تفسیری زیبا از اهدنا الصراط المستقیم


اهدنا الصراط المستقیم، راه مستقیم، راه خدا و اولیاى خداست؛ راهى است که از هرگونه خطا و انحراف دور است. راهى است که ترسیم کننده آن مرا دوست دارد و نیازم را مى داند.

عقیق:کتاب «یکصد و چهارده نکته درباره نماز» اثری از استاد محسن
قرائتی است که به بیان نکات ناب درباره نماز پرداخته که منتخبی از این نکات
در شماره های گوناگون تقدیم علاقمندان می گردد.

 



* نماز و راهیابى



 



ما در هر نماز با گفتن اهدنا الصرط المستقیم از خداوند راه مستقیم را مى خواهیم.



انسان هر لحظه فکر تازه اى دارد، دوستان و دشمنان، نزدیکان و
بیگانگان، طاغوت ها و وسوسه گران و شیاطین نیز با تلقین و تشویق و تهدید و
تبلیغ، براى انسان طرح هائى را دارند و برنامه ریزى هائى مى کنند که انسان
جز با امداد الهى هرگز نمى تواند در میان این همه راه که از هوس ها مایه مى
گیرد، نجات یابد و راه مستقیم را بپیماید.



 



اهدنا الصراط المستقیم، راه مستقیم، راه خدا و اولیاى خداست .



راهى است که از هرگونه خطا و انحراف دور است .



راهى است که ترسیم کننده آن مرا دوست دارد و نیازم را مى داند.



راهى است که به بهشت منتهى مى شود.



راهى است که با فطرت سالم هماهنگ است .



راهى است که اگر در آن راه بمیرم شهید محسوب مى شوم .



راهى است که از عالم بالا و بالاتر از علم ماست .



راهى است که انسان در آن دچار شک وپشیمانى نمى شود.



راهى است از همه راه ها صاف تر، نزدیک تر و روشن تر.



و بالاخره راه مستقیم، راه انبیا، شهدا، صالحان و صدیّقین است .



 



اینها نشانه هاى راه حقّ و مستقیم است که شناخت آن مشکل و دقیق است و حرکت و پایدارى در آن نیاز به امداد الهى دارد.

باید ها و نبایدهای مداحی در کلام رهبر انقلاب


در آستانه دیدار امسال ، عقیق مجموعه توصیه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مداحان اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، مطرح‌شده در دیدارهای رهبر انقلاب در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ را در قالب “بایدهای مداحی” و “نبایدهای مداحی” مرور می‌کند.

بایدهای مداحی

۱٫ باید نسل جوان را، به عمل به دین سوق دهید

بهترین استفاده‌ی از این فرصت چیست؟ تبلیغ معارف دین؛ تبلیغ همان چیزی که این بزرگواران، این نشانه‌های عظمت و فضیلت برای خاطر آن، جانشان را کف دست گرفتند؛ این‌همه رنج بردند؛ این‌همه مصیبت کشیدند؛ حادثه‌ی عاشورا به‌وجود آمد؛ حوادث گریه‌آور صدر اسلام به‌وجود آمد. [اینها] برای چه بود؟ برای ترویج معارف دین بود. از این فرصت برای ترویج معارف دین، برای سوق دادن نسل جوان به عمل به دین، به عمل به شریعت، به عمل به مسئولیّتهای بزرگ این دوران استفاده کنید. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۲٫ باید بنیه‌ی فکری جوان را تقویت کنید

بنده سه چهار سال قبل از این، به جوانهای دانشجو و اهل علم گفتم که شما باید کاری کنید که پنجاه سال بعد، اگر کسی خواست به تازه‌های علمیِ آن روز دست پیدا کند، مجبور بشود بیاید زبان فارسی یاد بگیرد؛ وقتی جوانها همّت کنند، وقتی صاحبان همّت و اراده همّت کنند، همه‌ی کارهای دشوار آسان خواهد شد؛ ما میتوانیم پیش برویم. درعین‌حال، دشمن دارد روی باورهای جوانهای ما اثر میگذارد: آقا چه فایده دارد، نمیشود، فایده‌ای ندارد. اینها آن میدانهایی است که جنگ روانی دشمن در این میدانها است و شما به‌عنوان مدّاح، میتوانید اثر بگذارید، میتوانید این جوان را از لحاظ بنیه‌ی فکری تقویت کنید. ۱۳۹۵/۰۱/۱۱

۳٫ باید جوانها را به انسانهای کارآمد با عزم جزم تبدیل کنید

وقتی‌که در یک جماعتی ده هزار جوان یا پنج هزار جوان جمع شدند و دلشان را دادند به شما، شما میتوانید با یک اجرای عالی، هنرمندانه و پُرمغز، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمدی که با عزم جزم بروند دنبال کار، میتوانید هم تبدیل کنید به آدمهای بی‌خیال، بی‌فکر، ناامید و از لحاظ معنوی تهیدست؛ این کار را هم میشود کرد. شما از این فرصت استفاده کنید و آن شقّ اوّل را انتخاب کنید. حرف من این است. ۱۳۹۵/۰۱/۱۱

۴٫ باید از وسایل تبلیغات جمعی برای هدایت مردم بهره‌مند شوید

از وسایل تبلیغات جمعی بهره‌مند بشوید و مردم را هدایت کنید؛ این به نظر من کار بسیار اساسی‌ای است. ۱۳۹۵/۰۱/۱۱

۵٫ باید با سینه‌زنی، معرفت‌افزایی کنید

وقتی‌‌که شما شعر میخوانید یا دم میدهید تا مثلاً در نوحه‌خوانی‌ سینه بزنند، چیزی‌ بگویید که آن‌کس که سینه میزند، بر معرفتش بیفزاید، یک چیز جدیدی‌ بفهمد. بله، میشود گریه گرفت و مثلاً فرض کنید که مصیبت‌خوانی‌ کرد بدون بصیرت، آن هم یک مرحله‌ای‌ است، بلاشک یک مرحله‌ای‌ از فضیلت است، امّا آن فضیلت برتر، این است که ما بصیرتهایمان افزایش پیدا کند؛ نسبت به ائمّه، نسبت به قرآن، نسبت به اسلام، نسبت به آینده‌ی‌ جامعه‌ی‌ جهانی؛ اینها هدفهای‌ اصلی‌ است، اینها باید ان‌شاءالله در شعرهای‌ ما هم بیاید، در خواندن‌ها و مدّاحی‌‌های‌ ما هم بیاید. ۱۳۹۵/۰۴/۲۴

۶٫ باید آنچه برای عاقبت به خیری احتیاج است به مردم بدهید

آنچه را مردم احتیاج دارند و آنچه را این جوانها احتیاج دارند برای پاک بودن، برای پاک زیستن، برای سبک زندگی اسلامی، برای مسلمان شدن به‌معنای واقعی کلمه، برای عاقبت به خیری، به اینها یاد بدهید؛ این در اختیار شما است. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۷٫ باید از مباحث کاربردی زندگی ائمه (علیهم السلام) استفاده کنید

در مدح این بزرگواران -چه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، چه ائمّه‌ی هدا (علیهم‌السّلام)- حتماً از مباحث کاربردی‌ای که در زندگی اینها هست استفاده بشود. ۱۳۹۵/۰۱/۱۱

۸٫ باید حدود و ضوابط مداحی را رعایت کنید

من مکرّر عرض کردم، گاهی یک قطعه‌ی شعر که شما در یک مجلسی میخوانید، آن را خوب ادا میکنید، وقتی یک قطعه‌ی پر مغزِ خوش‌مضمونِ آموزش‌دهنده و آموزنده‌ای است، گاهی از یک سخنرانی دو ساعته، سه ساعته‌ی ما تأثیر آن بیشتر است؛ گاهی این‌جور است؛ خب، این خیلی فرصت خوبی است. اگر این هزاران عنصر ستایش‌گر و مدّاح و خواننده‌ی مذهبی که در سراسر کشور، در مجالس، در محافل، با مردم مخاطبه میکنند و میخوانند، حدود و ضوابط این کار بزرگ را درست رعایت بکنند، شما ببینید چه اتّفاقی میافتد. ۱۳۹۳/۰۱/۳۱

۹٫ باید از محتوا و مضمون شایسته کنید

ما وسیله‌هایی داریم که این وسیله‌ها منحصربه‌فرد است؛ یکی از آنها همین شما هستید، یکی از آنها همین جامعه‌ی مدّاحند. این مخاطبه‌ی چهره‌به‌چهره و روبه‌رو و استفاده‌ی از ابزار هنر برای انتقال مفاهیم به مخاطبین در شکل انبوه آن – یعنی بحث دو نفر و سه نفر و ده نفر مدّاح نیست؛ هزاران نفر در سطح کشور این کار را میکنند – یکی از وسایل منحصربه‌فردی است که ما داریم، آنها ندارند. این منبرها یکی از آن وسایل منحصربه‌فرد است؛ این مجالس روضه‌خوانی همین‌جور؛ این هیئات مذهبی همین‌جور. اگر محتوا و مضمون منبرهای ما، مدّاحیهای ما، هیئتهای ما، نوحه‌خوانیهای ما، محتوا و مضمون شایسته‌ای باشد، هیچ وسیله‌ای نمیتواند با آنها مواجهه و مقابله بکند، یعنی کاملاً منحصربه‌فرد است؛ ببینید، فرصت، این است؛ این فرصت را نباید ضایع کرد؛ این امکان را نباید از دست داد. ۱۳۹۳/۰۱/۳۱

۱۰٫ باید هر کلمه‌ی شعرتان آموزنده باشد

سعی کنیم آنچه را به‌عنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان میگنجانیم، هر کلمه‌ی آن آموزنده باشد. فرق نمیکند؛ گاهی مصیبت است، گاهی مدح است؛ همه‌ی اینها میتواند جوری انتخاب بشود که آموزنده باشد. در دوران شور انقلاب و هیجان انقلاب، در محرّمی که آخرین محرّم دوران طاغوت بود و محرّمی بود که بلافاصله بعد از محرّم و صفر، پیروزی انقلاب اتّفاق افتاد، هیئات مذهبی در شهرهای مختلف، نوحه‌هایی را میخواندند که هر یک از این نوحه‌ها به‌قدر یک خطابه‌ی بلند و بلیغ، مردم را روشن میکرد و آگاه میکرد و بصیرت میداد. باید همیشه همین‌جور باشد؛ نوحه‌ها را [پرمحتوا کنید]. این کاری که نوحه‌خوان انجام میدهد، کار بسیار جذّاب و جالبی است. این سنّت نوحه‌خوانی و رفتارهایی که در نوحه‌خوانی انجام میگیرد، کارهای بسیار مهمّی است؛ اینها استثنائىِ جامعه‌ی شیعه است، یعنی مخصوص ما است؛ در جاهای دیگر، به این شکل در مراسم مذهبی وجود ندارد؛ این از امتیازات ما است؛ این را باید پرمحتوا کرد، پرمضمون کرد. ۱۳۹۳/۰۱/۳۱

۱۱٫ باید از شعر و مضمون خوب استفاده کنید

شما میدانید که ما به شما مداحها اخلاص داریم، شماها را دوست میداریم، کارتان را باارزش میدانیم؛ منتها این شرط بزرگ را من همیشه با مداحها داشته‌ام؛ شما هم اغلبتان جوانید، جای فرزندان ما هستید؛ نصیحتِ پدرانه است، ان‌شاءالله دنبال کنید: شعر خوب، شعر پرمغز و البته شعر زیبا. خود هنر شعر اثر هم میگذارد. وقتی شعر خوب بود، وقتی استخوان‌بندی شعر، الفاظ شعر، خوب بود – شعرِ خوب، با مضمون خوب – تأثیرش بیشتر هم هست؛ بعلاوه که سطح ذهن مردم و فکر مردم را هم بالا میآورد. ۱۳۹۱/۰۲/۲۳

۱۲٫ باید مناقب متقن را بخوانید

مسئله‌ی بعد، مضمون است. بهترین مجموعه‌ی شعری که میشود در یک منبرِ مداحی انسان فکر کند، چیزی است که در آن، اولاً منقبت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) باشد. ذکر مناقب آنها دلها را روشن میکند، شاد میکند، شوق را در انسان برمیانگیزد، اشک را از چشمها جاری میکند. البته منظور، مناقب متقن است. اینجور نباشد که انسان به حرفهای سست تکیه کند. این همه مناقب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در کتابهای معتبر وجود دارد؛ از آنها استفاده بشود؛ از گفته‌های افرادی که خودشان سندند، ثقه و معتبرند؛ مثل همین شعری که امروز یکی از آقایان از مرحوم آشیخ محمدحسین اصفهانی – مفتقر – خواندند. خب، این بزرگوار استاد مجتهدین است. مجتهدین بزرگ و مراجع تقلید بزرگ، در فقه و اصول و فلسفه شاگردهای او هستند. ایشان شاعر هم بوده. خب، این شعر میشود سند. یا روایات گوناگونی که در کتب مناقب وجود دارد، شرح حال ائمه (علیهم‌السّلام)، مناقب معتبر. پس یک بخش، بخش مناقب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) است. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

۱۳٫ باید با بیان و شیوه‌ی هنری، معرفت را در بین مردم گسترش دهید

بنابراین شأن مداح این است؛ یعنی برانگیختن عواطف، و به کمک اندیشه و خرد بردنِ این عواطف. شأن مداح و ستایشگر – این حرفه‌ای که امروز در کشور ما بحمداللّه بوفور وجود دارد – این است که بتواند با بیان هنری، با شیوه‌ی هنری، با اجرای هنری، معرفت را در بین مردم گسترش دهد. این شد محور اصلی. شعری که انتخاب میکنید، لحنی که انتخاب میکنید، شیوه‌ای که در آن با مردم حرف میزنید، در این جهت قرار بگیرد؛ در جهت افزایش معرفت و عمق بخشیدن به هدایت مردم و دانائیهای آنها از دین و از راه زندگی؛ این کاری است که جامعه‌ی مداح به بهترین وجهی میتواند انجام دهد. ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

۱۴٫ باید به نیازهای نقد جامعه توجه کنید

فرض کنیم در دوران جنگ تحمیلی که کشور نیاز داشت به یک حماسه‌ی پرشورِ عملی و جهاد در میدان، جوانها هم آماده بودند، پدر و مادرها هم آماده بودند، یک نفری برود در مجالس و محافل خود، شعر هم بخواند، خوب هم اجرا کند، منتها اشاره‌ای به این نیاز وقت نکند؛ این ضایع کردن فرصت است. آن روز مداحها نقشهای خیلی خوبی آفریدند. در این جبهه کارهائی که مداحهای ما کردند، اثری که آنها در اعماق جان رزمندگان ما گذاشتند، کم‌نظیر است. من بعضی را اطلاع دارم؛ مداحهای ترکزبان یک جور، مداحهای فارس‌زبان یک جور، همین آقایان مداحهای زنجان که امروز یکی از آنها اینجا خواندند، و جاهای دیگر و جاهای دیگر و از همه جا، و همچنین شعرائی که این مداحها را پشتیبانی میکردند، آن روز همه به وظیفه‌شان عمل کردند. امروز هم من نگاه میکنم، میبینم در میان این شعرهائی که خوانده شد، به نیازهای نقد توجه شده بود؛ نمونه‌ی کاملش همین شعر آقای سازگار است، که هر سال همین جور است. ایشان در این شعرها و سرودها یک پیوند لطیفِ درستِ هنریای بین عرش و فرش میزند؛ از حریم ملکوت همین طور آرام و با شیوه‌ی هنری حرکت میکند، می‌آید در نیاز امروز، آنجا به این نیاز میرسد. ببینید، این ترکیبِ هنرمندانه است؛ شعر هم خوب است. ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

۱۵٫ باید به نیازهای مردم توجه کنید

امروز مردم به دین، به اخلاق، به ایمان راسخ، به بصیرت، به شناخت دنیا، به شناخت آخرت احتیاج دارند؛ همه‌مان احتیاج داریم. اینکه میگوئید فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) در محشر وارد میشود، فضای محشر تحت تأثیر عظمت دختر پیغمبر قرار میگیرد، باید محشر را بشناسیم، قیامت را بشناسیم، هیبت جلال الهی را در محشر بدانیم؛ اینها معرفت میخواهد، اینها آگاهی میخواهد؛ قرآن هم پر است از بیاناتی که این معانی را به ما نشان میدهد، روایات هم همین جور. اینها را با زبان شعر، با همان هنری که در شما هست، بیان کنید. ۱۳۹۱/۰۲/۲۳

۱۶٫ باید به آنچه می‌گویید، عمل کنید

البته یک اصل مسلّمی وجود دارد عزیزان من! مردم از صدای شما خوششان می‌آید، از شعر شما لذت میبرند، از اجرای شما – چه در مدحتان، چه در مصیبتتان – دلهایشان تکان میخورد و اشک میریزند؛ اما به خود شما هم نگاه میکنند. اگر شما از لحاظ اخلاق، از لحاظ تدین، از لحاظ عفت، نمود تحسین‌آوری داشتید، همه‌ی آنچه را که عرض کردیم، به صورت مضاعف در مردم اثر خواهد کرد. اما اگر خدای نکرده بعکس شد؛ مردم نشانه‌ی تزلزل اخلاقی، نشانه‌ی عقب‌ماندگی از لحاظ اخلاق و رفتار و خدای نکرده عفت و این چیزها مشاهده کنند، اثر این هنرها و زیبائیهائی که در کار شما هست، از بین خواهد رفت؛ این را مراقب باشید. همه‌مان باید مراقب باشیم؛ ما عمامه‌ایها بیشتر از دیگران، گویندگان مذهبی بیشتر از دیگران، نامداران عرصه‌ی دین و تقوا بیشتر از دیگران. همه باید مراقب باشیم؛ شما هم همین طور. شما کسانی که در عرصه‌ی دین و معرفت و امور الهی دارید کار میکنید، خیلی باید مراقب باشید؛ مراقب اخلاق، مراقب پاکی زبان، پاکی دامان، پاکی دل، پاکی دست. خدای متعال به شما کمک کند. یک مادح آستان فاطمی (سلام اللّه علیها) وقتی که در یک چنین جایگاهی قرار گرفت، یک انسان برجسته است. یعنی همین جوری که بین ماها فهمیده شده، دانسته شده و اعتقاد پیدا کرده‌ایم، کسانی که در راه مدح ائمه (علیهم‌السّلام) و اظهار ارادت به این بزرگوار و توجه دادن دلها به این بزرگواران هستند، اینها پیش خدای متعال عزیز و محبوبند. ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

۱۷٫ باید ارتباط هیئت و مردم را نگه دارید

وقتی کسی وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌کس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ کِی بیا، کِی برو؛ کاملاً همه‌‌ی تحرّکات، برخاسته‌‌ی از اراده‌‌ی مردم و خواست خود مردم است که آن هم ناشی از ایمان آنها است؛ این چیز خیلی خوبی است، این را باید نگه دارید؛ یعنی ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایی خود هیئت و خود این کانون را برای دلهای مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ کنید، یعنی جوری نشود که حالت اداری و مانند اینها پیدا بکند. ۱۳۹۲/۰۸/۲۰

۱۸٫ باید به قرآن در هیئتها توجه کنید

چقدر خوب است که در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ی قرآن – قرآن‌‌خوانی و معارف قرآنی – اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است که در این نوحه‌‌خوانیها مضامین اسلامی، مضامین انقلابی، مضامین قرآنی گنجانده بشود؛ یک وقت هست که سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند حسین وای، خب این یک کاری است امّا هیچ فایده‌‌ای ندارد و هیچ چیزی از حسین وای انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یک وقت هست که شما در همین مطلبی که [عزادار] تکرار میکند و حرفی که [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یک مسئله‌‌ی روز، یک مسئله‌‌ی انقلابی، یک مسئله‌‌ی اسلامی، یک معرفت قرآنی را میگنجانید؛ او وقتی تکرار میکند، در ذهن او ملکه میشود؛ این خیلی باارزش است، کاری است که هیچ‌‌کس دیگر غیر از شما نمیتواند این کار را بکند؛ یعنی هیچ رسانه‌‌ای واقعاً قادر نیست که این‌‌جور معارف الهی را با جسم و جان و فکر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته کند. لذا کار کار مهمّی است، کار بزرگی است و امیدواریم که ان‌‌شاءالله خدای متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد که بتوانید به بهترین وجهی ان‌‌شاءالله این کار را پیش ببرید. ۱۳۹۲/۰۸/۲۰

۱۹٫ باید اخلاق را در جامعه رشد بدهید

امروز ما محتاج نصیحتیم. برای رشد اخلاق در جامعه، برای گسترش خلقیات خوب، برای اعتلای روحیه‌ی همدلی و برادری و صفا و اخوتی که در جامعه‌ی دینی مطلوب است، احتیاج داریم به نصیحت. اینها را از کی یاد بگیریم؟ پایه‌های اخلاق در کلمات ائمه (علیهم‌السّلام) است، در رفتار ائمه (علیهم‌السّلام) است. ما اخلاق را در جامعه رشد بدهیم؛ مردم را به خیرخواهی، به امید، به تعاون، به اخوت، به صبر، به حلم، به شکر، به احسان، به ایثار، به گذشت دعوت کنیم؛ از اخلاق بد، از تنگ‌نظری، از ناامیدی، از بدبینی، از بدخواهی برای این و آن، از حسد، از بخل و بقیه‌ی سیئات اخلاقی، مردم را پرهیز بدهیم. این کار با زبان شعر خیلی بهتر است و بهتر ادا میشود تا زبان نثر و زبان نصیحت‌آمیز. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

۲۰٫ باید اخلاقیات را تکرار کنید

گوینده‌ای مثل ما بنشیند به مردم نصیحت کند، خیلی معلوم نیست تأثیر عمیقی ببخشد؛ اما وقتی خواننده‌ای همین مضمون را در یک شعرِ زیبا و خوب و با لحن خوب بیان میکند، مثل آب گوارائی است که انسان مینوشد؛ تمام سلولهای بدن انسان از این آب بهره‌مند میشود، تا اعماق وجود انسان اثر میگذارد. البته اخلاقیات باید تکرار شود. گفتن اثر دارد، شنیدن اثر دارد؛ اما این اثر، دائمی و ابدی نیست؛ مؤثرات دیگری هم در جامعه هست که در جهت عکس آن کار میکند. لذا بایستی اخلاقیات هی گفته بشود، باز گفته بشود، باز تکرار بشود. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

۲۱٫ باید مطالعه و کار کنید

صاحب حرفه‌ی مداحی که خود را مفتخر کرده است به اینکه در این راه خدمت و کار کند، اگر بخواهد همه‌ی این خصوصیات را جمع کند، اولاً احتیاج دارد به مطالعه و کار. به قول معروف، بیمایه فطیر است. احتیاج به مطالعه هست، احتیاج به کار هست. البته مداحهای قدیمی ما مقید بودند حتماً از حفظ بخوانند؛ بد میدانستند که از رو بخوانند. امروز خوشبختانه اینجور نیست. هیچ لازم نیست که حالا مثلاً ساعتها صرف وقت کنند، قصیده‌ای را، شعری را حتماً حفظ کنند؛ نه، از رو هم بخوانند. منبریها هم همین جورند. ما در دوران جوانی و نوجوانی هرگز ندیده بودیم که منبری از جیبش کاغذ در بیاورد، حدیث را از رو بخواند؛ این را بد میدانستند. مرحوم آقای فلسفی (رضوان اللَّه علیه) این سنت غلط را شکست؛ از جیبش کاغذ در آورد، روایت را از رو خواند. خب، ایشان واعظ درجه‌ی یک کشور بود. حالا هم وعاظ یاد گرفته‌اند. برای اینکه درست بخوانند، برای اینکه بجا بخوانند، برای اینکه آنچه میخواهند بخوانند، بخوانند، کاغذ را از جیبشان در می‌آورند، حدیث را میخوانند؛ مطلب را که نوشته‌اند، میخوانند؛ شعر را میخوانند؛ این خیلی کار را آسان کرده. مداحی هم همین جور. بنابراین مطالعه کردن، یادداشت کردن، یادداشت داشتن، با حساب و کتاب و مطالعه حرف زدن، شرط اول است. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

۲۲٫ باید با قرآن و حدیث انس داشته باشید

در مطالعات خود، با قرآن و حدیث آشنا شوید. انس با قرآن برای همه لازم است؛ این را ما به همه توصیه میکنیم، به همه‌ی جوانهای کشور توصیه میکنیم. امروز خوشبختانه همین جور هم شده؛ انسان در میان دانشجوها، در میان طلاب، در بین جوانهای غیر دانشگاه و حوزه، عناصری را میبیند که با قرآن انس دارند؛ بعضیشان قرآن را حفظ هم دارند؛ بعضی هم که حفظ ندارند، قرآن را فی‌الجمله درک میکنند؛ یعنی ولو حالا تمام جزئیات را هم ندانند، مضمون را میفهمند؛ این خیلی چیز مغتنمی است…آشنائی با قرآن و حدیث توصیه‌ی ما به همه است؛ اما مبلغان دین و جامعه‌ی مداحان طبعاً مخاطب ویژه‌ی این حرف هستند؛ با قرآن باید انس پیدا کنند. قرآن را حتماً بخوانید، با توجه به ترجمه بخوانید، این ترجمه را به یاد بسپرید. در آیاتی که نصیحت هست، متضمن یک معرفتی است که انسان میفهمد، آنها را ثبت کنید، ضبط کنید، یادداشت کنید، از آن بهره‌مند شوید؛ هم بگوئید، هم عمل کنید. حدیث هم همین جور. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

– نبایدهای مداحی

۱٫ نباید فرصت مداحی را ضایع کنید

بدتر از ازدست‌دادن این فرصت، این است که ما آن را در راه بد مصرف کنیم. اگر جلسه‌ی مذهبی ما و خوانندگی و مدّاحی ما یا منبر ما به این نتیجه منتهی بشود از پای منبر، بی‌اعتقاد به آینده و ناامید از آینده بلند شوند، ما این فرصت را هدر داده‌ایم و کفران کرده‌ایم این نعمت را؛ اگر از پای منبر ما یا مدّاحی ما مردم درحالی بلند شوند که هیچ‌گونه آگاهی نسبت به وضع خودشان و وظایف خودشان پیدا نکرده باشند، ما این فرصت را از دست داده‌ایم؛ اگر خدای‌نکرده جلسات ما، جلسات وحدت‌شکن باشد، این فرصت را از دست داده‌ایم؛ اگر کیفیّت حرف زدن ما یا مضمون حرفهای ما جوری باشد که دشمنان ما را در هدفهایشان موفّق بکند، ما این نعمت الهی را – بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً – تبدیل کرده‌ایم به نقمت؛ این را باید مواظب بود، باید مراقب بود. ۱۳۹۳/۰۱/۳۱ بارها عرض کرده‌ایم و این یک حقیقتی است که وقتی شما یک قصیده را یا یک غزل را که حامل معارف است، در یک مجلسی میخوانید، گاهی از ساعتها سخن گفتن فصیح و بلیغِ یک گوینده تأثیرش بیشتر و عمیق‌تر میشود؛ این یک فرصت است؛ از این فرصت باید استفاده کرد؛ این فرصت را نباید ضایع کرد. شعری که محتوا نداشته باشد، این فرصت را ضایع میکند؛ یا اگر چنانچه در آن یک نکته‌ی ضعیف و احیاناً غلط وجود داشته باشد، این فرصت را ضایع میکند؛ یا اگر چنانچه کیفیت اجرا جوری باشد که مرزهای شرعی را مخدوش کند، این فرصت ضایع شده است؛ یا اگر جوری باشد که نیازهای نقد را که امروز مردم به دانستن آنها احتیاج دارند، ندیده بگیرد، این فرصت ضایع شده است. ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

۲٫ نباید هیئت‌ها سکولار باشند

هیئتها نمیتوانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزاداری مراقب باشد که نبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط است. البتّه معنای این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ی سیاسی در کشور اتّفاق میافتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّی – حالا یا این طرف، یا آن طرف – بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایی هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکی که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقی گذاشتند، اینها بایستی در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد. ۱۳۹۲/۰۸/۲۰

۳٫ نباید از مطالب خرافه استفاده کنید

پرهیز از انحراف، پرهیز از خرافه‌گرایی، پرهیز از مشکل‌تراشی در عقاید جوانها؛ گاهی ما یک کلمه‌ای میگوییم که یک گرهی در ذهن جوانِ مخاطب ما به‌وجود می‌آید؛ این گره را چه کسی میخواهد باز کند؟ این گرهی را که ما با بیان ناقص خودمان یا بیان غلط خودمان یا بی‌توجّهی و بی‌مسئولیّتی خودمان در ذهن این جوان به‌وجود می‌آوریم و عقیده‌ی او را دچار مشکل میکنیم، این گره چگونه باز خواهد شد؟ اینها مسئولیّت است. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۴٫ نباید در جلسات کینه‌ورزیهای مذهبی را زیاد کنید

بارها ما گفته‌ایم، برای آدمهای آگاه و مطّلع از اوضاع جهان و جهان اسلام هم این مثل روز روشن است که امروز اختلافات مذهبی در میان مسلمانان، یک وسیله و برگه‌ای است در دست دشمنان ما. یک شمشیر در دست دشمنان ما، همین اختلافات مذهبی است. علنی کردن اختلافات، صریح کردن مخالفتهای اعتقادی، به زبان آوردن مطالبی که کینه‌ها را برمی‌افروزد، یکی از وسایلی است که دشمن ما از آن بیشترین استفاده را دارد میکند. حالا [اگر] ما جوری عمل بکنیم که این مقصود دشمن برآورده بشود، این بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً است. در جلسات نباید کینه‌ورزیهای مذهبی را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کرده‌ایم؛ بعضی حاضر نیستند [گوش کنند ]. شما بیش از دیگران باید مراقب باشید. کاری نکنیم که دشمن را در مقصودی که دارد، موفّق بکند؛ شمشیر دشمن را تیز بکند. بزرگان ما، علمای ما، مراجع ما، شخصیّت‌های بزرگ دنیای اسلام همیشه ما را توصیه کردند به همین معنا. این یک نکته است؛ نکته‌ی بسیار اساسی است ۱۳۹۳/۰۱/۳۱

۵٫ نباید عقاید مذهبی را تحریک کنید

شما از حنجره استفاده میکنید، که نعمت خدا است؛ از لحن و آهنگ استفاده میکنید، که نعمت خدا است؛ از شعر استفاده میکنید، که قریحه‌اش نعمت خدادادِ الهی است. این نعمتها در اختیار شما است؛ اینها را در خدمت چه قرار میدهید؟ در خدمت معرفت‌افزائی. اگر در خدمت اختلاف‌افکنی واقع شد، اگر در خدمت تحریک عصبیتهائی قرار گرفت که امروز به خاطر این عصبیتها، متعصبین لجوج در نقاطی از دنیا بیست تا، سی تا سر میبُرند، این استفاده، استفاده‌ی بدی است؛ این را خیلی مراقب باشید. ۱۳۹۲/۰۲/۱۱

۶٫ نباید تعرض و بدگویی کنید

من با این که در منبرهای مداحی، هی تعرض به این، بدگوئی به آن بشود، موافق نیستم و اینها را دوست نمیدارم؛ اما بصیرت‌بخشی خوب است، آگاهی پیدا کنند. امروز ملت ما بر اثر بصیرت است که توانسته است بایستد. ملت ما میداند علیه او چه توطئه‌هائی هست، چه کسانی توطئه میکنند، هدف از این توطئه‌ها چیست، از چه چیز ملت ایران ناراحتند؛ اینها را مردم ما میدانند. ملت ایران میدانند که روحیه‌ی ایمان، اسلام، آزادیخواهی، استقلال‌طلبی، ایستادگی در راه درست، دشمن را عصبانی کرده. مردم ما دشمن را هم میشناسند. شیوه‌های او را هم بتدریج همه‌مان یاد گرفتیم، فهمیدیم شیوه‌های دشمن چیست. این بصیرت خیلی چیز باارزشی است. اگر این بصیرت نبود، ملت ما نمیایستادند. تبلیغاتی هم که دشمنان میکنند؛ چه آنهائی که خودشان مستقیماً تبلیغ میکنند، چه آنهائی که به زبان بلندگوها و بوقهای اجاره‌ایشان میدمند و از زبان آنها پخش میکنند، همه‌اش در جهت این است که این بصیرت را از مردم بگیرند؛ امر را بر مردم مشتبه کنند؛ آنها را از ایمانشان، از اسلامشان، از استقامتشان، از ایستادگیشان در این راه، از معرفت درستشان نسبت به حوادث زندگی دور کنند. خب، یک برنامه‌ی مجلسىِ مداحی میتواند یک بخشی را به این اختصاص دهد. شعرش را پیدا کنید، جملاتش را انتخاب کنید. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

۷٫ نباید از حدود و ضوابط شرع بیرون بروید

در محیطهای مراسم مذهبی، مراقب باشید هیچ کاری که از حدود ضوابط شرع ممکن است بیرون برود، رخ ندهد؛ این را مراقبت کنید. محیط مدّاحی و خوانندگی دینی، یک محیط پاک و مطهّری است؛ نگذاریم آلودگیهایی که متأسّفانه در دنیای هنر در بین مردمان بیقید و بیمبالات رواج پیدا کرده است، به محیط هنر اسلامی و مذهبی در محیطهای مذهبی رسوخ کند و نفوذ کند؛ این را مراقب باشید. محیط، محیط پاکیزه، طیّب، طاهر، [همراه با] عفّت؛ این‌جور محیطی باید باشد محیطی که ما در آنجا معارف اسلامی را میخواهیم با زبان شعر بیان کنیم. ۱۳۹۳/۰۱/۳۱

۸٫ نباید در هیئت بالا و پایین پرید

این که بنده گاهی اوقات اعتراض میکنم به بعضی از مدّاحی‌ها که مثلاً فرض کنید در عزاداری دهه‌ی محرّم وقتی انسان نگاه میکند، میبیند مثلاً در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین؛ خب، این چه فایده‌ای دارد؟ این چه تأثیری دارد؟ کجای این عزاداری است؟ اینکه من اعتراض میکنم، از هیجان جوانها بنده ناراحت نیستم؛ خب جوان اهل هیجان است، جوان منبع انرژی است و دائماً دلش میخواهد انرژی خودش را تخلیه کند؛ من از این باب [میگویم] که این وظیفه‌های بزرگ زمین نماند. ۱۳۹۵/۰۱/۱۱

۹٫ نباید در هیئت لخت بشوید و بالا و پایین بپرید و ندانید چه می‌گویید

اینکه ما مجلس عزاداری و مدح سیّدالشهدا را ــ که عظمت او به‌خاطر شهادت است، عظمت او به‌خاطر فداکاری در راه خدا است، عظمت او به‌خاطر گذشت است؛ گذشت از همه چیز، از همه‌ی خواسته‌ها، از همه‌ی مطلوبها ــ تبدیل کنیم به یک نقطه‌ی سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟ این شکر این نعمت است که خدا به شما داده؟ این صدای خوش نعمت است؛ این توانایی اداره‌ی مجلس نعمت است؛ اینها چیزهایی است که خدا به همه نداده است، به شما داده؛ باید این نعمتها را شکر بگزارید. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۱۰٫ نباید آهنگهای بد بخوانید

بعضی از آهنگها، آهنگهای بدی است، آهنگهای غلطی است، آهنگهای لهوی است؛ این را نباید به وادی حرفه‌ی مداحی و خواندن مداحی کشاند. عیبی ندارد که شکلهای جدیدی را در خواندن و قرائت اشعار و آهنگ‌سازیهای گوناگون ابتکار کنید؛ اما از این تشابه و تداخل بپرهیزید. البته آهنگهای لهوىِ مضلّ عن سبیل اللَّه را میگویم، نه حالا هر آهنگی که یک وقتی در یک مضمون دیگری خوانده شده، آن را بخواهیم منع کنیم؛ نه، آهنگهائی که لهوی است و مضلّ عن سبیل الله است؛ اینها را نیاورید. ۱۳۹۰/۰۳/۰۳

غیر خدا در آقای خامنه ای وجود ندارد


رهبری ایشان چیزی نبود که از قبل برای آن برنامه‌ریزی شده باشد؛ گویا خداوند ایشان را برای چنین موقعیتی نگه داشته و آماده کرده بود؛ بنده بحمدالله از آغاز با آقا رفیق بوده‌ام و در آقای خامنه‌ای غیر خدا ندیده ام.

عقیق:مرحوم آیت الله مؤمن در دیدار اعضای ستاد ترویج و بهره وری
منشور حوزه و روحانیت که در تاریخ یازدهم اسفندماه ۱۳۹۶ انجام شد، به بیان
نکات مهمّی پیرامون شخصیت و سیره‌ی مقام معظّم رهبری پرداخت و به بیان
جزئیات کمترشنیده‌شده‌ای از جریان انتخاب رهبر معظّم انقلاب اسلامی در
خرداد ماه سال ۱۳۶۸ اشاره کرد که به مناسبت رحلت این فقیه پارسا تقدیم حضور
شما علاقمندان به آن مرحوم خواهد شد.

 



* خدا آقای خامنه ای را برای رهبری نگه داشته بود



رهبری ایشان چیزی نبود که از قبل برای آن برنامه‌ریزی شده
باشد؛ گویا خداوند ایشان را برای چنین موقعیتی نگه داشته و آماده کرده بود؛
اینکه آیت الله خامنه ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته باشد و
بعد از انقلاب هم به عنوان نماینده‌ی حضرت امام در مناصب مختلف و حسّاس رشد
کند و بعد به این منصب ریاست عالی برسد، عنایت الهی است.



پس از رد رهبری شورایی، وقتی بنای بر انتخاب فرد شد، نگاه‌ ها
به سمت آیت‌الله خامنه‌ای رفت و مخالفت ایشان با این نظر نیز برخاسته از
تواضع ایشان بود؛ خاطراتی که از حضرت امام در مورد آیت‌الله خامنه‌ای مطرح
شد، بعد از این بود که نظر اعضای مجلس خبرگان به رهبری آقای خامنه‌ای
متمایل شده بود.



در رأی گیری روز ۱۴ خرداد، برخی به دلیل شبهه قانون اساسی که
بر اساس آن می‌بایست رهبر از «مراجع تقلید» می‌بود و در آن زمان هنوز
مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند؛ ولی حدود
چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط
مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد و تعداد آرای ایشان خیلی بیشتر از
قبل نیز شده بود.



 



* سر سوزنی در صحت انتخاب خبرگان تردید نکرده ام



در این مدّت چندین ساله پس از انتخاب ایشان به رهبری انقلاب
اسلامی، سر سوزنی در صحّت این انتخاب، تردید نکرده‌ام و واقعا خداوند متعال
بر این مردم لطف کرده که کسی را رهبر قرار داده که بزرگ ‌شده‌ اسلام و
بزرگ ‌شده‌ی نظام اسلامی است؛ ان ‌شاء الله زنده باشیم و حضرت ولی عصر(ع)
را در دوران ریاست آقا [مقام معظّم رهبری] ببینیم.



آیت‌الله خامنه‌ای اعتقاد و اعتماد واقعی به مردم و قدرت آنها
دارند؛ مطلقاً خلاف‌گویی در ایشان و در کارش و در دستگاهش وجود ندارد؛
ایشان با صراحت و صداقت، بارها تأکید کرده‌اند که کار وقتی بر دوش عموم
باشد پیش می‌رود که نمونه‌ آن نیز جمع‌ شدن فتنه ۸۸ بود که توسّط خود مردم
انجام شد و این نکته در پیشبرد امور حوزه و دانشگاه هم باید مورد توجّه
قرار گیرد.



 



* آیت الله خامنه ای به هیچ کس باج نمی دهد



بنده بحمدالله از آغاز با آقا رفیق بوده‌ام و در آقای
خامنه‌ای غیر خدا ندیده ام؛ باید دعا کنیم خدا به حقّ جد ایشان، این شخصیت
را برای ما حفظ کند؛ آیت الله خامنه ای مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم
باج نمی‌دهد.

منبع:حوزه

کشته شدن ۴۰۰هزارشیعه در ۱۷ روز در عراق/ وهابیت دست یهود را در خونریزی از پشت بسته است


استاد حوزه علمیه قم گفت: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ایران در سیطره آمریکایی ها بود و حتی کسی جرات نداشت به سگ های آنان تعرض کند و تنها با تبعیت از رهبری و تقدیم صدها هزار شهید و جانباز توانستیم این لکه ننگ را پاک کنیم؛ در کشور عراق و در زمان آیت الله العظمی خویی(ره) ظرف ۱۷ روز۴۰۰هزار شیعه را کشتند و بر سر جنازه ها به رقص و پایکوبی پرداختند پس شیعه به آسانی حفظ نشده است.

عقیق:حجت الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسی در دیدار جمعی از
اندیشمندان پاکستانی که در قم برگزار شد، با اشاره به تلاش دشمنان اسلام و
تشیع برای نابودی نور اهل بیت(ع) گفت: امروزه آل سعود همانند امویان که
بیت المال مسلمین را  صرف جنگ،کشتار و ایجاد اختلاف در میان امت رسول الله
می کردند، به کشورهای گوناگون پول و امکانات می دهند تا در مقابل یکدیگر
بجنگند؛ بن سلمان بیست میلیارد دلار به پاکستان کمک می کند تا شیعه و
پاسدار بکشد.

وی افزود: خون ریزی برای اینها مایه خوشحالی است، حجاج بن یوسف ثقفی چکار می کرد؟ اینها نیز دقیقا همان مسیر را در پیش گرفته اند.



عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جریان وهابیت را یک جریان
درحال سقوط دانست و در جایگاه مقایسه، به برخی فتاوای بی اساس و عجیب
وهابیت همچون «جهاد نکاح و نکاح الوداع» اشاره کرده و شدت ضعف مفتیان وهابی
را نقطه ضعف بزرگ این جریان دانست.



وی با اشاره به نقش نخبگان و خواص امت اسلامی در برملا کردن
توطئه های دشمنان اسلام گفت: دشمنان اسلامی همه توان خود را به کار گرفته
اند تا نور اهل بیت(ع) را خاموش کنند ما هم باید تلاش کنیم که این نور
خاموش نشود و راه مقابله با آنان دعوا و شمشیر کشیدن نیست، بلکه کار فرهنگی
می باشد و در این بین نقش متفکرین و نخبگان بسیار برجسته می باشد.



حجت الاسلام والمسلمین طبسی خاطر نشان ساخت: وقتی انسان به
خوبی در مورد وهابیت تفکر می کند به این نتیجه می رسد که اصلا شاید اینها
مسلمان نباشد و زیر آن لباسشان لباس یهود باشد؛ چرا که اینان دست یهود را
در خونریزی از پشت بسته اند.



وی در ادامه بیان داشت: سیاست خلفا همگی یک جور بود و تنها
نام آنها فرق داشت؛ بنی امیه، بنی عباس و امروز آل سعود. امام صادق(ع)
مصائب زیادی داشت و با فرقه‌های گوناگون انحرافی از جمله تصوف، فقه
ابوحنیفه، جریانات الحادی، سلفی ها و فرهنگ غرب مقابله کرد و ما باید
افتخار کنیم طرفدار امام صادق(ع) هستیم.



عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در قسمت دیگری از سخنان خود
با اشاره به اوضاع ایران قبل از انقلاب اسلامی گفت: ما در ایران حدود یک
میلیون شهید و مجروح دادیم تا توانستیم پیروز شویم،  قبل از پیروزی انقلاب
کشور ایران در سیطره آمریکایی ها بود و حتی کسی جرات نداشت به سگ های آنان
تعرض کند؛  تنها با تبعیت از رهبری و تقدیم شهید و جانباز توانستیم این لکه
ننگ را پاک کنیم؛ در کشور عراق و در زمان آیت الله العظمی خویی(ره) ظرف ۱۷
روز یکجا۴۰۰هزار شیعه را کشتند و بر سر جنازه ها به رقص و پایکوبی
پرداختند.



این استاد حوزه علمیه افزود: در طول تاریخ شیعه به سختی حفظ
شده است هرچند دشمنان ما تهمت می زنند، اما باید بدانیم که اگر آنها به ما
می گویند “رافضی” دقیقا همانند فرعونیان هستند که به کسانی که زیر بار
فرعون نمی رفتند می گفتند رافضی؛ شیعه زمان پیامبر(ص) بوده است، شیعه قدیم
است، تشیع یعنی غدیر، اگر غدیر رافضی هست ما نیز رافضی هستیم، غدیر را
جبرئیل از طرف خدای متعال آورد آیا جبرئیل و خدای متعال نیز رافضی هستند؟.



عضو جامعه مدرسین حوزه با اشاره به برخی فعالیت های صورت
گرفته در قم ابراز داشت: حوزه علمیه قم با کمترین امکانات و برنامه ها در
حال پیشبرد اهداف انقلاب و اسلام است، و این در حالی است که مردم و
اندیشمندان جهان اسلام شاید کمتر از این برنامه ها آگاه هستند.



وی با بیان این‌که دشمن در این سال‌ها تلاش‌های فراوانی کرده
است و داعش، طالبان، القاعده و غیره نه تنها مشکل آمریکا و انگلیس نیستند،
بلکه ابزار و هموار کننده مسیر آن‌ها هستند، تصریح کرد: مشکل و مانع پیش
روی استکبار، مکتب تشیع است که امام راحل(ره) دنیا را به این مکتب دعوت
کرد؛ از این رو به مبارزه با آن پرداختند ولی نتیجه عکس گرفتند و تشیع
بیشتر از گذشته ترویج و معرفی شد.



حجت الاسلام و المسلمین طبسی در پایان با اشاره به تلاش علما و
بزرگان دین در جبهه های حق علیه باطل عنوان داشت: در برابر جبهه داعش نیز
شهید تقدیم کردیم تا بینی آن ها را به خاک ذلت بمالیم و نقش علما و بزرگان
دینی در این میان واقعا برجسته و تعیین کننده بوده است.



خاطر نشان می شود: در پایان اندیشمندان پاکستانی به تبیین دیگاه ها و طرح سوالات خود پرداختند.

منبع:حوزه

هدیه ای که به همه می‌رسد


پیامبر اکرم (ص) در یکی از سخنان نورانی خود هدیه ای را معرفی کردند که مومن می تواند از آن به همه انسانها ببخشد.

عقیق: روایت زیر را از کتاب امالی شیخ صدوق منتشر می‌کند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِأَخْلَاقِکُمْ.



رسول خدا(ص) فرمود: شما نمی‌توانید اموال خود را به همه مردم ببخشید پس آنها را مشمول اخلاق[نیک] خود قرار دهید.



پی نوشت:

امالی شیخ صدوق،‌ص۱۲

نکاتی از جلسات خصوصی حاج اسماعیل دولابی با رهبر معظم انقلاب


استاد پرورش از ارادتی که مرحوم میرزا اسماعیل دولابی به رهبر معظم انقلاب داشتند، این را هم نقل کردند که مرحوم میرزا اسماعیل که مشهور به استاد عرفان و اخلاق بودند، پنج جلسه خصوصی …

عقیق:استاد سید علی اکبر پرورش، یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در
کنار حضرات آیات، بهشتی، خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی ‌و دیگر بزرگان بود که
فعالیت های سیاسی بسیاری در زمان انقلاب داشته است. مرتضی نجفی قدسی
خاطراتی از این شخصیت انقلابی را در قالب کتاب «خاطراتی از استاد پرورش» به
رشته تحریر درآورده که در شماره های گوناگون تقدیم حضور علاقمندان خواهد
شد.

 



* علاقه‌ متقابل ‌استاد پرورش و مرحوم حاج اسماعیل دولابی



 



فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ
لِلْإِسْلامِ/ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه ‏اش را براى (پذیرش)
اسلام، گشاده مى‌سازد.



جناب استاد پرورش به جناب حاج میرزا اسماعیل دولابی که از
عارفان بنام تهران بودند، علاقه و ارادت خاصی داشت و متقابلاً جناب میرزا
اسماعیل دولابی نیز برای استاد پرورش احترام خاصی قائل بود و بر ما کاملاً
معلوم بود که علاقه طرفین جنبه معرفتی دارد.



مولوی می‌گوید:



جان گرگان و سگان از هم جداست                  متحد جان‌های شیران خداست



این دو بزرگوار به خوبی از یکدیگر درک وجودی داشتند و اسرار
زیادی بین آن‌ها رد و بدل می‌شد. از جمله قضایایی که جناب استاد پرورش برای
بنده از جناب میرزا اسماعیل دولابی نقل کردند، این بود که ایشان فرموده
بودند: در زمانی که جنگ بین ایران و ظفار (عمان) بود، فرزندشان که در آن
زمان سرباز بود و به جبهه ظفار اعزام شده بود، کشته می‌شود.



پس از این حادثه جناب حاج میرزا اسماعیل دولابی دچار افسردگی
روحی می‌شوند و این افسردگی مدتی به طول انجامید. فرموده بودند: هرگاه به
خانه می‌رفتم، اهل منزل را هم متأثر و افسرده می‌کردم. تصمیم گرفتم برای
پیشگیری از انتقال افسردگی خود به خانواده، تا هر زمانی که به لحاظ روحی
خوب نشدم دیگر به منزل نروم.‏



در همین پریشانحالی بودم که شبی در سر راه منزل به مسجدی
قدیمی در دروازه دولاب تهران رفتم. از آن مسجد چندان استفاده نمی‌شد و
تقریباً متروکه گردیده بود، ولی کف شبستانش زیلویی پهن بود. رفتم گوشه‌ای
از مسجد در تاریکی نشستم و در عالم خودم فرو رفته بودم که دیدم دو ملک که
یکی از آن‌ها ابریقی (گلابدان) در دست داشت، وارد شبستان شدند و به سمت من
آمدند و لبخندی زدند.



یکی از آن‌ها دستانش را گشود و کنار هم قرار داد و دیگری با
همان ابریق، آب گلابی را درون دستان او می‌ریخت. دست‌هایش که پر می‌شد آن
را بر سر و صورت من می‌ریخت. حتی یک مشت از آن آب‌ها را هم بر سینه من
پاشید و قلب مرا با آن آب‌ها شست‌وشو داد. همین که آن‌ها سر و صورت و سینه
مرا شست‌وشو دادند، دیدم تمام افسردگی‌ها و غم‌ها از من بیرون رفت و تاکنون
دیگر هیچگاه افسرده و غمگین نشده‌ام.



این ماجرا یکی از داستان‌هایی بود که جناب استاد پرورش از
مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی برای ما نقل کردند. به نظرم می‌توان آن را
یکی از مصادیق آیه شریفه «فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ
صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ» تلقی کرد. یعنی هرکسی را که خدا بخواهد هدایت کند،
شرح صدری به او می‌دهد تا بتواند تسلیم امر الهی گردد.



از دیگر قضایایی که استاد پرورش از مرحوم میرزا اسماعیل
دولابی نقل کردند، این بود که در آخرین دیداری که استاد پرورش در سال ۱۳۸۸
با رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) داشتند و
دیداری طولانی و حائز اهمیت بود و مطالب گوناگونی مورد گفت‌وگو قرار گرفته
بود، در اختتام آن جلسه، استاد پرورش جمله‌ای از مرحوم حاج میرزا اسماعیل
دولابی را برای رهبر بزرگوار انقلاب نقل می‌کنند که برای ایشان نیز جالب
توجه بوده است.



و آن این‌که مرحوم آقای دولابی می‌گویند: خدای متعال به آقای
خمینی برای اداره این انقلاب و کشور و دین، پول قلمبه‌ای داده بود. از این
رو امام خمینی برای امور کشور و انقلاب حتی در سخت ترین شداید، هیچگاه کم
نیاورد و مشکلی پیدا نکرد؛ زیرا آن پول و یا سرمایه الهی خدادادی را داشت و
هزینه می‌کرد.



اما خدای متعال به حضرت آقای خامنه‌ای این پول هنگفت را مثل
حضرت امام خمینی (ره) یکجا و کلی نداده، بلکه حواله‌ای داده است، یعنی
هرگاه نیاز باشد. حضرت آقا، رهبری معظم انقلاب با تضرع از درگاه الهی مسئلت
می‌نمایند و خدای متعال هم اجابت می‌کند و مشکل برطرف می‌شود.



آقای پرورش هم این موضوع را تصدیق داشتند که تأییدات الهی
همواره پشتوانه مقام معظم رهبری بوده است و اصولاً این روحیه تضرع و توسل
به ائمه اطهار(ع) و اتکال به پروردگار که در وجود حضرت آیت الله خامنه‌ای
(دامت برکاته) از دیر زمان وجود داشته، سبب پیشرفت‌ها و رفع خطرها و بلاهای
عظیم گشته است.



‏لازم به ذکر است که استاد پرورش از ارادتی که مرحوم میرزا
اسماعیل دولابی به رهبر معظم انقلاب داشتند، این را هم نقل کردند که مرحوم
میرزا اسماعیل که مشهور به استاد عرفان و اخلاق بودند، پنج جلسه خصوصی با
مقام معظم رهبری داشتند.



در این جلسات، رهبر معظم سخنان ایشان را فقط گوش می‌دادند و
بالاخره در آخرین جلسه جناب میرزا اسماعیل که می‌گفتند تا آن روز ندیده
بودند دست کسی را ببوسند، در موقع خداحافظی دست رهبر معظم انقلاب را می
بوسند و برای سلامتی و دوام توفیقات ایشان دعا می‌کنند.‏



در پایان این نکته را هم اضافه کنم که پس از تحریر این مطالب،
در گفت‌وگو با یکی از دوستان، هنگامی که عرض کردم بنده متنی را در ارتباط
با استاد پرورش و مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی تهیه کرده‌ام، وی گفت:
اتفاقاً، نهم بهمن ماه سالگرد ارتحال ایشان است و بنده اطلاع نداشتم.
انتشار این خاطره را در چنین روزی لطف پروردگار می‌دانم و به فال نیک
می‌گیریم.



رحمه الله علیهم اجمعین!



 

منبع:حوزه

دو عامل پرواز مستقیم به بهشت


عقیق:در شرح چهل حدیث، حدیث سی‌ و سوّم: دو عامل پرواز مستقیم به بهشت، جلسۀ اوّل: حیا از خداوند در خلوت، حضرت آیت الله مظاهری مطالبی را بیان داشته اند  که به شرح زیر است:

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری‏ وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی‏»

روایتی در برخی از کتب روایی نقل شده[۱] که از نظر اخلاقی بسیار آموزنده است. شهید دوّم«رحمت‌الله‌علیه» این روایت را در کتاب «مسکّن الفؤاد» آورده است.[۲] علّامه مجلسی«رحمت‌الله‌علیه» نیز در کتاب شریف بحارالانوار آن را نقل می‌کند. طبق آن حدیث، پیامبر گرامی«صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرموده‌اند:

«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ أَنْبَتَ اللَّهُ تَعَالَى لِطَائِفَهٍ مِنْ أُمَّتِی أَجْنِحَهً فَیَطِیرُونَ‏ مِنْ قُبُورِهِمْ إِلَى الْجِنَانِ یَسْرَحُونَ فِیهَا وَ یَتَنَعَّمُونَ کَیْفَ شَاءُوا فَتَقُولُ لَهُمُ الْمَلَائِکَهُ هَلْ رَأَیْتُمُ الْحِسَابَ فَیَقُولُونَ مَا رَأَیْنَا حِسَاباً فَیَقُولُونَ هَلْ جُزْتُمُ الصِّرَاطَ فَیَقُولُونَ مَا رَأَیْنَا صِرَاطاً فَیَقُولُونَ هَلْ رَأَیْتُمْ جَهَنَّمَ فَیَقُولُونَ مَا رَأَیْنَا شَیْئاً فَتَقُولُ الْمَلَائِکَهُ مِنْ أُمَّهِ مَنْ أَنْتُمْ فَیَقُولُونَ مِنْ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ ص فَیَقُولُونَ نَشَدْنَاکُمُ اللَّهَ حَدِّثُونَا مَا کَانَتْ أَعْمَالُکُمْ فِی الدُّنْیَا فَیَقُولُونَ خَصْلَتَانِ کَانَتَا فِینَا فَبَلَّغَنَا اللَّهُ هَذِهِ الدَّرَجَهَ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ فَیَقُولُونَ وَ مَا هُمَا فَیَقُولُونَ کُنَّا إِذَا خَلَوْنَا نَسْتَحِی أَنْ نَعْصِیَهُ وَ نَرْضَى بِالْیَسِیرِ مِمَّا قُسِمَ لَنَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَهُ حَقٌّ لَکُمْ هَذَا»[۳]؛ وقتی قیامت می‌شود، خداوند متعال به طائفه‌ای از امّت من، دو بال عطا می‌فرماید و به‌وسیلۀ آن دو بال، به سرعت، از قبرهای خود به سوی بهشت پرواز می‌کنند. در بهشت جای می‌گیرند و هر نعمتی که بخواهند، برخوردار می‌گردند.

ملائکه از آنها سؤال می‌کنند که شما محاسبۀ اعمال و صراط و جهنّم را دیدید؟ یعنی مواقف قیامت را چگونه گذراندید که به بهشت رسیدید؟ آنان پاسخ می‌دهند: ما چیزی ندیدیم. منظور اینکه، از ما حسابی نخواستند و بدون بازجویی آمدیم.

ملائکه می‌گویند: شما چه طایفه‏ای هستید؟ از امت کدام پیغمبرید؟ آنها پاسخ می‌دهند: ما از امت محمد«صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم» هستیم. ملائکه می‌پرسند: در دنیا چه کردید که به این مقام رسیدید؟

آنها می‌گویند: ما دو خصلت داشتیم و خداوند به فضل و رحمت خود، ما را به این مرتبه رسانید. خصلت اوّل اینکه: ما در خلوت، مرتکب گناه نمی‌شدیم، یعنی خلوت و جلوت برای ما تفاوت نداشت و همان‌طور که در بین مردم مراقب بودیم معصیت نکنیم، در خلوت و در نهان نیز گناه نمی‌کردیم.

دوم: توانسته بودیم مقام تسلیم و رضا به دست آوریم؛ یعنی به آنچه قسمت ما شده بود، راضی بودیم.

ملائکه به آنها می‌گویند: حق شماست که به چنین مقامی دست یافته‌اید.

از این روایت شریف استفاده می‌شود که دو عامل یاد شده، یعنی «اجتناب از گناه، در خلوت» و نیز «تسلیم و رضا» سبب ورود مستقیم انسان به بهشت، آن هم بدون محاسبه است.

از عبارت: «یَتَنَعَّمُونَ کَیْفَ شَاءُوا» نیز برداشت می‌شود که از درجات و مراتب بهشت بهره‌مند می‌گردند، امّا هرکسی با این دو بال، مستقیم به مرتبه‌ای از بهشت که جایگاه اوست و برای او تعبیه شده، می‌رسد. بهشت سه مرتبۀ کلی دارد که عبارتند از: بهشت عوام، بهشت خواص و بهشت اخصّ‌الخواص؛ بهشت عمومی برای عموم مردم است، در بهشت عدن خواص را راه می‌دهند و بهشت رضوان، جایگاه اخصّ‌الخواص است. قرآن کریم جایگاه متّقین حقیقی را نزد خداوند متعال می‌داند: «إِنَّ الْمتّقینَ فى جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِر»[۴]

یعنی کسانی که حقیقت تقوا را درک کرده‌اند، در بهشت به مقام‏ عنداللّهى‏ که بالاترین مقام است، خواهند رسید و از قبر خود به‌طور مستقیم، به آن مقام و جایگاه دست می‌یابند.

معنای جملۀ اوّل آنها، این است که همه‌جا محضر خداست، ما در محضر خداییم، ادب حضور باید رعایت شود. همان که امام خمینی«قدّس‌سرّه» بارها می‌گفتند: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید».

گناه، خطرات و خسارات فراوانی برای انسان دارد. گناه، روح و بعد ملکوتی انسان را می‌کُشد و دل را سیاه می‌کند. گناه چشم، گناه زبان و سایر اعضای بدن و نیز ظلم و حقّ‌النّاس، روح آدمی را می‌میراند و کارکرد آن را نابود می‌سازد.

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: اگر کسی گناه کند، یک نقطۀ سیاه در دلش پیدا می‌شود. سپس اگر توبه کند، آن گناه و آن نقطه پاک می‌شود؛ امّا اگر مرتکب گناه دوم شود، نقطۀ سیاه بیشتر می‌شود و رفته رفته در اثر گناه روی گناه، همۀ دل او سیاه خواهد شد. سپس امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: چنین شخصی دیگر رستگار نمی‌شود: «فَلَا یُفْلِحُ‏ بَعْدَهَا أَبَداً»[۵] .

کسی که گناه خود را تکرار و به آن عادت کند، مانند اتومبیلی که ترمزش بریده، با شتاب فراوان در سراشیبی گناه واقع می‌شود و نجات و بازگشت وی بسیار مشکل است.

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایت دیگری از قول پدر بزرگوار خویش، امام باقر«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: مهم‌ترین عامل برای فساد دل، گناه است؛ چراکه گناه، قلب انسان را وارونه مى‏کند: «مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَفْسَدَ لِلْقَلْبِ‏ مِنْ خَطِیئَهٍ إِنَّ الْقَلْبَ لَیُوَاقِعُ الْخَطِیئَهَ فَمَا تَزَالُ بِهِ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَیْهِ فَیُصَیِّرَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ»[۶] .

گناه، مفاسد و تبعات ناگوار فراوان دیگری نیز در دنیا و آخرت دارد که ذکر آن مربوط به بحث فعلی نیست.[۷] آنچه در شرح روایت این جلسه، موضوع بحث ماست، اجتناب از گناه و حیا از خداوند سبحان، در خلوت است. یعنی عامل مهمّ سعادت انسان و رسیدن مستقیم و بدون محاسبه به بهشت، آن است که آدمی در خلوت و جایی که هیچ کس جز خدا او را نمی‌بیند، از خدا حیا کرده، دست از معصیت بردارد. چنان‌که اهل بهشت به ملائکه می‌گویند: «کُنَّا إِذَا خَلَوْنَا نَسْتَحِی أَنْ نَعْصِیَهُ».

عمل به این نکته، در حالی که بسیار مشکل است، بسیار لازم است. حتی می‌توان گفت: کسی که ادب حضور را در محضر خداوند متعال مراعات نکند و به ویژه در خلوت و در نهانی، مرتکب گناه شود، به نفاق اخلاقی دچار شده است.

آشکار و نهان انسان باید از نظر اجتناب از گناه، یکسان باشد. یکی از علمای اخلاق می‌فرماید: انسان متّقی، آن است که بتواند اعمال خویش را روی طبقی بر سر بگذارد و در بین مردم بگرداند. همه باید مراقب باشند که اعمال آنها در خلوت و جلوت متفاوت نباشد، یعنی منافق نباشند.

پیامبر اکرم«صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم» به روایت امام صادق«سلام‌الله‌علیه» فرموده‌اند: «مَا زَادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلَى مَا فِی الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ‏»[۸]؛ اگر خشوع ظاهری، از آنچه در دل می‌گذرد، بیشتر باشد، نزد ما نفاق است.

نفاق انواعی دارد و یک نوع آن، همین تفاوت رفتار در نهان و آشکار است. اگر اجناس یک کاسب، زیر و رو داشته باشد و روی آن با جلوۀ بیشتری ظاهر گردد، عمل او منافقانه است. به همین ترتیب، کردار انسان هم باید زیر و رو نداشته باشد و در همۀ شرایط و در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها، از حیث اجتناب از گناه یکسان باشد. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» در توصیف ویژگی‌های مؤمنین می‌فرمایند: «أَعْمَالُهُ لَیْسَ فِیهَا غِشٌ‏ وَ لَا خَدِیعَهٌ»[۹]؛ اعمالشان بدون ‏غش و نیرنگ‌ است.

یکسان نبودن ظاهر و باطن اعمال انسان، تفاوت داشتن در نهان و آشکار و دوگانگی قول و عمل، نوعی غش نیز به‌حساب می‌آید. پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» از کسی که غش در او باشد، سلب ایمان کرده‌اند: «أَلَا وَ مَنْ‏ غَشَّنَا فَلَیْسَ مِنَّا»[۱۰].

گاهی اتفاق می‌افتد افراد مشهور و سرشناس و خواصّی نظیر اساتید و روحانیون، در بین مردم اعمالی نیکو دارند، امّا در خانه و نزد همسر و فرزندان، مرتکب گناه می‌شوند و ابهت خود را در نظر آنها می‌شکنند. این افراد که به نفاق اخلاقی مبتلا هستند، باید توجه داشته باشند که سرمشق همسر و فرزندان و الگوی اطرافیان خود هستند، مثلاً همسر یک طلبه، به امید پیشرفت معنوی و حرکت به سوی خدا، به خانۀ او آمده، فرزندانش انتظار عمل به اسلام و رفتار اخلاقی از او دارند؛ و اگر از او گناه یا عمل خلاف مروّت مشاهده کنند، دلسر می‌شوند. از این گذشته، چون می‌بینند که ظاهر و باطن او یکسان نیست، او را مؤمن و با تقوا نمی‌دانند و در امور دینی و معنوی، به او تکیه نخواهند کرد.

امام باقر«سلام‌الله‌علیه» فرمودند: «مَنْ کَانَ ظَاهِرُهُ‏ أَرْجَحَ‏ مِنْ‏ بَاطِنِهِ‏ خَفَّ مِیزَانُهُ»[۱۱]؛ کسی که ظاهر او از باطنش برتر باشد، ترازوی اعمالش سبک و کم ارزش است.

یکی از مظاهر صداقت و راستی، تطابق عمل با گفتار و نوشتار انسان است. انسان باید قبل از دیگران، خودش به آنچه می گوید یا می‌نویسد، عمل کند. محدّث عالیقدر مرحوم شیخ عباس قمی«رحمت‌الله‌علیه» صاحب کتاب شریف «مفاتیح‌الجنان» می‌فرماید: من ابتدا یک دوره به مفاتیح عمل کردم، سپس اجازۀ انتشار آن را دادم. آیت‌الله العظمی بروجردی«رحمت‌الله‌علیه» می‌فرمودند: شیخ طوسی«رحمت‌الله‌علیه» بعد از تألیف کتاب «مصباح‌المتهجد»، ابتدا خودش به آنچه در کتاب بود عمل کرد، بعد طبق قاعدۀ «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ»[۱۲] قبل از چاپ، خانوادۀ خود را وادار کرد یک دوره به آن عمل نمایند.

اگر خلوص، صداقت و صمیمیت در کار باشد، همه می‌توانند آثاری نظیر «مفاتیح» یا «مصباح المتهجد» از خود به یادگار بگذارند که سالیان سال مردم از آن کتاب‌ها استفاده کنند و به مستحبات آن عمل نمایند.

طلبه‌ای به یکی از علمای بزرگ گفته بود: مرا با یک جمله نصیحت کنید. ایشان فرموده بود: دروغ نگو، بعد توضیح داده بود: منظور من دروغ‌های بزرگ نیست، بلکه از دروغ‌های محاوره‌ای و عادی نیز بپرهیز.

یکی از دروغ‌های عادی که در بین مردم رایج است، همین تفاوت رفتار آنها در خلوت و جلوت است. وقتی ظاهر و باطن انسان تفاوت داشته باشد، هنگامی که در بین مردم، حقیقت باطنی خویش را پنهان کند و با رفتاری خلاف واقعیت وجودی‌اش، تظاهر نماید، رفتارش بر اساس دروغ و نفاق است.

مثلاً گاهی افراد سؤال می‌کنند که آیا اگر نماز ما در خانه و در مسجد تفاوت داشته باشد، باطل است؟ یعنی در خانه سرسری و بدون توجه نماز می‌خوانند و در مسجد و در بین مردم، سعی می‌کنند ادب ظاهری را مراعات کنند. معلوم است که این نماز، اگر از نظر فقهی باطل نباشد، از نظر اخلاقی نماز صادقانه نیست که موجب قبول خداوند متعال گردد. نقل است که یک نفر همیشه در صف اول نماز جماعت، به نماز می‌ایستاد. یک نوبت مجبور شد در صف دوم نماز بخواند و این موضوع روی نماز او تأثیر گذاشت. بعد فهمید نمازهای قبلی او به خاطر ایستادن در صف اول خوانده شده و مقبول درگاه الهی نبوده است.

در روایتی از قول امام صادق«سلام‌الله‌علیه» آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: «أَنَا خَیْرُ شَرِیکٍ‏ فَمَنْ عَمِلَ لِی وَ لِغَیْرِی فَهُوَ لِمَنْ عَمِلَهُ غَیْرِی»[۱۳].

خدای سبحان می‌فرماید من شریک خوبی هستم. هرکس در عملی، دیگری را با من شریک کند، من همۀ عمل را به شریک خود واگذار می‌کنم. گاهی انسان هفتاد سال عبادت کرده، ولی چون ریا و شرک خفی همراه آن بوده است، ناگهان در قیامت می‌بیند هیچ ندارد. گردویی با ظاهر خوب و درونی پوچ و بی‌مغز نصیب او شده است.

امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» فرمودند: انسان ریاکار، سه نشانه دارد؛ وقتی مردم را می‌بیند، فعّال می‌شود، در خلوت و تنهایی دست از عمل برمی‌دارد و در هر کاری، دوست دارد او را تحسین کنند.[۱۴]

این مطالب شوخی‌بردار نیست. رفتار انسان باید با یکرنگی و بدون دوگانگی باشد. همچنین همه باید با عمل نیکوی خویش، صداقت، صفا و یکرنگی را به دیگران نیز بیاموزند. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می فرمایند: «کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ».[۱۵]

اگر مبنای اعمال انسان صداقت و راستی باشد، فرزندان و اطرافیان او رفتار منافقانه نخواهند داشت. به قول سعدی: «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.»

پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در روایتی، هشدار داده و فرموده‌اند: «سَیَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ تَخْبُثُ‏ فِیهِ‏ سَرَائِرُهُمْ‏ وَ تَحْسُنُ فِیهِ عَلَانِیَتُهُمْ»؛ زمانی فرا می‌رسد که ظاهر مردم نیکو و درونشان خبیث و آلوده است. سپس می‌فرمایند: آنان به عقاب خداوند گرفتار می‌شوند و مثل غرق شدگان دعا می‌کنند، امّا هرگز دعای آنها مستجاب نخواهد شد.[۱۶]

در واقع، دوگانگی ظاهر و باطن انسان، یکی از موانع استجابت دعا نیز به‌شمار می‌رود.

قرآن کریم در آیاتی، بر مراقبت انسان نسبت به رفتارش، چه در نهان و چه در آشکار، تأکید دارد. مثلاً در آیه‌ای می‌فرماید: «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏»[۱۷]؛ یعنی خداوند متعال اعمال انسان را می‌بیند.

در آیۀ دیگر، که آیۀ مهمی است، می‌فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونََ»[۱۸]؛ هر کارى دوست دارید، انجام دهید، ولی بدانید که خداوند و رسولش و مؤمنان، یعنی اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» کردار شما را می‌بینند.

برخی از مفسرّین، حرف «سین» در عبارت «فسیری الله» را استقبالی گرفته و گفته‌اند: خداوند در آینده، یعنی در قیامت اعمال انسان‌ها را می‌بیند. امّا این مطلب فقط مربوط به آخرت نیست، بلکه در همین دنیا اعمال انسان در محضر خداوند متعال است.

طبق این آیۀ شریفه، علاوه بر خداوند، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» نیز اعمال انسان را می‌بینند. به ویژه در زمان حاضر، ما در محضر مقدس حضرت ولّی عصر«ارواحنافداه» هستیم و در خلوت و جلوت باید مواظب اعمالمان باشیم که گناه و معصیت در آن نباشد و از هرگونه رفتار خلاف اخلاق و خلاف مروّت اجتناب کنیم.

دومین عاملی که سبب می‌شود اهل بهشت، صاحب بال شوند و به سوی جایگاه ابدی خود در بهشت پرواز کنند، «تسلیم و رضا» در برابر اوامر و مقدّرات الهی است.

این بحث، ان‌شاء الله در جلسۀ آینده، تکمیل خواهد شد.

 

[۱]. مجموعه ورام، ج‏۱، ص۲۳۰٫

چاپ اول خاطرات رهبر انقلاب ۳روزه تمام شد


چاپ نخست خاطرات خودگفته رهبر معظم انقلاب که به‌تازگی به‌زبان عربی منتشر شده، تنها در سه روز به اتمام رسید. قرار است بنا به درخواست عراقی‌ها، توزیع این اثر در بازار کتاب این کشور نیز آغاز شود.

عقیق:کتاب «إنّ مع الصبر نصراً»، خاطرات خودگفته رهبر معظم انقلاب به‌زبان
عربی است که از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
به‌تازگی منتشر شده است.

تمرکز عمده خاطرات نقل‌شده در این کتاب، بر
دوران مبارزات معظم‌له در سال‌های پیش از انقلاب، دستگیری و زندانی شدنشان
در زندان‌های شاه است؛ هرچند خاطراتی از دوران کودکی ایشان نیز نقل شده
است. این اثر همزمان با چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در کشور لبنان
رونمایی و توزیع شد. ذکر خاطرات از زبان ایشان بر اهمیت کتاب افزوده و سبب
استقبال گسترده در کشور لبنان شده است؛ به‌طوری که طی سه روز پس از
رونمایی، چاپ نخست این اثر که در پنج هزار نسخه منتشر شده بود، به اتمام
رسید.

همچنین
گروه‌های مردمی در کشورهای مختلف عربی نیز از انتشار آن استقبال کرده‌اند.
قرار است در پی درخواست‌های مطرح‌شده،‌ این کتاب در بازار نشر عراق نیز
توزیع شود. از سوی دیگر، عرب‌زبان‌های ایران نیز متقاضی دریافت کتاب
بوده‌اند که قرار است در این مناطق نیز توزیع شود.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

جاذبه‌ نواب

در واقع، از وقتی چشمم به این مرد افتاد، دیدم با تمام احساسم مجذوب اویم و از ژرفنای قلبم دوستش دارم.

در این سفر، گروهی از فدائیان اسلام نوّاب را همراهی می‌کردند که بیشترشان جوان بودند.

* * *

عقاب … عقاب، … گرفتیمش!

هنگام
خداحافظی به فرزندان گفته شد: پدرتان عازم سفر است. من گفتم لازم نیست
دروغ گفته شود، و واقع قضیه را به بچه‌ها گفتم. وقتی از خانه بیرون آمدم،
دیدم خانه در محاصره‌ عدّه‌ دیگری از افراد است. اتومبیلی را به داخل کوچه
باریکی که خانه در آن واقع بود، آوردند. این اتومبیل یک جیپ معمولی بود.

بدون
آنکه چشمم را ببندند، مرا در اتومبیل نشاندند. یکی از آنها پشت بیسیم
تکرار می‌کرد: عقاب … عقاب … عقاب، … گرفتیمش … گرفتیمش!

معرفی سه نسخه قرآنی برای تزکیه روح


خداوند در سوره نور نسخه‌هایی به انسان‌های مؤمن معرفی کرده است که در پرتو آن‌ها به سوی قله‌های معنویت اوج بگیرند.

عقیق: خداوند
در سوره نور نسخه‌هایی به انسان‌های مؤمن معرفی کرده است که در پرتو آن‌ها
می‌توانند به سوی قله‌های معنویت اوج گیرند و وارد حریم‌های نورانی الهی
شوند. مهم‌ترین شاخصه این نسخه‌ها، تزکیه‌کنندگی و پالایش‌دهندگی روح از
گناهانی است که باعث سنگینی انسان می‌شود. چرا که یکی از اثرات وضعی گناهان
آن است که مانند وزنه‌ای آویزان از پا، مانع رشد و تعالی روح انسان
می‌شود.

در آیه۲۱ سوره نور خداوند مؤمنان را به عدم پیروی از گام‌های شیطان دعوت می‌کند و می‌فرماید: «یا
أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ
یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ
الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى‏
مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی‏ مَنْ یَشاءُ وَ
اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ
؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید، از
گام‌های شیطان پیروی نکنید و هر کس از گام‌های او پیروی کند[بداند که‏] او
به زشتکارى و ناپسند وا می‌دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز
هیچ کس از شما تزکیه نمى‌‏شد، ولى [این‏] خداست که هر کس را بخواهد تزکیه می‌کند و خدا[ست که‏] شنوای داناست»

بر اساس این آیه از قرآن دو سؤال مطرح است:
۱ـ ماجرا از چه قرار است که خداوند مؤمنان را از عدم پیروی از گام‌های شیطان هشدار می‌دهد؟

۲ـ دیگر اینکه خداوند در انتهای این آیه از تزکیه صحبت می‌کند و 
می‌فرماید «خدا هرکس را بخواهد تزکیه می‌کند.» از این جهت باید پرسید
خداوندی که برنامه تزکیه برای مؤمنان دارد، چه نسخه‌هایی را در این سوره
معرفی می‌کند؟

با توجه به این منظر، آیات قبل و بعد از این آیه در سه دسته‌بندی قرار می‌گیرد:

۱ـ پرهیز از تهمت (مراقبت از زبان):

در
یک مطالعه جامع درباره آیات ابتدایی سوره نور در می‌یابیم خداوند مؤمنان
را پرهیز می‌دهد از اینکه به دیگران تهمت ناروا بزنیم. این مسئله به قدری
نزد خداوند اهمیت دارد که آیات متعددی از سوره نور را به خود اختصاص داده
است.

به عنوان نمونه در آیه۴ می‌فرماید:
«وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَهِ
شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَهً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ
شَهادَهً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون؛ و کسانى که به همسران خود
نسبت زنا می‌دهند و جز خودشان گواهانى [دیگر] ندارند، هر یک از آنان [باید]
چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او قطعاً از راستگویان است.

و
یا در آیه۱۵ می‌فرماید: «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ
تَقُولُونَ بِأَفْواهِکُمْ ما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ
هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیمٌ؛ آنگاه که آن [بهتان‏] را از زبان
یکدیگر مى‌‏گرفتید و با زبان‌هاى خود چیزى را که بدان علم نداشتید،
مى‏‌گفتید و مى‏‌پنداشتید که کارى سهل و ساده است با اینکه آن [امر] نزد
خدا بس بزرگ بود.

۲ـ  مراقبت از حریم دیگران

همچنین
در آیات ۲۷ و ۲۸ این سوره خداوند مؤمنان را دعوت می‌کند به اینکه هنگام
ورود به حریم دیگران از اهل آن اجازه بگیرند؛ در آیه۲۷ می‌فرماید: «یا
أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ
حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِکُمْ خَیْرٌ
لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ اى اهل ایمان، به خانه‌‏هایى غیر از
خانه‏‌هاى خودتان وارد نشوید مگر آنکه اجازه بگیرید و بر اهل آنها سلام
کنید، [ رعایت ] این [ امور اخلاقى ] براى شما بهتر است، براى این که
متذکّر شوید». در آیه بعد خداوند پرهیز می‌دهد از اینکه بدون اجازه وارد
حریم دیگران شوند و این کار را به عنوان نسخه‌ای برای تزکیه معرفی می‌کند:
«فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فیها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى یُؤْذَنَ
لَکُمْ وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکى‏ لَکُمْ
…؛ نهایتاً اگر کسى را در آنها نیافتید، وارد آن نشوید مگر این که به
شما اجازه دهند و اگر به شما گویند برگردید، لازم است برگردید که این کار برایتان به تزکیه نزدیک‌تر است».

۳ـ پرهیز از نگاه به نامحرم

در
آیه۳۰ سوره نور خداوند یکی دیگر از نسخه‌های تزکیه را معرفی می‌کند؛ این
نسخه، عدم نگاه به نامحرم است. چرا که چشم به عنوان مهم‌ترین مدخل ورودی
قلب و روح انسان است که اگر از آن مراقبت صورت نگیرد، روح انسان را آغشته
به آلودگی‌ می‌کند. در این آیه خداوند می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ
یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ … ‏به مردان با ایمان بگو: چشمان‌شان را بپوشانند و برای ابعاد وجودی خویش ایجاد حفاظ کنند،  این کار برای شما به تزکیه نزدیک‎تر است».

نکته‌ای که در انتهای این دست آیات جالب توجه است، مطرح کردن آیه نور یعنی آیه۳۰ همین سوره است که با این عبارات آغاز می‌شود: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏؛
خداوند نور آسمان‌ها و زمین است» و در انتهای همین آیه می‌فرماید:
«یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ؛‌ خداوند هرکس را بخواهد برای نورش
هدایت می‌کند». سپس در آیه بعد خبر از خانه‌هایی می‌دهد که به واسطه این
نور عظیم آسمانی، اهلش را رشد می‌دهد و می‌فرماید: فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ
اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها
بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ؛ [این نور] در خانه‏‌هایى است که خدا اذن داده
(اهل آن) رشد و رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانه‏‌ها
صبح و شام او را تسبیح مى‏‌گویند». این حریم‌ها یا بیوت نورانی که خداوند
مؤمنان را با رعایت آداب آن مورد پذیرش قرار می‌دهد، همان حریم پیامبر(ص) و
ائمه طاهرین(ع) است. امام کاظم(ع) ذیل آیه «فِی‏ بُیُوتٍ‏ أَذِنَ‏
اللَّهُ‏ أَنْ‏ تُرْفَعَ‏…» فرمود: این حریم‌ها، حریم آل محمد و بیت علی و
فاطمه و حسن و حسین(ع) است. (تفسیر البرهان، ج‏۴، ص۷۶)

در
مجموع، این آیات گویای آن است که خداوند مسیر رشد را برای انسان مؤمن در
گروی رعایت یکسری مسائل شرعی قرار داده و این بر خلاف آن چیزی است که در
برخی عرفان‌های مصطلح می‌بینیم که حاوی ریاضت‌های خودبافته یکسری
عارف‌مسلکان است. این مسئله از آنجا ناشی می‌شود قرآن نه تنها در بین عموم
بلکه گاهی در سطح خواص و علمای جامعه مهجور واقع می‌شود؛ از این جهت خداوند
در آیه۳۰ سوره فرقان از زبان پیامبر(ص) می‌فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ یا
رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا؛ پیامبر [
درقیامت ] مى‌‏گوید : پروردگارا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند».

منبع:تسنیم

برگزاری مراسم ولادت حضرت زهرا (س) در آستان حضرت عبدالعظیم (ع)


مراسم میلاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها در آستان مقدّس حضرت عبدالعظیم علیه‌السّلام در شب و روز میلاد آن حضرت برگزار می‌شود.

عقیق:مراسم میلاد باسعادت حضرت زهرا سلام الله علیها و روز زن در آستان مقدّس حضرت عبدالعظیم علیه‌السّلام برگزار می‌شود.

این
مراسم دوشنبه ۶ اسفند‌ماه بعد از نماز جماعت مغرب و عشاء با سخنرانی
حجت‌الاسلام والمسلمین سید حمید میرباقری و مدیحه‌سرایی حامد گرجی در مصلای
بزرگ آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) برگزار می‌شود.

 

 

همچنین
در روز ولادت آن بانوی بی‌مثال، مراسمی بعد از نماز جماعت مغرب و عشاء با
مولودی خوانی رسول اسدالله در مصلای بزرگ ری برگزار می‌شود.

1 182 183 184 185 186 187