برترین خانه های روی زمین کدامند؟


عقیق:سوره نور، آیه ۳۷: («فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ«)
 

غالب مفسران آیه فوق را در ذیل «آیه مشکات» تحلیل نموده اند. مشکات انوار الهی در خانه‏ هایى قرار دارد که خداوند اذن فرموده که دیوارهاى آن را بالا برند و مرتفع سازند تا از دستبرد دشمنان و شیاطین و هوسبازان در امان باشد خانه ‏هایى که ذکر خدا در آن می شود و آیات قرآن و حقائق وحى را در آن بخوانند.
روایتى از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: «هى بیوت الانبیاء و بیت على منها»[۱]: «این آیه اشاره به خانه پیامبران است و خانه على نیز از این زمره محسوب مى ‏شود».
و در حدیث دیگرى از پیامبر (ص) مى‏ خوانیم که به هنگام تلاوت این آیه از آن حضرت پرسیدند: منظور چه بیوتى است؟! حضرت فرمود: «بیوت الانبیاء» است. یکی دیگر از صحابه پرسید این خانه (اشاره به خانه فاطمه و على کرد) نیز از آن جمله است؟! پیامبر (ص) فرمود: «نعم من افاضلها»، آرى این از برترین آنها است»[۲].
می دانیم روش معمول روایات این است که به هنگام تفسیر، مصادیق روشن را بیان مى ‏کنند. در حقیقت هر کانونى که به فرمان خدا بر پا شده، و نام خدا در آن برده مى ‏شود، و هر صبح و شام مردان با ایمانى که زندگى مادى آنها را به خود مشغول و از یاد خدا غافل نمى ‏کند به تسبیح و تقدیس در آن مشغولند، چنین خانه ‏هایى مرکز مشکات انوار الهى و ایمان و هدایت است. 

پی نوشت:

[۱] تفسیر نور الثقلین ج ۳ صفحه ۶۰۷٫
[۲] تفسیر مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.

تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص ۴۸۳٫  

هیچگاه ژِست مرجعیت در مرحوم بهجت دیده نشد


عقیق:شب جمعه بیست ‌و پنجم شوّال سال ۱۳۳۴ هجری قمری برابر با دوم شهریور ۱۲۵۹ خورشیدی، خانۀ کربلایی محمود، غرق نور و شادی شد. در آن شب یکی از شیعیان اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) پا به عرصه دنیا گذاشته بود، او آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی بهجت بود. مردی بزرگ که شاگرد بزرگانی همچون آیت‌الله سیدعلی قاضی، آیت‌الله سید محمود شاهرودی، آیت‌الله میلانی، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله خویی و خیلی دیگر از بزرگان دین اسلام بود. مردی که سال‌ها تقوا، محبت، تواضع و فروتنی‌اش زبانزد خاص و عالم بود و با رحلتش انبوهی از سراسر کشور را داغدار کرد، از آن روز تاکنون ۱۰ سال است که می‌گذرد اما همچنان یاد و خاطره آن عالم بزرگ با آن نمازهای دوست داشتنی در ذهنمان باقی مانده است. به همین مناسبت گفتگویی را با حجت‌‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی استاد اخلاق و روضه‌خوان مجالس مرحوم آیت‌الله بهجت ترتیب دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

آیت‌الله بهجت امام جماعت مسجد “خانم”

* لطفاً در ابتدا دربارۀ نحوۀ آشنایی خودتان با مرحوم آیت‌الله بهجت بفرمایید؟

حجت‌الاسلام صدیقی: ارتباط ما با مرحوم آیت‌الله بهجت یک ارتباط فطری و پیش‌بینی نشده بود، ما سال چهل یک یا چهل دو بود که به قم رفتیم و آیت‌الله بهجت را اصلاً نمی‌شناختم که ایشان چنین عالم بزرگ و عارفی است، ایشان بسیار اهل حرم بود، طوری که هر روز حرم می‌آمد، بعدها متوجه شدیم که ایشان روزهای جمعه هم در خانه‌شان روضه دارد، می‌رفتیم و در مجالس روضه آیت‌الله بهجت شرکت می‌کردیم، مجالس روضه ایشان هم خیلی مفصّل نبود، یک اتاق نسبتاً کوچکی بود و شاید ۱۰ یا ۱۵ نفر مستمع داشت.

بعدها هر چه پیش رفت به تدریج ایشان پیش نماز مسجد فاطمیه شد، البته آن وقتی که ما به آن مسجد می‌رفتیم به مسجد فاطمیه معروف نبود، بلکه به مسجد “خانم” معروف بود، چراکه سازنده آن یک خانم بود لذا به این نام شهرت پیدا کرده بود. پیش از آیت‌الله بهجت، مرحوم آیت‌الله شیخ نبی نوری پیش نماز مسجد فاطمیه بود که او هم بسیار اهل ریاضت و علوم غریبه و … بود، پس از رحلت ایشان، آیت‌الله بهجت امام جماعت این مسجد شد و ما هم دیگر به بهانه‌های مختلف به این مسجد می‌‏آمدیم و نماز را به امامت ایشان اقامه می‌کردیم. این ابتدای آشنایی بنده با مرحوم آیت‌الله بهجت بود.

اینکه دیگران فکر کنند آدم خوبی هستی فایده ندارد

* ماجرای هدیه‌ای که در دوران نوجوانی به مرحوم بهجت دادید و ایشان آن را نپذیرفت چه بود؟

حجت‌الاسلام صدیقی: یاد می‌آید که در همان دوران جوانی و نوجوانی برای اولین بار برای زیارت حضرت امام رضا (ع) به مشهد مقدس رفتیم، از آنجا یک پوستین برای آیت‌الله بهجت آوردم، وقتی برگشتم به در خانه ایشان رفتم، آقای بهجت بیرون آمد و من این پوستین را به ایشان دادم. ایشان فرمود: «اگر روز قیامت دیدی من آدم خوبی نیستم، آنجا از این هدیه‌ای که به من دادی پشیمان نمی‌شوی؟ اگر به عنوان یک آدم خوب این پوستین را آوردی، به من نده». از همان‌جا حجت را رساند که اینکه دیگران فکر کنند آدم خوبی هستی فایده ندارد و این درس بزرگی بود که ایشان به من ‌داد.

علاقه بنده به جناب آقای بهجت به این صورت بود که حتی وقتی به مشهد می‌رفتم برای ایشان هدیه و سوغات می‌آوردم. بعدها با دروس ایشان بیشتر آشنا شدم و دیگر به تدریج هفته‌ای یکبار منبری مجالس ایشان بودم، مرحوم آیت‌الله بهجت همیشه یک دهه ماه صفر را هر جایی که بودند، مجلس روضه می‌گرفتند و بنده در مجلس روضه فاطمیه ایشان منبر می‌رفتم. به برکت همین روضه‌خوانی‌ها توفیق می‌شد با ایشان خلوتی می‌کردیم و از نکات مهم ایشان استفاده می‌کردیم.

هیچگاه ژِست مرجعیت در آیت‌الله بهجت دیده نمی‌شد

* از نگاه شما به عنوان یکی از نزدیکان و به قول خودتان منبری و روضه‌خوان مجالس ایشان، مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مرحوم آیت‌الله بهجت چه بود؟

حجت‌الاسلام صدیقی: مرحوم آیت‌الله بهجت لحظه‌‏ای از خدای متعال غافل نبود، مثل کسی بود که کسی دیگر فرماندهی او را دارد و همیشه در کنار آن فرمانده حضور دارد، حالِ حضور داشت و بسیار متواضع بود، لذا هیچ وقت آن ژِست مرجعیت و مدرّسی و چهره مشهور را در چهره‌اش نمی‌دیدیم، همیشه آدم احساس می‌کرد مجذوب است، حواسش به کسی دیگر است، او کنترل شده بود، یعنی هیچ وقت خودش را آزاد نمی‌دید و تسلیم خدا شده بود. مهم‌ترین ویژگی مرحوم آیت‌الله بهجت این بود که هیچ وقت برای خودش نبود، هیچ وقت خودش نبود، لذا نوع لباس پوشیدن، رفت و آمد و نشست و برخاستش به یک انسان بسیار معمولی شبیه بود نه یک انسان فقیه و مجتهد که از شاگردان عالمان بزرگی همچون مرحوم آیت‌الله قاضی باشد.

از طرفی نمازهای آیت‌الله بهجت هم یک نماز استثنایی بود، خودِ آقای بهجت می‌فرمود من بالغ نشده بودم که برای تحصیل به عتبات رفتم، در کربلا بودم که اولین نمازم در این سفر را به امامت مرحوم آیت‌الله نائینی خواندم، می‌فرمود من هم قدم کوتاه بودم و هم سنم کم بود، اما در همان سن و سال و شرایط، در نماز آیت‌الله نائینی چیزهایی دیدم و فکر می‌کردم همه می‌دیدند، حالا اینکه چه می‌دیدند نمی‌دانم، بعد متوجه شدم که دیگران اینها را نمی‌بینند و فقط من دارم می‌بینم. مرحوم آیت‌الله نائینی هم اهل باطن و سیر و سلوک بود، آیت‌الله بهجت در نماز دیگر آیت‌الله بهجت نبود، یک پارچه نور بود، لذا آن انکسار، گریه و خضوع و حالات را هیچ جای دیگر پیدا نمی‌کردیم.

در گذشته آخوندی به خودش اجازه نمی‌داد در دانشگاه طاغوتی پا بگذارد

هرچه جاذبه‌های دنیا بشر را در مسیر اسارت خودش قرار می‌دهد، احتیاج به یک سری جاذبه‌های عرشی بیشتر می‌شود، زمان کودکی و حتی زمان طلبگی ما اینقدر رفاه و امکانات نبود، امروز این ماهواره‌ها و شبکه‌های مجازی دارند بشریت را به صورت‌های مختلف به زرق و برق دنیا می‏‌کشانند، در گذشته آخوندی به خودش اجازه نمی‌داد در دانشگاه طاغوتی برود، اگر این کار را می‌کرد منفور می‌شد، ولی حالا دنیا آغوشش را به روی طلبه و غیر طلبه و مجتهد و غیر مجتهد باز کرده است، در این شرایط جای بزرگانی همچون آیت‌الله بهجت بسیار خالی است.

آیت‌الله بهجت هم انقلابی و هم انقلاب‌پرور بود

* شما در مصاحبه‌ای اعلام کردید «مرحوم آیت‌الله بهجت از نگهبانان جدی انقلاب بود و جزو دیدبان‌هایی بود که خطر را رصد می‌کرد و پیشاپیش برای پیشگیری از آن حرکت می‌کرد». لطفاً در این باره توضیح دهید.

حجت‌الاسلام صدیقی: آیت‌الله بهجت هم قبل از انقلاب انقلابی و انقلابی پرور بود و هم در جریان انقلاب و حتی بعد از انقلاب. او بغض خاصی نسبت به طاغوت داشت و هر کسی هم که با مرحوم بهجت مرتبط بود، کینه طاغوت و طاغوتیان قطعاً در وجودش بود. حتی در زمان آیت‌الله بروجردی وقتی آیت‌الله بهجت نزد ایشان بود، یکی آمد و گفت این شاه با این همه فسق و فجور نیازمند یک قیام انقلابی و مخالفت جدی است، آن فرد این پیشنهاد را به آیت‌الله بروجردی داد که آیت‌الله بهجت در آن زمان فرمود: اگر وظیفه این باشد که او کنار برود، خب این کار انجام می‌شود و خدا بندگان صالحی دارد که به وسیله او این مملکت را اداره کند.

بعد از انقلاب اسلامی و بعد از آزادی حضرت امام خمینی (ره) از زندان، مرحوم بهجت به استقبال از ایشان آمد و حتی به بیت امام هم می‌آمد، ایشان حکومت دینی را آن هم با رهبری شخصیتی مثل امام خمینی (ره) جزو آرمان‌هایش می‏‌دانست. او به بیت امام (ره) می‌آمد تا حداقل به عنوان یک سیاه لشگر در جمع عاشقان دوستاران او باشد که این یکی از رفتارهای فوق العاده مرحوم بهجت بود، او هیچ وقت برای خودش شأنی قائل نبود.

تعبیر امام خمینی (ره) درباره مرحوم آیت‌الله بهجت

امام خمینی (ره) به مرحوم آقای بهجت ارادت خاصی داشت، یکبار امام به بعضی از اطرافیانش گفت آماده شوید به خانه آقای بهجت برویم، پیش ایشان می‌رفت و می‌فرمود آقای بهجت دارای قدرت خلع است؛ یعنی می‌تواند موت اختیاری داشته باشد، امام (ره) مقام و جایگاه آیت‌الله بهجت را می‌‏دانست، در عین حال مرحوم آقای بهجت مثل بسیاری از مردم به تجلیل و استقبال از امام بارها می‌آمد.

رهبر انقلاب گرچه شأن بسیار بالایی دارند اما ایشان نیز مانند آیت‌الله بهجت برای خودشان جایگاه و شأنی قائل نیستند، تا حالا ایشان رساله عملیه ندادند با اینکه مرحوم آیت‌الله شاهرودی نظر به أعلمیت رهبر انقلاب داشت، مرحوم آیت‌الله راستی کاشانی نیز همینطور و در معاصران نیز آیت‌الله سید جعفر کریمی که از مجتهدان برجسته است، معتقد است که ایشان أعلم هستند و به طور کلی فقها ایشان را أعلم می‌دانند، با این وجود تاکنون رساله‌ای از خود ارائه ندادند. به عبارت دیگر، دقیقاً آن نوری که در وجود آیت‌الله بهجت بود در وجود ایشان هم نهفته است، ایشان نیز همچون آیت‌الله بهجت دنبال سر و صدا و مقام و منصب نیست.

ماجرای دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با آیت‌الله بهجت در روزهای اول رهبری

بعد از امام خمینی (ره) وقتی مقام معظم رهبری دیداری با آیت‌الله بهجت در نخستین روزهای حضور در سمتِ رهبری داشتند، به ایشان گفته بودند که امام خمینی (ره) با آن عظمت رحلت کردند و حالا این مأموریت به دوش بنده آمده در حالیکه من ویژگی‌های ایشان را ندارم، مرحوم بهجت هم فرمود: شما با موازین آشنا هستید، شما آنچه را تشخیص دادید که وظیفه شرعی است، به تشخیص خودتان عمل کنید، من [آقای بهجتی که هیچگاه من نمی‌گفت] اینبار گفت من تضمین می‌کنم که از شما حمایت خواهد شد؛ یعنی دست غیب شما را حمایت خواهد کرد. آقای بهجت تا آخر به این موضوع پایبند بود، خیلی با حساسیت این موضوع را دنبال می‌کرد و اگر حادثه‌ای می‌خواست اتفاق بیافتد پیش از آن با رهبر انقلاب صحبت‌ها می‌کردند.

 

شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله بهجت جلو طوفان‌ها را می‌گرفت

اصل انقلاب و ولایت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب را با موازین عادی قابل توجیه نمی‌دانم، خدا قدرت‌نمایی کرده است، خدا شاه را برداشت، خدا انقلاب را پیروز کرد، خدا رزمندگان ما را در جنگ پیروز کرد، چون دست خدا را می‌بینیم این دیگر قائم به هیچ شخص دیگری نیست، امام خمینی (ره) رفت اما انقلاب ماند و به مسیر پیشرفت خود با قدرت ادامه داد، اقتداری که امروز نظام اسلامی دارد قابل مقایسه با زمان‌های گذشته نیست، این نشان می‌دهد که قرار است این شجره به امام زمان (عج) برسد، منتها وجود شخصیت‌های رشد یافته و بزرگی همچون آیت‌الله بهجت جلوی خیلی از حوادث را می‌گرفت. جنگ، جنگ بود، جنگی تمام عیار با تمام دنیا، اما دشمن باز هم نتوانست کاری بکند. دشمن فکر می‌کرد که با برپایی فتنه سال ۸۸ کار را تمام می‌کند، اما فتنه‌گرها به لطف خدا بی‌آبرو شدند و انقلاب و نظام باقی ماند و تا آخر نیز باقی خواهد ماند.

گفتگو: امیرمحسن شیخان

 

منبع:تسنیم

ماه بخشندگی در هیئت ریحانه النبی سلام الله علیها



عقیق: در دهمین شب ماه مبارک رمضان ، اعضاء  هیئت ریحانه النبی (س) در طرح ماه بخشندگی مشارکت کردند.
در این مراسم که در  مسجد گیاهی تجریش برگزار می شد  کربلایی محمد حسین پویانفر ضمن معرفی طرح از محبین اهل بیت دعوت کرد در جهت تهیه اقلام ضروری زندگی هموطنان سیل زده همراهی کنند .
در این مراسم با کمک هیئتی ها و  خیریه همدردی وسایل زندگی یک خانواده سیل زده تامین شد.

 

تعداد بازدید : ۳

پویش بزرگ هیئات مذهبی برای تامین هجده قلم وسایل زندگی هموطنان سیل زده هئیت ها برای مشارکت در این طرح بزرگ عدد ۱ را به شماره ۱۰۰۰۹۸۹۱ ارسال کنند.
همچنین می توانید کمک های خود را از طریق شماره گیری کد #۷۲۱۰*۷۸۰* و یا شماره کارت ۵۸۲۱-۴۸۳۵-۷۲۱۰-۵۰۴۱ واریز نمایید.

اهتمام آیت الله گلپایگانی به تلاوت قرآن در رمضان


عقیق:علما و بزرگان دین در ماه مبارک رمضان برنامه های خاصی داشته اند که بخشی از سیره این بزرگواران را در شماره های گوناگون تقدیم نگاه شما خوبان خواهیم کرد.

 

* سیره آیت الله العظمی گلپایگانی

 

سیدمحمد باقر گلپایگانی، فرزند آیت الله العظمی سیدمحمد رضا گلپایگانی، از مراجع تقلید بیان می کرد:

قرآن هایی که به پدر هدیه می شد، [پدر] مقید بودند آنها را بخوانند. پس از یک دور تلاوت، قرآن ها را به دارالقرآن هدیه می کردند و می فرمودند: زکات قرآن به این است که خوانده شود؛ زیرا در قیامت، قرآن از ما باز خواست میکند. ایشان در ماه رمضان هفت الی هشت دور، قرآن را ختم می کردند.

امر به معروف مقدم است یا نهی از منکر؟!


عقیق:استاد محسن قرائتی در تفسیر نور به ارائه «نکات ناب» و «پیام های زیبای آیات قرآن کریم» پرداخته که حوزه نیوز در این نوشتار، آیه ۱۰۴ سوره مبارکه آل عمران را در قالب مجموعه «قطره ای از دریا» ارائه می نماید.

* آیه               

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ۚ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏

* ترجمه                      

و از میان شما باید گروهى باشند که (دیگران را) به خیر دعوت نمایند و امر به معروف و نهى از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.

* نکته ها                     

قرارگرفتن آیه مربوط به امر به معروف و نهى از منکر در میان دو آیه‏ اى که دستور اتّحاد و یکپارچگى مى ‏دهد، شاید از آن رو باشد که در نظام اجتماعىِ متفرّق و از هم پاشیده، یا قدرت دعوت به خیر و معروف وجود ندارد و یا اینکه چنین دعوت ‏هایى مؤثّر و کارساز نیست.

امر به معروف و نهى از منکر، به دو صورت انجام مى ‏شود:

۱- به عنوان وظیفه ‏اى عمومى و همگانى که هرکس به مقدار توانایى خود باید به آن اقدام نماید.

۲- وظیفه‏ اى که یک گروه سازمان یافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى ‏مى‏ گیرد. چنانکه اگر راننده ‏اى در خیابان خلاف کند، هم سایر رانندگان با چراغ و بوق به او اعتراض مى ‏کنند و هم پلیس راهنمایى براى برخورد قاطع با متخلّف وارد صحنه مى‏ شود.

درباره امر به ‏معروف و نهى از منکر، روایات بسیارى آمده که از نقل آنها صرف ‏نظر و به این مقدار بسنده مى‏ کنیم که على علیه السلام فرمود: اگر امر به معروف و نهى از منکر ترک شود، کارهاى نیک و خیر، تعطیل و اشرار و بَدان مسلّط مى ‏شوند. [۱]

* پیام ها                      

۱- در جامعه اسلامى، باید گروهى بازرس و ناظر که مورد تأیید نظام هستند، بر رفتارهاى اجتماعى مردم نظارت داشته باشند. «ولتکن منکم امّه»

۲- اصلاح جامعه و جلوگیرى از فساد، بدون قدرتِ منسجم و مسئول مشخّص امکان ندارد. «منکم امّه»

۳- دعوت‏کننده ‏ى به خیر و معروف باید اسلام‏شناس، مردم‏ شناس و شیوه ‏شناس باشد. لذا بعضى از امّت این وظیفه را به عهده دارند، نه همه آنها. «منکم ‏امّه»

۴- دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منکر، باید به صورت دائمى باشد، نه موسمى و موقّتى. [۲] «یدعون، یأمرون، ینهون»

۵ – امر به معروف، بر نهى از منکر مقدّم است. اگر راه معروف ‏ها باز شود، زمینه براى منکر کم مى‏ گردد. «یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»

۶- کسانى که براى رشد و اصلاح جامعه دل مى ‏سوزانند، رستگاران واقعى هستند وگوشه ‏گیرانِ بى‏ تفاوت را از این رستگارى سهمى نیست. «اولئک هم‏المفلحون»

۷- فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهایى خود خلاصه نمى ‏شود، بلکه نجات و رشد دیگران نیز از شرایط فلاح است. «یأمرون، ینهون، اولئک هم المفلحون»

 

پی نوشت:

۱۳۰) نهج ‏البلاغه، نامه ۴۷

۱۳۱) فعل مضارع، نشانه ‏ى استمرار است.

حکمت های غیبت امام عصر(عج)


عقیق:متن زیر جلسه چهل و نهم از سلسله مباحث مهدویت است که توسط حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی ایراد شده است.

یکی از مسائلی که در دوره غیبت کبری مطرح است این سوال است که چرا امام زمان غائب شده اند؟

اصولاً وقتی این سوال مطرح می شود می تواند دو رویکرد داشته باشد. یکی اینکه این سوال اعتراضی باشد و ما به غیبت اعتراض داشته باشیم. سوال اینگونه مطرح می شود که منافع زیادی با ظهور ایشان وابسته است لذا چرا ایشان غایب شده است و آیا این با عدل و حکمت خدا سازگاری دارد؟ این نوع رویکر صبغه اعتراض دارد که می گوییم نباید این اتفاق می افتاد.

رویکرد دوم استفهامی است. ما می خواهیم دلیل و حکمت این مطلب را بدانیم. ما خداوند را حکیم می دانیم که حقیقتی است که کار عبث و بی فایده انجام نمی دهد. بنابراین سوال اینگونه است که این غیبت چه حکمتی دارد؟ مسئله ما در پاسخ به سوال اولیه مطرح شده، استفهامی است.

قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهیم ۵ نکته را بیان می کنیم.

نکته اول اینکه اینطور نیست که غیبت امام عصر، تنها اختصاص به امت اسلامی داشته باشد. سابقاً در بحث های گذشته گفتیم که مسئله غیبت در بین انبیا و اولیا پیشینه دارد و اینگونه نیست که فقط اختصاص به اسلام داشته باشد. از جمله شخصیتی که مشهور است جاب یوسف(ع) است.

دوم اینکه مسئله غیبت امام زمان از معدود مسائلی است که همه معصومین نسبت به آن اظهار نظر کرده اند. از پیامبر تا امام حسن عسکری(ع) راجع به غیبت امام زمان روایت داریم. در این مورد هم قبلاً بحث کرده ایم.

سومین نکته این است که مراد از غیبت امام، عدم ظهور است، نه عدم حضور. به این معنا که امام دیده نمی شود نه اینکه نیست، هست اما دیده نمی شود.

چهارمین مطلب این است که عدم ظهور به معنای ناشناسی است، نه ناپیدایی. اینطور نیست که جسم امام دیده نشود. بلکه جسم مبارک حضرت، دیده می شود اما شناخته نمی شود. کماینکه این قضیه در مورد جناب یوسف سابقه داشته است.

امام صادق می فرماید «إنّ فی القائم شبه من یوسف إنّ اخوه یوسف کانوا أسباطاً اولاد انبیاء تاجروا یوسف و بایعوه و هم اخوته و هو اخوهم فلم یعرفوه حتی قال لهم أنا یوسف…» یعنی قائم (عج) شباهتی با یوسف دارد. برادران یوسف با این که پیغمبر زاده و برادر یوسف بودند و او نیز برادرشان بود، با او تجارت و خرید و فروش کردند و او را نشناختند، تا این که یوسف، خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم …

این معنا را قرآن کریم در سوره یوسف آیات ۸۹ و ۹۰ بیان می کند. «قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ؛ قَالُوا أَإِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَهَذَا أَخِی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» یعنی گفت آیا دانستید وقتی که نادان بودید با یوسف و برادرش چه کردید؛ گفتند آیا تو خود یوسفی گفت [آری] من یوسفم و این برادر من است به راستی خدا بر ما منت نهاده است بی‏ گمان هر که تقوا و صبر پیشه کند خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی ‏کند.

بنابراین امام صادق در این بیان شباهت، بر ناشناسی تاکید دارند، نه ناپیدایی.

آخرین نکته این است که اگر ما ادله ای مبنی بر اینکه «چرا امام غایب است؟» را مطرح می کنیم، این ادله یک پاسخ درون گروهی و خاص شیعیان است. یعنی سوال ما استفهامی است که شخص سوال کننده معتقد به امامت حضرت است و معتقد به حیات و زنده بودن امام است.

با حفظ این پنج مقدمه، حکمت های غیبت امام را عرض خواهیم کرد. چیزهایی که بیان می شود چند تاست و اینها علت تامه نیستند، بلکه وجهی از وجوه غیبت امام است.

حکمت غیبت از دو دیدگاه قابل بررسی است. اولی دیدگاه عقل است و دومی از دیدگاه روایات است. ما اول دیدگاه نقل را مطرح می کنیم و بعد در زمان دیگری بحث عقل را مطرح خواهیم کرد.

اولین پاسخی که از ادله نقلی بیان می کنیم این است که به استناد برخی از روایات رازی است که جز پس از ظهور امام کشف نمی شود. یعنی ما در دوره غیبت نمی دانیم چرا امام غائب شده اند ولی وقتی امام ظهور پیدا بکند، چرایی مسئله روشن می شود.

عبدالله ابن فضل هاشمی روایتی از امام صادق نقل می کند که «ان لصاحب هذا الامر غیبه لابد منها یرتاب فیها کل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال: لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم قلت. فما وجه الحکمه فی غیبه؟ قال وجه الحکمه فی غیبه وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله ـ تعالی ذکره ـ ان وجه الحکمه فی ذلک لاینکشف الا بعد ظهوره کما لم ینکشف وجه الحکمه فیما آتاه الخضر (ع) من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی (ع) الی وقت افتراقهما»

یعنی همانا برای صاحب الامر غیبتی تخلف ناپذیر است، به طوری که اهل باطل در آن تردید می کنند. عرض کردم: یا بن رسول الله! چرا غیبت می کند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت های پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر می شود، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر، و کشتن آن بچه، و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند.

امام حسن عسکری(ع) طی روایتی طولانی به جناب احمد ابن اسحاق فرمودند «یا أحمد بن إسحاق هذا : أمر من أمر الله، وسر من سر الله، و غیب من غیب الله، فخذ ما آتیتک و اکتمه وکن من الشاکرین تکن معنا غدا فی علیین» یعنی ای أحمد بن اسحاق، این امری است از امر خدا و رازی است از راز و اسرار خدا، و غیبی است از غیب های خدا، آنچه را که به تو گفتم دریاب، و آنرا نهان دار، و از سپاسگزاران باش، روز قیامت در علیین با ما خواهی بود.

پیامبر(ص) به جابر ابن عبدالله انصاری فرمودند «یا جابر! ان هذا الامر من امر الله و سر من الله مطوی عن عباده فایاک و الشک فی امر الله فهو کفر» یعنی ای جابر! (غیبت امام زمان) سری از اسرار الهی می باشد که بر بندگان پوشیده است، مبادا در امر خدا شک کنی، چرا که تردید در امر خدا کفر است.

لذا اگر بخواهیم در این مسئله شک کنیم، به معنی انکار حکیم بودن الهی است که کفر است.

بنابراین اولین نکته ای که حضرات در حکمت غیبت بیان می کنند مسئله «سری از اسرار الهی» بودن است.

دومین نکته ای که می شود بین روایات پیدا کرد این است که غیبت برای برای امتحان و آزمایش خلایق ذکر می کنند. مسئله ابتلا و آزمایش یکی از سنت های الهی است. تدبیر امور خلقت بر اساس قواعدی است که لایتغیر و لایتبدل است. یکی از آن سنت های الهی ابتلا است. دو آیه در این مورد ذکر می کنیم.

سوره مبارکه ملک آیه ۲ می فرماید «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» یعنی خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر (و خلوص اعمالش بیشتر) است و او مقتدر و بسیار آمرزنده است.

سوره مبارکه عنکبوت آیه ۲ می فرماید «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ» یعنی آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آورده‌ایم رهاشان کنند و هیچ امتحانشان نکنند؟ و محققا ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملا می‌شناسد.

اول اینکه ابتلا و امتحان سنتی است که برای جن و ملک بوده است کمااینکه امر به سجده برای ابلیس(که از جن بود) و ملائک آمد. دوم اینکه ابتلا و امتحان برای انبیاء بوده است کمااینکه ابتلا حضرت ابراهیم دیر هنگام صاحب اولاد می شود و پس از آن دستور ذبح آن داده می شود. سوم اینکه امت ها هم دچار ابتلا می شوند، امت حضرت صالح با ناقه امتحان شدند.

امام و معصوم می فرمایند یکی از حکمت های غیبت حضرت ولی عصر، مسئله ابتلای امت است.

زراره از امام صادق نقل می کند که می فرمایند «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: إِنَّ لِلْغُلاَمِ غَیْبَهً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَهُ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ اَلَّذِی یُشَکُّ فِی وِلاَدَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلاَ خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ اَلشِّیعَهَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ اَلْمُبْطِلُونَ»

یعنی زراره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: برای آن جوان پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است عرضکردم: چرا؟ فرمود: میترسد – و با دست اشاره بشکم خود کرد-(یعنی میترسد شکمش را پاره کنند) سپس فرمود: ای زراره! اوست که چشم براهش باشند، و اوست که در ولادتش تردید شود: برخی گویند: پدرش بدون فرزند مرد، و برخی گویند: در شکم مادر بود (که پدرش وفات یافت و سپس هم بدنیا نیامد) و برخی گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شد و اوست که در انتظارش باشند ولی خدای عز و جل دوست دارد شیعه را بیازماید» در زمان (غیبت) است ای زراره که اهل باطل شک می کنند.

روزه و پرورش وجدان!


عقیق:متن زیر برشی از کتاب «عالی‌ترین مکتب تربیت و اخلاق یا ماه مبارک رمضان» اثر آیت الله صافی گلپایگانی است که در ادامه می‌خوانید؛

در نهاد انسان نیرویی آسمانی و قوّه‌ای ملکوتی است که او را به کارهای نیک تشویق کرده و از کارهای زشت باز می‌دارد.

همه این نیرو را در اعماق باطن خود می‌یابند و پیروی از آن را کمال و فضیلت می‌دانند. و تنها از کسانی می‌توان انتظار و توقّع امانت‌داری، صداقت و عدالت داشت و به خیر و نیکی آنان دل بست که این نیرو در آنان زنده و بیدار است. و این نور در نهاد هر کس به خاموشی گرایید، دیگر نباید از او انتظار عدالت، فضیلت، شرف و آدمیت داشت.

در اصطلاح علمای اخلاق به این نیرو «وجدان» می‌گویند. حقیقت این نیرو هر چه باشد و اسمش «وجدان» باشد یا «ضمیر» یا «قلب»، تفاوت نمی‌کند. چنین نیرویی در بشر وجود دارد که با انجام کار نیک، شاد و خوشحال می‌شود (مانند: کسی که از عهده تکلیف و مسؤولیت بزرگی بیرون آمده باشد که در این صورت، احساس راحتی و آسایش قلبی می‌نماید.) و هرگاه کار بد و عمل زشت و گناهی از انسان سر زند، این نیرو او را توبیخ و سرزنش می‌کند، و او را از کرده خود پشیمان ساخته و بسا که آثار ندامت و کراهت در چهره گرفته او خوانده می‌شود و در ضمیر، احساس ندامت کرده و می‌گوید: کاش این کار را نکرده بودم! و …

ندای وجدان و صدای ضمیر، همواره به او نهیب می‌زند و او را می‌ترساند و از او می‌خواهد تا نقطه ضعف‌ها را برطرف کند، و شکستگی و خسارت حاصل از گناه را جبران نماید.

قرآن مجید چنین حالت وجدانی را «نفس لوّامه» نامیده است.

بارها افرادی را دیده‌ایم که تحت تأثیر این ندای وجدان و برای خلاصی از تألّمات روحی، صفحه زندگی آن‌ها- که از جرم، خیانت، گناه، ستم و فساد سیاه شده بود- عوض شده و در فصل دیگری از زندگی به صورت انسانی پاک و خیرخواه، نوع پرور، خداپرست و با شرافت ظاهر گردیدند.

پیروی از این نیروی خداداد و ذاتی و به کار بستن آن، باعث رشد و ترقّی آن می‌شود؛ چنان چه بی‌اعتنایی و اهمال و سستی نسبت به آن، سبب ضعف و فنای آن می‌گردد؛ و از این رو وقتی برای اوّلین بار، انسان با وجدان خویش مخالفت نماید، سخت ناراحت و نادم است و در آتش عذاب روحی می‌سوزد و اگر آن مخالفت را دنبال کند، وجدان او به تدریج تاریک می‌شود؛ تا حدّی که از آن کار زشت و ناپسند، هیچ گونه عکس العملی در نهاد خویش نمی‌یابد و مصداق: خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلی سَمْعِهِمْ وَعَلی ابصارِهِمْ غِشاوَهٌ می‌گردد.

یکی از اهداف و برنامه‌های دینی این است که وجدان بشر همیشه زنده بماند و از ضعف و سستی آن جلوگیری شود.

نماز، حج، دعا، اذکار، مواعظ، نصایح، تلاوت قرآن و سایر احکام تربیتی اسلام و به طور کلّی، اطاعت از تمام اوامر و نواهی شرع، این نیرو را رشد می‌دهد و وجدان عالی‌تر و نیرومندتری به نام «وجدان دینی و شعور به مسؤولیت» می‌سازد.

این وجدان، مظهری از خوف و ترس از خدا و خشیت الله است.

این وجدان دینی است که هنگام وسوسه‌های شیطانی و اندیشه‌های اهریمنی به کمک مردم پرهیز کار بر می‌خیزد و آنان را از خطر سقوط در پرتگاه گناه نجات می‌دهد:

انَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوْا فَإِذَا هُمْ مُّبصِرُونَ

این وجدان ایمانی و مذهبی، گناه را مانند سنگ بزرگی- که بیم فرود آمدن آن بر سر شخص وجود دارد- خطرناک و مهیب جلوه می‌دهد:

انَّ المُؤمِنَ یَری ذَنَبهُ کَانَّهُ صَخَرهٌ یَخافُ ان تَقعَ عَلیَه

یکی از فواید تربیتی روزه «پرورش وجدان» است. روزه از جمله عباداتی است که با خلوص و پاکی نیت و پیروی از وجدان دینی انجام می‌شود و ریاکاری و اغراض باطل در آن کمتر وارد می‌گردد؛ زیرا روزه، صبر و امساک از مفطرات و خویشتن‌داری است. و کسی که نیت پاک، شوق به اطاعت فرمان خدا و پاسخ به ندای وجدان نداشته باشد، امساک و خویشتن‌داری نیز ننموده و در خلوت از خوردن و آشامیدن پرهیز نخواهد کرد؛ چرا که می‌تواند در حضور مردم از خوردن غذا خودداری کند، و به طور محرمانه روزه خود را افطار کند.

پس بی‌تردید کسی که در حضور و غیاب مردم امساک دارد و روزه است، دارای نیت قربت و اخلاص است و اطاعتش، واقعی و حقیقی است و این است معنای فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام:

وَالصِّیامُ ابِتلاءً لِاخلاصِ الخَلق

این روزه دار یقیناً دارای وجدان رشد یافته دینی است و حتماً روزه او سبب رشد بیش‌تر وجدان و شعور او به مسؤولیت می‌شود.

پس ای برادر ایمانی و ای حبیب روحانی! اگر خواهان رشد و جدان و بیداری ضمیر هستی، روزه بگیر و آن را که یکی از ارکان اسلام است، کوچک مشمار؛ که در حدیث آمده است:

بُنِیَ الاسلامُ عَلی خَمسهِ اشیاء، عَلَی الصَلوهِ، وَ الزَکاهِ، وَالحَجِ، وَ الصَومِ، وَالولَایه

اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.

شرکت کنندگان در افطاری سفارت انگلیس حامی دشمن اند



عقیق:حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی حسینی همدانی، در خطبه‌های نماز عبادی سیاسی جمعه بیست و هفتم اردیبهشت‌ماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره)، با اشاره به سی‌ام اردیبهشت‌ماه روز ولادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام در سال سوم هجری قمری بیان داشت: یتیم‌نوازی، حسن خلق، صبوری و شجاعت ازجمله صفات اخلاقی کریم اهل‌بیت (ع) می‌باشد.

وی در ادامه ضمن ارائه شرح مختصری از زندگینامه امام حسن (ع) و نگاهی به حکومت ایشان، اظهار داشت: تاریخ وزندگی امام حسن مجتبی (ع) برای امروز ما بسیار درس‌آموز است.

امام‌جمعه کرج اذعان داشت: پس از شهادت امیر مؤمنان (ع) و آغاز امامت امام حسن مجتبی (ع) عده‌ای بر سرکار آمده و علیه ایشان جبهه واحدی تشکیل دادند و سعی داشتند با کنترل اقتصاد و سیاست، نظام فرهنگی و ارزشی را در دست گرفته و استحاله کنند لذا کار حضرت در این برهه بسیار سخت بود.

رئیس بنیاد مهدویت استان البرز گفت: امام حسن مجتبی (ع) در این دوران سخت مدیریت شیعه، حفظ دین و نشر معارف اسلامی را بر عهده داشت و در مقابل منافقان و طاغوتیان ایستادگی می‌کرد.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی بابیان اینکه ضعف نفسانی اطرافیان امام حسن (ع) یکی از نقاط موردنظر برای معاویه بود، بیان داشت: بعضی از اطرافیان امام برای معاویه نامه تسلیم می‌نوشتند و برخی نقاط ضعف سیستم امام حسن مجتبی (ع) را به دشمن اطلاع می‌دادند.

وی در ادامه ضمن مقایسه آن دوران با عصر حاضر، گفت: در فتنه ۸۸ نیز این موضوع حادث شد و برخی نقاط آسیب‌پذیر جمهوری اسلامی را به دشمن اطلاع دادند و موضوع تحریم‌های اقتصادی را مطرح کردند.

نماینده ولی‌فقیه در استان البرز افزود: در این ایام هم عده‌ای دم از مذاکره و دادن برخی امتیازات ازجمله قراردادهایی مانند برجام موشکی به دشمن می‌زنند و یک عده‌ای هم فشار می‌آورند که در مقابل دشمن تسلیم شویم.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی خاطرنشان ساخت: در این فضا که عده‌ای انقلابی شهید وعده‌ای دیگر خانه‌نشین هستند وعده‌ای لیبرال ترسو کار را به دست گرفته‌اند آیا باید تقصیر را به گردن امام جامعه انداخت؟

وی افزود: در آن زمان عده‌ای با غوغا سالاری در فضای مجازی و رسانه‌ای برای مردم این باور را به وجود آورده‌اند که اگر با کدخدا باشیم مشکلات حل می‌شود.

رئیس شورای فرهنگ عمومی استان البرز بابیان اینکه اگر مذاکره صورت نمی‌گرفت عده‌ای سروصدا می‌کردند، گفت: رهبری می‌خواستند که اتمام‌حجت شود و چهره از نقاب دشمن بیفتد، حتی کسانی که از برجام دفاع می‌کردند امروز دیگر از این موضوع دفاع نمی‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی با اشاره به نقض یک‌طرفه برجام توسط آمریکا در سال گذشته ، تصریح کرد: علی‌رغم همه این بدعهدی‌ها عده‌ای هنوز هم دم از مذاکره با شیطان می‌زنند، این سخنان تکرار اشتباهات است که تسلیم در مقابل دشمن مشکلات را حل می‌کند.

وی خاطرنشان ساخت: مردم درصحنه هستند و بزرگ‌ترین قدرت دنیا را تا زمانی که مردم هستند داریم بنابراین از امروز هر پافشاری برای مذاکره با استکبار را خیانت به مردم و ضربه به‌نظام اسلامی می‌دانیم.

وی تأکید کرد: مسئولان در عرصه دیپلماسی و بین‌المللی برای رسیدن به مصلحت ملت نباید حکمت، اقتدار عزت نظام اسلامی را از دست بدهند.

خطیب نماز جمعه کرج با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان نظام که فرمودند «جنگ نمی‌شود»، عنوان کرد: عده‌ای علی‌رغم تأکیدات رهبری بازهم از جنگ سخن می‌گویند و با این ترفند سعی در ایجاد فضای مذاکره دارند.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی متذکر شد: علی‌رغم اینکه دشمن خود اعلام کرده که قصدی برای جنگ با ایران ندارد عده‌ای در داخل القای جنگ می‌کنند و این عده برای فرار از پاسخگویی و سوء مدیریت خود سعی بر پررنگ کردن شایعه جنگ و پرداختن به اهمیت مذاکرات جدید دارند.

وی خاطرنشان ساخت: دشمنان بدانید ملت رشید ایران اهل ترس و سازش نیستند و اگر کج‌خیالی کنید با حملات برق‌آسای ملت رشید اسلامی مواجه می‌شوید و هستی خود را به باد خواهید داد.

نماینده رهبر معظم انقلاب در استان البرز با اشاره به اینکه روز گذشته جنایتکاران پلید سعودی که صهیونیست صفت هستند، حامیان حرمین در یمن را به شهادت رساندند و گفتند مناطق نظامی را به گلوله بستیم، گفت: در ایران هم عده‌ای براثر جهل، خیانت و نادانی حرف‌هایی می‌زنند و چراغ‌هایی برای بیگانگان خاموش و روشن می‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی در ادامه از شرکت تعدادی از مسئولان در ضیافت افطار سفارت انگلیس انتقاد کرد و افزود: وقتی مسئولی در افطار سفارت انگلیس در این شرایط بحرانی که آن‌ها دندان‌تیز به ما نشان می‌دهند، شرکت می‌کند آن را حامی دشمن می‌دانیم. حال که دانسته یا ندانسته این کار را کرده باشد. دشمن بداند ملت ایران نه اهل ترس و نه اهل سازش با دشمن اسن، پس بدانید که اگر اقدامی کنید با حملات پی‌درپی غیورم ندان ملت ایران همراه خواهید شد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به صحبت‌های تمسخر انگیز در راستای رفع مشکلات و اختلاف‌نظرهای داخلی، بیان کرد: برخی می‌گویند برای از بین بردن اختلافات داخلی جایگاه ریاست جمهوری و مقام معظم رهبری باهم ادغام شود و شرط مرجعیت را نیز حذف کنیم؛ این به معنای آن است که گوینده اعتقادی به قانون اساسی ندارد و هیچ درکی از نظام جمهوری اسلامی ندارد.

رئیس شورای هماهنگی و گسترش فرهنگ قرآنی استان البرز بابیان اینکه برخی سخن از افزایش قدرت رئیس‌جمهور می‌زنند، گفت: مگر اختیارات رئیس‌جمهور کم است؟ طی ۴۰ سال گذشته چگونه کشور اداره شده است؟ با همین اختیارات کشور اداره شده است.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی عزم دولت باید رفع مشکلات مردم باشد و باانگیزه جهادی و انقلابی وارد خدمات به مردم شد. باید مدیریت صحیح داشته باشیم تا شاهد پیروزی شویم.

وی با اشاره به سی‌ام اردیبهشت‌ماه روز ملی جمعیت، تصریح کرد: جمعیت به معنای امنیت ملی است و یکی از مسائلی که باید از آن صیانت کرد، منابع انسانی است و دشمنان سعی در تهاجم فرهنگی با کاهش جمعیت دارند و روی موضوع خانواده و ارتباطات فامیلی تمرکز می‌کنند تا اساس و نظام خانواده را سست کنند و آینده کشور را از بین ببرند.

رئیس بنیاد غدیر استان البرز بابیان اینکه امروز ایران با همه تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی و همه اقدامات انجام‌شده با پایین‌ترین نرخ باروری در جهان اسلام را به خود اختصاص داده است، خاطرنشان کرد: متأسفانه فیلم‌ها و برنامه‌های موجود در رسانه ملی نیز برخلاف این هدف توصیه می‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی همدانی با اشاره به زمان صحیح باروری که از ۱۷ تا ۴۴ سالگی است، گفت: دشمنان به دنبال القای فرهنگ غلط در کشور هستند.

وی در پایان بابیان اینکه جمعیت ثروت و قدرت می‌آورد و تمدن را شکل می‌دهد، گفت: اگر جمعیت کم باشد، رونق تولید نیز از بین می‌رود و کشاورزی نیز از کار می‌افتد. لازم است که در کشور فرهنگ‌سازی صورت گیرد زیرا نمی‌تواند دانشمند را وارد کشور کرد.

1 2 3 4 5 79