غربال شیعیان در آخرالزمان



عقیق:متن زیر جلسه پنجاهم از سلسله مباحث مهدویت است که توسط حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی ایراد شده است.

بحث ما درباره وجوه غیبت است که برای چه غیبت اتفاق افتاد؟ آیا ممکن بود، غیبت رخ ندهد؟ اینکه در روایت می‌فرماید «ملئت الارض عدلا و قسطا»، این مسئله در دوره پس از شهادت امام عسکری امکان تحقق داشت؟

دلایلی که ما در مورد دلایل غیبت امام عصر بیان می‌کنیم، همه نقلی است چون به نظر می‌رسد باب عقل در اینجا کارآمد نیست. عقل در کلیات می‌تواند حرف بزند و در جزئیات بیانی ندارد. وجوه نقلی را که بیان می‌کنیم، علت تامه نیستند که مثلاً بگوییم این است و جز این نیست، بلکه ائمه در جهات و ابعاد مختلف، بیانات مختلفی را در مسئله چرایی غیبت داشته اند.

یک وجه را در جلسه گذشته بیان کردیم و گفتیم مسئله غیبت سرّ الهی است. اولاً که امام مأذون نیست این سر را بیان کند و دوم اینکه فرموده اند، این سر در دوران ظهور منکشف می‌شود. مسئله جناب خضر و موسی را در این باب مثال زدیم که جناب خضر در آخر، حکمت سوراخ کردن کشتی، کشتن غلام و خراب کردن دیورا را بیان کردند.

از باب اینکه خداوند حکیم است و حکیم کار عبث نمی‌کند و غیبت جزء حکمت الهی است، بنابراین قطعاً غیبت وجهی دارد که ما نمی‌فهمیم.

با استناد به روایت وجه دومی را بیان کرده اند و فرموده اند غیبت، سنت الهی است. یکی از سنت‌های الهی امتحان و ابتلاء است لذا غیبت اتفاق افتاد تا ابتلاء و امتحانی برای امت اتفاق بیفتد. آیات اینکه ما ابتلا و امتحان را به عنوان سنت برای تمام خلایق و امت‌ها و خود انبیا داشته باشیم، را در جلسه گذشته خواندیم حال آنکه یکی از امتحان‌های امت اسلامی نیز غیبت امام عصر است.

زراره از امام صادق نقل می‌کند «قال: سمعت الصادق جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله یقول: «ان للقائم غیبه…» ثم قال علیه السلام: «وهو المنتظر الذی یشک الناس فی ولادته. فمنهم من یقول: اذا مات ابوه، مات ولاعقب له. ومنهم من یقول: قد ولد قبل وفاه ابیه بسنتین؛ لان الله عزوجل یحب ان یمتحن خلقه فعند ذالک یرتاب المبطلون».

یعنی از امام صادق شنیدم که می‌فرمودند: «همانا برای قائم (پیش از آنکه قیام کند) غیبتی است.». سپس فرمودند: «او، منتظری است که مردم؛ در ولادت‏اش؛ به شک و تردید می‌افتند و بعضی می‌گویند: «زمانی که پدرش (امام حسن عسکری علیه السلام) رحلت کرد، فرزندی برای او نبود» و بعضی گویند: «دو سال قبل از وفات پدرش؛ متولد شده است‏»؛ زیرا، خداوند عزوجل، محققا، امتحان خلق‏اش را دوست می‌دارد و در آن هنگام، باطل جویان، شک و تردید می‌کنند.

بنابراین یکی از مزایای این امتحان این است که می‌خواهند ببیند چه کسی در دین ثابت قدم است و چه کسی دیننش ریشه ندارد که در روایت به «مبطل» نام نهاده شده است. چون باطل هر امری است که ریشه ندارد.

امیرالمومنین به شخصی به نام فرات می‌فرمایند «اما والله لاقتلن انا و ابنای هذان و لیبعثن الله رجلا من ولدی فی آخرالزمان یطالب بدمائنا، و لیغیبن عنهم تمییزا لاهل الضلاله حتی یقول الجاهل: ما لله فی آل محمد من حاجه».

یعنی به خدا قسم من و این دو فرزندم حسن و حسین (ع) شهید خواهیم شد، خداوند در آخر الزمان مردی از فرزندانم را به خونخواهی ما بر خواهد انگیخت و او مدتی غایب خواهد شد تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند، تا جایی که افراد نادان می‌گویند: خداوند دیگر به آل محمد کاری ندارد.

بحث غیبت امتحان است منتهی یک امتحان مخصوص شیعه است. و کسانی می‌گویند خدا دیگر به آل محمد توجهی ندارد که سال‌ها بر سر سفره اهل بیت بوده اند.

حدویث دوم این است که جابر جعفی از امام باقر (ع) روایت می‌کند «قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَتَی یَکُونُ فَرَجُکُمْ فَقَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لاَ یَکُونُ فَرَجُنَا حَتَّی تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا یَقُولُهَا ثَلاَثاً حَتَّی یُذْهِبَ [اَللَّهُ تَعَالَی] اَلْکَدِرَ وَ یُبْقِیَ اَلصَّفْوَ».

جابر جعفی گفته است: به محضر مبارک امام باقر علیه السّلام عرض کردم: فرج شما اهل بیت علیهم السّلام چه زمانی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: هیهات، هیهات! فرج واقع نخواهد شد؛ مگر بعد از آن‌که شما غربال شوید، بعد [دوباره] غربال شوید، بعد [بار سوم] غربال شوید-این جمله را سه مرتبه تکرار کردند- تا این‌که خداوند کدورت‌ها را از بین برده، صفا و پاکی باقی بماند.

این سوال مطرح است که چرا باید این غربال صورت بگیرد؟ هدف اصلی امام این است که عدل و داد را مستقر کند و ظلم و جور را از بین ببرد. برای استقرار عدل و داد، چند چیز لازم است. یکی مجری عادل است و دوم اینکه مجری، عدالت را بشناسد و سوم پذیرش عدالت است. جامعه باید پذیرش عدالت داشته باشند. این حقیقتی است که در حکومت امیرالمومنین وجود نداشت و جامعه اش پذیرش عدالت را نداشتند. چون این جامعه باید به پذیرش عدالت برسد، پس باید غربال شود.

حدیث دیگری از امام صادق روایت می‌کند که «لابد للناس من أن یمحصوا، و یمیزوا، و یغربلوا و یخرج فی الغربال خلق کثیر.»

یعنی ناگزیر، مردمان امتحان می شوندو از هم تمییز می‌یابند و غربال می‌شوند و بسیاری از غربال بیرون می‌روند (در امتحان، موفق نمی‌شوند).

حدیث چهارم می‌فرماید «و الله لتمیزن، و الله لتمحصن، و الله لتعزبلن کما یغربل الزوان من القمح (و فی روایه عن الصادق (ع) بزیاده: حتی لا یبقی منکم الا الأقل ثم کفه تقلیلا»…

یعنی حضرت امام باقر (ع) فرمود: بخدا قسم تمیز کرده می‌شوید. بخدا قسم خالص و پاک می‌شوید بخدا قسم غربال می‌ شوید همچنانکه دانه‬ ‌های غیر گندم از گندم در موقع غربال کردن جدا می‌گردد.امام صادق شبیه این حدیث را روایت کرده و فرمودند: تعداد کمی از شما همراه قائم (ع) باقی می‌ماند.

لذا ذکر شده است که تعداد ثابت قدمان در ولایت امیرالمومنین در آخرالزمان از کبریت احمر کمتر است و ثواب هزار شهید بدر و حنین را به آنها می‌دهند چون ثابت قدم کم است.

این حکایت از این معنا می‌کند که انتظار یک حالت خنثی نیست. ما برای اینکه ریزش پیدا نکنیم وظایفی داریم که به واسطه آن «انتظار الفرج افضل اعمال امتی» می‌شود. اگر ما به وظایف خود عمل کنیم، ریزش پیدا نخواهیم کرد.

امام یک رسالت دارد که در دعای ندبه می‌خوانیم «این قاطع حبائل الکذب و الافتراء» کجاست باطل کننده دسیسه‌های دروغ و افترا. پیامبر دعایی دارد که می‌فرماید اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنَ النِّفَاقِ، وَ عَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ، وَ لِسَانِی مِنَ الْکِذْبِ. پس آنچه امام زمان می‌خواهد اتفاق بیفتد با منافق رخ نمی‌دهد. به همین دلیل باید ناخالص‌ها باید از خالص‌ها جدا شوند. ما باید جامعه‌ای داشته باشیم که نقاب نداشته باشد. امام عصر نفاق را از بین می‌برد و دعای پیامبر این است که من منافق نباشم.

پیامبر می‌فرماید «ثَلاَثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ مُنَافِقاً وَ إِنْ صَامَ وَ صَلَّی وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ مَنْ إِذَا اُئْتُمِنَ خَانَ وَ إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِی کِتَابِهِ «إِنَّ اَللّهَ لا یُحِبُّ اَلْخائِنِینَ» وَ قَالَ «أَنَّ لَعْنَتَ اَللّهِ عَلَیْهِ إِنْ کانَ مِنَ اَلْکاذِبِینَ» وَ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ اُذْکُرْ فِی اَلْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ اَلْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا».

یعنی سه صفت است که هر که داشته باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد و خود را مسلمان پندارد: کسی که چون امانت بدو سپارند خیانت کند، چون خبری دهد دروغ گوید، هر گاه وعده دهد خلف کند، خدای عز و جل در کتابش فرموده است: «خدا خیانتکاران را دوست ندارد» و فرموده: «لعنت خدا بر او اگر از دروغگویان باشد» و فرموده: «اسماعیل را در کتاب یاد کن، همانا او درست وعده و رسول و پیغمبر بود.»

یکی از شرایطی که چنین فرد منافقی را از بین می‌برد، طول غیبت است و باعث می‌شود اینها ریزش پیدا کنند.

پیامبر می‌فرماید «أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ مُنَافِقًا خَالِصًا، وَمَنْ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَهٌ مِنْهُنَّ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَهٌ مِنْ النِّفَاقِ حَتَّی یَدَعَهَا: إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ، وَإِذَا حَدَّثَ کَذَبَ، وَإِذَا عَاهَدَ غَدَرَ، وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ»

یعنی «هر کس که این چهار خصلت در او دیده شود، منافق خالص است. و هر کس، در او یکی از آنها دیده شود، یک خصلت از نفاق دارد مگر زمانی که آن را ترک کند. آن چهار خصلت عبارتند از: ۱ هرگاه، امانتی به او سپرده شود، خیانت می‌کند. ۲ هنگام صحبت کردن، دروغ می‌گوید. ۳ اگر عهد وپیمانی ببندد، پیمانش را می شکند. ۴ هنگام دعوا، دشنام می‌دهد و ناسزا می گوید».

افول رژیم صهیونیستی قطعی است


عقیق:حجت الاسلام و المسلمین مجتبی ذوالنوری در حاشیه حضور در راهپیمایی روز قدس در قم، در گفت و گو با خبرنگاران، با اشاره به روزه دار بودن مردم در این هوای گرم گفت: مردم با همه  گلایه های معیشتی و ناراحتی هایی که دارند ولی وقتی پای منافع ملی، مسائل آرمانی و ارزشی وسط می آید، مردم انگار نه انگار مشکل دارند.

وی افزود: تمام مشکلات و گله مندی ها را زیر پا می گذارند و می آیند مثل کوه در مقابل دشمن می ایستند؛ فریاد می زنند و حضورشان را به رخ دنیای اسلام و استکبار می کشند.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: امروز به حمدلله در کل کشور بلکه در دنیا بر اساس اخبار و اطلاعاتی که داریم، حرکت مردم نمونه بود؛ این حرکت اختصاص به قم ندارد، اختصاص به تهران و مراکز مختلف استان و شهرهای مختلف ندارد، ما در هفتصد نقطه از کشور و در کشورهای متعدد در سراسر دنیا راهپیمایی داشتیم

وی افزود: در آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه امروز مسلمانان راهپیمایی داشتند و فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل شان گوش آنهایی را که باید کر کند، کر کرد. هر روز هم که ما جلوتر می رویم، این حرکت فراگیرتر و موضوع مقاومت جهان شمول تر می شود

 حجت الاسلام و المسلمین ذوالنوری اضافه کرد: الحمدلله به حول و قوه الهی سطح آگاهی مردم از دسیسه های صهیونیزم بین المللی و خطر رژیم صهیونیستی و غاصب در منطقه بیشتر و به همین نسبت انزجار و تنفرشان از صهیونیست ها  و پشتیبانان شان بیشتر می شود و بالتبع از حکام مزدور و سرسپرده عرب که امروز دستشان در دست نتانیاهو و ترامپ است

وی گفت: هرچه این دم خروس شان آشکارتر می شود، انزجار مردم مسلمان منطقه و دنیا و مردم عرب از سران عرب بیشتر می شود و اینها یک یکپارچگی، وحدت، همدلی و هم افزایی را ان شاءالله در جهان اسلام و شمارش معکوس سقوط رژیم صهیونیستی را فراهم می کند.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: درون اسرائیل یک درون به هم ریخته است؛ اینها ظاهرشان سروصدا دارند ولی در درونشان به هم ریخته است. نگران هستند، یک روز آرام ندارند.

وی عنوان کرد: خود آمریکا موجود و هیولای غول پیکر و وحشتناکی است که درونش، پوکی استخوان دار؛ اینکه مقام معظم رهبری فرمودند که درون آمریکا به هم ریخته و پوسیده است و آمریکا در حال افول است؛ این فرمایش مقام معظم رهبری بر اساس یک اطلاعات عمیق و دقیق است و یقیقنا وضعیت امروز رژیم صهیونیستی از وضعیت حاکمیت آمریکا شکننده تر است

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، با ذکر این مطلب که ان شاءالله روز به روز هم این آسیب دیدگی و شکنندگی افزایش خواهد یافت، بیان کرد: الان شما نسبت به ده پانزده سال پیش، نسبت به اوایل انقلاب، عشق مردم دنیا و اعتقاد آنها به اینکه تنها کشوری که به طور مستقل پرچم دفاع واقعی از قدس را بلند کرده، جمهوری اسلامی است بیشتر می شود و دامنه ی این هر روز دارد گسترش پیدا می کند. سوریه، عراق، افغانستان، یمن، لبنان و بسیاری از کشورهای دیگر به این خط مقاومت می پیوندند و ان شاءالله در آینده ای نزدیک ما شاهد افول رژیم صهیونیستی خواهیم بود

۴رکعت نماز به جای تمام نمازهای قضا شده!



عقیق:با شروع یک مناسبت مذهبی یا آغاز یک رویداد دینی یکی از مسائلی که در فضای مجازی به سرعت انتشار داده می‌شود، ذکر اعمال مستحبی است و مخاطب بدون بررسی سندی یا روایی موضوع مبادرت به پخش مجدد آن در گروه‌ها و کانال‌های موجود در این فضا می‌کند. از جمله خواندن فلان دعا تا دق الباب مساجد و حتی نمازی برای جبران نماز قضا!

به این محتوا دقت کنید:

اگر نماز قضا دارید، حضرت رسول (ص) فرمود: هر که نماز قضا بر ذمه‌اش باشد. قبل از ظهر جمعه آخر ماه رمضان چهار رکعت نماز بخواند. به ۲ سلام. در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه آیه‌الکرسی و ۱۵ مرتبه سوره  «کوثر». این نماز، ثواب ۲۰۰ سال نماز قضا را کفایت می‌کند و روایت دیگر از آن حضرت ثواب ۴۰۰ سال و روایت از امیرالمؤمنین ۶۰۰ سال و از حضرت رسول (ص) سئوال کردند مردم آخرالزمان بیش از ۱۰۰ سال عمر نمی‌کنند. حضرت رسول (ص) فرمود: نماز قضاهای پدر و مادر و قربای او را کفایت می‌کند و بعد از نماز این دعا را بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
یا سامِعَ الصَّوتِ یا جامِعَ الفوَتْ یا مُحْیَ الْعِظام بَعْدَ الْمَوتْ صَلِّ عَلی مُحمَّد و آل مُحمَّد وَاجْعَل لی فَرَجالی وَمَخْرَجاً مِمّا اَنَا فیهِ اِنَّکَ تَعْلَمَ وَاَنْتَ تَقْدِرَ وَلا اَقدِر وَاَنْتَ عَلّامُ الْغُیوب یا واهِبَ العْطَا یا غافرَ الْخطا یا یاسُبّوُح یا قُدّوُس یا رَبَّ الْمَلائَکَهِ وَالرّوح رَبِ غْفِرْ وَرْجَمْ وَتَجاوَرزْعَمّا تَعَلَمْ اِنَّکَ اَنْتَ العَلِیُّ الَاعْظَمْ یا ساتِرَ الْغُیوُب یا کاشِفَ الکُروُب یا غافِرَ الذَنُوبَ یا ذَالْجَلالِ وَالِاکْرام برحمتک با ارحم الراحمین

در این زمینه صحت یا سقم این حدیث را از مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی جویا شدیم که در ادامه می‌آید:

اولاً: طبق جست‌وجویی که در منابع معتبر روایی شیعه داشتیم، این روایت را نیافتیم.

ثانیاً: بر فرض وجود چنین روایتی مفاد آن با سایر روایات قطعی و معتبر در تعارض است. زیرا روایات متعددی دلالت بر «وجوب قضاء ما فات کما فات» (۱) دارد؛ یعنی قضاء نمازی که فوت شده و از دست رفته، باید همانگونه که از دست رفته باشد. اگر ۲ رکعت بود ۲ رکعت، اگر شکسته بوده شکسته و …. بنابراین هیچ چیزی جز بجا آوردن نمازهای قضا شده نمی‌تواند جایگزین آن  شود.

بر فرض صحت سند، منظور این است که ثواب نمازهای قضا را دارد، نه این که جای آن را پر کند. مثل اینکه درباره برخی کارها گفته شده ثواب حج را دارد. معنای آن این نیست که اگر مستطیع هست، نیازی به حج رفتن نیست.

بنابراین به نظر می‌رسد این شایعه به منظور تخریب باورها و ادا نشدن تکالیف مکلفان منتشر شده است. در واقع برای متزلزل کردن اعتقاد مردم نسبت به فریضه نماز است و افرادی با جعل و انتشار این نوع مطالب درصددند که از ارزش و اعتبار این امر مهم دینی بکاهند تا این امر در ذهن مردم نهادینه شود که اگر نماز نخواندی مهم نیست؛ چرا که در اوقاتی مخصوصی می‌توان همه آن‌ را یک جا بجا آورد و جبران کرد!

پی‌نوشت:

۱ـ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، سال ۱۴۰۹ هـ.ق، ج‏۸، ص ۲۶۸.

اجرای طرح ماه بخشندگی در هیئت محبین ولیعصر عج



عقیق: هیئت محبین ولیعصر عج که از هیئت های قدیمی و سابقه دار و فعال شرق تهران محسوب می شود در یکی از شب های ماه مبارک رمضان میزبان طرح بزرگ ماه بخشندگی شد.
به همت اعضاء این هیئت وسایل زندگی دو خانواده سیل زده تامین شد.

پویش بزرگ هیئات مذهبی برای تامین هجده قلم وسایل زندگی هموطنان سیل زده با مشارکت موسسه خیریه حضرت رقیه سلام الله علیها و موسسه فرهنگی عقیق
هیئت ها برای مشارکت در این طرح بزرگ عدد ۱ را به شماره ۱۰۰۰۹۸۹۱ ارسال کنند.
همچنین می توانید کمک های خود را از طریق شماره گیری کد #۷۸۰*۷۲۱۰* و یا شماره کارت ۵۸۲۱-۴۸۳۵-۷۲۱۰-۵۰۴۱ واریز نمایید.

احیاء شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در هیئت الرضا(ع)



با سخنرانی حجت الاسلام صمدی و مداحی حاج عبدالرضا هلالی

مراسم احیاء شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام صمدی و مداحی حاج عبدالرضا هلالی در هیئت الرضا(ع) واقع در حسینیه مهدیون خیابان پیروزی تهران برگزار شد .

 

یادداشت شاعر آیینی درباره ماجرای محمد علی نجفی


عقیق: متن یادداشت بدین شرح است:

“اخلاق حکم می کند که به گرفتاری افراد نخندیم و خوشحال نباشیم. به نظرم اتفاقات و حوادث فاجعه باری که برای نجفی و امثال او به وجود آمده، جای مانور سیاسی نیست. اصولا فتوت حکم می کند که در درگیری های حزبی و جناحی، عیب، ضعف و نقص رقیب را عامل استیلای خود نکنیم.
به نظرم سوءاستفاده از عیب، ضعف و نقص افراد برای بالا کشیدن خود، نشانه حقارت در خود دارد!
.
خدا عاقبت همه مان را به خیر کند.
معصوم در دعا به حضرت حق التماس می کند که «ولا تفضحنی بذنوبی…»
.
.
ولی یک نکته مهم:
انحرافات و کثافت کاری های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی افرادی مثل نجفی که سالها مسئولیت رسمی داشته اند و تبعات سوء مدیریت آنها ایران و ایرانی را دچار بحران کرده، بسیار بسیار شنیع تر و فاجعه بارتر از «ماجرای قتل همسر دوم» اوست!
.
به همان میزان که در ماجراهای مربوط به قتل آن زن، تذکر اخلاقی به یکدیگر می دهیم که شور ماجرا را در نیاوریم، لازم است که حواسمان به «عملکرد مسئولین منحرف» باشد.
.
دوستان!
چقدر در جامعه مظلوم ما جنایات و قتل ها و کثافت کاری ها به واسطه عملکرد مسئولین منحرف به وجود آمده و عدم بررسی درست این عملکردها جامعه را نسبت به دین و خدا و انقلاب، بدبین و منزجر کرده…
.
بدبین کردن مردم نسبت به خدا از قتل بالاتر است.
فتنه، از قتل بالاتر است.
«الفتنه اشد من القتل!» و «اکبر من القتل!»
.
.
حکمرانی و ریاست «نجفی» ها در جمهوری اسلامی ، در هر منصب وجایگاهی، در طول چهل سال گذشته، فاجعه های بسیار تلخ و چندش آوری به وجود آورده است که بی شک از «قتل همسر دوم نجفی» شدیدتر بوده…
فاجعه هایی که متاسفانه غیرقابل محاسبه و گاه، غیرقابل بیان و غیرقابل جبران است!
.
حرف آخر:
مراقب «نجفی» های نفوذ کرده در حاکمیت باشیم…
.
.
یاعلی مدد”

روزه‌دار شبیه خدا می‌شود


عقیق:متن زیر برشی از کتاب «روزه دریچه ای به عالم معنا» اثر اصغر طاهر زاده است که در ادامه می خوانید؛

انتظار ما از روزه

اما نکته دوم این‌که: شما از روزه چه انتظاری دارید؟ می‌خواهید چه‌چیزی به‌دست آورید؟ مطلوبتان از روزه چیست که دنبالش می‌گردید؟ اول باید مطلوب انسان مشخص شود، چون ما از روزه به اندازه مطلوبمان بهره می‌گیریم و خداوند به ما بهره می‌دهد.

مولوی داستان گاوی را نقل می‌کند که در تمام شهر بغداد گردش کرد و در عین این‌که با آن همه غذاها و خوراکی‌های گوناگون روبه‌رو می‌شد جز پوست خربزه چیزی نمی‌دید! چرا؟ چون مطلوب جسم و روح گاو، پوست خربزه‌است بقیه چیزها ازنظر او چیزی نیست. مولوی می‌گوید:

گاو را آری به بغداد ناگهان

بگذرد از این کَران تا آن کَران

از همه خوب وخوشی‌ها و مزه

او نبیند غیر قِشر خربزه

بعد نتیجه می‌گیرد که:

طالب هر چیز ای یار رشید

جزهمان‌چیزی‌که‌می‌خواهد ندید

عمده مطلب همین است که هرکس در هر عرصه‌ای دنبال مطلوب خود است و جز آن را نمی‌بیند، حالا در عرصه روزه هم اگر مطلوب ما چیز کمی باشد، از آن حقایق برین روزه که مطلوب اولیای الهی است محروم خواهیم ماند. پس اول باید روشن شود از ماه رمضان چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم، اگر انتظارمان کم باشد بهره کمی می‌گیریم، و اگر همت ما بلند باشد، حقایق عالی نصیب ما می‌شود. مثل آن گاو که از آن همه چیز فقط پوسته خربزه را می‌خواست. گندم، هم مغز دارد و هم کاه، باید مطلوب ما فقط کاه نباشد، اگر مغز را بخواهیم کاه هم نصیبمان می‌شود.

از طریق روزه هم می‌شود از خداوند دنیای بهتر بخواهیم و هم می‌شود مطلوبمان وَجه حق باشد، یعنی «اِبْتِغاءً لِوَجْهِ الله» روزه بگیریم تا خداوند، خودش را به ما بدهد.

روزه‌دار شبیه خدا می‌شود

در حدیث قدسی داریم: «الصَّوْمُ لی وَ اَنَا اُجْزی بِه »[۱] می‌فرماید: روزه از آن من است و خودم هم جزایش هستم. چون در هیچ عبادتی به این اندازه بنده شبیه خدا نمی‌شود. انسان از طریق روزه‌داری، ظهوری از غنای حق می‌گردد، همچنان که خداوند هیچ نیازی به غذا ندارد، روزه‌دار به نحوی در حدّ خودش شبیه چنین حالتی می‌شود. اگر حدیث «اَنَا اَجزی بِه» باشد، یعنی خودم جزایش را می‌دهم، این هم مژده بزرگی است، یعنی نتیجه روزه و جزای روزه‌دار را به واسطه‌ها واگذار نمی‌کنم و به‌واقع این هم مقام کمی نیست، چون در هر صورت در این حالت هم کمالات بسیار متعالی را از خدا دریافت می‌کنید.

شما در روزه، کمی از گرایش به دنیا منصرف می‌شوید و در نتیجه یک غنای مختصری نسبت به دنیا در شما پدیدار می‌شود و لذا به یک اعتبار صفتی از صفات عُلیای خداوند یعنی صفت «غنی» در قلب شما تجلّی می‌کند و نیازتان به دنیا کم می‌شود و با خدا مأنوس می‌گردید. یعنی اگر روزه‌دار همت خود را بلند کند و در طلب حق باشد، نور حق در صفت غنی در قلبش می‌تابد و این یک نحوه قرب به حق است.

پس اگر از روزه، نور حق خواستید، همین را به شما می‌دهند. خودتان را آماده کنید و همت خود را بلند کنید تا از روزه مقام بگیرید، اصلاً طوری شود که مقامتان تغییر کند.

برکات روزه

در روایت از امام‌صادق داریم ؛[۲] روزه هوس را می کُشد «فَالصَّوْمُ یُمیتُ هَوَی‌النَّفْس» یکی از امتیازات مؤمنین وارسته این است‌که اصلاً گرفتار میل‌های پست نیستند، و روزه چنین هنری را دارد که دردسر هوسرانی را از سر ما بر می‌دارد. بعد ادامه روایت این است: «وَ شَهْوهَ‌الطَّبْعِ» روزه؛ شهوت و میل‌های سرکش و افراطیِ طبع و طبیعت و بُعد حیوانی شما را می‌کُشد.

«وَ فیهِ‌حَیاهُ القَلْبِ» و در روزه حیات قلب هست. مگر همه ما نمی‌خواهیم قلبمان بیدار شود و درک و فهممان اوج بگیرد؟ با روزه درک و فهم عوض می‌شود، آن چیزهایی را که مفید نبود و دنبالش بودیم با بیداری قلب دیگر نمی‌خواهیم، و آن چیزهایی را که مفید بود و میلی به آنها نداشتیم، اهمیتش در قلبمان روشن می‌شود و مطلوبمان می‌گردد. این‌جاست که ابزار هدایت را دوست خواهیم داشت نه عوامل ضلالت را. این‌جاست که وجود عالَم غیب و ملائکه و قیامت را به نحوی و تا حدی احساس می‌کنیم. چون وقتی قلب زنده شد، ادراک حقایق عالیه برایش میسّر می‌شود، ادراک بیشتر آن حقایق، بستگی به شدت حیات قلب دارد.

«وَ طَهَارَهُ الجَوارِحِ» روزه؛ موجب طهارت اعضاء و جوارح می‌شود، اعضای بدن شما از کارهای زشت باز می‌ماند. قلب روزه‌دار آنچنان اعضایش را در کنترل دارد که آن اعضاء به اعمال ناپاک نمی‌افتند، دل انسان بر اعضایش حاکم می‌شود، نه هوس انسان. دیگر چشم، آن چشمی نیست که با قصد گناه، نظر کند و یا به چیزی که توجهِ به آن گناه است، نظر بیفکند.

«وَ عِمارهُ الظّاهِرِ وَ الْبَاطِنِ» روزه؛ هم ظاهر را از سنگینی و بد قواره‌بودن در می‌آورد، و هم باطن را از میل‌های ظلمانی آزاد و نورانی می‌کند، هم باطن متعادل می‌شود و هم ظاهر تابع باطن می‌گردد.

«وَ زِیادَهُ التَّضَرُّعِ» روزه؛ زاری و تضرّع در پیشگاه پروردگار را می‌افزاید، قلب آدم از قساوت در می‌آید و میل به نیایشِ با حق در آن پیدا می‌شود. چون اصل جان ما ملکوتی است و از نیستان عالَم غیب بریده شده است، «ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ سافِلین »[۳] و بنا به مصلحتی به عالَم ماده و عالَم بدن، هبوط کرده، ولی این‌جایی نیست، حالا با روزه‌داری، کمی از این منزل دروغینِ خود فاصله می‌گیرد، تازه یاد منزل حقیقی و عالَم قربِ با حق می‌افتد، و ناله و تضرع سر می‌دهد تا برگشت به آن عالَم را برای خود ممکن کند و راهی به‌سوی آن عالم باز نماید و ثابت کند هنوز دلش در هوای آن نِیِسْتان عالم قرب است.

روزه، گرسنگی یا بندگی؟

مهم این است که ما روزه بگیریم، نه این‌که فقط گرسنگی بکشیم، روزه یک نحوه صعود روحانی برای انسان است از دریچه بندگی خداوند، ولی گرسنگی یک عمل بدنی است مثل ورزش که یک عمل بدنی است. شما در روزه به یک صعود روحانی نظر دارید منتها از طریق گرسنگی بدن. ولی گاهی ما به‌جای این‌که در مغرب افطار کنیم، در مغرب روزه خود را خراب می‌کنیم. فرق است بین افطار کردنِ روزه و خراب‌کردن آن. افطار کردن؛ یعنی روزه را شکستن. ولی خراب و باطل‌کردن روزه، یعنی غذاهایی را که در روز نخورده‌ای در فرصتی که داری، جبران کنی، و در واقع آن مقاومت و کنترل روحانی را که در طی روز در خودت تقویت کردی از دست بدهی.

پی نوشت:

[۱] – مَن لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷۵.

[۲] – مصباح الشریعه، باب روزه.

[۳] – سوره تین، آیه ۵.

نکوداشت‌ روز قدس به محو رژیم صهیونیستی منجر می‌شود



عقیق: آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در گفت‌وگویی تعیین روز جهانی قدس را از شاهکار‌ها و ابتکارات بسیار مهم و ارزنده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دانست و افزود: روز قدس روزی است که راهپیمایی‌ها و نکوداشت‌ها به محو رژیم صهیونیستی منجر می‌شود که این از خواسته‌های امام راحل بود.

وی گفت: ملت ایران باید بدانند که روز قدس فقط متعلق به ایران و مردم ما نیست، بلکه روزی جهانی و مربوط به همه مظلومان و مستضعفان عالم است.

دبیر شورای نگهبان که با خبرگزاری صداوسیما گفت‌وگو کرده است، تأکید کرد: باید از مظلومان حمایت کنیم و با ظالمان در بیفتیم، آمریکا ظالم‌ترین ستمکاران جهان است و پس از آن، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود از ظالمان هستند و به فرموده امام علی علیه‌السلام باید با ظالم، دشمنی و از مظلوم حمایت کنیم.

آیت‌الله جنتی، روز قدس را روز دفاع از مظلوم و دشمنی با ظالم دانست و افزود: هر قدمی که در راهپیمایی این روز برداشته می‌شود، عبادت در پیشگاه خداوند است.

دبیر شورای نگهبان در پایان خاطرنشان کرد: امسال، چون آمریکا دشمنی‌اش را روز به روز افزایش می‌دهد، ما هم باید استقامت و مقابله خودمان را با او افزایش دهیم و هر چه بیشتر با این کشور سلطه‌گر در بیفتیم، خداوند بیشتر از ما راضی می‌شود، چنانکه قرآن کریم هم می‌فرماید هر عملی کنید که دشمن عصبانی شود برای شما عمل صالح است و حضور در این راهپیمایی هم عمل صالح تلقی می‌شود.

رسم الخط عثمان طه ۲۰۰ اشکال دارد



عقیق:اساتید، مسئولان و دانشجویان دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم پیش از ظهر امروز پنجشنبه ۹ خردادماه با حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید دیدارکردند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در این دیدار با ابراز خوشبختی و آرزوی موفقیت و سربلندی برای مسئولان دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، اظهار داشتند: در نهج البلاغه حضرت امیر(ع) بسیار درباره قرآن مطالبی را بیان کرده اند که اگر جمع آوری شود، خود یک کتاب می شود.

ایشان افزودند: امیرمؤمنان علی(ع) در نهج البلاغه درباره قرآن می فرمایند: «فیهِ رَبیعُ الْقَلْبِ، وَ یَنابیعُ الْعِلْمِ، وَ ما لِلْقَلْبِ جِلاءٌ غَیْرُهُ؛ بهار دل ها و چشمه هاى دانش در قرآن است و براى قلب و فکر جلایى جز قرآن نتوان یافت».

این مرجع تقلید با بیان این که در این فراز نهج البلاغه ۳ اثر مهم قرآن ذکر شده است، ادامه دادند: نخستین اثر ربیع القلب بودن قرآن است، یعنی بهار دل هاست، همچون فصل بهار که همه درختان شکوفه می دهند و طراوت و نشاط همه جا را فرا می گیرد، قرآن نیز موجب طراوت قلب می شود.

معظم له خاطرنشان کردند: امام علی(ع) می فرمایند: قرآن بهار دل هاست و دقت در قرآن طراوت، نشاط و نورانیت را به قلب انسان جاری می کند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی دومین اثر قرآن در کلام حضرت امیر(ع) را ینابیع العلم بودن عنوان کردند و بیان داشتند: چشمه های جوشان علم و دانش در قرآن مجید است و شامل همه علوم می شود.

معظم له با بیان این که سومین فراز فرمایش امیرمؤمنان(ع) درباره قرآن «ما لِلْقَلْبِ جِلاءٌ غَیْرُهُ» است، گفتند: قلب انسان بر اثر گناه یا غفلت از یاد خدا دچار زنگار و تاریکی می شود و جلائی برای قلب انسان غیر از قرآن نیست.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم افزودند: اگر هیچ جمله ای درباره قرآن بیان نشده بود و فقط این فرمایش کوتاه حضرت علی(ع) درباره قرآن می آمد عظمت و بزرگی قرآن را معرفی می کرد.

ایشان به کلام دیگری از امیرمؤمنان(ع) در مورد قرآن اشاره کرد و اظهار داشتند: حضرت می فرمایند «وَ مَا جَالَسَ هَذَا القُرآنَ اَحَدٌ اِلّا قَامَ عَنْهُ بِزِیادَه اَو نُقصَانٍ زِیَادَهٍ فى هُدًى اَو نقصانٍ فى عمًى؛ هر کسى که با قرآن نشست، از این نشست که برخاست، یا هدایتى در او افزون شده یا بى‌معرفتى و کورى‌اى از او کم شده است».

حضرت آیت الله مکارم شیرازی خدمت به قرآن را توفیقی الهی دانستند و ادامه دادند: خادمان به قرآن کریم باید قدردان جایگاه خود باشند و همواره شکر خداوند را به جای آورند که بیشتر از دیگران می توانند به قرآن خدمت کنند.
وی روخوانی صحیح قرآن، آشنایی با مفاهیم و تفسیر، عمل به قرآن و نشر قرآن کریم را ۴ مرحله مورد نیاز و ضروری برای هر فرد برشمرد و تصریح کرد: همه مسلمانان و به ویژه شیعیان باید این مراحل را در زندگی خود پیاده و عملیاتی کنند.
این مرجع تقلید در پایان خواستار اصلاح برخی اشتباهات در رسم الخط عثمان طه شدند و افزودند: امیدوارم اساتید و علمای اسلامی روزی بنشینند و این اشتباهات که شاید بیش از ۲۰۰ مورد باشد را برطرف و تصحیح کنند.

با زبان قرآن دشمن را به زانو درآورید


عقیق:شب قدر،‌ شبی است که امور یک‌ساله تمام خلایق در آن مقدر می‌شود و به‌اندازه‌ای اهمیت دارد که خداوند نام یک سوره از قرآن کریم را به آن اختصاص داده است، شبی که در آن طبق فرمایش امام صادق(ع) عمل نیک و صالح از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است. یکی از اعمال مورد تأکید در این شب دعاست، دعا یعنی بیان خواسته و شب قدر، بهترین فرصت برای دعا و بیان خواسته‌هاست، هر قدر انسان خواسته‌های خدا را در قلب خود جای دهد و در مقابل، خواسته‌های غیرخدایی را از قلب خود خارج کند، قیمتی‌تر می‌شوند، پس از منظری دیگر شب قدر، شب ارزش‌گذاری انسان‌ها نیز است. ۸ خرداد مصادف با بیست و سومین روز از ماه مبارک رمضان است، در همین راستا گفتگویی را با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان استاد حوزه و از کارشناسان برجسته صدا و سیما ترتیب دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

* بر اساس روایات اهل‌بیت(ع) از ماه مبارک رمضان به‌عنوان «شهر الله» یا «ضیافهالله» یاد شده است، به‌نظر شما چرا این‌گونه عناوین به این ماه اطلاق شده است؟

حجت‌الاسلام انصاریان: این پروردگار عالم است که به‌خواست خودش به این ماه عظمت، شرافت و کرامت بخشیده است، یعنی اگر این عطای خدا به این ماه نبود، این ماه نیز مانند دیگر ماه‌ها می‌شد. در یکی از دعاهای ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: «هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ» این ماهی است که وجود مقدس خدا برای آن عظمت قائل شده است، این شرافت و بلندی مرتبه ماه رمضان را تو به آن بخشیدی، این کرامت یعنی ارزش همه‌جانبه را تو به این ماه بخشیدی، این فقط کار خداست که این ماه را نسبت به ماه‌های دیگر برتر قرار داده است.

عنایت خاص خدا به ماه رمضان موجب تمایز آن از سایر ماه‌ها شد

وقتی که عنایت و لطف خدا به‌طور خاص به چیزی تعلق گیرد، ارزش آن با دیگر اشیاء، ایام و مکان‌ها متفاوت خواهد شد. ما می‌دانیم که خانه کعبه از چهار دیوار سنگی ساخته شده است، سنگ‌های آن سنگ خاصی نیست، نه سنگ مرمر است، نه گرانیت است، نه عقیق است و نه فیروزه و…، کسی که این خانه را ساخت در ابتدا با همان سنگ‌هایی که در کوه‌های اطراف و نزدیک خود محل بود، آن را بنا کرد، اما چه شد که این خانه این‌قدر عظمت پیدا کرد؟ چگونه قبله مسلمانان جهان شد؟ چون اولین بار خداوند متعال اینجا را به نام خود انتساب داد، به حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) فرمود: «وَ عَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ» (۱۲۵ بقره) همین تعبیر «بیتی» کار را تمام کرد و آن به‌عنوان خانه کعبه قرار گرفت و فضیلت و ارزش معنوی پیدا کرد.

توجه خاص خداوند به ماه مبارک رمضان در قرآن کریم

خانه کعبه خانه محبت است و درباره آن فرموده: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَ هُدًى لِّلْعَالَمِینَ؛ اول خانه‌ای که برای عبادت خلق بنا شد همان خانه (کعبه) است که در بکّه است که در آن برکت و هدایت خلایق است (۹۶ آل‌عمران)، یعنی شعله هدایت من برای جهانیان از اینجا پخش می‌شود، مناسک حج برای جهانیان از آنجا پخش شده است، نور هدایت، رحمت و مغفرت از آنجا پخش می‌شود، بنابراین اگر خدا روزها و شب‌هایی یا ماه یا شیئی را به خود انتساب دهد و توجه خاص به آن بکند، آن بر همه چیزهای هم‌شأن‌ خودش فضیلت و برتری پیدا می‌‌کند و تنها ماهی هم که خداوند متعال در قرآن کریم از آن اسم برده، ماه مبارک رمضان است و از یازده ماه دیگر اسمی ذکر نشده است.

 

ماه رمضان، ماه مهمانی روح و باطن است نه مهمانی جسم

* در ماه مبارک رمضان برخی می‌گویند که “مگر شما نمی‌گویید ماه رمضان ماه مهمانی خداوند است، پس این چه مهمانی است که باید در آن سختی گرسنگی و تشنگی را تحمل کرد؟”، نظر شما در این باره چیست؟

حجت‌الاسلام انصاریان: ماه مبارک رمضان ماه مهمانی جسم نیست، در حالی که یازده ماه دیگر سال از این جهت ماه مهمانی جسم است، اما ماه مبارک رمضان ماه مهمانی روح و باطن آدمی است. تمام بدن‌ها از انسان مؤمن گرفته تا انسان کافر، همگی در طول سال و در تمام ماه‌ها مهمان خدا هستند، ولی این ماه، ماه مهمانی روح، باطن و عقل انسان است که خداوند در این ماه با روزه با مهمانان خود پذیرایی می‌کند، لذا وقتی در این ماه روزه‌داری می‌کند، خوابشان عبادت، نفس‌شان تسبیح و دعاهایشان مستجاب می‌شود. خدا با این وسایل در ماه رمضان از روح بندگانش پذیرایی می‌کند، اصلاً پذیرایی مادی در این ماه مدنظر نیست، ماه ضیافت الله را نباید به‌طرف جسم برد تا این اشکال پیش بیاید که اگر ماه رمضان ماه مهانی خداست، پس چرا باید گرسنه و تشنه باشیم، خودِ این گرسنگی و تشنگی که به‌نیت روزه برای انسان تحقق پیدا می‌کند، هزاران پاداش و ثواب نزد پروردگار دارد، پس این بهترین نوع پذیرایی است.

 

ماه رمضان و شب قدر در زمان انبیا‌ء و رسولان هم وجود داشته است

* امام صادق(ع) در حدیثی می‌فرماید حقیقت شب قدر، حضرت زهراء(ع) هستند و اگر کسی به ایشان معرفت پیدا کند، شب قدر را درک کرده است، از طرف دیگر هم در قرآن کریم آمده: «وَ مَاأَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ»، به‌نظر شما آیا می‌توان به معرفت فاطمه زهراء(ع) که حقیقت شب قدر هستند، دست یافت؟

حجت‌الاسلام انصاریان: شب قدر یک شب است، در زمان انبیاء هم ماه رمضان و شب قدر یقیناً وجود داشته و به‌طور کلی در اسلام هم یک شب مجهولی است، یعنی از زمان پیغمبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مردم به عبادت و احیا در سه شب دعوت شدند، ولی آنها هم نفرمودند که آن شب معین چه شبی است، به‌نظر می‌رسد علت آن این است که مردم در سه شبی که احتمال شب قدر بودن آن وجود دارد بیشتر با خداوند انس بگیرند و در ارتباط باشند، بنابراین اصل زمان شب قدر مجهول است، علاوه بر این، خودِ این شب هم از جهت ارزش مجهول است، خداوند در سوره مبارکه قدر می‌فرماید: «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» نورانیت و معنویت این شب برتر از هزار شب است.

چه‌کسی می‌تواند عنایات و الطاف خدا را که در این شب بهتر از هزار شب است ارزیابی کند؟ هم اصل زمان و هم اصل ارزش آن مجهول است، این‌که ائمه اطهار(ع) فرمودند: حقیقت شب قدر حضرت فاطمه زهرا‌(ع) است، بدین معناست که ارزش، کرامات و عظمت او به‌خاطر گستردگی عظیمش برای مردم قابل شناخت نیست، چون یک چیزی باید در ذهن و عقل ما انسان جا بگیرد تا آن را بشناسیم، وقتی جا نگیرد برایمان مجهول می‌ماند. همان‌طوری که شب قدر و ارزش‌های آن شناخته نمی‌شود، حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(ع) نیز به‌خاطر عظمت وجودی‌شان قابل شناخت نیستند.

عظمت حضرت فاطمه زهرا(ع) قابل شناخت نیست

ایشان یک مادر است که با هیچ مادری در جهان قابل مقایسه نیست، در شعری می‌خواندم که می‌گفت مادر عیسی(ع) با عیسیِ خود عزیز است، ولی فاطمه زهرا(ع) با یازده فرزندش که همه امام معصوم بودند، با شوهر و پدر و مادرش حضرت خدیجه کبری(س) عزیز است و این بزرگی و عزّت بعد از شهادتشان در یازده فرزند بزرگوارشان تجلی کرده است. مگر کسی می‌تواند امام مجتبی(ع)، امام حسین(ع) تا امام زمان(عج) را کامل بشناسد و ارزیابی کند؟ تمام ارزش‌های ائمه اطهار(ع) در حضرت فاطمه زهرا(ع) وجود داشته است، لذا درک و معرفت پیدا کردن به حضرت فاطمه زهرا(ع) امکان‌پذیر نیست.

اما آنچه مهم است این است که به ما نگفتند “بنشینید فکر کنید تا آن بزرگوار را بشناسید”، امام زمان(عج) در بیانی فرمودند: “الگوی من حضرت فاطمه زهرا(ع) است، زنان و مردان همه باید ایشان را سرمشق خود قرار دهند تا ذره‌‌ای از ارزش‌ها و عظمت او به زنان و مردان عالم هم برسد”، این‌که می‌گویند مردان هم آن حضرت را الگو قرار دهند، دلیل قرآنی دارد، خدا درباره (آسیه) همسر فرعون می‌فرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»، «لِّلَّذِینَ آمَنُوا» یعنی همه مردان و زنان مؤمن، فقط نفرموده آسیه الگوی زنان است، بلکه فرموده سرمشق و الگوی تمام زنان و مردان مؤمن است، بین حضرت فاطمه(ع) و آسیه همسر فرعون که تفاوت بسیار است، آسیه خانمی است که به حقیقت مؤمن شد، فاطمه زهرا(ع) شخصیتی است که مردان و زنان عالم با الگو قرار دادن او به حقیقت مؤمن می‌شوند. حضرت زهرا(ع) خودِ ایمان است، او خود حقیقت است.

باید با قرآن با دشمن حرف زد تا به‌زانو در بیاید

* اهل‌بیت(ع) در روایتی فرمودند که “با وسیله سوره قدر با دشمنان ما محاجه کنید.”، به‌نظر شما منظور از این حدیث چیست؟

حجت‌الاسلام انصاریان: این‌که فرمودند “با دشمنان ما با سوره قدر محاجه کنید و در این کار هم پیروز می‌شوید”، یعنی با این قرآنی که در شب قدر نازل شده است، با دشمنان ما مباحثه کنید. خود بنده در طول پنجاه سال عمر سخنرانی‌ام فقط با قرآن کریم بر مدعیان پیروز شدم، حرف ائمه(ع) این است، یعنی با قرآن کریم که نازل‌شده در شب قدر است، که علم است، رحمت است، احسان است و پنجاه و یک اسم هم دارد، با دشمنان مباحثه کنید که پیروزی‌تان حتمی است.

مثلاً دشمن می‌گوید “این قرآن چه می‌گوید که حالا داری با من با آن مباحثه می‌کنی؟”، ما به او می‌گوییم “از میان بیش از ۶ هزار آیه قرآن با یک آیه‌ با تو سخن می‌گوییم «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی‌الْقُرْبَی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ خداوند به عدالت و نیکی و بخشش به نزدیکان امر و از زشتی و کار بد و ستمگری نهی می‌کند (۹۰ نحل)”. آیا دشمن می‌تواند بگوید عدالت بد و ظلم خوب است؟ با نیکوکاری با یکدیگر رفتار کنید و…، اگر بگوید قرآن را قبول ندارم پس باید بگوید این ۶ موردی را هم که در این آیه شریفه مطرح شده قبول ندارم، چون عدل یک حقیقت قابل قبول کلی است، باید با قرآن با دشمن حرف زد تا به‌زانو در بیاید.

گفتگو و تنظیم: امیرمحسن شیخان

 

منبع:تسنیم

1 109 110 111 112 113 192