پیش‌بینی عداوت دشمنان، راهبرد اصلی انبیای الهی


پیش‌بینیِ عداوت دشمنان و ترس از توطئه آن‌ها همواره به‌عنوان یکی از راهبردهای اصلی انبیاء و اوصیاء شناخته می‌شود.

عقیق: رهبر
معظم انقلاب همزمان با سالروز ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام
در بخشی از سخنان خویش در دیدار با جمعی از ذاکران اهل‌بیت علیهم السلام در
علت پیروزی پیامبران بر دشمنان خویش و با اشاره به آیه‌ای از قرآن
فرمودند: «دشمنان نابود شدند و پیامبران زنده‌اند. علت زنده ماندن راه
پیامبران این است که خدا به آنان فرمود «إِنَّنِی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ
أَرى‌» نترسید واهمه نکنید و دچار اشتباه نشوید، خدا با شماست. هرکس به این
وعده‌ی الهی باور ندارد، به این ۴۰ سال نگاه کند که دشمنان ما که مرکز
قدرت دنیای مادی بودند، با همه‌ی وجود در مقابل این انقلاب ایستادند و هر
کار توانستند کردند».

آیه مذکور در
بیانات رهبر معظم انقلاب مربوط به آیاتی از سوره طه و ماجرای مواجهه
موسی(ع) همراه با برادرش هارون با فرعون است. در آیه ۴۲ خداوند به موسی(ع)
دستور می‌دهد که با نشانه‌های خاص و همراه با برادرش به‌سوی فرعون طغیانگر
حرکت کنند. «اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیاتی‏ وَ لاتَنِیا فی‏
ذِکْری(۴۲)؛ تو و برادرت با معجزات من [ براى هدایت گمراهان ] بروید و
درباره ذکر من [که ابلاغ وحى است] سستى نورزید. اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ
إِنَّهُ طَغى‏(۴۳)؛ هر دو به‌سوى فرعون بروید؛ زیرا او [در برابر خدا]
سرکشى کرده است».

سپس به حضرت موسی(ع)‌
امر می‌کند با نرم‌گفتاری با فرعون برخورد کند؛ چرا که شاید هوشیار شود و
از سرکشی دست بردارد؛ فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ
أَوْ یَخْشى‏». پس از آن، موسی و هارون(ع) ترس خویش را از طغیان فرعون
نسبت به خود ابراز داشتند و فرمودند: «قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ
یَفْرُطَ عَلَیْنا أَوْ أَنْ یَطْغى‏(۴۵)؛ گفتند: اى پروردگارمان، ما
مى‏‌ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت‏‌گیرى و شکنجه بر [ضد] ما
پیشى گیرد یا بر سرکشى خود بیفزاید». اما خداوند ایشان را دعوت به آرامش
کرد و فرمود: «قالَ لاتَخافا إِنَّنی‏ مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَرى‏(۴۶)؛ نترسید که من بی‌تردید با شما هستم [سخن او و شما را] مى‏‌شنوم و [اعمالتان را] مى‏‌بینم».

بر
اساس این آیات می‌توان نتیجه گرفت بیم از مشکلات آینده و خطرات احتمالی
آن، منافاتی با مقام نبوت ندارد، منتها هنر انبیاء آن بود که در مشکلات به
خداوند متعال پناه می‌بردند و با مناجات‌های عاشقانه هیچ گاه ارتباط خویش
با خداوند را قطع نمی‌کردند.

نکته دیگر آنکه پیش‌بینیِ عداوت دشمنان و
ترس از توطئه آن‌ها همواره به‌عنوان یکی از راهبردهای اصلی انبیاء و
اوصیاء شناخته می‌شد. موسی(ع) و هارون با بیان این جمله «قالا رَبَّنا
إِنَّنا نَخافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنا أَوْ أَنْ یَطْغى؛ اى پروردگارمان، ما مى‏‌ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت‏‌گیرى و شکنجه بر [ضد] ما پیشى گیرد یا بر سرکشى خود بیفزاید»،
بیم آن داشتند که فرعون، قبل از بیان استدلال و آوردن معجزات بر ایشان
پیشى گرفته (یَفْرُطَ عَلَیْنا) و طغیان خود را نسبت به بنى‌اسرائیل افزایش
دهد (یَطْغى) همچنان که جوسازى و شایعه‌سازى، شیوه‏ طاغوت‏‌ها و ستمگران
است. آنان فضا را مسموم و مردان خدا را متهم مى‌کنند و یا بعد از شنیدن حقّ
دست به آشوب مى‏‌زنند تا سخن حقّ آنان اثر نکند.

اما در مقابل عداوت
دشمنان، ایمان به حضور در پیشگاه خداوند و یقین به امدادهاى الهى، عامل
شجاعت و روحیه یافتن مؤمنان است آنجا که خداوند خطاب به این دو بزرگوار
فرمود «إِنَّنِی مَعَکُما؛ من با شما هستم».

منبع:تسنیم

بهره‌گیری امام خمینی(ره) از سیره فاطمی در ظلم‌ستیزی و ساده‌زیستی


امام خمینی(ره) از جملـه شخـصیت‌هـای علمـی و مبارزاتی برجـسته دوران معاصرند که نهضتی شکوهمند و انقلابی بزرگ بر پایه آموزه‌های فاطمی(ع) بنیان کرده‌اند.

عقیق:تاریخ
بشریت افرادی را به خود دیده است که نه‌تنها در زمان خود بلکه در تمام
زمان‌ها و مکان‌ها انقلابی را در رفتارها و اندیشه‌های مردم به‌سوی
ارزش‌های انسانی و معارف وحیانی ایجاد کرده‌اند؛ این افراد با دارا بودن
ویژگی‌های آسمانی توانستند در تمام ابعاد وجودی به‌گونه‌ای رشد یابند که
الگوی عملی حق‌طلبان و پاک‌طینتان عالم از مبارزان و سیاسیون و اهل علم و
دانش و عامه مردم قرار گیرند. حضرت زهرا(ع) از جمله برگزیدگان عالم بشریت
است که حائز چنین ویژگی‌های برجسته است.

صبر، شجاعت،
ظلم‌ستیزی، برجستگی‌های علمی و معرفتی و نیز تقید به ارزش‌های اخلاقی و
عبادی گزاره‌هایی در شخصیت حضرت زهراست که نه‌تنها روایات از معصومین علیهم
السلام بلکه مورخان برجسته به آن‌ها اشاره کرده‌اند، بنابراین همان گونه
که عنوان شد، الگوی عملی اندیشمندان و مبارزان عالم اسلام و نیز حق‌جویان
عالم قرار گرفت.

امام خمینی(ره) از جملـه
نوابـغ و شخـصیت‌هـای علمـی و مبارزاتی برجـسته دوران معاصرند که نهضتی
شکوهمند و انقلابی بزرگ بر پایه آموزه‌های دینـی و باورهـای الهـی بنیـان
نهادند و همواره سیره قولی و فعلی اهل‌بیت(ع) به‌ویژه فاطمه زهـرا(ع) را
الگـوی خود قرار داده و در گفتار و کردار خود تلاش کردند تـا چهـره تابنـاک
و والای فاطمـه را بـه‌ویژه از بعد سیر و سلوک معنوی و سیاسی معرفی کنند.
ایشان در بیاناتی در تجلیـل و بزرگداشـت مقـام فاطمـه، آن حضرت را
هـم‌طـراز بـا پیـامبر(ص) دانـسته می‌فرماید: «زنی
که افتخار خاندان وحی [است] و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می‌درخشد،
زنی که فضائل او همطراز فضایل بی‌نهایت پیغمبر اکـرم و خانـدان عـصمت و
طهـارت بـود، زنـی کـه هرکسی با هر بینش درباره او گفتاری دارد و از عهـده
سـتایش او برنیامـده کـه احـادیثی کـه از خاندان وی رسیده به‌اندازه فهم
مستمعان بوده و دریا را در کوزه نتوان گنجاند، و دیگران هرچـه گفته‌اند
به‌مقدار فهم خود بوده، نه به‌اندازه مرتبت او
».

ساده‌زیستی فاطمه(ع)

امام خمینی(ره) در عصری که پادشاهان و حاکمان عالم از جایگاه خویش در
راستای مطامع دنیوی نهایت بهره را بردند، به‌تبعیت از سیره اهل‌بیت و فاطمه
زهرا(ع) بنا را بر ساده‌زیستی نهاد و هیچ گاه به خویش اجازه نداد از این
روش زندگی دست بردارد. این مسئله در فرمایشات امام راحل درباره روحیه
ساده‌زیـستی و کـوخ‌نـشینی فاطمـه(ع) پیداست. ایشان در سخنانی فرمودند: «ما
یک کوخ چهار پنج نفری در صدر اسلام داشتیم، و آن کوخ فاطمه زهرا(ع) اسـت.
از ایـن کوخ‌ها هم محقرتر بوده، لکن برکات این چی است؟ برکات این کوخ
چندنفری، آن‌قدر است که عالم را پر کرده است از نورانیت و بسیار راه دارد
تا انسان به آن برکات برسد
». امام خمینی(ره) علاوه بر آنکه خود شدیداً مقید به ساده‌زیستی بودند، این روحیه را بارها به سایر مسئولان نظام اسلامی هشدار دادند.

روحیه مبارزاتی حضرت زهرا(ع)

روحیه مبارزاتی و ظلم‌ستیزی امام خمینی(ره) از دیگر شاخصه‌های ایشان است
که مورد توجه آزادگان و حق‌طلبان عالم قرار گرفت. امام با بهره‌گیری از
اندیشه نو و الهی خود در صحنه سیاست بین‌المللی نه‌تنها توانست رژیم
قدرتمند پهلوی را سرنگون کند بلکه  با ارائه تفکر و روشی جدید و کاملاً
دینی که با تمام مبارزات دنیا متفاوت است  و نیز هدایت این جریان انقلابی،
به جهانیان نشان داد که در پرتو اسلام و با بهره‌گیری از مذهب و محوریت
توحید می‌توان دولتی بزرگ و اسلامی تشکیل داد که با ظلم و جور مبارزه کند.
ایشان روحانی مجاهد و مرجع تقلید مبارزی بود که با الهام از سیره نبی گرامی
اسلام(ص)، امیرالمؤمنین و سایر ائمه(ع) و در پرتو آموزه‌های فاطمی،
مبارزه با ظلم و جور پهلوی را تکلیف شرعی و الهی دانسته و مردم را علیه
حکومت ظالم زمانه برانگیخت و انقلابی دینی برپا کرد. امام خمینی(ره) در
سخنانی با اشاره به همین موضوع  عنوان داشتند: «به
هر حال، قلم و بیان من عاجز است که مقاومت عظیم و گسترده میلیون‌ها مسلمان
شیفته خدمت و ایثار و شهادت را در این کشور صاحب الزمان ــ ارواحنا فداه
ــ ترسیم نماید و از حماسه‌ها و رشادتها و خیرات و برکات فرزندان معنوی
کوثر، حضرت فاطمه زهرا ــ سلام الله علیها ــ سخن بگوید؛ که همه اینها از
هنر اسلام و اهل‌بیت و از برکات پیروی امام عاشورا سرچشمه گرفته است
». (صحیفه نور، ج۲۰، ص۱۹۸)

منبع:تسنیم

دلنوشته ای از اولین و آخرین دیدار


چند ساعت بعد، وقتی متن پیش ‌نویس خبر دیدار را به آقازاده ‌شان رساندم اصلاً در توهّمم هم نبود که خود آیت الله با دقّت زیاد، متن خبر را بخواند و دو سه نکته تذکّر دهد که ارادت ما را مضاعف کرد: «ابوی فرمودند من در جاهایی …

عقیق:ساعت یازده صبح جمعه یازدهم اسفند بود که برای اوّلین و آخرین بار در منزلش به حضورش رسیدیم.

در کوچه ‌پس‌ کوچه ‌های محلّه ‌ی قدیمی باغ پنبه قم، همان
منزل قدیمی … راز ارادت مردم قم به ایشان گویی در همین زهد و بی‌آلایشی و
مردمی ‌بودنش بود.



با وجود کسالت، با گرمی ما را به حضور پذیرفت و وقتی با تدوین
مطالبات حوزوی آقا مواجه شد، گویی کسالتش را از یاد برد و زمان را نیز
…؛ ما وسواس‌گونه ملاحظه ‌ی کسالتش را کردیم و او بی‌آنکه ما از او
بخواهیم، عطش ما را با مدح بی ‌تکلّف از آقای خامنه ای پاسخ می‌گفت.



«من در آقای خامنه ای غیرخدا ندیده‌ ام»



تیتر خبری‌ بود که از آن دیدار به بیرون منعکس شد؛ امّا حلاوت
آن دیدار و اخلاص و صفای آن فقیه انقلابی را چه تیتری می‌تواند منعکس
کند؟! الحق که دنیا چقدر محدود است.



چند ساعت بعد، وقتی متن پیش ‌نویس خبر دیدار را به آقازاده
‌شان رساندم اصلاً در توهّمم هم نبود که خود آیت الله با دقّت زیاد، متن
خبر را بخواند و دو سه نکته تذکّر دهد که ارادت ما را مضاعف کرد:



«ابوی فرمودند من در جاهایی تعبیر آقای خامنه ‌ای کردم، اینها
را اگر صلاح می ‌دانید به مقام معظّم رهبری یا مثل آن اصلاح کنید که خدایی
‌نکرده خلاف شأن ایشان تلقّی نشود»!



و ما عرض کردیم بگذارید قدری از صفا و ارادت و بی‌تکلّفی ایشان با همین الفاظ منعکس شود؛ برداشت منفی نمی ‌شود.



و البته همین است که در این دل‌ نوشته، من هم «شما» را «تو» خطاب کردم تا تکلّفی دیده نشود و فقط دغدغه‌ تان دیده شود.



بارها در همان دیدار سال ۹۶، با حرارت تأکید کردید که «بر
تحقّق عملی فرمایشات مقام معظّم رهبری متمرکز شوید؛ عمده این است که اینها
را در مقام عمل، محقّق کنید …»



و از دوست عزیزی در مراسم تشییع شنیدم که دو ماه قبل هم در
آذرماه ۹۷ با همان حرارت تأکید کرده بودید که: «در سطح حوزه هم برای تبیین و
تثبیت ولایت فقیه تلاش کنید تا به گفتمان رایج تبدیل شود. هنوز این بحث
مهم در حوزه، جای کار (تقویت گفتمانی) دارد …».



الله اکبر به این بزرگی؛ الحق که مردم قم هم خوب قدرشناسی کردند



به قول آن پیرمرد قمی که آن روز جمعه آن دیدار با عشق و علاقه
آمده بود وجوهاتش را به شما بپردازد، با تو «عِقش»! می‌کردند و حالا …



آری تو گفتی:



«خدا آقای خامنه ای را برای این ملّت نگه داشته است …؛ او
کسی نیست که به احدی باج بدهد …؛ به مردم باور دارد و اعتقادش این است که
هرکاری به مردم واگذار شود، حل خواهد شد، مثل فتنه ۸۸ …؛ راه حل مسائل
اقتصادی هم همین است.



متن از: حجت الاسلام علی خراسانی



پر جاذبه‌ترین و جامع‌ترین الگوی زنانه تاریخ


بخشی از سخنان رهبر انقلاب درباره جایگاه بانوی دو عالم:

انتشارات انقلاب اسلامی همزمان با میلاد مبارک حضرت زهرا(س)، به ارائه بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه بانوی دو عالم پرداخته است.

عقیق:چه‌بسا بتوان گفت که مهم‌ترین بُعد اهمیت روز میلاد
حضرت صدیقه‌طاهره سلام‌الله‌علیها که «روز زن» است، آن مسئولیتی است که
متوجه زنان جامعۀ اسلامی و البته مردان اندیشمند و پژوهشگر و دانشمند
می‌کند. این مسئولیت، از طرفی به قابلیت الگوگیری از شخصیت باعظمت آن بانوی
مجلّله توسط زنان مسلمان است و از سوی دیگر معرفی ایشان به جهان بشریّت
به‌عنوان نمونه و الگویی است که می‌تواند جامعۀ زنان تاریخ را از منجلاب
بدبختی‌ها نجات دهد؛ که این دومی بیشتر وظیفه پژوهشگران مسلمان است. در این
گفتار به‌مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، سعی
می‌کنیم مروری بر بعضی از مباحث دفتر دوم از سلسله‌دفاتر «نقش و رسالت زن»
با عنوان «الگوی زن» داشته باشیم که از سوی انتشارات انقلاب اسلامی منتشر
شده و این بُعد مهم را با بیانات مقام معظم رهبری تشریح و تبیین نموده است:

چرا الگو داشتن مهم است؟

 تأثیر
الگو روی ذهن مردم خیلی بالاست؛ همه انسان‌ها احتیاج دارند به اینکه در
رفتارهای معمولی خود یک شاخص و یک الگو در مقابل چشم‌شان باشد. به همین
دلیل زن مسلمان اگر بخواهد موازین اخلاقی و عاطفی و انسانی، موضوع جنسیّت
زن‌بودن -که محور خانواده است- و موضوع آرمان‌گرایی را باهم ملاحظه کند و
همه اینها را با دیدگاه اسلامی مورد توجه قرار دهد، احتیاج به یک الگو و
نمونه‌ مجسم و شاخص دارد که به او نگاه کند و در مجموع رفتارها، خود را با
او تطبیق دهد و به او نزدیک کند(۱).  لذا اگر جامعه اسلامی بتواند زنان خود
را با الگوی زنانِ بزرگ و با عظمت، که می‌توانند دنیا و تاریخی را
تحت‌تأثیر خود قرار دهند تربیت کند، آن‌وقت زن به مقام شامخ حقیقی خود نائل
آمده است(۲).

کسی‌ که بشریّت نیاز دارد او را بشناسد

امروز
جامعه زن در خلأ به سر می‌برد؛ گمراهان تاریخ دست او را گرفته‌اند و
حرف‌های تمجیدآمیزی هم برای فریب او می‌زنند. امروز که روز یک تلاقی بزرگ
میان فرهنگ اسلامی و فرهنگ منحطّ غربی در همه مسائل از جمله در مسائل مهم
زن در جامعه و در زندگی است، احتیاج داریم که بیشتر راجع به چهره‌ فاطمه
زهرا (سلام‌الله‌علیها) که زن نمونه است بحث کنیم. البته ما سال‌ها درباره
فضایل معنوی و خصلت‌های انسانی حضرت فاطمه سلام الله علیها صحبت کرده‌ایم
اما به این نکته که الگوی مجسمه از زن امروز را نشان دهیم و به ابعاد
سازنده شخصیت انسانی که بتواند دنیا را اداره کند کمتر توجه داشته‌ایم و
امروز باید این خلأ را جبران کنیم(۳).

درباره
فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) حرف‌های زیادی است که شرح همه آنها از عهده‌ی
حتی یک کتاب خارج است؛ اما از دست‌های غرض‌ورز و آلوده که بگذریم، بسیاری
هم هستند که هنوز به درستی مطّلع نیستند که اسلام درباره‌ی زن چه شأن
والایی را در نظر گرفته است؛ ما برای اینکه این مطلب را به جهان نشان دهیم و
فرهنگ مترقی و پیشرفته اسلام را در این زمینه تشویق کنیم، بهترین کار
ترسیم چهره‌ زنان برجسته اسلام است؛ چون شخصیت و زندگی آنها خود
نشان‌دهنده‌ تفکر اسلام درباره زن است؛ لذا وقتی تاریخ بشریت را مرور
می‌کنیم، می‌بینیم که در میان تمام زنان برجسته‌ عالم، فاطمه زهرا
(سلام‌الله‌علیها) دختر پیامبر اعظم(صلی الله‌ علیه و‌آله‌) است که بیش از
همه می‌درخشد(۴).

اسطوره‌ای در قامتِ بشر خاکی

در
مقام تنزّل  وجودی آنجایی که عظمت‌های ملکوتی به واقعیت‌های جسم و مُلک
می‌پیوندد و این قالب‌های بشری حامل آن معنویت‌ها و روح‌ها می‌شود، آن وقت
هر حرکت و هر اشاره و سخنی از زبان آن‌ها برای ماها که عقب هستیم یک سرمشق
نورانی می شود؛ بنابراین کافی نیست که ما بدانیم فاطمه (سلام‌الله‌علیها)
در چه اوجی و با چه عظمتی در این عالم بوده و در عالم معنا و ملکوت خواهد
بود؛ بلکه آن مقداری که درک می‌کنیم و می‌فهمیم، باید برای ما سرمشق حرکت و
عمل باشد(۵).

زیرا ائمه اطهار (علیهم‌السلام)
که بدون تردید رتبه و مقام‌شان از ملک مقرّب الهی بالاتر است، جوری زندگی
نکردند و حرف نزدند و مشی نکردند که از دسترس ما دور باشند؛ بلکه به
فرموده‌ی مرحوم علامه طباطبایی(ره) مثل آن کسی است که در روی قله‌ی کوه
ایستاده است و می‌گوید بیاید اینجا؛ و به سمت اوج فرا می‌خواند. اینان مثل
برجستگان دروغین دنیای مادی و دارای معنویت های قلابی نیستند که بروند توی
برج عاج در اتاق شیشه‌ای بنشینند و کسی به این‌ها دسترسی نداشته باشد؛خیر،
می‌گویند بیایید که راه همین است؛ البته بله، ما نمی‌توانیم کاملاً مثل
آنها حرکت کنیم و طاقت آن را نداریم، اما می‌توانیم آن راهی را که آنها
رفتند مسیر زندگی‌مان قرار دهیم و در این جهت حرکت کنیم(۶).

مقدس‌ترین، پرجاذبه‌ترین و جامع‌ترین الگوی زنانۀ تاریخ

در
میان اهل‌بیت عصمت (علیهم‌السلام)  دختر رسول الله در عمر کوتاه خود اثر
بزرگی به جا گذاشت. ایشان بزرگترین زن تاریخ است. تمام زنان تاریخ به منزلت
ایشان نمی‌رسند(۷).  شخصیت زهرای‌اطهر (سلام‌الله‌علیها) می‌تواند
به‌عنوان پر‌جاذبه‌ترین نمونه در دیدگاه همه زنان مخصوصاً زنان مسلمان قرار
گیرد. ایشان زیباترین، متعالی‌ترین و مقدس‌ترین الگو برای زنان مسلمان
بلکه همه زنان جهان است(۸). 

لذاست که می‌بینیم
در زندگی معمولی حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها) یک نکته مهم وجود
دارد: جمع بین ابعاد گوناگون حیات فردی و اجتماعی که یک زن مسلمانِ مطلوب و
ایده‌آل باید در زندگی‌اش داسته باشد؛ یعنی وظایف یک زن در رفتارش با شوهر
و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف، وظایف یک انسان مجاهد غیورِ
خستگی‌ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم بعد از رحلت رسول‌اکرم(ص) –که
به مسجد می‌آید و سخنرانی و موضع‌گیری و دفاع می‌کند و حرف می‌زند-  که یک
جهادگر به تمام‌معنا و خستگی‌ناپذیر و محنت‌ناپذیر و سختی‌تحمل‌کن است از
طرف دیگر. همچنین از جهت سوم او یک عابد و به‌پادارنده‌ی نماز در شب‌های
تار و قیام‌کننده‌ی لله و خاضع و خاشع برای پروردگار در محراب عبادت است؛
این زن جوان مانند اولیای کهن الهی با خدا رازونیاز و عبادت می‌کند. این سه
بُعد را با هم جمع‌کردن، نقطه‌ی درخشان زندگی ایشان است(۹).  پس این دختر
بزرگوار رسول‌خدا(ص) به عنوان یک الگوی کامل و جامع، معرفت و دانش و عبادت و
زهد و خانه‌داری و جهاد و شهادت و تمام امتیازات و خصوصیات یک انسان والا و
معصوم را با خود دارد(۱۰)  و نمونه‌ی یک‌ انسان است که ظرف ملکوتی وجود
انسان در ایشان متجلی است(۱۱).

 و شما هیچ
شخصیت دیگری را نمی توانید پیدا کنید که مجسم‌کننده‌ی هویت حقیقی و
همه‌جانبه‌ی یک مسلمان باشد آنچنانکه حضرت فاطمه‌زهرا (سلام‌الله‌علیها)
بوده است. البته زنان برجسته‌ی دیگری را می‌توانیم پیدا کنیم اما نه از جهت
اوج عظمت و برجستگی به پای زهرا سلام‌الله‌علیها می‌رسند و نه از جهت
همه‌جانبه‌بودنِ زندگی آنها با حضور در تمام ابعاد زندگی(۱۲).  بنابراین
متفکرین و گویندگان مذهبی و دانشمندان باید با بیان و قلم خود ابعاد وجودی و
شخصیت این بزرگ بانوی آفرینش را هرچه بهتر و بیشتر ترسیم و تبیین
کنند(۱۳).

«روز زن» به‌مثابه یک مسئولیّت

اکنون
مشخص می‌شود که وقتی که روز ولادت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را «روز زن»
اعلام می‌کنیم، معنایش این است که ارزش‌های انسانی زن و هدف والای زندگی زن
آن قله‌ای است که زهرا (سلام‌الله‌علیها) بر فراز آن قرار گرفته است. یعنی
ما زن را دارای آن ارزش‌ها و استعدادها درخشندگی‌ها و زیبایی‌ها می‌دانیم
که اگر از مرحله‌ی استعداد به فعلیت برسد، شبیه فاطمه (سلام‌الله‌علیها)
خواهد شد(۱۴).  لذاست که امام (رضوان‌الله‌علیه) در یک بیانیه خطاب به
زن‌ها می‌فرمودند اینکه شما قبول کردید روز ولادت فاطمه زهرا
(سلام‌الله‌علیها) روز زن باشد این برای شما مسئولیت و تکلیف به وجود
می‌آورد؛ این یک حرکت نمادین و یک کار سمبولیک است؛ معنایش این است که زن
باید در این مسیر حرکت کند و عظمت و جلالت و علوّ مقام و مقدار برای زنان
در این راه است.

منبع:فارس

بدترین توشه آخرت


امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود بدترین توشه آخرت را معرفی کردند.

عقیق:روایت زیر را از کتاب نهج البلاغه منتشر می‌کند.

قَالَ علی (ع) بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَاد.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: بدترین توشه آخرت، ظلم به بندگان است.

پی نوشت:

نهج البلاغه، ص۵۰۷

منبع:حوزه

زندگی‌ ۱۸ دختر شاخص در انقلاب اسلامی قصه شد


«دخترای خوب»، دربردارنده ۲۰ قصه از ۱۸ دختر شاخص در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس منتشر شد.

عقیق:مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، جهت
ترویج و الگو سازی و معرفی دختران شاخص انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اقدام
به طراحی و اجرای پروژۀ شناسایی، جمع‌آوری و تدوین زندگی‌نامه و رفتارهای
جمعی از این دختران که عموماً شهید انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و برخی از
آنان شهید جبهه مقاومت جهان اسلام هستند کرد که به تازگی منتشر شد.

این
مجموعه فعلاً در چهار جلد طراحی شده و در هر جلد آن، پنج قصه از رفتار،
سبک زندگی و مجاهدت‌های این دختران ارائه شده است. در این چهار جلد و
مجموعاً ۲۰ قصه، ۱۸ دختر شاخص معرفی می‌­شوند. سنین این دختران شهید و شاخص
و روایتی که از زندگی آنها انتخاب شده است، متناسب با دختران نوجوان و
جوانی است که نیاز به الگوهای برجسته و درخشان دارند تا با اقتدا به آنان،
به زندگی توام با سعادت و رستگاری دست یابند.

این
دختران و بانوان شاخص توانسته‌­اند در قرن جاهلیت نوین و ماده‌گرایی فاقد
معنویت، رفتار و سبک زندگی و مجاهدت‌های زنان الگو و شاخصی چون حضرت فاطمه
زهرا(س) و حضرت زینب(س) را دنبال کرده و به جایگاه رفیع و درجه متعالی
برسند. اجرای این پروژه، گردآوری و تدوین آن را محسن بغلانی برعهده دارند.
طراحی و صفحه آرایی آن را نیز امیر خلیلی فرد انجام داده است.

جلد
اول این مجموعه با عنوان «متولد مهر»، در قطع رقعی، ۵۶ صفحه و با قیمت
 ۷۰۰۰ تومان و جلد دوم نیز با عنوان «میوه درخت کاج»، در قطع رقعی، ۴۸ صفحه
و با قیمت ۶۰۰۰ تومان منتشر شده است. «پروانه شو»، جلد سوم این مجموعه نیز
در قطع رقعی، ۴۸ صفحه و با قیمت ۶۰۰۰ تومان و جلد چهارم هم با عنوان
«مسافر آسمان» در قطع رقعی، ۵۶ صفحه و با قیمت  ۷۰۰۰ تومان منتشر شده است.

پنج صفت بهترین زنان در کلام امام علی


حضرت فرمود: زنان ساده و بی ‏آلایش، زنان دل رحم و خوش خو، زنان هم دل و همراه، زنی که چون شوهرش به خشم آید تا او را خشنود نسازد، خواب به چشمش نیاید.

عقیق:امام رضا علیه‌السلام: امیرمؤمنان علی علیه‌السلام فرمود: بهترین زنان شما پنج دسته ‌اند.

پرسیدند: آن پنج دسته کدامند؟

فرمود: زنان ساده و بی ‏آلایش، زنان دل رحم و خوش خو، زنان هم دل و همراه، زنی که چون شوهرش به خشم آید تا او را خشنود نسازد، خواب به چشمش نیاید و زنی که در نبود شوهرش از او دفاع کند؛ چنین زنی کارگزاری از کارگزاران خداوند است و کارگزار خدا هرگز خیانت نمی‌‏ورزد.

متن حدیث:

قالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام خَیْرُ نِسَائِکُمُ الْخَمْسُ قِیلَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَیِّنَهُ اللَّیِّنَهُ الْمُؤَاتِیَهُ الَّتِی إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَکْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّی یَرْضَی وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِی غَیْبَتِهِ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیب.

پی نوشت:

“اصول کافی، جلد ۵، صفحه ۳۲۵”

از چشمه زلال دین تا مرداب دعانویسان


دعا یک حقیقت فطری است که از یک نیاز درونی در وجود انسان‌ها برخاسته و در فطرت و فقر وجودی انسان ریشه دارد. اما عده‌ای در قالب دعانویس، از این خواسته طبیعی مردم برای سودجویی خود سوءاستفاده می‌کنند.

عقیق:دعا یکی از موضوعاتی است که در
تمام دین‌های الهی و به ویژه دین مبین اسلام، جایگاه مخصوصی دارد. در میان
آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم‌السلام بارها تأکید شده که مردم از
سرچشمه زلال دعا بهره‌مند باشند و حتی دعاهای مفید و ارزشمندی به ما آموزه
داده شده است. از دعاهای موجود در صحیفه سجادیه گرفته تا ادعیه عنوان شده
در مفاتیح الجنان، زاد المعاد و…

در
این میان، سال‌هاست که بازار عده‌ای در گوشه و کنار شهرها و روستاها
برپاست؛ افرادی که با عنوان دعانویس فعالیت می‌کنند و مردمی که ندانسته و
نشناخته به آن‌ها رجوع می‌کنند، با این باور که دعانویس می‌تواند گره از
مشکلات آن‌ها باز کند! اما این پرسش مطرح است که آیا فعالیت‌هایی مثل
دعانویسی مورد تائید دین اسلام هست یا خیر؟ کارهایی مثل جن‌گیری، کف‌بینی و
رمالی و… که به نوعی از آینده افراد و امور ندانسته آن‌ها خبر می‌دهند،
چه جایی در اسلام و آموزه‌های دینی و اعتقادی دارد؟

 با همین بهانه در گفت‌وگویی که با حجت الاسلام و المسلمین علی علم الهدی
استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس و محقق دینی انجام دادیم، جایگاه دعانویسی،
جن‌گیری و کف‌بینی را در دین اسلام مورد بررسی قرار داده است و به کنکاش
اعتقادات عمومی مردم به موضع دعا و دعانویسی پرداخته تا منشأ گرایش افراد
به خرافه و دعانویسی مشخص شود و در عین حال، راهکار مناسبی برای کاهش
خرافات در جامعه به دست آید.

حجت
الاسلام علم الهدی معتقد است برای حل مشکل گرایش مردم به دعانویسی لازم
است سطح آگاهی مردم بالا برود و این کاری است که رسانه‌های عمومی مسئولیت
آن را بر عهده دارند. او تصریح می‌کند که: «شاید در هیچ‌کدام از دین‌های
الهی به اندازه اسلام به موضوع دعا توجه نشده باشد. در میان آیات قرآن و
روایات و احادیث از ائمه اطهار علیهم‌السلام نکات بسیار مهمی در مورد دعا
وجود دارد. حتی اسلام انسان‌ها را به سمت دعا کردن و نیایش با خدای یکتا
تشویق می‌کند. با ابن وجود عده‌ای از همین رویکرد سوءاستفاده کرده و خود را
کارشناس دین و آشنا با دعا معرفی می‌کنند. همان طور که قبلاً اشاره شد،
وقتی در این حوزه معیار و ملاک درستی برای شناخت راست‌گو از دروغ‌گو وجود
نداشته باشد و هر کسی بتواند خود را آشنا با ذکر و دعا معرفی کند و قوانین
محکمی برای برخورد با آن‌ها وجود نداشته باشد، بازار دروغ هم رونق
می‌گیرد.»

*در
زندگی روزمره مردم دیده می‌شود که با وجود اطلاع‌رسانی‌های دینی که در
جامعه انجام می‌شود، هنوز هم عده‌ای برای حل مشکلات خود به سراغ دعانویسان
می‌روند! دلیل این اتفاق چیست و چرا عده‌ای چشمه زلال دعاهای اصیل و مستند
منتسب به اهل بیت علیهم‌السلام و قرآن کریم را رها می‌کنند و سراغ مرداب
دعانویسان می‌روند؟

دعا
کردن و پناه بردن به نیروهای ماورایی از ابتدای آفرینش انسان وجود داشته
است، چون ذات انسان این گونه است که برای پیشرفت و ارتقا نیاز به قدرت الهی
دارد. اما اگر سرچشمه اصیل دینی و الهی را پیدا نکند، سراغ نیروهای باطل
می‌رود. حتی طبق آنچه باستان شناسان از سنگ‌نوشته‌های قدیمی به دست
آورده‌اند، انسان‌های غارنشین هم زمانی که با مشکل و معضلی مواجه می‌شدند
با قدرتی مافوق مادی پناه می‌بردند.

توصیه به دعا کردن در همه ادیان وجود دارد

*بر همین اساس است که دعا و اظهار نیاز به درگاه خدای یکتا در همه دین‌های الهی وجود دارد؟

بله.
خداوند از این نیاز انسانی به خوبی آگاه است و در همه ادیان، دعا و
درخواست از خالق یکتا وجود دارد. درواقع همه پیامبران الهی علیهم‌السلام
سعی کرده‌اند تا منشأ قدرت واقعی و کمک‌کننده حقیقی را به انسان‌ها معرفی
کنند تا از بیراهه رفتن مردم جلوگیری کنند.

دعا
در حقیقت فریادی است که از ذات و سرشت انسان‌ها بلند می‌شود همین نیازمندی
و فقر وجودی انسان است که موجب می‌شود خالصانه و بی غل و غش دسته‌ای خود
را رو به آسمان بلند کند و از خداوند متعال بخواهد که نیازهایش را مرتفع
کرده و مشکلات او را حل کند.

رویکرد فرادنیایی اسلام به موضوع دعا

*در
این میان، از منظر قرآن کریم، دعا رویکردی فرادنیایی دارد. چرا چنین منظری
برای دعا ترسیم شده تا انسان در قالب دعا، علاوه بر نیازهای دنیایی‌اش، به
امور معنوی و فرادنیایی هم متوجه باشد؟

رویکرد فرادنیایی دعا را فقط انسان‌هایمؤمن و مسلمان می‌توانند درک کنند. همان طور که در آیه ۱۵ از سوره فاطر می‌خوانیم: «یا أَیهَا النَّاسُ أَنتُمُا لْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ؛ اى مردم شما (همگى) نیازمند به خدا هستید؛تنها خداوند است که بى ‏نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است.»

طبق
آیه شریفه، دعا یک حقیقت فطری و فرادینی است که از یک نیاز درونی در وجود
همه انسان‌ها برخاسته و در فطرت و فقر وجودی انسان ریشه دارد. همین گستردگی
و نیاز عمیق درونی و فراگیر انسان‌ها نسبت به دعا موجب شده انحرافات و
کج‌روی‌هایی در زمینه دعا و دعانویسی صورت بگیرد و در برخی موارد مردم از
مسیر  صحیح راز و نیاز فاصله بگیرند.

ناآگاهی مردم، زمینه‌ساز رونق بازار کذب دعانویسان و رمالان است

*چرا
چنین گرایش منفی‌ای به وجود می‌آید؟ وقتی حقیقت قرآن و دعا مقابل مردم
است، چرا بیراهه بروند؟! درواقع می‌خواهیم عامل یا عواملی که زمینه انحراف
از منابع اصیل دعا به سمت دعانویسی و رمالی را ایجاد کرده، بشناسیم.

آن
چیزی که بیشتر از هر عاملی زمینه انحراف را در مورد دعا فراهم کرده، عدم
آگاهی، نداشتن اطلاع، بی‌بهره بودن از معیارها و شاخصه‌های مشخص و واضح و
بی‌توجهی مراجع مربوطه به مجوز و مدرک است.

به
طور کلی موضوعات و مسائل متافیزیکی و دینی همیشه در معرض این آسیب قرار
دارند. همان طور که می‌دانیم در حوزه علوم تجربی و فیزیک هر نوع ادعا و
اقدام درمانی بدون ارائه مدرک و مجوز ممنوع بوده و با پیگرد قانونی و
مجازات همراه است. این در حالی است که مشاهده می‌کنیم در مسائل متافیزیک و
علوم غریبه مثل اظهارنظر در مسائل مختلف دینی، ارتباط با جنیان و دعانویسی و
امور مانند این‌ها، ارائه مجوز و داشتن مدارک لازم جدی گرفته نمی‌شود و
هیچ معیار و ملاک روشنی برای احراز تخصص مدعیان عنوان نشده است.

به
همین دلیل است که عده‌ای شیاد و فریبکار با شبیه‌سازی و استناد به برخی
گزاره‌های دینی و سوءاستفاده از سادگی و اضطرار مردم گرفتار و نیازمند، با
ادعاهای بیهوده و دروغین خود را منشأ اثر معرفی می‌کنند.

*بنا
بر گفته‌های شما، نبودن معیار از یک طرف و مشکلات و گرفتاری مردم در زندگی
دنیایی از طرف دیگر، موجب شده تا عده‌ای از مردم بدون تحقیق و بررسی و
شناخت درست، در معرض فریب و انحراف قرار بگیرند.

درست
است. گاهی نیز هزینه‌های سنگین و زمان طولانی درمان، راه برای پناه بردن
به مسائلی مانند سحر و جادو، دعانویسی، جفر و رمالی شده است.

وقتی
فردی به ظاهر مؤمن و مقدس ادعا می‌کند که می‌تواند بدون گذراندن وقت زیاد و
با هزینه کمتر، از طریق دعا و ارتباط با نیروهای غیبی و ماورایی بیماری را
درمان کند و حتی عده‌ای هم به توانایی کذب او گواهی دروغ می‌دهند، به نظر
می‌رسد به طور طبیعی عده‌ای این ادعا را باور کنندو به این نوع درمان‌ها
روی بیاورند تا با رمل، اسطرلاب و دعانویسی غیرمعتبر بیماری را درمان یا
مشکلی را حل کنند.

رواج جن‌گیری در روسیه و انگلستان

*با
این توضیحات آیا می‌توان نتیجه گرفت بیشتر مردمی که به خرافات و دعانویسی
روی می‌آورند عامه مردم هستند که از سواد کمتری برخوردارند؟

این‌طور
نیست. دعانویسی و پناه بردن به مسائل ماورایی و ارتباط با ارواح و اجنه
برای حل مشکلات مختص جوامع توسعه‌نیافته نیست. امروزه در بسیاری از کشورهای
توسعه‌یافته و حتی بین افراد تحصیل‌کرده و فرهنگی آن‌ها مشاهده می‌کنیم که
به رمالان و جن‌گیرها مراجعه می‌کنند تا مشکلات خود را حل کنند. درواقع
این کار در تعداد زیادی از کشوهای توسعه‌یافته و پیشرفته هم رایج است. به
عنوان مثال در کشور روسیه این کار به معضلی تبدیل شده و افراد زیادی به
رمالان مراجعه می‌کنند. در انگلستان هم که در زمینه پیشرفت‌های صنعتی پیشرو
به حساب می‌آید، تعداد زیادی از این افراد و گروه‌ها فعالیت دارند. به
طوری که فقط در شهر لندن بیشتر از ده‌ها مجموعه جن‌گیری فعال است که مردم
زیادی به آن‌ها مراجعه می‌کنند.

البته
ممکن است این نوع فعالیت‌هایخرافه‌ای در بعضی از کشورها به دلیل فرهنگ خاص
آن‌ها بیشتر رایج باشد. به عنوان مثال در کشور هند که فرهنگ‌های مختلفی و
گوناگونی در کنار هم زندگی می‌کنند، آمیخته‌هایخرافه‌ای و باطل زیادی وجود
دارد.

گرایش به خرافات ربطی به کشور و فرهنگ خاصی ندارد

کج‌فهمی‌های
اعتقادی هم از همین آمیخته شدن فکر و باورها به وجود می‌آید و مردم به جای
آنکه به مبدأ علم مراجعه کنند، از منظر خود مطالبی را مطرح کرده و به مرور
به باور آن‌ها تبدیل می‌شود. نکته در اینجاست که همین کج‌فهمی‌ها و
باورهای غلط که موجب تمایل به خرافات می‌شود، یکی از خصوصیات رایج انسان به
حساب می‌آید و در هر کشور و سرزمینی هم ممکن است ایجاد شود.

*این مطلب به این معناست که حتی ممکن است فرد تحصیل‌کرده‌ای هم به خرافات مبتلا شود و دنبال دعانویسی و جن‌گیری باشد؟

بله.
نمونه آن دانشمند مشهوری به نام پاسکال است که در علم فیزیک فعالیت‌هایی
داشته است. مرور زندگی و منش او نشان می‌دهد که او به خرافات علاقه داشته و
باورهای غلط اعتقادی داشته است، هرچند که تحصیل‌کرده بوده و جزء دانشمندان
به‌نام و شناخته‌شده بوده است.

حتی
در میان عده‌ای از دانشمندان هم رایج بوده که به غلط باور داشتند اگر یک
تکه استخوان را به همراه داشته باشند، از اتفاقات بد و بلاها در امان
می‌مانند.

*با
این وجود، در کشور ما قریب به اتفاق مردم مسلمان هستند و آموزه‌های دینی
بسیاری در زمینه دعا وجود دارد. با این وجود چرا باز هم گروهی از مردم اصل
دعا را رها می‌کنند؟

همین
طور است. شاید در هیچ‌کدام از دین‌های الهی به اندازه اسلام به موضوع دعا
توجه نشده باشد. در میان آیات قرآن و روایات و احادیث از ائمه اطهار
علیهم‌السلام نکات بسیار مهمی در مورد دعا وجود دارد. حتی اسلام انسان‌ها
را به سمت دعا کردن و نیایش با خدای یکتا تشویق می‌کند.

با
ابن وجود عده‌ای از همین رویکرد سوءاستفاده کرده و خود را کارشناس دین و
آشنا با دعا معرفی می‌کنند. همان طور که قبلاً اشاره شد، وقتی در این حوزه
معیار و ملاک درستی برای شناخت راست‌گو از دروغ‌گو وجود نداشته باشد و هر
کسی بتواند خود را آشنا با ذکر و دعا معرفی کند و قوانین محکمی برای برخورد
با آن‌ها وجود نداشته باشد، بازار دروغ هم رونق می‌گیرد.

*بنابراین
موضوعاتی از این دست مانند شمشیر دو لبه هستند که در معرفی و استفاده از
آن‌ها باید دقت شود. همان اندازه که در دین اسلام توصیه به دعا شده است، در
معرفی دعا و کارشناس این حوزه باید دقت شود. چه کنیم که سوداگران در این
حوزه را بتوان کنترل کرد؟

باید
دقت داشته باشیم که هیچ زمانی نمی‌توان به صرف اینکه گروهی فرصت‌طلب از
موضوع دعا و مواردی اعتقادی مانند آن برای سودجویی خود بهره می‌برند، حقیقت
دعا را انکار کرد. در حقیقت لازم است حقیقت دعا برای مردم گفته شود تا اصل
نیایش با خدای متعال درک شود. چون دعا به عنوان یک ارتباط معنوی با
پروردگار جهانیان مطرح بوده و شکی در این نیست که انسان به طور فطری برای
رفع نیازهای خود به سمت خداوند متوجه می‌شود. اما وقتی اصل دعا شناخته شود،
کسانی که بیراهه می‌روند گاهش پیدا می‌کنند. در این صورت است که بازار
سودجویان و فرصت‌طلبان در زمینه دعانویسی و رمالی از رونق می‌افتد.

دعا روند درمان بیماری را تسریع می‌کند

*می‌دانیم
که در ادعیه موجود به درمان بیماری‌ها و حل مشکلات اشاره شده است. این نوع
ادعیه چگونه باید میان مردن رواج پیدا کند تا راه خرافات و وهن دین بسته
شود؟

منبع و
مرجع اصلی این کار رسانه‌ها هستند. مسجد به عنوان پایگاه اجتماعی و فرهنگی
می‌تواند در این زمینه فعال باشد. نه تنها روحانیون و ائمه جماعات
می‌توانند در این مسیر فعالیت کنند، بلکه همه فعالان حوزه‌های فرهنگی باید
در این مورد فعال باشند. چون هرچند که می‌دانیم دعانویسی و پیروی از خرافات
در جامعه وجود دارد، اما عده‌ای مخفیانه به این روش روی می‌آورند که مشخص
می‌کندفرهنگ‌سازی در این زمینه بسیار ضروری است.

در
میان آیات قرآن کریم و روایات از ائمه اطهار علیهم‌السلام بسیار به موضوع
دعا پرداخته شده و راه درمان بیماری‌ها، حل مشکلات و گرفتاری‌های دنیایی،
نیازهای معنوی و امور بسیاری در میان دعاها وجود دارد. حتی برای
بیماری‌هایی مثل چشم‌درد و سردرد هم دعاهایی وجود دارد که اگر با اعتقاد و
با رعایت آداب آن خوانده شود، قطعاً به استجابت می‌رسد.

بنابراین
نباید توانایی دعا در حل مشکلات جسمی و نیازهای دنیایی را نادیده بگیریم.
زیرا همین کار راهی است که بازار دعانویسان برای حل مشکلات دنیایی مردم را
داغ می‌کند. بلکه خوب است گستردگی و دید باز دین نسبت به همه امور و
نیازهای انسان بازگو شود تا مردم به جای پرداختن به امور باطل و باور دروغ
سودجویان، در پناه اسلام حقیقی راه زندگی صحیح را پیدا کنند.

دعا با تأثیر علوم طبیعی منافات ندارد

*با
فرض تأثیر شفا دادن و درمان اعجازگونه دعا، چگونه می‌توان دانش پزشکی را
توجیه کرد؟ به هر حال این سؤال مطرح می‌شود که اگر برای هر بیماری و دردی
دعایی وجود دارد، دیگر چه نیازی است برای درمان به علم پزشکی مراجعه کنیم؟

این
نکته مهمی است که باید به آن دقت شود، این‌که دین، اصل دانش را زیر سؤال
نبرده و نفی نمی‌کند. حتی اسلام دانش پزشکی را انکار نکرده است. روایتی در
این باره وجود دارد که روزی حضرت موسی علیه‌السلام بیمار شد و وقتی
اطرافیان او را تشویق کردند که به طبیب مراجعه کند، حضرت موسی علیه‌السلام
از این کار خودداری کرد تا خداوند او را شفا دهد. اما بر آن حضرت وحی شد که
«تو نمی‌توانی از اسباب طبیعت خارج شوی.» به این ترتیب خداوند جهان را
طوری طراحی و خلق کرده است که هر امری مسیر طبیعی خود را طی کند. درست است
که دعا تسریع‌کننده حل مشکلات و درمان بیماری‌هاست اما این، به آن معنا
نیست که می‌توان از طریق دعا از نظام سبب و مسبب عالم هستی خارج شد. بلکه
هر چیز طبق قاعده و اسباب خود پیش می‌رود.

گفتگو از: مریم مرتضوی

منبع:تسنیم

کتاب «همراه بانوی کبریا» منتشر شد


به مناسبت ولادت حضرت فاطمه (س)، داستان «همراه بانوی کبریا» در انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار شد.

عقیق:«همراه بانوی کبریا» از مجموعه ریحانه به قلم افسانه
موسوی گرمارودی است. این کتاب روایتی داستانی از زندگینامه فضّه، خدمتگزار
حضرت فاطمه (س) است که با ۲۰ سرفصل کوتاه به چاپ رسیده است.

فضّه
دختر پادشاه هند بود که در جنگ اسیر و به آفریقا برده شد و از طرف پادشاه
حبشه خریداری شد و نامش را میمونه گذاشتند و بعد از چند سال پادشاه حبشه او
را به عنوان کنیز برای پیامبر فرستاد. پیامبر او را با دستور خدا به دخترش
حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بخشید و نامش را فضّه گذاشت…

استان‌های
زیادی درباره فضّه روایت شده است اما قصه‌های درهم تنیده از زندگی فضّه و
حضرت فاطمه زهرا(س) در کتاب«همراه بانوی کبریا» لذّت وصف‌ناپذیری به
خواننده می‌دهد.

بنا براین گزارش؛ ریحانه عنوان
مجموعه‌ای است که می‌کوشد از فراز ابرهای گذران زمان، نگاهی نو به زندگی
زنان نامدار اسلام داشته باشد.

کتاب «همراه بانوی کبریا » در ۷۰ صفحه و با قیمت ۱۰۰۰۰ تومان در فروشگاه‌های سراسر کشور در اختیار مخاطبان قرار دارد.

فمینیسم وسلب آرزوی مادری/ره‌آورد جنبش حقوق زنان برای خانواده غربی


عقیق:ابوالفضل اقبالی*: فمینیسم یکی از
گفتمان‌های نوظهور در فضای فرهنگی غرب مدرن است که برابری زن و مرد در تمام
شئون و عرصه‌های فردی و اجتماعی و خانوادگی را مطالبه نموده(Barrett & Philips: ۱۹۹۲ , Cahoone: ۲۰۰۳) و در پی جنسیت‌زدایی از تقسیم کار در خانواده و اجتماع است (Friedan, ۱۹۶۳:۷۵ & De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۲ & Millett, ۱۹۷۰:۸۹). در رویکردهای فمینیستی، خانواده به مثابه ساختاری ستم‌آلود است که باید براساس الگوهای فراجنسیتی، دگرگون شود(Engels, ۱۹۷۲:۱۳۵ & Beechey, ۱۹۷۹ & Steinem, ۱۹۷۰ & Levin, ۱۹۷۸ & Firestone, ۱۹۷۴ & & Barrett, ۱۹۶۷).
این جریان نوخاسته در مغرب زمین به مدد اقتدار سیاسی و اقتصادی غرب کم‌کم
به بسیاری از کشورها راه یافت و حرکت‌های اصیل و بومی زنان در سراسر جهان
را نیز متأثر از خود کرد.

با فراگیر شدن و نفوذ ارزش‌ها و هنجارهای زندگی مدرن و نفوذ
منویات فمینیستی در میان زنان، سبک زندگی آنان به کلی متحول شده و زیستن به
سبک سنتی جای خود را به شیوه‌ی زیست مدرن و منطبق با ادبیات توسعه داد.
زنان در عمل توانستند آنچه را در آرمان توسعه ‌یافتگی برای خود در نظر می
گرفتند، محقق ‌شده ببینند. حق مالکیت، امکان اشتغال و دریافت حقوق و حضور
در جامعه در کنار مردان، رفع محدودیت‌های ایجاد شده توسط مرد خانه تحت
عنوان غیرت، خارج شدن از مدیریت مرد در زندگی خانوادگی، امکان تحصیل در
شرایط کاملا برابر با مردان، رها شدن از الزامات و اجبارها در روابط
زناشویی، رهایی از مشقت‌های متعدد و مختلف کار خانه و به‌ خصوص رهایی از
بارداری مکرر و بچه ‌داری مداوم و تبدیل شدن فرزندآوری به یک اقدام تحت
مدیریت زن در زمان، موقعیت و کمیت تحت اراده‌ی کامل زن و…

اما این همه ماجرای فمینیسم و ره‌آورد آن برای زنان نیست.
امروزه زنان غربی که به مدد جنبش‌های فمینیستی در ظاهر به حقوق و آزادی‌های
اجتماعی و سیاسی دست یافته‌اند، زندگی خود را مواجه با تعارضات نقشی متعدد
و آسیب‌های فردی و اجتماعی زیادی می‌بینند.

یکی از پیامدهای نحس جنبش دفاع از حقوق زنان در غرب، سلب
آرزوی مادری به عنوان یک حق از زنان است. از آنجا که فمینیست‌ها با هرگونه
از اشکال وابستگی زنان به مردان مخالف بوده و از ابتدا در جستجوی کسب
استقلال زنان برآمدند، در کتاب‌ها و مانیفست‌های خود به شدت به مقولاتی چون
ازدواج، حاملگی، مادری، خانه داری و… تاخته و زنان را از نزدیک شدن به
آن‌ها بر حذر می‌داشتند.

سیمون دوبووار، یکی از تاثیرگذارترین رهبران جنبش فمینیسم و
مؤلف کتاب جنس دوم می‌گوید: «هیچ زنی نباید مجاز باشد تا در خانه بماند و
فرزندانش را بزرگ کند. جامعه باید به‌طورکامل متفاوت شود. زنان نباید حق
انتخاب داشته باشند دقیقاً به این دلیل که در صورت داشتن حق انتخاب، بسیاری
از آن‌ها سرگرم همان کارهای پیشین می‌شوند…» (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۲).
جسی برنارد چهره نام آشنایی از سران فمینیسم است که در کتاب «دنیای زنان»
با تقسیم ازدواج به «ازدواج فرهنگی» که برای زنان جنبه آرمانی دارد و
«ازدواج نهادی» که در واقعیت وجود دارد، ازدواج از نوع دوم را به نفع مردان
و به ضرر زنان می‌دانست و خواستار رهایی زنان از آن بود. وی می‌نویسد:
«ازدواج برای مردان خوب و برای زنان بد است و تأثیر نابرابر زناشویی روی دو
جنس، زمانی متوقّف خواهد شد که زن و شوهر از قید و بندهای نهادی رایج
رهایی یابند و ازدواجی را در پیش گیرند که با نیازها و شخصیتشان بهترین
همخوانی را دارد» (Bernard, ۱۹۸۱:۱۲۵).

سیمون دوبوار که تولید مثل را بردگی می‌خواند در این زمینه
معتقد است: «به یاری آبستنی مصنوعی، تحوّلی کمال می‌پذیرد که به بشریت
اجازه می‌دهد بر کار تولید مثل تسلط یابد. این تغییرها، بخصوص برای زن
اهمیت فراوان دارد و زن می‌تواند تعداد آبستنی‌ها را محدود کند. از روی عقل
آن‌ها را جزئی از زندگی خود کند، نه اینکه برده آن‌ها باشد» (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۵۲).

شولامیث فایرستون نیز در طرح خود به نام «دیالکتیک سکس»
می‌نویسد: «اولین تقاضاهای نظم اجتماعی فمینیستی آن خواهد بود که به هر
وسیله ممکن، زنان را از شر بیولوژی تولیدمثل نجات دهند». (Firestone, ۱۹۷۰:۱۶۷)
اکثر نظریه پردازان فمینیسم رادیکال معتقدند زنان حق پایان دادن به
بارداری خود و یا سقط جنین را دارند و این امری شخصی و مربوط به خود زن است
و نه دولت (مشیرزاده ۲۸۶:۱۳۸۵). بتی فریدان با دفاع از سقط جنین، آن را
«حق جوهری غایی زنان» می‌خواند (Friedan, ۱۹۶۳:۱۴). و مری دیلی می‌گوید همه تلاش فمینیست‌ها باید مصروف ایجاد جامعه‌ای شود که در آن مشکل سقط جنین وجود نداشته باشد (Daly, ۱۹۶۸:۴۱).

خانواده‌زدایی فمینیست‌ها در فضای اجتماعی غرب باعث شد که
مهدکودک‌ها جایگزین خانواده‌ها شده و «مادران کرایه‌ای» جای مادران واقعی
را در میان کودکان بگیرند. سیاست‌های دولت‌های غربی که تنها ملاحظاتی همچون
افزایش تولید و اخذ مالیات بیشتر را در معادلات خود فهم می‌کنند، یکی از
علل مؤثر گسترش مهدکودک‌ها و جدا کردن فرزندان از دامان مادران است. رئیس
حزب سوسیالیستی سوئد در یک اظهار نظر صریح می‌گوید: «انحصار والدین در
زمینه سرپرستی کودکان را نمی‌توان فقط از طریق روش‌های غیر مستقیم شکست.
دولت باید از راه‌هایی مانند این که کودکان را در مراحلی از رشدشان از پدر و
مادر بگیرد، وارد عمل شود (گاردنر،۲۱۹:۱۳۸۷).

این فرایند خانواده زدایی و مهدکودک محوری سرمنشاء بحرانی است
که غرب هم اکنون با آن دست به گریبان بوده و آن بحران معنا و بحران هویت
است. بشری که از کودکی نه کسی را پدر صدا زده است و نه مادری را در کنار
خود دیده است اکنون که غرق در نعمت‌های مادی شده و سرگرم لذت‌ها و زرق و
برق دنیا گشته است خلاء بزرگ بی هویتی را بیش از پیش احساس می‌کند. با
نگاهی به آمار جرائم ناشی از بحران هویت در میان افراد جوامع غربی این ادعا
بیشتر بروز و نمود پیدا می‌کند.

مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شد حاکی از هم بستگی قوی میان
افزایش مشکلات جوانان و تغییرات خانواده به ویژه اکولوژی تربیت کودکان است.
در سوئد نرخ خودکشی بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۵ برای مردان ۱۵ تا ۲۴ ساله دو
برابر شده است (یوسف زاده،۱۰۱:۱۳۸۵). هربرت هندین روانکاو آمریکائی، نرخ
بالای خودکشی در سوئد را با بی تفاوتی مادران سوئدی در قبال فرزندانشان
مرتبط می‌دانند. مادران سوئدی دوست دارند به جای مراقبت از فرزندانشان به
سرکارشان برگردند. آن‌ها در ابراز عاطفه به کودکانشان کوتاهی می‌کنند.
انتظاراتشان از فرزندانشان بسیار بالاست، لذا آن‌ها را به استقلال زودرس
سوق می‌دهند. کودکان سوئدی باید خیلی زود از مادرانشان جدا شده و روی پای
خود بایستند و این امر به نوبه خود به تضادهای روانی و در نهایت به خودکشی
ختم می‌شود. (Popenoe, ۱۹۹۶)

در اوایل دهه ۱۹۹۰ در گزارشی ذکر شده است که ۲۵ درصد از جمعیت
سوئد نیاز به معالجه روانپزشکی دارند، این گزارش را روانپزشکان نیز تأیید
کردند. در سال ۱۹۹۵ از کودکان ۱۱ ساله پرسیده شد: «فکر می‌کنید کسی هست که
شما را دوست داشته باشد؟» ۱۱ درصد در پاسخ گفته بودند: هرگز. پاسخی که در
هیچ یک از کشورهای بررسی شده دریافت نشده بود. این پاسخ‌ها عمدتاً از سوی
کودکان خانواده‌های کوچک بود. بسیاری از کودکان سوئدی خود را نه متعلق به
خانوادهایشان، بلکه متعلق به همآلان می‌دانستند. (Dizard & Gadlin, ۱۹۹۶,۴۶)

همچنین براساس مطالعاتی که در غرب صورت گرفته است کودکان از
طلاق والدین آسیب‌های روحی جدی و شدیدی می‌بینند که تا سالیان درازی در
خاطرشان باقی مانده و تأثیر آن در زندگی آن‌ها مشهود است و این مساله برای
پژوهشگران غیرقابل پیش بینی بود (Wallerstein & Blakeslee, ۱۹۸۹-۱۹۹۶).
یک روانپزشک غربی به نام مل رومان معتقد است: «تعداد کسانی که به درمان
حرفه‌ای مشکلات عاطفی و رفتاری خود نیاز دارند، در میان کودکانی که با پدر و
مادر مطلقه خویش زندگی می‌کنند ۳۵% بیشتر از کودکانی است که با والدین خود
زندگی می‌کنند (رین،۶۳:۱۳۸۳).

نویسنده کتاب «جنایت در امریکا» نیز در این زمینه می‌نویسد:
«در مراکز اصلاح و تربیت جوانان پلیس فدرال، تقریباً تمامی زندانیان به
جرم‌هایی که پیش از ترک تحصیل از دبیرستان مرتکب شده بودند اعتراف کردند.
سه چهارم آن‌ها از خانواده‌های فروپاشیده بودند (Clark, ۱۹۷۰:۳۹).
صاحب نظر دیگری در زمینه تأثیر فروپاشی خانواده بر بزهکاری فرزندان
می‌گوید: «خانواده‌های فرو پاشیده رابطه تنگاتنگی با پراکندگی بزهکاری
دارند (Monachesi, ۱۹۶۳:۷۸).

در حال حاضر کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی دچار مشکلات و
بحران‌هایی هم چون بزهکاری و جرم، افت تحصیلی، سلامت و بهداشت، بحران هویت
و معنویت، افسردگی و انزوای اجتماعی، تعارضات شخصیتی و کمبودهای عاطفی
و… بوده و این پدیده نیز ارمغان افراط‌گرایی‌ها و تندروی‌های جریان‌های
فمینیستی و سیاست‌های نادرست دولت‌های سرمایه داری می‌باشد. اغلب کارشناسان
معتقدند برای تربیت کارامد یک کودک، حضور مداوم یک یا دو بزرگ سالی که به
کودک عشق ورزیده و او را درک و حمایت کنند و انگیزه کافی و راهنمائی لازم
را در کارها به او بدهند اصلی ضروری به شمار می‌رود (ریاحی،۸۹:۱۳۷۵).

منابع:

  • ریاحی، غلامحسین.(۱۳۷۵). رمز و راز دنیای کودکی. تهران: اشراقیه.
  • رین، استوارت.(۱۳۸۳). تاثیر فمینیسم بر فرزندان. ترجمه کتایون رجبی، تهران: معارف
  • گاردنر، ویلیام.(۱۳۸۸). جنگ علیه خانواده. ترجمه محمدی، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
  • مشیرزاده، حمیرا.(۱۳۷۴). از جنبش تا نظریه اجتماعی. تهران: شیرازه.
  • یوسف زاده، حسن.(۱۳۸۵). «پیامدهای فمینیسم در خانواده غربی». کتاب زنان، شماره ۳۲.
  • Barrett, M. & A. Philips (۱۹۹۲). Destabilizing Theory: Contemporary Feminist Debates, London: Polity Press.
  • Beechey (۱۹۷۹), Introducing Women Studies, M.C. Milan Press Limited, London.
  • Barrett, Michelle. (۱۹۸۹). “Women’s Oppression Today”. Haloton Press.
  • Bernard, Jessie. (۱۹۸۱). “The Good Provider Role: Its Rise and fall.” American Psychologist.
  • Cahoone, L. (۲۰۰۳). Form Modernism to Postmodernism: An Anthology Expanded, Second Edition, Wiley-Blackwell Publisher
  • De Beauvoir, Simone, (۱۹۷۵) “Sex, Society and the Female Dilemma: A
    Dialogue between Simone de Beauvoir and Betty Friedan,” Saturday
    Review.
  • De Beauvoir, Simone. (۱۹۴۹). “The Second Sex”. Translated by H.M. Parsley. N.Y: Vintage Book. 
  • Engels, Fredrick, (۱۹۷۲). “The Origin of Family Private Property, and the State”, Pathfinder presses.
  • Firestone, Shulamith, (۱۹۷۰). “The Dialectic of Sex” in: Linda Nicholson (ed.), The Second Wave, New York and London: Rutledge,
  • Friedan, Betty. (۱۹۶۳). “The Feminine Mystique”. N.Y: Dell.
  • Graglia, F. Carolyn. (۱۹۹۷). “Domestic Tranquility” London: Rutledge.
  • Michel, Andrea, (۱۹۹۵). “Report ON Marriage”, Enesco, Vol ۲۳۰
  • Millett, Kate. (۱۹۶۹). “Sexual Politics”. Garden City, N.Y: Doubleday
  • Oakley, Ann, (۱۹۷۶). Woman’s Work: The Housewife, Past and Present, New York: Vintage Books.
  • Stolba, Christine. (۲۰۰۲), “Overcoming Motherhood: Pushing the Limits of Reproductive Choice”. Policy Review.
  • Levin, Laura, “Changing in Family Role”. Unipress.
  • Steinem, Gloria. (۱۹۷۰). “Women’s Right”. Presented in Women’s Rights Workshop, N.Y.

*دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران

1 39 40 41 42 43 49