چگونه با تسبیحات حضرت زهرا در اعمال خیر پیشینیان و آیندگان شریک شویم؟!


عقیق:تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله علیها که از سوی پیامبر(ص) به آن حضرت آموزش داده شده است، دارای فضایل و برکت‌های بسیار زیادی در دنیا و آخرت است که گرفتاری‌ها و مشکلات زیادی را حل کرده و از بروز بلاهای زیادی جلوگیری می‌کند.

یکی از فضیلت‌های تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، پاک شدن از گناهان است. چنانکه در روایتی نقل شده است که شخصی به خدمت امام صادق علیه السلام رفت و از زیاد بودن گناهان خود پیش آن حضرت درددل کرد. امام صادق علیه السلام به او فرمودند که برای پاک شدن و دور ماندن از گناهان، تسبیح مادرم را بگویید و در پایان آن ذکر استغفرالله را تکرار کنید. با این روش هم شیطان از شما دور می‌شود و هم خداوند متعال از شما راضی می‌شود.

یکی دیگر از برکت‌های تسبیحات حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها هم‌ردیف کردن گوینده آن با صدقه دهندگان در راه خداست. چنانکه روایت شده است عده‌ای از مردم فقیر و افرادی که توان مالی برای صدقه دادن و کمک به دیگران را نداشتند، در خدمت امام جعفر صادق علیه السلام اظهار ناراحتی کردند که: «ما مانند مردم ثروتمند دارایی و املاکی نداریم که بتوانیم در راه خدا صدقه بدهیم. آیا راهی برای جبران برای ما وجود دارد؟»

امام علیه السلام در جواب آن‌ها هم ذکر تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله علیها را تجویز کردند با توضیح که بعد از آن، ذکر «لا اله الا الله» را ده مرتبه تکرار کنند. به این روش گوینده ذکر در هر عمل خیری که مردم پیشینیان انجام داده‌اند و بعدی‌ها انجام می‌دهند، شریک می‌شود.

پی نوشت:

  • اعیان الشیعه
  • الارشاد؛ شیخ مفید
  • بحارالانوار؛ علامه مجلسی

تبیین غم نامه حضرت زهرا در نهج البلاغه


عقیق:  حجت الاسلام ایمان شکیبایی، در مراسمی که به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) با حضور نهج البلاغه پژوهان و به صورت برخط برگزار شد، به تبیین خطبه ٢٠٢نهج البلاغه پرداخت  که بخشی از سخنانان این استاد نهج البلاغه به این شرح است:

وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) رُوِیَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام) کَالْمُنَاجِی بِهِ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) عِنْدَ قَبْرِهِ:
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِکَ وَ السَّرِیعَةِ اللَّحَاقِ بِکَ. قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ رَقَ عَنْهَا تَجَلُّدِی، إِلَّا أَنَّ فِی التَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ وَ فَادِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ، فَ “إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ”. فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ، أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ، إِلَی أَنْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَکَ الَّتِی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ. وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَی هَضْمِهَا، فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ، هَذَا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ الذِّکْرُ. وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ، لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ، فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ، وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ.
اما ترجمه این عبارت؛ این سخن از آن حضرت روایت شده که هنگام به خاک سپردن سیده زنان، فاطمه (س) بر سر مزار رسول اللّه (ص)، چنانکه گویی با حضرتش راز می گوید، بیان داشته است:
سلام بر تو، ای پیامبر خدا. سلام من و دخترت که اکنون در کنار تو فرود آمده و چه زود به تو پیوست. ای رسول خدا، بر مرگ دخت برگزیده تو، شکیبایی من اندک است و طاقت و توانم از دست رفته ولی مرا، که اندوه عظیم فراق تو را دیده ام و رنج مصیبت تو را چشیده ام، جای شکیبایی است. من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامی که سر بر سینه من داشتی، جان به جان آفرین تسلیم نمودی. «انا لله و انا الیه راجعون».
آن ودیعت بازگردانده شد و آن امانت به صاحبش رسید. و اندوه مرا پایانی نیست. همه شب خواب به چشمم نرود تا آن گاه که خداوند برای من سرایی را که تو در آن جای گرفته ای، اختیار کند.
بزودی، دخترت تو را خبر دهد که چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم کردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما را از او بخواه. اینها در زمانی بود که از مرگ تو دیری نگذشته بود و تو از یادها نرفته بودی.
بدرود تو را و دخترت را. بدرود کسی که وداع می کند، نه بدرود کسی که رنجیده و ملول است. اگر از اینجا بازمی گردم نه از روی ملالت است و اگر درنگ می کنم نه به سبب آن است که به وعده ای که خدا به صابران داده است بدگمان شده ام.
این گفتار امام علیه السلام به قدر کافی گویاست؛ سخنی است که از سوز دل مولا علیه السلام به هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا علیها السلام حکایت می کند. درد دلی است پر سوز و گداز که مولا علیه السلام با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره مصائب حضرت زهرا علیها السلام از یک سو و مصیبت خودش به سبب فراق حضرت زهرا(س) از سوی دیگر، حکایت دارد و بخشی از حقایق مهم تاریخ صدر اسلام را به صورت غیر مستقیم؛ امّا گویا و پرمعنا منعکس می کند.

سلام حضرت علی (ع) به پیامبر اکرم (ص)
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنِّی …
سلام برای هرکسی است که به دیدارش می‌روند و مخاطب قرار می گیرد، ما دو جور دیدار داریم :١)دیدار جسمی ٢)دیدار روحانی؛ که البته سلام در این فراز از نوع دیدار قلبی و روحانی است.
سلام حضرت علی(ع) از جانب حضرت زهرا(س) محضر رسول الله(ص)
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ اِبْنَتِکَ …
این ادب حضرت گویا اذن دخول گرفتن از پیامبر اکرم (ص) جهت همجواری حضرت زهرا(س) در بهشت با ایشان است. 
زود پیوستن بانوی دو عالم به پیامبر اکرم(ص)
اَلسَّرِیعَةِ اَللَّحَاقِ بِکَ …
این عبارت اشاره به کلام رسول الله (ص) دارد که فرمود: “انت اسرع اهلی لحوقا بی”: “تو اولین کس از اهل بیت من هستی که به من ملحق می‌شود.”
زمان شهادت حضرت زهرا(س) پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) مختلف است و دوقول مشهور ۷۵ روز یا ۹۵ روز میباشد.
بی تابی فراوان امام علی(ع) در شهادت حضرت زهرا(س)
قَلَّ یَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی …
امام(ع) گویی پیامبر اکرم(ص) را مورد خطاب قرار داده و شکایتی را در باب کاهش شکیبایی و توانش در این مصیبت،بیان فرموده و به همین علت از تعبیر “صفیک” به جای ” ابنتک” استفاده فرموده که این کار به منظور احترام و دوستی و گرامیداشتی است که حضرت (ص) نسبت به دخترش حضرت زهرا(س) اعمال می کردند و به نوعی تجلیل از بانوی دوعالم(س) است.
دشواری فراق حضرت زهرا (س)
رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی …
تجلُّد یعنی اظهار صلابت و توانایی و رقّ تجلّدی، طبعاً یعنی صلابت و تواناییم نازک و کم شد؛ امیرالمومنین(ع) می خواهد بفرماید:صبر من از فراق او (زهرا (س)) ناتوان شد.
دلداری خویش(امام علی (ع)) در این مصیبت به تأسی بر صبر بر فقدان پیامبر اکرم(ص)
إِلاَّ أَنَّ فِی اَلتَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ وَ فَادِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ …
امام(ع) با این جمله خطاب به پیامبراکرم(ص) خود را در این مصیبت تسلّای خاطر میدهد که گرچه مصیبت زهرا(س) غیرقابل تحمل است لیکن غم دوری تو بسیار سخت تر است پس چنانکه بر فراق تو با همه دشواریش صبر کردم، در شهادت زهرا(س) به طریق أولی بردبار خواهم بود.
شرح اندوه فراوان امام(ع) هنگام به خاک سپردن پیامبر(ص) توسط ایشان
فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ …
چه مصیبت سنگینی بود خاک سپاری پیامبر(ص) توسط امام(ع) در حالیکه روح مبارکش میان سینه و گلوی امام(ع) از بدن شریفش خارج شد.
گویا امام(ع)  با این سخن، آن ضایعه اسفناک را یادآور شدند تا تسکینی بر مصیبت تازه اش باشد.امروزه هم کارشناسان به گرفتاران توصیه می کنند که اگر به مشکلات سنگین‌تری که دیگران گرفتارند فکر کنید، دیگرگرفتاری هایتان شما را زیاد آزرده خاطر نخواهد کرد. 
استرجاع
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ …
منظور از این ذکر، این کلام الهی و به نوعی آرامش طلبی از خدای متعال است:
“وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ – الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ”- بقره/۱۵۶-۱۵۵
پوزش خواهی امام(ع) از پیامبر اکرم(ص)
فَلَقَدِٱسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِینَةُ …
ودیعه و رهینه، حضرت زهرا(س) است.
از ودیعه معلوم می­شود: حضرت(س)نزد امام (ع) امانت بوده است.
از رهینه معلوم می­شود: امام(ع) حضرت زهرا(س) را به  عوض رسول الله(ص) در نزد خود نگهداشته و خود را با آن تسلیت می­داد.
( و برخی رهینه و ودیعه را استعاره از نفس دانسته و بیان  داشته اند که ودیعه اشاره به کلام” النساء ودائع الکرام: زنها امانتهای ارزشمندی میباشند” دارد که دال بر امانت بودن زن نزد مرد است.
و رهینه این مناسبت استعاری را دارد که تمام نفوس در گرو وفای به عهد خود با خدایند که از دین حق منحرف نشوند.)
همیشگی بودن اندوه امام (ع)
أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ إِلَی أَنْ یَخْتَارَ اَللَّهُ لِی دَارَکَ اَلَّتِی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ …
امام(ع) ذکر دائمی بودن حزن خویش را بیان داشته و اشاره فرموده که شبها بیدار است تا آنکه به پیامبر اکرم(ص) بپیوندد.
اندوه مظلومیت حضرت زهرا (س) و شکایت امام(ع) نزد رسول الله(ص)
سَتُنَبِّئُکَ اِبْنَتُکَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَی هَضْمِهَا …
این جمله امام (ع) اشاره به شکوائیه حضرت از مردم به حضور پیامبر اکرم(ص) است، که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) حق خلافت را از امام علی(ع) و فدک را ظالمانه از حضرت زهرا(س) ربودند.

اندوه از دست دادن محرم راز
فَأَحْفِهَا اَلسُّؤَالَ وَ اِسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ …
امام(ع) از پیامبر اکرم(ص)درخواست می کند که از او(حضرت زهرا(س)) به اصرار بخواه که وقایع را بازگو کند و از او طلب آگاهی از حال نما.
امر فراموش نشده
هَذَا وَ لَمْ یَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ اَلذِّکْرُ …
ابن ابی الحدید در جواب پرسشی که خود مطرح کرده اینگونه می نویسد:
اگر بگویی این کار چیست که نه فراموش شد و نه فرسوده گشت، اگر در آنجا نصی نبود، چرا ولایت ماندگار شد؟ 
خواهم گفت: سخن پیامبر(ص) نصّ است که فرمود:” انی مخلف فیکم الثقلین”، همانا من در میان شما دو گران جانشین می گذارم، و دیگر سخن آن حضرت نیز نص است که:” خداوندا حق را با او گردان هر جا که گردد” و امثال این نصوص که دلالت بر تعظیم و بزرگداشت و منزلت امام در اسلام دارد، همه دلایلی متقن بر ماندگاری ولایت محسوب می شوند. که البته چنین اقراری از ابن أبی الحدید به جهت تعصباتش به نُدرت در شرحش به چشم می خورد ولی اینجا صریحاً اقرار به نعمت ولایت نموده است. 
سلام به هنگام خداحافظی
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمَا …
معمولا عادت دوستان راستین چنین است که هنگام جداشدن از همدیگر به عنوان وداع، سلام می گویند و امیرالمومنین هم این کار را انجام داده اند. 
خداگرایی مولی الموحدین علی علیه السلام در مصیبت
بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِینَ …
حضرت(ع) با این فرمایش، خود را از همانندی با کسانی که از شدت ناراحتی بر قبور حاضر می شوند و می پندارند آنچه از دست رفته جبران نخواهد شد و صبر برآن اجری نخواهد داشت و به خدای متعال جسارت می کنند، تبرئه می کنند.
و در حضور پیامبر اکرم(ص) عرض می کنند: من به آنچه خداوند در مقابل مصیبت ها به پیامبران وعده کرده( که صلوات و رحمت اوست) یقین دارم.
پس از تبیین غم نامه حضرت زهرا(س) در نهج البلاغه، این مراسم با روضه خوانی یکی از مادحین اهلبیت(ع) به پایان رسید.

منبع:حوزه

به گواهی آه – شعر خوانی انسیه سادات هاشمی


سرویس شعر آیینی عقیق: به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری مادر سادات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  ، عقیق شعر خوانی تعدادی از شاعران آیینی را با عنوان “به گواهی آه ” منتشر می کند:

 

بخش هفتم – شعر خوانی انسیه سادات هاشمی

 

تعداد بازدید : 0

 

 

دوباره خاطره‌ها شعر را عزا کرده است
دوباره یاد دری آتشی به پا کرده است
 
مرا ببخش که تا بوی دود می‌آید
به رنگ قافیه تنها کبود می‌آید
 
دوباره همسفر قصه‌ات شدم مادر!
بگیر دست مرا بین کوچه‌ها، آخرـ
 
به کوچه‌های مدینه که اعتباری نیست
جسور می‌شود آنگه که ذوالفقاری نیست
 
چقدر دلهره باید نثار راه کنم
مدام این طرف و آن طرف نگاه کنم
 
نسیم تا که میاید به لرزه می افتم         
صدای پا که میاید به لرزه می‌افتم
 
چقدر دل‌نگرانم میان این کوچه
چگونه بگذرم از داستان این کوچه
 
نمی‌شود که تصور کنم چه شد مادر!
خدا نخواسته شاید ببینمت پرپر
 
کمی به فاصله می‌ایستم سرم پایین
و ناگهان.. نه! چه می‌بینم آه! روی زمین
 
دل من است که چون گوشواره می‌شکند
زمین به زیر ورق‌های پاره می‌شکند
 
بیا فقط برویم این زمین پر از درد است
هوای تیره‌ی این کوچه ناجوانمرد است
 
چطور خاطره‌ها را ز یاد خود ببرم
نه! دیگر اصلا از این کوچه‌ها نمی‌گذرم
 
شکسته است غرور تو و دل من نیز
دوباره مادر من یا علی بگو برخیز…

 

توصیه های شنیدنی مرحوم حاج حسن ناظم به مداحان جوان



عقیق:در پنجمین قسمت این مجموعه ، فیلمی دیده نشده از توصیه های مرحوم حاج حسن ناظم از پیرغلام اباعبدالله به مداحان جوان را در مراسم تجلیل از شعرا و ذاکرین اهل بیت می بینید.
این مراسم تیرماه سال هفتاد و هفت در حوزه هنری برگزار شده است.

تعداد بازدید : 12

بهشت و دوزخ أبدی هستند یا موقّت و محدود؟


عقیق:پاسخ به سؤالات و شبهات موجود در جامعه از وظایف مراکز حوزوی و دینی است که این خبرگزاری در شماره های گوناگون به ارائه برخی از پرسش ها و شبهات و پاسخ های آن، برگرفته از «مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم» خواهد پرداخت.

– سؤال

آیا بهشت و دوزخ ابدی هستند یا موقت و محدود؟ اگر نامحدود هستند چرا در برخی از آیات مقید شده اند مانند: و امّا الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها مادامت السموات والارض.

– پاسخ

سؤال از دو قسمت تشکیل شده است و ما هریک را جداگانه مطرح کرده و جواب می دهیم:

الف: آیا بهشت و جهنم ابدی هستند یا موقت و محدود؟

جواب: آیات فراوانی تصریح می کنند که بهشت و دوزخ جاودانه هستند از جمله آنها آیات ذیل است:

«جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابداً» (سوره تغابن، آیه ۹)، و بهشت هایی که جوی هایی در آن روان است و همیشه در آن جاودانند». و پیرامون ابدی بودن اهل بهشت می فرماید: آنان را که ایمان آورده و کردار شایسته انجام داه اند در بهشتی داخل می کنند که نهرها از زیر باغ های آن روان و به اذن پروردگارشان در آن جا جاویدان خواهند ماند.[۱] و اما پیرامون جهنم و ابدی بودن آن خداوند می فرماید: «واعدّلهم سعیراً خالدین فیها ابدا» (سوره احزاب، آیه ۶۵) «و آتشی افروخته برای ایشان آماده کردیم که همیشه در آن جاودانند». (هم جهنم جاودان است، هم جهنّمیان).

ب: اگر نامحدود هستند چرا در برخی از آیات مقید شده اند؟ مانند آیه «فاما الذین شقوا ففی النار…خالدین فیها ما دامت السماوات والارض الا ما شاء ربک … و اما الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها ما دامت السماوات و الارض الا ماشاء ربک عطاء غیرمجذوز».(سوره هود، آیه ۱۰۸-۱۰۶).

جواب: این آسمان ها و زمین که دوام آنها قید شده است، آسمان ها و زمین دنیایی نیستند بلکه آسمان ها و زمین قیامت اند و آنها ابدی هستند.

توضیح:

این دو آیه مدت اقامت اهل بهشت را در بهشت و مدت اقامت دوزخیان را در جهنم بیان می کند و می فرماید که مکث دوزخیان در جهنم و بهشتیان در بهشت دائمی و ابدی است.

کلمه خلود به معنای برائت و دوری هر چیز از فساد است و باقی ماندنش بر صفت و حالتی که دارد. و خلود در جنّت به معنای بقای اشیاء است بر حالت خود بدون این که در معرض فساد قرار گیرد. (هم چنین است خلود در جهنم) و جمله «وما دامت السماوات والارض» یک نوع تقییدی است که تأکید خلود را می رساند و معنایش این است که ایشان با دوام آسمان ها و زمین دائمند.

حال این اشکال پیش می آید و آن این است که آیات قرآنی تصریح دارد بر این که آسمان و زمین تا ابد باقی نیستند و این با خلود در آتش و بهشت که آن نیز مورد نص و تصریح آیات قرآنی است سازگاری ندارد.

از جمله آیات دسته اول که تصریح می کند بر این که آسمان و زمین رفتنی اند آیه: «ما خلقنا السماوات والارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمّی (سوره احقاف، آیه ۳) «ما آسمان ها و زمین را با هر چه در آنهاست جز بحق و برای مدتی معین نیافریده ایم».

و از جمله آیات دسته دوم که تصریح می کند بر این که بهشت و دوزخ جاودانه است آیات ذیل است: «جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابداً» ( سوره تغابن، آیه ۹)، «اعدلهم سعیراًً»، برای آنها آتش فروزانی آماده است. ( سوره احزاب، آیه ۶۵).

بنابراین از دو جهت در آیه مورد بحث اشکال می شود:

الف. خلود دائمی در بهشت و دوزخ را محدود کرده است به دوام آسمان ها و زمین، با اینکه آسمان ها و زمین دائمی نیستند.

ب. خالد را ـ که ابتداء خلودش از روز قیامت شروع می شود و از آن روز، اهل دوزخ به طور دائم در دوزخ و اهل بهشت به طور دائم در بهشت به سر می برد ـ به چیزی محدود کرده است که ابتداء قیامت آخرین مدت وجود آن است و آن آسمان و زمین است که ابتداء قیامت آخرین مدت زمان وجود آنها است.

جواب: خدای متعال  در کلام خود آسمان ها و زمینی برای قیامت معرفی می کند که غیر از آسمان ها و زمین دنیاست و می فرماید: «یوم تبدّل الارض غیر الارض والسماوات و برزوا لله الواحد القهار» (سوره ابراهیم، آیه ۴۸) «روزی که زمین به زمین دیگری عوض شود و آسمان ها نیز و همه برای خدای واحد قهّار آشکار گردند». و از اهل بهشت حکایت می کند که می گویند: «الحمدلله الذی صدقنا وعدَه واورثنا الارض تبّوءُ من الجنه حیث نشاء» (سوره زمر، آیه ۷۴) «حمد برای خدایی است که به وعده خود وفا کرد و به ما زمین بهشت را میراث داد و …» و در تمام وعده به مؤمنین و وصف ایشان می فرماید: «لهم عقبی الدار»(سوره رعد، آیه ۲۱) «برای ایشان خانه عاقبتی است».

پس معلوم می شود برای آخرت نیز آسمان ها و زمین است همچنان که در آن بهشت و دوزخی و برای هریک سکنه و اهلی است   خدا هم آنها را با این وصف توصیف کرده است که: «ماعندکم ینفد و ما عندالله باقٍ» (سوره نمل، آیه ۹۶)، «آنچه نزد شماست از بین می رود و آنچه نزد خداست باقی می ماند. و به حکم این آیه آسمان و زمین اخروی از بین نمی رود.

و اگر در آیه مورد بحث بقاء بهشت و جهنم و اهل آن دو را به مدت بقاء آسمان و زمین محدود کرده از این جهت است که معنای این دو اسم (آسمان و زمین) از جهت آسمان و زمین بودن هیچ وقت از بین نمی رود. آنکه از بین می رود یک نوع آسمان و زمین است و آن آسمان و زمین دنیائی است و اما آسمان ها و زمینی که مثلاً بهشت در آنها است و به نور پروردگار روشن می شود به هیچ وجه از بین نمی رود و خلاصه جهان همواره آسمان و زمینی دارد. چیزی که هست در آخرت نظام دنیائیش را از دست می دهد و با این وضع دیگر هیچ اشکالی باقی نمی ماند.[۲]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱. معاد شناسی، سید محمد حسین تهرانی.

۲. معاد در قرآن، تفسیر موضوعی قرآن، ج۵، آیت الله جوادی آملی.

۳. المیزان، ج۱، ص ۵۸۲ – ۵۹۳.

پی نوشت ها:

 [۱]. ابراهیم/ ۲۳.

 [۲] . طباطبائی، سید محمد حسین؛ تفسیر المیزان، مترجم، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، چاپ دوم، ج ۱۱، ص ۳۷ و ۳۴.

منبع:حوزه

اشعار شهادت حضرت زهرا (س)


 

مرضیه نعیم امینی:
ماه پیش روی ماهش رخصت تابش نداشت
ابر بی لطف قنوتش برکت بارش نداشت

ظاهراً گردانده زهرا دستۀ دستاس را
باطناً دور فلک بی اذن او گردش نداشت

نیمِ عمرش با نبی بوده‌ست، نیمی با وصی
از ازل عمر کسی اینقدر گنجایش نداشت…

شانه بر گیسوی طفلان پریشان می‌کشید
دست اگر بالا می‌آمد، دست اگر لرزش نداشت

رنج او را روز اگر می‌دید می‌شد شام تار
لحظه‌ای بعد از پدر ریحانه آرامش نداشت…

مهدی مردانی:
نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست

پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین…
گفتم که فاطمه، کمر آسمان شکست

هجده بهار دیدی و در سوگ تو دلم
بعد از هزار و سیصد و چندین خزان شکست

ای دل بسوز و بشکن! تا باورت شود
حتماً دری که سوخته را، می‌توان شکست

بانوی نور در دلتان رنگی از خداست
زیباتر است بر قد رنگین کمان، شکست

با هر دری که بعد نگاه تو باز شد
انگار در گلوی علی استخوان شکست

فائزه زرافشان:
قلم چگونه گذارد قدم به ساحت تو
«توان واژه کجا بود و طرح صحبت تو»

خدا به یُمن شما رزق می‌دهد ما را
زمین نشسته سر سفرۀ قناعت تو

هر آنچه قد بکشد صبر، باز هم دستش
نمی‌رسد به بلندای استقامت تو

چه آمده به سر ماهِ رویت این شب‌ها
که در توان علی هم نبوده رؤیت تو

هنوز کوثر این اشک‌ها خروشان است
چگونه سرد شود داغ بی‌نهایت تو

تو رفته‌ای و جهان قرن‌هاست می‌سوزد
و مانده روی دلش حسرت زیارت تو

چقدر دست غزل در برابرت خالی‌ست
بگو چگونه درآییم از خجالت تو

حسین عباس پور:
دلت زخمی دلت آتش‌فشان بود
نگاهت آسمان بود، آسمان بود
فقط «روح رسول الله»! ای کاش
مدینه با تو قدری مهربان بود

جواد محمد زمانی:
باغ اعتبار یافت ز سیر کمالی‌ات
گل درس می‌گرفت ز اوصاف عالی‌ات

هفت آسمان، مسخّر عرفان ناب تو
هفت آسمان، محیط شهود جلالی‌ات

شب افتخار داشت تماشا کند تو را
در لحظۀ نماز، در اوج زلالی‌ات

با عطر جانماز تو تکریم می‌شوند
صدها فرشته بال زنان در حوالی‌ات

می‌رفت آبروی تجمّل میان خاک
تا شهره شد حکایت ظرف سفالی‌ات…

ای شهر پر ز آینه، ای خانه خانه نور
ما نیستیم عاقبت آیا اهالی‌ات!؟

نسل تو چشمه چشمه در آفاق جاری است
کوری خصم طعنه‌زن لااُبالی‌ات

امّا توان حضرت خورشید را گرفت
صرف تصوّر سفر احتمالی‌ات!

حالا ز غم تهی‌ست دلِ از صفا پُرَت
از یاد تو پر است ولی جای خالی‌ات!

سید حمید رضا برقعی:
در لغت معنی شبح یعنی
سایه‌ای در خیال می‌آید
یا به تعبیر دیگری انگار
ابر روی هلال می‌آید
سایه‌ای مانده بود از مادر

وقت برخاستن نشست، نشست
عرق سرد روی پیشانی
اشک امانم نمی‌دهد که پر است
مو به مو قصه از پریشانی
شانه از دست مادرم افتاد

قصه آتش شد آن زمانی که
ریخت آوار شهر بر سر ما
همۀ شهر آمدند آن روز
طرف خانۀ محقر ما
هیزم آن‌قدر هم نیاز نبود

قاریان، عالمان، مسلمانان
سوختند آیه‌های کوثر را
با وضو آمدند مردم شهر
با وضو می‌زدند مادر را
کارشان قربة الی الله است!

مادر من خودش یدالله است
کارشان را پر از مخاطره کرد
دست انداخت دور شال پدر
کار را یک غریبه یکسره کرد
نام آن مرد را نمی‌گویم

روز آخر امیدوارم کرد
روز آخر بلند شد از جا
شستشو کرد، گردگیری کرد
سخت مشغول کار شد اما…
چادر از صورتش کنار نرفت

تا بگیرد امانت خود را
دست پیغمبر آمد از دل خاک
پدر خاک آب شد از شرم
رد شد آن شب سکوتش از افلاک
همه دلواپس پدر بودیم

غسل از زیر پیرهن سخت است
غرق در خون شود کفن سخت است
جان خود را به خاک دادن، بعد
دست‌ها را به هم زدن سخت است
پدرم خویش را به خاک سپرد

محسن حنیفی:
صحبت از دستی که رزق خلق را می‌داد شد
هر کجا شد حرف از بانو به نیکی یاد شد…

او که جای خود، گلوبندش اسیر آزاد کرد
حُر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد…

معنی نازک برای روضه‌اش آورده‌ام
وقت پروازش پرستویی اسیر باد شد

با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود
دست او روزی‌رسان خانۀ صیاد شد

این در آتش گرفته زود حاجت می‌دهد
این در آتش گرفته پنجره‌فولاد شد

روضۀ مظلومه بعد از رفتنش مکشوفه شد
تا مصیبت‌خوان کوچه صورت مقداد شد…

بعد پیغمبر اگر چه با تبسم قهر بود
لحظه‌ای با دیدن تابوت، زهرا شاد شد

اشک‌‌هایش گاه می‌گوید حسن، گاهی حسین
گریه‌‌های آخرش موقوفۀ اولاد شد

مریم آمد تا شریک گریۀ کوثر شود
روضۀ او کاف و هاء و یاء و عین و صاد شد

محمد میرزایی:
چه بنویسم؟ که شعرم باب میلم در نمی‌آید
دلم می‌خواهد اما آه … از من برنمی‌آید

مرا بگذار و بگذر ‌ای غزل! دیوانه‌ سرکش!
از او گفتن، به این از هرچه کم کمتر نمی‌آید

شنیدم با صدای او خدای او سخن می‌گفت
در این ساحت سکوتم من، صدایم در نمی‌آید …

چه بنویسم؟ که خرما بر نخیل و دست ما کوتاه
که نام او بلند است و به این دفتر نمی‌آید

«امیرالمومنین» واژه‌ست؟ نه، پیراهنی زیباست
ببین! بر قامتی جز قامت حیدر نمی‌آید

به شوق روی پیغمبر سه روز آذین شده یثرب
ولی بیرون دروازه‌ست پیغمبر، نمی‌آید

علی باید بیاید تا محمد گام بردارد
که پیغمبر به همراه کس دیگر نمی‌آید

علی باید بیاید تا کنار مصطفی باشد
علی باید بیاید تا محمد، مرتضی باشد

که دنیا بی‌علی شهری‌ست بی‌قانون، خبر داری؟
محمد بی‌علی، موساست بی‌‌هارون، خبر داری؟

بدون او در این طوفان چگونه زنده می‌مانی؟
محمد بی‌ علی، نوح است بی‌کشتی، نمی‌دانی؟

بلاگردان او در بدر و در احزاب و خیبر بود
علی جان محمد یا محمد جان حیدر بود؟

محمد با علی وقتی می‌آید، وقت طوفان است
فرار از دستشان کار مسیحی‌های نجران است

علی آری علی … این نام، دریا نیست؟ زیبا نیست؟
علی آری علی … این نام، زیبا نیست؟ دریا نیست؟

علی آری علی … مردی که در افلاک، نامی بود
شنیدم بارها هم‌سفره‌ی مردی جذامی بود

شنیدم شام‌ها نان و نمک می‌خورد و می‌خندید
شنیدم بارها قلبش ترک می‌خورد و می‌خندید

شنیدم صبر، آتش شد به جان خانه‌اش افتاد
شنیدم ردّ سرخی بر پر پروانه‌اش افتاد

از این ابیات دارد کاغذ و خودکار می‌سوزد
چه بنویسم؟ که دارد سینه‌ی دیوار می‌سوزد

شما!‌ای قومِ از دیوار کمتر! دست بردارید
که دیگر فاطمه افتاد … دیگر دست بردارید …

علی تنها پناهش چادر زهراست‌ای مردم!
علی تنهاست‌ای مردم … علی تنهاست‌ای مردم …

چه بنویسم؟ که دیگر کاری از من بر نمی‌آید
از او گفتن به این از هرچه کم کمتر نمی‌آید
::

همین ابیات در هم را تو می‌بینی خبر دارم
همین کم را همین کم را تو می‌بینی خبر دارم

اولین روز کاروان عقیق فاطمی/ دعای مادر حاج حسین خلجی



عقیق:پایگاه اطلاع رسانی عقیق به مناسبت ایام فاطمیه اقدام به راه اندازی هیئت سیار در سطح شهر تهران کرده است.

این هیئت سیار ضمن حرکت در خیابان های اصلی شهر ، در برخی ساعات با استقرار در یکی از میادین ، با حضور یکی از مداحان مراسم عزاداری و روضه برگزار می کند.

اولین روز این مراسم در میدان امام حسین علیه السلام با مداحی حاج حسین خلجی و محبین اهل بیت (ع) برگزار شد .

گزارش روز اول این مراسم را در ادامه می بینید:

تعداد بازدید : 12

تبری از دشمنان؛ مهمترین دیپلماسی اسلام در برابر نفوذ



عقیق:حجت الاسلام مسعود عالی همزمان با ایام فاطمیه و سوگواری شهادت حضرت زهرا (س) در مسجد جامع نظام مافی به ایراد سخنرانی پرداخت و اظهار داشت: برای آنکه انسان در دنیا از ولی خدا جدا نشود، ایشان را تنها نگذارد و در این مسیر ثابت قدم باشد سه شرط دارد.

استاد حوزه علمیه در ادامه با اشاره به فرازی از زیارت عاشورا، عنوان کرد: زیارت عاشورا یک حدیث قدسی بوده و از ناحیه خداوند متعال بیان شده است؛ بر اساس این دعا معرفت نسبت به اهل بیت (ع) نخستین شرط همراهی آن بزرگواران به شمار می‌رود که مقصود از این معرفت نه معرفت عقلی و کسب اطلاعات بلکه معرفت قلبی است، انسان به واسطه معرفت قلبی می‌تواند اولیای الهی را بشناسد و در برابر آن بزرگواران زانو بزند.

وی با بیان اینکه انسان ولایتمدار اختیار ولی خدا را مقدم بر اختیار خود می‌داند، گفت: پیامبر اکرم (ص) در روز غدیر از مسلمانان اقرار گرفتند و حاضران تصدیق کردند که پیامبر اکرم (ص) مقدم بر آنان هستند، بعد از همین اقرار گرفتن بود که حضرت جانشینی امیرمومنان علی (ع) را مطرح کردند. اگر کسی حقانیت ولی خدا را قبول داشته باشد می‌داند که ایشان به مصالح او آگاه‌تر و دلسوز تر است برای همین همه امور خود را به آن بزرگوار می‌سپارد و تسلیم محضش می‌شود.

حجت الاسلام عالی افزود: کسی که به عنایت اولیای الهی ایمان و باور دارد می‌داند که آن بزرگواران او را رها نمی‌کنند پس همواره مراقب است که خودش نیز از آنان دور نشود؛ این همان معرفت قلبی است که صرفاً با مطالعه به دست نمی‌آید و با عمل کسب می‌شود، قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید عمل کنید تا به باور قلبی دست یابید. کسانی که سعی می‌کنند نماز اول وقت را به تأخیر نیاندازند، در حق کسی ظلم نکنند و مطیع محض دستورات دین باشند به معرفت قلبی نائل می‌شوند.

استاد حوزه علمیه از دیگر شروط جدا نشدن از مسیر اهل بیت (ع) را معرفت داشتن نسبت به دوستان اولیای الهی دانست و تصریح کرد: شیعیان دوستان اهل بیت (ع) هستند. افراد بسیاری بودند که پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) را قبول داشتند و به آنان احترام می‌گذاشتند اما به شیعیان و دوستداران آنان احترام نمی‌گذاشتند و خطاب به حضرت رسول می‌گفتند این پا برهنگان چه کسانی هستند که گرد تو جمع شدند آنان را از خود بران تا ما به نزدت بیاییم.

وی با بیان اینکه بندگان خوب خدا در میان مردم پنهان هستند، گفت: برای همین است که توصیه شده آدمی در برخورد با دیگران محترمانه رفتار کند و دیگران را بزرگ ببیند چون نمی‌داند چه کسی اولیای الهی است. اهل بیت (ع) دوستان و شیعیان خودشان را بسیار دوست می‌دارند و نسبت به آنان تعصب دارند برای همین بی احترامی به شیعیان را بی احترامی به خود تلقی می‌کنند.

حجت الاسلام عالی با بیان حدیثی، گفت: در روایت است اگر کسی حقوق مؤمنان را رعایت کند ولایتش با اهل بیت محکم می‌شود و اگر به مؤمنی ظلم کرده باشد به همان اندازه رابطه اش با اهل بیت (ع) قطع خواهد شد. حضرت فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه می‌فرمایند: اگر می‌خواهید به کسی احترام بگذارید به فرزندش احترام بگذارید؛ بنابراین احترام به حضرت زهرا (س) احترام به پیامبر اکرم (ص) است.

استاد حوزه علمیه با اشاره به اینکه شیعیان فرزندان اهل بیت (ع) هستند، خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: من و علی پدران امت هستیم؛ امام زمان (عج) پدر امت محسوب می‌شوند، بر این اساس احترام به شیعه احترام به ولایتی است که در درون اوست و و بی احترامی به او بی احترامی به آن رشته محبتی است که شیعه قلبا نسبت به امیرمومنان دارد. روزی پیامبر اکرم (ص) در مقابل کعبه ایستادند و خطاب به کعبه فرمودند: چقدر تو احترام داری؟ اما حرمت مؤمن از تو بیشتر است.

وی در پایان گفت: علاوه بر اینکه انسان باید نسبت به اولیای الهی تولی داشته باشد باید به همان میزان نسبت به دشمنان آنان تبری بجوید؛ موضع مؤمن در برابر دشمن دین باید مشخص و آشکار باشد. کسی که همواره دم از صلح کل می‌زند و همیشه در برابر دشمن لبخند می‌زند همانند خانه بدون حصاری است که هر کسی می‌تواند به آن ورود پیدا کند. اگر انسان نسبت به دشمنان تبری نداشته باشد دشمن به راحتی به او نفوذ خواهد کرد.

 

منبع:مهر

ابتکار ویژه هیئت الرضا(ع) در فاطمیه امسال+عکس


عقیق:هیئت الرضا (ع) در ایام فاطمیه امسال با پخش آیتم های کوتاه کتابخوانی حاج عبدالرضا هلالی با موضوع زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها دست به ابتکار ویژه ای زده است.

این آیتم های جذاب همزمان با پخش زنده مراسم عزاداری این هیئت در کانال روبیکای هئت الرضا (ع) پخش می شود.

به گواهی آه – شعر خوانی حمید رضا شکار سری



سرویس شعر آیینی عقیق: به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری مادر سادات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  ، عقیق شعر خوانی تعدادی از شاعران آیینی را با عنوان “به گواهی آه ” منتشر می کند:

 

بخش سوم 

شعر خوانی حمیدرضا شکار سری 

تعداد بازدید : 0

 

نیافریده اند شانه های کوه را
مگر برای گریه های آسمان
که دم به دم نبودن نگاه آبی تو را بهانه می کند
و دشت را نیافریده اند
مگر برای باد
که پشت این حصار
به انتشار غربت غریب تو مسافری همیشگی ست

نیافریده اند گریه را
مگر برای چهره ی کبود
و ماه را
مگر برای روشنایی مزار بی نشان تو

نیافریده اند آه را
مگر برای لحظه های ساکت بقیع
مرا مگر برای شعر
و شعر را مگر مدیحه خوان، سیاه پوش تو

و مرگ را نیافریده اند
مگر در انتهای جستجوی زرد ما که تا کنار سبز تو نمی رسد

و زرد می شود

 

بانو!
نمی یابیمت
اما کنار تو گریه مرسوم است
مگر می توان
پهلوی تو بود
و شکسته نبود؟

 

 

تمام رنجهایمان …
تاوان آن سیلی است
که بر گونه ای تو خورد 
آه ای ستون سترگ و مهربان کائنات 
چهره ی کبود تو بود
راز اعتراص ملائک

کوثر را به خط تحریری، به نستعلیق
کوثر را به ثلث به نسخ
کوثر را حتی به کوفی که بنویسند
باید شکسته بنویسند

روشنی…!
آنقدر روشن که دیدنت را چشم لازم نیست
و از این رو
از نابینا هم رو می گیری …

 

1 2 3 451