پنج صفت بهترین زنان در کلام امام علی


حضرت فرمود: زنان ساده و بی ‏آلایش، زنان دل رحم و خوش خو، زنان هم دل و همراه، زنی که چون شوهرش به خشم آید تا او را خشنود نسازد، خواب به چشمش نیاید.

عقیق:امام رضا علیه‌السلام: امیرمؤمنان علی علیه‌السلام فرمود: بهترین زنان شما پنج دسته ‌اند.

پرسیدند: آن پنج دسته کدامند؟

فرمود: زنان ساده و بی ‏آلایش، زنان دل رحم و خوش خو، زنان هم دل و همراه، زنی که چون شوهرش به خشم آید تا او را خشنود نسازد، خواب به چشمش نیاید و زنی که در نبود شوهرش از او دفاع کند؛ چنین زنی کارگزاری از کارگزاران خداوند است و کارگزار خدا هرگز خیانت نمی‌‏ورزد.

متن حدیث:

قالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام خَیْرُ نِسَائِکُمُ الْخَمْسُ قِیلَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَیِّنَهُ اللَّیِّنَهُ الْمُؤَاتِیَهُ الَّتِی إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَکْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّی یَرْضَی وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِی غَیْبَتِهِ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیب.

پی نوشت:

“اصول کافی، جلد ۵، صفحه ۳۲۵”

از چشمه زلال دین تا مرداب دعانویسان


دعا یک حقیقت فطری است که از یک نیاز درونی در وجود انسان‌ها برخاسته و در فطرت و فقر وجودی انسان ریشه دارد. اما عده‌ای در قالب دعانویس، از این خواسته طبیعی مردم برای سودجویی خود سوءاستفاده می‌کنند.

عقیق:دعا یکی از موضوعاتی است که در
تمام دین‌های الهی و به ویژه دین مبین اسلام، جایگاه مخصوصی دارد. در میان
آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم‌السلام بارها تأکید شده که مردم از
سرچشمه زلال دعا بهره‌مند باشند و حتی دعاهای مفید و ارزشمندی به ما آموزه
داده شده است. از دعاهای موجود در صحیفه سجادیه گرفته تا ادعیه عنوان شده
در مفاتیح الجنان، زاد المعاد و…

در
این میان، سال‌هاست که بازار عده‌ای در گوشه و کنار شهرها و روستاها
برپاست؛ افرادی که با عنوان دعانویس فعالیت می‌کنند و مردمی که ندانسته و
نشناخته به آن‌ها رجوع می‌کنند، با این باور که دعانویس می‌تواند گره از
مشکلات آن‌ها باز کند! اما این پرسش مطرح است که آیا فعالیت‌هایی مثل
دعانویسی مورد تائید دین اسلام هست یا خیر؟ کارهایی مثل جن‌گیری، کف‌بینی و
رمالی و… که به نوعی از آینده افراد و امور ندانسته آن‌ها خبر می‌دهند،
چه جایی در اسلام و آموزه‌های دینی و اعتقادی دارد؟

 با همین بهانه در گفت‌وگویی که با حجت الاسلام و المسلمین علی علم الهدی
استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس و محقق دینی انجام دادیم، جایگاه دعانویسی،
جن‌گیری و کف‌بینی را در دین اسلام مورد بررسی قرار داده است و به کنکاش
اعتقادات عمومی مردم به موضع دعا و دعانویسی پرداخته تا منشأ گرایش افراد
به خرافه و دعانویسی مشخص شود و در عین حال، راهکار مناسبی برای کاهش
خرافات در جامعه به دست آید.

حجت
الاسلام علم الهدی معتقد است برای حل مشکل گرایش مردم به دعانویسی لازم
است سطح آگاهی مردم بالا برود و این کاری است که رسانه‌های عمومی مسئولیت
آن را بر عهده دارند. او تصریح می‌کند که: «شاید در هیچ‌کدام از دین‌های
الهی به اندازه اسلام به موضوع دعا توجه نشده باشد. در میان آیات قرآن و
روایات و احادیث از ائمه اطهار علیهم‌السلام نکات بسیار مهمی در مورد دعا
وجود دارد. حتی اسلام انسان‌ها را به سمت دعا کردن و نیایش با خدای یکتا
تشویق می‌کند. با ابن وجود عده‌ای از همین رویکرد سوءاستفاده کرده و خود را
کارشناس دین و آشنا با دعا معرفی می‌کنند. همان طور که قبلاً اشاره شد،
وقتی در این حوزه معیار و ملاک درستی برای شناخت راست‌گو از دروغ‌گو وجود
نداشته باشد و هر کسی بتواند خود را آشنا با ذکر و دعا معرفی کند و قوانین
محکمی برای برخورد با آن‌ها وجود نداشته باشد، بازار دروغ هم رونق
می‌گیرد.»

*در
زندگی روزمره مردم دیده می‌شود که با وجود اطلاع‌رسانی‌های دینی که در
جامعه انجام می‌شود، هنوز هم عده‌ای برای حل مشکلات خود به سراغ دعانویسان
می‌روند! دلیل این اتفاق چیست و چرا عده‌ای چشمه زلال دعاهای اصیل و مستند
منتسب به اهل بیت علیهم‌السلام و قرآن کریم را رها می‌کنند و سراغ مرداب
دعانویسان می‌روند؟

دعا
کردن و پناه بردن به نیروهای ماورایی از ابتدای آفرینش انسان وجود داشته
است، چون ذات انسان این گونه است که برای پیشرفت و ارتقا نیاز به قدرت الهی
دارد. اما اگر سرچشمه اصیل دینی و الهی را پیدا نکند، سراغ نیروهای باطل
می‌رود. حتی طبق آنچه باستان شناسان از سنگ‌نوشته‌های قدیمی به دست
آورده‌اند، انسان‌های غارنشین هم زمانی که با مشکل و معضلی مواجه می‌شدند
با قدرتی مافوق مادی پناه می‌بردند.

توصیه به دعا کردن در همه ادیان وجود دارد

*بر همین اساس است که دعا و اظهار نیاز به درگاه خدای یکتا در همه دین‌های الهی وجود دارد؟

بله.
خداوند از این نیاز انسانی به خوبی آگاه است و در همه ادیان، دعا و
درخواست از خالق یکتا وجود دارد. درواقع همه پیامبران الهی علیهم‌السلام
سعی کرده‌اند تا منشأ قدرت واقعی و کمک‌کننده حقیقی را به انسان‌ها معرفی
کنند تا از بیراهه رفتن مردم جلوگیری کنند.

دعا
در حقیقت فریادی است که از ذات و سرشت انسان‌ها بلند می‌شود همین نیازمندی
و فقر وجودی انسان است که موجب می‌شود خالصانه و بی غل و غش دسته‌ای خود
را رو به آسمان بلند کند و از خداوند متعال بخواهد که نیازهایش را مرتفع
کرده و مشکلات او را حل کند.

رویکرد فرادنیایی اسلام به موضوع دعا

*در
این میان، از منظر قرآن کریم، دعا رویکردی فرادنیایی دارد. چرا چنین منظری
برای دعا ترسیم شده تا انسان در قالب دعا، علاوه بر نیازهای دنیایی‌اش، به
امور معنوی و فرادنیایی هم متوجه باشد؟

رویکرد فرادنیایی دعا را فقط انسان‌هایمؤمن و مسلمان می‌توانند درک کنند. همان طور که در آیه ۱۵ از سوره فاطر می‌خوانیم: «یا أَیهَا النَّاسُ أَنتُمُا لْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ؛ اى مردم شما (همگى) نیازمند به خدا هستید؛تنها خداوند است که بى ‏نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است.»

طبق
آیه شریفه، دعا یک حقیقت فطری و فرادینی است که از یک نیاز درونی در وجود
همه انسان‌ها برخاسته و در فطرت و فقر وجودی انسان ریشه دارد. همین گستردگی
و نیاز عمیق درونی و فراگیر انسان‌ها نسبت به دعا موجب شده انحرافات و
کج‌روی‌هایی در زمینه دعا و دعانویسی صورت بگیرد و در برخی موارد مردم از
مسیر  صحیح راز و نیاز فاصله بگیرند.

ناآگاهی مردم، زمینه‌ساز رونق بازار کذب دعانویسان و رمالان است

*چرا
چنین گرایش منفی‌ای به وجود می‌آید؟ وقتی حقیقت قرآن و دعا مقابل مردم
است، چرا بیراهه بروند؟! درواقع می‌خواهیم عامل یا عواملی که زمینه انحراف
از منابع اصیل دعا به سمت دعانویسی و رمالی را ایجاد کرده، بشناسیم.

آن
چیزی که بیشتر از هر عاملی زمینه انحراف را در مورد دعا فراهم کرده، عدم
آگاهی، نداشتن اطلاع، بی‌بهره بودن از معیارها و شاخصه‌های مشخص و واضح و
بی‌توجهی مراجع مربوطه به مجوز و مدرک است.

به
طور کلی موضوعات و مسائل متافیزیکی و دینی همیشه در معرض این آسیب قرار
دارند. همان طور که می‌دانیم در حوزه علوم تجربی و فیزیک هر نوع ادعا و
اقدام درمانی بدون ارائه مدرک و مجوز ممنوع بوده و با پیگرد قانونی و
مجازات همراه است. این در حالی است که مشاهده می‌کنیم در مسائل متافیزیک و
علوم غریبه مثل اظهارنظر در مسائل مختلف دینی، ارتباط با جنیان و دعانویسی و
امور مانند این‌ها، ارائه مجوز و داشتن مدارک لازم جدی گرفته نمی‌شود و
هیچ معیار و ملاک روشنی برای احراز تخصص مدعیان عنوان نشده است.

به
همین دلیل است که عده‌ای شیاد و فریبکار با شبیه‌سازی و استناد به برخی
گزاره‌های دینی و سوءاستفاده از سادگی و اضطرار مردم گرفتار و نیازمند، با
ادعاهای بیهوده و دروغین خود را منشأ اثر معرفی می‌کنند.

*بنا
بر گفته‌های شما، نبودن معیار از یک طرف و مشکلات و گرفتاری مردم در زندگی
دنیایی از طرف دیگر، موجب شده تا عده‌ای از مردم بدون تحقیق و بررسی و
شناخت درست، در معرض فریب و انحراف قرار بگیرند.

درست
است. گاهی نیز هزینه‌های سنگین و زمان طولانی درمان، راه برای پناه بردن
به مسائلی مانند سحر و جادو، دعانویسی، جفر و رمالی شده است.

وقتی
فردی به ظاهر مؤمن و مقدس ادعا می‌کند که می‌تواند بدون گذراندن وقت زیاد و
با هزینه کمتر، از طریق دعا و ارتباط با نیروهای غیبی و ماورایی بیماری را
درمان کند و حتی عده‌ای هم به توانایی کذب او گواهی دروغ می‌دهند، به نظر
می‌رسد به طور طبیعی عده‌ای این ادعا را باور کنندو به این نوع درمان‌ها
روی بیاورند تا با رمل، اسطرلاب و دعانویسی غیرمعتبر بیماری را درمان یا
مشکلی را حل کنند.

رواج جن‌گیری در روسیه و انگلستان

*با
این توضیحات آیا می‌توان نتیجه گرفت بیشتر مردمی که به خرافات و دعانویسی
روی می‌آورند عامه مردم هستند که از سواد کمتری برخوردارند؟

این‌طور
نیست. دعانویسی و پناه بردن به مسائل ماورایی و ارتباط با ارواح و اجنه
برای حل مشکلات مختص جوامع توسعه‌نیافته نیست. امروزه در بسیاری از کشورهای
توسعه‌یافته و حتی بین افراد تحصیل‌کرده و فرهنگی آن‌ها مشاهده می‌کنیم که
به رمالان و جن‌گیرها مراجعه می‌کنند تا مشکلات خود را حل کنند. درواقع
این کار در تعداد زیادی از کشوهای توسعه‌یافته و پیشرفته هم رایج است. به
عنوان مثال در کشور روسیه این کار به معضلی تبدیل شده و افراد زیادی به
رمالان مراجعه می‌کنند. در انگلستان هم که در زمینه پیشرفت‌های صنعتی پیشرو
به حساب می‌آید، تعداد زیادی از این افراد و گروه‌ها فعالیت دارند. به
طوری که فقط در شهر لندن بیشتر از ده‌ها مجموعه جن‌گیری فعال است که مردم
زیادی به آن‌ها مراجعه می‌کنند.

البته
ممکن است این نوع فعالیت‌هایخرافه‌ای در بعضی از کشورها به دلیل فرهنگ خاص
آن‌ها بیشتر رایج باشد. به عنوان مثال در کشور هند که فرهنگ‌های مختلفی و
گوناگونی در کنار هم زندگی می‌کنند، آمیخته‌هایخرافه‌ای و باطل زیادی وجود
دارد.

گرایش به خرافات ربطی به کشور و فرهنگ خاصی ندارد

کج‌فهمی‌های
اعتقادی هم از همین آمیخته شدن فکر و باورها به وجود می‌آید و مردم به جای
آنکه به مبدأ علم مراجعه کنند، از منظر خود مطالبی را مطرح کرده و به مرور
به باور آن‌ها تبدیل می‌شود. نکته در اینجاست که همین کج‌فهمی‌ها و
باورهای غلط که موجب تمایل به خرافات می‌شود، یکی از خصوصیات رایج انسان به
حساب می‌آید و در هر کشور و سرزمینی هم ممکن است ایجاد شود.

*این مطلب به این معناست که حتی ممکن است فرد تحصیل‌کرده‌ای هم به خرافات مبتلا شود و دنبال دعانویسی و جن‌گیری باشد؟

بله.
نمونه آن دانشمند مشهوری به نام پاسکال است که در علم فیزیک فعالیت‌هایی
داشته است. مرور زندگی و منش او نشان می‌دهد که او به خرافات علاقه داشته و
باورهای غلط اعتقادی داشته است، هرچند که تحصیل‌کرده بوده و جزء دانشمندان
به‌نام و شناخته‌شده بوده است.

حتی
در میان عده‌ای از دانشمندان هم رایج بوده که به غلط باور داشتند اگر یک
تکه استخوان را به همراه داشته باشند، از اتفاقات بد و بلاها در امان
می‌مانند.

*با
این وجود، در کشور ما قریب به اتفاق مردم مسلمان هستند و آموزه‌های دینی
بسیاری در زمینه دعا وجود دارد. با این وجود چرا باز هم گروهی از مردم اصل
دعا را رها می‌کنند؟

همین
طور است. شاید در هیچ‌کدام از دین‌های الهی به اندازه اسلام به موضوع دعا
توجه نشده باشد. در میان آیات قرآن و روایات و احادیث از ائمه اطهار
علیهم‌السلام نکات بسیار مهمی در مورد دعا وجود دارد. حتی اسلام انسان‌ها
را به سمت دعا کردن و نیایش با خدای یکتا تشویق می‌کند.

با
ابن وجود عده‌ای از همین رویکرد سوءاستفاده کرده و خود را کارشناس دین و
آشنا با دعا معرفی می‌کنند. همان طور که قبلاً اشاره شد، وقتی در این حوزه
معیار و ملاک درستی برای شناخت راست‌گو از دروغ‌گو وجود نداشته باشد و هر
کسی بتواند خود را آشنا با ذکر و دعا معرفی کند و قوانین محکمی برای برخورد
با آن‌ها وجود نداشته باشد، بازار دروغ هم رونق می‌گیرد.

*بنابراین
موضوعاتی از این دست مانند شمشیر دو لبه هستند که در معرفی و استفاده از
آن‌ها باید دقت شود. همان اندازه که در دین اسلام توصیه به دعا شده است، در
معرفی دعا و کارشناس این حوزه باید دقت شود. چه کنیم که سوداگران در این
حوزه را بتوان کنترل کرد؟

باید
دقت داشته باشیم که هیچ زمانی نمی‌توان به صرف اینکه گروهی فرصت‌طلب از
موضوع دعا و مواردی اعتقادی مانند آن برای سودجویی خود بهره می‌برند، حقیقت
دعا را انکار کرد. در حقیقت لازم است حقیقت دعا برای مردم گفته شود تا اصل
نیایش با خدای متعال درک شود. چون دعا به عنوان یک ارتباط معنوی با
پروردگار جهانیان مطرح بوده و شکی در این نیست که انسان به طور فطری برای
رفع نیازهای خود به سمت خداوند متوجه می‌شود. اما وقتی اصل دعا شناخته شود،
کسانی که بیراهه می‌روند گاهش پیدا می‌کنند. در این صورت است که بازار
سودجویان و فرصت‌طلبان در زمینه دعانویسی و رمالی از رونق می‌افتد.

دعا روند درمان بیماری را تسریع می‌کند

*می‌دانیم
که در ادعیه موجود به درمان بیماری‌ها و حل مشکلات اشاره شده است. این نوع
ادعیه چگونه باید میان مردن رواج پیدا کند تا راه خرافات و وهن دین بسته
شود؟

منبع و
مرجع اصلی این کار رسانه‌ها هستند. مسجد به عنوان پایگاه اجتماعی و فرهنگی
می‌تواند در این زمینه فعال باشد. نه تنها روحانیون و ائمه جماعات
می‌توانند در این مسیر فعالیت کنند، بلکه همه فعالان حوزه‌های فرهنگی باید
در این مورد فعال باشند. چون هرچند که می‌دانیم دعانویسی و پیروی از خرافات
در جامعه وجود دارد، اما عده‌ای مخفیانه به این روش روی می‌آورند که مشخص
می‌کندفرهنگ‌سازی در این زمینه بسیار ضروری است.

در
میان آیات قرآن کریم و روایات از ائمه اطهار علیهم‌السلام بسیار به موضوع
دعا پرداخته شده و راه درمان بیماری‌ها، حل مشکلات و گرفتاری‌های دنیایی،
نیازهای معنوی و امور بسیاری در میان دعاها وجود دارد. حتی برای
بیماری‌هایی مثل چشم‌درد و سردرد هم دعاهایی وجود دارد که اگر با اعتقاد و
با رعایت آداب آن خوانده شود، قطعاً به استجابت می‌رسد.

بنابراین
نباید توانایی دعا در حل مشکلات جسمی و نیازهای دنیایی را نادیده بگیریم.
زیرا همین کار راهی است که بازار دعانویسان برای حل مشکلات دنیایی مردم را
داغ می‌کند. بلکه خوب است گستردگی و دید باز دین نسبت به همه امور و
نیازهای انسان بازگو شود تا مردم به جای پرداختن به امور باطل و باور دروغ
سودجویان، در پناه اسلام حقیقی راه زندگی صحیح را پیدا کنند.

دعا با تأثیر علوم طبیعی منافات ندارد

*با
فرض تأثیر شفا دادن و درمان اعجازگونه دعا، چگونه می‌توان دانش پزشکی را
توجیه کرد؟ به هر حال این سؤال مطرح می‌شود که اگر برای هر بیماری و دردی
دعایی وجود دارد، دیگر چه نیازی است برای درمان به علم پزشکی مراجعه کنیم؟

این
نکته مهمی است که باید به آن دقت شود، این‌که دین، اصل دانش را زیر سؤال
نبرده و نفی نمی‌کند. حتی اسلام دانش پزشکی را انکار نکرده است. روایتی در
این باره وجود دارد که روزی حضرت موسی علیه‌السلام بیمار شد و وقتی
اطرافیان او را تشویق کردند که به طبیب مراجعه کند، حضرت موسی علیه‌السلام
از این کار خودداری کرد تا خداوند او را شفا دهد. اما بر آن حضرت وحی شد که
«تو نمی‌توانی از اسباب طبیعت خارج شوی.» به این ترتیب خداوند جهان را
طوری طراحی و خلق کرده است که هر امری مسیر طبیعی خود را طی کند. درست است
که دعا تسریع‌کننده حل مشکلات و درمان بیماری‌هاست اما این، به آن معنا
نیست که می‌توان از طریق دعا از نظام سبب و مسبب عالم هستی خارج شد. بلکه
هر چیز طبق قاعده و اسباب خود پیش می‌رود.

گفتگو از: مریم مرتضوی

منبع:تسنیم

کتاب «همراه بانوی کبریا» منتشر شد


به مناسبت ولادت حضرت فاطمه (س)، داستان «همراه بانوی کبریا» در انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار شد.

عقیق:«همراه بانوی کبریا» از مجموعه ریحانه به قلم افسانه
موسوی گرمارودی است. این کتاب روایتی داستانی از زندگینامه فضّه، خدمتگزار
حضرت فاطمه (س) است که با ۲۰ سرفصل کوتاه به چاپ رسیده است.

فضّه
دختر پادشاه هند بود که در جنگ اسیر و به آفریقا برده شد و از طرف پادشاه
حبشه خریداری شد و نامش را میمونه گذاشتند و بعد از چند سال پادشاه حبشه او
را به عنوان کنیز برای پیامبر فرستاد. پیامبر او را با دستور خدا به دخترش
حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بخشید و نامش را فضّه گذاشت…

استان‌های
زیادی درباره فضّه روایت شده است اما قصه‌های درهم تنیده از زندگی فضّه و
حضرت فاطمه زهرا(س) در کتاب«همراه بانوی کبریا» لذّت وصف‌ناپذیری به
خواننده می‌دهد.

بنا براین گزارش؛ ریحانه عنوان
مجموعه‌ای است که می‌کوشد از فراز ابرهای گذران زمان، نگاهی نو به زندگی
زنان نامدار اسلام داشته باشد.

کتاب «همراه بانوی کبریا » در ۷۰ صفحه و با قیمت ۱۰۰۰۰ تومان در فروشگاه‌های سراسر کشور در اختیار مخاطبان قرار دارد.

فمینیسم وسلب آرزوی مادری/ره‌آورد جنبش حقوق زنان برای خانواده غربی


عقیق:ابوالفضل اقبالی*: فمینیسم یکی از
گفتمان‌های نوظهور در فضای فرهنگی غرب مدرن است که برابری زن و مرد در تمام
شئون و عرصه‌های فردی و اجتماعی و خانوادگی را مطالبه نموده(Barrett & Philips: ۱۹۹۲ , Cahoone: ۲۰۰۳) و در پی جنسیت‌زدایی از تقسیم کار در خانواده و اجتماع است (Friedan, ۱۹۶۳:۷۵ & De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۲ & Millett, ۱۹۷۰:۸۹). در رویکردهای فمینیستی، خانواده به مثابه ساختاری ستم‌آلود است که باید براساس الگوهای فراجنسیتی، دگرگون شود(Engels, ۱۹۷۲:۱۳۵ & Beechey, ۱۹۷۹ & Steinem, ۱۹۷۰ & Levin, ۱۹۷۸ & Firestone, ۱۹۷۴ & & Barrett, ۱۹۶۷).
این جریان نوخاسته در مغرب زمین به مدد اقتدار سیاسی و اقتصادی غرب کم‌کم
به بسیاری از کشورها راه یافت و حرکت‌های اصیل و بومی زنان در سراسر جهان
را نیز متأثر از خود کرد.

با فراگیر شدن و نفوذ ارزش‌ها و هنجارهای زندگی مدرن و نفوذ
منویات فمینیستی در میان زنان، سبک زندگی آنان به کلی متحول شده و زیستن به
سبک سنتی جای خود را به شیوه‌ی زیست مدرن و منطبق با ادبیات توسعه داد.
زنان در عمل توانستند آنچه را در آرمان توسعه ‌یافتگی برای خود در نظر می
گرفتند، محقق ‌شده ببینند. حق مالکیت، امکان اشتغال و دریافت حقوق و حضور
در جامعه در کنار مردان، رفع محدودیت‌های ایجاد شده توسط مرد خانه تحت
عنوان غیرت، خارج شدن از مدیریت مرد در زندگی خانوادگی، امکان تحصیل در
شرایط کاملا برابر با مردان، رها شدن از الزامات و اجبارها در روابط
زناشویی، رهایی از مشقت‌های متعدد و مختلف کار خانه و به‌ خصوص رهایی از
بارداری مکرر و بچه ‌داری مداوم و تبدیل شدن فرزندآوری به یک اقدام تحت
مدیریت زن در زمان، موقعیت و کمیت تحت اراده‌ی کامل زن و…

اما این همه ماجرای فمینیسم و ره‌آورد آن برای زنان نیست.
امروزه زنان غربی که به مدد جنبش‌های فمینیستی در ظاهر به حقوق و آزادی‌های
اجتماعی و سیاسی دست یافته‌اند، زندگی خود را مواجه با تعارضات نقشی متعدد
و آسیب‌های فردی و اجتماعی زیادی می‌بینند.

یکی از پیامدهای نحس جنبش دفاع از حقوق زنان در غرب، سلب
آرزوی مادری به عنوان یک حق از زنان است. از آنجا که فمینیست‌ها با هرگونه
از اشکال وابستگی زنان به مردان مخالف بوده و از ابتدا در جستجوی کسب
استقلال زنان برآمدند، در کتاب‌ها و مانیفست‌های خود به شدت به مقولاتی چون
ازدواج، حاملگی، مادری، خانه داری و… تاخته و زنان را از نزدیک شدن به
آن‌ها بر حذر می‌داشتند.

سیمون دوبووار، یکی از تاثیرگذارترین رهبران جنبش فمینیسم و
مؤلف کتاب جنس دوم می‌گوید: «هیچ زنی نباید مجاز باشد تا در خانه بماند و
فرزندانش را بزرگ کند. جامعه باید به‌طورکامل متفاوت شود. زنان نباید حق
انتخاب داشته باشند دقیقاً به این دلیل که در صورت داشتن حق انتخاب، بسیاری
از آن‌ها سرگرم همان کارهای پیشین می‌شوند…» (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۲).
جسی برنارد چهره نام آشنایی از سران فمینیسم است که در کتاب «دنیای زنان»
با تقسیم ازدواج به «ازدواج فرهنگی» که برای زنان جنبه آرمانی دارد و
«ازدواج نهادی» که در واقعیت وجود دارد، ازدواج از نوع دوم را به نفع مردان
و به ضرر زنان می‌دانست و خواستار رهایی زنان از آن بود. وی می‌نویسد:
«ازدواج برای مردان خوب و برای زنان بد است و تأثیر نابرابر زناشویی روی دو
جنس، زمانی متوقّف خواهد شد که زن و شوهر از قید و بندهای نهادی رایج
رهایی یابند و ازدواجی را در پیش گیرند که با نیازها و شخصیتشان بهترین
همخوانی را دارد» (Bernard, ۱۹۸۱:۱۲۵).

سیمون دوبوار که تولید مثل را بردگی می‌خواند در این زمینه
معتقد است: «به یاری آبستنی مصنوعی، تحوّلی کمال می‌پذیرد که به بشریت
اجازه می‌دهد بر کار تولید مثل تسلط یابد. این تغییرها، بخصوص برای زن
اهمیت فراوان دارد و زن می‌تواند تعداد آبستنی‌ها را محدود کند. از روی عقل
آن‌ها را جزئی از زندگی خود کند، نه اینکه برده آن‌ها باشد» (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۵۲).

شولامیث فایرستون نیز در طرح خود به نام «دیالکتیک سکس»
می‌نویسد: «اولین تقاضاهای نظم اجتماعی فمینیستی آن خواهد بود که به هر
وسیله ممکن، زنان را از شر بیولوژی تولیدمثل نجات دهند». (Firestone, ۱۹۷۰:۱۶۷)
اکثر نظریه پردازان فمینیسم رادیکال معتقدند زنان حق پایان دادن به
بارداری خود و یا سقط جنین را دارند و این امری شخصی و مربوط به خود زن است
و نه دولت (مشیرزاده ۲۸۶:۱۳۸۵). بتی فریدان با دفاع از سقط جنین، آن را
«حق جوهری غایی زنان» می‌خواند (Friedan, ۱۹۶۳:۱۴). و مری دیلی می‌گوید همه تلاش فمینیست‌ها باید مصروف ایجاد جامعه‌ای شود که در آن مشکل سقط جنین وجود نداشته باشد (Daly, ۱۹۶۸:۴۱).

خانواده‌زدایی فمینیست‌ها در فضای اجتماعی غرب باعث شد که
مهدکودک‌ها جایگزین خانواده‌ها شده و «مادران کرایه‌ای» جای مادران واقعی
را در میان کودکان بگیرند. سیاست‌های دولت‌های غربی که تنها ملاحظاتی همچون
افزایش تولید و اخذ مالیات بیشتر را در معادلات خود فهم می‌کنند، یکی از
علل مؤثر گسترش مهدکودک‌ها و جدا کردن فرزندان از دامان مادران است. رئیس
حزب سوسیالیستی سوئد در یک اظهار نظر صریح می‌گوید: «انحصار والدین در
زمینه سرپرستی کودکان را نمی‌توان فقط از طریق روش‌های غیر مستقیم شکست.
دولت باید از راه‌هایی مانند این که کودکان را در مراحلی از رشدشان از پدر و
مادر بگیرد، وارد عمل شود (گاردنر،۲۱۹:۱۳۸۷).

این فرایند خانواده زدایی و مهدکودک محوری سرمنشاء بحرانی است
که غرب هم اکنون با آن دست به گریبان بوده و آن بحران معنا و بحران هویت
است. بشری که از کودکی نه کسی را پدر صدا زده است و نه مادری را در کنار
خود دیده است اکنون که غرق در نعمت‌های مادی شده و سرگرم لذت‌ها و زرق و
برق دنیا گشته است خلاء بزرگ بی هویتی را بیش از پیش احساس می‌کند. با
نگاهی به آمار جرائم ناشی از بحران هویت در میان افراد جوامع غربی این ادعا
بیشتر بروز و نمود پیدا می‌کند.

مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شد حاکی از هم بستگی قوی میان
افزایش مشکلات جوانان و تغییرات خانواده به ویژه اکولوژی تربیت کودکان است.
در سوئد نرخ خودکشی بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۵ برای مردان ۱۵ تا ۲۴ ساله دو
برابر شده است (یوسف زاده،۱۰۱:۱۳۸۵). هربرت هندین روانکاو آمریکائی، نرخ
بالای خودکشی در سوئد را با بی تفاوتی مادران سوئدی در قبال فرزندانشان
مرتبط می‌دانند. مادران سوئدی دوست دارند به جای مراقبت از فرزندانشان به
سرکارشان برگردند. آن‌ها در ابراز عاطفه به کودکانشان کوتاهی می‌کنند.
انتظاراتشان از فرزندانشان بسیار بالاست، لذا آن‌ها را به استقلال زودرس
سوق می‌دهند. کودکان سوئدی باید خیلی زود از مادرانشان جدا شده و روی پای
خود بایستند و این امر به نوبه خود به تضادهای روانی و در نهایت به خودکشی
ختم می‌شود. (Popenoe, ۱۹۹۶)

در اوایل دهه ۱۹۹۰ در گزارشی ذکر شده است که ۲۵ درصد از جمعیت
سوئد نیاز به معالجه روانپزشکی دارند، این گزارش را روانپزشکان نیز تأیید
کردند. در سال ۱۹۹۵ از کودکان ۱۱ ساله پرسیده شد: «فکر می‌کنید کسی هست که
شما را دوست داشته باشد؟» ۱۱ درصد در پاسخ گفته بودند: هرگز. پاسخی که در
هیچ یک از کشورهای بررسی شده دریافت نشده بود. این پاسخ‌ها عمدتاً از سوی
کودکان خانواده‌های کوچک بود. بسیاری از کودکان سوئدی خود را نه متعلق به
خانوادهایشان، بلکه متعلق به همآلان می‌دانستند. (Dizard & Gadlin, ۱۹۹۶,۴۶)

همچنین براساس مطالعاتی که در غرب صورت گرفته است کودکان از
طلاق والدین آسیب‌های روحی جدی و شدیدی می‌بینند که تا سالیان درازی در
خاطرشان باقی مانده و تأثیر آن در زندگی آن‌ها مشهود است و این مساله برای
پژوهشگران غیرقابل پیش بینی بود (Wallerstein & Blakeslee, ۱۹۸۹-۱۹۹۶).
یک روانپزشک غربی به نام مل رومان معتقد است: «تعداد کسانی که به درمان
حرفه‌ای مشکلات عاطفی و رفتاری خود نیاز دارند، در میان کودکانی که با پدر و
مادر مطلقه خویش زندگی می‌کنند ۳۵% بیشتر از کودکانی است که با والدین خود
زندگی می‌کنند (رین،۶۳:۱۳۸۳).

نویسنده کتاب «جنایت در امریکا» نیز در این زمینه می‌نویسد:
«در مراکز اصلاح و تربیت جوانان پلیس فدرال، تقریباً تمامی زندانیان به
جرم‌هایی که پیش از ترک تحصیل از دبیرستان مرتکب شده بودند اعتراف کردند.
سه چهارم آن‌ها از خانواده‌های فروپاشیده بودند (Clark, ۱۹۷۰:۳۹).
صاحب نظر دیگری در زمینه تأثیر فروپاشی خانواده بر بزهکاری فرزندان
می‌گوید: «خانواده‌های فرو پاشیده رابطه تنگاتنگی با پراکندگی بزهکاری
دارند (Monachesi, ۱۹۶۳:۷۸).

در حال حاضر کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی دچار مشکلات و
بحران‌هایی هم چون بزهکاری و جرم، افت تحصیلی، سلامت و بهداشت، بحران هویت
و معنویت، افسردگی و انزوای اجتماعی، تعارضات شخصیتی و کمبودهای عاطفی
و… بوده و این پدیده نیز ارمغان افراط‌گرایی‌ها و تندروی‌های جریان‌های
فمینیستی و سیاست‌های نادرست دولت‌های سرمایه داری می‌باشد. اغلب کارشناسان
معتقدند برای تربیت کارامد یک کودک، حضور مداوم یک یا دو بزرگ سالی که به
کودک عشق ورزیده و او را درک و حمایت کنند و انگیزه کافی و راهنمائی لازم
را در کارها به او بدهند اصلی ضروری به شمار می‌رود (ریاحی،۸۹:۱۳۷۵).

منابع:

  • ریاحی، غلامحسین.(۱۳۷۵). رمز و راز دنیای کودکی. تهران: اشراقیه.
  • رین، استوارت.(۱۳۸۳). تاثیر فمینیسم بر فرزندان. ترجمه کتایون رجبی، تهران: معارف
  • گاردنر، ویلیام.(۱۳۸۸). جنگ علیه خانواده. ترجمه محمدی، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
  • مشیرزاده، حمیرا.(۱۳۷۴). از جنبش تا نظریه اجتماعی. تهران: شیرازه.
  • یوسف زاده، حسن.(۱۳۸۵). «پیامدهای فمینیسم در خانواده غربی». کتاب زنان، شماره ۳۲.
  • Barrett, M. & A. Philips (۱۹۹۲). Destabilizing Theory: Contemporary Feminist Debates, London: Polity Press.
  • Beechey (۱۹۷۹), Introducing Women Studies, M.C. Milan Press Limited, London.
  • Barrett, Michelle. (۱۹۸۹). “Women’s Oppression Today”. Haloton Press.
  • Bernard, Jessie. (۱۹۸۱). “The Good Provider Role: Its Rise and fall.” American Psychologist.
  • Cahoone, L. (۲۰۰۳). Form Modernism to Postmodernism: An Anthology Expanded, Second Edition, Wiley-Blackwell Publisher
  • De Beauvoir, Simone, (۱۹۷۵) “Sex, Society and the Female Dilemma: A
    Dialogue between Simone de Beauvoir and Betty Friedan,” Saturday
    Review.
  • De Beauvoir, Simone. (۱۹۴۹). “The Second Sex”. Translated by H.M. Parsley. N.Y: Vintage Book. 
  • Engels, Fredrick, (۱۹۷۲). “The Origin of Family Private Property, and the State”, Pathfinder presses.
  • Firestone, Shulamith, (۱۹۷۰). “The Dialectic of Sex” in: Linda Nicholson (ed.), The Second Wave, New York and London: Rutledge,
  • Friedan, Betty. (۱۹۶۳). “The Feminine Mystique”. N.Y: Dell.
  • Graglia, F. Carolyn. (۱۹۹۷). “Domestic Tranquility” London: Rutledge.
  • Michel, Andrea, (۱۹۹۵). “Report ON Marriage”, Enesco, Vol ۲۳۰
  • Millett, Kate. (۱۹۶۹). “Sexual Politics”. Garden City, N.Y: Doubleday
  • Oakley, Ann, (۱۹۷۶). Woman’s Work: The Housewife, Past and Present, New York: Vintage Books.
  • Stolba, Christine. (۲۰۰۲), “Overcoming Motherhood: Pushing the Limits of Reproductive Choice”. Policy Review.
  • Levin, Laura, “Changing in Family Role”. Unipress.
  • Steinem, Gloria. (۱۹۷۰). “Women’s Right”. Presented in Women’s Rights Workshop, N.Y.

*دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران

چرا شکرگزار باشیم؟


شکر نعمت مایه تشویق منعم است، در وی اثر روحی می گذارد و او را با علاقه و رغبت بیشتری به خدمات اجتماعی وا می دارد، بعلاوه، دیگران را نیز به راه نیکوکاری سوق می دهد و بر تعداد خدمتگزاران می افزاید.

عقیق:تربیت اسلامی از توصیه های بزرگان دین برای مسلمانان است که
در شماره های گوناگون، بخش های مختلفی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم
کرد.

* کفران نعمت



 



– نعمت های تکوینی



جهانی که در آن زیست می کنیم عالم وسائل و اسباب است و برای
پیدایش هر موجودی در نظام آفرینش راه و مجرای خاصی مقرر گردیده که باید از
آن راه و بدان وسیله، جامه ی تحقق بپوشد و به وجود آید.



نعمت های حضرت باری تعالی نیز از مجاری و طرقی که فضای الهی
بر آن تعلق گرفته است به مردم می رسد، با این تفاوت که مجرای بعضی از نعمت
ها فقط علل تکوینی و شرایط خاصی است که در نظام خلقت مقرر گردیده و دست
انسان در پیدایش آنها مداخله ندارد، مانند نعمت آفتاب و تابش نور آن که
حیات انسانی و حیات نبات و حیوان وابسته به آن است و نعمت های بسیاری از
این جرم بزرگ کیهانی عاید بشر می گردد و همچنین نعمت باران که بر اثر تبخیر
آب، تولید ابر و شرایط جوی باران می بارد و آدمی از وجود آب که مایه حیات
او و دیگر موجودات زنده است بهره مند می شود.



برای ادای شکر این قبیل نعمت ها باید حضرت آفریدگار را که
معطی نعمت است در دل و زبان حمد نمود و از پیشگاه مقدسش درخواست ادامه نعمت
داشت. بعضی از نعمت ها است که مجاری اعطای آنها کسانی از افراد بشرند و به
شکل های مختلف آن نعمت ها به وسیله آنان به ما می رسد، در این قبیل موارد
شرع مقدس دستور داده که علاوه بر شکر خداوند که خالق و معطی اصل نعمت است
باید راه وصول به آن نعمت را که انسان ها هستند شکر نمود و مراتب حق شناسی
را در مقابل آنان ابراز داشت.



در اسلام شکر کسی که واسطه وصول نعمت به ما باشد بسیار مهم
شناخته شده و در کنار شکر خداوند که صاحب نعمت است باید واسطه وصول نعمت را
نیز شکر نمود و حق خدمت او را بجا آورد و در این باره روایات بسیاری از
اولیای گرامی اسلام رسیده است.



قال علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ : مَن لَم یشکُرِ المنعِمَ مِن المخلوقینَ لَم یَشکُرِ اللهَ عزّ وجلّ»؛[۱]



حضرت رضا ـ علیه السلام ـ فرموده: «کسی که شکر نعمت مخلوق خدا را ادا نکند شکر خداوند خالق را ادا ننموده و بجا نیاورده است».



 



– شکر خدا و والدین



نعمت حیات و قوایی که برای ادامه آن لازم است بزرگ ترین نعمت
خداوند برای ما است و باید شکر این نعمت بزرگ را به جا آوریم ولی می دانیم
که آن نعمت گرانقدر به وسیله پدر و مادر به ما اعطا شده است و اگر آن دو
نمی بودند ما بوجود نمی آمدیم؛ بنابراین طبق دستور اسلام، وظیفه داریم در
نعمت زندگی، خداوند را شکرگذار باشیم و همچنین پدر و مادر را که مجرای این
فیض بزرگ بوده اند شکر نماییم.



خداوند در قرآن شریف به انسان توصیه نموده است:



«أن اشکرلی و لوالدیک»؛[۲] / مرا و پدرت و مادرت را شکرگزار باش».



علم نیز فیضی از طرف باری تعالی و باید او را در اعطای این
نعمت سپاسگزار باشیم ولی می دانیم که مجرای فیض علم، معلم است، اوست که در
مدارج مختلف علمی دست محصل را می گیرد و قدم به قدم به پیشرویش موفق می
دارد.



بنابراین تمام افراد تحصیل کرده باید آموزگاران، دبیران، مدرسین، و استادان خود را در هر مرتبه و مقامی که باشند شکر نمایند.



قال علی ـ علیه السلام ـ : «أکرِم ضَیفَکَ و إن کان حقیراً و قُم من مَجلسِکَ لأبیکَ و معلمِکَ و إن کُنتَ أمیراً»؛[۳]



علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «میهمانت را احترام کن، اگر چه او
از نظر شخصیت اجتماعی ارزش بزرگ ندارد و همچنین به احترام پدر و معلمت
قیام کن و برپاخیز، اگر چه فرمانروای جامعه باشی».



 



– اهمیت شکر مخلوق



برای آن که بدانیم شکر نعمت مخلوق در پیشگاه خداوند چه قدر ارزنده و مهم است باید به روایت ذیل توجه کافی نمود.



قال النبی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : «یُؤتی بِعَبدٍ
یومَ القیامهِ فیوقَفُ بینَ یدیِ اللهِ عز و جل فیأمُرُ بِهِ ألی النارِ.
فیقولُ أی رَبِّ أمرتَ بی ألی النارِ و قَد قرأتُ القرآنَ. فیقولُ اللهُ:
أی عبدی إنی أنعمتُ علیکَ و لم تَشکُر نعمتی. فیقولُ أی ربِّ أنعمتَ علیَّ
بکذا، شکرتُکَ بکذا و أنعمتَ علیَّ بکذا فَشَکَرتُکَ بکذا فلا یزالُ یُحصی
النَعَمَ و یُعددُ الشُکرَ. فیقولُ اللهُ تعالی: صدقتَ عبدی ألا أنتَ لم
تشکُر مِن أجریتُ علیکَ نعمتی علی یدیهِ و أِنی قد آلیتُ علی نفسی أن لا
أقبلَ شُکر عبدٍ بنعمهٍ أنعمتُها علیهِ حتی یشکُرَ مَن ساقَها من خلقی
إلیه»؛[۴]



رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «بنده ای را
در قیامت به پیشگاه الهی می آورند و خداوند درباره او فرمان عذاب می دهد
عرض می کند، بارالها! درباره ام امر به دوزخ فرمودی با آن که من در دنیا
مسلمان و قاری قرآن بودم، خداوند می فرماید بنده من! نعمت هایی را به تو
دادم و شکر آنها را بجای نیاوردی. عرض می کند، بارالها! فلان نعمت را دادی
ترا شکر کردم، فلان نعمت را دادی، تو را شکر نمودم، یک به یک نعمت ها را می
شمرد و از شکر ها نام می برد. خداوند می فرماید: بنده من! راست می گویی،
جز آن که کسی را که من به دست او نعمت خود را به تو رساندم شکر نکردی، و من
با خود عهد نموده ام شکر نعمت هایی را که به بنده ای داه ام نپذیرم تا شکر
کند کسی را که نعمت من توسط او به وی رسیده است.



شکر واسطه نعمت علاوه بر این که اطاعت از خالق و حق شناسی از
مخلوق است، دارای اثر روانی است و شکر گزار، خود از آن اثر منتفع می گردد.



قال علی ـ علیه السلام ـ : «شُکرکَ لِلراضی عَنکَ یَزیدُهُ
رِضاً و وفاءً و شُکرکَ لِلساخِطِ علیکَ یوجِبُ لَکَ منهُ صلاحاً و
تَعَطُفاً»؛[۵]



علی ـ علیه السلام ـ فرموده: «آن کس که به تو نعمت می دهد و
شکرش را ادا می کنی، اگر قلباً از تو راضی باشد، شکرت بر خشنودی و وفایش می
افزاید و اگر به تو خشمگین باشد، شکر تو موجب صلاح ضمیر و عطوفتش می
گردد».



 



– تشویق منعم



شکر حسنات و چشم پوشی از سیئات در جوامع بشری دارای فواید
روانی و آثار عملی است و هر یک در جای خود می تواند نتیجه مفیدی به بار
آورد.



شکر نعمت مایه تشویق منعم است، در وی اثر روحی می گذارد و او
را با علاقه و رغبت بیشتری به خدمات اجتماعی وا می دارد، بعلاوه، دیگران را
نیز به راه نیکوکاری سوق می دهد و بر تعداد خدمتگزاران می افزاید و در
نتیجه، جامعه از تعاون و رفاه بیشتری برخوردار میگردد. برعکس، بی تفاوتی در
مقابل احسان و خودداری از شکر منعم مایه دلسردی و یأس می شود و خدمتگزاران
را در ادامه خدمت بی رغبت می نماید.



اثر مفید تشویق منحصر در شکر منعم و خدمتگزاری اهل احسان
نیست، بلکه تشویق می تواند محصل خردسال و جوان را در رشته درسی خواندن،
کارمند دولت را در وظایف اداری و نیروهای مسلح را در دفاع از کشور، بیش از
پیش دلگرم نماید و آنان را با جدیت زیادتری در ادامه کار وادار سازد علی ـ
علیه السلام ـ ضمن عهد نامه خود تشویق نظامیان خدمتگزار و نام بردن از
خدمات آنان را اکیدا به مالک اشتر، والی مصر، توصیه فرموده و این مطلب را
در خلال این بیان خاطر نشان ساخته است:



«وَ واصِل فی حُسنِ الثناءِ عَلَیهم و تعدیدِ ما أبلی ذَوُو
البلاءِ مِنهم، فإنَّ کثرهَ الذَّکرِ لحُسنِ أفعالهم تَهُزُّ الشجاعَ و
تُحَرِضُ الناکل»؛[۶]



«همواره از نظامیان خدمتگزار به نیکی یاد کن و کارهای بزرگ را
که انجام داده اند به شمار آور، چه زیاد نام بردن از کارهای نیک آنان
افراد شجاع را تحریک می کند و اشخاص سست را ترغیب می نماید و به تحرک و
فعالیت وادار می سازد».



 



پی نوشت:

[۱]. میزان الحکمه، ج۵، ص ۱۵۳



[۲]. سوره لقمان، آیه ۱۴



[۳]. فهرست موضوعی غرر، ص ۲۱۱



[۴]. سفینه البحار، ج۱، ص ۷۱۰



[۵]. غرر الحکم، ص ۴۴۲



[۶]. نهج البلاغه صبحی صالح، نامه ۵۳





نویسنده: علی محمد حیدری نراقی – گناهان کبیره، ص ۲۹۹

خادم مسجد باید روانشناس خوبی باشد


حجت‌الاسلام نوری‌زاده در همایش خادمان بهشت:

رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد گفت: امروزه دانش مدیریتی مسجد باید دانش دقیق و عمیقی باشد. یک خادم مسجد باید روانشناس خوبی باشد تا جذب مناسبی از نمازگزاران به مسجد داشته باشد.

عقیق:پنجمین همایش سالانه خادمان بهشت با سخنرانی
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدناصرالدین نوری‌زاده رئیس مرکز رسیدگی به امور
مساجد و با حضور سراسری خادمان مساجد استان تهران، مدیران و معاونان مرکز
رسیدگی به امور مساجد در مصلای شهر ری برگزار شد.

حجت‌الاسلام
نوری‌زاده در این مراسم با تقدیر از مدیریت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج
علی‌اکبری رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در زمان تصدی ریاست امور مساجد،
معاونان و مدیران سابق این مرکز و همچنین برگزار کنندگان این مراسم گفت:
این همایش به منظور تکریم و ارزش‌گذاری خادمان خانه‌های خدا و خادمان بهشت
برپا شده است.

 وی افزود:  پیامبر(ص) مساجد را
بهشت روی زمین معرفی می‌کنند و خادمان آن را خادمان بهشت می‌دانند. از این
جهت خدمت به مسجد، جایگاه ویژه‌ای دارد.

رئیس
مرکز رسیدگی به امور مساجد بیان داشت: زمانی که من در روایات، ارزش
خدمتگزاری به مسجد را می‌دیدم، هر لحظه بیشتر از پیش به خدمت به این خانه‌
خدا ترغیب می‌شدم، زیرا مسجد محل تردد ملائک، مؤمنین و مؤمنات است. اکنون
ما در جایی خدمتگزاری می‌کنیم که مالک آن خداوند متعال است.

وی
با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم (ص) ادامه داد: رسول خدا (ص)
می‌فرمایند: «أَلَا إِنَّ بُیُوتِی فِی الأرْضِ الْمَسَاجِدُ تُضِی ءُ
لأهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِیءُ النُّجُومُ لأهْلِ الْأَرْضِ»؛ خدای متعال
فرمود: آگاه باش که خانه­‌هاى من در زمین مساجد هستند و براى اهل آسمان‌ها
همچـون ستارگان براى اهل زمین مى‌درخشند.

مساجد بهترین منزلگاه برای مؤمنین در دنیا هستند

حجت‌الاسلام
نوری‌زاده اظهار داشت: آن قدر نورانیت خانه‌های خدا زیاد است که وقتی
انسان در مسجد حضور پیدا می‌کند، این نورانیت در درون او نفوذ
می‌کند. مساجد ستارگان اهل سماء هستند. آنجا که باعث نورانیت اهل سما
می‌شود، آیا در درون ما تأثیر نمی‌گذارد؟

وی
افزود:‌ همچنین پیامبر (ص) می‌فرمایند: مساجد بهترین منزلگاه برای مؤمنین
در دنیا هستند. در این خانه‌ها «ضیوف الرحمان» تردد می‌کنند، بنابراین باید
قدر این خانه‌های خدا را بدانیم و بدانیم که تردد در مسجد نشانه ایمان است
و ضامن عبور از پل صراط.

رئیس مرکز رسیدگی به
امور مساجد ابراز داشت: افتخار انبیا و اولیا خادمی مساجد است. همچون حضرت
ابراهیم (ع) و مریم (س) که خدمتگزار مسجد بودند. اهمیت آن تا به اینجاست
که؛ حضرت زکریا (ع) نذر کرد که  اگر خداوند به او فرزندی عطا کند، خدمتگزار
مسجد شود. با اینکه این فرزند دختر بود، باز هم او را برای خادمی مسجد
تربیت کرد.

وی ادامه داد: ما باید قدردان این
خانه‌های خدا باشیم. باید از این موقعیت که خداوند ایجاد کرده است، نهایت
استفاده را ببریم. وظیفه ما به عنوان خدمتگزاران مسجد وظیفه بزرگ و
اثرگذاری است.

خادم مسجد باید روانشناس خوبی باشد

حجت‌الاسلام
نوری‌زاده تصریح کرد: مسجد بهترین پایگاه دینی و فرهنگی در عالم است.
همچنین مهم‌ترین کانون اجتماعی و محلی برای رسیدگی به امور مسلمین است.
مساجد در صدر اسلام کارکردهای زیادی داشته‌اند. محل انس، رجوع و رفع مشکلات
مردمی و حتی محل استراحت مسافران بودند. در صدر اسلام مساجد به عنوان یک
پایگاه نظامی، اجتماعی و همچنین محلی برای عزل و نصب و کارهای مهم حکومتی
بودند.

وی افزود: اگر قرار بود جنگی صورت
بگیرد، پیامبر (ص) امتش را به مسجد فرا می‌خواند. اگر غریبی وارد شهر می‌شد
آنجایی که می‌توانست بدون هیچ منتی سکنی گزیند مسجد بود. مسجد حتی محل
قضاوت و رسیدگی به امور قضایی و حکومتی نیز بود.

رئیس
مرکز رسیدگی به امور مساجد خاطرنشان کرد: امروزه دانش مدیریتی مسجد باید
دانش دقیق و عمیقی باشد. یک خادم مسجد باید روانشناس خوبی باشد تا جذب
مناسبی از نمازگزاران به مسجد داشته باشد. مسجد می‌تواند پایگاه مهمی برای
مقابله و رفع معضلات اجتماعی باشد تنها پایگاهی که می تواند سلامت اجتماعی
را به جامعه بازگرداند، همین مسجد است.

وی
ادامه داد: مسجد کانون پرورش فکری نوجوانان و جوانان است و محلی برای خدمات
اجتماعی و خدمت رسانی به خلق خدا. جایی که هنوز مردم به آن اعتماد و امید
دارند.

حجت‌الاسلام نوری‌زاده با اشاره به نقش
مساجد در دفاع مقدس گفت: نقش مساجد در جنگ تحمیلی بسیار محوری و تأثیرگذار
بود. بسیاری از مساجد محل ثبت‌نام، اعزام و پشتیبانی از عملیات‌های جنگی
تحمیلی بودند.

وی خطاب به خادمان مساجد افزود:
به موقعیتی که خدا به شما مرحمت فرموده ببالید و افتخار کنید. خداوند
مهم‌ترین موهبت را که کلیدداری مسجد است را به شما مرحمت فرموده است.

روح تعبد و بندگی در شخصیت حضرت زهرا (س) موج می‌زند

رئیس
مرکز رسیدگی به امور مساجد با اشاره به وجود مشکلات اقتصادی گفت: ما
مشکلات معیشتی خدام را می‌شناسیم و در حد توان، درصدد رفع بخشی از آن
مشکلات هستیم. شاید بیشتر از این امکان رسیدگی به این امور را نداشته
باشیم، ولی سعی کردیم همواره مدافع حقوق خادمان خانه‌های خدا باشیم.

وی
ادامه داد: یکی از اقدامات مهم مدیریت قبلی مرکز، ارتقاء منزلت و هویت
خدام بود. البته این امر نیاز به فرهنگ‌سازی دارد و نهادها و ارگان‌های
مختلف باید در این زمینه همراهی کنند. آن قدر این جایگاه مهم است که خداوند
خادمان مساجد را خادمان خانه خود معرفی کرده، لذا تلاش ما این است
خدمتگزاری به شما را ارتقاء ببخشیم.

حجت‌الاسلام
نوری‌زاده بیان داشت:‌ آن چیزی که در شخصیت حضرت زهرا (س) موج می‌زند، روح
تعبد و بندگی ایشان است. ایشان عبد صالح خدا بودند. رسول‌خدا (ص) به سلمان
فارسی فرمودند: «یا سلمان! انّ اِبنَتی فاطمهُ مَلا الله قلبها وجوارحها
ایمانا و یقینا الی مشاشها تفرغت لطاعه الله»؛ ای سلمان! خداوند متعال چنان
دل، جان و تمام اعضا و جوارح فاطمه را با ایمان پرکرده است که وجود او،
مملو از اشتیاق به عبادت و فرمانبرداری از پروردگار است.

روش حضرت زهرا(س) برای تربیت فرزند


مهدی دهقان کارشناس مذهبی رسانه گفت رسانه ملی باید برنامه‌های تربیتی برای اصلاح سبک زندگی داشته باشد.

عقیق: اصلاح جامعه و پیشبرد آن به سوی ارزش‌های
آسمانی در گروی تربیت افراد صالحی است که هسته اولیه آن در خانواده شکل
می‎گیرد؛ لذا نقش والدین به خصوص مادران در درجه اول و بعد نقش مسئولان
فرهنگی جامعه بسیار حائز اهمیت است. از این منظر توجه به شاخصه‎ها و
معیارهای تربیت فرزند صالح بر اساس منابع قرآنی و روایی جایگاه بالایی پیدا
می‌کند.

هر اندازه والدین به خصوص
مادران با این شاخصه‎ها آشناتر باشند و توانایی پیاده‎سازی آنها را در محیط
خانواده داشته باشند، علاوه بر اینکه فرزندانی نیکو برای خود و جامعه
تربیت می‎کنند، یکی از مهم‌ترین واجبات شرعی خود را ادا می‌کنند. در این
صورت این فرزندان صالح در آینده مدیرانی خواهند بود که توانایی اصلاح امور
کشور و عبور آن از چالش‌های متعدد را خواهند داشت.

این ضرورت ما را بر آن داشت تا گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام مهدی دهقان، کارشناس امور دینی و مشاور مذهبی رسانه ترتیب دهیم.

محیط خانواده را با روش‌های جذاب رنگ و بوی معنویت دهیم

*
به نظر می‌رسد یکی از مسائلی که بر تربیت افراد خانواده تأثیر دارد، فضای
حاکم بر خانواده‌هاست که امروزه به دلایل متعددی با چالش مواجه شده است. به
نظر شما فضای مطلوبی که باید بر محیط خانواده سیطره داشته باشد چه
شاخصه‌هایی داشته باشد؟

محیطی
شاد اما در عین حال پر از ارزش‌های معنوی. در واقع آنچه باید بر محیط
خانواده سیطره داشته باشد، معنویت و آخرت‌گرایی است. چرا که مقصد اصلی همان
است. خداوند در آیه‌ای از قرآن می‌فرماید: «وَ
ما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ
الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ‏ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ؛ و این زندگى دنیا
جز سرگرمى و بازى نیست و بى‏‌تردید سراى آخرت، همان زندگى [ واقعى و ابدى ]
است ؛ اگر اینان معرفت داشتند [ دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت
برنمى‌‏گزیدند.»
در این آیه خداوند انسان‌ها را دعوت به آخرت‌گرایی
می‌کند. یعنی دنیا پر از لهو و بازی است؛ دنیا همچنان که مزرعه آخرت است،
پر از غفلت هم است. اما زندگی اصلی در سرای آخرت است. یعنی مبنا را آخرت و
برنامه‌ریزی دنیوی خود را در همین جهت شکل بده. در این صورت انسان مشغول
لهو و لعب نمی‌شود. هر رفتاری را در خانه انجام نمی‌دهد. لذا خانه‌ها باید
رنگ و بوی آخرت و معنویت داشته باشند، منتها قلق‌هایی دارد که همین مسئله
را می‌توان با روش‌های جذاب انجام داد و اهل‌بیت(ع) به برخی گزاره‌ها اشاره
داشته‌اند که در ادامه همین مصاحبه اگر فرصت بود به برخی از آن‌ها اشاره
می‌کنم.

بنابراین خنده و شادی
در محیط خانواده خیلی خوب است، من خودم مبلّغ شادی و نشاط هستم، اما نباید
به جایی برسد که موقعیت و مأموریتم را در دنیا فراموش کنم. نباید با ریختن
آبروی دیگری باعث خنده دیگران شویم. همچنین باید دید خنده و شوخی ما چه
سهمی نسبت به معنویت دارد؟ زمانی که یک چک بانکی می‌کشیم، صبح تا شب
نگرانیم چگونه آن را پاس کنیم. وقتی از او می‌پرسیم چرا نگرانی، می‌گوید به
مردم بدهکارم. آیا تو به خدای خودت بدهکار نیستی؟ آیا نگران و بی‌قرار وقت
نماز هم هستیم؟ آیا این نگرانی را توانستیم به فرزندان خود منتقل کنیم تا
آن‌ها هم بیاموزند باید مراقب نماز و وقت نماز بود؟

کودک اهل نشاط است نه دیدن اخبار سیاسی

در اینجا لازم است به یک آسیب هم اشاره کنم. در خانه رعایت کنیم کودکان اخبار سیاسی نبینند. چرا تصور می‌کنیم این مسئله اشکالی ندارد؟ چرا تصور می‌کنیم هر آنچه ما می‌بینیم، باید تمام خانواده ما را همراهی کنند. کودک اهل بازی و نشاط است. یک کودک هشت یا ۱۰ ساله چه درکی از اخبار سیاسی خواهد داشت؟ وقتی من بنشینم با فرزندانم اخبار ببینم، ناخداگاه یک واکنشی از خود بروز می‌دهم. فرزند من شاید به اخبار توجه نکند، اما به واکنش‌های من توجه می‌کند. اما با این حال اگر در شرایطی قرار گرفتم که چاره‌ای نداشتم، حالات خودم را بروز نمی‌دهم تا بچه‌ها تحت تأثیر انرژی‌های منفی قرار بگیرند. این مسئله به مرور زمان در کودک باعث شکل‌گیری شخصیتی می‌شود که ما دوست داریم. سراغ حزب و جناحی می‌رود که مورد پسند ماست در حالی که ممکن است از آن شخصیت‌ها یا جناح‌ها شناختی نداشته باشند. سوای از اینکه این نوع رفتار با کودک صحیح است یا خیر، باید دید آیا با این رفتارمان قدرت انتخاب و حق انتخاب را از او سلب کردیم یا خیر. در واقع والدین باید کودکان را با معیارهای حقیقی آشنا کنند و انتخاب را به خودشان واگذارند.

سر سفره شکر نعمت و ذکر نعمت را به بلندی ادا کنید تا فرزند بیاموزد

*
خیلی از خانواده‌ها شاهدیم مدام فرزندان خود را امر و نهی می‌کنند و آن‌ها
را مجبور به انجام فعالیت‌های خاص یا عبادات خاص می‌کنند. به نظر شما آیا
مطلوب‌ترین روش همین مسئله است؟

گاهی
این عمل نتیجه معکوس می‌دهد. امام صادق(ع)‌ در روایتی فرمود: «مردم را با
غیر زبان‌ها دعوت به ارزش‌ها کنید؛ کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِغَیْرِ
أَلْسِنَتِکُمْ». این روایت به این معناست که افراد را باید با اعمال دعوت
به ارزش‌های اخلاقی کنیم. چرا که افراد در وهله اول به این مسئله توجه
دارند که خودمان چه مقدار به مسائلی که امر و نهی می‌کنیم پایبندیم. لذا
باید شیوه‌های تربیتی را زودتر بیاموزیم و آن‌ها را به کار بگیریم. شیوه
تربیتی صرفاً در امر و نهی نیست.

 به
عنوان نمونه مکان نماز حضرت زهرا(س) در خانه مشخص بود. امام صادق(ع)
می‌فرماید مکان نمازتان در خانه یک جای مشخصی باشد. هر جایی سجاده
نیاندازید. درست است که گاهی برای تبرک در جاهای مختلف منزل نماز می‌خوانیم
تا آن مکان در روز قیامت شهادت به نماز ما دهد، اما روال اصلی به گونه‌ای
باشد که در ذهن اهل منزل جایگاه نمازمان ثابت باشد. باید همیشه مشخص باشد
پدر و مادر کجا نماز می‌خوانند. این مسئله خاصیت تربیتی دارد.

یا والدین سر سفره «بسم‌الله الرحمن الرحیم» را بلند ادا کنند. در انتهای غذا با صدای رسا “الحمدلله
بگویند. در انتهای غذا دعای سفره داشته باشند. چه اشکالی دارد ما این
رفتارهای ساده اما اثرگذار در تربیت فرزندان را انجام دهیم؟ در کتاب
وسائل‌الشیعه ادعیه‌ متعددی در این زمینه وجود دارد که باید اینها را آموخت
و تکرار کرد.

در خانه که
هستی‌ و قصد شستن ظرف داری، حتی به شوخی نباید گفت من زن ذلیلم بلکه ارزش
معنوی آن کار را بگو. مثلاً بگوییم وقتی یک مرد کمکی به همسرش می‌کند،
خداوند ثواب زیادی برای او می‌نویسد و مورد عنایت پیامبر و اهل‌بیت(ع) قرار
می‌گیرد. فرزند وقتی در چنین محیطی قرار گیرد، ناخداگاه از جهت تربیتی و اخلاقی رشد می‌کند.

اسلام تحجّر و خشک‌مذهبی در محیط خانواده را نمی‌پسندد / محیط خانه را شاد نگه داریم

*
شما در بخشی از صحبت‌های خود اشاره داشتید با روش‌های جذاب می‌توان
خانواده را به سوی ارزش‌های اخلاقی سوق داد. در این باره صحبت می‌کنید. 

اول
باید اشاره کنم که عمده خانواده‌ها بر مسائل معنوی فرزندان وقت نمی‌گذارند
و صرفاً به مادیات می‌پردازند. الان پدر نقش مسئول تدارکات دارد. نان بخر و
به خانه بیاور. یکی از خصوصیات مسئولان تدارکات این است که در وهله اول
مسئول “نَدارکات” هستند (با خنده). یعنی هرچه از آن‌ها می‌خواهی، ابتدا
می‌گویند نداریم. جایگاه پدر در خانه باید جایگاه اتکاء باشد. باید قیومیت
داشته باشد. جایگاه مادر، تزریق رأفت و صمیمیت است.

خانواده
نباید در دعوت به ارزش‌ها اهل شعار باشد. همان طور که قبلاً گفتم سرپرست
خانواده باید فرهنگ خدامحوری و آخرت‌محوری را با روش‌های جذاب فرهنگ خود
کند. در روایت داریم وقتی خانواده را نماز جمعه بردید، موقع بازگشت برای
آن‌ها خرید کنید؟ زیرا خاطره خوبی برایشان از نماز جمعه باقی بماند. یعنی
تمام مسائل تربیتی تفریحی ما، بر اساس خدامحوری است نه خودمحوری.

یا امام رضا(ع) در روایتی درباره یکی از شیوه‌های جذابیت‌بخشی روز جمعه فرمود: «در هر جمعه براى خانواده خود از میوه و گوشت چیزى تحفه ببرید تا به آمدن روز جمعه شادمان شوند؛
أَطْرِفُوا أَهَالِیَکُمْ‏ فِی کُلِّ جُمُعَهٍ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ
الْفَاکِهَهِ وَ اللَّحْمِ حَتَّى یَفْرَحُوا بِالْجُمُعَه». در واقع در
این چند روایت قلق اصلی را مطرح فرمودند. این مسئله نشان می‌دهد دین اسلام
روحیه تحجّر و خشک‌مذهبی را نمی‌پسندد بلکه باید همواره انعطاف داشت.

نکته
دیگر اینکه همواره کارهای فرزندان‌مان را بزرگ جلوه دهیم. همان طور که ما
دوست داریم دیگران از کار ما تمجید کنند، کودکان و نوجوانان نیاز بسیار
بیشتری به این تعریف و تمجید دارند. مثلاً وقتی فرزندمان کار مثبتی انجام
داد، خطاب به او بگوییم آدمی که نماز می‌خواند اخلاق و رفتارش مهربان و
نظمش خوب است. یعنی در واقع شما آن نماز را برای فرزندت لباس می‌کنی که بر
تن فعالیت‌های مثبت می‌نشیند. او هم به این نتیجه می‌رسد که منشأ تمام
خیرات از نماز است.

همواره
کارهای فرزندان‌مان را بزرگ جلوه دهیم. همان طور که ما دوست داریم دیگران
از کار ما تمجید کنند، کودکان و نوجوانان نیاز بسیار بیشتری به این تعریف و
تمجید دارند. مثلاً وقتی فرزندمان کار مثبتی انجام داد، خطاب به او بگوییم
آدمی که نماز می‌خواند اخلاق و رفتارش مهربان و نظمش خوب است.


 

ای پدر، ای مادر، رابطه خودت با فرزند را استاد و شاگردی نکن

* منظور شما از اینکه نباید محیط خانواده را محیط خشک قرار داد دقیقاً چیست؟

منظور
این است که فرزندان احساس کنند والدین دلسوزی دارند. حال و احوال فرزندان
خود را جویا باشند. با محبت برخورد کنند. مادری را می‌بینیم دم در مدرسه
دخترش می‌رود تا او را به خانه بیاورد. اولین برخورد این مادر چیست؟ سریع
می‌پرسیم چه درسی داشتی و چه نمره‌ای گرفتی. این در حالی است که فرزند شما
از صبح تا شب پاسخگوی سؤالات درسی معلمان بود. حداقل این احتمال را بدهیم
که امروز یکی از معلمانش او را سرزنش کرده باشد. چرا باید او را بازخواست
کنیم؟ چرا محیط خانواده را پادگانی کنیم؟ چه اشکالی دارد که در اولین
برخوردمان او را در آغوش بگیریم و پس از خسته نباشید، بگوییم امروز چقدر
دیر گذشت! دلم برایت خیلی تنگ شده بود.

این
قضیه را زمانی که مشاور یک مدرسه بودم، با مادران دانش‌آموز انجام دادم.
به آن‌ها گفتم پس از اینکه این رفتار را با فرزندان خود کردید، اولین کلامی
که آن‌ها به شمای والدین می‌گویند یادداشت کنید و برایم بیاورید. خدا شاهد
است که ۸۵ درصد فرزندان با تعجب گفته بودند مادر امروز حالت خوبه؟ یعنی
این فرزند، یک برخورد خوش والدین برایش رؤیا شده است و به سختی می‌تواند در
دنیای حقیقی این نوع برخورد را باور کند. به والدین عرض می‌کنم این قدر
رابطه خودتان با فرزندان را استاد و شاگردی نکنید. ای مادر، این قدر از
فرزندت مطالبه‌گر نباش بلکه از او انسانیت بخواه و دورش بگرد. در وهله اول
مادر باش تا فرزند احساس کند مادر دارد و دلش برای مادر بتپد.

به
والدین عرض می‌کنم این قدر رابطه خودتان با فرزندان را استاد و شاگردی
نکنید. ای مادر، این قدر از فرزندت مطالبه‌گر نباش بلکه از او انسانیت
بخواه و دورش بگرد. در وهله اول مادر باش تا فرزند احساس کند مادر دارد و
دلش برای مادر بتپد.

پیامبر(ص) همواره بوسه بر پیشانی فاطمه(س) می‌زد

پیامبر
گرامی اسلام(ص) مقید بود هرگاه از سفر می‌آمد، اولین نفر به حضرت زهرا(س)
سر بزند. وقتی هم ایشان را ملاقات می‌کرد، اولین کارشان، بوسه بر پیشانی
دخترش بود. علاوه بر این مدام به خانه امیرالمؤمنین(ع) سر می‌زد و از حال
دخترش جویا می‌شد. پیامبر(ص) به قدری حضرت زهرا(س) را دوست داشت که تحمل
ناراحتی ایشان را نداشت. مدام جویای حال ایشان بود. حتی در بستر وفاتشان
وقتی نگرانی حضرت زهرا(س) را دید، به ایشان بشارت‌هایی دادند که غم را از
چهره حضرت زهرا(س) حتی به اندازه دقایقی برداشتند.

سخن گفتن محبت­
آمیز و مؤدبانه نقش مؤثری در تربیت فرزندان دارد. با زبان کودکان و در عین
حال مؤدبانه باید با فرزندان برخورد کرد. در حدیث شریف کساء ما این برخورد
را به عیان می‌بینیم. در فرازهایی از این حدیث شریف از زبان حضرت زهرا(س)
می‌خوانیم: «ناگاه فرزندم حسن وارد شد و گفت: ای مادر سلام بر شما. گفتم: سلام بر تو ای روشنی چشم من و میوه دل من
… حسن به طرف عبا روی آورد و گفت: سلام بر شما ای جد بزرگوار ای رسول خدا،
آیا به من اجازه می‏‌دهید که با شما زیر عبا قرار بگیرم؟ (رسول الله)
فرمود: سلام بر تو ای فرزندم و ای صاحب حوض من به تحقیق اجازه دادم… سپس
ابوالحسن علی­ بن ­ابی­‌طالب وارد شد و گفت سلام بر تو ای دختر رسول خدا و
گفتم بر شما سلام‏ باد ای ابوالحسن ای امیرالمؤمنین؛ «… وَ اِذاً
ِبَوَلَدِیَ الْحَسِن قَد اَقْبَلَ وَ قالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا اُمّّاهُ
فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّّه عَیْنی وَ ثَمَرَه فُؤادی… 
فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا
جَدّاهُ یا رَسُولَ اللهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ
الکِساءِ فَقَالَ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدی وَ یا صاحِبَ حَوْضی
قَدْ اَذِنْتُ لَکَ… فَاَقْبَلَ ِعِنْدَ ذلِکَ َابوالحسنِ عَلِیُّ بْنُ
اَبیطالِب وَ قالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا بِنْْتَ رَسُولِ الله فَقُلْتُ وَ
عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَا اْلحَسَنِ وَ یا امیرالمؤمنین.»

رسانه ملی باید برنامه‌های تربیتی برای اصلاح سبک زندگی داشته باشد

*
شما به عنوان مشاوره مذهبی رسانه نیز شناخته می‌شوید. درباره گزاره‌هایی
که تاکنون درباره آسیب‌ها و فرصت‌های خانواده مطرح کردید، رسانه به ویژه
رسانه ملی تا چه حد توانسته به آن‌ها بپردازد؟

در
برنامه‌های تلویزیونی حرف‌های لغو و بیهوده زیاد گفته می‌شود. شما این دو
گزاره را از طنزها و فیلم‌ها حذف کنید، چیزی از آن‌ها باقی نمی‌ماند. ما در
حوزه رسانه نیاز به دلسوز داریم؛ کسی که دلش برای فرهنگ و دین مردم
می‌سوزد. کسی که مانند اهل‌بیت(ع) شادی و تفریح را به مسائل خدایی پیوند
بزند. کسی که شادی را وسیله‌ای برای نهادینه کردن ارزش‌های اخلاقی و انسانی
قرار دهد نه اینکه هدف اصلی را شادی مردم قرار دهد. چنین نگرشی باعث
می‌شود با یک مسئله غیر ارزشی مردم را بخندانند. چرا که در تفکر قرآن و
عترت، خنده به هر طریقی جایز نیست بلکه تفریح سالم وسیله‌ای است برای
نهادینه کردن ارزش‌های دینی.

شما
در کدام سریال تلویزیون دیدید که دعای سفره بخوانند؟ اما شما در فیلم‌های
مسیحیان دعای سفره می‌بینید. ما در کدام سریالمان نشان می‌دهیم که پسر بوسه
بر پای والدین بزند؟ تنها یک فیلم کوتاه آن هم از موبایل در فضای مجازی و
تلویزیون پخش شد، ببینید چه تأثیر داشت! فرزندم وقتی این صحنه را دید، دست و
پای مرا بوسه می‌زد. فرزندم به این باور رسید که اگر دست و پای پدر را
ببوسی و رضایت او را جلب کنی، خداوند به تو لیاقت می‌دهد به قُرب او برسی.
وقتی از این ابزار و تریبون دم دستی نتوانیم استفاده تربیتی بگیریم، پس
رسالت رسانه را باید در چه گزاره‌ای بدانیم؟ آیا به نسبتِ برنامه‌های مفرّح
و مسابقات تلویزیونی توانستیم برنامه‌های تربیتی برای اصلاح سبک زندگی
داشته باشیم؟ بسیاری از خانواده‌هایی اصیل و عاقل از این اوضاع نگرانند.

شما
در کدام سریال تلویزیون دیدید که دعای سفره بخوانند؟ اما شما در فیلم‌های
مسیحیان دعای سفره می‌بینید. ما در کدام سریالمان نشان می‌دهیم که پسر بوسه
بر پای والدین بزند؟

در
آداب سفره می‌خوانیم تا زن نیامده است، شروع به غذا خوردن نکنیم. فرزندان
سر سفره باید ببینند پدر از سهم خودش به مادر می‌بخشد و با العکس. در این
صورت فرزندان با فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی در قبال خانواده آشنا می‌شوند.
کجا می‌بینیم که رسانه این گزاره‌ها را نشان دهد.

بنده
تمام امکانات ساخت یک فیلم را دارا هستم. به اندازه خودم در کارگردانی هم
ورود داشتم. یک نفر فقط باید سرمایه‌گذاری کند، تا یک سریال اسلامی بسازیم.
اگر تأثیر نداشت، حاضرم خیلی از خسارت‌ها را جبران کنم.

در
اصول کافی قسمتی دارد به نام «باب العِشره» که به معنای باب معاشرت است.
چرا با وجود این حجم از روایات اخلاقی و اجتماعی احساس فقر فرهنگی می‌کنیم؟
شما وقتی سر زده به خانه برادر یا خواهرت می‌روی و آن‌ها به دلیل عدم
آمادگی شما را نمی‌پذیرند، ناراحت می‌شوید. در حالی که حق اوست. کلینی در
باب معاشرت احادیثی به این مضمون نقل می‌کند که اگر در خانه مسلمانی رفتی و
او از پذیرای شما معذور بود، بدون ناراحتی برگرد. زیرا هماهنگ نکرده بودی.
این یک نمونه‌اش بود. با وجود این حجم محتوای فرهنگی چرا رسانه به این سمت
حرکت نکند؟ بلکه گاهاً این مسائل را وارونه جلوه می‌دهیم.

منبع:تسنیم

اهل‌‌بیت،حضرت فاطمه را چگونه توصیف کردند؟


بررسی روایات معصومین (ع) درباره حضرت زهرا (س) نشان می‌دهد تعریفی که ما از آن حضرت داریم بسیار متفاوت و غیر قابل مقایسه با تعریف اهل‌بیت (ع) از حضرت زهرا (س) است.

عقیق: اگر کسی از ما دربارۀ حضرت فاطمه زهرا (س)
سؤال کند و ما نیز بخواهیم به معرفی ایشان بپردازیم، معمولاً چنین پاسخ
می‌دهیم که آن حضرت دختر نبّی مکرم اسلام (ص)، همسر امیر‏المؤمنین (ع) و
مادر امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) هستند، اما تعریفی که ما از حضرت
فاطمه(س) داریم بسیار متفاوت و غیر قابل مقایسه با تعریفی است که خود
اهل‌بیت (علیهم‌السلام) از حضرت فاطمه (س) دارند.

امام صادق (ع) دربارۀ علت نامیده شدن حضرت فاطمه(س) به «زهرا»
می‌فرماید: «لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ‏ نُورِ
عَظَمَتِهِ‏، فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضَ
بِنُورِهَا، وَ غَشِیَتْ أَبْصَارَ الْمَلَائِکَهِ، وَ خَرَّتِ
الْمَلَائِکَهُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ، وَ قَالُوا: إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا،
مَا هَذَا النُّورُ؟ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِمْ؛ هَذَا نُورٌ مِنْ
نُورِی‏؛ زیرا خداوند او را از نور عظمت خودش آفرید و هنگامى که نور وجود
فاطمه (س) درخشید، آسمان‌ها و زمین به نورش روشن شده و دیدگان فرشتگان از
شدت نورش بسته شد و تمام ملائکه حقّ تبارک و تعالى را سجده و عرض کردند:
اله و معبود ما! سرور و مولاى ما! این نور چه خصوصیتى دارد که اینقدر تابان
و روشن است؟ خداوند متعال به آنها فرمود: این نور از نور من است».
(بحارالأنوار، ج۴۳، ح۱۶).

این سؤال از امام حسن عسکری (ع) نیز پرسیده شد و حضرت در پاسخ به پرسشی مبنی بر علت نامیده شدن آن حضرت به «زهرا»
فرمود: «کَانَ‏ وَجْهُهَا یَزْهَرُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مِنْ
أَوَّلِ النَّهَارِ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَهِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ
کَالْقَمَرِ الْمُنِیرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ کَالْکَوْکَبِ
الدُّرِّی‏؛ زیرا چهره او براى امیرالمؤمنین(ع) در اول روز مانند آفتاب
روشن و به هنگام زوال مانند ماه درخشان و به هنگام غروب آفتاب مانند ستاره
مى‏‌درخشید».

امام
صادق (ع) در حدیثی دیگر فرمود: «فَاطِمَهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ
نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا؛ فاطمه علیهاالسلام اختری تابناک در میان زنان
دنیاست». (کافی، ج ۱، ص ۱۹۵). آن حضرت در ذیل آیۀ ۳۵ سورۀ نور می‌فرماید:
«اللَّهُ‏ نُورُ السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضِ‏ مَثَلُ‏ نُورِهِ‏ کَمِشْکاهٍ
فَاطِمَهَ ع‏ فِیها مِصْباحٌ‏ الْحَسَنُ‏ الْمِصْباحُ‏ فِی‏ زُجاجَهٍ
الْحُسَیْنُ‏ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ‏ دُرِّیٌ‏ فَاطِمَهُ کَوْکَبٌ
دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا»، «مشکات» فاطمه (س)،‏ «فِیها
مِصْباحٌ» امام حسن (ع)،‏ «الْمِصْباحُ» امام حسین (ع) «و‏ فِی زُجاجَهٍ
الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌ»‏، فاطمه زهرا (س) است که بین زنان
دنیا چون ستاره‏اى درخشان است‏.

بیاییم به یک نکته مهم توجه کنیم:

وقتی
اهل‌بیت (علیهم‌السلام) حضرت فاطمه(س) را اینگونه معرفی می‌کنند، چرا ما
به عنوان محبان و شیعیان آن بزرگواران چنین رفتاری نداشته باشیم؟ چرا تا
وقتی نام ایشان را می‌شنویم، نوری عظیم، وسیع و حجیم را در آسمان‌ها متصوّر
نشویم؟ ایشان نوری عظیم هستند که هجده سال در قالب جسم مادی به دنیا
آمدند، اما اینکه تا نامی از حضرت فاطمه (س) می‌شنویم، فقط یک زندگی خانم
هجده ساله برایمان متصوّر شود، امری پسندیده نیست و حتی این چیزی نیست که
اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به آن تأکید داشته باشند، بلکه تأکید آنان بر بُعد
نورانی آن حضرت (س) است.

منجی‌گرایی حضرت مهدی رفتاری فاطمی


شفاعت حضرت فاطمه (س) از محبان و شیعیان در روز قیامت دارای رابطه عمیقی با منجی‌گرایی حضرت مهدی (عج) است.

عقیق:اگر اندکی به عمق مفهوم فاطمه بودنِ یا
(فاطمیتِ) حضرت زهرا (س) توجه کنیم در می‌یابیم که این یکی از بزرگ‌ترین
محبت‌های خداوندی به بشریت بوده است. در روایتی آمده که پیامبر اکرم (ص)
خطاب به حضرت على (ع) فرمود: آیا می‌دانى چرا دخترم را فاطمه نامیدم؟ حضرت
على (ع)  فرمود: اى رسول خدا، به چه دلیل؟ پیامبر (ص) فرمود: براى اینکه او
و شیعیانش از آتش نگاه داشته شده‏‌اند «ابْنُ بَابَوَیْهِ فِی کِتَابِ
مَوْلِدِ فَاطِمَهَ وَ الْخَرْکُوشِیُّ فِی شَرَفِ النَّبِیِّ وَ ابْنُ
بُطَّهَ فِی الْإِبَانَهِ عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ
(ع) قَالَ النَّبِیُّ (ص) لِعَلِیٍّ هَلْ تَدْرِی لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ
قَالَ عَلِیٌّ لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ یَا رَسُولَ‏ اللَّهِ قَالَ
لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِیَ وَ شِیعَتُهَا مِنَ النَّار». (مناقب آل أبی‌طالب
ع (ابن‌شهرآشوب)، ج ۳، ص ۳۳۰ـ ۳۲۹)

بر
اساس روایتی دیگر، حضرت فاطمه زهرا (س) در قیامت حاضر می‌شوند و همچون مرغی
که دانه را از میان خاک برمی‌چیند، محبان و حتی محّبِ محبانشان را انتخاب و
از عذاب جهنم نجات می‌دهند و به بهشت می‌برند و این یعنی یک رفتار
منجی‌گرایانه از سوی حضرت فاطمه زهرا (س)، بزرگواری که با یک رفتار مادرانه
تمام محبان و شیعیانشان را در آن شرایط پناه می‌دهند. از سوی دیگر، یکی از
عناوینی که دربارۀ امام زمان (عج) بکار رفته تعبیر «منجی» است. به نظر
می‌رسد رابطۀ بسیاری تنگاتنگی میان مفهوم «فاطمه و منجی» وجود دارد، حضرت
فاطمه (س) بین محبان و شیعیانش و عذاب جهنم حائلی می‌سازد و آنان را نجات
می‌دهد و امام زمان (ع) نیز منجی عالم بشریت هستند، پس می‌توان گفت مفهوم
منجی دربارۀ حضرت زهرا (س) با اسم «فاطمه» به کار رفته است، در واقع مفهوم
منجی همان مفهوم «فاطمیت» است، لذا شاید بتوان منجی بودن امام زمان (عج) را
یک رفتار فاطمی دانست.

«فاطمه» نامی است
که از نام «فاطر» خداوند عزّوجل گرفته شده است. رسول گرامی اسلام (ص) در
حدیثی این مطلب را به دختر خود چنین خبر می‌دهد: قَالَ النَّبِیُّ (ص)
لِفَاطِمَهَ: شَقَّ اللَّهُ لَکِ یَا فَاطِمَهُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ
فَهُوَ الْفَاطِرُ وَ أَنْتِ فَاطِمَهُ؛ پیامبر اکرم (ص) به حضرت فاطمه (س)
فرمود: خداوند براى تو نامى که از نامهاى خود مشتق شده؛ قرار داده است
زیرا نام او فاطر است و تو فاطمه هستی. (بحارالأنوار، ج ۴۳، صفحه ۱۵ ـ
زندگانى حضرت زهرا علیها‌السلام، ص ۱۵۳)

منبع:تسنیم

در مقابل برنامه دشمن علیه خانواده بایستید/ کار شما مداحان اهل‌بیت در حرکت عظیم ملت ایران تاثیر عمیق خواهد داشت + تصاویر


این همه مداح و ذاکر اهل‌بیت یک ذخیره و موجودی ارزشمند است. اگر این ذخیره باطل و بی‌اثر بماند ظلم شده، اگر این سرمایه را نداشتیم، مسئولیتمان به این سنگینی نبود. اما این سرمایه هست و برای انقلاب و اسلام و سیدالشهدا و فاطمه زهرا است. از این سرمایه باید در راه اهداف حسینی و فاطمی استفاده شود.

عقیق: در خجسته سالروز ولادت ام‌الائمه حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها، جمعی از مداحان و ذاکران اهل‌بیت علیهم‌السلام از سراسر کشور صبح امروز (سه شنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

در این دیدار تعدادی از مداحان اهل بیت(ع) به مدح و ثنای خاندان عصمت و طهارت پرداختند.
در ادامه بخش هایی از بیانات رهبر معظم انقلاب را بخوانید:
این همه مداح و ذاکر اهل‌بیت یک ذخیره و موجودی ارزشمند است. اگر این ذخیره باطل و بی‌اثر بماند ظلم شده، اگر این سرمایه را نداشتیم، مسئولیتمان به این سنگینی نبود. اما این سرمایه هست و برای انقلاب و اسلام و سیدالشهدا و فاطمه زهرا است. از این سرمایه باید در راه اهداف حسینی و فاطمی استفاده شود.
آن چیزی که امروز پیش پای ملت ماست، تبیین معارف انقلاب اسلامی است. این کار از شما [مداحان] برمی‌آید.
بارها گفتم، گاهی یک قصیده، یک غزل و یک بیت ِشما به قدر یک سخنرانی می‌تواند در مخاطبتان اثر بگذارد.
شعر با مضمون اسلامی و قرآنی و -به بیان شما- فاطمی و حسینی بخوانید.
 اهداف انقلاب را با فکر روشن در شعر بگنجانید و آن را با صدا و لحن خوش در جلسه القا کنید. این کار در حرکت عظیم ملت ایران تاثیر عمیقی خواهد داشت.

 دشمنان حقیقت و دین خدا، تازه به وجود نیامده‌اند و از آغاز، حضور و صف‌آرایی داشتند. امروز هم، همان صف‌آرایی هست و بعد از این هم خواهد بود. امروز شما در همان صفی هستید که ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر اسلام(ص) در آن قرار داشتند. اگر صف خود را نشناسیم دچار اشتباه میشویم.
 امروز هم پرچمی که در آسیا، اروپا و آمریکا و هر نقطه عالم در مقابل انقلاب اسلامی ایستاده، همان پرچمی است که در مقابل ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر اسلام(ص)  قرار گرفته بود.

دشمنان نابود شدند و پیامبران زنده‌اند. علت زنده ماندن راه پیامبران این است که خدا به آنان فرمود إِنَّنِی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَرى‌ نترسید واهمه نکنید و دچار اشتباه نشوید. خدا باشماست.
 هرکس به این وعده‌ی الهی باور ندارد، به این #۴۰سال نگاه کند که دشمنان ما که مرکز قدرت دنیای مادی بودند، با همه‌ی وجود در مقابل این انقلاب ایستادند و هرکار توانستند کردند.
 بعد از ۴۰ سال آنها ضعیف‌تر از روز اولند و ما قوی‌تریم. این نشان میدهد خدای متعال با ماست؛ اما یک شرط دارد که با خدا باشید. ان تنصرالله ینصرکم. این درس را امام خمینی(ره) به ما داد. میگفت با خدا باشید و خودش با خدا بود.
از افتخار مداحی اهل بیت به بهترین وجه استفاده کنید و مردم را به سمت اهداف انقلاب و به سمت ایجاد دنیای مومن و سالم و امن و امان هدایت کنید؛ دنیایی که به معنای واقعی مزرعه آخرت باشد؛ هم رفاه مادی، هم شوکت بین‌المللی و هم بهجت معنوی. ما دنبال این هستیم و هرکدام وظیفه‌ای داریم.
 در این برهه به‌خصوص روی مسئله #خانواده تأکید کنید. دشمن بشریت تصمیم گرفته خانواده را از بین ببرد. از صد سال پیش تصمیم گرفتند خانواده را از بین ببرند؛ این ازدواج‌های سخت و دیرهنگام و فرزندآوری کم، این ازدواج به تعبیر زشتشان سفید که سیاه و غلط است و از بین بردن حیا و عفت از برنامه‌های دشمن است.
شما مقابله با این‌ها را وظیفه خود قرار دهید. به ترویج طهارت و پاکیزگی #جوانان کشور همت بگمارید که از بهترین کارها برای حفظ انقلاب و نظام اسلامی است.

1 145 146 147 148 149 154