مرگ هم چاره دارد


یک کارشناس مذهبی عنوان کرد: صله رحم و دید و بازدید در ایام عید، قرار است که شادی آور باشد و غم ها را ازمیان ببرد اما متاسفانه امروزه افزایش تجملات و چشم و هم چشمی ها، باعث شده که صله رحم و رفت و آمد فامیلی، اختلافات و غم و غصه ها را بیشتر کند.

عقیق:”صله رحم” به معنای ارتباط و دیدار با خویشاوندان و کمک به آنها از
آموزه‌های اخلاقی اسلام است. قرآن و احادیث بر صله رحم تأکید کرده‌اند، تا
آنجا که قرآن ترک‌کنندگان آن را در شمار زیان‌کاران و لعنت‌شدگان معرفی
می‌کند. در روایات نیز صله رحم به عنوان بهترین عمل پس از ایمان، اولین
سخنگوی قیامت، بهترین خصلت مؤمن و مهم‌ترین عامل طولانی شدن عُمر معرفی شده
است. بنابر حدیثی قدسی، صله رحم از رحمت خداست و هر کس آن را ترک کند، از
رحمت او محروم خواهد ماند.

صله رحم گاهی واجب و گاهی مستحب است. قطع رحم یعنی ترک صله رحم واجب و
عدم ارتباط لازم با خویشان، یکی از گناهان کبیره است و حتی درباره
خویشاوندان بدخُلق یا گناهکار نیز مُجاز نیست.


در فرهنگ ایرانیان، صله رحم جایگاه ویژه‌ای داشته و به مناسبت‌های
مختلفی مانند عید نوروز، ماه رمضان و عیدهای ملی یا مذهبی نمود بیشتری
دارد.”(ویکی شیعه)


حجت الاسلام و المسلمین کریم مومنی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، در
رابطه با سفارش موکد ائمه(ع) نسبت به صله رحم عنوان کرد: در زمان امام
صادق(ع)، گروهی نشسته بودند و در این رابطه اظهار نظر می کردند که در این
دنیا همه چیز به جز مرگ چاره دارد، اما هیچ چاره ای برای مرگ نیست، در این
هنگام، امام صادق(ع) به آن جمع وارد شدند و فرمودند “مرگ هم چاره دارد”.


صله رحم، چاره مرگ است 


وی افزود: زمانی که امام صادق(ع)، این مطلب را با آن گروه، مطرح کردند،
اعضای آن جمع، با تعجب از امام(ع) پرسیدند که چاره مرگ چیست؟، امام صادق(ع)
در جواب آن ها فرمودند “صله رحم، چاره مرگ است”.


این کارشناس مذهبی بیان کرد: بر اساس روایات متقن و مستند، یکی از مهم
ترین عواملی که عمر را زیاد می کند، موجب افزایش رزق و روزی می شود و هم
چنین مرگ بد را دور می کند، صله رحم است.


مومنی با بیان اینکه رزق و روزی، همیشه به معنای رزق مادی و مالی نیست،
گفت: در گذشته که نسبت به امروز، صله ر حم بسیار بیشتر انجام می شد،‌ مزایا
و منافع این امر مهم نیز بیشتر مشاهده می شد، معرفی دختر و پسر جوان به
یکدیگر برای ازدواج یکی از مزایای بسیار مهمی بود که در گذشته از همین رفت و
آمدها و صله رحم انجام می گرفت و امروزه این امر مهم کمتر دیده می شود.


سادگی و صمیمیت در رفت و آمدها از بین رفته است


وی با اشاره به اینکه ایام نوروز یکی از بهترین و مناسب ترین ایام برای
انجام صله رحم است، عنوان کرد: یکی از مزایای ایام نوروز،  دید و بازدید و
رفت و آمدهایی است که در این مدت انجام می شود، هرچند امروزه از سادگی و
صمیمیت آن کم شده و بیشتر به سمت تجمل گرایی سوق داده شده است.


این کارشناس مذهبی تاکید کرد: در گذشته، بسیاری از دشمنی ها، قهرها و
اختلافات خانوادگی به بهانه دید و بازدید و صله رحم در ایام عید نوروز
ازبین می رفت، اما متاسفانه این سنت حسنه، امروزه آنچنان که باید پررنگ
نیست، در برخی موارد چشم و هم چشمی، حسادت ها و .. نیز نتیجه دید وبازدید و
رفت و آمدهایی است که در فامیل شکل می گیرد در حالی که هدف از صله رحم و
دید و بازدید رفع کدورت ها و صمیمیت بیشتر است.


وی با بیان اینکه قرآن کریم، به افرادی که موجب وصل دو گروه یا دونفر با
یکدیگر می شوند، وعده بهشت داده است، گفت: خداوند متعال در برابر این وعده
بهشت، به کسانی که موجب قطع ارتباط شده و اموری را که خدا تاکید به وصل آن
کرده، را قطع می کنند، وعده عذاب داده است.


چشم و هم چشمی، آسیب برخی رفت و آمدهای فامیلی است


مومنی بیان کرد: کم شدن اختلافات فامیلی، وصلت و ازدواج فامیلی، از بین
رفتن کدورت ها و ایجاد صمیمیت، دفع مرگ بد، افزایش طول عمر، افزودن و برکت
رزق و روزی و… همگی از جمله منافع و مزایای صله رحم است اما همانطور که
گفته شد امروزه به دلیل افزایش تجملات، برخی چشم و هم چشمی ها از آسیب های
مهمی است که متوجه این امر می شود.


این کارشناس مذهبی ادامه داد:  صله رحم و دید و بازدید در ایام عید،
قرار است که شادی آور باشد و غم ها را ازمیان ببرد اما متاسفانه امروزه
افزایش تجملات و چشم و هم چشمی ها، باعث شده که صله رحم و رفت و آمد
فامیلی، اختلافات و غم و غصه ها را بیشتر کند.


وی اظهار کرد: برخی زرق و برق ها و تجملاتی که امروزه، به اصطلاح دست و
پا گیر شده است، بیهوده و بی دلیل توسط خود انسان به وجود آمده است و هیچ
توجیه عقلی و شرعی برآن مترتب نیست و متاسفانه این امر، بر همه وجوه زندگی
افراد تاثیر گذاشته است.

منبع:ایسنا

۳ ویژگی خاص سرلشکری که هنوز در میدان جنگ است


نگاهی به فرماندهی «حاج قاسم» از زاویه ای متفاوت

رهبر معظم انقلاب درخصوص سردار سلیمانی فرمودند: ایشان بارها، بارها، بارها جان خودشان را در معرض تهاجم دشمن قرار داده‌اند، در راه خدا، برای خدا و مخلصاً لِلّه؛ و مجاهدت کرده‌اند.

عقیق:سردار قاسم سلیمانی متولد ۲۰ اسفند سال ۳۵ در قنات ملک روستای رابر
کرمان، یکی از فرماندهان قدیمی سپاه پاسداران است که در سال های دفاع
مقدس، تیپ ۴۱ ثارالله (بعدا تبدیل به لشکر شد) را با بکارگیری رزمندگانی از
کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان تشکیل داد و خودش نیز فرماندهی آن را
برعهده گرفت.

قاسم سلیمانی بعد از پایان جنگ در
فرماندهی همان یگان باقی ماند تا اینکه در سال ۱۳۷۶ با پیشنهاد سرلشکر
صفوی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و موافقت آیت الله خامنه‌ای به
عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه منصوب شد.


در کنار رهبر انقلاب در سفر به کرمان

قاسم سلیمانی پس از سردار احمد وحیدی، دومین فرمانده نیروی قدس است.

سردار
سلیمانی تاکنون ۳ مدال فتح نیز دریافت کرده که یکی از آنها (احتمال زیاد
مدال فتح یک) پس از پیروزی حزب الله لبنان در جنگ۳۳ روزه با رژیم صهیونیستی
داده شده است.


۳ نشان فتح داده شده به سردار سلیمانی

قاسم سلمانی اگرچه
در سال های اخیر بخصوص پس از آغاز جنگ سوریه  بیشتر در رسانه ها مطرح شد
اما تا پیش از آن کمتر اخباری از وی منتشر می شد و افکار عمومی آشنایی کمی
با او داشتند.

اکنون حدود ۲۳ سال از آغاز
فرماندهی سردار سلیمانی بر نیروی قدس می گذرد در حالیکه این میزان مدت
فرماندهی مداوم را هیچ کدام از فرماندهان عالیرتبه تاکنون تجربه نکرده‌اند.


تصویری از مراسم اعطای نشان فتح به قاسم سلیمانی پس از جنگ ۳۳روزه در سال ۸۶

او
در سال ۸۹ نیز با موافقت رهبر معظم انقلاب اسلامی و با اعطای درجه، از سوی
ایشان به درجه سرلشکری رسید تا تنها فرمانده نیرو در میان همتایان خود
باشد که به این درجه مفتخر می‌شود.

تمامی فرماندهان نیروهای مختلف (زمینی، هوایی، دریایی، پدافند در ارتش و زمینی و دریایی و هوافضا و بسیج در سپاه) درجه سرتیپی دارند.

طی
روزهای اخیر نیز فرمانده معظم کل قوا برای اولین بار با اعطای نشان
ذوالفقار به یک فرمانده نظامی موافقت کردند و با این عنایت بود که عالی ترین نشان نظامی ایران بر سینه سرلشکر سلیمانی نشست.

رهبر
معظم انقلاب اسلامی در خصوص سردار سلیمانی، او را شهید زنده نامیده و از
وی با عنوان کشی نام برده است که در آخرت می‌تواند شفاعت کند.

 

با
این تفاسیر و با توجه به نقش پررنگ و روشن نیروی تحت فرماندهی سردار
سلمانی در نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی در بیرون از مرزها که نمود عینی آن
را هنوز در سوریه و عراق و… شاهدیم، می توان گفت که او تنها
فرمانده‌ایست که هنوز هم در میدان نبرد حضور دارد؛ فرماندهی که به گفته
رهبری «بارها، بارها، بارها جان خودشان را در معرض تهاجم دشمن قرار داده‌اند، در راه خدا، برای خدا و مخلصاً لِلّه؛ و مجاهدت کرده‌اند.»

منبع:فارس

خیلی دعا کردم تا دوباره حاج همت برگردد


عقیق:یک کاربر فضای مجازی با انتشار تصویری از سردار شهید ابراهیم همت به نقل خاطره ای از ایشان پرداخت که در ادامه می‌آید:

به رخت‌خواب‌ها تکیه داده بود. دستش را روی زانش که توی سینه‌اش کشیده
بود، دراز کرده بود و دانه‌های تسبیحش تند تند روی هم می‌افتاد. منتظر
ماشین بود؛ دیر کرده بود.مهدی دور و برش می‌پلکید. همیشه با ابراهیم غریبی
می‌کرد، ولی آن روز بازیش گرفته بود. ابراهیم هم اصلاً‌ محل نمی‌گذاشت.
همیشه وقتی می‌آمد مثل پروانه دور ما می‌چرخید، ‌ ولی این‌بار انگار آمده
بود که برود. خودش می‌گفت «روزی که من مسئله‌ی محبت شما را با خودم حل کنم،
‌ آن روز، ‌ روز رفتن من است.»


عصبانی شدم و گفتم «تو خیلی بی‌عاطفه‌ای. از دیشب تا حالا معلوم نیست چته.»


صورتش را برگردانده بود و تکان نمی‌خورد. برگشتم توی صورتش. از اشک خیس
شده بود.بندهای پوتینش را یک هوا گشادتر از پاش بود، با حوصله بست. مهدی را
روی دستش نشاند و همین‌طور که از پله‌ها پایین می‌رفتیم گفت «بابایی! تو
روز به روز داری تپل‌تر می‌شی. فکر نمی‌کنی مادرت چه‌طور می‌خواد بزرگت
کنه؟» و سفت بوسیدش.چند دقیقه‌ای می‌شد که رفته بود. ولی هنوز ماشین راه
نیافتاده بود. دویدم طرف در که صدای ماشین سر جا میخ‌کوبم کرد. نمی‌خواستم
باور کنم. بغضم را قورت دادم و توی دلم داد زدم «اون‌قدر نماز می‌خونم و
دعا می‌کنم که دوباره برگردی.»


راوی: همسرشهید


جهت عاقبت بخیری و آرامش قلب فرزندان شهدا و هدیہ به ارواح طیبه شهدا صلوات


دعایی با برکات بی نظیر


عقیق:یکی از ادعیه نورانی و پرفضیلتی است که گفته می شود مختص حضرت محمد (ص)؛ پیامبر بزرگوار اسلام است و برای آن خواص و آثار فراوانی ذکر شده است که امروز قصد داریم تا به بررسی آن بپردازیم.

مروری بر دعای نورانی معراج

دعای معراج یکی از دعاهای بسیار مهم و پرفضیلت مخصوص پیامبر اکرم (ص)  محسوب می شود.

از رسول اکرم صلى الله علیه و آله منقول است آن شبى که مرا به معراج بردند از تمامى آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسیدم و آنچه دیدم بودم و با خداى تعالى بى واسطه سخن گفتم و مراجعت نمودم چون به مقام جبرئیل رسیدم گفتم یا جبرئیل این چه دعائى است که جمله فرشتگان مى خوانند؟

گفت یا محمد صلى الله علیه و آله این همان دعایى است که از جانب حق به شما آوردم و خداى تعالى مى فرماید که هر که از آدم تا خاتم این دعا را بخواند یا با خود دارد عزیز و مکرم گردد و حاجتش برآورده شود حق تعالى هیچ حجاب در میان او و خودش نگذارد و او را از جمیع بلایا محفوظ فرماید و اگر از آدم تا خاتم جمع شوند و جمیع دریاها مرکب گردد و آسمان و زمین کاغذ شود چندان نویسنده که همه فرشتگان مانده شوند و دریا خشک شود و آسمان و زمین تمام شود نمى تواند ثواب این دعا را بنویسند و از هزار یکى نوشته نشود و خواننده و دارنده این دعا را تنگى دست ندهد و تا روز اجل بستگى در کار وى نشود و در روز قیامت حساب را از وى بردارند و بى حساب داخل بهشت شود.

یا محمد دارنده و خواننده این دعا رستگارى یابد.

هر کس در عمر خود این دعا را یک بار بخواند و اگر نتواند گوش بدهد یا با خود دارد چنان باشد که چهل هزار ختم قرآن کرده باشد و چهل هزار حج کرده باشد و چهل هزار گوسفند قربانى کرده و چهل هزار بنده آزاد کرده و چهل هزار مسکین را طعام داده و چهل هزار برهنه را پوشیده باشد و تورات موسى و انجیل عیسى و زبور داوود و فرقان محمد المصطفى صلى الله علیه و آله را خوانده باشد و اگر بیمار باشد چنانچه طبیبان از معالجه آن عاجز باشند چون این دعا را به آن بیمار دهند و بر بالین وى گذارند شفا یابد و اگر کسى قرض دار باشد و این دعا را بخواند حق تعالى دین او را ادا فرماید و اگر کسى کاهل نماز باشد این دعا را با خود دارد.

حق تعالى دل او را روشن گرداند حریض نماز شود و اگر زن دشوار زاید این دعا را بر آب خواند بخورد به آسانى بار نهد و اگر کسى را بسته باشند این دعا را بر موم گیرند و بر کمر وى بندند فى الحال گشاده گردد و اگر بخت دختر بسته باشد این دعا را بخواند یا با خود دارد بخت او گشاده شود و اگر کسى را به پاى دار برند این دعا را بر وى بخوانند و بدمند یا در نزد آن کس باشد هیچ ضررى به او نرسد و اگر جهت فرزند بخواند خداوند عالم پسرى به وى عطا فرماید و دارنده این دعا از گزند مار و عقرب و زبان بدگویان ایمن گردد.

خواننده و دارنده این دعا از درد گوش و دردسر و درد چشم و درد دل و جگر و فلج و لغوه و جمیع دردها ایمن گردد و هر کس این دعا را با خود به گرد برد حق سبحانه او را ببخشد و سکرات موت را بر وى آسان گرداند و از عذاب قبر و سوال نکیر و منکر ایمن گردد و روز جزا چهل هزار فرشته به استقبال وى برآیند تا داخل بهشت مى کنند و شرح این دعا بسیار بود اما مختصر کردیم تا ملال نگیرد بسیار مجرب است ان شاء اللّه و اللّه اعلم بالصواب .

متن دعای معراج

یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَهُ الْمُسْتَنَدُ اِجْعَلْ لی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً مَمّا اَنا فیهِ وَاکْفِنی فِیهِ وَ اَعُوذُ بِکَ بِسْمِ اللهِ التّامّاتِ یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارِیُ یا اَوَّلُ یا آخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بَصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکُورُ یا عالِمُ یا عادِلُ یا کَریمُ یا رَحیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤفُ یا وِتْرُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ یا مَعیدُ یا حافِظُ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وَکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّارُ یا غَفّارُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفْرانُ یا بُرْهانُ یا سُبْحانُ یا مُسْتَعانُ یا سُلْطانُ یا اَمینُ یا مُؤمِنُ یا مُتَکَبّ‍ِرُ یا شَکُورُ یا عَزیزُ یا عَلیُّ یا ‍وَفِیُّ یا قَویُّ یا غَنیُّ یا مُحِقُّ یا اَمینُ یا مُؤمِنُ یا مُتَکبِّرُ یا شَکُورُ یا عَزیزُ یا عَلیُّ یا وَفیُّ یا قَویُّ یا غَنیُّ یا مُحِقُّ یا مُعْطی یا آخِرُ یا اَحْسَنَ الْخالِقینَ یا خَیْرَالرّازِقینَ یا خَیْرَ الْغافِرینَ یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ یا خَیْرَ النّاصِرینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا نُورَ السَّمواتِ وَ الْأرْضِ یا هادِیَ الْمُض‍ِلّینَ یا دَلیلَ الْمُتَحَیّرینَ یا خالِقَ کُلَّ شَیءٍ یا فاطِرَ السَّمواتِ والْأرْضِ یا هادِیَ الْمُضِلینَ یا مُفَتَّحَ الْأبْوابِ یا مُسَبِّبَ الْأسْبابِ یا رَفیعَ الدَّرَجاتِ یا وَلِیَّ الْحَسَناتِ یا غافِرَ الْخَطیئاتِ یا مُحیِیَ الْأمْواتِ یا ضاعِفَ الْحَسَناتِ یا دافِعَ الْبَلِیّات، اَللّهُمَّ اَحْفَظْ صاحِبِ هذَالدُّعاءِ مِنَ الطّاعُونِ وَالزَّلْزَلَهِ وَ الْفُجْاَهِ وَالْوَباء‍ِ وَ م‍ِنْ شَرَّ السُّلْطانِ الْجابِرِ وَ شَرَّ الْعَیْنِ السُّوء‍ِ وَ مِنْ شَرَّالْجَنَّ وَالْإنْسِ بِحَقَّ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ بِحَقَّ حمعسق وَ بِحَقَّ مُحَمَّدِ الْمُصْطَفی وَ بِحَقَّ عَلِیَّ الْمُرْتِضی وَالْأئمَّهِ الْهُدی وَ بِحَقَّ اللُّوحِ وَالْقَلَمِ وَالْکُرْسِیَّ وَ الْعَرْشِ وَ بِحَقَّ فَسَیَکْفیکَهُمُ اللهُ وَ هُو السَّمیعُ الْعَلیمُ اللّهُمَّ اَحْفَظْ صاحِبِ هذَالدُّعاءِ مِنْ شَرَّ کُلَّ ذی شَرًّ وَ مِنْ شَرٌ طارِقٍ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ مِنْ شَرَّ والِدٍ وَ ما وَلَدَ وَ مِ‍نْ شَرَّ ما یَلِجُ فِی‌الأرْضِ وَ ما یَخْرِجُ مِنْها وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم اَللّهُمَّ احْفِظْ صاحِبِ هَذَاالدُّعا مِنْ شَرَّ الْأعْداءِ وَ مِنْ شَرَّ جَمیعَ الْمِحْنَهِ وَ الدّاءِ وَ مِنْ شَرَّ النَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرَّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ یا رَبَّ بِعِزَّ عِزَّتِکَ وَ الْقَهْرِ بِلُطْفِکَ وَ الرَّحْمَهِ رَحْمَتَکَ یا واهِبَ الْعَطایا یا دافِعَ الْبَلایا یا غافِرَ الْخطایا یا سَتّارَ الْعُیُوبِ یا نُورَ الْغُیُوبِ یا نُورَ الْقُلُوبِ یا حَبیبَ الْقُلُوبِ یا قاضِیَ الْحاجاتِ یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَالْأخِرَهِ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ بِحَقَّ اَلا اِلا اللهِ تُصیرُا الأمُورِ اَللّهُمَّ اَسْتَوْدِعُکَ نَفْسی وَ رُوحی وَ مالی وَ اَوْلادِی وَ جَمیعَ ما اَنْعَمْتَ عَلَیَّ فِی الدّینِ وَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ اِنَّهُ لا یُضیعُ صانیکَ یَصُونَکَ وَ مَحْفُوظَکَ وَ مَامُولَکَ وَ لا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنْکَ وَ لَنْ اَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً اَللّهُمَّ رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّارِ وَ عَذابَ الْقَبرِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اَجْمَعینَ الطّاهِرینَ وَ الأئِمَّهِ الْمَعْصُومینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً کَثیراً.

ترجمه فارسی دعای معراج

به نام پروردگار و خالقی که بخشنده و پذیرنده توبه و بسیار مهربان به آدمیان است

ای خدایی که سرور و بزرگ و فرمانروایی و ای خدایی که تکیه گاه و پشتیبان و روشن و واضحی و

ای خدایی که فرمانروایی بی نیاز و بلند و والا مرتبه ای و ای خدایی که باید در همه کارها و مشکلات بر شما توکل و تکیه و اعتماد نمود بزرگواری و عنایت فرما و نجات و رهایی فرما و بزرگواری و محبت فرما و نجات و خارج فرما از همه مشکلات و بلاها و غم واندوه خارج فرما و از همه نعمتها به اندازه ای که صلاح می دانید عنایت فرما و باید در همه مصائب و سختیها بر شما پناهنده شد

بنام شما که پروردگار و خداوند و خالق می باشید و تمام و کاملترین می باشید

و ای خداوند که پروردگاری و ای خداوند که خالق بزرگی و ای خداوند که وصف و اندازه شما در وصف نیست و شما بی نهایت بزرگ و فرمانروایی ای خداوند بسیار بخشنده

و ای خداوند بسیار مهربان و بخشایشگر و ای خداوند بسیار توبه پذیرنده و آرامش دهنده و ای خداوند مهربان و بسیار دلگرم کننده و ای خداوند آمرزنده و دل نواز و نیرو دهنده و ای خداوند که دارای نامهای بزرگ و آمرزنده می باشید

و ای خداوندی که پدیدآورنده و سازنده می باشید و ای خداوندی که روزی و نعمت دهنده مخلوقات می باشید

و ای خداوندی که آفریدگار و سازنده مخلوقات می باشید و ای خداوندی که از نخستین و همیشه بوده ای و ای خداوندی که تا ابد و آخر و پایان همه هستی شمایی

و ای خداوندی که پدیدار کننده و آشکار کننده همه اسرار می باشید

و ای خداوندی که پوشنده و پنهان کننده درون هر اسراری می باشید

و ای خداوندی که تمام ملک هستی از ذات شما پدیدار شده و ای خداوندی که توانا و بر هر امری فرمانروائی

و ای خداوندی که بخشنده ترین می باشید و ای خداوندی که بسیار بخشنده و صاحب اعطا می باشید و ای خداوندی که بسیار با گذشت و بسیار توبه پذیر می باشید

و ای خداوندی که دانشمندترین و خردمندترین فرمانروایان می باشید و ای خداوندی که به هر صدایی و هر ندایی شنوایی

و ای خداوندی که به هر امری آگاه و دانا و به هر رمزی بینا و بصیری و ای خداوندی که آمرزنده ترین به گناهان خلق می باشید

و ای خداوندی که باعث آرامش قلب مقربین و خداپرستان می باشید

و ای خداوندی که بخشنده و آمرزنده بزرگترین گناهان می باشید و ای خداوندی که نشانه های نعمت و رفاه شما آشکار است

و ای خداوندی که دانشمند بر هر دانشی و علمی و ای خداوندی که انصاف و دادگری فقط نزد شماست و ای خداوندی که سخاوتمندترین و نیکوترین صفات نزد شماست

و ای خداوندی که بسیار بردبار و شکیبایی به گناهان و اشتباهات بندگانت و ای خداوندی که بسیار دوستدار و محبوب قلبهای با اخلاص می باشد

و ای خداوندی که بخشاینده ترین بخشایندگانی و ای خداوندی که بسیار مهربان و با گذشت به خلقی و ای خداوندی که یکتایی و بی همتایی و ای خداوندی که تنها شمایی فریادرس در همه امور

و ای خداوندی که یگانه اجابت کننده دعاها می باشید و ای خداوندی که تنها دوست ومحبوب قلبهای مخلصان می باشید و ای خداوندی که باران رحمتت را فراوان در بهاران زیباتر بر بندگان فرو می فرستی و ای خداوندی که هیچ قدرتی رقابت با شما را ندارد و از آن عاجز است

و ای خداوندی که به همه رمز و رموز آفرینش کاردان و دانایی و ای خداوندی که نگهبان و روشن کننده راه عارفانی و ای خداوندی که بر هر نیروی آشکار و غیب چیره شونده ای

و ای خداوندی که زنده و پاینده و ابدی و جاودان می باشید و ای خداوندی که همه کائنات متعلق به ذات کبریائی شماست

و ای خداوندی که یکتایی شما انگیزه خلق جهان هستی شد و ای خداوندی که پس از فنای هر چیز تنها صاحب مقتدر مُلک وجودی

و ای خداوندی که بخشایش و رحمت زیبنده و شایسته مقام شماست و ای خداوندی که گشاینده درهای توبه بر روی خلق گنه کاری

و ای خداوندی که باز کننده درهای رحمت بر روی خلق نا امیدی و ای خداوندی که شکوه و عظمت شایسته مقام والا مرتبه شماست

و ای خداوندی که عزّت و آبروی اهل یقین از لطف بی انتهای شماست و ای خداوندی که ذلیل و خوارو پَست کننده مُکذبینی

و ای خداوندی که تنها یاری رسان و یاری دهنده اهل ذکری و ای خداوندی که بزرگی و عظمت شما بر همه خلق آشکار است و ای خداوندی که صاحب شکوه و عظمت و بزرگواری می باشید

و ای خداوندی که صاحب همه زیبایی های خلقت و آفرینش می باشید و ای خداوندی که صاحب ضمانت و سایه کفالت شما بر سر خلق جلوه گر است

و ای خداوندی که یگانه پشتیبان و حمایت کننده فرستادگان خود به خلقی و ای خداوندی که رهنمای راه حق و حجت می باشید بر مؤمنین

و ای خداوندی که همیشگی و فناناپذیر می باشید و ای خداوندی که پاینده و ابدی و شکوه و جلالت همیشگی است و ای خداوندی که توانایی بر توانگران و پادشاهی بر ملک هستی

و ای خداوندی که بسیار با گذشت و آمرزنده ای به گناهکاران و ای خداوندی که شکوه و لطف و مهربانی شما بی انتهاست و ای خداوندی که بر بندگانت بسیار لطف و احسان می نمایی

و ای خداوندی که عادلترین فرمانروایی به کردار نیک و بد بندگانت و ای خداوندی که با گذشت و بخشنده ای

و ای خداوندی که نشانه های وجودت بر هر ذره از خلقت آشکار است و ای خداوندی که پاکی و لطافت از ذات مقدس شماست و ای خداوندی که کمک دهنده ایمان آورندگان می باشید

و ای خداوندی که قدرتمند و بزرگ و بر هر نیرویی تسلط یافته ای و ای خداوندی که وفادار به قول خود و قابل اعتمادی و ای خداوندی که بزرگترین ایمان دهنده و نیرودهنده به قلب خالصانی

و ای خداوندی که توانا و بر هر نیروی قوی چیره وغالبی و ای خداوندی که نشانه های نعمت و رفاه شما آشکار است و ای خداوندی که شریف و ارجمندی و بر قلب عارفان می تابید

و ای خداوندی که والامقام و بزرگوار و بلندمرتبه و نیرومندی و ای خداوندی که متعهد و وفادار به دعای بندگان خاص و عامی و ای خداوندی که پاکیزه از هر عیب می باشید

و ای خداوندی که استوار و توانائی و ای خداوندی که بی نیاز و توانگری و ای خداوندی که هر چیز را مرگ و فنا و پایان قرار دادی و ای خداوندی که بسیار بخشنده و عطا کننده روزی خلقی و ای خداوندی که پایان هر پایانی و زنده و پاینده ای

و ای خداوندی که بهترین خلق کنندگان وجودی و ای خداوندی که بهترین روزی و نعمت دهنده مخلوقاتی و ای خداوندی که بهترین آمرزندگان و توبه پذیرنده خلقی و ای خداوندی که نیکی رسان و بخشاینده خلقی

و ای خداوندی که بهترین پشتیبان و یاری کننده خلقی و ای خداوندی که بزرگترین رحمت و بخشش به خلقی و مهربانترین مهربانان می باشید

و ای خداوندی که نور و روشنائی آسمانها و زمین و رحمت و برکت و نیروی دلگرم کننده ای و ای خداوندی که رهبر و هدایت کننده گمراهان عالمی

و ای خداوندی که راهنما و حجت برای حیرت زدگانی و ای خداوندی که پدیدآورنده و آفریننده همه چیز می باشید و ای خداوندی که آفریننده و خالق آسمانها و زمین و مخلوقات درون آن می باشید

و ای خداوندی که راهنما و رهبر و هدایت کننده گمراه شدگانی و ای خداوندی که گشاینده و بازکننده درهای نعمت و رحمتی و ای خداوندی که سبب ساز در همه مشکلات و مصائب و سختیهایی

و ای خداوندی که بالابرنده درجات و مقام آدمیان نزد آدمیان و نزد ملکوتیان می باشید و ای خداوندی که اجابت و مستجاب کننده خواهش ها و نیازهای خلق می باشید

و ای خداوندی که نهایت خوبیها و زیبائیها و پایان و نیکی رسان به خلق می باشید و ای خداوندی که بخشنده لغزشها و خطاهای خلقی

و ای خداوندی که زنده کننده قلب عارفانی و زنده کننده مردگانی و ای خداوندی که چند برابر کننده نیکیها و خوبیهای خلق و هر نیکویی هستی

و ای خداوندی که دفع کننده و دور کننده بدیها و زشتیهای خلقی.

آیا «قرض ربوی» حرام است؟


مادرم قصد دارد پولی را به شخصی قرض بدهند و این شخص گفته ماهانه مبلغی از سود درآمدش را به مادرم می‌دهد و از دادن این سود هم راضی است، آیا عمل مذکور ایراد دارد یا اینکه ربا حساب می شود؟

عقیق:صفحه احکام شرعی سایت khamenei.ir در اینستاگرام درباره حکم شرعی قرض ربوی نوشت:

سوال: مادرم قصد دارد پولی را به شخصی قرض
بدهند و این شخص گفته ماهانه مبلغی از سود درآمدش را به مادرم می‌دهد و از
دادن این سود هم راضی است، آیا عمل مذکور ایراد دارد یا اینکه ربا حساب می
شود؟



پاسخ: قرض به شرط سود، ربا و حرام است، لکن
اگر ضمن قرض شرط نشود که سود بدهد و قرض مبنی بر پرداخت سود نباشد، در
صورتی که قرض گیرنده با رضایت خود مبلغی را اضافه بپردازد، اشکال ندارد،
همچنین اگر دریافت سود ضمن یکی از عقود شرعی، مانند مضاربه یا مشارکت باشد،
اشکال ندارد.



 



گلچین مداحی های ولادت امام جواد(ع)


عقیق:گلچین مداحی های ولادت امام جواد(ع)

حاج محمدرضا طاهری/دل من دوباره شاد شاده

حاج محمود کریمی/دست کریم سلطان مایی

حاج سیدمجید بنی فاطمه/به به از این شب زیبا

کربلایی حسین طاهری/جونم قربون گل پسر سلطان

حاج سعید حدادیان/مژده ابن الرضا آمده

حاج ابوالفضل بختیاری/باب الجواد امشب شلوغه

حاج مهدی سلحشور/اومده کسی که با عشقش

حاج حسین سیب سرخی/دلم دوباره پرزده

حاج سیدمهدی میرداماد/امشب شب عید است

کربلایی محمدفصولی/مرغ دل زده بال و پر

مدیریت قرآنی و و ویژگی‌های آن


از نظر قرآن، اصل رهبرى و مدیریّت اجتماعى و نیاز جامعه به آن، امرى پذیرفته شده و مسلّم است؛ اما این مدیریت لوازمی دارد که مهم‌ترین آن مدیریتی است که ما از آن به مدیریت جهادی یاد می‌کنیم.

عقیق:مدیریت، روش به‌کارگیری توانایی‌های
گوناگون برای تحقق اهداف معین است. از نظر قرآن تنها کسانی می‌توانند در
مناصب مدیریتی قرار گیرند که از صلاحیت‌های خاصی برخوردار باشند و
صلاحیت‌های آنان با دقت و تامل دقیق احراز شده باشد. آنچه در یک نظام ولایی
لازم است، مدیریت جهادی با ویژگی‌ها و شرایط خاص است که در آموزه‌های
قرآنی بیان شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا ویژگی‌ها و شرایط
مدیریت و از جمله مدیریت جهادی را تبیین کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: محمدباقر سلطان‌آبادی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بایدهای مدیریت


مدیریت، هنر علمی با بهره گیری از همه
توانمندی‌های مادی و انسانی برای تحقق اهداف مشخص است. بنابراین، مدیر
می‌بایست دارای توانمندی‌های ویژه‌ای باشد که شامل علم و تخصص در مسئولیت
مشخص، روان شناسی اجتماعی، شناخت نقاط قوت و ضعف، روابط عمومی و ارتباط
گیری، مدیریت زمان و مانند آنها است. مدیریت مهارتی است که تعهد و تخصص و
نیز علم وعمل را در خود جمع کرده است. بنابراین، هر کسی صلاحیت احراز مناصب
مدیریتی را نداشته و نمی‌تواند در این جایگاه قرار گیرد. شخص آگاه از
ناتوانی خود در مدیریت جهادی به مفهوم پیش گفته، باید از کار مدیریتی
کناره‌گیری کند هر چند که دیگران او را در این منصب گذاشته باشند؛ زیرا
چنین مدیریت ناکارآمد، به شخص و سازمان و اداره مربوط و اهداف آن ضربه
می‌زند و به جای آنکه در خدمت اهداف و فلسفه آفرینش باشد، در خدمت شیطان و
اهداف شیطانی خواهد بود؛ چنین شخصی در حقیقت خود شیطان انسانی است که
مستکبرانه همچون ابلیس بر جایگاهی تکیه زده که لیاقت و صلاحیت حضور در آن
منصب را ندارد.


خدا درباره رفتار استکباری ابلیس و
درخواست منصب خلافت الهی در حالی که صلاحیتی برای آن نداشته به این نکته
توجه می‌دهد که هر منصبی از جمله خلافت و مدیریت نیازمند صلاحیت‌های عام و
خاصی است که باید احراز شود. البته برخی ممکن است مدعی داشتن صلاحیت‌ها
باشند، ولی این صلاحیت‌ها باید احراز شود و به صرف گفتن کسی یا تایید
دیگرانی که صلاحیت احراز صلاحیت را ندارند، نمی‌توان فردی را در منصبی قرار
داد.
از نظر قرآن، ابلیس مدعی منصب مدیریتی خلافت الهی است و برای
اثبات ادعای خویش حتی به توانمندی‌ها و صلاحیت‌های خویش از جمله آفرینش از
آتش به جای گل اشاره می‌کند و آن را ملاک صلاحیت‌های احراز منصب می‌داند،
در


حالی که آنچه از نظر او معیار است، از نظر
خدا و حقیقت نمی‌تواند ملاک انتخاب و صلاحیت باشد؛ زیرا در منصب خلافت
الهی آنچه باید احراز شود، خدایی بودن است که با تحقق همه اسماء و صفات در
شخصی، شدنی و دست یافتنی است(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱)؛ در حالی که ابلیس تنها
صلاحیت ظاهری را مبنا و ملاک قرار داده و بر اساس آن خواهان منصب خلافت
می‌شود.(اعراف، آیه ۱۲؛ ص، آیه ۷۶)


با نگاهی دقیق به آموزه‌های وحیانی و
تبیین چرایی و چگونگی چنین درخواستی از سوی ابلیس می‌توان به این نتیجه
رسید که ابلیس گرفتار کبر و خودبرتربینی است که او را به وادار به رفتارهای
اجتماعی مستکبرانه می‌کند. این گونه است که نه تنها خود را شایسته منصب
مدیریت خلافت الهی می‌داند، بلکه حاضر نمی‌شود به فرمان الهی گردن نهد و
مدیریت خلافتی انسان دارای صلاحیت را بپذیرد و بر انسان سجده اطاعت و
فرمانبرداری کند (بقره، آیه ۳۴)؛ این در حالی است که دیگر مدعیان مدیریت
خلافتی از فرشتگان با آگاهی از چرایی و علت خلافت انسان، تن به فرمانبرداری
می‌دهند و سجده اطاعت به جا می‌آورند.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)


از نظر قرآن، نه تنها لازم است در مسائل و
امور مهم مدیرانی با صلاحیت به‌کارگرفته شوند، بلکه حتی در مدیریت خرد
اقتصاد خانواده نیز باید کسانی به‌کار گرفته شوند که صلاحیت‌ها و
شایستگی‌های آنان احراز شده باشد.(نساء، آیات ۵ و ۶) البته خدا در این آیه
از مردمان می‌خواهد برای دستیابی به مدیریت‌های شایسته و دارای صلاحیت،
بسترها و لوازم آن فراهم آید و اشخاص برای مدیریت، آموزش داده شده و تربیت
شوند. از آنجا که تحقق شرایط مدیریت در هر سطح و درجه‌ای نیاز به کسب
مهارت‌های علمی و عملی دارد، باید با اجرای دوره‌های تربیتی کوتاه یا
بلندمدت، این صلاحیت‌ها ایجاد شود. از نظر قرآن، با آزمون‌های گوناگون علمی
و عملی می‌توان از صلاحیت‌های باطنی و غیرظاهر اشخاص نیز آگاه شد؛ زیرا
برخی از امور باطنی جز در مقام عمل ظاهرنمی‌شود. بنابراین لازم است تا با
تکرار کارها و آزمون‌ها، از صلاحیت یا عدم صلاحیت افراد برای مدیریت آگاه
شد و آن را احراز کرد. خدا با تاکید بر جایگاه اقتصاد برای اجتماع کوچک و
بزرگ، خواهان آزمون‌هایی برای تعلیم و تربیت و نیز احراز صلاحیت می‌شود و
می‌فرماید: یتیمان را بیازمایید تا وقتى به سن زناشویى برسند. پس اگر در
ایشان رشد فکرى یافتید اموالشان را به آنان رد کنید.(نساء، آیه ۶)


هر چند این آیه درباره یتیمان است، اما
اختصاص به آنها ندارد، بلکه هر کسی که مسئولیت و مدیریت اقتصادی را به عهده
می‌گیرد باید صلاحیت‌هایش در‌باره آن احراز شود. تاکید آیه بر واژه «انس»
به این معنا است که شخص باید با کاری انس گیرد. این نیز جز با تکرار شدنی
نیست.


به هر حال، برای تعلیم و تربیت افراد برای
کسب صلاحیت‌های مدیریتی لازم است تا دوره‌های آموزشی و آزمایشی با تکرار
انجام شود تا شخص برای انجام مسئولیت مدیریتی آماده شود. احراز صلاحیت نیز
باید با تکرار انجام شود و به یک آزمون بسنده نشود؛ زیرا انس به این معنا
است که یقین شود چنین فردی صلاحیت مسئولیت مدیریتی را دارا است.


شاخص‌های مدیریت


۱٫ اهلیت: کسانی که اهلیت کاری را دارند
باید عهده‌دار مدیریت شوند. (نساء، آیه ۵۸)همچنانکه بر دیگران است تا
مدیریت را به کسانی سپارند که اهلیت آن را دارند. از همین رو خدا
می‌فرماید: إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَمَانَاتِ إِلَى
أَهْلِهَا؛ براستی خدا فرمان می‌دهد تا امانات را به اهل آن سپارید.(همان)
شکی نیست که یکی از مهم‌ترین امانت‌هایی که باید به اهل آن سپرده شود، همان
مدیریت است. در این آیه همچنین بیان شده است که مدیران شایسته و دارای
صلاحیت باید بر اساس عدالت مدیریتی کنند تا هر چیزی در جای مناسب قرار
گرفته و حق هر صاحب حقی این گونه ادا شود و حق کسی تضییع و تباه نشود.
همچنین اگر لازم است تا مدیریت به اهلش سپرده شود، باید اهل آن از پذیرش
مسئولیت فرار نکنند و حتی آن را بخواهند؛ از همین رو در آیات قرآن درخواست
مدیریّت جامعه ، از سوی افراد دارای صلاحیت و اهل آن، امرى پسندیده دانسته
شده است(فرقان، آیه ۷۴) و جایز است افراد از مسئولان بخواهند تا آنان را در
کارهایی که صلاحیت آن را دارند، به کار گیرند؛ چنانکه حضرت یوسف(ع) چنین
درخواستی را از شاه مصر می‌کند.(یوسف، آیه ۵۵)


۲٫ امانت: هر کاری از جمله کارهای مدیریتی
امانتی در دست مردمان است. بنابراین، لازم است تا در آن خیانت نورزند و بر
خلاف اهداف مشخص مدیریتی عمل و رفتاری نداشته باشند. شاید بتوان گفت امانت
در کنار عدالت و صداقت و وفاداری مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که هر مدیری
باید داشته باشد. این امر تنها در مسائل مالی صدق نمی‌کند(یوسف، آیه ۵۵)،
بلکه در هر امر مدیریتی دیگر نیز جاری است. به عنوان نمونه در انتقال تخت
ملکه سبا(نمل، آیه ۳۹) و دامداری و چوپانی(قصص، آیه ۲۶) همانند دیگر کارها
لازم است تا امانتداری شخص احراز شود.


۳٫ بهره‌گیری از امکانات: مدیریت باید
توانایی بهره‌گیری از همه امکانات مادی و معنوی را دارا باشد.(کهف، آیات ۸۳
و ۸۴) به طور طبیعی دیگران نیز باید برای مدیریت امکانات لازم را فراهم
آورند تا مدیر بتواند با بهره‌گیری از آنها به اهداف مشخص و معین دست یابد.
به هر حال، هنر بهره‌گیری از امکانات از مهم‌ترین ویژگی‌های یک مدیر است.


۴٫ ایمان: مهم‌ترین شاخص در مدیریت
اسلامی، ایمان است؛ زیرا کسی که ایمان ندارد نمی‌تواند در مقام مدیریتی
قرار گیرد. از نظر قرآن، مدیریت از مصادیق ولایت است که اختصاص به خدا و
متألهانی دارد که مظهر ولایت او هستند. بر این اساس، نمی‌توان کافر و مشرک
را به مدیریت اجتماع اسلامی نصب کرد. قرآن بصراحت بر اختصاص سرپرستى و
مدیریّت در جامعه اسلامى به مؤمنان تاکید داشته و اجازه نمی‌دهد تا مشرک و
کافر بر چنین جایگاهی تکیه زند(آل عمران، آیه ۲۸)؛ زیرا واژه «اولیاء» در
آیه جمع «ولىّ» است؛ و ولىّ از ولایت به معناى مالک و صاحب تدبیر امر چیز
یا شخصى است. (المیزان، ج ۳، ص ۱۵۱)


۵٫ فضیلت: شخصی که عهده‌دار مدیریت
می‌شود، باید دارای فضایلی باشد که او را از دیگران برتر می‌کند؛ چنانکه
مدیریت خلافت الهی برای صلاحیت‌هایی است که برای آدم فراهم شده است، هر چند
ممکن است این صلاحیت‌ها، غیراکتسابی و از فضل الهی باشد.  از نظر قرآن،
برای آنکه اهداف و حکمت‌های الهی در آفرینش تحقق یابد، به طور طبیعی
فضیلت‌هایی به برخی از موجودات یا افراد داده شده که آنان را در مقام
مدیریت خلافتی یا مانند آن قرار می‌دهد. بر همین اساس، به سبب فضیلت انسان
بر دیگر موجودات حتی ابلیس جنی ، انسان دارای صلاحیت خلافت شد.(بقره، آیات
۳۰ و ۳۱) همچنین خدا مردان را بر زنان فضیلت بخشید تا مدیریت خانواده را به
عهده گیرند(نساء، آیه ۳۴)؛ چنانکه خدا برخی از انسان‌ها را فضیلت بخشید تا
بر مردمان مدیریت پیامبری داشته باشند یا حتی در خود پیامبران برخی دارای
فضیلتی بیشتر هستند که آنان به عنوان اولوا العزم و صاحبان شریعت، مقدم بر
دیگر پیامبران می‌شوند.(بقره، آیه ۲۵۳؛ اسراء، آیه ۲۱؛ زخرف، آیه ۳۲)


۶٫ علم و تخصص: همان طوری که ایمان به
عنوان تعهد اخلاقی نسبت به امانت الهی از جمله شروط مدیریت مطرح است، لازم
است تا شخص دارای تخصص وعلم مرتبط با مدیریت خود باشد.(یوسف، آیه ۵۵؛ بقره،
آیه ۲۴۷)


۷٫ قوت و توانایی جسمی: از نظر قرآن،
توانایی جسمی باید در شخص فراهم باشد تا بتواند به مسئولیت مدیریتی خویش
بپردازد.(قصص، آیه ۲۶؛ نمل، آیه ۳۹؛ بقره، آیه ۲۴۷)


۸٫ توکل بر خدا: از نظر آموزه‌های وحیانی،
این خدا است که هر کاری را پیش می‌برد؛ زیرا توحید فعل اقتضا دارد که کاری
بیرون از دایره حکومت الهی انجام نشود. بنابراین، توفیق هر کاری با توکل
است. اگر کسی عزم بر کاری دارد باید از خدا بخواهد تا به عنوان وکیل، آن را
تحقق بخشد؛ زیرا اقدام کاری او چیزی جز گام کوچک در به کارگیری اسباب
نیست. تاثیرگذاری اسباب تنها به دست خدا است.(فاطر، آیه ۲؛ آل عمران، آیه
۱۵۹)


۹٫ مشورت: از دیگر ویژگی‌های مدیر، مشورت
پذیری و استفاده از عقول دیگران است. بنابراین، در هر کار مدیریتی باید
مشورت به عنوان یک ابزار درک و فهم علمی مورد توجه باشد؛ زیرا از این طریق
است که می‌توان از دانش و تجربیات علمی و عملی دیگران بهره برد.(آل عمران،
آیه ۱۵۹؛ نمل، آیه ۳۲)


۱۰٫ قاطعیت: مشورت، لازمه کارهای مدیریتی
است، اما این مشورت باید با قاطعیت آمیخته شود و شخص، شجاعت، آن را داشته
باشد که بر اساس آنچه یقین کرده عمل کند. در حقیقت مدیر است که حکم نهایی
را با قاطعیت صادر می‌کند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)


مدیریت جهادی، لازمه مدیریت ولایی


از نظر آموزه‌های قرآن، مدیریت ولایی
لازمه اجتماع انسانی است؛ زیرا در مدیریت اجتماعی، مردم جان و مال و عرض
خویش را در اختیار مدیر قرار می‌دهند و اوست که تصمیم‌های کلان و جزیی را
در این موارد اتخاذ می‌کند. بنابراین، کسی جز انسان‌های خدایی شده حق
ندارند ولایت عمومی اجتماع را به دست گیرند؛ زیرا تصرف در جان و مال و عرض
مردم تنها حق خدایی است که آفریدگار و پروردگار و مالک انسان است.(شوری،
آیات ۹ و ۲۸) پس از خدا پیامبران از جمله پیامبر(ص) است که در مقام ولایت
از اولویت برخوردارند.(احزاب، آیه ۶؛ نساء، آیه ۵۹) پس از ایشان ولایت از
آن معصومان است که خدا به‌اشکال گوناگون در آیات قرآن بیان کرده است.(همان؛
مائده، آیه ۵۵)


از نظر قرآن، اصل رهبرى و مدیریّت اجتماعى
و نیاز جامعه به آن، امرى پذیرفته شده و مسلّم است(نور، آیه ۶۲؛ ص، آیه
۲۰)؛ اما این مدیریت لوازمی دارد که مهم‌ترین آن مدیریتی است که ما از آن
به مدیریت جهادی با ویژگی‌های پیش گفته یاد می‌کنیم. در این مدیریت شجاعت و
استقامت در تصمیم و اجرا شرط است؛ همچنین قاطعیت و انجام به هنگام ،لازمه
چنین مدیریتی است.


اگر مدیر احساس می‌کند به تنهایی از عهده
مسئولیت بر نمی‌آید و دیگران نیز شایستگی و صلاحیت مدیریتی را ندارند، خود
باید عهده‌دار مسئولیت شده و دیگرانی را به عنوان کمک‌کار به کار گیرد تا
کارها بر اساس معیارهای مدیریتی انجام شود. تقویت نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف
با بهره‌گیری از منابع انسانی و مالی لازم است.(طه، آیات ۲۴ تا۳۲)


در مدیریت جهادی، نه تنها از هر گونه فساد
و تباهی خبری نیست، بلکه تلاش بر آن است تا همه امور اصلاح شود و فسادها
با اصلاحات در مسیر سازندگی قرار گیرد. پس در مدیریت جهادی، اصلاح گرایی و
اصلاح‌طلبی به معنای قرآنی آن عنصر اساسی است.(اعراف، آیه ۱۴۲) تاکید بر
قرآنی بودن اصلاح‌طلبی از آن روست که برخی مدعی اصلاح‌طلبی هستند در حالی
خود مهم‌ترین عامل افساد در زمین می‌باشند.(بقره، آیات ۱۱ تا ۱۲)


مدیریتی که مفسدانه عمل می‌کند، نه تنها
ناکارآمد است، بلکه مدیریتی ناسالم است که ظلم و ستم را در اجتماع گسترش
می‌دهد و به جای اصلاح امور به افساد آن می‌پردازد. اگر اجتماع، افراد صالح
و مصلح را برای مدیریت انتخاب نکند، به طور طبیعی گرفتار طاغوت و افرادی
خواهد شد که صلاحیت مدیریت و ولایت را ندارند.(انعام، آیه ۲۹) به سخن دیگر،
اگر افراد دارای صلاحیت برای مسئولیت و مدیریت جهادی از سوی مردم انتخاب،
حمایت یا تشویق نشوند، به جای آنان افرادی قرار می‌گیرند که ظالم و ناسالم و
فاسد هستند. چنین افراد ظالم، بستری برای حاکمیت و مدیریت مفسدان و ظالمان
فراهم می‌آورند(همان)؛ زیرا بنا بر قول برخى مفسّران، مقصود از «نولّى بعض
الظّالمین بعضاً» والى و حاکم قرار دادن ظالمان بر ظالمان است و مقصود از
ظلم نیز مى‌تواند هر نوع ظلم باشد. (تفسیر التحریروالتنویر، ج ۵، جزء ۸ ، ص
۷۴)

منبع:ابنا

پاسخ به یک شبهه ۵ تفاوت جهاد با تروریسم


عقیق: گاهی چنین القا می‌شود که تروریسم و جهاد از
انگیزه‌ها و اهداف مشابهی برخوردارند! حال این دو واژه چه تفاوت‌هایی با هم
دارند؟ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه این گونه پاسخ
می‌دهد:

واژه «ترور»، واژه‌ای فرانسوی و به
معنای قتل سیاسی با اسلحه است و تروریست کسی است که طرفدار خشونت عمل و
ایجاد رعب و ترس است، چه خود عامل آن‌هم باشد و چه نباشد.(۱) در زبان عربی
برای این مفهوم از واژه ارهاب، به معنای ترور و ارهابی، به معنای تروریست
استفاده می‌شود.

تفاوت‌های ترور و جهاد

۱-
«ترور» عملی است که به منظور اهداف غیرانسانی و در جهت افساد و متضمن به
خطر افکندن امنیت و ایجاد زمینه تعرض و محدودیت در مورد حقوق مشروع بشری و
موجب سلب آرامش شود. بنابراین، مهم‌ترین عنصر در تعریف ارهاب (تروریسم)،
همانا سلب امنیت است که آن را تا حد بزرگ‌ترین جنایات علیه بشریت، خطرناک
می‌سازد.(۲) در حالی که جهاد اسلامی، درست بر خلاف چنین هدفی انجام می‌گیرد
و به منظور ایجاد امنیت یا بازگرداندن امنیت از دست رفته است.

۲-
«ترور» گونه‌ای از توسل به زور و اقدامات خشونت‌آمیز است که غیرقانونی است
و مطابق با هنجارهای حقوقی مجاز به حساب نمی‌آید و به همین جهت هم مخفیانه
انجام می‌گیرد، در حالی که جهاد، امری مشروع و مجاز و برای دفاع از حقوق
طبیعی انسان است و آشکارا و با در نظر گرفتن هنجارهای اخلاقی و حقوق بین
الملل صورت می‌پذیرد.

۳- «ترور» اقدامی
غیرانسانی است و از نگاه وجدان بشری و مراجع حقوقی، محکوم است، در حالی که
جهاد، در زمره اقدامات انسانی و مورد تأیید دین و قانون است.

۴-
در احکام جزایی اسلام، اقدامات تروریستی، مصداق محاربه و افساد فی الارض
است و عاملان آن، محارب و مفسد فی‌الارض معرفی شده‌اند. حکم اسلام درباره
 تروریست و مفسد فی‌الارض اعدام به شیوه‌ خاصی است که در کتب مفصل فقهی
بیان شده است. از این عناوین و احکام مترتب بر آن‌ها، در باب حدود بحث
می‌شود و احکام آن، بر گرفته از آیات ۳۳ و ۳۴ مائده است.

امام
خمینی (ره) در تحریر الوسیله، محاربه را چنین تعریف می‌کند: محارب، هر آن
کسی است که شمشیرش را برهنه کند یا آن را تجهیز نماید تا مردم را بترساند و
می‌خواهد در زمین افساد نماید؛ در خشکی باشد یا در دریا، شهر باشد یا غیر
آن، شب باشد یا روز. اما در مقابل، جهاد برای اصلاح در زمین و قلع و قمع
ریشه فساد و افساد تشریع شده است.

۵- اقدامات
تروریستی، از طرف هر فرد یا گروه یا سازمان که صورت پذیرد و جان، مال و
آبروی مردم و افراد بیگناه را مورد حمله قرار دهد، از نظر اسلام محکوم است.
در نظام اخلاقی و فقهی اسلام، رعایت اخلاق و حقوق انسانی، در همه شرایط
لازم و ضروری است. حتی در هنگام دفاع مشروع، کشتن افراد بی‌گناه، تعقیب
فراریان، کشتن اسیران، زنان و کودکان، تخریب جنگل‌ها و درختان، تعرض به
نوامیس مردم و غارت اموال آن‌ها و پرده‌دری و غیره، ممنوع و محکوم است. در
حالی که در اقدامات تروریستی، همه این هنجارها و حدود نادیده گرفته می‌شود.

امام
صادق (ع) می‌فرمایند: پیامبر اسلام (ص) هر گاه می‌خواست سپاهی را به جنگ
اعزام کند، به آن‌ها می‌فرمود: نیرنگ نکنید، حقه نکنید، مثله نکنید،
سالخوردگان و کودکان و زنان را نکشید، درختی را نبرید، مگر مجبور شوید و
نیز استفاده از سمّ (سلاح شیمیایی)، در سرزمین مشرکان را نهی می‌کرد.(۳)

کنوانسیون
سازمان کنفرانس اسلامی در مقابله با تروریسم بین المللی اعلام داشته است:
تروریسم، هر گونه عمل خشونت‌آمیز یا تهدیدکننده‌ای است که صرف‌نظر از مقاصد
یا انگیزه مرتکبین آن، به منظور اجرای یک طرح جنایتکارانه فردی یا گروهی و
با هدف ایجاد رعب بین مردم یا تهدید آنان، به وارد آمدن صدمه به آنان و به
انداختن خطر زندگی‌، حیثیت، آزادی، امنیت یا حقوق آنان یا تهدید به صدمه
زدن به محیط زیست یا هرگونه تهدیدات به اموال عمومی و خصوصی، به منظور به
مخاطره انداختن یا اشغال یا تصرف آن‌ها و به خطرانداختن یکی از منابع ملی
یا تأسیسات بین‌المللی یا تهدید کردن ثبات و تمامیت ارضی و وحدت سیاسی یا
حاکمیت کشورهای مستقل انجام گیرد.(۴)

از تعریف
تروریسم، در منشور کنوانسیون کشورهای اسلامی به دست می‌آید که مصادیق
تروریسم، عبارتند از: سوءقصد، تهدید جان افراد بیگناه و تهدیدهای دیگر،
ایجاد رعب و ترس، آدم‌ربایی، گروگان‌گیری، رفتار خشونت بار توأم با ارعاب و
ایجاد ترس، اقدام مسلحانه‌ای که امکان آسیب رساندن به غیرنظامیان یا افراد
بی‌گناه در آن وجود داشته باشد، تعدی به جان و مال و حیثیت مأمورین
دیپلماتیک، ایجاد ناامنی و اخلال در نظم و امنیت و آسایش عمومی، و مساعدت
مالی و سایر امکانات به تروریست‌ها، تخریب یا تهدید به تخریب اموال شخصی و
عمومی و محیط زیست.(۵)

دین مقدس اسلام اجازه
نمی‌دهد که یک فرد مسلمان یا یک تبعه کشورهای اسلامی، گرچه مسلمان نباشد،
دست به اقدامات تروریستی بزند، چه بر ضد یک فرد یا یک جامعه غیرمسلمان، در
داخل قلمرو حاکمیت اسلامی یا خارج از آن و با اهداف سیاسی، نظامی و غیره
باشد.

از مجموع این مطالب به دست می‌آید که
تروریسم، با جهاد در دو قسم آن یعنی جهاد دفاعی و ابتدائی مشروع، فرق آشکار
دارد و باید بین تروریسم و مبارزات و نهضت‌های‌آزادیبخش و عملیات‌های
شهادت‌طلبانه، تفاوت قائل شد.

پی‌نوشت‌ها:

۱- دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، چاپخانه ارشاد، ۱۳۶۱.

۲- عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، تهران، امیرکبیر،۱۳۷۷،ج ۳،ص۴۲۶.

۳- محمد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، بیروت، دارصعب، ج۵، ص۲۷.

۴- هاشمی، کامران، حقوق اسلامی در تقابل تروریسم بین‌الملل، راهبرد شماره ۲۱، مرکز تحقیقات استراتژیک، ص ۱۳۸.

۵- همان، ص ۱۴۰.      

معرفی منابع جهت مطالعه بیش‌تر:

۱-فهوی هویدی، تروریزم و انواع آن و تلاش جهت گسترش معنی و مفهوم اصطلاح تروریسم، مجله راهبرد، شماره ۲۱.

۲-هاشمی، کامران، حقوق اسلامی در تقابل تروریسم بین‌الملل، راهبرد شماره ۲۱، مرکز تحقیقات استراتژیک، ص۱۳۸.

بسیج میدان‌دار تحقق گام دوم انقلاب


عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: بسیج میدان‌دار تحقق مطالبات رهبری در گام دوم انقلاب است. چراکه متکی بر مردمی است که عاشقانه در میدان حضور یافته و درحال فدارکاری هستند و در این میدان هنرمندان بسیجی پرچم‌داران اصلی هستند.

عقیق: حجت‌الاسلام والمسلمین نصرالله پژمان‌فر عضو
کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی شامگاه روز گذشته (دوشنبه ۲۰
اسفندماه) در مراسم اختتامیه اجلاسیه مسئولان انجمن‌های هنری سازمان بسیج
هنرمندان کشور که در سالن همایش‌های مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی(ره)
برگزار شد، بیان داشت: هر چند اکنون در آستانه پنجمین دهه انقلاب اسلامی
هستیم، اما همچنان در حوزه مبانی هنر، مباحث مختلفی برای تبادل نظر وجود
دارد.

وی از افتخار به چهل سال گذشته انقلاب و
امید به آینده کشور به‌ عنوان نکات اصلی رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام
دوم انقلاب یاد کرد و افزود: در چهل سال اخیر شاهد حجم گسترده‌ای از
فشارها، تحریم و سختی‌هایی بودیم که هر کدام از آن‌ها می‌توانست یک جریان
یا کشور را سرنگون کند. اما جریان انقلاب یک جابه‌جایی قدرت نبود.

 انقلاب اسلامی گفتمان جدیدی را به دنیا ارائه کرده است

عضو
کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه انقلاب اسلامی گفتمان
جدیدی را به دنیا ارائه کرده است، ابراز داشت: در دورانی این گفتمان ترویج
یافت که باید در مقابل ظلم سازش کرد اما انقلاب اسلامی با ترویج جریان
ایستادگی و مقاومت در جنگ تحمیلی و بعد از آن، مقابل گفتمان باطل ایستادگی
کرد.

وی با اشاره به نتیجه‌بخشی گفتمان انقلاب
اسلامی در غزه، سوریه، لبنان، عراق و افغانستان ادامه داد: با وجود موفقیت
در عرصه‌های مختلف، امروزه از افراد خودباخته‌ای ضربه می‌خوریم که خود را
خارج از گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی می‌دانند؛ هر چند ما در برخی از
عرصه‌ها مشکلاتی داریم اما این مشکلات با استفاده از روش‌های درست مبتنی بر
آموزه‌های دینی قابل رفع است.

در برجام گفتمان ایستادگی و مقاومت را کنار گذاشتند

حجت‌الاسلام
پژمان‌فر خاطرنشان کرد: در برجام گفتمان ایستادگی و مقاومت را کنار گذاشته
و گفتمان سازش را انتخاب کردیم، این جابه‌جایی مهم، تأثیر فرهنگی را در
کشور به دنبال داشت و موجب حرکت در چارچوب دشمن شد درحالی‌که ما از ابتدا
نیز بازی دشمن را بهم زده‌ایم.

وی با بیان
اینکه هنر موجب بهره‌برداری بیشتر از یک حرکت می‌شود، گفت: هنرمندان
می‌توانند در ترویج فرهنگ و گفتمان مقاومت و ایستادگی نقش مهمی را ایفا
کنند.

پیامبر اسلام (ص) ابر هنرمند نظام هستی است 

نماینده
مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: انبیای الهی هنرمندان بزرگ
هستند و پیامبر اسلام (ص) ابر هنرمند نظام هستی است که توانسته با حرف و
حرکت خود تحولی را ایجاد کند که اکنون هم بعد از این همه سال تاثیرات تحول
ایشان قابل مشاهده است.

وی با بیان اینکه رهبر
معظم انقلاب اسلامی اسمی از دولت‌ها، جریان‌های رسمی و مجموعه‌های مختلف
نیاورده‌اند، افزود: جایگاه مردم به خوبی در این بیانیه مورد توجه قرار
گرفته است، چراکه در گام دوم انقلاب نیز همانند گام نخست مردم باید در
میدان نقش اصلی را ایفا کنند.

اهداف انقلاب اسلامی باید باری دیگر تبیین شود

حجت‌الاسلام
پژمان‌فر تصریح کرد: انقلاب اسلامی طی چهار دهه اخیر توانسته در بسیاری از
عرصه‌ها موفق باشد، اما در معرض تهدید بزرگ تحریف قرار گرفته است و ذهن
بسیاری از افراد این شده که ما فقط می‌خواهیم در جامعه به یک تکنولوژی
برسیم، این نشان می‌دهد که اهداف انقلاب اسلامی باید باری دیگر بازگو و
تبیین شود.

وی ادامه داد: امام را تحریف و مرقد
امام را با سلایق شخصی خود می‌سازند. در حالی‌ که این رویکرد امام نیست.
در نماز جمعه خطبه خواندند برای تعریف عدالت، اما معنای جدید و دروغینی از
معنای عدالت ارائه شد.

حجت‌الاسلام پژمان
خاطرنشان کرد: بسیج میدان‌دار تحقق مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی در گام
دوم انقلاب اسلامی است. چراکه پست و مقامی ندارد و متکی بر مردمی است که
عاشقانه در میدان حضور یافته و در حال فدارکاری هستند و در این میدان
هنرمندان بسیجی پرچم‌داران اصلی هستند که با ابزار هنر می‌توانند تحقق
اهداف نظام را تسریع بخشند.

وی با بیان اینکه
هنرمندان رسالت‌های سنگینی را بر عهده دارند، افزود: ارائه هنر اصیل توسط
هنرمندان بسیجی و متعهد در شرایط فعلی اولویت مهمی است که باید مورد توجه
قرار گیرد.

منبع:فارس

قیام امام زمان همراه با خونریزی است؟


کتاب مهر بیکران نوشته محمد حسن شاه آبادی چهره حقیقی و مهربان حضرت امام زمان (عج) را نشان می‌دهد و تمام شبهات مربوط به خشونت بیش از حد حضرت مهدی (عج) را رد می‌کند.

عقیق: برخی در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور افراط می‌کنند و از امام مهدی
(عج) و یارانش چهره‌ای خشن ارائه می‌دهند، آنان به روایاتی استدلال می‌کنند
که در آن‌ها به کشته شدن بیشتر مردم و اینکه از کشته‌ها، پُشته ساخته
می‌شود و جوی خون جاری می‌شود، اشاره شده است.

در احادیثی که از طریق اهل سنت رسیده است، خونریزی‌های زیاد و وحشتناک
ذکر شده است، برای مثال یوسف بن یحیی شافعی در کتاب «عقد الدرر» روایتی را
از امیرمؤمنان (ع) درباره حوادث روم نقل می‌کند و می‌گوید: «پس مسلمانان،
سه تکبیر می‌گویند و مانند ریگ و شن‌های روانی که از بلندی‌ها فرو
می‌ریزند، داخل (روم) می‌شوند و در آنجا ۵۰۰ هزار جنگجو را می‌کشند و غنائم
و اموال را به طور مساوی تقسیم می‌کنند و به هر یک از آنان صدهزار دینار و
صد کنیز و یا غلام می‌رسد. (این روایت مشکل سندی دارد و از نظر محتوا قابل
اعتماد نیست)



کتاب مهر بیکران نوشته محمد حسن شاه آبادی چهره حقیقی و مهربان حضرت
امام زمان (عج) را نشان می‌دهد و تمام شبهات مربوط به خشونت بیش از حد حضرت
مهدی (عج) را رد می‌کند.


مهر بیکران با زیر عنوان نگاهی به رأفت امام زمان (عج) از ۳ فصل تشکیل
می‌شود و حتی به لطف و رأفت حضرت مهدی (عج) در دوران پیش از ظهور نیز اشاره
می‌کند.


تمام مطالب ذکر شده در کتاب مهر بیکران برگرفته از احادیث معتبر شیعه است و متن و منبع تمامی احادیث در کتاب ذکر شده است.


مهر بیکران در قطع رقعی با قیمت ۸,۵۰۰ تومان و در ۹۸ صفحه از انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسیده است.

1 471 472 473 474 475 511