نامه قدیمی‌حاج‌قاسم:‌دعاکن تکه‌تکه شوم


عقیق: روزنگار نوشت: حسین معروفی فرمانده سپاه استان گلستان که در زمان جنگ کم‌سن‌وسال‌ترین فرمانده گردان در لشکر ۴۱ ثارالله بود، در کتاب خاطرات خود نامه‌ای از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی منتشر کرده است.

سردار معروفی در دیداری که با برخی فعالان رسانه‌ای در جریان سیل امسال گلستان داشت، به آنها توصیه کرد: اگر می‌خواهید با یکی از ابعاد شخصیتی ناشناخته حاج قاسم آشنا شوید، این نامه را بخوانید.

متن این نامه که در کتاب «بچه‌های حاج قاسم» منتشر شده، به شرح زیر است:

برادر عزیز و خوبم و یادگار بهترین‌های عمرم، جناب آقای معروفی، سلامٌ علیکم

از نامه ابراز محبتت، خصوصاً دو قطعه عکسی که در ساعت سختی و گرفتاری به من آرامش داد صمیمانه تشکر می‌کنم.

عزیز برادر! هیچ وقت سخاوت شما در جان دادن در راه خدا [را] نمی‌توانم فراموش کنم و درود می‌فرستم بر معروفی که آن روز دیدیم، و برای حسین امروز. از خدا عاقبت بخیری طلب دارم. معروفی عزیز شما در جایی معروفید که ماها در خاکسترهای آنها هم جایی نداریم.

دوست عزیزم همیشه در خدمت شما هستم. هر وقت شما فکر کنید نزدیک‌ترین دوستی که در خدمت‌تان خواهد بود، ان‌شاءالله من هستم.

برادر عزیز! سعی کن همیشه بوی معروفی آن زمان را بدهی و همه این احساس را بنمایند.

برادرم، به خانواده و بچه‌ها سلام برسان و مرا دعا کن چون به‌شدت محتاجم. دعا کن تا سال دیگر در راه او پاره‌پاره شده باشم.

برادر کوچکت قاسم – ۰۷/۰۶/۱۳۸۶ – ساعت هشت صبح میلاد با سعادت منجی عالم بشریت

 

سردار حسین معروفی شهربابکی، از فرماندهان دوران دفاع مقدس است که ارتباط نزدیکی با حاج قاسم سلیمانی داشت؛ او در عملیات خیبر در حالی که ۱۸ سال داشت فرمانده گردان لشکر ۴۱ ثارالله شد.

او از سال ۶۲ تا سال ۶۷ در کنار حاج قاسم سلیمانی در جبهه جنوب با دشمنان انقلاب اسلامی جنگید تا اینکه در شهریور ماه سال ۶۷ در شلمچه به اسارت نیروهای بعثی درآمد.

سردار حسین معروفی از سمت چپ نشسته نفر سوم

منبع:فارس

نوحه جدید کریمی برای حاج قاسم


عقیق: محمود کریمی مداح اهل بیت(ع) در سومین شب مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا(س) در فاطمیه اول هیأت رایةالعباس(ع) که با سخنرانی حجت‌الاسلام حامد کاشانی در امامزاده علی اکبر(ع) چیذر برگزار می‌شود، به مدیحه‌سرایی پرداخت.

این مداح اهل بیت(ع) ئر این مراسم نوحه جدیدی برای شهادت سردار اسلام حاج قاسم سلیمانی خواند که شعر آن به شرح زیر است:

فنا فی الله شد، اما بقا دارد سلیمانی
مقام قدس، در قرب خدا دارد سلیمانی

شهید فی سبیل‌الله، عزیز جان روح‌الله
ولی در قلب حزب‌الله، جا دارد سلیمانی

زجان باید سلامش کرد، اطاعت از امامش کرد
مرام عاشقی، چون اولیا دارد سلیمانی

به رضوان کرد کاشانه، به دنیا بود بیگانه
که میثاق وفا با آشنا دارد، سلیمانی

به حق تسلیم مولا بود، ولی سردار دل‌ها بود
ارادت بر علی مرتضی دارد، سلیمانی

همای رحمت ایزد، به اوج آسمان پر زد
خوش آوازه، چو پرواز هما دارد سلیمانی

بُود آن کشته توحید، همیشه زنده و جاوید
به گوش جان سرود دلربا دارد، سلیمانی

سپاه قدس را فرمانده لایق، ولی عاشق
نشان با شکوه مرحبا دارد، سلیمانی

عراق و شام از او ایمن، نشد تسلیم اهریمن
پیام نور بر اهل وفا دارد، سلیمانی

برادر استقامت پیشه مردان حق باشد
که ثابت کرد شور کربلا دارد، سلیمانی

صوت این مدیحه‌سرایی را اینجا بشنوید:

تعداد بازدید : 38

وقتی حاج آقا مجتبی تهرانی نامزد ریاست جمهوری شد!



عقیق:شمع جمع بود و معلِّم مهذِّب نفوس به قدر وسع و شکل شاکله. تار و پود متربیان و مستفیدان و پامنبری‌های درس معارفش را رج‌به‌رج می‌بافت و می‌ساخت. نگاه نافذ، سلوک مستقیم، بینش عمیق، اندیشه استوار، منش مردمی، روح بلند، طبع منیع و مهربان و در عین حال شخصیت محکم او حاصل جمع نعمت‌هایی بود که خدایی کریم به او کرامت کرد و «مجتبیٰ»، شاکر و عارف به این همه لطف و عطف!

عالم ربانی و فقیه صمدانی مرحوم آیت‌الله حاج آقا مجتبیٰ شهیدی کلهری مشهور به «تهرانی»؛ خاطرِ عاطر و سایه‌ی بلند بسیاری از دلدادگانِ مکتب «فقه و اخلاق و عرفان» بود و هست. از نوجوانی در کنار و کران خوان معارف و معالِم والد ماجد خویش، عبد صالح و سالک رهیافته مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالعلی تهران به همراه برادر مهتر خود، خوشه‌چین خرمن فیوضات بوستان «قرآن و عترت» بودند در کام و کلام پدر. استوانه‌ فقهی و معرفتیِ حوزه‌ قویم و قدیم تهران همه‌ 9 فرزند دلبندش را با طهور ناب گل‌واژه‌ها و تعالیمِ وحی تدوین و اسوه‌های کتاب تکوین سیراب کرد و از آن میان «آقا مرتضیٰ و آقا مجتبیٰ» درخشیدند و آسمان دل پدر را آذین بستند.

از همان اوان، سرمشقِ عشقِ بندگی در جاده‌ زندگی شد برای بچه‌های خانه‌ مهر و نور. مجتبیٰ همان اسم بامسمّیٰ در 15 فروردین 1315 هجری شمسی، مائده آسمانی سفره‌ حیات طیبه‌ پدر و مادر شد، والدینی که هر دو فرزند فقاهت و شهادت بودند و بالیده و آرمیده بر مضجع جدّ و جهد و جهاد و اجتهاد فی سبیل الله. بدین ترتیب حاج آقا مرتضیٰ و حاج آقا مجتبیٰ تهرانی کلهری شهیدی تهرانی نوه‌های دو شهید فقیه بودند. از طریق پدری؛ مرحوم آیت‌الله شهید غلامحسین تهرانی (مشهور به شهیدی پس از واقع شهادت)، آن فقیه فقید از شهدای مشروطه در دوره‌ استبداد صغیر در آن شب شوم است که در کنار بقیه‌ شهدای مظلوم آن حادثه‌ مولمه تا پای جان از حریم عزت و اسلامیت مردم ایران حراست کردند و به جای لُغُزخوانی‌های توخالی روشن‌فکرمآبانه در عمل خط سرخ مکتب اهل‌بیت را با خون خود پاسداری کردند.

این جدّ پدری و اما از طرف مادری نوه‌ آیت‌الله شهید شیخ روح‌الله دانایی که در زمان رضاخان در قزوین توسط عُمّال رضاخانی به شهادت رسید. خواهر و برادرها همه نوه‌ دو رشته‌ جاری کوثری، دو زنده‌ در جوار الهی به شهد شهود شهادت بودند و هستند. تسمیه‌ این خانواده به شهرت شهیدی روشن شد اما «کلهری» به جهت انتساب به قوم کلهر غرب کشور آن‌جا هم باز ریشه در شجر علم و ارضِ قدس و تقوا داشته‌اند. جدّ چهارم پدری این خاندان مرحوم آیت‌الله حاج میرزاموسی تهرانی است که مسجد میرزاموسی در بازار تهران ساخته و یادگار و محل جماعت و خطابت ایشان بوده است. (این مسجد سالیان سال محل اقامه جماعت و منبر معارف مرحومان حاج آقا مرتضیٰ و حاج آقا مجتبیٰ تهرانی بوده است) مرحوم آیت‌الله حاج میرزاموسی تهرانی برادر مرجع و عالم مشهور و مبارز عصر قاجاری مرحوم آیت‌الله میرزا مسیح تهرانی است که به استرآبادی نیز شهرت داشته‌اند یا اینکه مسقط الرأس ایشان و خاندان تهرانی منطقه گرگان (استرآباد سابق) بوده است.

این دو برادر در عصر فتحعلی‌شاه قاجار به کمک یکدیگر زنان مسلمان زندانی‌شده سفارت روسیه تزاری در تهران را (توسط گریبایدوف وزیر مختار روس) آزاد کردند و حماسه‌ای دیگر به نام روحانیت اصیل شیعی به ثبت رساندند. مرحوم آیت‌الله میرزا مسیح تهرانی از جبل عامل لبنان تا هندوستان مقلّد داشته و اولین رساله‌ عملیه‌ چاپ سنگی مربوط به ایشان است (1). نسل مبارک این خاندان به مرحوم میرزا استرآبادی می‌رسد که فرزند او مرحوم میرزا آقابابا از علمای اصولی و فقهای بزرگ و ریاست علمی آنجا را عهده‌دار بوده است و در آن برهه در برابر اخباریون عَلمِ علمِ اصول را برافراشت.

باری این خانوده ی اصیل همچون شجره‌ای طیبه، اصلی ثابت در زمین طهارت و دانش و فرع و شاخساری پُر بار و بر در آسمان فضیلت داشته و دارند که هنوز هم «تؤتی اکلها کل حین بإذن ربها» (2). بزرگان و معاریف دیگری نیز از این دوده‌ فضل و فرهنگ و فقهات صفحات تاریخ را زینت داده که مجال بیان آن اکنون فراهم نیست و باید اهل فکر در این باب به کتب تراجم و تفاصیل احوال علما و دانشوران مراجعه کنند.

مرحوم آیت‌الله حاج آقا مجتبیٰ تهرانی همچون برادر بزرگوار خویش در چنین فضای عطراگینی تنفس کرده و طعم خوش دین‌داری و دین‌شناسی، توأمان ذائقه‌اش را شیرین کرده بود. از آنجا که فرمودند «إنّ قبورنا فی قلوب من والانا» جان شیفته‌ ایشان در حرم و حریم اولیای دین و آئین آرام می‌گرفت و از همان روزگار نخست تحت تربیت والد ماجد عارف خویش و از مسیر مصیر (3) دامان پاک دختر آیت‌الله شهید شیخ روح‌الله دانایی شاکله وجودی‌اش سامان پذیرفت «و البلد الطیب یُخرجُ نباته بإذن ربِّه» (4). از نوجوانی پای در صراط حکمت و تفقّه فقه آل‌محمد «صلوات الله علیهم اجمعین» نهاد. در تهران و قم و مشهد و نجف و «دُرّ» وجود خویش را با کوثر ولاء صیقل داد و پای درس اساطیر دانش «دَرد» آشنایی، «دُرد» (5) عرفان عملی نوشید.

سبزه‌ سلوک سترگ را به سیره علمی و عملی علمداران مکتب سرخ حسینی و جعفری گره زد؛ با رادمردانی همچون آیات عظام و علمای اعلام؛ آیت‌الله سیدحسین طباطبایی بروجردی، آیت‌الله سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی، آیت‌الله سیدمحمد محقق‌داماد یزدی، آیت‌الله سیدابوالقاسم موسوی خویی، آیت‌الله علامه سیدمحمدحسین طباطبایی تبریزی و بالأخره مراد و محبوبش قائد عظیم الشأن عارف کامل فقیه جامع آیت‌الله معظم سیدروح‌الله الموسوی خمینی «رضوان الله علیهم اجمعین». منش والا، نظم پیوسته، تلاش فراگیر با بارش علم و حلم آن ابرهای پُر برکت، رویش این سرو خرامان را دو چندان کرد. ادب آیت‌الله ادیب (6)، آداب و فنون فهم را در اختیار مجتبای جواب قرار داد چنان که دقت و حدت و حذاقتِ در دانش‌پژوهی را به همراه فراگیری مهارت‌های اصول استنباط و استحضار در مسائل با بال تصفیه باطن و تطهیر خیال از خیل ابالیس (7) را از محاضر معلمان خویش فرا گرفت.

مسئولیت‌پذیری آیت‌الله حاج آقا مجتبیٰ تهرانی در کنار شهرت‌گریزی و اسیر هوای مناصب دنیوی نشدن خصیصه دیگری بود که در قاموس علمای ربانی شیعه آل‌محمد «صلوات‌الله علیهم اجمعین» اصلی است خدشه‌ناپذیر و ایشان وامدار حکیم حاکم بود در پوئیدن این طریق مستقیم. تبعیت از حکم ولیّ حکیم؛ عنصر محوری سیره‌ اخلاقی و منش عرفانی آیت‌الله تهرانی بود. او با امتثال از جانشینِ معرفتی حضرات، جان شیرین خود را در اطاعت محض از ائمه معصومین در صدق دعوی محک صادقانه می‌زد؛ چراکه اگر مسلمان، مسلم نشود، سلمان هم استاندار بشود، زیرِ بار حکم او نیز نخواهند رفت؛ چنانکه آنگاه که مسلم‌بن‌عقیل سفیر و نائب خاص سیدالشهداء هم فراخوان تبعیت بدهد اهل عذر بهانه می‌آورند و باز دست به تأویل و توجیه می‌زنند. حاج مجتبیٰ این درس‌ها را گرفته بود و چه زیبا فرموده بود: «دوره‌های سخت دین‌داری را امثال سلمان و ابوذر پیمودند و سیلی‌ها و کتک‌هایشان را آنان خوردند و به ما خورشت قیمه و قرمه‌اش رسیده».! و شوربختانه ما در عافیت باز هم نق می‌زنیم.

شاید برای بسیاری حتی ارادتمندان و مستفیدان از نفس گرم و لحن گیرای حاج آقا مجتبیٰ، این نکته آشکار نباشد که ایشان حضور پُررنگ و متعهدانه در نهضت انقلاب اسلامی تا آنجا داشتند که به همراه برادر خویش حاج آقا مرتضیٰ از طرف مجلس مؤسسان قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان نامزدهای ریاست جمهوری معرفی و حتی برایشان پوستر چاپ شد اما از سر درد و تعهد عالمانه و مشی کریمانه، استنکاف کردند و پی مذاق محبوب گرفتند. این خط ممتد نورانی همواره تداوم داشت و سلم و تسلیم در برابر حکم حکیم حاکم نصب‌العین هر دو قرار داشت.

در مراجعت از نجف به تهران نیز سخن پیر رازآگاه خویش را به جان خرید و چون‌وچرا نکرد! دوره تدریس دروس حکومت اسلامی و ولایت فقیه نیز از همین سنخ و نخ همین تسبیح بود. او سودای هوامداری را از سر به کرد و خدا می‌داند چه برکات و افاضاتی نصیب آن دو برادر و یار هم سفر شد از مسیر دلدادگی و تهذیب و تبعیت از ولیّ و دوری از خود محوری! ملاحت بیان، آهنگ گرم‌وگیرای کلام، با آن طنین و نگاه شبیه به مراد خود، دروس شیرین اخلاق علمی و عملی که سال‌ها کام رهروان را از کوثر خیر کثیر مستفیض کرد! همه ارادتمندان آشنا بودند با آن چشم‌های پُر مهر و در عین حال بااُبهت، آن سیمای جذاب و در عین حال پُر جذبه، شخصیت مستحکم و البته عطوف و رئوف، آن نفوذ کلام و قلب بلورین و عصاره و خلاصه همه اینها شیوه‌های عاشقی‌اش در تولّی و تبّری! سرشک اشک‌هایش نشسته بر ساحل ارادت به ساحت بی‌مساحت حضرات آیینه‌داران اهل عصمت علیهم صلوات الله، سفینه موالات و مودت دلدادگان را راهبری می‌کرد. در شب‌های احیاء با آن ناله‌های سوزناک، شب‌های مهتابی روضه‌خوانی‌اش در صافی صفای فاطمیه‌ مادر هستی و بالأخره آن روز که به واسطه‌ عارفی دل‌آگاه پیغام دادند از طرف حضرت عصمةالله الکبری و حجة‌الله علی الحجج فاطمة‌الزهراء سلام‌الله‌علیها که روضه و توسلت را پذیرفتیم آن هم با مدال افتخار تلفظ حضرت زهراء با لفظ «آقامجتبیٰ».

به عین عنایت نگاهش کرد ام‌الائمة الاصفیاء. انگار آماده‌اش کردند برای عروج از خاکدان تا دیار عرشیان! آثار و مآثر و شاگردان و منظومه فکری و فقاهتی‌اش یکسو، تلاش‌های اجتماعی و سیاسی‌اش در دفاع و تسهیل راه ولیّ قائد سیدالحکماء عقربه همه فعالیت‌هایش بود. کمک در اساسنامه یک حزب سیاسی جهت مقابله با یک جریان سیاه رو یعنی منافقین نیز جهت ولایی داشت.

آنچه آیت‌الله «شهیدی کلهری» مشهور به تهرانی را در حافظه‌ی تاریخ تشیع و ملت اهل‌بیتی ایران ماندگار کرد فارغ از عدم لیاقت این قلم، اخلاص، موقع‌شناسی، زمان‌شناسی و از همه مهم‌تر ولی‌ّشناسی او بود که نقطه پرگار حیات نورانی ایشان بود. آنچه او را میان دعوای قدرت و دعوی أنا الحق عده‌ای دیگر به میدان جد و جهاد و اجتهاد سوق داد عزم راسخ مستمر در خلوص نیت و محبت به ذوات قدسی حضرات و رصد مذاق شارع در پیروی از نائب المهدی (عج). آیت‌الله حاج شیخ عبدالعلی تهرانی قبل از سال 42 پسران خود را به حضرت روح‌الله حواله داد و این شد که رفیق سلوکی آیات عظام حق، عبادصالح آقا سیدعلی مفسر، آقا سیدکریم پینه‌دوز، آقا شیخ مرتضیٰ زاهد تهرانی، در آینه دهر سیمای مردی را دید که بچه‌های او و همه مشتاقان را به ساحل سلامت رهبری خواهد کرد.

اکنون که دیگر آن چهره‌ دلنشین را بر روی منبر دبیرستان نور بر کرسی تدریس مدرسه مروی در محراب مسجد جامع مهمان منظر چشم عاشقان به ظاهر نیست، چاره کار در برخاستن و دل به دریازدن است. در آخرین فرازهای این وجیزه باخبر شدیم یک ابرمرد دیگر از دیار شیرمردان علوی پرده گوش غفلت جهانیان را پاره کرد و فریاد و غرش و خروش جهانی‌اش در نهایت غربت و مظلومیت، عاشورایی دردل‌ها برپا کرد و خون جگرمان کرد، آری خب، آوار شد برسرمان، کشته دور از وطن  بر دست فاطمه زهراء سلام‌الله‌علیها قرار گرفت، قاسم سلیمانی آسمانی شد و شد شهید گرچه بود شهید، اما برای همه روشن شد که عبدصالح شهید حاج قاسم سلیمانی، سپهبد سپاه عشق در دست معشوق آرام گرفت. طوبی له و حسن مآب، خدایا به حق خون نفس نفیس به دست مجروح رهبر انقلاب و به دست ما بساط همه‌ کفتارهای انسان‌نما را برچین. او که به دست خبیث‌ترین آحاد بشر به تعبیر حضرت آقا شهید شد، شهد شهود را از دست ولیّ الله الاعظم نوشید و اگر این داغ را تسکینی نبینیم و انتقامی سخت در کار نیاید معلوم نیست چه بلایی بر سرمان و بر سر دلمان می‌آید. به حق جسم و اسم و رسم صدچاک شهید حاج قاسم سلیمانی آسمانی، ما را هم رهرو راه او قرار بده. اللهم آمین بعدد منتهی رضاک.

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم                                                                                   لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم

به امید دیدار حاج مجتبیٰ‌ها، حاج مرتضیٰ‌ها، آیت‌الله بهجت‌ها، امام خمینی‌ها، حاج قاسم‌ها و همه شهیدان راه حق کنار پرچم یوسف زهراء.

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم                                                                                               که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم                                                                                     از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

* محمد ارشادی‌مقدم، استاد حوزه و دانشگاه

1ـ برخی از اطلاعات این وجیزه از مصاحبه‌ جناب آقای مهدی کلهر تهرانی با خبرگزاری مهر استخراج شده است.

2ـ هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می‌دهد. خداوند برای مردم مثل‌ها می‌زند، شاید متذکّر شوند (و پند گیرند)! (سوره مبارکه ابراهیم/25)

3ـ صیروت؛ یعنی تحول و انتقال باطنی و سیر درونی در به فعلیت رسیدن قوا.

4ـ  و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می‌آید. (سوره مبارکه أعراف/58)

5ـ گرچه در اصطلاح ظاهری ته‌مانده‌ تلخ نوع مُسکر است اما در عرفان نقل معنا به استقامت در سلوک و حال تسلیم و در شعر شاعران متعهد به بلاکِشی و دردآگاهی پیدا کرده است.

6ـ  از علمای بزرگ نیشابور و ادیب اریب استاد بسیاری از فضلا.

7ـ در لغت جمع شیاطین.

منبع:تسنیم

بیان دلایل قرآنی انتقام سپاه از آمریکا



عقیق:مراسم عزاداری ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌ علیها با سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان به مدت ۱۰ شب در مسجد جامع خانی آباد تهران از ۱۰ تا ۱۹ دی‌ماه بعد از نماز صبح برگزار می‌شود.

براساس این گزارش، حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان در جلسه نهم این مراسم صبح امروز چهارشنبه ۱۸ دی‌ماه به موضوع حمله موشکی سپاه به پایگاه نظامی آمریکا پرداخت و اظهارداشت: سپاه پاسداران عزتمند، غیور، شجاع و مومن یکی از مهمترین پایگاه‌های آمریکای مستکبر، ظالم و خون‌ریز را در همان ساعت و لحظه‌ای که سردار بزرگ اسلام، انسان کم‌نظیر، عارف و سالک، سردار لشگر حق، سپهبد قاسم سلیمانی ناجوانمردانه و مظلومانه شهید کردند، مورد حملات موشکی قرار دادند. این کار با عظمت که البته یک گوشه از انتقام خون او و همراهانش بود، انجام شد.

وی با بیان اینکه انتقام کامل در پیش است، گفت: این کار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برابر آیات قرآن است که داریم: « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ؛ چهره‌های مشرک را هرکجا یافتید، نابود کنید و بکشید» جالب است که در این آیه نمی‌گوید در سرزمین خود بکشید، بلکه می‌گوید هرکجا یافتید. در آیه دیگر داریم: « إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ؛ هواپرستان و بت‌پرستان آمریکایی و اسرائیل، درون و باطنشان نَجَس است» و نَجَس از نجس بدتر است.

انصاریان ادامه داد: در آیه دیگری که کار سپاه با آن هماهنگ بود، داریم : « قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ ؛ شما (ای اهل ایمان) با آن کافران به قتال و کارزار برخیزید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و خوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دل‌های (پر درد و غم) گروهی اهل ایمان را (به فتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد.» یعنی اینکه دست شما، دست خداست و در این راه خدا انسان را یاری خواهد داد.

این مفسر قرآن کریم تصریح کرد: با این آتش سنگینی که برروی این سگ‌های هار می‌ریزیم، دل مردم که از کشتن حاج قاسم سلیمانی به درد آمد، خنک و خوشحال می‌شود.

وی با بیان اینکه آیه بعدی که کار سپاه با آن هماهنگ بود، داریم : « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ؛ ای پیامبر با مردمان کافر و منافق بجنگ، به آن‌ها سخت بگیر و رحم نکن، این‌ها را که می‌کشی جایگاهشان جهنم است و چه سخت جایگاهی است.»

انصاریان در پایان خاطرنشان کرد: خدایا در این خانه معنوی دست نیاز به سوی حضرتت برمی‌داریم و از صمیم قلب از تو می‌خواهیم، لحظه به لحظه سپاه پاسداران ما را مورد لطف، احسان، یاری و کمک خود قرار دهی و شر دشمنان اسلام با فعالیت‌هایی که به دستور تو می‌شود، از سر ملت اسلامی برداری.

صوت کامل این سخنرانی را اینجا بشنوید:

تعداد بازدید : 1

پیام رهبری در پی جان‌باختن جمعی از هم‌میهنان در کرمان و تهران



عقیق:در پی جان‌باختن جمعی از هم‌میهنان در جریان بدرقه پیکر سردار سلیمانی در کرمان و همچنین حادثه‌ امروز در سقوط هواپیمای مسافربری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیتی صادر کردند.

متن این پیام تسلیت به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه‌ی تلخ و غم‌بار جان باختن جمعی از هم میهنان عزیز در هنگام بدرقه‌ی شهید عالیقدر و نیز حادثه‌ی مصیبت‌بار سقوط هواپیمای مسافربری و جان‌باختن مسافران ایرانی و غیر ایرانی، دو نقطه غم‌انگیز این دو روز است.

اینجانب ضمن ابراز صمیمی‌ترین همدردی‌ها با خانواده‌های داغدار و اظهار مراتب تأسف و تأثر، از خداوند متعال صبر و بردباری برای بازماندگان و رحمت و مغفرت برای جان‌باختگان مسألت میکنم.

سیّد علی خامنه‌ای

۱۸ دیماه ۱۳۹۸

معنی حدیث نصب شده در بیت رهبری در دیدار امروز


عقیق:حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز به مناسبت سالروز قیام مردم قم در ۱۹ دی ۵۶، در جمع هزاران نفر از مردم قم در حسینیه امام‌خمینی (ره) سخنرانی کردند.

نکته قابل تأمل در این دیدار‌ها، فراز‌هایی است که در کتیبه حسینیه امام خمینی (ره) نصب می‌شود و در هر دیدار این فراز‌ها تغییر می‌کند.

در جلسه امروز مقام معظم رهبری فراز «إنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ أولیائِهِ» درج شده بود که در این گزارش به ترجمه و تفسیر آن اشاره شده است.

إنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ أولیائِهِ

این فراز بخشی از خطبه ۲۷ نهج البلاغه حضرت علی (ع) است. این خطبه در نکوهش اصحاب در نرفتن به جهاد از زبان امیر المومنین (ع) بیان شده است.

معنی این فراز از خطبه که در دیدار امروز مردم قم با رهبر انقلاب آمده بود، به شرح زیر اشت:

  جهاد دری از در‌های بهشت است که خداوند آن را بر روی اولیای خاص خود گشوده است.

شهادت حاج قاسم آغاز یک انقلاب دیگر است



عقیق:شب شعر سردار آسمانی شب گذشته با حضور یوسفعلی میرشکاک، محمدعلی مجاهدی، سیدعلی موسوی‌گرمارودی، سعید حدادیان، علی انسانی و جمعی از شاعران کشور در حوزه هنری برگزار شد.

بر اساس این گزارش، سیدعلی موسوی‌گرمارودی در این مراسم با اشاره به اینکه قصد ندارم شعری بخوانم بلکه در آستانه ۸۰ سالگی دلنوشته‌ای را تقدیم سردار قاسم سلیمانی می‌کنم متن نوشته شده خود را برای حاضران خواند.

درون شهر یکی گفت رستم آمده است
و دیگران همه گفتند: آری، آمده است
و نیز همره او چند و چند هرد دگر
زریر و نوذر و گیو
و کاوه‌ی آهنگر
و کاوه‌های دگر
و پور سام نریمان و همرهان اکنون
دوباره زنده شدند…
به جنگ اهرمن این زمانه آمده‌اند…

در ادامه این مراسم محمدعلی مجاهدی، شاعر پیشکسوت آیینی، شعری با مضمون شهادت حاج قاسم سلیمانی خواند:

در کوچ پرستوها در همهمه گل می­‌کرد/ در شور قناری‌­ها با زمزمه گل می­‌کرد
در دامن دل‌تنگی بی­‌واهمه گل می­‌کرد/ در حنجره سرخش یا فاطمه گل می‌­کرد
چون عطر نجیب یاس در پنجره‌­ها جاری است/ با نعره یا عباس در حنجره­‌ها جاری است
گلبانگ اذان او از ماذنه می‌­رویید/ مانند گل خورشید از روزنه می‌­رویید
با تنتنه گل می­‌کرد با هیمنه می‌­رویید/ در میسره می‌­جوشید در میمنه می­‌رویید
مردی که نبردی سخت با ما و منی‌ها داشت/ پیکار اهورایی با اهرمنی‌­ها داشت
موسیقی چشم او با قافیه می­‌جوشید/ آهنگ مناجاتش در ادعیه می­‌جوشید
با زمزمه می‌­رویید با مرثیه می­‌جوشید/ آن مرد که خون او در بادیه می­‌جوشید
گل­‌های شقایق را آتش زده داغ او/ داغی که فروزان خواست این کوره چراغ او
مردی که تبار او از ایل تبر بوده است/ یک عمر خلیل‌­آسا همزاد خطر بوده است
قد قامت تکبیرش هنگام اثر بوده است/ در حنجر فریادش طوفان شرر بوده است
مردی که پای زر زنجیر زدن داند/ شیری که به روی زور شمشیر زدن داند

یوسفعلی میرشکاک شاعر دیگری بود که ابتدا با تسلیت شهادت سپهبد قاسم سلیمانی به شیعیان سراسر جهان گفت: ان‌شاالله این آغاز یک انقلاب دیگر باشد.

نه

سوگوار تو نیستم

بر آسمان می‌گریم که همچنان واژگون مانده است
بر خورشید می‌گریم که همچنان بیهوده با ابرها مجادله می‌کند
بر ماه می‌گریم که همچنان شب را به دنبال می‌کشد

اما بر تو نمی‌گریم

از کدام سیاره آمده بودی
که با زمین کنار نمی‌آمدی، مگر آنکه با گام‌هایت همراه باشد؟

به کدام سیاره برگشته‌ای
که زمین از همیشه تباه‌تر وبیهوده‌تر به گرد خود می‌گردد؟

تقدیر درخت به خاک افتادن است
تقدیر گوسفند قربانی شدن
تقدیر گرگ گلوله‌خوردن
و تقدیر آدمی جان سپردن
تو اما پشت تقدیر را به خاک رساندی
و ماندی 
اما نه بر زمین
و نه در آسمان
بر نطع جاودانگی نام خداوند
در معراجی بی‌بازگشت

چگونه می‌توان تو را در سوگواری به پایان رساند؟
سوگواران ناگزیرانند
و تو ناگزیری را به پایان رسانده‌ای

نه، من باری سوگوار تو نیستم
اما پرسشی با من است 
همچون ترکشی کوچک
خلیده در جگرگاه:

چگونه از قطعنامه تحمیلی بیرون ماندی؟
و کربلای خود را به فرجام رساندی؟
قطعنامه یکایک ما را حتی از خاطر خود ما برد
چندان که اربعین ما
پیاده به کربلا رفتن شد

و اربعین تو رستاخیزی است که جهان را سراسیمه می‌کند

در ادامه این مراسم حسنا محمدزاده شعری را تقدیم سپهبد شهید سلیمانی کرد که در این شعر آمده است:

ر دل نامردمی‌ها مرد بودن دیدنی‌ست
با زمین و آسمان هم‌درد بودن دیدنی‌ست

سینه‌ای سد می‌شود تا سیل‌بند غم شود
می‌رود چشم امید عالم و آدم شود

می‌رود تا پرچم ایمان نیفتد بر زمین
برگ برگ زخمیِ قرآن نیفتد بر زمین

در تبار ما به جنگ باد رفتن تازه نیست
درس تاریخ است؛ تاریخی که بی‌شیرازه نیست

ایستادن را برایم کوه، هجّی کرده‌است
تیغ بودن را یلی نستوه، هجّی کرده‌است

با تواَم ای شانه‌ی با مارها آراسته!
از دل هر قطره‌ی خون کاوه‌ای برخاسته

فکر کردی مرگ رستم ضربه‌ی پایانی است؟!
در رگِ مردان اینجا شاهنامه‌خوانی است

شاهنامه خوانی است و گرمی شور و جنون
می‌خروشد…. در رگِ غیرت نخشکیده‌ست خون

بی‌وطن، جان هم نباشد؛ عاشقی در خوی ماست
نبض ایمان است آن تیری که در برنوی ماست

بر زمین افتاده حتی، روشنایی در شب‌اند
دست‌هایی که نگهبان حریم زینب‌اند

این عقیق سرخ از انگشتر دنیا سر است
در رکاب آسمان قطعا سلیمانی‌تر است

جاریِ بی‌انتها! دریا مبارک باشدت
خنده‌ی نورانی زهرا مبارک باشدت

شعر من آمیزه‌ی دلتنگی و فریاد بود
در هوای وصل تو ذکرِ مبارک‌باد بود

محمدرضا طهماسبی شاعری بود که شعری درباره ایرانیان که با نجابت و روسفیدی از هر فراز و فرودی خارج می‌شوند، قرائت کرد.

شعر حماسی طهماسبی مورد توجه حاضران قرار گرفت. او در خاتمه ابیاتش خواند: 

برسانید به گوشش که علی تنها نیست/ مالک اشتر از این دست فراوان داریم

محمدحسین ملکیان شاعر جوان و شناخته شده جوان کشورمان اینطور خواند:

اهل دنیا را خیال مرگ حتی می‌کشد/ عاشقان اما با مرگ زنده‌تر خواهند شد

گردو خاکی کردی و بنشین که توفان را ببینی/ وقت آن شد قدرت خون شهیدان را ببینی

می‌رود تابوت روی دست مردم چشم واکن/ تا که با چشم خودت فرش سلیمان را ببینی

پاشو از پای قمارت روی دور باخت هستی/ پاشو باید آخرین اخبار تهران را ببینی 

گوش کن این بار حرف از مرگ شیطان بزرگ است/ رو به خود آئینه‌ای بگذار شیطان را ببین

خواب را دیگر حرام خود کن از امشب که باید/ باز هم کابوس موشک‌های ایران را ببینی

رازها در ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است/ وعده‌ها داده خدا باید که خدا را ببینیم

قول دادیم انتقامی سخت می‌گیریم/ بنشین تا کی فرق قول کافر با مسلمان را ببینی 

رضا قاسمی شاعر دیگری بود که شعری را خواند.

بشنوید از طرف لشکر ایرانی‌ها/ انتقام است فقط حرف سلیمانی‌ها

میلاد عرفان‌پور مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری و از شاعران کشورمان با اشاره به تصویر سردار سلیمانی در کنار ابومهدی گفت: گویی این دو از سرداران بزرگ واقعه عاشورا هستند. به واقع این گونه بود.

تعداد بازدید : 1

 

غلامرضا صنعتگر شعر میلاد عرفان‌پور را اجرا کرد.

نغمه مستشار نظامی در این مراسم ترکیب‌بندی را تقدیم سپهبد سلیمانی کرد.

‎ندیدم هیچ سرداری به سرداریّ سردارت
‎که بی‌سر ،سر فرود آورده باشد پیش دستارت
‎سرت تاج سر سردارهای بی‌سر عاشق
‎چه طوفان هاست در آرامش چشمان بیدارت

‎هزاران سال را طی کرده ای با پای سر اما
‎هزاران سال دیگر همچنان گرم است بازارت

‎غریبی،تشنگی،زخم گلو،بازوی نیلی،سر
‎سراسر پاسدارانند و سربازان دیندارت

‎نمی ترسند از مرگی که رنگ زندگی دارد
‎چه شیرین است وقت دادن جان،شوق دیدارت

‎عطش شرط نخستین است در سودای سربازی
‎ که با سربند ”یاعباس”می آید علمدارت

‎دل و جان جهان جان می‌دهد با دیدن رویت
‎جهان افتاده در پای کمانداران ابرویت

**

‎شهیدان زیادی پشت لبخند تو پنهانند
‎هزار آیینه در چشمت نماز صبح می‌خوانند

‎شب از شرم حضورت ماه را درچاه می‌بیند
‎به شوقت اختران هفت گردون مست و حیرانند

‎نگاه عاشقت از شاعران شهر دل برده
‎تبسم می‌کنی ابیات در تعبیر می‌مانند

‎سکوتت حرفها دارد که در گفتن نمی آید
‎غزلهایم پر از آرامش ما قبل طوفانند

‎ببار ای ابر رحمت در دلم شوری به بار آور
‎کویرم، چشم های تشنه ام دلتنگ بارانند

‎ببندی پلک را صد لشکر از هر گوشه می‌جوشد
‎شهیدان نگاه تو نماز عشق می‌خوانند

‎فدای غیرتت،خیل علمداران این میدان
‎فدای دستهای تو سر یاران این میدان
 

محسن کاویانی هم در شعری خواند:

جای دمشق این بار سمتِ عشق عازم شد
اسمش که قاسم بود جسمَش نیز قاسم شد

در پیکرش دیدم گریزِ روضه‌خوان‌ها را
هم روضه قطع الیَمین هم ارباً اربا را

افتاده روی خاک دستی پاک و نورانی
انگشتری با خاتمِ سرخِ سلیمانی

حالا همه لابی‌گری را خوب فهمیدیم
تضمینِ امضای‌ کَری را خوب فهمیدیم

عباس‌ها را می‌کُشی ای شمرِ خودکامه
زیرا که بیزارند آنها از امان نامه

عباسِ ما رو کرد دستِ مُنحرف‌ها را
دیدیم آخر برْکَتِ اف ای تی اف‌ها را

ای دشمن خونخوار بنشین و تماشا کن
هنگام رزمِ ماست گورَت را مُهَیا کن

ای آنکه با تو پُر شده میقاتِ بعضی‌ها
ای کدخدا و قبله حاجاتِ بعضی‌ها

هرچند در داخل تو با یک عدّه همدستی
لعنت به آنها! بعداز این با ما طرف هستی

این خاک رهبر دارد و خاکی پراز رهروست
آری دگر پایانِ دورانِ بزن دَر روست

ای کشور محبوبِ آقازاده‌های ما
چیزی نمانده که بیفتی تو به پای ما

دیدی چگونه باختی حالا قُمارت را
سردارِ ما با رفتنِ خود ساخت کارت را

ما را تو با این کارِ خود بیدارتر کردی
سردارِ ما را شک نکن سردارتر کردی

در هر نبردی او به نامردان فشار آورد
با رفتنَش هم نیز پیروزی به بار آورد

او کاوه بود و رفت بالاتر درفشِ او
حتی سَرَت ارزش ندارد قَدرِ کفشِ او

با مرگ هم دیگر در این طوفان نمی‌میریم
چیزی نمانده! انتقامی‌ سخت می‌گیریم

ما اهل صلح و منطقیم از جنگ بیزاریم
اما از این پس با تو قاسم‌کُشتگی داریم

چیزی نمانده تا که برخیزیم سوی تو
همرنگ مویت می‌شود از ترس روی تو

چیزی نمانده تا بفهمی آه یعنی چه
در صفحه‌هامان ذکرِ بسم الله یعنی چه

چیزی نمانده تا ببینی با پریشانی
در پایتخت خود اتوبان سلیمانی

موشک به خاکَت می‌خورد از چند ناحیه
کاخِ سفیدت می‌شود فردا حسینیه

ما با تو می‌جنگیم تا وقتی نفس داریم
ما پشتمان عمریست طوفانِ طبس داریم

دنیای بی‌سردارمان هرچند تاریک است
فردای روشن می‌رسد ، خورشید نزدیک است…!

در ادامه این مراسم سعید حدادیان با اشاره به اینکه ما بنا داشتیم همایش سوختگان وصل را در سال ۹۶ برای سردار سلیمانی عزیز برگزار کنیم گفت: پیش از برگزاری به رهبر انقلاب گفتم ما قصد برگزاری چنین همایش ادبی را داریم. آقا فرمودند برای آقای سلیمانی یک برنامه کم است. سه یا چهار برنامه بگیرید. از این رو ماحصل برنامه شانزدهمین دوره در کتابی به عنوان «سلام سردار» منتشر شد. انبوهی از شاعران جوان، میانسال و بزرگسال به شکل بی‌نظیری آثار خود را ارسال کردند.

حدادیان گفت:‌ عبدالله عفیف عضدی ۱۲ محرم ۶۱ وقتی عبیدالله در مسجد کوفه شروع به سخنرانی کرد، هنوز جمله‌اش به پایان نرسیده بود که جانباز صفین و جمل (عبدالله عفیف عضدی) لب به سخن می‌گشاید و حماسه سرایی می‌کند. همه وقتی رفتند ابن زیاد کسی را سراغ او فرستاد. او در جنگ جانباز شده بود و چشمانش نمی‌دید. وقتی به خانه‌اش یورش بردند به دخترش گفت تو چشم من باش. عده‌ای را به خاک و خون کشید ولی در نهایت او را دستگیر کردند. ابن زیاد به او می‌گوید: تو را به بدترین وضع می‌کشم اما عضدی قهقهه مستانه سر می‌دهد و می‌گوید من سال‌ها شهادت را خواستم اما تبصره گذاشته بودم و پس از جانباز شدن امید شهادت را از دست داده بودم. ابن زیاد پرسید چه تبصره‌ای او گفت اینکه به دست شقی‌ترین مردم روزگارم به شهادت برسم.

حاج قاسم هم باید به دست شیطان بزرگ کشته می‌شد. قاسم سلیمانی را پهپادها محاصره کردند و بعد به او راکت زدند و به نوعی اشقی‌الاشقیا قاتل حاج قاسم سلیمانی است.

در این مراسم علی انسانی به حماسه‌آفرینی و رزم و مردانگی شهید سپهبد سلیمانی اشاره کرد و گفت: مردی که در نیمه شبان در راه خدا اشک بریزد، اینطور عظمت در دنیا به وجود می‌آورد که پس از انقلاب تشییعی نظیر آن را نداشتیم. من یک بار خدمت او رسیدم. مرد میدان، محراب و منبر بود.

او این رباعی را خواند: دیدند در او غیرت ایرانی است/ در عشق علی خلوص سلمانی هست
با دیدن انگشتری او گفتیم/ او نیست ولی خاتم سلیمانی هست

در این مراسم نفیسه سادات موسوی هم شعری را خواند.

دستشان باز شد آلوده به خون جانی‌ها
بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا
کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

جای هر قطره خون صد گل از این باغ شکفت
کِی جهان دیده از این‌گونه فراوانی‌ها؟

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد
رفت پیوست به حاج احمد و تهرانی‌ها

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ  
کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

برسانید به آن‌ها که پشیمان نشوند
ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

غیرت است این که همه پیر و جوان می‌بندند
گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است
وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس
این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

کم علمدار نداریم در این کرببلا/ کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها 

علیمحمد مؤدب، شاعر و مدیر موسسه فرهنگی شهرستان ادب هم اینطور خواند:

تا نام دوست بر لب ما هست
خون هست و خاک هست و خدا هست
دستان ما تهی، دلمان پر
از ما ولی تمام جهان پر!
ضعفیم و غیر ضعف چه باشیم؟
از خود مباد بت بتراشیم
ای خود تو را مباد ببینیم!
خود را کم و زیاد ببینیم
خود را مبین! خدای تو دیده است
ضعف تو را و در تو دمیده است
در هر نماز قامت عشقیم
ما نفخه قیامت عشقیم
خود را اگر نیاز ببینیم
خوب است در نماز ببنیم
هر دم که تیر آمد و بارید
ما را به حال خود بگذارید
تا از امام پیش بیفتیم
وآنگه به خون خویش بیفتیم
به به چه حال و راز و نیازی!
پیش از امام ، به چه نمازی!
بی جوشن آمدیم و زره ما
جان را نهاده ایم به زه ما!
بی تیغ و جوشنیم و جهادیم
جان را به جای هر چه نهادیم
دل سوخت تا پسند تو باشد
بر شعله ها سپند تو باشد
آتش بگو بجوشد و خون هم
دل هست و عشق هست و جنون هم
فرعون هرچه حیله بیارد
موسا به جز عصا چه بیارد؟
ماییم و تکیه مان به عصا نیست
سعیی که هیچ غیر صفا نیست
اینک عصا که زنده عشق است
سعی دل طپنده عشق است
این اژدهای معجزه ماست
سعی و صفای معجزه ماست
ما جز دل شکسته نداریم
جز دستهای بسته نداریم
بنگر به ما که غرقه نیلیم
چون کعبه در تهاجم پیلیم
بنگر که تکیه‌مان به عصا نیست
امیدمان مگر به خدا نیست
در خون تپیدگان تو ماییم
چشمی به آسمان تو ماییم
دل خون و دیده خون، تو کدامی ؟
تو آخرین سوال و سلامی
در دستخون دهر اسیریم
راهی نه غیر از اینکه بمیریم
راهی نه غیر از اینکه بمانیم
در خون خود نماز بخوانیم
ما راه و ما نماز و دعاییم
خیل شکستگان شماییم
آه ای سلام! پاسخمان ده
ما را به ما دوباره نشان ده!
ما را بخوان که یار تو باشیم
تا هست بر قرار تو باشیم
تا هست در مدار بمانیم
عمری به انتظار بمانیم
در حسرت بهار بمیریم
در حسرت بهار بمانیم
در انتظار یار بمیریم
در انتظار یار بمانیم 

در بخش دیگری از شعرخوانی از احمد شهریار شاعر پاکستانی دعوت شد تا شعر بخواند. او اینگونه خواند:

دوری ز وطن غم است غم تنها غم/ من می‌فهمم که از دیارم دورم
راوی گفت از شهادتت در غربت/ من یاد حسین و کربلا افتادم

علیرضا رجبعلی زاده نیز شعر دیگری خواند:

بگو کجای شب سرخ ماجرا سر داد/ گرفته بود به دامن سر تو را سردار 

اسماعیل امینی نیز در بخش دیگری از مراسم گفت: اگر روزی می‌شنیدیم که سپهبد ما را در کربلا و بغداد تشییع می‌کنند و مردم عراق به استقبال پیکر شهید ما می‌روند، می‌گفتیم خیالات است یا آرمانگرایی، اما این معجزه امروز مقابل چشم ماست. پیکر سردار ما در عراق در کنار سردار عراقی است و رهبر ما برای هر دوی آنان نماز می‌خواند و برای اینکه پرچم برافراشته بماند خون این دو شهید مختلط شد.

او در ادامه شعری خواند. فاطمه نانی‌زاد هم در این مراسم به شعرخوانی پرداخت.

وقت سحر آورد به کف جام بلا را
نوشید ز لب‌های عطش کرب‌ و بلا را
در آینهء جعفر طیار درخشید
آورد به زیر پر خود ارض و سما را
آه…این خبر داغ گل انداخته در باغ
بلبل، تو بخوان نغمهء لا حول و لا را
نی‌ها که پر از نالهء هجرند سرودند
سردار به سر داشت همان شور و نوا را
تا قدس فقط چند قدم مانده، بخوانید
یک‌بار دگر یاد امام و شهدا را…

و در خاتمه سودابه امینی با این مطلع شعر خود را خواند:

شیر دلیر بیشه ایران مبارک است/ اینک شهادت تو و شیران مبارک است.

در شب شعر «سردار آسمانی»، از اثر حسن روح الامینی که نقشی از سردار قاسم سلیمانی، شهید گرانقدر جبهه مقاومت را به تصویر کشیده بود، رونمایی شد.

 

منبع:فارس

پروازهای امروز زائران عتبات به نجف لغو شد


عقیق:سفر به عتبات از اول آذرماه به صورت محدود و تنها هوایی انجام می‌شود و امروز پس از سیلی ایران به آمریکا با حملات موشکی به پایگاه عین‌الاسد امریکا در عراق سفرهای هوایی به نجف اشرف نیز لغو شده است.

یکی از مدیران دفاتر مجاز حج و زیارت در گفت‌وگو با خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس با بیان اینکه تمام سفرهای سازمان حج و زیارت به عتبات هوایی انجام می‌شود، اظهار داشت: با توجه به اینکه تمام اعزام‌های زائران عتبات به صورت هوایی آن هم به نجف اشرف انجام می‌گرفت، با توقف پروازها به نجف اشرف عملا سفر به عتبات متوقف شده است.

وی با بیان اینکه سازمان حج و زیارت همچنان برای ۲۵ دی ماه از زائران متقاضی ثبت‌نام می‌کند، افزود: امروز اعزام کاروانی به عتبات نداشتیم، اما با توجه به  سفر فردی برخی افراد به عراق از طریق هوایی، پروازهای امروز صبح از ایران به عراق (فرودگاه نجف اشرف) متوقف شده‌اند. با این وجود همچنان امکان نام‌نویسی از متقاضیان سفر به عتبات در ۲۵ دی ماه صورت می‌‌گیرد و هنوز اطلاعیه‌ای از سوی سازمان حج و زیارت مبنی بر توقف اعزام‌ها ابلاغ نشده است.

واکنش آیت‌الله نوری همدانی به حمله موشکی ایران



عقیق:آیت‌الله حسین نوری همدانی پیش از ظهر امروز در جلسه درس خارج فقه خود در مسجد اعظم، ضمن عرض تسلیت فرارسیدن ایام فاطمیه مصادف با سالروز شهادت حضرت زهرا(س) اظهار داشت: باید ایام فاطمیه را زنده نگه داشت چراکه فاطمیه است که کربلا پرور و شهیدپرور است.

استاد سطوح عالی حوزه‌های علمیه قم با تأکید بر نشر و گسترش این مکتب گفت: باید از این مکتب درس بگیریم و طلاب نیز این مکتب شهیدپرور را باید به عموم مردم بشناسانند.

وی تشییع باشکوه سردار شهید سلیمانی در شهرهای مختلف عراق و ایران را مورداشاره قرار داد و افزود: مردم در تشییع  شهید سردار سلیمانی نشان دادند که مکتب فاطمی هنوز زنده است.

آیت‌الله نوری همدانی در واکنش به پاسخ موشکی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق گفت: از فرزندان سپاه تشکر می‌کنیم که دیشب نخستین ضربه را به تروریست‌های نظامی آمریکا وارد کردند.

استاد سطوح عالی حوزه‌های علمیه قم ضمن تبریک یوم‌الله نوزدهم دی‌ماه ابراز کرد: این روز از ایام‌الله است، باید این روز را زنده نگه داشت چراکه از ایام‌الله است.

وی بیان کرد: امام راحل قیام را از سال 41 آغاز کرده است، در آن روزها امام(ره) در مدرسه فیضیه فریاد زدند که هرکسی در برابر خیانت‌های  رژیم پهلوی سکوت کند گنه‌کار است، در سال‌های تبعید به نجف و ترکیه هم هیچ‌گاه از مردم غافل نبود و همیشه بر بیداری مردم تأکید داشتند.

آیت‌الله نوری همدانی ادامه داد: در سال 56، روز هفدهم دی‌ماه مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات، به قلم احمد رشیدی مطلق مقاله‌ای با عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه» به چاپ رسید، نویسنده این مقاله سعی در کاهش قداست امام(ره) داشت اما موفق به این کار نشد.

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه خداوند هیچ‌گاه سطح زمین را بدون امام و رهبر نگذاشته است، ادامه داد: استکبار سعی کرده جریانی در مقابل پیامبران و ائمه(ع) به وجود بیاورد، ما وظیفه‌داریم که در برابر این جریان بایستیم.

وی اظهار داشت: باید از این نظام، که  به‌پای آن خون‌های فراوانی ریخته شده است حمایت کرده و باید روزبه‌روز در راه اسلام و انقلاب قدم برداریم.

آیت‌الله نوری همدانی در پایان خاطرنشان کرد: ولایت‌فقیه، بیداری در برابر دشمن و صبر و بیداری سه ستون قوی اسلام و انقلاب هستند که باید با قوت و حدت بیشتری از آن حمایت کنیم.

1 107 108 109 110 111 331