از سرگرمی دختران دبیرستانی بلژیک تا تمسخر اسلام +عکس


اسلام ستیزی در اروپا واکنشی از سر خشم و استیصال به گسترش سریع اسلام در این قاره است. اقداماتی شبیه آنچه در مدرسه «پیترز جوزفین» رخ داد، نتیجه عکس خواهد داشت.

عقیق: فیلم منتشر شده از یک دبیرستان در بلژیک
در عین شرم آور بودن، قابل تامل است. دانش آموزان یک دبیرستان دخترانه در
این کشور به همراه معلمان خود لباس زنان مسلمان را بر تن کرده و به تمسخر
اسلام و مسلمانان می پردازند. آنان کمربند های انفجاری بر روی لباس های خود
بسته و به نماز نیز توهین می کنند.

مدیر مدرسه مدعی شده است قصد توهین و تمسخر
کسی را نداشته اند و این اقدام گروهی، صرفاً یک سرگرمی بوده است! نکته عجیب
آنکه در کشوری که داشتن حجاب برای دختران مسلمان در مدارس ممنوع است، چطور
چنین اقدامی به عنوان یک سرگرمی آن هم بصورت گروهی و با همراهی معلمان و
مسئولان مدرسه انجام شده است.





اسلام ستیزی و توهین به مسلمانان در اروپا
به هیچ عنوان مسئله جدیدی نیست و کشورهای اروپایی هر کدام در این زمینه
پرونده ای مفصل و تاریک دارند. این روند شرم آور با یک توجیه ابلهانه انجام
می شود؛ آزادی! نکته جالب اینجاست که در کشورهای متعدد اروپایی داشتن حجاب
برای زنان و دختران آزاد نیست اما توهین به اعتقاد و دین آنان آزاد است.
اخیراً یک فروشگاه آلمانی از فروشنده مسلمان و محجبه خود شکایت کرده تا با
حکم دادگاه و با اجبار، وی را مجبور به برداشتن حجاب خود
کند. این اقدامات ضداسلامی و ضدانسانی، در حالی صورت می گیرد که این کشورها
از انواع و اقسام ابزارها استفاده می کنند تا به خیال خود حجاب را در
کشورهای اسلامی اختیاری سازند.



اما درباره بلژیک که جدیدترین اقدام
ضداسلامی در آن صورت گرفته چند نکته وجود دارد. مردم بلژیک باید شرمگین
باشد. گویا آنان گذشته نه چندان دور خود را فراموش کرده اند. پادشاه بلژیک
در سال ۱۸۹۷ «باغ وحشی انسانی» را بر پا کرد. لئوپولد دوم ۲۶۷ کنگویی را به
بلژیک منتقل کرد و آنان را برای مردم کشور خود به نمایش گذاشت. کنگو که ۸۰
برابر بلژیک وسعت داشت، تحت استعمار این کشور بود و جنایت های عجیب و غریب
و تکان دهنده ای در آن روی داد. شرم آورتر آنکه این باغ وحش انسانی بیش از
۶۰ سال برپا بود و تا سال ۱۹۵۸ سیاه پوستان کنگویی، مایه سرگرمی مردم
متمدن و سفید پوست بلژیک بودند! آنان مانند حیوانات محصور بودند و مردم
بلیط خریده و به تماشای آنها می رفتند.



کنگو از اواسط قرن نوزدهم تحت استعمار کشور
پادشاهی بلژیک بود. این استعمار بیش از یک قرن به طول انجامید. اوج جنایات
بلژیکی ها در کنگو مربوط به دوران پادشاهی لئوپولد دوم است. نکته جالب آنکه
کنگو تا سال ۱۹۰۹ مستعمره شخصی پادشاه بلژیک بود و در این سال او یکی از
بزرگ ترین و غنی ترین کشورهای آفریقایی را که تا آن زمان توسط یک شرکت
خصوصی چپاول می شد، به دولت بلژیک بخشید!



در آن روزگار کائوچو –لاستیک طبیعی- مهم
ترین محصول کنگو بود که بومیان آن را برداشت کرده و راهی بلژیک می شد. رونق
گرفتن صنعت خودرو و نیاز به تولید لاستیک، کنگو را تبدیل یک مستعمره طلایی
برای بلژیک کرد. شرایط کار بردگان کنگو که برای شرکت های بلژیکی کار می
کردند به طرز نادری غیرانسانی و وحشیانه بود. اگر کارگری موفق نمی شد مقدار
کائوچوی معین شده را در طول یک روز برداشت کند، دست و پای قطع شده کودکش
را به او می دادند! این میزان از توحش از سوی استعمارگران بلژیکی در تاریخ
استعمار تقریباً بی سابقه است. تصاویر فراوانی از کودکان کنگویی وجود دارد
که دست یا پای آنها –یا هر دو عضو! – از مچ قطع شده تا پادشاهی بلژیک مواد
خام بیشتری از قلب آفریقا استخراج کند.





تصویر مردی کنگویی به نام «انسالا» که نشسته
و به دست و پای قطع شده دختر ۵ ساله خود نگاه می کند، یکی از مشهورترین
این عکسهاست که در سال ۱۹۰۴ توسط «آلیس سیلی هریس» ثبت شده است. (طبق گزارش
هریس، ماموران بلژیکی به قطع دست و پای دختر ۵ ساله کنگویی اکتفا نکرده و
او و مادرش را کشتند.) آمارها می گویند در زمان لئوپارد دوم بین ۵ تا ۱۰
میلیون کنگویی توسط استعمارگران کشته شدند.





کنگو در سال ۱۹۶۰ به استقلال دست یافت اما
اولین رهبر آن یعنی پاتریس لومومبا توسط بلژیک سرنگون و ترور شد. جسد
لومومبا قطعه قطعه و در اسید حل شد!



سیستم آموزشی بلژیک بهتر است جوانان این
کشور را با تاریخ معاصر آن آشنا کند. تاریخ معاصر بلژیک اگر چه تلخ و تاریک
است اما باعث می شود نسل های جوان این کشور با چشمانی بازتر به جهان اطراف
خود نگاه کنند. این جوانان، قربانی بی اطلاعی و موجی هستند که اسلام
ستیزان اروپایی به راه انداخته اند. اسلام ستیزی در اروپا واکنشی از سر خشم
و استیصال به گسترش سریع اسلام در این قاره است. اقداماتی شبیه آنچه در
مدرسه «پیترز جوزفین» رخ داد، نتیجه عکس خواهد داشت و دل های سرگشته و
مشتاق حقیقت را بیش از پیش به سوی شناخت و انتخاب اسلام سوق خواهد داد.



منبع: بصیرت

پاسداری که خانه‌اش را پایگاه بسیج کرد! + عکس


فرازی از زندگی شهید قدیرعلی اکبری در گفت‌وگو با برادر شهید؛

شهدا بهترین الگو برای جوانان هستند. کافی است در میان دلمشغولی‌های روزگار، فرصتی را به خواندن زندگینامه، خاطرات و وصیت‌نامه شهدا اختصاص دهیم و مطمئن باشیم تأثیر خود را در نهاد پاک جوان‌ها خواهد گذاشت.

عقیق:مرور زندگی و سیره شهدا فرصتی است مغتنم تا خودمان را با معیارها و
ملاک‌های آن‌ها محک بزنیم. شاید در این میان نقطه اتصالی بین خود و شهدا
پیدا کنیم. متن زیر گفت‌وگو با محمدرضا اکبری برادر شهید قدیرعلی اکبری است
تا با مرور زندگی وی با سیره و منش یکی دیگر از شهدای دفاع مقدس بیشتر
آشنا شویم.

۱۶ ساله انقلابی


ما اهل خمینی‌شهر اصفهان هستیم. پدرم متولد ۱۳۰۸ بود، کارمند هتل عباسی
اصفهان. بسیار مؤمن و مذهبی بود طوری که از همان دوران شاه مراسم مذهبی و
دعای کمیل در منزل ما برقرار بود. برادر بزرگ‌مان مسئول برپایی و هماهنگی
این مراسم بود. خانواده تأکید زیادی بر برگزاری این مراسم داشتند.

برادرم قدیرعلی با اینکه در دوران انقلاب ۱۶ سال داشت، اما بسیار فعالیت
می‌کرد. آن زمان دامادمان در شهرداری مشغول کار بود. با کمک دامادمان
اعلامیه می‌برد و توزیع می‌کرد. یک بار کم مانده بود دستگیر شود که توانست
از دست مأمورها فرار کند. من چند سالی از قدیرعلی کوچک‌ترم، اما دوست داشتم
با او به راهپیمایی بروم. قدیرعلی هم می‌خواست مرا با خودش ببرد، اما
مادرم می‌گفت: محمدرضا هنوز بچه است! با خودتان کجا می‌برید؟ قدیرعلی در
پاسخ می‌گفت: برادرم هم باید همراه من بیاید تا در جریان انقلاب قرار
بگیرد.



محافظ شخصیت‌ها


بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران برادرم به عنوان
نیروی ویژه سپاه مشغول شد. آن زمان ترور شخصیت‌ها بسیار اتفاق می‌افتاد و
منافقین دست به ترورهای ناجوانمردانه می‌زدند. برادرم محافظ شخصیت‌هایی،
چون شهید اشرفی اصفهانی و آیت‌الله احمدی امام جمعه و شخصیت‌های دیگر بود.
از همان اوایل انقلاب قدیر اولین پایگاه بسیج محله را هم تأسیس کرد. مسجد
کوچکی در محله ما بود که پدرم زمینی در کنار این مسجد به قدیرعلی داده بود
برای خودش خانه بسازد. قدیرعلی به پدرم گفت: من نیازی به خانه ندارم برای
همین بخشی از آن زمین را به ساخت پایگاه بسیج اختصاص داد. قدیرعلی پایگاه
بسیجی را در کنار مسجد ساخت و تجهیز کرد و همه کارهایش را خودش انجام داد.
برادر دیگرم یک ماشین داشت که قدیرعلی همه مصالح مورد نیاز ساخت پایگاه را
با آن پژو جابه‌جا می‌کرد. این روزها وقتی به پایگاه بسیج نگاه می‌کنم، یاد
تلاش‌های شهید می‌افتم که همه همتش را صرف ساخت آنجا کرد. قدیرعلی همزمان
به عنوان مربی نظامی در پادگان غدیر و امام حسین (ع) اصفهان مشغول آموزش
نیروها بود. از سال ۶۰ تا ۶۳ این مسئولیت مهم را بر عهده داشت. آن زمان
وسیله نقلیه مناسب نبود، اما برادرم برای آموزش به ۲۵ محله شهرستان و استان
می‌رفت و از ساعت ۵ بعد از ظهر تا ۱۲ شب به آموزش نیروهای دانش‌آموزی و
بسیجی می‌پرداخت. ایشان در پادگان‌های شهید معظمی، قدس و امام خمینی (ره)
هم مشغول آموزش بود. قدیرعلی بسیار فعال بود. بیشتر از اینکه اهل حرف باشد
اهل عمل بود.



تنور و نان خشک


خانواده ما در زمان جنگ مثل یک ستاد پشتیبانی عمل می‌کرد. مادرم که
امروز ۸۰ سال سن دارد برای جبهه نانوایی می‌کرد. دو تنور در خانه داشتیم و
مادرم نان‌ها را می‌پخت و خشک می‌کردیم و با کامیون به جبهه می‌فرستادیم.
همراه با خانم‌های فعال و انقلابی در چند اتاق از اتاق‌های خانه‌مان کار
خیاطی و دوخت و دوز لباس رزمنده‌ها را انجام می‌دادند. برادر بزرگترمان
احمدرضا در شبکه بهداشت خمینی‌شهر کار می‌کرد. آمبولانسی در اختیار داشت و
مجروحان را از فرودگاه به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی می‌رساند. خودش هم ۹
ماه به عنوان رزمنده در جبهه حضور داشت و علاوه بر آن کار امدادگری هم
انجام می‌داد.


کردستان


اولین منطقه‌ای که قدیرعلی اعزام شد، کردستان بود. چند ماهی در کردستان
بود و بعد هم به جنوب رفت و به عنوان نیروی ادوات لشکر ۸ نجف اشرف خدمت
کرد. قدیرعلی یک سال و نیم در جبهه بود تا اینکه در ۲۵ دی ۱۳۶۳ در جزیره
مجنون به شهادت رسید.
پدرم می‌گفت: قدیرعلی همیشه از من می‌پرسید
آقاجان این رزقی که برای‌مان می‌آورید به چه صورت است؟ در پاسخ می‌گفتم
باباجان! مطمئن باش حلال حلال است. برایش خیلی زحمت کشیده‌ام. من خیلی تلاش
کردم که رزق حلال برای‌تان بیاورم. قدیرعلی به رزق حلال تأکید زیادی داشت.
ما در خانواده‌ای مقید رشد کرده و تربیت شدیم. نماز شب پدرم تا زمان حیاتش
هرگز ترک نشد. قدیرعلی هم درس می‌خواند و هم کمک حال بابا بود. خودش هم
منبع درآمد داشت. یک مغازه تعمیرات دوچرخه داشت و درآمد حاصل از این کار را
خرج آدم‌های بی‌بضاعت می‌کرد. ما این را بعد از شهادتش متوجه شدیم. همه
آن‌هایی که قدیرعلی به آن‌ها کمک کرده بود در مراسم بزرگداشت قدیرعلی شرکت
کردند.


وصیت برادرانه


قدیرعلی قبل از آخرین اعزامش همراه با دیگر برادرمان به صحرا رفته
بودند. در آنجا کنار رود آبی می‌نشینند. قدیر دست به آب می‌زند و ناگهان
گریه می‌کند. برادرم که کنارش بود از او علت را جویا می‌شود. قدیرعلی همان
جا وصیت می‌کند و می‌گوید آنچه با تو در میان می‌گذارم را به کسی نگو. من
این بار که به جبهه بروم، شهید می‌شوم. از شما می‌خواهم به مادر صبوری
بدهید و آرامش کنید. همین‌طور هم شد. ۴۰ روز از اعزامش می‌گذشت که به شهادت
رسید. یکی از همرزمانش حکایت شهادتش را با غبطه برایمان تعریف کرد،
می‌گفت: قدیرعلی قبل از شهادتش خواب آقا امام حسین (ع) را دیده بود. نیمه
شب در حالی که گریه می‌کرد از خواب بیدار شد. از او پرسیدیم چه شده، چه
اتفاقی افتاده؟ گفت: چیزی نیست. اصرار کردیم و گفتیم تا نگویی نمی‌گذاریم
بروی! قدیرعلی هم خوابش را برایمان تعریف کرد و گفت: خواب امام حسین (ع) را
دیدم. آقا آمد و سرم را در آغوش گرفت، احتمال دارد شهید شوم. برادرم عاشق
امام حسین (ع) بود. در مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) با اشک‌هایش
دلربایی می‌کرد. هر کس او را می‌دید متوجه نورانیت چهره‌اش می‌شد. قدیرعلی
برای سرکشی از ادوات و نیروها در جزیره مجنون به خط رفته بود که در همین
حین مورد اصابت ترکش‌های خمپاره قرار گرفته و سینه و پشتش به شدت مجروح
می‌شود. سه بار یا حسین (ع) می‌گوید و به زمین می‌افتد. همرزمانش می‌دوند
تا او را در آغوش بگیرند، اما قدیرعلی می‌گوید به من دست نزنید. همرزمانش
می‌گویند: احساس کردیم خوابش محقق شده و سرش بر بالین امام حسین (ع) است.
پیکر قدیرعلی پنج روز بعد از شهادتش به دست ما رسید. امکان جابه‌جایی پیکرش
وجود نداشت. منطقه‌ای که ایشان در آن بود شرایط مناسبی برای حمل شهدا
نداشت و حتی برای ارسال تجهیزات و موادغذایی نیروها با مشکل روبه‌رو بودند.


دیگ سمنو


محله ما دستگرد قداده، ۳۵ شهید دارد و خانه ما معدن صبوری مادران و
خانواده شهدا شده بود. خبر شهادت رزمندگان محله از خانه ما به گوش دیگر
خانواده‌ها می‌رسید. مادرم بسیار مقاوم و صبور بود. همان‌طور که گفتم
خانه‌مان برای خودش یک ستاد پشتیبانی بود. همان روز که می‌خواستند خبر
شهادت قدیرعلی را برایمان بیاورند، مادرم یک دیگ بزرگ سمنو را بار کرده بود
و در تدارک پخت و پز بود. همین که می‌خواستم از خانه خارج شوم، به من گفت:
نرو، بمان خانه! بعد هم با گریه ادامه داد می‌خواهند خبر شهادت برادرت را
برایمان بیاورند، بمان. نمی‌دانم از کجا مطلع شده بود، انگار به او الهام
شده بود. همرزمان و دوستان برادرم مانده بودند که چطور خبر شهادت را به ما
برسانند غافل از اینکه مادرم خودش می‌دانست که فرزندش شهید شده است. این
برای همه جای تعجب داشت. مراسم تشییع، تدفین و خاکسپاری قدیرعلی بسیار
باشکوه برگزار شد. تمام آن‌هایی که روزی شاگرد قدیرعلی بودند و زیر نظر او
آموزش نظامی دیده بودند هر کدام برای ارج نهادن به مقام والای شهید مراسمی
برگزار کردند. تا نزدیکی‌های چهلم شهید حدود سه روز مراسم یادبود برای
قدیرعلی برگزار شد. برادرم در گلزار شهدای امامزاده سیدمحمد (ع) شهرستان
خمینی‌شهر، ردیف ۹ به خاک سپرده شد. قدیرعلی در وصیت‌نامه‌اش به پیروی از
ولایت فقیه بسیار توصیه کرده و از همه خواسته بود راه شهدا را ادامه دهند.
به همه خواهرهایش هم سفارش کرده بود که حجاب‌شان را رعایت کنند.


منبع: روزنامه جوان

جامعه امروز بینش فاطمی ندارد


حجت الاسلام حسنلو گفت: یکی از ارکان فطرت، فاطمه زهرا(س)است. در واقع مطابق با فرمایش پیامبر(ص) اگر فاطمه (س) را بخواهید از دین پیامبر جدا کنید و نادیده اش بنگارید دین به انحراف کشیده و می شود همین نحله ها و جریان های انحرافی مثل وهابیت و نظایر آن ها.

عقیق:«آنچه فاطمه را فاطمه می کند در درجه اول بینش و معرفت
والای اوست که در تاریخ به ثبت می رسد. فاطمه (س) ، حسنین علیهما السلام
را با همین بینش تربیت می کند. مشهور است و لابد خوانده اید آن روایت امام
حسن (ع) را که می گوید مادرم شبی تا صبح در حال عبادت و نماز خواندن بود.
من دیدم تک تک همسایه ها را دعا می کند اما چیزی درباره ما نمی گوید. به
مادر گفتم مادر چرا درباره ما چیزی نگفتی آن جاست که حضرت فاطمه آن عبارت
طلایی و نورانی را بر زبان می آورند که “الجار ثم الدار”،
این همان بینش نجات دهنده ای است که در جامعه ما گم شده است.  “اول همسایه
بعد خانه” برای تربیت همه عالم کافی است و معتقدم اگر هیچ اثر و کلمه و
آیه ای در شأن فاطمه (س) نباشد و همه این آیات و احادیث را انکار کنیم همین
جمله را که سنی ها هم در منابع خود آورده اند که “اول همسایه بعد خانه”
برای نشان دادن جلوه تابان بینش عمیق و نورانی معرفتی حضرت کافی است.»

آنچه در ادامه می آید بخش دوم و پایانی گفتگوی ما با حجت الاسلام و المسلمین امیر علی حسنلو مدیر گروه تاریخ وسیره مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه ومدرس حوزه علمیه قم درباره جایگاه و شخصیت حضرت فاطمه (س) است. 



 



چه آیاتی در قرآن مشخصا درباره حضرت فاطمه زهرا (س) است و جهت آیه به سمت معرفی جایگاه این بانوی عظیم الشان است؟



سوره کوثر معروف ترین آن هاست و تردیدی در این باره وجود ندارد. قرآن خطاب به پیامبر (ص) از فاطمه به عنوان یک خیر کثیر یاد می کند. سوره بعدی “هل اتی” است که در شأن امیرالمومنین علیه السلام  و فاطمه زهرا سلام الله علیها و خانواده این دو بزرگوار است. آیه تطهیر درباره
حضرت فاطمه زهرا (س) نازل شده است. در جریان مباهله وقتی پیامبر خواستند
با مسیحیان نجران مباهله کنند رییس کشیشان مسیحی به آنان گفت اگر دیدید که
این پیامبر با سه مرد و یک زن آمده است کنار بکشید و مباهله نکنید. آن زن
این جا فاطمه است.



در آیه دیگری قرآن خطاب به پیامبر میفرماید: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا
الموده فی القربی. در این آیه هم تردیدی وجود ندارد که حضرت فاطمه زهرا
(س) در زمره افرادی است که به عنوان فی القربی معرفی شده اند.



در احادیث و روایات چطور به حضرت زهرا (س) پرداخته شده است؟



مشهورترین آن ها حدیث کساست. فاطمه زهرا (س) در حدیث
کسا حضور دارد و یکی از افرادی که زیر عبای پیامبر (ص) به عنوان پنج تن آل
عبا قرار می گیرد فاطمه زهراست.



دیگری حدیث ثقلین است که پیامبر می فرماید: “انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی …”
و تردیدی در این باره وجود ندارد که یکی از ارکان فطرت، فاطمه زهراست. در
واقع مطابق با فرمایش پیامبر (ص) اگر فاطمه (س) را بخواهید از دین پیامبر
جدا کنید و نادیده اش بنگارید دین به انحراف کشیده و می شود همین نحله ها و
جریان های انحرافی مثل وهابیت و نظایر آن ها.



برای ما بسیار جالب است که بدانیم رفتار پیامبر(ص) با حضرت زهرا(س) چگونه بود. در این باره چه مطالبی در تاریخ اسلام آمده است؟



حضرت فاطمه سلام الله علیها در پیشگاه پیامبر (ص) احترام و تکریم بیش از
اندازه ای داشت به طوری که می بینیم پیامبر دست فاطمه را می بوسد و این
رفتار مستمر و مکرر از پیامبر تکرار شده است.  و توجه کنیم که چه کسی این
کار را می کند. کسی که با مقام خاتمیت در معراج همه رسل و انبیا پشت سر او نماز خواندند و پیامبر با این مقام دست فاطمه را می بوسد تا بدانیم مقام او چیست.



نکته دیگر این که همه پیامبران دختر داشتند اما سخنی از آن ها نیامده است جز مریم دختر عمران که
آن هم برای نشان دادن جایگاه حضرت فاطمه (س) است. ام سلمه می گوید فاطمه
دختر خردسالی در خانه پیامبر بود و پیامبر او را به من سپرد که به او
چیزهایی از زندگی بیاموزم اما دیدم این من هستم که از او ادب و روش و سیره
زندگی را یاد می گیرم .



از دیدگاه شما آنچه حضرت فاطمه را به این جایگاه و مقام رساند چه بود؟



آنچه فاطمه را فاطمه می کند در درجه اول بینش و معرفت والای
اوست که در تاریخ به ثبت می رسد. فاطمه (س) ، حسنین علیهما السلام را با
همین بینش تربیت می کند. مشهور است و لابد خوانده اید آن روایت امام حسن
(ع) را که می گوید مادرم شبی تا صبح در حال عبادت و نماز خواندن
بود. من دیدم تک تک همسایه ها را دعا می کند اما چیزی درباره ما نمی گوید.
به مادر گفتم مادر چرا درباره ما چیزی نگفتی آن جاست که حضرت فاطمه آن
عبارت طلایی و نورانی را بر زبان می آورند که “الجار ثم الدار”، این همان
بینش نجات دهنده ای است که در جامعه ما گم شده است.  “اول همسایه بعد خانه”
برای تربیت همه عالم کافی است و معتقدم اگر هیچ اثر و کلمه و آیه ای در
شأن فاطمه (س) نباشد و همه این آیات و احادیث را انکار کنیم همین جمله را
که سنی ها هم در منابع خود آورده اند که “اول همسایه بعد خانه” برای نشان
دادن جلوه تابان بینش عمیق و نورانی معرفتی حضرت کافی است.



فقیری در شب عروسی به خانه فاطمه زهرا می آید و او لباس عروسی اش را در اختیار آن فقیر قرار می دهد. در سوره “هل اتی”
اساسا موضوع این است که خانواده فاطمه و علی سه شب پشت سر هم غذای خود را
در اختیار مسکین و نیازمند قرار می دهند در حالی که سفره شان خالی می ماند.



 



هضم این ها امروز برای جامعه ما دشوار است چون جامعه ما امروز دچار قهقرای اخلاقی و معرفتی
شده است. گوشتی از خارج وارد می شود اما همان گوشت را هم احتکار می کنند.
مشکلات جامعه ما تحریم نیست. چرا؟ به خاطر این که ما مشکل بینش داریم و
باید اعتراف کنیم که بینش فاطمه (س) را نداریم و از نظر اخلاقی جامعه ما
سقوط کرده است و این شایسته نیست که ما احساس کنیم غربی ها با قانون گرایی
در این زمینه از ما جلو افتاده اند و شاید از برکات این مراعات قانون و
توجه به منافع جمعی بهره مند می شوند در حالی که ما اهل بیت را داریم با این بینش متعالی اما متاسفانه بهره ما در این باره اندک است.



اجازه بدهید این را هم بگویم که اگر حضرت فاطمه (س) می توانند این ایثارها را انجام دهد به خاطر این است که خدیجه کبری سلام الله علیها مادر
ایشان است. زنی که در راه دین تمام مال خود را بخشید و با آن که
خواستگاران متعددی داشت اما پیامبر (ص) را برای همسری برگزید پیامبری که هم
فقیر و هم یتیم بود اما با این همه خدیجه واقف به آن گوهر درونی پیامبر شد
و می بینیم که این زن باشخصیت و تاریخ ساز در چنان جامعه ای چشم هشیاری
داشته و می تواند تفاوت گوهری پیامبر را از دیگران متوجه شود. فاطمه (س)
فرزند چنین خانواده ای است و البته او به شایستگی فرزندانی را تربیت می کند
که به قول شهریار: “که علم کند به عالم شهدای کربلا را.”



امام زمان (عج) درباره حضرت فاطمه (س) فرمودند دحتر پیامبر در رفتار و
سیره اسوه حسنه و بهترین سرمشق است. حاکم در مستدرک جلد دو به سند خود از
عایشه می گوید  تو را بشارتی از رسول خداست که فرمودند چهار تن سرور زنان
اهل بیت هستند: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، آسیه و فاطمه و برتر از
همه آنان فاطمه است.



ابن عباس درباره جایگاه حضرت فاطمه (س) به نقل از
پیامبر (ص) می گوید دخترم فاطمه حوری ای است که از آتش جهنم به دور است و
این جمله این مفهوم را می رساند که برای در امان ماندن از آتش جهنم از سیره
او اطاعت کنید.  احمد ابن حبل در مسند خود که از روایات اهل سنت است می
گوید هر وقت پیامبر می خواستند به مسافرت بروند آخرین کسی که با او دیدار
می کردند فاطمه (س) بود و هر وقت از سفر برمی گشتند اولین کسی که با او
ملاقات داشتند فاطمه بود این در حالی است که  رفتار پیامبر (ص) بی حکمت
نیست چون متصل به وحی است.



ترمذی از علمای بزرگ اهل سنت از عایشه نقل میکند که کسی را ندیدم که به
صورت و هدایت و رفتار و معرفت به رسول خدا شبیه تر از فاطمه باشد. وی هر
گاه بر پیامبر وارد می شد پیامبر از جا بلند می شدند و پیشانی او را می
بوسیدند.



حاکم نیز در مستدرک خود آورده است هنگامی که روز قیامت فرا رسد منادی از
عرش ندا دهد که ای حاضران جمع شوید و چشم های خود را ببندید که فاطمه از
صراط رد شود در حالی که ۷۰ هزار حورالعین او را همراهی می کنند آن جاست که
فاطمه (س) شیعیان را شفاعت می کند.



 

منبع:شبستان

عید نوروز با «سرباز کوچک امام(ره)»


پویش کتاب‌خوانی «کتاب‌قهرمان» که از آذر سال جاری در حال برگزاری است، به‌علت استقبال مخاطبان و درخواست‌های فراوان شرکت‌کنندگان، تا پایان فروردین ۹۸ تمدید شد.

عقیق: این پویش برای اولین‌بار با هدف
تقویت و توسعۀ فرهنگ کتاب‌خوانی و آشنایی با زندگی قهرمانان کشورمان، با
محوریت کتاب «سرباز کوچک امام»، خاطرات آزادۀ سرافراز مهدی طحانیان به همت
مجمع ناشران انقلاب اسلامی و همکاری انتشارات پیام آزادگان در حال برگزاری
است و با استقبال چشمگیر کتاب‌دوستان مواجه شده است.

فاطمه
دوست‌کامی، نویسندۀ اثر، مصاحبه‌های مربوط به کتاب را در ۱۶۳ جلسه گرفته و
از سال ۱۳۸۷ نگارش آن را شروع کرده است. رهبر انقلاب نیز در تاریخ ۱۲ تیر
۱۳۹۶ تقریظی بر این کتاب نوشتند و سرگذشت مهدی طحانیان را در زمان اسارت،
یکی از شگفتی‌های دفاع مقدس توصیف کردند.

کتاب
«سرباز کوچک امام» پیش از آغاز پویش «کتاب‌قهرمان»، طی پنج سال به چاپ
سی‌ویکم و تیراژ ۴۷ هزار و ۵۰۰ نسخه رسیده بود. با آغاز این پویش در آذر
سال ۹۷، این کتاب با ویرایش جدید و کاهش حجم عرضه شد و با استقبال مخاطبان
از پویش، در طول سه ماه، با ۵۵ نوبت تجدید چاپ از مرز صدهزار نسخه عبور کرد
و به چاپ هشتادودوم رسید.

این کتاب را انتشارات پیام آزادگان در ۴۵۳ صفحه منتشر کرده و با قیمت ۲۴ هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها در حال توزیع است.

علاقه‌مندان به شرکت در پویش می‌توانند با مراجعه به کتاب‌فروشی‌های سراسر کشور یا به سایت پویش به نشانی https://ketabghahreman.com/ کتاب «سرباز کوچک امام» را تهیه کنند و از روش‌های شرکت در مسابقه مطلع شوند.

تشریح برنامه‌های بنیاد فرهنگی امام رضا


برنامه‌های بنیاد فرهنگی امام رضا (ع) با حضور مسئولان و در بخش‌های مختلف تشریح شد.

عقیق:نشست خبری بنیاد فرهنگی امام رضا (ع) با حضور محمود
رضا برازش مدیرعامل و علی ثابت‌نیا معاون هنری بنیاد فرهنگی هنری امام رضا
(ع) امروز(یکشنبه) در شعبه تهران این بنیاد برگزار شد.

برازش با بیان اینکه بنیاد در طول سال برنامه‌های مختلفی را برگزار
می‌کند و سال آینده هم برنامه‌های مختلفی در استان‌ها خواهیم داشت،گفت:
برنامه‌ریزی کرده‌ایم که در عرصه‌های سینمایی مانند تولید انیمیشن مشارکت
کنیم. یا در حوزه تئاتر نمایشنامه‌های مختلفی را تولید کنیم تا توسط
گروه‌ها اجرا شود. در حوزه صوت و تصویر هم آوا‌ها و نوا‌های کشور را مورد
توجه قرار داده‌ایم که امیدواریم تا ولادت امام رضا (ع) در تیر ماه شاهد
اکران آثار مختلف هنری باشیم.


وی گفت:جشنواره شعر از جمله جشنواره دو بیتی، شعر سپید، شعر محلی، مشاعره در جشنواره امام رضا (ع)
برگزار می‌شد که با بررسی‌های به عمل آمده متوجه شدیم تعداد آثار تولید
شده در این خصوص در سال زیاد نیست و مقرر شد جشنواره‌های شعر به صورت
متمرکز برگزار شود. بر همین اساس سه جشنواره شعر فارسی، عربی و ترکی برگزار
خواهد شد که جشنواره شعر عربی و ترکی به صورت بین‌المللی برپا می‌شود.
همچنین جشنواره فیلم و تئاتر به صورت دو سالانه برگزار می‌شود و
جشنواره‌های داستان‌نویسی و خاطره‌نویسی نیز تجمیع و به صورت متمرکز برگزار
خواهد شد.


برازش بیان کرد:جشنواره مطبوعات رضوی نیز دو سالانه برگزار می‌شود و
البته همه استان‌ها سال آینده برنامه‌های ویژه‌ای خواهند داشت و استان‌هایی
که برنامه‌های تخصصی آن‌ها حذف شده است برنامه عمومی برگزار می‌کنند.
البته سال آینده نگاه ویژه‌ای به مناطق محروم خواهیم داشت.


سیدجلال فیاضی مشاور عالی بنیاد امام رضا (ع) گفت: با توجه به مشکلات
اقتصادی که در جامعه وجود دارد، در فعالیت‌های فرهنگی هم به صرفه‌جویی و
کیفی سازی برنامه‌ها توجه داشتیم. به همین منظور، بخشی از جشنواره‌های امام
رضا ادغام و برخی دوسالانه و برخی هم کیفی سازی شد و جشنواره‌ها از حدود
۳۴ جشنواره به کمتر از نصف یعنی ۱۵ جشنواره تقلیل یافته است.


ثابت‌نیا معاون هنری بنیاد امام رضا (ع) گفت: برخی جشنواره‌های امام رضا
طی سال‌های گذشته به تکرار افتاده بودند، به همین دلیل به تولید محتوا
درباره جشنواره‌هایی که به متن متکی هستند، اتکا کردیم. به عنوان نمونه ۸
نمایشنامه زیر نظر آقای فدایی حسین، نگارش می شود که به حوزه کرامات رضوی
توجه ویژه دارد و از جمله نمایشنامه نویسان می‌توان به نادر برهانی مرند و
ایوب آقاخانی اشاره کرد.


وی ادامه داد: آوا‌های ایران زمین شامل ۱۰ لوح فشرده با ۵۰۰ دقیقه صوت
شامل چاوشی خوانی، مدح و منقبت حضرت رضا (ع) و مرثیه خوانی است که برخی
موسیقی دارند و برخی ندارند. بیش از ۸۰ هنرمند در این پروژه حضور دارند و
در سال ۹۸ تکثیر و بسته‌بندی این آثار انجام و همزمان با میلاد حضرت رضا
(ع) رونمایی خواهد شد.


ثابت نیا افزود: با آهنگسازی امیرحسین اسکندری، آلبومی با ۸ تِرَک در
حال تولید است که تاکنون ۳ قطعه تهیه شده است که با علیرضا افتخاری (۳
ترک)، حسن علیشاپور، امیرحسین مدرس و پوریا اخواص برای برخی قطعات به توافق
رسیده‌ایم و با محمد معتمدی هم در حال مذاکره هستیم. ان‌شاءالله این آثار
در دهه کرامت از صداوسیما پخش می‌شود.


معاون هنری بنیاد بین‌المللی امام رضا (ع) درباره فعالیت‌های حوزه تجسمی
این بنیاد بیان کرد: ۵ تابلوی بزرگ نقاشی با موضوع زندگی و سیره حضرت
رضا(ع) توسط حسن روح‌الامین در حال طراحی و اجرا است.


ثابت نیا افزود: تور نمایشگاهی این آثار را با دو اثر که تا میلاد امام
رضا (ع) آماده می‌شود آغاز می‌کنیم و پس از پایان تورها در یک فضای
نمایشگاهی به نمایش در می‌آوریم تا مقدمه‌ای برای تاسیس موزه هنر‌های معاصر
رضوی باشد. اگر میسر نشد در یک بخشی از موزه آستان قدس رضوی به نمایش در
می‌آیند.


روح‌الامین هم درباره این آثار گفت: سال‌های گذشته مجموعه‌ای راجع به
تاریخ اهل بیت را آغاز کردم. سال گذشته آقای ثابت‌نیا خلق ۵ اثر را درباره
سیره امام رضا (ع) پیشنهاد کردند و توفیق شد که این آثار در یک محدوده
زمانی خاص انجام شود، چون کاری که سفارش دهنده داشته باشد تبلیغات خوبی
دارد و کار خوب دیده می‌شود. نکته‌ای که قبلا درباره تابلوی گوهرشاد آن را
تجربه کردم.


وی افزود: تلاش می کنم کاری انجام دهم که اگر تبلیغ برای اهل بیت هم نیست چهره این بزرگان را مخدوش نکند.


روح‌الامین بیان کرد: احتجاج امام رضا و مناظرات حضرت با علمای دیگر
ادیان، نماز باران حدیث سلسله الذهب و وداع با جوادالائمه در مدینه موضوع
این ۵ تابلو است. پیشنهاد کردم کار حدیث سلسله الذهب در اندازه بزرگ (حدود ۳
در ۴ متر) اجرا شود و اگر یک استودیوی بزرگتر داشته باشیم، این کار در
اندازه بزرگتر اجرا می‌شود که حدود اندازه دیگر کار‌ها ۲ در ۳ متر است.

نباید با بیانیه گام دوم برخورد شعاری شود


حجت‌الاسلام قمی با بیان اینکه باید درقبال آفاق تمدنی پیش روی انقلاب موظف باشیم، گفت:باید موظف به محور‌های محتوایی، بیانیه گام دوم باشیم تا با این بیانیه برخورد شعاری نشود.

عقیق:به نقل از روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، حجت‌الاسلام و المسلمین
محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در گردهمایی مدیران فرهنگی و مسئولان
طرح و برنامه ادارات کل تبلیغات اسلامی که صبح امروز در سالن همایش‌های
سازمان دارالقرآن برگزار شد، اظهار کرد: ما باید در قبال آفاق تمدنی که پیش
روی این نهضت و انقلاب است و محور‌های محتوایی، بیانیه گام دوم خود را
موظف و ملتزم بدانیم تا با این بیانیه برخورد شعاری نشود.

وی افزود: سازمان تبلیغات اسلامی باید در قبال
چشم‌اندازِ چشم‌نواز تمدنی که پیش روی انقلاب اسلامی ایران است و ان
شاءالله به سمت آن حرکت می‌کنیم؛ خود را موظف بداند. باید مشخص شود که
سازمان برای این افق‌های تمدنی پیش روی انقلاب چه می‌خواهد انجام دهد.


حجت‌الاسلام و المسلمین محمد قمی بیان کرد: یکی از مواردی که باید
به‌طور ویژه به آن پرداخته شود پیام تبلیغی سازمان تبلیغات اسلامی است.
باید مشخص شود این سازمان چه حرف جدیدی برای امروز این جامعه، مردم و
جوانان دارد.


عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: امروز در سازمان تبلیغات
اسلامی باید به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به طور ویژه بپردازیم. انقلاب
اسلامی یک مصاف؛ نبرد، هجوم و کارزار بزرگ تمدنی را شروع کرده است و یک
مبارزه سخت را در پیش دارد.


وی افزود: انقلاب اسلامی ایران در بسیاری از معیار‌ها تقویت شده و دشمن
تمدنیِ ما در محور‌های مهمی تضعیف شده است. در این شرایط تشخیص پیامی که در
این مسیر مفید باشد حائز اهمیت است. این موضوعی است که در این گونه
نشست‌ها باید مورد بررسی قرار بگیرد.


حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قمی با بیان این موضوع که آرایش سازمانی
سازمان تبلیغات اسلامی باید بازخوانی و باز طراحی شود، گفت: نحوه
برنامه‌ریزی‌ها و نوع تعاملات با عناصر خودجوش و مردمی که در حوزه فرهنگ
فعالیت دارند باید ارتقاء یابد و فعالیت‌های مؤثر پر و فایده‌ای که پیش از
این در سازمان انجام شده باید تقویت و اشتباهات اصلاح و نقاط ضعف برطرف
شود.


رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در پایان سخنان خود با تأکید بر این موضوع
که سازمان تبلیغات اسلامی باید در قبال الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت طرح
داشته باشد،بیان کرد: مبلغان باید در مورد یک سبک زندگی، شخصیت، نظام
آموزشی، معماری و هویت برتر برای جامعه،گفتمان و طرح داشته باشند و سازمان
تبلیغاتی که به آفاق تمدنی ناظر است حتماً محتوای فاخرتر، غنی‌تر از آنچه
که پیش از این داشته را عرضه می‌کند و تعامل با مساجد، هیئات مذهبی و
معلمان باید بیشتر از گذشته شود.

خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله مومن به روایت شاگردشان


عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، گفت: در شاگردپروری، آیت‌الله مومن، بسیار موفق بود، فکر می‌کنم ۵، ۶ نفر از اعضای جامعه‌ی مدرسین از شاگردان ایشان هستند، مثلاً آیت‌الله شب زنده‌دار از شاگردان ایشان است.

عقیق:حضرت آیت‌الله محمد مؤمن، از فقهای شورای
نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبری پس از سال‌ها تلاش در عرصه‌ی فقهی و قبول
مسئولیت‌های خطیر انقلاب اسلامی در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۹۷ به دیار باقی شتافت.
در بخشی از پیام تسلیت رهبر انقلاب آمده است: «مقام علمی و پرورش شاگردان
برجسته در کنار تقوا و اخلاص این عالم بزرگوار، و نیز وفاداری و تعهد
انقلابی و اجتماعی، شخصیت جامعی از ایشان ساخته بود.»



به
همین مناسبت، بخش «فقه و معارف» پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفت‌وگو
با حجت‌الاسلام والمسلمین محمود رجبی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و
از اولین شاگردان مرحوم آیت‌الله مؤمن، به بیان گوشه‌هایی از ویژگی‌های
اخلاقی و علمی این مرحوم پرداخته است.



ضمن عرض تسلیت
به مناسبت ارتحال عالم ربانی و انقلابی آیت‌الله مؤمن، به عنوان اولین سؤال
بفرمایید سابقه‌ی آشنایی شما با ایشان به چه زمانی برمی‌گردد؟



آشنایی بنده با آیت‌الله مؤمن رحمه‌الله به
قبل از انقلاب برمی‌گردد، تقریباً آن دورانی که دبستان می‌رفتم، چون در
همان محله‌ای زندگی می‌کردیم که ایشان و پدر بزرگوارشان و اخوی‌هایشان
آن‌جا زندگی می‌کردند. اسم آن‌جا محله‌ی باغ پنبه بود.

از همان موقع ابوی ایشان را می‌شناختم، از افراد مؤمن، متدین و واقعاً پاک
بودند و به تناسب فرزندان ایشان را می‌شناختم. بعد این‌که طلبه شدم، یکی دو
سال بعد، به مدرسه‌ی مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی رفتم -حدود سال ۴۳
یا ۴۴ بود-. در آن زمان اخوی ایشان هم آن‌جا آمدند و هم‌بحث شدیم.



در واقع از آن موقع ارتباط ما با آیت‌الله
مؤمن و سرپرستی ایشان نسبت به ما دو نفر شروع شد، خیلی از درس‌های سطوح
عالی و میانی را خدمت ایشان خواندیم. برخی از استادهایی را که ما
می‌خواستیم درس پیش آن‌ها بخوانیم، ایشان می‌گفت پیش چه کسی بخوانید، حتی
خودش با آن استاد صحبت می‌کرد و از او می‌خواست که برای ما آن درس‌ها را
بگوید. همچنین گاهی برای درس‌ها منزل مرحوم مؤمن می‌رفتیم.



بنابراین به لحاظ تلمّذ سال‌های طولانی در
محضر ایشان بودیم. می‌توانم بگویم در طول عمر بنده، دو استاد بیشترین نقش
را در بحث علمی -اگر لایق بوده باشیم و حتی ذره‌ای از آن کمالاتشان را ما
لایق اگر باشیم- و سایر ویژگی‌های ما داشتند یکی مرحوم آیت‌الله مؤمن و
دیگری آیت‌الله مصباح یزدی.



ارتباط من با ایشان در مراکز علمی و حوزوی
نیز فراوان بوده است، در جامعه‌ی مدرسین، در شورای عالی حوزه، دو دوره که
من عضو شورای عالی حوزه بودم، ایشان هم عضو شورای عالی حوزه بودند، یک دوره
هم رئیس شورای عالی حوزه بودند، باز آن‌جا ارتباط داشتیم. یک مقطعی که
ایشان مدیر حوزه‌ی علمیه بودند، باز فی‌الجمله ارتباط آن‌جا داشتیم، بعد از
آن‌هم در هیئت امنای دانشگاه قم و دانشگاه آیت‌الله بروجردی، دانشگاه حضرت
معصومه سلام‌الله‌علیها و دانشگاه صنعتی قم، این چهار تا دانشگاه -چون
هیئت امنایشان مشترک بودند ایشان عضو هیئت امنا بود- بنده هم خدمتشان بودم و
این مدت با ایشان مأنوس بودم. همچنین ایشان لطف فرمودند و مدتی هم در
مؤسسه‌ی ما درس خارج فقه‌شان را در مبحث ولایت‌فقیه و ولایت اولوالامر بیان
می‌فرمودند. اینجا هم ارتباط نزدیکی با ایشان داشتیم.





درواقع ایشان از پیشگامان بحث‌های فقه حکومتی در حوزه بودند.





بله من می‌توانم بگویم که از شخصیت‌های بزرگ
حوزوی و کسی که بیش از همه به همین مباحث فقهی پرداخته، ایشان هستند.
اصلاً درس فقه‌شان را چندین سال در همین مباحث متمحض کردند و هیچیک از
بزرگان ما چنین کاری انجام نداده است. بنابراین یکی از کسانی است که حق
بزرگی به بحث نظام حکومت مبتنی بر ولایت‌فقیه و نظریه‌ی ولایت‌فقیه دارد،
آن هم با دقت‌هایی که ویژه‌ی ایشان است.





مقداری از ویژگی‌های علمی مرحوم آیت‌الله مؤمن بگویید، ایشان از محضر چه اساتیدی استفاده کردند؟





مرحوم آیت‌الله مؤمن شخصیتی بودند که از
همان آغاز استعداد بسیار برجسته‌ای داشتند، حتی قبل از طلبگی‌شان دوره‌ی
مثلاً شش سال دبستان را در دو سال خواندند، در دروس حوزه هم همین‌طور
بودند، سطوح حوزه را که معمولاً در ۹، ۱۰ سال می‌خوانند، ایشان در مدت
بسیار کمتری به نظرم در ۵ سال خواندند.



از محضر اساتید بزرگی مانند آیت‌الله
بروجردی، حضرت امام، علامه طباطبایی و محقق داماد استفاده کردند. مرحوم
محقق داماد از اساتید بسیار برجسته بودند و همین‌طور از علامه طباطبایی در
بحث فقه و اصول و هم در بحث فلسفه و هم در بحث فلسفه استفاده کردند. این‌که
رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند «شخصیت جامعی از ایشان ساخته بود» بخاطر
همین بود. در بُعد علمی فقط یک فقیه نبودند، بر کتب فلسفی حاشیه زدند، هم
دقیق خوانده بودند و هم بر کتاب‌های فلسفی حاشیه زده‌اند و در تفسیر هم از
محضر علامه طباطبایی استفاده کردند. اساتید هم عنایت ویژه‌ای به ایشان
داشتند، مرحوم محقق داماد عنایت ویژه‌ای به ایشان داشتند، مرحوم امام هم
عنایت ویژه‌ای به ایشان داشتند، من از خود شخص ایشان شنیدم که می‌فرمودند
«حضرت امام لطف خاصی به ما داشتند». این عنایت‌ها به خاطر جنبه‌های علمی و
کمالات انسانی ایشان بود.



مرحوم آیت‌الله شیخ مرتضی حائری از اساتید
بسیار برجسته‌ی حوزه بودند که ایشان از محضرشان استفاده کرده بودند.
آیت‌الله حائری واقعاً یک عالم بسیار قوی بود.



آیت‌الله مؤمن از چنین اساتیدی استفاده کرده
است، اساتیدی که در جنبه‌ی علمی، در جنبه‌ی عرفانی و معنوی و در جنبه‌ی
امور اجتماعی زبانزد بودند. مرحوم آیت‌الله حائری خدمت‌های اجتماعی بسیاری
به جامعه‌ی اسلامی کرد و خیلی انسان متعالیِ معنوی بود.





در درس خارج فقه و تدریس مباحث علمی چه خصوصیات و چه دقت‌هایی داشتند؟





یکی از ویژگی‌های ایشان دقت در تدریس بود،
حتی وقتی دروس سطح را نزد ایشان می‌خواندیم، معمولاً اساتید سطح، دروس را
در حد فهماندن آن سطح منتقل می‌کنند، ولی ایشان در همان سطوح عالی نکاتی که
فراتر از متن کتاب بود، بیان می‌کردند. دقت‌هایی که نسبت به محتوای مباحث
بیان می‌فرمودند، بسیار ویژه بود. وقتی ما درس اساتید دیگر می‌رفتیم و
مقایسه می‌کردیم، ملموس می‌شد که چقدر تفاوت دارد.



بنده معتقدم ایشان از بعضی مراجع فعلی ما
برتر بودند؛ از نظر علمی و فقهی و دقتی که داشتند. این مسئله را آثارشان و
شاگردانشان نشان می‌دهد، حتی کسانی که شاگرد ایشان نبودند. همین چند روز
گذشته با یکی از اعضای جامعه‌ی مدرسین راجع به آیت‌الله مؤمن گفتگو
می‌کردیم، ایشان می‌فرمود بعضی بحث‌هایی که برای من مشکل شده بود، به خدمت
خیلی از بزرگان رسیدم، ولی آن کسی که مشکل من را خوب می‌گرفت و دقیق‌تر از
همه پاسخ می‌داد، مرحوم مؤمن بود.



از نظر عمق مباحث، دقت در مباحث و جدی گرفتن
بحث توجه داشتند. یکی از عواملی که یک بحث را دقیق ببینید، این است که جدی
باشید، ایشان در تمام کارهایی که می‌پذیرفتند کاملاً جدی بودند. همچنین در
مسائل اجتماعی و مسائل فرهنگی جدی بودند. آثار علمی ایشان، چه آن بحث‌های
فقهی که دارند، چه مبحث ولایت‌فقیه که دارند، نشان می‌دهد که قوت علمی
ایشان چقدر است.





در پیام تسلیت رهبر انقلاب به شاگردپروری مرحوم آقای مؤمن اشاره شده است، در این زمینه چه اهتمامی داشتند؟





در شاگردپروری ایشان بسیار موفق بود، فکر
می‌کنم ۵، ۶ نفر از اعضای جامعه‌ی مدرسین از شاگردان ایشان هستند، مثلاً
آیت‌الله شب زنده‌دار از شاگردان ایشان است، آیت‌الله فیاضی که در فلسفه و
فقه فرد شاخصی هست، از شاگردان ایشان است و بعضی دیگر از بزرگان اعضای
جامعه‌ی مدرسین از شاگردان ایشان محسوب می‌شدند.



مرحوم مؤمن این‌گونه نبودند که فقط در
جنبه‌ی علمی به فکر شاگردانشان باشند، سایر جنبه‌ها را هم عنایت داشتند.
این‌که سر نظم بیایند، به نظم باشند، تذکراتی را احیاناً می‌دادند. وقتی
می‌دیدند یک شاگرد به دلیل مشکلات اقتصادی دارد بحث علمی را رها می‌کند و
سراغ کارهای دیگر می‌رود و ممکن است از بحث علمی‌اش عقب بماند، تدبیری
می‌کردند که آن مسئله‌ی اقتصادی تأمین بشود و این شاگرد به بحث علمی
بپردازد. بنابراین در توجه به شاگردانشان به لحاظ علمی و این‌که زمینه‌های
رشد علمی‌شان را فراهم بکنند، بسیار اهتمام داشتند.





شما فرمودید از قبل انقلاب با مرحوم مؤمن آشنا بودید، در بحث مبارزات انقلاب و دیگر مسائل آن چگونه بودند؟





یکی از مسائل مهمی که ایشان قبل از انقلاب
توجه داشتند، همین بود که به مسیر نهضت امام عنایت ویژه‌ای داشتند.
همین‌طور به شخص حضرت امام عنایت ویژه‌ای داشتند و این علاقه‌ی ویژه از روی
وظیفه‌ی دینی بود. یکی از ویژگی‌های ایشان همین بود، آنچه انجام می‌دادند،
ریشه‌اش این بود که من وظیفه‌ی الهی‌ام است. در اطلاعیه‌هایی که در دفاع
از حضرت امام و در حمایت از نهضت امام بود، پای اطلاعیه‌ها بسیار نام ایشان
بود. مدتی ایشان مخفی زندگی می‌کرد، چون رژیم می‌خواست ایشان را دستگیر
کند. یکی دو بار هم در همان دوران مخفی بودنشان خدمتشان رسیدیم. و بعد وقتی
رژیم ایشان را گرفت و مدت‌ها تبعید کرد و ما به عنوان شاگردشان وظیفه‌مان
بود، در آن تبعید خدمتشان رسیدیم.



از جمله ویژگی‌هایی که منحصر به فردشان، این
است که آن موقعی که برای حفظ و صیانت حضرت امام لازم بود، مرجعیت امام
اعلام شود، بسیار تلاش کردند. با این‌که امام مرجع به معنای حقیقی کلمه
بود، و مجتهدِ مطلق در زمان حتی آیت‌الله بروجردی هم بود، ولی به لحاظ
اجتماعی و فرهنگی و سیاسی باید اعلام می‌شد که ایشان از مراجع است، چون در
قانون اساسی مراجع مصونیت داشتند و رژیم نمی‌توانست متعرض جان ایشان شود.
مرحوم آقای مؤمن نامه‌ای را از آیت‌الله حائری گرفتند -که حالا طبق آنچه که
نقل شده خود ایشان هم متن نامه را نوشتند- و به نجف بردند، برای این‌که
نامه را خدمت آیت‌الله حکیم ببرند و این را به عرض ایشان برسانند و تأیید
مرجعیت امام از سوی مراجع آن زمان اعلام بشود و جان امام حفظ بشود.





پس این اعلام مرجعیت امام که خیلی هم پر سر و صدا است، نقش محوری‌اش را آیت‌الله مومن داشتند.





به حسب آنچه که ما اطلاع داریم، بله ایشان
نقش بسیار مهمی در این زمینه داشتند، در آن زمانی که رسیدن خدمت امام مشکل
بود و امام تحت مراقبت بود و ممکن بود دستگیری و برخورد باشد، اما به عنوان
وظیفه‌ی الهی این کار را انجام دادند.





خود جامعه‌ی مدرسین هم آن موقع بیانیه‌ای داد.





یکی از اقدامات جامعه‌ی مدرسین همین بود که
نسبت به مراجعی که آن موقع در داخل ایران هم بودند، این کار انجام گرفت.
آیت‌الله میلانی و بعضی از مراجع دیگر آمدند و مرجعیت امام تثبیت شد و لذا
رژیم دیگر نمی‌توانست تعرض نسبت به جان امام مستقیماً داشته باشد.





در مورد نظر مرحوم آیت‌الله مؤمن به مسأله ولایت‌فقیه توضیح بفرمایید و بگویید در این زمینه چگونه بودند؟





چیزی که من در طول دوران قبل از انقلاب و
بعد از انقلاب احساس کردم، اعتقاد راسخ ایشان به مسأله‌ی ولایت‌فقیه بود و
این‌که همه‌ی شئون اجتماعی باید تحت اجازه‌ی ولی‌فقیه باشد. ما در شورای
عالی که خدمت ایشان بودیم، یک اختلافی پیش آمده بود و نیاز به این بود که
یک نفری به لحاظ فقهی و شرعی قضاوت کند. اعضای شورای عالی همه به اتفاق
گفتند بهترین فرد آیت‌الله مؤمن است. ایشان گفتند من می‌پذیرم، ولی من باید
از رهبر معظم انقلاب اجازه بگیرم، چون قضاوت شأنی است از شئون حکومت.



ما شاید خودمان هم به ذهنمان نمی‌رسید که
مثلاً باید اجازه گرفت. می‌گفتیم ایشان مجتهد مسلّم است، قطعاً هم حضرت
آیت‌الله خامنه‌ای راضی است. اما ایشان رفتند، اجازه را گرفتند و بعد اقدام
کردند. هم ارادتشان به حضرت امام و رهبر انقلاب، هم التزام و اعتقادشان از
عمق جان به ولایت‌فقیه بارز بود.



این‌که به مبحث ولایت‌فقیه اهتمام ورزیدند،
حاکی از آن اعتقاد عمیق‌شان بود. ممکن است افراد دیگری هم یک‌روز از
درس‌شان را به این اختصاص دهند یا یک جایی درباره ولایت‌فقیه بحثی کرده
باشند، اما این‌که مسیر درس فقه‌شان را در این مسیر قرار بدهد، این نشان از
همان ولایتمداری و اعتقادشان به اصل ولایت‌فقیه و نظریه‌ی ولایت‌فقیه و
شخص رهبر معظم انقلاب بود، فراوان ما از ایشان نسبت به شخصیت حضرت آیت‌الله
خامنه‌ای تعریف‌هایی شنیدیم؛ هم به لحاظ علمی، هم به لحاظ ویژگی‌ها و
کمالات و هم به لحاظ مدیریتی. همچنین به لحاظ اخلاصِ رهبر انقلاب
می‌فرمودند: ذره‌ای ایشان غیر از خدا برایشان مطرح نیست.





منزل و خانه
ایشان بسیار ساده بود و روی زمین می‌نشستند و با مراجعه کنندگان صحبت
می‌کردند، این صفا و ساده‌زیستی ایشان حاکی از چه روحیه‌ای بود؟





ایشان خیلی بی‌تکلف بود، یعنی این‌که بگوید
باید این شرایط باشد، اصلاً. ایشان در جاهایی مسئولیت‌هایی را به عهده
گرفتند که شاید اگر به امثال ایشان پیشنهاد می‌کردند، می‌گفتند دون شأن
ماست.



من یک‌بار خدمتشان زنگ زدم و گفتم حاج آقا،
ما با همراهان شما تماس گرفتیم، ایشان بنا بود به شما بگویند… مرحوم مؤمن
گفتند چرا با خودم تماس نگرفتید؟ هر بار که زنگ می‌زدیم، خودشان گوشی را
برمی‌داشتند مگر یک وقت نبودند.



خیلی بی‌تکلف و ساده‌زیست بودند، از انقلاب
تا الآن همین‌طور بودند. من هم قبل از انقلاب محضرشان رسیدم، هم آن موقعی
که تبعید بودند، آن‌جا هم همین‌طور زندگی ساده داشتند. در تبعید زندگی ساده
و بی‌آلایش ایشان طوری بود که با این‌که در تبعید کسی ایشان را نمی‌شناخت،
ولی همه‌ی اهل آن‌جا به ایشان عشق می‌ورزیدند، این نشان از زندگی بی‌تکلف و
ساده و روحیه تواضع ایشان بود.



در همین هیئت امنای دانشگاه وقتی می‌نشستیم،
گویا این‌که ایشان یک نفر هستند و ما هم یک نفر مساوی هستیم. ما حرف
می‌زدیم ایشان کاملاً گوش می‌دادند، گاهی تأیید می‌فرمودند، گاهی
می‌فرمودند هر چه شما می‌فرمایید. تواضع بالایی داشتند، گاهی می‌گفتیم حاج
آقا روی صندلی بنشینید، می‌فرمود نه روی زمین می‌نشینم. ذره‌ای دنبال
این‌که جایگاهی برای خودشان داشته باشند نبودند، مثلاً بگویند این جایگاه
را من باید داشته باشم. یک فردی بودند که فقط فکر خدا را می‌بیند و این‌که
وظیفه‌ی الهی به دوشش است، حالا خدا چه می‌پسندد همان را انجام دهد.



در شورای نگهبان سالها از ارکان بودند، حتی
در مواردی از حضرت امام خواستند در شورای نگهبان نباشند، اما امام گفتند نه
باید باشید. بعد از تصادفی که در سال ۷۴ داشتند، به رهبرانقلاب گفتند که
در شورای نگهبان نباشند اما رهبر انقلاب فرمود نه شما باید باشید.



دقت‌های ایشان در شورای نگهبان و در آن
مصوبات که می‌خواستند بنویسند، زبانزد بود. در طول انقلاب هر جا مسئولیتی
بوده که ایشان احساس کرده وظیفه است، پذیرفته است، برایشان فرق نمی‌کرده
است. از آغاز انقلاب برای تعیین قضاتی که نیاز بود ایشان محور بود، واقعاً
مقطع حساسی است که یک نظامی به وجود آمده، قاضی باید تربیت کند، حالا باید
بگردند شناسایی کنند؛ از جهات اخلاقی، جنبه‌های تدین و تعهد، جنبه‌ی دقت و
جنبه‌ی تسلّط‌ به مباحث حقوقی که می‌خواهند قضاوت کنند، خب ایشان نقش محوری
داشت.





درباره‌ی
آیت‌الله مؤمن تعبیر حریت را برای ایشان به کار می‌برند، خود ایشان هم
می‌گفتند من هیچ‌وقت در شورای نگهبان بر اساس مصلحت سیاسی نظر و رأی ندادم.
این جمله ایشان چه معنایی می‌دهد؟





اگر کسی نگاهش فقط به خدا بود، دیگر خوش آمد
و بد آمد و تشویق و تهدید و غیر از این‌ها معنا ندارد، چون می‌داند آن کسی
که همه چیز دست اوست خداست، می‌داند چون برای خدا کار می‌کند، پشتیبانش
خداست، بنابراین نه ترسی از کسی دارد، نه رودربایستی دارد که آقا این ممکن
است چه باشد، می‌گوید من وظیفه‌ام را باید انجام بدهم. نه این‌گونه است که
مصلحت اندیشی کند، حالا مصلحت نیست من چنین کنم، می‌داند که خود خداوند
آن‌چه که گفته همه‌ی مسئله‌ها را هم خدا در نظر داشت، بنابراین ایشان نه در
خصوص بحث شورای نگهبان این‌طور بوده، و نه در جاهای دیگر برایشان مهم بود
که حالا مثلاً در اینجا اگر چنین چیزی بگوید یا چنین حرفی بزند، فلان اتفاق
می‌افتد.



جاهایی بوده که شاید خیلی‌ها می‌گفتند اگر
این را بگوییم الان به لحاظ جوّ اجتماعی مناسب نیست؛ مثلاً می‌گویند تو
چنین و چنان هستی، ایشان می‌گفتند نه، وظیفه‌ی الهی است. مهم هم نبود که چه
کسی از ایشان تقاضایی بکند. گاهی یک طلبه‌ی معمولی می‌آمد می‌گفت آقا یک
چنین جریانی پیش آمده، لازم است شما یک نوشته‌ای بنویسید، ایشان اگر تشخیص
می‌داد نوشته‌ی ایشان اثر دارد، یک حقی را اثبات می‌کند، یک باطلی را نفی
می‌کند، با دست خط خودشان می‌نوشتند.



در برخورد با برخی از مسئولین در مواردی که
بود، قاطعانه برخورد کردند. ماها که خدمت ایشان بودیم مثلاً همان مسئله را
یک حد پایین‌تری می‌گفتیم، در یک جریانی یک چیزهایی را نوشتیم، ایشان گفتند
من اگر بودم تندتر می‌نوشتم، و بعد خودشان نوبت بعد نامه‌ای را نوشتند با
کمال اقتدار.





در این سالهای شاگردی و رفاقت با ایشان اگر خاطره‌ی آموزنده‌ای از ایشان دارید بفرمایید.





ایشان برای اساتید خودش احترام خاصی قائل
بود. یک روز که سر درس آمدیم، ایشان فرمود این‌جا نمی‌نشینیم برویم یک جای
دیگر. بعد فرمودند من چون استادم دارد آن طرف حیاط درس می‌گوید، من این را
خلاف ادب می‌دانم که در این فاصله بنشینم و درس بگویم. یعنی حتی نسبت به
استاد خودشان که حالا شاید یک مدت کوتاهی هم درس خوانده بود، این‌قدر
احترام قائل بود.





و نکته پایانی شما.





خداوند ان‌شاءالله روح بلند آیت‌الله مؤمن
را با ارواح طیبه‌ی شهدای کربلا و ارواح ائمه‌ی معصومین محشور بفرماید و
همین‌طور که ایشان این‌جا با امام همراه بود، در عالم آخرت هم همراه امام
عزیز ما باشند و همه در محضر امیرالمؤمنین و پیامبر گرامی و اهل بیت
علیهم‌السلام باشند. همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند رحلت ایشان ضایعه‌ای
برای حوزه بود.



الان ما یک جمعی که بودیم واقعاً خیلی
امیدها به‌وجود ایشان در عرصه‌های مختلف بسته بودیم. این واقعاً یک
ضایعه‌ای برای حوزه‌ی علمیه بود، هم به لحاظ علمی، هم به لحاظ جنبه‌ی ولایی
و انقلابی و هم به لحاظ کمالات اخلاقی. امیدواریم که روح بلند ایشان در آن
عالم هم که بعضی بزرگان فرمودند که علما و شهدا وقتی از این دنیا می‌روند،
دستشان بیشتر باز می‌شود، ان‌شاءالله که روح بلند ایشان همچنان پشتیبان
حوزه‌های علمیه و انقلاب و شاگردانشان باشد.

مساجد باید محور توسعه ارزش ها باشد


حجت الاسلام نجیبی، با اشاره به اینکه مسجد محل نشر فرهنگ اسلامی است، گفت: مساجد امروز نیز همچون دوران صدر اسلام باید محور توسعه ارزش ها باشد.

عقیق: سومین جشنواره قرآن و عترت کانون های فرهنگی هنری مساجد، با حضور مردم و
مسئولین شهرستان آبادان و منطقه آزاد اروند، در محل مسجدالنبی (ص)
اروندکنار با همکاری مجمع قرآنی مجبان ابا صالح المهدی (عج) مسجد النبی
اروندکنار و دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد منطقه آزاد اروند خاتمه
یافت.

 



«حجت الاسلام علی نجیبی»، در این مراسم اختتامیه این جشنواره با اشاره به اینکه مسجد محل نشر فرهنگ اسلامی است، اظهار کرد: در صدر اسلام مسجد محور توسعه بوده و باید امروز نیز مساجد محور توسعه ارزش ها باشد.



 



وی افزود: یکی از راهکارهای مهم در بهره‌مندی از فرهنگ قرآن انس با قرآن مجید است که در کنار توجه به زییاخوانی قرآن کریم در آیات آن نیز باید تدبر کنیم و راه راست و صحیح زندگی کردن را از آن بیاموزیم.



 



امام جمعه موقت آبادان، بیان کرد: انس با قرآن کریم موجب نشاط و شادابی انسان، هم در زندگی روزمره‌ و هم موجب پاداش اخروی خواهد شد.



 



وی به توطئه های دشمنان انقلاب اسلامی علیه ملت و اقتصاد کشور اشاره کرد
و گفت: رهبری به درستی راه برون برفت از مشکلات را بیان کرده و با بهره گیری از مفاهیم قرآنی و اهل بیت می توان تمام مشکلات را پشت سرگذاشت.



 



مدیر حوزه علیمه آبادان، به زندگینامه و چگونگی شهادت
چند شهید هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و بیان داشت: شهدا با خون خود درس
ایثار و از خود گذشتگی را برای جوانان به ارمغان گذاشتند.



 



«حمید بحرینی»، نیز در گفت و گویی در آبادان، به فعالیت ۶۰ کانون فرهنگی، هنری مساجد در شهرستان های آبادان و خرمشهر
اشاره کرد و بیان داشت: کانون های فرهنگی و هنری مساجد به عنوان پایگاه
های منسجم و دائمی فرهنگی و هنری، مد نظر هستند که رشد و تکامل این کانون
ها در رشد و تکامل فرهنگی و هنری منطقه تاثیر مستقیم دارد.



 



مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد منطقه آزاد اروند، افزود:
در سومین دوره از مسابقات قرآن و عترت کانون های فرهنگی، هنری مساجد منطقه
آزاد اروند ۳۸۸ نفر از اعضای کانون های مساجد آبادان، اروندکنار، منیوحی، چوئبده در رشته قرائت، حفظ، ترتیل، اذان، احکام، مداحی به رقابت معنوی پرداختند.



 



وی تصریح کرد: در این دوره از مسابفات در رشته قرائت ۵۰ نفر، در رشته
حفظ ۶۷ نفر، در رشته ترتیل ۴۲ نفر رشته، در بخش اذان ۷۵ نفر، در رشته احکام
۹۰ نفر در و در بخش مداحی ۶۴ نفر شرکت کردند.



 



لازم به ذکر است، این جشنواره به مدت ۲ روز و در روزهای (۹ و ۱۰ اسفند)
در مسجدالنبی (ص) اروندکنار برگزار شد و با معرفی نفرات برتر در رشته های
قرائت، حفظ، ترتیل، احکام، اذان و مداحی به کار خود پایان داد.

منبع:شبستان

تجلیل از حجت‌الاسلام‌ جلالی خراسانی در «ستارگان محراب»


سی و یکمین همایش ستارگان محراب به منظور بزرگداشت حجت‌الاسلام ابوالقاسم جلالی خراسانی امام جماعت مسجد الغدیر برگزار می‌شود.

عقیق:سی و یکمین همایش ستارگان محراب به منظور بزرگداشت
حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالقاسم جلالی خراسانی امام جماعت مسجد الغدیر روز
دوشنبه  ۱۳ اسفند ماه جاری برگزار خواهد شد.

در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری سخنرانی خواهد کرد.

تا
کنون در قالب همایش ستارگان محراب مراسمات بزرگداشت برای آیات برهان،
محمدحسین زاهد، شاه‌آبادی،  مهدوی‌کنی، خوانساری، خوشوقت، مرتضی زاهد،
حدیدی،  فیروزآبادی، ایروانی، انواری، ملاعلی کنی، محمدتقی آملی،
سیدمحمدرضا علوی تهرانی، محمود تحریری، آیت‌الله آشتیانی و… برگزار شده
است.

این مراسم روز دوشنبه  ۱۳ اسفند ماه، بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد الغدیر واقع در یافت آباد میدان الغدیر برگزار می‌شود.

مردی که سی سال پاسخگوی زائران امام رضا بود


علیرضا پاسبان، قدیمی‌ترین تلفن‌چی حرم مطهر است که چند ماهی است بازنشسته شده و بیشترین عمر خدمتش را در تلفن‌خانه حرم گذرانده است.

عقیق: در ایام شهادت یا میلاد امام رضا (ع) آن‌ها
که از قافله زائران رضوی جامانده اند، هر کدام به واسطه یک تماس تلفنی با
روضه منوره پرنده دلشان را زائر صحن و سرای رضوی می‌کنند، تا سلامی به امام
مهربانی‌ها دهند.

علیرضا پاسبان، قدیمی‌ترین تلفن‌چی حرم مطهر است که چند ماهی است بازنشسته شده و بیشترین عمر خدمتش را در تلفن‌خانه حرم گذرانده است.



او در مورد حضورش در مجموعه حرم مطهر
می‌گوید: «اوایل سال ۱۳۶۹ بود که که از طرف اداره پشتیبانی جنگ به همراه ۴۰
نفر دیگر از رزمندگان و جانبازان جبهه، برای کار به آستان قدس رضوی معرفی
شدیم، ابتدا خدمتم در بخش سرایداری حرم که دفترش در صحن انقلاب اسلامی بود،
شروع شد و وظیفه‌مان در آنجا تمیز کردن و شستن صحن‌های حرم مطهر بود؛ در
قدیم مانند حالا ماشین‌هایی برای شست و شو و نظافت وجود نداشت و باید با
جاروهای دسته بلند و شلنگ‌های آب، یک روز در میان، کف صحن را می‌شستیم.


آستان قدس رضوی در اوایل دهه ۷۰ بود که
ماشین‌هایی را برای شست و شوی کف صحن خریداری کرد. بعد از چهار سال که در
بخش سرایداری بودم، مرا به دفتر توزیع بلیط که امروز اسمش به اداره رفاه
امور زائران تغییر کرده، منتقل کردند و هر روز فیش‌های مهمانسرا را در بین
زائران توزیع می‌کردم؛ تا اینکه در مجموعه حرم مطهر، اداره مخابرات تشکیل
شد و به آنجا منتقل شدم و چند ماهی هم می‌شود که بعد از ۳۰ سال خدمت
بازنشسته شده ام.



تاریخچه تلفن‌خانه حرم مطهر



او در مورد پیشینه بخش تلفن‌خانه در حرم
امام رضا (ع) توضیح می‌دهد: در گذشته بخش مستقلی به عنوان مخابرات در حرم
نبود و تنها یکی دو تا خط محدود برای اداره انتظامات، مهمانسرا و دفتر
تالار ولایت در حرم وجود داشت؛ ولی امروز که وارد هر بخش و اداره‌ای در
داخل حرم می‌شوی، یک تلفن بر روی میز هر یک از نیروها قرار دارد.


وی که جزو اولین نیروهای اداره مخابرات حرم
است، می‌گوید: در حال حاضر ۱۵۰۰ خط داخلی فعال و ۷۰۰ خط مستقیم در حرم مطهر
وجود دارد؛ ولی قبلاً تنها یکی دو تا خط بیشتر در مجموعه حرم مطهر نبود.
روزانه به طور میانگین حدود ۷۰۰ تماس تلفنی با اپراتور و ۳۰ هزار تماس
روزانه با سوئیچ مخابراتی مرکز سانترال مجموعه حرم مطهر امام رضا (ع)
برقرار می‌شود که به طور متوسط ماهیانه حدود ۲۰ هزار تماس مستقیم توسط
زائران با اپراتور و حدود ۹۰۰ هزار تماس داخلی و بیرونی در هر ماه از طریق
مرکز سانترال بخش مخابرات حرم مطهر رضوی در مجموعه حرم برقرار می‌شد که
باید من و همکارانم به آن‌ها پاسخ می‌دادیم.



خاطرات شلوغ‌ترین روزهای کاری



پاسبان، با مرور خاطرات دو دهه حضورش در بخش
تلفن‌خانه حرم می‌گوید: «یادش بخیر الان هم حسرت آن روزها را می‌خورم.
روزهای میلاد و شهادت امام رضا (ع) شلوغ‌ترین روز کاری ما بود، آن‌قدر حجم
تلفن‌ها زیاد بود که دیگر دستگاه جواب نمی‌داد و هنگ می‌کرد و تعداد آن به
۱۰۰ هزار تماس در روز می‌رسید، از همه جای ایران و دنیا تماس می‌گرفتند تا
به آقا سلام بدهند، واقعاً یادش بخیر.


قدیمی‌ترین تلفن‌چی حرم امام رضا (ع) ادامه
می‌دهد: «پرمخاطب‌ترین خط تلفن حرم مطهر، شماره مربوط به ارتباط با روضه
منوره است. در نیمه اول امسال، این شماره از ۳۲۰۰۳۳۳۴-۰۵۱ به شماره پنج
رقمی ۴۸۸۸۸ تغییر پیدا کرد؛ همچنین برای اینکه زائرانی که با این شماره
تماس می‌گیرند، بتوانند ارتباط بهتری با حضرت رضا (ع) بگیرند، در چهار طرف
ضریح مطهر میکروفون‌هایی نصب شده که زائران با تماس با شماره روضه منوره
صدای زائرانی که در این فضا هستند را می‌شنوند و بدون هیچ‌گونه واسطه‌ای و
به طور مستقیم و زنده با فضای ملکوتی و حال و هوای خاص اطراف ضریح مطهر
امام رضا (ع) از پشت تلفن ارتباط برقرار می‌کنند.


او ادامه می‌دهد: به خاطر اینکه افراد
بسیاری دوست دارند با این خط تماس بگیرند و از طریق آن با امام رئوف صحبت
کنند، مدت زمان استفاده از این سامانه برای هر تماس تلفنی، حدود سه دقیقه
پیشبینی شده است.


با پیش‌بینی ۱۲۰ خط مستقل، در یک لحظه ۱۲۰
نفر می‌توانند با روضه منوره ارتباط بگیرند؛ تعداد تماس‌هایی که عموم افراد
از اقصی نقاط دنیا و ایران با روضه منوره می‌گیرند، به طور متوسط در هر
روز ۱۵ هزار تماس است و در برخی از ایام سال، مثل ایام میلاد و شهادت امام
رضا (ع) به ۱۰۰ هزار تماس هم می‌رسد.



حفظ ۶۰۰ شماره تلفن



این روزها کمتر افرادی شماره تلفن حفظ
می‌کنند و نهایتاً چند شماره محدود از اطرافیان در ذهن‌شان است؛ اما آقای
پاسبان حدود ۶۰۰ شماره حرم مطهر رضوی را حفظ است. از او در مورد چگونگی حفظ
این شماره‌ها می‌پرسم که توضیح می‌دهد:


تا امروز در تلفن‌خانه حرم سیستمی نداشتیم
که تلفن‌های حرم را در آن ثبت کرده باشیم و بخواهیم از روی آن شماره داخلی
یا تلفنی را بگوییم. برای همین ملزم بودیم که تلفن‌ها را حفظ کنیم. خدا
رحمت کند مسئول قبلی تلفن‌خانه را؛ به ما می‌گفت اگر شماره جدیدی وصل شد،
تنها یک هفته اجازه دارید که این شماره را بر روی برگه یادداشت کنید و جلوی
چشمتان بگذارید تا حفظ کنید و بعد از یک هفته باید آن را از جلوی چشمتان
بردارید.

1 185 186 187 188 189 203