بیت‌کوین از مصادیق بارز اکل مال به باطل است


آیت‌الله فاضل لنکرانی:

آیت‌الله فاضل لنکرانی امروز در همایش «بیت‌کوین از نظر فقه» بیت‌کوین را مصداق اکل مال به باطل دانست؛ در حالی است که برخی شاگردان وی در مخالفت با این نظر بیان کردند که آینده اقتصاد دنیا بدون بیت‌کوین ممکن نیست.

عقیق: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) امروز، ۱۸ اسفندماه، معرکه آراء میان استاد و
شاگردان بر سر احکام فقهی بیت‌کوین یا همان پول دیجیتال بود؛ مجادله علمی
جذاب که استاد، یعنی آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی معتقد بود بیت کوین،
ماهیت پول و مال ندارد و برخی شاگردان نظری مخالف داشتند.
رئیس مرکز
فقهی ائمه اطهار (ع) در نشست علمی «بیت‌کوین از منظر فقه» بیان کرد: این
بحث مطرح است که بیت‌کوین را پول و یا مال بدانیم که البته معروف به عنوان
پول می‌دانند.
وی با بیان اینکه پول جای یک طرف معامله اعم از بیع و یا
غیر بیع به عنوان کالا می‌نشیند، تصریح کرد: آیا این پول می‌تواند بدون
پشتوانه باشد؟ در قدیم پشتوانه پول را اسلحه و طلا می‌دانستند، ولی امروز
اعتباری که یک دولت قرار می‌دهد پشتوانه یک پول خواهد بود؛ باید بر روی این
مسئله تحقیق کنیم که آیا اساساً پول بدون پشتوانه می‌تواند وجود داشته
باشد؟ بطلان این مسئله روشن است؛ در گذشته دو طرف معامله کالا بود، ولی
امروز پول دیجیتالی جای آن نشسته و حتماً باید پشتوانه داشته باشد.
وی
افزود: در بیت‌کوین، کسی در فضای مجازی چیزی را اعتبار به پول کرده و
براساس آن معاملات شکل گرفته، ولی فاقد پشتوانه از سوی دولت است؛ پول،
اعتبار جمیع‌العقلاء مانند ارزش ذاتی طلا را لازم دارد؛ البته گاهی چند
دولت و یا دو دولت اعتباری را بین خودشان می‌گذارند، در این صورت ایرادی
ندارد، ولی همین دولت‌ها پشتوانه آن هستند.

رئیس مرکز فقهی ائمه
اطهار (ع) بیان کرد: یکی از مشکلات بیت کوین این است که رد به مالک اصلی آن
هیچ ضمانتی ندارد؛ الان ۲۰۰ میلیارد دلار ارزش معاملاتی بیت کوین است و
اگر آن را خارج کنند، در برابر آن چه مال دارای ارزشی برای خریداران وجود
دارد؟.
وی با اشاره به مسئله غرر (خطر و یا جهالت) اظهار کرد: در بیت
کوین، خطر و غرر حین معامله وجود دارد؛ زیرا اگر فردی ده میلیون دلار بدهد،
در عوض آن هیچ چیزی نمی‌گیرد؛ اساساً معاوضه صورت نگرفته است، زیرا گرفتن
کد در فضای مجازی از سوی بیت کوین مانند گرفتن ده هزار و هزار نقطه است.
حتی افزایش قیمت این نقطه‌ها هم تغییری در اصل بحث ایجاد نمی‌کند؛ زیرا
معامله وقتی صورت می‌گیرد که طرفین معامله چیزی نصیب آنان شود؛ یعنی عوض و
معوضی باید در معامله باشد.
آیت‌الله فاضل لنکرانی با بیان اینکه بیت
کوین نه مال است و نه پول، گفت: اسم آن را بی دلیل پول گذاشته‌اند در حالی
که حباب ارزی است و در یک لحظه ممکن است همه آن از بین برود؛ بنابراین بیت
کوین از مصادیق بارز اکل مال به باطل است؛ مانند قمار که ادله اصلی بطلان
آن اکل مال به باطل است و بازنده پول داده، ولی چیزی گیر او نیامده است؛
لذا بیت کوین پشتوانه ندارد و صدق معامله هم در آن مشکوک و قطعی‌العدم است و
مسئله غرر و اکل مال به باطل در آن وجود دارد.
وی ادامه داد: در کلمات
کسانی که در زمینه بیت کوین کار کرده‌اند این مسئله وجود دارد که مقداری
پول را برای سازمان‌های امنیتی از همین طریق به دست می‌آورند؛ بیت کوین
تبانی بر مالیت است؛ لذا مالیت عندالعقلاء با ملاکات فقهی ندارد، لذا نباید
بگوییم که عرف، به آن پول و مال می‌گوید و ما هم باید مال و یا پول بر آن
جاری کنیم؛ البته عرف دقیق هم نه آن را مال و نه پول می‌داند.
رئیس مرکز
فقهی ائمه اطهار (ع) با بیان اینکه گاهی یک عناوین ثانویه از قبیل پولشویی
وجود دارد که از این طریق (بیت کوین) پولشویی به آسانی قابل انجام است،
تأکید کرد: به قاچاق و فرار مالیاتی و چیزی که مبدأ و مقصد آن معین نباشد
پولشویی گفته می‌شود؛ همچنین از اشکالات دیگر این است که در خود آمریکا هم
بیت کوین را قبول ندارند، بلکه سرمایه جهان سوم را با این عنوان جذب
می‌کنند؛ الان بیت کوین، صدهزار کاربر در ایران دارد و اگر تبدیل به یک
میلیون نفر شد. میلیارد‌ها دلار سرمایه کشور به بیرون خواهد رفت، ولی چه
تضمینی برای دریافت آن وجود دارد؛ اصلاً ضوابط عقلائی مانند خیارات ندارد؛
مثلاً اگر کسی پولی داد که بیت کوین بخرد، ولی پشیمان شد چه چیزی را به
عنوان معوض می‌تواند بگیرد.
در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین حق‌جو، از
شاگردان آیت‌الله فاضل و از محققان مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) با اشاره به
بحث خرید و فروش و ایجاد ارز‌های دیجیتال، گفت: در بحث فقهی، در شروط عوضه،
اینکه لزوماً این‌ها باید پول باشند وجود ندارند؛ لذا اینکه بگوییم هر
چیزی در معامله باید صرفاً یک طرف آن، پول باشد موضوعیت ندارد.
وی
افزود: لزوماً این گونه نیست که چون این‌ها پول هستند در دنیا مورد معامله
قرار می‌گیرند، بلکه بیشترین مورد استفاده از آن‌ها بحث سرمایه‌گذاری است.
مردم با بیت کوین به عنوان پول رفتار نمی‌کنند.
حق‌جو با بیان اینکه این
نوع ارز‌ها برخلاف دیدگاه آیت‌الله فاضل، اعتبار هستند و نه پول، تصریح
کرد: امام می‌فرمودند که مالیت چیزی به این است که یا مال ذاتاً دارای
منافع خاص هست. البته بنده ذاتی بودن مال را قبول ندارم. همچنین مالی که
ذاتاً ارزش ندارد و اعتباری است مالیت دارد. همچنین مرحوم آیت‌الله فاضل
مالیت شرعی و عرفی را مدنظر قرار داده و این دو را مصداق مالیت می‌دانند.
مرحوم خوئی نیز مالیت را شرط نمی‌داند و ملکیت را در عوضین کافی می‌داند.
این
محقق و پژوهشگر تصریح کرد: اینکه در دنیای کنونی تأکید زیادی بر پول داریم
کار درستی نیست؛ زیرا پول پشتوانه شرعی ندارد بلکه مقوله‌ای اعتباری است؛
باید روی عناوینی یحث کنیم که پشتوانه شرعی دارد که همان مالیت است. استاد
بزرگوار فرموده‌اند که این‎‌ها پول هستند و باید دارای پشتوانه باشند، زیرا
در عرصه بین‌الملل با عنوان پول مورد استفاده هستند. بنده در بررسی که در
این مورد در بحث دسترسی داشتم به این نتیجه رسیدم که پول‌هایی منطقه‌ای
داریم که صرفاً در همان محدوده قابلیت معامله دارد و در جای دیگر کاربردی
ندارد.

منبع:ایکنا

تفنگ خونیِ شهید چمران کجاست؟


گفت وگو با مهدی چمران به مناسبت ولادت شهید چمران؛

از شهید چمران وقتی که به شهادت رسید یک تفنگ کلاشینکف خونین که با خاک‌های دهلاویه در هم آمیخته بود، به جا ماند که…

عقیق: چ مثل چمران و چمران مانند هیچکس. شهیدچمران فقط مانند خودش بود؛ کسی
که چند جمله و چند صفحه گنجایش توصیف روح بزرگش را ندارند؛ چرا که او روحی
الهی و بزرگ داشت و تنها دل در گرو محبت خداوند. چنین روحی را به سختی
می‌توان درک کرد، چه رسد به توصیف! چگونه می‌توان انسانی را توصیف کرد که
جمع اضداد است و در عین حال همه خوبی‌ها را دارد، هم او که در یتیم خانه‌ای
در لبنان زندگی می‌کرد و از غصه کودکان بی‌پناه دلش آرام نمی‌گیرد، همان
است که حتی نامش در میدان نبرد تن دشمنان را به لرزه در می‌آورد، مبارزات
چریکی او الگویی برای همه آزاداندیشان شده است؛ اما… این شیر میدان نبرد
هنگام مناجات با پروردگارش هم چون عارفی زاهد ناله برمی‌آورد و در صحنه‌ای
دیگر دانشمندی تیزهوش و دقیق می‌شود، در هنر هم پیشروست و همه هنرها را
همزمان دارد. هم نقاشی چیره دست است و هم عکاسی ماهر… اما گویا هیچیک از
این‌ها را نمی‌بیند، دید او آن قدر وسیع است که تنها به هدف والای الهی و
انسانی می‌اندیشد و تمامی‌تعلقات را بر زمین می‌گذارد و به سوی معشوق پرواز
می‌کند…

این مطلب مزیّن به نام بزرگمردی است که ۳۷ سال از شهادت او می‌گذرد که
با مدیریت جهادی پایه‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم و چریکی شد و نقش راهبردی
را در رویارویی با جریان‌های نفاق در مرزهای کشور داشت. به مناسبت ۱۷
اسفند، سالروز ولادت این سرباز پرافتخار اسلام با برادر کوچکتر او یعنی
مهندس مهدی چمران به گفت وگو نشستیم تا کمی از حال و هوای خانواده و سبک
زندگی شهید چمران بیشتر بدانیم…

– ابتدا کمی از خانواده چمران و اوضاع و احوال آنها برایمان بگویید؟

پدرمان حسن چمران در هفت سالگی از روستای چمرون یا همان چمران (روستایی
زیبا و کوهستانی بین ساوه و همدان) به تهران می‌آید و شروع به کار می‌کند.
او در حالی که تحصیلات ابتدایی‌اش را در مکتب‌خانه‌های قدیم گذرانده بود از
همان زمان در یک کارگاه بافندگی و جوراب بافی مشغول به کار می‌شود و در سن
جوانی ۲۰ یا ۲۱ سالگی با مادرمان ازدواج می‌کند.
پدربزرگ مادری ما
روحانی‌ای بسیار رشید و اهل ورزش بود و در محله چاله میدان کنار مرقد حضرت
سید اسماعیل (ع) شیشه گرخانه داشتند. از این رو فامیلی مادر ما شیشه‌گر
بود. پدر و مادر ما بعد از ازدواج با یکدیگر در خانه‌ای اجاره‌ای در منطقه
بازار زندگی خود را آغاز کردند. پدر در سال ۱۳۷۷ و مادر در سال ۱۳۸۳ فوت
شدند.



ما ۶ برادر بودیم؛ عباس، مرتضی، مصطفی، مهدی، محمدهادی، نصرالله (حسین)
که همه جز مصطفی در محله بازار به دنیا آمدیم. مصطفی در قم متولد شد و
شناسنامه او را در تهران گرفتیم. خانواده هشت نفره ما ابتدا خانه‌ای
اجاره‌ای در سرپولک داشت تا اینکه برای زندگی به منزل دایی رضاعی خود
رفتیم. دو اتاق به ابعاد چهار در پنج و دو و نیم در پنج در اختیار ما بود.

پدر به مسائل عدالت اجتماعی و حلال بودن نان اعتقاد زیادی داشت. مثلاً
جوراب‌های بافته شده را که سر بازار به قیمت دو تومان فروخته می‌شد، ۱۷
ریال می‌فروخت و وقتی دلیل این کار را از او جویا می‌شدیم می‌گفت: «از
آنجایی که تنها ۱۵ ریال صرف بافتن جوراب شده است باید دو ریال روی آن سود
بیاید و به قیمت ۱۷ ریال فروخته شود.» چنین اعتقادی به زندگی خانواده چمران
برکت داده بود به گونه‌ای که علیرغم درآمد کم، زندگی خوبی داشتیم.


– در رابطه با رفتار و اخلاق فردی شهید چمران بفرمایید.

همان طور که گفتم بنده سه برادر دیگر هم داشتم که از مصطفی بزرگتر بودند، و
من و مصطفی پشت سر هم بودیم، او ۹ سال از من بزرگتر بود و رابطه خوبی با
هم داشتیم، او شخصیت بسیار دوست داشتنی داشت نه تنها برای من؛ بلکه برای
همه همکلاسی‌ها و دوستانش، اهل جوانمردی و ایثار و فداکاری بود، یک بار
خودش می‌گفت که یکی از دوستانش نمره پایین گرفته بود و رد شده بود، دکتر
هم‌گریه‌اش گرفته بود که چرا دوستش رد شده و خود او دکتر را دلداری داده
بود، یا دانشکده فنی که بود یک رای‌گیری کرده بودند و او که سال سوم
دانشکده بود به عنوان محبوب‌ترین دانشجوی دانشکده فنی انتخاب شده بود.


– چطور شد که دکتر چمران درس و دانشگاه را رها کرد و وارد میدان‌های نبرد شد، دکتر چمران به مبارزه و جهاد چگونه نگاه می‌کرد؟

در ستاد جنگ‌های نامنظم در اهواز یک شب که فکر می‌کنم شب میلاد پیامبر (ص)
یا عید مبعث بود، دکتر سخنرانی کرد که چکیده آن این است که: «یک عمر دنبال
شرایط امروز می‌گشتم، ما برای ملی شدن صنعت نفت مبارزه کردیم، بعد
اختلافات درونی بین ملی گراها و نیروهای مذهبی به وجود آمد و این اختلافات
باعث شد که آمریکا بیاید و کودتای ۲۸ مرداد را راه بیاندازد و مصدق را
سرنگون کند، بعد از کودتای ۲۸ مرداد برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم چون
فکر می‌کردم در آمریکا مبارزات پارلمانتاریستی بکنیم برای ایران، خیلی هم
مبارزه کردیم ولی زورمان نرسید، فکر کردم که برویم در مرزهای فلسطین برای
آزادی قدس شریف بجنگیم، به مصر رفتم برای مبارزه و دو سال ماندم و آموزش
دیدم و آموزش دادم و کاملاً آماده به لبنان رفتم و ۸ سال در مقابل اسرائیل
ایستادم و جنگیدم، با فلسطینی‌ها دلخوش بودم که دیدم آنها تحرکی ندارند، ما
مقابل اسرائیل ایستادیم و شهید دادیم، ماتانک‌های اسرائیلی‌ها را برای
نخستین بار در تاریخ به آتش کشیدیم.»


این حرف‌ها جایی گفته نشده، آن زمان هم کسی چیزی نگفت.
اسرائیل‌تانک‌هایش را آورده بود به منطقه بنت جبین ارتفاعات تل مسعود و
مستقر شد که بتواند جبل عامل و جنوب لبنان را تحت سیطره خود داشته باشد،
دکتر تصمیم گرفت با ۴۰-۵۰ نفر از نیروها و با پشتیبانی فلسطینی‌ها،
این‌تانک‌ها را از آنجا بیرون کند. تانک‌های اسرائیلی‌ها را به آتش می‌کشد،
اسرائیلی‌ها هم می‌گریزند وتانک‌ها را می‌گذارند و می‌روند، حاج احمد آقا و
دکتر با هم با این‌تانک‌ها عکس یادگاری گرفتند.
دکتر گفت من این کارها
را انجام دادم، جنگ‌ها را کردم، به کشورهای دیگر نگاه می‌کردم و می‌دیدم
که هیچکدام مسیر مبارزه درستی ندارند تا انقلاب اسلامی‌شد، به ایران آمدم،
رهبر ایران یک مجتهد و یک مرجع عالی قدر مانند امام خمینی (ره) است و مردم و
رزرمنده‌ها را می‌بینم که با چه خلوص و صفایی می‌آیند و همه چیز خود را
فدا می‌کنند و امروز خوشحالم که برای اسلام و دینم و وطنم قاطعانه می‌جنگیم
و این جنگ به یک پیروزی بزرگ خواهد انجامید و این خیلی ارزش دارد.


این تفکر را با این ایدئولوژیست‌هایی که امروز پیدا شده‌اند مقایسه
کنید، این انقلابی که با این زحمات و خون‌ها به ثمر رسیده را عده‌ای با
نافرمانی‌های مدنی و ارتباط با خارج و ایجاد آشوب‌های لکه‌ای در نقاط مختلف
کشور و ربط دادن آنها به اصل کل انقلاب بخواهند این انقلاب را به شکست
بکشند و به صورت یک دولت و حکومت سکولار به پیش ببرند و اینجاست که انسان
می‌فهمد که آن شهید جایش کجاست و چه فکر می‌کرده و این آقا جایش کجاست و چه
فکر می‌کند.


– آیا شهید چمران از بنی صدر هم شکایت می‌کرد؟

ما با کمبودهای فراوانی مواجه بودیم، مثلاً زمانی که دکتر در سوسنگرد
زخمی‌شده بود و در بیمارستان بود می‌گفت که ما سه تا گلوله آرپیجی داشتیم و
مقابل یک تیپ زرهی دشمن می‌جنگیدیم وتانک‌های دشمن را زده بودیم، تنها سه
گلوله برایمان باقی مانده بود، دیگر نتوانستیم با آرپیجی بجنگیم و با مسلسل
و تفنگمان می‌جنگیدیم، آنجا کمبودها را مطرح می‌کند و بعد هم از امام
می‌خواهد که سپاه پاسداران و نیروهای داوطلب را هر چه بیشتر تقویت کنند،
این تنها موردی است که می‌آید در ملا عام می‌گوید که ما کمبود داریم.

کمبودها را به کسانی که باید می‌گفت، نه اینکه بیاید و دل مردم را خالی
بکند، ما متاسفانه می‌بینیم خیلی‌ها مسائلی که حتی در کشور نیست را در بین
مردم مطرح می‌کنند و این بد است و اشتباه بزرگی است، یکی می‌آید و می‌گوید
ما را با چند موشک و بمب از بین می‌برند و یا یکی می‌گوید ما باید بودجه را
بودجه اضطراری بدهیم و وضعمان بحرانی است، در حالی که ما دیدیم که حضرت
آقا گفتند نه وضع ما بحرانی نیست، سخت هست ولی سختی‌های بدتر از این را
داشتیم و پشت سر گذاشتیم؛ ولی شهید این گونه نبود و ستاد جنگ‌های نامنظم را
با آقا تشکیل دادند.


– گویا شما دوره‌ای همراه شهید چمران بوده‌اید، لطفاً در این مورد توضیح بدهید.

وقتی رفت آمریکا با نامه با هم در ارتباط بودیم، آن هم نامه‌های معمولی که
ساواک آنها را بررسی می‌کرد. وقتی که آمد لبنان می‌رفتم و او را می‌دیدم،
پنهانی هم می‌رفتیم، تا زمانی که امام راحل به پاریس رفتند، رفتم دیدن او
در لبنان و با پیامی‌از طرف دکتر رفتم پاریس خدمت امام (ره)؛ ولی آن بار با
پاسپورت و قدی افراشته رفتیم؛ چون دولت دیگر قدرتی نداشت.
وقتی برگشت
ایران در خانه ما بود و وقتی هم که همسرش آمد همیشه با دکتر بودم، گاهی سه
چهار روز با دکتر بودم و در نخست‌وزیری می‌ماندم، چند ماهی بود که با ماشین
خودم او را این طرف و آن طرف می‌بردم و هم راننده‌اش بودم و هم یک کلت
گرفته بودم و بدون اینکه کسی بفهمد محافظش بودم، خیلی چیزها از او آموختم،
به ویژه در دوران جنگ که انسان در یک حالات خاصی هم هست خیلی می‌تواند
بیاموزد، فداکاری‌ها، گذشت‌ها و آن سکوت‌ها برای انقلاب و برای پیروزی، همه
دردها و رنج‌ها را در دل ریختن….


بنده یک بار به زحمت ایشان را راضی کردم که بیاید تهران، چون ما را اذیت
می‌کردند، هم به ما سلاح و مهمات نمی‌دادند، من مسئول تدارکات بودم،
می‌آمدم تهران برای گرفتن سلاح، خیلی هم با سماجت و پشتکار دنبال می‌کردم
تا بتوانم سلاح و مهمات بگیرم، گاهی هم می‌گفتند نداریم، از طرفی هم
فضاسازی‌هایی که علیه ما می‌شد، هم چپی‌ها کار می‌کردند و هم یک عده
افراطی‌های راستی، رفتیم پیش حاج احمدآقا که خیلی هم دکتر را دوست داشت و
احترام می‌گذاشت، آقا هم در جریان بودند، با ایشان هم مشکلات را مطرح
می‌کردیم. یک بار نیمه‌های شب رفتیم پیش آقای‌هاشمی‌رفسنجانی که آن زمان
رئیس مجلس بودند و حمایت‌هایی کردند که در جنگ بتوانیم با قدرت جلو برویم؛
البته اختلافات و فشارها را وارد جبهه نمی‌کردیم که بچه‌ها فقط و فقط به
دشمن توجه کنند.


– کدام بعد از وجود دکتر چمران مغفول مانده؟

دکتر چمران با یک روز و دو روز شناخته نمی‌شوند. در دنیا خیلی کم داریم
افرادی که این گونه باشند، آنها هم که پیدا شدند شرایط و جایگاه شهید چمران
را نداشتند و این گونه هم در انقلاب نیامدند، عوامل زیادی باعث شد که شهید
بیاید در این میدان، اول خواست خدا بوده، نبوغ ذاتی خود شهید چمران بوده و
آنچه باید بیش از هر چیزی به آن‌اشاره کرد، خلوص عرفان و همه چیز را برای
خدا خواستن دکتر بود؛ چون هیچ وقت برای خودش، دوستان و گروهش فکر نمی‌کرد،
فقط و فقط برای خدا بود، خدا هم استعداد خاصی را در وجود او قرار داده بود،
یک نابغه بود، در ریاضیات فیزیک، خیلی تیز و باهوش بود و خدا هم
راهنمایی‌اش کرد تا چنین تصمیمات بزرگی را در زندگی‌اش بگیرد که نظیر آن
وجود ندارد.
همه او را به عنوان یک سردار و فرمانده و رزمنده
می‌شناسند، البته همه این‌ها بود؛ ولی فقط این نبود که تنها یک جنگجوی
پرهیزگار باشد؛ بلکه یک معلم متعهد هم بود که این را حضرت امام (ره)
می‌فرماید. دانش و علمش مغفول مانده، اگر در بحث علم، همان فیزیک را در نظر
بگیریم، و اگر برمی‌گشت و در این زمینه کار می‌کرد، یکی از شخصیت‌های بزرگ
علمی در سطح جهان می‌شد، او همه این‌ها را با هم داشت.


– سیره شهید چمران چه نسخه‌ای برای مشکلات امروز کشور دارد؟

زمانی که دولت موقت پایان‌پذیرفته بود و دوران حکومت شورای انقلاب بود، او
بعد از ظهرها می‌آمد در نخست‌وزیری چون آنجا راحت‌تر می‌توانست افراد را
ببیند و ملاقات کند، تا نیمه‌های شب و حتی تا صبح با آنها به صحبت و بحث
می‌نشست و از هر جا که می‌آمدند آنها را می‌دید. یادم هست که شهید صیاد
شیرازی از اصفهان می‌آمد و تا صبح در مورد ارتش با هم صحبت می‌کردند چون
دکتر چمران وزیر دفاع بود.


آمد در اتاق خودش که ما هم آنجا مستقر بودیم، یک آقای آفریقایی هم
همراهش بود گفت از همکلاسی‌های من در آمریکا بوده و رشته الکترونیک خوانده،
از آمریکا برگشته و رفته نیجریه و آنجا وزیر است و حالا آمده که من را
ببیند، او از بچه‌های مسلمان خوب هم‌دانشگاهی من در آمریکا است و آمده که
من را ببیند. او رفت نشست و بعد هم من را صدا کرد که بیا ببین این شخص چه
می‌گوید. می‌گفت انقلاب اسلامی یک حرکت بزرگ تاریخی بود که شماها، خود ملت
ایران ارزشش را به خوبی نمی‌دانید؛ ولی ما آفریقایی‌ها بهتر از شما
می‌دانیم، ما نگران شما هستیم؛ چون اگر خدای نکرده انقلاب اسلامی‌شما به
شکست بینجامد ما دیگر نمی‌توانیم در دنیا سر بلند کنیم، بایستی قرن‌ها همین
طور بمانیم، تحت استعمار بودیم، از استعمار بیرون آمدیم؛ ولی هنوز هم بر
ما حاکم هستند و می‌گفت این اختلافات داخلی شما را که می‌بینیم می‌ترسیم و
نگران می‌شویم که اگر این انقلاب به نتیجه نرسد ما چه بکنیم، اگر فکر
خودتان نیستید و دلتان برای خودتان نمی‌سوزد لااقل دلتان برای ما
آفریقایی‌ها بسوزد، بگذارید شما به پیروزی برسید تا ما هم پیروز شویم.


همان روز من به آقای دکتر گفتم می‌دانید امروز چه اتفاقی افتاده؟ گفت
نمی‌دانم، گفتم آمریکا ما را تحریم کرده است، نه دیگر قطعات می‌دهد نه
بالگرد و ادوات جنگی، دکتر هم بلافاصله دستانش را به حالت قنوت بالا برد و
گفت الهی شکر، گفتم ما را تحریم کردند، وسایل و پول‌های ما را نمی‌دهند،
باز هم گفت الهی شکر.


– شهید چمران تعدادی دستنوشته داشتند، در آنها به چه نکاتی‌اشاره داشتند؟
دستنوشته شهید چمران هنگامی‌که وارد ایران شده بود که خطاب به مادرمان نوشته است:

وقتی می‌خواستم از ایران بروم تو به فرودگاه آمدی و در گوش من چنین گفتی
که ای مصطفی! من تو را با شیره جانم بزرگ کردم و حالا که داری از ایران
می‌روی هیچ چیزی از تو نمی‌خواهم، فقط یک سفارش دارم که خدا را فراموش
نکنی.


ای مادر بعد از ۲۲ سال به وطن بازمی‌گردم و به تو اطمینان می‌دهم که حتی برای یک لحظه هم خدا را فراموش نکرده‌ام.


دکتر دست نوشته دیگری را در بهشت زهرا (س) بر سر مزار شهدا نوشته است که
نیایش گونه است؛ اما در آن استراتژی و خط خود را مشخص می‌کند، این را برای
این می‌خوانم که برخی نمایندگان مجلس می‌گویند حقوق ما کم است یا پدر ما
فلان بوده و باید اینقدر حقوق بگیریم و نظایر این…


خدایا به شکرانه این پیروزی بزرگ (انقلاب اسلامی) خوش دارم که هدیه‌ای
تقدیم تو کنم؛ اما چیزی جز جان ندارم، من از شدت سرور می‌سوزم، می‌لرزم و
شرم زده‌ام و نمی‌دانم خدایا تو را چگونه شکر کنم، می‌خواهم همه چیز خود را
بدهم، می‌خواهم خود را قربانی کنم، با کمال اخلاص آنچه دارم تقدیم می‌کنم،
مالی ندارم، ملکی ندارم، درویشم، بی‌چیزم، فقط قلبی سوزان دارم که آن را
هم تقدیم کرده‌ام و جانم ناچیزتر از آن است که برای تقدیم آن بخواهم منتی
بگذارم، جانم که چیزی نیست. خدایا من آمده‌ام، با همه وجودم، با قلبم و
روحم، آمده‌ام که خود را قربانی راه تو کنم، آمده‌ام تا همه حیات و هستی
خود را به شکرانه این پیروزی بزرگ تقدیم تو کنم، من چیزی از تو نمی‌خواهم،
من سربازی گمنامم، من درویشی سراپا برهنه‌ام و هنگامی‌که چشم از جهان فرو
می‌بندم می‌خواهم که هیچ چیز نداشته باشم، می‌خواهم فقط برای خدا باشم،
می‌خواهم از هر شائبه خودخواهی و خودبینی به دور باشم، می‌خواهم بسوزم تا
راه را روشن کنم.


شهدای ما سوختند تا راه را برای ما روشن کنند تا فتنه ۸۸ صورت نپذیرد،
تا ۹ دی‌ها به وجود بیاید، راه روشنی که هر روز در نمازها از خدا می‌خواهیم
همین راه است، شهدای ما سوختند و رفتند تا ما راه را اشتباه نرویم و از
طریق مستقیم الهی منحرف نشویم، پشت سر رهبری راه را دنبال کنیم و به بیراهه
نرویم.


از شهید چمران وقتی که به شهادت رسید یک تفنگ کلاشینکف خونین که با
خاک‌های دهلاویه در هم آمیخته بود، به جا ماند که هم اکنون در موزه نظامی
سعدآباد است، یک لباس چریکی هم به تن داشت که دوستان ما آن را تکه تکه
کردند و به نیت تبرک و تیمّن بردند و جیب‌های آن را هم با وسایلش به من
دادند، یک دست کت و شلوار هم در ساختمان نخست‌وزیری داشت؛ چون همراه با
همسر لبنانیش در اتاقی در زیرزمین که شبها راننده‌ها استراحت می‌کردند
مانده بود و خانه‌ای نداشت و به کاخ‌ها نرفته بود. کت و شلوارش را هم همسرش
به کارکنان نخست‌وزیری داد. چند هزار جلد کتاب داشت که کتابها را با
کامیون از لبنان آوردیم و در کتابخانه بنیاد شهید چمران نگهداری و استفاده
می‌کنیم. ۳۵ هزار تومان هم پول نقد در بانک ملی، شعبه پاستور، واحد مجلس
شورای اسلامی‌داشت، او نماینده مردم تهران بود و حقوق نماینده‌ها هم ۷ هزار
تومان بود و چند ماهی که در جبهه بود حقوقش را نگرفته بود، من هم رفتم که
پول را بگیرم، اما حیفم آمد گفتم بگذار بماند تا عبرتی برای آیندگان باشد،
برای نمایندگان آینده، برای خودم که یادم بماند نمایندگانی این‌گونه بودند،
الان هم پول در همان شعبه باقی مانده است و در حقیقت خواسته‌اش را که گفته
بود خدایا از تو می‌خواهم هنگام رفتن از این دنیا چیزی نداشته باشم خدا
اجابت کرد.


– به نظر شما چگونه می‌توانیم جایگاه شهدا را بیشتر درک کنیم؟

حالا اگرچه شهدای مدافع حرم را داریم ولی با مقایسه‌هایی که می‌شود خیلی
چیزها برایمان روشن می‌شود که شهدای ما واقعاً چگونه بودند، فرمانده لشکری
که آن قدر متواضع است که شب پوتین نیروهای خود را واکس می‌زند یا لباس‌ها و
ظرف‌هایشان را می‌شوید و یا جابه جایی مهمات را انجام می‌دهد، یا شهید
بابایی که وارد قرارگاهی می‌شود و او را نمی‌شناسند و به جلسه راه
نمی‌دهند، او هم چیزی نمی‌گوید و گوشه‌ای می‌نشیند و وقتی می‌فهمند که او
عضو همین جلسه است می‌آیند و او را می‌برند داخل، این را با فردی مقایسه
کنیم که اگر او را در جایی نشناسند عصبانی می‌شود و فحش می‌دهد و توقع دارد
که همه دنیا مقابلش سر تعظیم فرود بیاورند به خاطر اینکه به جایی رسیده
است.


یا مثلاً وزیر یا مسئولی که وقتی خبرنگار از او سؤالی می‌پرسد میکروفن
او را پرت می‌کند یا کلمات نامناسبی که حتی در شان یک انسان معمولی هم نیست
ادا می‌کند؛ البته قیاس این‌ها با شهدا کار درستی نیست چرا که هیچ وقت هیچ
کسی را نمی‌توانیم با شهدا قیاس کنیم؛ ولی به خاطر اینکه بتوانیم جایگاه
افراد را بهتر بشناسیم و جایگاه شهدا را بهتر درک کنیم، باید قیاس‌های خیلی
معمولی را انجام دهیم و خیلی مسائل را درک کنیم.


رزمندگان ما با صلابت ایستاده بودند و سخت می‌جنگیدند و نگران خیلی از
مسائل مانند تحریم و آب و نان نبودند؛ ولی عده‌ای می‌گویند مردم دیگر خسته
شده‌اند برویم باب مذاکره را باز کنیم و مسائل را حل کنیم و فکر می‌کنند
دشمنان ما کسانی هستند که با چند کلمه خوش و بش و چند تا صحبت زیبا و تبسم و
لبخند به آنها می‌شود مسائل را حل کرد، در صورتی که آنها سقوط و شکست ما
را می‌خواهند، آنها می‌خواهند که ما برایشان نوکری کنیم، همان گونه که خیلی
از ملت‌های دیگر را به چنین وضعی کشانده‌اند و امروز آنها را می‌دوشند و
به آنها آسیب می‌رسانند. شهدا این را نشان دادن که باید در مقابلشان
ایستاد.

منبع:کیهان

به لشکر رجبیون ملحق شویم


حجت الاسلام جباری گفت: باید در ماه رجب چنان عمل کنیم که فردای قیامت وقتی ملائک ندای “اَین الرجبیون” سردادند ما هم بتوانیم به لشکر رجبیون ملحق شویم.

عقیق:حجت الاسلام علی جباری، شامگاه شنبه در مراسم شب شهادت امام
هادی (ع) که در مسجد جامع تکاب برگزار شد اظهار داشت: با اینکه همه زمان‌ها
مختص خدای متعال است، اما برخی زمان‌ها از ویژگی‌های خاصی برخوردارند که
ماه رجب، شعبان و رمضان از جمله آنهاست، حتی در عصر جاهیلیت هم مردم حرمت
ماه رجب را به عنوان یک ماه عبادی حفظ می‌کردند.

وی ادامه داد: دین مبین اسلام سفارش‌ها و اعمال خاصی را در
ماه رجب توصیه کرده است که انجام آن‌ها موجب مغفرت و سعادت انسان می‌گردد.
نماز ماه رجب، دعا و اذکاری که در مفاتیح بیان شده، هزار مرتبه ذکر لا اله
الا الله و… از اعمال عبادی ماه مبارک رجب است.



استاد مدرسه علمیه رسول اکرم(ص) تکاب بیان داشضت: رجب ماه
آمادگی مؤمنین برای ماه شعبان و رمضان است و باید تمام تلاش خود را به کار
بگیریم تا بتوانیم توشه خود را در این ما به نحو احسن جمع کنیم.



حجت الاسلام جباری اضافه کرد: باید در ماه رجب چنان عمل کنیم
که فردای قیامت وقتی ملائک ندای “این الرجبیون” سردادند ما هم بتوانیم به
لشکر رجبیون ملحق شویم.

تبیین کلام و سیره امام هادی(ع) برای آحادجامعه


استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم بر لزوم تبیین کلام و سیره نورانی امام هادی(ع) برای آحاد افراد جامعه تاکید کرد.

عقیق:آیت الله احمدی فقیه یزدی در گفتگویی
ضمن تسلیت فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه امام علی النقی(ع) ابراز داشت:
حضرات معصومین(ع) انسانهای کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای
رفتاری و مشعل همیشه فروزان هدایت بشریت از سوی پروردگار عالم تعیین شده
اند و گفتار و کردار و سیره آن بزرگواران، همانا حیات طیبه انسانی و
وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.


وی افزود: به فرموده امام هادی(ع) ، ائمه اطهار(ع) معدن رحمت،
گنجینه داران علم و حلم ، پیشوایان هدایت، چراغ های همیشه تابان در تاریکی
ها و حجتهای الهی بر مخلوقات هستند که تبعیت از کلام و سیره نورانی آنان ،
ضامن کمال و سعادت آدمی در دنیا و آخرت است.



این استاد حوزه، همچنین خاطرنشان کرد: از این منظر سبک زندگی
امامان معصوم(ع) از جمله امام هادی(ع) که در ایام شهادت حضرت قرار داریم،
باید برای جامعه به خصوص نوجوانان و جوانان به خوبی تبیین شود که اگر این
مساله محقق گردد، بی شک بسیاری از گرفتاری های زندگی امروز ما به شکل
مستقیم و یا غیرمستقیم مرتفع می شود.



وی با تاکید بر این که یکی از کارهای بسیار مهم و درخشان امام
علی النقی(ع) همچون دیگر حضرات معصومین(ع)، حفظ خط فکری و فرهنگی تشیع و
ممانعت از القائات مخالفان بوده است، گفت: در این راستا امام هادی (ع) به
خصوص به تربیت شاگردان بزرگ و برجسته ای چون عبدالعظیم حسنی، ابن سکیت
اهوازی، ابوهاشم جعفری، حسین بن محمد مدائنی و غیره پرداختند، به نحوی در
برخی کتب تاریخ شیعه تعداد شاگردان حضرت بیش از ۱۸۰ نفر عنوان شده که این
میزان با توجه به خفقان شدید حاکم بر دوران امامت و زندگانی حضرت حاصل شده
است.



آغاز فروش کتاب خاطرات رهبر انقلاب


فروش کتاب «خون دلی که لعل شد» حاوی خاطرات حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّد علی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی) از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی آغاز شد.

عقیق:کتاب ۴۲۴صفحه‌ای «خون دلی که لعل شد» به‌همت محمّدعلی آذرشب گردآوری شده
است. این کتاب ترجمه‌ فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» زندگینامه رهبر
معظّم انقلاب است که توسط انتشارات انقلاب اسلامی چاپ و روانه‎ بازار نشر
شد.

کتاب حاضر شامل بیان حکمت‌ها، درس‌ها و عبرت‌هایی است که
به‌فراخور بحث‌ها بیان شده و هر کدام از آنها می‌تواند چراغ راهی برای
آشنایی مخاطب کتاب به‌ویژه جوانان عزیز با فجایع رژیم منحوس پهلوی، و
همچنین  سختی‌ها، مرارت‌ها و رنج‌های مبارزان و در مقابل، پایمردی‌ها،
مقاومت‌ها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد.

تصویر
طرح جلد کتاب «خون دلی که لعل شد» به این اثر روحی متفاوت و متمایز نسبت
به سایر آثار مشابه بخشیده است. روی جلد، چهره‌ ایام زندان رهبر انقلاب
به‌تصویر کشیده شده و پشت جلد، عکس دیده‌نشده‌ای از معظّم‌له و فرزندشان
مصطفی به‌همراه دستخط ایشان درباره‌ی این عکس آورده شده است.

علاقه‌مندان برای تهیه کتاب «خون دلی که لعل شد» می‌توانند اینجا را کلیک کنند.

منبع:تسنیم

سبک زندگی امام هادی(ع) چگونه بود؟


امام هادی علیه السلام در زندگی ۴۱ساله خود، یکی از دوران های پر فراز و نشیب حکومت اسلامی را سپری کردند؛ پیشوایی که از ۸سالگی به امامت رسید و در طول عمر شریفش، سال‌ها در محاصره خلفای ستمگر بنی‌عباس بود و انواع و اقسام تهمت‌ها و اهانت‌ها را شنید.

عقیق:سالروز شهادت امام هادی علیه
السلام شاید بهترین بهانه باشد برای مرور زندگی آن امام بزرگوار تا یادمان
نرود که امامان ما چطور در مقابل انواع و اقسام تهدیدات و اهانت‌ها زندگی
با عزت را برای خود برگزیدند و چطور دشمنان و بدخواهانشان را خوار کردند.
سوم رجب سالروز شهادت امام هادی علیه السلام است؛ بهترین فرصت برای دوباره
شناختن یک الگوی کامل زندگی دینی.

در آستانه شهادت امام هادی علیه السلام گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام علی
نیلی، استاد حوزه و کارشناس دینی انجام داده ایم تا مرور درس‌ها و نکته‌های
زندگی آن پیشوای بزرگ شیعیان، برای زندگی امروزمان پندآموز و راهگشا باشد.

برای
آشنایی بیشتر با زندگی امام هادی علیه السلام خوب است شناخت کلی از زندگی
خانوادگی آن حضرت داشته باشیم. آن حضرت در چه سالی متولد شدند و مدت امامت
ایشان با دوران خلافت چه حکومتی همراه بود؟

امام
علی النقی علیه السلام که به اسامی و عنوان‌های گوناگونی مانند هادی، نقی و
ابوالحسن ثالث شناخته می‌شوند، فرزند امام جواد علیه السلام و حضرت سوسن
سلام‌الله علیها هستند که طبق روایت مستند و معتبری در پانزدهم ذی‌الحجه در
سال ۲۱۲ هجری در شهر مدینه به دنیا آمدند.

از
آنجایی امام جواد علیه السلام بسیار زود به شهادت رسیدند، امام هادی علیه
السلام تقریباً هشت‌ساله بودند که به مقام شریف امامت نائل شدند و امامت
ایشان درمجموع ۳۳ سال بوده است.

دوران
امامت امام هادی علیه السلام با سختی‌ها و سنگ‌اندازی‌های فراوان دستگاه
حکومت عباسی همراه بود. هرچند که در آن دوران، حکومت عباسی بسیار مشوش و
آشفته شده بود و در خلیفه‌های آن دوران یکی پس از دیگری بر سر کار می‌آمدند
و با دسیسه‌ها و دشمنی‌های دیگری خیلی زود از کار بر کنار می‌شدند.

با این توضیحات، آن دوره از حکومت بنی‌عباس مغشوش بوده و امام هادی علیه السلام فرصت مغتنمی برای هدایت مردم به دست می‌آوردند.

درست
است. امام هادی علیه السلام مانند سایر ائمه اطهار علیهم السلام هیچ فرصتی
را برای هدایت مردم از دست ندادند و با وجود آزارها و کنترل مداوم دستگاه
حکومت، مسئولیت امامت و هدایت جامعه را به بهترین نحو ممکن انجام دادند.

البته
باید توجه داشت که خلفای عباسی هم در عین اینکه دچار مشکلات درونی حکومت
بودند، مقام امامت را تحمل نمی‌کردند و امام هادی علیه السلام را به شدت
کنترل می‌کردند. یکی از خلفای معاصر آن حضرت، معتصم برادر مأمون بود که از
سال ۲۱۷ تا ۲۲۷ هجری حکومت کرد. بعد از او پسرش واثق از ۲۲۷ تا ۲۳۲ حکومت
کرد. سپس برادر واثق به نام متوکل تا سال ۲۴۸ بر تخت حکومت نشست. در سال
۲۴۸ هجری، منتصر پسر متوکل شش ماه حکومت کرد. سپس پسرعموی او به نام مستعین
حکومت را غصب کرد تا سال ۲۵۲ هجری خلیفه شد. در سال ۲۵۲ هم معتز، پسر دیگر
متوکل حکومت را گرفت و تا سال ۲۵۵ هجری خلیفه بود. تا اینکه همان ملعون،
امام هادی علیه السلام را در سن ۴۱ سالگی در شهر سامراء با زهر مسموم کرده و
به شهادت رساند.

امام صبر و هدایت

خوب
است چند برش کوتاه از زندگی دهمین امام داشته باشیم. یکی از پرسش‌هایی که
در مورد آن حضرت ایجاد می‌شود، این است که با توجه به دوران زندگی پر از
سختی و آزار دستگاه حکومت، ایشان در مقابل توهین‌ها چه رفتاری داشتند؟

تعادل
در رفتار با فرد توهین‌کننده از چیزهایی است که این روزها باید بسیار
ترویج شود. درست است که گاهی در برابر توهین‌کننده باید صبور و بردبار
باشیم، اما وقتی پای آبرو و دین به میان می‌آید، سکوت و صبر جایز نیست.

نمونه
بارز و الگوی این رفتار، زندگی امام هادی علیه السلام است. نقل است
درباریان و دولتمردان عباسی به پیروی از متوکل ، امام هادی علیه السلام را
به اشکال مختلف مورد اذیت و آزار قرار می‌دادند. ازجمله این افراد، احمد بن
خصیب وزیر عباسیان است. او که فردی تنگ‌نظر و ستمگر بود پیوسته سعی در
اذیت و آزار امام هادی علیه السلام داشت. نمونه‌اش مشاجره او با پیشوای دهم
شیعیان درباره خانه مسکونی آن حضرت است که به ناحق اصرار می‌کرد امام از
خانه خود بیرون رفته و آن خانه به وزیر عباسی تسلیم کند.

امام
هادی علیه السلام در برابر خواسته ناحق او برایش پیغام تهدیدآمیزی فرستاده
و نوشتند: «به همین زودی چنان زمین‌گیرت کنم و در پیشگاه خدا در موقعیتی
قرارت دهم که چیزی برایت باقی نماند.» چند روز طول نکشید که همان وزیر به
مرگ سخت و ناگهانی دچار شد و خداوند نابودش کرد.

یا
مثلاً عقیده علی بن حسکه درباره امام هادی علیه السلام این بود که خدا و
خالق و مدبر جهان هستی است! درواقع او با این حرف دروغین، زمینه انحراف در
دین را به وجود می‌آورد. امام که این ادعاها را شنیدند، فرمودند: «ابن
حسکه، که لعنت خدا بر او باد دروغ گفته. من او را از دوستان و پیروان خود
نمی‌دانم. او را چه شده؟! خدا لعنتش کند. سوگند به خدا که محمد و پیامبران
پیش از او را جز به آیین یکتاپرستی و امر به نماز و زکات و حج و ولایت
نفرستاده.من از کسی که چنین سخنانی می‌گوید، بیزاری می‌جویم و از چنین
گفتاری به خدا پناه می‌برم. شما نیز از چنین فردی دوری گزینید و او را در
فشار و سختی قرار دهید.»

نصیحت امام هادی علیه السلام

ماجراهای
گوناگونی درباره نحوه نصیحت کردن ائمه اطهار شنیده‌ایم. ائمه و به خصوص
امام هادی علیه السلام چگونه مردم را نصیحت می‌کردند که باعث هدایت آن‌ها
می‌شد؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم با افراد لجوج و سرکش چگونه باید رفتار
کنیم؟ و آیا در زندگی و سیره امام هادی علیه السلام نکته و درسی برای این
منظور وجود دارد؟

نصیحت
کردن ازجمله کارهایی است که نیاز به مهارت و توانایی دارد تا در مخاطب
اثرگذار باشد. گاهی مشاهده می‌کنیم که فردی قصد نصیحت و هدایت دیگری را
دارد اما نه‌تنها موفق نمی‌شود او را به مسیر درست هدایت کند، بلکه بر
سرکشی و لجبازی او می‌افزاید. در این مورد باید دقت شود که نصیحت کردن با
زور و اجبار تفاوت دارد و اجبار مسیر هدایتی اهل‌بیت علیهم السلام نبوده
است.

مدل پندآموزی و هدایت کردن امام هادی علیه السلام چگونه بود؟

برای
اینکه متوجه مدل هدایت کردن امام هادی علیه السلام در برابر افراد لجوج و
سرکش شوید، به یک ماجرا اشاره می‌کنم. بریحه عباسی، پیش‌نماز دستگاه خلافت
در مکه و مدینه در حضور متوکل عباسی بود. او از شخصیت امام هادی علیه
السلام و خطر ایشان در میان شیعیان به شدت انتقاد کرد و از خلیفه خواست که
امام هادی علیه السلام را از مدینه تبعید کند و همین طور هم شد.

هنگامی
که امام هادی علیه السلام را از مدینه به سمت سامرا می‌بردند، بریحه با
امام همراه بود و به حضرت گفت: «می‌دانی که عامل تبعید تو به سامرا من
بودم. قسم می‌خورم اگر شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یکی از درباریان و
فرزندان او ببری، تمامی درختانت را در مدینه آتش می‌زنم و خدمتکارانت را
می‌کشم و چشمه‌های مزارعت را کور خواهم کرد. بدان که این کارها را می‌کنم.»

امام
هادی علیه السلام در مقام موعظه و نصیحت به او چنین فرمودند: «نزدیک‌ترین
راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم. من شکایت
تو را که بر خدا عرضه کردم، نزد بندگانش نخواهم برد.» وقتی بریحه این سخنان
حکیمانه و موعظه‌آمیز امام را شنید، به پای حضرت افتاد و با تضرع و انابه
تقاضای بخشش کرد. امام نیز در جواب فرمودند: «تو را بخشیدم.»

عبادت عبد صالح خدا چگونه بود؟

یکی
از گرفتاری‌های اکثر ما که البته چندان به آن توجه نداریم، مدل نماز
خواندن است. نماز که می‌خوانیم انگار همه کارهای نکرده و عقب‌افتاده دنیا
یادمان می‌آید. حکایت همان داستان معروف «نماز خربزه» است که شهید دستغیب
به آن اشاره کرده؛ آنجا که امام جماعتی وسط نمازش فکر انتخاب خربزه‌ای بود
که در مسیر دیده بود و قصد داشت آن را در مسیر برگشت از میوه‌فروشی بخرد.
برای حل این مشکل چه باید کرد؟ امام هادی علیه السلام چگونه خدا را عبادت
می‌کرد؟ آیا ما هم می‌توانیم به آن حضرت تأسی کنیم که نمازمان، همان نماز
مقبول باشد؟

بله.
خیلی وقت‌ها ما هم مثل آن نمازگزار می‌شویم. کارهای عقب‌افتاده یادمان
می‌آید و وسط نماز برای زندگی و خانواده و کارهایمان تصمیم‌گیری می‌کنیم.
موقع حمد و سوره خواندن، فکر و ذکرمان جواب دادن به نیش و کنایه همکار و
همسایه است و فکر موعد چک‌مان را می‌کنیم.

نقل
کرده‌اند امام هادی علیه السلام به پروردگارش روی می‌آورد و شب را با حالت
خشوع به رکوع و سجود سپری می‌کرد و بین پیشانی نورانی‌اش و زمین جز
سنگریزه و خاک حائلی وجود نداشت. یکی از دعاهای مهم و منتسب به آن حضرت این
است که پیوسته تکرار می‌کردند: «الهی مسی‌ء قد ورد و فقیر قد قصد، لاتخیب
مسعاه و ارحمه و اغفرله خطاه» به این معنا که: «خدایا! گنه‌کاری بر تو وارد
شده و تهیدستی به تو روی آورده. تلاشش را بی‌نتیجه مگردان و او را مورد
عنایت و رحمت خویش قرار ده و از لغزشش درگذر.» توجه داشته باشید که امام
هادی علیه السلام به عنوان امام معصوم این دعا را با تمام وجود و با اعتقاد
می‌خواندند و از آثار و برکات آن بهره‌مند می‌شدند. این مدل بندگی کردن در
برابر خداوند می‌تواند اثرات بسیار بزرگی در زندگی ما داشته باشد که نماز
ما را کامل می‌کند و در همه مدتی که مشغول کارها و زندگی روزمره هستیم،
متوجه خالق و ناظرمان خواهیم بود.

برخورد با غلوکنندگان

اشاره
کردید که شخصی امام هادی علیه السلام را به عنوان خدا معرفی می‌کرد.
برخورد امام هادی علیه السلام با افراد غلوکننده و به اصطلاح غالیان چگونه
بود؟

گاهی
اوقات در بعضی محافل و هیئات شعرهایی می‌شنویم و لفظ‌ها و عباراتی به
گوشمان می‌خورد که اغراق و زیاده‌گویی است. یک مدعی مداحی، خودش و
سینه‌زنان را عبد فلان معصوم می‌خواند و آن یکی می‌گوید ما سگ درگاهشان
هستیم. یک نویسنده یا یک سخنران هم چنان توصیفات عجیب و غریب و بی‌پایه و
اساسی به هم می‌بافد و یک معصوم را چنان بالا می‌برد که نعوذبالله با خدا
برابری می‌کند. در فرقه‌های انحرافی این‌جور آدم‌ها کم نیستند. موضوعی که
در زمان امام هادی علیه السلام هم وجود داشته که به آن‌ها می‌گفتند «غلات».
یعنی کسانی که درباره امام غلو می‌کردند و ایشان را دارای مقام خدایی
می‌دانستند. امام هادی علیه السلام با این افراد به مبارزه علمی و فرهنگی
می‌پرداختند. نقل است یکی از اعضای این گروه به نام محمد بن نصیر فهری
می‌گفت امام هادی علیه السلام خالق و پروردگار جهان است. امام این گروه را
لعنت کرد و کافر و منحرف نامید.

چطور رفیقی را می‌پسندید؟

هم‌نشینی با این افراد و حضور در این نوع هیئت‌ها چه تأثیری دارد؟

شاید
حواسمان نباشد. یلی وقت‌ها جایی می‌نشینیم و با کسانی هم‌صحبت می‌شویم که
خودمان هم باورمان نمی‌شود که تأثیر این هم‌نشینی ممکن است همان تأثیر زغال
خوب و رفیق ناباب را داشته باشد. می‌دانیم که رفیق و جمع خوبی را انتخاب
نکرده‌ایم اما باز هم به خودمان امیدواری می‌دهیم که این فقط یک هم‌نشینی
صرف است و تأثیری روی رفتارمان ندارد.

ابوهاشم
جعفری از شاگردان و اصحاب برجسته امام رضا علیه السلام و امام هادی علیه
السلام بود. روزی امام هادی علیه السلام او را دیدند و قاطعانه به او
فرمودند: «چرا تو را نزد عبدالرحمان بن یعقوب می‌بینم؟» ابوهاشم گفت:
«عبدالرحمان دایی من است.» امام فرمودند: «عبدالرحمان درباره خدا سخن
نادرست می‌گوید و ذات پاک خدا را به صورت جسم توصیف می‌کند. یا با او
هم‌نشین شو و ما را واگذار یا با ما باش و او را واگذار!»

ابوهاشم
گفت: «او هر چه می‌خواهد بگوید. به من چه زیانی می‌رساند، وقتی که من
عقیده‌ای به گفتارش نداشته باشم؟» امام پاسخ دادند: «آیا نمی‌ترسی که عذابی
بر او فرود آید و آن عذاب تو را هم فرابگیرد؟»

چطور مدیر و مسئولی بودند؟

این
روزها موضوع حقوق‌های نجومی و دست بردن در بیت‌المال همچنان داغ است.
می‌دانیم که همه درآمدهای اسلامی مانند خمس و زکات مردم به دست امام هادی
علیه السلام می‌رسید. آن حضرت با بیت‌المال چه می‌کردند و آیا سهمی برای
خود برمی‌داشتند؟

امام
هادی علیه السلام رهبر شیعیان و بزرگ خاندان بنی‌هاشم بودند. درآمدهای
اسلامی همه به دست ایشان می‌رسید و می‌توانستند از آن بهره‌مند شوند. چراکه
حق ایشان بود اما آن شبی که به خانه‌اش هجوم آوردند، چیزی از مال دنیا در
بساط نداشتند. امام هادی علیه السلام را تنها یافتند با پشمینه‌ای که همیشه
بر تن داشتند و خانه‌ای که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشمگیری دیده نمی‌شد.
کف خانه‌اش خاک‌پوش بود و بر سجاده حصیری خود نشسته، کلاهی پشمین بر سر
گذاشته و با پروردگار مشغول نیایش بودند.

علی
بن حمزه می‌گوید: «ابوالحسن‌ علیه السلام را دیدم که به سختی مشغول
کشاورزی است؛ به گونه‌ای که عرق از سر و رویش جاری است. از ایشان پرسیدم
کارگران شما کجایند که شما این‌گونه خود را به زحمت انداخته‌اید؟ در پاسخ
فرمودند آن کس که از من و پدرم برتر بود، با بیل زدن در زمین خود روزگار
می‌گذراند. دوباره عرض کردم منظورتان کیست؟ فرمودند رسول خدا، امیرمؤمنان و
همه پدران و خاندانم خودشان کار می‌کردند. کشاورزی ازجمله کارهای
پیامبران، فرستادگان، جانشینان آنان و شایستگان درگاه الهی است.»

منبع:تسنیم

ازدواجی که اسلام هم مخالف آن است!


عقیق:قیمت‌های سر به فلک کشیده گوشت را که نگاه می‌کند، دیگر فیلش یاد هندوستان نمی‌کند! ترجیح می‌دهد با همین شرایط فعلی زندگی را ادامه دهد. قیمت اقلام معیشتی زندگی که این باشد دیگر جرأت فکر کردن به مقوله «تشکیل زندگی» و هزینه‌هایش را نمی‌کند. نه اینکه نخواهد؛ نمی‌تواند. پس دستش را می‌گیرد و به قدم زدنشان ادامه می‌دهند. می‌گویند و می‌خندند به چرخ روزگار، و از آینده‌ای حرف می‌زنند که انگاری قرار است با همین رابطه تعبیر شود.

از نحوه و مدت آشنایی‌شان پرسیدم که در جواب گفت: «در دانشگاه با هم آشنا شدیم و حدود دو سالی است که با هم در ارتباط هستیم. البته ارتباط که نه، زوج هستیم!» نگاهی به دوستش یا همان همسرش کردم و از او میزان رضایتش از این رابطه را پرسیدم؟ که در جواب گفت: «نوع رابطه ما با سایر روابط فرق دارد. دوستانمان به قول معروف با یکدیگر دوست دختر، پسر هستند، اما ما خیلی نزدیک‌تر و صمیمی‌تر هستیم. نوع رابطه ما شبیه روابط زن و شوهر‌ها است. با این تفاوت که با همدیگر زندگی نمی‌کنیم. البته برخی روز‌ها را با هم در طول سفر سپری می‌کنیم، اما فعلاً نتوانسته‌ایم مکانی را برای سقف روی سرمان فراهم کنیم. شرایطمان خاص است و معمولاً کسی به راحتی به امثال ما خانه اجاره نمی‌دهد. برای همین از خانه‌های دوستان و سایر مکان‌های قانونی برای گذراندن اوقات با هم بودنمان استفاده می‌کنیم».

تصمیم‌های زوج‌های جوان طی چند سال اخیر درباره مقوله «ازدواج»، عجیب نیست، اما نگران کننده است. مشابه چنین زوج‌هایی که به دلایل متفاوت و البته اهم اقتصادی تصمیم بر تشکیل ندادن زندگی گرفته‌اند کم نیست. البته که آمار مشخصی از تعداد دختران و پسرانی که همباشی و ازدواج سفید را به ازدواج ترجیح داده‌اند وجود ندارد، اما تاکید اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از مداحان و ذاکران اهل بیت بر این مقوله نشان می‌دهد مسئله «ازدواج سفید» در حال پیوستن به سایر آسیب‌های اجتماعی نگران کننده است. ایشان ازدواج‌های دیرهنگام و سخت، فرزندآوری کم و ترویج پدیده‌های زشتی همچون ازدواج‌های سفید را که سیاه‌ترین ازدواج است، به همراه تلاش برای از بین بردن حیا و عفت را از موارد و زمینه‌های در خطر قرار گرفتن نظام خانواده برشمردند و تأکید کردند: «ایجاد زمینه برای طهارت و پاکیزگی جوان، مؤثرترین راهکار جهت مقابله با توطئه‌ها و حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است.»

با این حال سوال مهمی که مطرح است، چرایی روی آوردن جوانان به مقوله «ازدواج سفید» است؟؛ کارشناسان معتقدند مسائلی، چون مشکلات اقتصادی، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش آمار‌های طلاق، محک زدن رابطه، عدم اعتقاد به مسئله ازدواج و عدم مسئولیت پذیری از مهمترین علل روی آوردن به ازدواج سفید» است.

با این حال نکته قابل تأملی که باید بدان توجه کرد پررنگ‌تر شدن این مقوله پس از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت بنیان خانواده در سال‌های گذشته و توجه به سیاست‌های کلی جمعیت است!

خانواده سلول اصلی در جامعه است

رهبر معظم انقلاب، در ۱۴ دی ۱۳۹۰ در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، با تاکید بر اهمیت مسئله خانواده فرمودند: «مسئله‌ی خانواده، مسئله‌ی بسیار مهمی است؛ پایه‌ی اصلی در جامعه است، سلول اصلی در جامعه است. نه اینکه اگر این سلول سالم شد، سلامت به دیگر‌ها سرایت می‌کند؛ یا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به دیگر‌ها سرایت می‌کند؛ بلکه به این معناست که اگر سالم شد، یعنی بدن سالم است. بدن که غیر از سلول‌ها چیز دیگری نیست. هر جهازی، مجموعه سلولهاست. اگر ما توانستیم سلول‌ها را سالم کنیم، پس سلامت آن جهاز را داریم. مسئله اینقدر اهمیت دارد.»

از سوی دیگر ایشان با اشاره به اهمیت مقوله ازدواج بار‌ها فراهم کردن شرایط ازدواج آسان را از مسئولان خواستار شده‌اند. رهبر معظم انقلاب در فرمایشاتی که در سال ۹۳ به مناسبت سالروز ازدواج فرخنده و مبارک حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) ایراد فرمودند، تاکید کردند: «اساس ازدواج در اسلام بر سادگی است. در اوایل انقلاب نیز همین طور بود، منتها متأسفانه این فرهنگ تکاثر و تفاخر و سرمایه داری، یک خرده کار را مشکل کرد. متأسفانه بعضی از مسؤولان هم با ازدواج‌های کذاییِ خانواده‌هایشان، مشکلاتی را درست کردند.»

به این موارد باید ابلاغ سیاست‌های کلی خانواده از جانب ایشان به رؤسای سه قوه که در سال ۹۵ انجام شد را نیز اضافه کرد. رهبر معظم انقلاب در بخشی از این سیاست‌ها به موارد مهمی از جمله «محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات، برنامه‌ها، سیاست‌های اجرایی و تمام نظامات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌ویژه نظام مسکن و شهرسازی؛ ایجاد نهضت فراگیر ملی برای ترویج و تسهیل ازدواج موفق و آسان برای همه دختران و پسران و افراد در سنین مناسب ازدواج و تشکیل خانواده و نفی تجرد در جامعه با وضع سیاست‌های اجرایی و قوانین و مقررات تشویقی و حمایتی و فرهنگ‌سازی و ارزش‌گذاری به تشکیل خانواده متعالی بر اساس سنت الهی؛ مقابله مؤثر با جنگ نرم دشمنان برای فروپاشی و انحراف روابط خانوادگی و رفع موانع و زدودن آسیب‌ها و چالش‌های تحکیم خانواده؛ ارتقا معیشت و اقتصاد خانواده‌ها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغه‌های آینده آن‌ها درباره اشتغال، ازدواج و مسکن و، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و عوامل تزلزل نهاد خانواده بویژه موضوع طلاق و جبران آسیب‌های ناشی از آن با شناسایی مستمر عوامل طلاق و فروپاشی خانواده و فرهنگ‌سازی کراهت طلاق» تاکید کردند.

اما حالا ایشان پس از این سلسله بیانات و ترسیم نقشه راه رسیدن به جامعه‌ای پویا و سالم، نسبت به ترویج مسائلی، چون «ازدواج سفید» هشدار داده‌اند. هشداری که به نظر می‌رسد نشأت گرفته از گزارش‌های پایش وضعیت آسیب‌های اجتماعی در جامعه است که تقدیم ایشان شده است. علاوه بر این به نظر می‌رسید پس از تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر تحکیم بنیان خانواده و ترویج ازدواج‌های آسان، جامعه به این سمت حرکت کند. اما اقدام‌های کند برخی مسئولان نشان می‌دهد هنوز تا نقطه مطوب فاصله زیادی داریم.

با این شرایط می‌توان گفت: وضعیت نهاد اجتماعی خانواده و مسئله ازدواج در حال حاضر دستخوش تغییرات بسیار شده و نیازمند توجه و بازنگری در اصول و قواعد شکل‌گیری آن است.

عدم مسئولیت پذیری اساس ازدواج سفید است

مهرداد فلاطونی روانشناس اجتماعی و کارشناس مسائل خانواده در این باره معتقد است در مسئله ازدواج مسائل متعددی دخیل است، اما آنچه امروز بیش از سایر علل در کاهش آمار ازدواج و رواج پدیده‌هایی، چون ازدواج سفید تأثیرگذار است عدم مسئولیت پذیری جوانان است.

فلاطونی گفت: مسئله اقتصاد و هزینه‌های تشکیل زندگی یکی از اصلی‌ترین عللی است که امروزه افراد را وارد رابطه سفید می‌کند. جوانان با این عقیده که خانواده را متحمل هزینه‌های سنگین تشکیل زندگی نکنند، رابطه سفید را به ازدواج ترجیح می‌دهند. درست است که بخشی از مقوله ازدواج به مسائل اقتصادی گره خورده است، اما این تفکر که تشکیل زندگی با پول زیاد فقط میسر می‌شود غلط است. با این حال متأسفانه افراد با تاکید بر این موضوع راه اشتباه رابطه سفید را در پیش می‌گیرند.

این کارشناس مسائل خانواده در ادامه با بیان اینکه امروز در بین جوانان به دلایل متفاوتی، چون هزینه‌های زندگی، مسئله طلاق و حتی مهریه ترس از ازدواج وجود دارد، اظهار داشت: مقوله ازدواج را باید از بعد هویتی برای جوانان تشریح کرد. زمانی که دو نفر با یکدیگر ازدواج می‌کنند هویت جدیدی به نام خانواده را برای خود ایجاد می‌کنند که تأثیر به سزایی در حمایت‌های اجتماعی دارد. مسئله هویت سازی با انجام ازدواج باید برای جوانان شفاف شود تا آن‌ها مسئولیت پذیری را بپذیرند.

وی همچنین با اشاره به تفاوت‌های رابطه سفید در داخل و خارج کشور، تصریح کرد: مشاهدات نشان می‌دهد در جوامع غربی افراد رابطه سفید را با این هدف که نقطه پایانی مشخصی داشته باشند آغاز می‌کنند. معمولاً روابط سفید به ازدواج یا جدایی ختم می‌شود. اما در حال حاضر مشاهدات در جامعه نشان می‌دهد جوانان رابطه سفید را بدون هدف ادامه می‌دهند و معلوم نیست این ارتباط قرار است به کجا ختم شود.

این روانشناس اجتماعی با تاکید بر عدم مسئولیت پذیری به عنوان اساس تشکیل رابطه سفید، تصریح کرد: زمانی که با افراد حاضر در چنین روابطی صحبت می‌کنیم آن‌ها تاکید بر مسئله تعهد و مسئولیت پذیری می‌کنند. اما زمانی که از آن‌ها می‌خواهیم همین قواعد را بصورت عرفی و قانونی در آورند شانه خالی می‌کنند و حاضر نیستند به صورت رسمی به انجام این تعهدات و وظایف بپردازند؛ بنابراین این موارد نشان می‌دهد جوانان در رابطه سفید به جای تعهد و انجام وظیفه به دنبال شعار دادن و رسیدن به امیال زودگذر هستند.

اهمیت رشد بلوغ چهارگانه برای ازدواج توسط خانواده

علاوه بر این راضیه معصومی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران بر این باور است که افراد برای ورود به دریچه جدیدی از زندگی باید آمادگی‌هایی را داشته باشند که ریشه در خانواده دارد.

معصومی گفت: افراد در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی در ساختار و قائده‌ای به نام خانواده حضور دارند بنابراین مقدمات ورود به مراحل جدید زندگی در همین ساختار و قائده تشکیل می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با تاکید بر چهار پیش فرض برای تشکیل زندگی، افزود: افرادی که قصد ازدواج دارند باید به سطح قابل قبولی از چهار بلوغ جسمی، عاطفی، جنسی و اجتماعی رسیده باشند. این چهار بلوغ اساس و ریشه شأن در ساختار خانواده پی‌ریزی می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که در حال حاضر چه میزان بستر خانواده‌ها برای رشد این چهار بلوغ مهیا است، بیان داشت: باید به این نکته اشاره کرد که بخشی از این چهار بلوغ به صورت خواه ناخواه در خانواده رشد می‌کند. آنچه مهم است ایجاد بستر آگاهانه توسط والدین برای تکامل این چهار بلوغ است که در حال حاضر اصلی‌ترین چالش خانواده‌ها است.

معصومی در ادامه افزود: امروزه افرادی را در جامعه داریم که به سن ازدواج رسیده‌اند، اما متأسفانه به دلیل رشد ناکافی چهار بلوغ ذکر شده نمی‌توانند تشکیل زندگی دهند. این موارد ناشی از عدم مدیریت خانواده در رشد بلوغ‌های ذکر شده است. با این حال خانواده‌هایی را نیز داریم که توانسته‌اند با توجه به این بلوغ فرزندان را پرورش دهند.

این کارشناس مسائل تربیتی همچنین با اشاره به علل بروز پدیده‌هایی، چون ازدواج سفید، گفت: تغییر ساختار و تعاملات اجتماعی که به علت گذر از دوران سنتی به مدرنیته است از جمله عوامل تأثیرگذار است. با این حال زمانی که رفتار‌های افراد حاضر در روابط سفید را بررسی کنیم مشاهده می‌کنیم که آن‌ها نیز ریشه‌هایی از رفتار‌های سنتی را به همراه دارند. با این شرایط با جوانانی رو به رو هستیم که نه کاملاً با قواعد بازی ازدواج سفید در حال زندگی کردن هستند و نه طبق فرهنگ و عرف پذیرفته شده جامعه اسلامی توانسته‌اند رویکرد پرهیزگرایانه داشته باشد.

در مقوله ازدواج دچار شرک شده‌ایم

علاوه بر این موارد، کارشناسان نیز بی توجهی به توصیه‌های دینی و مذهبی درباره آسان گرفتن مسئله ازدواج را در افزایش آمار آسیب‌هایی، چون ازدواج سفید مؤثر می‌دانند. حجت‌الاسلام علی تبریزی در این باره معتقد است امروز نه تنها مقوله ازدواج بلکه مسائل متفاوت دیگری که مربوط به ابعاد مختلفی از زندگی است از آموزه‌های دینی فاصله گرفته‌اند.

این کارشناس مسائل دینی با تاکید بر اینکه در حال حاضر ازدواج از سیره اهل بیت فاصله گرفته است، گفت: طبق سفارشات و کلام قرآن (آیه ۲۸۲ سوره بقره) توصیه شده است که در معاملات سخت گرفته شود. اما در مقابل هرچه روایات درباره ازدواج داریم به آسان گرفتن توصیه شده است.

روایت مشهوری از پیامبر (ص) نقل است که ایشان فرموده‌اند: «اگر جوانی قصد ازدواج با دختر شما را داشت، به دو اصل مهم دین و اخلاقش توجه کنید که اگر این دو را داشت دخترتان را به ازدواج او در آورید». با این حال امروزه در جامعه مشاهده می‌کنیم که خانواده‌ها به دلایل متفاوتی، چون نداشتن شغل پردرآمد، نداشتن مسکن و خودرو به خواستگار‌ها جواب رد می‌دهند.

تبریزی با اشاره به سخن پیامبر (ص) افزود: «اگر جوان دین دار و با اخلاق را با بهانه‌های دیگری از ازدواج منع کنیم در جامعه فتنه ایجاد می‌شود». متأسفانه در حال حاضر فتنه در جامعه ایجاد شده که پدیده‌هایی، چون ازدواج سفید بروز پیدا کرده‌اند.

وی با تاکید بر اینکه مدیران تا حدی در مسئله ازدواج مسئول هستند، تصریح کرد: نمی‌شود تمامی تقصیرات را به گردن مدیران انداخت. هر کسی در هر جایگاهی در این مقوله نقش دارد. خانواده‌ها نقش مؤثر خودشان را فراموش کرده‌اند. طبق روایات از جمله افرادی که در زمانی که هیچکس سایه آرامش ندارد، دارای سرپناه امن است کسی است که زمینه ازدواج آسان را فراهم کرده است.

اگر امروز جوانان از مقوله ازدواج فراری هستند و ترس دارند و راه‌های جایگزین را انتخاب می‌کنند، نتیجه رفتار‌ها و تصمیم‌های خانواده‌ها و بعد از آن مدیران است. برخلاف آموزه‌های دینی درباره ازدواج سختگیری می‌شود و متأسفانه جوانان دچار لغزش می‌شوند.

تبریزی در ادامه افزود: باید بپذیریم مدیران تا حدی می‌توانند شرایط را برای مسئله ازدواج فراهم کنند و توقعات‌مان از آن‌ها را پایین آوریم. برخی مدیران در اداره خانواده و تربیت فرزندان خودشان دچار مشکلاتی هستند، با این حال چگونه توقع داریم که آن‌ها برای بنیان خانواده و آینده فرزندان جامعه بتوانند کاری کنند؟ این موضوع بدان معنی نیست که، چون مدیران ناتوان‌اند پس سایر افراد جامعه کار کنند، بلکه هرکسی وظیفه‌ای دارد.

طبق کلام قرآن (إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) تغییری ایجاد نمی‌شود تا زمانی که خودمان بخواهیم این تغییر ایجاد شود. با توجه به این کلام تغییر زمانی ایجاد می‌شود که جز جز افراد جامعه تغییر پیدا کنند، آن زمان است که مدیران نیز تغییر می‌کنند؛ بنابراین نقش خانواده با اهمیت است و باید تغییرات برای نزدیک شدن مسئله ازدواج به آموزه‌های دینی را از این نهاد اجتماعی آغاز کرد.

این کارشناس مسائل دینی با اشاره به اینکه متأسفانه در مسئله ازدواج دچار «شرک» شده‌ایم، اظهار کرد: امروز در پذیرش وعده خدا شک کرده‌ایم، بنابراین مشرک شده‌ایم. خداوند متعال در آیه ۳۲ سوره نور فرموده: «دختران و پسرانتان را به ازدواج هم درآورید، اگر نیازمند بودند از فضل‌مان بی نیازشان می‌کنیم». امام صادق (ع) ذیل همین آیه فرمودند: «اگر کسی به خاطر نداشتن مال ازدواجش را با تأخیر بی اندازد دچار شرک شده است». با این حال مقوله ازدواج در حال حاضر از هر دریچه‌ای که دیده می‌شود به مسائل مالی ختم می‌شود.

در پایان، آنچه که می‌توان از اظهارات کارشناسان نتیجه گرفت جایگاه با اهمیت نهاد اجتماعی خانواده در قرار گرفتن ازدواج در مسیر صحیح است. همچنین بنا به آنچه که پیش از این نیز رهبر معظم انقلاب به آن تاکید کردند یعنی فراهم کردن شرایط برای ازدواج‌های آسان، می‌توان گفت: این مهم بیش از اینکه وابسته به عملکرد مدیران باشد بسته به تصمیم‌های خانواده‌ها است.

منبع:افکار

اگر حمایت‌های حضرت ابوطالب نبود، اسلام در مکه رشد نمی‌کرد


عقیق:اعضای شورای علمی همایش حضرت ابوطالب(ع)
با آیت الله «محسن اراکی» عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و دبیرکل
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی دیدار و گفتگو کردند.

در راستای دیدارهای اعضای شورای علمی “همایش بین المللی حضرت ابوطالب(ره)؛ حامی پیامبر اعظم(ص)”
با مراجع معظم تقلید و شخصیت‌های علمی، دیدار برخی از اعضای شورای علمی
همایش با آیت الله محسن اراکی عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و
دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ برگزار شد.

در این دیدار حجج اسلام آقایان دکتر «ایمانی مقدم» معاون امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع)، «صباحی کاشانی» رییس مؤسسه تحقیقات و نشر حضرت ابوطالب(ع) و عضو شورای علمی همایش ابوطالب(ع)، «سید منذر حکیم» رییس پژوهشکده الذریه النبویه و عضو
شورای علمی همایش ابوطالب(ع)، «سید محمدرضا آل ایوب» رئیس اداره پژوهش
مجمع جهانی اهل بیت(ع)، «جعفری فراهانی» دبیر شورای علمی همایش ابوطالب(ع) و
دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) و آقای «کریمیان راد» نماینده مرکز
بین الملل حوزه حضور داشتند.

آیت الله اراکی در این دیدار اظهار داشت:
کار برای حضرت ابوطالب(ع) به عنوان شیخ الأبطح و پدر امیرالمؤمنین(ع) بسیار
مهم و با ارزش است. البته مهمتر این است که بتوانیم نقش آن حضرت را در
ترویج و گسترش دعوت پیامبر اکرم(ص) و اسلام به خوبی نشان بدهیم.

وی افزود: با سلطه و سیطره‌ای که مخالفان
رسول خدا(ص) در مکه داشتند، حضور جناب ابوطالب(ع) در صحنه و سرپرستی
پیامبر(ص) در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی تا بعثت و بعد از بعثت و داستان
شعب ابی طالب بسیار قابل توجه و ارزشمند است به طوری که شاید بتوانیم
بگوئیم اگر حمایت‌های ایشان نبود، اسلام نمی‌توانست در مکه رشد کند. تا سال
دهم بعثت که ابوطالب(ص) زنده بود دشمنی‌های قریش با پیامبر اکرم (ص) کمتر
بود ولی بعد از فوت ایشان، دشمنان تصمیم به قتل پیامبر(ص) گرفتند و داستان
هجرت پیش آمد.

عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع)
درباره شبهه ایمان حضرت ابوطالب(ع) اظهار داشت: اینکه گفته می‌شود حضرت
ابوطالب(ع) ایمان نداشته و شهادتین را نگفته، عمدتاً روی موضوع تقیه است که
موضوع باید شکافته شود. در واقع تقیه سپر و ابزار مقاومت و مبارزه است که
آیات قرآن بر آن دلالت دارد. از طرف دیگر دشمنی قریش و لجاجت و خیره سری
آنها در قرآن مطرح شده است. در نتیجه جنگ‌ها و مبارزه ها کردند تا اسلام را
خفه کنند و جلو رشد و گسترش آن را بگیرند که با لطف و اراده الهی در اثر
تلاش و مقاومت مسلمانان موفق نشدند. در دوره بنی امیه هم که می‌دانیم قبیله
خبیث اُموی چه خباثت‌ها کردند و یکی از مباحثی که تلاش کردند به مردم و
مسلمانان تلقین کنند موضوع عدم اسلام و ایمان حضرت ابوطالب(ع) بود که
متأسفانه در منابع تفسیری و حدیثی و تاریخی تا الان باقی مانده است.

وی افزود: یک نکته همین است که منابع
تاریخی و حدیثی بررسی شود و جریان دشمنی قریش و قبیله بنی امیه با بنی هاشم
تبیین و تشریح و برای عموم مردم منتشر شود. در منابع اهل سنت بحثی با
عنوان جریر و فررزدق درست کردند که نشان از دشمنی و درگیری بنی هاشم و بنی
امیه است.

آیت الله اراکی با بیان اینکه از بحث شعر و
ادب نباید غفلت شود، در بیان پیشنهادی به دست اندرکاران همایش گفت: از
فرصت این همایش می‌بایست برای خیزش و تحول در حوزه علمیه استفاده شود و
علمای حوزه و اساتید و محققین با توجه به موضوع حضرت ابوطالب(ره) در کنار
مباحث دیگر، روشنگری کنند و تأثیرات آن بعد از برگزاری همایش احساس شود
مانند کنگره مرحوم شیخ انصاری(ره) و مرحوم شیخ مفید(ره) که ماندگار شدند.

در ابتدای این دیدار، حجت الاسلام «عباس
جعفری فراهانی» دبیر شورای علمی همایش ابوطالب(ع)، از فعالیت‌ها و اقدامات
صورت گرفته گزارش مختصری ارائه کرد.

وی گفت:  پس از تصویب برگزاری این همایش
در شورای عالی، اقدامات اولیه مانند دعوت از نمایندگان مؤسسات و مراکز
فرهنگی و تبلیغی صورت پذیرفت و مسئولان هم نمایندگان خود را معرفی کردند.

وی افزود: جلسات شورای علمی با حضور اعضای
محترم تشکیل و عناوین و محورهای فراخوان تصویب و پوستر و بروشور فراخوان
به زبان‌ فارسی، عربی و انگلیسی منتشر و توزیع گردید. دیدار با مراجع معظم
تقلید حضرات آیات علوی گرگانی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی و
حجت الاسلام والمسلمین شهرستانی، نماینده آیت الله العظمی سیستانی هم
انجام شد که این بزرگواران از برگزاری همایش حمایت کردند. تا کنون تعدادی
کتاب، (حدود ۲۰ عنوان) توسط حجت الاسلام والمسلمین صباحی کاشانی ـ که
ابتکار اولیه برگزاری این همایش هم از سوی ایشان به مجمع داده شد ـ ارائه
شده و در دست بررسی و ارزیابی می باشند. همچنین تعدادی مقاله و چکیده مقاله
(حدود ۲۰ مورد) هم به دبیرخانه همایش رسیده است.

حجت الاسلام «صباحی کاشانی» عضو شورای
علمی همایش ابوطالب(ع) نیز اظهار داشت: از چندین سال قبل که مؤسسه حضرت
ابوطالب(ع) را راه اندازی کردم، شروع به شناسایی منابع مختلف در موضوع حضرت
ابوطالب(ع) شدم. دلیل عمده تلاش بنده در این زمینه هم احساس ضعف اطلاعات
روحانیون مبلّغ حج بود. با این جمع‌بندی من از مظلومیت حضرت ابوطالب(ع) بود
که کار را شروع کردم.‌

وی ادامه داد: تلاش علمای شیعه درباره
جناب ابوطالب(ره) تا مرحوم علامه امینی(ره) قابل تقدیر است و نویسندگان اهل
سنت هم کارهایی کرده اند که ما کتاب‌های اهل سنت را در مؤسسه جمع آوری و
شروع به بررسی و تحقیق آنها کرده ایم و بعضاً منتشر هم شده اند.

رییس مؤسسه تحقیقات و نشر حضرت ابوطالب(ع) در
پایان گفت: برای معرفی شخصیت حضرت ابوطالب(ع) جزواتی در قطع پالتویی آماده
و منتشر کرده ایم و با پذیرش برگزاری همایش بین المللی حضرت ابوطالب(ع) از
سوی مجمع و حمایت‌های مراجع معظم تقلید و حاج آقا اختری، امیدواریم
بتوانیم وظیفه خودمان را در حد توان انجام دهیم.

برای مشاهده تصاویر بیشتری از دیدار اعضای شورای علمی همایش بین المللی حضرت ابوطالب(ع) با آیت الله اراکی، ایـنجا را کلیک کنید.

شایان ذکر است “همایش بین المللی حضـرت ابـوطالب(ع) ؛ حامی پیامبر اعظم(ص)” به
همت “مجمع جهانی اهل بیت(ع)” و با همکاری “آستان مقدس حسینی”، “مؤسسه
تحقیقات و نشر حضرت ابوطالب(ع)”، “مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی”،
“پژوهشگاه علوم و فرهنگ دفتر تبلیغات اسلامی”، “جامعه المصطفی(ص)
العالمیه”، “مرکز آموزش زبان حوزه های علمیه”، “دانشگاه بین المللی اهل
بیت(ع)”، “مؤسسه فرهنگی میراث نبوت”، “جامعه الزهراء(س)”، “پژوهشکده
الذریه النبویه”، “مؤسسه فرهنگی مذهبی قاسم بن الحسن(ع)”، “مؤسسه فرهنگی
هنری ابناءالرسول(ص)” و تعدادی از نهادهای دینی و فرهنگی دیگر برگزار خواهد
شد.

کنگره سراسری شعر حضرت ابوطالب(ع)” نیز از برنامه های جانبی این همایش خواهد بود.

حضور سفیر کره جنوبی در حرم امام علی+عکس


سفیر کره جنوبی در بغداد به زیارت حرم مطهر امام علی(ع) مشرف شد.

عقیق:«سونگ ونگ» سفیر کره جنوبی در بغداد به زیارت حرم مطهر امام علی(ع) مشرف شد و با مسئولین آستان دیدار کرد.

«علی العامری» مسئول بخش روابط عمومی
آستان در این رابطه گفت: برای نخستین بار است که سفیر کشور کره به نجف و به
زیارت حرم مطهر علوی می آید و طی حضور آقای سونگ ونگ از بخشهای تاریخی
عمارت حرم بازدید کرد و مشاهده آثار تاریخی واسلامی این مکان برایش جالب و
قابل توجه بود.





عملی با پاداش ۹۰۰ سال عبادت


پیامبر اکرم(ص) در یکی از سخنان نورانی خود پاداش عظیم روزه سه روز پیاپی از ماه های حرام را بیان کردند.

عقیق: روایت زیر را از کتاب المقنعه اثر شیخ مفید منتشر می‌کند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ صَامَ مِنْ شَهْرٍ
حَرَامٍ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ الْخَمِیسَ وَ الْجُمُعَهَ وَ السَّبْتَ کَتَبَ
اللَّهُ لَهُ عِبَادَهَ تِسْعِمِائَه سَنَه.

رسول اکرم(ص) فرمود:

هرکس سه روز[متوالی] پنج شنبه و جمعه و شنبه از یک ماه حرام را روزه بگیرد خداوند پاداش عبادت ۹۰۰ سال برایش می‌نویسد.

پی نوشت:

المقنعه، شیخ مفید، ص۳۷۵

منبع:حوزه

1 479 480 481 482 483 511