عاقبت جوان مزاحم نوامیس در دسته عزاداری


عقیق:امیرحسین کسائی: عشق به امام علی(ع) در سال ۱۳۵۰ در جنوب تهران خیابان بوذرجمهری و بازار تهران کوچه امامزاده یحیی(ع)، زمینه‌ساز بنای هیأتی به مکتب علی (ع) شد. هیأتی که از ابتدا مدیریت و مسئولیتش برعهده جوانان بوده است. 

مسجد حضرت ام‌البنین(س) مقر جلسات این‌هیأت بوده است اما جلسات هفتگی آن‌ در خانه‌ها و در شب‌های جمعه برگزار می‌شده است اما بعد از مدتی به دلیل کوچک بودن مسجد، تمام برنامه‌های این هیأت به خانه‌ها منتقل می‌شود. بعد از گذشت چند سال براساس اعلام اعضای هیأت، مجالس به ساختمان فعلی که به نام «اکبریه» نامگذاری شده است، منتقل می‌شود. نام این مجموعه «اکبریه» نامیده می‌شود زیرا براساس توصیه حجت‌الاسلام مؤمنی، مدیر این هیأت به ساحت حضرت علی اکبر(ع) متوسل می‌شود تا مکانی برای این هیأت فراهم شود و پس از تحقق این ساختمان به نام ایشان نامگذاری شد. البته یکی از ویژگی‌های هیأت مکتب علی توسل به ساحت مقدس حضرت علی اکبر(ع) در هر جلسه این هیأت است.

هیأت مکتب علی در طول سال و در تمامی شهادت‌ها و موالید اهل بیت(ع) برنامه برگزار می‌کند اما برنامه خاصر و ویژه این هیأت در ایام مسلمیه است که در این ایام بیش از ۳ هزار نفر در این هیأت اطعام می‌شوند.


مدیریت هیأت مکتب علی همواره با جوانان بوده است و در ابتدا ابوالقاسم ملکی مدیر این هیأت بوده و سپس مصطفی نظری مسئول این جلسه از سال ۶۳ شده است و از سال ۷۴ نیز مدیریت به امیر شعبانی رسیده است. شعبانی در این باره می‌گوید: «همواره جلسه زیر نظر بزرگترها مدریت شده است و مسئولیت‌ها را انتخاب می‌کنند. جلسه سیدالشهدا(ع) با جلسات دنیایی، متفاوت است، اداره اصلی مجلس با خود این ذوات مقدسه است، این توفیق است که فردی فرضا بتواند در این جلسه یک کیسه کفش به عزاداران دهند زیرا همه کاره این جلسه، ۱۴ معصوم(ع) است. اگر مدیر و مسئول هیأت به این مهم توجه داشته باشد تمام امور به خوبی پیش خواهد رفت.» 

 هیأت مکتب علی کاملاً به صورت سنتی مدیریت می‌شود و نوحه‌خوان، سخنران و دم‌های این هیأت برهمان شیوه‌های گذشتگان باقی مانده است البته مورد توجه نسل جدید است به طوری که جمعیتی این هیأت مملو از جوانان است. در پایان برنامه‌های هیأت مکتب علی نوحه‌ای شعارگونه توسط میاندار زمزمه می‌شود که در مدح امام علی(ع) است و شعار و شناسنامه این هیأت محسوب می‌شود.

ابوالقاسم ملکی مدیر این هیأت در سال‌های قبل از انقلاب، گروه سرودی را از بچه‌های ۷ تا ۸ ساله تشکیل داده بود و با اشعاری که خود سروده بود، به اجرای برنامه در مساجد و هیأت‌های دیگر می‌پرداخت و در همان مسجد ام البنین(س) غیر از شب‌های جمعه به تمرین سرود می‌پرداختند. شعبانی که خود یکی از اعضای این گروه سرود بوده است، در این باره می‌گوید: :در هیأت صنف کش‌باف تهران، در سال‌های قبل از انقلاب، سرودی طعنه‌آمیز به طاغوت خواندیم که از در پشت حسینیه‌ فرار کردیم. در آن زمان در حد توان هیأت مکتب علی در مبارزات انقلابی شرکت می‌کرد.»

همانطور که گفته شد یکی از برنامه‌های ویژه هیأت مکتب علی عزاداری ایام مسلمیه و حضور دسته عزاداری این هیأت در حرم عبدالعظیم حسنی(ع) است. قبل از انقلاب دسته‌جات زیادی در ایام مسلمیه به حرم عبدالعظیم حسنی(ع) نمی‌رفت و یک دسته مادحین و ذاکرین در شب هفتم ذی‌الحجه در این مکان حضور پیدا می‌کرد که اداره‌کننده جلسه و برنامه‌ها در این روز نیز بود و دسته‌های دیگر به احترام آن‌ها، روز هشتم و نهم می‌آمدند البته تعدادشان مثل امروز زیاد نبود. هیأت مکتب علی نیز از سال ۵۸ مرتب در شب نهم ذی‌الحجه در این مراسم شرکت کرده است و هرسال با یک نوحه و سبک جدید نیز حضور پیدا کرده است.

امیر شعبانی مدیر این هیأت در این باره می‌گوید: «در هیأت مکتب علی از ابتدا رسم بود در چای عزادان تربت می‌ریزیم تا کام‌شان، متبرک باشد و برای عزاداری مسلمیه نیز رسم داریم که در زمان تشرف هیأت به مشهد، از حضرت مدد می‌گیریم تا ایشان برای مسلمیه کمک کنند و از شاعر درخواست داریم ولو یک بند از نوحه آن سال را در حرم بگوید.»

همواره هیأت‌های متعدد مورد عنایات و الطاف اهل بیت(ع) قرار گرفته‌اند. هیأت‌ مکتب علی نیز شاهد این عنایات بوده است. شعبانی در این باره می‌گوید: «ایام محرم از مسجد ام البنین(س) با دسته عزاداری به راه می‌افتادیم و زنجیززنی می‌کردیم و به زیارت یکی از امامزاده‌های واقع در آن محل می‌رفتیم و مجدد به هیأت برمی‌گشتیم. خواهر شهید چیت‌ساز در آن سال، عارضه‌ای برایش پیش آمده و فلج شده بود. در شبی که توسل به حضرت قاسم(ع) صورت گرفت و دسته عزاداری به راه افتاد، این خانم با ویلچر درون دسته آورد شد و بعد از اتمام این مراسم که به منزل رفت، مورد عنایت اهل بیت(ع) قرار گرفت و ویلچر را کنار گذاشت و روز بعد با پای خودش به هیأت آمد.»

اداره مجلس سیدالشهدا(ع) با خود این بزرگواران است، اگر کسی معرفت به آنان داشته باشد کوچکترین آزار و اذیتی به او نمی‌رسد. گاهی افرادی در هیأت‌ها به نوعی مزاحمت و اختلالی ایجاد می‌کنند و این امتحانی برای افراد حاضر و مسئولین هیأت محسوب می‌شوند که چگونه با این فرد برخورد کنند زیرا باید بدانیم اول مهمان مجلس عزای سیدالشهدا(ع) مادرش حضرت زهرا(س) است. امیر شعبانی در بیان خاطره‌ای در این باره می‌گوید: «یک سال در دسته عزاداری هیأت ما که خانم‌ها نیز انتهای دسته حضور داشتند، یک جوانی که اهل مسجد و هیأت نبود، به شیطنت می‌پرداخت و با حاضر شدن بین دسته آخر و خانم‌ها، اختلال ایجاد می‌کرد. بسیاری از افراد هیأت که توان لازم برای برخورد فیزیکی با وی را داشتند، خواستند اقدامی کنند که اعلام کردم اجازه دهید صاحب هیأت جوابش را بدهد. مسجد ما، داخل کوچه‌ای بود که حرکت می‌کردیم، به خیابان ۱۵ خرداد می‌رسیدیم. دسته به حرکت ادامه داد تا وارد خیابان شد، در این زمان، فاصله‌ای میان خانم‌ها و آقایان ایجاد شد و آن فردی که شیطنت می‌کرد، غفلت کرد و موتوری با او برخورد کرد، به طوری که دو پایش درون  گچ رفت. این پاسخ اهل بیت(ع) به رفتار فردی بود که قصد اختلا و شیطنت در مجلس آن‌ها را داشت.»

 

منبع:فارس

توصیه امام حسین به ما!


عقیق:روایت زیر را از کتاب کافی منتشر می‌کند.

 

امام حسین علیه السلام:

یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ

ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.

 

پی نوشت:

الکافی، ج 2 ، ص 331

ماندگاری: مراقب آخرت خود باشیم


عقیق:حجت‌الاسلام محمدمهدی ماندگاری، شب گذشته در جمع عزاداران حسینی مجموعه رهپویان وصال اصفهان اظهار داشت: اگر می‌خواهید در میدان مسابقه دنیا برنده باشید، ایمان به عالم غیب را فراموش نکنید که نتیجه عمل صالح مجاهدت در راه خداست.

وی بیان کرد: در تکمیل بحث مقاومت باید نکاتی را عرض کرد که از سفارش های دین و معصومین و از ضرورت های امروز جامعه ما به شمار می‌رود که اگر به عناصر مقاومت و مجاهدت اضافه شود ما را برای یاری امام زمان امت خود یاری می‌کند.

ماندگاری تصریح کرد: یاران امام حسین(ع) اگر برای امامشان تلاش کردند هم اهل مقاومت و استقامت بودند و هم دوعنصر دیگر را داشتند، اول اهل مجاهدت بودند که ۶۰۰ آیه قرآن درباره جهاد است و بعد اهل مراقبت بودند که حدود ۵۰۰ آیه قرآن درموضوع تقوا آمده است.

این کارشناس مذهبی ادامه داد: اگر اهل مجاهدت باشید خداوند عاشق و خریدار بنده‌اش می‌شود، بنابراین نباید ایمان به غیب خدا را دراین راه فراموش کرد.

ماندگاری در ادامه گفت: ایمان به غیب در مفهوم بدین معناست که 《تلاش زیاد است اما وقت کم است》 که این نکته رمز موفقیت و سعادت در دنیا دانسته می‌شود، بنابراین نباید فراموش کنیم که از تلاش های شیطان آن است که مردم را به بازیگوشی مشغول کند تا وقت را از دست بدهند.

وی تاکید کرد: اگر شیطان بتواند یاد آخرت را از ما بگیرد توانسته است ما را فریب دهد اما کسانی که به یاد آخرت هستند تمام زندگی خود را صرف مجاهدت در راه خدا می کنند، پس مراقب آخرت خود باشیم.

ماندگاری به نقل از مجاهدترین فرد بعد از پیامبر، امیرالمونین(ع) بیان کرد: «خدایا برای راه طولانی تو به اندازه کافی آذوقه جمع نکرده‌ام» و این نشان دهنده این است که توشه ما برای آخرت کافی نیست چرا که بعد از مرگ افسوس دنیا را می خوریم که ای کاش بیشتر تلاش کرده بودیم.

این کارشناس مذهبی بیان کرد: هرکس باور کند عالم پس از مرگ وجود دارد حتماً مجاهدت می کند؛ پس مومن واقعی کسی است که به خداوند و سخنان خداوند ایمان می‌آورد که می گوید قیامت قطعی است، بنابراین قلبشان هیچ گاه متزلزل نمی‌شود و به خداوند شک نمی کند.

 ماندگاری بیان کرد: مجاهدت، مقاومت و مراقبت زمانی صورت می گیرد که انسان روز آخرت را جدی بگیرد و برای خداوند تلاش کند که لازمه تلاش برای خداوند اخلاص است پس در نظرداشته باشیم که هرکس برای خداوند تلاش کند هیچ چیز مانع راه او نمی‌شود، درنتیجه آن‌ها مومن‌ها مومن‌های صادق و پیروزهستند.

14 اقدام دشمن برای نابودی اسلام



عقیق:حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث خود در مسجد امام خمینی(ره) کرمان، به موضوع انتخاب الگو پرداخت و گفت: در قرآن افرادی به دلیل عملکردشان اسوه هستند؛ حضرت ابراهیم با عموی بت‎پرست خود قطع رابطه کرد و در قرآن داریم که حضرت ابراهیم به عموی خود می‎گفت یَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا یَسْمَعُ وَلَا یُبْصِرُ وَلَا یُغْنِی عَنْکَ شَیْئًا [آیه 42 سوره مریم] و خداوند به ابراهیم(ع) می‎گوید حال به واسطه ترک شرک و بت پرستی (به دلیل جدا شدن از عموی بت‎پرست خود) برو و خادم کعبه باش، و “فَوَهَبَ” خداوند اسحاق و اسماعیل را در سنین پیری به او اعطا کرد. به بیان قرآن حضرت ابراهیم در ترک شرک الگوست.

وی ادامه داد: قرآن می فرماید ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ [آیه 11سوره تحریم] زن فرعون هم برای زنان و هم برای مردان الگوست چون تسلیم فرعون نشد با اینکه نان و نمک فرعون را خورده بود، آسیه شکنجه و شهید شد اما زیر بار ظلم نرفت زیرا فکر پلید فرعون را قبول نداشت. و در جای دیگر قرآن پیغمبر اکرم را نیز اسوه قرار داده است قَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ [آیه 21 سوره احزاب] 

این مفسر قرآن درخصوص مسئله اسوه ادامه داد: کلمه اسوه هم برای حضرت ابراهیم علیه السلام، هم رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و هم برای زن فرعون آمده است. اما امام حسین علیه السلام هم درخصوص اسوه فرمودند فَلَکُم فِیَّ أُسْوَة [مکاتیب الأئمة علیهم السلام . ج ‏3 . ص : 141] من برای شما الگو هستم. چراکه امام حسین علیه السلام نیز زیر بار ظلم نرفتند و تسلیم نشدند. و این مجالس سخنرانی و عزای حسینی هم به این خاطر است که ما ببینیم و بدانیم که چرا امام حسین اسوه است.

وی در ادامه با اشاره به خواسته و تلاش دشمنان اسلام در نابودی دین و اعتقاد به خدا افزود: در قرآن آمده است یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ [آیه 8 سوره صف] قرآن می‎گوید می‎خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند، اما نمی‎شود.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور اظهار کرد: در طول تاریخ برنامه‌های زیادی برای خاموش کردن نور اسلام طراحی شد. برنامه معاویه هم این بوده است، همان‎طور که می‎گوید من اسلام را زیر خاک می‎کنم دَفْناً دَفْنا [المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب علیه السلام . ص : 603] شعارش بود.

وی اضافه کرد: کارهایی که در طول تاریخ برای محو اسلام انجام شده است [از زبان قرآن] به این ترتیب است:

1. گفتند قران حرف‎های کهنه می‎زند. أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ [آیه 24 سوره نحل]

2. گفتند حرف‎های قرآن خیال و اوهام است و واقعیت ندارد. 

3. گفتند پیامبر صلی الله علیه وآله دروغ می‎گوید. یَقُولُونَ افْتَرَاهُ [آیه 38 سوره یونس] 

4. گفتند حرف‎های پیغمبر چیزی نیست که ما نتوانیم بزنیم؛ ما هم می‎توانیم مثل قران را بیاوریم.

5. برای خداوند رقیب تراشیدند. جَعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا [آیه30 سوره ابراهیم]

6. به مردم امر کردند تا به قرآن گوش ندهند. لَا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ [آیه 26 سوره فصلت]

7. دین خدا را مسخره کردند. اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُوًا [آیه 57 سوره مائده]

8. مساجد را تخریب کردند. سَعی فی خَرابِها [آیه 114 سوره بقره]

9. در قرآن تحریف به وجود آوردند. یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ [آیه 46 سوره نساء]      

10. در دین بدعت گذاشتند. ابْتَدَعُوهَا [آیه 27 سوره حدید]

11. حقایقی را کتمان کردند. یَکْتُمُونَ [آیه159 سوره بقره]

12. به بعضی دستورات عمل کردند و از بعضی دستورات روی برگرداندند. أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ [آیه 85 سوره بقره]

13. حق و باطل را با هم خلط کردند. لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ [آیه 42 سوره بقره]

14. در دین خدا غلو کردند. لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ [آیه 77 سوره مائده]

پس هر کار که در توانشان بود انجام دادند. حتی در دعای ندبه می‎خوانیم فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَ سُبِیَ مَنْ سُبِی‏، پس کشته شدند آن کسانی که کشته شدند و اسیر شدند آنان که اسیر شدند. اما خداوند می‌فرماید وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ [آیه 8 سوره الصف] و من روز به روز دینم را افزایش می‎دهم گرچه مخالفین ناراحت باشند. 

استاد قرائتی با اشاره به انقلاب اسلامی ادامه داد: به کوری چشم دشمنان، اسلام روز به روز گسترده‎تر می‎شود و همین هم برای انقلاب ما صدق می‎کند. شاه می‎خواست انقلاب را سرکوب کند، اما نتوانست و روز به روز بر عزت ملت افزوده شد. الان نگاه کنید و ببینید عزت ما بیشتر است یا اسرائیل؟ شاه دستور داد عکس امام خمینی(ره) را چاپ نکنند، اما هیچ مرجعی به اندازه امام خمینی رحمه الله عکسش چاپ نشد. 

وی با بیان مجدد “می‎خواهند نور خدا را خاموش کنند اما نمی‎شود” افزود: در طول تاریخ قبر مطهر امام حسین را چندین مرتبه نابود کردند و زمینش را شخم زدند و بر روی آن کشاورزی کردند تا نام و یاد حسین علیه‎السلام محو بشود و از ایشان خبری نباشد. اما ببینید الان عزت ایشان چگونه است؟ با خدا نمی‎شود کشتی گرفت. کمک خداوند در لحظات حساس و به موقع می‎رسد. ببینید خداوند در دقیقه‌های ۹۰ چه کارهایی انجام می‎دهد؛ مصداق این کمک تار عنکبوت تنیده شده بر در غاری بود که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در آنجا مخفی شده بودند. خداوند گاهی از جان پیامبر با تار عنکبوت محافظت می‎کند و گاهی هم از ما در مقابل تهدیدهای آمریکا با شن‎های طبس.

چرا مصائب برای انسان وجود دارد؟


عقیق:به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدان، این استاد حوزه، در جمع عزاداران حسینی در مشهد ابراز کرد: با توجه به لطف، قدرت، علم و رحمت خداوند، همواره در ارتباط با جریانات مختلف اسلامی و هم چنین در مورد مسائل جامعه انسانی سوالات مختلفی برای بشر پیش آمده و خواهد آمد که یکی از سوالات مطرح شده این است که چرا از ابتدای تاریخ تا کنون با وجود قدرت بدون عجز، آگاهی بدون جهل و مهربانی غیرقابل توصیف خداوند، برخی از بندگانش و به طور خاص افراد معتقدتر، درگیر مشکلات و مصائب فراوان بوده اند؟

وی در همین راستا، با بیان این که برخی وقت ها چنین سوالاتی در مورد حادثه عاشورا نیز مطرح می شود، ابراز کرد: هنوز برای برخی جای سوال وجود دارد که چرا شخصیتی مانند امام حسین(ع) که هستی به حضرتش قوام دارد و «بیُمنِه رزق الوری» هستند و همه حقایق هستی در وجود او خلاصه شده است، باید به چنین مصائبی گرفتار آید و اهل بیتش به اسارت بروند؟

آیت الله سیدان گفت: خداوند در مورد اصحاب «اخدود» که نمونه قرآنی این پرسش است، می فرماید که مومنین را در گودالی از آتش می انداختند در حالی که ما که خدای عزیز و حمید هستیم هم شاهد این ماجرا بودیم.

وی دو سنتِ الهیِ آزمایش و مهلت را پاسخ بسیاری از سوالات مطرح شده پیرامون جریانات پیش آمده برای جامعه بشری دانست و عنوان کرد: بر اساس حکمت الهی قرار نیست هر کس که کار خلافی در دنیا مرتکب شد، فوراً «مُچش» گرفته شود و نتیجه کارش را ببیند، بلکه به خوب و بد، فرصت داده می شود.

استاد حوزه علمیه خراسان تکلیف، امر و نهی و بهشت و جهنم را بدون وجود قدرت اختیار بی معنا توصیف و ابراز کرد: غیر از مسائل تکوینی مانند زمان تولد، قد و قیافه که جبری هستند، سایر کارهای تکلیفی بر اساس اختیار شکل می گیرند و چون خداوند به انسان قدرت اختیار را عطا فرموده، به او مهلت داده تا بر اساس اختیارش حرکت کند و خوب و بد و مومن و غیرمومن جدا شوند.

آیت الله سیدان با اشاره به آیه 178 سوره آل عمران که می فرماید: «وَ لَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ»، اظهار کرد: لام در «لِیَزْدَادُوا»، لام عاقبت است، بدان معنا که گنهکاران به اختیار و انتخاب بد خودشان، بار گناهشان را زیاد می کنند، همان طور که خوب ها هم توشه خود را سنگین تر می کنند.

وی خاطرنشان کرد: برخی از فلاسفه از جمله ابن عربی و ملاصدرا در مورد این آیه و آیات مشابه برداشت های نادرستی دارند و مرتکب اشتباهاتی شده اند که به هیچ وجه قابل بخشش نیست.

استاد حوزه علمیه خراسان افزود: استدلال نادرست ملاصدار چنین است که اگر چیزی برای چیزی خلق شود، وقتی در آن جا قرار بگیرد، خوش خواهد بود و چون قرآن صراحت دارد به این که بسیاری از جن و انس برای جهنم آفریده شده اند، بنابراین جهنمی ها در جهنم راحت و خوش هستند.

آیت الله سیدان، جریان کربلا را اسلام مجسّم توصیف و بیان کرد: اگر جریان قیام سیدالشهداء(ع) از ابتدا تا واقعه کربلا بررسی شود، عالی ترین مسائل اجتماعی، اعتقادی و اخلاقی سعادت بخش دنیوی و اخروی از آن استخراج می شود.

وی در پایان ضمن تأکید بر بیان خواسته ها و حاجت های مادی و معنوی در ضمن عزاداری ها، ابراز کرد: خوب است که خواسته های خود را از عزاداری هایمان جدا کنیم و عزاداری مان فقط برای حسین(ع) باشد.

تعداد شهدای حادثه کربلا افزایش یافت


عقیق:حجت الاسلام صحبت الله رحمانی در گفت‌وگویی درباره آخرین آمار شهدا و زخمی شدگان در حادثه کربلا اظهار کرد: تا این لحظه تعداد 36نفر در این حادثه جان باخته‌اند و 122نفر نیز زخمی شده‌اند.

وی در خصوص زائران ایرانی گفت: 4زائر ایرانی در این حادثه زخمی شده‌اند که اسامی آنها عبارتند از آقای یوسفی از قم- علی جمشیدیان از اصفهان- محمد باقر حاری از قم و محمد قربانی.

حجت الاسلام رحمانی تصریح کرد: تا این لحظه گزارشی از جان باختن زائران ایرانی منتشر نشده است.

آیا همه اصحاب امام حسین شیعه بودند؟


عقیق:متن زیر یادداشتی است از حجت الاسلام مسلم منفرد، پژوهشگر و کارشناس حوزه وحدت که در ادامه می‌خوانید؛

در میان اصحاب سید الشهدا (ع) کسانی هستند که شیعه نبودند، با این وجود، به یاری امام حسین (ع) آمدند و در این مسیر به شهادت رسیدند. در مورد برخی شهدای کربلا [۱] اختلاف نظر وجود دارد که آیا شیعه بوده‌اند یا خیر؟ ولی در مورد برخی دیگر، اتفاق نظر وجود دارد که شیعه نبوده‌اند. «زهیر بن قین بجلی»، و دو برادر به نام‌های «سعد بن حارث» و «ابوالحَتوف بن حارث» از جمله شهدای کربلا هستند که بدون هیچ گونه شک و تردیدی شیعه نبوده‌اند. «زهیر»، عثمانی مذهب بوده و «سعد» و «حارث» جز خوارج بوده‌اند.

اما آیا غیر شیعیانی که به سپاه امام (ع) پیوستند، شیعه شده‌اند یا خیر؟ بحثی است که مورد اختلاف نظر بین صاحب نظران است. برخی قائلند زهیر و این دو برادر پس از ملحق شدن به سپاه امام (ع) شیعه شده‌اند و سپس به درجه رفیع شهادت نائل گردیده‌اند و برخی معتقدند ایشان به سپاه امام ملحق شده، در رکاب امام شمشیر زده و به شهادت رسیده‌اند، لکن تغییر مذهب نداده‌اند.

زهیر بن قین:

زهیر بن قین بجلی، از شهدای کربلا و از بزرگان قبیله بجیله است. او عثمانی مذهب بوده و عثمانی‌ها نسبت به امیرالمؤمنین (ع) بدبین بودند. بلاذری در کتاب أنساب الأشراف، درباره زهیر می‌نویسد: «قالوا: وکان زهیر بن القین البجلی بمکة، و کان عثمانیاً »[۲] (ترجمه: گفته‌اند: زهیر بن قین بجلی در مکه بود و عثمانی بود.) در مورد زهیر بن قین، می‌توان طلاق دادن همسرش بر طبق فقه عامه را شاهدی بر آن دانست که ایشان بر عقیده و مذهب خود باقی مانده است. در مقابل برخی جملاتی که از ایشان در روز عاشورا و هنگام نبرد نقل شده نشان می‌دهد زهیر دست از عقیده سابق خود برداشته و شیعه شده است.

«زهیر به عزرة بن قیس یکی از کسانی که برای امام حسین (ع) نامه نوشته بود ولی اینک در سپاه ابن سعد به سوی خیمه‌های امام حمله کرده است رو کرد و گفت: ای عزره مراقب باش از آنانی نباشی که گمراهان را بر کشتن پاکدامنان یاری می‌کنند. عزره گفت: ای زهیر! تو تاکنون از شیعیان این خانواده نبودی، بلکه هواخواه عثمان بودی! زهیر گفت: «از این موقعیت که الان دارم با تو صحبت می‌کنم، نمی‌بینی که شیعه حسین (ع) هستم، به خدا سوگند که من نه نامه‌ای برای حسین نوشتم و نه پیکی برایش روانه کردم و نه به او وعده یاری داده‌ام، در راه با او مواجه شدم، موقعیت او را نزد رسول الله صلی الله علیه وآله ملاحظه نمودم و در پیشگاه خداوند احساس کردم که باید با او همراه گردم و یاریش کنم .»[۳]

سعد بن حارث و ابوالحَتوف بن حارث:

سعد و برادرش ابوالحتوف از طایفۀ بنی عجل از قبیلۀ خزرج بودند. این دو برادر از خوارج نهروان بودند و از کوفه با سپاه عمر سعد لعنه الله به قصد مقابله با امام حسین (ع) به کربلا آمده بودند.

مرحوم آیت الله شیخ علی نمازی شاهرودی درباره این دو شهید کربلا می‌گوید: «هو وأخوه أبو الحتوف العجلانی خرجا من الکوفة مع عمرو بن سعد وکانا من الخوارج فلما کان یوم عاشوراء سمعا استنصار مولانا الحسین علیه السلام و بکاء اهل بی ته، أدرکتهما السعادة و لحقا بالحسین علیه السلام وقاتلا مع أعدائه و فازا بسعادة الشهادة .»[۴]

(ترجمه: سعد بن حارث بن سلمه انصاری و برادرش ابو الحتوف عجلانی از کوفه با عمر بن سعد خارج شدند در حالی که این دو از جمله خوارج بودند. وقتی روز عاشورا فرا رسید، فریادخواهی مولای ما حسین را شنیدند و گریه اهل بیت آن حضرت را دیدند، سعادت نصیب شأن شد و به امام حسین (ع) پیوستند و با دشمنان ایشان جنگیدند و به سعادت شهادت نائل آمدند.)

این دو برادر هنگامی که هنگامی که صفوف دشمن را می‌شکافتند و به جبهه حق می‌پیوستند، شعارشان همان شعار خوارج بود: «لاحکم الّا للّه و لا طاعة لمن عصی.» بنابراین برخی این شعار را شاهدی دانسته‌اند بر اینکه این دو برادر از عقیده خود دست برنداشته لکن با شنیدن ندای هل من ناصر امام (ع) متحول شده و به سپاه امام پیوستند و در رکابش شهید شدند.

سیره امام حسین (ع) در جذب مخالفین:

سؤالی که پیش می‌آید این است که سیره امام حسین (ع) برای جذب زهیر، سعد و برادرش ابوالحتوف که بنا بر عقیده و مذهبشان نسبت به حضرت علی (ع) و آل علی علیهم السلام کینه داشتند چگونه بوده است؟

در پاسخ باید گفت: در مورد زهیر، گزارش معتبر و دقیقی از اینکه میان زهیر و امام در آن جلسه ملاقات چه گذشت؛ وجود ندارد، اما آنچه مسلم است این است که امام حسین (ع) و سایر اهل بیت علیهم السلام در دعوت مخالفین، سیره مشخصی داشته‌اند. سخنانی که در مسیر طولانی قیام از امام حسین (ع) صادر شده‌، خود بهترین سند برای تبیین سیره ایشان در تبیین حقایق و جذب فریب خوردگان و مخالفان است. با توجه به بیانات، سخنان و شعارهای عاشورا، می‌توان عناصر انسان‌ساز، جامعه‌ساز و فرهنگ‌سازی را ملاحظه کرد که در دایره تعالیم یک مذهب خاص نمی‌گنجند.

امام حسین (ع) چه در سخنرانی‌ها و چه در نامه‌ها و چه در گفت‌وگوهای خود با افراد مختلف، مکرر بر روی اعتقادات مشترک دینی و اصول اسلامی و انسانی پای می‌فشردند. از همین روست که با شنیدن این سخنان افرادی که حتی شیعه نبودند و پیرو مذاهبی بودند که نسبت به آل علی (ع) هم کینه ورزی داشتند، دل در گروه این حقایق نهادند و در واپسین ساعات و لحظات روز عاشورا به سپاه حق ملحق شدند.

اخلاق‌مداری و مدارا با مخالفان، پرهیز از توهین کردن به عقاید و مقدسات مخالفین و احترام به آزادی اندیشه آنها از عناصر سیره اهل بیت علیهم السلام در برخورد با مخالفین بوده است. متأسفانه امروزه برخی جریان‌های افراطی شیعه، توهین کردن و ناسزا گفتن به مقدسات سایر مذاهب اسلامی را بهترین شیوه تبلیغ تشیع می‌دانند! این در حالی است که در سیره اهل بیت علیهم السلام همیشه از توهین کردن به دشمنان هم نهی شده است چه رسد توهین کردن به مقدسات؛ آن هم مقدسات پیروان سایر مذاهب اسلامی.

به عنوان نمونه در جنگ صفین هنگامی که دو لشکر حق و باطل؛ سپاه امیرالمؤمنین علی (ع) و معاویه لعنه الله در مقابل هم صف آرایی کردند، گروهی از سربازان امیرالمؤمنین (ع) شروع کردند به لشگر شام فحش دادن. حضرت وقتی شنید بعضی از افراد سپاهش، دشنام می‌دهند و ناسزا می‌گویند، ایشان را از این کار نهی کرد و ایشان را به بیان حقایق و گفتاری مستحکم و استوار دعوت نمود .[۵]

سوالی که از جریان‌های افراطی پرسیده می‌شود این است که اگر اصحاب امام حسین (ع) در هنگام ملاقات با زهیر بن قین که عثمانی مذهب بود و در ابتدا از ملاقات با امام (ع) هم اکراه داشت، به توهین به مقدسات مذهب زهیر می‌پرداختند، آیا زهیر شیفته امام حسین (ع) اصحاب ایشان می‌شد؟

با نگاهی به سخنانی که امام حسین (ع) در روز عاشورا با لشکر عمر بن سعد ملعون داشته متوجه می‌شویم امام (ع) در روز عاشورا مدام در پی تبیین حقایق بوده‌اند و با گفتاری روشن و مستحکم و با لحنی دلسوزانه و از روی محبت لشکریان سپاه باطل را به حق دعوت می‌کردند.

از سوی دیگر عملکرد امام (ع) و اصحابشان در روز عاشورا نیز از مهمترین و مؤثرترین اموری است که باعث شد تعدادی از لشکریان سپاه باطل به سپاه حق ملحق شوند. اهمیت و توجه به نماز، بیان مکرر حقایق و اخلاق‌مداری در جنگ از مهمترین ویژگی‌های عملی امام (ع) و اصحابشان در نبرد روز عاشورا بود که باعث شد کسانی که طینت پاکی داشتند به سپاه حق ملحق شوند.

نتیجه گیری:

عاشورا خالص‌ترین و بزرگ‌ترین مظهر عقاید و آموزه‌های شیعه است. سیره امام حسین (ع) و اصحابشان در روز عاشورا به ما می‌آموزد که اخلاق‌مداری در مواجهه با مخالفین، بیان حقایق، پافشاری و عمل بر اصول اسلامی و انسانی، بهترین شیوه در برخورد با پیروان سایر ادیان و مذاهب است و این همان چیزی است که امثال زهیر، سعد و ابوالحتوف را به سپاه حق ملحق کرد و هر طینت پاکی را نیز متوجه خود می‌کند.

آری این گونه شد که زهیر بن قین و پسران حارث در زمره بهترین و باوفاترین اصحاب امام عشق قرار گرفتند و بیش از هزار سال است که عاشقان حسین (ع) به آنها سلام می‌دهند: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

پی نوشت:

[۱] در مورد شیعه بودن برخی شهدای کربلا اختلاف نظر وجود دارد. این شهدا عبارتند از: “حر بن یزید ریاحی”، “یزید بن زیاد بن مُهاصر کِندی” معروف به “ابوالشعثا کندی” و “عبدالله بن عمیر کلبی” رحمهم الله.

[۲] البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر _متوفای ۲۷۹ ق_، أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۴۱۳، طبق برنامه الجامع الکبیر.

[۳] انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۹۲; کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۵۷ و تاریخ طبری، ج ۴، ص ۳۱۶.

[۴] الشاهرودی، الشیخ علی النمازی _متوفای ۱۴۰۵ ق_، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج ۴ ص ۲۷، ناشر: ابن المؤلف، چاپخانه: شفق – طهران، الأولی ۱۴۱۲ ه

[۵] رجوع شود به نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶

هر روز عاشورا نیست و هیچ زمینی کربلا نمی‌شود!


عقیق:سید محمود جوادی: ماه محرم الحرام که نزدیک می‌شود جمله معروف «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» به ذهن متبادر می‌شود و نام عاشورا و کربلا در همه جا طنین انداز می‌شود تا توجه‌ها به سمت و سوی حماسه بی نظیر سید الشهدا (ع) معطوف شود و شیعیان با دلی مالامال از حزن و اندوه وارد این ماهِ سرتاسر غم می‌شوند.

کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا (همه روزها عاشورا و همه زمین‌ها کربلاست) عبارت معروفی است که بعضی آن را به امام صادق (ع) نسبت داده‌اند و بعضی از عالمان دینی نیز در سخنان خود از آن استفاده کرده‌اند که به گفته برخی از پژوهشگران، این جمله در هیچ یک از منابع حدیثی شیعه نیامده است.

روایت معتبر و صحیحی از امام حسن مجتبی (ع) در خصوص روز شهادت امام حسین (ع) وجود دارد که جمله کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاء را زیر سوال می‌برد. امام باقر (ع) به نقل از جدشان می‌فرمایند: روزی امام حسین (ع) به نزد امام حسن (ع) آمد، وقتی چشمش به برادر افتاد گریه کرد، امام حسن (ع) از برادرش علت گریه کردن را جویا شد. امام حسین (ع) فرمود: گریه ام برای رفتار بدی است که با تو می‌شود. امام حسن (ع) فرمود: ظلم و ستمی که بر من می‌شود همین زهری است که به من داده می‌شود و به سبب آن به قتل می‌رسم، ولی بدان که «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»؛ هیچ روز و سرنوشتی مانند روز و سرنوشت تو نیست.

ای ابا عبدالله (ع) زیرا روزی بر تو خواهد آمد که سی هزار نفر از مردمی که خود را مسلمان می‌دانند و مدعی هستند که از امت جد ما محمد صلی الله علیه و آله هستند، تو را محاصره کرده و برای کشتن تو و جسارت به اهل بیت تو و اسارت خاندان تو و غارت اموال آنها اقدام می‌کنند، در این هنگام است که خداوند لعن خود را بر خاندان امیه فرو فرستد و از آسمان خون و خاکستر فرو ریزد و همه مخلوقات حتی حیوانات درنده در بیابان‌ها و ماهیان در دریاها بر مصیبت تو گریه کنند.

همچنین مضمون سخنی از امام زین العابدین (ع) است که روزی امام سجاد (ع) به پسر عباس (ع) نگاه کرد و گریست و یاد از روز اُحُد کرد که حمزه در آن کشته شد، سپس یاد از مؤته کرد که جعفر بن ابی طالب آنجا به ‏شهادت رسید. سپس فرمود: لایوم کیوم الحسین، ازدلف الیه ثلاثون الف رجل یزعمون‏ انهم من هذه الامه کل یتقرب الی الله عزوجل بدمه و هو بالله یذکرهم فلا یتعظون حتی ‏قتلوه بغیا و ظلما و عدوانا…

این که نخستین بار چه کسی عبارت «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» را به کار برده مشخص نیست. علی شریعتی در کتاب حسین وارث آدم، آن را به امام صادق (ع) نسبت داده است. هم‌چنین این عبارت در سخنان برخی از عالمان دینی نیز به کار رفته است. امام خمینی (ره) در سخنرانی‌ها و پیام‌های خود این عبارت را به کار برده است و نیز آیت الله خامنه‌ای در سخنان خود بدون آن که آن را حدیث بداند به این عبارت اشاره کرده است. چنان‌که شهید مرتضی مطهری نیز این عبارت را استفاده کرده و به حدیث بودن یا نبودن آن اشاره نکرده است.

برخی پژوهشگران برآنند که این عبارت نه تنها در احادیث نیامده، بلکه مخالف باورهای شیعیان است زیرا هیچ سرزمینی ارزش کربلا را ندارد و هیچ روزی نیز قابل مقایسه با روز عاشورا نیست. به نظر می‌رسد این سخن از زیدیه سرچشمه گرفته باشد و نمی‌تواند با شیعه اثنی عشری نسبتی داشته باشد.

امام خمینی (ره) در سخنان خود منظور از این جمله را ضرورت گریستن همیشگی بر مصائب امام حسین نمی‌داند؛ بلکه معتقد است این جمله بیانگر لزوم مبارزه همیشگی با ظلم است هر چند ایشان در برخی موارد تفسیر دیگری نیز ارائه داده است. شهید مطهری در تبیین پیروزی واقعی امام حسین (ع) در نهضت عاشورا، می‌گوید این نهضت همواره در حال کسب پیروزی‌های جدید است و معنی «کل یوم عاشورا» این است که هر روز به نام امام حسین با ظلم و باطلی مبارزه می‌شود و حق و عدالتی احیا می‌شود. آیت الله خامنه‌ای نیز این جمله را چنین تفسیر می‌کند که «در هر دوره‌ای انسان‌ها نقشی دارند که اگر آن نقش را به‌درستی، در لحظه مناسب، در زمان خود ایفا کنند، همه چیز به سامان خواهد رسید، ملت‌ها رشد خواهند کرد، انسانیت گسترده خواهد شد.»

به طور یقین یکی از روایت‌های منتسب امامان معصوم علیهم السلام در خصوص روز شهادت امام حسین (ع) باید تحریف شده و غیر واقعی باشد چراکه کلام همه امامان شیعه در خصوص مسائل اصلی جامعه و امت اسلامی همواره یکسان بوده و هرگز در آن تناقضی دیده نمی‌شود. بنابر این شیعه باید از تحریف آنچه به کربلا و عاشورا مربوط می‌شود دوری کند و در خصوص عبارت معروف «لا یوم کیومک یا اباعبدالله» تأمل بیشتری به خرج دهد و نیز از نسبت دادن آن به امامان معصوم علیهم السلام خودداری نماید.

در بسیاری از سخنان منتسب به امام حسین (ع) که توسط برخی از مداحان و یا روضه خوانان نقل می‌شود و تأثیر به سزایی بر مخاطب می‌گذارد، تردید وجود دارد. از دیدگاه گروهی از محققان، برخی از سخنان حدیث‌گونه، به‌ویژه اشعار منسوب به امام حسین (ع)، فاقد سندهای قابل اتکاست. در برخی موارد نیز محققان به صورت قاطع حکم به نادرستی و عدم صدور آنها داده‌اند. برخی از این عبارت‌ها چنین‌اند: إنّ الحیاة عقیدة و جهاد: شهید مطهری، این سخن را بی‌سند و مدرک می‌داند و از نظر مفهوم و محتوا نیز آن را نادرست معرفی می‌کند .[۳] برخی محققان، این جمله را بخشی از شعر احمد شوقی (۱۲۴۷-۱۳۱۱ ش)، از شاعران مصر دانسته‌اند.

إن کان دین محمد…: برخی در انتساب عبارت «إن کانَ دینُ محمدٍ لم یستَقِم إلا بقتلی یا سُیوفُ خُذینی» به امام حسین (ع) تردید کرده‌اند و آن را بیتی از شعر شیخ محسن حویزی حائری، مشهور به ابوالحب حویزی (۱۲۳۵-۱۳۰۵ ق) دانسته‌اند. این شعر در دیوان شعر او با عنوان الحائریات چاپ شده است.

أُسقونی شربةً من الماء: شهید مطهری در انتساب این سخن به امام حسین (ع) تردید کرده و گفته است: «من هر چه در مقاتل گشتم… تا این جمله معروفی را که می‌گویند اباعبدالله به مردم گفت «أسقونی شربة من الماء، “یک جرعه آب به من بدهید” ببینم، ندیدم.» او علاوه بر نقد تاریخی، چنین سخنی را با شخصیت امام در تعارض می‌بیند: حسین (ع) کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب بکند. فقط یک جا دارد که حضرت در حالی که داشت حمله می‌کرد «و هو یطلب الماء»؛ قرائن نشان می‌دهد که مقصود این است: در حالی که داشت به طرف شریعه فرات می‌رفت (در جستجوی آب بود که از شریعه بردارد)، نه اینکه از مردم طلب آب می‌کرد.

هَل من ناصرٍ ینصرُنی: برخی از پژوهشگران در انتساب این سخن بسیار مشهور به امام حسین (ع) تردید کرده و نوشته‌اند که در منابع، سند و مدرکی برای این انتساب یافت نشده است.

بنابر این تحریف‌های واقعه عاشورا، پاره‌ای از رخدادها و آئین‌های منسوب به قیام عاشورا که از سوی برخی محققان، ساختگی و نادرست دانسته شده است. آنان معتقدند نقل‌های نادرست و خرافی و ادعاهای بدون سند صحیح، در سده‌های مختلف پس از واقعه کربلا و مخصوصاً در عصر صفویه و قاجاریه به کتاب‌ها و منابع راه یافته است. برخی از آئین‌های عزاداری همچون قمه‌زنی نیز در زمره تحریفات عاشورا دانسته و گفته شده که با فلسفه قیام امام حسین (ع) تعارض دارد و عزاداری امام حسین را از اهداف اساسی خود دور کرده است. گروهی از عالمان و روشنفکران، همواره به مبارزه با تحریفات عاشورا پرداخته و کتاب‌های متعددی در این راستا تألیف کرده‌اند.

نگارش و رواج یافتن برخی کتاب‌های نامعتبر، یکی از عوامل اصلی گسترش روایات و داستان‌های نادرست درباره واقعه عاشورا بوده است. محققان از این کتاب‌ها با عنوان منابع تحریف‌ساز و یا تحریف‌گستر یاد کرده‌اند. البته ورود به این مبحث نیاز به تحقیق مفصل دارد که در حوصله این مقال نمی گنجد و ما در اینجا تنها به عبارت معروف کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا پرداختیم تا با تأمل بیشتری به تحریفات پیرامون باورهایمان توجه کنیم.

منبع:مهر

نقش خواص در وقوع عاشورا


عقیق:حجت الاسلام والمسلمین حبیب الله شعبانی، شامگاه دوشنبه در جمع عزاداران حسینی، در حسینیه امام خمینی (ره) همدان با بیان اینکه جریان شهادت امام حسین(ع) مختص به سال ۶۱ نبوده است، اظهار داشت: به وقوع پیوستن عاشورا یک سری اتفاقات مستمر بود که از 50 سال پیش با هدایت گری های خواص جامعه شکل گرفته بود.

وی افزود: همان جامعه ای که پیامبر(ص) را دیده است، امروز به جایی رسیده که جرات می کند فرزندان پیامبر(ص) را به شهادت برساند و این فرایند مطمئنا در یک روز ایجاد نمی شود.

امام جمعه همدان با اشاره به اینکه یزید دارای مشاوران بسیار قوی بود، یادآور شد: یزید و مشاوران او با سنجش شرایط جامعه به این نتیجه رسیدند که اگر الان امام را به قتل برسانند، اتفاقی نخواهد افتاد و جامعه آماده این ماجرا است.

وی تصریح کرد: موضوع مهم این است که چه اتفاقاتی افتاد که در طول این سال ها جامعه به جایی برسد که خطبه امام حسین(ع) را نمی فهمد، اما همین جامعه تا یزید دستوری می دهد به آن عمل می کنند.

حجت الاسلام والمسلمین شعبانی، اندیشه حرام را محصول خوردن حرام دانست و گفت: در تمام این 50 سال خواص جامعه خیانت هایی از طریق ظاهر سازی و حاشیه سازی در جامعه انجام دادند که نتیجه آن عاشورا سال 61 شد.

وی تاکید کرد: خواص جامعه در همه این سال ها با شبهه سازی و پنهان کاری کارهای واقعی خودشان، مردم را از واقعیت ها بی خبر می گذاشتند تا جایی که در شام با تعجب می گفتند مگر امام نماز هم می خواند؟

خواص قدرت طلب، زمینه ساز فریب جامعه شدند

نماینده ولی فقیه در استان همدان خاطر نشان کرد: معاویه در ظاهر فریاد می زد که دانستن حق مردم است، اما در اینکه مردم چه چیزی را باید بدانند نظر او آنچه بود که او می گفت نه واقعیات جامعه، و لذا در این راه بسیاری از افراد را به قتل رساند و حتی نحوه قتل آنها را نیز تحریف می کرد تا نامی از آنها باقی نماند.

وی با اشاره به این که سیاسیون قدرت طلب برای رسیدن به اهداف خود از هر راهی استفاده می کنند، ابراز داشت: یک روز معاویه با پرداخت پول 12 هزار منبر علیه علی(ع) به راه می انداخت و امروز نیز دشمن با استفاده از دو هزار شبکه ماهواره ای علیه اسلام و علی(ع) در جامعه حرف می زند.

حجت الاسلام والمسلمین شعبانی با بیان اینکه معاویه برای استفاده از رسانه های زمان خود آبگوشتی برای آنها ارسال می کرد که درونشان نخود هایی از جنس طلا وجود داشت، یادآور شد: امروز اگر منزلی که به آن خانم که در خارج از کشور متولی کشف حجاب شده است، رسانه ای شد و همگان دیدند باید بدانیم که این همان نخودهای طلای درون آبگوشت است.

وی ایجاد جنگ روانی در جامعه را از دیگر نقشه دشمنان عنوان کرد و گفت: یکی از دلایلی که مردم به جنگ امام حسین(ع) آمدند این بود که دشمن امام را کسی معرفی کرده بود که به دنبال برهم زدن وحدت جامعه و جنگ طلب است.

امام جمعه همدان یادآور شد: در جریان انتخابات گذشته نیز صحبت هایی علیه یکی از کاندیداها مطرح شد اگر فلانی بیاید در خیابان دیوار خواهد کشید، که متاسفانه بسیاری از فرهیختگان جامعه نیز آن را باور کردند.

حجت الاسلام والمسلمین شعبانی با بیان اینکه خواص قدرت طلب، زمینه ساز فریب جامعه شده اند، ابراز داشت: این خواص با حرکت آرام آرام خودشان در جامعه و در بین مردم سبب به وجود آمدن این اتفاق شدند و زمینه های آن را ایجاد کردند.

نماینده ولی فقیه در استان همدان اظهار کرد: شمر جزء خواصی بود که زمینه ساز بریدن سر امام شد و به همین دلیل است که تا روز قیامت شمر را لعنت می کنیم.

وی در پایان یادآور شد: شمر جوری صحنه سازی کرد که واقعه کربلا به جنگ رسید و حتی عمر بن سعد نیز که به دنبال صلح بود، برای عقب نماندن از شمر و در میدان رقابت با او به آن جنایات دست زد.

اشعار شب دوازدهم محرم (روضه تنور خولی)


سرویس شعر آیینی عقیق: به مناسبت ماه محرم الحرام فرا رسیدن ماه عزای حضرت سیدالشهدا (ع) عقیق هر روز تعدادی از اشعار شاعران آیینی را به منظور استفاده ذاکرین وشاعران اهل بیت (ع) منتشر می کند

 

عبدالعلی نگارنده:

به خولی بگفت آن زن پارسا

که را باز از پا درآورده‏ ای؟

که در این دل شب چو غارتگران

برایم زر و زیور آورده‏ ای‏

به همراهت امشب چه بوی خوشی ست!

مگر بار مشک تر آورده‏ ای؟

چنان کوفتی در که پنداشتم

ز میدان جنگی سر آورده‏ ای‏

چو دانست آورده سر، گفت آه!

که مهمان بی‏ پیکر آورده‏ ای‏

چو بشناخت سر را بگفت ای عجب!

سری با شکوه و فر آورده‏ ای‏

در این کلبه‏ ی تنگ و بی‏ نور من

ز گردون، مه انور آورده‏ای‏

بمیرم، در این تیره شب از کجا

سر سبط پیغمبر آورده‏ ای؟

چه حقّی شده در میان پایمال؟

که تو رفته‏ ای داور آورده‏ ای؟

ولی زآنچه من آرزو داشتم

به یزدان قسم، بهتر آورده‏ ای‏

به گلزار جانان زدی دستبرد

به کوفه گلی نوبر آورده‏ ای‏

گل آتش است این که از کوه طور

تو با خاک و خاکستر آورده‏ ای

پارسای تویسرکانی:

از تنور خولی امشب می رود تا چرخ نور

آفتاب چرخ، حسرت می برد بر این تنور

گر نه ظاهر شد قیامت، ور نه روز محشر است

از چه رو کرد آفتاب از جانب مغرب ظهور

این همان نور است کز وی لمعه ای در لحظه ای

دید موسای کلیم اله شبی در کوه طور

این همان نور خدا باشد که ناگردد خموش

این همان مشکوة حق باشد که نایابد فتور

مطبخ امشب مشرقستان تجلی گشته است

زین سر بی تن کزو افلاک باشد پر ز شور

از لبان خشک و از حلقوم خونی گویدَت

قصه کهف و رقیم و رمز انجیل و زبور

 

پیمان طالبی:

هر کس شهید تو نشد، اهل قبور شد

هر کس نمرد بهر تو، زنده به گور شد

خون تو خاک را به دو پیمانه مست کرد

بر خاک تا که ریخت، شراب طهور شد

باید که با “حسین” مزین شود فقط

اولاد شیعه تو اگر از ذکور شد!

ای چشم! اشک های تو وقف حسین باد

هر آدمی که اهل بکا شد، غیور شد

از دوستان من هرکس رفت کربلا

در ذهن من چه خاطره هایی مرور شد

گفتم به پیر اهل دلی: روضه ای بخوان

با اشک گفت “زینب” و آرام دور شد

زینب قرار بود که سر را بغل کند

آه از سعادتی که نصیب تنور شد

 

محمد علی مجاهدی:

آتش چقدر رنگ پریده‌ست در تنور
امشب مگر سپیده دمیده‌ست در تنور؟

این ردّ پای قافلهٔ داغ لاله‌هاست؟
یا خون آفتاب چکیده‌ست در تنور؟!

این گل‌خروش کیست که یک‌ریز و بی‌امان
شیپور رستخیز دمیده‌ست در تنور؟

چون جسم پاره پارهٔ در خون تپیده‌اش
فریاد او بریده بریده‌ست در تنور

از دودمان فتنهٔ خاکستری، خسی
خورشید را به شعله کشیده‌ست در تنور

جز آسمان ابری این شام کوفه‌سوز
خورشیدِ سر بریده که دیده‌ست در تنور؟

دنبال طفل گمشده انگار بارها
با آن سرِ بریده دویده‌ست در تنور!

::

امشب چو گل شکفته‌ای از هم، مگر گلی
گل‌بوسه از لبان تو چیده‌ست در تنور؟

در بوسه‌های خواهر تو جان نهفته است
جانی که بر لب تو رسیده‌ست در تنور

آن شب که ماهتاب تو را می‌گریست زار
دیدم که رنگ شعله پریده‌ست در تنور

رضا خورشیدی فرد:

هیچ کس تا ابد نمی‌فهمد
شب آن زن چگونه سر شده بود

خبری بود در تنور انگار
خبر این بار، داغ‌تر شده بود

با دل خون وضوی گریه گرفت
بین سجاده نوحه‌گر شده بود

آسمان را به سمت خویش کشید
وسعت خانه بیشتر شده بود

شانه برداشت تا که مویش را…
شانه از دست چشم، تر شده بود

عطر برداشت تا که رویش را…
عطر می‌سوخت، خون‌جگر شده بود

آب برداشت تا گلویش را…
آب، دریای شعله‌ور شده بود

کاش آن شب سحر نمی‌آمد
سحر آمد ولی اگر شده بود…

پشت سر ایستاد و قامت بست
لحظه‌های نماز سر شده بود

 

جواد محمد زمانی :

امشب ز فرط زمزمه غوغاست در تنور
حال و هوای نافله پیداست در تنور

دیگر زمین مکبّر یاران صبح نیست
امشب نماز یار فُراداست در تنور

هر ندبه عاشقانه به معراج می‌رود
انگار شور مسجدالاقصاست در تنور!

خاکستر است و شعله و پروانه‌ای که سوخت
امشب تمام عشق همین جاست، در تنور

اینجا مدینه نیست ولی با هزار غم
دست دعای فاطمه بالاست در تنور!

این زادهٔ خلیل که جانش به باغ سوخت
غم را چگونه باز پذیراست در تنور؟!

از اشک‌های تب‌زده طوفان به‌پا شده‌ست
ای نوح! این تلاطم دریاست در تنور!

با داغ جاودانهٔ تاریخ آشناست
باغ شقایقی که شکوفاست در تنور

این سَر که آفتاب سرافراز عالم است
روشن‌ترین مفسّر فرداست در تنور

دیگر چرا ز واقعه باید خبر گرفت
وقتی که عمق حادثه پیداست در تنور!

منبع : شعرهیات ، حسینیه

 

1 181 182 183 184 185 331