کدام پیامبر مهمان امام صادق شد؟


عقیق:امام جعفر صادق (ع) امام ششم شیعیان و رئیس مکتب شیعه دارای فضائل و ویژگی‌های منحصر است و جایگاه مهمی در گسترش دین مبین اسلام دارد؛ بر همین اساس گزیده‌ای ازحکمت‌های پند آموز ایشان گردآوری شده است که در این گزارش به آن می‌پردازیم.

شفاعت ما به کسى که نماز خود را سبک بشمارد نخواهد رسید

ابو بصیر گفت: خدمت ام حمیده رسیدم که به خاطر شهادت امام صادق (ع) به او تسلیت بگویم، شروع به گریه کرد، من نیز از گریه او اشکم جارى شد. گفت: اگر امام (ع) را در هنگام شهادت ‏می دیدی، چیز عجیبى را مشاهده می‌کردى، گفت: امام صادق چشم باز کرد و فرمود: بگویید هر کس با من نسبت خویشاوندى دارد، بیاید. همه را جمع کردیم، نگاهى به آن‌ها نموده و فرمود: شفاعت ما به کسى که نماز خود را سبک بشمارد نخواهد رسید

مرثیه شاعر و اهمیت گریه

بر اساس حکایتی از اصحاب نزدیک امام جعفر صادق (ع) به نام زید شحام؛ روزى به همراه عده اى در محضر پربرکت امام جعفر صادق (ع) بودیم، یکى از شعراء به نام جعفر بن عفان وارد شد و امام (ع) او را نزد خود فرا خواند و کنار خود نشاند و فرمود: اى جعفر! شنیده ام که درباره جدم، امام حسین (ع) شعر گفته اى؟
جعفر شاعر پاسخ داد: بلى، فدایت گردم.
امام (ع) فرمود: چند بیتى از آن اشعار را برایم بخوان.
همین که جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسین (ع) شد، امام صادق (ع) به قدرى گریست که تمام محاسن شریفش خیس ‍ شد و تمام اهل منزل نیز گریه اى بسیار کردند.
سپس امام صادق (ع) فرمود: به خدا قسم، ملائکه مقرب الهى در این مجلس ‍ حضور دارند و همانند ما مرثیه جدم امام حسین (ع) را مى شنوند و بر مصیبت آن بزگوار مى‌گریند..
آن گاه خطاب به جعفر بن عفان فرمود: خداوند تو را به جهت آن که بر مصائب حسین (ع) مرثیه سرایى مى کنى اهل بهشت قرار داد و گناهان تو را نیز مورد مغفرت و آمرزش خود قرار داد.
بعد از آن، امام (ع) فرمود: آیا مایل هستى بیش از این درباره فضیلت مرثیه خوانى و گریه براى جدم، امام حسین (ع)، برایت بگویم؟
جعفر بن عفان شاعر گفت: بلى، اى سرورم
امام (ع) فرمود: هرکس درباره امام حسین (ع) شعرى بگوید و بگرید و دیگران را نیز بگریاند، خداوند او را مى آمرزد و اهل بهشت قرارش ‍ مى‌دهد.

 

هر کس سر سفره‏اى بنشیند که شراب در آن خورده مى‏شود، ملعون است

هارون بن جهم می‌گوید: وقتی امام صادق (ع) به حیره نزد منصور دوانیقى آمده بود، در خدمت امام (ع) بودیم. یکى از سرهنگان بچه‏‌اش را ختنه ‏کرد، غذایی فراهم کرده و مردم را دعوت کرده بود، امام صادق (ع) نیز بین دعوت شدگان حضور داشت. بر سر سفره هنگامی که میهمانان مشغول خوردن غذا بودند، یک نفر از آن‌ها آب خواست. قدحى که شراب داشت آوردند، همین که قدح به دست آن مرد رسید، امام صادق (ع) از جا برخاست. پرسیدند: آقا چرا بلند شدید؟ فرمود: پیامبر (ص) فرمود:‏ هر کس سر سفره‏اى بنشیند که شراب در آن سفره خورده مى‌‏شود؛ ملعون است.

 

آمرزش گناه دوست و مخالف

مرحوم راوندى در کتاب خرایج و جرائح خود آورده است؛ امام محمد باقر (ع) به همراه فرزندش امام جعفر صادق (ع) برای انجام مراسم حج وارد مکه مکرمه شدند؛ در مسجدالحرام نزدیک کعبه الهى نشسته بودند که شخصى وارد شد و اظهار داشت: سوالى دارم؟

امام باقر (ع) فرمود: از فرزندم، جعفر سو ال کن

آن مرد خطاب به حضرت صادق علیه السلام کرد و گفت: سوالى دارم؟

امام جعفر صادق (ع) فرمود: آنچه مى خواهى سو ال کن

آن مرد گفت: تکلیف کسى که گناهى بزرگ مرتکب شده است، چیست؟

امام صادق (ع) فرمود: آیا در ماه مبارک رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است؟

گفت: گناهى بزرگ‌تر انجام داده است.

امام (ع) فرمود: آیا در ماه مبارک رمضان زنا کرده است؟

آن مرد اظهار کرد: یاابن رسول اللّه! گناهى بزرگ‌تر از آن را مرتکب شده است.

امام (ع) فرمود: آیا شخص بى گناهى را کشته است؟

گفت: از آن هم بزرگ‌تر

پس از آن صادق آل محمد (ص) فرمود: چنانچه آن از شیعیان و دوستداران امیرالمو منین امام علی (ع) باشد، باید به زیارت کعبه الهى برود و توبه کند و سپس قسم یاد کند که دیگر مرتکب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفین و معاندین باشد راه پذیرش توبه براى او نیست.

آن مرد گفت: خداوند، شما فرزندان فاطمه زهرا (ع) را مورد رحمت خویش قرار دهد، من این چنین جوابى را از رسول خدا (ص) نیز شنیده ام.

بعد از آن، از محضر مقدس آن بزرگواران خداحافظى کرد و رفت.

امام محمد باقر (ع) به فرزندش فرمود: همانا این شخص، حضرت خضر (ع) بود، که خواست تو را به مردم معرّفى کند.

عدالت در علاقه و محببت زنان

روزى ابن ابى العوجاء از هشام بن حکم که هر دو از شاگردان امام جعفر صادق (ع) هستند، پرسید: آیا خداوند متعال حکیم و به همه امور و مسائل دانا است؟

پاسخ داد: آرى، او حکیم‌ترین و داناترین حکیمان و عالمان است.

پرسید: آیه قرآن که مى فرماید: آنچه از زنان مورد علاقه شما قرار گیرد مى توانید تا با چهار زن ازدواج کنید و اگر نتوانستید بین آن‌ها عدالت برقرار کنید، به یک نفر اکتفا کنید، آیا ضرورى و حتمى است؟

هشام گفت: بلى، سپس پرسید: پس این آیه قرآن که مى فرماید: هرگز نخواهید توانست بین زنان به عدالت رفتار کنید، آیا با آیه قبل منافات ندارد؟

اگر خداوند، حکیم است؛ پس چرا دو سخن مخالف و ضد یکدیگر در یک موضوع ایراد مى فرماید؟

هشام از دادن پاسخ صحیح ساکت ماند و سریع به سمت منزل امام صادق (ع) حرکت کرد و، چون به مدینه رسید و در حضورامام (ع) حاضر شد، ایشان فرمود: چه عجب، الان که موقع حج نیست، چطور این جا آمده اى؟!

هشام گفت: به جهت یک مشکل علمى که ابن ابى العوجاء از من سو ال کرد و نتوانستم جواب آن را بگویم، به حضور شما آمدم و سپس داستان را به طور مشروح براى حضرت تعریف کرد.

امام (ع) فرمود: در رابطه با آیه اول، مقصود مصارف و مخارج زن است یعنى اگر امکانات مالى برایتان فراهم بود و مایل بودید، مى توانید تا با چهار زن ازدواج کنید؛ وگرنه بیش از یکى حق ندارید

و اما نسبت به دومین آیه قرآن، مقصود علاقه و محبت است، که امکان ندارد مردى نسبت به تمام همسران خود یک نوع ابراز علاقه و محببت داشته باشد.

بنابراین در این مورد، رعایت عدالت امکان ندارد، برخلاف آیه اول که امکان عدالت هست و مى توان براى هر کدام یک نوع لباس، منزل، خوراک و… تهیه و در اختیار آن‌ها قرار داد.

بعد از آن هشام از امام صادق (ع) خداحافظى کرد و، چون نزد ابن ابى العوجاء آمد و جواب امام (ع) را بازگو کرد، ابن ابى العوجاء گفت: به خدا قسم! این جواب از خودت نیست.

اهمیت دیدار خویشاوندان

روزى منصور دوانیقى امام صادق (ع) را به دربار خود احضار کرد، هنگامى که امام (ع) وارد شد، کنار منصور که برایش محلى در نظر گرفته شده بود، نشست.

پس از آن، منصور دستور داد تا فرزندش مهدى را بیاورند و، چون آمدن مهدى مقدارى به تاخیر افتاد، منصور با تهدید گفت: چرا مهدى نیامد؟
اطرافیان در پاسخ گفتند: همین الا ن خواهد آمد.

هنگامى که مهدى وارد مجلس شد، خود را آراسته و خوشبو کرده بود؛ منصور خطاب به امام صادق (ع) گفت:یا ابن رسول اللّه! حدیثى را پیرامون دیدار و رسیدگى به خویشان برایم گفته اى، دوست دارم آن حدیث را تکرار فرمائى تا فرزندم، مهدى نیز بشنود.

امام صادق (ع) فرمود: امیرالمومنین علی (ع) به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: چنانچه مردى با یکى از خویشان خود صله رحم را به بیاورد و از عمرش سه سال بیشتر باقى نباشد، خداوند متعال آن را به مدّت سى سال طولانى مى نماید و اگر قطع صله رحم کرد و سى سال از عمرش باقى بود، خداوند آن را سه سال مى گرداند.

منصور گفت: این حدیث خوب بود؛ ولى قصد من آن نبود، امام صادق (ع) فرمود: بلى، پدرم از امیرالمومنین علی (ع) و او از رسول خدا (ص) روایت نمود: صله رحم سبب عمران و آبادى خانه و زندگى است؛ و نیز موجب افزایش عمر خواهد بود، گرچه از خوبان نباشد.

منصور گفت: این خوب بود، ولى منظورم حدیث دیگرى است.

امام جعفر صادق (ع) فرمود: پدرم باقرالعلوم (ع) از پدرش زین العابدین (ع) و او از پدرش سیدالشهداء (ع)، از امیرالمومنین علی (ع) و او از رسول خدا (ص) حدیثى را نقل کرده است، که فرمود: صله رحم بازخواست شب اول قبر و محاسبات قیامت را آسان مى کند؛ و دل مرده را با از بین بردن کینه‌ها و حسادت‌ها و ناراحتى‌ها زنده و شاداب مى کند.

در این هنگام منصور گفت: آرى، منظورم همین حدیث بود.

فضیلت میهمان بر میزبان

بر اساس حکایتی از محمد بن قیس؛ روزى در محضر مبارک امام جعفر صادق (ع) نام گروهى از مسلمانان به میان آمد و من گفتم: سوگند به خدا، من شب‌ها شام نمى خورم، مگر آن که دو یا سه نفر از این افراد با من باشند و من آن‌ها را دعوت مى کنم و مى آیند در منزل ما غذا مى‌خورند.

امام صادق (ع) به من خطاب کرد و فرمود: فضیلت آن‌ها بر تو بیشتر از فضیلتى است که تو بر آن‌ها دارى.

اظهار داشتم: فدایت شوم، چنین چیزى چطور ممکن است؟! در حالى که من و خانواده ام خدمتگذار و میزبان آن‌ها هستیم و من از مال خودم به آن‌ها غذا مى دهم و پذیرایى و انفاق مى کنم!

امام صادق (ع) فرمود: چون هنگامى که آن‌ها بر تو وارد مى شوند؛ از جانب خداوند همراه با رزق و روزى فراوان میهمان تو مى شوند و زمانى که خواستند بیرون بروند، براى تو رحمت و آمرزش به جا خواهند گذاشت.

 

گناه بى اعتنائى سواره

بر اساس روایات؛ در یکى از سال‌ها امام صادق (ع) به همراه بعضى از اصحاب و دوستان خود، براى انجام مناسک حج خانه خدا، به سوى مکه معظّمه حرکت کردند.

در مسیر راه، برای استراحت در محلى فرود آمدند، آن گاه امام (ع) به بعضى از افراد حاضر فرمود: چرا شما ما را سبک و بى ارزش ‍ مى کنید؟

یکى از افراد که از اهالى خراسان بود و در آن مجلس حضور داشت از جا برخاست و گفت: یاابن رسول اللّه! به خداوند پناه مى بریم از این که خواسته باشیم به شما بى اعتنایى و توهینى کرده و یا دستورات شما را عمل نکرده باشیم.

امام صادق (ع) فرمود: چرا تو خودت یکى از آن اشخاص ‍ هستى.

آن شخص گفت: پناه به خدا، من هیچ جسارت و توهینى نکرده ام.

امام (ع) فرمود: واى بر حالت، در بین راه که مى آمدى در نزدیکى جحفه، تو با آن شخصى که مى‌گفت: مرا سوار کنید و با خود ببرید، چه کردى؟
و سپس امام (ع) افزود: سوگند به خدا، تو براى خود کسر شان دانستى و حتى سر خود را بالا نکردى و او را سبک شمردى و با حالت بى اعتنایى از کنار او رد شدى؛ و سپس امام (ع) در ادامه فرمایش خود افزود: هرکس به یک فرد مومن بى اعتنایى و بى حرمتى کند؛ در حقیقت نسبت به ما بى اعتنایى کرده است و حرمت و حق خدا را ضایع کرده است.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

مالکان دوازده هزار جهان آفرینش چه کسانی هستند؟!


عقیق:خداوند متعال برای بندگانش بهترین ها را برگزیده و نعمات زیادی به آنها بخشیده است ؛ دین مبین اسلام چراغی برای روشنایی راه مسلمانان است که در این راه برگزیدکان الهی ؛ پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) علاوه بر قرآن کریم ، سخنان گوهرباری را برای امت خود به یادگار گذاشته اند که سرچشمه نور ، علم و دانش معبودیت و بندگی به وضوح در آن دیده می شود و بهترین راهنما برای مسلمانان و جهانیان برای انتخاب راه درست است.

در این گزارش به گزیده ای از احادیث امام جعفر صادق (ع) می پردازیم.

بر اساس بسیاری از روایات امام جعفر صادق (ع) به خاطر جایگاه و شرایط خاصی که داشتند از میان امامان معصوم(ع) صاحب بیشترین حدیث است.

امام صادق (ع) می فرماید : همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفریده است که هر یک از آنها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر است; من  و دیگر ائمه دوازده گانه از طرف خداوند بر همه آن ها حجت و راهنما هستیم.

دانشمندان در قیامت چه کسانی هستند؟

امام جعفر صاق (ع) در خصوص حضور دانشمندان در قیامت ، فرموده اند : هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کندو به آن ها عمل کند خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

برابری صبر با فضیلت هزار شهید

امام جعفرصادق (ع) در خصوص پاداش خداوند برای صبر فرموده اند: هر مومنی به بلایی گرفتار شود و صبر کند، اجر هزار شهید برای اوست.

ثواب خواستن مغفرت برای مومن 

امام صادق (ع) می فرماید: هرکس که در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مومن خود که از دنیا رفته اند دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

دوستی خدا 

امام جعفر صادق (ع) می فرمایند:هر که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمن دارد و برای خدا عطاء کند، از کسانی است که ایمانش کامل است؛چنان از خدا بترس که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند؛ هر که گناهی را برای خدا و ترس از او ترک کند خدا او را در روز قیامت خشنود گرداند؛خداوند متعال فرموده است: بنده من با چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من دوستی نکند؛عبادت کنندگان سه دسته اند: گروهی خدای متعال را از ترس عبادت کنند و این عبادت بردگان است، گروهی خدای متعال را به طمع ثواب عبادت کنند و این عبادت مزدوران است. دسته ای خدای متعال را برای دوستیش عبادت کنند و این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است؛چون خدای تعالی بنده ای را دوست دارد و او عمل کوچکی انجام دهد، خدا او را پاداش بزرگ دهد؛سه چیز از علامات مومن است: شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا.

عقل و دانش

سلیمان دیلمی می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است، امام (ع) فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمی دانم. امام (ع) فرمود: پاداش به اندازه عقل است؛شخصی از امام صادق – علیه السلام – پرسید عقل چیست؟ فرمود: چیزی است که به وسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید. آن شخص گوید: گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگ است، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد، ولی عقل نیست؛ ابن سنان گوید به امام صادق (ع)عرض کردم: مردی هست عاقل که گرفتار وسواس در وضو و نماز است، امام (ع) فرمود: چه عقلی که فرمانبری شیطان می کند؟ گفتم: چگونه فرمان شیطان می برد؟ امام (ع) فرمود: از او بپرس وسوسه ای که به او دست می دهد از چیست؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شیطان است.

امام صادق (ع) می فرماید: عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست؛ پیامبر خدا (ص ) فرموده است: ما گروه پیامبران ماموریم که با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوییم؛ پیامبر خدا فرموده است: ای علی هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست؛امام جعفر صادق (ع): میان ایمان و کفر فاصله ای جز کم عقلی نیست. عرض شد: چگونه ای پسر پیغمبر؟ فرمود: بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق می شود، در صورتی که اگر با خلوص نیت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزدیکتر از آن وقت به او رسد؛چون خدا خیر بنده ای خواهد، او را در دین دانشمند کند؛ کسب دانش واجب است.

روابط اجتماعی

امام جعفر صادق (ع) می فرماید: از دو مسلمان که به هم برخورد می کند آن که دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است؛ هر کسی که برای خدا از برادرش دیدن کند، خدای متعال فرماید: مرا دیدن کردی و ثوابت بر من است و به ثوابی جز بهشت برایت خرسند نیستم؛با یکدیگر مصافحه کنید، زیرا مصافحه کینه را می برد؛شیعیان ما با یکدیگر مهربانند، چون تنها باشند خدا را یاد کنند؛از جمله دوست داشتنی ترین اعمال نزد خدای متعال شادی رسانیدن به مؤمن است و سیر کردن او از گرسنگی، یا رفع گرفتاری او یا پرداخت بدهیش.

فضیلت سلام و دست دادن

امام جعفر صادق (ع) می فرماید: یک نفر که از میان جمعى سلام کند، از همه کافى است و یکى هم که از جمعى جواب گوید، کفایت کند؛ سلام، مستحب است و جواب سلام، واجب؛هرکه پیش از سلام، آغاز سخن کند، جوابش نگویید؛به‌هم دست بدهید که کینه را می‌برد.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

دعایی که با خواندنش خیلی زود حاجت روا می‌شوید!


عقیق:ادعیه نورانی و فراوانی وجود دارد که در روایات بر قرائت آن ها تاکید شده است. یکی از این ادعیه نورانی  دعای عشرات  است که امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد به بررسی و فضائل آن بپردازد.

گذری بر دعای عشرات 

دعای عشرات از دعا‌های معتبری است که در بیشتر کتاب‌های  شیعه آمده و در روایات درباره آن ذر شده که این دعا را امام علی (ع) به امام حسین (ع) آموخته است.

دعای عشرات دربردارنده مضامین اخلاقی و اعتقادی مانند اقرار به وحدانیت خدا، نبوت رسول اکرم (ص) و امامت حضرت علی (ع) است.

دعای عشرات را سید بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع از شیخ طوسی و شیخ طوسی از احمد بن محمد بن سعید بن عقده از علی بن حسن بن علی بن فضال از ثعلبه بن میمون از صالح بن فیض از ابن مریم از عبدالله بن عطا نقل کرده است؛ که می‌گوید امام محمد باقر (ع) از پدرش حضرت علی بن الحسین (ع) و او از پدرش امام حسین (ع) نقل کرده  و می فرمایند: «امیرالمومنین (ع) این دعا را به من آموخت.»

علامه مجلسی در بحارالانوار، دعای عشرات را از جمال الاسبوع سید بن طاووس و در جای دیگراز مهج الدعوات با سند دیگری از امام صادق (ع) از امیرالمومنین (ع) نقل کرده است. کفعمی در بلدالامین به نقل از شیخ طوسی و در مصباح با نقل دیگر و شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان به نقل از شیخ طوسی نقل کرده است.

بهترین زمان قرائت دعای عشرات

دعای عشرات از دعاهاى بسیار معتبر است که نسخه‏ هاى متفاوتی از آن وجود دارد.

آنچه در کتاب مصباح المتهجّد شیخ‏ طوسى نقل شده این است که خواندن آن در هر صبح و شام مستحب است و بهترین وقت براى خواندن آن بعد از عصر جمعه است.

فضائل قرائت دعای عشرات

امام صادق (ع) فرمودند: نزد ما حرز‌هایی است که آن را مخفی نگه داشته ایم و به دیگران نمی‌ آموزیم. بر پدرم شهادت که او از پدرش و از جدش مرا آگاه ساخته که حضرت علی (ع)فرمودند: «اگر هر بامداد و شامگاهان دعای عشرات را بخوانی هزار هزار فرشته به آن کار وا داشته اند که هر فرشته از نظر سرعت در نوشتن نیروی هزار هزار نویسنده خواهند بخشید و هزار هزار فرشته برای طلب آمرزشت نماینده خواهند شد به هر فرشته آمرزش کننده‌ای نیروی هزار هزار گوینده در سرعت گفتار خواهند بخشید.»

«و در دارالسلام برای تو هزار منزل در صد کاخ می‌سازند که کاخ آن همسایه دارالسلام باشد و برای تو در بهشت هزار منزل در صد کاخ در همسایگی بهشت می‌سازند و در بهشت جاوید هزار هزار شهر می‌سازند و در قبرت نوشته‌ای همراه تو خواهدبود.»

می‌گوید: «این منم چیزی برای تو از گریه وزاری و ترس و لغزش از صراط مستقیم و عذاب جهنم وجود نخواهد داشت.

هر آنچه بخواهی و انچه دوست داری در ان روز بدست می‌اوری.

روز تو تمام نمی‌شود مگر این که خواسته تو برآورده شود وهر چه و هر کجا باشد. به جز شهادت نمی‌میری و سراسر زندگیت خوشبخت خواهی بود و هرگز به تهیدستی و دیوانگی و پریشانی مبتلا نخواهی شد.

برای تو در هر روز به اندازه سنگینی هر نفس هزار هزار حسنه می نویسند و هزار هزار بدی را محو می‌کنند و هزار هزار رتبه را بالا می‌برند و آسمان و زمین برای تو آمرزش می‌خواهند تا این که در برابر خدا وند عزوجل بایستی وبرای هر شخصی هر حاجتی بخواهی ادا شود و هر حاجتی برای خود و دیگران تا پایان زندگی جهان و اخرت ادا می‌شود.

 

مضامین دعای عشرات

دعای عشرات با تنزیه، حمد، اقرار به وحدانیت و بزرگی خدا و ذکر حوقله شروع می‌شود. با تنزیه خداوند به عبارت‌های مختلف ادامه می‌یابد. سپس بر رسولان الهی درود می‌فرستد و حمد و سپاس نثار خداوندی می‌کند که پروردگار جهانیان است و بار دیگر خداوند تنزیه می‌شود.

در فراز بعد نعمت، خیر، برکت و عافیت خداوند یاد می‌شود و بر پیامبر (ص) و خاندان او درود فرستاده و از خدا درخواست می‌کند تا «نعمت و خیر و برکات و سلامتی را بر من، با نجات از آتش دوزخ تمام کن» و از خداوند می‌خواهد تا «شکرگزاری و سلامتی و فضل‏ و کرامت خود را همواره تا زمانی که زنده هستم روزی‏‌ام فرما.»

در ادامه، خداوند را با عبارات مختلفی شکر می‌گوید مثل؛ «و تو را سپاس به میزان وزن آب‌های دریا، و تو را سپاس به شماره برگ‏ درختان، و تو را سپاس به عدد آنچه روی زمین است، و تو را سپاس به تعداد آنچه کتابت برشمرده و تو را سپاس به عدد آنچه دانشت آن را فراگرفته، و تو را سپاس به شماره آدمیان و پریان و حشرات و پرندگان‏ و چهارپایان و درندگان.» و در پایان جملاتی آمده است که ده بار باید گفته شود که این جملات دلالت بر وحدانیت، زنده بودن و قدرت خداوند دارد.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

شیعه واقعی مدنظر امام صادق


عقیق:25 شوال سالروز شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) است که حوزه نیوز در قالب «خوشه ای از شجره طیبه معصوم» بخشی از سخنان این امام همام را تقدیم حضور شما می کند.

 

شيعه از منظر امام صادق (عليه السلام)

يَا ابْنَ جُنْدَبْ اِنَّما شيعَتُنا يُعْرَفونَ بِخِصال شَتّى بالسَّخاءِ و البَذْلِ لِلاِخوانِ و بِاَنْ يُصَلّوا الْخَمْسينَ لَيْلا و نَهاراً. شيعَتُنا لا يَهِرُّونَ هَريرَ الْكَلْبِ و لا يَطْمَعونَ طَمَعَ الْغُرابِ و لايُجاوِرونَ لَنا عَدُوّاً و لايَسْأَلونَ لنا مُبْغِضاً وَ لَوْ ماتُوا جُوعاً. شيعَتُنا لايَأْكُلونَ الْجِرّيَّ و لايَمْسَحونَ عَلَى الْخُفَّيْنِ و يُحافِظونَ عَلَى الزَّوالِ و لايَشْرَبونَ مُسْكِراً. قُلْتُ جُعِلْتُ فِداكَ فَأَيْنَ أَطْلُبُهُمْ قال (عليه السلام) عَلى رُؤُسِ الجِبالِ و اَطرافِ المُدُن و اِذا دَخَلْتَ مدينةً فَسَلْ عَمَّنْ لايُجاوِرُهُمْ و لايُجاوِرونَهُ فذلِكَ مُؤمنٌ كما قال اللّهُ «وَ جاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدينَةِ رَجُلٌ يَسْعى…»(1) و اللّهِ لَقَدْ كان حَبيبُ النَّجارِ وَحْدَهُ.

 

تفاوت شيعه و مُحب

شيعيان واقعى داراى ويژگى‌هاى خاصى هستند و به وسيله همان صفات و نشانه‌ها نيز شناخته مى‌شوند. صِرف داشتن محبت اهل بيت(عليهم السلام) براى شيعه بودن كافى نيست؛ زيرا بسيارند كسانى كه ادعاى محبت اهل بيت(عليهم السلام) دارند، اما شيعه واقعى نيستند.

براى شيعه واقعى بودن بايد دقيقاً با پيروى از ائمه اطهار(عليهم السلام) ، آنان را در گفتار، رفتار، عبادت و… الگو و سرمشق خود قرار دهيم و متمسك به سيره عملى آنان باشيم. كلمه «شيعه» در قرآن هم آمده است.

قرآن كريم پس از بيان داستان حضرت نوح (عليه السلام) مى‌فرمايد: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لاَِبْراهِيمَ ؛(2) و بى گمان ابراهيم (عليه السلام) از پيروان او [نوح(عليه السلام)] است ؛ يعنى حضرت ابراهيم(عليه السلام) درست همان راهى را مى‌پيمود كه حضرت نوح(عليه السلام) پيموده بود.

 

بنابراين محبت اهل بيت(عليهم السلام) غير از شيعه واقعى بودن است و بايد اين دو مقوله را از يكديگر تفكيك كرد.

 

براى روشن تر شدن موضوع، روايتى را در اين زمينه نقل مى‌كنيم:

پس از اين كه مسأله ولايت عهدى امام رضا (عليه السلام) ، مطرح گرديد و آن حضرت به مَروْ تشريف فرما شدند، مردم دسته دسته براى عرض تبريك خدمت ايشان شرفياب مى‌شدند؛ زيرا در نظر مردم اين پيش آمد پيروزى بزرگى براى اهل بيت(عليهم السلام) به حساب مى‌آمد.

مدتى پس از استقرار امام(عليه السلام) در مَروْ، دسته‌اى از شيعيان براى زيارت آن حضرت به محضر ايشان شرفياب شدند. دربان و خدمت كار حضرت از آنان سؤال كرد: شما كيستيد و چه مى‌خواهيد؟ گفتند: ما جمعى از شيعيان امام هستيم و تقاضاى شرفيابى حضور امام را داريم. دربان گفت: منتظر باشيد تا من اجازه بگيرم، سپس خدمت حضرت آمد و عرض كرد: جمعى آمده‌اند و مى‌گويند ما از شيعيان شما هستيم و مى‌خواهيم شما را زيارت كنيم. حضرت اجازه نفرمودند. دربان، پاسخ حضرت را به آنان گفت. آنان رفتند و روز دوم آمدند و همان درخواست را مطرح كردند. باز هم حضرت اجازه ملاقات به آنان ندادند. براى روز سوم آمدند و مجدداً همان تقاضا را تكرار كردند. اين بار نيز حضرت اجازه نفرموند. آنان بسيار متأثر شدند و فهميدند تعمدى در كار است كه حضرت اجازه نمى‌فرمايند. بعضى از آنان با گريه و زارى از دربان خواستند تا از حضرت سؤال كند گناهشان چيست كه اجازه ملاقات نمى‌دهند. دربان مطلب را خدمت امام عرض كرد. حضرت فرمودند: چه گناهى بالاتر از اين كه آنان دروغ مى‌گويند، آنان مى‌گويند ما شيعه هستيم در حالى كه صفات شيعه در آنان نيست؛ شيعيان واقعى امثال سلمان و ابوذر هستند. دربان برگشت و فرمايش حضرت را به آنان گفت. آنان گفتند: ما واقعاً شيعه هستيم و امام را دوست داريم، ما دروغ نمى‌گوييم. حضرت به دربان فرمودند: به آنان بگو شما از دوست داران و محبان ما هستيد، اما از شيعيان ما نيستيد. آنان گفتند: آرى، ما اهل بيت(عليهم السلام) را دوست داريم و از دوست داران امام(عليهم السلام) هستيم. حضرت فرمودند: حالا راست گفتند، مى‌توانند وارد شوند.

 

شايد اگر ما جاى آنان بوديم و سه مرتبه درِ خانه امام مى‌رفتيم و اجازه حضور نمى‌يافتيم، خسته مى‌شديم و بر مى گشتيم، ولى آنان چون عاشق بودند، ايستادند و استقامت كردند تا سرّ مطلب را دريابند. حضرت به اين وسيله آنان را تربيت كردند و به آنان فهماندند كه صِرف داشتن محبت اهل بيت(عليهم السلام) كافى نيست، بلكه محبت اهل بيت(عليهم السلام) قدم اول است و نبايد به آن اكتفا كرد؛ مراتبى كه شيعيان در سايه انتساب به اهل بيت(عليهم السلام) بايد كسب كنند، بسيار بيش از اينها است. اگر خداى متعال لطف كرده و محبت اهل بيت(عليهم السلام) را در دل ما قرار داده است، بايد به خوبى از آن استفاده كنيم و در همان پله اول توقف نكنيم.

 

نشانه‌هاى شيعيان

 

1. گشاده دستى نسبت به برادران ايمانى

امام صادق(عليه السلام) در اين روايت شريف، اولين صفت شيعيان را جود و بخشش و عدم امساك نسبت به ساير شيعيان ذكر مى‌كنند. انسان همان‌گونه كه به اهل و عيالش توجه مى‌كند، بايد نسبت به برادران ايمانى اش هم احساس مسئولیت داشته باشد. در حقوق اِخوان، كه در اصول كافى هم بابى به اين نام وجود دارد، آمده است: اگر كسى غلامى دارد كه امور منزلش را انجام مى‌دهد و برادر ايمانى اش از داشتن غلام محروم است، او به عنوان حق اخوت موظف است غلام خودش را بفرستد تا كارهاى برادر ايمانى خود را هم انجام دهد. در جايى كه حتى فرستادن غلام ـ كه آن زمان داشتن غلام بسيار مرسوم بود ـ به خانه برادر دينى براى انجام كارهاى او از وظايف مؤمنانى كه از اين نعمت برخوردارند ذكر شده است، مسلّماً برطرف كردن نياز برادر ايمانى و يا رفتن به ملاقات او هنگام بيمارى و يا مراجعت از سفر و … از ابتدايى ترين وظايف شيعيان به شمار مى‌آيد. البته رعايت اين گونه دستورات اخلاقى اهل بيت(عليهم السلام) بسيار مشكل است. مثلاً فرض كنيد شما در خانه خود كتاب‌هايى داريد كه نياز چندانى به آنها نداريد و از آن طرف، دوست شما گرفتار مشكل بزرگى شده است كه احتياج مبرم به مقدارى پول دارد، اين كه شما برويد و آن كتاب‌ها را بفروشيد تا نياز دوست خود را برطرف سازيد، كار آسانى نيست.

 

2. نماز 51 ركعت

اما در رابطه با بندگى خدا هم بايد نشانه‌هايى در شيعيان وجود داشته باشد. ما به اين دليل نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) محبت داريم كه آنان بندگان خاص و ممتاز خدا هستند؛ يعنى در عبوديت و بندگى و تقرب الى اللّه گوى سبقت را از ديگران ربوده اند. بنابراين كسى كه خود را شيعه آنان مى‌داند، بايد نشانه‌اى از اين بندگى و ارتباط بيش تر با خدا در او به چشم بخورد. يكى از نشانه‌هاى شيعيان اين است كه 51 ركعت نماز شبانه روزى وى ترك نشود (17 ركعت نماز واجب و دو برابر آن نماز نافله): بِاَنْ يُصَلّوا الخمسين ليلا و نهار ؛ پنجاه ركعت نماز شبانه روز را بخواند. خمسين از باب تغليب است؛ يعنى نماز پنجاه و يك ركعت را مى‌گويند نماز پنجاه ركعت.

 

3 و 4. پرخاش گر و طمع كار نبودن

در عرب مرسوم است كه بعضى از صفات ناپسند را به حيوانات نسبت مى‌دهند. البته، در فرهنگ ما هم كم و بيش اين مسأله وجود دارد؛ يعنى وقتى مى‌خواهند زشتى عملى را مجسم سازند، آن صفت را به حيوانى نسبت مى‌دهند. معروف است كه سگ در ميان حيوانات، حمله كننده و پارس كننده است؛ يعنى وقتى فرد ناشناسى را مى‌بيند به او حمله مى‌كند. اين حالت سگ، نشان گر روحيه پرخاش گرى است. البته سگ‌هاى پاسبان براى همين منظور تربيت مى‌شوند كه در مقابل افراد بيگانه چنين حالتى داشته باشند؛ در اين حالت، از وجود اين خويى كه در حيوان هست به صورت صحيح استفاده شده است. هم چنين معروف است كه طمع زياد يكى از صفات كلاغ است. اين حيوان حتى اگر گرسنه هم نباشد، مواد غذايى را ذخيره مى‌كند تا در آينده از آنها استفاده كند. مثلاً گردو را زياد دفن مى‌كند؛ مشهور است كه مى‌گويند بسيارى از درختان گردو از گردوهايى به عمل آمده كه كلاغ‌ها آنها را دفن كرده اند. حضرت مى‌فرمايند: شيعتُنا لايَهِرُّونَ هَريرَ الْكَلبِ و لايَطْمَعونَ طَمَعَ الْغُرابِ ؛ شيعيان ما مانند سگ، پرخاش گر و مانند كلاغ، طمع كار نيستند؛ يعنى نه درصدد آزار و اذيت ديگران برمى‌آيند و نه بيش از نيازشان به جمع آورى مال و ثروت مى‌پردازند. به كار بردن چنين تعبيرهايى براى اين است كه زشتى بعضى رفتارها نشان داده شود تا كسانى كه زمينه اين گونه صفات در آنها وجود دارد، خودشان را تزكيه كنند و نگذارند اين صفات در آنها رشد كرده و به صورت ملكاتى ثابت درآيد. شأن شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) با روحيه پرخاش گرى و طمع كارى سازگار نيست؛ آنان بايد عزت نفس داشته باشند و نسبت به مال و كار ديگران طمع نورزند.

 

5 و 6. عزت نفس در برابر دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) و دورى از آنان

يكى از صفات پسنديده انسانى كه اسلام هم تأكيد فراوانى بر آن نموده، حالت استغنا و عزت نفس است. انسان بايد تا مى‌تواند از ديگران حتى از نزديكان و يا پدر و مادرش هم چيزى نخواهد. البته ممكن است در زندگى مواردى پيش آيد كه انسان حتى براى انجام برخى وظايف واجب خود به كمك ديگران نياز پيدا كند. گاهى شبى، نيمه شبى گرفتارى و مشكلى براى انسان پيش مى‌آيد كه ناچار مى‌شود مثلاً براى رساندن همسر و يا فرزند بيمار خود به بيمارستان، وسيله نقليه همسايه اش را امانت بگيرد. دنياى امروز، دنيايى نيست كه انسان بتواند به تنهايى و بدون اين كه هيچ گونه نيازى به ديگران داشته باشد، زندگى كند؛ خواه ناخواه مواردى پيش مى‌آيد كه انسان چاره‌اى جز كمك گرفتن از ديگران ندارد. اما اين كه از چه كسانى بايد تقاضاى كمك كنيم، نكته مهمى است كه حضرت به آن اشاره فرموده اند: لايُجاوِرونَ لَنا عَدُوّاً و لايَسأَلون لَنا مُبغِضاً وَلو ماتوا جوع ؛ شيعيان ما با دشمن ما همسايه نمى‌شوند و حتى اگر از گرسنگى هم بميرند، از كسى كه با ما عناد و دشمنى دارد چيزى نمى‌خواهند. در دستورات اخلاقى اهل بيت(عليهم السلام) سفارش شده است كه هرچه مى‌توانيد از مؤمنان و شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) كمك بگيريد و زيربار منّت فُسّاق و كسانى كه با اين خاندان سر و كارى ندارند، بالاخص دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) نرويد. البته برقرارى رابطه و انجام معامله و يا حتى درخواست كمك از افرادى كه بنا به دلايلى هنوز اهل بيت(عليهم السلام) را نشناخته اند؛ يعنى جاهل و گمراهند اما عناد ندارند، شايد چندان اشكالى نداشته باشد، چه بسا انسان بتواند در اثر ارتباطى كه با آنان پيدا مى‌كند، كم كم آنان را هدايت نمايد. اما بعضى از افراد ذاتاً اهل عنادند. اين گونه افراد در زمان ائمه(عليهم السلام) تعدادشان زياد بود. اگرچه امروزه انگيزه‌هاى عناد كم تر شده است، ولى به هر حال هنوز هم هستند كسانى كه دشمن اهل بيت(عليهم السلام) مى‌باشند. اصولا غيرت شيعيان به آنان اجازه نمى‌دهد كه دست نياز به سوى كسانى دراز كنند كه دشمن اهل بيت(عليهم السلام) هستند.

 

7. عمل به فتاواى اهل بيت (عليهم السلام) در كليه احكام

شيعيان از همان ابتدا در يك سلسله احكام، اختلافاتى با اهل تسنن داشتند. اين اختلافات كه بسيار هم معروف بود، هم در عبادات، هم در خوردنى‌ها و آشاميدنى‌ها و هم در مناسكى كه مسلمانان داشتند، به چشم مى‌خورد.

از جمله، خوردن مارماهى مورد اختلاف شيعه و غيرشيعه بود. اهل بيت(عليهم السلام) خوردن آن را حرام مى‌دانستند، در حالى كه اهل تسنن به فتواى علماى خود، صيد و خوردن آن را حلال مى‌دانستند. هم چنين در وضو، بعضى از مخالفان شيعه مسح پا از روى كفش را به خصوص در مواقع اضطرار و سرما جايز مى‌دانستند، در حالى كه شيعه از همان اوايل با اين فتوا، كه به «مسح على الخُفّيْن» معروف است، مخالف بود.

در مورد مُسكرات هم اختلافاتى بين شيعه و اهل سنت وجود داشت. البته مسلمانانِ غيرشيعه هم خوردن شراب را حرام مى‌دانستند، ولى در موارد مشتبه، مانند فُقّاع و آب جو، كه مُسكرِ بَيّن به شمار نمى‌آمدند، بين شيعه و اهل تسنن اختلاف وجود داشت؛ بسيارى از اهل سنت بر خلاف شيعه، استفاده از آنها را جايز و حلال مى‌دانستند.

در آن زمان، مرسوم بود كه خرما و مويز را براى مدتى خيس مى‌كردند و سپس آب آن را كه مستى ضعيفى ايجاد مى‌كرد، مى‌نوشيدند. گويا اشاره حضرت در اين روايت شريف به همين مسأله است كه موارد فوق نيز مُسكر و حرام بوده و شيعيان ما همان‌طور كه خمر را تحريم مى‌كنند و از شُرب آن اجتناب مى ورزند، از ساير مُسكرات هم هرچند درجه اسكار آنها ضعيف باشد، مانند آب جو و مويز، استفاده نمى‌كنند. حضرت مى‌فرمايند: شيعتُنا لا يَأْكُلُونَ الْجِرّيَّ وَ لا يَمْسَحونَ عَلَى الخُفّيْنِ و يُحافِظونَ عَلَى الزَّوالِ و لا يَشْرَبونَ مُسْكِر ؛ شيعيان ما از خوردن مارماهى امتناع مى‌ورزند، مسح على الخُفّين انجام نمى‌دهند، مواظب هستند كه نماز ظهر و نافله اش را درست انجام دهند و شرب خمر نمى‌كنند.

———————

پی نوشت:

(1) – يس (36)، 20

(2) – صافات (37)، 83

منبع: کتاب پندهاى امام صادق (عليه السلام) به ره جويان صادق

چگونه یار امام زمان (عج) شویم؟


عقیق:پورتال جامع مهدویت در بخش مخزن پرسش و پاسخ خود به برخی از سؤالات پیرامون «ویژگی های یاران امام موعود» پاسخ داده است که سؤالات و جواب ها در شماره های مختلف تقدیم نگاه شما مهدی یاوران خواهد شد.

 

– برای اینکه از یاران امام زمان باشیم، چه باید کنیم؟

 

یار و یاور امام بودن، ویژگی‌هایی دارد كه هم با ملاحظه روایات معصومین و هم با ملاحظه تاریخ می‌توان آنها را به دست آورد.

وقتی به تاریخ معصومان نگاه می‌كنیم، درمی‌یابیم كه در میان مسلمانان، آنهایی كه به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیق‌تری داشتند و به همین دلیل، در برابر او و فرمان‌هایش به صورت كامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همان یاران واقعی پیامبر و ائمه در جنگ‌ها، سختی‌ها و تلخی‌ها بودند؛ افرادی چون: سلمان فارسی، ابوذر و مقداد برای پیامبر و افرادی مثل مالك اشتر و عمّار یاسر برای امیرمؤمنان علی علیه‌السلام و نیكانی چون 72 تن شهید كربلا برای امام حسین علیه‌السلام.

جالب اینكه در روایات فراوانی كه درباره ویژگی‌های یاران امام مهدی علیه‌السلام آمده است، بر مسأله معرفت عمیق یاران به آن حضرت و اطاعت كامل و بی‌چون و چرای ایشان از امام خود، تأكید شده است؛ هم‌چنین روایات، به سلامت نفس، پاكی و تقوای آنان تصریح می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام درباره این افراد فرموده است: «آنها مردانی هستند كه دل‌هایشان همانند قطعه‌های آهن [محكم] است؛ هرگز دچار تردید نمی‌شوند…؛ پروانه‌وار دور شمع وجود امام می‌گردند و خود را سپر جان او قرار می‌دهند…؛ در سراسر شب، نغمه‌های نماز و ذكر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش می‌رسد؛ آنها زاهدان شب و شیران روز و در برابر امام عزیزشان كاملاً مطیع و تسلیم هستند».[۱]

البته به این نكته باید توجه کرد كه یاران امام مهدی علیه‌السلام هم مثل یاران دیگر ائمه، مراتب مختلفی دارند و روایات، بیشتر به ویژگی‌های یاران نزدیك حضرت كه از بهترین شیعیان هستند، پرداخته است.

به‌طور طبیعی، هر یك از ما امیدواریم جزو یاران حضرت باشیم؛ چون هم به او عشق می‌ورزیم، و هم منتظر قدوم مبارك اوییم و هم در دل و جان تصمیم به اطاعت از او داریم، ولی باید همّتمان آن باشد كه در مقام یاوری، تا آنجا بالا رویم كه مایه روشنی چشم ایشان باشیم، به‌گونه‌ای كه امام به یاری ما دل‌گرم باشد، همان‌گونه كه مالك اشتر برای امام علی علیه‌السلام این‌چنین بود و علی علیه‌السلام در فراق او و در ماتم او گریست و فرمود: «شما نمی‌دانید مالك كه بود؟»

نكته دیگر آن است كه در یاری امام عصر، فرقی بین زن و مرد نیست و هر كس می‌تواند با توجه به توانایی‌های خود، در خدمت امام باشد؛ زیرا یاری امام مهدی علیه‌السلام  تنها جنگیدن و شمشیرزدن نیست تا مخصوص مردان باشد؛ همگان ـ چه مرد و چه زن ـ می‌توانند در جبهه یاوران امام زمان  قرار گیرند؛ بنابراین، راه برای همه باز است تا جزو یاوران حضرت باشند، اما به شرط :

۱) به‌دست‌آوردن ویژگی‌های رفتاری یاران حضرت و سعی در به‌دست‌آ‌وردن اخلاق اسلامی و تقواپیشگی درهمه‌حال

۲) دعا و تضرع به درگاه حضرت حق، از جمله خواندن دعای عهد در هر صبح كه براساس فرموده امام صادق علیه‌السلام «خواننده دعای عهد از جمله یاوران مهدی است و اگر بمیرد، خدا او را در روزگار ظهور برمی‌گرداند».

 

نكته بسیار مهم اینكه یاری امام زمان علیه السلام، تنها در زمان ظهور حضرت نخواهد بود؛ بلكه همین امروز و در دوره غیبت هم، راه یاری‌رساندن برای همه باز است؛البته این به تناسب موقعیت افراد فرق می‌کند؛ برای مثال، یكی از راه‌های یاری امام زمان علیه السلام این است كه سعی كنیم دوستان آن حضرت را زیاد كنیم و این هدف مقدس را از راه های گوناگون به انجام رسانیم؛ مثل اینكه یاد و نام امام زمان علیه السلام را در محیط و جمع فامیل و دوستان و همسایگان زنده نگه داریم و سعی كنیم دوستان و فامیل را از بدی‌ها دور نگه داریم؛ چون گناه و فساد، آنها را از امام زمان علیه السلام و دوستی آن حضرت جدا می‌كند. پس بكوشیم با روی خوش، نصیحت، دل‌سوزی و عمل‌كرد زیبا، در ساختن دیگران گام برداریم و از امر به معروف و نهی از منكر خسته و آزرده نشویم.

از راه‌های یاری امام زمان علیه السلام این است كه وقتی ما را شیعه، دوست‌دار و مرید امام زمان علیه السلام شناختند، كاری نكنیم كه سبب نفرت دیگران از دین و پیشوایان دینی گردیم، همان‌گونه كه در روایات آمده است: «كُونُوا لَنا زَیْناً وَ لاتَكُونُوا عَلَیْنا شَیْناً/ برای ما زینت باشید، نه مایه ننگ و زشتی».[۲]

———————–

پی‌نوشت‌ها:

۱. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۵، ص ۳۰۸

۲. همان، ج ۶۵، ص ۱۵۱، ح ۶

تشییع شهدای گمنام در شهر کریمه اهل بیت+عکس


عقیق:هم‌زمان با تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر ۱۵۰ شهید گمنام تازه تفحص‌شده دوران دفاع مقدس در استان‌های مختلف کشور، هفت شهید گمنام نیز از روز گذشته مهمان استان قم شده‌اند.

شب و روز گذشته مراسم‌های مختلف عزاداری امام صادق علیه‌السلام در هیأت‌های مذهبی و اماکن مقدس از جمله حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها با حضور پیکر مطهر این شهدا مزین شده است.

صبح امروز نیز همزمان با سالروز شهادت امام صادق(ع)،‌این شهدا بر روی دستان زائران و مجاوران حرم مطهر کریمه اهل‌بیت(س) از شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر به سمت مصلی قدس تشییع شدند.

اقامه نماز بر پیکر این شهدای بزرگوار نیز به امامت حضرت آیت‌الله نوری همدانی و با حضور آیت‌الله سیدمحمد سعیدی تولیت آستان مقدس کریمه اهل‌بیت(س)، احمد امیرآبادی عضو هیأت رئیسه مجلس، بهرام سرمست استاندار قم و عموم مردم و زائران حرم مطهر انجام شد.

تشییع شهدای گمنام در شهر کریمه اهل بیت+عکس

 

منبع:حوزه

داستان امام صادق و ابوشاكر ديصانى‏



عقیق:این مبلغ عرصه بین الملل در کتاب ارزشمند«تفسیرحکیم» آورده است: ابوشاكر مردى دهرى مسلك و منكر حق بود، روزى به محضر حضرت صادق آمد و گفت: مرا به پروردگارم هدايت كن و دليلى استوار و واضع بر وجود خدا بياور، حضرت فرمود جلوس كن، ابوشاكر نشست.

در آنجا طفلى بود كه با تخم مرغى سرگرم بازى بود، حضرت تخم مرغ را از آن طفل گرفت و به ابوشاكر فرمود: با دقت بنگر، اين تخم مرغ چون حصار استوارى است كه از همه جهات پوشيده شده، جدار بيرونى آن را پوستى قوى و ضخيم تشكيل داده و زير آن پوسته نازكى قرار دارد، در داخل آن سفيده سيال و روانى است كه در ميان آن زردهاى مايع مانند وجود دارد، نه سفيده با زرده مخلوط ميشود، و نه زرده با سفيده آميخته مى گردد، تخممرغ به همين كيفيت ساخته و پرداخته شده، نه چيزى در آن وارد مى شود، و نه از درون آن چيزى بيرون مى آيد، هم اكنون تو نمى دانى اين تخم منشأ حيوانى ماده يا نر است، هنگامى كه با شرايط ويژه شكست و باز شود جوجه اى همانند طاوس به رنگ هاى گوناگون از درون آن بيرون مى آيد، اى ابوشاكر آيا براى پديد آمدن اين تخم مرغ با چنين خصوصيت هائى مدبرى حكيم و آفريننده اى عليم لازم مى دانى يا اعتقاد دارى كه اين تخم مرغ تصادفى و خود به خود پيدا شده؟!

ابوشاكر سر به زير افكند و مدتى در انديشه و فكر غرق شد سپس سر برداشت و گفت:

«اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله و انك امام و حجة من الله على خلقه و انا تائب مما كنت فيه:»

بر وحدانيت خداى بى شريك و نبوت بنده اش محمد، و اين كه تو امام و حجت خدا بر بندگانى شهادت مى دهم، و از مسلك باطلى كه تاكنون دچار آن بوده ام توبه مى كنم. «1» در هر صورت اعتقاد به مدبر و كارگردان، و اين كه نيروئى بر همه هستى حاكم است كه همه امور به اراده آن نيرو در جريان است، امرى فطرى و عقلى است، و باور قطعى به اين كه اين نيرو و كارگردان وجود ندارد مسئله اى محال است.

فطرت و عقل و آثارى كه در عرصه هستى خود نمائى دارند دليل بر وجود صانعى حكيم و مدبرى عليم، و كارگردانى خبير است، ولى مسئله اى كه در اين ميان قابل توجه است اين است كه گروهى هواپرست و اسير شهوات بى مهار، و وابسته به ماديات و ظواهر، از اعتقاد انسان به نيروى كارگردان با انواع ترفندها و شستشوى مغزى سوءاستفاده كرده و بسيارى و بلكه اكثر مردم را در همه روزگاران در قبول مصداق حقيقى اين نيرو و مدبر و كارگردان به اشتباه انداخته و گاهى براى اين نيرو و كارگردان كه داراى وحدت حقه حقيقيه است بت هاى زنده و بيجان و عناصر و اشجار، و ستارگان و ماه و خورشيد را شريك در قدرت و ربوبيت قرار داده و شرك را كه ظلم عظيم است به صورت هزاران مكتب و دين بر امت ها تحميل نموده و از اين طريق زمينه انواع فتنه ها و فسادها را در عرصه زندگى انسان آماده ساخته و از نظر رشد و تربيت ضربه هاى جبران ناپذير به بشر وارد آورده و امنيت روان او را به خطر انداخته و سبب به وجود آمدن اختلافات سنگين و بروز جنگ هاى خانمانسوز گشته اند.

——————————————————————-

پی نوشت:

احتجاج طبرسى چاپ يك جلدى، ص 171.

برگرفته از کتاب تفسير حكيم نوشته استاد حسین انصاریان

آرزوی مادر شیخ جعفر شوشتری چه بود؟



عقیق:استاد حسین انصاریان طی سخنانی در حسینیه هدایت اظهارکرد: مادر آیت‌الله‌ حاج‌شیخ‌جعفر شوشتری که بخشی از حقیقت وجودش را از ابی‌عبدالله گرفته و برای خودش نیست؛ چون خودش نوشته و من خوانده‌ام که حسابی باسواد شدم. درس‌خواندهٔ دزفول، شوشتر و نجف بود. دههٔ عاشورا به ایران آمدم تا به منبر بروم. شهر یزد آمدم، یک آقایی که حسینیه داشت و خیلی آدم معتبری بود، مرا در مدرسهٔ یزد دید و گفت: آقاشیخ منبر می‌روی؟ گفتم: آری! گفت: از دو شب دیگر، شب اوّل محرّم به حسینیه من بیا و منبر برو. شیخ شوشتری گفت: در حسینیهٔ او به منبر می‌رفتم، حرف نمی‌آمد و نمی‌جوشید؛ خیلی هم درس خوانده بودم، اما مطلب در مغزم پیدا نمی‌شد. دیگر تقریباً شب پنجم و ششم حس کردم که صاحبخانه می‌خواهد مزد ده شب را بدهد، جوابم کند و بگوید آقا شیخ، مجلس ما خراب شد. مجلس خیلی سرد و یخ بود، نه درست و حسابی می‌توانستم حرف بزنم و نه در آن پنج-شش شب یک زن و مرد در روضه‌ام گریه کرد، به خانه آمدم و خودم نشستم و گریه کردم، به حضرت سیدالشهدا متوسل شدم که من پانزده-بیست‌سال حسابی درس خوانده‌ام و دلم می‌خواهد به منبر بروم، این‌جوری باید آبرویم بریزد؟ شما اهل‌بیت از نوکر و خادم خود‌تان این‌جوری پذیرایی می‌کنید؟ خیلی گریه کردم(این دیگر نوشتهٔ خودش است و نقل نیست. من حتی به شوشتر رفتم و نبیره‌اش آیت‌الله‌ شیخ‌محمدتقی شوشتری را هم دیدم که نهج‌البلاغه و فقه شیعه را بسیار عالی تفسیر کرده است. آدم بسیار ملّایی است و من می‌خواستم چیزهایی هم از جد او بشنوم)، این‌قدر گریه کردم تا خوابم برد. آدم کسل و ناامید و افسرده می‌شود! صدا که ندارم، علمم را هم که نمی‌توانم انتقال بدهم، روضه هم که هنر ندارم، پس من به درد چه می‌خورم؟ خواب دیدم که روز عاشوراست و ابی‌عبدالله در کنار خیمه‌ها ایستاده است، سلام کردم و خیلی سلامم را شیرین جواب دادند و با اسم به من فرمودند: شیخ جعفر! در خیمه بیا، در خیمه رفتم، فرمودند: شیخ‌جعفر، هوا خیلی گرم است، آب نداریم به تو بدهیم؛ اما یک‌مقدار غذا هست و بعد به قمربنی‌هاشم گفت یک‌مقدار سویق بیاور. حالا من نمی‌دانم سویق عربی چه ترکیباتی دارد اما غذایی است که دیگر خیلی هم آب ندارد، آوردند و حضرت فرمودند بخور، من یک قاشق از این سویق خوردم و از شدت خوشحالی بیدار شدم، دیدم یک‌جور دیگر هستم، گلویم یک‌جور دیگر است. صاحبخانه را صدا کردم و گفتم: من را جواب نکنی! گفت: آقا شیخ به درد نمی‌خوری، من پول ده شب را می‌دهم و برو، می‌خواهم یک‌نفر دیگر را فردا شب بیاورم. گفتم: جوابم نکنی، این گلو و زبان و مغز من دست‌کشیدهٔ ابی‌عبدالله است، بگذار فردا شب هم به منبر بروم و اگر نپسندیدی، جوابم کن. از آن شب تا آخر عمرش در روزگار خودش مهم‌ترین منبری شیعه بود.

وی ادامه داد: ما فقط در احوال ایشان و چندنفر دیگر دیده‌ایم که خانم‌ها به مادر شیخ جعفر گفتند چه‌کار کردی که بچه‌ات مرجع تقلید، نویسنده و منبری شده و چقدر خوب روضه می‌خواند، چقدر باتقواست! بالاخره یک مایه‌ای باید قبلاً بوده که او این‌جوری شده باشد، مادرش گفت: خانم‌ها چه می‌گویید، من آرزو داشتم که این جعفر من مثل امام جعفر صادق(ع) بشود، اما یک آخوند ملای باسواد شده که برای مردم هم جاذبه دارد؛ چون من از وقتی که به نطفهٔ او حامله شدم، تا وقتی به‌دنیا آمد و تا روزی که از شیر گرفتم، دائم وضو داشتم؛ نه در حاملگی بی‌وضو به‌سر بردم و نه در شیردادن. ما چنین چیزهایی را در کتاب‌هایمان داریم، اما اینکه در حق حضرت زهرا می‌گویم، در کل عالم سابقه ندارد و نداشته است؛ نه اینکه بوده و ما نمی‌دانیم!

پیاده روی آیت الله وحید خراسانی و مراسم‌های عزاداری در بیوت مراجع برگزار شد



عقیق:امروز هم‌زمان با 25 شوال و شهادت امام جعفر صادق (ع) شهر مقدس قم غرق در عزا و ماتم بود.

دستجات عزاداری و سینه‌زنی از جای‌جای شهر قم خود را به حرم حضرت معصومه (س) رسانده بودند تا شهادت این امام همام را به دخت موسی بن جعفر (ع) تسلیت بگویند.

امسال نیز حضرت آیت‌الله وحید خراسانی طبق روال همه‌ساله از بیت خود در خیابان صفائیه به‌صورت پیاده همراه با دستجات مختلف عزاداری به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) پیاده‌روی کردند و خیل عظیم عزاداران نیز به سینه زدنی پرداختند.

بیوت مراجع عظام تقلید نیز امروز غرق در ماتم و عزاداری آن امام همام بود، آیات عظام مکارم شیرازی، نوری همدانی، صافی گلپایگانی و حضرت آیت الله علوی گرگانی مراسم‌های عزاداری را به همین مناسبت برپا کردند.

بارگاه ملکوتی کریمه اهل‌بیت (س) نیز از شب گذشته با حضور زائران و مجاوران میزبان مراسم‌های مختلف عزاداری، عاشقان اهل‌بیت (ع) است.

 

وداع باشکوه مردم قم با پیکر مطهر 7 شهید گمنام در قم

 

اما امروز شهر قم همانند بسیاری از شهرهای دیگر ایران اسلامی حال و هوای دیگری داشت، مردم قم عزادار قم میزبان آلاله‌های سرخی بودند که خون و جان خودشان را در مسیر آزادی و استقلال ایران عزیز دادند و اجازه ندادند دشمنان این مرزوبوم ذره‌ای از خاک میهن را تصاحب کنند.

مردم عزادار و ولایتمدار قم امروز میزبان ۷ شهید گمنام دفاع مقدس بودند که در پیکر مطهرشان در تفحص‌های اخیر به میهن بازگشته بود.

مراسم تشییع پیکر مطهر این شهدا با حضور آیت‌الله العظمی نوری همدانی از مراجع عظام تقلید و جمعی از مدیران و نمایندگان مردم قم در مجلس شورای اسلامی و امت ولایتمدار قم صبح امروز برگزار شد و پیکر مطهر این شهدا پس از اقامه نماز در حرم حضرت معصومه (س) از مسیر خیابان‌های آیت‌الله نجفی (ارم) و شهدا تا میدان جانبازان تشییع شد.

1 145 146 147 148 149 248