واکنش مادر اولین شهید مدافع حرم ارتش به شهادت پسرش+عکس


عقیق:زهرا بختیاری: هر طور شده باید جزو کلاه سبزها می‌شد. اصلا به خاطر همین تصمیم گرفت به ارتش برود. از سال ۸۸، همان سال‌های اول ورودش دوره‌های سختی را پشت سر گذاشت. آموزش‌هایی طاقت فرسا که اگر کسی وسط آن جا می‌زد نمی‌شد به او خورده گرفت. اما محسن نیامده بود که جا بزند. او می‌دانست برای یک سرباز تا زمانی که آموزشش پایان یابد چقدر هزینه می‌شود بنابراین خیلی جدی آن روزهای سخت و شاید شیرین را پشت سر می‌گذاشت. 

میانه همین آموزش دیدن‌ها بود که متوجه شد در سوریه جنگ شده و گروه‌هایی مثل داعش و جبهه النصره مثل خوناشام به جان مردم مظلوم سوریه افتادند و هر آن ممکن است دست تجاوزشان به حرم حضرت زینب (س) هم برسد. برای او که یک ارتشی با روحیه بسیجی بود و سال‌ها در هیأت‌ها برای مظلومیت خاندان پیامبر (ص) و ظلمی که در واقعه عاشورا بر آنها رفته بود به سر و سینه زده بود و آرزو می‌کرد کاش آن روزها متولد شده بود و جانش را در این راه می‌داد، نشستن و نگاه کردن آنچه در سوریه می‌گذشت کار راحتی نبود. اما این تنها محسن نبود که دلش می‌خواست به خیل مدافعان حرم بپیوندد. بسیاری از دوستانش در یگان‌های مختلف ارتش با دیدن هر مسئولی التماس می‌کردند که آنها را نیز برای مبارزه با داعش اعزام کنند. اما در این اعزام‌ها محدودیت‌هایی وجود داشت و کار اصلی با نیروی قدس سپاه بود.


شهید مدافع حرم محسن قطاسلو

امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی در خصوص همین درخواست‌ها می‌گوید: «تمام کسانی که از ارتش جمهوری اسلامی چه در نیروی هوایی و چه زمینی رفتند از بین داوطلبان بودند و بسیاری از داوطلبان هم فرصت رفتن پیدا نکردند. ما آن روزها وقتی به واحدها و یگان‌های مختلف می‌رفتیم، یکی از مشکلاتمان همین درخواست زیاد داوطلبان بود.

من در این دوران خاطره‌ای برایم تداعی شد. در زمان دفاع مقدس در دشت عباس یک بالگرد شینوک آمد و فردی پیاده شد و گفت تعدادی نیرو می‌خواهیم برای یک مأموریت خاص. بالاخره آن فرماندهی که آنجا بود ۲۰ نفر را برد که سوار بالگرد کند اما بقیه به او حمله کردند که تو چرا پارتی‌بازی کردی و بعضی به او حتی بد و بیراه هم می‌گفتند و اجازه نمی‌دادند بالگرد بلند شود. فرمانده مجبور شد به آنها بگوید که این گروه اول است و شما باید ۳۰ نفر ۳۰ نفر آماده باشید تا بیاییم و شما را هم ببریم. یعنی وعده ناصحیح داد تا بتواند آنها را آرام کند.

ما هم چنین وضعیتی داشتیم. در هر واحدی از ارتش که می‌رفتیم، یکی از موضوعات ما همیشه همین بود و افراد متعددی مراجعه می‌کردند که ما باید به  سوریه برویم.»


شهید مدافع حرم محسن قطاسلو

با این حال محسن دست از تلاشش برنداشت و همچنان پر قدرت تمرین می‌کرد و می‌دانست بالاخره روزی به آروزیش که دفاع از حرم حضرت زینب (س) است خواهد رسید. سال ۹۴ روزهای پایانی خود را می‌گذراند که ارتش تصمیم گرفت تعداد اندکی از نیروهای زبده خود را به سوریه اعزام کند. با حاج قاسم مشورت شد و او که فرمانده نیروی قدس بود موافقت کرد. دو هدف از این اعزام دنبال می‌شد، اول اینکه نیروهای تکاوری که همه نوع آموزش دیده بودند حالا با رفتن به این جبهه تجربیات متفاوت‌تری کسب کنند و نیز به لحاظ هوایی کمک‌هایی به مدافعان حرم صورت بگیرد. حتی برخی از هواپیماهای جنگی که به تعمیر نیاز پیدا می‌کرد بعضاً توسط همین ارتشی‌ها مجدد به کار می‌افتاد. 

قرعه به نام محسن افتاد و یکی از کلاه سبزهایی بود که از تیپ ۶۵ نوهد ارتش قرار شد عازم سوریه شود. یکی از دوستانش خاطره‌ای را اینگونه از او نقل می‌کند: «روز توجیه ماموریت در همان سالن محل اجتماع مدافعان با حاج محسن کنار هم نشسته بودیم. از حال و هوای همدیگه پرسیدیم و قشنگترین جمله‌ایی که بهم گفت این بود که دستش رو انداخت گردن من و گفت: قسمت رو می‌بینی دوره تکاور همرزم شدیم و الان هم توی سوریه خدا قسمت کنه همرزم می‌شیم. منم واقعاً خوشحال بودم از اینکه محسن کنارم بود. به محسن گفتم: تصمیمت واسه رفتن جدی هست؟ با اطمینان گفت: آره. تو چی؟ منم گفتم: خب اگه تصمیمم جدی نبود الان که توی این جلسه نبودم! دیدم واقعا خوشحال شد و گفت از اینکه اونجا کنار هم هستیم خیلی خوشحالیم و امیدوارم سربلند برگردی!


شهید مدافع حرم محسن قطاسلو (نفر اول از سمت راست تصویر)

تعجب کردم، گفتم: من برگردم ؟! پس خودت چی؟ محسن با اون لبخندهای همیشگی نگاهم کرد و گفت: مطمئن باش شهید میشم. گفتم: هممون آرزوی شهادت داریم ولی همه چیز خواست خداست.

دوباره گفت: خودم خواب دیدم و می‌دونم سند شهادتم امضاء شده. خب توی جلسه موقعیت نشد که خوابشو برام تعریف کنه و گفت بعداً برات مفصل میگم. با اتمام جلسه بعد از خداحافظی مفصل دیگه من محسن رو ندیدم. فقط قبل از رفتنش تلفنی زنگ زد و حلالیت طلبید و ناراحت از این بود که من باهاش اعزام نشدم ولی گفت اونجا منتظرت می‌مونم.»

محسن اوایل روزهای فروردین ۹۵ در حالی که تازه ۲۶ سالش شده بود به سوریه اعزام شد و در ۲۳ فروردین همان سال، در روستای «برنه» حلب به شهادت رسید و شد اولین شهید مدافع حرم ارتش جمهوری اسلامی.


شهید مدافع حرم محسن قطاسلو

پدر او که محسن فرزند ارشدش بود و او را پشت و پناهش می‌دانست می‌گوید: «وقتی خبر شهادت پسرم را دادند رفتم معراج شهدا و پیکرش را دیدم. آن لحظات با نگرانی فکر می‌کردم حالا چطور این خبر را به مادرش بدهم. قبل از اینکه برسم خانه، به همسرم زنگ زدم. گفت: چیزی شده؟ از محسن خبری شده؟ گفتم: می‌آیم خانه می‌گویم. اما پای رفتن نداشتم. وقتی رسیدم خانه و همسرم در را باز کرد. دوباره پرسید: از محسن خبری شده؟ محسن شهید شده؟ گفتم: شهید شده. گفت: مبارکش باشد…مبارکش باشد»


شهید مدافع حرم محسن قطاسلو (سمت چپ تصویر)

شهید محسن قطاسلو آرزویی داشت که حتی در وصیت نامه‌اش هم به آن اشاره کرد. آرزویی که بعد از شهادتش برآورده شد. او آرزوی دیدار با مقام معظم رهبری را داشت و طی این سال‌ها همیشه دوست داشت ایشان را از نزدیک ببیند. اتفاقاً بعد از شهادتش زمانی که مقام معظم رهبری به گلزار شهدای بهشت زهرا می روند و وارد قطعه ۵۰ می شوند بالای سر مزار او رفته و محسن را به آروزی دیدارش می‌رسانند.


حضور مقام معظم رهبری بر مزار شهید مدافع حرم محسن قطاسلو

 

منبع:فارس

آثار قرائتی موضوع مسابقه عراقی‌ها شد


عقیق:مسعود دریس، مدیر مرکز قرآنی بصائر عراق در گفت‌وگویی گفت: برای اولین بار در عراق و در ماه بهار قرآن، بزرگ‌ترین ماراتن کتاب در قالب مسابقه کتابخوانی برگزار می‌شود. مخاطبان این مسابقه از ۴۰ شهر و شهرستان عراق بوده و اقشار مختلف جامعه از زنان و مردان و از سنین ۱۵ تا ۴۵ سال را شامل می شود.

وی افزود: با توجه به زمان برگزاری این مسابقه در ماه مبارک رمضان، تلاش شد از کتاب‌های قرآنی استفاده شود تا برای مخاطبان انس بیشتری با این کتاب انسان‌ساز و هویت آفرین ایجاد شود.

دریس با بیان اینکه ۴ کتاب حجت‌الاسلام محسن قرائتی مفسر قرآن کریم برای مسابقه کتابخوانی انتخاب شده است، بیان داشت: از ماه‌ها قبل ضمن مشورت با حجت‌الاسلام قرائتی و دریافت اجازه نسبت به ترجمه و چاپ پنج کتاب اقدام شد.

وی ادامه داد: کتاب شرح نماز، کتاب تفسیر سوره حجرات، کتاب تفسیر سوره یوسف و کتاب قرآن و تبلیغ از تألیفات حاج آقای قرائتی و نشر «موسسه درس‌هایی از قرآن» برای این دوره مسابقه مطالعاتی در نظر گرفته شده است.

مدیر مرکز قرآنی بصائر ابراز داشت: انتظار می‌رود بیش از ۱۰ هزار نفر در این رویداد فرهنگی بزرگ قرآنی شرکت کنند. این کتاب‌ها به همراه پرسشنامه که حاوی ۳۰ سؤال است تحویل مسؤولان مؤسسات و کانون‌های فرهنگی، هنری و دینی عراق شده است.

وی افزود:‌ شرکت‌کنندگان تا پایان ماه مبارک برای مطالعه کتاب و شرکت در مسابقه زمان خواهند داشت. برگزیدگان در نیمه ماه شوال معرفی و جوایز نفیسی دریافت خواهند کرد. ۱۱۴ هدیه نفیس به تعداد سوره های قرآن برای این مسابقه در نظر گرفته شده است. 

به گزارش فارس، مرکز قرآنی بصائر بیش از این مسابقه بزرگ قرآن کریم در ۲ بخش زنان و مردان را در ۱۰ استان عراق را در سالگرد شهادت شهید قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس برگزار کرده است.

 

برزخ کودکانی که از دنیا می‌روند!


عقیق:اگر خدای‌نکرده فکر می‌کنید پسر، در آینده عصای دستتان می‌شود اما دختر، فقط نان‌خور است و روشنی و برکتش به خانه شوهر می‌رسد، باید بدانید که کاملاً در اشتباه هستید. این را ما نمی‌گوییم. امام صادق (ع) فرموده‌اند که: «دختران، رحمت هستند و پسران، خوبی‌اند. خداوند به ازای رحمت به شما پاداش می‌دهد و در ازای نعمت از شما سؤال می‌کند.» البته نمی‌شود منکر این شد که هر کسی که دختر دارد، ممکن است دلش فرزند پسر هم بخواهد و هر کسی هم که از نعمت دختر داشتن محروم است، ممکن است آرزویش را داشته باشد.

در گفتگویی که با دکتر مریم عبدالباقی استاد دانشگاه و محقق مذهبی انجام داده، سعی کردیم نکاتی درباره داشتن فرزند دختر و پسر مطرح شود که دانستن آن‌ها برای کسانی که فرزندی در راه دارند یا از یکی از نعمت‌ها محروم هستند، خالی از لطف نیست. آن طور که این کارشناس اسلامی شرح می‌دهد، درست است که بعضی از مردم دلشان می‌خواهد فرزندشان دختر باشد و بعضی پسر دوست دارند؛ اما باید توجه داشته باشیم که دختر یا پسر بودن فرزند، به حکم و اراده خداوند انجام می‌شود و ما باید همیشه تسلیم و مطیع امر خداوند باشیم. چون او هر چه را که برای انسان رقم بزند، در جهت مصلحت دنیا و آخرت اوست، آن هم مصلحتی که چه‌بسا در آینده بسیار دوری برای فرد روشن و مشخص شود. حتی کسی که از نعمت داشتن فرزند بی‌بهره است، باید بداند که حتماً حکمتی در کار است که اراده خداوند بر این قرار گرفته است، وگرنه خداوند بی‌جهت از عطای نعمت و رحمت به هیچ بنده‌ای خودداری نکرده است. همان‌طور که در آیات 49 و 50 سور مبارکه شوری می‌فرماید: «للّه ملک السّموات و الارض، یَخلق ما یشاء، یهبُ لمن یشاء اِناثاً و یهب لمن یشاء الذُّکور، او یُزوِّجهم ذُکراناً و اناثاً و یجعل من یشاء عقیماً اِنَّه علیمٌ قدیرٌ؛ پادشاهى و ملک آسمان‌ها و زمین تنها و تنها براى خدا است، هرچه بخواهد می‌آفریند، به هر کسی که بخواهد دختر و به هر کسی که بخواهد پسر می‌بخشد، یا در یک رحم دو فرزند یکى پسر و یکى دختر قرار می‌دهد و هرکه را بخواهد عقیم و نازا می‌گذارد، همانا خداوند دانا و تواناست.»

به هر که بخواهد دختر می‌دهد

بعضی افراد رویکرد خاصی نسبت به فرزند دختر دارند. دستور و نظر اسلام درباره فرزند دختر چیست؟

در روایات اسلامی آمده است که هر کسی که دختر ندارد، برایش مستحب است تا برای داشتن فرزند دختر دعا کند. در این باره در جلد بیست و یکم کتاب وسائل الشیعه در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که حضرت ابراهیم علیه‌السلام با وجودی که فرزندان فرهیخته و بزرگواری چون حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق علیهماالسلام را داشت، برای داشتن فرزند دختر هم دعا می‌کرد: «اِنَّ اِبْراهیمَ سَأَلَ رَبَّهُ اَنْ یَرْزُقَهُ اِبْنَةً تَبْکیهِ وَ تَنْدُبُهُ بَعْدَ مَوْتِه؛ حضرت ابراهیم علیه‌السلام از حضرت حق درخواست دختر کرد تا حداقل پس از مرگش گریه کننده و یادآور داشته باشد.»

نکته جالب توجه در روایت این است که یکی از پیامبران بزرگ الهی که داشتن فرزند دختر محروم بود، برای داشتن دختر دعا و درخواست می‌کرد. درواقع داشتن دختر برای انسان، لطف و رحمتی محسوب می‌شود که باعث افتخار اوست.

در دوران رسول خدا صلی‌الله علیه و آله که مردم، داشتن فرزند دختر را ننگ می‌دانستند، رویکرد آن حضرت نسبت به دختران چه بود؟

در کتاب وسائل الشیعه هم از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است که آن حضرت فرموده‌اند: «کانَ رَسُولُ اللّهِ اَبا بَنات؛ پیغمبر بزرگوار خدا، پدر دختران بود.»

همچنین از آن حضرت در خصوص داشتن سه دختر یا سه خواهر نقل شده است که: «مَنْ عالَ ثَلاثَ بَنات اَوْ ثَلاثَ اَخَوات وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة؛ کسی که سه دختر یا سه خواهر داشته باشد، بهشت بر او واجب می‌شود.» درواقع داشتن سه دختر و یا سه خواهر، نعمت بزرگی است که باعث باز شدن باب رحمت پروردگار به سوی انسان است.

در روایتی نقل شده است که مردی در محضر پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله بود که به او خبر دادند همسرت دختری به دنیا آورده است. رنگ صورت آن مرد از شنیدن این خبر تغییر کرد. پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله از او پرسیدند: «چه اتفاقی افتاده است؟» آن مرد جواب داد: «وقتی از خانه بیرون می‌آمدم، همسرم درد زایمان داشت. الآن به من خبر دادند که فرزندم متولد شده و دختر است.» پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله فرمود: «زمین حمل‌کننده او، آسمان سایه سرش و خداوند روزى‌دهنده اوست. دختر، دسته گیاه خوشبویى است که آن را می‌بویی.»

قدر نعمت پسران را بدانیم

آیا این رویکرد مثبت تنها نسبت به دختران وجود دارد؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم جایگاهفرزندان پسر از منظر اسلام کجاست؟

در جلد ششم کتاب اصول کافی، روایتی از امام صادق علیه‌السلام نوشته شده است مبنی بر اینکه آن حضرت فرموده‌اند: «اَلبَنونَ نَعیمٌ وَ البَناتُ حَسَناتٌ وَ اللّه یَسألُ عَنِ النَّعیمِ وَ یُثیبُ عَلَى الحَسَناتِ؛ پسران، نعمت‌اند و دختران خوبى هستند. خداوند، از نعمت‌ها سؤال مى‌کند و به ازای خوبى‌ها پاداش می‌دهد.»

بر اساس این روایت مشخص می‌شود که داشتن فرزند پسر، نعمتی از جانب خداوند متعال است؛ بنابراین انسان باید قدر و ارزش فرزند پسر را هم مانند فرزند دختر بداند و او را خوب و درست تربیت کند. درواقع پسر داشتن هم نعمت بزرگی از سوی خداوند متعال است.

در روایات آمده است که حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام بعد از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، به برادرش عقیل که از علم انساب مطلع بود، فرمود: «اُنْظُرْ اِمْرَأَةً قَدْ وَلَدَتْهَا الْفُحُولَةُ الْعَرَب؛ براى من زنى انتخاب کن که از مادران شجاع عرب به دنیا آمده باشد.»

جناب عقیل هم بعد از مدتی سراغ حضرت علی علیه‌السلام آمد و حضرت فاطمه کلابیه سلام‌الله علیها را معرفی کرد و گفت: «تَزَوَّجْ فاطِمَةَ الْکـِلابِیَّةَ، لَیْسَ فِى الْعَرَبِ اَشْجَعُ مِنْ آبائِها؛ با فاطمه کلابیه ازدواج کن که در عرب شجاع‌تر از پدران او وجود ندارد.» پس از این ازدواج، خداوند چهار پسر رشید و شجاع و مؤمن ازجمله حضرت ابوالفضل عباس علیه‌السلام را به آن حضرت عطا کرد. البته باید توجه داشت که در روایتی به نقل از امام صادق علیه‌السلام آمده است که آن حضرت فرموده‌اند: «خوردن کاسنی باعث زیبایی فرزند و ازدیاد در پسر آوردن می‌شود.»

فرزند ما وسیله آزمایش ماست یا نعمت و رحمت؟!

چرا با وجودی که در آیات قرآن بر وسیله آزمایش بودن فرزندان تأکید شده، در تاریخ انبیا و اولیای الهی مانند حضرت ابراهیم یا حضرت زکریا علیهماالسلام مشاهده می‌کنیم که برای داشتن فرزند صالح بسیار دعا کرده‌اند؟

باید توجه داشته باشیم که یکی از بهترین و بزرگ‌ترین لطف‌ها و نعمت‌هایی که خداوند در حق بندگان عطا می‌کند، فرزندی است که به آن‌ها می‌دهد؛ یعنی فرزند انسان، چه دختر باشد و چه پسر، نعمت و لطفی است از طرف خداوند که ما باید قدر آن را بدانیم و آن طور که خداوند خواسته او را تربیت کنیم.

همان طور که در سؤال اشاره کردید، اهمیت داشتن فرزند تا آنجایی است که تعدادی از پیامبران و اولیای الهی که تا زمان پیری فرزندی نداشتند، همیشه برای بهره‌مند شدن از این نعمت الهی دعا می‌کردند. به عنوان مثال، حضرت ابراهیم علیه‌السلام که تا زمان پیری از این نعمت بی‌نصیب بود، به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا اینکه خداوند، حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق علیهماالسلام را به آن حضرت بخشید. حضرت ابراهیم علیه‌السلام هم به ازای این نعمت بزرگ الهی، این طور از خداوند سپاسگزاری کرد که: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى وَهَبَ لى عَلَى الْکِبَرِ اِسْمعیلَ وَ اِسْحاقَ اِنَّ رَبّى لَسَمیعُ الدُّعاءِ؛ خداى را سپاس که در زمان پیرى به من اسماعیل و اسحاق را بخشید، همانا پروردگار من شنواى دعاى بندگان است.» (سوره ابراهیم؛ آیه 32)

مانند این ماجرا در زندگی حضرت زکریا علیه‌السلام هم اتفاق افتاده که در سن پیری و در شرایطی که همسرش هم از لحاظ جسمی پیر و فرتوت شده بود، مورد لطف خداوند قرار گرفت و از نعمت وجود حضرت یحیی علیه‌السلام برخوردار شد.

جنسیت فرزند را به خدا بسپارید

در این شرایط، جنسیت فرزند هم برای بعضی خانواده‌ها بسیار اهمیت دارد. آن‌قدر که عده‌ای از داروها و رژیم‌های خاصی استفاده می‌کنند تا خدا به آن‌ها فرزند پسر یا دختر بدهد. این کار از نظر اسلام پسندیده است یا خیر؟

درست است که بعضی از مردم دلشان می‌خواهد فرزندشان دختر باشد و بعضی پسر دوست دارند؛ اما باید توجه داشته باشیم که دختر یا پسر بودن فرزند، به حکم و اراده خداوند انجام می‌شود و ما باید همیشه تسلیم و مطیع امر خداوند باشیم. چون او هر چه را که برای انسان رقم بزند، در جهت مصلحت دنیا و آخرت اوست، آن هم مصلحتی که چه‌بسا در آینده بسیار دوری برای فرد روشن و مشخص شود.

حتی کسی که از نعمت داشتن فرزند بی‌بهره است، باید بداند که حتماً حکمتی در کار است که اراده خداوند بر این قرار گرفته است، وگرنه خداوند بی‌جهت از عطای نعمت و رحمت به هیچ بنده‌ای خودداری نکرده است. همان‌طور که در آیات 49 و 50 سور مبارکه شوری می‌فرماید: «للّه ملک السّموات و الارض، یَخلق ما یشاء، یهبُ لمن یشاء اِناثاً و یهب لمن یشاء الذُّکور، او یُزوِّجهم ذُکراناً و اناثاً و یجعل من یشاء عقیماً اِنَّه علیمٌ قدیرٌ؛ پادشاهى و ملک آسمان‌ها و زمین تنها و تنها براى خدا است، هرچه بخواهد می‌آفریند، به هر کسی که بخواهد دختر و به هر کسی که بخواهد پسر می‌بخشد، یا در یک رحم دو فرزند یکى پسر و یکى دختر قرار می‌دهد و هرکه را بخواهد عقیم و نازا می‌گذارد، همانا خداوند دانا و تواناست.»

برزخ کودکانی که از دنیا می‌روند

اینکه خانواده در زمان بچه‌دار شدن تابع حکمت و اراده خدا باشند، در تربیت و رشد فرزند هم صدق می‌کند.

همین طور است. جالب این است که در مورد مرگ جنین یا نوزاد، از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است که فرموده‌اند: «اگر طفل بمیرد، در عالم برزخ به حضرت ابراهیم و ساره سپرده می‌شود تا در دامن آنان تربیت شده و براى آخرت پدر و مادر ذخیره شود.»

بر اساس این روایت، حتی مرگ نوزاد هم خالی از حکمت و رحمت برای پدر و مادر او نیست. حتی در روایت‌ها آمده است که امام حسین علیه‌السلام کودک شش ماهه خود را در حالی که شهید شده بود، به خیمه‌ها برگرداند و خودش روی خاک نشست و دعا کرد: «خدایا! این کودک شش ماهه را ذخیره روز آخرت من قرار بده.»

بنابراین در عالمی که یک کودک مرده تا این اندازه برای انسان اهمیت دارد، مشخص است که فرزند به جا مانده از انسان اگر با تربیت و ایمان اسلامی بزرگ شود، در زندگی دنیا و آخرت والدینش بسیار اثرگذار خواهد بود. پس فرقی نمی‌کند که فرزند انسان، دختر باشد یا پسر.

فرق گذاشتن ممنوع!

وقتی اسلام پسر را به عنوان نعمت و دختر را به عنوان رحمت معرفی می‌کند، یعنی هر یک ازآن‌ها در خانواده نقش و برکتی دارند. با این وجود، چرا برخی افراد میان فرزندان دختر و پسر خودتفاوت قائل می‌شوند و این فرق گذاشتن را در رفتار خود نیز بروز می‌دهند؟

در روایات اسلامی تأکید زیادی شده است که پدر و مادر بین فرزندان خود تفاوتی قائل نشوند و با همه فرزندانشان به یک اندازه محبت کنند. به عنوان مثال در کتاب وسائل الشیعه روایتی نوشته شده، مبنی بر اینکه شخصی به امام رضا علیه‌السلام عرض کرد: «مردی را می‌شناسم که دخترش را بیشتر از پسرش دوست دارد و به او محبت می‌کند.» امام رضا علیه‌السلام فرمودند: «دختر و پسر با هم مساوی هستند.»

بنابراین پدر و مادر نباید در میزان محبت به یکی از فرزندان خود، چه دختر باشد و چه پسر، زیاده‌روی کنند و به این صورت اسباب ناراحتی و دلگیری فرزند دیگر را ایجاد کنند. چون در قانون خداوند، دختر و پسر هیچ تفاوتی با هم ندارند و اگر دختر باعث افزایش رحمت خداوند به انسان است، پسر هم نعمتی از جانب خداوند متعال محسوب می‌شود.

علامه حرّ عاملی در کتاب وسائل الشیعه، روایت دیگری را درباره یکسان بودن فرزندان از نظر فرزند بودن نقل کرده است که مردى همراه دو فرزندش در خدمت پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله حاضر شد. در همین حال، یکی از فرزندان خود را بوسید و به او محبت کرد اما به فرزند دیگرش توجهی نکرد. پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله وقتی این رفتار را از آن مرد مشاهده کردند، به او فرمودند: «با فرزندانت به طور یکسان و مساوی رفتار کن.»

منبع:تسنیم

اتفاقی که شب اول ماه رمضان می‌افتد



عقیق:حجت‌الاسلام سیدحسن عاملی در برنامه سمت خدا در بخشی از سخنان خود درباره مراقبت از ماه مبارک رمضان گفت: ما در قبال ماه مبارک رمضان، وظایفی داریم: این وظایف به سه بخش تقسیم می‌شود که شامل قبل و بعد و خود ماه مبارک رمضان است. 

وی افزود: اصلی‌ترین وظیفۀ ما قبل از شروع ماه مبارک رمضان، استغفار است، نه صرفاً با زبان بلکه با عمل. این نکته که معصومین (ع) از مهم‌ترین اعمال ماه شعبان را استغفار معرفی فرمودند، از غیرت خدا است؛ چرا که  آن قدر سفره ماه مبارک عظیم است که حیفش می‌آید از  دست بنده برود. خداوند دوست ندارد بنده‌اش از این سفره بی‌بهره بماند. بنابراین استغفار انسان را تطهیر می‌کند. 

عاملی دربارۀ لزوم تطهیر جهت ورود به ماه مبارک رمضان گفت: اگر بخواهیم این تطهیر را در یک بیت از شعر بگوییم، این‌طور است «شست و شویی کن و آنگه به خرابات خرام ** تا نگردد ز تو این دِیر خراب آلوده» انسان باید با تطهیر وارد این ماه پر خیر و برکت شود تا در خود ماه حرمتش را نشکند. 

وی با اشاره به روایتی از رسول خدا گفت: بر اساس روایتی خداوند شب اول نگاهی می‌اندازد و بندگانش را تطهیر می‌کند. پیامبر (ص) فرمود هنگامی که شب اول فرا می‌رسد، خداوند بزرگ همه گناهان امتم را می‌آمرزد چه گناهان پنهانی و چه آشکار. یا فرمود امت من نسبت به سایر امت خصوصیت‌هایی دارد به این صورت که شب اول ماه مبارک رمضان خداوند به مهمانان خود نگاه می‌کند. 

 

منبع:تسنیم

تکمیل شبستان امام هادی در حرم سامرا +فیلم


عقیق:توسعه و بازسازی حرم امامین عسکریین (ع) پس از شیوع کرونا متوقف شد و از اواخر سال گذشته بازسازی حرم سامرا با اعمال محدودیت و سرعتی نه چندان مطلوب، از سر گرفته شد.

یکی از اقداماتی که در دهه اخیر برای توسعه حرم امامین عسکریین (ع) در حال انجام بود، مسقف کردن شبستان امام هادی (ع) به شمار می‌رود که اکنون به همت مهندسان و کارگران ایرانی و عراقی سقف‌های این شبستان تکمیل شد.

تعداد بازدید : 6

سال ۱۳۹۱ و ساخت شبستان امام هادی (ع)

جعفر دهنوی، رئیس ستاد بازسازی عتبات در سامرا با بیان اینکه شبستان امام هادی (ع) سال ۹۷ مراحل پایانی را طی کرد و حتی بخش‌هایی از این شبستان به بهره‌برداری رسید، می‌گوید: اکنون در فرصت ایجاد شده، مراحل زیباسازی سقف به منظور تکمیل نهایی شبستان امام هادی (ع) در حال انجام است. همچنین در کنار زیباسازی این بخش، سایر اقدامات برای توسعه حرم امامین عسکریین (ع) نیز به مرور زمان آغاز خواهد شد.

شبستان امام هادی (ع) در زیرزمین و بخش زیرین صحن امامین عسکریین (ع) ساخته شده است و از طریق راهرویی به سرداب «غیبت» متصل می‌شود. در این طرح چندین گنبد پیش بینی شده بود که یکی از گنبدها طلایی و در مرکز شبستان قرار دارد.

در ادامه فیلمی از روند تکمیل سقف‌های شبستان امام هادی (ع) را مشاهده می‌کنید:

تعداد بازدید : 6

 

منبع:فارس

عده‌ای ساعتها در فضای مجازی فعال هستند اما وقت قرآن خواندن ندارند



عقیق:حجت الاسلام سید حسین مؤمنی طی سخنانی در آستان مقدس حضرت معصومه (س) که به صورت مجازی برگزار شد، اظهار داشت: عده‌ای ساعت‌های طولانی در فضای مجازی به دنبال همه چیز می‌گردند اما وقت مناجات و قرائت قرآن را ندارند در حالی که قرائت قرآن روح انسان را جلا می‌دهد.

وی افزود: انسان باید نسبت به معاصی محاسبه داشته باشد چرا که چشم و گوش انسانی که به دنبال حرام باشد ظرفیت پذیرش سخنان امام زمان (عج) را ندارد. برائت و دوری انسان از گناه و لقمه حرام باید به حدی باشد که ظرفیت باطنی انسان را برای پذیرش معنویت فراهم سازد. امام حسین علیه السلام در عاشورا خطاب به لشکریان دشمن می‌فرماید لقمه حرام باعث شده است که صدای امام را نشنوید.

مؤمنی عنوان کرد: محاسبات در امر واجبات، مستحبات، محرمات و اخلاص بسیار راه گشا است چرا که انسان باید تمام اعمال و رفتارش برای رضایت خداوند باشد. محاسبه در امر ولی خدا بسیار مهم است و باید محاسبه کنیم چه اندازه دغدغه حجت خدا را داریم و لازم است در ماه مبارک رمضان قبل از افطار دعای عهد قرائت شود. برای ریشه کن شدن این ویروس منحوس باید دست به دامن خاندان عصمت و طهارت شویم چرا که در حقیقت، اهل بیت (ع) معدن رحمت الهی هستند.

استاد حوزه علمیه گفت: فرازهای مناجات شعبانیه قلب انسان را نورانی می‌کند چرا که غفلت‌ها و هدر دادن عمر و فرصت‌ها را در مقابل چشم انسان نمایان می‌کند. حسابگر روز قیامت برای سنجش اعمال بسیار دقیق عمل می‌کند به همین خاطر باید اعمال خود را خالصانه انجام بدهیم. شهید محسن حججی جوانی خود را در راه خدا هزینه کرد و خداوند نیز عزت دنیا و آخرت را به این شهید بزرگوار عطا نمود.

حجت الاسلام مؤمنی در پایان گفت: شهید صیاد شیرازی با اعمال خالصانه خود در تاریخ این مرز و بوم ماندگار شد و به معنای حقیقی کلمه صیاد دل‌ها شد.

منبع:مهر

شهیدی که قبل از شهادت همسایه بهشتی‌اش را شناخت+عکس


عقیق:در خیابان ایران محله میدان شهدا زندگی می‌کرد. بارها پای درس استاد اخلاق آیت‌الله ضیاء آبادی در مسجد علی بن موسی الرضا (ع) نشسته بود. از ۱۳ سالگی نماز شب، قرائت زیارت عاشورا در صبح و غسل روز جمعه‌اش قطع نمی‌شد.


شهید منوچهر پلارک

اسمش منوچهر بود،‌ اما بعدها اسم احمد را برای خودش انتخاب کرد. در عنفوان جوانی فرمانده آرپی چی زن‌های گردان عمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) شد. بارها به جبهه رفت. وقتی خبر شهادت هم‌محله‌ای‌هایش را می‌شنید، در مراسم تشییع‌شان شرکت می‌کرد و معمولاً با دست خودش پیکر شهدا را در قبر می‌گذاشت.

روی قبرم بنویسید امام دوستت دارم

شش سال از زمان آغاز جنگ گذشته بود که وصیت‌نامه‌اش را در روز ظهر عاشورا مصادف با ۲۴ شهریور سال ۶۵ نوشت. حتی نوشته روی سنگ قبرش را انتخاب کرده بود که فقط یک بخش از آن نوشته روی مزارش حک شد: «بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید امام دوستت دارم و التماس دعا دارم که می‌دانم بر سر قبرم می‌آید.


مزار شهید منوچهر پلارک

علاقه زیادی به زیارت امام رضا (ع) داشت. حتی در آخرین اعزام به منطقه باز هم به پابوس امام رئوف رفت. یک روز صبح، با تب و لرز از خواب بیدار شد. صبر کرد که کمی حالش بهتر شود. همراه با دوستانش به بهشت رضا (ع) رفتند. دنبال چیزی می‌گشت. از دوستانش کمی فاصله گرفت، ناگهان چیزی توجه‌اش را جلب کرد.

قبل از شهادت همسایه‌ بهشتی‌اش را دید

نشست و آرام شروع به صحبت کردن با صاحب قبر کرد. تا دوستانش را دید،‌ زود بلند شد و چیزی نگفت تا اینکه وقتی به تهران رسیدند. یکی از دوستانش طاقت نیاورد و اصل ماجرا را از او پرسید. منوچهر از دوستش قول گرفت تا قبل از شهادتش ماجرا را برای کسی بازگو نکند و در حالی که به چشمان دوستش نگاه می‌کرد،‌ گفت: «وقتی در حسینیه بودیم در خواب، شهیدی را دیدم که مرا به دشتی سرسبز برد و می‌گفت اینجا بهشت است و اینجا هم جایگاه تو است. قرار است همسایه بهشتی من باشی! پرسیدم: الان تو کجا هستی؟ گفت: در بهشت رضا (ع). برای همین آن روز توی بهشت رضا (ع) دنبال آن شهید می‌گشتم».


شهید منوچهر پلارک

درباره شهید 

منوچهر پلارک فرزند عباس در خانواده‌ای مذهبی و با اصالت تبریزی روز هفتم اردیبهشت سال ۴۴ دیده به جهان گشود و در ۲۲ فروردین سال ۶۶ در عملیات کربلای ۸ در شلمچه به شهادت رسید. مزارش در بهشت زهرای تهران در قطعه ۲۶ ردیف ۳۲ قرار دارد.

منبع:فارس

تکلیف هیئت ها در رمضان 1400 چیست؟



در نخستین هم اندیشی عقیق در کلاب هاوس مطرح شد:

شب گذشته، نخستین هم‌اندیشی عقیق در کلاب هاوس با موضوع «تکلیف هیئت ها در رمضان۱۴۰۰ چیست؟» برگزار شد.
برخی از واعظان، مداحان و چهره های فرهنگی و رسانه‌ای در این موضوع اظهار نظر کردند.

عقیق:

نمایشگاه قرآن مجازی برگزار می‌شود



عقیق:مرتضی خدمتکار مدیرکل دفتر تبلیغ و ترویج معاونت قرآن و عترت با اعلام زمان برگزاری نمایشگاه مجازی قرآن کریم گفت: نمایشگاه مجازی قرآن کریم به‌مدت 10 روز از 11 تا 20 اردیبهشت مصادف با هجدهم تا بیست و هفتم ماه رمبارک مضان برگزار می‌شود.

در این نمایشگاه مجازی دو بخش اصلی فروشگاهی و محتوایی وجود دارد که بخش فروشگاهی به فروش کتاب‌های چاپی در حوزه دین و دفاع مقدس اختصاص دارد، به‌عبارت دیگر امکان عرضه و فروش تمام کتاب‌های مربوط به دین و حوزه دفاع مقدس که ناشران از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز چاپ گرفته باشند، فراهم شده است.

بستر نمایشگاه مجازی قرآن؛ نمایشگاه مجازی کتاب تهران

خدمتکار ادامه داد: بستر این نمایشگاه همچون نمایشگاه مجازی کتاب است که سال گذشته برای اولین بار به‌دلیل ویروس کرونا از سوی خانه کتاب برگزار شد و در آنجا ناشران ثبت اثر می‌کردند و بازدیدکنندگان کتاب مورد نظر خود را از انتشاراتی که کتاب را ارائه کرده بود، انتخاب می‌کردند و در سبد خرید قرار می‌دادند.

وی تعداد کتاب‌های مربوط به حوزه دین و دفاع مقدس را بر اساس اطلاعات ثبت‌شده در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بالغ بر 40 هزار اثر مکتوب برشمرد که مجوز انتشار آنها در نمایشگاه مجازی قرآن کریم فراهم شده است و افزود: اجازه عرضه و فروش تمام کتاب‌هایی در نمایشگاه قرآن فراهم شده است که مجوز چاپ آنها مربوط به ابتدای سال 1392 تا پایان اسفند 99 بوده و منتشر شده است.
خدمتکار اضافه کرد: خانه کتاب و ادبیات ایران به‌عنوان مجری بخش فروشگاهی نمایشگاه قرآن انتخاب شده است، به‌عبارت دیگر وقتی یک بازدیدکننده وارد سامانه نمایشگاه مجازی قرآن و بخش فروش آن می‌شود، به سامانه خانه کتاب منتقل می‌شود. 

ثبت‌نام ناشران و مؤسسات قرآنی از فردا

وی درباره بخش محتوایی نمایشگاه قرآن گفت: تلاش داریم مجموعه‌های شاخص و ممتاز را که در فضای مجازی خدماتی ارائه می‌دهند، شناسایی و زمینه حضور آنها را در نمایشگاه مجازی قرآن فراهم کنیم و تمام مؤسسات و مراکز قرآنی و دینی که در بستر فضای مجازی فعالیت دارند، در این نمایشگاه حضور خواهند داشت.

خدمتکار افزود: ثبت‌نام برای حضور ناشران و مؤسسات قرآنی از (فردا) 23 فروردین شروع می‌شود و به‌مدت پنج روز تمام ناشران و مؤسسات و مراکز قرآنی که مایل به حضور در نمایشگاه قرآن هستند، می‌توانند در سامانه مربوطه ثبت‌نام کنند و بعد از مرحله ثبت‌نام، کار ارزیابی و پالایش آنها انجام خواهد شد و آنگاه می‌توان آماری از میزان حضور ناشران و مؤسسات قرآنی ارائه کرد.

تمام ناشرانی که در نمایشگاه مجازی قرآن شرکت می‌کنند، ملزم خواهند شد که 20 درصد تخفیف برای  تمام محصولات خود در نظر بگیرند. البته ناشران می‌توانند برای ثبت‌نام به سامانه خانه کتاب مراجعه کنند و مؤسسات قرآنی می‌توانند در سامانه معاونت قرآن و عترت ثبت‌نام اولیه را انجام دهند ولی سامانه نمایشگاه مجازی قرآن 11 اردیبهشت در دسترس خواهد بود.

گفتنی است بیست و هفت دوره نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم تا سال 98 توسط معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ماه مبارک رمضان برگزار شد که از سال گذشته به‌دلیل شیوع ویروس کرونا این رویداد برگزار نشد و امسال به‌صورت مجازی میزبان علاقه‌مندان خواهد بود.

منبع:تسنیم

کتابی که رهبری خواندن آن را به نوجوانان توصیه کردند


عقیق:فاطمه سلیمانی ازندریانی، کارشناس حوزه کتاب، به مناسبت چاپ جدید کتاب «آن مرد با باران می‌آید» و در جریان بودن سومین دوره از پویش کتابخوانی «کتاب شارژ»، با محوریت این اثر،  در قالب یادداشتی به معرفی این اثر پرداخت. یادداشت او را می‌توانید در ادامه بخوانید: 

یکی از دروس مهم همۀ مقاطع تحصیلی، تاریخ است؛ از تاریخ باستان گرفته تا تاریخ معاصر. مطالعۀ تاریخ به اندازه‌ای اهمیت دارد که دربارۀ اهمیت مطالعۀ آن و تفکر در حالات گذشتگان، در آیات و روایات، فراوان سفارش شده است؛ مخصوصاً در احادیثی که منسوب به حضرت علی(ع) است. حضرت در نامۀ تاریخی‌شان به امام‌حسن(ع) دربارۀ اهمیت تاریخ چنین مى‌فرمایند: «فرزندم! من هرچند عمر پیشینیان را یک جا نداشته‌ام، در اعمال آن‌ها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم؛ آن‌چنان که گویى همچون یکى از آن‌ها شدم؛ بلکه گویى من به‌خاطر آنچه از تجربیات تاریخ آنان دریافته‌ام، با اولین و آخرین آن‌ها عمر کرده‌ام.»

اما چرا تاریخ مهم است؟ پاسخ به این سؤال معمولاً یک جواب دارد: برای عبرت‌گرفتن از گذشتگان؛ اما این پاسخ کامل نیست. شاید درس‌گرفتن از گذشتگان پاسخ بهتری باشد. درس‌گرفتن صرفاً مساوی با عبرت‌گرفتن نیست. برای ساختن مسیر آینده باید از گذشته خبر داشت. نه فقط برای عبرت‌گرفتن از خطاهای آن‌ها، بلکه برای درس‌گرفتن از عملکرد درست و غلط آن‌ها. همچنان که حضرت علی‌(ع) در جای دیگر به امام‌حسن(ع) می‌فرمایند: «براى امور واقع‌نشده به آنچه واقع شده است، استدلال نما و با مطالعۀ قضایاى تحقّق‌یافته، حوادث یافت‌نشده را پیش‌بینى کن؛ زیرا امور جهان، همانند یکدیگرند. از آن اشخاص نباش که موعظه سودش ندهد؛ مگر توأم با آزار و رنج باشد؛ زیرا انسان عاقل باید از راه آموزش و فکر، پند پذیرد. این بهائم هستند که جز با کتک، فرمان نمى‌برند.»

اما تاریخ با اینکه همواره قصه‌ای برای روایت دارد، به‌دلیل زبانِ عموماً رسمی و خشکی که دارد، تنها برای عدۀ کمی جذاب است؛ حتی داستان‌ها و وقایع جذاب تاریخی فدای لحن خشک و رسمی تاریخ می‌شوند. در این میان، برخی از نویسندگان و فیلم‌سازان به نفع تاریخ وارد میدان شده‌اند. آن‌ها برهه‌ای از تاریخ را دست‌مایۀ داستان خود قرار می‌دهند و داستانشان را در دل تاریخ روایت می‌کنند. فرم و نوع روایت در این داستان‌ها بسته به اهمیت موضوع با هم متفاوت است. گاهی دستِ نویسنده برای تخیل باز است و گاهی نویسنده به‌دلیل قداست موضوع، حق داستان‌پردازی و رؤیاپردازی خارج از قاعده را ندارد.

یکی از موضوعاتی که نویسندگان و فیلم‌سازان زیادی را به خود جذب کرده، ماجراهای مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی است؛ از زمان شروع حکومت رضاشاه گرفته تا پیروزی انقلاب اسلامی. طی این 50 سال، آن‌قدر اتفاقات گوناگون و عجیب رخ داده است که هرکدام به‌تنهایی قابلیت تبدیل‌شدن به یک کتاب را دارند. وجیهه سامانی هم در کتاب «آن مرد با باران می‌آید» چند ماه پایانی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی را دست‌مایۀ داستان‌پردازی قرار داده است؛ کتابی که موفق شده تقریظ رهبر معظم انقلاب را هم به دست آورد:

«بسمه تعالی… بسیار خوب و هنرمندانه و پرجاذبه نوشته شده است. تصویری که از ماه‌های آخر مبارزات نشان می‌دهد، درست و روشن و واقعی است. به گمان من همۀ جوان‌ها و نوجوان‌های امروز به خواندن این کتاب و امثال آن نیاز دارند. از نویسندۀ کتاب باید تقدیر و تشکر شود؛ ان‌شاءالله.»

مخاطب این کتاب مخاطب نوجوان است؛ مخاطبی که هم پر از سؤال است و هم داستان‌نوشتن مناسب ذائقۀ او کار راحتی نیست؛ نوجوان‌هایی که در کتاب‌های درسی با وقایع آن سال‌ها تا حدودی آشنا هستند؛ اما خواندن کتاب‌های درسی، مخصوصاً اگر صرفاً به‌خاطر نمره باشد، تأثیر چندانی ندارد. روایت از دل ماجرا، آن هم از زبان یک نوجوان که در بطن ماجرا بوده همراه با هیجانات دوران نوجوانی، قطعاً تأثیر بیشتری خواهد داشت و باعث همذات‌پنداری مضاعف خواهد شد.

راوی کتاب «آن مرد با باران می‌آید» نوجوانی 12 ‌ساله به نام بهزاد است. بهروز، برادر بزرگ بهزاد، یک مبارز انقلابی است که با وجود مخالفت‌های پدر، دست از مبارزه برنمی‌دارد. بهزاد به‌دلیل سخت‌گیری‌های پدر، خیلی با جریانات سیاسی آشنا نیست و تا حدود زیادی در بی‌خبری به سر می‌برد؛ اما کم‌کم به‌کمک برادرش و دو نفر از دوستان خودش، با جریان انقلاب همراه می‌شود. بی‌خبری راوی یکی از تمهیدات نویسنده است که با سؤال و جواب‌ها و کنجکاوی‌هایش، به سؤالات نسل نوجوان امروز پاسخ بگوید.  «کاپیتولاسیون یه قانونیه که آمریکاییا سال 34 برای خودشون وضع کردن؛ اینکه اگه یکی از اتباعشون، حالا فرق نمی‌کنه زن، مرد، بچه، حتی سگشون، از روی فهم و عمد یا غیرعمد و حتی تو حالت مستی، مرتکب هر خطا و جرمی بشن، مثلاً بزنن چشم‌وچال یکی رو کور کنن، یا حتی بزنن آدم بکشن، دادگاه‌های ایران حق رسیدگی به جرم و جنایت اونا رو ندارن و باید تو مملکت خراب‌شدۀ خودشون محاکمه بشن؛ اما اگه یه ایرانی تو آمریکا مرتکب کوچک‌ترین خطایی شد، همون جا باید مجازات بشه.»

نویسنده ضمن دادن اطلاعات سیاسی و تاریخی، همراه با شخصیت اصلی و راوی داستان روند اتفاقات را نیز روایت می‌کند؛ اتفاقاتی که راوی و دیگران در آن سهم دارند. «آره. بابام واسه‌م خوند. آیت‌الله خمینی بیست و سوم مهر رو که چهلم شهدای میدون ژاله است، عزای عمومی اعلام کرده. باید همه خبردار بشن.» «شاه کیلو چنده پدر من؟! از یه جنازه که نباید ترسید. این دیگه آخر بازیه. وقتی با نیروی نظامی میان رودرروی مردم، می‌ریزن میدون ژاله رو به خاک و خون می‌کشن، مردمو توی سینما زنده زنده جزغاله می‌کنن، تو کرمان می‌ریزن مسجد و قرآن آتیش می‌زنن، این یعنی که رژیم داره نفسای آخرش رو می‌کشه.»

نویسنده برای روایت داستان زمان مضارع را انتخاب کرده؛ به‌طوری که مخاطب لحظه‌به‌لحظه همراه راوی است و حتی ممکن است نگران راوی هم بشود. انتخاب این زمان برای روایت، بیشتر در مواقعی به کار می‌آید که سرنوشت راوی مشخص نباشد. اگر داستان به‌صورت ماضی روایت شود، به مخاطب حس آسودگی دست می‌دهد که راوی سلامت است و با آسودگی خیال در حال داستان‌گویی است؛ اما با این شیوه هم همراهی مخاطب را به دست می‌آورد، هم به حس تعلیق و دل‌شوره دامن می‌زند؛ چون ممکن است راوی دچار یک حادثه بشود. البته از آنجایی که دنیای نوجوانی دنیای احساسات است و دنیای پایان‌های خوش، نویسنده هم راوی را تا پایان داستان حفظ کرده، هم عزیزان راوی را. اما چون شهادت (مرگ) و اسارت از مفاهیم اصلی هر مبارزه‌‌‌ای است، نویسنده هم شهادت را به تصویر کشیده و هم اسارت را؛ شهادت برای شخصی که وابستگی عاطفی کمتری با راوی دارد و اسارت یا همان دستگیری توسط ساواک، نصیب برادر راوی می‌شود؛ اسارتی که نوید آزادی را به‌همراه دارد.

واردشدن نوجوانان به دنیای مبارزه، البته مبارزۀ محدود به سنشان همچون شعارنویسی، پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات، حس ماجراجویی داستان را بالا برده. اما مهم‌ترین هدف این کتاب شاید استحاله باشد؛ استحالۀ راوی و پدر محافظه‌کار او. بهزاد به‌مرور زمان هم از نظر عقلی رشد می‌کند و هم جرئت و جسارت بیشتری پیدا می‌کند. پدر نیز به‌مرور زمان، خصوصاً بعد از دستگیری پسرش، با جریان مبارزه‌ همراه می‌شود. شاید به نظر برسد که کتاب با پیروزی انقلاب به پایان می‌رسد؛ اما این‌طور نیست. فرار شاه نقطۀ پایان کتاب است. کتاب با پیروزی به پایان نمی‌رسد؛ بلکه با امید پیروزی به پایان می‌رسد. لحظۀ امید، لحظۀ شکفتن است.

«آن مرد با باران می‌آید» با قیمت 35000 تومان به تازگی به چاپ بیست و ششم رسیده است.

 

منبع:تسنیم

1 2 3 4 507