نگرانی عاشقان حسینی از لغو حماسه اربعین


عقیق:یکی از مطالبات مردمی در سامانه «فارس من» برپایی اولین راهپیمایی اربعین بعد از شهید سلیمانی و برقراری ارتباط با مسولان عراقی به منظور فراهم شدن بستر مناسب برای برگزاری این کنگره عظیم با عنوان «انجام راهپیمایی اربعین با کمک مسئولان ایرانی و عراقی» به شمار می‌رود. (اینجا بخوانید)

تشرف حدود ۴ میلیون ایرانی به پیاده‌روی اربعین ۹۸

راهپیمایی عظیم اربعین به عنوان بزرگ‌ترین اجتماع شیعیان به شمار می‌رود که زائران حدود دو‌ هفته قبل از اربعین حسینی از نقاط مختلف دنیا خود را به عراق می‌رسانند تا بتوانند از نجف تا کربلا را به صورت پیاده حرکت کرده و‌ خود را به حرم سیدالشهدا (ع) برسانند. 

در سال‌های اخیر با اقدامات مختلف عراق به عنوان میزبان برپایی راهپیمایی اربعین، بر تعداد زائران افزوده شده است و گویی در این ایام زمین کربلا بزرگتر می‌شود تا میلیون‌ها زائر بتوانند به زیارت ارباب مشرف شوند.

سال گذشته راهپیمایی اربعین متفاوت از سال‌های گذشته بود؛ به طوری که به گفته حسین ذوالفقاری، رئیس ستاد مرکزی اربعین حدود ۴ میلیون ایرانی در ایام اربعین ۹۸ به عتبات مشرف شدند که بیش‌تر این افراد نیز از مرزهای زمینی به ویژه مهران عازم سرزمین عشق شدند.

تشرف این تعداد زائر در یک برهه از زمان و ‌مدیریت آن‌ها کار چندان راحتی به نظر نمی‌آید، اما با هماهنگی ستاد مرکزی اربعین و متولیان عراقی این‌حماسه عظیم به‌خوبی برگزار شد و بار دیگر گردهمایی عاشقان حسینی خاری در چشم دشمنان اسلام شد.

نگرانی عاشقان حسینی از لغو حماسه اربعین

امسال با توجه به شیوع کرونا و تعطیلی و اعمال محدودیت در بسیاری از اماکن مقدس، عاشقان حسینی نگران برپایی حماسه اربعین هستند که مبادا این ویروس موجب برپا نشدن پیاده‌روی اربعین شود و حسرت زیارت اربعین بر دل میلیون‌ها عاشق بماند؛ تا جایی که جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت نیز در هفته‌های گذشته در برنامه تلویزیونی گفت: سخت‌ترین تصویر از کرونا عدم برپایی حماسه اربعین است.

بر همین اساس، ستاد مرکزی اربعین و سایر مسؤولان برپایی این حماسه عظیم در کشورمان، در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری پیاده‌روی اربعین هستند تا با مذاکرات مختلف با طرف عراقی بتوانند مسیر زائران اربعین را باز کنند.

مرزهای عراق اواخر سال گذشته بسته شد/ تلاش ایرانیان برای برقراری سفرها

البته از اواخر سال گذشته مرزهای عراق بسته شده است و با وجود باز بودن حرم‌ها، شهروندان کربلا و نجف نیز به نوعی در قرنطینه هستند؛ به طوری که زائران شهرهای دیگر عراق هم امکان تشرف به حرم‌ها را ندارند.

علاوه بر این، اوایل سال جاری که ایران خواستار باز شدن مرزها و ازسرگیری سفر به عتبات شده بود، استاندار نجف و کربلا در واکنشی از عدم پذیرش زائران پس از اپیدمی کرونا خبر دادند.

نگرانی استاندار کربلا از افزایش تعداد مبتلایان به کرونا

در روزهای گذشته نیز استاندار کربلا با اشاره به افزایش تعداد مبتلایان به کرونا در روزهای اخیر، گفته است که تعطیلی و بازگشایی حرم‌ها دست ما نیست؛ وگرنه این اماکن مقدس را تعطیل یا محدودیتی اعمال می‌کردیم.

با این روند به نظر می‌رسد در صورتی که وضعیت شهرهای زیارتی عراق از نظر مبتلایان به کرونا چنین روندی داشته باشد، احتمال حضور زائران در این شهرها وجود نخواهد داشت.

با این وجود، مسؤولان کشورمان همچنان پیگیر برقراری سفر به عتبات هستند؛ تا جایی که در جلسات مختلف سازمان حج و زیارت و بعثه مقام‌ معظم رهبری به مذاکرات برای برقراری سفر به عتبات اشاره شده است.

ستاد‌مرکزی اربعین نیز به عنوان متولی اصلی برنامه‌های اربعین در کشور، در حال برنامه‌ریزی و مذاکرات مختلف با عراق است، اما با توجه به فراگیر شدن کرونا در عراق، متولیان این کشور پاسخ قاطعی در زمینه برقراری سفر اربعین ‌نداده‌اند.

شیوع کرونا پیاده‌روی اربعین را تحت تأثیر قرار داده است/ غیبت هیأت عراقی برای مذاکرات اربعین

احمد محمدی‌فر، دبیر ستاد مرکزی اربعین در گفت‌وگو‌ با خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس با اشاره به اینکه شیوع کرونا برنامه‌های برپایی پیاده‌روی اربعین را تحت تأثیر قرار داده است، گفت: با توجه به بسته بودن مرزهای عراق و عدم برقراری سفر به عتبات، وضعیت پیاده‌روی اربعین هم مشخص نیست. با این وجود در حال بررسی وضعیت هستیم تا در این باره در زمان مناسب اطلاع‌رسانی کنیم.

در سال‌های گذشته حدود چهار ماه قبل از پباده‌روی اربعین، هیأت عراقی برای انجام مذاکرات به ایران می‌آمدند تا پس از موافقت اولیه، تفاهم‌نامه اربعین در فرصتی مناسب به امضای مسؤولان دو کشور برسد.

پیش‌بینی احتمالات مختلف درباره وضعیت پیاده‌روی اربعین/ منتظر تصمیم عراقی‌ها هستیم

اما به گفته دبیر ستاد مرکزی اربعین هنوز هیأت عراقی برای برنامه‌ریزی اربعین به ایران سفر نکرده‌اند و زمان مشخصی نیز برای حضور این هیأت اعلام نشده است.

با وجود نامشخص بودن وضعیت برپایی پیاده‌روی اربعین به دلیل نامعلوم بودن زمان مهار کرونا و البته آسیب‌های احتمالی به دلیل زیرساخت‌های عراق، مسؤولان ستاد مرکزی اربعین سناریوهای مختلفی برای این حماسه عظیم تعریف کرده‌اند تا در صورت برپایی حماسه اربعین با آمادگی بتوانند مسیر اعزام زائران را هموار سازند. به طوری که اعمال محدودیت سنی و عدم اجازه خروج از کشور برای بیماران و افرادی که بیماری زمینه‌ای دارند، از جمله برنامه‌های پیشنهادی است.

در صورت ادامه روند کرونا در عراق لغو حماسه اربعین دور از انتظار نیست

حجت‌الاسلام حمید احمدی، رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد اربعین در گفت‌وگو با فارس با اشاره به شیوع کرونا و تأثیر آن در منطقه گفت: شیوع کرونا برپایی اربعین حسینی را با احتمالاتی روبرو کرده است که برای جلوگیری از تعطیلی این حماسه عظیم باید برنامه‌ریزی دقیقی صورت گیرد. البته تا زمانی که وضعیت شهرهای نجف و کربلا سفید یا زرد نشود، احتمال عدم برپایی پیاده‌روی اربعین نیز دور از انتظار نیست.

محمدمهدی شریف‌‌تبار، معاون هماهنگی و امور استان‌های کمیته فرهنگی آموزشی اربعین نیز در گفت‌وگو ‌با فارس با بیان اینکه گمانه‌زنی‌هایی درباره وضعیت پیاده‌روی اربعین شده است، خاطرنشان کرد: وضعیت سیاسی عراق به تازگی به ثبات رسیده است و روند پیاده‌روی اربعین نیز مشخص نیست و ما منتظر تصمیم عراقی‌ها هستیم.

وی ‌با بیان اینکه برپایی حماسه اربعین تابع شرایط عراق و روابط دو کشور است، افزود: مباحثی مطرح شده است، اما نمی‌توان تصمیم قاطعی در این زمینه اتخاذ کرد؛ چرا که عراق، میزبان است و آن‌ها فعلا تصمیمی نگرفته‌اند.

سفر به عراق برای پیگیری روند پیاده‌روی اربعین

حسن پلارک، دبیر کمیته اسکان و تغذیه ستاد اربعین نیز در گفت‌وگو با فارس با بیان اینکه ما هماهنگی‌های لازم برای اعزام زائران به پیاده‌روی اربعین و همچنین پذیرایی از زائران را همچون سال‌های گذشته انجام خواهیم داد، گفت: برای بررسی اقدامات و فعالیت‌ها هفته‌های آینده به عراق سفر می‌کنیم تا حضوری با مسؤولان عراقی در این باره مذاکراتی داشته باشیم.

در روزهای آینده جلساتی درباره وضعیت حماسه اربعین در ستاد مرکزی اربعین برگزار می‌شود که خبرگزاری فارس در انتظار پاسخ مسؤولان مربوطه درباره نتایج این جلسات و انعکاس آن به مخاطبان است.

امید است که مسؤولان کشورمان با بررسی اقدامات مختلف و آسیب‌های احتمالی وضعیت برپایی یا عدم برپایی حماسه اربعین را مشخص کنند تا زائران پیاده‌روی اربعین همچون زائران حج ۹۹ در انتظار و بلاتکلیف نباشند. با وجود اینکه کمتر از یک ماه تا آغاز اعزام زائران حج تمتع به سرزمین وحی باقی مانده است، سعودی‌ها درباره وضعیت برپایی حج تمتع اظهار نظر نکرده و میلیون‌ها زائر در بلاتکیلفی هستند.

 

منبع:فارس

راهنمای کامل خرید رنو تالیسمان


شرکت فرانسوی رنو دهه‌هاست که خودروهای خود را به بازار ایران عرضه می‌کند و البته کمتر کسی است که با آن رنوهای کوچک و مینیِ قدیمی آشنایی نداشته باشد. اما شرکت رنو نیز در گذر زمان محصولات خود را با توجه به نیازهای بازار تغییر داده است و تلاش کرده تا سهمی از بازار خودروهای لوکس و اسپرت را از آن خود کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ شرکت فرانسوی رنو دهه‌هاست که خودروهای خود را به بازار ایران عرضه می‌کند و البته کمتر کسی است که با آن رنوهای کوچک و مینیِ قدیمی آشنایی نداشته باشد. اما شرکت رنو نیز در گذر زمان محصولات خود را با توجه به نیازهای بازار تغییر داده است و تلاش کرده تا سهمی از بازار خودروهای لوکس و اسپرت را از آن خود کند. در همین راستا، یکی دیگر از خودروهای سدان این شرکت با نام تالیسمان در سال 2015 وارد بازار شد. این خودرو که از آن سال به بعد، هر ساله با آپدیت‌های جدیدی به بازار عرضه شده است، زیبایی ظاهری قابل قبولی دارد و قدرت بالا و امکانات متعدد باعث شده‌اند که یک محصول محبوب در دنیا باشد. اما با توجه به این که کشور ما همیشه درگیر مسئله‌ای با نام تحریم بوده است، بنابراین تعداد کمی از این خودروها توانستند به خاک ایران برسند و به همین دلیل خرید آن‌ها کار ساده‌ای نیست. با این حال اگر قصد خرید رنو تالیسمان دست دوم را داشته باشید، بهتر است پیش از خرید این مقاله را تا انتها بخوانید. 

مشخصات فنی رنو تالیسمان

تالیسمان یک خودروی سواری نسبتاً لوکس و اسپرت است که با پیشرفت زیاد نسبت به نسل پدربزرگ‌های خود (همان سدان های قدیمی) به بازار وارد شد. این خودرو، قدرت پیشرانه بسیار بالایی دارد و با 190 اسب بخار قدرت، می‌تواند حکمران بی چون چرای جاده‌ها باشد. جعبه‌دنده این خودرو 7 سرعته است و البته وجود دو کلاچ نیز به شما کمک می‌کند که رانندگی هیجان‌انگیزتری را تجربه کنید. حجم موتور خودرو تالیسمان 1618 سی سی توربوشارژ است و با وجود 4 سیلندر و 16 سوپاپ، می‌تواند 260 نیوتن متر گشتاور تولید کند. سیستم کنترل پایداری خودرو، ترمز ABS، حجم باک 51 لیتر و وزن 1444 کیلوگرم نیز از دیگر ویژگی‌های فنی این خودرو هستند.

امکانات رفاهی و ایمنی رنو تالیسمان

 زمان خرید رنو تالیسمان مسلماً یکی از مواردی که برای شما مهم است، امکانات رفاهی این خودرو است. خصوصاً این که این خودرو بیشتر برای خانواده‌ها طراحی شده و علاوه بر سفرهای درون شهری، باید به فکر امکانات جذاب این خودرو در سفرهای برون شهری نیز باشید. برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:

  • وجود 13 اسپیکر قوی
  • دارای دوربین دنده عقب
  • دارای کیسه هوا برای سرنشینان جلو
  • مجهز به نمایشگر سر بالا
  • دارای حس‌گر پارک جلو و عقب
  • دارای دماسنج
  • مجهز به سیستم تهویه اتوماتیک
  • دارای نمایشگر مرکزی
  • مجهز به حس‌گر باران برای عملکرد خودکار برف‌پاک‌کن
  • مجهز به سان روف
  • دارای بلوتوث
  • مجهز به گرم‌کن فرمان
  • مجهز به ترمزدستی برقی
  • امکان برقراری تماس صوتی
  • دارای ماساژور صندلی

در مورد خرید رنو تالیسمان دست‌دوم همچنین باید گفت که یک خودروی نسبتاً هوشمند و ایمن است. این خودرو با وجود امکان انتخاب حالت‌های مختلف رانندگی، سیستم ضد لغزش، کنترل هوشمند باد تایرها و سیستم کنترل پایداری، یک خودروی کاملاً ایمن است. این خودرو همچنین 5 ستاره از سازمان Euroncap دریافت کرده است.

طراحی داخلی و بدنه رنو تالیسمان

اگر قصد خرید تالیسمان کارکرده را داشته باشید، حتماً با ظاهر این خودرو آشنایی دارید. این خودرو که لقب خودروی لوکس رنو را به خود گرفته، ظاهری نسبتاً ساده و شیک دارد. چراغ‌های جلویی نسبتاً کشیده هستند و در طرفین کمی به سمت بالا تمایل پیدا کرده‌اند. به همین دلیل می‌توان گفت تالیسمان کمی چهره‌ای خشن دارد. پنجره جلویی نیز از 4 ردیف پره کرومی ساخته شده و لوگوی رنو به شکل یک بیضی وسط آن قرار گرفته است.

نمای پشتی خودرو نیز با چراغ‌های کشیده و انحنای صندوق بسیار جذاب است. از نمای کناری خودروی تالیسمان چندان چشمگیر نیست و البته می‌توان این ویژگی را به حساب این گذاشت که تالیسمان قرار است یک خودروی خانوادگی باشد و نه یک خودروی لوکس جوان‌پسند.

 

راهنمای کامل خرید رنو تالیسمان

در مورد طراحی داخلی خودرو تالیسمان چیز زیادی نمی‌توان گفت. اکثر افراد معمولاً با دیدن ظاهر این خودرو انتظار یک کابین و داشبورد فوق‌العاده را از تالیسمان دارند؛ با این حال داخل کابین نیز چندان جلب توجه نمی‌کند. داشبورد آن به سادگی طراحی شده و تلاش شده که در آن همه چیز سر جای خود باشد و البته از خلاقیت های غیر معمول نیز دوری شده است. صندلی‌ها از جنس چرم هستند و تجربه نشستن روی آن‌ها بسیار دلپذیر است. باقی موارد مانند طراحی نمایشگر و فرمان نیز حس لوکس بودن را منتقل نمی‌کنند و تنها می‌توان از آن‌ها با عبارت «نسبتاً خوب» یاد کرد.

رنو تالیسمان بخریم یا نه؟

تالیسمان یک خودروی قدرتمند و تقریباً مدرن است که ظاهری شیک و دوست‌داشتنی دارد. این خودرو البته مصرف سوخت نسبتاً کمی نیز دارد که یکی دیگر از مزایای این خودرو برای خرید محسوب می‌شود. رانندگی با آن تجربه‌ای لذت‌بخش است و سرعت 0 تا 100 را در مدت‌زمانی بین 7 تا 8 ثانیه طی می‌کند. بنابراین با وجود امکانات رفاهی متعدد و قدرت بالا، یک خودروی جذاب برای خرید به حساب می‌آید. وجود مدل‌ها و تیپ‌های مختلف از این خودرو در بازار نیز باعث شده که تفاوت قیمت‌ نمونه‌های موجود از آن، نسبتاً چشمگیر باشد. البته خرید تالیسمان نسبت به خرید خودروهای هم‌رده ژاپنی یا کره‌ای، به‌صرفه نیست و با صرف هزینه کمتر می‌توانید خودروهای نسبتاً مشابهی را خریداری کنید و البته در زمان تعمیرات نیز به سرویس‌های پس از فروش دسترسی بهتری داشته باشید.

خرید رنو تالیسمان دست دوم

با توجه به قیمت‌های خودرو در ایران و با توجه به شرایطی که برای خودروهای مختلف به خصوص خودروهای خارجی وجود دارد بازار خریدوفروش خودروهای دست‌دوم در ایران بسیار فعال و گسترده است. حساسیت بازار دست‌دوم در زمانی که شما اقدام به خرید یک خودروی گران‌قیمت می‌کنید بیشتر خواهد بود. بنابراین بهتر است که از یک بازار مطمئن همراه با گارانتی خرید کنید تا دچار مشکلات پس از خرید همچون رنگ‌شدگی قطعات خودرو و یا مشکلات فنی که نیاز به تشخیص کارشناسان حرفه‌ای دارد نشوید. دقت داشته باشید که برخی از مسائل و مشکلات خودرو مانند رنگ‌شدگی، مسائل فنی و یا مشکلات مربوط به سند تنها توسط کارشناسان خبره‌ای مانند کارشناسان همراه مکانیک قابل تشخیص و ردیابی است بنابراین برای کاهش ریسک خرید خودرو دست دوم پیشنهاد می‌کنیم خودرو خود را با ضمانت کارشناسی و گارانتی 7 روز پرداخت خسارت از نمایشگاه خودروهای کارشناسی شده همراه مکانیک بخرید.

اندیشه‌های متحجری که قبور ائمه را تخریب کرد+کلیپ



عقیق:در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال کردند و به تخریب قبرستان بقیع از جمله بارگاه امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام پرداختند. وهابیان دو بار، ابتدا در 1220 ه.ق و سرانجام در 1344 ه.ق با اتکا به فتوای 15 تن از مفتیان مدینه، مبنی بر ممنوعیت اجماعیِ ساختن بنا بر روی قبور و لزوم تخریب قبور، به ویران کردن اماکن و بقعه‌های بقیع پرداختند.

تخریب بقیع اعتراضات شدیدی را در کشورهای مسلمان از جمله ایران برانگیخت تا جایی که مورد تهدید به حمله قرار گرفتند. بسیاری از شیعیان، هر سال در هشتم شوال که با عنوان یوم الهدم شهرت یافته است، مجالسی در کشورهای اسلامی برگزار می‌شود و عاشقان اهل بیت‌(ع) به مرثیه‌خوانی و یادآوری حادثه تخریب بقیع می‌پردازند.

رهبر معظم انقلاب در بیاناتی با توجه به افکار شوم و متحجری که سبب اندیشه تخریب بقیع شد، به نکاتی اشاره فرمودند.

این بیانات را در قالب کلیپ زیر مشاهده می‌کنید.

«در میان مجموعه‌ی مسلمانان و امت اسلامی کسانی پیدا شوند که با افکار پلید و متحجر و عقب‌مانده و خرافی خود، تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهره‌های نورانی صدر اسلام را شرک بدانند، کفر بدانند؛ واقعاً این مصیبتی است. اینها همان کسانی هستند که گذشتگانشان قبور ائمه علیهم‌السلام را در بقیع ویران کردند. آن روز که در دنیای اسلام، از شبه‌قاره‌ی هند گرفته تا آفریقا، علیه اینها قیام کردند، اگر اینها جرأت میکردند، قبر مطهر پیغمبر را هم ویران میکردند، با خاک یکسان میکردند. ببینید چه فکر باطلی، چه روحیه‌ی پلیدی، چه انسانهای بداندیشی، احترام به بزرگان را اینجوری بخواهند نقض کنند و هتک کنند و این را جزو وظائف دینی بشمرند! در آن وقتی که اینها بقیع را ویران کردند، این را بدانید؛ سرتاسر دنیای اسلام علیه اینها اعتراض کرد. عرض کردم؛ از شرق جغرافیای اسلام -از هند- تا غرب جغرافیای اسلام، علیه اینها بسیج شدند.

اینها به عنوان اینکه این کارها پرستش است، این اقدامهای خبیث را میکنند! رفتن سر قبر یک انسانی و طلب رحمت کردن برای او از خدای متعال، و طلب رحمت کردن برای خود در آن فضای معنوی و روحانی، شرک است؟ شرک این است که انسان بشود ابزار دست سیاستهای اینتلیجنس انگلیس و سی. آی. ای آمریکا و با این اعمال، دل مسلمانان را غمدار کند، آزرده کند. اینها اطاعت و عبودیت و خاکساری در مقابل طواغیت زنده را شرک نمیدانند، احترام به بزرگان را شرک میدانند! خود این، یک مصیبتی است.»

تعداد بازدید : 2

علاقه سیاه‌پوست آمریکایی به جزئیات واقعه کربلا


در آمریکا مراسم روضه شیعیان گرفته بودند. شب اول یک سیاه پوست هم آمده بود روضه. برایش یک مترجم گذاشته بودند. شب های بعد همین طور تعداد سیاه پوست ها زیاد می شد. تا مسولین مجبور شدند یک جای دیگری را هم برای مراسم بگیرند. شب آخر ۱۵۰ نفر سیاه پوست گفتند که میخواهند شیعه شوند!

با تعجب پرسیدند برای چی میخواهید شیعه شوید؟

همه نگاه کردن به سیاه پوستی که از شب اول آمده بود مراسم روضه ابا عبدالله. از سیاه پوست ها پرسید برای چی شیعه؟ گفتند شب اول که ما آمدیم، یک تکه از روضه شخصی به نام جون، غلام سیاه، را خواندید.

همان کسی که امام حسین(ع) سرش را گذاشت روی پای خودش، سه بار سرش را انداخت پایین و گفت جایی که سر فرزندتان علی اکبر بوده، جای سر غلام سیاه چون من نیست. اما امام سرش را گذاشت روی پاهایش و جون شهید شد.

منم رفتم به این سیاه پوست ها گفتم بیاید که دینی را پیدا کردم که در آن سیاه و سفید فرقی ندارد…

پاسخ به بهانه وهابی‌ها مبنی بر وقفی‌بودن بقیع



عقیق:احترام و عرض ادب و ارادت مسلمانان نسبت به مزار مطهر حضرت رسول خدا صلوات الله علیه و علی آله و حضرات ائمه اطهار علیهم السلام موضوعی تازه نیست. مسلمانان از صدر اسلام چه در حیات و چه پس از شهادت آن بزرگان ایشان را محترم و حتی مزار مطهر آن بزرگان را بزرگ و عزیز دانسته‌اند، در این میان، مزار چهار امام بزرگوار مدفون در بقیع، یعنی حضرات امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام، داغی بر دل شیعیان در این دوران است، داغی که بر اثر هتک حرمت وهابی‌های ملعون و متحجر در هشتم شوال سال 1344 قمری بر اثر تخریب ضریح و آستان مزار مطهر ائمه اطهار علیهم السلام مدفون‌شده در بقیع سر باز کرد و تا امروز بغض و نفرت شیعیان را از این دست‌پرورده‌های شیطانی بیشتر کرده است، هرچند که وهابی‌های کج‌فهم، در عین تخریب مزار مطهر چهار امام بزرگوار علیهم السلام، مرقدهای دیگر مانند مزار ابراهیم فرزند پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله، قبر حضرت ام‌البنین مادر حضرت عباس علیه السلام، قبه جناب عبدالله پدر پیغمبر اکرم صلوات الله علیه، مزار اسماعیل پسر امام جعفر صادق علیه السلام و قبه همه صحابه و تابعین را بدون استثنا خراب کردند. آن‌ها ادعا می‌کردند که این کار را به نام اسلام انجام می‌دهند، غافل از اینکه امامت یکی از اصول اساسی و جدانشدنی اسلام است.

در گفت‌وگویی که با حجت‌الاسلام ابراهیم داستانی، کارشناس و محقق تاریخ اسلام و شیعه، انجام داده به بررسی تاریخ و رویدادهای قبرستان مهم و باعظمت بقیع پرداختیم. آن طور که این پژوهشگر تاریخی شرح می‌دهد، بقیع از زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله تا به حال باقی مانده است، یعنی اولین افرادی که در این زمین دفن شدند، افرادی از مسلمانان و یاران آن حضرت بودند. طوری که عنوان شده رسول خدا صلی الله علیه و آله در پی زمینی بودند تا مسلمانانی را که از دنیا می‌روند در آن دفن کنند. آن حضرت مکان‌ها و زمین‌های مختلفی را در اطراف مدینه جست‌وجو کردند تا اینکه به بقیع رسیدند و فرمودند: “به من دستور داده شده است این مکان را قرار دهم.”، در عین حال باید دقت داشت که بقیع به هیچ وجه زمین وقفی نبوده و کسی بهتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله بر این امر آگاهی نداشته است که آن زمین را محلی برای دفن مسلمانان انتخاب کردند، در عین حال مطالب و اسناد تاریخی هم این موضوع را تأیید می‌کند، درواقع بقیع اصلاً ملک کسی نبود. اما زمانی که تصمیم گرفته شد که آن مکان قبرستان مسلمانان باشد، عده‌ای درخت‌های آنجا را کندند و گروهی هم برای خودشان خانه ساختند. با این اتفاق بوده که وهابی‌ها بهانه گرفتند و آن را زمین وقفی دانستند. اما اگر بهانه را هم در نظر بگیریم، جناب عقیل‌بن ابی‌طالب که برادر امام علی علیه السلام بود، در بقیع خانه‌ای برای خود ساخته بود و تمام ائمه علیهم السلام که در بقیع دفن هستند، درواقع در خانه شخصی جناب عقیل دفن شده‌اند، پس در این مورد هیچ بهانه‌ای وارد نیست. البته موضوع وقفی بودن زمین بقیع هم به هیچ عنوان سندیت ندارد و فقط بهانه‌ای است تا وهابی‌ها بتوانند کینه خود را علیه اسلام و مسلمین ابراز کنند.

چرا مزار ائمه بقیع گنبد و بارگاه ندارد؟

دلیل اصلی اینکه ائمه بقیع علیهم السلام، گنبد و بارگاه ندارند، چیست؟ چه‌زمانی قبور آن‌ها تخریب شد؟

مرقد مطهر ائمه بقیع علیهم السلام در زمان سلجوقیان گنبد و بارگاه داشت. جالب این است که با اینکه سلجوقیان مستقلاً به حجاز دسترسی نداشتند و سنی‌مذهب بودند، برای مرمت مرقد مطهر این بزرگواران اقدام کردند. اما متأسفانه با قدرت یافتن فرقه منحرف وهابیت، این افراد فاسد و بی‌اعتقاد در زمانی که فتحعلی شاه در ایران حکومت داشت، به حجاز حمله و مرقد مطهر ائمه بقیع را تخریب کردند.

آن‌ها حتی به‌سمت کربلا هم هجوم بردند و قصد نابودی بارگاه ملکوتی امام حسین علیه السلام را داشتند و این بارگاه را غارت کرده عده‌ای از شیعیان را کشتند. اما موفق به ویران کردن گنبد و بارگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام نشدند.

در عین حال آن‌ها قصد حمله به نجف را هم داشتند که با مقاومت علما مواجه شدند. اما مدتی بعد در سال 1343 هجری قمری یعنی حدود صد سال پیش دوباره وقتی وهابیت اقتدار پیدا کرد و دولت عثمانی تضعیف شد و قادر به مقابله با اقدامات آن‌ها نبود، این افراد فاسد یک بار دیگر گنبد و بارگاه و صحن و سرایی را که برای ائمه بقیع علیهم السلام برپا شده بود، تخریب کردند.

با این توضیحات، وهابی‌ها دو بار اقدام به تخریب بقیع کردند؟

بله. بعد از تخریب اولیه و سرکوبی وهابیون توسط محمدعلی پاشا، فرمانروای مصر، وهابی‌ها قدرتشان را تا مدتی از دست دادند و شیعیان توانستند دوباره بارگاهی برای ائمه بقیع علیهم السلام ایجاد کنند. اما وهابیون بار دیگر به حجاز حمله کردند و این بارگاه ملکوتی را ویران کردند. هرچند امید داریم که ان‌شاءالله به‌زودی بارگاه ائمه بزرگواران مدفون در بقیع باز هم بنا شود.

آشنایی با سابقه و قدمت بقیع

ظاهراً قبرستان بقیع، بسیار قدیمی است، درست است؟

بقیع از زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله تا به حال باقی مانده است، یعنی اولین افرادی که در این زمین دفن شدند، افرادی از مسلمانان و یاران آن حضرت بودند. طوری که عنوان شده رسول خدا صلی الله علیه و آله در پی زمینی بودند تا مسلمانانی را که از دنیا می‌روند در آن دفن کنند. آن حضرت مکان‌ها و زمین‌های مختلفی را در اطراف مدینه جست‌وجو کردند تا اینکه به بقیع رسیدند و فرمودند: به من دستور داده شده است این مکان را قرار دهم.

تغییرات این خاک مقدس در طول تاریخ

آیا بقیع در آن زمان به‌شکل امروزی بود؟

اسم اصلی بقیع را بقیع الغرقد گفته‌اند. بقیع به‌معنی زمین بزرگ و گسترده است و غرقد هم اسم درختی است. ظاهراً در این زمین درخت‌هایی وجود داشت که بعدها آن‌ها را کندند، با این حال این عنوان تا امروز باقی مانده است و ما هنوز بقیع را با همین نام می‌شناسیم.

از نظر وسعت هم در طول سال‌ها گسترش پیدا کرده است. گویا در ابتدا بقیع یک زمین مستطیل‌شکل بوده که ابعادی حدود صد در صد و پنجاه متر داشت. برخی هم ابعاد آن را هشتاد در هشتاد عنوان کرده‌اند، ولی در طول قرن‌ها گسترش پیدا کرد.

اولین افرادی که در بقیع دفن شدند

اشاره کردید که بقیع را نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله برای دفن مسلمانان در نظر گرفتند، آیا مشخص است اولین افرادی که در آن دفن شدند، چه‌کسانی بودند؟

در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام نقل شده که اولین کسی که در بقیع دفن شد، عثمان‌بن مظعون بود و بعد از او هم پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی جناب ابراهیم بود که در خردسالی از دنیا رفت. بعضی از روایت‌ها هم نقل کرده‌اند که اولین فردی که در بقیع دفن شد، اسعدبن زراره بوده که در زمانی که مشغول ساختن مسجدالنبی بود، از دنیا رفت. همان زمان بدن او را در بقیع دفن کردند. به هر حال عثمان‌بن مظعون از مهاجران بوده و اسعدبن زراره از انصار بود که هر دو جزء اولین افرادی هستند که در بقیع دفن شده‌اند.

پاسخ به یک بهانه وهابی‌ها

یکی از بهانه‌های وهابی‌ها برای تخریب بقیع و دشمنی با ائمه اطهار علیهم السلام این است که می‌گویند، بقیع زمینی وقفی است، چه پاسخی برای این بهانه داریم؟

بقیع به هیچ وجه زمین وقفی نبوده و کسی بهتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله بر این امر آگاهی نداشته است که آن زمین را محلی برای دفن مسلمانان انتخاب کردند، در عین حال مطالب و اسناد تاریخی هم این موضوع را تأیید می‌کند. درواقع بقیع اصلاً ملک کسی نبود.

اما زمانی که تصمیم گرفته شد که آن مکان قبرستان مسلمانان باشد، عده‌ای درخت‌های آنجا را کندند و گروهی هم برای خودشان خانه ساختند، با این اتفاق بوده که وهابی‌ها بهانه گرفتند و آن را زمین وقفی دانستند. اما اگر بهانه را هم در نظر بگیریم، جناب عقیل‌بن ابی‌طالب که برادر امام علی علیه السلام بود، در بقیع خانه‌ای برای خود ساخته بود و تمام ائمه علیهم السلام که در بقیع دفن هستند، درواقع در خانه شخصی جناب عقیل دفن شده‌اند، پس در این مورد هیچ بهانه‌ای وارد نیست.

البته موضوع وقفی بودن زمین بقیع هم به هیچ عنوان سندیت ندارد و فقط بهانه‌ای است تا وهابی‌ها بتوانند کینه خود را علیه اسلام و مسلمین ابراز کنند.

دلایل منزلت و فضیلت بقیع

برای مسلمانان مکان‌های دیگری هم برای دفن اموات خود وجود داشته است، با این حال، چه‌دلیلی دارد که بقیع این اندازه مهم و زیارت آن بافضیلت دانسته شده است؟

بقیع محلی است که قدم‌های مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن نقش بسته بود و به خاک‌پای آن حضرت متبرک شده است، در عین حال مزار مطهر چهار امام بزرگوار ما در این محل قرار دارد که همه این‌ها شأن و منزلت و متبرک بودن این خاک را نشان می‌دهد.

از طرف دیگر روایتی از پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله وجود دارد مبنی بر اینکه فرمودند: «در روز قیامت هفتاد هزار نفر از بقیع بدون حساب وارد بهشت می‌شوند، در حالی که صورت آن‌ها مانند ماه شب چهاردهم می‌درخشد.»، این روایت هم نشان می‌دهد که بزرگان و مؤمنان و وارستگان زیادی در این خاک دفن شده‌اند.

نزول آیه‌ای از قرآن در بقیع

جالب این است که حتی یک آیه از قرآن کریم هم در بقیع نازل شده است، دو آیه از سوره مبارکه عصر که می‌فرماید: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا».

نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها به بقیع می‌رفتند و در آنجا مشغول به دعا و ذکر و مناجات می‌شدند و برای امواتی که در بقیع دفن بودند، طلب آمرزش می‌کردند، حتی محل ایستادن آن حضرت همان محلی است که چهار امام معصوم علیهم السلام در آن محل دفن هستند، به همین دلیل است که فقها فتوای مستحب بودن زیارت بقیع را داده‌اند.

روایتی را هم خالدبن عوسجی عنوان کرده با این مضمون که “روزی در بقیع مشغول زیارت و دعا بودم که امام صادق علیه السلام را زیارت کردم. آن حضرت فرمودند: «این جایی که ایستاده‌ای، محل ایستادن رسول خدا صلی الله علیه و آله در بقیع بوده است»”، و می‌دانیم که اهل‌بیت علیهم السلام در خانه عقیل به خاک سپرده شده‌اند.

در بعضی از روایت‌ها هم نوشته شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب نیمه شعبان به بقیع می‌رفتند، بارها آن حضرت را در حال دعا و سجده به درگاه خدا در بقیع دیدند، روایت‌های زیادی از آن حضرت درباره منزلت امام علی علیه السلام و همچنین امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در بقیع عنوان شده است که همگی شأن و جایگاه این سرزمین را نشان می‌دهد.

سابقه ساخت ضریح بر مزار مطهر ائمه بقیع

آیا در مورد ساخت و نصب ضریح بر مزار ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع، اطلاعاتی وجود دارد؟

مسلمان‌ها از سال‌ها قبل نسبت به مزار مطهر ائمه اطهار علیهم السلام ابراز ادب می‌کردند. گنبد سبز بر مزار مطهر رسول خدا صلی‌ الله علیه و آله و گنبدهایی که بر مزار امامان علیهم السلام و حتی امام‌زاده‌ها در ایران، عراق، سوریه و جاهای دیگر وجود دارد این مطلب را تأیید می‌کند، فقط وهابی‌ها هستند که به‌دلیل کج‌فهمی‌ها و تحجرشان با این کار مخالفت می‌کنند.

یکی از افرادی که گنبدی برای مزار ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع ساخت، ابوالفضل اسعدبن محمدبن موسی قمی اردستانی بود که در اواخر قرن پنجم هجری کشته شد. گفته شده یکی از خلفای عباسی به‌نام الناصر لدین الله هم در سال 560 هجری این گنبد را تعمیر کرد و بعدها هم ابوطالب عبدالله‌بن حسین‌بن میرزا رفیع‌الدین حسینی مرعشی این کار را انجام داد.

در دوران قاجار، شخصی به‌نام محمدبن علی امین السلطنه ضریحی از جنس فولاد بر قبور مطهر ائمه بقیع قرار داد، البته قصد داشت که ضریحی از جنس نقره هم در آنجا قرار بدهد که مانع شدند.

بعدها سید علی قطب هزارجیبی، آخرین ضریح فولادی را که در اصفهان ساخته شده بود به مدینه برد و بعد از سه سال موفق شد که بر مزار مطهر ائمه علیهم السلام قرار بدهد. اما همین ضریح در هشتم شوال سال 1344 قمری به‌دست وهابی‌های ملعون و متحجر از جا کنده شد. البته قطعه‌هایی از آن تا سال 1385 شمسی بر دیوار شهدای احد باقی مانده بود.

موضوع جالب این است که آن‌ها از لباس‌ها، وسایل منزل، خانه، شمشیر و تخت‌خواب آل‌سعود محافظت می‌کنند و از آثار یهودیان مدینه هم تا امروز مراقبت کرده‌اند، ولی آثار و مزار ائمه اطهار علیهم السلام را تخریب کردند!

 

منبع:تسنیم

مخالفت شدید آیت الله گلپایگانی با ساخت مزار حضرت زهرا(س) در بقیع




ایشان فرمودند: «آباد کردن قبرستان بقیع اشکالی ندارد، ولی اگر اینها بخواهند برای حضرت زهرا(س) قبری تعیین کنند و بقعه‌ای بسازند، آیا نخواهند گفت: شیعه 1400 سال در باره مجهول بودن مکان قبر فاطمه‌زهرا(س) دروغ گفته است؟

ماجرای خلقت نوری پیامبر و امیرالمؤمنین


عقیق:توجه به فضائل آسمانی چهارده معصوم علیهم‌السلام سبب اتصال بیشتر شیعیان به این انوار مقدس الهی می‌شود؛ چرا که نگاه تاریخی به زندگی و سیره این بزرگواران تفکر انسان مؤمن نسبت به ائمه اطهار را محدود در تاریخ می‌کند؛ یعنی در نگاه تاریخی، ائمه علیهم‌السلام وجود مقدسی‌اند که چند صباحی در دنیا بودند، سعی در هدایت مردم داشتند و در نهایت به دست دشمنان به شهادت رسیدند. اما از منظر معارف و فضائل آسمانی و قرآنیِ عترت علیهم‌السلام،  ایشان انوار مقدسی‌اند که از ازل بوده‌اند و تا ابد هستند؛ نه حضوری منفعل بلکه مجرای علم خداوند که در تمام دوران‌ها نقش هدایتگری دارند؛ از این رو هر انسانی در هر کجای عالم و در هر زمانی به ایشان روی آورد، خداوند نظر رحمت به او خواهد داشت و وی را به صراط مستقیم هدایت میکند.

یکی از جنبه‌های فضیلت پیامبر و عترت علیهم‌السلام مربوط به خلقت نوریِ این انوار مقدس الهی است؛ به این صورت که بر اساس روایات، اهل بیت وحی علیهم‌السلام با جنبه نوری و عرشی خویش از ازل بوده‌اند و تا ابد خواهند بود؛ هرچند نوعِ انسان ابدی است، اما خلقت ازلی منحصر در این انوار الهی است. امیرالمؤمنین (ع) در روایتی مشهور به “معرفةٌ بالنّورانیة” این حقیقت را به این صورت به سلمان و اباذر علیهما الرحمة بیان فرمودند «کنْتُ أَنَا وَ مُحَمَّدٌ نُوراً وَاحِداً مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَمَرَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی ذَلِک النُّورَ أَنْ یشَقَّ فَقَالَ لِلنِّصْفِ کنْ مُحَمَّداً وَ قَالَ لِلنِّصْفِ کنْ عَلِیاً فَمِنْهَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِی مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِی وَ لَا یؤَدِّی عَنِّی إِلَّا عَلِی؛ اینک می‌گویم ای سلمان و ابا ذر؛ من و محمد یک نور از نور خداوند بودیم؛ خداوند دستور داد به آن نور که دو قسمت شود: به نیمی از آن فرمود محمد باش و به نیم دیگر فرمود علی باش؛ به همین جهت پیامبر اکرم فرموده است «عَلیٌ مِنّی و أنا مِن عَلی و لا یُودّی عنّی الّا عَلِی؛ علی از من و من از علی هستم.» 

در روایتی دیگر از نبی مکرم اسلام (ص) این مسئله با جزئیات بیشتری بیان می‌شود. جابر بن عبد اللَّه در تفسیر آیه «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاس؛ شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‌اند» (110 سوره آل‌عمران)‏ می‌گوید پیامبر اکرم فرمود «اول چیزى که خداوند آفرید نور من بود که آن را از نور خودش به وجود آورد و از جلال عظمتش جدا فرمود، شروع به طواف قدرت کرد تا در هشتاد هزار سال به جلال عظمت رسید. در این موقع براى تعظیم خدا به سجده شد؛ از آن نور، نور علی جدا شد. نور من محیط بر عظمت بود و نور علی محیط بر قدرت. أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی ابْتَدَعَهُ مِنْ نُورِهِ وَ اشْتَقَّهُ مِنْ جَلَالِ عَظَمَتِهِ فَأَقْبَلَ یَطُوفُ بِالْقُدْرَةِ حَتَّى وَصَلَ إِلَى جَلَالِ الْعَظَمَةِ فِی ثَمَانِینَ أَلْفَ سَنَةٍ ثُمَّ سَجَدَ لِلَّهِ تَعْظِیماً فَفَتَقَ مِنْهُ نُورَ عَلِیٍّ ع فَکَانَ نُورِی مُحِیطاً بِالْعَظَمَةِ وَ نُورُ عَلِیٍّ مُحِیطاً بِالْقُدْرَةِ

آنگاه خدا عرش و لوح و خورشید و نور روز و نور چشم‏‌ها و عقل و معرفت و دیده‏‌هاى مردم و گوش‌‏ها و دل‌هاى آنها را از نور من آفرید و نور من از نور او جدا شده بود. ماییم اولین و آخرین و سابقین و مسبحین و ماییم شافعین. ما حکمت‌اللّه و برگزیدگان او و دوستان پروردگاریم؛ وجه‌الله و جنب‌الله و عین‌الله و اُمناءالله و نگهبانان وصى خدا و غیب خدا و معدن تنزیل و معنى تأویل ما هستیم؛ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ وَ اللَّوْحَ وَ الشَّمْسَ وَ ضَوْءَ النَّهَارِ وَ نُورَ الْأَبْصَارِ وَ الْعَقْلَ وَ الْمَعْرِفَةَ وَ أَبْصَارَ الْعِبَادِ وَ أَسْمَاعَهُمْ وَ قُلُوبَهُمْ مِنْ نُورِی وَ نُورِی مُشْتَقٌّ مِنْ نُورِهِ فَنَحْنُ الْأَوَّلُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ وَ نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ وَ نَحْنُ الشَّافِعُونَ وَ نَحْنُ کَلِمَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَاصَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَحِبَّاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ جَنْبُ اللَّهِ وَ نَحْنُ یَمِینُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَزَنَةُ وَحْیِ اللَّهِ وَ سَدَنَة غَیْبِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ التَّنْزِیل‏ وَ مَعْنَى التَّأْوِیلِ.»(مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین علیه السلام، ص61)

منبع:تسنیم

آیا فرزند هم می‌تواند والدین خود را عاق کند؟


عقیق:اساس اسلام بر عدل و محبت بنا شده است. عدالتی که باید باشد تا موجودات جهان و به خصوص انسان دارای شعور و مسئول از حق عدول نکند و بنای ظلم به خدا، خودش یا بندگان خدا را نگذارد و محبتی هم باید باشد تا رعایت این حقوق و عدالت الهی، اساس محکمی به نام محبت داشته باشد. محبتی که مانع از خلاف و خطا و ظلم به دیگران شود و چیزی فراتر از ترس از عذاب و عقاب باشد. در این میان، روابط گسترده و بسیار نزدیک پدر و مادر با فرزندان از زاویه عدالت و محبت دارای احکامی است که آشنایی با آن‌ها می‌تواند زمینه تحکیم روابط دوستانه و محترمانه را فراهم کند. چراکه وقتی محبت و عدل و احترام کنار برود، زمینه‌ای برای عاق و نفرین بین اعضای خانواده باز می‌شود که آثار و نتایج سنگین و عذاب‌آوری برای آن‌ها به همراه خواهد داشت.

در گفت‌وگویی که با حجت‌الاسلام محمود اسماعیلی نسب، کارشناس سبک زندگی اسلامی و محقق دینی، انجام داده به بررسی آثار و نتایج عاق والدین و عاق فرزند پرداختیم. آن طور که این پژوهشگر دینی شرح می‌دهد، پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در مورد عاق والدین شدن و آثار آن فرموده‌اند: «ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق» به این معنا که: «بترسید از اینکه مورد عاق پدر و مادر و مغضوب آن‌ها واقع شوید. چراکه بوی بهشت به اندازه هزار سال راه به مشام انسان می‌رسد ولی هیچ‌گاه به افرادی که مورد خشم پدر و مادر خود هستند، نخواهد رسید.» این حدیث شریف مشخص می‌کند افرادی که مورد خشم و غضب والدین خود قرار گرفته‌اند، نه‌تنها نمی‌توانند بهشت را ببینند و وارد آن شوند، بلکه حتی عطر بهشت را هم استشمام نمی‌کنند. به قدری که گویا بیشتر از پانصد سال راه تا بهشت فاصله دارند و نمی‌توانند حتی به بهشت نزدیک شوند. در عین حال خداوند متعال همان گونه که آسمان‌ها و زمین را به عدل بنا فرموده است، در مورد همه موجودات جانب عدالت را رعایت می‌کند. در این مورد هم فقط پدر و مادر نیستند که می‌توانند فرزند خود را عاق کنند، بلکه اصطلاحی به نام عاق فرزند هم در اسلام وجود دارد. به این معنا که از نگاه اسلام همان طور که فرزندان به دلیل سرکشی و نافرمانی در برابر والدین از طرف آن‌ها عاق می‌شوند، پدر و مادر هم در اثر بی‌مسئولیتی و بی‌کفایتی در رعایت حقوق فرزند عاق او می‌شوند.

عاق والدین را جدی بگیریم

یکی از اموری که در اخلاق اسلامی بر آن تأکید شده، پرهیز از عاق والدین شدن است. در این مورد چه نکاتی در آموزه‌های قرآنی وجود دارد؟

در قرآن کریم تأکید شده که فرزند باید نسبت به پدر و مادر خود مهربان، خاشع و فروتن باشد. به قدری که چند بار می‌فرماید: «وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا؛ به پدر و مادر نیکی کنید.»

این در حالی است که در سوره مبارکه احقاف یکی از ویژگی‌های افراد گناهکار این است که در برابر والدین مؤمن خود، ناخلف هستند و مورد عاق و نفرین آن‌ها قرار می‌گیرند. حتی سخن این گروه از فرزندان این طور نقل شده که: «وَ الَّذِی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُما أَتَعِدانِنِی أَنْ أُخْرَجَ؛ کسى که به پدر و مادرش می‌گوید: اف بر شما! آیا به من وعده می‌دهید که من روز قیامت مبعوث می‌شوم؟»

آثار عاق والدین

مگر کسی که عاق والدین شود، چه اتفاقی برایش می‌افتد؟

کسی که مورد نفرین و کینه پدر و مادرش قرار بگیرد، مثل کسی است که نعمت بزرگی را از دست داده و در عین حال شکر نعمت را به جا نیاورده، بلکه حتی آن را با نهایت قساوت و سنگدلی از دست داده است. کسی که به این درجه برسد که والدینش به‌حق او را عاق و نفرین کنند، درهای رحمت الهی بر روی او بسته می‌شود. آثار این بسته شدن درهای رحمت را هم در این دنیا خواهد دید و هم در جهان دیگر.

نمونه‌اش این است که پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در مورد عاق والدین شدن و آثار آن فرموده‌اند: «ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق» به این معنا که: «بترسید از اینکه مورد عاق پدر و مادر و مغضوب آن‌ها واقع شوید. چراکه بوی بهشت به اندازه پانصد سال راه به مشام انسان می‌رسد ولی هیچ‌گاه به افرادی که مورد خشم پدر و مادر خود هستند، نخواهد رسید.»

این حدیث شریف مشخص می‌کند افرادی که مورد خشم و غضب والدین خود قرار گرفته‌اند، نه تنها نمی‌توانند بهشت را ببینند و وارد آن شوند، بلکه حتی عطر بهشت را هم استشمام نمی‌کنند. به قدری که گویا بیشتر از پانصد سال راه تا بهشت فاصله دارند و نمی‌توانند حتی به بهشت نزدیک شوند.

پرسش دیگر در این مورد، آن است که آیا عاق کردن فرزندان به سن و شرایط آن‌ها هم مربوط می‌شود؟ به هر حال ممکن است فرزندی کم سن و بازیگوش باشد و یا در اموری کم‌تجربه باشد که عامل خطای او می‌شود. آیا در این موارد والدین حق دارند فرزند خود را نفرین کنند و نفرین آن‌ها اثرگذار خواهد بود؟

عاق کردن فرزندان به خصوص در دوران کودکی و نوجوانی آن‌ها کار درستی نیست. چون انسان در سن کم نمی‌تواند خوب و بد را به درستی از هم تشخیص بدهد و نیازمند پدر و مادری است که به جای نفرین و دور کردن از خود، درست و غلط را به او بیاموزند.

نوجوانت را از خودت نران

با این توضیح شرایطی را در نظر بگیرید که پسر یا دختر نوجوانی کار خطایی را نه یک بار و دو بار، بلکه بارها تکرار کرده است. آیا پدر و مادر در چنین شرایطی حق دارند او را عاق کرده و از خود برانند؟

پاسخ این است که بهترین کار در چنین شرایطی تنبیه کردن و بالا بردن تعرفه جریمه‌هاست. یعنی پدر و مادر به جای نفرین و عاق کردن، باید او را به گونه‌ای جریمه کنند تا از انجام کار خطایش منصرف شود و تا مدتی برای دوری از جریمه‌ها هم که شده آن خطا را مرتکب نشود، تا اینکه به مرور زمان زشتی رفتار خودش را درک کند و برای همیشه آن را کنار بگذارد.

تأثیر نفرین بر کودک و نوجوان

عاق و نفرین کردن می‌تواند اثرات بسیار بدی بر روحیه کودک و نوجوان بگذارد. چون فرزندان به خصوص در سنین کم، پدر و مادر را حامی و تکیه‌گاه خود می‌دانند. همان طور که در کتاب کافی به نقل از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نوشته شده که آن حضرت فرموده‌اند: «کودکان را دوست داشته باشید و با آن‌ها با مهربانی رفتار کنید… چون آن‌ها روزی دهنده خود را کسی غیر از شما نمی‌دانند.»

با توجه به اهمیت حساسیت دوران خردسالی می‌توان گفت وقتی پدر یا مادری فرزند کوچک خود را عاق کرده و از خودش دور می‌کند، صدمه‌ای به روحیه او وارد می‌کند که به سختی قابل جبران است و ممکن است آثار بسیار بدی به همراه داشته باشد که تا بزرگ‌سالی همراهش باشد و زندگی‌اش را تحت‌الشعاع قرار بدهد.

به همین دلیل است که تأکید می‌شود پدرها و مادرها حتی به زبان و یا شوخی هم فرزند کودک یا نوجوان خود را عاق نکنند و اگر کار خطای مرتکب شد، فقط جریمه‌اش را سنگین کنند آن هم در اندازه‌ای که به روحیه‌اش لطمه‌ای وارد نشود. چراکه پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله تأکید فرموده‌اند که: «فرزندان خود را نفرین نکنید، مبادا با اجابت از جانب خداوند همراه شود.»

ظلم والدین به فرزند

ممکن است سؤالی برای برخی از مردم ایجاد شود، مبنی بر اینکه احتمال دارد پدر و مادر یا یکی از آن‌ها در حق فرزند خود ظلم کنند و یا از او خواسته نا به جا یا غیرشرعی داشته باشند. در این صورت، اگر فرزند از آن‌ها سرپیچی کند و مورد نفرین آن‌ها قرار بگیرد، باز هم مشمول آثار و نتایج عاق والدین می‌شود؟

دقت داشته باشید که طبق آداب اسلامی که منطبق بر فطرت انسانی است و هر عقل سلیمی هم آن را تایید و درک می‌کند، فرزندان در هر حال وظیفه دارند که حرمت والدین خود را نگه دارند، چه والدین مؤمن باشند و چه کافر. یعنی در هر صورت حق ندارند نسبت به آن‌ها بی‌احترامی‌کنند.

اما گاهی هم اتفاق می‌افتد که پدر یا مادر خواسته و توقع غیرمنطقی و یا حتی خلاف اخلاق و شرع از فرزند خود دارند و انتظار دارند چون والدین او هستند، مطیع آن‌ها باشد. در این شرایط فرزند باید برخوردی منطقی و محترمانه با والدین خود داشته باشد و مسئولیت امر به معروف را با بهترین و مؤدبانه‌ترین روش در برابر آن‌ها انجام بدهد.

این در حالی است که روایت شده شخصی خدمت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله رفت و از آن حضرت درباره حق پدر بر فرزند سؤال کرد. آن حضرت در جواب فرمودند: «لا یسمیه باسمه و لا یمشى بین یدیه و لا یجلس قبله و لا یستسب له» به این مفهوم که: «باید پدر خود را به نام صدا نزند (بلکه بگوید پدرم) و جلوتر از او راه نرود و قبل از او ننشیند و کاری نکند که مردم به پدر او بدگویی کنند.» به عنوان مثال فرزند عملی را مرتکب نشود که مردم بگویند خدا پدرت را نیامرزد که این طور رفتار کردی.

نفرین‌های مداوم و بی‌دلیل والدین

گاهی دیده می‌شود که بعضی از پدرها یا مادرها عادت به نفرین کردن فرزند خود دارند. آیا این نوع عاق کردن مداوم و بی‌دلیل منطقی فرزندان تأثیری دارد؟

عاق کردن مداوم فرزندان، اگر دلیل شرعی و منطقی نداشته باشد، اثری دارد که متوجه خانواده و زندگی والدین می‌شود. به عنوان مثال در این مورد در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده که امام صادق علیه السلام درباره نفرین کردن مداوم و بی‌دلیل فرزندان فرموده‌اند که: «هر کسی که فرزندان خود را نفرین می‌کند، خداوند او فقیر خواهد کرد.»

باید دانست که فرزند برکت و رحمتی از سوی خداوند است و پدر و مادر وظیفه دارند که او را به خوبی تربیت کنند. اگر والدین نسبت به مسئولیت خود بی‌توجه باشند و مدام در برابر ناسازگاری یا بازیگوشی‌های فرزندان خود، آن‌ها را عاق کنند، با این کارشان درهای خیر و برکتی را که به دلیل حضور همین فرزندان به سمت آن‌ها سرازیر می‌شود می‌بندند.

وقتی فرزندی والدینش را عاق می‌کند

آیا تنها پدر و مادر می‌توانند فرزند را نفرین کنند؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم آیا در اسلام نکته‌ای مبنی بر اینکه فرزند بتواند والدین خود را عاق کند، وجود دارد؟

بله. خداوند متعال همان گونه که آسمان‌ها و زمین را به عدل بنا فرموده است، در مورد همه موجودات جانب عدالت را رعایت می‌کند. در این مورد هم فقط پدر و مادر نیستند که می‌توانند فرزند خود را عاق کنند، بلکه اصطلاحی به نام عاق فرزند هم در اسلام وجود دارد.

به این معنا که از نگاه اسلام همان طور که فرزندان به دلیل سرکشی و نافرمانی در برابر والدین از طرف آن‌ها عاق می‌شوند، پدر و مادر هم در اثر بی‌مسئولیتی و بی‌کفایتی در رعایت حقوق فرزند عاق او می‌شوند.

البته باید دقت شود که در این مورد هم باید نفرین بر اساس دلیل منطقی و ظلم بزرگی باشد که والدین در حق فرزند خود کرده‌اند. درواقع این طور گمان نشود که افراد به هر دلیلی می‌توانند در برابر والدین خود سرکشی کنند و در آخر گمان کنند حق دارند که والدین خود را مورد عتاب و سرزنش قرار دهند. عاق کردن چه از سوی والدین در حق فرزند باشد و از سوی فرزند در حق والدین، زمانی ممکن خواهد بود و اثر دارد که واقعاً ظلم بزرگی در کار باشد و نتوان آن را با مرحمت و رأفت حل کرد.

ادب حضرت ابراهیم علیه السلام در برابر آزر بت‌پرست

پس ادب و احترام در برابر والدین بر هر عملی مقدم است.

همین طور است. وقتی به آیات قرآن کریم و رفتار انبیا و اولیای خدا علیهم السلام با والدین خود نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم چه اندازه آن بزرگان نسبت به والدین خود متواضع، مؤدب و خوش‌رفتار بوده‌اند. حتی در سیره حضرت ابراهیم علیه السلام این نکته مشهود است.

وقتی آزر که طبق تفاسیر پدر یا عمو یا سرپرست حضرت ابراهیم علیه السلام بود، با ایشان بدرفتاری می‌کند و آن حضرت به دلیل خداپرستی از خود می‌راند، آن حضرت با کمال ادب و متانت برخورد می‌کند و باز هم در کلام خود از عبارت «یا ابتِ» به معنی «ای پدر من» یا «ای سرپرست من» استفاده می‌کند. یعنی باز هم می‌توان عطوفت و مهربانی را در کلام آن بزرگوار مشاهده کرد.

این، نکته و درسی است که باید از سیره و سبک زندگی انبیای الهی یاد بگیریم و به آن توجه داشته باشیم. چراکه دقت در این امور، ما را از هر نوع نفرین و کینه دور می‌کند و جایی برای عاق کردن و نفرین کردن باقی نمی‌گذارد.

آیا این مطلب سند روایی هم دارد؟

بله. این مفهوم در حدیثی که شرح آن در کتاب بحارالانوار نوشته شده آمده است. با این مضمون که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله خطاب به حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند: «خداوند لعنت کند پدر و مادری را که فرزند خود را بد تربیت می‌کنند و زمینه عاق خودشان را فراهم می‌کنند. ای علی! همان طوری که فرزند عاق والدین می‌شود، پدر و مادر هم عاق فرزند خواهند شد.»

تأثیر نفرین به‌حق فرزند بر والدین

در این صورت، اگر فرزندی والدین خود را به‌حق عاق و نفرین کند، آیا نفرین او اثری هم خواهد داشت؟

عاق کردن حتی اگر از طرف فرزند اتفاق بیفتد می‌تواند عواقب بسیار بدی را برای والدین به همراه داشته باشد که داخل شدن در عذاب ابدی نتیجه آن خواهد بود. به عبارت دیگر همان طور که عاق فرزند باعث می‌شود تا او در آخرت متحمل عذاب شود و نتیجه سرکشی و نافرمانی خود را ببیند، عاق والدین نیز همین نتیجه را به دنبال دارد و پدر و مادر بی‌مسئولیتی که مشمول عاق فرزند خود می‌شوند، عذاب بی‌کفایتی در قبال فرزند را خواهند دید.

چه راهی وجود دارد که کسی گرفتار عاق والدین یا عاق فرزندش نشود؟

در این مورد هم خوب است راه گرفتار نشدن به عاق فرزندان خود را در اسلام جست‌وجو کنیم. امام صادق علیه السلام در همین مورد تعریف کرده‌اند که یک روز پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: «خداوند رحمت کند کسی را که فرزند خودش را در انجام کارهای خیر کمک می‌کند.»

یک نفر از میان جمع پرسید: «ای رسول خدا! چطور باید فرزندمان را کمک کنیم؟ » آن حضرت پاسخ دادند: «کار آسانی که انجام می‌دهد از او قبول کنید و هر کاری را که برایش دشوار است و نمی‌تواند انجام بدهد، از او درگذرید. مسئولیت‌های بیشتر از توانش به او ندهید و با او با تندی و سفاهت رفتار نکنید.»

و در ادامه تأکید فرمودند که: «بهشت مکان پاکیزه‌ای است که خداوند آن را آفریده. حتی بوی بهشت پاکیزه است و از فاصله‌های بسیار دور هم به مشام انسان می‌رسد. البته بوی بهشت را کسی که عاق والدین یا فرزند شده باشد نمی‌تواند درک کند.»

منبع:تسنیم

روزهای کرونایی در قطعه شهدا چه می‌گذرد؟


عقیق:نعیمه جاویدی: شهدا در این روزهای کرونایی خیلی هوای ما را داشته اند. این را جوانی می گوید که مسئول یک گروه جهادی است و می خواهم با او مصاحبه کنم، می گوید: «روی این بسته های ارزاق #رزمایش_همدلی را ببینید. هر کدام به تصویر یک شهید مزین است. گروه های جهادی را ببینید، روزهای اوج کرونا هر کدام به نیابت از یک شهید محله ها را ضدعفونی کردند. یک خانواده را می شناسم وقتی عزیز متوفی کرونایی شان بنا به محدودیت های بهداشتی به خاک سپرده شد و نمی توانستند سر خاکش بروند، رفتند قطعه شهدا و کمی دلشان آرام شد. این روزها دل خودمم هم که می گیرد، می روم آنجا.» طوری از شهدا حرف می زند که گزارش بعدی معلوم می شود؛ بهشت زهرا(س) و قطعه شهدا در روزهای کرونایی. مردم هستند مثل همیشه. سرباز ورودی باب الشهدا می گوید: «مردم به خاطر کرونا در طول هفته هم می آیند و یاد اموات دیدار شهدا را فقط به پنجشنبه و جمعه نمی سپارند. بیشتر خانواده ها هم مجهز؛ با ماسک، دستکش و موادضدعفونی کننده.» به قطعه شهدا می رسم. نگاهم را از اطراف می دزدم. دیگر دنبال کسی نیستم تا با او مصاحبه کنم. حواسم جمع سنگ مزارها می شود. حال و هوای جالبی است؛ سنگ ها راوی جنگ می شوند.

مهندس گمنام و شهید

از روبه ­روی مقبره های خانوادگی اولین ردیف مزار شهدا پیداست. یک مزار سنگ مرمر نارنجی با لوگوی جهادسازندگی بین قبرهای سفید، خاکستری و سیاه مشخص است. متولد سال 1337 و سال 1362در رشته مهندسی انرژی از دانشگاهی در انگلستان فارغ التحصیل شد. او 13 فروردین سال 1371؛ روز سیزده بدر به وقت ایران در مأموریتی که برای رساندن پیام انقلاب اسلامی ایران به آفریقا داشت، به شهادت رسید. به اینترنت متصل می شوم و جستجو می کنم اما مطلبی درباره او پیدا نمی کنم. مهندس نخبه و تحصیل کرده، گمنام تر از این حرف هاست.

هم گمنام هم با نام

چند سال پیش به در خواست مکرر خانواده شهدا محوطه بین مزارها باید ساماندهی می شد تا پدر و مادرهایی که پا به سن گذاشته بودند و عبور از میان قبور با تو رفتگی و بیرون آمدگی و سطح ناهموار برایشان سخت بود، وضعیت تردد بهتری پیدا کنند. طرحی مفصل انجام شد که رضایت خانواده شهدا را به دنبال نداشت و رهبری هم عدم موافقت خود را با نوع اجرای آن یعنی عدم یکسان سازی قبور اعلام کردند و ادامه آن متوقف شد. به هر حال بخش از مزارها همسان سازی شده بود مثل قطعه شهدای گمنام.

سنگ مزارهای سپیدی با یک کلمه گمنام و یک شماره شناسه. با این حال هستند سنگ مزارهایی مثل این که توجه را جلب می کند. روی مزار نوشته شهید گمنام اما نام و نشانی شهید هم روی آن نوشته شده! نوشته های زیر کلمه گمنام حاکی از این است که محمدنامی شریف آبادی، در 24 سالگی در عملیات کربلای 4 سال 1365 به شهادت رسیده. در قطعات قدیمی معمولا روی مزار شهدایی که مدتی مفقودالاثر بوده اند 3 تاریخ حک شده. تاریخ تولد، شهادت و خاکسپاری اما اینجا خبری از این توضیح نیست و بیننده سردرگم می شود.

خواهر شهید افغانستانی

در قطعه 27 بانوی جوانی در حال شستن یکی از مزارهاست و می گوید: «هر از گاهی می آیم اینجا تا یادم بماند این شهدا دوره طاغوت چشم روی گناه بستند و با خدا معامله کردند. حالا ما چطور نتوانیم چشم خودمان را روی گناه های دنیای مجازی ببیندیم؟» انگار بلند بلند فکر کرده؛ عذرخواهی می کند و می خواهد تنها دعا بخواند. کمی از آبی که روی مزار ریخته به سمتم می آید. کفش هایم روباز و ممکن است پاهایم خیس شود. نگاهم به زمین می افتد و مزاری کوچک توجهم را جلب می کند. ساده است و گذر زمان نوشته هایش را ساییده. روی مزار نوشته خواهر شهید افغانی که البته باید می نوشت افغانستانی. نامش زکیه محمدی است و کنار تاریخ تولد نوشته 3 ساله. 4 دی سال 1363 در تهران به شهادت رسیده است؛ احتمالاً در یکی از بمباران های شهری رژیم بعثی. کنجکاوم از خانواده اش خبر بگیرم. کودکی مهاجر شهید شده و بین شهدای دفاع مقدس ایران مدفون است. سنگ مزارش هنوز همان سنگ مزاری است که بهشت زهرا(س) برای مزارها می گذارد. سنگ مزار بقیه هم همین بوده اما خانواده ها تغییر داده اند.

عاشق امام(ره) در آلمان

کمی جلوتر بین قفسه قاب عکس شهدا عکس یک روحانی جوان توجهم را جلب می کند. معمولاً عکس رزمنده ها چه روحانی چه غیر روحانی عکس های دوره کودکی یا عکس های یادگاری دوره جبهه و جنگ است. جلو می روم نگاهی به مزارش می اندازه تا ببینم اطلاعاتی درباره اینکه کجا و چطور شهید شده؟ عایدم می شود. ذوق می کنم از دیدن نوشته ها. به داستانی جدید و متفاوت رسیده ام. شهید «حسین علی محمدی» اهل کشور ترکیه. برای تکمیل دروس حوزوی به قم مهاجرت کرده بوده اما آشنایی بیشتر او با انقلاب اسلامی ایران مسیرش را از زمین به آسمان رسانده است. به جبهه رفته و 30 آبان سال 1363، فرزند «ددَ» در جبهه های ایران به شهادت رسیده است. نونواری قبر می گوید که همرزمانش، مدام به این مزار سر می زنند. داستان جالبی دارد زندگی اش که با جستجو به آن می رسم. «درویش ازدمیر» اهل سنت را بچه‌های جهاد سازندگی خوب می‌شناسند. اصالتاً ترکیه ای هستند اما او در آلمان به دنیا آمده است. عاشق امام خمینی و عکس ایشان روی سینه اش سنجاق بوده در راهپیمایی روز قدس «هامبورگ» شرکت می کرد. دوستی اش با یک ایرانی او را به ایران رساند و نامش را به «حسین‌علی محمدی» تغییر داد. تصمیم گرفت حوزوی شود تا به دلیل تسلط به زبان آلمانی و انگلیسی به دین و انقلاب خدمت کند. با آغاز جنگ آنقدر پیگیری کرد تا با اعزامش به جبهه موافقت شود. حسین علی، در سردشت بر اثر اصابت خمپاره شهید شد.

مهربانی حتی با دزدها

حس خوبی نیست. بین بعضی مزارها تک و توک قفل بعضی قفسه ها شکسته و در و فلزهای قفسه یادمان آلومینومی آسیب دیده است. مثل مزار شهید «محمدرضا جوادزاده» که در سردشت به دست ضدانقلاب شهید شده. خوشبختانه قاب عکس و قرآن قدیمی توی قفسه سرجایش هست اما درش را کنده اند و برده اند. چند مزار پایین تر هم یک پرچسب روی یکی از قفسه های نونوار چسبانده شده که: اگر یادمان شهیدتان آسیب دیده یا مورد سرقت قرار گرفته با این شماره تماس بگیرید و اطلاع دهید. پیرمردی با قد خمیده رد می شود و می گوید: «به حق شهدا، خدا نجاتشان بدهد، کار معتادهاست. خدا می داند خانواده شهید بیاید و این صحنه را ببیند چه حالی می شود؟» می خواهم قرآن مزار شهید را بردارم و چند صفحه بخوانم اما از آنجا که این لوازم معمولاً در قفسه نگه داشته می شوند و قفل دارد با خودم می گویم شاید درست نباشد. دعا می کنم قبل از آمدن خانواده، کارگران زحمتکش بهشت زهرا(س) خودشان به وضعیت این مزار رسیدگی کنند. پیرمرد صدایم می کند و می گوید: «بابا جان! غصه نخور. مطمئن باش شهدا خودشان دست این ها را می گیرند و برایشان دعا می کنند. پاکشان می کنند بابا؛ ببین کی گفتم! همین بچه ی…» حرفش را می خورد اما مطمئن می شوم بی سبب حرف نزده، حالم خوب می شود، کاش می دانستم شهید جوادزاده قرار است دستگیر کدام بنده خدا شود؟

غبارروبی به سبک کرونایی

چند مزار محصور که به نظر خانوادگی می رسند و اعضای یک خانواده در قطعه شهدا دفن شده اند، توجهم را جلب می کند. می خواهم بروم و ببینم اما مزاری با حال و هوای جالب می بینم. بوی نفت می آید. فانوسی قدیمی زنگ زده پشت گلدان ها مخفی است. ظرف آب و جارو هم دیده می شود. مزار، تازه شسته شده است. روی آن را با گل آراسته اند و مشمع کشیده اند. گلدان ها و تور دوزی قفسه یادمان، حال و هوای خانه به این مزار داده است. چند مزار پایین تر مادر یکی از شهدا دلیل مشمع کشیدن روی قبور شهدا را برایم توضیح داده است. بعضی ها به خاطر کرونا مشمع می کشند تا دفعه بعد که آمدند مشمع را بردارند، با خیال راحت مزار را بشویند و ببوسند: «عطش مادر را هیچ چیز مثل بوسیدن فرزند آرام نمی کند.» بعضی هم قبل از کرونا این عادت را داشته اند و مادر می گوید: «بعضی گلاب ها تقلبی است. مواد شیمیایی دارد که نوشته مزار را پاک می کند تا کمی بعد شما برای سنگ نویسی هزینه کنید. بعضی هم شمع روی مزارها روشن می کنند و آسیب می بیند. ما هم مثل مزار این شهید فانوس روشن و بعد از رفتن خودمان خاموش می کنیم. اینطوری بهتر است خدای نکرده حادثه ای پیش نمی آید.»

حاجت روا شده ام…

یک مزار قدیمی و شسته شده با یادمانی جالب پیدا می کنم. سجاده گلدوزی شده مخمل با نوشته یا حسین شهید(ع) و تسبیح کریستالی ارغوانی  بالای مزار هست. روی سنگ نوشته گمنام اما نوشته های دیگری هم دیده می شود. محل شهادت فاو. سال و روز شهادت پیدا نیست اما روز تولد مشخص است. عجیب نیست؟ نه! نوشته 22 بهمن.

این مزار هم جزو مزارهایی است که مردم بانی سنگ مزار آن شده اند؛ نذری رایج در بهشت زهرا(س). بعضی ها با شهدای گمنام مأنوس می شوند و حاجتشان را در میان می گذارند و از شهید مدد می گیرند. وقتی حاجت روا می شوند با اهدای سنگ جدید، یادمان یا وقف آبخوری، نیمکت و امکانات در بهشت زهرا(س) به نام شهید از او تشکر می کنند. منظور از ثبت روز 22 بهمن روی این سنگ مزار هم همان سالروز پیروزی انقلاب در سال 1357 است. حال و هوای مزار فرزند روح الله و شهرت: آشنا هم حال و هوای خوشی دارد.  

عطر یاس و علی بیخیال

دور تا دور مزارش پر از بنر است. بعضی ها می آیند دعا و قرآن می خوانند و می روند. خانمی محجبه و میانسال که دورادور از شهید و خانواده اش شناخت دارد، می گوید: «اتفاقی شهید نشده، اهل مراقبه و تزکیه نفس بوده است. خودم دیده ام در اینترنت دفتر حسابرسی به اعمال داشته و اسمش را گذاشته «طریق پرواز» در قفسه یادمان کتابی با عنوان جالب هست؛ «علی بیخیال». نامی کنجکاو کننده است. شاید بعضی ها ترغیب شوند، کتاب را تهیه کنند و بخوانند گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی آن را منتشر کرده است. پشت مزار شهید«علی حیدری» بنری بزرگ مزین به تصویر شهید نصب شده. اتفاقی که معمولاً برای شهدا می افتد تا علاقمندان راحت بتوانند مزارشان را پیدا کنند. روی بنر نوشته ای که ظاهراً بخشی از متن کتاب است، آمده: «من خیلی کم عطر خریده ام. هر وقت بوی عطر می خواستم از ته دل می گفتم حسین جان(ع) و آن فضا پر عطر می شد.» شهید حیدری سال 1363 در 19 سالگی به شهادت رسیده است.

از فاو تا ژاپن

والفجر 8 بود که سوغاتی را از جبهه فاو گرفت و بعدها با همان راهی غربت شد. آذر سال 1373 بود که در ژاپن، دور از وطن شهید شد. در شرح شهادت او نوشته اند شهادت در پی جانبازی بر اثر اصابت ترکش. گل های رنگین و شمع روی مزاری که برق افتاده از تمیزی و هنوز تر است یعنی پیش پای ما خانواده اش اینجا بوده اند. کاش چند دقیقه زودتر می رسیدم و سئوال هایی که توی ذهنم ردیف شده را می پرسیدم. همیشه دوست داشته ام درباره جانبازان و غربت بنویسم. مثل حال جانبازی که در جبهه از هوش رفته و یکسال بعد در آلمان از کما بیرون آمده… یاد مصاحبه ام با یک جانباز شیمیایی می افتم: «از خدا خواستم در خاک خودم شهید شوم.»

شهید نشویم، می میریم…

سه نفرند، بلوزهای سبز رنگی که پوشیده اند، از دور توجهم را جلب می کند اما قوطی های رنگ و قلم هایی که در دست گرفته اند، بیشتر. مزار شهدای گمنام را انتخاب کرده اند. نوشته هایی که کمرنگ شده را با رنگ قرمز، سبز و مشکی ترمیم می کنند. حال خوشی دارند، می پرسم: «از جای خاصی آمده اید، مثلاً پایگاه بسیج، مسجد، گروه  جهادی یا…؟» یکی شان می گوید: «نه! چند وقت است می آییم بهشت زهرا(س) و حالا چند ماهی است که با شهدای گمنام رفیق شده ایم. احساس کردیم مزارهای این قطعه خیلی نونوار نیست. برنامه ریزی کردیم این بار که آمدیم رنگ و قلم بیاوریم. نوشته ها را ترمیم کنیم.» از حاجت و خواسته ای که دارد، می پرسم و می گوید: «رفیق باید شبیه رفیق شود. از شهدای گمنام خواستم دعا کنند تا راهم به شهادت ختم شود.» می گویم: همسن های شما دنبال تشکیل خانواده و زندگی هستند، شما خوشت نمی آید؟» می گوید: «از خدا زندگی خوب هم خواسته ام. خیلی ها شهید نمی شوند اما می میرند با یک تصادف ساده. اگر خدا کمک کند بنده اش هم خوب و درست زندگی می کند هم راهش به شهادت ختم می شود.» می گوید: «ما اهل عکس نیستیم. عکس رفیقم را بگذار.» بهترین عکسی که از کارشان گرفته ام را انتخاب می کنم و می گذارم.

موقعیت شهید حلب

روی درخت یک تابلو چوبی پرچ شده است؛ موقعیت شهید هادی زاهد. یادم می آید قبلاً درباره این شهید نوشته ام. شهید مدافع حرمی که با رفقای همرزم و بچه محل هایش در هیئتی در خیابان خوش_ اگر اشتباه نکنم_ قرار مصاحبه و عکاسی گذاشتم. تابلو چوبی روی درخت و تابلوی پایین قطعه حال و هوای جبهه های دوران دفاع مقدس را در ذهن زنده می کند. شهید زاهد می گفت: «بسیجی باید ورزیده و آماده باشد.» دوره نظامی، غواصی، کوهنوردی و چتربازی را موفق گذرانده بود. یک پسر و یک دختر دارد. سال 1395 در حلب سوریه به دلیل انفجار مین به آرزویش؛ شهادت رسید. رفقایش رسمی دارند هر سال دی ماه جشن تولد آقا هادی را جشن می گیرند. روی مزارش شعری با امضای او حک شده است: «بنویسید روی سنگ مزار شهدا/ که چقدر عمه سادات فدایی دارد…»

شهادت تازه داماد

یک خانواده در بهشت زهرا(س) خوابیده اند، درست مثل چندین خانواده دیگر. این هم از آن دردناک های جنگ است. همان واقعیتی که دیدن این مزارها آن را تایید می کند؛ اینکه جنگ فقط در جبهه نبود. بعثی ها مرام جنگ را نمی شناختند. تهران، تبریز، اهواز یا… برایشان فرق نداشت. به عمد مناطق مسکونی را شناسایی و بمباران می کردند. مثل بمباران های سال 1363، 1364 و … عکس یک مادر جوان و دو فرزند کوچکش و درست پشت همین مزارها، قبر شوهر و برادرشوهرش بمباران هوایی سال 1364 دولت آباد را مرور می کند.

چند ردیف و یکی، دو قطعه آن سو تر هم چند خانواده دیگر هستند ساکنان محله های خزانه بخارایی، گیشا و … که در بمباران های زمان جنگ شهید شده اند. شهدای دهه 60 فرق مربوط به جبهه نیستند. ما در شهرها هم گرفتار کینه دشمن و منافقان بودیم. مزار نوشته خانواده هایی مانند خوئینی(شهدای بمباران دولت آباد) و کارگر (شهدای بمباران پل گیشا) روایان صادقی برای این ادعاست. روی عکس شهید فرهاد کارگر نوشته تازه داماد او هم همراه همسرش، نوزاد یکساله شان و برادرش به شهادت رسیده اند. فقط در همین 2 بمباران فقط 9 نفر از اعضای یک خانواده به شهادت رسیده اند. که مزارهایشان به هم نزدیک است. آمار شهدای این بمباران ها بیش از این است.

مزارهای این قطعه برق می زند

حالا کرونا چند ماهی است، کمی دست و پای ما و مناسبات مان را بسته. پنجشنبه، جمعه و دوشنبه ها در قطعه شهدای بهشت زهرا(س) جمع های نذری پزان و گعهده های دوستانه و معنوی بود با این حال هنوز هم خانواده شهدا پای کارند. مثل خانواده شهید «محمدرضا اکبری»؛ خانواده ای که هم طعم شهادت فرزند را چشیده اند هم هجران و چشم براهی را. از خانه شلنگ آورده اند، جارو، مواد ضدعفونی کننده و شوینده. پدر خانواده می گوید: «هفته پیش آمدم، دیدم روی قبرها و قفسه ها خاک نشسته غصه ام گرفت. به جای اینکه از خانه یک بطری آب بیاورم این لوازم را آوردم تا قبرهای این قطعه را بشویم و ضدعفونی کنم. نوه خانواده مشتاقانه با تی و جارو روی قبرها کف می زند و آب می گیرد. خانه تکانی ضدکرونایی خانواده شهید حال و هوای خوبی به این قطعه داده است. خنکای آب، گرمای نسیم عصر را می شکند و کم کم رهگذران برای استراحت روی نیمکت های این قطعه پیدایشان می شود. شهید اکبری سال1365 در شلمچه به شهادت رسید اما پیکرش سال 1377 بعد از 12سال دوری به وطن برگشت.

دوشنبه های دلتنگی برای حبیب…

ما معمولاً از دیدن ناگهانی دوستان و آشنایان خوشحال می شویم مثل حال این لحظه من. مسیر رسیدن به مزار شهید آوینی را طی می کنم که تصویری از میان شاخه هایی سبز، توجهم را جلب می کند. یک عکس قدیمی دهه 60 برایم مرور می شود. بله، همین عکس بود؛ بچه های مسجدی در محله جی با  مرحوم «امیرحسین فردی» به بهشت زهرا(س) آمده و بالای همین مزار ایستاده بودند.

اینجا مزار شهید «حبیب غنی پور» است همان جوان شهیدی که در دوشنبه های داستانی مسجد محله به نامش گره خورد و کمی بعد جشنواره ملی_مسجدی داستان نویسی شهید غنی پور، یکی از جشنواره های امضادار و امضاساز حوزه ادبیات انقلاب اسلامی، داستانی و دفاع مقدس کشور شد. در خیابان بنکدار از تقاطع های خیابان قزوین ساختمان فرهنگی مربوط به شهرداری به نام این شهید هست و دفتر نشریه ما سال ها آنجا بود. ما به نام حبیب عادت کرده بودیم حتی وقتی درباره مرحوم فردی مطلب می نوشتیم بارها اسم حبیب می­ آمد، حالا من بین قطعه ها آشنا پیدا کرده ام. شهید اهل قلم شهید«حبیب بیدار غنی پور»، سال 1365 به شهادت رسید و دوشنبه های داستانی مسجد، دوشنبه های دلتنگی برای حبیب هم شد. هنوز به مزار شهید آوینی نرسیده ام با خودم فکر می کنم راوی، روایت های فتح حبیب غنی پور را چگونه وصف می کرد؟

منبع:فارس

تصاویری از حضور زائران در حرم ریحانةالحسین(س) پس از ۳ ماه تعطیلی ‌


عقیق:حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) از پنج‌شنبه با اعمال محدودیت سنی و زمانی به روی زائران باز شد.

با بازگشایی این حرم‌ها پس از حدود سه ماه، جمعی از مشتاقان زیارت برای توسل به حرم‌ها مشرف شدند و غربت خیابان‌های خلوت‌ منتهی به حرم‌ها با حضور زائران زدوده شد و برخی از مغازه‌های اطراف نیز بازگشایی شدند.

در حرم حضرت رقیه (س) نیز توجه به محدودیت‌های‌اعمال شده در حرم‌حضرت زینب (س) همچون عدم امکان تشرف افراد زیر ۱۶ سال به حرم، لزوم رعایت نکات بهداشتی و همچنین برگزار نشدن نمازهای جماعت مورد تأکید قرار گرفته شده است.

علاوه بر این، زائران از ساعت ۹ تا ۱۳.۳۰ و از ۱۷ تا ۲۰ امکان تشرف به حرم ریحانةالحسین (س) را دارند. روز گذشته در دومین روز از بازگشایی حرم دختر سه ساله امام‌حسین (ع)، زائران با حضور در حرم و برگزاری حلقه‌های معرفتی به نیایش پرداخته و برای رهایی از کرونا تصمیم به ختم قرآن گرفتند، بر همین اساس مقرر شد زائران هر هفته حداقل یک بار قرآن را ختم‌ کنند.

در ادامه تصاویری از حضور زائران در حرم حضرت رقیه (س) را بعد از حدود سه ماه تعطیلی مشاهده می‌کنید:

منبع:فارس

1 2 3 4 310