مسجد دزفول کج شده + عکس


پس‌آب شهری، مسجد هزار ساله دزفول را احاطه کرده و دیوارها و ستون‌های آن را با رانش و خطر ریزش مواجه کرده است.

عقیق:مسجد جامع دزفول به شماره ۲۸۷ در ردیف آثار ملی ایران ثبت شده است.
درباره سال دقیق ساخت آن اختلاف نظرهایی وجود دارد. به باور مردم محلی
اینجا قبلاً آتشکده‌ای بوده که با ورود اسلام روی آن مسجدی بنا شده است،
اما «سیدمحمد علی امام اهوازی» در رساله مسجدجامع دزفول، قدمت
آن را به قرن چهارم هجری و برخی ماخذها به سده هفتم هجری نسبت داده‌اند.
شناسنامه‌ای که نزدیک سر در نصب شده نیز نشان می‌دهد این مسجد بین ۹۰۰ تا
یک هزار سال قدمت دارد و بعد از پل ساسانی دزفول، قدیمی‌ترین اثر این شهر
آجری به حساب می‌آید.

معماری مسجد جامع به شیوه ساسانیان و الگو گرفته از «کاخ ایوان کرخه» در
نزدیکی شوش است. مسجد دزفول در دوره‌های صفوی و قاجار متناوب بهسازی شده و
به تزئین‌های آن اضافه شده است. در جنگ عراق با ایران نیز جبهه شمالی و سردر مسجد بر اثر اصابت موشک خراب شد که بعدها بازسازی شده است.


مسجد جایی نزدیک به بازار کهنه دزفول و بافت تاریخی شهر قرار دارد؛
هسته‌ای که با بحران پس‌آب روبه‌رو است. رانش و ترک‌های بزرگ دیوارها،
تقریباً ۵ محله از این شهر تاریخی را در وضعیت خطرناک قرار داده است.
محله‌هایی که مامن خانه‌ها و مساجد تاریخی دزفول هستند.


مجتبی گهستونی، دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا
خوزستان قبلاً نسبت به وضعیت شهر دزفول هشدار داده و گفته بود: از عواملی
که خانه‌های قدیمی این شهر را در معرض خطر قرار داده، پس‌آب است. تمام
خانه‌های دزفول زیرزمین‌هایی به نام «شوادان» دارند. آب پس‌آبب از زیر این خانه‌ها و شوادان‌ها عبور می‌کند و پایه‌های خانه را سست می‌کند. لوله کشی‌های خانه‌ها نیز که بیشتر قدیمی بوده و نشتی آب در آنها جدی است.



مجسد قدیمی دزفول نیز سال‌هاست به این سرنوشت دچار شده
است. با آن‌که دیوارها و ستون‌های قطوری دارد اما اثر نفوذ پس‌آب در آن به
وضوح دیده می‌شود. ایوان شرقی و غربی به سمت حیاط داخلی مسجد منحرف
شده‌اند. این انحراف را از کج شدن داربست‌های فلزی جوش شده به این ایوان‌ها
به خوبی می‌توان دید. انحراف ستون‌های آجری داخل شبستان نیز کاملاً مشهود
است. رطوبت در تمام دیوارها نمود دارد که بخش‌هایی از مسجد را با خطر ریزش
مواجه کرده است. دیوارهای غریبخانه که قدیمی‌ترین بخش مسجد دزفول به شمار می‌آید و به باور محلی‌ها پیش از آن آتشکده بوده، طبله
کرده است. درهای فلزی این بخش از مسجد که دو کتیبه از دوران صفوی در دل
خود جای داده، تقریباً همیشه به روی مردم بسته است. بخشی از این محل در
گذشته جدا و به انباری تبدیل شده که حالا وسایل مراسم محرم در آن نگهداری
می‌شود.



یکی از محلی‌ها که عضو پایگاه بسیج مسجد است، درباره آسیبی که متوجه
مسجد قدیمی دزفول است، به ایسنا می‌گوید: در گذشته پس‌آب سطحی و کم حجم بود
و خطر زیادی برای این شهر نداشت اما از وقتی سرویس‌های بهداشتی به شبکه
پس‌آب شهری وارد شده این آسیب بیشتر شده و کل شهر در معرض خطر قرار گرفته
است.



او می‌گوید: پس‌آب اطراف مسجد دزفول را احاطه کرده و دیوارهای شرقی و
غربی در حال ریزش است. او درباره کاربری تیرآهن‌های فلزی که به دیوارهای
مسجد متصل شده و حالا شکم در آوده و کج شده‌اند، توضیح می‌دهد
که برای نصب چادر و مسقف کردن مسجد در فصل زمستان به دیوار جوش داده
شده‌اند، اما حالا مقیاس خوبی برای میزان کج شدن دیوارها هستند.



نفوذ رطوبت پس‌آب به حدی است که دیوار تازه مرمت شده مسجد
در بخش شمالی را هم مبتلا کرده است. شهرداری دزفول گفته بود: برای ساخت و
مرمت این دیوار ۲۰۰ میلیون تومان هزینه کرده است، اما حالا اثر رطوبت و حتی
رانش در آن دیده می‌شود.


در داخل شبستان، ستون‌های سنگی قطور یکی در میان به چپ و راست منحرف شده‌اند. محلی‌ها می‌گویند پس‌آب با آن‌ها چنین کرده است.



یکی از بازاری‌های دزفول که در همین مسجد نماز برپا می‌کند، برای ایسنا تعریف کرد که تا به حال چندبار از اداره میراث فرهنگی آمده‌اند از مسجد و میزان تخریب آن عکس گرفته‌اند و ایزومتیریک کاشی‌ها را بدست آورده‌اند و رفته‌اند. متأسفانه
بودجه‌ای که برای مرمت این مسجد می‌گذارند کفاف نمی‌دهد. مثل این‌که اداره
اوقاف که مسجد در وقف آن است و تولیت آن که یک خانواده اصیل دزفولی است،
هم از عهده تأمین بودجه مرمت مسجد برنمی‌آیند.



ظاهر مسجد از انجام یکسری مرمت‌های غیراصولی حکایت دارد، از آجرهای
نامتقارن با آجرهای قدیمی که گفته می‌شود به خاطر رطوبت تعویض شده‌اند و به
وفور در بخش‌های بیرونی و درونی مسجد دیده می‌شود، گرفته تا درهایی که درحال نصب در شبستان جنوبی و محل اقامه نماز است و بهم‌ریختگی را برای این روزهای مسجد رقم زده است. محلی‌ها می‌گویند: همه این کارها زیرنظر اداره میراث فرهنگی دزفول درحال
انجام است. آن‌ها می‌گویند: چاره‌ای جز گذاشتن در برای شبستان ندارند، چون
باران امسال که زیاد شد به داخل شبستان نفوذ کرد و استفاده از این فضا را
برای نمازگذاران ناممکن کرد.


مردی که عضو پایگاه بسیج همین مسجد است، می‌گوید: محلی‌ها و بازاری‌ها
دیگر کمتر برای نماز به این مسجد می‌آیند، شاید ۵۰ تا ۶۰ نفر در هر روز.
برای خیلی‌ها سرنوشت این مسجد بی‌اهمیت شده است، تقریباً کسی به فکر نجات
آن نیست.



داخل مسجد آشفتگی و بی‌نظمی ناشی از کم‌توجهی موج می‌زند. در ایوان
غربی، داربست‌های زنگ زده روی زمین ریخته شده‌اند. همان مرد می‌گوید: بیشتر
از شش‌ماه است که اینجا ریخته شده‌اند. قرار بود مسجد را مرمت کنند اما
اگر می‌خواستند این کار را انجام دهند باید تا الان کار را شروع می‌کردند،
چون بعد از این هوا گرم می‌شود و دیگر کسی سراغ مرمت را نمی‌گیرد.





بی‌نظمی در ملحقات شبستان مسجد دزفول





شبستان جنوبی مسجد که به خاطر نصب در با چنین آشفتگی روبرو شده





نفوذ رطوبت حتی در سقف‌ها به وضوح دیده می‌شود





آجرهای نامتقارن با معماری اولیه بنا. این بخش از مسجد به خاطر نفوذ رطوبت، بازسازی شده






ایوان شرقی که به گفته محلی‌ها میزان انحراف و رانش آن در چند سال اخیر زیاد بوده است





غریب‌خانه، قدیمی‌ترین بخش مسجد دزفول که با چهره ظاهری آن در بازسازی تغییر کرده است





کتیبه نصب شده در غریب‌خانه منتسب به دوران صفوی





سردر مسجد جامع دزفول





تصویری از سر در قدیمی مسجد پیش از بازسازی و حملات موشکی رژیم صدام



انتهای پیام

پس از ۴ سال خودش را به عروسی دخترمان رساند


گفت‌وگو با فاطمه جعفری، همسر شهید سعید انصاری که پیکرش به‌تازگی تفحص شد؛

شهید سعید انصاری سه روز بعد از اعزام در دی ماه ۹۴ در منطقه خان‌طومان حلب با سه تیر مستقیم قناسه تروریست‌های النصره به شهادت رسید. دقیقا مانند همان خوابی که همسرش دیده بود.

عقیق:شهید سعید انصاری سه روز بعد از اعزام در دی ماه ۹۴ در منطقه خان‌طومان
حلب با سه تیر مستقیم قناسه تروریست‌های النصره به شهادت رسید. دقیقاً
مانند همان خوابی که همسرش دیده بود. خوابی که لحظه به لحظه محقق شد؛
شهادتش، مفقود شدنش و انتظاری که تا چند روز پیش با آن سر و کار داشتند.
تنها آنچه از سعید و لحظات شهادتش به همسرش رسید فیلم لحظه شهادتش بود.
بازگرداندن پیکر شهید انصاری به این خاطر که پیکرش زیر دید و تیر مستقیم
قناسه‌های دشمن قرار گرفته بود، ممکن نبود. اما اهل خانه هرگز باور نکردند
که حاج سعید دیگر برنمی‌گردد. چهار سال بچه‌ها حواسشان به زنگ خانه بود که
شاید بابا بیاید و باز هم، چون گذشته رنگ و عطر خانه با حضور پدر شادمان‌تر
شود. روزها از پی هم می‌گذشت تا اینکه ۷ اسفند ماه مصادف با ولادت حضرت
زهرا (س) خبر تفحص و شناسایی پیکر شهید سعید انصاری مخابره شد. متن زیر
روایت فاطمه جعفری، همسر شهید سعید انصاری است که در گفت‌وگو با «جوان»
بیان داشته است.

هم محلی


سعید متولد ۴ دی ۱۳۴۹ بود. با هم همسایه بودیم و هر دو در مسجد و پایگاه
بسیج محله‌مان فعالیت می‌کردیم. همسنگری در پایگاه بسیج بهانه آشنایی
بیشتر ایشان را با برادرم فراهم کرد و درنهایت به ازدواج ما منجر شد. من و
سعید در ۱۵ اسفند ۱۳۷۰ مصادف با ۲۹ شعبان عقد کردیم. همیشه می‌گفت: «از
خداوند همسری خواستم که نامش فاطمه باشد و فرزندانی به نام زینب و حسین.»
خدا هم خیلی زود به خواسته‌هایش جامه عمل پوشانید. پس از فارغ‌التحصیلی از
دانشکده تربیت معلم، زندگی مشترکمان را به ساده‌ترین شکل یعنی سفر به مشهد
آغاز کردیم. من دبیر یکی از دبیرستان‌های محلمان بودم. سعید خیلی شغل معلمی
را دوست داشت. معتقد بود برای خدمت بهتر است به مناطق محروم برویم. برای
همین درخواست مأموریت به ارومیه داد و ما به ارومیه رفتیم و دخترمان زینب
در آنجا به دنیا آمد.



رزمنده کوچک


ایشان در سن ۱۶ سالگی به جبهه رفته بود. دو سال در گردان‌های مقداد و
کمیل بود. در مدت حضورش بارها شیمیایی می‌شود و به خاطر عوارض شیمیایی
همیشه معده‌درد شدید داشت، اما هرگز پیگیر سهمیه جانبازی‌اش نشد. جنگ تمام
شد، اما گویی جهاد برای سعید تمامی نداشت. بهترین دوستانش را در جنگ از دست
داده بود و غبطه به حال شهدا و آرزوی شهادت برای همیشه در این سال‌ها
همراهش بود. سعید همیشه از دوست صمیمی و برادر صیغه‌ای‌اش سردار ابوالفضل
آرایشی برایم صحبت می‌کرد. برنامه هر پنج‌شنبه ما زیارت قبر ایشان بود و
شهدای دفاع مقدس. ۲۴ سال هر پنج‌شنبه سر مزار دوستش رفت. عکس‌های جبهه و
خاطراتش را مرور می‌کرد. عکس حجله‌اش را هم انداخت که با دستخط خودش خاطره
جنگ را پشت عکس نوشته است. عکس را نشانم داد. چفیه به دور گردنش بود،
می‌گفت: اگر روزی من شهید شدم، اینطوری بالای عکسم بنویس شهید. همسرم عاشق
چنین روزی بود. عاشق جبهه و جنگ بود و در تمام مانورهای بسیج و سپاه شرکت
می‌کرد. آماده رزم بود. سعید می‌گفت: در صورتی که موقعیت فراهم شود، برای
مبارزه به لبنان می‌رود. با پایان هشت سال دفاع مقدس یکسری از رزمنده‌ها به
لبنان رفته بودند و آقاسعید هم حال و هوای لبنان به سر داشتند.
سعید
در سن ۱۶ سالگی درس و تحصیل را رها کرده و به جبهه رفته بود. برای همین
بسیار مشتاق بود که ادامه تحصیل بدهد. از من خواست در منزل به او درس بدهم.
من هم کتاب‌ها و درس‌ها را برنامه‌ریزی کردم و چهار سال دبیرستان را به
صورت فشرده خواند و دیپلمش را گرفت و بعد با رتبه ۳۰۰ در دانشگاه علامه
طباطبایی تهران قبول شد. بعد از قبولی در دانشگاه به تهران برگشتیم.



طواف شهدا


سال ۸۴ فرزند دومم، حسین به دنیا آمد. به خاطر علاقه‌ای که همسرم به حرم
عبدالعظیم (ع) و زیارت ایشان داشت، کمی بعد تصمیم گرفت منزلمان را به
نزدیک حرم عبدالعظیم (ع) منتقل کند تا راحت‌تر و بیشتر به زیارت آقا برویم.
از اوایل دهه ۹۰ که شهدای مدافع حرم را برای طواف و تشییع به عبدالعظیم
(ع) می‌آوردند، هر شهیدی را که می‌آوردند، شوق سعید برای رفتن و مدافع حرم
شدن بیشتر می‌شد. ماه مبارک رمضان سال ۹۴ بود. سعید دیگر مثل یک پرنده در
قفس شده بود.


تعبیر خواب


سال ۹۴ وقایع جبهه مقاومت اسلامی به اوجش رسیده بود. سعید بی‌تاب شده
بود و سر از پا نمی‌شناخت. سر نمازهایش خیلی گریه می‌کرد. دعای قنوت
نمازهایش شده بود آرزوی شهادت. به ما می‌گفت: هرکسی من را دوست دارد دعا
کند شهید شوم. یک شب گفتم: «چرا اینقدر ناراحت هستی؟ چرا بیقراری؟» گفت:
«دوست دارم مدافع حرم بشوم، اما موافقت نمی‌کنند.» شب خوابیدم و در خواب
دیدم که سعید مدافع حرم شده است. پیراهن سفید به تن کرده و پهلوی راستش
تیرخورده و خونی شده است. من هم چادر و مقنعه سفید نماز به سرم بود. همراه
همسران شهدا به یک کشور زیارتی رفته بودم که همه عربی صحبت می‌کردند. میان
اتفاق‌هایی که در اطرافم می‌افتاد، به دنبال پیکر سعید می‌گشتم و از همه
پرس‌وجو می‌کردم. از خواب که بیدار شدم در فکر بودم. آقاسعید با آن زیرکی
همیشگی‌اش گفت: «چرا ناراحتی؟ چرا تو فکری؟!»


گفتم: «چیزی نیست!» گفت: «چرا ناراحتی؟» گفتم: «خواب دیدم.» گفت: «تعریف
کن!» گفتم: «نه، بگذار تعبیرش را بپرسم.» گفت: «نه، تعریف کن!» با اصرار
برایش تعریف کردم. آقاسعید به فکر فرورفت و گفت: «در خوابت شهید شده بودم
یا فقط تیرخورده بودم؟» گفتم: «فقط تیرخورده بودی.» سریع گفت: «احتمالاً
موافقت کنند. اگر بروم به احتمال زیاد شهید بشوم و به احتمال زیاد پیکری هم
نباشد. تعبیر خوابت این است که تو هم به زیارت می‌آیی و هم به دنبال پیکرم
خواهی گشت.» برای اینکه حرف را عوض کنم گفتم: «تو که نمی‌گذاری بروم
زیارت!» گفت: «تو دعا کن شهید بشوم آن وقت تو را با همسران شهدا به زیارت
خواهند برد.» کمی بعد به اداره رفت. از همان جا تماس گرفت و گفت: «خوابت
تعبیر شده. موافقت کرده‌اند که مدافع حرم بشوم. ساکم را آماده کن. من عراق
می‌روم.»


مرخصی اجباری


سعید خوشحال بود. در پوست خودش نمی‌گنجید. ساکش را برداشت و کلی سفارش
کرد و بعد خداحافظی کرد و به عراق رفت. سه ماه عراق بود. هرچند روز یک بار
تلفن می‌زد و صحبت می‌کردیم. سراغ بچه‌ها را می‌گرفت. حال و هوای خانه و من
را می‌پرسید. کمی بعد به مرخصی آمد. گفتم: «سه ماه از ما دور بودی، دلت
برایمان تنگ نشده بود!» گفت: «نمی‌خواستم بیایم فرمانده‌مان به اجبار ما را
مرخصی فرستاد. گفت: بروید زن و بچه‌هایتان را ببینید. دلشان برای شما تنگ
شده است.» چند روز استراحت و تجدید نیرو کرد و دوباره به عراق بازگشت.


گل نشدم!


دفعه دومی که عراق می‌رفت مصادف بود با اربعین. دو ماه بعد برگشت. صورتش
لاغر شده بود. خیلی ناراحت بود. گفتم: «چرا ناراحتی؟» گفت: «دوستانم همه
شهید می‌شوند و من نمی‌شوم.» گفتم: «خدا گل‌چین است.» گفت: «یعنی من گل
نشدم!» با خنده گفتم: «نه، گل نشدی! اگر شده بودی خدا می‌چیدت و شهید
می‌شدی.» خنده‌ای کرد و گذشت.


جشن تولد


من و سعید ۲۴ سال با هم و در کنار هم زندگی کردیم. آخرین تولدش را که
می‌خواستیم بگیریم دخترمان زینب شمع روشن کرد و از پدرش خواست آرزویی کند.
سعید گفت: «شهادت.» زینب گفت: «بابا یک آرزوی قشنگ کنید.» گفت: «برای من
شهادت قشنگ‌ترین آرزوها است.» بعد ادامه داد: «زینب جان یک قولی به من
بده.» زینب گفت: «چه قولی؟» گفت: «سال بعد کیک تولدم را بیاوری سر مزارم.»
زینب گفت: «بابا حالا که شاد هستیم این حرف‌ها را نزن.» سعید رو به بچه‌ها
کرد و گفت: «زینب چادر عربی که برایت از عراق سوغات آورده‌ام را بپوش. حسین
هم پیراهن سفیدی را که برایش آورده‌ام بپوشد. بیایید با هم عکس بگیریم.»
حسین لباسش را پوشید، زینب هم چادرش را سرش کرد. آقاسعید حسین را طرف چپش
نشاند و زینب را طرف راستش. بچه‌ها را در آغوشش فشرد و زینب و حسین پدرشان
را بوسیدند و من هم عکس یادگاری را انداختم. آقاسعید فلشی از عراق آورده
بود، داخلش عکس‌هایی بود که در عراق انداخته بود. به زینب گفت: «عکس‌ها را
در رایانه ذخیره کن تا داشته باشید.» هر شب می‌نشستیم عکس‌ها را با هم مرور
می‌کردیم و سعید خاطرات عراق را برایمان تعریف می‌کرد. وقتی از رفقای
شهیدش صحبت می‌کرد، آهی از ته دل می‌کشید و می‌گفت: یعنی می‌شود من هم روزی
شهید بشوم.


شاید برنگردم


موقع رفتن سعید گفت: «ایام فاطمیه در پیش است. پیراهن و شال مشکی‌ام را
بگذار تا با خودم ببرم.» قرآن را آوردم و سه بار از زیرش رد شد. با بچه‌ها
روبوسی کرد. گفت: «هوا سرد است. پایین نیایید. همین جا خداحافظی کنید.» آب
را پشت سرش ریختم. لبخند به لب رفت. نگاهش کردیم تا از پله‌ها پایین رفت.
در را که بستیم آمدیم دیدیم دستکش و کلاهش روی میز آشپزخانه جامانده است.
به گوشی‌اش زنگ زدم، گفتم: «دستکش و کلاهت را از یاد بردی.» گفت: «دستکش
نمی‌خواهم. ننه عصمت می‌بافد و برایمان می‌فرستد (ننه عصمت پیرزنی
دوست‌داشتنی بود که به صورت خودجوش برای رزمنده‌های جبهه مقاومت دستکش
می‌بافت و برایشان ارسال می‌کرد)، اما کلاهم را بده حسین بیاورد.» کلاه را
به حسین دادم و حسین برد پایین. انگار بهانه خلوت پدر و پسر جور شده بود.
سعید، حسین را بوسیده و دستی به سرش کشیده بود. به حسین گفته بود: «تو مرد
خانه‌ای. کمک مامانت و آبجی زینبت باش و گوش به حرفشان بده.» حسین که آمد
خانه جای گاز کوچکی روی لپ‌هایش بود. با رفتن سعید انگار توی دلم خالی شد.


نمازخانه حلب


بعدازظهر یک‌شنبه ۱۹ دی‌ماه آقاسعید رفت. یکی دو روز بعد گویی سردار
سلیمانی سعید را در نمازخانه حلب می‌بیند و می‌گوید: «چه ساک بزرگی
آورده‌ای، چقدر وسایل!» آقاسعید هم پاسخ می‌دهد: «آمده‌ام بمانم و دیگر
برنگردم.» درنهایت سعید پیش از ظهر روز چهارشنبه در جنگل‌های زیتون حلب
خان‌طومان سوریه با اصابت تیری به پهلوی راستش به‌شدت مجروح می‌شود و بر
اثر خونریزی زیاد بعد از ذکر یا زهرا (س) به شهادت می‌رسد، اما پیکرش
همانطور که خودش گفته بود در ۴۶ سالگی جاویدالاثر شد. تا اینکه چند روز پیش
خبر تفحص و شناسایی پیکرش را به ما دادند. سعید از ۱۶ سالگی در جبهه‌های
جنگ کشورمان حضور داشت و جانباز شیمیایی شد، شش ماه در عراق مجاهدت کرد و
بعد از سه روز حضور در خان‌طومان سوریه در تاریخ ۲۲ دی ماه ۹۴ به شهادت
رسید.


۱۷ اسفندماه ۹۷


بعد از آخرین وعده دیدار با سعید، ما ماندیم و چشم‌انتظاری. سومین
سالگرد سعید را هم گرفتیم، اما خبری از پیکرش نشد. بچه‌ها با هر زنگ تلفن و
صدای در خانه از جا می‌پریدند و می‌پرسیدند: «مامان کی زنگ می‌زند؟»
چشم‌انتظاری بچه‌ها دیگر برایم عادی شده بود. دخترم دو سالی می‌شد که عقد
کرده بود. خانه‌ای برایش مهیا و جهیزیه‌اش را کم‌کم آماده کردیم. قرار شد
۱۷ اسفندماه مراسم عروسی‌شان را برگزار کنند. سه‌شنبه صبح بود که با صدای
زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. در فکر خوابم بودم. آقاسعید را خواب دیدم. خوب
و سرحال بود. رو به من گفت: «عروسی زینب پیشتان می‌آیم.» با خودم گفتم
ان‌شاءالله خیر است. بلند شدم وضو گرفتم و نمازم را خواندم. بعد به زینب
گفتم: «زینب فکر کنم خبری از بابات بشود.» گفت: «چطور مگه؟» گفتم: «خوابش
را دیدم. بابات گفت: عروسی زینب می‌آیم.» زینب گفت: «خدا به خیر کند.» غروب
بود که با بچه‌ها و دامادم به خانه مادرم رفتیم. ولادت حضرت زهرا (س) بود.
مادرم گفت: «چرا توی فکری؟» گفتم: «خواب آقاسعید را دیدم که گفت: عروسی
زینب می‌آیم.» دلم آشوب بود تا اینکه خبردار شدیم پیکر آقاسعید شناسایی شده
و در راه بازگشت است. خوابم خیلی زود تعبیر شد. بهترین عیدی و هدیه روز
مادر را امسال گرفتم آن هم از خود سعید.


اشک‌ها و نام شهید


تماس گرفتند که برای دیدار با سعید به معراج شهدا برویم. وداع خصوصی
بود. قبلاً به معراج‌الشهدا رفته بودم، اما این دفعه با همیشه فرق داشت.
منتظر آمدنش بودیم. من، زینب و حسین. همین که تابوت را روی دوش سربازها
دیدم دلم هُری ریخت. زدم زیر گریه. تابوت را روی زمین گذاشتند. نشستیم زمین
و پرچم را از روی تابوت کنار زدیم. دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم.
اشک‌هایم روی کفن سفید و دستخطی که نوشته بود شهید سعید انصاری می‌چکید.


دلم آتش گرفته بود. همینطوری با سعیدم حرف می‌زدم و اشک‌ها امانم
نمی‌داد. برای لحظاتی راه گلویم بسته شد. دیگر نمی‌توانستم نفس بکشم. زینب
کمی به من آب داد، اما نمی‌توانستم آرام بشوم. به حسین نگاه می‌کردم که مات
و مبهوت به تابوت پدرش خیره شده بود و نمی‌دانست چه بگوید. به زینبم نگاه
کردم که از گریه سرخ شده بود. این طرف‌تر دلم می‌سوخت برای سعیدم که بعد از
سه سال به عشق عروسی زینبش برگشته بود. به قولی که داده بود عمل کرد. آمد
تا جگرگوشه‌اش شب عروسی‌اش غصه‌دار نباشد. سعیدم آمده بود که کمک کند عروسی
زینب را به نحو احسن برگزار کنیم. دلش طاقت نیاورده بود. سعید آمد، اما
دیگر نه می‌توانست با حسین فوتبال بازی کند و نه دست نوازش بر سر زینبش
بکشد.


منبع: روزنامه جوان

اجرای نمایشی با موضوع امام(ره) در تالار وحدت


معاون فرهنگی ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (ره) اعلام کرد، به مناسبت سی‌امین سال بزرگداشت امام خمینی (ره) خرداد ماه نمایشی درباره بنیانگذار انقلاب در تالار وحدت اجرا می‌شود.

عقیق:نشست مشترک غلامرضا اصغریان، معاون فرهنگی ستاد
مرکزی بزرگداشت امام خمینی (ره) و کوروش زارعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی
حوزه هنری صبح امروز برگزار شد.

در این نشست همچنین ایوب آقاخانی، مدیر دفتر مطالعات و پژوهش‌های حوزه هنری، امیرحسین شفیعی، مدیر دفتر تولید تئاتر حوزه هنری، توحید معصومی، قائم مقام مرکز هنرهای نمایشی حضور داشتند.

غلامعلی
اصغریان، معاون فرهنگی ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (ره) درباره
بزرگداشت امام خمینی (ره) رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران
گفت: مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر
همراهی‌ها و زحمات سنگینی در حوزه همایش بر دوش داشته است. از جمله این
زحمات می‌توان به برپایی همایش تئاتر مردمی خرداد و همسویی‌هایی که با ستاد
بزرگداشت امام (ره) داشتند اشاره کرد.

اصغریان
با اشاره به دیدار کوروش زارعی و محسن مومنی‌شریف با حجت‌الاسلام سیدحسن
خمینی، یادگار امام (ره) و تولیت آستان امام خمینی، خردادماه سال ۹۷ در
حاشیه برپایی پنجمین همایش تئاتر مردمی خرداد گفت: در این دیدار توصیه شد
تا در حوزه نمایشنامه و تئاتر اثری فاخر از زندگی حضرت امام (ره) و مروری
بر شخصیت ایشان توسط حوزه هنری تولید شود.

وی
افزود: به این ترتیب مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری از سوی کوروش زارعی و
محسن مومنی‌شریف با علاقه‌مندی این توصیه را پذیرفتند و ‌پیگیری کردند.
همچنین ایوب آقاخانی با جدیتی هرچه تمام‌تر نویسندگی و سرپرستی نگارش این
نمایش را با همراهی یک گروه نویسندگی ۵نفره پذیرفتند و طرحی را برای آن
آماده کردند.

اصغریان افزود: طرح ارائه شده
آقاخانی در چند نشست با حضور نویسنده و سیدحسن خمینی بررسی و نکات مورد نظر
به همراه اصلاحات روی طرح اعمال شد. امروز طرح نهایی این نمایشنامه با
عنوان «در مجلس تشرف تهران» از سوی ایوب آقاخانی به ما ارائه شد. شایان ذکر
است که نویسندگی این طرح اعم از جمع‌آوری اطلاعات و پژوهش‌های میدانی و
کتابخانه‌ای به همراه نگارش بخش‌های گوناگون آن از سوی تیم ۵نفره آقاخانی
دو ماه پیش کار خود را آغاز کرده است.

وی در
ادامه گفت: با توجه به زحمات شبانه‌روزی تیم نویسندگی آقاخانی پیش‌بینی
می‌شود تا ۲۰ فروردین‌ماه نگارش نمایشنامه به پایان برسد و همراه با هفته
هنر انقلاب در سال ۹۸ از این نمایشنامه رونمایی کنیم. همچنین توأمان با این
رونمایی، تمهیدات اجرای این نمایش را در خرداد سال آینده داشته‌ باشیم.

وی
در ادامه اظهارداشت: در نظر داریم تا با همکاری‌ها و تکیه بر توانایی‌های
مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری پیش‌تولید این اثر به گونه‌ای آغاز شود تا
خرداد ماه سال ۹۸ همزمان با سی‌امین سال بزرگداشت حضرت امام خمینی (ره) این
نمایش در تالار وحدت اجرا شود.

معاون فرهنگی
ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (س) با ابراز خرسندی از همکاری حوزه هنری
در امور فرهنگی و هنری حرم مطهر امام خمینی و آستان مقدس حضرت گفت: پیشاپیش
از زحمات مرکز هنرهای نمایشی که منجر به تولید یک اثر نمایشی فاخر می‌شود
تقدیر و تشکر می‌کنم. ان‌شاءالله تولید این نمایش فتح‌ بابی
برای گسترش همکاری‌های حوزه هنری با ستاد بزرگداشت و آستان مقدس حرم حضرت
امام (ره) باشد؛ چرا که رویکرد فرهنگی و هنری آستان مقدس حرم حضرت امام
(ره) نیز مدت طولانی است کار خود را آغاز کرده است.

وی
همچنین اظهار داشت: رویکرد فرهنگی و هنری این آستان به آن جهت است تا
زائرین حرم علاوه بر زیارت و عرض ادب به امام (ره) با مجموعه برنامه‌های
فرهنگی و هنری اجرا شده در حرم با گوشه‌های متعددی از زندگانی، اندیشه و
آرای، سیره و سلوک انسانی، اخلاقی، فردی و اجتماعی و… امام بیشتر آشنا
شوند.

اصغریان در پایان گفت: حرم مطهر امام
خمینی (ره) هر ساله میزبان زائرین و گردشگران متعدد داخلی و خارجی است که
با علاقه و انگیزه‌های مختلف به حرم می‌آیند تا زیارت کنند. در نتیجه فرصت
مناسبی است تا زائرین به‌ویژه در بخش‌های بین‌الملل با اندیشه‌های امام،
شخصیت و زندگانی ایشان با همکاری‌های حوزه هنری در سطوح گوناگون بیشتر آشنا
شوند.

مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری تاکنون
فعالیت‌های تئاتری بسیاری را با موضوع زندگی حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب
اسلامی در سال‌های اخیر داشته است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به برپایی پنج دوره همایش تئاتر خرداد اشاره کرد.

آیین پایانی پنجمین همایش تئاتر خرداد در حسینیه جماران و با حضور حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی ۱۵ خرداد۹۷ برپا شد.

ماجرای کشف دو سند قابل تأمل در عملیات تفحص شهدا


در عملیات تفحص شهدا همزمان با سفر رئیس جمهور ایران به عراق دو سند جالب توسط اعضای کمیته جستجوی مفقودین کشف شد.

عقیق:زرباطیه شهر مرزی از توابع استان واسط در ۱۷۰ کیلومتری جنوب شرقی بغداد و
در همسایگی شهر مرزی مهران است. عملیات‌هایی نظیر والفجر۳ و کربلای ۱ در
منطقه زرباطیه عراق انجام شده است. کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای
مسلح آغاز عملیات تفحص پیکر مطهر شهدای هشت سال دفاع مقدس در مهرماه ۹۷ در
منطقه زرباطیه عراق را اعلام کرد. عملیات‌هایی که در این مناطق انجام شده
است به منظور حفاظت و باز پس گیری شهر مهران بوده است. موقعیت استراتژیک
این منطقه به خاطر همسایگی مهران باعث درگیری آن در این عملیات‌ها بوده است
و شهدای مفقود شده در این منطقه مربوط به همین عملیات‌ها است.

در
عملیات تفحص شهدا در روزهای پایانی سال ۹۷ همزمان با سفر رئیس جمهور ایران
به عراق دو سند جالب توسط اعضای کمیته جستجوی مفقودین کشف شد. روز گذشته ۲۱
اسفند ماه ۹۷ سردار سید محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد
کل نیروهای مسلح پس از کشف روزنامه القادسیه عراق و پارچه نوشته پیروزی ۲۲
بهمن در جریان عملیات تفحص پیکرهای مطهر شهدا در عراق نوشت:

دیروز
دوشنبه ۲۰ اسفند ۹۷ در جریان تفحص پیکرهای مطهر شهدا در منطقه زُرباطیه
عراق، توسط اعضای کمیته جستجوی مفقودین، دو سند با ارزش به دست آمده است
.این اسناد می‌تواند حامل دو پیام مهم باشدکه برای این روزهای ما بسیار
جالب و عبرت آموز است.

سند اول بخشی از روزنامه قادسیه رژیم بعثی
صدامی است که تیتر آن در حقیقت به این مطلب اشاره دارد که رئیس جمهور صدام،
نامه دست نویس برادرش حسنی مبارک را دریافت کرد و همچنین تبریک و تهنیت
رئیس جمهور و ملت مصر به رهبر وقت عراق –صدام- به مناسبت پیروزی‌های
نیروهای شجاع عراق و با تاکید دوباره رهبر عراق (صدام) بر تحکیم رشته‌های
وحدت عربی برای مقابله با چالش‌های پیش روی امت.

در
ادامه تیتر این روزنامه اشاره می‌شود به دیدار رئیس جمهور با شرکت کنندگان
در یازدهمین شورای وزرای ورزش و جوانان عرب که در استمرار آن می‌نویسد:
«شعار همه ما، عقب نشینی، هرگز و پیش به سوی نابودی دشمن متجاوز»

نکته
دیگری در این روزنامه وجود دارد که اشاره به این جمله می‌کند: «اگر ایران
اصرار به ادامه حرکت در مسیر شرّ داشته باشد چیزی جز شکست‌های بیشتر به دست
نخواهد آورد» در ادامه این روزنامه تحلیل می‌کند که:«پایگاه فکری حاکمان
ایران در مقابل پایگاه فکری اعراب شکست خورده است.» در این جا لازم است بر
روی جمله آخر کمی تامل و توقف نموده و این جمله را با سند دوم – به دست
آمده در عملیات تفحص شهدا –مقایسه نمائیم.

واقع مسئله این است که
گذشت تاریخ نشان می‌دهد که چه کسی شکست خورده و چه کسی پیروز شده است. ما
چند روز پیش ۴۰ سالگی پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفتیم و هم اکنون با
بیانیه پر ارزش رهبر معظم انقلاب، وارد گام دوم انقلاب اسلامی شدیم و گام
دوم را شروع کردیم در حالی که از صدام، یاران او، فرزندان او، کادر حزب بعث
و آن‌هایی که صدام را پیشتیبانی می‌کردند خبری نیست و به عنوان عنصر
تاثیرگذار در صحنه نقش، اثر و حضوری از آن‌ها دیده نمی‌شود.

سند دوم
بخشی از پلاکارد تبریک ۲۲ بهمن است که اشاره دارد به پیروزی یوم الله ۲۲
بهمن. واقعا سوال این است که ما شکست خوردیم یا آن‌هایی که آمده بودند تا
۲۲ بهمن ها را به صورت کلی از بین ببرند؟ این روزها ملت بزرگ، عزیز، برادر و
مسلمان عراق؛ میزبان رئیس جمهورِ محترم جمهوری اسلامی ایران است.

در
حقیقت رئیس جمهور، در اوج عزت و اقتدارِ کشورمان و در بین محبت حاکم بین
دو ملت، وارد عراق شد و مردم عراق این روزها میزبان ایشان هستند. از طرفی
در حالی این ورود به عراق صورت گرفت که دیگر صدام و تفکر صدامی نابود شده
است. صدامی که می‌خواست یک دعوای تقلبی عرب و عجم راه بیندارد؛ الان دیگر
حضور ندارد و مثل همه دیکتاتورها، به زباله دانی تاریخ پیوسته است و حال
مشخص شده که دعوای اسلام و استکبار، همانی است که همیشه وجود داشته است و
ما شاهد آن هستیم که در حقیقت نبرد اصلی ما با استکبار به معنای واقعی
کلمه، آمریکاست و آن‌هایی که به عنوان اذناب آمریکا در منطقه نقش آفرینی
می‌کردند، یکی پس از دیگری ساقط شدند و یا در حال سقوط هستند.

این دو
سند، درس مهمِ این روزهای ماست که از صحنه عملیات تفحص پیکرهای مطهر شهدا
گرفتیم این اسناد نشان می‌دهد که حتی خاک‌هایی که پیکرهای مطهر شهدا در
آنجا قرار گرفته هنوز با ما حرف می‌زند و حامل پیام‌های مهمی است. اسنادی
که از دل این خاک و خل‌ها بیرون می‌آید، برای امروز ما پیام دارد و نکته
حائز اهمیت این است که این دو اثر، با هم از زیر خاک پیدا شده‌اند.

سرتیپ پاسدار سید محمد باقرزاده
فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ۹۷/۱۲/۲۱

تشرف دختران شین‌آبادی به حرم امام رضا+عکس


دختران حادثه آتش سوزی در روستای شین آباد پیرانشهر به دعوت آستان مقدس رضوی و برای نخستین بار برای زیارت امام مهربانی‌ها به بارگاه قدسی این امام رئوف مشرف شدند.

عقیق: ۹ نفر از دختران شین‌آباد که در حادثه
آتش سوزی سال ۹۱ مدرسه انقلاب اسلامی روستای شین‌آباد پیرانشهر دچار سوختگی
شدند به همراه والدین خود به حرم مطهر رضوی مشرف شدند.

این گروه از دختران به دعوت آستان مقدس
رضوی و برای نخستین بار برای زیارت امام مهربانی‌ها به بارگاه قدسی این
امام رئوف مشرف شدند و با استقبال خادمان بارگاه رضوی در مراسم غبارروبی
مضجع شریف امام رضا(ع) شرکت کردند.


این گروه از زائران که در قالب اردوی
زیارتی روز گذشته وارد مشهدالرضا(ع) شدند، مدت چهار روز میهمان شهر بهشت
خواهند بود. بازدید از مرکز موزه‌ها و اسناد آستان قدس رضوی و همچنین اماکن
فرهنگی حرم مطهر رضوی، اجرای برنامه‌های فرهنگی-مذهبی و متنعم شدن از غذای
متبرک حضرت از جمله برنامه‌هایی است که برای این گروه از زائران در نظر
گرفته شده است.


دختران شین‌آباد در مدت حضور در مشهد مقدس
در زائرشهر رضوی اسکان دارند و از خدمات رفاهی و فرهنگی این مجموعه اقامتی
بهره‌مند خواهند شد.


«جلال مرادی» سرپرست این گروه زیارتی در
حاشیه تشرف به حرم رضوی گفت: دختران شین‌آباد برای نخستین بار است که به
زیارت امام رضا(ع) مشرف می‌شوند که به دلیل گذراندن دوران درمان و مشکلاتی
از این دست تاکنون توفیق زیارت این امام رئوف را نداشته‌اند.


وی افزود: یکی از آرزوهای دیرین دختران
شین‌آباد تشرف به حرم رضوی بود که این آرزوی دیرینه با همت خادمان آستان
قدس رضوی تحقق پیدا کرد و امروز این دختران رنجدیده برای نخستین بار به این
بارگاه مقدس مشرف شدند و با امام مهربانی‌ها راز و نیاز کردند.



راهیان نور گنج آخرالزمانی است


حاج حسین یکتا، راهیان نور را دانشگاه انسان‌سازی برای تربیت سربازان امام زمان دانست و گفت: وظیفه اصلی امروز جوانان عملیاتی کردن نقشه راه انقلاب اسلامی برای تداوم و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.

عقیق:حاج حسین یکتا، از راویان برجسته دوران دفاع مقدس، در گفتگویی
در اهواز، با اشاره به ویژگی‌های بیانیه «گام دوم انقلاب» مقام معظم
رهبری، اظهارداشت: کمک خواستن از جوانان برای یاری‌رساندن به دین خدا و
تحقق اهداف انقلاب اسلامی از ویژگی‌های مهم گام دوم انقلاب اسلامی است.


وی افزود: وظیفه جوانان در این مسیر عملیاتی کردن نقشه راه انقلاب اسلامی برای تداوم و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.



این راوی دفاع مقدس در ادامه با اشاره به سخنان مقام معظم
رهبری، راهیان نور را یک فناوری و گنج پنهان دانست و خاطرنشان کرد: راهیان
نور جنگ نیست بلکه گنجی است که با نگاه به نبرد آخرالزمانی و با نگاه
مأموریت انقلاب اسلامی تأثیر بالایی دارد. هیچ عرصه‌ای همانند راهیان نور
برای انقلاب اسلامی کادرسازی نکرده است.



وی با بیان اینکه راهیان نور دانشگاه انسان‌سازی برای تربیت
سربازان امام زمان است، افزود: راهیان نور یک دانشگاه علمی است که نقطه
اتصال گام اول انقلاب به گام دوم انقلاب اسلامی است؛ چراکه اعتقاد ما این
است شهدا ما را به سیدالشهدا می‌رساند و دریچه‌ای باز می‌شود تا برای ظهور
آماده شویم.



یکتا با بیان اینکه گام دوم انقلاب اسلامی مقدمه ظهور و تشکیل
حکومت مهدوی است، خاطرنشان کرد: برای تحقق این منظور باید در راستای ترویج
سبک زندگی اسلامی از مظاهر و ابزارهای خطرناک ضد فرهنگی دوری کرد.

حرکت جالب امام جمعه بیله‌سوار برای مقابله با گرانی+ عکس


امام جمعه بیله‌سوار (استان اردبیل) با حضور در بازار و به دست گرفتن پلاکارد، بازاریان را به رعایت انصاف دعوت و به صورت چهره به چهره با آنها گفت و گو کرد.

عقیق:حجت الاسلام اصغر جدایی، امام جمعه شهر بیله‌سوار که مدتی است با
اقدامات خود نامش در شبکه‌های اجتماعی بسیار دیده می‌شود، این بار نیز با
حرکت جالبش توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

امام جمعه بیله‌سوار (استان اردبیل) با حضور در بازار و به دست گرفتن
پلاکارد، بازاریان را به رعایت انصاف دعوت و به صورت چهره به چهره با آنها
گفت و گو کرد.





حجت الاسلام جدایی با حضور در بین بازاریان این شهرستان و با در دست
داشتن پلاکاردی در خصوص رعایت انصاف چهره به چهره با آنان دیدار و با
شعار«سود کمتر؛ برکت بیشتر» بر لزوم رعایت انصاف در معامله با مردم در
روزهای پایانی سال تأکید کرد.

تولیت جدید آستان قدس در سفر نوروزی امام خامنه‌ای تعیین می‌شود


نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی گفت: گزینه‌هایی برای تولیت آستان قدس رضوی مطرح هستند که رهبری فرمودند در سفر نوروزی به مشهد مشخص خواهند کرد.

عقیق:آیت‌الله «سیداحمد علم‌الهدی» امام جمعه مشهد و نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی در گفت‌وگویی
با توجه به انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی تولیت آستان قدس رضوی به
عنوان رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: گزینه‌هایی برای تولیت آستان قدس رضوی
مطرح هستند که مقام معظم رهبری فرمودند که در سفر نوروزی به مشهد، تولیت
آستان را مشخص خواهند کرد.

وی
که در حاشیه اجلاسیه خبرگان با خبرنگار تسنیم گفتگو می‌کرد، همچنین درخصوص
اولویت‌های رئیس جدید دستگاه قضا هم گفت: به نظر بنده حجت‌الاسلام
والمسلمین رئیسی باید اولویت خود را مبارزه با فساد قرار دهند تا از
سودجویی و منفعت‌طلبی برخی افراد و گروه‌ها که از طریق فساد به کسب درآمد
می‌پردازند، جلوگیری شود و مشکلات معیشتی مردم هم حل شود.

منبع:تسنیم

جهاد امروز، جهاد علمی است


عضو خبرگان رهبری گفت: جهاد امروز، جهاد علمی است و عمامه ما کفن و لباس روحانیت هم لباس رزم است، بنابراین باید جهادی وارد عمل شویم و دست روی دست نگذاریم.

عقیق:آیت
الله غیاث الدین طه محمدی، عصر امروز در جمع مدیران و طلاب همدانی که برای
تقدیر از تلاش های او به دفتر نماینده ولی فقیه آمده بودند، با اشاره به
مشکلاتی که طلاب با آن مواجه هستند، گفت: امروز در حالی هفتاد هزار طلبه در
قم داریم که بسیاری از روستاها روحانی و مبلغ برای پاسخ گویی به مشکلات
دینی ندارد.

آیت
الله طه محمدی یادآور شد: البته نباید این موضوع را فراموش کنیم که با
رفتن به روستاها، زندگی این افراد بسیار سخت خواهد شد، این در حالی است که
حتی بسیاری از اساتید ما در شهر هم از شرایط خوبی برخوردار نیستند.

نماینده مردم همدان در مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: امروز نیاز به حضور طلاب در مناطق مختلف داریم و باید این موضوع مدیریت شود.

آیت
الله طه محمدی، آموزش جذب مردم را از نیازهای حوزویان برشمرد و تصریح کرد:
نیاز به فقه و اصول جای خود دارد، اما نباید از آموزش فن سخنرانی و روضه
خوانی در بین طلاب و مبلغان غافل شویم.

وی
تاکید کرد: جهاد امروز، جهاد علمی است و عمامه ما کفن و لباس روحانیت هم
لباس رزم است، بنابراین باید جهادی وارد عمل شویم و دست روی دست نگذاریم.

منبع:حوزه

حکم اوراق قرضه و مشارکت


در بحث اوراق قرضه ، گاهی اسم را عوض می کنند تا مثلا حلال بشود. درحالی که اسلام گفته هروقت کسی پولی را قرض بدهد و شرط زیادت بکند این ربا است.

عقیق:حضرت آیت الله نوری همدانی در مبحث بانکداری در خصوص احکام اوراق قرضه
گفتند: در بحث اوراق قرضه، گاهی اسم را عوض می کنند تا مثلا حلال بشود.
درحالی که اسلام گفته: «هروقت کسی پولی را قرض بدهد و شرط زیادت بکند این
ربا است چه زیادت عینیه و چه زیادت حکمیه و چه زیادت در مقابل گذشت زمان»،
اما الان طرحی را تحت عنوان اوراق قرضه طراحی می کنند به این صورت که مثلا
می خواهند یک بنا یا مرکزی را تاسیس کنند یا اینکه می خواهند پولها را نگه
دارند، لذا اعلام می کنند هرکسی به ما پول قرض بدهد، مدارکی تحت عنوان
اوراق قرضه به او می دهیم و به تبع آن سودش را محاسبه می کنیم .درحالی که
این نیز زیاده در قرض و ربا می باشد و اما گاهی اسمش را اوراق مشارکت می
گذارند به این ترتیب که مثلا می خواهند سازمانی را درست کنند ! منتهی یک
نفر نمی تواند این کار را بکند، لذا اوراقی تهیه می کنند تحت عنوان اوراق
مشارکت و بعد متعهد می شوند که مقدار مشخصی را به پول هایی که می گیرند
اضافه کنند و سود بدهند که این نیز چون زیاده در قرض است ربا و حرام می
باشد، بنابراین اوراق قرضه یا اوراق مشارکت هر دو ربا و حرام می باشند.

منبع:حوزه

1 474 475 476 477 478 511