چرا اگر کسی به مسافرت اجباری برود و شرایط روزه گرفتن برایش مهیا باشد،نباید روزه بگیرد؟


احکام اسلام  دارای مصالح می باشد . در قرآن و روایات به فلسفه بعضی از احکام اشاره شده است، ولی ما موظفیم همه عبادات را از روی تعبد و تسلیم در برابر اوامر الهی انجام دهیم، گرچه به فلسفه عبادات آشنا باشیم. پس چون دستور اسلام این است که مسافر نماز را شکسته بخواند و روزه نگیرد . در حال سفر با شرایط خاص نماز های چهار رکعتی را شکسته می خوانیم و روزه نمی گیریم .

 از آیاتی که درباره ‌نماز و روزه نازل شده، استفاده می شود که  احکام  مسافر، جهت  آسایش وی بوده است. در هر حال حکم عدم روزه داری  مسافر به صراحت در قرآن کریم آمده است :

 «…فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ… ؛ (۱)پس هر کس ماه رمضان در شهر و وطن خود باشد، باید روزه بگیرد. هر کس بیمار یا مسافر باشد، در ایّام دیگر روزه بگیرد. خدا آسانی را برای شما اراده کرده و مشقت و سختی را از شما نخواسته است…».

  در مورد نماز آمده است : «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَهِ ….(۲)؛

 هنگامی که سفر کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه بخوانید».

خداوند منّت گذارده و حکمی از سر مهربانی برای مسافر وضع  کرده است. رد کردن و برگرداندن هدیه الهی،‌خلاف ادب است. بنابراین عقل سلیم تجویز نمی کند که بر خلاف خواسته خداوند در سفر نماز را تمام بخواند  یا روزه بگیرد. امّا اگر کسی بر خلاف این حکم عمل کند،‌یعنی مسافر در سفر نماز را چهار رکعتی بخواند و یا روزه بگیرد،‌صحیح نیست، به دلیل روایاتی که وارد شده است که کوتاه خواندن نماز در سفر یک نوع تخفیف الهی است. ادب اقتضا می کند که انسان این تخفیف را رد نکند . نسبت به آن بی اعتنایی به خرج ندهد.

 در روایات اهل سنت از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که در باره نماز قصر فرمود: «صدقه تصدق الله بها علیکم فاقبلوا صدقته ؛(۳) (این هدیه ای از خداوند است. آن را بپذیرید ».

نظیر این حدیث از طریق شیعه نیز آمده است. امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند: «افطار در سفر و نماز قصر از هدایای الهی است. کسی که از این کار صرف نظر کند ،هدیه الهی را رد کرده است».(۴)

امام باقر(ع) فرمود: «گروهی با پیامبر در ماه مبارک رمضان در سفر بودند. پیامبر در سفر روزه نگرفت، ولی برخی از همراهان روزه گرفتند. پیامبر(ص) فرمود: « اینان تا روز قیامت از نافرمانان خواهند بود».(۵)

امام صادق(ع) فرمود: «خدا  بر مریض و مسافر بخشش کرده که روزه نگیرند. آیا پسندیده است که بخشش خدا برگردانده شود؟!‌»(۶)

 علّت و فلسفه واقعی احکام شرعی بر ما معلوم نیست. در روایات حکم تقصیر(شکسته شدن) نماز و روزه نگرفتن را بر سفر هشت فرسخی مبتنی کرده، چه مسافر خسته شده و چه خسته نشده باشد. بنابراین ملاک در قصر و اتمام و افطار روزه، خستگی و عدم آن نیست، گرچه  سفر حتی با وسایل سریع السیر خسته کننده است. لااقل دوری قابل توجه از وطن به نوعی خستگی روحی برای غالب افراد به دنبال دارد. حال روحی انجام عبادات به طور مفصل را می گیرد .

به هر حال ملاک قصر در نماز مقدار مسافت است. اگر  ملاک را خستگی و عدم خستگی بگیریم، چه بسا افرادی با اسب و شتر مسافرت بیست فرسخ انجام می دهند، ولی خسته نمی شوند؛ برعکس افرادی دو فرسخ مسافرت می کنند و خسته و کوفته می شوند. پس ملاک بر اساس روایات پیمودن مسافت شرعی، یعنی هشت فرسخ است. هر کس این مقدار مسافت را ،چه در یک روز یا در چند دقیقه بپیماید، ‌نمازش شکسته خواهد بود و روزه را باید افطار کند.(۷)

 گرچه یکی از عوامل  حکم آسان گرفتن بر بندگان است، امّا قرائن نشان می دهد که این ، تنها عامل نمی باشد،‌زیرا کسی که با خستگی زیاد به مقصد رسیده، ‌در همان زمان که به مقصد می رسد، اگر قصد اقامت ده روزه کند، ‌نمازش تمام است . روزه هم در شرایط وجوب، واجب خواهد بود. پس ملاک  کمال در سقوط روزه و شکسته شدن نماز  خستگی نیست .

 در احکام فقهی علت و ملاک احکام به طور قطعی و کامل در دست نیست، بلکه دلیل اصلی ، تعبد و اطاعت از دستورهای الهی است، مثل اینکه چرا نماز صبح دو رکعت و یا مغرب سه رکعت است و یا چرا باید حمد و سوره در نمازهای ظهر و عصر آهسته  خوانده شود.  در نمازهای مغرب و عشا و صبح باید بلند خوانده شود؛ این ها تعبد است و ما نمی توانیم از  خود دلیلی بتراشیم . هرچند حکمت هایی در آن مطرح شده و با عقل هم به دست می آید اما این امور جنبه غالبی داشته و کلیت ندارد .

بر این اساس عمل کردن بر اساس میل و خواست خود با روح تسلیم و تعبد در تضاد و تنافی جدی است . در نتیجه این عمل نمی تواند نشانه عبودیت و بندگی باشد و چنین روزه ای باطل خواهد بود .

 

پی­نوشت­ها:

۱٫ بقره(۲) آیه ۱۸۵٫     

۲٫ نسا(۴) آیه ۱۰۱٫

۳٫ سنن بیهقی، نشر مصر ، ۱۳۴۸ ش، ج۳ ،ص۱۳۴٫

۴٫ حر عاملی، وسایل الشیعه،  نشر دارالاحیا التراث العربی، بیروت ۱۴۱۲ ق، ج ۵، ص ۵۴۰ .

۵٫ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۲۴٫

۶٫ همان.

۷٫ محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، نشر جامعه مدرسین  قم، ۱۳۷۸ ش، ج ۲، ‌ص ۱۱٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code