مهم‌ترین ویژگی‌های بارز امام رضا


عقیق:امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هـجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. دوران امامت آن حضرت ۲۰ سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبد عباسی، یعنی هارون، امین و مأمون همزمان بود. مأمون به فکر آن افتاد که با طرح واگذاری خلافت یا ولایتعهدی به شخصیتی مانند امام رضا (ع)، پایه‌های لرزان حکومت خود را تثبیت کند؛ امام رضا (ع) با ظرافت عملی بی مانند، روشی اتخاذ کرد که هم خواسته مامون تامین نشود و هم سراسر بلاد پهناور اسلام به حق نزدیک شوند.

حجت الاسلام سید مهدی حائری زاده خطیب و کارشناس امور دینی در گفت‌وگویی درباره خصایص اخلاقی و سیره رفتاری امام رضا (ع) اظهار کرد: همزمان با دهه کرامت و ولادت با سعادت امام رضا (ع) جا دارد در همین ابتدا نگاهی ویژه به خصایص اصلی این حضرت داشته باشیم؛ ویژگی‌هایی که در برکت و کمک‌رسانی متبلور شده است، همچنین دومین ویژگی امام رضا (ع) خدمت رسانی به خلق است که این ویژگی را حضرت نه در بین شیعیان بلکه در بین همه افراد زمانه خود گسترش دادند. در روایتی حضرت رضا (ع) می‌فرمایند: « آداب روز را به فرزندان خود بیاموزید و قبل از آن‌که کسی نیاز خود را مطرح کند، شما آن را اجابت کنید».

وی با اشاره به فرمایشات امام در خصوص اهمیت رفع نیاز دیگران قبل از مطرح کردن آن، ادامه داد: در جایی امام رضا (ع) فردی را دید بدون مرکب و غذا رهسپار دیاری است؛ قدری ایستادند و بعد از آن‌که مقداری غذا به مرد دادند، مرکب و مقداری دینار هم پیش از آن‌که مرد حرفی بزند به او عطا کردند. 

این خطیب و کارشناس دینی با اشاره به دیگر ویژگی های امام رضا(ع) گفت: نکته بعدی و مهم که از جمله صفات ائمه اطهار(ع) به ویژه امام رضا (ع) تلقی می‌شود؛ حسن خلق حضرت است. انسان هایی که حسن خلق دارند درجه ایمانشان بالاست و توجه به دیگران را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند؛ حسن خلقی که شامل حفظ حریم دیگران، روی خوش و خوش رفتاری است. 

حجت الاسلام و المسلمین حائری زاده در پایان درباره جایگاه و مقام حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در زمانه خودش بیان کردند: حضرت (ع) دارای مقام و املاک بسیاری بودند که همه در راستای بخشش و برطرف کردن حوائج شیعیان و مردم صرف شد. ضمنا امروزه هم اگر زمین یا هزینه‌هایی صرف می‌شود، در راه خود مسلمانان و برطرف کردن مشکلات مردم است.

همچنین از جمله ویژگی مهم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) مقام علمی ایشان است، مقامی که بارها مأمون عباسی فلاسفه زمانه را به دربار خود دعوت کرد تا با امام رضا (ع) به مناظره بنشیند، اما در هربار از این گفت‌وگوها مأمون عباسی شکست خورد. 

دوره امامت حضرت (ع) زمانی بود که فرهنگ و فکر اسلامی به خوبی پایه گرفته بود و در آن زمان مؤسسان مذاهب فقهی مختلفی نیز زندگی می‌کردند. امام علی بن موسی الرضا (ع) پناه اهل فکر و معرفت بودند و با علمای فلسفه به مناظره و بحث می‌پرداختند و در حالی که اهل فقه و شرع را هدایت و توجیه می‌کردند به محور آن‌ها تبدیل شده بودند.

مأمون پس از آوردن امام رضا (ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است.

مأمون می‌خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره اهل بیت (ع) داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «علم لدنّی» می‌دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می‌گوید: مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود. اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی‌شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او ملتزم می شد.

این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلسات برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا (ع) مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته او می‌شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید که پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

تفاوت حکم و فتوا چیست؟



عقیق:با هجوم امواج شبهات و اشکالات مکاتب التقاطی و غیر وحیانی پس از انقلاب اسلامی و مضاعف شدن این هجمه‌ها در سال‌های اخیر شایسته است نخبگان حوزه و دانشگاه بررسی ادله عقلی و نقلی بحث پر اهمیت حکومت اسلامی و ولایت فقیه را با نگاهی نو و متناسب با فضای جدید جامعه‌ جهان اسلام و جامعه‌ جهانی مورد بررسی و کنکاش قرار بدهند. در همین راستا سلسله دروس آیت الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که هر دو مکتب نجف و قم را درک کرده‌اند، می‌تواند ارائه دهنده‌ بینشی نو و دقیق در این باب باشد.

افرادی که منصوب از طرف ولی امر هستند، در محدوده اختیاراتی که به آن‌ها داده شده، منصوبند

بحث ما در دلیل نهم، استدلال به مقبوله عمر بن حنظله در اثبات ضرورت یا وجود وحدت فرمانروایی سیاسی بود که به بیان نکاتی در مورد این روایت پرداخته شد.

یک نکته دیگر هم اینکه باید دانست مسأله حد زمانی، مسأله دیگری است. اگر کسی حاکم است همیشه حاکم است پس چرا تنها برای مثلاً چهار سال باشد؟ اگر خودش بپذیرد که من چهار سال بیشتر قبول نمی‌کنم حرف دیگری است اما شرایط را که داراست چرا نباید قبول کند که ادامه بدهد؟ اینکه از سخیف شمردن حکم خدا بدتر است؛ او دارای شرایط است و چهار سال هم حکومت کرده و موفق بوده و حالا می‌خواهید شرایط را خراب کنید و دیگری را بیاورید؟!

خود امام صادق (ع) [که حدیث از ایشان است] زنده بوده است. امام صادق (ع) ولایت عامه را خود داشته و زمان، زمان حضور ایشان بوده است. وقتی ولی عام بالفعل داریم دیگر بقیه افرادی که از طرف ولی عام منصوب می‌شوند، در محدوده اختیاراتی که ولی عام به آن‌ها می‌دهد منصوب هستند. حالا اگر زراره است به او می­‌گوید این کار را بکند و به ابوبصیر می­‌گوید آن کار را بکند. خود ولی امر زنده است و ممارست می‌کند. هم زنده و هم حاضر است.

در جایی که ولی عام حاضر است و بالفعل ولایت می‌کند، کسی حق ولایت ندارد. البته کسان دیگری که دارای این وصف باشند و بخواهند بیایند در محدوده‌ای که او  به آن‌ها اختیارات می‌دهد در آن محدوده می‌توانند حکومت کنند. ولی اینجا ما درباره نصب عام داریم صحبت می‌کنیم؛ نصب عامی که در این روایت آمده است، نصب عامی است که هر جا ولی عام نبود و ما بخواهیم ولایت عامه را با این دلیل اثبات کنیم، این دلیل این را دارد می‌گوید که این شخص اگر واجد شرایط بود، ولایت عامه برای او ثابت می‌شود و اگر این ولایت عام برای او ثابت بود، «عَلَیْکُمْ حَاکِماً» خواهد شد. و اگر کسی نپذیرفت، «بِحُکْمِ اَللَّهِ قَدِ اِسْتَخَفَّ» بر او صدق می‌کند. از این روایت، این‌گونه استفاده می‌شود.

تعدد حاکم منجر به ساقط شدن شرایط ولایت از آن‌ها می‌شود

مقطع سومی که در این روایت وجود دارد که از این مقطع هم می‌توان برای اثبات وحدت رهبری استفاده کرد عبارت: «اَلرَّادُّ عَلَیْنَا اَلرَّادُّ عَلَى اَللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ اَلشِّرْکِ بِاللَّهِ.» حضرت در این مقطع هم رد حاکمیت یا رد حکم حاکم را نفی کرده است. هر نوع تعدد حاکمیت موجب این می‌شود که هر یک از این دو حاکم حکم دیگری را رد کرده و دیگری را قبول نمی‌­کند. هر جا ما تعدد حاکم داشته باشیم معنیش این است که یا هر دو حکم دیگری را رد می‌کنند یا حداقل یکی از آن‌ها حکم دیگری را قبول نمی­‌کند. این معنای تعدد حاکمیت است.

یکی از این دو لازم را دارد: یا اینکه هر دو حکم دیگری را رد می‌کند و اگر فرض را بر این داشتیم که حاکمیت هر دو می‌باید مشروع باشد با همین رد هر یک بر حکم دیگری، مشروعیت منتفی خواهد شد و واجدیت شرایط هر یک از این دو ساقط می‌شود. به دلیل اینکه هم این رد علی ذلک و هم دیگری ردّ علی اول است و هر دو مشترک می‌شوند. وقتی «حَدِّ اَلشِّرْکِ بِاللَّهِ» شد هر دو از شرایط ولایت امر بیرون شده و صلاحیت آن‌ها ساقط می‌شود. البته اگر هر دوی آن‌ها بخواهد دیگری را رد کند. اما اگر فقط یکی دیگری را رد کند همان‌که رد می‌کند فاقد صلاحیت می‌شود؛ بنابراین همیشه وحدت حاکم و وحدت فرمانروایی ثابت است.

در باب حکم نمی‌توانیم تعارض داشته باشیم

بحث این است که این یک روایت می­‌کند و آن یک روایت دیگر دارد. این درباره حکم نیست! اشتباه نشود، اصلاً تعدد حکم معقول نیست وقتی خود حضرت می‌­فرماید: ردش استخفاف حکم ماست بعد می­‌فرماید یکی یک روایت می‌کند و به آن استناد می‌کنند و دیگری به روایت دیگری می‌آورد و به آن استناد می‌کند؛ اینجا بحث تعارض روایتین پیش می‌آید که حضرت می‌فرماید: «خُذْ بِمَا اشْتَهَرَ بَیْنَ أَصْحَابِکَ وَ دَعِ الشَّاذَّ النَّادِرَ» بحث سر مرجحات باب تعارض است. تعارض بین چه؟ تعارض بین روایتین و نه تعارض بین دو حکم! اصلاً به این دو حکم نمی‌­توانند تعارض کنند؛ در باب حکم اصلاً نمی­‌توانیم تعارض داشته باشیم بلکه در باب فتوا می‌توانیم تعارض داشته باشیم.

در باب فتوا تعارض کنند؛ یعنی اینکه این به یک روایت و آن به روایت دیگر استناد کند. اما حکم قابل تعارض و تعدد نیست. حکم، اگر محکم بود یعنی حکمی است که نافذ است؛ نفوذ از لوازم حکم است. نافذ است یعنی بر همه نافذ است این نکته‌ای است که باید به آن توجه شود! فرق است بین موارد حکم و موارد فتوا و روایت؛ درباره نقل حدیث و یا فتوایی که مستند به حدیث است، تعارض معقول است. اما در موارد حکم تعارض اصلاً معقول نیست. چون اگر کسی حکم صادر کرد و فرض هم بر این بود که این حکم نافذ است، دیگر فرصتی برای حکم دیگری به وجود نمی­آید. هر دو ساقط می‌شود چرا؟ چون هم این راد می‌شود و هم آن راد است. نه حکم این نافذ می‌شود و نه حکم آن.

اگر بگوییم دو تا حاکم که هر دو حکم نافذ دارند، (ما در حکم قاضی هم همین را می‌گویم؛ اگر قاضی حکم کرد دیگر کسی نمی‌تواند آن را نقض کند) و نمی‌­تواند حکم حاکم را رد کند؛ چون اگر حکم حاکم صادر شد، دیگر تمام است. نقض معنی ندارد؛ مگر اینکه خودش حکم خودش را نقض کند و بر خودش معلوم شود که مبنای حکمش درست نبوده و حکم خود را نقض کند و از این حکمی که گفته دست بردارد. و الا اگر او حکم می‌کند و روی حکمش هم پافشاری دارد دیگر فرد دیگری نمی‌تواند حکم را رد کند. چون رد حکم خدا می‌شود، رد حکم نافذی که از طرف امام معصوم (ع) نفوذ دارد و حکمش حکم معصوم شده و وقتی حکم، حکم معصوم شده است، رد حکم، رد حکم معصوم می‌شود و رد حکم معصوم هم رد حکم خدا است.

البته در جایی که باب نقل روایت یا باب نقل فتوایی که مستند به روایت باشد و موجب تعارض و تعدد می‌شود معقول است اما در موارد حکم حتی در حکم قضایی چنین نیست. زیرا حکم قضایی هم از موارد حکم الهی است. مسأله ولایت، مسأله حکم حاکمی که ولی امر است بلکه هر حکمی چنین است، اصلاً این قاعده، قاعده‌ای است که مخصوص به اسلام و شرع ما هم نیست، در هر نظام حاکمیتی و در هر سیستم حاکمیتی حاکم یعنی اگر حرف زد، حرفش حرف آخر است و اگر کسی بخواهد در برابر حاکم حرف دیگری بزند، این معنی آن را می‌دهد که حاکمیت او را نپذیرفته است و اگر حاکمیت او را نپذیرد؛ به عنوان یک شورش‌گر و یک متخلف با او برخورد می‌شود و نه به عنوان یک حاکمی که حق حاکمیت در برابر حاکم را دارد.

در جایی که منصوب به نصب خاص باشد، منصوب به نصب عام کارگر نیست

این بحث را هم قبلاً به صورت مفصل گفته‌­­ایم که هر کجا نصب علی نحو قضیه حقیقیه باشد، در نتیجه نصب، نصب عام است. هر کجا که خود امام معصوم باشد که منصوب به شخصه از طرف خداست، دیگر این نصب عام کارگر واقع نخواهد شد. این امام چه کسی است؟ کسی است که نصب او نصب خاص است؛ یعنی بشخصه منصوب از طرف خدای متعال به ولایت عامه است. هر جا منصوب به نصب خاص وجود داشته باشد و در حال ممارست حکم باشد، این حکم عام فاقد اثر می‌شود. هر جا منصوب به نصب خاص نبود، نصب عام در اینجا فعال می‌شود. این یک قاعده کلی است.

نه‌ تنها در اینجا که در هر جای دیگر هم به همین شکل است. اگر بخواهید وکیل معین کنید به دو شکل این کار را انجام می‌دهید؛ یک وقت می‌گویید هر یک از این برادران من وکیل است، این یک نصب عام است که شامل چند نفر می‌شود یا می‌گوید در فلان شیء این وکیل من است و شخص خاصی را معین می‌کنید. وقتی شخص خاص را معین کرد دیگر آن وکالت خاص است. اما نصب عامه زمانی کارگر می‌شود که شخص خاص دخالت نکند، وقتی شخص خاص باشد نصب عام کارگر نمی‌شود. چون نصب عام  منطبق بر شخص منصوب به نصب خاص می‌شود و خود به‌ خود انطباق قهری پیدا می‌کند و وقتی نصب خاص کارگر است، نوبت به نصب عام نمی‌­رسد.

اینجا یک نصب عام وجود دارد که هر کسی که فقیه این چنینی است؛ «جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً». این همان چیزی است که رسول خدا (ص) فرموده است.

انکار ولایت فقیه، انکار واضحات دینی است

ما از کسانی که در مسأله ولایت فقیه تشکیک می‌کنند تعجب می‌کنیم! نمی­‌بینید این روایت را؟ «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِی ثَلَاثاً قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ‏ خُلَفَاؤُکَ قَالَ الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ حَدِیثِی وَ سُنَّتِی ثُمَّ یُعَلِّمُونَهَا أُمَّتِی.» خلیفه‌های من که رسول خدا هستم که خدا درباره من چنین فرمود: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه» این را گفت؛ «مَنْ‏ خُلَفَاؤُکَ»؟ «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ حَدِیثِی وَ سُنَّتِی ثُمَّ یُعَلِّمُونَهَا أُمَّتِی.» دیگر از این روشن‌تر؟ رسول خدا (ص) دیگر باید چگونه بگوید؟ این نصب عامه است و این إخبار از نصب عام است. در مقابل انشاء هم نباشد لااقل اخبار از یک نصب عام یا در مقام انشاست و معنای آن این است که «خلفائی الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ حَدِیثِی وَ سُنَّتِی ثُمَّ یُعَلِّمُونَهَا أُمَّتِی.» یا لااقل در مقام اخبار محض باشد.

البته ما در جای خود گفته‌ایم که این‌گونه مقام‌ها نمی­‌تواند اخبار محض باشد؛ چون حاکم وقتی می‌گوید به من خبر بده که جانشینان من چه کسی هستند، این یعنی نصب. این نصب آمده است. بله! این نصب عام با وجود نصب خاص در کنارش که بعد فرمود علی بن ابیطالب (ع) خلیفه است. فرموده است که بعدی اثنی عشر امیراً، یک و دو و سه تا به حضرت امام زمان (عج) برسد. این نصب خاص یعنی تعیین مصداق برای نصب عامه؛ اما نصب عام که از کار نمی‌افتد، یعنی اگر دسترسی به کسی که نصب خاص دارد نبود باید به نصب عام برگردیم و روایت در این زمینه به صورت متعدد داریم و این حدیث حدیث متواتر است.

هم در کتب ما که حداقل شیخ صدوق رحمةالله علیه از پنج صدیق نقل می‌کند و هم در کتب عام به این شکل است. حتی اگر هر یک از این طرق ضعیف هم باشد وقتی طرق متعدد است –این روایت قریب ۱۰ طریق دارد- متواتر می‌شود. وقتی یک روایت به طرق متعدد ولو ضعیف، تعدد پیدا کرد، تعدد طرق احتمال جعلی و کذب را نفی می‌­کند و قطع به صدور می‌­شود.

خلاصه وقتی نصب عام داریم اگر یک نصب خاص بیاید، این نصب خاص مصداق برای نصب عام پیدا می‌کند و وقتی مصداق برای نصب عام پیدا شد دیگر جایی برای عمل به نصب عام نمی‌­ماند؛ زیرا تعیین مصداق شده و خود جاعل گفته که منظور من از نصب عام در اینجا علی بن ابیطالب (ع) یا امام مجتبی (ع) یا حضرت سیدالشهدا (ع) است. اگر برای منصوب به نصب خاص مانعی پیش آمد و مثلاً زندانی‌ شد و دسترسی به او به هر دلیلی نبود، آن نصب عامه فعال می‌شود و باید به آن عمل کرد و این نصب عام در زمان غیبت کبری همین است.

این «جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً» همان «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِی» است و چیزی اضافه بر آن نیست. این را امام صادق (ع) می‌فرماید که من هم همین کار را می‌کنم؛ من هم امثال این‌ها جعل می‌کنم که بحثش را قبلاً به صورت مفصل کرده‌ایم.

زن مسیحی که در زندان مسلمان شد


عقیق:اشک ناخواسته روی گونه‌های ماریا جاری می‌شود، اما نمی‌خواهد ناامید شود.

او درک درستی از «توکل» دارد. ماریا هرگز خوشبخت نبوده، اما همیشه پای انتخابش ایستاده است. انتخاب یک شوهر ایرانی با وجود مخالفت‌های خانواده و حالا انتخاب دینی جدید و تغییر از آیین کاتولیک به اسلام پشت دیوارهای سرد و سنگین زندان.

آرامش در وجود زن میانسال موج می‌زند. اما از یادآوری خاطرات آن روز شوم، آهی می‌کشد و چشمان دریایی‌اش، طوفانی می‌شود: «در شیراز زندگی می‌کردیم. ۲۰ روز از نامزدی‌ام با یک مرد مسلمان می‌گذشت. همسرم در استخر خانه شنا می‌کرد و دختر ۶ ساله همسایه هم به خانه ما آمده و در حال بازی با سگ‌مان بود. نمی‌دانم چه شد که به داخل استخر افتاد و بر اثر ضربه سرش به پلکان بیهوش شد. همسرم هراسان او را به بیمارستان رساند و من همسایه را باخبر کردم. اما بچه جان باخت.»

ماریا به حلقه‌ای که هنوز در دستش است، خیره می‌شود: «پای میز محاکمه با وفاداری به همسرم ایستادم و متهم به قتل عمد شدم. با آن‌که اصلاً قتلی در کار نبود، اما همسرم گفت هر طور شده رضایت پدر و مادر بچه را می‌گیرد، اما نشد. حالا از آن روزها ۱۸ سال می‌گذرد روزهای پر انتظاری را پشت سر گذاشته‌ام.»

ماریا در دوران محکومیتش، به‌عنوان نماینده سالن قرنطینه، فعالیت می‌کند و می‌گوید: همدم و مونسم بعد از لطف خدا، کتاب است و این دوران را بدون هیچ ناامیدی و دغدغه و سرشار از امید گذراندم.

«حاجی رضا شاکرمی» دادستان عمومی و انقلاب استان البرز با بیان اینکه بتازگی اولیای دم حاضر شده‌اند با دریافت دیه از مجازات «ماریا» صرفنظر کرده و از قصاص وی چشم پوشی کنند، گفت: در حالی که بنا بر گزارش مددکاری زندان، «ماریا» برای دیگر مددجویان ایجاد اشتغال کرده و در ارائه خدمات به زندانیان از جایگاه خوبی برخوردار بود، زندانیان زن در گلریزان، مبلغی برای پرداخت دیه و آزادی وی جمع‌آوری کردند، اما هنوز راه زیادی تا آزادی این زندانی بی‌ملاقاتی مانده بود. بدین ترتیب زوج نیکوکار البرزی با فرستادن نماینده خود به دفتر دادستانی کرج، نامه آزادی این زن را امضا کردند.

«ر. ف» نیکوکار البرزی اظهار کرد: امیدوارم سرگذشت عبرت آموز این زن پرتلاش که آگاهانه و بر اساس شناخت و مطالعه به دین اسلام گرویده است، از یادها نرود. خوشحالم که خداوند، من و همسرم را لایق کمک به این بنده گرفتار دانست و برای این اجر بزرگ، انتخاب کرد.

 

منبع:روزنامه ایران

حرم امام رضا(ع) امشب گلباران می‌شود


عقیق:در نهمین روز از دهه کرامت و در شب میلاد باسعادت امام رضا(ع) حرم نورانی امام هشتم گلباران می‌شود.

این مراسم با حضور عموم مردم و خادمان حرم امام رضا (ع) از ساعت ۱۷:۳۰ امروز شنبه ۲۲ تیرماه آغاز و علاقه‌مندان به امام رئوف راهی حرم امام رضا(ع) می‌شوند.

 

 

مقصد کاروان صحن جامع رضوی است و از این نقطه حرم امام هشتم گلباران می‌شود.

پیش از این هم در آغاز دهه کرامت و همزمان با میلاد باسعادت حضرت معصومه (س) حرم امام هشتم توسط بانوان زائر و مجاور امام رضا(ع) گلباران شد.

نقاره‌های حرم مطهر امام رضا(ع) به یمن شفای زائر خردسال نواخته شد



عقیق: حجت الاسلام و المسلمین عباس فرازی نیا عضو کمیسیون شفایافتگان حرم مطهر رضوی در این رابطه اظهار کرد: این دختر خردسال خراسانی که سال‌ها از بیماری تشنج و لکنت زبان رنج می‌برد در شب شهادت حضرت رضا(ع) مورد لطف و عنایت این امام رئوف قرار گرفت و شفا یافت. پس از بررسی مدارک پزشکی و تحقیقات میدانی توسط کمیسیون شفایافتگان حرم مطهر رضوی این امر مورد تأیید قرار گرفت.

وی گفت: این كمیسیون متشكل از 2 پزشك متخصص و روحانی معتمد تولیت آستان قدس رضوی، قاضی معتمد و سه نفر از خدام حرم مطهر رضوی است و دبیری آن بر عهده معاونت اماكن و امور زائران آستان قدس رضوی می‌باشد.
حجت الاسلام فرازی‌نیا تصریح کرد: از سال‌ها قبل رسم بر این بود که اگر زائری شفای خود را از حضرت امام رضا(ع) دریافت می‌کرد، نقاره‌های حرم مطهر رضوی به یمن این رخداد نواخته می‌شد که این رسم همچنان ادامه دارد.

گفتنی است، شامگاه امشب بعد از محرز شدن تحقیقات كمیسیون امور شفایافتگان و اثبات شفایافتگی این بیمار، بعد از اقامه نماز مغرب و عشا، نقاره‌های حرم مطهر رضوی به صدا درآمد و این شفایافتگی را بشارت داد.

وضعیت عفاف و حجاب جامعه زیبنده ایران اسلامی نیست



عقیق:جمعی از مداحان و ستایشگران بسیجی اهل بیت علیهم السلام  به مناسبت روز عفاف و حجاب بیانیه‌ای صادر کردند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

لا دین لمن لا حیاء له؛ دین ندارد کسی که حیا ندارد «پیامبر اکرم (ص)»

حجاب، وقار است، متانت است، ارزشگذاری زن است، سنگین شدن کفه آبرو و احترام اوست، این را باید خیلی قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله حجاب تشکر کرد، این جزء نعمت‌های الهی است.(مقام معظم رهبری ۲۳/۲/۹۱)

مقوله عفاف و حجاب، امری فطری، ذاتی و جزء خصیصه‌های متعالی و ویژه انسانی است. پروردگار متعال وقتی انسان را آفرید و او را اشرف مخلوقات قرار داد، چند عنصر مهم و متمایزکننده انسان با سایر موجودات را در درون او به ودیعه نهاد که بتواند مراحل رشد و کمال خود را بپیماید و به سر منزل مقصود برسد. از جمله این عناصر و گوهرهای ناب و اساسی، مسئله حیا و عفت‌ورزی است. این مسئله مربوط به دین، مرام و مسلک خاص و حتی جنسیت خاصی اعم از زن و مرد نیست. بلکه انسان ذاتاً و فطرتاً با هر مرام، عقیده و هر جنسیتی علاقه‌مند به  عفت، حیا و پاکدامنی است و این موارد را ضامن حفظ شخصیت و کرامت انسانی خود و عامل مهم رشد و تعالی خود می داند.

لذا دشمنان انسانیت و بشریت و شیاطین انس و جن که طالب سقوط انسان به حضیض ذلت و نابودی و انحطاط کامل او هستند، همواره سعی کرده‌اند این عناصر حیاتی را از انسان گرفته و جوامع را از اخلاق و معنویت تهی کرده و ارکان جامعه را دچار فروپاشی و اضمحلال کنند.

۲۱ تیرماه سال  ۱۳۱۴  که یادآور حادثه‌ای تلخ و تأسف‌بار و ددمنشانه توسط رژیم جلاد رضاخان پهلوی و به خاک و خون کشیده شدن اسوه‌های عفاف و حجاب و به شهادت رساندن مظلومانه طلایه‌داران مخالف با  قانون غیرانسانی، غیراخلاقی و استعماری کشف حجاب درحریم امن رضوی و مسجد جامع گوهرشاد است، نمونه‌ای از حرکت سازماندهی شده دشمنان سفاک و ظالمی است که با عناوین جذاب و فریبنده‌ای از جمله کشف حجاب به چیزی جزء نابودی کیان خانواده و لگدمال شدن شخصیت و کرامت بانوان نمی‌اندیشند.

امروز نیز دشمنان قسم‌خورده فرهنگ ایران اسلامی، کاملاً به صورت عریان و میدانی وارد عمل شده و در غفلت محض برخی متولیان و مسئولین ذیربط که همواره بی‌برنامه، سطحی‌نگر، ناهماهنگ و مسئولیت‌ناپذیرند و دائماً وظایف ذاتی خود را بر گردن نهاد دیگری می‌اندازند، به اصطلاح شمشیر را از رو بسته است و با استفاده از عرصه‌های مختلف و متنوع فرهنگی و هنری و تطمیع برخی سلبریتی‌های خائن به فرهنگ ناب ایرانی اسلامی این مرز و بوم و بهره‌مندی فزاینده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی در عرصه جنگ‌نرم و تهاجم سازمان‌یافته فرهنگی و ناتوی فرهنگی تلاش گسترده کرده و در اندلیسه کردن و ترویج فرهنگ برهنگی و اباحه‌گری و مبارزه با گوهر ناب عفاف و حجاب به شدت در حال فعالیت و کار شبانه‌روزی هستند.

تبلیغ و ترویج همجنس‌گرایی، ازدواج سفید (بخوانید سیاه)، چهارشنبه‌های سفید(بخوانید سیاه)، کشف حجاب دسته‌جمعی و … همگی نمونه‌های مشهود و البته تلاش‌های مذبوحانه‌ای است که در راستای گسترش  و افزایش   فساد و فحشا به خصوص در بین نسل جوان صورت گرفته و به سرعت در حال پیشرفت است و اگر در این خصوص اقدامات مستمر، هماهنگ و برنامه‌ریزی‌شده و مدبرانه علمی و جهادی همه نهادها و سازمان‌ها اعم از لشکری و کشوری و قوای سه‌گانه صورت نگیرد، آثار مخرب جبران‌ناپذیر، عمیق و غیرقابل بازسازی بوجود خواهد آمد.

ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای والامقام هفته عفاف و حجاب، باید گفت همه هفته‌ها و همه‌روزها و هر دقیقه و ثانیه، باید بزرگداشت عفاف و حجاب باشد. کالبد فرهنگی جامعه همواره نیازمند خون پاک و معطر عفاف و حجاب است. مولایمان و رهبر عزیزمان فرمودند، فرهنگ مانند هوایی که تنفس می‌کنیم. اگر این هوا مسموم و آلوده به بی‌عفتی و بی‌غیرتی شد، آن‌وقت عرصه برهمه افراد جامعه فارغ از زن و مرد تنگ شده و تنفس فرهنگی جامعه و امنیت روانی آن، دچار اختلال خواهد شد.

  ما جامعه ستایشگران و مداحان اهل‌بیت علیهم السلام که  افتخار داریم پای علم اهل‌بیت عصمت و طهارت خادمی و در ذیل عنایات سرور بانوان اهل بهشت و اسوه و الگوی عفاف و حجاب برای آحاد بشریت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها، ارتزاق کرده و تحت زعامت حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی هستیم، ضمن حمایت روزافزون از گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و محکومیت شدید عاملان و مزدوران داخلی و ایادی استکبار مروج بی‌عفتی و بی‌حیایی در سطح جامعه، اعلام می‌داریم که  اکنون وضعیت عفاف و حجاب جامعه، زیبنده ایران اسلامی که وامدارخون خیل عظیم شهدای والامقام که در وصیت‌نامه‌هایشان به اهمیت حجاب اشاره کرده‌اند نبوده و علی‌رغم همه تلاش‌های صورت گرفته که حاصل آن رویش نسل نوی جوان ارزشی و انقلابی مزین به گوهر عفاف و پاکدامنی است، باید تا نقطه مطلوب که فاصله زیادی است، تلاش بیشتری صورت پذیرد.

 همچنین در این برهه حساس باید فرامین رهبر معظم انقلاب همواره چراغ‌راه مسئولین امر بوده و آن‌ها خود را مکلف به اجرای منویات معظم له بدانند و با مسئولیت‌پذیری بیش از پیش، امر مقدس ترویج عفاف و حجاب را مجدانه دنبال کنند. ما جامعه ستایشگران و مداحان همواره در این خصوص مطالبه جدی و خستگی ناپذیر از مسئولین خواهیم داشت و در منابر، مجالس و در مدایح و مراثی، ضمن ترویج فرهنگ عفاف و حجاب اعلام می‌داریم که هر حرکت پسندیده در این خصوص را تقدیر و در مقابل، کوچکترین اقدام ضد فرهنگ عفاف و حجاب را تاب نیاورده و به شدت و البته با حکمت و تدبیر پاسخ خواهیم داد.

 سازمان بسیج مداحان و مدیران هیآت مذهبی کشور – تیرماه98

شست‌وشوی گنبد منور حرم رضوی +عکس


عقیق:همزمان با ایام دهه کرامت و در آستان میلاد باسعادت امام هشتم گنبد منور رضوی شست‌وشو داده شد.

آیین شست‌وشوی گنبد امام رضا(ع) از جمله مراسم‌هایی است که همه ساله با تشریفات خاصی انجام می‌شود و خادمان آستان امام هشتم ضمن مرثیه‌سرایی برای امام  رئوف به این امر می‌پردازند.

 

 

مرحوم حاج اسدالله زرین مهر، قدیمی‌ترین گنبدشوی بارگاه ملکوتی رضوی بود که همه ساله با مهارت خاصی این کار را انجام می‌داد که از سال ۹۶ و پس از درگذشت این خادم امام رضا(ع) دیگر عزیزان این سنت زیبا را انجام می‌دهند.

 

مزار «شهربانو» همسر امام حسين كجاست؟


عقیق:منابع معتبر و كهن تاريخي به صورت صريح اشاره به مكان قبر ايشان نكرده‌اند. اما از متن تمام منابع معتبر شيعى ، چنين بر مي‌آيد: شهربانو ، مادر امام سجاد(ع)، در هنگام تولد امام از دنيا رفت. لذا با توجه به شرايط آن عصر اين‌گونه به نظر مي‌رسد كه ايشان در همان مدينه منوره به خاك سپرده شده باشند.

شيخ صدوق(ره) در اين‌باره مي‌نويسد: «همسر امام حسين(ع) امام سجاد را به دنيا آورد و پس از زايمان از دنيا رفت لذا يكي از كنيزان امام حسين(ع)، امام سجاد را سرپرستي كرد»[1].

مسعودى كه در قرن چهارم مي ‏زيسته مي‌ نويسد: زمانى كه امام زين العابدين(ع) متولد شد شهربانو در همان نفاس به رحمت ايزدى پيوست. [2]

 

پي نوشت:

[1] . عيون اخبار الرضا، تصحيح و تعليق: سيد مهدي حسيني لاجوردي، ناشر: ميرزا محمد رضا مهتدي، 1377 ق، چ اول، (يك جلدي،) جزء دوم، ص 128، ح 6 .

[2] . به عنوان نمونه: مسعودي، اثبات الوصيه، قم،‌انصاريان، چاپ سوم، 1384ش، ص170

منبع:انوار طاها

اشعار ولادت امام رضا (ع)


سرویس شعر آیینی عقیق:به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) عقیق تعدادی از اشعار آیینی را به منظور استفاده ذاکرین اهل بیت منتشر می کند. 

 

 

ژولیده نیشابوری:

اگر خواهی ای دل ببینی خدا را
نظر کن تو آیینۀ حق‌نما را

قدم زن به حصن حصین ولایت
که وادى امن است اهل ولا را

به ساقی مجلس بگو تا بیارد
شراباً طهورای قالوا بلا را…

به موسی بن جعفر عطا کرد خالق
وجود علی بن موسی الرضا را

به ملک جهان جلوہ‌گر شد طبیبی
که بی‌نسخه درمان کند دردها را…

به صدها فرشته خدا داده فرمان
که خواندند با هم سرود رضا را…

صبا از عنایت به جنّت گذر کن
بشارت بدہ خاتم الانبیا را…

قدم زد به عالم امام رئوفی
که بخشد خراج جهانی گدا را

برآمد در آفاق شمس‌الشموسی
که خورشید بگرفته از او، ضيا را…

به گیتی نهاده قدم دادخواهی
که گيرد ز بيدادگر داد ما را

نظر کن چو ژولیده بر طوف قبرش
اگر خواهی ای‌ دل ببینی خدا را

 

قیصر امین پور:

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی
هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب! فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

 

محمد جواد غفور زاده شفق: 

خورشید که بوسه بر رخ خاور زد
در سینه دلش مثل پرستو پر زد
با رنگ طلا نوشت بر صفحۀ صبح
از دامن «نجمه»، «نجم ثاقب» سر زد

در توس گلی خدا سرشت آمده‌ است
راضی به قضا و سرنوشت آمده است
بگذار قدم در این حرم با دل پاک
این تربت عشق از بهشت آمده است

پیغام سپیده و سحر می‌آید
خورشید، ز پشت ابر، در می‌آید
دل‌ها متوجه خراسان هستند
چون قبلۀ هفتم از سفر می‌آید

صبح است، بگو سپیده، کم ناز کند
یک لحظه در بهشت را باز کند
لبخند بزن، تا سفرش را خورشید
از مشرق لب‌های تو آغاز کند

محمد حسین ملکیان:

سلام فلسفۀ چشم‌های بارانی!
سلام آبروی سجده‌های طولانی!…

چگونه وصف کند غصۀ تو را دعبل؟
چگونه رسم کند چهرۀ تو را مانی؟

تو را هر آینه تصویر کرده‌ام، نظمی
چه نسبتی‌ست میان تو با پریشانی؟

چقدر بر سر بازارها قدم زده‌ای
که یک معامله سر گیرد از مسلمانی

چقدر موقع قحطی صدا زدیم تو را
و یادی از تو نکردیم در فراوانی

قرار بود بسازیم خانۀ دل را
چقدر ساخته شد خانه‌های اعیانی!

چه عهدها که پس از هر دعای عهد، شکست
چه ندبه‌ها که نشد موجب پشیمانی

چه گریه‌ها که نکردیم با امین الله
میان صحن تو در یک هوای بارانی

اضافه شد به غم تو چقدر سال به سال
و ما چقدر گرفتیم بی‌تو مهمانی

چقدر در پی ما گشته‌ای چراغ به دست
میان همهمۀ کوچۀ چراغانی

خودت بیا بنشین و بخوان و اشک بریز
خودت خطیب، خودت مستمع، خودت بانی

بخوان که روضه از آن حنجره شنیدنی است
به لهجۀ عربی، با زبان قرآنی…

بگو چگونه به هنگام آب نوشیدن
همیشه می‌رسی از تشنگی به حیرانی

فدای سرخی چشم سیاه تو که هنوز
درون گودی مقتل نماز می‌خوانی…

 

محمد جواد شرافت:

خوان هشتمین جلوۀ ربّنا را
امام قدر را امیر قضا را
تبسم تبسم رضای خدا را
علی بن موسی الرضا المرتضی را

امام رئوفی که سلطان طوس است
که سلطان طوس و انیس النفوس است
انیس النفوس است و شمس الشموس است
ببین لطف والشمس را، والضحی را

چه اذن دخولی؛ یرون مقامی
بخوان زیر لب: یسمعون کلامی
اگر بی‌قرار جواب سلامی
به آهی بلرزان دل مبتلا را

چه دوری دل من، چه دیری دل من
ز خوف و رجا ناگزیری دل من
فقیری یتیمی اسیری دل من
بخوان هل أتی، هل أتی، هل أتی را

سلامٌ علی آل یاسین بخوان و
دو رکعت از آن شور شیرین بخوان و
دعا در شبستان آمین بخوان و
بخوان زیر لب یا سریع الرضا را

که شب‌های شور و شعف روزی‌ات باد
سحرهای نور و شرف روزی‌ات باد
و پرواز مشهد-نجف روزی‌ات باد
زیارت کنی بعد از آن کربلا را

گواهی تو ای شعر روز قیامت
که سید محمد جواد شرافت
سروده به شوق شفا و شفاعت
نگاه علی بن موسی الرضا را

 

مرتضی امیری اسفندقه:

شوکران درد نوشیدم، دوا آموختم
غوطه در افتادگی خوردم، شنا آموختم

شهریان را خون اندیشه به جوش آورده است
آنچه من در سنگلاخ روستا آموختم

سقف چوبی، فرش خاکی، چینه‌های کاهگل
بی‌تنش، بی‌معرکه، بی‌ادعا آموختم

زیر نورِ خستۀ فانوس در کنجی نمور
روشنی را فتح کردم، روشنا آموختم…

پشت دریاها چه شهری بود و پشت کوه‌ها؟
عافیت را وانهادم، ماجرا آموختم

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
از غریب آموختم از آشنا آموختم

تا کسی سر در نیارد از طریق و طاقتم
کنج تنهایی خزیدم، بی‌صدا آموختم

در جوانی پشتم از بار امانت‌ها شکست
در جوانی راه رفتن با عصا آموختم…

ارث بردم از پدر تنهایی و تبعید را
روزها را توامان با سوزها آموختم

چون تو شاگردی! تمام خلق استاد تواَند
سوختم تا این پیام پاک را آموختم

قوم و خویشانم رها کردند و حق بازم گرفت
از برادرها جفا دیدم، وفا آموختم

پرورشگاهِ من آغوش غریبی بوده است
خویش را از خان‌ومان خود جدا آموختم…

روی دوش خویش بردم نعش مظلوم پدر
از چنان تابوت سنگینی چه‌ها آموختم

زندگی درس بقا را کاملاً یادم نداد
مردم و آن مابقی را از فنا آموختم…

در خراسان رشد کردم: کعبۀ شعر و شعور
همت از پیران گرفتم، از رضا آموختم…

با تو بودم، با تو ای گلدستۀ باغ شهود
هر کجا اندیشه کردم، هر کجا آموختم

با تو بودم با تو ای قطب مدار دوستی
گر نهان آموختم یا برملا آموختم

یاد باد آن روزهای روزه، آن شب‌های ذکر
آنچه در صحن مطهر جا به جا آموختم…

من شریعت را در این آیینه‌ایوان دیده‌ام
من طریقت را در این عصمت‌سرا آموختم

یاد باد آن روزهای باد و باران حرم
آن اجابت‌ها که در کنج دعا آموختم

در حرم بودم اگر ایمان مرا تطهیر کرد
در حرم بودم اگر حجب و حیا آموختم

نسخه می‌پیچد برایم این حریم محترم
من سلامت را در این دارالشفا آموختم…

 

حسین طاهری :

دست من یک لحظه هم از مرقدت کوتاه نیست
هرکسی راهش بیفتد سمت تو گمراه نیست

با قطاری کهنه و ارزان به پابوس آمدم
تا نگویند: این زیارت فی سبیل الله نیست!

عشق‌بازی با زیارت فرق دارد، این حرم
در نگاه عاشقان تنها زیارتگاه نیست

زائرت را بی‌خود از خود می‌کنی، با این حساب
در حرم جایی برای آدم خودخواه نیست

از کبوترهای روی گنبدت آموختیم
«عبد اگر بالا نشیند کسرِ شأن شاه نیست»

«بندۀ شاه خراسانم که لطفش دائم است
ورنه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست»

منبع: شعر هیات

1 2 3 4 5 113