غربت حرم+عکس




در سالروز میلاد باسعادت امام مجتبی (ع) حرم حضرت زینب (س) حال و هوای دیگری نداشت و درحالی که عاشقان حضرت در حسرت دیدار می‌سوزند حرم عمه سادات غریب و خالی از حضور عاشقان بود.

نقش روزه در روح انسان


عقیق:متن زیر برشی از کتاب «عالی‌ترین مکتب تربیت و اخلاق یا ماه مبارک رمضان» اثر آیت الله صافی گلپایگانی است که در ادامه می‌خوانید؛

نقش روزه در روح انسان

انسان در زندگی و در راه ترقّی و تکامل، باید با دشواری‌ها و سختی‌ها دست و پنجه نرم کند و از گردنه‌های خطرناکی عبور نماید و رنج‌ها و زحماتی را در این راه متحمّل شود، تا به سر منزل مقصود برسد؛ و تا بر این دشواری‌ها پیروز نشده و این گردنه‌ها را پشت سر نگذارد، به مقام کمال انسانیت واصل نخواهد گشت.

متاعب، صدمات و خطرات، بشر را آزموده و پخته و خالص می‌سازد؛ به شرط آن که بتواند با صبر و شکیبایی با آن‌ها روبرو شود، ثبات ورزد و از میدان به در نرود.

برای این که جان انسان به صبر و شکیبایی معتاد و نیرومند شود، اسلام برنامه‌هایی عالی و مؤثّر پیشنهاد کرده که از آن جمله «روزه» است.

روزه، انسان را به صبر و تحمّل عادت می‌دهد و به روح او نیرومندی و توازن و سنگینی خاصّی می‌بخشد که در برابر حوادث و ناملایمات عقب‌نشینی ننماید و به سوی اهداف انسانی پیش برود.

از نظر دیگر در وجود انسان احساسات و غرایز متضادی است که باید آدمی بر همه آن‌ها مسلّط باشد و در عین حالی که آن غرایز را به نحو معقول ارضا و اشباع می‌کند، بر کارشان نیز نظارت نماید.

وجود بشر منبع خواسته‌های بسیار است که هر یک در سیر او به سوی کمال، دخالت دارند و عوامل و اسباب ترقّی و سعادت او می‌باشند.

این غرایز اگر به طور صحیح رهبری نشود، برای انسان درد سرهای بسیار ایجاد کرده و باطن او را از طوفان‌های نگرانی و وحشت و اضطراب پر می‌سازد و زندگی را بر او تلخ و ناهنجار و مالامال از عذاب و خطا می‌کنند و حسد، تکبّر، حرص، طمع، شهوت، هوای نفس، ستمگری، چاپلوسی، تملّق و زبونی، حبّ جاه و ریاست و استثمار دیگران در آن حاکم می‌شود و اگر به طور خِرَدپسند و در لوای راهنمایی دین و قرآن هدایت شوند، باعث رستگاری و سعادت شده و فرد را به صفات انسانی مانند: تواضع، حلم، قناعت، پارسایی، عفّت، تقوا، عدالت، شرافت، استقامت و شجاعت آراسته می‌سازد.

انسان برای تسلّط بر غرایز و برقراری نظم و ترتیب در اعمال آن و حفظ اعتدال و هماهنگ ساختن تمایلات و رهبری آن‌ها، محتاج به صبر و شکیبایی است که یورش‌های این غرایز از قبیل: حسد، شهوت، حبّ جاه، میل به غذا و یورش‌های دیگر او را از پا در نیاورد و در او اختلال ایجاد ننماید. این یورش‌ها بسیار خطرناک و ضربه زننده هستند و اقناع نفس و دفع این یورش‌ها، با تسلیم شدن و ترک مقاومت‌کردن و آتش بس دادن در برابر آن‌ها امکان پذیر نیست و این امیال و خواسته‌های نفس، بیرون از حد و حصر است.

دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست‌کان به دریا نگردد، کمّ و کاست

هفت دریا در آشامد هنوزکم نگردد سوزشِ این خلق سوز

نفس را هفتصد سر است وهر سری‌از ثَری بگذشته تا تحت الثّری

اگر نفس از تسلّط بر این غرایز باز داشته شد و عقل آن‌ها را تحت فرمان قرار داد، انسان به سوی کمال می‌رود و اگر به خود واگذار شدند، مانند طفل شیرخواری که اگر او را از شیر باز نگیرند، به همان حال بزرگ می‌شود، این غرایز نیز در مسیر غیرعقلانی رشد یافته و قوّت سرکشی خود را افزون می‌سازند.

الَنَفسُ کَالطِّفلِ ان تُهمِلهُ شُبَّ عَلی‌حُبِّ الرِضاعِ وَان تُفطِمهُ ینفَطِمُ

کُم حَسُنَتِ لُذه لِلمَرءِ قاتِلهُ‌مِن حیث لَم یدرِ انَّ السمَّ فِی الدِسَم

وَخالِفِ النَفَس وَالشیطانَ وَاعصِهمِاوَان هُما مَحاضاکَ النُصح فَاتَّهِم

یکی از فواید روزه همین است که برای این پیکار داخلی، انسان را آماده می‌سازد، و نیروی شکیبایی او را زیاد می‌کند.

مگر روزه ترک شهوات، غذا و خوردنی‌های لذید و آشامیدنی‌های گوارا و خودداری از اعمال غرایز نیست؟

فردی که توانست یک ماه و هر روز تقریباً چهارده ساعت، غذا نخورد، تشنگی را تحمّل کند، به غریزه جنسی اعتنا نکند و آزاد زندگی نماید، خواهد توانست در مواقع دیگر نیز از شهوات نامشروع و آلوده دامانی، خود را حفظ کند.

بیشتر آلودگی‌ها و گرفتاری‌ها و سقوط در سیاه چال‌های زندان‌ها برای همین است که آدمی نتوانسته است برای مدّت زمانی هر چند کم، خود را در برابر خشم و شهوت نگاه بدارد و شکیبایی پیشه سازد.

روزه این حال و این وزن را به انسان می‌دهد که جنبش‌ها و یورش‌های نفسانی او را از این سو به آن سو پرتاب کند.

روزه یار و مددکار و راهنمای ما است که هم بتوانیم هجومی را که از خارج به ما وارد می‌شود دفع کنیم و هم حملاتی را که از داخل ما را تهدید می‌کند، بشکنیم.

از این رو است که از روزه، به «صبر» تعبیر شده و آیه کریمه «وَاستَعِینُوا بِالصَّبرِ وَالصَلوهِ» تفسیر به «صوم» گردیده است.

چنان چه از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: هرگاه بر کسی پیشامد سختی فرود آمد، پس باید روزه بگیرد؛ زیرا خداوند می‌فرماید:

وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلوهِ

از «شکیبایی» و «نماز» یاری جویید.

پس، فرمود: «صبر» یعنی «روزه».

از این جا معلوم می‌شود که روزه در حصول صفت صبر، یک علّت و عامل مهم است و به این دلیل است که از آن تعبیر به «صبر» می‌شود.

آری، بهترین تقویت کننده صبر و شکیبایی، «روزه» و برترین یاد خدا «نماز» است که هر کس از این دو یار قوی کمک بگیرد، بی‌شک بر حوادث، مصائب، هوای نفس، و تمایلات شیطانی پیروز می‌شود.

چه چیزی باعث صلح امام حسن(ع) شد؟


عقیق:حجت الاسلام سعید روستا آزاد در گفتگویی در مورد امام حسن مجتبی (ع) گفت: مراسم ولادت‌ها و شهادت‌های اهل‌بیت که در سراسر سال، برای اهل‌بیت (ع) بزرگداشت و نکوداشت داریم خصوصاً برای امام حسن مجتبی (ع) که در ماه مبارک رمضان هست، همه این‌ها فرصتی برای آشنایی و معرفت‌اندوزی از سیره، رفتار و کردار اهل‌بیت (ع) است. به عبارتی فرصتی برای میزان حضور اهل‌بیت در سبک زندگی ما و بررسی میزان انطباق عملکرد، نوع رفتار و نگاه ما با حضرات معصومین (ع) است. هرچقدر از این فرصت‌ها در کنار شادی‌ها، عزاداری‌ها و گریه‌ها بهره و توشه بیشتری در این خصوص بگیریم به نظر می‌رسد به تحقق مطالبه قرآن و اهل‌بیت (ع) در این خصوص کمک کردیم و موفق بودیم.

معاون فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی افزود: امام حسن (ع) مانند همه ائمه دیگر همچنان که معتقدیم، مشروعیت سیاسی و دینی برای به دست گیری حاکمیت و حکومت را داشتند. چون مشروعیت ولایت اهل‌بیت به دست خدای متعال است که به اهل‌بیت عطاشده است. اما تحقق این مشروعیت بسته به میزان استقبال اطرافیان و مردمان زمانه داد. برخی اوقات این تحقق پیداکرده است و خیلی وقت‌ها این برای اهل‌بیت تحقق پیدا نکرده است.

سعید روستا آزاد سپس گفت: در خصوص امام حسن مجتبی (ع) نکته‌ای که مقام معظم رهبری هم همیشه می فرمایند این است که اگر همراهی مردم بود و اگر فهم مردم بود طبیعی بود که امام حسن (ع) اقدامات دیگری را انجام می‌داد. اما همه ما شاهد هستیم که علی‌رغم اعتقاد امام حسن (ع) به عدم صلاحیت و شایستگی معاویه و علی‌رغم اطلاع ایشان از دغل و نیرنگ معاویه و خسارت‌بار بودن تولیت و متولی شدن فردی به نام معاویه، ایشان به خاطر رعایت مصالح بالاتری مثل حفظ کیان اسلام راستین و اصل اسلام تن به صلح با معاویه دادند. طبیعی است که اگر بصیرت سیاسی، اجتماعی، فهم دینی، فهم اجتماعی و فهم موقعیتی مردم مهیا بود هیچ‌وقت امام حسن (ع) تن به چنین کاری را نمی‌دادند. این نکات همیشه برای ما درس است. همان طور که عرض کردم این ولادت‌ها و شهادت‌ها فرصتی برای مطالعه بیشتر و مطالعه برای میزان انطباق نوع نگاه و عملکرد ما نسبت به امام حسن (ع) و همچنین ائمه دیگر است و نوع رفتاری که با ایشان از جانب اطرافیان شد.

وی افزود: میزان انفاذ، عملکرد و تحقق خارجی اهل‌بیت بسته به میزان پذیرش، همراهی و شرایط جغرافیای، اجتماعی و شرایط زمانه است. آنچه در زمان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) فرق می‌کرد، نوع حضور شخص حاکم دوران بود. و الا هر دو امام، امام معصوم و مأمور به انجام وظایف بودند و از این لحاظ فرقی نداشت. آنچه متفاوت بود این بود که در آن زمان معاویه بود که بخواهیم یا نخواهیم از یک مقبولیتی در آن زمانه برخوردار بود. پشتوانه‌ای داشت به عنوان اینکه خلیفه‌هایی قبل از امیرالمؤمنین (ع) از ایشان دفاع کردند و خودش را متصل به خلفا می‌دانست. حداقل بر حسب ظواهر شرعی، مراعات ظواهر شرعی را می‌کرد و امتیازاتی داشت که یک مقبولیت اجمالی برای خود دست‌وپا کرده بود.

سعید روستا آزاد همچنین اظهار داشت: اما در زمان امام حسین (ع) و تغییر شرایط و مرگ معاویه، شرایطی پیش آمد که امام حسین (ع) زمانه را برای قیام خود مهیا دیدند. مستحضر هستید که تقریباً همان روشی که امام حسن (ع) با معاویه داشت تا زمانی که معاویه زنده بود، امام حسین (ع) هم تقریباً همان مشی و مرام را داشتند جز برخی از فعالیت‌های جزئی که در تقابل با معاویه، امام حسین (ع) انجام می‌دادند. ولی مادامی‌که معاویه رأس حکومت بودند امام حسین (ع) دست به قیام نزدند. از این نکته می‌شود این را اتخاذ کرد که تنها عاملی که اتفاق افتاده بود تغییر حاکم و موقعیت اجتماعی حاکم بود. در اینکه هر دو غاصب بودند هم معاویه و هم یزید فرقی با هم نداشتند.

وی در ادامه عنوان کرد: امام معصوم حجت خداست و نوع عملکرد امام معصوم برای ما حجت است. مومنین قطعاً باید معتقد باشند مسیر درست همانی است که امام تشخیص می‌دهد و تصمیم محض در برابر خدا و اوامر امام معصوم و حجت خداست.

سعید روستا آزاد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: به سه نکته در خصوص امام حسن (ع) اشاره می کنم. قرآن می‌فرماید: «و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا» البته این آیه درباره بنی اسرائیل است ولی عمومیت دارد و در خصوص جایگاه امامت مطرح است. دو ویژگی را بر می شمارد: «لما صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون»، ائمه چون این ویژگی‌ها را داشتند به امامت رسیدند؛ اول به خاطر صبرشان و دوم به خاطر ایمان و یقینی که به آیات ما داشتند. این دو ویژگی صبر و یقین به آیات الهی در زندگی همه اهل بیت و خصوصاً امام حسن (ع) تبلور بسیار روشن و بیشتری دارد.

وی اضافه کرد: مستحضر هستید صبر امام حسن مجتبی (ع) در مقابل طعنه‌های کسانی که به ظاهر دوست بودند و طعنه کسانی که منطق صلح امام را نتوانستند درک کنند و صبر در مقابل دشمنان اسلام و … بود. همه این‌ها امام حسن (ع) را به‌عنوان سردار صبر، بردباری و پایداری به جامعه اسلام و مسلمین معرفی کرد و مسئله صبر و بردباری در زندگی امام حسن (ع) تبلور و ویژگی خاصی دارد.

سعید روستا آزاد در ادامه گفت: محور دومی که در زندگی امام حسن (ع) خیلی پررنگ است مسأله بخشش و گذشت از دیگران و گذشت از اموال خودش است. طبق روایات متعدد معروف است که ایشان دو یا سه بار تمام دارایی خودشان را در راه خدا تقسیم کردند و به تعبیری به قله انفاق رسیدند. کمتر کسی را داریم که تمام اموال خودش را دو یا سه بار در راه خدا تقسیم کرده باشد به طوری که نیمی را خودش برداشته باشد و بقیه را انفاق کرده باشد.

وی افزود: محور سوم ویژگی خداترسی و تقواست که در وجود همه اهل‌بیت و به ویژه امام حسن مجتبی (ع) است. معروف است که ایشان ۲۵ مرتبه از مدینه به مکه پیاده رفتند و پیاده حج یا عمره به جا آوردند. در مورد کس دیگر این را نداریم که ۲۵ بار از مدینه به مکه مشرف شده باشند. با همه این اوضاع و احوال و با همه بخشش و صبری که کردند معروف است موقعی که امام به نماز می‌ایستادند بدن شان می‌لرزید. موقعی که می‌خواستند با خدا مناجات کنند چهره‌شان زرد می‌شد و از ابهت و عظمت خدای متعال به بدن شان لرزش وارد می‌شد.

سعید روستا آزاد خاطرنشان کرد: نکاتی مثل بخشش، صبر، تقوا و خداترسی علی‌رغم همه اعمال نیک و انفاق‌هایی که داشتند، باز امام خودش را بدهکار و قاصر در مقابل خدای متعال می‌داند. اینها نکاتی است که درباره آنها هم باید بشنویم و یاد بگیریم و هم تأمل کنیم و هم آنها را منتقل کنیم تا ان‌شاءالله بتوانیم بخشی از زندگی‌مان را در مسیر اهل‌بیت (ع) قرار دهیم.

وی سپس در پاسخ به سوالی در مورد درس امام حسن (ع) برای دوران کنونی ما عنوان کرد: در شرایط فعلی و با حضور ولی‌فقیه با عنوان نائب امام زمان (ع) در زمان ما تشخیص ولی‌فقیه بر این است که راه ما و تنها راه ماندگار بودن ما مقاومت و ایستادگی است و ما گزینه دیگری نداریم. این تشخیص هم یک تشخیص فردی نیست و تشخیصی است که بر اساس یک سری فاکتورهای واقعی و مشورت‌های متعدد و تجربیات طولانی‌مدت که موجب شده شخص ولی‌فقیه در بالاترین مسئولیت نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرد صورت گرفته است. مقام معظم رهبری در همین دیدار اخیر فرمودند گزینه قطعی ملت، مقاومت است.

سعید روستا آزاد در پایان گفت: ایستادگی و مقاومت گزینه‌ای است که هم تجربه و هم آثارش دیده شده است و هم در موقعیت‌های مختلف برای ما راهکار و برون‌رفت ایجاد کرده است. هم در وضعیت فعلی، هم در گذشته و هم در مناسبت‌های مختلف. مثلاً در زمان حضرت امام (ره) در قضیه سلمان رشدی، بسیاری از سفرای اروپایی ایران را ترک کردند و خیلی‌ها آن موقع خوف داشتند که چه اتفاقی می‌افتد؟ حضرت امام فرمودند همان‌طور که رفتند بر می‌گردند. در موقعیت‌های مختلف همین اقدام را داشتند. منطق حضرت امام، منطق مقام معظم رهبری و منطق بسیاری از مسئولین دلسوز این است که تنها گزینه ما ایستادگی و مقاومت است. ایستادگی و مقاومتی که مبتنی بر تجربه‌های متعدد اعم از برجام و غیر برجام است. در این دوران به نظر می‌رسد تشخیص ولی‌فقیه بر همه حجت است و همه تابع هستیم و باید این را بپذیریم.

تنها پیامبری که به نام مادرش خطاب می شود


عقیق:سوره آل عمران، آیه ۴۵: (إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ‏)

سراسر جهان هستی کلمات الهی است؛ امّا حضرت «عیسی بن مریم» (علیه السلام) مصداق کامل کلمه تکوینی (نه اعتباری) الهی است، زیرا روح وی انتسابی قوی و پیوندی ویژه با خدا دارد. او با خطاب و کلمه «کُن» به هستی قدم نهاد و بدان لحاظ که پدر نداشت و نیز چگونگی کیفیت حمل و فصال، از ناحیه مادر نیز به صورت اعجاز و بدون گذراندن ایام بارداری به دنیا آمد، از این‏رو آیت کبرای حق تعالی است و بهتر خدا را نشان می‏ دهد. نشانه او این است که نامش عیسی، لقبش مسیح و کنیه وی ابن مریم است.

تعبیر به «ابن مریم» می تواند هم اشاره به بطلان سخن کسانی باشد که عیسی (ع) را فرزند خدا می ‏دانند و هم اشاره به بطلان سخن کسانی که آن حضرت را فرزند مردی نجّار می‏ دانستند؛ بطوریکه پیام آیه این ‏است که حضرت عیسی بدون پدر متولد شد.

 کلمه «عیسى» در اصل «یشوع» بوده که هم به معناى مخلص تفسیر شده و هم به معناى منجى و در بعضى از اخبار به کلمه «یعیش- زنده مى‏ ماند» تفسیر شده و این با نامى‏ که براى فرزند زکریا نهاده – یعنى نام یحیى- زنده مى ‏ماند – مناسب‏ تر است، چون بین این دو پیامبر شباهتهایی برقرار بوده است.

پی نوشت:

[۱] تفسیر تسنیم، ج۵، ص ۴۵۱٫ ج۱۴، ص ۲۸۲٫

[۲] ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۳، ص ۳۰۵٫

امشب/ پخش مشروح دیدار شاعران با رهبر انقلاب


عقیق:در شب ولادت باسعادت کریم اهل‌بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام، جمعی از استادان زبان و ادب پارسی و شاعران جوان و پیشکسوت با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

بنا بر این گزارش، مشروح این دیدار و شعرخوانی ادبا و شعرا در محضر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پس از بخش خبری ساعت ۲۱ از شبکه یک و ساعت ۲۳ از شبکه افق سیما پخش خواهد شد.

غربت نوادگان امام حسن(ع) در بازار تهران+عکس



عقیق:امامزاده روح الله(ع) از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام می‌باشد که حدود نیم قرن در وسط بازار تهران در غربت بوده است. مرقد مطهر این امام‌زاده جلیل القدر از بقاع متبرکه قدیمی تهران بوده که مطابق تاریخ مندرج بر روی کتیبه سردر قدیمی بقعه، تاریخ ساخت آن به سال ۱۳۱۱ هجری قمری (۱۲۷۲ هجری شمسی) بر میگردد. همچنین طبق کتب تاریخی و نسب شناسی مانند تحفه الازهار (صفحه ۱۶۱) و سراج الانساب (صفحه ۹۰) این امامزاده بزرگوار اوائل قرن دهم هجری قمری در این مکان مقدس شهید و به خاک سپرده می شود.

بنا به گفته متولیان این امامزاده، نسب امامزاده روح الله طبق شجره نامه و بنا به گفته مسئولان اداره اوقاف استان تهران با ۲۷ واسطه به امام حسن مجتبی(ع) می‌رسد و دارای مقبره ای به قدمت ۳۰۰ سال و ساختمانی به اندازه چهار در پنج متر بود و با توجه به این که بین سال های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ هجری شمسی احداث ساختمان مخابرات در قسمت شمالی این آستان مقدس آغاز گردید، عملاً بقعه مطهر جزئی از محوطه ساختمان مذکور شد و با توجه به شرایط امنیتی، اجازه تردد به زائرین جهت ورود به بقعه مطهر داده نمی شد که پس از انقلاب اسلامی و در جریان انقلاب به دلیل درگیری‌های میدان امام خمینی فعلی، اداره مخابرات وقت، دور تا دور ساختمان مخابرات را محصور کرد، به این ترتیب بقعه امامزاده نیز که در نزدیکی ساختمان مخابرات قرار داشت داخل این حصار قرار گرفت و پس از بررسی اداره اوقاف و امور خیریه استان تهران و با موافقت مسئولان اداره مخابرات و همکاری اداره میراث فرهنگی استان، قرار شد، بنای بقعه نوسازی شود. بنای این امامزاده  در محوطه‌ی ساختمان مخابرات میدان امام خمینی (ره) تهران دور از دسترس ز‌ایران قرار داشت که امروز بازدید از آن همگانی شد.

طبق اظهارات کسبه قدیمی محله باب همایون بازار، قبر امام زاده روح الله از زمان قاجار در اتاق کوچکی در این مکان قرار داشت و تا مدت ها زن و شوهر پیری که مردم به آنها داش علی و سیدخانم می گفتند، متولی امامزاده بودند؛ بعد از انقلاب هم به خاطر بمب گذاری هایی که اوایل انقلاب می شد درب امامزاده به کلی بسته شد و بعد از چند سال دوباره درب امام زاده روی مردم باز شد، ولی فقط دوشنبه ها و به مدت دو ساعت مردم اجازه ورود به بقعه را داشتند و طی این دو ساعت صدها نفر به زیارت می آمدند.

حجت الاسلام رسولی متولی امام زاده روح الله در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در تهران، گفت: حدود دو سال از سوی سازمان اوقاف مذاکراتی با حراست اداره‌ی مخابرات انجام می پذیرفت و خوشبختانه با همکاری این مجموعه با سازمان اوقاف قرار بر آن شد قسمتی از محوطه اداره مخابرات برای ساختمان امامزاده جدا و حصارکشی گردد و آغاز ساخت بقعه امامزاده از سال ۹۱ کلنگ بخورد و با تلاش های صورت گرفته از سوی سازمان اوقاف و با همکاری اداره مخابرات ساختمان جدید امامزاده روح الله (ع) ساخته شد و و در ابتدای ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۳ فاز اول آن به بهره برداری رسید.

وی افزود: از فعالیت های فرهنگی و کمک رسانی این امازاده میتوان به کمک رسانی های مادی و معنوی به سیل زدگان سال جاری و همچنین برگزاری فعالیت های قرآنی و هیات مذهبی اشاره کرد. همچنین فعالیت هایی در بخش کودکان و حجاب و عفاف از اقدامات دیگر این مکان زیارتی است که در وسط بازار به زار این امامزاده خدمات رسانی می شود.

 شایان ذکر است، در فاصله ۱۵۰ متری امامزداده روح الله و در کوچه ای بالاتر از آن، حرم امامزاده نورالله(ع)، برادر امامزاده روح‌الله وجود دارد که آن هم در غربتی فراوان و در میان دیوارهایی محصور شده بدون دسترسی مردم قرار دارد.

وهابیت یک شاعر افغانستانی را تهدید کرد


عقیق:فضل الله قدسی از شاعران اهل کشور افغانستان شب گذشته در دیدار جمعی از شاعران داخلی و خارجی کشور با رهبر انقلاب حضور داشت که در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره این دیدار اظهار داشت: پیش از آغاز مراسم شعرخوانی رسمی، خدمت رهبر جمهوری اسلامی ایران رسیدم و با ایشان کمی گفت‌وگو کردم.

وی افزود: آقا سوال فرمودند: افغانستان هستید یا مشهد؟ که پاسخ دادم افغانستان بودم اما دو ماهی است به دلیل مشکلات امنیتی به مشهد آمده‌ام. سوال فرمودند: چه مشکلی پیش امده؟ که من عرض کردم مشکلات امنیتی از ناحیه وهابیت ایجاد شد و شروع به تهدید کردند و من نیز راهی ایران شدم. آقا متاثر شدند و توضیحاتی به ایشان در همین راستا ارائه کردم از وضعیت خودم و اینکه مشکلات ایجاد شده چگونه بوده است. در ادامه نیز نامه‌ای تقدیم معظم‌له کردم.

تهمت ناروای برخی مستشرقین به امام حسن


عقیق:دوران امامت خصوصاً دوران خلافت امام حسن مجتبی (ع) در یکی از شرایط سخت و پیچیده تاریخی است و تحلیل و استنباط عملکردهای آن حضرت بسیار سخت بوده است تا به حدی که بسیاری از شیعیان خالص و وفادار هم در آن زمان بر ایشان ایراد گرفته و تصمیم‌های ایشان را به نادرست تعبیر می‌کردند. موضوع کرامت امام حسن (ع) در برخورد با دوستان و دشمنان، عقلانیت و شجاعت امام مجتبی (ع) از جمله مباحثی است که در گفتگو با دو تن از کارشناسان دینی به بررسی آن نشستیم که در ادامه می‌خوانید؛

آزادی یک برده توسط امام حسن (ع) بخاطر کرامت به یک سگ

حجت الاسلام کاشانی در مورد شرایط مردم در دوران امامت امام حسن (ع) گفت: امام مجتبی در آن دوران می‌بیند نمی‌شود با مردم حرف زد. چطور آن‌ها را جذب بکند؟ امام می‌بیند این مردم دنیا پرست هستند، مال دوست هستند، دنیاخواه هستند. فعلاً هم درمان نمی‌شوند؛ چه کار کند این‌ها اهل بیت پیغمبر را فراموش نکنند؟ حضرت تصمیم می‌گیرند برای این‌که این‌ها خانه اهل بیت را گم نکنند، این آدرس فراموش نشود شروع به بخشش می‌کنند. بخشش به چه کسانی است؟ به کسانی است که محبّ امام حسن (ع) نیستند. امام حسن، کریمی است که کیسه زر او را مخالفین و دشمنان او نیز چشیدند.

وی ادامه داد: امام حسن (ع) کسی است که اگر کسی به خاطر خدا به یک سگ غذا بدهد، او را می‌خرد و آزاد می‌کند.

وی افزود: دید یک مرد سیاه پوست دارد به سگ نان می‌دهد. وقتی تمام شد فرمود: چرا داشتید به این سگ نان می‌دادید؟ گفت: وقتی می‌خواستم نان بخورم دیدم این دارد به من نگاه می‌کند. از چشمان او حالت گرسنگی را حس کردم. از خدا حیا کردم که یک بنده او غذا بخورد و یک بنده دیگر گرسنه باشد. امام فرمود تو چه کسی هستی؟ گفت: من غلام ابان بن عثمان هستم که خانه او این‌جا است. نوکر و دربان او هستم. فرمود: همین جا صبر کن من برمی‌گردم. حضرت رفت و برگشت، فرمود: من تو را خریدم، بلند شد گفت: سیّدی و مولای من در خدمت هستم. فرمود: این باغ را هم خریدم. تو را در راه خدا آزاد کردم، این باغ را هم به تو بخشیدم. امام حسن برای این‌که کسی دست سگی را بگیرد او را آزاد می‌کند. این کرامت امام حسن (ع) با بندگان خدا بود.

حجت الاسلام کاشانی گفت: سه دفعه اموال خود را در راه خدا تقسیم کرد. دو دفعه کلّ اموال، آنچه را که داشت در راه خدا بخشید. تا اینکه مروان گفت: این سخی‌ترین مرد عرب است. دشمنان هم چشیدند.

وی ادامه داد: «یعقوبی» مورخ نام آشنای قرن سوم درباره امام حسن مجتبی (ع) می‌نویسد: «او فردی جواد، کریم و بخشنده بود و از حیث اخلاق و ظاهر شبیه‌ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حساب می‌آمد. ۱۵ مرتبه پیاده به حج رفت و ۲ مرتبه تمام دارایی خود را در راه خدا بخشید!»

شجاعت امام حسن مجتبی (ع)

حجت الاسلام کاشانی در مورد شجاعت و جنگ آوری امام مجتبی (ع) گفت: امام حسن سردار جمل است. اشجع فرزندان امیرالمؤمنین بود. وظیفه امیرالمومنین این است که امامان بعدی را حفظ کند. لذا نمی‌گذاشت حسنین همین‌طور در جنگ‌ها شرکت کنند. یکی از دلایلی که می‌گوئیم حسنین (ع) در جنگ با ایران شرکت نکردند همین است. جان امام را به همین راحتی به خطر نمی‌اندازند.

وی ادامه داد: از فرزندان امیر المؤمنین که با مردم در جنگ جمل و صفیّن همراه بود محمّد حنفیه است. خیلی هم قد و هیکل رشیدی داشت شبیه حضرت عبّاس (ع) به قدرتمندی هم مشهور بود. مسعودی نقل می‌کند ظاهراً در یک برهه‌ای از جنگ جمل هزار نفر در یک جا تجمّع کرده بودند، باید این صف را می‌شکستند تا پیروزی اتّفاق بیفتد. حضرت فرمود: محمّد برو. محمّد اسب خود را راه انداخت که برود دید هزار نفر هستند. زدن به این خطّی که منتظر هستند کار هر کسی نیست. مدام خواست برود و برگشت. چند بار این اتّفاق افتاد. امیرالمومنین، امام حسن (ع) را مأمور کردند. امام مجتبی (ع) به خط زد، دقایقی بعد برگشت و صف را شکسته بود. حضرت به محمد حنفیه فرمود «لَا تَأْنَفْ فَإِنَّهُ ابْنُ النَّبِیِّ وَ أَنْتَ ابْنُ عَلِیٍّ، لا تأنف یا بنی فانه ابن رسول الله و ابن فاطمه» یعنی اصلاً شما خود را با او مقایسه نکنید، او پسر فاطمه‌ی زهرا (ع) است. خیال نکنید شما باید مثل حسن بن علی باشید، اصلاً شما نمی‌توانید.

عقلانیت در سیره امام حسن مجتبی (ع)

حجت الاسلام کاشانی در مورد جنبه‌های عقلانیت در سیره امام حسن مجتبی (ع) گفت: در روایات ما و صوفیان اهل سنّت آمده است که «لَوْ کَانَ‏ العَقلُ (شخصاً) رَجُلاً لَکَانَ الْحَسَن‏‏» اگر عقل و عقلانیّت می‌خواست در یک هیکل مجسّم شود او حسن بن علی (ع) می‌شد. یعنی سر تا پا عقلانیّت است، عقل کلّ عالم است.

وی ادامه داد: وقتی امیر المؤمنین با عایشه و طلحه و زبیر جنگید، مردم گفتند: داماد پیغمبر و عروس پیغمبر! ما این وسط چه کار کنیم؟ به مشکل برخورده بودند. امیر المؤمنین هر کسی را به کوفه می‌فرستاد، ابو موسی اشعری و دیگران سخنرانی می‌کردند و مردم نمی‌آمدند، می‌گفتند ما در فتنه شرکت نمی‌کنیم. این‌ها با هم دعوا دارند ما برویم خون مسلمان را بریزیم؟ حرام است. عمّار رفت صحبت کرد نشد، مالک اشتر رفت صحبت کرد نشد، امیر المؤمنین فرمود: حسن جان تو برو. امام حسن آمد سخنرانی کرد و ۱۰ هزار نفر آمدند. حضرت این‌قدر آن‌جا محکم حرف زده است که خود ابو موسی اشعری در جنگ جمل شرکت کرد. دید اگر نرود خیلی بد است. یعنی همان کسی که تبلیغ می‌کرد که نروید و شرکت نکنید و این فتنه است، امّا با این استدلال‌هایی که امام حسن کرد خود ابو موسی هم در جنگ جمل شرکت کرد. یکی از وجهه‌های حضرت عقلانیّت او است.

روایتی بلند از پیامبر در مورد امام حسن (ع)

حجت الاسلام رضا اصلانی نیز در خصوص روایتی از پیامبر اکرم (ص) در مورد امام مجتبی (ع) توضیح داد: روایتی از رسول اکرم در مورد امام حسن وجود دارد که روایتی بسیار جامع است. پیامبر فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِی وَ وُلْدِی وَ بَضْعَهٌ مِنِّی وَ قُرَّهُ عَیْنِی وَ ضِیَاءُ قَلْبِی وَ ثَمَرَهُ فُؤَادِی وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ حُجَّهُ اللَّهِ عَلَی الْأُمَّهِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی … فَمَنْ بَکَاهُ لَمْ تَعْمَ عَیْنُهُ یَوْمَ تَعْمَی الْعُیُونُ وَ مَنْ حَزِنَ عَلَیْهِ لَمْ یَحْزَنْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَحْزَنُ الْقُلُوبُ وَ مَنْ زَارَهُ فِی بَقِیعِهِ ثَبَتَتْ قَدَمُهُ عَلَی الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ.»

وی افزود: یعنی همانا او پسر و فرزندم و پار ه تن من و نور چشمانم و روشنایی قلبم و میوه دلم و او سرور سرور جوانان اهل بهشت و حجت خدا بر امت است. فرمان حسن (ع) فرمان من و سخن او سخن من است. هر کس از او پیروی کند از من پیروی کرده است و هر که او را نافرمانی کند از من نیست و هر کس بر حسن (ع) بگرید در آن روزی که چشم‌ها نابینا می‌شود، بینا خواهد بود. هر که بر مصائب حسن (ع) محزون و غمگین شود در روز قیامت که همه دل‌ها و قلب‌های مردم محزون است، قلب و دلش محزون و غمگین نخواهد بود. هر کس او را در کنار مرقد مطهرش در قبرستان بقیع زیارت کند، در روز قیامت که خیلی از گام‌ها بر پل صراط می لرزد، گام‌هایش بر صراط ثابت قدم خواهد بود.

این کارشناس دینی ادامه داد: در این حدیث شخصیت امام حسن (ع) از دیدگاه پیامبر تشریح شده است. وقتی پیامبر می‌فرماید امام حسن حجت خداست یعنی امامی است که خدا او را طبق آیه قرآن منصوب کرده که «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً» و یا «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً»، یعنی تنها خداوند امام را جعل و منصوب می‌کند.

وی افزود: در ادامه پیامبر (ص) می‌فرماید فرمان حسن (ع) فرمان من است یعنی آنچه امام حسن (ع) می‌گوید عین چیزی است که رسول الله می‌گوید.

این کارشناس دینی با اشاره به آیه‌ای از قرآن گفت: قرآن می‌فرماید «ان کنتم تحبون الله فتبعونی یحببکم الله» یعنی بگو اگر مدعی دوستی خدا هستید، باید مطیع من (پیامبر) باشید. اگر مطیع پیامبر بودند خدا آنها را دوست دارد. لذا پیامبر طبق این آیه می‌فرماید سخن حسن (ع) سخن من است. اینکه پیامبر می‌فرماید هر که از حسن (ع) پیروی کند از من پیروی کرده نیز عین آیه قرآن است که قرآن پیروی از اولوالامر را پیروی از خدا ذکر کرده است.

وی افزود: کسانی که در مقابل مکتب آسمانی امامت ایستادند، در واقع مقابل کلام پیامبر ایستادند که فرمود هر که از حسن نافرمانی کند از من نافرمانی کرده است. لذا امامت آسمانی است و امام از طرف خدا منصوب می‌شود.

اصلانی در خصوص دلالت صفت کریم بر امام حسن مجتبی (ع) گفت: این به جهت سخاوت بی اندازه امام مجتبی (ع) بوده است. در روایتی در کتاب تاریخ یعقوبی آمده است که امام مجتبی (ع) دو بار همه اموال خود را بخشیده است. شهرت کرامت آن حضرت هم بیشتر به خاطر همین امر بوده است. لذا کرم امام مجتبی (ع) نسبت به دیگر صفات ایشان بارز بوده است. مثلاً در این خصوص علامه طباطبایی فرمودند همه ائمه رئوف هستند ولی رأفت امام رضا (ع) خیلی سریع شامل انسان می‌شود.

محبوب ترین فرد از خاندانم نزد من حسن (ع) و حسین (ع) هستند

وی در خصوص شناخت امام گفت: امام را تنها امام می‌شناسد. پیامبر (ص) در مورد امام حسن (ع) مطالب بلندی را فرموده‌اند. مثلاً حضرت فرمودند «انّ الحسن و الحسین سیّدا شباب اهل الجنّه» و یا «الحسن و الحسین ریحانتی من الدنیا» یعنی امام حسن و امام حسین آقای جوانان اهل بهشتند و آنها دو گل خوشبوی من در دنیا می‌باشند.

این کارشناس دینی افزود: پیامبر فرمودند «هذان ابنای من احبهما فقد احبنی» یعنی حسن و حسین دو پسر من هستند و کسی که آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است.

اصلانی گفت: در روایت دیگری می‌فرماید «الحسن و الحسین امامان قام او قعدا» یعنی حسن و حسین هر دو امام و پیشوا هستند، خواه شرایطی برای به دست آوردن زمام امور برای آنها فراهم شود و چه نشود. چه کسی که قیام می‌کند و چه آنکه قیام نمی‌کند، یک حرکت می‌کنند.

وی ادامه داد: پیامبر فرمود «احب اهل بیتی الیّ الحسن و الحسین» یعنی محبوب ترین فرد از خاندانم نزد من حسن و حسین هستند. «من سرّه أن ینظر إلی سیّد الشباب اهل الجنّه فالینظر الی الحسن ابن علی» یعنی کسی که می‌خواهد به دیدن آقای جوانان اهل بهشت شاد شود، به حسن ابن علی (ع) بنگرد.

تهمت‌های ناروای برخی از مستشرقین به امام حسن (ع)

این کارشناس دینی در خصوص برخی تهمت‌های ناروایی برخی از مستشرقین به امام حسن (ع) وارد کردند، گفت: برخی در تاریخ دست بردند و آن را تحریف کردند. مثلاً در مورد تعداد زن‌های حضرت حرف‌های گزاف و تهمت‌هایی به حضرت زده می‌شود. علامه جعفر مرتضی عاملی کتابی در مورد امام حسن (ع) دارند که همه شبهات مربوط به امام حسن (ع) را بحث کرده است.

وی در پایان گفت: آیه ۱۲۴ سوره بقره می‌فرماید «وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» این آیه مبحث کامل امامت را داراست. آیت الله جوادی آملی صد و بیست صفحه در رابطه با امامت بحث کرده است. اگر ما بخواهیم امامت را صحیح بحث کنیم، منبع لایزال آن وحی است. پس از وحی هم احادیث و زیارات مملو از مباحث امامت است. مثلاً زیارت جامعه کبیره حدود چهارصد ویژگی امام بیان شده است. همه این فضائل هم مصادیق قرآنی دارد.

اصلانی ادامه داد: از مجموعه آیات و روایات این استفاده می‌شود که امام حسن (ع) و بطور کلی اهل بیت قبل از خلقت عالم امام بوده‌اند. «کنتم نوراً فی اصلاب الشامخه و الارحام المطهره» لذا سجده ملائکه به آدم بخاطر این انوار بوده است. امامت و ولایت امری آسمانی است و باید این نظام معنوی را بر اساس قرآن برای بشریت تبیین کنیم.

 

منبع:مهر

اعلام برنامه‌های شب های قدر در مسجد جمکران


عقیق:حجت‌الاسلام یاسین حسین‌آبادی معاون فرهنگی مسجد مقدس جمکران با اشاره به برنامه‌های این مسجد ویژه لیالی قدر به خبرنگار حوزه هیأت و مسجد خبرگزاری فارس گفت: شب نوزدهم دعای جوشن کبیر با نوای سیدعلی حسینی نژاد زمزمه شده و سخنرانی و مراسم احیاء هم توسط حجت‌الاسلام سیدحسین مومنی انجام می‌شود.

وی اضافه کرد: در شب بیست و یکم سخنرانی و احیاء توسط آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری انجام و دعای جوشن کبیر توسط حاج عباس حیدرزاده قرائت می‌شود. شب بیست و سوم سخنرانی و مراسم احیاء توسط حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی و قرائت دعای جوشن کبیر و مرثیه خوانی توسط حاج غلامرضازاده انجام می‌شود.

حسین‌آبادی با بیان اینکه برنامه‌های لیالی قدر در مسجد مقدس جمکران بعد از نماز مغرب و عشاء آغاز می‌شود، خاطرنشان کرد: این برنامه‌ها تا ۲:۲۰ دقیقه بامداد ادامه دارد.

رابطه آب و ماه مبارک رمضان



عقیق:علما و بزرگان دین در ماه مبارک رمضان برنامه های خاصی داشته اند که بخشی از سیره این بزرگواران را در شماره های گوناگون تقدیم نگاه شما خوبان خواهیم کرد.

 

* ماه طهور و تطهیر نفس و روح

آب آثار و برکات زیادی دارد و سرچشمه حیات به شمار می آید که فرمود: «وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ».

در میان مواد طبیعی هیچ چیز همچون آب، آلودگی ها را از بین نمی برد. بهترین، راحت ترین و مفیدترین وسیله برای شستشو و زدودن آلودگی ها و کثافات، آب است.

ماه رمضان نیز ماه طهور نامیده شده است. ماهی که آلودگی ها را از بین می برد. بیشتر مردم در ماه های سال، آلودگی هایی پیدا می کنند؛ آلودگی هایی که انسان را از خدا دور می کند؛ یعنی گناه.

بر اساس حکمت و تدبیر الهی، ماه رمضان در میان ماه ها این خاصیت را یافته که مردم وقتی در این ماه، احکام شرع را رعایت کنند و احترام آن را نگه دارند، از آلودگی ها پاک می شوند.

روزه، تلاوت قرآن و دعاهایی که در این ماه خوانده می شود باعث ریزش گناهان و تمیز شدن روح انسان از آلودگی ها می شود. به ویژه آن که انسان اگر بتواند موفق به توبه و استغفار شود از تمام آلودگی ها پاک می شود.

هیچ عبادتی مثل روزه، ویژگی پاک کردن و تمیز کردن را ندارد. در روایت قدسی داریم که می فرماید: «اَلصُّومُ لی وَ اَنَا اُجزی به»؛ یعنی روزه برای من است. نمی فرماید که نماز برای من است، همچنانکه می فرماید: در زمین، کعبه خانه من است، در ماه های سال، ماه رمضان ماه من است، در بین عبادات هم می فرماید: روزه برای من است.

نماز برای شما و حج برای جامعه، اما روزه برای من است. شاید راز آن این باشد که هیچ عبادتی به اندازه روزه انسان را از وابستگی به دنیا جدا نمی کند.

روزه آدم را وارسته و پاک می کند. سنگ ها را از پای انسان باز و مرغ دل را آماده پرواز می کند. در هیچ عبادتی جز روزه این حالت برای انسان به وجود نمی آید. کسانی که آداب روزه را درست رعایت کنند، لذت هایی از حالت سبکی روح می برند که از هیچ عبادتی نمی برند.

 

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی

1 2 3 80