ازدواجی که اسلام هم مخالف آن است!


عقیق:قیمت‌های سر به فلک کشیده گوشت را که نگاه می‌کند، دیگر فیلش یاد هندوستان نمی‌کند! ترجیح می‌دهد با همین شرایط فعلی زندگی را ادامه دهد. قیمت اقلام معیشتی زندگی که این باشد دیگر جرأت فکر کردن به مقوله «تشکیل زندگی» و هزینه‌هایش را نمی‌کند. نه اینکه نخواهد؛ نمی‌تواند. پس دستش را می‌گیرد و به قدم زدنشان ادامه می‌دهند. می‌گویند و می‌خندند به چرخ روزگار، و از آینده‌ای حرف می‌زنند که انگاری قرار است با همین رابطه تعبیر شود.

از نحوه و مدت آشنایی‌شان پرسیدم که در جواب گفت: «در دانشگاه با هم آشنا شدیم و حدود دو سالی است که با هم در ارتباط هستیم. البته ارتباط که نه، زوج هستیم!» نگاهی به دوستش یا همان همسرش کردم و از او میزان رضایتش از این رابطه را پرسیدم؟ که در جواب گفت: «نوع رابطه ما با سایر روابط فرق دارد. دوستانمان به قول معروف با یکدیگر دوست دختر، پسر هستند، اما ما خیلی نزدیک‌تر و صمیمی‌تر هستیم. نوع رابطه ما شبیه روابط زن و شوهر‌ها است. با این تفاوت که با همدیگر زندگی نمی‌کنیم. البته برخی روز‌ها را با هم در طول سفر سپری می‌کنیم، اما فعلاً نتوانسته‌ایم مکانی را برای سقف روی سرمان فراهم کنیم. شرایطمان خاص است و معمولاً کسی به راحتی به امثال ما خانه اجاره نمی‌دهد. برای همین از خانه‌های دوستان و سایر مکان‌های قانونی برای گذراندن اوقات با هم بودنمان استفاده می‌کنیم».

تصمیم‌های زوج‌های جوان طی چند سال اخیر درباره مقوله «ازدواج»، عجیب نیست، اما نگران کننده است. مشابه چنین زوج‌هایی که به دلایل متفاوت و البته اهم اقتصادی تصمیم بر تشکیل ندادن زندگی گرفته‌اند کم نیست. البته که آمار مشخصی از تعداد دختران و پسرانی که همباشی و ازدواج سفید را به ازدواج ترجیح داده‌اند وجود ندارد، اما تاکید اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از مداحان و ذاکران اهل بیت بر این مقوله نشان می‌دهد مسئله «ازدواج سفید» در حال پیوستن به سایر آسیب‌های اجتماعی نگران کننده است. ایشان ازدواج‌های دیرهنگام و سخت، فرزندآوری کم و ترویج پدیده‌های زشتی همچون ازدواج‌های سفید را که سیاه‌ترین ازدواج است، به همراه تلاش برای از بین بردن حیا و عفت را از موارد و زمینه‌های در خطر قرار گرفتن نظام خانواده برشمردند و تأکید کردند: «ایجاد زمینه برای طهارت و پاکیزگی جوان، مؤثرترین راهکار جهت مقابله با توطئه‌ها و حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است.»

با این حال سوال مهمی که مطرح است، چرایی روی آوردن جوانان به مقوله «ازدواج سفید» است؟؛ کارشناسان معتقدند مسائلی، چون مشکلات اقتصادی، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش آمار‌های طلاق، محک زدن رابطه، عدم اعتقاد به مسئله ازدواج و عدم مسئولیت پذیری از مهمترین علل روی آوردن به ازدواج سفید» است.

با این حال نکته قابل تأملی که باید بدان توجه کرد پررنگ‌تر شدن این مقوله پس از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت بنیان خانواده در سال‌های گذشته و توجه به سیاست‌های کلی جمعیت است!

خانواده سلول اصلی در جامعه است

رهبر معظم انقلاب، در ۱۴ دی ۱۳۹۰ در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، با تاکید بر اهمیت مسئله خانواده فرمودند: «مسئله‌ی خانواده، مسئله‌ی بسیار مهمی است؛ پایه‌ی اصلی در جامعه است، سلول اصلی در جامعه است. نه اینکه اگر این سلول سالم شد، سلامت به دیگر‌ها سرایت می‌کند؛ یا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به دیگر‌ها سرایت می‌کند؛ بلکه به این معناست که اگر سالم شد، یعنی بدن سالم است. بدن که غیر از سلول‌ها چیز دیگری نیست. هر جهازی، مجموعه سلولهاست. اگر ما توانستیم سلول‌ها را سالم کنیم، پس سلامت آن جهاز را داریم. مسئله اینقدر اهمیت دارد.»

از سوی دیگر ایشان با اشاره به اهمیت مقوله ازدواج بار‌ها فراهم کردن شرایط ازدواج آسان را از مسئولان خواستار شده‌اند. رهبر معظم انقلاب در فرمایشاتی که در سال ۹۳ به مناسبت سالروز ازدواج فرخنده و مبارک حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) ایراد فرمودند، تاکید کردند: «اساس ازدواج در اسلام بر سادگی است. در اوایل انقلاب نیز همین طور بود، منتها متأسفانه این فرهنگ تکاثر و تفاخر و سرمایه داری، یک خرده کار را مشکل کرد. متأسفانه بعضی از مسؤولان هم با ازدواج‌های کذاییِ خانواده‌هایشان، مشکلاتی را درست کردند.»

به این موارد باید ابلاغ سیاست‌های کلی خانواده از جانب ایشان به رؤسای سه قوه که در سال ۹۵ انجام شد را نیز اضافه کرد. رهبر معظم انقلاب در بخشی از این سیاست‌ها به موارد مهمی از جمله «محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات، برنامه‌ها، سیاست‌های اجرایی و تمام نظامات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌ویژه نظام مسکن و شهرسازی؛ ایجاد نهضت فراگیر ملی برای ترویج و تسهیل ازدواج موفق و آسان برای همه دختران و پسران و افراد در سنین مناسب ازدواج و تشکیل خانواده و نفی تجرد در جامعه با وضع سیاست‌های اجرایی و قوانین و مقررات تشویقی و حمایتی و فرهنگ‌سازی و ارزش‌گذاری به تشکیل خانواده متعالی بر اساس سنت الهی؛ مقابله مؤثر با جنگ نرم دشمنان برای فروپاشی و انحراف روابط خانوادگی و رفع موانع و زدودن آسیب‌ها و چالش‌های تحکیم خانواده؛ ارتقا معیشت و اقتصاد خانواده‌ها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغه‌های آینده آن‌ها درباره اشتغال، ازدواج و مسکن و، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و عوامل تزلزل نهاد خانواده بویژه موضوع طلاق و جبران آسیب‌های ناشی از آن با شناسایی مستمر عوامل طلاق و فروپاشی خانواده و فرهنگ‌سازی کراهت طلاق» تاکید کردند.

اما حالا ایشان پس از این سلسله بیانات و ترسیم نقشه راه رسیدن به جامعه‌ای پویا و سالم، نسبت به ترویج مسائلی، چون «ازدواج سفید» هشدار داده‌اند. هشداری که به نظر می‌رسد نشأت گرفته از گزارش‌های پایش وضعیت آسیب‌های اجتماعی در جامعه است که تقدیم ایشان شده است. علاوه بر این به نظر می‌رسید پس از تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر تحکیم بنیان خانواده و ترویج ازدواج‌های آسان، جامعه به این سمت حرکت کند. اما اقدام‌های کند برخی مسئولان نشان می‌دهد هنوز تا نقطه مطوب فاصله زیادی داریم.

با این شرایط می‌توان گفت: وضعیت نهاد اجتماعی خانواده و مسئله ازدواج در حال حاضر دستخوش تغییرات بسیار شده و نیازمند توجه و بازنگری در اصول و قواعد شکل‌گیری آن است.

عدم مسئولیت پذیری اساس ازدواج سفید است

مهرداد فلاطونی روانشناس اجتماعی و کارشناس مسائل خانواده در این باره معتقد است در مسئله ازدواج مسائل متعددی دخیل است، اما آنچه امروز بیش از سایر علل در کاهش آمار ازدواج و رواج پدیده‌هایی، چون ازدواج سفید تأثیرگذار است عدم مسئولیت پذیری جوانان است.

فلاطونی گفت: مسئله اقتصاد و هزینه‌های تشکیل زندگی یکی از اصلی‌ترین عللی است که امروزه افراد را وارد رابطه سفید می‌کند. جوانان با این عقیده که خانواده را متحمل هزینه‌های سنگین تشکیل زندگی نکنند، رابطه سفید را به ازدواج ترجیح می‌دهند. درست است که بخشی از مقوله ازدواج به مسائل اقتصادی گره خورده است، اما این تفکر که تشکیل زندگی با پول زیاد فقط میسر می‌شود غلط است. با این حال متأسفانه افراد با تاکید بر این موضوع راه اشتباه رابطه سفید را در پیش می‌گیرند.

این کارشناس مسائل خانواده در ادامه با بیان اینکه امروز در بین جوانان به دلایل متفاوتی، چون هزینه‌های زندگی، مسئله طلاق و حتی مهریه ترس از ازدواج وجود دارد، اظهار داشت: مقوله ازدواج را باید از بعد هویتی برای جوانان تشریح کرد. زمانی که دو نفر با یکدیگر ازدواج می‌کنند هویت جدیدی به نام خانواده را برای خود ایجاد می‌کنند که تأثیر به سزایی در حمایت‌های اجتماعی دارد. مسئله هویت سازی با انجام ازدواج باید برای جوانان شفاف شود تا آن‌ها مسئولیت پذیری را بپذیرند.

وی همچنین با اشاره به تفاوت‌های رابطه سفید در داخل و خارج کشور، تصریح کرد: مشاهدات نشان می‌دهد در جوامع غربی افراد رابطه سفید را با این هدف که نقطه پایانی مشخصی داشته باشند آغاز می‌کنند. معمولاً روابط سفید به ازدواج یا جدایی ختم می‌شود. اما در حال حاضر مشاهدات در جامعه نشان می‌دهد جوانان رابطه سفید را بدون هدف ادامه می‌دهند و معلوم نیست این ارتباط قرار است به کجا ختم شود.

این روانشناس اجتماعی با تاکید بر عدم مسئولیت پذیری به عنوان اساس تشکیل رابطه سفید، تصریح کرد: زمانی که با افراد حاضر در چنین روابطی صحبت می‌کنیم آن‌ها تاکید بر مسئله تعهد و مسئولیت پذیری می‌کنند. اما زمانی که از آن‌ها می‌خواهیم همین قواعد را بصورت عرفی و قانونی در آورند شانه خالی می‌کنند و حاضر نیستند به صورت رسمی به انجام این تعهدات و وظایف بپردازند؛ بنابراین این موارد نشان می‌دهد جوانان در رابطه سفید به جای تعهد و انجام وظیفه به دنبال شعار دادن و رسیدن به امیال زودگذر هستند.

اهمیت رشد بلوغ چهارگانه برای ازدواج توسط خانواده

علاوه بر این راضیه معصومی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران بر این باور است که افراد برای ورود به دریچه جدیدی از زندگی باید آمادگی‌هایی را داشته باشند که ریشه در خانواده دارد.

معصومی گفت: افراد در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی در ساختار و قائده‌ای به نام خانواده حضور دارند بنابراین مقدمات ورود به مراحل جدید زندگی در همین ساختار و قائده تشکیل می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با تاکید بر چهار پیش فرض برای تشکیل زندگی، افزود: افرادی که قصد ازدواج دارند باید به سطح قابل قبولی از چهار بلوغ جسمی، عاطفی، جنسی و اجتماعی رسیده باشند. این چهار بلوغ اساس و ریشه شأن در ساختار خانواده پی‌ریزی می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که در حال حاضر چه میزان بستر خانواده‌ها برای رشد این چهار بلوغ مهیا است، بیان داشت: باید به این نکته اشاره کرد که بخشی از این چهار بلوغ به صورت خواه ناخواه در خانواده رشد می‌کند. آنچه مهم است ایجاد بستر آگاهانه توسط والدین برای تکامل این چهار بلوغ است که در حال حاضر اصلی‌ترین چالش خانواده‌ها است.

معصومی در ادامه افزود: امروزه افرادی را در جامعه داریم که به سن ازدواج رسیده‌اند، اما متأسفانه به دلیل رشد ناکافی چهار بلوغ ذکر شده نمی‌توانند تشکیل زندگی دهند. این موارد ناشی از عدم مدیریت خانواده در رشد بلوغ‌های ذکر شده است. با این حال خانواده‌هایی را نیز داریم که توانسته‌اند با توجه به این بلوغ فرزندان را پرورش دهند.

این کارشناس مسائل تربیتی همچنین با اشاره به علل بروز پدیده‌هایی، چون ازدواج سفید، گفت: تغییر ساختار و تعاملات اجتماعی که به علت گذر از دوران سنتی به مدرنیته است از جمله عوامل تأثیرگذار است. با این حال زمانی که رفتار‌های افراد حاضر در روابط سفید را بررسی کنیم مشاهده می‌کنیم که آن‌ها نیز ریشه‌هایی از رفتار‌های سنتی را به همراه دارند. با این شرایط با جوانانی رو به رو هستیم که نه کاملاً با قواعد بازی ازدواج سفید در حال زندگی کردن هستند و نه طبق فرهنگ و عرف پذیرفته شده جامعه اسلامی توانسته‌اند رویکرد پرهیزگرایانه داشته باشد.

در مقوله ازدواج دچار شرک شده‌ایم

علاوه بر این موارد، کارشناسان نیز بی توجهی به توصیه‌های دینی و مذهبی درباره آسان گرفتن مسئله ازدواج را در افزایش آمار آسیب‌هایی، چون ازدواج سفید مؤثر می‌دانند. حجت‌الاسلام علی تبریزی در این باره معتقد است امروز نه تنها مقوله ازدواج بلکه مسائل متفاوت دیگری که مربوط به ابعاد مختلفی از زندگی است از آموزه‌های دینی فاصله گرفته‌اند.

این کارشناس مسائل دینی با تاکید بر اینکه در حال حاضر ازدواج از سیره اهل بیت فاصله گرفته است، گفت: طبق سفارشات و کلام قرآن (آیه ۲۸۲ سوره بقره) توصیه شده است که در معاملات سخت گرفته شود. اما در مقابل هرچه روایات درباره ازدواج داریم به آسان گرفتن توصیه شده است.

روایت مشهوری از پیامبر (ص) نقل است که ایشان فرموده‌اند: «اگر جوانی قصد ازدواج با دختر شما را داشت، به دو اصل مهم دین و اخلاقش توجه کنید که اگر این دو را داشت دخترتان را به ازدواج او در آورید». با این حال امروزه در جامعه مشاهده می‌کنیم که خانواده‌ها به دلایل متفاوتی، چون نداشتن شغل پردرآمد، نداشتن مسکن و خودرو به خواستگار‌ها جواب رد می‌دهند.

تبریزی با اشاره به سخن پیامبر (ص) افزود: «اگر جوان دین دار و با اخلاق را با بهانه‌های دیگری از ازدواج منع کنیم در جامعه فتنه ایجاد می‌شود». متأسفانه در حال حاضر فتنه در جامعه ایجاد شده که پدیده‌هایی، چون ازدواج سفید بروز پیدا کرده‌اند.

وی با تاکید بر اینکه مدیران تا حدی در مسئله ازدواج مسئول هستند، تصریح کرد: نمی‌شود تمامی تقصیرات را به گردن مدیران انداخت. هر کسی در هر جایگاهی در این مقوله نقش دارد. خانواده‌ها نقش مؤثر خودشان را فراموش کرده‌اند. طبق روایات از جمله افرادی که در زمانی که هیچکس سایه آرامش ندارد، دارای سرپناه امن است کسی است که زمینه ازدواج آسان را فراهم کرده است.

اگر امروز جوانان از مقوله ازدواج فراری هستند و ترس دارند و راه‌های جایگزین را انتخاب می‌کنند، نتیجه رفتار‌ها و تصمیم‌های خانواده‌ها و بعد از آن مدیران است. برخلاف آموزه‌های دینی درباره ازدواج سختگیری می‌شود و متأسفانه جوانان دچار لغزش می‌شوند.

تبریزی در ادامه افزود: باید بپذیریم مدیران تا حدی می‌توانند شرایط را برای مسئله ازدواج فراهم کنند و توقعات‌مان از آن‌ها را پایین آوریم. برخی مدیران در اداره خانواده و تربیت فرزندان خودشان دچار مشکلاتی هستند، با این حال چگونه توقع داریم که آن‌ها برای بنیان خانواده و آینده فرزندان جامعه بتوانند کاری کنند؟ این موضوع بدان معنی نیست که، چون مدیران ناتوان‌اند پس سایر افراد جامعه کار کنند، بلکه هرکسی وظیفه‌ای دارد.

طبق کلام قرآن (إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) تغییری ایجاد نمی‌شود تا زمانی که خودمان بخواهیم این تغییر ایجاد شود. با توجه به این کلام تغییر زمانی ایجاد می‌شود که جز جز افراد جامعه تغییر پیدا کنند، آن زمان است که مدیران نیز تغییر می‌کنند؛ بنابراین نقش خانواده با اهمیت است و باید تغییرات برای نزدیک شدن مسئله ازدواج به آموزه‌های دینی را از این نهاد اجتماعی آغاز کرد.

این کارشناس مسائل دینی با اشاره به اینکه متأسفانه در مسئله ازدواج دچار «شرک» شده‌ایم، اظهار کرد: امروز در پذیرش وعده خدا شک کرده‌ایم، بنابراین مشرک شده‌ایم. خداوند متعال در آیه ۳۲ سوره نور فرموده: «دختران و پسرانتان را به ازدواج هم درآورید، اگر نیازمند بودند از فضل‌مان بی نیازشان می‌کنیم». امام صادق (ع) ذیل همین آیه فرمودند: «اگر کسی به خاطر نداشتن مال ازدواجش را با تأخیر بی اندازد دچار شرک شده است». با این حال مقوله ازدواج در حال حاضر از هر دریچه‌ای که دیده می‌شود به مسائل مالی ختم می‌شود.

در پایان، آنچه که می‌توان از اظهارات کارشناسان نتیجه گرفت جایگاه با اهمیت نهاد اجتماعی خانواده در قرار گرفتن ازدواج در مسیر صحیح است. همچنین بنا به آنچه که پیش از این نیز رهبر معظم انقلاب به آن تاکید کردند یعنی فراهم کردن شرایط برای ازدواج‌های آسان، می‌توان گفت: این مهم بیش از اینکه وابسته به عملکرد مدیران باشد بسته به تصمیم‌های خانواده‌ها است.

منبع:افکار

اگر حمایت‌های حضرت ابوطالب نبود، اسلام در مکه رشد نمی‌کرد


عقیق:اعضای شورای علمی همایش حضرت ابوطالب(ع)
با آیت الله «محسن اراکی» عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و دبیرکل
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی دیدار و گفتگو کردند.

در راستای دیدارهای اعضای شورای علمی “همایش بین المللی حضرت ابوطالب(ره)؛ حامی پیامبر اعظم(ص)”
با مراجع معظم تقلید و شخصیت‌های علمی، دیدار برخی از اعضای شورای علمی
همایش با آیت الله محسن اراکی عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و
دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ برگزار شد.

در این دیدار حجج اسلام آقایان دکتر «ایمانی مقدم» معاون امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع)، «صباحی کاشانی» رییس مؤسسه تحقیقات و نشر حضرت ابوطالب(ع) و عضو شورای علمی همایش ابوطالب(ع)، «سید منذر حکیم» رییس پژوهشکده الذریه النبویه و عضو
شورای علمی همایش ابوطالب(ع)، «سید محمدرضا آل ایوب» رئیس اداره پژوهش
مجمع جهانی اهل بیت(ع)، «جعفری فراهانی» دبیر شورای علمی همایش ابوطالب(ع) و
دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) و آقای «کریمیان راد» نماینده مرکز
بین الملل حوزه حضور داشتند.

آیت الله اراکی در این دیدار اظهار داشت:
کار برای حضرت ابوطالب(ع) به عنوان شیخ الأبطح و پدر امیرالمؤمنین(ع) بسیار
مهم و با ارزش است. البته مهمتر این است که بتوانیم نقش آن حضرت را در
ترویج و گسترش دعوت پیامبر اکرم(ص) و اسلام به خوبی نشان بدهیم.

وی افزود: با سلطه و سیطره‌ای که مخالفان
رسول خدا(ص) در مکه داشتند، حضور جناب ابوطالب(ع) در صحنه و سرپرستی
پیامبر(ص) در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی تا بعثت و بعد از بعثت و داستان
شعب ابی طالب بسیار قابل توجه و ارزشمند است به طوری که شاید بتوانیم
بگوئیم اگر حمایت‌های ایشان نبود، اسلام نمی‌توانست در مکه رشد کند. تا سال
دهم بعثت که ابوطالب(ص) زنده بود دشمنی‌های قریش با پیامبر اکرم (ص) کمتر
بود ولی بعد از فوت ایشان، دشمنان تصمیم به قتل پیامبر(ص) گرفتند و داستان
هجرت پیش آمد.

عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع)
درباره شبهه ایمان حضرت ابوطالب(ع) اظهار داشت: اینکه گفته می‌شود حضرت
ابوطالب(ع) ایمان نداشته و شهادتین را نگفته، عمدتاً روی موضوع تقیه است که
موضوع باید شکافته شود. در واقع تقیه سپر و ابزار مقاومت و مبارزه است که
آیات قرآن بر آن دلالت دارد. از طرف دیگر دشمنی قریش و لجاجت و خیره سری
آنها در قرآن مطرح شده است. در نتیجه جنگ‌ها و مبارزه ها کردند تا اسلام را
خفه کنند و جلو رشد و گسترش آن را بگیرند که با لطف و اراده الهی در اثر
تلاش و مقاومت مسلمانان موفق نشدند. در دوره بنی امیه هم که می‌دانیم قبیله
خبیث اُموی چه خباثت‌ها کردند و یکی از مباحثی که تلاش کردند به مردم و
مسلمانان تلقین کنند موضوع عدم اسلام و ایمان حضرت ابوطالب(ع) بود که
متأسفانه در منابع تفسیری و حدیثی و تاریخی تا الان باقی مانده است.

وی افزود: یک نکته همین است که منابع
تاریخی و حدیثی بررسی شود و جریان دشمنی قریش و قبیله بنی امیه با بنی هاشم
تبیین و تشریح و برای عموم مردم منتشر شود. در منابع اهل سنت بحثی با
عنوان جریر و فررزدق درست کردند که نشان از دشمنی و درگیری بنی هاشم و بنی
امیه است.

آیت الله اراکی با بیان اینکه از بحث شعر و
ادب نباید غفلت شود، در بیان پیشنهادی به دست اندرکاران همایش گفت: از
فرصت این همایش می‌بایست برای خیزش و تحول در حوزه علمیه استفاده شود و
علمای حوزه و اساتید و محققین با توجه به موضوع حضرت ابوطالب(ره) در کنار
مباحث دیگر، روشنگری کنند و تأثیرات آن بعد از برگزاری همایش احساس شود
مانند کنگره مرحوم شیخ انصاری(ره) و مرحوم شیخ مفید(ره) که ماندگار شدند.

در ابتدای این دیدار، حجت الاسلام «عباس
جعفری فراهانی» دبیر شورای علمی همایش ابوطالب(ع)، از فعالیت‌ها و اقدامات
صورت گرفته گزارش مختصری ارائه کرد.

وی گفت:  پس از تصویب برگزاری این همایش
در شورای عالی، اقدامات اولیه مانند دعوت از نمایندگان مؤسسات و مراکز
فرهنگی و تبلیغی صورت پذیرفت و مسئولان هم نمایندگان خود را معرفی کردند.

وی افزود: جلسات شورای علمی با حضور اعضای
محترم تشکیل و عناوین و محورهای فراخوان تصویب و پوستر و بروشور فراخوان
به زبان‌ فارسی، عربی و انگلیسی منتشر و توزیع گردید. دیدار با مراجع معظم
تقلید حضرات آیات علوی گرگانی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی و
حجت الاسلام والمسلمین شهرستانی، نماینده آیت الله العظمی سیستانی هم
انجام شد که این بزرگواران از برگزاری همایش حمایت کردند. تا کنون تعدادی
کتاب، (حدود ۲۰ عنوان) توسط حجت الاسلام والمسلمین صباحی کاشانی ـ که
ابتکار اولیه برگزاری این همایش هم از سوی ایشان به مجمع داده شد ـ ارائه
شده و در دست بررسی و ارزیابی می باشند. همچنین تعدادی مقاله و چکیده مقاله
(حدود ۲۰ مورد) هم به دبیرخانه همایش رسیده است.

حجت الاسلام «صباحی کاشانی» عضو شورای
علمی همایش ابوطالب(ع) نیز اظهار داشت: از چندین سال قبل که مؤسسه حضرت
ابوطالب(ع) را راه اندازی کردم، شروع به شناسایی منابع مختلف در موضوع حضرت
ابوطالب(ع) شدم. دلیل عمده تلاش بنده در این زمینه هم احساس ضعف اطلاعات
روحانیون مبلّغ حج بود. با این جمع‌بندی من از مظلومیت حضرت ابوطالب(ع) بود
که کار را شروع کردم.‌

وی ادامه داد: تلاش علمای شیعه درباره
جناب ابوطالب(ره) تا مرحوم علامه امینی(ره) قابل تقدیر است و نویسندگان اهل
سنت هم کارهایی کرده اند که ما کتاب‌های اهل سنت را در مؤسسه جمع آوری و
شروع به بررسی و تحقیق آنها کرده ایم و بعضاً منتشر هم شده اند.

رییس مؤسسه تحقیقات و نشر حضرت ابوطالب(ع) در
پایان گفت: برای معرفی شخصیت حضرت ابوطالب(ع) جزواتی در قطع پالتویی آماده
و منتشر کرده ایم و با پذیرش برگزاری همایش بین المللی حضرت ابوطالب(ع) از
سوی مجمع و حمایت‌های مراجع معظم تقلید و حاج آقا اختری، امیدواریم
بتوانیم وظیفه خودمان را در حد توان انجام دهیم.

برای مشاهده تصاویر بیشتری از دیدار اعضای شورای علمی همایش بین المللی حضرت ابوطالب(ع) با آیت الله اراکی، ایـنجا را کلیک کنید.

شایان ذکر است “همایش بین المللی حضـرت ابـوطالب(ع) ؛ حامی پیامبر اعظم(ص)” به
همت “مجمع جهانی اهل بیت(ع)” و با همکاری “آستان مقدس حسینی”، “مؤسسه
تحقیقات و نشر حضرت ابوطالب(ع)”، “مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی”،
“پژوهشگاه علوم و فرهنگ دفتر تبلیغات اسلامی”، “جامعه المصطفی(ص)
العالمیه”، “مرکز آموزش زبان حوزه های علمیه”، “دانشگاه بین المللی اهل
بیت(ع)”، “مؤسسه فرهنگی میراث نبوت”، “جامعه الزهراء(س)”، “پژوهشکده
الذریه النبویه”، “مؤسسه فرهنگی مذهبی قاسم بن الحسن(ع)”، “مؤسسه فرهنگی
هنری ابناءالرسول(ص)” و تعدادی از نهادهای دینی و فرهنگی دیگر برگزار خواهد
شد.

کنگره سراسری شعر حضرت ابوطالب(ع)” نیز از برنامه های جانبی این همایش خواهد بود.

حضور سفیر کره جنوبی در حرم امام علی+عکس


سفیر کره جنوبی در بغداد به زیارت حرم مطهر امام علی(ع) مشرف شد.

عقیق:«سونگ ونگ» سفیر کره جنوبی در بغداد به زیارت حرم مطهر امام علی(ع) مشرف شد و با مسئولین آستان دیدار کرد.

«علی العامری» مسئول بخش روابط عمومی
آستان در این رابطه گفت: برای نخستین بار است که سفیر کشور کره به نجف و به
زیارت حرم مطهر علوی می آید و طی حضور آقای سونگ ونگ از بخشهای تاریخی
عمارت حرم بازدید کرد و مشاهده آثار تاریخی واسلامی این مکان برایش جالب و
قابل توجه بود.





عملی با پاداش ۹۰۰ سال عبادت


پیامبر اکرم(ص) در یکی از سخنان نورانی خود پاداش عظیم روزه سه روز پیاپی از ماه های حرام را بیان کردند.

عقیق: روایت زیر را از کتاب المقنعه اثر شیخ مفید منتشر می‌کند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ صَامَ مِنْ شَهْرٍ
حَرَامٍ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ الْخَمِیسَ وَ الْجُمُعَهَ وَ السَّبْتَ کَتَبَ
اللَّهُ لَهُ عِبَادَهَ تِسْعِمِائَه سَنَه.

رسول اکرم(ص) فرمود:

هرکس سه روز[متوالی] پنج شنبه و جمعه و شنبه از یک ماه حرام را روزه بگیرد خداوند پاداش عبادت ۹۰۰ سال برایش می‌نویسد.

پی نوشت:

المقنعه، شیخ مفید، ص۳۷۵

منبع:حوزه

راهکار امام هادی برای یرآورده شدن حاجات


امام هادی علیه السلام در حدیثی از چگونگی حاجت گرفتن می گویند.

عقیق: امام هادی علیه السلام می فرمایند:

کسی که از خدا حاجتی را می‌خواهد؛ قبر جدم
حضرت رضا† را در طوس با غسل، زیارت کند و دو رکعت نماز بالای سرش بخواند و
در قنوت نماز، حاجت خویش را طلب نماید در این صورت حوائج وی مستجاب می‌شود،
مگر آن که انجام گناه و یا قطع رحم را طلب کند.

پی نوشت:

(وسائل الشیعه، ج. ۱۴، ص. ۵۶۹)

منبع:افکار

فضیلت استغفار در ماه رجب+فیلم


استغفار یکی از ذکر‌های موثر و راه‌های رسیدن به مسیر سعادت است که تداوم گفتن آن باعث ریزش گناهان و عاقبت بخیری می‌شود.

عقیق:همین که بنده تصمیم می‌گیرد گناهی را مرتکب شود، چنانچه آن را انجام
ندهد، هیچ چیز در نامه‌ی عملش نوشته نمی‌شود؛ و اگر مرتکب آن شد ، به او
هفت ساعت مهلت داده می‌شود، فرشته‌ی ماموری که کار‌های نیک را ثبت می‌کند،
به فرشته‌ی مامور کار‌های زشت می‌گوید: عجله نکن شاید پس از گناه، عمل نیکی
انجام دهد که آن را از بین ببرد، چرا که خداوند می‌فرماید: «به راستی،
اعمال نیک، اعمال بد را از بین می‌برد.» (اعراف – ۱۱۴)

اگر این بنده بگوید: «أَسْتَغْفِرُاللهَ
الَّذی لا إِلـهَ إِلاّ هُو، عالمُ الْغَیْبِ والشَّهادَه، العَزیزُ
الحَکیمُ، الغَفُورُ الرَّحیمُ، ذُوالجَلالِ وَ الإِکْرامِ وَ أَتُوبُ
إِلَیْهِ».


«از خداوند، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست، دانای نهان و
آشکار، ارجمند و نیرومند و صاحب حکمت است؛ (نسبت به گنه‌کاران) بسیار
آمرزنده و (نسبت به مومنان) بسیار مهربان و صاحب جلالت و جوانمردی است؛ و
به سوی او توبه می‌کنم» ؛ چیزی در نامه عملش نوشته نمی‌شود.







حجت الاسلام والمسلمین سیدجلال موسویان خطیب و کارشناس امور دینی در گفتگویی درباره
خواص ذکر استغفار اظهار کرد: وجود مبارک حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)
می‌فرمایند: «اگر کسی احساس کدورت باطنی داشته باشد، خودش را معطر به
استغفار کند.» درواقع استغفار هم خاصیت تطهیر دارد و هم
خاصیت زدودن غم از دل دارد. خدا رحمت کند اولیای خدا را که می‌فرمودند:
«اگر می‌دانستید استغفار چه خاصیتی در دل دارد شما لحظه‌ای استغفار را ترک
نمی‌کردید.»



وی در ادامه گفت: همه اولیاء، حتی حضرت محمد مصطفی (ص) و همه ائمه اطهار (ع)
خود را مقید به ذکر استغفار کرده بودند. ماه رجب ماه استغفار است و اگر
کسی توفیق داشته باشد اعدادی که برای استغفار فرمودند را رعایت کنند،
سعادتمند خواهند شد.  انشالله که خداوند ما را جز ذاکرین این ماه و اهل استغفار این ماه قرار بدهد.

           

برگزاری مراسم تکریم شیخ عیسی قاسم در قم


مراسم تکریم و تجلیل از آیت‌الله شیخ عیسی قاسم، رهبر شیعیان بحرین، شامگاه روز شنبه در جامعه مدرسین حوزه‌ علمیه قم برگزار شد.

عقیق:مراسم تکریم و تجلیل از آیت‌الله شیخ عیسی قاسم، عالم مجاهد و رهبر
شیعیان جهان شامگاه روز شنبه در جامعه مدرسین حوزه‌ علمیه قم برگزار شد.

در این مراسم، آیات یزدی، حسینی بوشهری، مقتدایی، بهشتی، خائفی، فقیهی،
روسای کمیسیون های جامعه مدرسین، مسئولین و طلاب حوزه علمیه حضور داشتند.



در ابتدای این مراسم، به مناسبت شهادت امام علی النقی الهادی مرثیه
سرایی و سوگواری انجام شد، همچنین پس از آن کلیپی پیرامون مجاهدت‌های شیخ
عیسی قاسم پخش شد.



در بخشی از این مراسم، آیت‌الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه
علمیه قم طی سخنانی ابراز کرد: بشارت ما به شیخ عیسی قاسم این است که این
هجرت ایشان به قم سرآغاز پیروزی مسلمانان بحرین خواهد بود، در انقلاب
اسلامی ایرلن نیز امام خمینی(ره) به کشورهای مختلفی هجرت کردند و در نهایت
انقلاب اسلامی پیروز شد.



در بخش پایانی این برنامه، شیخ عیسی قاسم درباره مجاهدت‌های بنیانگذار انقلاب اسلامی و مردم ایران به سخنرانی پرداخت.

سروده‌هایی در رثای امام هادی(ع)


مجموعه اشعار آیینی ویژه شهادت امام هادی علیه السلام منتشر شد.

عقیق: امام هادی علیه السلام در سال دویست و
پنجاه و چهار هجری قمری به شهادت رسیده است اما در ماه و روز شهادتش میان
مورخین اختلاف است؛ برخی آن را روز دوشنبه سوم ماه رجب و برخی بیست و
ششم جمادی الثانی دانسته‌اند.

یکی از
آثار ماندگار امام هادی علیه السلام زیارت جامعه کبیره است که یکی از قوی
ترین سندهای شناخت امامت راستین به شمار می آید. اهمیت این زیارت زمانی
آشکار می شود که با دوران پیشوای دهم بیشتر آشنا شویم. در آن زمان، عده ای
در ستایش عظمت امامان مبالغه می کردند و گاه امامان را تا حد خدایی بالا می
بردند و گروهی را به خود جذب کرده بودند.

امام
هادی علیه السلام با تکذیب سخن این گروه و اعلام بیزاری از آنها، زیارتی
با بلاغت کامل آموزش می دهد تا به وسیله آن بتوان هر یک از ائمه را زیارت
کرد. زیارت جامعه، امامت را رمز و راز فلسفه سیاسی اسلام می داند و به همه
مؤمنان یادآوری می کند که حکومت عدل الهی از آنِ پیشوایان معصوم است.

شاعران آیینی کشورمان درباره شهادت امام هادی (ع) اشعاری را سرودند، که در ادامه باهم می‌خوانیم:

غلامرضا سازگار

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره
وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر
غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته
بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری و دشمن به چه جرأت
با جام میِ خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم
جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد
بر چهره ز چشم حسنت ریخت ستاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده
همراه عدو رفتی و او بود سواره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود
کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودند
قومی ز دفاع تو گرفتند کناره

«میثم» دگر از این غم جانسوز نگویی
کز نوک قلم جای سخن ریخت شراره

میلاد عرفان پور

گفت:« سُرّ من رَای»، ترجمان «سامرا»ست
من ولی دلم گرفت…این حرم چه آشناست

چون نجف، شکوهمند چون مدینه، رازدار
داستان آن ولی داستان کربلاست…

ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!
ذکر ما علی‌الدّوام، گریه‌های بی‌صداست

آنچه بر زبان ماست، نام مهربان توست
آنچه بر زبان توست، اسم اعظم خداست

از زمان کودکی، در پی‌ات دویده‌ایم
از همه شنیده‌ایم، گرد راه تو شفاست

باغ‌هایی از بهشت، گوشه‌ی عبای توست
این عبای مصطفی، این عبای مرتضی‌ست

مجلس شراب را چشم تو به هم زده‌ست
چشم تو هنوز هم، مستی مدام ماست

ما شهید می‌شویم، روسفید می‌شویم
روزگار، بی‌وفا … عاشق تو باوفاست

ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!
مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست؟

فاطمه نانی زاد

نور تو، روح مرا منزل به منزل می‌برد 
کشتی افتاده در گِل را به ساحل می‌برد

مرد صحرایی و با تو شوق باران هم سفر 
بوی بارانت مرا منزل به منزل می‌برد

عاقل و دیوانه محکومند، آری چشم تو 
هم ز مجنون می‌برد دل، هم زِ عاقل می‌برد

«اهل بیت نور» هستید، «آسمان وحی»ها…!
«جامعه» ما را به شرح این فضائل می‌برد

ای حبیب غربت تو حضرت عبدالعظیم 
شهر ری با اذن تو از کربلا دل می‌برد

مجلسی که یاد شام انداخت اندوه تو را 
گاه سوی طشت و گاهی سوی محمل می‌برد 

کربلا، ظهر عطش، گودال سرخ قتلگاه
اشک‌هایت عشق را تا آن مراحل می‌برد

قاسم نعمتی 

آیا که شود باز ببینم وطنم را
آرام کنم سینه‌ی پر از محنم را

دل‌تنگ مناجات سحرهای بقیعم
با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم
آخر چه کنم؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی
سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشه‌ی ویرانه نشستم
لرزاند، غم عمه‌ی سادات تنم را

من کشته‌ی بی‌حرمتیِ بزم شرابم
با آنکه نبسته لب چوبی دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی…
سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا، خیره‌سری، چشم حرامی
سربسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم
زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد
غارت ننموده است کسی پیرهنم را

حجت الاسلام محسن حنیفی

شکسته روضه ات دل مقلب القلوب را
گرفته رنگ چهره ی تو حالت غروب را

شکوه غربتت،شراره زد به قلب کائنات
گریست دجله وفرات،گریست اهدنا الصراط

عزا گرفته اند پای روضه ی تو سال ها
برای سر سلامتی به جد تو غزال ها

فرازهای جامعه کبیره سوگوار تو
فراز سجیه الکرم شده است بی قرارتو

گمان کنم که فاطمه کنارتو نشسته است
زبان گرفته مادری که پهلویش شکسته است

فدای روی زرد تو،وجود غرق درد تو
چقدر آه میکشد،کنار جسم سردتو

زمان رنج وغصه ی تو خاتمه گرفته است
چقدر روضه ی تو بوی فاطمه گرفته است

دوشنبه بود لحظه ی هجوم زهر برجگر
دوشنبه بود وکوچه ها،دوشنبه بود ومیخ در

دوشنبه قاتلت شده،دوشنبه بود خانه سوخت
مغیره که نداشت شرم،قلاف وتازیانه سوخت

مصیبتت دم مرا به سمت آه میبرد
به پشت مرکبی تورا پیاده راه میبرد

تورا چگونه دست بسته باطناب میبرند؟؟
توکوثری تورا به مجلس شراب میبرند؟؟

چقدر زخم خورده ای،شبیه جُبّه ی حسین
کشانده ای مرا دوباره زیر قبه ی حسین

هزار شکر پیکرت به زیر آفتاب نیست
میان مقتلت سخن زکودک رباب نیست

هنوز جای شکر مانده سنگ بر جبین نخورد
هزار شکر یمسک السماء بر زمین نخورد

کنار پیکر توگریه بودوهلهله نبود
میان مقتل تو نام شمروحرمله نبود

به صحن سینه ی تو چکمه ی سنان نمیرسد
به پای بوسی لب تو خیزران نمیرسد…

حسن لطفی

هزار شُکر که بُردیم نامِ هادی را 
هزار شُکر که داریم امامِ هادی را

هزار شُکر که دارد در این شبِ نوروز
لباسِ مشکیِ ما احترامِ هادی را

سلامِ ما برسانید ای کبوترها
که بشنویم علیک السلامِ هادی را

چقدر جلوه به جبریل میرسد وقتی
خطاب می کند: آقا ، غلامِ هادی را

بیا رویم که جز سامرا پناهی نیست
نیاز نیست به فطرس بیا که راهی نیست
 

بر آستان تو مژگانِ ما که عادت کرد
به خاک بوسی ما آسمان حسادت کرد

کسی که روضه برایت گرفت بالا رفت
کسی که رفت به این روضه‌ها عبادت کرد

همینکه زائرت از جامعه زیارت خواند
سبوی خویش پُر از چشمه‌ی سعادت کرد

برای عمه سادات  در قفس رفتی
و شیر عرض اردت به این سیادت کرد*

پسر فراقِ پدر را چگونه چاره کند 
روا بود که گریبان امام پاره کند*

تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بند زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امام زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند

شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند
به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند

*اشاره به روایت داخل قفس شیرها رفتن امام‌هادی(علیه‌السلام)

*اشاره به گریبان چاک زدن امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السلام)در فراق پدر

محسن ناصحی

 یا مقلّب ! که قلب من خونه 
یا محوّل ! که حالم آشوبه
یا مدبّر ! که روز و شب تو دلم
غم هیأت به سینه می کوبه

سال ما توی هیئتا طی شد
حتی تحویل سالمون روضه س
عید نوروزمون عزاداره
تو زمین و تو آسمون روضه س

سفره ی هفت سینمون پهنه
آخه گفتن زمان شادی شد
دل ما موقعِ دعا دمِ عید
روضه خون امام هادی شد

سال نو خیلیا سفر میرن
هرکی جا مونده داره می ناله
سامرا قسمت ما باشه یه شب
حالِ دلهامون أحسنِ الحاله

خوش به حال کسی که تو حرمه
اون که هرسال کربلا می‌ره
اون که بعدِ زیارتِ نجفش
کاظمین می ره ، سامرا می‌ره 

وقت تحویلِ عیدِ امسالم
سر سفره بلند میشم از جا
دستم و روی سینه میزارم
یه سلام می کنم به کرببلا

مهدی رحیمی

در نقشه ها کوفه مکان دیگری دارد
در شهرسامرا نشان دیگری دارد

رفته علیِّ دیگری در خیبری دیگر
تاریخ در نقلش بیان دیگری دارد

یعنی پس از «نهج البلاغه» پشت این صورت
با «جامعه» شیعه، دهان دیگری دارد

بر دشمنان آمد علی تا چاربار از نو
این زلزله هردم تکان دیگری دارد

وقت غضب گاهی شبیه زلزله اما
در رحمتش هردم جهان دیگری دارد

در خاک سامرا علیِّ چارمین آمد
این جسم دیگرگونه جان دیگری دارد

هم دوستانی مثل سلمان و ابوذر نه؛
هم اینکه قطعا دشمنان دیگری دارد

با تیغ زهرآلود،نه با زهر چونان تیغ
جان دادنش هم داستان دیگری دارد

با زهر سر می بُرّد ازلب تشنه ای، این بار؛
گودال سامرّا سنان دیگری دارد

مثل علی از جنس اصغر گونه اش اما
این قصه گویا قهرمان دیگری دارد

آن جا که غیر از اکبرش ارباب ما تازه؛
با ذبح اصغر امتحان دیگری دارد

دنیا گمان دارد که اصغر می شود سیراب
تیر سه پر اما گمان دیگری دارد

غیر از کمانش حرمله بر زجرکُش کردن
من مطمئن هستم کمان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر می بینم علی اصغر؛
انگار بر حنجر دهان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر خوردن حس شد این کودک؛
درپشت گردن استخوان دیگری دارد

درگوشه ی گودال هم غیر از سنان ارباب
با چکمه هایش میهمان دیگری دارد

پشت سر هم می زند گویا یزید اصلا
در دست هایش خیزران دیگری دارد

عارفه دهقانی 

هرچند نامِ شهر شما، ” سُرَّ من رَای”ست
“ا ُمُّ المَصائب”است  دلِ هرکه سامرا ست

نشناختیم قدرِ تو را آنچنان که هست
این غربت از سکوتِ همین شیعه ی شماست

“ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم…”
نامت حقیقتِ تو و همنام با خداست

نامِ شما،”علی” شده و نامِ ما “یتیم”
“بابا”! حسابِ عشقِ شما کاملا جداست

ما وُ “دعای جامعه”و دستِ التماس
آقا! شما و “جامعه”ی ما که مبتلاست

یا “هادیَ القلوبِ” همه رو سیاه ها
امشب، “هدایتِ” دلِ ما، آرزوی ماست

آرش براری

با کلامش شهر را اهل ولایت می‌کند 
مردم گمراه را “هادی” هدایت می‌کند

هرکه وصفش را شنید از عشق او بیمار شد
عشقش از راه شنیدن هم سرایت می‌کند

شیخ عباس قمی در “منتهیُ الآمال” خود
معجزات بی شمار از او روایت می‌کند

با وجود او بهشتی بودن اصلا سخت نیست
حبِّ او را هرکسی دارد کفایت می‌کند

کاملا رد کرد اسلام بنی عباس را
“هادی” از اسلام پیغمبر حمایت می‌کند

هرچه هم دشمن اذیت کرد، او نفرین نکرد
دشمنش از صبر بسیارش شکایت می‌کند

هر بلایی هم که میبیند “علی ابن رضا”
شکر حق میگوید، احساس رضایت می‌کند

دشمنش بی احترامی کرد، آنجایی که دید
شیر دارد احترامش را رعایت می‌کند

قاتلش جان خواست از او، جان خود را نیز داد
هرکسی هرچه بخواهد او عنایت می‌کند

رفت در بزم شراب و غصه خورد و گریه کرد
اشک هایش از دل زینب حکایت می‌کند

منبع:تسنیم

شرح زندگی «ام یاسر»منتشر شد


کتاب «هم قسم» شرح زندگی و خاطرات «ام یاسر»؛ همسر شهید سید عباس موسوی، دبیرکل پیشین حزب الله لبنان توسط به‌نشر(انتشارات آستان قدس رضوی) منتشر شد.

عقیق:«هم قسم» روایت‌گر شرح زندگی و خاطرات شهیده سیده
سُهام الموسوی معروف به «ام یاسر» بانویی است که هم در حیات و هم در
شهادتش، شخصیتی سترگ بود.

این اثر در چهار فصل
حکایت‌گر شخصیت واقعی بانویی است که مانند او را در میان هم قطارانش به
ندرت می توان یافت، «ام یاسر» زنی که دلداده و عاشق همسرش بود و مادری که
به تمام معنا مادری می کرد و همه ویژگی های مادر فداکار را در خود جای داده
بود و همچنین مجاهدی از جان گذشته در مسیر جهاد و شهادت و همگام با شوهرش
سید عباس بود.
این شهید بزرگوار هم در همسری و هم در مادری و هم در
جهاد و شهادت یکه تاز میدان بود و با همه این ها، نمونه یک بنده مطیع
خداوند بود، زنی که حق پیمان خود با پروردگارش را ادا کرد و در این مسیر تا
آخر استوار ماند. کسی که با خداوند بزرگ، معامله ای سودمند کرد و جانش را
در مسلخ عشق الهی قربانی کرد و سرانجام با شهادتش به وصال محبوب شتافت.

این
اثر که برگردان کتاب «الوصول» نوشته «عبدالقدوس الامین» نویسنده لبنانی
است در ۳۵۰ صفحه و با ترجمه «احمد نطنزی» روایت‌گر زندگی این بانوی همراه
با جبهه مقاومت اسلامی است.

فصل نخست این اثر
یادآور خاطرات این بانوی جهادی است، فصل دوم «جلوه هایی از شکل گیری شخصیتی
استوار» نام دارد، فصل سوم «پرواز تا اوج» و فصل چهارم و پایانی این اثر
«آلبومی از تصاویر» این شهید بزرگوار به همراه خانواده وی ثبت شده است.

نویسنده
در پیشگفتار این اثر یادآوری می کند: «ام یاسر» پدیده ای منحصر به فرد بود
و نتیجه قلم زدن درباره او نیز خواه نا خواه کار متفاوتی می شد، در نگارش
«هم قسم» از سلسله مطالعات در دست نوشته ها و مقالات و بیش از ۳۰ مصاحبه که
از وی به یادگار مانده استفاده شده است.

«عبدالقدوس
الامین» از مترجم این اثر در برگردان این کتاب به فارسی تقدیر و تشکر کرده
است و ابراز امیدواری می کند: شناخت مردم ایران از تاریخی که دو ملت ایران
و لبنان در شکل دهی آن به عنوان پیکری واحد با حافظه تاریخی مشترک مشارکت
ورزیده اند، افزایش یابد.

شهید سید عباس موسوی
در تاریخ ۱۶ فوریه ۱۹۹۲ هنگامی که برای شرکت در مراسم سالگرد شیخ راغب حرب
به روستای جبشیت رفته بود، در راه بازگشت به بیروت، خودروی حامل او مورد
حمله هلی‌کوپترهای رژیم غاصب صهیونیستی قرار گرفت که در نتیجه آن او، فرزند
و همسرش به شهادت رسیدند.

«هم قسم» امسال در
بیست و هفتمین سالگرد شهادت شهید سید عباس موسوی در تیراژ یک هزار نسخه، در
قطع رقعی و با قیمت ۳۵۰ هزار ریال هم اکنون در کتابفروشی ها در دسترس
علاقه‌مندان قرار دارد.


معرفی ادعیه برای آرامش روح اموات


عقیق:مرگ در دنیای ما واژه‌ای ناآشنا نیست و برای هر فردی پیش می‌آید، اما موضوعی که در میان ما بچه مسلمان‌ها مطرح می‌شود، دعایی است که برای اموات باید بخوانیم و اینکه چه دعایی بهتر است برای اموات خوانده شود؟!

امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا به بررسی ادعیه برای اموات و بهترین این ادعیه برای شادی ارواح پدر و مادران ، بپردازد.  پس پیشنهاد می‌کنیم که با ما همراه باشید.

دعا برای اموات

افرادی که از این دنیا می‌روند دستشان از دنیا کوتاه می‌شود و بازماندگان آن‌ها باید برایشان دعا‌ها و اذکار و نذر‌هایی ادا کنند که آن‌ها در دنیای آخرت وضعیت خوبی داشته باشند.

نکات جالبی که در مورد دعا برای اموات بهتر است بدانید بدین شرح است که؛

خواندن سوره حمد (فاتحه الکتاب) و خواندن ۷ مرتبه «انا انزلناه فی لیله القدر» بر طبق گفته روایات، آثار مطلوب و مفیدی در حال اموات و گشایش در حال آن‌ها دارد. به طور کلی خواندن قرآن کریم برای اموات و به نیت آن‌ها و هر کار خیرى که انجام دهید و ثوابش را به روح میت هدیه بکنید، براى او مفید است؛ چه ذکر و قرآن و نماز مستحبى و طلب مغفرت باشد، و چه صدقه.

کسی که برای میت عملى را انجام می ‏دهد، گرچه در نیت باید قصد نیابت نماید، ولى قسمت عمده ثواب آن طبق روایات؛ در نامه عمل او نیز نوشته می‌شود. البته باعث برى‏ءالذمه شدن میّت نیز شده و او از عذاب و گرفتارى نجات پیدا می‌کند.

مرحوم حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح‏الجنان، ص. ۳۱۷ حدیث صحیحى را از امام صادق (ع) نقل فرموده که در ضمن آن حدیث این طور آمده «میت شاد و مسرور می‌شود و گشایش پیدا می‌کند به دعا و استغفارى که براى او می‏کنند چنانچه زنده شاد می‌شود به هدیه که براى او می‏برند و فرمود که ثواب نماز، روزه، حج، صدقه و سایر اعمال خیر و دعا در قبر میت بر او وارد می‌شود و ثواب آن براى مرده و کسى که آن‌ها را انجام داده نوشته می‌شود».

خواندن سوره‎هایی از قرآن در حالت احتضار مانند سوره‎های؛ یس، صافات، احزاب، آیه الکرسی، آیه ۵۴ سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است.

دعا برای شادی روح اموات در روایات

یکی از صحابه از حضرت محمد (ص) نقل می‌کند:

«برای مردگان خود هدیه بفرستید»،

گفتم: هدیه مردگان چیست؟

فرمود: «صدقه و دعا. ارواح مؤمنان هر جمعه به آسمان دنیا مقابل خانه‌های خود می‌آیند و فریاد می‌کنند…‌ای خانواده من، پدر، فرزندان و خویشان من، بر ما مهربانی کنید.

آن چه در دست ما بود، عذاب و حساب آن‌ها بر ماست. نفعش برای غیر ما.‌ای خویشان ما، به درهمی یا قرص نانی یا جامه‌ای ما را کمک کنید تا خداوند شما را از جامه‌های بهشت بپوشاند»

در روایتی دیگر از رسول خدا (ص) می‌خوانیم:

«هرگاه مؤمنی «آیه الکرسی» را بخواند و ثواب آن را هدیه اهل قبور کند خداوند ثواب آن را به اموات مؤمنین می‌دهد.

اما برای کسی که «آیه الکرسی» را خوانده است مقام و مرتبه هفتاد پیامبر عطاء می‌کند، و در مقابل هر حرفی از آیه الکرسی ملکی را می‌گمارد که تا روز قیامت به نیابت از او خداوند را تسبیح و تقدیس کنند.»

پیام این رویات نورانی برای ما این است که اموات همواره چشم به راه دعای خیر و صدقات بازماندگان هستند تا بتوانند از نور این ادعیه بهره‌مند شوند و از عذاب الهی در امان باشند. بهترین دعا برای شادی روح اموات استغفار و طلب بخشش است.

امام صادق (ع) در حدیثی نورانی می‌فرمایند:

«ثوابی که پس ازمرگ به انسان می‌رسد سه چیز است:

     صدقه جاریه.
    راه و رسم صحیحی که شخص در حال حیات بدان عمل می‌کرد و به گونه‌ای بوده که الگو برای دیگران می‌شد.
     فرزندی شایسته که برای او طلب مغفرت کند، و موجبات آمرزش پدر را فرهم سازد.»

از این حدیث می‌توان استفاده کرد که طلب مغفرت بازماندگان در آمرزش اموات تأثیر دارد.

اما بسیاری از افراد به اشتباه، شادی روح اموات را فقط یک استعاره می‌دانند و بر این باورند اگرچه ممکن است اعمال بازماندگان در جایگاه اخروی اموات تأثیر داشته باشد، اما عبارت “شادی” را نمی‌توان برای روح اموات استفاده کرد.

امام صادق (ع) در پاسخ به این شبهه می‌فرمایند:

«همان گونه که زندگان با هدایا، شاد می‌شوند اهل قبور و برزخیان نیز با ترحم و استغفار که نسبت به آنان می‌شود؛ شاد می‌گردند.»

پس دعا برای شادی روح اموات فقط یک باور خرافی نیست و مورد تأیید ائمه معصومین (ع) نیز هست.
کدام دعا برای شادی روح اموات است؟

در میان کتب روایی و ادعیه معتبر دعا‌های بسیاری را می‌توان یافت که قرائت آن‌ها هم برای شخصی که می‌خواند و هم برای اموات پاداش فراوانی دارد. به عنوان مثال حضرت محمد (ص) فرمودند:

«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُؤْمِنَهٍ مَضَی مِنْ أَوَّلِ الدَّهْرِ أَوْ هُوَ آتٍ إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ إِلَّا وَ هُمْ شُفَعَاءُ لِمَنْ یقُولُ فِی دُعَائِهِ: «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ». وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیؤْمَرُ بِهِ إِلَی النَّارِ یوْمَ الْقِیامَهِ فَیسْحَبُ فَیقُولُ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ: یا رَبَّنَا، هَذَا الَّذِی کانَ یدْعُو لَنَا، فَشَفِّعْنَا فِیهِ، فَیشَفِّعُهُمُ اللَّهُ فِیهِ، فَینْجُو.»

ترجمه:

«هیچ مرد و زن مؤمن از اول روزگار تا روز قیامت نیست جر آنکه شفیع آن کسی است که در میان دعایش چنین بگوید:

«اللَّهُمَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ».

روز قیامت دستور داده می­شود که بنده­ای را به آتش ببرند، و لذا او را به سوی دوزخ می­کشند.

در این هنگام، همهٔ مرد‌ها و زن­های مؤمن می­گویند: پروردگارا، این فرد برای ما دعا می­کرد، شفاعت ما را در مورد او بپذیر. پس خداوند شفاعت آن­ها را میپذیرد، و آن فرد نجات می­یابد.»

دعا برای شادی روح پدر و مادر

در میان ادعیه بسیاری که در کتب مختلف وارد شده‌اند، یکی از زیباترین دعا‌ها برای شادی روح اموات و به خصوص پدر و مادر در صحیفه سجادیه آمده است.

این دعای زیبا به همراه متن ترجمه آن به شرح زیر است:

«(۱) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِک وَ رَسُولِک، وَ أَهْلِ بَیتِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِک وَ رَحْمَتِک وَ بَرَکاتِک وَ سَلَامِک.

(۲) وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَی بِالْکرَامَهِ لَدَیک، وَ الصَّلَاهِ مِنْک، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

(۳) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنِی عِلْمَ مَا یجِبُ لَهُمَا عَلَی إِلْهَاماً، وَ اجْمَعْ لِی عِلْمَ ذَلِک کلِّهِ تَمَاماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تُلْهِمُنِی مِنْهُ، وَ وَفِّقْنِی لِلنُّفُوذِ فِیمَا تُبَصِّرُنِی مِنْ عِلْمِهِ حَتَّی لَا یفُوتَنِی اسْتِعْمَالُ شَیءٍ عَلَّمْتَنِیهِ، وَ لَا تَثْقُلَ أَرْکانِی عَنِ الْحَفُوفِ فِیمَا أَلْهَمْتَنِیهِ

(۴) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ کمَا شَرَّفْتَنَا بِهِ، وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کمَا أَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَی الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.

(۵) اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیبَهَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَی وَ بِرِّی به هما أَقَرَّ لِعَینِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ حَتَّی أُوثِرَ عَلَی هَوَای هَوَاهُمَا، وَ أُقَدِّمَ عَلَی رِضَای رِضَاهُمَا وَ أَسْتَکثِرَ بِرَّهُمَا بی‌وَ إِنْ قَلَّ، وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی به هما وَ إِنْ کثُرَ.

(۶) اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِی، وَ أَطِبْ لَهُمَا کلَامِی، وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیکتِی، وَ اعْطِفْ عَلَیهِمَا قَلْبِی، وَ صَیرْنِی به هما رَفِیقاً، وَ عَلَیهِمَا شَفِیقاً.

(۷) اللَّهُمَّ اشْکرْ لَهُمَا تَرْبِیتِی، وَ أَثِبْهُمَا عَلَی تَکرِمَتِی، وَ احْفَظْ لَهُمَا مَا حَفِظَاهُ مِنِّی فِی صِغَرِی.

(۸) اللَّهُمَّ وَ مَا مَسَّهُمَا مِنِّی مِنْ أَذًی، أَوْ خَلَصَ إِلَیهِمَا عَنِّی مِنْ مَکرُوهٍ، أَوْ ضَاعَ قِبَلِی لَهُمَا مِنْ حَقٍّ فَاجْعَلْهُ حِطَّهً لِذُنُوبِهِمَا، وَ عُلُوّاً فِی دَرَجَاتِهِمَا، وَ زِیادَهً فِی حَسَنَاتِهِمَا، یا مُبَدِّلَ السَّیئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ.

(۹) اللَّهُمَّ وَ مَا تَعَدَّیا عَلَی فِیهِ مِنْ قَوْلٍ، أَوْ أَسْرَفَا عَلَی فِیهِ مِنْ فِعْلٍ، أَوْ ضَیعَاهُ لِی مِنْ حَقٍّ، أَوْ قَصَّرَا بی‌عَنْهُ مِنْ وَاجِبٍ فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُمَا، وَ جُدْتُ بِهِ عَلَیهِمَا وَ رَغِبْتُ إِلَیک فِی وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُمَا، فَإِنِّی لَا أَتَّهِمُهُمَا عَلَی نَفْسِی، وَ لَا أَسْتَبْطِئُهُمَا فِی بِرِّی، وَ لَا أَکرَهُ مَا تَوَلَّیاهُ مِنْ أَمْرِی یا رَبِّ.

(۱۰) فَهُمَا أَوْجَبُ حَقّاً عَلَی، وَ أَقْدَمُ إِحْسَاناً إِلَی، وَ أَعْظَمُ مِنَّهً لَدَی مِنْ أَنْ أُقَاصَّهُمَا بِعَدْلٍ، أَوْ أُجَازِیهُمَا عَلَی مِثْلٍ، أَینَ إِذاً- یا إِلَهِی- طُولُ شُغْلِهِمَا به تربیتی! وَ أَینَ شِدَّهُ تَعَبِهِمَا فِی حِرَاسَتِی! وَ أَینَ إِقْتَارُهُمَا عَلَی أَنْفُسِهِمَا لِلتَّوْسِعَهِ عَلَی!

(۱۱) هَیهَاتَ مَا یسْتَوْفِیانِ مِنِّی حَقَّهُمَا، وَ لَا أُدْرِک مَا یجِبُ عَلَی لَهُمَا، وَ لَا أَنَا بِقَاضٍ وَظِیفَهَ خِدْمَتِهِمَا، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِنِّی یا خَیرَ مَنِ اسْتُعِینَ بِهِ، وَ وَفِّقْنِی یا أَهْدَی مَنْ رُغِبَ إِلَیهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِی فِی أَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ یوْمَ تُجْزی کلُّ نَفْسٍ بِما کسَبَتْ وَ هُمْ لا یظْلَمُونَ.

(۱۲) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ذُرِّیتِهِ، وَ اخْصُصْ أَبَوَی بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِک الْمُؤْمِنِینَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

(۱۳) اللَّهُمَّ لَا تُنْسِنِی ذِکرَهُمَا فِی أَدْبَارِ صَلَوَاتِی، وَ فِی إِنًی مِنْ آنَاءِ لَیلِی، وَ فِی کلِّ سَاعَهٍ مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِی.

(۱۴) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِی بِدُعَائِی لَهُمَا، وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بی‌مَغْفِرَهً حَتْماً، وَ ارْضَ عَنْهُمَا به شفاعتی لَهُمَا رِضًی عَزْماً، وَ بَلِّغْهُمَا بِالْکرَامَهِ مَوَاطِنَ السَّلَامَهِ.

(۱۵) اللَّهُمَّ وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُک لَهُمَا فَشَفِّعْهُمَا فِی، وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُک لِی فَشَفِّعْنِی فِیهِمَا حَتَّی نَجْتَمِعَ بِرَأْفَتِک فِی‌دار کرَامَتِک وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِک وَ رَحْمَتِک، إِنَّک ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ، وَ الْمَنِّ الْقَدِیمِ، وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.»

ترجمه:

«(۱) خداوندا بر محمّد بنده و فرستاده‌ات و بر خاندان پاکش درود فرست، و آنان را به بهترین درود‌ها و رحمت و برکات و سلام خود مخصوص گردان،

(۲) الهی پدر و مادر مرا به کرامت نزد خود و درود از سوی خود اختصاص ده،‌ای مهربان‌ترین مهربانان.

(۳) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و دانش آنچه از حقوق ایشان که بر من لازم است به من الهام کن، و دانش تمام آن واجبات را بدون کم و زیاد برایم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در این زمینه به من الهام کرده‌ای به کار گیر، و توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت می‌دهی اقدام کنم، تا به کار بستن چیزی از آنچه به من تعلیم داده‌ای از دستم نرود، و ارکان بدنم از خدمتی که مرا به آن ملهم فرموده‌ای احساس گرانی ننماید.

(۴) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همان‌طور که ما را به وجودش سرافراز فرمودی، و بر محمد و آلش درود فرست، همان‌سان که به سبب آن حضرت، حقی از ما بر عهده مردم واجب نمودی.

(۵) خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم، چون از هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم، و به هر دو، چون مادری مهربان نیکی نمایم، و اطاعت از آنان و نیکی به هر دوی آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خواب آلوده شیرین‌تر، و برای سوز سینه‌ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنک‌تر گردان، تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم، و خرسندی آن دو را بر خرسندی خود مقدّم دارم، و خوبی ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد بینم، و نیکویی خود را درباره ایشان گرچه بسیار باشد کم شمارم.

(۶) خداوندا صدایم را در محضر آنان ملایم کن، و گفتارم را بر آنان دلنشین فرما، و خویم را نسبت به آنان نرمی عنایت کن، و قلبم را بر هر دو مهربان ساز، و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده.

(۷) خداوندا هر دو را به پاس تربیت من جزای نیکو ده، و در مقابل آنکه مرا گرامی داشتند جزای خیر عطا فرما، و هرچه را در کودکی نسبت به من منظور داشته‌اند در حق ایشان – منظور کن.

(۸) خداوندا اگر از جانب من آزاری به آنان رسیده، یا از من کار ناخوشایندی دیده‌اند، یا حقی از آنان به وسیله من از بین رفته، همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان و مایه رفعت مقامشان و افزونی حسناتشان قرار ده،‌ای که بدی‌ها را به چندین برابر به خوبی تبدیل می‌نمایی.

(۹) الهی اگر در گفتار با من از اندازه بیرون رفته‌اند، یا در عملی نسبت به من زیاده‌روی نموده‌اند، یا حقی از من ضایع کرده‌اند، یا از وظیفه پدر و مادری در حق من کوتاهی نموده‌اند، حق خود را به آنان بخشیدم، و آن را برایشان نثار کردم، و از تو می‌خواهم که وزر و وبال آن را از دوش آنان برداری، زیرا که من نسبت به خود آنان را در کوتاهی حق متهم نمی‌کنم، و آنان را در مهربانی در حق خودم سهل انگار نمی‌دانم، و از آنچه درباره‌ام انجام داده‌اند ناراضی نیستم‌ای پروردگار من؛

(۱۰)، زیرا رعایت حق آنان بر من واجب‌تر، و احسانشان نسبت به من دیرینه‌تر، و منّتشان بر من بیشتر از آن است که از آنان از روی عدل تقاص بکشم، یا نسبت به ایشان معامله به مثل کنم، الهی اگر چنین کنم پس روزگار مدیدی که در تربیت من سپری کرده‌اند، و رنج‌های زیادی که در نگاهداری من تحمّل نموده‌اند، و آن همه که بر خود تنگ گرفتند تا زندگی مرا گشایشی باشد چه می‌شود؟

(۱۱) بدون شک بعید است که بتوانند حق خود را از من دریافت دارند، و من نمی‌توانم حقوقی را که بر عهده‌ام دارند تدارک نمایم، و وظیفه خدمت آنان را بجای آورم، پس بر محمد و آلش درود فرست، وای بهترین کسی که از تو یاری جویند مرا یاری ده، وای راهنماینده ترکسی که به او روی آورده می‌شود مرا توفیق ده، و در آن روزکه همه بدون آنکه برآنان ستم رود جزا می‌بینند مرا در زمره آنان که عاق پدر و مادرند قرار مده.

(۱۲) خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست، و پدر و مادرم را به بهترین چیزی که پدران و مادران بندگان باایمانت را به آن مخصوص گرداندی مخصوص گردان،‌ای مهربان‌ترین مهربانان.

(۱۳) خداوندا یاد آنان را در پس نمازهایم، و در هیچ وقتی از اوقات شبم، و ساعتی از ساعات روزم از صفحه قلبم مزدای.

(۱۴) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به برکات دعایی که برای آنان دارم بیامرز، و آن دو را به سبب خوبی‌هایی که در حق من داشته‌اند مشمول غفران حتمی قرار ده، و از آنان به شفاعت من از آنان به طور مسلّم خشنود شو، و آنان را با کرامت به سر منزل سلامت برسان.

(۱۵) خداوندا اگر پدر و مادرم را پیش از من آمرزیده‌ای پس ایشان را شفیع من قرار ده، و اگر مرا پیش از آنان مورد آمرزش قرار داده‌ای پس مرا شفیع ایشان کن، تا در پرتو مهربانی‌ات در سرای کرامت، و جایگاه مغفرت و رحمتت گرد آییم؛ زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و نعمت قدیمی، و تو مهربان‌ترین مهربانانی.»

1 445 446 447 448 449 476