صله‌رحم مانعی برای قضاوت نابجا است


یک کارشناس دینی با تاکید بر این موضوع که صله رحم سفره انداختن، پلو خوردن و طعام دادن نیست گفت: در دنیای امروز که خانواده‌ها به سمت تک فرزندی پیش می‌روند صله رحم می‌تواند شادابی و نشاط را در خانواده‌ها حفظ کند. به وسیله صله رحم می‌توانیم از مشکلات یکدیگر باخبر شده و بدون قضاوت درصدد رفع آن برآیم.

عقیق:حجت‌الاسلام والمسلیمن محمدرضا نصوری در گفت‌وگویی اظهار کرد:
صله رحم از تاکیدات بسیار مهم دین اسلام محسوب می‌شود که حضرت رسول (ص) و
ائمه اطهار (ع) به این موضوع تاکید ویژه‌ای داشته‌اند.

وی ادامه داد: صله رحم جزو موضوعاتی است که وقتی نایبان امام زمان (عج)
به خدمت ایشان می‌رسیدند حضرت بر این موضوع تاکید می‌کردند. از چهار نایب
امام زمان (عج) نقل شده است دو چیز امام زمان (عج) را خوشحال می‌کند یکی
توجه به فقرا و دیگری بحث صله رحم است؛ در اینجا می‌توانیم بگویم که صله
رحم جزو رفتارهایی است که از طریق آن می‌توانیم دل امام زمان (عج) را شاد
کنیم.

وی یادآور شد: صله رحم فقط به پلو خوردن و طعام دادن و این گونه موارد
نیست گفت: صله رحم باید با حداقل امکانات صورت بگیرد در دین اسلام تاکید
شده است «صِلُوا أرحامَکُم و بِرّوا بِإخوانِکُم وَ لَو بِحُسن السَّلامِ وَ رَدِّ الجَواب»
که صله رحم را حتی با یک سلام کردن به یکدیگر به جا بیاورید. این حداقل
چیزی است که می‌شود از بحث صله رحم و تاکید دین اسلام بر آن داشته باشیم.

این کارشناس دینی یادآور شد: یکی از مشترکات بسیار ارزشمند دین اسلام و
سنت ایرانیان همین بحث صله رحم است که هرچقدر ساده‌تر باشد و از چشم و هم
چشمی بیشتر فاصله بگیریم تأثیرگذارتر است. تکریم مهمان را داشته باشیم اما
این تکریم نباید به گونه‌ای باشد که افراد به عذاب بیفتند و آن شادابی که
مد نظر دین اسلام است مهیا نشود.

نصوری گفت: در زمان‌های گذشته که صله رحم به شکل بسیار مستمرتر
وجود داشت مشکلات بسیاری از طریق همین رفت و آمدها حل می‌شد. در جهان امروز
که بیشتر خانواده‌ها تک فرزندی شده‌اند ارتباط اقوام با یکدیگر می‌تواند
فضای آرامش و ارتباط بین فرزندان و خانواده‌ها را بیشتر کند. این گونه
می‌توانیم شادابی را در بین جوانان و خانواده‌ها حفظ کنیم.

وی با اشاره به ظرفیت‌های صله رحم
گفت: چه مشکلات بسیار زیادی که از طریق صله رحم حل شده است. با صله رحم
ظرفیت‌هایی یکدیگر را می‌شناسیم و برای پرورش آن اقدام می‌کنیم. در احادیث
دینی وارد شده است که ازدیاد مال و برکت کاهش استرس، طول عمر و … از جمله
دستاوردهای ارزشمند صله‌رحم محسوب می‌شود. آنهایی که کنج عزلت را
برمی‌گزیند و رفت و آمد نمی‌کنند از نظر روحی و روانی همواره استرس دارند
اما رفت و آمد با حفظ سادگی می‌توان آثار بسیار مثبتی در زندگی‌ها داشته
باشد. در صله رحم نیازی نیست که در زندگی یکدیگر دخالت کنیم و یا سوالات
بی‌مورد بپرسیم. همین که در کنار یکدیگر باشیم و اگر فردی دلش خواست درددلی
داشته باشد می‌تواند تاثیر بسیار شگرفی را بر جای بگذارد. با صحبت است که
می‌توانیم از مشکلات یکدیگر باخبر شویم و به دور از قضاوت درصدد رفع آن
برآییم.

منبع:ایسنا

یکی از حسرت‌های قیامت


امیرالمومنین علی علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود به اهمیت کار و تلاش در دنیا اشاره کردند.

عقیق:روایت زیر را از کتاب نهج البلاغه منتشر می‌کند.

عن امیرالمؤمنین (ع): اعْلَمْ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ بَلِیَّهٍ لَمْ یَفْرُغْ صَاحِبُهَا فِیهَا قَطُّ سَاعَهً إِلَّا کَانَتْ فَرْغَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ.

امیرالمومنین(ع) فرمود:

بدان که دنیا سرای آزمایش است که اگر کسی ساعتی در آن دست از کار بکشد، همین ساعت بیکاری موجب حسرت و پیشمانی او در قیامت خواهد شد.

پی نوشت:

نهج البلاغه، ص: ۴۴۹

منبع:حوزه

مراقب باشید از قافله رهروان با ولایت تا شهادت جا نمانید / گاهی خیلی زود، دیر می شود


حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری، گفت: گاهی خیلی زود دیر می‌شود! تا می‌توانید در تبعیت از رهبر معظم انقلاب، کوشا باشید که رمز عاقبت‌به‌خیری شما در این است.

عقیق:حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی ماندگاری، رئیس مؤسسه روایت
سیره شهدا، در ویژه‌برنامه شبی با شهدا که در محضر ۱۱۵ شهید تازه تفحص شده
برگزار شد، ضمن سلام و قرائت زیارت شهدا، خاطره‌ای از امام خمینی(ره) را
یادآور شد و بیان کرد: امام راحل(ره) در بیت شان در جماران و پس از دیدار
با رزمندگان دفاع مقدس، با گریه به فرزندشان فرموده بودند؛ «احمد آقا، اگر
چندتا از این جوانان در کوچه‌های مدینه بودند، مادر سادات سیلی نمی‌خورد».

وی خطاب به جوانان حاضر در مراسم، اظهارداشت: جوانان عزیز، ما
از مدال‌آوران گام اول جا ماندیم! شما تلاش کنید از مدال‌آوران گام دوم
باشید و جا نمانید.

رئیس مؤسسه روایت سیره شهدا، با بیان اینکه شهدا دستشان برای
گره‌گشایی از کار ما زمینیان، بسیار باز است، گفت: تا می‌توانید از این‌ها
حاجت‌هایتان را بخواهید! بخیل نباشید و کم هم نخواهید! چراکه خدا در معامله
با شهدا، دست آن‌ها را برای دستگیری از ما باز کرده است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری، با اشاره به ماجرای طرماح بن
عدی، گفت: از این ماجرا درس بگیرید! طرماح از شهادت جاماند! روزی معاویه
به او پیشنهاد دنیا و طلا داد تا از حضرت علی(ع) جدا شود، اما نپذیرفت و
بدین ترتیب در گام اول، مدال‌آور شد.

وی ادامه داد و افزود: طرماح در جریان عاشورا و واقعه کربلا،
ساکن عراق بود و به سمت کربلا راه افتاد! در راه اشعاری در وصف مولا علی(ع)
میخواند، به طوری که تا کربلا همراهان طرماح عاشق امیرالمؤمنین(ع) و
سیدالشهدا(ع) شدند! اما وقتی طرماح به ملاقات سیدالشهدا(ع) رسید، از ایشان
اجازه خواست تا به دیار خودش رفته، اموالی را به همسر و فرزندانش داده و با
آن‌ها وداع کند! سیدالشهدا نیز در جواب فرمودند؛ «برو» اما بدان که گاهی
خیلی زود دیر می‌شود!.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری، گفت: طرماح اگرچه به مال و
اموال خود رسید، اما وقتی برگشت و به کربلا رسید، کار از کار گذشته بود و
سر مبارک سیدالشهدا بالای نیزه‌ها رفته بود.

وی در پایان گفت: فی‌الواقع گاهی خیلی زود دیر می‌شود! پس تا
می‌توانید در تبعیت از رهبر معظم انقلاب، کوشا باشید که رمز عاقبت‌به‌خیری
شما در این است.

منبع:حوزه

جوادالائمه(ع) مبتکر بحث آزاد اجتماعی است


امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت.

عقیق:گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب پیرامون حضرت امام محمدتقی؛ جوادالائمه علیه‌السلام

 

مبتکر بحث‌های آزاد اجتماعی

بحث آزاد کار خوبی است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. این
نکته‌ی اول که بحث آزاد را ما رد نمیکنیم بلکه استقبال هم میکنیم .مبتکر
بحث آزاد اجتماعی امام جواد صلوات‌الله‌علیه است. البته قبل از امام جواد
هم در زمان ائمه بحث زیاد میشد، اما اینیکه حالا بنشینند جمعا صحبت کنند
امام جواد اول بار این کار را کردند.

۱۳۶۰/۳/۲



* او امام و پیشاهنگ حرکت ملت ایران بود

خاطره‌ی خونین ۱۷ شهریور؛ دنباله‌ی درس جاوید فراموش‌نشدنی است که امام
جواد به ما داده است. چرا یک امام بزرگوار در ۲۵ سالگی به شهادت میرسد؟ و
دستگاه جبار زمان این ذریه‌ی پیغمبر را بیش از آن تحمل نمیکند؟ پاسخ به این
سخن را زندگی و شخصیت امام جواد به ما میدهد. او مظهر مبارزه‌ی با باطل
بود، او کوششگر برای حکومت الله بود. او برای خدا و قرآن مبارزه میکرد، او
از قدرت‌ها نمیترسید، او در حقیقت امام و الگو و پیشاهنگ این حرکتی بود که
امروز ملت ایران همگی دست به دست آن را تعقیب میکند.

سخنرانی به مناسبت ۱۷ شهریور در مصلی نماز جمعه‌ی تبریز ۱۳۶۲/۶/۱۷



* زندگی امام جواد علیه‌السلام، الگویی برای جوانان

زندگی امام جواد علیه‌السلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السلام – امامی با
آن همه مقامات، با آن همه عظمت – در بیست‌وپنج سالگی از دنیا رفت. این نیست
که ما بگوییم؛ تاریخ میگوید؛ تاریخی که غیر شیعه آن را نوشته است. آن
بزرگوار، در دوران جوانی و خردسالی و نوجوانی، در چشم مأمون و در چشم همه،
عظمتی پیدا کرد. اینها چیزهای خیلی مهمی است؛ اینها میتواند برای ما الگو
باشد.

گفت و شنود در دیدار جمعی از جوانان به مناسبت هفته‌ی جوان ۱۳۷۷/۲/۷



* برنامه‌سازی هوشمندانه مذهبی

برای مراسم دینی، اعیاد و عزاداریها برنامه‌ریزی هوشمندانه بشود. بعضی از
برنامه‌هایی که اجرا میشود، کاملا ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه
صحبتی در تلویزیون یا رادیو میکنید؟ راجع به امام جواد، امام هادی، امام
عسکری، امام رضا و دیگر ائمه مطالب خیلی خوبی نوشته شده است. بنده که عمرم
را در این زمینه‌ها گذرانده‌ام، وقتی به این مطالب نگاه میکنم، استفاده
میکنم و لذت میبرم؛ چرا از اینها استفاده نمیشود؟ نوشته‌های خوب، تحقیقات
خوب و مطالب شیوا و ایمان‌آور در این زمینه‌ها فراوان است.

بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صداوسیما ۱۳۸۳/۹/۱۱



* درس بزرگ امام جواد علیه‌السلام

امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است.
زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در
نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سالهایی کوتاه، جهادی فشرده، با
دشمن خدا کرد به طوری که در سن ۲۵ سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای
دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طوری که
ائمه‌ی دیگر ما علیهم‌السلام با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر
افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه‌ی مهمی از جهاد همه
جانبه‌ی اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت. آن درس
بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار قرار
میگیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابله‌ی با این قدرتها
برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته
باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره‌ای از
قداست و طرفداری از اسلام برای خود میآراید، شناختن او برای مردم مشکل است.
در دوران ما و در همه‌ی دورانهای تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده‌اند
وقتی از مقابله‌ی رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیله‌ی ریاکاری و نفاق
بزنند.

منبع:حوزه

شیعه با امام جواد(ع) امتحان شد


عقیق: یکی از فرقه‌هایی که در زندگی ائمه طاهرین و جریان تشیع بسیار سنگ اندازی و شبهه افکنی کرده است، جریان واقفیه است. جریانی که به دلیل اینکه امام رضا (ع) تا سالیان متمادی یعنی حدود چهل و هفت سالگی، فرزندی نداشتند، در امامت آن حضرت تشکیک کردند. حتی پس از ولادت امام جواد (ع) این جریان سعی داشت، اینگونه القا کند که این مولود فرزند امام رضا (ع) نیست. برای این منظور قیافه شناسی را حاضر کردند تا این مطلب را اثبات کنند.

لذا جسارت جریان واقفیه به امام رضا (ع) تا جایی پیش رفت که برای اثبات اینکه امام جواد فرزند حضرت رضا (ع) است، قیافه شناسی آوردند تا این مسئله اثبات شود.

با اثبات حقانیت این موضوع، برخی که در امامت حضرت رضا (ع) دچار شبهه شده بودند، بازگشتند ولی برخی نیز بر عناد خود اصرار ورزیدند.

شاید به خاطر اثبات امامت امام رضا (ع) بود که آن حضرت، فرزندشان امام جواد را با برکت ترین مولود خواندند. در متون روایی شیعی از حضرت جواد (ع)، به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می‌شود. چنانکه «ابو یحیای صنعانی» می‌گوید: روزی در محضر امام رضا (ع)، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است».

گویا امام، به مناسبت‌های مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد می کرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا (ع) معروف بوده است، به گواه اینکه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» می‌گویند: در محضر امام رضا (ع) بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است».

تولد حضرت جواد علیه السلام در شرایطی صورت گرفت که خیر و برکت خاصّی برای شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا (ع) عصر ویژه ای بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو بوده‌اند که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بوده است

لذا بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان می‌دهد مقصود از این احادیث این است که تولد حضرت جواد (ع) در شرایطی صورت گرفت که خیر و برکت خاصّی برای شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا (ع) عصر ویژه ای
بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو
بوده‌اند که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بوده است؛ زیرا از یک سو پس از
شهادت امام کاظم (ع) گروهی که به «واقفیّه» معروف شدند، براساس انگیزه‌های مادی، امامت حضرت رضا (ع) را انکار کردند و از سوی دیگر امام رضا (ع) تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر گرامی (ص) حاکی از آن بود که امامان دوازده نفرند که نُه نفر آنان از نسل امام حسین (ع) خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا (ع)، هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زیر سوال می‌برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده و امامت حضرت رضا (ع) را انکار می‌کردند.

علاوه بر حدیثی که ذکر شد، شواهد و قرائن زیادی در تاریخ وجود دارد که حاکی از علاقه بی حد و حصر امام رضا (ع) به فرزند خویش است.

آیت الله جوادی آملی در این باره می‌گوید: وقتی وجود مبارک امام جواد به دنیا آمده است وجود مبارک امام رضا (ع) خیلی به این نوزاد علاقمند بود آن طوری که مسعودی در مروج الذهب خود نقل می‌کند «کان ینادیه فی المهد طول لیلته» در بسیاری از شب وجود مبارک امام رضا (ع) تا سحر کنار این گهواره ذکر خواب می‌گفت مناجات می‌کند مناقات می‌کرد با او گفتگو می‌کرد.

وی می‌افزاید: به امام رضا (ع) عرض کردند شایسته نیست پدری
همچون شما کنار گهواره کودک ذکر خواب بگویید که کودک بخوابد فرمود: نه من
ذکر خواب می‌گویم نه او به خواب می‌رود من دارم معارف الهی را به او منتقل
می‌کنم و با علم او را عزیز می‌کنم «انما اعزّه بالعلم عزّا»؛ این کار آن پدر و آن پسر بود.

یکی دیگر از مسائل دوران امام جواد (ع) بحث امامت ایشان در دوران کودکی بود. جوادالائمه (ع) در هشت سالگی به امامت رسید و این مسئله برای برخی شبهه ایجاد کرده بود که چطور ممکن است پسری ۸ ساله به مقام امامت برسد؟

آیت الله جوادی آملی در مورد این موضوع می‌گوید: وقتی وجود مبارک امام جواد (ع) در دوران کودکی به مقام شامخ امامت رسید به او عرض کردند که مگر کودک به مقام شامخی می‌رسد مثل نبوت یا امامت؟ فرمود: وَ آتَیناهُ الْحُکْمَ صَبِیاً که در قرآن می‌خوانید این سند آن است که اگر کسی از علم لدنی
برخوردار باشد ذات اقدس الهی چنین سمتی را به او عطا می‌کند. بعد وقتی
وارد فضای جامعه شدند مهمترین کارشان تفسیر قرآن و نشر معارف قرآن و اهل
بیت بود.

آیت الله جوادی آملی روایت می‌کند: ابن عمار می‌گوید من دو
سال در مدینه در محضر درس علی بن جعفر رضوان الله علیه مشرف بودم. احادیثی
را که علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیهم السلام نقل می‌کرد، من
می‌نوشتم. روزی در مجلس درس علی بن جعفر ما دیدیم که استاد ما، این پیر
خرد، بدون کفش و عبا، به استقبال کودکی رفت و دست مبارک آن کودک را بوسید و
او را تعظیم کرد آن کودک فرمود: عموی من بشین! عرض کرد: چگونه من بشینم و شما ایستاده‌اید؟ این صحنه گذشت…

وی ادامه می‌دهد: شاگردان علی بن جعفر به عرض او رساندند که شما با این
قدمت و با این سوابق درخشان تدریس در برابر یک کودک این همه پر خضوع!!
فرمود: اسکتوا! ساکت باشید… سپس دست به محاسن شریف خود گذاشت و
گفت: خدا مرا با این محاسن سفید دید، ولی مرا لایق امامت ندانست و این
کودک را اهل امامت دانست! چه اعتراضی دارید؟! چه حرفی دارید؟! امام جواد
این چنین است و مظهر جود خداست و بهترین جود، جود های علمی است…

لذا به دلیل پایین بودن سن امام جواد، شیعیان درباره امامت پس از امام
رضا اختلاف پیدا کردند و پس از امام رضا سه گروه شدند، با این حال، بیشتر
اصحاب علی بن موسی الرضا (ع) به امامت فرزندش جواد معتقد شدند. علت این اختلاف کودکی جوادالائمه بود.

حضرت رضا در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالأئمه
را مطرح می‌کردند به نبوت حضرت عیسی در کودکی استناد می‌کرد و می‌فرمود:
«سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.» اما
این مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدی‌تر و به عنوان شبهه مطرح
شد و سبب شد برخی از خواص اصحاب امام رضا نیز در امامت جواد الائمه تردید
کنند

این مسئله در زمان حیات امام رضا (ع) نیز مطرح بود. حضرت رضا در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالأئمه
را مطرح می‌کردند به نبوت حضرت عیسی در کودکی استناد می‌کرد و می‌فرمود:
«سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.» اما
این مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدی‌تر و به عنوان شبهه مطرح
شد و سبب شد برخی از خواص اصحاب امام رضا نیز در امامت جواد الائمه تردید
کنند.

همچنین در پاسخ به کسانی که شبهه کودکی امام جواد را مطرح می‌کردند، به
آیاتی از قرآن درباره نبوت حضرت یحیی در کودکی و سخن گفتن حضرت عیسی در
گهواره استناد می‌شد. خود حضرت نیز در پاسخ به کسانی که مسئله سن او را
مطرح می‌کردند، به جانشینی حضرت سلیمان به جای حضرت داود، در کودکی اشاره می‌کرد و می‌فرمود: هنگامی که حضرت سلیمان کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا می‌برد، حضرت داود او را جانشین خود کرد اما علمای بنی‌اسرائیل آن را انکار می‌کردند.

آیت الله میرباقری نیز در مورد امامت جوادالائمه در سنین کودکی می‌گوید:
امامت یک منصب الهی است که خدا می‌دهد و آن حقیقت، روح امامت است، مثل
روحی که خداوند در آدم می‌دمد و می‌فرماید: بر او سجده کنید. این گِل، حجاب
است. امام وقتی در عالم دنیا می‌آید، این بدن نباید برای ما حجاب بشود.
وقتی آن روح منتقل به امام شد امام بالفعل است: می‌خواهد بر حسب ظاهر، صغیر
باشد یا کبیر، تفاوتی نمی‌کند و این فقط صحنه امتحان ماست. امام، همان
امام است و همه قوای امامت را دارد و وقتی جبرئیل و روح در شب قدر می‌آیند
در محضر همین امام می‌آیند. همانطور که آنها تواضع می‌کنند و پرچمداران
عالم ملکوت تدبیر خودشان را با امام هماهنگ می‌کنند و مأموریت‌های بزرگشان
را بی‌چون‌وچرا با امام تنظیم می‌کنند؛ یعنی امتحانی که دادند برقرار است،
ما هم باید نسبت به امام همین رابطه را داشته باشیم.

وی ادامه می‌دهد: این یکی از مراحل امتحان سنگین جامعه شیعه بود که
خداوند متعال همانطور که ملائکه را امتحان کرد این بار جامعه مومنین را
امتحان کرد. یعنی امامشان را در قالب جسمی که به حسب ظاهر خردسال است، قرار
داد. این امتحان سنگینی بود. اتفاقاً یکی از ادواری که در آن انشعاب جدی
در جامعه تشیع رخ نداد، دوره امام جواد (ع) است. یعنی جامعه تشیع این
امتحان را خیلی خوب داده‌اند و خیلی خوب‌تر امام، این امامت را بروز دادند.
یعنی این‌جور نبود که این عالمان بزرگ، مقلد باشند، و واقعاً امامت در
امام تجلی کرد و آنچه ما در باب امام می‌گوییم در ایشان بروز پیدا کرد.
ایشان به حسب ظاهر خردسال بودند (در سن نُه‌سالگی) ولی شئون امامت در امام
جواد (ع) در نُه‌سالگی محقق شد. یعنی همان شئون امامتی که در ۶۳ سالگی در
وجود امیرالمومنین (ع) و در ۶۵ سالگی در امام صادق (ع) بود، همان شئون
امامت، در سن نُه‌سالگی در امام جواد (ع) بود.

حضرت به گونه‌ای جامعه شیعه را اداره کردند که انشعاب در دوره ایشان اتفاق نیفتاد و بعد از ایشان هم انشعابات، بسیار محدود هستند

وی معتقد است: شیعه امتحان داد و خود امام هم مظهر تثبیت آن اعتقادات
امامیه شدند. حضرت به گونه‌ای جامعه شیعه را اداره کردند که انشعاب در دوره
ایشان اتفاق نیفتاد و بعد از ایشان هم انشعابات، بسیار محدود هستند. امام
رضا (ع) می‌فرماید: خداوند فرزندی به برکت جوادالائمه (ع) به شیعه نداده
است و این در باب حضرت، خیلی نکته لطیفی است. و همین هم کافی است که کسی در
قالب امام نُه‌ساله، امامت کرده است. این‌طور نبود که پادشاه بازنشسته
باشد و بعد نایب‌السلطنه کشور را اداره کند. واقعاً ایشان شیعه را رهبری
کردند و در سن نُه‌سالگی به‌گونه‌ای رهبری کردند که این افرادِ عظیمِ
متراکمِ در حال درگیری با دستگاه بنیالعباس، واقعاً مدیریت شدند و امامت
امام را لمس کردند و با امامت امام به‌سوی جلو حرکت کردند.

وی ادامه می‌دهد: در پی نشر و احیای معارف ناب [اهل بیت علیهم‌السلام در
دوره امام رضا علیه‌السلام] جامعه شیعه این قابلیت را پیدا کرد تا برای
اولین بار به امام خردسال امتحان شود و از این آزمایش سخت، سربلند بیرون
آید. شیعه در زمان امام رضا علیه السلام آن قدر بالغ شده بود که پس از
ایشان، انشعاب جدی دیگری در میان شیعیان پدیدار نشد؛ در حالی که سه تن از
امامان پس از ایشان _ امام جواد، امام هادی و امام عصر علیهم السلام _ از
نظر سن، خردسال بودند.

وی می‌گوید: چنین فهمی، تصادفی نیست؛ بلکه از رشد جامعه شیعه در درک
عمیق‌تری از معنای امامت و ظرفیت بالاتری از تحمل ولایت حکایت دارد. این
بلوغ، محصول تصرفات و معارفی است که امام رضا (ع) ضمن هجرت خودشان از مدینه
به مرو، در اختیار جامعه‌ی شیعه قرار دادند و ظرفیت شیعیان را تا حد اطاعت
از امام خردسال ارتقا بخشیدند. عجیب‌تر اینکه، کسانی در برابر امامت امام
جواد علیه السلام تسلیم شده بودند که از علمای بزرگ شیعه محسوب می‌شدند و
شاگردی امام صادق علیه‌السلام را تجربه کرده بودند.

علمای دین واقعیت‌ها را از طریق رسانه ها به مردم جهان بگویند


آیت‌الله نوری همدانی در دیدار با رئیس سازمان تبلیغات گفت: علما قبل از آن که دشمنان مردم را از اسلام و ایران و شیعه بترسانند واقعیت‌ها را از طریق ابزارهای مختلف رسانه‌ای به مردم جهان بگویند.

عقیق:حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با
آیت‌الله العظمی حسین نوری همدانی دیدار کرد در این دیدار آیت‌الله نوری
همدانی دشمن‌شناسی را یکی از نیازهای تبلیغ دین برشمرد و اظهار داشت: علمای
دین باید حوادثی که در زمان‌های مختلف رخ داده را رصد و خودشان را مجهز
کنند تا قدم‌هایی برای پیشرفت اسلام و مبارزه با دشمن بردارند.

وی افزود: مسلمانان باید بدانند که در دنیا چه خبر است و قضاوت‌ها چگونه است و در برابر جریان‌های مقابل چه وظایفی به عهده دارند.


آیت‌الله نوری همدانی حادثه تروریستی نیوزلند را ادامه پروژه
صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها در راستای اسلام هراسی دانست و اظهار داشت: لازم
است علمای دین قبل از آنکه دشمنان، مردم را از اسلام و ایران و شیعه
بترسانند، واقعیت‌ها را از طریق ابزارهای مختلف رسانه‌ای به مردم جهان
بگویند.


استاد برجسته حوزه علمیه قم تصریح کرد: مسلمانان باید در برابر پیروان سایر ادیان مجهز، بیدار و هوشیار باشند.


آیت‌الله نوری همدانی وظیفه سازمان تبلیغات اسلامی را در بیدارکردن
مردم، مهم دانست و افزود: رهبر معظم انقلاب در زمینه دشمن شناسی، بیانات
مهمی دارند و این برای ما درس خوبی است که دوست و دشمن را بشناسیم تا بهتر
در مسیر تبیین اسلام ناب گام برداریم.

شرایط سیاسی دوران امام جواد(ع)


حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی گفت: امام جواد(ع) تمام سؤالات و شبهات و اشکالاتی که از طرف مخالفین مطرح می‌شد را پاسخ می داد در حالی که تنها ۱۰ سال از سن مبارکشان می گذشت.

عقیق:حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی در گفت و گویی
در مورد شخصیت و ویژگی‌های امام جواد (ع) گفت: امام جواد (ع) ویژگی‌های
خاصی در بین ائمه معصومین (ع) دارد. اولاً خیلی نوجوان بود و در سن کودکی
به امامت رسید و از طرف دیگر یک معجزات و شگفتی‌های خاصی در دوران ایشان
اتفاق افتاد. در روایات و تاریخ اهل بیت (ع) ایشان به عنوان کوچک‌ترین و
جوان‌ترین امام مطرح اند که مدت ۱۷ سال امامت کردند. در دوران نوجوانی و
حدود ۲۵ سالگی هم به شهادت رسیدند، که این یک ویژگی‌های خاصی است. همچنین
به عنوان باب الحوائج نیز مطرح هستند. یعنی توسلات و ارتباط با امام جواد
(ع) سفارش شده که شیعیان و پیروان، با آن حضرت ارتباط داشته باشند و
خواسته‌ها و آرزوهای شان را با ایشان در میان بگذارند.

دبیر شورای کتاب و گروه مطالعات بنیادی مجمع جهانی اهل بیت (ع) افزود:
برخی از شیعیان با توجه به توصیه‌هایی که برخی از عالمان شیعی داشته‌اند،
برای گسترش رزق و گشایش در امور مادی به امام جواد (ع) توسل می‌جویند و او
را باب الحوائج می‌خوانند. نمونه‌ای از این توصیه‌ها، نقل مجلسی از
ابوالوفاء شیرازی است که مدعی شده پیامبر (ص) در خواب او را به توسل به
امام جواد (ع) در امور مادی توصیه کرده است. عالمان اهل سنت، پیشوای نهم
شیعیان را به عنوان یک عالم دینی احترام می‌کنند. برخی از آنان شخصیت علمی
جواد الأئمه را ممتاز دانسته و شیفتگی مأمون به او را به دلیل شخصیت علمی و
معنوی او در کودکی دانسته‌اند.


این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: آنان همچنین از امتیازات و برتری
محمد بن علی (ع) در ویژگی‌های دیگری همچون تقوا، زهد و سخاوت سخن گفته‌اند.
مرحوم شیخ طوسی از حدود ۱۱۵ تن به عنوان اصحاب جوادالأئمه نام برده است.
در میان راویان از امام محمد تقی (ع)، پیروانی از فرقه‌های دیگر از جمله
اهل‌سنت نیز وجود داشته است. تعداد راویان غیر امامی از جوادالائمه را ۱۰
تن گفته‌اند. عبدالعظیم حسنی، احمد بن ابی‌نصر بزنطی، حسن بن سعید اهوازی،
احمد بن محمد برقی و ابراهیم بن هاشم از اصحاب مشهور پیشوای نهم شیعیان
بودند.


مسئولیت امامت در کودکی


عباس جعفری فراهانی اضافه کرد: یک شبهه‌ای که مطرح شده این است که امام
جواد (ع) در دوران کودکی که حدود شش، هفت یا هشت سال داشته به امامت رسیده
اند. شبهه این است که کسی در کودکی به امامت برسد و رهبری و وظیفه بزرگ
امامت به عهده اش بیفتد باعث یک دلخوری‌ها و شبهاتی می‌شود که چطور می‌شود
مسئولیت مهم امامت به عهده یک کودک باشد. از جمله شرائط لازم امامت بلوغ
سنی و به تکلیف رسیدن می‌باشد.


وی افزود: در پاسخ به این شبهه و سوال باید به قرآن مراجعه کنیم. در
روایات و گزاره‌های تاریخی که از ائمه معصومین هم سوال کردند آن بزرگواران
مردم را احاله به قرآن داده اند. در قرآن داستان‌هایی است در مورد پیامبران
بزرگواری مثل حضرت یحیی بن زکریا (ع)، حضرت عیسی بن مریم (ع) و یا سلیمان
بن داوود. اینها پیامبرانی بودند که شگفتی‌های خاصی در زمان نبوت آنها پیش
آمده بود و به پیامبری مبعوث شدند در حالی که کودک بودند. حضرت یحیی (ع) و
حضرت عیسی (ع) همین طور که در کودکی در گهواره سخن می‌گفتند و حضرت سلیمان
(ع) هم به همین شکل.


عباس جعفری فراهانی سپس گفت: پاسخ اولیه ما احاله شده از طریق نصوص و
روایات و یا متون و قرآن است که پاسخ این شبهه داده می‌شود. اگر امامت به
عنوان یک امر الهی و مقدس مطرح است و مسئولیت آن به عهده خداوند است،
خداوند در قرآن کریم پیامبرانی را که در سن کودکی بودند مسئولیت پیامبری به
آنها داده و هیچ اشکالی ندارد که یک کودکی مثل امام جواد (ع) به امامت
منصوب شود. از طرف دیگر ما مراجعه می‌کنیم به نصوص و گزاره‌های تاریخی را
می‌بینیم که امام جواد (ع) در هنگامی که این مسئولیت بر عهده شان قرار
گرفت، تمام سؤالات و شبهات و اشکالاتی که از طرف مخالفین مطرح می‌شد را
پاسخ می‌داد و این پاسخ دادن یک پاسخ عملی بود. جواب دادن و از عهده سؤالات
و شبهات مختلف در زمینه قرآن و مباحث فقهی و تاریخی برآمدن نشان از این
می‌دهد که او توانایی و استعداد مسئولیت امامت را دارد.


وی ادامه داد: در بحث‌های مختلفی که از طریق ملل و نحل و مذاهب مختلفی
اتفاق افتاد در وقتی که به مدینه می‌آمدند و شبهاتی داشتند امام جواد (ع)
که حدود ۱۰ سال شان بود، پاسخ سؤالات مختلف آنها را می‌دادند. در گفت و
گوها و مناظرات هم که در کتاب‌های تاریخی نقل شده به خوبی از عهده بر
می‌آمدند. اینها باعث قانع شدن مخالفین می‌شد و بسیاری از شیعیانی هم که
تردید پیدا کرده بودند در امامت ایشان راضی می‌شدند که ایشان همان امام
مورد اراده خداست که انتخاب شده است.


اوضاع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی امام جواد (ع)


عباس جعفری فراهانی اظهار کرد: مأمون عباسی بعد از این که امام رضا (ع)
را در طوس به شهادت رساند در سال ۲۰۴ به بغداد برگشت. او تصمیم گرفت از جهت
فرهنگی دو کار مهم انجام دهد. یکی تأسیس بیت الحکمه بود و دیگری این که
رصدخانه درست کرد. در بیت الحکمه هدفش این بود که از این طریق بتواند تمام
کتاب‌ها و آثار و اسنادی که در مناطق مختلف جهان که نیروهای مأمون به آنها
دسترسی دارند از ایران تا روم و بیزانس در بغداد جمع کند تا یک مرکز برای
محققین و جای گزین دانشگاه جندی شاپور و کتابخانه اسکندریه بشود. تمام
اسناد و مدارک موجود در اختیار حاکمیت عباسیان و مأمون قرار بگیرد. این هدف
اول او بود. او دستور داد و بخش نامه کرد بین نیروهای خودش در سراسر مناطق
که همه آنها را به بغداد بفرستند.


وی اضافه کرد: از طرفی دیگر رصدخانه را با اهداف رسیدگی به امور ستاره
شناسی و رصد ماه و ستارگان تأسیس کرد که رشد و نموی به علاقه مندان به علوم
جدید بدهد و از طریق رصدخانه همه این مسایل و اتفاقات آینده را در اختیار
بگیرد و کنترل کند. با ابتکاری که از خودش نشان داد موفق شد یک تغییر و
تحولی در اوضاع فرهنگی جهان اسلام ایجاد کند که سر و صدای آن به مناطق
مختلف جهان اسلام و کشورها و شهرهای مختلف رسید.


عباس جعفری فراهانی همچنین خاطرنشان کرد: از جهات دیگر گرایش فکری
معتزله این بود که می‌گفتند چطور ذات خداوند متعال قدیم است و هیچ زمانی
نبوده که او نباشد معتقد به قدیم بودن قرآن نیز بودند. مأمون برخلاف اینها
معتقد به خلق قرآن شد و سر و صدای زیادی بین محدثین ایجاد کرد. حتی
طرفداران احمد بن حنبل وقتی این اعتقاد خلق قرآن را از ناحیه مأمون دیدند
که بحث و ابتکار جدیدی بود با او مخالفت کردند و حتی این عقیده را یک نوع
بدعت دانستندکه نهایتاً منجر به دستگیری احمد بن حنبل و زندانی شدنش شد.
این هم یک حرکت فرهنگی جدیدی بود که در زمان مأمون و زمانی که امام جواد
(ع) به امامت رسید در جهان اسلام ایجاد شد.


وی سپس عنوان کرد: تاریخ‌نگاران و محدثین این دوران را دوران «محنت» نام
گذاری کرده‌اند. امام جواد (ع) در بحث قدیم بودن قرآن آن را کلام خدا
نامیدند و فرمودند قرآن کلامی است که حادث شده نه این که مثل ذات خدا قدیم
باشد. قائل به خلق قرآن شدند و این مسأله در پاسخ و حل مشکلات جامعه خیلی
مهم بود. یا در رفتارهای خاصی که عباسیان و معتصم و مأمون پیش آوردند امام
با روی آوردن به معنویت و هدایت و علم آموزی به شاگردان و پیروان خودشان در
این دوره خاص مشکلات مردم را حل می‌کردند.


عباس جعفری فراهانی ادامه داد: مسأله دیگری که پیش آمد و مأمون در این
اوضاع فرهنگی مطرح کرد قائل شدن به افضلیت امامت امام علی (ع) بود. عباسیان
شدیداً با آن مخالفت کردند و اظهار نگرانی کردند که این مسأله نگرانی‌هایی
را برای ما پیش می‌آورد و دقیقاً شما می‌خواهید جواد الائمه (ع) را دوباره
جانشین خودتان کنید. مأمون هم گفت نگران نباشید او مانند پدرش نمی‌پذیرد.
من اهدافی دارم که نتایج آن را بعداً متوجه خواهید شد. این نمونه‌هایی از
اوضاع فرهنگی بود. از لحاظ سیاسی هم کاری که مأمون در این دوره کرد این بود
در بین سال‌ها ۲۱۵ تا ۲۱۸ هجری به امپراطوری بیزانس و حکومت مسیحیانی که
در بیزانس بودند را مورد حمله قرار داد. در نتیجه رومی‌ها هم از قدرت او
ترسیدند و با او قرارداد صلح بستند که نهایتاً در این دوران مأمون عباسی می
میرد و جانشینی خلافت عباسیان هم به معتصم عباسی می‌رسد.


وی اظهار داشت: اینها اهمیت و پیچیدگی‌های دوران امامت امام جواد (ع) را
نشان می‌دهد که ایشان با چه شرایطی مواجه بود و با چه روشی توانست اوضاع
را مدیریت کنند. معتصم به ترکان روی آورد و ارتش خود را بازسازی و تغییر
هویت ساختاری و فرهنگی و اجتماعی داد. ترکان ناحیه خزر و شمال مناطق ترکیه
نیروهایی قوی بودند و امکانات زیادی داشتند. او به آنها مراجعه کرد و در
ارتش خودش جایگزین کرده که باعث سخت گیری ها و خشونت‌های زیادی شد. و ترکان
با خشونتی که نشان می‌دادند مردم از آنها وحشت می‌کردند و باعث می‌شد دست
به اقدام و توطئه علیه حکومت عباسیان نزدند.


عباس جعفری فراهانی افزود: در همین زمان مردم بغداد از طرز رفتار ارتش
ترک که در حکومت معتصم بودند نگران و ناراحت شدند. معتصم مجبور شد که
پایتخت را از بغداد به سامرا منتقل کند. سامرا یک شهری بود حدود ۱۰۰
کیلومتر بعد از بغداد به طرف غرب عراق فعلی که آن جا برجی ساخت و دار
الخلافه را به آن جا منتقل کرد. در همین موقع برای اینکه نگرانی از جانب
امام جواد (ع) نداشته باشد امام را هم از مدینه به سامرا آورد و تحت کنترل
قرار داد و آن جا چند کار انجام داد که امام را کنترل کند.


وی همچنین گفت: کار دیگری که مامون عباسی انجام داد اینکه دخترش ام فضل
را به ازدواج امام در آورد و با این مسأله چند هدف داشت. یکی اینکه امام
جواد (ع) را تحت کنترل بگیرد و رفتارها و ارتباطات او را از ناحیه ارتباطی
که با شیعیان می‌توانست داشته باشد تحت کنترل داشته باشد. همین طور از مقام
امام جواد (ع) در بین مردم استفاده کند و اطلاعات علمی از او بگیرد و پیش
از اینکه امام صحبتی را به دیگران بگویند از طریق دخترش بداند. از طرفی
دیگر قصد عوام فریبی و اظهار محبت و خویشاوندی نسبت به ائمه داشت. چون هر
پادشاه و حاکمی وقتی دخترش را به ازدواج فردی در می‌آورد نشان از اوج علاقه
پادشاه به آن فرد است.


عباس جعفری فراهانی سپس عنوان کرد: او می‌خواست دخترش به این شکل در
خانه امام جواد (ع) باشد و مردم بهانه نداشته باشند که شما با اینها دشمنی
می‌کنید. از طرف دیگر در ذهنش قصد انحراف امام جواد (ع) را داشت. مأمون
خیال می‌کرد اگر دخترش ام فضل را به ازدواج امام درآورد امام به طرف مادیات
و کاخ و زندگی مرفه خواهد رفت و از معنویت و عبادت و تزکیه و خدا دور
خواهد شد. اینها اهداف واقعی اش بود که به هدفش هم نرسید. امام جواد (ع) در
این اوضاع فرهنگی و سیاسی با چه شگردهایی می‌تواند به اوضاع مسلط شود بحث
مهمی است.


چگونگی هدایت معنوی و حل مشکلات گوناگون جامعه


وی تأکید کرد: امام جواد (ع) با قدرت معنوی و تسلط بر اوضاع و شناخت
توطئه‌های دشمن عباسی، برای رسیدگی به حل مشکلات مردم به خصوص شیعیان و
علاقه مندان به اهل بین (ع) از طریق سازمان وکالت کار خود را انجام داد.
سازمان وکالت یک تشکیلات منسجم اداری و واقعی است که در زمان ائمه ما به
خصوص از زمان امام جواد (ع) به بعد تأسیس شد. یک شبکه ارتباطی قوی که امام
به کسانی از شیعیان که آنها را صالح می‌دانستند برای اینکه مرجع و رهبر
فکری مردم باشند به آنها نامه می‌نوشت و بین مردم معرفی می‌کرد که به آنها
مراجعه کنند. تمام مسائل فکری و فرهنگی و اقتصادی و وجوهات مالی که شیعیان
می‌خواهند بپردازند مانند خمس و زکات و اموال شان را با امام در میان
بگذارند از طریق سازمان وکالت انجام می‌داد.


عباس جعفری فراهانی ادامه داد: امام در مدت ۹ سال که در سامرا تحت نظارت
عباسیان بود افرادی مثل داود بن هاشم جعفری که یکی از شاگردان خاص امام
جواد (ع) بود را معرفی می‌کند. رابط امام جواد (ع) است که به عنوان وکیل
امام مطرح و خیلی از مراجعات مردم به او هست. یا نوح بن شعیب بغدادی که به
زهد و عبادت معروف بوده و امام جواد (ع) از طریق ایشان خیلی از مشکلات مردم
را حل و فصل می‌کند. در سازمان وکالت امام نمایندگانی در قم و ری و جاهای
دیگری که شیعیان زندگی می‌کردند می‌فرستد و به آنها وکالت می‌دهد و نامه
می‌نویسد و آنها را به مردم معرفی می‌کند.


وی خاطرنشان کرد: در مناطق گوناگون ازجمله بغداد، کوفه، اهواز، بصره،
همدان، قم، ری، سیستان و بُست نمایندگانی داشت. آنان وجوهات شرعی شیعیان را
به امام جواد (ع) می‌رساندند. ابراهیم بن محمد همدانی در همدان و ابوعمرو
حذّاء در نواحی بصره وکالت آن حضرت را بر عهده داشتند. صالح بن محمد بن سهل
به موقوفات آن حضرت در قم رسیدگی می‌کرد. همچنین زکریا بن آدم قمی،
عبدالعزیز بن مهتدی اشعری قمی، صفوان بن یحیی، علی بن مهزیار و یحیی بن
ابی‌عمران از وکلای امام جواد بودند. البته احمد بن محمد سیاری نیز ادعای
وکالت داشت ولی امام ضمن رد ادعای او، از شیعیان خواست تا وجوهات را به وی
ندهند. همچنین امام جواد (ع) با آن علم لدنی و علم امامتی که از طریق قدرت
خداوند در وجود شریف ایشان گذاشته شده بود می‌تواند پاسخ مخالفان را بدهد و
بهترین جواب فکری و فرهنگی و سیاسی را به مشکلات جامعه بدهد.


الگو بودن سیره و رفتار امامان علیهم السلام


عباس جعفری فراهانی در پایان گفت: توصیه من این است که همه ما و اقشار
مختلف مردم و شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) به ویژه جوانان عزیز از زندگانی و
سیره آن بزرگوار درس بگیرند و بگیریم و با عمل به دستورات آن حضرات که
تجسم تعالیم قرآن و سنت صحیح نبوی (ص) می‌باشد بتوانند در زندگانی خود،
رضایت خداوند و امامان معصوم (ع) را کسب کنند. از جمله در جهات خودسازی و
کسب معنویت و تقوی و این ایام ماه شریف رجب و دخالت در امور سیاسی و
اجتماعی و مبارزه با ظلم و ستم و نپذیرفتن سلطه بیگانگان و ظالمان بر اساس
امر به به معروف و نهی از منکر، تلاش نمایند تا جامعه اسلامی به سوی کمال و
پاکی پیش برود. قطعاً اگر مردم و جامعه اسلامی به کمال مطلوب برسد در واقع
مزد رسالتی که از قول رسول خدا (ص) در آیه شریفه «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ
عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی …» (سوره شوری / ۲۳)
مطرح شده را تحقق بخشیده اند و می‌توانند الگوئی برای ملت‌های غیر مسلمان
باشند.

منبع:مهر

تبریک خانواده شهید هسته‌ای به سردار سلیمانی +عکس


خانواده شهید مسعود علیمحمدی از شهدای هسته‌ای در پیام تبریکی خطاب به سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، دریافت نشان ذوالفقار از سوی مقام معظم رهبری را تبریک گفتند.

عقیق:خانواده شهید مسعود علیمحمدی از شهدای هسته‌ای در پیامی خطاب به سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، دریافت نشان ذوالفقار از سوی رهبر معظم انقلاب را تبریک گفتند.

متن این نامه به شرح زیر است:

سردار سرلشکر قاسم سلیمانی

فرماندۀ محترم نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

با سلام و درود،

بنابر گواهی آموزگار پیر تاریخ، نامیرایی و جاودانگی سرزمین مدّس
اسلامی، مرهون رشادت‌ها و مجاهدت‌های پولادمردانی است که با تأسی به سیره و
راه و مرام مولای متقیان، حضرت امیرمؤمنان (علیه آلاف التحیه و الثناء) و
سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالحسین (ع)، جان و جهان خویش را در مسیر
حراست و صیانت از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی جهان اسلام ایثار نمودند.

صفحات تاریخ ایران اسلامی در قرون و اعصار آینده، مزیّن به نام و یاد
دلاورمردی خواهد بود که خاطرۀ حماسه آفرینی‌های مجاهدان صدر اسلام را در
اذهان زنده خواهد کرد و سیمای نورانی او، مشعل فروزانی خواهد شد که سالکان
طریق جهاد و شهادت را به سرمنزل مقصود، رهنمون خواهد شد.

اگرچه دریافت نشان و مدال ذوالفقار از دستان فرماندهی معظم کل قوا و
رهبر مسلمانان و مستضعفان جهان، موهبتی است که شایستۀ قدرشناسی و سپاسگزاری
است؛ اما همانگونه که رهبر فرزانۀ انقلاب اسلامی (مدّظله العالی) خاطرنشان
ساختند، ارج و اجر صبر و ثبات حضرتعالی در مسیر خدمت خالصانه به نظام مقدس
جمهوری اسلامی بالاتر و والاتر از آن است که با امتیازات دنیایی و این
جهانی قابل جبران باشد.

در آستانۀ میلاد فرخنده و همایون قطب عارفان و پیشوای پارسایان، حضرت
علی (ع) و همزمان با فرا رسیدن بهار و آغاز سال جدید خورشیدی، بر خود فرض
دانستیم تا بر همت والای حضرتعالی درود فرستیم و توفیق آن برادر گرانقدر را
در جلب رضایت مقام عظمای ولایت به حضورتان تبریک عرض نماییم.

دوام سلامتی و مزید سرافرازی و بهروزی آن مجاهد خستگی ناپذیر را در ظلّ
عنایات خاصۀ حضرت ولی عصر (عج) از درگاه ایزد متعال خواستاریم.

خانواده شهید دکتر مسعود علیمحمدی (شهید هسته‌ای)

شهید مسعود علیمحمدی از دانشمندان هسته‌ای در ساعت ۷:۳۰ صبح ۲۲ دی ۱۳۸۸
هنگام خروج از منزل در اثر انفجار بمبی که در یک موتورسیکلت در کنار در
منزلش جاسازی شده بود، به شهادت رسید.



منبع: فارس

«زبان رمزی» که آیت‌الله مصباح اختراع کرد


روزهای نخست

پس از قیام امام، قم با فعالیت‌ها و تحرکات متوالی به خروش آمد؛ ولی
این فعالیت‌ها بر محور سازمان و تشکیلات نبود. همه اسلام‌گرایان، هر یک
مطابق سلیقه خود عمل می‌کردند. هیچ‌کس ۔ حتی امام – به سازمان‌دهی این
فعالیت‌ها نمی‌اندیشید.

من الان طلابی را که فعالیت‌های مختلفی داشتند، با اسامی آن‌ها به یاد
دارم. یک گروه مشغول توزیع اعلامیه‌های امام بودند. گروهی اعلامیه‌ها را با
دستگاه مخصوص پلی‌کپی می‌کردند. گروهی با امام تماس می‌گرفتند و در امور
مختلف به ایشان مشاوره می‌دادند و نظرات و پیشنهادهای خود را مطرح
می‌کردند. برخی از آن‌ها امام را در جریان رخدادهای سیاسی، اجتماعی و نظامی
قرار می‌دادند. برخی هم به‌عنوان حلقه وصل میان امام و علما بودند. و برخی
که کاری پیدا نمی‌کردند، در منزل امام آرام و قرار می‌یافتند. لذا
اتاق‌های منزل امام پر بود از طلاب، حتی اگر امام نیز در میانشان حضور
نداشت.

طلاب پیرامون امور مختلف علمی و سیاسی به بحث و گفت‌وگو با هم
می‌پرداختند و گاهی حاج‌آقا مصطفی فرزند امام نیز در بحثشان شرکت می‌کرد.
افراد غیرطلبه هم در اوقات نماز به خانه‌ی امام می‌آمدند تا با ایشان نماز
بخوانند، و در مجالس روضه امام حسین (علیه‌السلام) در خانه ایشان نیز شرکت
می‌کردند.

بیوت سایر مراجعی که در نهضت شرکت داشتند. مانند بیت آقای گلپایگانی،
آقای مرعشی نجفی و آقای شریعتمداری نیز همین‌گونه بود؛ اما محور و شخصیت
برجسته و جدی این میدان، شخص امام بود. ایشان تنها متکی‌به‌خود بود و به
هیچ‌کس اتکا نداشت؛ حال‌آنکه دیگران متکی به ایشان بودند.

من متصدی وظایف و مأموریت‌های بسیاری بودم؛ ازجمله:

– تکثیر اعلامیه‌های امام، با همراهی تعدادی از دوستان در منزل آقا سید
جعفر شبیری، و سپس تحویل آن‌ها به گروه دیگری از دوستان برای توزیع.

– تکثیر اعلامیه‌هایی که از سوی افراد و شخصیت‌های سیاسی منتشر می‌شد.
هر اعلامیه‌ای که به دست ما می‌رسید و برای انتشار مناسب بود، تکثیر و
توزیع می‌کردیم.

– نوشتن اعلامیه‌هایی با امضاهایی که جنبه کلی داشت؛ مانند «گروهی از
علما»، یا «گروهی از طلاب». چون این اعلامیه‌ها امضاکنندگان مشخصی نداشت،
از لحن شدید و تندی برخوردار بود.

– مشاوره دادن به امام در مسائل مختلف. یکی از مواردی که در این زمینه
اکنون به یاد می‌آورم، این بود که به‌اتفاق برادرم سید محمد و شیخ علی
حیدری (یکی از شهدای حزب جمهوری اسلامی) و شیخ حسین ابراهیمی دینانی (دکتر و
استاد فلسفه در حال حاضر) به بیت امام رفتیم و به ایشان پیشنهاد دادیم که
اعلامیه مناسبی برای توزیع در موسم حج صادر کنند. به یاد دارم که امام از
این ابتکار عمل ما ابراز خوشحالی کردند و گفتند: من آن را آماده کرده‌ام.

– گاهی نقش رابط میان امام و دیگر علما را ایفا می‌کردم. از جمله، امام
یک بار مرا نزد آقایان میلانی و قمی در مشهد فرستادند تا یک پیام شفاهی
متضمّن سه مطلب مهم را به آن‌ها برسانم؛ هم مطلب مشترک میان آن‌ها و بقیه
علما، وهم مطلب مخصوص خود آن‌ها. پیام مشترک، حاوی این مطلب بود که اسرائیل
بر همه امور دولت ایران و تمامی مقدرات کشور سلطه یافته و در جهت نابودی
دین و علمای ایران تلاش می‌کند. مطلب مخصوص به آن دو نیز این بود که لازم
است همه وعاظ از روز هفتم محرم به افشاگری علیه رژیم و جنایات آن در مدرسه‌
فیضیه بپردازند و هیئت‌های عزاداری هم از روز تاسوعا افشاگری را آغاز
کنند.

– با حاج‌آقا مصطفی خمینی دوستی صمیمانه‌ای داشتم. او هم از جایگاه ما
در نزد امام و نقش ما در نهضت اسلامی آگاه بود. وجود این رابطه، در تسهیل
تحرکات ما در نهضت مؤثر بود.

به خاطر دارم که آقای هاشمی رفسنجانی مأمور گردآوری اخبار بود. امام به
او دویست تومان داده بودند و او با آن پول یک رادیوی بزرگ برای گوش کردن
به اخبار و مطلع ساختن امام از آن خریده بود؛ که این رادیو شاید حالا هم
موجود باشد.

مسئولیت‌های تشکیلاتی

من و برخی از دوستان در امور تشکیلاتی، که در قم کاری جالب و ابتکاری
بود سرآمد بودیم. نخستین تشکیلات بین علما را در قم پی‌ریزی و آیین‌نامه
داخلی آن را تدوین کردیم. من به اتفاق برادرم سید محمد در تنظیم این آیین
نامه داخلی مشارکت داشتیم. برادرم در تدوین این قبیل امور ذوق ویژه‌ای
دارد.

در خلال نهضت، از زمان آغاز آن تا خروج من از قم (حدود یک سال و نیم)،
چند تشکیلات ایجاد کردیم که برخی هم زمان باهم بود و برخی هم در توالی
یکدیگر:

– گروه علمای قم که شمار بسیاری از علما را دربرداشت. همین تشکیلات بود
که بعدها نام «جامعه مدرسین» به خود گرفت. بسیاری از اعضای کنونی این
جامعه از نقش من در تأسیس این تشکیلات بی‌خبر بودند، و هنگامی‌که آقای
امینی این موضوع را به آن‌ها گفت، برخی شگفت‌زده شدند.

– تشکیلات دیگر، گروه یازده نفره بود. این یازده نفر عبارت بودند از:
من، آقای هاشمی رفسنجانی، برادرم آسیّد محمد، آقای مصباح یزدی (که کاتب این
جلسات بود)، آقای امینی، آقای مشکینی، آقای منتظری، آقای قدوسی، آقای آذری
قمی، آقای حائری تهرانی، و آقای ربّانی شیرازی.

آقای مصباح یزدی صورت جلسات را در یک دفتر به زبان رمزی – که خود، آن
را اختراع کرده بود و به خطوط علوم غریبه شباهت داشت – می‌نوشت؛ و برای
اینکه بیشتر رد گم کند، در آغاز دفتر نوشته بود: «کتابی در زمینه علوم
غریبه یافتم و آن را رونویسی کردم». شاید آن نوشته‌ها الان نیز موجود باشد.

یک گروه دیگر هم بود که شامل برخی اعضای گروه قبلی، به اضافه آقای
ربّانی املشی و شیخ علی اصغر مروارید می‌شد. مأموریت این گروه، تصمیم‌گیری
درباره مسائل تبلیغی بود؛ از جمله، طراحی برنامه‌ای برای منبر رفتن طلاب در
شهرهای مختلف، در نخستین ماه رمضان بعد از قیام پانزده خرداد، به منظور
افشای جنایات رژیم شاه در قم. من در این برنامه، تصمیم گرفتم به زاهدان
بروم؛ همان جایی که برای بار دوم بازداشت و زندانی شدم.

زندانهای طاغوت

وقتی در عنفوان جوانی، ندای امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را از
همان آغاز نهضت ایشان لبّیک گفتم و راه مقاومت در برابر قدرت حاکمه ستمگر
را در پیش گرفتم، می‌دانستم این راه، راهی پر از اشک و خون است؛ لذا از نظر
روحی، برای همه گونه زجر و شکنجه آمادگی داشتم. وقتی با نخستین تجربه
بازداشت در شهر بیرجند روبه‌رو شدم، این آمادگی در من آشکارا ظهور یافت. در
نتیجه همین آمادگی – علی‌رغم زندانها و بازداشتها و تهدیدها و انواع جنگ
روانی و شکنجه بدنی – توانستم به لطف و فضل و توفیق خداوند، راه را ادامه
دهم.

از آغاز نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۱ تا پیروزی انقلاب اسلامی، شش بار
بازداشت و زندانی شدم. یک بار هم بازداشت و سپس تبعید شدم. یک بار هم
بازداشت و سپس تبعید شدم. دفعات بی‌شماری هم برای بازجویی و تحقیق به مقرّ
«ساواک»، فراخوانده شدم.

مقدمتاً باید بگویم که نظامها و قوانین موجود، بر اساس حکمت و مصلحت
انسانی، از موضوع «زندان» غافل نبوده‌اند. در شریعت اسلامی نیز زندان احکام
خاص خود را دارد. در جمهوری اسلامی هم زندان هست، اما – بدون آنکه بخواهم
منکر وجود برخی اشتباهات شوم – در جهت اصلاح زندانیان و بازپروری و گاه
آموزش کار به آنها، تا پس از خروج افراد از زندان، بتوانند زندگی آبرومندی
را در پیش بگیرند.

ولی در زندانهای شاه وضع چنین نبود؛ زیرا آن زندانها یا برای
انتقام‌جویی بود، یا به این هدف بود که شخص در توقیف بماند تا نتواند کاری
انجام دهد. این واقعیت را من شخصاً در تمام دوران رنج و زجری که در
زندانهای طاغوت کشیدم، لمس کردم

ضمناً بد نیست پیش از بیان خاطرات زندانها و بازداشتگاه‌ها، مطالبی را یادآور شوم:

یکی اینکه در بازداشتگاه‌های روحانیون، در آغاز کار، چندان سخت‌گیری
نمی‌شد؛ یعنی افراد روحانی در آنجا زیاد نمی‌ماندند، شکنجه بدنی هم نبود؛
اما تمام ویژگی‌هایی که برای زندان‌های شاه برشمردم، وجود داشت. رفته‌رفته
همراه با اوج‌گیری نهضت اسلامی، بازداشت روحانیون نیز سخت و سخت‌تر شد و
شکنجه و انواع فشارها و احکام طویل‌المدت و این‌گونه برخوردهای سخت و خشن
را در کار آوردند.

دیگر اینکه، در شانزده سالی که با نخستین زندانی شدنم آغاز شد و با
بیرون آمدن از تبعیدگاه در جریان انقلاب اسلامی پایان یافت، روحانیون
به‌صورت گسترده‌ای بازداشت شدند. تعداد روحانیون بازداشتی در این مدت – به
نسبت – از تعداد بازداشتی‌های هر یک از گروه‌های سیاسی دانشگاهی یا بازاری،
بیشتر بود. حتی گاهی تعداد آن‌ها از تعداد بازداشتی‌های سیاسی کل گروه‌ها
بیشتر می‌شد.

همچنین مجموع زمانی که در سال‌های یادشده در زندان گذراندم، کمی بیش از
دو سال می‌شود. اما این زمان را چندین برابر باید حساب کرد، زیرا در اغلب
این موارد، من در سلول بودم و هیچ‌گاه در بندهای عمومی نبودم. سلول در
مقایسه با بند عمومی، مثل زندان در مقایسه با بیرون زندان است. انسان در
سلول روزشماری می‌کند تا بلکه به بند عمومی منتقل شود؛ گویی دارد به سمت
آزادی از زندان می‌رود. ولی من هرگز روی بند عمومی را ندیدم. با توجه به
مطالبی که از دوستانم راجع به بند عمومی می‌شنیدم که در آنجا فرصتی برای
آموزش دادن و آموزش گرفتن بین خودشان، و معاشرت با هم، و انجام برخی
ورزش‌ها دارند که من غالباً از آن چیزها محروم بودم – خیلی اشتیاق دیدن
آنجا را داشتم.

پس از این مقدمات، خاطرات نخستین زندان را شروع می‌کنم.

جشن ولادت امام جواد (ع) در هیئت ریحانه النبی (س)


مراسم جشن میلاد امام جواد علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق و مداحی حاج حامد خمسه، کربلایی محمد حسین پویانفر و شعرخوانی میلاد حسنی در هیئت ریحانه النبی سلام الله علیها برگزار شد.

عقیق: در ادامه تصاویر این مراسم را می بینید:

1 2 3 4 5 49