ارتباط رواج بیماری با امتحان‌های الهی


عقیق:دامنه آزمون الهی در همه زندگی به وسعت همه روزها و همه انسان‌ها گسترده است. هر انسانی در هر شرایطی که در این دنیا زندگی کرده، چه در حال رفاه و آسایش و سلامتی بوده و چه در شرایط سختی و تنگی و بیماری، در هر صورت در میدان آزمون خدای متعال قرار داشته است. آزمونی که برای اطلاع خداوند علام الغیوب تدارک دیده نشده، بلکه تنها به این جهت انجام می‌شود تا هر یک از ما، انسان‌ها، در روز قیامت و در حالی که در پیشگاه عدالت الهی برای گرفتن پاداش یا مجازات شدن قرار می‌گیریم، عذر و بهانه‌ای نداشته باشیم. به این صورت عدالتی که بر پا شود که پاداش‌گیرندگان و مجازات‌شوندگان به عمل نیک یا فساد و شر خود آگاه باشند. در این اوضاع می‌توان گستردگی بیماری کرونا و ابتلای افراد به این بیماری و آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن را هم نوعی آزمایش الهی در نظر گرفت تا نوع واکنش و رفتار هر یک از ما در این بیماری‌ها و بحران‌ها معلوم شود.

در گفت‌وگویی که با حجت‌الاسلام محمدصادق فاضل، استاد حوزه و پژوهشگر اسلامی، انجام دادیم به بررسی و شناخت آزمون‌های الهی پرداختیم تا مشخص شود که حکمت رواج بیماری و فقر و رنج و یا رفاه و سلامتی چیست و آیا این آزمون‌ها تنها به افراد خاصی اختصاص دارد و یا همه مردم در معرض آزمون قرار می‌گیرند. آن طور که این کارشناس مسائل دینی شرح می‌دهد، آزمون الهی موضوعی نیست که به عده خاصی از انسان‌ها تعلق داشته باشد. حتی پیامبران خدا علیهم السلام هم به اندازه ظرفیت و استعداد و ایمان خودشان امتحان می‌شدند. سختی و رنج‌هایی که آن‌ها در زندگی تحمل کردند، از آزمون‌های ما بسیار بزرگ‌تر و سخت‌تر است. خداوند از همان زمانی که حضرت آدم علیه السلام را خلق کرد، او را مورد امتحان بزرگی قرار داد که منجر به خروج او از بهشت شد. بعد از آن سایر پیامبران خود را هم به شیوه‌های مختلف مورد آزمایش قرار داد. به طوری که حضرت ابراهیم علیه السلام را با آتش و قربانی کردن فرزندش آزمود و حضرت اسماعیل علیه السلام را با قربانی شدن امتحان کرد. حضرت یعقوب علیه السلام را با غصه و دوری از فرزند عزیزش آزمایش کرد و حضرت یوسف علیه السلام را با دوری از پدر و افتادن در چاه و بردگی امتحان کرد. ابتلای حضرت ایوب علیه السلام هم با بیماری و سختی‌ها بود و حضرت یحیی علیه السلام را هم با قربانی شدن آزمایش کرد. حضرت زکریا علیه السلام را با قتل و حضرت عیسی علیه السلام را با امری بزرگ که همان تولد ایشان از مادری و بدون داشتن پدر بود، مورد آزمایش قرار داد.

کفاره گناه مؤمن

سؤالی که در مورد بیماری به ذهن بسیاری از افراد می‌رسد، آن است که گفته می‌شود بیماری کفاره گناهان است. آیا این مطلب صحت دارد؟

بله. روایت معتبری در این مورد وجود که بیماری و هر رنجی که بدن انسان مؤمن برسد، کفاره گناهان او به حساب می‌آید. حدیث دیگری هم در این باره وجود با این مضمون که امام محمد باقر علیه السلام فرمودند که: «به درستی که خدای عز و جل چون از امر و فرمانش این باشد که بنده‌ای را گرامی بدارد و او گناهی را مرتکب شده باشد، او را به بیماری مبتلا کند. اگر این ابتلا و امتحان را با او نکند، او را به حاجت و پریشانی مبتلا کند و اگر این کار را با او نکند، مردن را برای او سخت کند تا جانش را به سختی و دشواری بگیرد تا آنکه او را به آن گناه سزا دهد.» به این طریق است که گناه آن انسان مؤمن ریخته می‌شود.

آن حضرت همچنین فرمودند که: «اگر از امر خداوند متعال این باشد که انسانی را به دلیل کردار زشت او خوار گرداند و آن فرد در نزد خدای متعال ثوابی داشته باشد، بدن او را صحیح گرداند و پیوسته تندرست باشد تا به ازای کار نیکی که کرده همین پاداش او باشد. و اگر این را با او نکند، بر او در روزیش وسعت دهد و اگر خدای متعال این رفتار را با او نکند، مردن را برای او سهل و آسان گرداند که جانش را به آسانی بگیرد تا آنکه او را به آن حسنه سزا دهد.» درواقع به این صورت پاداش یک عمل خوب برای انسان گناهکار و فاسق به این صورت در همین دنیا داده می‌شود.

البته این نکته را هم باید در نظر داشت که این طور نیست که هر انسانی که مؤمن باشد حتماً دچار بیماری می‌شود و اگر کسی به بیماری‌های سخت مبتلا نشد، لزوماً گناهکار است. بلکه این حدیث در مورد نوعی از اراده الهی و تأثیر آن بر سلامتی و یا بیماری مردم است.

با این وجود گناه کودکی که به بیماری مبتلا می‌شود و یا در اثر بیماری از دنیا می‌رود، چیست؟

اشاره شد که بیماری فقط برای کفاره گناهان نیست. بیماری‌ها هم دو دسته هستند، یک دسته بیماری‌ها برای کفاره گناهان و یک دسته بیماری عقوبت و مرضی که دلیل مرگ انسانی می‌شود.

مثل این که کسی گمان کند اگر همیشه رعایت بهداشت را بکند و یا در غذاها و خوراکی‌های خودش دقت داشته باشد، اصلاً مریض نمی‌شود. اگر کودکی هم مریض شود می‌گوید یا مادرش بیمار بوده و بیماری را به او انتقال داده و یا از غذاها و نوشیدنی‌های آلوده و خطرناک خورده است.

مگر آیا همه بیماری‌ها و مرگ‌ها در غذاهای ما ریشه ندارد؟

نمی‌توان ریشه و دلیل همه بیماری‌ها را در غذاهایی که می‌خوریم پیدا کرد. به هر حال انسان زمانی پیر و فرتوت می‌شود و یا بخشی از بدن او از کار می‌افتد یا در اثر سانحه‌ای بیمار می‌شود. به عنوان مثال ارسطو و افلاطون که خودشان بزرگترین حکیمان دوران خود بودند، آن‌ها هم دچار مرگ شدند. و یا جالینوس وقتی زمان مرگش رسید، نتوانست جلوی مرگ خودش را بگیرد و جانش را حفظ کند.

امام صادق علیه السلام در این باره فرموده‌اند که: «چه بسیار بیمارانى که درمان بر دردشان افزوده و چه بسیار طبیبان عالم و آشنا به دوا و دارویى که مردند و جاهلان به طبابت پس از ایشان دوره‏اى به زندگى ادامه دادند. زمانی که اجل رسید، نه آن را علم طب سود داد و نه این را جهل به طب در بقاى زندگى و تأخیر اجل ضرری رساند.»

رمز تجلیل خدا از امام علی و حضرت زهرا علیهماالسلام

یکی از آیات قرآن کریم که در تجلیل از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام‌الله علیها نازل شده، آیه‌ای که در نتیجه بیماری فرزندان آن‌ها به نبی مکرم اسلام وحی شد. دلیل اصلی نزول این آیه چه بوده؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم آن بزرگان چگونه در شرایط بیماری فرزندان خود رفتار کردند که لایق تجلیل خدای متعال شدند؟

ماجرا از این قرار بوده که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در زمانی که کودک بودند، بیمار شدند. امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام‌الله علیها برای شفای فرزندان خود نذر روزه گرفتند. سه روز روزه گرفتند و هر سه روز، غذای افطار خود را به فقیر و مسکین و یتیم بخشیدند. در عین حال جز شکر خدا از زبان آن‌ها نیامد و در دل مبارک ایشان نگذشت. این گونه بود که لایق تجلیل خدای متعال شدند و خداوند از آن‌ها به عنوان نیکان و ابرار یاد کرده و فرمود: «إِنَّ الْأَبْرَارَ… وَ یطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکینًا وَ یتِیمًا وَ أَسِیرًا؛ به درستی که نیکان کسانی هستند که… غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند.»

نکته قابل توجه این است که آن بزرگان در همه حال شاکر و قدردان نعمت‌های خدای متعال بودند. به طوری که در روایتی عنوان شده که مردی به خدمت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام رفت و عرض کرد که دچار بیماری شدید هستم که طولانی شده و اکثر اوقات در حال درد کشیدن هستم. امام علی علیه السلام فرمودند: «به تو دعایی را یاد می‌دهم که آن را جبرئیل علیه السلام به پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله آموزش داده در زمانی که فرزندان ما، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بیمار بودند.»

دعا این بود که: «اى خداى من هر وقت که بخشیدى بر من نعمتى را کم است از براى تو نزد آن نعمت شکر من و هر زمانی که امتحان نموده مرا به بلائى کم است از براى تو نزد آن صبر من. پس اى شخصى که قلیل است شکر من نزد نعمت‌های او پس محروم نساخته‏اى مرا و اى کسى که کم است صبر من نزد بلاى او پس ترک ننموده‏اى یارى مرا، و اى کسى که دیده است مرا بر گناهان پس رسوا نکرده است مرا، و اى شخصى که دیده است مرا بر خطاها پس عقاب ننموده است مرا بر آن‌ها، رحمت فرست بر محمد و آل محمد و بیامرز از براى من و شفا بده مرا از بیمارى من [از این بیمارى، بیمارى من این‏] به‌درستی که تو بر همه چیز قادر و توانا هستى.»

این دعا و بسیاری از دعاهای دیگری که برای زمان بیماری و مریضی عنوان شده اند، نشان می‌دهند که در این حالت باید شکر ما به درگاه خدا زیاد باشد و همین شکر و توجه به نعمت سلامتی بدن چه اندازه می‌تواند در سلامتی و در عین حال آرامش روحی و روانی ما مؤثر باشد.

آزمایش سخت پیامبران

آیا این نوع امتحان‌های الهی که ما دچار آن می‌شویم مثل بیماری و سایر گرفتاری‌ها، فقط به انسان‌های عادی مربوط است و یا اولیای خدا علیهم السلام هم این طور مورد آزمایش قرار می‌گرفتند؟

آزمون الهی موضوعی نیست که به عده خاصی از انسان‌ها تعلق داشته باشد. حتی پیامبران خدا علیهم السلام هم به اندازه ظرفیت و استعداد و ایمان خودشان امتحان می‌شدند. سختی و رنج‌هایی که آن‌ها در زندگی تحمل کردند، از آزمون‌های ما بسیار بزرگ‌تر و سخت‌تر است. نمونه اش بیماری حضرت ایوب علیه السلام است که در حین بیماری شدید، فرزندان و زندگی خود را از دست داد. ولی در همان حالت آن قدر صبور و شکرگزار بود که به عنوان یکی از بنده‌های خوب خدا در قرآن کریم مورد تقدیر الهی قرار گرفت.

خداوند از همان زمانی که حضرت آدم علیه السلام را خلق کرد، او را مورد امتحان بزرگی قرار داد که منجر به خروج او از بهشت شد. بعد از آن سایر پیامبران خود را هم به شیوه‌های مختلف مورد آزمایش قرار داد. به طوری که حضرت ابراهیم علیه السلام را با آتش و قربانی کردن فرزندش آزمود و حضرت اسماعیل علیه السلام را با قربانی شدن امتحان کرد.

حضرت یعقوب علیه السلام را با غصه و دوری از فرزند عزیزش آزمایش کرد و حضرت یوسف علیه السلام را با دوری از پدر و افتادن در چاه و بردگی امتحان کرد. ابتلای حضرت ایوب علیه السلام هم با بیماری و سختی‌ها بود و حضرت یحیی علیه السلام را هم با قربانی شدن آزمایش کرد. حضرت زکریا علیه السلام را با قتل و حضرت عیسی علیه السلام را با امری بزرگ که همان تولد ایشان از مادری و بدون داشتن پدر بود، مورد آزمایش قرار داد.

آزمون پیوسته الهی

با این توضیحات آیا می‌توان نتیجه گرفت که همه سختی‌ها و گرفتاری‌ها ائم از بیماری و مشکلات اقتصادی و غیره امتحان خدا به حساب می‌آید؟

بله اما باید شرطی را برای این مطلب اضافه کنیم و آن، این است که این سختی‌ها خارج از اراده ما باشد. یعنی خود ما عامل به وجود آمدن گرفتاری یا ابتلا به بیماری نباشیم. در این صورت اگر مریض شویم یا هر رنج دیگری که به ما برسد، امتحان و آزمون خدا محسوب می‌شود و حکم الهی خواهد بود.

در این مورد امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ نوع گشادگی و تنگی و قبض و بسطی وجود ندارد مگر اینکه خواست و حکم و آزمایش خدا در آن قرار دارد.»

با این تعبیر ما پیوسته در معرض امتحان هستیم.

همین طور است. چه زندگی آرامی داشته باشیم، در رفاه باشیم، خانواده سالم و خوب و شغل مهیا و سلامتی جسم و روح داشته باشیم به نوعی در حال امتحان هستیم تا مشخص شود آیا در این شرایط بنده شکرگزاری هستیم و حق دیگران را ادا می‌کنیم و به وظایف شرعی خود عمل می‌کنیم یا خیر.

اگر هم بیمار شویم، دچار فقر و تنگدستی باشیم، مشکلات خانوادگی و یا اجتماعی داشته باشیم و یا هر نوع ابتلا و رنج دیگری که به ما برسد، در این اوضاع هم به نوعی در حال آزمایش خدا هستیم تا درجه ایمان ما مشخص شود.

امتحان الهی یا اتمام‌حجت

پرسش دیگری که در اینجا به ذهن خطور می‌کند این است که مگر خدا از درجه و میزان ایمان ما آگاه نیست؟ به هر حال خداوند علام الغیوب است. چه لزومی دارد ما با سلامتی یا بیماری و رفاه یا رنج امتحان بشویم؟

این امتحان‌ها برای این نیست که خدای متعال درجه و صحت و سقم ایمان ما را بداند. همان طور که اشاره کردید، خداوند علام الغیوب است و بطن و کنه آفریده‌های خود را می‌شناسد و از آن آگاهی کامل دارد. این رویدادها و سختی‌ها و یا رفاهی که ما در دنیا مشاهده می‌کنیم و در آن قرار می‌گیریم برای این است که خود ما ایمان خود را بشناسیم و در حقیقت اتمام حجتی برای خود ماست تا در آخرت عذر و بهانه‌ای نداشته باشیم تا بگوییم اگر من را امتحان می‌کردی، چنان رفتار می‌کردم.

 

منبع:تسنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code