دلایل علاقه ایرانیان به امیرالمومنین(ع)


عقیق:محمد رضا شهیدی پاک استاد دانشگاه همزمان با عید سعید غدیر طی یادداشتی به موضوع غدیر خم و نقش آن در اسلام پرداخته است. متن یادداشت بدین شرح است:

  1.   غدیر خم درآثار دانشمندان و متون  آندلسی:  نظریه ابن ابار آندلسی

 مهمترین متن جغرافیایی  آندلسی که جامع متون جغرافیایی این منطقه و جهان اسلام  و مورد اعتبار و مراجعه فریقین است، در ذیل واژه ”  الجحفه ” می نویسد:…و روی عن النبی عرس  فی غدیر خم  و قال هناک : ” من کنت مولاه فعلی مولاه  ، الهم وال من والاه وعاد من عاداه” وذلک عند منصرفه من حجه الوداع  … در  این  حدیث واژه  “عرس ” تاکید بر توقف همراه با تانی و با هدف و با استقرار و آرامش و به صورت برپایی جشن و شادی است ، با این وصف پیامبر خود اولین بانی جشن غدیر در جحفه است (مدخل  تاریخ غرب اسلامی ، 1384). اما این سنت با دخالت امویان دشمنان اهل بیت در آندلس متوقف شد و اهل بیت با دستکاری و جعل ابن حزم ، این  دوست اندلسی امویان ،  متن خطبه غدیر   تغییر  داده شد و حدیث ولایت از آن حذف شد زیرا این حدیث حکومت اسلامی و خلافت و جانشینی را مختص امام معصوم  دانسته است که به طور قطع امویان از دایره آن به شکل اختصاصی خارج هستند . …،(   تاریخ تشیع دراسپانیا ، 1384) و لذا امویان کمر همت به دشمنی با غدیر بستند و  ابن حزم آندلسی با جعل آن را وارد حوزه ادبیات کرد و ابن ابار که متوجه خسارت جبران ناپذیر حذف اهل بیت و حذف حدیث ولایت و غدیر از خطبه حجه الوداع بود، این حدیث غدیر را در شهرهای مختلف اندلس  در مجالسی قرائت کرد ، به  نظریه و عقیده این ادیب و مورخ شهید، در واقع وصایت و امامت على  روح حقیقى تاریخ اسلام است. ابن ابار که جان خود را در این راه از دست داد  به عقیده اوجعل اموی و حذف اهل بیت به تدریج عامل اصلی سقوط پایگاه و خاکریز نهایی اسلام در جنوب اروپا شد  ( حذف تشیع  علت اصلی سقوط آندلس ، مجله مطالعات راهبردی در علوم انسانی ش 12- اردی بهشت 1397)  که درست متعاقب  این سقوط  دول اروپایی با شروع  جنگ های صلیبی ،خاکریز اندلس را پس گرفتند و با توسعه جنگ صلیبی در شرق ، بیت المقدس را تصاحب کردند و چند پادشاهی و دولت لاتینی در بیت المقدس و رها و انطاکیه تاسیس کردند .و جهان اسلام را تکه و پاره کردند . جهان قرن هفتم متوجه پیام ابن ابار در مورد  اهل بیت برای حفظ سنگر کلیدی آندلس نشد و با سعایت دشمنان اموی صفت دربار دولت حفصیان ، ابن ابار دوست آندلسی علی  را با  ده ها ضربه نیزه به شکل بسیار فجیعی به قتل رساندند و از ترس احیا  پیام سیاسی غدیر، دیگر دانشمندان  آندلسی هم فکر  ابن ابار  که خواستار تاسیس دولت حفصیان برمبنای ولایت اهل بیت بود ند را متواری ساختند (اهل بیت در متون اسلامی آندلس (1383/1395)  و اما سنت پیامبر در برپایی جشن غدیریه و  تکریم اهل بیت و توجه به جایگاه ولایت در استمرا ر اسلام در ایران و بسیاری از مناطق پراکندگی تشیع از جمله مصر عصر  فاطمیان و عراق و نقاطی از شام وجزیره و حجاز با شکوه برگزارو چند دولت ولایتی تاسیس  شد.    

2-   جاذبه و دافعه   ولایت  حضرت علی( ع)  در سامان گرفتن قدرت در جهان اسلام:

چنانکه تاریخ نشان داده است  ،جریان سامان گرفتن قدرت در جهان اسلام بر اساس همین حدیث  تجلی پیدا کرد ، طبق حدیث مذکور جریان قدرت بر دو محور دوستی علی و دشمنی  با  او جریان پیدا خواهد کرد ،  در مغرب ادریسیان پیش از پایان  قرن دوم هجری   قدرت خود را بر مبنای دوستی علی استوار کردند و سیصد سال حکومت کردند ، در ایران علویان طبرستان آل بویه  و فاطمیان در مغرب و مصر بر مبنای علیدوستی سیستم حکومت در ایران و مصر  را  پی ریزی کردند حتی  خواجه نظام الملک  ایده ئولوگ  دولت متسنن سلاجقه  عللی ترین کارگزاران دولت خود را از معتقدان به حقیقت  ولایت  علی ع در سیستم قدرت برگزید تعداد قابل توجه از کارگزاران عالی و وزرای نظالملک قمی و دوازده امامی متعصب هستند (نقد تدابیر سیاسی اجتماعی و آموزشی نظا م الملک ،1397) و دولت ایلخانی بوسیله هدایت خواجه نصیرالدین طوسی ایده ئوگ امامیه برای همه قرون ، در سکه و شعار و طراز دولتی  کلمه علی را ظاهر کرد ، و مبانی نظری  جایگاه  ولایت علی  در سیستم  قدرت برای نخستین بار بوسیله خواجه نصیرالدین طوسی در تجرید الاعتقاد تنظیم شد . نکته او اختصاص  عصمت و نص جلی غدیریه  ، بیان مشترک و هم زمان در شرق جهان اسلام  بوسیله طوسی و در غرب جهان اسلام  بوسیله ابن ابار است . ابن ابار و  طوسی  حقیقت غدیر را فقط  تبیین جایگاه امامت و ولایت  در سیستم قدرت عالی دانسته اند(حکمت سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی1387) .

  1. چرا غدیر خم علت علیدوستی ایرانیان است ?

  سنت  و سیره  پیامبر در غدیر خم  را قدرت های محلی و بومی در ایران بعد از اسلام برپا داشتند و  دولت علویان طبرستان و به شکل رسمی دولت  آل بویه در شهرهای ایران  عید غدیریه را با مدیریت دولتی برپا کرد و دولت های شیعی مرتبط و هم سو با ایران در عراق  و فاطمیان در شهر های مصر وشام و بنی مرداس در شام و بنی حمدان در جزیره   با تشریفات به عنوان جشن رسمی دولت  های شیعه بر گزار کردند.  در ایران تشریفات گسترده دولتی  و استقبال مردمی برای برگزاری عید غدیر نماد علیدوستی ایرانی است . و در عصر دولت های سلاجقه و ایلخانی و صفویه و قاجار تا کنون  بر طبق  سیره پیامبردر حال توسعه بوده  است . برگزاری این مراسم بویژه در ایران نشانه افزایش زاید الوصف  علیدوستی ایرانیان از ظهور اسلام تا عصر حاضر است . علت واقعی ، علو روحیه سیاسی ایرانی در انتخاب  و اختصاص قدرت عالی برای تاسیس دولت و حکومت است که این مهم  فقط در مسئله عصمت امام در سیستم الهیات شیعه امده است.

  1. احیا و بزرگداشت غدیر خم و جانشینی در سکه ادریسى ، بیان مسئله جانشینى پیامبردر شعایر دولتی

در صورتی که هنوز در هیچ شعار دولتی مفاهیم غدیر منعکس نشده است،  حدود هزار و دویست سال پیش ادریسیان  در مغرب  شعایر غدیر را در مسکوکات و پرچم وطراز به صورت اشکار و رمزی  ضرب کردند مهمترین فایده سکه ادریسى بیان مسئله جانشینى پیامبر  و جایگاه اختصاصی ولایت حضرت علی (ع) از طریق جانشینی است  در حالی که  امویان در صدد اختفای نام علی بودند ادریسیان  یک شهر به نام علی در مغرب ساختند که هنوز هست  و در روی درهم و دینار وسایرشعایر خود مفاهیم سقیفه را ضرب کردند.نخستین بار به نام علی (ع)  سکه زدند و مفاهیم غدیریه را اولین بار روی سکه های خود که امروز حدود  بیش از دویست مورد آن ها در بانک بین المللی مغرب  نگهداری می شود، آشکار ساختند.  على خیرالناس بعد النبى کره من کره و رضى من رضى و عبارت:  بخ على بخ، بخ،(  تاریخ تحلیلی مغرب بخش دولت ادریسیان 1389  ،  مدخل ادریسیان کتاب تاریخ تشیع 138  ).

  1.  ریشه  دشمنی امویان  به غدیر ، تعیین جایگاه امام

  ابن ابار  در کتاب درر السمط  به طور مفصل استدلال کرده است که  ریشه حوادث صدر اسلام پس از پیامبر به حجه الوداع و غدیر باز می گردد. به عقیده او به واسطه  انحراف از غدیر و اختلافات بر سر خلافت، اسلام به زیر خاک رفت و مسئله رهبرى و امامت لوث گردید( شهیدی پاک ،  اهل بیت در آثار دانشمندان آندلس ، مجله دست آوردهای نوین درعلوم انسانی و اسلامی – ش 14 –  1398 )  و افرادى گمنام و بى اصل و نسب امر مسلمین را بدست گرفتند؛ و  علت دشمنى یهود، صاحبان سقیفه و بنى امیه، از پیامبر على و حسن و حسین این است که در حادثه غدیر پیامبر اعلام کرد که  مکان نبوت جایى نیست که هر کسى بتواند در آن قرار بگیرد، و مکانى بشرى نیست و جایگاهى نورانى است که قدرت بشر از دست یابى به آن خارج است ]«… و ما کان محل النبوة لتحله الاسواء و لا لتحول بأیدى البشر تلک الاضواء» یریدون لیطفوا نورالله بافواههم والله متم نوره[،عنوان پدیده اى الهى و غیر بشرى  برای غدیر خم  و تعیین جانشین  ، حکایت از تصویر او از جانشینى است که مانند عقیده امامیه در خصوص جانشینى پیامبر و تأکید بر امامت منصوص و از طرف خداوند است. ابن ابار، ریشه کینه توزی هاى امویان در قتل امام حسین و امام حسن را به حادثه غدیر خم در حجة الوداع باز گردانده است. به عقیده ابن ابَّار با نزول آیه ابلاغ، جانشینى ولایت حضرت على اعلام شد و پیامبر بین تسلیم و وداع جمع کرد. ابن ابَّار ریشه دشمنى با اهل بیت را از حجة الوداع دنبال کرده است. از جمله واقعیت های تاریخی پیرامون غدیر این که جنبه  شناختی  غدیر در طول تاریخ در سایه ابعاد دیگری  از فرهنگ غدیریه قرار گرفته است در صورتی که این پژوهش نشان داد ریشه و علت  دشمنی امویان با غدیر جنبه شناختی و جهانبینی غدیر  در مورد تعیین  جایگاه  حقیقی امام است  این جهانبینی ثمره  برپایی مراسم حجه الوداع بوسیله پپیامبر است و علت علیدوستی ایرانیان هم همین جنبه علمی و شناختی ماهیت غدیر است.

 

منبع:تسنیم

مسجد تربیت‌کننده جهادگران برای تحقق تمدن اسلامی است



عقیق:31 مردادماه از سوی سازمان کنفرانس اسلامی به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران، روز جهانی مسجد نامگذاری شده است، سازمان بسیج و محلات بیانیه‌ای به این منظور صادر کرد.

براساس این گزارش، متن این بیانیه به این شرح است:

سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ 

پاک و منزّه است آن (خدایی ) که بنده‌اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده‌ایم، شبانه برد، تا از نشانه‌های خود به او نشان دهیم. همانا او شنوا و بیناست. (آیه ۱ سوره الاسراء)

در سالگرد اقدام ددمنشانه رژیم صهیونیستی در جسارت به قبله اول مسلمین، بیت‌المقدس عزیز که نشان از عمق دشمنی این رژیم کودک‌کش با اسلام و مقدسات اسلامی داشت، جهانیان چهل سالگیِ درخت تنومند انقلاب اسلامی را به تماشا نشسته‌اند. همچنین جوانان و نسل جهادگر گام دوم، درفش مقاومت و مبارزه را به استواری از اسلاف پرآوازه و قدسی خود دریافته و آرمان، عقیده و عمل انقلابی خود را تا دورترین بلاد اسلامی گسترش داده و نوید بخشان وعده صادقِ «تمدن اسلامی فراگیر» هستند.

(ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون)

میدان‌داران این عرصه، جهادگرانی برآمده از مسجد، با ایمان‌هایی پولادین هستند که نمونه‌ای از تصویر عینی اراده‌هایشان، زبونی و درماندگی رژیم اسرائیل در برابر بارش خشم ابابیل‌گونه مجاهدان، در آخرین رویارویی با فرزندان اسلام در باریکه غزه است.

صحنه‌های امروز تداعی‌کننده کلام خمینی عزیز، آن پیر سفر کرده است که: «اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد، ترس از فانتوم‌ها نداشته باشید، ترس از آمریکا و شوروی و این‌ها نداشته باشید.»

مساجد این قلب تپنده و حیات بخش جامعه اسلامی، با تربیت نسلی مومن، انقلابی و برآمده از معنویت اصیل اسلامی، هسته‌های مقاومت را در سرتاسر دنیا شکل داده و با میدان‌داری در عرصه تقابل با کفر در زمین، هوا و دریا، خون تازه ایستادگی به کالبد آرزومندان ظهور مهدی موعود(عج) برای پیروزی نهایی دمیده است.

همین آثار بی‌بدیل مسجد است که دشمن درمانده را به آنجا رسانده که از روی کینه و بیچارگی، دست به اهانت و جسارت به ساحت مسجد و نمازگزاران مسجدی بزند؛ خواه آگوست ۱۹۶۹ باشد و مسجد الاقصی یا مارس ۲۰۱۹ و مسجد در نیوزیلند.

اینک در سالگرد این واقعه که روز جهانی مسجد نام‌گذاری گردیده، سازمان بسیج مساجد و محلات به نمایندگی از بسیجیان دریا دل در سنگرِ مسجد، ضمن گرامیداشت این روز و شهدای مساجد در سرتاسر عالم، با تاکید بر قرابت وعده پایان عمر این رژیم منحوس و فتنه‌گری‌های فریب‌خوردگان آن در اهانت به اسلام و مقدسات اسلامی، از همه دست‌اندرکاران حوزه مسجد می‌خواهد در پرتو رهنمودهای رهبر انقلاب، حضرت امام‌خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برای اعتلای این سنگر انقلاب و اصحاب آن بیش از پیش کمر همت بسته و این ظرفیت بی‌بدیل را چنان که در شأن آن است، دریابند.

تبلیغ، تنها «منبر» نیست


عقیق:حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالقاسم یعقوبی، امروز در همایش روحانیان مبلغ طرح هجرت و مشاوران مذهبی مدارس استان که با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین نبوی، معاون تبلیغ و آموزش‌های کاربردی حوزه علمیه قم در سالن همایش‌های حوزه علمیه خراسان شمالی برگزار شد، یکی از پایه‌های اساسی حفظ شأن طلبگی را داشتن قناعت دانست.

نماینده ولی فقیه در خراسان شمالی، اظهار کرد: امیرالمؤمنین (ع) درباره انبیای الهی می‌فرماید: یکی از ویژگی‌های انبیا این بود که آن‌قدر قناعت بالایی داشتند که دل‌ها و چشم‌ها را پر می‌کرد؛ یعنی انبیا و اولیای الهی از نظر استغنا به‌اندازه‌ای بالا بودند که در اوج استقلال و عزت زندگی می‌کردند و حرف خود را هم می‌زدند.

حجت‌الاسلام والمسلمین یعقوبی خطاب به طلاب و روحانیان، با بیان اینکه قناعت داشتن باید زیربنای کار و فعالیت و زندگی ما باشد، اضافه کرد: باید بکوشیم در مرحله نخست توفیق غنی‌سازی خود را پیدا کرده و در وهله دوم مغنی باشیم؛ یعنی مخاطبان و مستمعان خود را غنی‌سازی کنیم.

وی با بیان اینکه انفاق زمینه‌ها و حوزه‌های گوناگونی دارد، خاطرنشان کرد: انسان می‌تواند با مال، جان و زبان خود انفاق کند؛ ازاین‌رو روحانیان مبلغ هم باید دایره انفاق خود را گسترده ببینند.

رئیس شورای استانی حوزه علمیه خراسان شمالی با بیان اینکه حوزه‌های تبلیغ بسیار گسترده است، تصریح کرد: تمام تبلیغ منبر نیست، مثلاً دو نفر از پامنبری‌های شما با هم اختلاف پیدا کرده‌اند و شما آن‌ها را آشتی می‌دهید این خود تبلیغ عملی است.

وی با تأکید بر کینه زدایی از قلوب، اضافه کرد: گاهی با یک نصیحت شما در خلوت تأثیر ویژه‌ای بر روی فرد گذاشته و مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین یعقوبی اظهار کرد: اما باید مراقب باشید نصیحت در جلوت و عمومی نباشد؛ زیرا بنا به فرموده امیرالمؤمنین (ع) گاهی خیرخواهی در بین عموم کوبیدن طرف است؛ اما اگر همان موضوع را آهسته و در خلوت به او بگوییم خود را اصلاح می‌کند.

وی با بیان اینکه ما باید انفاق علم داشته باشیم و زکات علم خود را بپردازیم، افزود: البته تا انسان علمی نداشته باشد و به حد نصاب زکات نرسد زکات علم که همان انتشار آن است به او واجب نمی‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین یعقوبی با تأکید بر اینکه باید تلاش کنیم به حد نصاب علمی برسیم تا زکات بر ما واجب شود، ادامه داد: اینکه دل‌مرده‌ای را حیات علمی و تبلیغی داده و نجات دهیم بسیار ارزشمند است.

رئیس شورای فرهنگ عمومی خراسان شمالی تصریح کرد: ما باید تلاش کنیم کسی که بر اثر تبلیغات سوء دشمنان دل او مرده است را حیات بدهیم تا علم ما نافع باشد.

وی افزود: امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه «وَ جَعَلَنِی مُبارَکاً أَینَ ما کنْتُ» این مبارک بودن را «نفاعا للناس» دانسته‌اند؛ یعنی از خداوند بخواهیم بتوانیم کاری برای مردم انجام دهیم و قدم‌های خیر و مثبتی را برای آن‌ها برداریم.

حجت‌الاسلام والمسلمین یعقوبی اضافه کرد: باید دو آموزه «تَخَلَّقُوا بِأخلاقِ اللّٰهِ» و «وَتَأدَّبُوا بآدابِ الصّٰالِحینَ» را سرلوحه کار خود قرار داده و بکوشیم نفس خود را متخلّق به اخلاق خدا و آداب صالحین کنیم.

راز ملاقات علامه جعفری با امیرالمومنین(ع)



عقیق:از 24 مرداد 1304 تا 25 آبان 1377، دنیا این فرصت را داشت که یکی از خالص‌ترین پیروان امیرالمؤمنین (ع) را به خود ببیند؛ دانشمند بزرگی که نه‌فقط در علم و دانش بلکه در عمل نیز، نزدیک‌شدن به شعاع‌های نورانی آن «ماه بلند» را امکان‌پذیر نشان داد و در وادی خلوص تا آنجا پیش رفت که در همین دنیا، شایسته ملاقات با مولا (ع) شد.

عید سعید غدیر امسال با نود و چهارمین سالگرد ولادت علامه «محمدتقی جعفری»، مفسر بزرگ نهج‌البلاغه مصادف شده است. به همین بهانه در گفت‌وگو با دکتر «زهره محمدعلی» که حدود 18 سال در محضر آن عالم بزرگ شاگردی کرده، به بازخوانی اجمالی مقاطعی از زندگی سراسر برکت آن بزرگمرد پرداخته‌ایم

یا علی گفت و علم و عمرش برکت گرفت

نمی‌شود از علامه محمدتقی جعفری گفت و خود را در حلاوت اتفاق عظیم و شیرین زندگی او شریک نکرد؛ اتفاقی که بدون شک نقطه عطف حیات سراسر برکت این عالم بزرگ بود. حُسن آغاز روایتگری شاگرد خاص استاد از سال‌های پربرکت همنشینی با آن عالم فرزانه هم یادآوری دقایق شیرینی است که شنونده ماوقع آن لحظات نورانی از زبان شخص علامه جعفری بوده. زهره محمدعلی ما را هم با خود به آن شب سرنوشت‌ساز در نجف اشرف می‌برد و می‌گوید: «استاد تعریف می‌کردند: ما در مدرسه علمیه‌ای درس می‌خواندیم که صاحبش یک فرد اصفهانی بود. آن روزها در نجف، طلبه‌ها زندگی سختی داشتند. با این حال، شب‌های ولادت یا شهادت ائمه اطهار (ع) که می‌رسید، پول‌های ناچیزمان را روی هم می‌گذاشتیم و مقداری شیرینی یا خرما می‌خریدیم و بعد از نماز مغرب و عشاء دور هم جمع می‌شدیم و یک حالت شب‌نشینی داشتیم. در شب‌های ولادت، در گفت‌وشنودهایمان شوخی هم می‌کردیم.

آن شب هم شب ولادت یکی از معصومین (ع) – به گمانم امام محمدباقر (ع) – بود. یکی از آقایان طلبه وقتی وارد جمع شد و نشست، گفت: می‌خواهم یک سئوالی مطرح کنم، اما همه‌تان را قسم می‌دهم که صادقانه به آن جواب بدهید. بعد از اینکه همه پذیرفتند و تعهد دادند همان جوابی را بدهند که واقعاً به دل و ذهنشان خطور می‌کند، از جیب عبایش یک عکس چاپ‌شده در روزنامه را درآورد و گفت: اگر شما امکان انتخاب داشته‌باشید که یا یک عمر به‌صورت «شرعی و قانونی» با این خانم زندگی کنید، یا به‌طور «مشروط و غیرقطعی و برای یک لحظه» با امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب (ع) دیدار داشته‌باشید، کدام را انتخاب می‌کنید؟ نفر اول عکس را گرفت، نگاه کرد و گفت: خب، امیرالمؤمنین (ع) را که همه در زمان احتضار و در شب اول قبر زیارت می‌کنند… معلوم شد انتخاب او، زندگی با آن خانم است. نفر دوم که عکس را گرفت، صاحب همان مدرسه علمیه بود. سرش را بلند کرد، نگاهی به پسرش انداخت و گفت: فلانی! به مادرت چیزی نگویی ها… او هم زندگی شرعی با آن خانم که مادر یکی از سیاستمداران وقت دنیا و زیباترین زن آن روزگار بود را ترجیح داد. نفر سوم هم به همین ترتیب.»

خالص که باشی، خودشان به دیدارت می‌آیند

«در بعضی جاها نوشته شده که علامه جعفری به آن عکس نگاه نکردند اما اینطور نیست. استاد به من گفتند: من نفر چهارم بودم. نوبت که به من رسید، یک لحظه به شکل گذرا به آن عکس نگاه کردم و بلافاصله به گوشه‌ای پرتش کردم و گفتم: والله قسم که دیدن مشروط امیرالمؤمنین (ع) برای یک لحظه را به عمری زندگی با این زن ترجیح می‌دهم. دیگر حالم منقلب شد و بلند شدم و به طرف حجره‌ام رفتم. همان‌طور که نشسته و به درِ حجره تکیه داده‌بودم، حس کردم وجودم سنگین شده و خواب دارد بر من غلبه می‌کند. در آن حال عجیب، یک‌دفعه در باز شد و فردی داخل شد؛ ازآنجاکه درِ حجره کوتاه بود، مجبور شد سرش را خم کند. سلام کردم و گفتم: شما که هستید؟ در جواب گفت: همان کسی که می‌خواستی ببینی. من، علی‌بن‌ابیطالب (ع) هستم… نگاه کردم. همان مشخصاتی که در تمام کتاب‌ها از مولا (ع) نقل شده‌بود را داشتند؛ قد میانه، درشت‌هیکل، تا حدی بطین (چاق)، پیشانی بلند و…»شاگرد استاد لبخندبرلب می‌گوید: «استاد می‌گفتند: یک آن به خودم آمدم و دیدم در حجره تنها هستم. حال غریبی داشتم. دوباره به سرداب و جمع طلبه‌ها برگشتم. خانم محمدعلی! من نفر چهارم بودم و وقتی برگشتم، عکس به دست نفر پنجم یا ششم رسیده‌بود. یعنی مدت زمانی که گذشته‌بود، تا این حد کوتاه بود. دوستان تا مرا دیدند، گفتند: جعفری چه اتفاقی افتاده؟ چرا رنگت پریده؟ به آن طلبه‌ای که عکس را آورده‌بود، گفتم: بد آزمایشی از ما گرفتی… آنقدر اصرار کردند تا بالاخره ماجرا را برایشان تعریف کردم. همه منقلب شدند و به گریه افتادند…

استاد می‌گفتند: بعد از دیدار با امام علی (ع)، هر کتابی را باز می‌کردم، فکر می‌کردم این‌ها را من قبلاً خوانده‌ام.»دکتر محمدعلی مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «حقیقت ماجرا همین است؛ امیرالمؤمنین (ع) و حضرت صاحب (عج) به جایی می‌آیند که اخلاص باشد، جایی که با همه وجود ایشان را بخواهند و بخوانند. حتماً شنیده‌اید که حضرت صاحب‌الزمان (عج) به دیدار قفل‌ساز فقیری در بازار رفتند چون در کارش و در معامله با مردم تنگدست، انصاف داشت.»

می‌دانی «نهج‌البلاغه‌خوان» با «نهج‌البلاغه‌دان» فرق دارد؟

39 سال از اولین روزی که سر جلسه درس استاد خوش‌صحبت و دوست‌داشتنی نشست که آوازه‌اش در تمام تهران پیچیده‌بود، می‌گذرد اما هنوز مرور خاطرات آن روزها کامش را شیرین می‌کند: «علامه در سال‌های 58،59 در مدرسه عالی شهید مطهری، تفسیر نهج‌البلاغه می‌گفتند و بعدها در منزلشان در میدان خراسان، خیابان زیبا هم نهج‌البلاغه، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی درس می‌دادند و من آنجا در آن جلسات شرکت می‌کردم. خوب یادم است از آذر ماه سال 59 درحالی‌که یک دختر 17 ساله مشتاق و علاقه‌مند بودم، شرکت در جلسات درس علامه جعفری را آغاز کردم و این شاگردی تا 18 سال ادامه پیدا کرد و در همین جلسات بود که عشق امیرالمؤمنین (ع) و مراتب عظمت ایشان از کلام و درس استاد به من و سایر شاگردان منتقل شد.»

انگار صدای استاد همین حالا در گوش زهره محمدعلی می‌پیچد که مکثی می‌کند و در ادامه می‌گوید: «نمی‌دانید علامه جعفری چطور و با چه عبارات و احساسی درباره امیرالمؤمنین (ع) صحبت می‌کردند. می‌گفتند: ای امیرالمؤمنین! ای یگانهٔ عالَم! ای بزرگِ بزرگان! ای تنهای تنهایان… حتی وقتی کلام شخصیت‌های دیگر مثل «جُرج جُرداق» مسیحی را درباره امیرالمؤمنین (ع) بیان می‌کردند، چنان با عظمت صحبت می‌کردند که دانشجویان منقلب می‌شدند و بعضی‌ها به گریه می‌افتادند.

شعری بود که استاد آن را زمزمه می‌کردند:

خدا خوان با خدا دان فرق دارد/ که انسان تا به حیوان فرق دارد/

مقلّد را محقق کِی توان گفت؟/ که نادان تا به دانا فرق دارد/

با همین نگاه، باید بگوییم نهج‌البلاغه‌خوان هم با هم نهج‌البلاغه‌دان فرق دارد. فکر می‌کنید چرا جلسات درس علامه جعفری روی جوانان آنقدر تأثیر داشت و راهگشا می‌شد اما جلسات امروز چنین تاثیری ندارد؟ چون استاد وقتی شرح مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) را می‌گفتند، اول خودشان منقلب می‌شدند و بعداً این حس به مخاطب منتقل می‌شد. استاد اصلاً چیزی را که خودشان با همه وجود درک نکرده‌بودند، بیان نمی‌کردند. همیشه می‌گفتند: این‌ها «چشیدنی» است. و واقعاً تا چیزی را خودشان نمی‌چشیدند، نمی‌گفتند. البته همیشه سطح مخاطب را هم در نظر می‌گرفتند.»

بابا جان! این مرکب جسم را خسته نکن!

«تکلیف ما با استاد و نوع نگاهشان، خیلی زود مشخص شد. آن صبح جمعه در آذرماه سال 59 را خوب یادم است. شاید اولین سئوالی که از علامه پرسیدم این بود که: ما می‌خواهیم آدم شویم. برای انسان شدن چه باید بکنیم؟

آن روزها در اوایل پیروزی انقلاب،‌ ما نوجوانان و جوانان در اوج آرمان‌گرایی بودیم و یک لحظه وقتمان را به بطالت نمی‌گذراندیم. مدام از این کلاس به آن کلاس و از این جلسه به آن جلسه می‌رفتیم. خود من، بعد از نماز صبح به حسینیه محلاتی‌ها می‌رفتم و در کلاس کمک‌های اولیه دکتر شهید فیاض‌بخش شرکت می‌کردم. بعد، قبل از همه خودم را به مدرسه می‌رساندم چون مسئول اجرای برنامه صبحگاه مدرسه بودم. برای همان برنامه ساده، خودم را مقید کرده‌بودم از کتاب آیت‌الله جواد ملکی تبریزی برای بچه‌ها مطلب دربیاورم و سر صف بخوانم. سر ظهر هم ناهار خورده و نخورده به مدرسه عالی شهید مطهری می‌رفتم تا سر کلاس علامه جعفری حاضر شوم.خلاصه پرسیدم: استاد چه کنیم آدم شویم؟ خودم را آماده کرده‌بودم بگویند: خانم! شما باید یک چلّه ذکر بگیرید، نماز امام زمان (عج) و نماز شبتان ترک نشود، 40 روز هم روزه بگیرید، از دعای کمیل پنجشنبه و دعای ندبه جمعه هم غافل نشوید و… اما علامه نگاه عمیقی به من کردند و گفتند: سیر و حرکت باید تدریجی باشد. باید آرام‌آرام مراتب را طی کنید تا به رشد برسید. در درون شما، چشمه‌ای است. شما باید گل‌ولای را کنار بزنید تا آب این چشمه درونتان جوشان شود. پس مراقب باشید درونتان را نخراشید!

این توصیه‌ای بود که استاد به همه ما جوانان پرشور آن دوران می‌کردند. احساس می‌کردند ما با سرعت زیادی داریم در این مسیر حرکت می‌کنیم و ممکن است وسط راه به‌اصطلاح کم بیاوریم. وقتی پرسیدیم: خب، چه کنیم چشمه درونمان جوشان شود؟ اصلاً برای ما نسخه‌ای نپیچیدند. فقط گفتند: بچه‌ها! جسم شما، مرکَب شماست، مرکب روح شماست. این جسم باید تا آخرین لحظه حیات با شما همراه باشد. پس، از کارهای ساده شروع کنید؛ برای کسی بد نخواهید، دروغ نگویید، حق کسی را ضایع نکنید و… با همین کارهای ساده، گل‌ولای درونتان از بین رفته و آن چشمه از درونتان می‌جوشد… راستش را بخواهید، همه آنچه برای خودمان بافته‌بودیم، با حرف‌های استاد خراب شد. اما از آن روز، تا می‌خواستیم چیزی تعریف کنیم که درباره یک فرد غایب بود، یاد سفارش استاد می‌افتادیم و حرفمان را می‌خوردیم. به همین ترتیب، تلاش کردیم روی خودمان و گفتار و رفتارمان کنترل داشته‌باشیم.»

به ما اثبات کرد می‌توان علی‌وار زندگی کرد

«از من بپرسید، می‌گویم مرحوم علامه جعفری، یک پیرو واقعی و مدل کوچکی از شخصیت عظیم امیرالمؤمنین (ع) بودند و در طول عمر پربرکتشان نشان دادند الگوپذیری از ویژگی‌های آن انسان بزرگ، امکان‌پذیر است. اولین شاهدم، ساده‌زیستی و زهد استاد بود. امروز اگر به کتابخانه و موسسه نشر آثار علامه در بزرگراه آیت‌الله کاشانی سر بزنید، محو سادگی موجود در آن می‌شوید. تصور نکنید حالا که این فضا به یک فضای عمومی تبدیل شده،‌ به این شکل درآمده. همان موقع که اینجا خانه و محل زندگی استاد و خانواده‌اش بود هم به همین شکل و در نهایت سادگی بود. و جالب است بدانید علامه،‌ این خانه را هم با شراکت یک فرد دیگر خریدند چون به‌تنهایی توانایی مالی برای این کار نداشتند.»

شاگرد خاص علامه مکثی می‌کند و برای اینکه تصویر روشن‌تری از اولویت‌بندی‌های زندگی آن بزرگمرد پیش چشمان مخاطب قرار دهد،‌ می‌گوید: «استاد تعریف می‌کردند وقتی در جوانی برای تحصیل به نجف اشرف رفته‌بودند، پس از رسیدن به درجه اجتهاد در 23 سالگی، باتوجه‌به نیاز روز،‌ تصمیم گرفتند روی مکاتب غربی مطالعه و تحقیق کنند تا بتوانند با تحلیل آن مکاتب که در دهه 40 در ایران هم طرفدار پیدا کرده‌بودند،‌ اطلاعات درستی دراختیار جوانان جامعه قرار دهند. بارها پیش آمد که استاد به من گفتند: «من یک طلبه بودم و پول محدودی در اختیار داشتم. اوقاتی بود که سر دوراهی قرار می‌گرفتم؛‌ اینکه آن پول محدود را صرف خرید غذا برای رفع گرسنگی کنم یا با آن یکی از کتاب‌های مربوط به مکاتب غربی را بخرم. و من، خرید کتاب را انتخاب می‌کردم.» استاد با همین شیوه مطالعه و تحقیق، بر مکاتب غربی شناخت و تسلط پیدا کردند و به نقد آن پرداختند و حتی با بزرگ‌ترین اندیشمندان غربی مانند برتراند راسل به مکاتبه پرداختند.

با همه این اوصاف و با اینکه در ادامه، تنها منبع درآمد استاد و تأمین معاش خانواده‌شان فروش کتاب‌هایی بود که به رشته تحریر درمی‌آوردند، وقتی می‌دیدند یک دانشجو یا طلبه واقعاً به کتابی علاقه‌مند است،‌ آن کتاب را به او اهدا می‌کردند.»

روز تشییع دخترش هم قولش را فراموش نکرد

«همیشه وقتی قولی می‌دادند، نسبت به آن حساس بودند. به ما هم همیشه می‌گفتند: ما متعهد شده‌ایم این کار را انجام دهیم و باید به آن پایبند باشیم. و سفارش می‌کردند: به بچه‌ها هم بگویید وقتی نسبت به کاری یا مسئله‌ای متعهد می‌شوند – حتی به یک نامسلمان یا کافر -، خودشان را ملزم به اجرای آن بدانند.»دکتر محمدعلی در شرح مقید بودن علامه جعفری به نظم در کارها و وفای به عهد،‌ برمی‌گردد به آن پاییز غم‌انگیز در سال 1371 که علامه جعفری در غم از دست دادن دختر محبوبشان بر اثر بیماری سرطان عزادار شدند و ادامه می‌دهد: «روزی که دختر استاد از دنیا رفت،‌ اقوام و آشنایان برای مراسم وداع و تشییع در خانه ایشان جمع شدند. مدتی که به انتظار گذشت،‌ علامه از برگزارکنندگان مراسم پرسیدند: آیا پیکر بتول خانم را تا فلان ساعت می‌آورند؟ وقتی جواب دادند: نه. روند کار بیشتر طول می‌کشد،‌ استاد گفتند: پس،‌ زمان داریم. من قبلاً برای این ساعت، به یکی ازدانشگاه‌ها برای سخنرانی قول داده‌ام. تا شما آماده شوید و باقی اقوام هم برسند، من به دانشگاه می‌روم و برمی‌گردم. و واقعاً مجلس وداع دخترشان را ترک کردند و برای سخنرانی به دانشگاه رفتند. در آنجا هم اصلاً این موضوع را مطرح نکردند.»

تا آخر عمر، سفارش «علامه امینی» را زمین نگذاشت

عید سعید غدیر، همیشه یادآور مجاهدت خستگی‌ناپذیر مرحوم علامه «امینی» در نگارش کتاب عظیم «الغدیر» و یک عمر تحقیق و تلاش ایشان برای اثبات ولایت امیرالمؤمنین (ع) با استفاده از منابع اهل سنت است. اما دغدغه علامه امینی برای بیان فضائل امیرالمؤمنین (ع) حتی بعد از ترک این دنیا هم تمام نشد. و خوب ست بدانید ایشان، علامه محمدتقی جعفری را برای این مأموریت انتخاب کردند. شاگرد خاص علامه جعفری در این باره می‌گوید: «این ماجرا را هم از خود علامه و هم از آقازاده‌شان شنیدم. ماجرا این بود که داماد علامه جعفری یک شب علامه امینی را در خواب می‌بیند. علامه امینی می‌گویند: «سلام مرا به جعفری برسانید و بگویید دست ما از این دنیا کوتاه است اما شما تا می‌توانید روی نهج‌البلاغه کار کنید.»

سال 59 که شروع شاگردی من در محضر علامه جعفری بود، 4 جلد از تفسیر نهج‌البلاغه ایشان چاپ شده‌بود. نگاه استاد به آن خواب، نگاه تکلیف‌مدارانه بود. احساس می‌کردند این ماموریتی است که با آن پیام علامه امینی بر عهده ایشان گذاشته شده است. به‌طور طبیعی، ایشان قبل از آن هم در زمینه نهج‌البلاغه مطالعه و پژوهش داشتند اما بعد از آن خواب، با این نگاه که این کار به ایشان تکلیف شده، با مداومت بیشتری آن را پی گرفتند و این مأموریت تا روزهای آخر عمرشان همچنان ادامه داشت.»علامه جعفری با مجاهدتی که تا آخرین روزهای عمرشان در سال 1377 و روی تخت بیمارستان هم ادامه داشت و ماحصل آن 27 جلد کتاب ارزشمند است، موفق شدند تا خطبه 186 نهج‌البلاغه را تفسیر کنند. وقتی از دکتر زهره محمدعلی درباره راز طولانی شدن و ناتمام ماندن تفسیر نهج‌البلاغه توسط علامه می‌پرسم، در پاسخ می‌گوید: «استاد در شرح و تفسیر نهج‌البلاغه، شیوه خاصی داشتند. اینطور نبود که صرفاً از نگاه تاریخی و روایی به این کتاب شریف نگاه کنند. تا قبل از ایشان، با نگاه فلسفی به نهج‌البلاغه پرداخته نشده‌بود. تا جایی‌که می‌دانم، فردی به نام «ابن میثم بَحرانی» در قرن 7 کاری در این زمینه انجام داده که شنیده‌ام آن اثر هم به‌لحاظ سند دارای اشکال است. علامه جعفری در تفسیر فلسفی خود از نهج‌البلاغه به دنبال پاسخ به پرسش‌های چهارگانه انسان بوده‌اند؛ من کیستم؟(ارتباط انسان با خود)، از کجا آمده‌ام؟(ارتباط انسان با هستی؟)، هدف از خلقتم چه بوده؟(ارتباط انسان با دیگر مخلوقات) و به کجا خواهم رفت؟(ارتباط انسان با خداوند).

پرداختن به چنین مباحثی در نهج‌البلاغه تا قبل از ایشان مغفول مانده‌بود. این همان سیر پرورشی است که انبیا و حضرات معصومین (ع) و خاصه امیرالمؤمنین (ع) روی آن تاکید داشتند. بنابراین علامه جعفری با یک رویکرد فلسفی و هستی‌شناسانه به تفسیر نهج‌البلاغه پرداختند و تا پایان عمرشان هم به این کار مداومت داشتند. و از آنجاکه در این مسیر، موشکافانه وارد هر مبحث می‌شدند، مثلاً شرح و تفسیرشان درباره نامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر، خودش تبدیل به یک کتاب شد و به‌طور مستقل به چاپ رسید. علامه در این کتاب (حکمت اصول سیاسی اسلام) علاوه بر شرح مطالب مطرح شده توسط امام علی (ع) در آن نامه، به بسیاری از اصول سیاست در اسلام از نظر قرآن و سنت اشاره و نکته‌های ظریفی را درباره حاکمیت اسلامی بیان کرده‌اند.»

مثل علامه نگاه کنیم، افسردگی و خودکشی معنایی ندارد

«استاد همیشه به ما سفارش می‌کردند: بچه‌ها مراقب باشید بزرگی و کوچکی هیچ‌کس و هیچ قضیه‌ای شما را فریب ندهد؛ اینکه فلانی دکتر است، فلانی آیت‌الله است اما فلانی یک طلبه ساده و یک فرد معمولی است. استاد حتی خودشان را همیشه به‌عنوان یک طلبه معرفی می‌کردند. وقتی بعد از عمری تلاش و تحقیق و تدریس و بعد از نوشتن بیش از 100 کتاب و مقالات متعدد، در دانشگاه تهران برای ایشان بزرگداشت گرفتند، گفتند: من یک طلبه ساده هستم. کاری نکرده‌ام. فقط وظیفه‌ام را انجام داده‌ام.همیشه می‌گفتند: بچه‌ها! این ظواهر شما را درگیر نکند. یادتان باشد شما در عالم هستی مکلف هستید آن کار و وظیفه‌ای که به عهده گرفته‌اید را به‌خوبی و باکیفیت انجام دهید. کمی و کوچکیِ کار باعث نشود کم بگذارید. می‌گفتند: یادتان باشد همان‌قدر که کهکشان‌های بزرگ در انجام تکلیف در عالم هستی مؤثر هستند، یک مهره کوچک در پایین‌ترین نقطه عالم هم در این مسیر مؤثر است.»

انگار چیزی در ذهن دکتر محمدعلی جرقه زده‌باشد، می‌گوید: «استاد، انسان را هم همین‌قدر بزرگ و مؤثر می‌دانستند و معتقد بودند هیچ‌وقت نباید از انسان ناامید شد. ایشان یک جمله کلیدی دارند که می‌گوید: «اگر فقط یک آجر از بنای شخصیت یک انسان باقی مانده‌باشد، آن انسان قابل بازسازی است.» همیشه می‌گفتند: بچه‌ها! ناامید نباشید. زود با خودتان و خدا و عالم قهر نکنید. اینهمه افسردگی و خودکشی و مشکلات جوامع بشری برای چیست؟ برای اینکه انسان‌ها در یک نقطه احساس می‌کنند همه چیزشان را از دست داده‌اند. اما استاد می‌گوید انسان آنقدر پیچیده و تواناست که هیچ‌وقت به نقطه پایان نمی‌رسد و دوباره می‌توان او را احیا کرد.»

اگر خود را باور کنی، برای تمام دنیا حرف خواهی داشت

«از کارهای درخشان علامه جعفری، پژوهشی بود که درباره مقایسه حقوق بشر با حقوق اسلام انجام دادند. این کار بزرگی است که آگاهی عمیقی نیاز دارد. کسی که می‌خواهد دست به این مقایسه بزند، باید به هر دو حوزه اشراف و تسلط داشته‌باشد. حقوق انسان‌ها که جای خود دارد، استاد حتی به حقوق حیوانات هم توجه داشتند و در کتاب‌هایشان در چند جا نسبت به رعایت حقوق حیوانات نکاتی نوشته‌بودند.

واقعاً کار بزرگی بود که یک فرد روحانی و به‌اصطلاح «آخوند» بیاید حقوق بشر را که بزرگ‌ترین حقوق‌دانان جهان آن را نوشته‌اند، نقد کند. استاد در یکی از نقدهایشان به حقوق بشر نوشته‌اند: «گفته‌اند انسان، آزاد است. ای کاش اضافه می‌کردند که آزادی انسان تا کجاست؟ این آزادی نباید به آزادی دیگران لطمه بزند.»

سفارش می‌کرد دانش‌آموزان را پرسشگر بار بیاورید

«کپی‌برداری نکنید. تقلید نکنید. این سفارش همیشگی استاد به دانشجویان و مخاطبانشان بود. می‌گفتند: اگر فلان آقای محقق و فیلسوف فلان راه را رفته و خدا را با استدلال و استشهاد خودش اثبات کرده، شما از او تقلید نکنید. شما دنبال راهی باشید که با یک دریافت درونی و با توجه به استدلال و استشهاد خودتان به نتیجه برسید. بگذارید مزه شیرین پیدا کردن پاسخ یک پرسش و رسیدن به یک حقیقت را خودتان بچشید. و در این تلاش است که شخصیتتان رشد پیدا می‌کند.

یک‌بار درباره موضوعی با استاد صحبت می‌کردیم، من نکته‌ای عرض کردم. استاد گفتند: از کجا این را آورده‌اید؟ گفتم: از سخنان بزرگان که برگرفته از قرآن است. گفتند: خانم محمدعلی! کدام آیه قرآن؟ شما باید مطالبتان را مستند بیان کنید. یادتان باشد؛ نه از کسی حرف بی‌سند قبول کنید و نه خودتان حرف غیرمستند بزنید.»شاگرد علامه جعفری مکثی می‌کند و در ادامه می‌گوید: «همیشه همه ما را به پرسشگری توصیه می‌کردند، یعنی همان چیزی که خیلی‌ها حتی بعضی مسئولان از آن ناراحت می‌شوند. اما استاد اینطور نبودند. می‌گفتند: دانش‌آموزان را طوری پرورش بدهید که پرسشگر شوند و چیزی را تعبّدی قبول نکنند.»

ای تنهای تنهایان! بشر 1400 سال است در فقدان تو سرگردان است

«یک عمر انس داشتن با نهج‌البلاغه، علامه را به باور عمیقی رسانده‌بود که با همه وجود درک می‌کرد بشریت به‌خاطر از دست‌دادن امیرالمؤمنین (ع) چه صدمات جبران‌ناپذیری متحمل شده و می‌شود. این رنجنامه را در آخرین جلد تفسیر نهج‌البلاغه‌شان هم با عباراتی با این مضمون نوشتند: امیرالمؤمنین (ع) در سخنان مبارکش بارها و بارها صلاح و فساد مردم را بیان می‌فرمودند. با اینکه هیچ‌کس در خلوص او تردید نداشت و دوست و دشمن روح الهی او را درک می‌کرد و نه موافقان و نه مخالفان هیج‌وقت نتوانستند اشکالی به زمامداری ایشان بگیرند اما حکومت او را تاب نیاوردند و کافران از یک سو و جاهلان به اسم دین از سوی دیگر کاری کردند که عاقبت دست جامعه اسلامی را از دامن آن انسان بزرگ کوتاه کردند. اگر قوم بنی‌اسراییل برای کفران نعمت هدایت، 40 سال در بیابان گمراهی سرگردان بودند، نه‌فقط ما مسلمانان بلکه تمام بشریت 1400 سال است در گمراهی از دست دادن امیرالمؤمنین (ع) سرگردان هستیم و سوگند به جانم این سرگردانی، چندین برابر خواهد شد…»

دکتر زهره محمدعلی خوب یادش است در این میان، دل آن معلم دلسوز بیش از هرکس برای جوانان می‌تپید: «استاد همیشه نگران جوانان جامعه بودند که چطور هویت و الگوی زندگی‌شان را پیدا خواهند کرد. ایشان امیرالمؤمنین (ع) را به‌عنوان الگوی همیشگی برای بشریت مطرح می‌کردند و دغدغه‌شان این بود که تلاش کنیم این الگو را به‌خوبی به جوانان معرفی کنیم.»اما در آشفته‌بازار الگوهای جعلی این روزگار، چطور می‌توان این دغدغه استاد را عملی کرد؟ شاگرد خاص استاد در پاسخ می‌گوید: «نهج‌البلاغه، کتاب انسان‌سازی است که در دسترس ماست. اگر مخاطب‌شناسی بدانیم و بتوانیم پیام‌های نهج‌البلاغه را به زبان جوانان ارائه کنیم، راه پیوند میان آن‌ها و امیرالمؤمنین (ع) را هموارتر خواهیم کرد. راستش را بخواهید، ما از جوانانمان فاصله گرفته‌ایم. آن‌ها را گروه‌بندی کرده‌ایم؛ این از خوب‌ها و آن، از بدهاست. این تیپ و ظاهرش به ما می‌خورد، آن یکی نمی‌خورد. علامه جعفری اما «حُر» را مثال می‌زنند که درست درحالی‌که داشت به قهقرا می‌رفت، به راه هدایت برگشت و رستگار شد. ما هم برای اینکه جوانانمان را به آغوش دین و قرآن و اهل بیت (ع) برگردانیم، کافی است با آن‌ها گفت‌وگو کنیم. از آن‌ها فاصله نگیریم و ما سراغ آن‌ها برویم، حتی اگر آن‌ها سراغ ما نمی‌آیند.

برای اینکه با جریانی که دست جوانان ما را از نهج‌البلاغه دور کرد، مقابله کنیم، کافی است کمی زمان‌شناسی و مخاطب‌شناسی بدانیم. علامه جعفری هم وقتی در دهه 40 دیدند جوانان به مکاتب غربی گرایش پیدا کرده‌اند، با توجه به نیاز روز، شروع به مطالعه روی این مکاتب کردند تا به جوانان کمک کنند. ما هم نگاه کنیم جوانان امروز، چه نوع کتاب‌هایی را می‌پسندند، ما هم بیاییم پیام‌های نهج‌البلاغه را با توجه به نیازهای امروز جوانان استخراج کنیم و به زبان خود آن‌ها ارائه کنیم تا باور کنند امیرالمؤمنین (ع)، از آن‌ها دور و دست‌نیافتنی نیست.»

منبع:فارس                           

منبع:فارس

ادامه رمان تحسین شده «ولادت» منتشر شد


عقیق:رمان «سیمیا» اثر سعید تشکری که در واقع دومین مجلد از رمان «ولادت» این نویسنده است از سوی نشر کتاب نیستان منتشر شده است.

این کتاب روایتی داستانی در حاشیه هجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو را روایت می‌کند. در مجلد نخست از رمان ولادت داستان زندگی دو شبان خراسانی که یکی کاتب و دیگری صحاف است روایت می‌شود که  فرزند خوانده‌های خود را که در ویرانه‌های شوش دانیال پس از دیدار با مولای خود امام موسی کاظم (ع) در پی کشتاری که عباسیان برای تاراج پارسیان انجام داده‌اند می‌یابند و آنها را از بدو طفولیت در وصیتی مکتوب به نام هم می‌خوانند.

پس از سال‌ها آن دو فرزند با عنوان لیلا و هاتف اکنون پس از سال‌ها و مرگ این کاتب و صحاف با هم ازدواج می‌کنند اما پرسش ساده آنها از خود این است: ما که هستیم؟ و چرا فرزند مولای پدرانشان ولیعهد تازه عباسیان است؟ لیلا و هاتف برای یافتن پاسخ خود و ازدواج با یکدیگر به مدینه می‌روند تا حقیقت امام هشتم شیعیان را بیابند و زندگی خود را آغاز کنند. رسیدن آنان به مدینه مصادف است با هجرت اجباری حضرت امام رضا (ع) به مرو‌. اکنون هاتف و لیلا یکی در پی امام هشتم به سفر می‌رود و یکی با حضرت معصومه همراه می‌شود.

تشکری در این رمان ماجرای این دو جوان را از فراز دیگری از زندگی آنها ادامه می‌دهد. هاتف در زندان مامون اسیر است و جوانی به نام سیاح در طلب ازدواج با دختر آنهاست و برای جلب اذن پدر دختر، هاتف و دیدار با نعمان برادر خود که هر دو اسیر زندان مامون هستند از قم راهی بغداد می‌شوند. نعمان سر سودایی دارد و می‌خواهد دل به زندگی پیش رویش ببندد اما هاتف در راه و مسیر خود سخت دلبسته است و تصمیم دارد پس از آزادی از زندان نیز کماکان به مسیر پیش از این آمده در ارادت و تبعیت از امام خود ادامه دهد و در این راه است که او در میان دو راهی طلب دختر هاتف و شروط او و همراهی با برادرش و در پی زنگی رفتن دست و پا می‌زند.

سعید تشکری در مجلد دوم از رمان تحسین شده ولادت، سبک نوشتاری شگفت‌انگیز خود در مجلد نخست از این روایت را تکرار کرده است. داستان او از سویی فخامت زبانی نمایش‌نامه‌هایش را در بر می‌گیرد و از سوی دیگر مخاطبش را با خود در دل سفری تاریخی به درون تاریخ زیسته مومنان و شیعیان ایرانی در دل تاریخ می‌برد.

روایت او روایتی است گیرا و پرآب چشم و در عین‌حال فخیم از پیوند میان فرهنگ و ذهن و اندیشه ایرانی با فرهنگ اهل بیت (ع) و کندکاوی در راز و رمز شیفتگی آنان به منش و سیره امام هشتم (ع).

کتاب نیستان «سیمیا» را در ۱۲۸ صفحه و با قیمت ۲۸۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

عید غدیر مهم‌ترین موضوع تاریخ اسلام است



عقیق:آیت‌الله مکارم شیرازی عصر دیروز در مراسم پیاده‌روی عاشقان ولایتکه با حضور پرشور مشتاقان مکتب اهل‌بیت(ع) از حرم حضرت معصومه(س) تا مسجد مقدس جمکران برگزار شد،در گفت‌وگو با خبرنگاران با اشاره به جایگاه عید عظیم غدیرخم اظهار داشت: عید غدیر مهم‌ترین موضوع تاریخ اسلام است.

وی با تأکید بر لزوم ترویج عید غدیر در جامعه افزود: باید قضیه غدیر هرسال تکرار شود تا نسل جوان آن را فراموش نکند.

مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد:واقعه غدیر پس از قیام پیامبر(ص) مهم‌ترین حادثه تاریخ اسلام است و اگر مسکوت بماند فراموش می‌شود.

استاد سطوح عالی حوزه علمیه عنوان کرد:کار به‌جایی رسیده بود که برخی گفتند حادثه غدیر داستانی است که شیعیان ساختند درحالی‌که کتاب‌های اهل سنت مملو از روایات غدیر است و مرحوم علامه امینی آن‌ها را جمع کرده است.

آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد:هرسال باید این‌گونه برنامه‌ها تکرار شود تا نسل‌های امروز و آینده مسئله غدیر که مهم‌ترین مسئله تاریخ اسلام پس از قیام پیامبر(ص) است به فراموشی سپرده نشود.

حال و هوای غدیر برای منتظران در جمکران


عقیق:حجت‌الاسلام یاسین حسین آبادی، معاون فرهنگی مسجد مقدس جمکران در گفت‌وگویی با اشاره به برنامه‌های پایان هفته این مکان مقدس برای منتظران و عاشقان امام زمان (عج) گفت: مسجد مقدس جمکران هر هفته از روز سه‌شنبه میزبان خیل عظیمی از عاشقان و منتظران امام زمان(عج) است که در این هفته باتوجه به مصادف بودن عید غدیر خم با روز سه‌شنبه برنامه‌‌‌های فرهنگی و مذهبی مسجد متناسب با این مناسبت برنامه‌ریزی شده است.

وی افزود: مسجد مقدس جمکران از روز سه‌شنبه میزبان خیل عظیم عاشقان امام مهدی(عج) خواهد بود و در این راستا بعد از نماز عصر مراسم جشن روز غدیر خم با مدیحه‌سرایی سید جواد میرجعفری برگزار خواهد شد.

حسین آبادی با اشاره به برنامه‌های دیگر روز سه‌شنبه ۲۹ مردادماه تصریح کرد: برنامه آموزش قرآن و شرح صحیفه سجادیه از ساعت ۲۰ آغاز می‌شود و مراسم دعای توسل نیز با سخنرانی حجت‌الاسلام میرشفیعی و قرائت دعای سید علی حسینی‌نژاد برگزار خواهد شد.

معاون فرهنگی مسجد مقدس جمکران افزود: برنامه‌های مسجد جمکران در روز پنجشنبه ۳۱ مردادماه با جلسه آموزش عمومی قرآن از ساعت ۲۰ آغاز می‌شود و مراسم دعای کمیل نیز با سخنرانی حجت‌الاسلام ماندگاری و قرائت دعای مهدی حیدرزاده برگزار خواهد شد.

وی با اشاره به اینکه در روز جمعه نیز برنامه‌های ویژه‌ای در مسجد جمکران برای منتظران برگزار خواهد شد، تصریح کرد: برنامه‌ها در این روز با قرائت دعای عهد در ساعت ۵:۴۵ آغاز می‌شود و مراسم دعای ندبه نیز با سخنرانی حجت‌الاسلام میردامادیان و قرائت دعای محمدرضا غلامرضازاده برگزار خواهد شد.

حسین‌آبادی افزود: پایان بخش برنامه‌های هفتگی این مسجد در روز جمعه یک شهریورماه، قرائت زیارت آل یاسین در ساعت ۱۹ خواهد بود.

معاون فرهنگی مسجد مقدس جمکران در پایان خاطرنشان کرد: این مسجد از عید قربان تا عید مباهله برنامه‌های ویژه‌ای با رویکرد امامت و ولایت برگزار می‌کند.

واقعه‌ای که 70 روز بعد از آن فراموش شد



عقیق:حجت‌الاسلام محمدعلی قربانی مدیر اداره‌کل هنر و رسانه معاونت تبلیغ حوزه‌های علمیه سراسر کشور در گفت‌وگویی انقلاب اسلامی ایران را هدفی از اهداف غدیر دانست و گفت: در روز هجدهم ذی‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق بزرگی در جامعه اسلامی به وقوع پیوست. حادثه‌ای که تمام حاضران موظف شدند آن را به گوش غایبان برسانند، رخدادی که در آن شیوه حکومت‌داری پس از پیامبر اکرم (ص) مشخص شد.

وی افزود: در این روز مردم موظف شدند که حول محور ولایت الهی که در انتصاب امام علی (ع) ظهور کرده بود، جمع شوند و حکومت اسلامی را که توسط پیامبر اکرم (ص) بنا شده بود با رهبری مولای متقیان امام علی(ع) ادامه دهند.

۷۰ روز بعد از واقعه غدیر، غدیر به فراموشی سپرده شد 

حجت‌الاسلام قربانی بیان داشت: متأسفانه هفتاد روز بعد از واقعه غدیر با درگذشت پیامبر اکرم (ص)، غدیر به فراموشی سپرده شد و سه روز بیعت در صحرای جحفه با غفلت مردم نادیده گرفته شد و صحابه‌ای که با گفتن «بخٍّ بخٍّ یا علی» دست بیعت با مولای متقیان داده بودند، در آن روز به طمع دنیا، مردم را از صراط منحرف کردند با آنکه در علم و حقانیت علی (ع) شکی وجود نداشت.

عدم حضور ولی الهی در رهبری جامعه سبب انحرافات می‌شود

وی ادامه داد: امام علی (ع) بعد از این حوادث تلاش کرد جامعه‌ای را که با خون جگر پیامبر اکرم (ص) بنا شده بود، حفظ کند و با راهنمایی‌های خویش خلفا را که صفت خلیفه النبی را به دوش می‌کشیدند، هدایت کند. گرچه این هدایت‌ها بارها سبب شد که جامعه اسلامی از چالش‌های فرا رویش به موفقیت گذر کند. اما واقعیت این بود که عدم حضور ولی الهی در رهبری جامعه اسلامی سبب انحرافاتی شد که بعدها جامعه اسلامی را از واقعیت خویش تهی کرد.

زمانی که از دین فقط پوسته‌اش باقی می‌ماند

مدیر اداره‌کل هنر و رسانه معاونت تبلیغ حوزه‌های علمیه سراسر کشور با اشاره به اثرات سوء توجه به جایگاه امامت در جامعه اظهار داشت: از دیدگاه جامعه صدر اسلام، اعمالی مانند نماز، روزه، حج و … حقیقت دین شمرده می‌شود و برای اسلامی بودن جامعه کفایت می‌کرد. اما تاریخ نشان داد که اگر رهبری جامعه اسلامی در دستان ولی الهی نباشد، نه تنها از این اعمال چیزی باقی نمی‌ماند، بلکه حتی پوسته دین نیز به کنار گذاشته می‌شود.

وی گفت: به گونه‌ای که نیم قرن بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) فردی بر مسند ایشان تکیه زد که بی‌پروا شراب می‌خورد و میمون بازی می‌کرد و حاضر شد برای رسیدن به مطامع دنیایی، زینت دوش رسول خدا (ص) را زیر سم اسبان قرار دهد.

 بیداری مردم و حمایت از ولی الهی سبب اوج‌گیری جامعه می‌شود

حجت‌الاسلام قربانی ابراز داشت: واقعیت آن است که صرف حضور ولی الهی در صدر حکومت نیز نمی‌تواند جامعه را به اوج رشد خود برساند، بلکه بیداری مردم یک جامعه و حمایت ایشان از ولی الهی سبب اوج‌گیری جامعه به سوی کمالات می‌شود.

وی افزود: از این‌ رو ائمه اطهار (ع) در طول حیات خویش تلاش کردند که با پرورش و تربیت افرادی دوباره جامعه‌ای اسلامی را بر محور ولایت الهی احیا کنند. ولی متأسفانه تمام این تلاش‌ها با شهادت ایشان و همراهی نکردن جامعه از بین می‌رفت.

هر خدمتی در جامعه در راستای اهداف غدیر معنا پیدا می‌کند

مدیر اداره‌کل هنر و رسانه معاونت تبلیغ حوزه‌های علمیه سراسر کشور خاطرنشان کرد: اکنون پس از هزار و چهارصد سال، مردم در ایران زمین حول محور ولی فقیه که شمه‌ای از ولایت الهی است جمع شده‌اند و تلاش دارند که امت اسلامی را شکل داده و آن را به دست ولی الهی که وعده ظهور آن از سوی پیامبر اکرم (ص) داده شده برسانند.

وی ادامه داد: حرکتی که افق فعالیت‌های آن را بنیان گذار کبیر انقلاب چنین ترسیم می‌کنند: «مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت حجت(عج) نباشند خائن و خطر سازند، حتی اگر به مردم خدمت کنند». لذا هر خدمتی در این جامعه در راستای اهداف غدیر معنا پیدا می‌کند. همان گونه که هر خیانتی، خیانت به پیامبر اکرم (ص) می‌تواند تفسیر شود.

چهارمین ناله شیطان


عقیق:وقتی دشمن همه انسان‌ها در روز غدیر ناله سر می‌دهد، بهترین دلیل بر آن است که همه انسان‌ها باید این روز را عید بگیرند و به آن مباهات کنند. اما چرا باید غدیر، بزرگترین عید اسلامی باشد؟

چهارمین ناله شیطان

پاسخ این سؤال را باید در اهمیت اثری که ولایت امیرالمؤمنین ع) در هدایت بشریت دارد جستجو کرد. راه ادیان الهی به دین پیامبر خاتم ص) منتهی شد و بهترین ضمانت برای پاسداری از این دین خاتم، انتخاب سرپرستی است که بتواند از مجموعه گرانقدر این میراث الهی پاسداری کرده و مردم را بر همان راه اسلام ناب محمدی هدایت و راهنمایی کند.

ابلیس به خاطر امتناع از اطاعت دستور خدا مورد لعن و طرد قرار گرفت، کینه آدم ع) و آدمیان را به دل گرفت و دشمنی آشکار برای انسان‌ها شد. این مطلب چیزی است که قرآن کریم صراحتا آن را بیان می‌کند: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین‏»(۱) اگر چه این دشمن اصلی انسان‌ها، با ترفندهای رنگارنگ انسان‌های متعددی را به انحراف کشانده اما در طول تاریخ چندین ضربه مهلک راهبردی خورده است که او را در هدف خود دچار مشکل اساسی کرده است.

از امام صادق (ع) چنین نقل شده که فرمودند: «إِنَّ إِبْلِیسَ عَدُوُّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ: یَوْمَ لُعِنَ، وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ، وَ یَوْمَ بُعِثَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ یَوْمَ الْغَدِیر»(۲)؛ شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد: روزى که مورد لعن خدا واقع شد و روزى که به زمین هبوط کرد و روزى که پیامبر اکرم (ص) مبعوث شد و روز عید غدیر.

پله‌های سقوط ابلیس

۱- شیطان با نافرمانی در برابر دستور الهی همه عبادت‌های خود را زیر سؤال برد و اعمال هزاران ساله خود را حبط کرد و سقوط خود را آغاز کرد. شاید بتوان کینه او نسبت به آدمیان را یکی از آثار حبط اعمال او دانست.

۲- در مرحله بعدی او از جایگاهی که در کنار فرشتگان الهی داشت سقوط کرده و مقام همنشینی با ملائکه را با سکونت بر روی زمین معاوضه کرد. او تصمیم جدی گرفته بود که انسان‌ها را به گمراهی بکشاند و اولین و آخرین هدف او کشاندن آنها به همراه خود تا دوزخ بود: «ابلیس) گفت: به عزّتت سوگند همه بند‏گان تو را گمراه خواهم کرد».(۳) اما واقعه جدید باعث شد تا برای بار سوم از سر ناامیدی و شکست فریادی برکشد.

۳- بعثت آخرین پیامبر به همراه کامل‌ترین دین، قلعه‌ای محکم بود که در صورت پناه بردن انسان‌ها به آن، گمراهی‌شان غیرممکن می‌نمود. این امر باعث شد که دست شیطان بسته‌تر از همیشه شود. اما او منتظر ماند تا با انتهای عمر شریف پیامبر، امت او را به انحراف بکشاند. کاری که برای پیامبران و امت‌های پیشین انجام داده بود. اما موقعیت چهارم فرا رسید.

۴- امید شیطان در روز غدیر خم به ناامیدی مبدل شد. چراکه رسول خدا (ص) برترین وصی و جانشین را از طرف خداوند منصوب کرد و اینجا بود که شیطان ناله‌ای دردناک‌تر از همیشه سرداد.

بزرگداشت عید غدیر، استقبال از ظهور

این بار مؤمنین عالم، صاحب فرمانروا و امیری شدند که در هیچ مبارزه‌ای مغلوب نبوده و دست یداللهی‌اش انواع دشمنان خدا را به زمین زده است. شیطان وقتی دید که مؤمنان، در زیر بیرق امامت و ولایت معصوم فراخوانده شدند خود را در نهایت ضعف و سستی دید.

روز غدیر، روز اعلان نبرد نهایی جبهه حق در مقابل جبهه شیطان است که با فرمانروایی امیرالمؤمنین علی (ع) آغاز و با ظهور حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) به اوج می‌رسد. اینها مطالبی است که در خطبه عید غدیر توسط پیامبر خدا(ص) بیان شد؛ ایشان فرمودند: «مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏ا للَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِیّ، ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا»،(۴) ای مردم! نور از سوی خداوندعزوجل در جان من، سپس در جان علی ابن ابیطالب و آنگاه در نسل او تا قائم مهدی – که حق خدا و تمامی حق ما را می ستاند – جای گرفته است.

بر این اساس تمامی نور هدایت را باید در سلسله نورانی اهل بیت (ع) جستجو کرد. باید بر تعداد راهیان راه نورانی معصومین (ع) افزود و این مهم راهی جز زنده کردن غدیر ندارد.

امروز هم اگر قرار است برای به نتیجه رساندن مبارزه با لشکر شیطان و از بین بردن ابلیس در رکاب امام عصر(عج) پیکار کنیم، اولین قدم، زنده کردن غدیر و شناساندن آن به تمام بشریت است. روزی که در آن اعمال نیز شکوه دیگری می‌یابند و برخی از آن‌ها حکم یک عمر بندگی را در پرونده اعمال ثبت خواهند کرد. چنان که در حدیثی امام صادق (ع) می‌فرمایند: «روزه روز غدیرخم با روزه تمام عمر جهان برابر است. یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است».(۵)

همه این ترغیب و تشویق‌ها برای آماده کردن هر چه زودتر مقدمات ظهور است. یعنی؛ کاروان ظهور از غدیر خم می‌گذرد!

پی‌نوشت‌ها:

۱- بقره؛ ۱۶۸- بقره؛ ۲۰۸ – انعام؛ ۱۴۲.

۲- قرب الإسناد ط – الحدیثة، النص، ص: ۱۰.

۳- ص؛ آیه۸۲.

۴- روضة الواعظین و بصیرة المتعظین ط – القدیمة، ج‏۱، ص: ۹۵.

۵- تهذیب الأحکام تحقیق خرسان، ج‏۳، ص: ۱۴۳.

حاج محمود کریمی بازهم کتاب معرفی کرد+عکس


عقیق:مراسم جشن عید غدیر خم شب گذشته دوشنبه ۲۹ مردادماه با سخنرانی حجت‌الاسلام ابوالقاسمی و مدیحه‌سرایی حاج محمود کریمی در هیأت رایت العباس (ع) واقع در امام‌زاده علی‌اکبر (ع) چیذر برگزار شد.

بر اساس این گزارش، در این مراسم محمود کریمی مداح اهل بیت (ع) به رسم برنامه‌های هیأت رایت العباس (ع) در اعیاد و جشن‌ها به معرفی کتاب پرداخت و کتاب «ناقوس‌ها به صدا در می‌آیند» نوشته ابراهیم حسن بیگی را معرفی کرد.

 

«ناقوس‌ها به صدا در می‌آیند» رمانی درباره امام علی علیه‌السلام است. این رمان از کلیسایی آغاز می‌شود که مردی تاجیک برای فروش کتابی که پیدا کرده به نزد کشیش کلیسا می‌رود. این کشیش عاشق کتاب‌های خطی و قدیمی است. با دیدن این کتاب به ارزش تاریخی آن پی‌می‌برد اما پس از خواندن کتاب به ارزش حقیقی کتاب یعنی همان شخصیت امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام پی‌می‌برد و با او آشنا می‌شود.

1 245 246 247 248 249 382