعیتی استراتژیک در جنگ احد داشت. اگر مراقبت از دره در اختیار مسلمانان قرار می‌گرفت، دشمن نمی‌توانست از پشت به لشکر اسلام حمله کند. در حالی که کمترین بی‌اعتنایی نسبت به این موقعیت حساس، زمینه شکست مسلمانان و حمله‌ور شدن دشمن از پشت به آن‌ها را مهیا می‌کرد.

در عین حال جالب است بدانید که در لشکر قریش هم ابوسفیان خالد بن ولید را همراه با دویست نفر مأمور کرده بود تا در کمین همان دره باشند تا از طریق همان مسیر به مسلمانان حمله کنند. درواقع دشمن می‌خواست عملیاتی غافلگیرانه را رقم بزند و پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله که از این حیله دشمن آگاه بودند، بر مراقبت از دره توسط مسلمانان تأکید می‌کردند.

شکست اولیه قریش

نتیجه چنین جنگی چه شد؟

وقتی مسلمانان آماده نبرد شدند، نبی مکرم اسلام پرچم را در دست حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام دادند. درواقع علمدار جنگ احد، امام علی علیه السلام بودند.  زمانی که دشمن به سمت مسلمانان حمله می‌کردند، مسلمانان دفاع شجاعانه‌ای انجام دادند که با وجود آنکه تعداد آن‌ها در برابر دشمن به مرتب کمتر بود، اما در مراحل اولیه قریش را به سختی شکست دادند. به این ترتیب لشکر ابوسفیان فرار کرد و مسلمانان به تعقیب آن‌ها رفتند.

اوضاع دره چگونه بود؟

خالد بن ولید، مأمور ابوسفیان، که می‌دید لشکرش در حال فرار است، خودش را به دره رساند ولی با مأمور پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله مواجه شد و عبدالله بن جبیر و همراهانش آن‌ها را تیرباران کردند. درنهایت خالد برگشت.

در همین زمان همراهان خالد بن جبیر که دیدند لشکر ابوسفیان فرار کرده و یاران اسلام در میدان مشغول جمع کردن اموال دشمن هستند، خواستند دره را ترک کنند. امام عبدالله بن جبیر به آن‌ها هشدار داد که نبی مکرم اسلام فرمودند به هیچ وجه دره را ترک نکنیم. اما یاران او قبول نکردند و به مرور سنگرها را ترک کردند تا اینکه عبدالله به همراه دوازده نفر در آن منطقه حساس و استراتژیک باقی ماند.

نحوه مبارزه امام علی علیه السلام در جنگ احد چگونه بود؟

امام علی علیه السلام به عنوان یار شجاع پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در میدان حضور داشتند. ایشان پرچم‌دار قریش را که طلحه بن ابی طلحه عبدی بود را به قتل رساندند. پرچم به دست نفرات بعدی افتاد و آن حضرت هر بار با کشتن دشمنان اسلام، پرچم دشمن را بر روی زمین می‌انداختند. تا اینکه درنهایت عمره دختر علقمه کنانیه پرچم را برداشت.

حمله دشمن از پشت سر لشکر مسلمانان

در همین زمان بود که خالد بن ولید از کوه به طرف عبدالله بن جبیر رفت سرازیر شد و عبدالله با همان تعداد نیروهای کم آن‌قدر مقاومت کرد تا اینکه همه به شهادت رسیدند. در همین زمان از دشمن که دره را در دست گرفته بود، از پشت سر به مسلمانان حمله کردند. به همین دلیل بود که مسلمانان شکست خوردند و تعداد زیادی از آن‌ها به شهادت رسیدند.

هرچند که تعدادی از مسلمانان هم فرار کردند و بعضی به بالای کوه‌ها می‌رفتند. در این زمان، پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله که شاهد فرار مسلمانان از میدان جنگ بودند، کلاه را از روی سر برداشتند و با صدای بلند فرمودند: «أنا رسول‌الله. إلی أین تفرون عن الله و عن رسوله؟» به این معنا که: «من رسول خدا هستم. از خدا و رسول او به کجا فرار می‌کنید؟!»

ماجرای مثله مثله شدن حضرت حمزه علیه السلام

یکی از چهره‌های مهم و اثرگذار که در جریان جنگ احد به شهادت رسید، حضرت حمزه عموی نبی مکرم اسلام بودند. شهادت ایشان چگونه اتفاق افتاد؟

حضرت حمزه علیه السلام به طور مرتب به لشکر دشمن حمله می‌کرد و او که در هیچ شرایطی نبی مکرم اسلام را تنها نگذاشته بود، در جنگ احد هم دلیرانه مبارزه کرد. او به قدری شجاع بود که گفته شده دشمنان از مقابل شمشیر او فرار می‌کرد و کسی نمی‌توانست با او مبارزه کند.

در این میان زنی به نام هنده که همسر ابوسفیان بود، در کنار میدان جنگ حضور داشت. او به مردی به نام وحشی که برده‌ای از جبیر بن مطعم بود، قول داد که اگر بتوانی محمد یا علی یا حمزه را به قتل برسانی جایزه بزرگی به تو می‌دهم. وحشی با خودش فکر کرد که محمد را نمی‌توانم به قتل برسانم. علی هم که مردی بسیار هوشیار است و مدام به اطراف خودش توجه دارد و خوب می‌جنگد. پس امیدی ندارم که بتوانم ضربه غافلگیرانه‌ای به او بزنم.

درنهایت وحشی برای کشتن حضرت حمزه کمین کرد. او در مقابل پاهای حضرت حمزه مانعی گذاشت که باعث زمین خوردن او شد. در این زمان وحشی با نیزه حمله کرد و حضرت حمزه را به شهادت رساند. سپس به دستور هنده، شکم او را پاره کرد، جگرش را درآورد و به خدمت هنده برد. هنده تکه‌ای جگر را در دهانش برد و بیرون انداخت. نبی مکرم اسلام درباره این ماجرا فرمودند: «خداوند متعال فرشته‌ای را مأمور کرد تا  آن جگر را به بدن حمزه ملحق کند.» هنده بعد از این کار کنار پیکر حضرت حمزه آمد و دست و پا و دو گوش او را قطع کرد.

هدیه نبی مکرم اسلام به امام علی علیه السلام

گفته شده که طی همین جنگ بود که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله شمشیر خود را به نان ذوالفقار به حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام دادند. آیا این مطلب صحت دارد؟

بله. در این میدان که مسلمانان سست ایمان پا به فرار گذاشته بودند، غیر از امام علی علیه السلام و چند نفر دیگر کسی در میدان مبارزه و در کنار نبی مکرم اسلام باقی نمانده بود. هر گروهی از دشمنان که به نبی مکرم اسلام حمله می‌کردند، امام علی علیه السلام با آن‌ها می‌جنگیدند و از جان پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله دفاع می‌کردند.ایشان به اندازه مبارزه کردند که شمشیر در دستشان تکه‌تکه شد. در همین زمان بود که نبی مکرم اسلام، شمشیر خود را به نام ذوالفقار به آن حضرت دادند.

امام علی علیه السلام در جنگ احد آن‌قدر مبارزه و ایستادگی کردند که زخم‌های زیادی بر روی سر، صورت، بدن، شکم و دو پایشان وارد شد و تعداد زخم‌های بدن ایشان  به هفتاد می‌رسید.

پیچیده شدن نوای لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

در این زمان، جبرئیل علیه السلام به رسول خدا صلی‌الله علیه و آله گفت: «مواسات یعنی این.» و پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «او از من است و من از او هستم.» جبرئیل علیه السلام گفت: «و من از هر دوی شما هستم.»

امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: در این زمان پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله جبرئیل علیه السلام را دید که در میان آسمان و زمین ایستاده و می‌گوید: «لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار» به این معنا که: «جوانمردی مانند علی علیه السلام نیست و شمشیری جز ذوالفقار وجود ندارد.»

آیا در جنگ احد نبی مکرم اسلام هم زخمی شدند؟

در این باره روایت‌های متعددی نوشته شده است. از جمله اینکه در روایت‌های امامیه و دیگران آمده است که در این جنگ پیشانی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله زخمی برداشت و در اثر تیری که مغیره به سوی ایشان انداخت، دندان‌های پیشین آن حضرت شکست.

زن غیرتمند در لشکر مسلمانان

اشاره کردید که در لشکر ابوسفیان، زنان هم حضور داشتند. آیا در لشکر مسلمانان هم خانم‌ها حاضر بودند؟

آن طور که در روایت قمی آمده است، زنی به نام نسبیه در این جنگ همراه لشکر پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله بود. البته گفته شده که او در بسیاری از جنگ‌ها حاضر می‌شد و کارش پرستاری و مداوا کردن زخمی‌ها بود.

پسر نسبیه هم در میدان جنگ در لشکر نبی مکرم اسلام می‌جنگید. وقتی پسرش می‌خواست از میدان فرار کند، نسبیه خودش را به او رساند و هشدار داد که آیا از خدا و رسول خدا فرار می‌کنی؟ و او را تشویق کرد که دوباره به میدان برگردد. پسرش به میدان برگشت و مبارزه کرد تا اینکه شهید شد. نسبیه وقتی شهادت پسرش را دید، خودش را به بدن او رساند، شمشیرش را برداشت و به قاتل او حمله کرد و او را کشت. پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در مقابل شجاعت این زن از او قدردانی کرده و فرمودند: « بارک‌الله فیک یا نسبیه.»

 

منبع:تسنیم

طرح زیست شبانه خطری برای سلامت روح و جسم است



عقیق:وقتی از استحاله فرهنگی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های نفوذ سخن به‌میان می‌آید، گزاره‌هایی همچون براندازی نظام، دین‌زدایی، سکولاریزه کردن جامعه و سبک زندگی غربی اصلی‌ترین اهداف آن محسوب می‌شود، در واقع منظور از استحاله فرهنگی، تلاش دشمنان یک ملت برای گرفتن اعتقادات و ارزش‌های مردم آن جامعه است، مردمی که با پشتوانه اعتقادات دینی و ملی خود، سرمایه عظیمی از فرهنگ و دستاوردهای فرهنگی را با خود دارند. می‌توان گفت استحاله فرهنگی باعث جابه‌جایی ارزش‌ها از رویکردهای دینی به‌سوی رویکردهای الحادی می‌شود و زمینه را برای ناهنجاری‌های بعدی فراهم می‌کند.

 مدتی است طرحی با عنوان زیست شبانه در شهر تهران روی میز بررسی اعضای شورای شهر قرار گرفته است. در صد و بیست و دومین جلسه شورای شهر تهران در سال گذشته،  طرح  “زیست شبانه” در تهران مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت و کلیات لایحه «الزام شهرداری به برنامه‌ریزی و بسترسازی و احیای زیست شبانه» با 14 رأی موافق در شورای شهر تصویب شد. قرار است این طرح از بازه زمانی ساعت 24 تا 3 نیمه‌شب و چه‌بسا بیشتر در راستای دستیابی به حیات شبانه اجرا شود.

با آغاز ماه مبارک رمضان و بر اساس اعلام شهرداری تهران، طرح حیات شبانه در 3 منطقه آغاز شد و با پایان یافتن ماه مبارک رمضان، شهرداری تهران بنا بر ادامه اجرای طرح حیات شبانه را در دستور کاری خود قرار داد اما این‌بار نیروی انتظامی با ادامه و اجرای طرح پس از ماه مبارک رمضان مخالفت کرد. پس از مخالفت نیروی انتظامی با ادامه اجرای طرح، زهرا نژادبهرام عضو هیئت رئیسه شورای شهر تهران مجدداً به این موضوع واکنش نشان داد و در این زمینه گفت: سه‌شنبه 21 خرداد جلسه‌ای با سردار رحیمی فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ داشتیم که در این جلسه جزئیات اجرای طرح زیست شبانه مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

نژادبهرام عضو شورای شهر تهران درباره آخرین اقدامات صورت‌گرفته درباره اجرای طرح زیست شبانه در پایتخت گفت: در جلسه‌ای که برگزار شد، کلیات ضوابط و چگونگی اجرای طرح و دلایل مخالفت نیروی انتظامی با ادامه طرح زیست شبانه مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت تصمیم بر آن شد اجرای طرح زیست شبانه در پایتخت ادامه پیدا کند.

* محسن هاشمی رئیس شورای شهر تهران پیش از این درباره اجرای این طرح گفته بود: مخالف حضور فرزندانم در زیست شبانه هستم. خودم نیز شب‌ها ساعت 10 می‌خوابم و 5 صبح بیدار می‌شوم بنابراین تمایلی به این طرح ندارم. در صورتی که فرزندان جداگانه برنامه‌هایی برای زیست شبانه داشته باشند نگران می‌شوم و به‌نظرم این مسأله در صورتی که در چارچوب خانواده باشد، مشکل‌زا نیست. در صورتی که در یک خانواده نیز پدر به‌تنهایی در زیست شبانه باشد، قطعاً نگرانی‌هایی برای زنان ایجاد می‌کند.

اما سؤالی که همچنان باقی است این است که؛ این طرح و تفکری که پشت اجرای این طرح است، از کجا ناشی می‌شود و چگونه با سبک زندگی ایرانی اسلامی ما همخوانی دارد؟

حجت‌الاسلام علی سرلک استاد دانشگاه و کارشناس خانواده در گفتگویی با اشاره به تصویب کلیات طرح “زیست شبانه” گفت: جریان مدرنیته و به‌طور کلی گردش جریانات بر اساس منفعت و سود است، بالاخره آن چرخه معیوبی که در زندگی ما تعریف شده اقتضائاتی را به‌دنبال دارد، مثلاً پدیده‌ای مثل خانه‌های مجردی که گسست نسلی را دارد نشان می‌دهد در جریان فرهنگی مدرنیته یک آرزوی طبیعی قلمداد می‌شود یا افزایش نرخ طلاق یا خیانت و… یکی از عوارض و پیامدهای زندگی بر اساس تفکر مدرنیته‌ای، ماجرای طرح زیست شبانه یا بیداری شب یا شهرهای بیدار است.

وی افزود: به‌دلیل اینکه برخی انسان‌ها در طول روز نمی‌توانند اوقات فراغتشان را به‌خوبی بگذرانند، چنین طرحی ایجاد شده که بتوانند مابه‌ازای آن را در ساعات پایانی شب تا صبح انجام دهند، چنین ایده‌ای ظاهر مطلوبی دارد ولی در واقع چرخه سلامت روح و جسم را به خطر می‌اندازد. خداوند حکیم و انسان‌آفرین(!) در قرآن شریف از آرامش انسان در شب و خواب شبانه سخن گفته است و با اجرای این طرح، خواب و استراحتی که باید در این بازه زمانی برای هر فردی صورت گیرد، گرفته می‌شود.

این کارشناس حوزه خانواده گفت: زندگی طبیعی ما انسان‌ها اقتضائاتی دارد مثلا‌ً با گوش می‌شنویم، یا با چشم می‌بینیم و…، حالا ممکن است روزی انسان‌ها تصمیم بگیرند روی دست راه بروند یا مثلاً از چشمشان دیگر برای دیدن استفاده نکنند، شاید برخی از اینها تخیل باشد اما در هر صورت نشان می‌دهد که انسان‌ها چقدر می‌توانند از طبیعت خودشان فاصله بگیرند.

حجت‌الاسلام سرلک خاطرنشان کرد: در روایت داریم که خوب است با هدفی مشخص مثلاً برای مرزبانی یا عبادت و… از ظرف و موقعیت شب استفاده کنید، در این کار طبیعت شب به هم نمی‌خورد اما از آن به‌درستی هم استفاده می‌شود، اما اگر ظرف شب را مثل ظرف روز به فرصتی برای تلاطم و رفت‌وآمد تعریف کنیم از طبیعت شب خارج شده‌ایم و انسان را به کوفتگی‌ها و لختی‌های جسم و روح کشانده‌ایم.

بیداری شب با طبیعت انسانی همخوانی ندارد

وی افزود: ما باید نسبت به این مسأله معرفت پیدا کنیم که برنامه برای بیداری در شب به‌عنوان یک اتفاق مطلوب برنامه‌ای غلط است و نباید برنامه‌ریزان ما به این سمت حرکت کنند، چراکه این امر با طبیعت انسانی و سبک زندگی اسلامی همخوانی ندارد، حتی تلویزیون هم باید برنامه‌های شبانه‌اش را تغییر دهد. نباید به‌سمت جریان آبی حرکت کنیم که ما را به‌سمت یک آبشار مخوف و هولناک می‌برد.

این استاد دانشگاه گفت: این‌گونه طرح‌ها معمولاً به این صورت است که در ابتدا یک در باغ سبزی را نشان می‌دهند و فوائدی از آن را مطرح می‌کنند، اما بعد کار خود را انجام می‌دهند، اینکه بخواهند طرحی را اجرا کنند با این تعریف‌ها و پررنگ کردن جنبه‌های مثبت و بعد کار و هدف خود را دنبال می‌کنند.

نتیجه فعالیت سینماها و کنسرت‌ها در نیمه‌های شب ناکارآمدی جامعه است

حجت‌الاسلام سرلک تصریح کرد: خانواده به‌عنوان یک کانون گرم و محل آرامش اصلی است، اجرای این‌گونه طرح‌ها محفل گفت‌وشنود درون خانواده‌ها را از بین می‌برد، این‌که ساعات فعالیت سینماها، کنسرت‌ها و شهربازی‌ها و… دارد به نیمه‌های شب و حتی تا طلوع صبح کشیده می‌شود، جامعه را به یک جامعه خسته، کوفته‌ و ناکارآمد تبدیل می‌کند، چون از خواب شب بهره کافی برده نشده است، شبیه بلایی که از طرف مشغول شدن بی‌حدوحصر بعضی در شبکه‌های مجازی رخ داده است.

این کارشناس حوزه خانواده بر این باور است که این مسأله را هم می‌توان با تحلیل انسان‌شناسی واکاوی کرد و هم با تجربیات میدانی در کشورهایی که این طرح در آنها اجرا شده است، باید بررسی کرد که اجرای این طرح در سایر کشورها چه نتایجی در پی داشته است. اگر یک روزی به بیماران که دچار مشکلات روانی شده قرص‌هایی بدهیم تا ساعاتی آرام باشند، این به‌معنی این نیست که به‌وسیله این قرص‌ها آن را درمان کرده‌ایم بلکه باید ببینیم چه عواملی آنها را ناآرام و افسرده کرده است، ما نباید این فریب را بخوریم که برخی مُسکّن‌ها به‌مثابه درمان است، معمولاً‌ مُسکّن‌ها دردها را گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌کنند اگرچه به‌صورت موقت علائم آن دردها را پنهان می‌کنند.

وی افزود: آیا ما امروز از تمام ظرفیت‌های روز استفاده کافی می‌کنیم که زمانی را هم برای شب بگذاریم؟ گمان می‌کنم طراحان این طرح در تفکر نگاه مدرنیته‌ای و نگاه انسان‌هایی که مسائل مادی برایشان اهمیت بالایی دارد تنفس می‌کنند و به‌قول خودشان می‌خواهند ایران را شبیه برخی کشورهای خارجی کنند. ما فرهنگ اصیل خودمان را داریم و نباید از آن فاصله بگیریم. شادی و نشاط طبیعی و عمیق حق ماست و برای آن باید برنامه‌ریزی شود نه شادی‌های کسل‌کننده و خلاف طبیعت، حق جامعه ما گل و درخت طبیعی است نه درختچه‌های مصنوعی که نه رشد دارند و نه هوا را پاکیزه و خنک می‌کنند.

 

منبع:تسنیم

۶۰ درصد از ضریح جدید عبدالعظیم(ع) ساخته شد


عقیق:ساخت ضریح جدید حضرت عبدالعظیم (ع) در آستان مقدس آن حضرت و با نظارت مستقیم استاد محمود فرشچیان همچنان در حال انجام است، این پروژه که در کارگاهی واقع در ضلع شرقی آستان عبدالعظیم حسنی (ع) در حال انجام است، دارای یک سالن مخصوص نگهداری بدنه اصلی ضریح و نیز یک کارگاه ساخت قطعات ضریح مطهر است. این کار با استفاده از جوانان مستعد و زیر نظر اساتید فن و با دقت بالایی صورت می‌گیرد.

عباس بهزادی مدیر پروژه ساخت ضریح جدید حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در گفت‌وگویی گفت: تا به امروز چیزی حدود 60 درصد از کار ساخت ضریح جدید حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) انجام شده و حدوداً 40 درصد از روند کار باقی مانده است.

وی درباره زمان اتمام کار ساخت ضریح نیز اظهار کرد: این امکان وجود داشت که این پروژه با سرعت بیشتری به پایان برسد، اما عجله نکردیم و سعی کردیم با حوصله بیشتری کار فاخر و ارزشی ارائه کنیم. با این وجود حدود 2 سال دیگر کار ساخت این ضریح طول خواهد کشید.

مدیر پروژه ساخت ضریح جدید حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) درباره اساتید مشغول به کار در ساخت این ضریح گفت: یکی از ویژگی‌های ساخت این ضریح جدید، شیوه نوین و منحصر به فردی است که علیرضا اسدی استاد قلم‌زن این طرح به همراه فرزندانشان از آن استفاده می‌کند. قرار نیست اساتید دیگری برای انجام این کار اضافه شوند و همچنان با حضور استاد اسدی و جوانان با استعداد او کار ساخت ضریح جدید را ادامه خواهیم داد.

عاشقانه‌ای دیگر از مدافعان حرم


عقیق:«اردیبهشت نام دیگر توست»، عاشقانه‌های زن و شوهری را روایت می‌کند که مدتی دور از وطن، با جنگ، ترس‌ و عشق روزگار می‌گذرانند. نویسنده با خلق موقعیتی حساس، سعی کرده تا حدی به اوضاع سامرا در زمان حکومت داعش بپردازد. 

قسمتی از کتاب:

مرد اسلحه‌اش را از روی دوشش برمی‌دارد. می‌گیرد رو به من. حس می‌کنم الان است که محمد از جا برخیزد. با سر اسلحه‌اش پوشیه‌ام را عقب می‌زند. عصبانی می‌شوم. سرم را برمی‌گردانم رو به مامور. نمی‌دانم چه می‌شود که تا این حد شجاع می‌شوم. با تغیر خیره‌خیره نگاهش می‌کنم. او هم با دقت به خال‌های آبی بالای ابرو و زیر چانه‌ام نگاه می‌کند. دوباره چشمان سرمه کشیده‌ام را برانداز می‌کند. زود پوشیه‌ام را می‌کشم روی صورتم. منتظر واکنش مامور هستم. لحظاتی با خودش کلنجار می‌رود و راهش را می‌کشد و به ته هایس می‌رود. ..

«اردیبهشت نام دیگر توست» تو رمانی عاشقانه با موضوع با موضوع مدافعان حرم می باشد که در قطع رقعی در 208 صفحه به قلم زینب بخشایش به رشته تحریر در آمده  و توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.

چهار ویژگی حضرت عبدالعظیم(ع)


عقیق:حجت‌الاسلام والمسلمین محمد صدارت کارشناس علوم قرآنی درباره شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) گفت: دلیل برجسته بودن ایشان نسبت به سایر امام زادگان به جایگاه علمی ایشان برمی‌گردد. دفاع از اهل بیت (ع) و مروج و مبلغ اخلاق اسلامی وجه مشترک همه امام زادگان است و همگی نیز به شهادت رسیده‌اند اما حضرت عبدالعظیم (ع) از چند تفاوت ویژه برخوردار هستند.
وی در همین راستا افزود: حضرت عبدالعظیم (ع) از علمای زمان خود بودند و خدمات علمی ایشان باعث برجسته شدنشان شده است. درباره برابر بودن زیارت ایشان با زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) در روایت نقل شده است، کسی به زیارت امام هادی (ع) می‌رود امام از او می‌پرسند از کجا می‌آیی؟ پاسخ می‌دهد از سمت ری آمده‌ام به مدینه امام می‌فرمایند تو ثواب سیدالشهدا را می‌بری.


این کارشناس علوم قرآنی درباره تشویق به زیارت «حضرت عبدالعظیم (ع)» اظهار کرد: دلیل اینکه مردم را به زیارت ایشان تشویق می‌کردند نشان می دهد که اهل بیت (ع) قصد داشتند شیعیان را به سمت ایشان و ویژگی هایی که داشتند سوق دهند. طبیعتاً وقتی کسی را به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) تشویق می‌کنند قطعاً یک زیارت ساده نیست.

حجت الاسلام و المسلمین صدارت ادامه داد: در انقلاب اسلامی هم همین موضوع را داریم، امام خمینی (ره) که می‌فرمایند محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است فلسفه‌اش همین بود. گریه بر ابا عبدالله (ع) در محرم و صفر و برپایی مراسم روضه مردم را به سمت امام حسین (ع) می‌کشاند و توجه به چگونگی کار امام حسین (ع) است که زیارتشان ارزش بالایی دارد.

وی با اشاره به اهمیت زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) تاکید کرد: برای ما که ساکن ایران هستیم ممکن است دسترسی به کربلا برای برخی‌ها سخت باشد و زیارت و انتظاری که قصد دارند در کربلا انجام بدهند برایشان میسر نباشد در روایت نقل می‌شود که مدفن مبارک عبدالعظیم (ع) را زیارت کنید که ثواب این زیارت برابر با ثواب زیارت کربلاست.

این کارشناس علوم قرآنی درباره ویژگی‌های حضرت عبدالعظیم (ع) توضیح داد: اینکه یک شخص عادی به سراغ علم و دانش می‌رود حتماً رفتارهایی داشته است که با سایر علما تا این حد تفاوت فاحش پیدا می‌کند تا آنجا که ثواب زیارت قبرش برابر است با ثواب قبر ابا عبدالله (ع). ایشان یک سری ویژگی‌ها با سایر امام زاده‌ها و علما دارند که اگر به نظر من مردم به ویژگی‌های ایشان فکر کنند که بتوانند خود را شبیه حضرت عبدالعظیم (ع) کنند ماحصل همان زیارت قبر ایشان است.

چهار ویژگی متفاوت حضرت عبدالعظیم(ع)/علت برابری زیارت بارگاه ری با زیارت امام حسین(ع)
حجت ‌الاسلام والمسلمین صدارت در ادامه افزود: یکی از ویژگی‌های ایشان سفر و وقایعی بوده که در این سفر رخ داده است. اولین نکته‌ای که می‌توان در زندگی ایشان پیدا کرد ارتباط با امام زمان (عج) است. ایشان در عرضه کردن دین به امام هادی (ع)، ارتباط مستمر داشتن با امام هادی (ع)، چک کردن رفتارهای خودش و دستور گرفتن از امام زمان (عج) یک شاخص شده اند که در روایات نیز از ایشان یاد شده است. اگر ما هم می‌خواهیم در بحث ارتباط با امام زمان (عج) و دقت در ارتباط با امام زمان (عج) مانند ایشان روشن شویم باید از حضرت عبدالعظیم (ع) یاد بگیریم.

وی با اشاره به روحیه مبارز حضرت عبدالعظبم (ع) توضیح داد: یک بعد دیگر ایشان جهاد با طاغوت است، در موضوع تخریب حرم امام حسین (ع) حضرت عبدالعظیم (ع) از حرم امام دفاع و با تخریب کنندگان مقابله می‌کند. سخنرانی کرده و خطبه می خواند و از حریم اهل بیت (ع) دفاع می کند. دفاع ایشان مقابله با طاغوت بوده و سفری هم که به ایران داشته به دلیل طاغوت بوده است و در سفرشان با امام زمان (عج) دیدار می‌کنند. کسی که برجسته‌می شود علاوه بر تبعیت از امام زمان (عج) و ارتباطش با ایشان در مقابل طاغوت هم نباید ساکت بنشیند. اما بعضی‌ها که مهدویت را قبول دارند جهاد و مبارزه را قبول ندارند و معتقدند باید بنشینیم تا آنقدر گناه زیاد شود تا امام عصر (عج) ظهور کند.

این کارشناس علوم قرآنی ادامه داد: ما در رفتار حضرت عبدالعظیم (ع) می بینیم که با طاغوت مبارزه و ایستادگی می کند تا جایی که عرصه بر ایشان تنگ می شود و امام هادی (ع) به ایشان دستور هجرت می دهند تا از شر طاغوت در امان باشند. بعد سوم این شخصیت جهاد با انحرافات است. حضرت عبدالعظیم (ع) در عراق و ایران و در شهرهای مختلف این دو کشور رفتارهای مختلفی هم می بینند. از ایرانی ها و عراقی ها افراط و تفریطی هایی از علاقمندان به امام حسین (ع) و پیروان دیگر ادیان می بینند. ایشان در برابر این افراط و تفریط ها به راحتی نمی گذرند بلکه به گفت و گو، مناظره، تشویق و ارشاد مشغول می شوند.

حجت الاسلام و المسلمین صدارت با اشاره به حائز اهمیت بودن علم بیان کرد: اینکه یک شخصی در برابر انحرافات مبارزه و ایستادگی می کند به دلیل دانشی است که دارد. اگر ایشان علم و دانش نداشتند صرفاً با مقاوت کردن جواب نمی گرفتند. اما آنچه در تاریخ آمده ایشان بر افراد و قومیت ها اثرگذار بودند. در شهر ری هم که زندگی مخفیانه داشتند محل رجوع مردم و محل مباحثات و مناظرات مردمی بودند. اثرگذاری که در طول مسیر بر مردم ری و شهر ری داشتند همگی به دلیل بار علمی ایشان بود. آنقدر مردم ایشان را دارای بار علمی برجسته و کامل می دیدند صحبت هایش را نیز کامل می پذیرفتند.

وی خاطرنشان کرد: همین علمی بودن داشتن و دین شناس بودن ویژگی چهار حضرت عبدالعظیم (ع) است. اگر شخصی بخواهد الگوبرداری از ایشان بکند ابتدا باید امام زمانی (عج) و زندگی اش مهدوی باشد، دوم اینکه با طاغوت مبارزه کند و در برابر ظلم سکوت نکند که در دوره ما طاغوت همان جبهه استکبار یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی، وهابیت و بهاییت و مجموعه هایی از جبهه های استکبار و داعش هستند.

 

منبع:میزان

امامزاده‌ای که همنشین پنج معصوم(ع) بود


عقیق:عظمت و جایگاه اهل بیت (ع) میان مسلمانان به خصوص شیعیان آنقدر زیاد است که مشتاقانه و از صمیم قبل ، جان و مال خود و تمام وجودشان را تقدیم این بزرگواران می کنند ؛ محبت اهل بیت (ع) یک ارتباط دو سویه است و برکات بسیاری را به همراه دارد ؛ امام حسین (ع) در میان اهل بیت (ع) حائز اهمیت تر است ، عاشقان و مشاقان این امام معصوم (ع) آنقدر زیاد است که خواستار زیارت دائم ایشان هستند و دل کندن برای آنها همچون جان سپردن است؛ بر اساس بسیاری از روایات ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی برابر با ثواب زیارت امام حسین (ع) است و این موضوع بیانگر عظمت و بزرگی آن حضرت (ع) در پیشگاه خداوند متعال است ؛ ایشان نیز مانند ائمه اطهار میان مسلمانان و شیعیان جایگاه مهمی دارد.

حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در روز پنجشنبه چهارم ماه ربیع الاول سال ۱۷۳ هجری قمری مطابق با ۲۵ تیر ماه ۱۵۸ یزدگردی، ۱۳ شهریور سال ۱۶۸ خورشیدی، ۷۸۹ میلادی، در زمان پیشوای هفتم شیعیان امام موسی کاظم (ع) و هارون الرشید در مدینه در خانه جدش حضرت امام حسن مجتبی (ع) متولد شد و پس از مدّت ۷۹ سال و شش ماه و یازده روز قمری عمر، در روز آدینه پانزدهم شوال سال ۲۵۲ هجری قمری، مطابق سیزده مهر ماه قدیم سال ۲۳۵ یزدگردی، در زمان المعتز عباسی از دنیا رفت.

پدر گرامی حضرت عبدالعظیم حسنی عبدالله بن علی (ع)؛ در زمان حیات جدش حسن بن زید (ع) متولّد شد و چون قبل از تولدش ، پدرش علی در زندان درگذشت ،جدش کفالت او را به عهده گرفت) و مادرش فاطمه (س) یا حیفا نام داشتند، همسر آن حضرت (ع) خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن مجتبی (ع) «پسرعموی پدرش که در تجریش تهران به نام امامزاده قاسم (ع) مدفون است» بود؛ کنیه ایشان ابوالقاسم و ابوالفتح است.

از حضرت عبدالله (ع) پدر عبدالعظیم حسنی (ع)، به نقلی، پنج پسر و به نقلی، نُه پسربر جای ماند که یکی از آن‌ها حضرت عبدالعظیم (ع) بوده است؛ علی بن حسن (ع) نام جدّ اوّل حضرت عبدالعظیم (ع)، علی و لقب او سدید است. او همراه پسرعمویش عبدالله محض و گروهی دیگر از سادات حسینی، در دوران خلافت منصور بر ضد عباسیان قیام کرد. جمعی از آنان و از جمله او، دستگیر و به بغداد منتقل شدند و پس از مدتی در زندان از دنیا رفت؛ حسن بن زید (ع) جد دوم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، حسن نام داشت؛ ایشان تنها فرزند پسر زید (ع) بود که از بزرگان عصر خودش به شمار می‌رفت و در بین بنی هاشم، به بخشش، کرم، سخاوت و خدمت به محرومان، شهرت داشته است. آن حضرت (ع) از سوی منصور عباسی به ولایت مدینه انتخاب شد؛ ولی پس از مدتی، مورد خشم او قرار گرفت و به زندان افتاد و در سال ۱۶۸ هجری قمری، در سن هشتاد سالگی از دنیا رفت؛ زید بن حسن مجتبی (ع) جد سوم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) فرزند بزرگ امام حسن مجتبی (ع) است و متولی اوقاف پیامبر (ص) بوده و به جلالت قدر، کرامت طبع، عزّت نفس و کثرت نیکوکاری، توصیف شده است.

همنشین پنج امام معصوم (ع) که بود؟ // در حال تکمیل

ایشان دوران خود حیات پنج امام از امامان اهل بیت (ع)؛ امام موسی کاظم (ع) تا امام حسن عسکری (ع) را درک کرده‌اند؛ امّا این به این معنا نیست که به محضر همه آنها هم رفته و یا از آنها سخنی نقل کرده است.

همنشین پنج امام معصوم (ع) که بود؟ // در حال تکمیل

حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به فرمان امام علی النقی (ع) به شهر ری رفت و در سرداب خانه یکی از شیعیان آن شهر به زندگی پنهانی روی آورد؛ او روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به نماز می‌ایستاد. گاهی پنهانی از خانه بیرون می‌آمد و قبری را که اکنون روبروی آرامگاهش است زیارت می‌کرد. او پس از مدتی بیمار می‌شود و چندی بعد در روز سه‌شنبه پانزدهم شوال سال ۲۵۲ قمری (۱۱ آبان ۲۴۵ خورشیدی، ۸۶۶ میلادی)، در زمان پیشوای دهم شیعیان امام علی النقی (ع) وخلافت عباسیان درگذشت.

جلوی داعش فرهنگی را بگیرید!


عقیق:در پی انتشار مطلب توهین­ آمیز در یکی از روزنامه­ های رسمی کشور علیه آیت الله سید احمد خاتمی از ائمه جمعه تهران و عضو هيأت رئيسه مجلس خبرگان رهبری، مدیریت رسانه و اطلاع­ رسانی حوزه­ های علمیه طی اطلاعیه‌ای نسبت به این اقدام غیراخلاقی و شرعی واکنش نشان داد.

متن این اطلاعیه به این شرح است:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جریان نفاق و واپس‌گرایی، که هنوز نتوانسته بود شکست رژیم شاهنشاهی و پایان تسلط غرب بر ایران را باور کند؛ شروع به جنگ شهری و ترور شخصیت‌های فکری جریان انقلابی نمود. به‌طوری که می‌توان ایران اسلامی را بزرگ‌ترین قربانی تروریسم دانست.

پس از تقویت بنیادهای امنیتی و ارتقای توان دفاعی در برابر گروه‌های معاند و منافق، رویکردهای تهاجمی دشمن تغییر پیدا کرد و از ترور فیزیکی به ترور شخصیت تمایل یافت. اتهام‌زنی، دروغ‌پراکنی‌، شایعه‌سازی و تخریب چهره‌های شاخص از عادی‌ترین اقدامات این گروه بوده است.

 

خاطره‌های تلخی چون کاریکاتورهای موهن علیه امام خمینی قدس‌سره، مراجع عظام تقلید دامت برکاتهم و بزرگان دینی، شهدای دفاع مقدس و رزمندگان اسلام در طول تاریخ انقلاب  و همچنین تصویر توهین­آمیز نسبت به آیت الله علامه مصباح یزدی دامت‌برکاته که به تحصن بزرگ علما و مردم قم در مسجد اعظم انجامید و با پیام مقام عظمای ولایت دام‌ظله پایان یافت، یکی از این دست اقدامات بود. اخیراً نشریه نه‌چندان مطرح «همدلی» در تاریخ 26 خرداد اقدام به انتشار تصویر و تیتر موهنی درباره آیت‌الله سیداحمد خاتمی، عضو هیأت محترم رئیسه مجلس خبرگان رهبری، عضو شورای عالی حوزه‌های علمیه و خطیب نماز جمعه تهران، نمود که در این خصوص چند مطلب به اختصار عرض می‌شود:

1. این نشریه کم شماره و 8 صفحه‌ای، که اتفاقاً مورد توجه نیز نمی‌باشد، با تأسی به شعار “برای مطرح شدن به بزرگان بتاز”، با جسارت به محضر روحانیت و علما کوشیده تا با این کار قدری دیده شود و شاید مورد توجه اربابان خارج‌نشین قرار گیرد.

2. به نظر می‌رسد، شیوه آیت‌الله خاتمی در خطبه‌های جمعه، مبنی بر انتقال صدای مردم و انتقاد از نارسایی‌ها و کم‌کاری برخی افراد و مسئولان و مطالبه‌گری حقوق ملت با صدایی رسا و در خطبه‌های جمعه، یکی از اصلی‌ترین دلایل توهین به ایشان آن هم در این مقطع حساس می­باشد.

3. این خرده نشریه چنین القاء می‌کند که همه قریب به 900 عالم و خطیب جمعه، فاقد بینش اجتماعی و درایت سیاسی هستند و می‌کوشد تا ایشان را وابسته به حکومت به معنای منفی آن معرفی کند حال آن‌که قدرت­طلبی چیزی است و حمایت از نظام چیز دیگری. روشن است که بدون تردید موضع ایشان و سایر خطبای بزرگ، مقابله با آمریکا، اسلام آمریکایی و ایادی آن‌ها در داخل کشور و در عین حال حمایت از اصل جمهوری اسلامی، حقوق ملت و پاسداری از دین و ارزش‌های دینی است و این هرگز به معنای وابستگی به قدرت نیست بلکه معنای آن حمایت، هدایت، امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت پدرانه به کارگزاران و متصدیان امر است.

4. بر کسی پوشیده نیست که در وقایع مربوط به نابسامانی‌های اقتصادی، ارزی و اخلاقی به‌ویژه در چند سال اخیر، هیچ نهاد و جایگاهی به اندازه نهاد نماز جمعه، مطالبه امور ملت و دغدغه معیشت مردم را نداشته و دقیقاً در همان ایامی که برخی مسئولین امر مشکلات اقتصادی را انکار می‌کردند و مردم، به‌ویژه طبقات کم‌درآمد، در اوج فشارهای اقتصادی بودند، این ائمه جمعه بودند که به پناهی برای مراجعه مردم و تریبونی برای رساندن پیام ایشان به مسئولین تبدیل شدند و گویا این مسئله به مذاق برخی‌ها خوش نیامده است.

5. فارغ از این‌که قطعاً توهین به شخص آیت‌الله خاتمی به‌عنوان یکی از چهره‌های شاخص حوزوی و انقلابی نیاز به پیگیری قضایی و حقوقی دارد مسئله‌ای که نباید به سادگی از آن گذشت اقدام داعش‌گونه پادوهای نظام غربی است که اگر امکان شهادت و ترور فیزیکی افراد را چون شهید خرسند و طلبه همدانی پیدا نکند، گلوله‌اش را به قلم تبدیل می‌کند و همه مرزهای انسانی و اخلاقی را زیر پا می‌گذارد. سؤال این است: چه کسی قرار است جلوی این داعش فرهنگی را بگیرد؟

1 2 3 96