بهترین الگوی نسل جوان در جهاد علمی و فرهنگی


ستاد درس خارج حوزه:

استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم گفت: بی شک سیره امام جواد(ع)، بهترین الگوی جهاد علمی و فرهنگی برای نسل جوان است.

عقیقحجت الاسلام و المسلمین خزائلی در گفتگویی ضمن تبریک فرارسیدن سالروز ولادت با سعادت امام جواد(ع)، ابراز داشت: در خصوص فرمایشات نورانی و سیره عملی حضرت جواد الائمه(ع) به نکات و مسایل فراوانی می توان اشاره کرد اما در این بین، به عقیده بنده رویکرد جهاد فرهنگی و علمی ایشان یکی از آن نقاط بسیار برجسته است که به ویژه برای امروز جامعه ما می تواند الگو و منشا تحول باشد.

وی افزود: از آن جا که حضرت در قدرت سیاسی و یا مُکنت اجتماعی به جهت ظلم کثیر حکومت عباسی قرار نداشتند، از این رو عمده ترین و اصلی ترین نقش هدایت گری ایشان در عرصه های علمی و فرهنگی بوده از جمله در رابطه با بحث مناظرات و گفتگوهای علمی صورت گرفته میان ایشان و مخالفان بوده که در این خصوص به صورت مستند و با بیان شیوا و به صورت علمی پاسخ آن ها را داده و در زیباترین وجه به دفاع از حقانیت اسلام و مکتب اهل بیت(ع) پرداخته اند.

این استاد و محقق حوزوی همچنین گفت: امروزه ما به شدت محتاج این هستیم که جوانان مطلع و عادل و توانمند از حیث فرهنگی و آشنا به شیوه های درست فرهنگی بتوانند این نقش هدایتگرانه را در پاسخ به سوالات و شبهات به صورت حضوری یا از طریق ابزار قلم و … ایفا کنند ، به ویژه در زمانه ی حساس و پیچیده ما که با هجوم ویران کننده شبهات و سر و صداهای بی امان گروه باطل در دنیا روبرو هستیم.

وی تاکید کرد: در واقع ما باید این خلا را به تاسی از سیره و شیوه امام محمد تقی(ع) برطرف نماییم و به شکلی نسل جوان فرهیخته و آگاه خود را تربیت کنیم که با شیوه و منطق استدلالی بتوانند به شبهات پاسخ داده و از حقانیت دین و مکتب اهل بیت(ع) دفاع کنند.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: شیوه و در حقیقت راهبرد دومی که امام جواد(ع) در این باره داشتند، ناظر به بحث نیروسازی و کادرسازی است، چنان که بر اساس روایات تاریخی، حدود ۲۷۰ نفر از افراد و شاگردان خاص حضرت که استعداد خوبی داشتند ایشان شناسایی و تربیت و به علوم و فنون روز مجهز شدند و پس از آن برای امور فرهنگی و اجتماعی  در اقصی نقاط جهان اسلام از آن ها استفاده شد.

حجت الاسلام و المسلمین خزائلی همچنین اظهار داشت: امروزه یکی از کارهای مهم در عرصه فرهنگی ما باید این باشد که شیعیان مستعد و علاقه مند در جاهای مختلف دنیا را شناسایی کرده وآن ها را مورد حمایت قرار دهیم تا استعدادهای آن ها شکوفا شده و در مسیر خدمت به مکتب اهل بیت(ع) قرار بگیرند و بهترین خروجی ها را داشته باشند.

منبع:حوزه

نوشتن از امام معصوم، شجاعت می‌خواهد


عقیق:حسام آبنوس: نوشتن
رمان دینی سخت است. این راحت‌ترین جمله‌ای است که می‌توان درباره آثار
دینی گفت و برای همیشه خودمان را راحت کنیم. ولی فاطمه سلیمانی ازندریانی
معتقد است نوشتن از ائمه کار سختی است و شجاعت می‌خواهد و باور دارد که
خودش این شجاعت را داشته است.

رمان
«یک خوشه انگور سرخ» اثری است که سوژه بکر و نابی دارد و سلیمانی برای
نوشتن از امام جواد (ع) در اختیار داشته است. سوژه‌ای که زاویه خوبی نسبت
به امام دارد و خواننده را ترغیب می‌کند تا بخواهد با وجود اینکه سرگذشت
امام را می‌داند آن را دنبال کند. هرچند در اجرا شاید برخی نحوه اجرای اثر
را نپسندند. به همین خاطر با او درباره این اثر به گفت‌وگو نشستیم و
توضیحاتش را شنیدیم.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

به نظرم پایان رمان باید ابتدای کار قرار می‌گرفت. همچنان بر همین فصل‌بندی و چیدمان فصل‌ها اعتقاد دارید؟

خب دقیقاً پایان رمان همان جملات ابتدایی است. رمان با همان جمله‌هایی آغاز می‌شود که خواننده در پایان می‌بیند.

 منظورم دقیقا پایان رمان نیست. بلکه اندکی قبل‌تر از صفحه پایانی مرادم
است. چون ضربه‌ای دارد که می‌توانست خواننده را به جهان داستان شما پرتاب
کند. در رمانی که با محوریت یکی از اتفاقات دینی نوشته می‌شود مخاطب ایرانی
حداقل اطلاعات درباره اتفاق و رویداد دارد. اما نحوه پرداخت می‌تواند
متفاوت باشد تا جذابیت اثر بالاتر برود و من حس می‌کنم می‌شد این
فصل‌بندی‌های جابه‌جا شود.

من هم همین
تصور را داشتم ولی فکر نمی‌کردم باید زودتر از این پایان در ابتدا قرار
بگیرد. به نظرم همین که اثر با پریشانی ام‌فضل آغاز شود کفایت می‌کند.

*بسیاری در جامعه هستند که نمی‌دانند امام جواد(ع) به دست همسرش به شهادت رسیده

 در واقع شما با آوردن یکی دو پاراگراف از انتهای رمان و شکستن زمان مرور
حوادث را در ادامه به صورت خطی جلو بردید. در حالی که به نظرم می‌شد بیشتر
از تردیدهای ام‌فضل حرف زد چون تاریخ را که نمی‌شود تغییر داد و قتل امام
جواد(ع) به دست ام‌فضل حتمی است ولی می‌توانستید با رفتن به لایه‌های درونی
شخصیت ام‌فضل و نشان دادن تردیدهای او و رفت و برگشت در زمان جذابیت کار
را بالا ببرید. به هر صورت ام‌فضل شخصیت سیاه داستان است و دست شما برای
رفتن به لایه‌های درونی ذهن او باز بود. یعنی به جای اینکه یک گزارش صرف
تاریخی ارائه کنید یک گزارش داستانی از تاریخ را برای خواننده رقم بزنید.

این
هم یک پیشنهاد فرمی برای نوشتن است ولی باید این واقعیت را در نظر بگیرید
که بسیاری در جامعه ما هستند که نمی‌دانند امام جواد(ع) به دست همسرش به
شهادت رسیده است. خیلی‌ها حتی نمی‌دانند که همه ائمه(ع) ما شهید شده‌اند.
به علاوه اینکه در طول داستان با پریشانی­‌ها و تردیدهای ام­فضل مواجه
هستیم.

*قرار بود داستان امام جواد(ع) را بنویسم

یعنی به مخاطب هم فکر کردید؟

بله.
یعنی گفتم آن مخاطبی که درباره تاریخ اطلاعاتی ندارد ممکن است در روبه‌رو
شدن با تردیدهای ام‌فضل سردرگم شود و اگر خیلی به تردیدها می‌پرداختم انگار
که مشغول نوشتن داستان ام‌فضل هستم در حالی که قرار بود داستان امام
جواد(ع) را بنویسم.

*مایل بودم مخاطب درگیر داستان شود

چه اشکالی داشت از پنجره ذهن ام‌فضل با امام جواد (ع) آشنا می‌شدیم و روایت شما را می‌خواندیم؟

خب
من هدفم زندگی امام جواد (ع) بود و شاید روزی هم برسد که بخواهم زندگی این
شخصیت منفی را بنویسم ولی در این کتاب دلم می‌خواست داستان زندگی امام
جواد(ع) را بنویسم. مرکزیت با امام جواد(ع) باشد و روایت بر دوش ام‌فضل. با
این حال دیده‌ام که برخی خوانده‌اند و گفتند که به تردیدهای ام‌فضل حق
می‌دهیم شاید اگر ما هم جای او بودیم تشخیص برایمان دشوار می‌شد.

دلیل
دیگری که خیلی سراغ تردیدهای ام‌فضل نرفتم و با زمان بازی نکردم این بود
که مخاطب بی‌اطلاع از تاریخ خط داستان را گم نکند و گیج نشود. چون مخاطبانی
را دیده­‌ام که در مواجه شدن با فرم‌های پیچیده دچار سردرگمی شده‌اند و به
عقب مراجعه می‌کنند تا بفهمند چه اتفاقی افتاده است. برای همین دلم
نمی‌خواست مخاطب گم شود و مایل بودم درگیر داستان شود.

چرا خودتان را جای مخاطب می‌گذارید و برای او تصمیم می‌گیرد و به جای او انتخاب می‌کنید؟

بازخوردهایی که می‌بینم من را به این نتیجه می‌رساند که مخاطب درباره چه چیزی می‌داند و کجا بی‌اطلاع است.

*دامن زدن به تردیدهای ام‌فضل ممکن بود او را سفید کند

فارس:
ما در روبه‌رو شدن با رمان «به سپیدی یک رویا» و نقدهایی که به آن وارد شد
شاهد این هستیم که گفته می شود نسبت‌هایی به دختر امام داده شده که یا
تاریخ ساکت بوده یا اصلا شاید چنین شخصیتی در تاریخ نباشد ولی در هر صورت
نسبت‌هایی است که به دختر امام داده شده است. اما در این رمان شخصیتی را
داریم که کسی نگران او نیست چون می‌دانند که در پایان او قاتل امام است و
به نظرم می‌توانست تردیدها و سیاهی‌ها و پلشتی‌های شخصیتش بیشتر باشد تا
خواننده با او بهتر ارتباط بگیرد. به قول معروف دست شما در شخصیت‌پردازی
بازتر بود.

یکی دیگر از دلایل شاید این باشد که ما روایت زیادی از زمان حال ام‌فضل نداشتیم.

می‌ساختید…

طولانی می‌شد و ممکن بود مخاطب از خواندن این همه تردید خسته شود.

علاوه
بر این اگر خیلی به تردیدهای ام‌فضل دامن می‌زدم ممکن بود کارکرد معکوس
پیدا کند و به جای اینکه او را سیاه کند به سفید شدن او منتهی شود.

*«یک خوشه انگور سرخ» گزارش تاریخی نیست

من تمام حرفم این است که نویسنده می‌توانست با این شخصیت بازی کند تا اثرش
از یک گزارش تاریخی تبدیل به اثری متمایز در حوزه خودش شود آن هم در
شرایطی که مشت نویسنده از ابتدا پیش خواننده باز است و خود او در ابتدای
اثرش دستش را باز می‌کند و حرفی باقی نمی‌گذارد و خیال خواننده را آسوده
کرده و خب حالا که این پایان روشن است ما باید کاری کنیم که اثر از زوایای
دیگر برای خواننده جذابیت داشته باشد. مثلا در آن بخش که ام‌فضل و پدرش
شبانه به امام جواد(ع) یورش می‌برند و با شمشیر ایشان را مورد اصابت قرار
می‌دهند برای من باورپذیر نبود و نبودنش را لطمه به داستان نمی‌دانم. به
این معنا که یک معجزه است برای من در جهان این کتاب باورپذیر نبود. خودتان
چه نظری دارید؟

یک نکته که شاید من
تصویر درست ندارم این باشد که کتاب خوانده نشده است. دوستان کتابخوان من
این اثر را بیشتر از «به سپیدی یک رویا» دوست داشتند ولی دوستانی که کمتر
اهل خواندن هستند رمان قبلی را پسندیده بودند. وقتی کتابی مورد توجه مخاطب
حرفه­‌ای و کتاب­خوان باشد یعنی اینکه کتاب یک گزارش تاریخی نیست. در این
کتاب با کرامات زیادی مواجه هستیم که شاید برای برخی از مخاطبین باورپذیر
نباشد اما من باید به تاریخ و حقیقت وجودی امام وفادار می­ماندم.

*به بازخوردها فکر نمی‌کردم

 در رابطه با رمان «یک خوشه انگور سرخ» به نظرم رسید که انگار نویسنده،
بازخوردهای منفی کتاب قبلی هنوز در ذهنش بوده و حین نوشتن این کتاب آنها را
در این اثر لحاظ کرده و سراغ آنها نرفته و خیلی با شخصیت‌هایش بازی نکرده
است.

درباره امام جواد (ع) که از اساس
نمی‌شد ولی درباره ام‌فضل هم بیشتر از این جلو رفته بودم ولی در
بازنویسی‌ها و مشورت‌هایی که می‌گرفتم تعدیل کردم.

خیلی موقع نوشتن نگران بازخوردها نبودم و اساساً به آنها فکر نمی‌کردم.

پس فکر می‌کنید به شخصیت‌ها به قدر کافی پرداخته‌اید؟

ما در تاریخ هیچ مستندی درباره ام­فضل نداریم. ضمنا اگر خیلی او را منفی نشان می‌دادم ممکن بود  شخصیت اوکاریکاتوری شود.

فارس: بالاخره باید قبول کنیم که مشغول یک روایت هستیم و خب می‌شد روی این وجه از شخصیت او مانور داد.

من این‌کار را کرده بودم ولی گفتند خیلی امروزی نوشته شده و این عادات برای زن امروزی است بنابراین در بازنویسی حذف شد.

چرا عینا را کنار گذاشتید و رابطه او را به عنوان یک شخصیت علوی در دربار مامون به راحتی از دست دادید؟

پس
از مرگ مامون طبیعی بود که عینا کنار برود ولی البته کنار گذاشته نشد بلکه
عینا با ام‌فضل دیدارهایی دارد. عینا حتی تا فصل آخر حضور دارد. اما اگر
این رابطه ادامه پیدا می‌کرد ممکن بود منجر به این شود که او، ام‌فضل را از
تصمیمش منصرف کند که خب اینطور پایان داستان تغییر می‌کرد.

*«یک خوشه انگور سرخ» یک سر و گردن از آثارم بالاتر است

 در مجموع سوژه رمان، سوژه خوبی است. پرداختن به شخصیت امام نهم از زاویه
فردی که ایشان را به شهادت رسانده است. اگر بخواهم بپرسم موفق بودید یا
ناموفق نظر خودتان درباره این اثر چیست؟

من
کارم را دوست داشتم. پیش آمده که در مورد داستان کوتاه‌هایم این نگاه را
داشته باشم. داستان کوتاه­‌هایی که در مجموعه­‌های جمعی منتشر شده. که یکی
را بعد از چاپ ببینم و بگویم کاش چاپ نکرده بودم ولی معتقدم «یک خوشه انگور
سرخ» یک سر و گردن از «به سپیدی یک رویا» هم بالاتر است.

این رمان یکی از عزیزترین کارهای من است، کاملا دلی نوشتم و به همین خاطر ارزش بیشتری برایم دارد.

*بی‌تاب نوشتن این داستان بودم

چطور شد که این داستان را نوشتید؟

همان
زمان که برای رمان «به سپیدی یک رویا» مشغول تحقیق بودم راجع به امام
جواد(ع) هم می‌خواندم و خیلی به شخصیت ایشان علاقه‌مند شدم. حتی شاید بیشتر
از حضرت معصومه (س) راجع به ایشان خواندم. برای همین زندگی و شخصیت ایشان
با من بود و می‌دانستم یک روز این داستان را می‌نویسم. اصلا بی‌تاب نوشتن
این داستان بودم. بعدها با خواندن کتاب آسمانی­‌ترین مهربانی اثر استاد
سیدمهدی شجاعی این علاقه در من شدت پیدا کرد.

تا
اینکه ۱۵ فروردین مهمانی داشتم که او هم ارادتی به امام جواد (ع) دارد.
وقتی از اشتیاق من باخبر شد با تاکید گفت شروع کن داستان امام جواد (ع) را
بنویس. از همان لحظه تا زمانی که منزل را ترک کند، طوری شد که دلم خواست
شروع کنم و به محض رفتن فصل اول را شروع کردم. به عبارتی خیلی دلی پیش رفت و
نوشته شد.

فارس: صفحه ۱۹۰ رمان
می‌توانست در کل کتاب خرد شود و سراسر کتاب را پوشش بدهد. به نظرم فصل آخر
کتاب بسیار جذاب است و ظرفیت این را داشت که دستمایه ورود به جهان شخصیت
اصلی شود.

این برایم جذاب است که می‌گویید فصل آخر از همه بهتر است.

*دست من بسته بود

مگر چیزی غیر از گره‌های ذهنی یک شخصیت می‌تواند داستان را پیش ببرد؟ تردیدها و شک‌ها واقعا می‌توانست کار را قوام ببخشد.

دست من بسته بود، برای مثال در تاریخ یک کلمه وجود ندارد که امام جواد(ع) با ام‌فضل حتی سلام رد و بدل کرده باشند.

*نمی‌توانستم چیزی در داستان بیاورم که تاریخ در برابرش ساکت است

بالاخره زن و شوهر که بودند؟

بله
زن و شوهر بودند ولی من نمی‌توانستم چیزی وارد داستان کنم که تاریخ در
برابر آن ساکت است. تا جایی که می‌توانستم سعی کردم کار را باورپذیر کنم.

ضمنا باز هم تاکید می­‌کنم که داستان من با تردید ام‌فضل شروع می‌شود.

شروع می‌شود ولی ادامه پیدا نمی‌کند!

خب
برای این کار باید من پیوسته از فلاش‌بک استفاده می‌کردم و باید در زمان
داستانی می‌ساختم که این فلاش‌بک‌ها معنا پیدا کند. اما نه به عنوان یک
نویسنده بلکه به عنوان یک کتاب خوان می­‌دانم که اگر از فصل آخر شروع
می­‌کردم و مدام به گذشته برمی­‌گشتم فصل آخر طولانی و حوصله سر بر می­‌شد.

من معتقدم با کمترین فراز و فرود شما گزارش تاریخ نوشته‌اید. در واقع راوی
ما از جنس غیردخیل است و فقط مشاهداتش را بیان می‌کند.

خب واقعا نقشی ندارد.

درست، نقش ندارد ولی می‌توانستیم با تردیدهای ذهنی او، شاهد داستانی پرفراز و فرود باشیم که خب این تردیدها پررنگ نیست.

در
کل داستان شخصیت ام‌فضل دارای تردید است و پیوسته درگیر این تردید است. در
زمان حال داستان هم، او با تردیدهایش دست و پنجه نرم می‌کند.

*بی‌پروا کار کرده‌ام

در این کار دست به عصا حرکت کرده‌اید؟

جالب است چون اتفاقاً من در این کار خیلی بی‌پروا کار کرده‌ام.

 نه تنها در داستان‌پردازی بلکه در روایت تاریخ هم من این دست به عصا بودن
را حس کردم. نمی‌توانستید شخصیت‌های تخیلی بیشتری وارد داستان کنید؟

خیلی
از این کار خوشم نمی‌آید. وارد کردن شخصیت‌های فرعی اگر خارج از حد باشد
سبب می‌شود اصل ماجرا گم شود. جایی شخصیت‌های فرعی را وارد می‌کنم که شخصیت
اصلی را پررنگ کند. دلم نمی‌خواهد کار را شلوغ کنم. من همین حالا هم حس
می‌کنم امام جواد(ع) خیلی در کار پررنگ نیست. دلم می‌خواست تا جایی که
می‌شود امام جواد(ع) را پررنگ کرد.

*تا حد امکان سراغ تاریخ و جغرافیا رفتم

در رمان «یک خوشه انگور سرخ» جز قصر مامون، یک نما از بغداد و یکی دو نمای
دیگر خیلی شاهد فضاسازی و البته جغرافیا در اثر شما نیستیم.

من
تا حد امکان سراغ تاریخ و جغرافیا رفتم تا بتوانم فضاسازی باورپذیری داشته
باشم  و حتی فصل به فصل و حین نوشتن بازهم درباره این جزئیات مطالعه
می‌کردم ولی بیش از این چیزی دستگیرم نشد. حتی نقش و نگارها و
تصویرگری­‌های مربوط به آن دوره را جستجو کردم. البته وقتی در یک فصل نمای
بغداد توصیف شده، توصیف دوباره در فصل­‌های بعدی باعث اطناب در کار
می­‌شود. همینطور فضای کاخ مأمون که به طور کامل توصیف شده است.

بیش از این برای فضاسازی راه نداشتید؟

تا جایی که می‌توانستم تلاش کردم و حتی بخش‌هایی را حین نوشتن با آنها روبه‌رو شدم که به کار اضافه کردم.

*دوست دارم کار با دیالوگ پیش برود

مرادم این است که محیط خیلی در کار شما پررنگ نیست و بیشتر شخصیت‌ها پررنگ هستند و دیالوگ‌های مابین آنها!

بله.
من دیالوگ را خیلی دوست دارم و به مونولوگ علاقه‌ای ندارم. دوست دارم کار
با گفت‌وگو پیش برود و می‌خواهم مخاطب از لابه‌لای این گفت‌وگو اتفاقات را
کشف کند و داستان را پیش ببرد.

قبول دارید رمان شما یک اثر تاریخی است؟

بله چنین است.

*ترس داشتم اصل قصه گم شود

زمانی که حرف از رمان تاریخی زده می‌شود گمان می‌کنم ما باید روایتی از
احوال مردم روزگار ببینیم. ولی در این کتاب ما جز تصویری از ام‌فضل،
تردیدهای او و دایره محدود اطرافیان او، تصویری از مردم روزگار نمی‌بینیم.
مناسبات اجتماعی و اتفاقات روزگار را نمی‌بینیم.

این
مسئله دو دلیل دارد. یکی اینکه ام‌فضل خیلی با بیرون از قصر ارتباط نداشته
و نمی‌دیده و دوم اینکه ترس داشتم آنقدر شخصیت‌های فرعی در داستان زیاد
شود که اصل قصه گم شود.

چرا انقدر از شخصیت‌های فرعی و روایت‌های جانبی پرهیز دارید؟

اول
اینکه به عنوان مخاطب در دیگر آثار تاریخی این شخصیت­‌های فرعی را
دیده­‌ام و با آنها ارتباط برقرار نکردم. شخصیت­‌هایی که نه تنها باعث
جذابیت کار نبودند بلکه به کار ضربه هم وار کرده بودند. دوم اینکه من به
حضرت معصومه(س) بیشتر از امام جواد(ع) می‌توانستم نزدیک شوم و نگران بودم
که شخصیت ایشان کمرنگ شود.

*نمی‌توانستم در تاریخ دخل و تصرف کنم

کمرنگ نمی‌شد. من وقتی مرور می‌کنم می‌بینم مراجعه‌ها به امام از جنس
ارادت است در صورتی که این مراجعات تنها از باب ارادت نیست و مردم
مشکلاتشان را پیش ایشان می‌آوردند. حتی آن وصیتی که از امام رضا(ع) خطاب به
فرزندشان هست و در کتاب هم چند جا به آن اشاره می‌کنید هم تاکید دارد که
امام حتی محل رجوع عمو و عمه‌های خود است ولی ما این تصویر که امام پایگاه
اجتماعی قدرتمند برای مشکلات روز باشد نمی‌بینیم.

خب
من نمی‌توانستم خیلی در تاریخ دخل و تصرف کنم و خیلی منابع در این مورد
وجود نداشت. من گشتم تا برای مراجعه به امام مصداق پیدا کنم و همان را
بگویم ولی روبه‌رو نشدم.

*حضور امام مشهود است

ما در کتاب شما تنها با یک عبارت «امام» روبه‌رو هستیم. یعنی چیزی بیشتر
از این نمی‌بینیم در صورتی که شما پیوسته تاکید می‌کنید که اگر شخصیت‌های
فرعی را وارد می‌کردم امام کمرنگ می‌شد ولی همین حالا هم امام فقط هست و
خیلی نقش و اثری در محیط خود ندارد.

خب
وقتی فردی پیش امام بیاید حتما دیالوگی بین امام و آن فرد برقرار می‌شود
ولی سندی برای این گفت‌وگو وجود ندارد و دست من بسته بود. با این هم موافق
نیستم که امام در محیط نقش و اثری ندارد. تقریباً در تمام فصل­‌ها حضور و
تاثیرگذاری امام در پیشبرد داستان مشهود است.

 گمان می‌کنم سیره عملی اهل بیت(ع) برای همه ائمه قابل تعمیم باشد. ممکن
است در نوع پوشش به مرور زمان و بنا به اقتضائات زمان تغییرات در لباس
ایجاد شده باشد ولی در مواجهه با فقرا یا … تفاوتی در رفتار ائمه شاهد
نیستیم و همه فعل و قول یکسانی دارند. شما حتی تصویری از رفتارهای اجتماعی
را نشان نمی‌دهید.

ببینید! اگر همین
کاری که شما می‌گویید را انجام می‌دادم ممکن بود نفر دومی پیدا شود و بگوید
این کار غلط بوده و نباید چیزی که برای آن دستاویز تاریخی وجود ندارد را
بیان می‌کردید. این سلیقه نیست.

*توضیحی ندارم!

 من تمام این‌ها را گفتم تا باز هم یادآوری کنم که ما هیچ تصویری از
روزگاری که امام در آن زندگی می‌کرده و نقش امام در مناسبات اجتماعی
نمی‌بینیم. ما در داستان شما شاهد شخصیت خوبی به نام امام هستیم که کلمه‌ای
از او در داستان نمی‌شنویم و حتی میان او و همسرش سلام هم رد و بدل نشده
است. یعنی آنچه من در این کتاب دیدم با آن چیزی که در تعالیم امامان بعد از
ایشان درباره امام جواد(ع) هست هیچ سنخیتی ندارد. در هر صورت سیره و سبک
زندگی امام برای همه اعصار راهگشا است ولی امامی که شما تصویر کرده‌اید در
امروز ما تاثیری ندارد، اصلا ما وقتی رمان تاریخی می‌خوانیم برای این است
که بهره‌ای از تاریخ بگیریم.

هر
روایتی وارد می‌کردم ممکن بود عده‌ای نقد کنند که این کار غلط است. این نظر
شما است و من توضیحی ندارم. شاید می‌شد به یاران و نواب امامان بپردازم که
به نظرم جای آن خالی بود ولی هرقدر فکر می‌کنم می‌بینم نمی‌توانستم چیزی
که نیست را به ایشان نسبت دهم. اما درباره سیره امام. در داستان از مراجعین
امام سخن به میان آمده. افرادی که برای سؤال خدمت امام می­‌رسیدند یا
افرادی که نیاز به کمک و دستگیری داشتند. مثلاً همان فردای ازدواج امام و
در بخش­‌های مهم­‌تر هم  به مناظرات جدی امام پرداخت شده است.

 من باید سوالم را روشن‌تر بپرسم. ما جز اینکه در این کتاب می‌بینیم، خلفای
بنی‌عباس شراب می‌خورند هیچ تصویری از حکومت زمان نداریم. مثلا نابرابری
حتما وجود داشته و مردم مراجعاتی دارند ولی اثری از آنها نیست. اگر این
خلفای وقت، امام رضا (ع) و امام جواد (ع) را به شهادت نمی‌رساندند دیگر
مشکلی نداشتند(درصدد کم جلوه دادن خیانت آنها نیستم) ولی خب اثری از
دردسرهایی که برای اهل بیت(ع) ایجاد می‌کردند در کتاب نیست. خب مشکل این‌ها
چیست؟

در زمان مامون علویان از آزادی
بیشتری برخوردار بودند. اما هم مامون و هم معتصم از قدرت امام وحشت
داشتند. که همین وحشت باعث رقم زدن همه اتفاقات شده است. اما اینکه بگوییم
این کتاب گزارش صرف تاریخی است به نظرم درست نیست. چون من تخیل وارد کار
کرده‌ام و شخصیت‌پردازی و صحنه­‌پردازی کردم. این اثر واقعا رمان یا داستان
بلند است و تمام ویژگی‌های آن را دارد.

 نقطه عطفی در کار داریم که داستان با آن آغاز می‌شود ولی در ادامه بی‌هیچ
فراز و فرودی داستان جلو می‌رود و ناگهان تمام می‌شود.

در برخی بخش‌ها این فراز و فرود وجود دارد. مثلا ماجرای حمله مامون به منزل امام و اتفاقات پس از آن در نوع خود فراز و فرود است.

حداقل به نظر من می‌رسد که این خیلی اتفاق مهمی نیست چون من به عنوان
خواننده می‌دانم که امام به دست مامون به شهادت نمی‌رسند و با خودم گفتم
شاید این یک رویا از رویاهای ام‌فضل باشد و بیدار که می‌شود متوجه می‌شود
رویا دیده است.

من نمی‌توانستم چیزی فراتر از این حرف بزنم. این ضعف من نیست بلکه ضعف تاریخ است. و اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردید.

همینطور
که قبلاً عرض کردم عده زیادی هستند که درباره شهادت امام اطلاعات دقیقی
ندارند. شاید برای شما باورپذیر نباشد ولی به احتمال زیاد برای عده دیگری
باورپذیر است.حتی اگر مخاطب بداند که اینجا نقطه شهادت امام نیست باز تا
انتهای فصل پیش می­‌رود تا ببیند که این خواب و کابوس ام­‌فضل بوده یا
کرامت امام.

هنوز تاریخ را دوست دارم

خانم سلیمانی تا کی می‌خواهد داستان دینی بنویسد چون گمان می‌کنم داستان اجتماعی بهتر می‌توانید بنویسید.

کار
جدیدی که شروع کردم تاریخی نیست ولی من هنوز تاریخ را دوست دارم و تا جایی
که ارتباط برقرار کنم حتما می‌نویسم. در دو مجموعه داستان قبلی که هر کدام
شامل ده داستان است به مسائل اجتماعی زیادی اشاره کردم و گویا از نظر شما
داستان‌­های موفقی بوده­‌اند. قطعاً در آینده هم داستان اجتماعی می­‌نویسم
اما با آثار تاریخی بیشتر ارتباط برقرار کردم.

*از نوشتن این کار لذت بردم

برای نوشتن این کتاب چقدر مطالعه داشتید؟

به
جز مطالعاتی که هم­زمان با مطالعه برای کتاب به سپیدی یک رویا داشتم، حدود
۵ ماه مطالعه و تحقیق می‌کردم ولی کاری بود که خوب پیش می‌رفت و از نوشتن
آن لذت بردم.

زبان و نثر برای شما چقدر اهمیت دارد؟

من یک فصل را می‌نویسم و بعد آن را صیقل می‌زنم. سعی می‌کنم هم خیلی سنگین نباشد و هم عامیانه!

*کار سطح پایین ننوشتم

در طول مصاحبه به این که به مخاطب توجه داشتید اشاره کردید، واقعا مخاطب انقدر مهم است؟

اول
از همه خودم مهم هستم. اینکه چقدر از داستانی که می‌نویسم لذت ببرم، مهم
است. اما من فقط برای خودم نمی‌نویسم بلکه طوری می‌نویسم که هم مخاطب و هم
خودم لذت ببریم. اگر برای خودم می‌نوشتم که منتشر نمی‌کردم.

اگر
داستان اجتماعی می‌نوشتم شاید از زبان و فرم پیچیده‌ای استفاده می‌کردم.
همینطور که بعضی از داستان کوتاه­‌هایی که نوشتم فرم­‌های پیچیده­‌ای دارد
ولی در داستانی دینی قرار نیست فقط هنر داستان‌نویسی خود را به رخ خواننده
بکشانیم بلکه قرار است گوشه‌ای از زندگی این بزرگان را بازگو کنیم، من دلم
می‌خواهد مخاطبی که امام جواد (ع) را نمی‌شناسد یک اثری بخواند که هم سرگرم
شود و هم شخصیت امام را بشناسد.

 

مخاطب آنقدر برای من مهم نیست که رمان را فدای او کنم ولی آنقدر هم بی‌اهمیت نیست که اصلا به او فکر نکنم.

قصدم از رمان دینی نوشتن این است که مخاطب را با این شخصیت‌ها آشنا کنم. چون تاریخ اسلام برای من بسیار جذاب است.

به
هرحال نوشتن از امام کار سختی است که شجاعت می‌خواهد و خب من حس می‌کنم
این شجاعت را داشتم. این در حالی است که به خاطر شخصیت اسماء نقدهای بسیاری
(به حق یا ناحق) به کتاب قبلی وارد شد ولی دلیل نشد که من عقب‌نشینی کنم.
با این وجود برخی کتاب قبلی را بیشتر پسندیدند و برخی این کتاب را بیشتر
دوست داشتند. در هر صورت من تلاشم را کردم و کار سطح پایین ننوشتم.(با
خنده) و در مجموع معتقدم که بخش تخصصی کار در آمده است.

منبع:فارس

پخش زنده مسابقات بین‌المللی قرآن


عقیق: حجت‌الاسلام سیدمصطفی حسینی رئیس مرکز امور قرآنی
سازمان اوقاف و امور خیریه به همراه حجت‌الاسلام علی مقنی، دبیر ستاد عالی
مسابقات بین‌المللی قرآن ضمن حضور در شبکه رادیویی قرآن و دیدار با احمد
ابوالقاسمی مدیر شبکه، محمدهادی صلح‌جو مدیر گروه اطلاع‌رسانی و محمد سلیمی
مدیر گروه تلاوت و محافل در مورد چگونگی پوشش با کیفیت مسابقات قرآن، بحث و
تبادل نظر کردند.

براساس این گزارش، در این
نشست مقرر شد رادیو قرآن مرحله نیمه نهایی مسابقات را از محل هتل هما
همچنین، مرحله نهایی را از محل مصلای امام خمینی(ره) به صورت زنده پوشش
دهد.

علاوه بر رادیو قرآن، شبکه رادیویی تلاوت
نیز در پخش تلاوت‌های این دوره از مسابقات همراه شنوندگان ارجمند خواهد
بود. برگزاری مسابقات ویژه شنوندگان رادیو قرآن از جمله اتفاقات زیبایی است
که هر روز هدایای ارزشمندی به برگزیدگان ارائه می‌شود.

امسال
مسابقات با تغییرات جذابی همراه خواهد بود تا شنوندگان و حاضران در سالن
مسابقات از تماشای رویداد بزرگ قرآنی بهره و لذت کافی را ببرند. غرفه روابط
عمومی رادیو قرآن نیز در مصلای امام خمینی(ره) مستقر و پذیرای علاقه‌مندان
خواهد بود.

اعلام جزئیات مسابقات بین‌المللی قرآن کریم/ ۶ ویژگی این رقابت‌ها


عقیق: محمدتقی میرزاجانی، رئیس کمیته فنی سی‌وششمین دوره
مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران به بیان آخرین جزئیات فنی این
دوره از رقابت‌ها پرداخت و گفت: مسائل فنی در هر رقابتی از اهمیت قابل
توجهی برخوردار است و به نوعی جایگاه محوری در آن رویداد را ایفا می‌کند.
لذا مسابقات قرآن هم از این قاعده مستثنی نیست و مسائل فنی بیش از عرصه‌های
دیگر باید تضمین‌کننده انصاف و عدالت در رقابتی که مختص به ساحت قرآن است،
مورد توجه قرار گیرد.

آغاز فعالیت کمیته فنی از آذر

وی
با بیان اینکه بعد از پذیرفتن این مسئولیت، از اوایل آذرماه امسال
اقداماتی را انجام دادیم، افزود: برگزاری جلسات مختلف با اساتید، داوران و
دست اندرکاران حوزه فنی مسابقات در سنوات گذشته جهت بررسی و شناسایی نقاط
قوت و ضعفی که پیش از این وجود داشته است، از جمله اقدامات صورت گرفته بود.
اقدام دیگر اصلاح و بازنگری آئین‌نامه مسابقات و همچنین کاربرگ‌های
مسابقات بوده که خوشبختانه در هفته‌ها و ماه‌های گذشته صورت گرفته است.

میزان اصلاحات آیین‌نامه‌ای

میرزاجانی
در ادامه در پاسخ به سؤالی در مورد میزان اصلاح و تغییر آئین‌نامه فنی
دوره سی و ششم با ادوار گذشته، گفت: البته تغییرات بنیادی در آیین‌نامه به
وجود نیامده است، اما یک سری مسائل و ابهامات که مترتب بر بخش‌هایی از
آئین‌نامه بوده، بررسی و با کمیته فنی ستاد عالی مسابقات مورد گردش کار
قرار گرفت و اصلاح شده است. همچنین کاربرگ‌های داوری نیز با توجه به نظرات
داوران در این بخش اصلاح شد.

رئیس کمیته فنی
سی‌وششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن ایران در ادامه بازنگری در ترجمه
عربی و انگلیسی آئین‌نامه را یکی دیگر از اقدامات صورت گرفته توسط کمیته
فنی عنوان و بیان کرد: این ترجمه‌ها با دقت بسیار صورت گرفت تا حتی‌الامکان
بدون کمترین اشکال در اختیار متسابقان قرار گیرد. موضوع و اقدام دیگر
تعیین داوران ایرانی و خارجی مسابقات و دعوت رسمی از این اساتید برای حضور
در ترکیب داوری بود.

وی افزود: برگزاری مرحله
مقدماتی مسابقات اقدام دیگری بود که طی روزهای گذشته صورت گرفت. همانگونه
که استحضار دارید مسابقات دوره پیش‌رو در سه بخش و سه مرحله مقدماتی،
نیمه‌نهایی و نهایی برگزار می‌شود. در این دوره از رقابت‌ها برخلاف سال‌های
گذشته مرحله مقدماتی به صورت غیر حضوری برگزار شد و داوری‌های این مرحله
هم صورت گرفته است.

صدور کارنامه شرکت‌کنندگان مرحله مقدماتی

میرزاجانی
اقدام دیگری که تاکنون به همت کمیته فنی مسابقات صورت گرفته است، مشخص شدن
نفرات راه‌یافته به مرحله نیمه‌نهایی بیان کرد و گفت: این نفرات به کمیته
تشریفات و بین‌الملل برای هماهنگی‌های بیشتر اعم از صدور بلیط و … معرفی
شده‌اند. همچنین اقدام دیگر این کمیته ارسال کارنامه همه شرکت‌کنندگان در
مرحله مقدماتی بوده است. این کارنامه‌ها بعد از حضور هر متسابق در مرحله
مقدماتی توسط تیم داوری صادر شده است تا دقیقاً از نتایج اجرایی که در این
مرحله‌ داشته‌اند، مطلع شوند.

آمار سی‌وششمین دوره

میرزاجانی
در بخش دیگری از صحبت‌های خود به بیان برخی جزئیات آماری سی‌وششمین دوره
مسابقات بین‌‌المللی قرآن ایران پرداخت و افزود: در مسابقات پنج‌گانه قرآن
کریم که فروردین‌ماه ۱۳۹۸ برگزار می‌شود، مجموعاً بیش از ۶۰۰ نفر از ۵۲
کشور دنیا در مرحله مقدماتی که غیرحضوری بود، شرکت کردند. این آمار نسبت به
سنوات گذشته قابل توجه است، از این تعداد حدود ۱۸۰ نفر به مرحله
نیمه‌نهایی راه پیدا کرده‌اند.

رئیس کمیته فنی
سی‌و‌ششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن ایران با اشاره به اینکه امیدوار
هستیم، مشکلی برای حضور این تعداد در ایران به وجود نیاید و شاهد حضور همه
آنها در مسابقات باشیم، بیان کرد: در بخش داوری نیز مجموعاً ۵۷ نفر به
عنوان داور، ناظر و استاد راهنما برای داوری مراحل نیمه‌نهایی و نهایی
معرفی شده‌اند. از این تعداد ۳۵ نفر از ایران و ۲۲ نفر از ۱۰ کشور دنیا
حضور دارند.(برای مشاهده اسامی داوران اینجا کلیک شود.)

آغاز رقابت‌ها قبل از حضور متسابقان در ایران

وی
در بخش دیگری از صحبت‌های خود به بیان شش ویژگی‌ انحصاری سی‌وششمین دوره
مسابقات بین‌المللی قرآن ایران پرداخت و گفت: اولین ویژگی این مسابقات
برگزاری رقابت‌های مرحله مقدماتی به صورت غیر حضوری است. در این مرحله
شرکت‌کنندگان قبل از اینکه وارد ایران شوند، مورد آزمون تیم داوری قرار
گرفتند. متسابقان رشته قرائت، تلاوت‌های خود را به صورت فایل ارسال کردند
تا داوری شود. در رشته حفظ نیز ارتباط زنده تصویری برقرار شد تا توانایی
حفاظ مورد سنجش داوران قرار گیرد. در ادوار گذشته مسابقات، چنین
پالایش‌هایی وجود نداشت یا اگر هم داشت پس از ورود شرکت‌کنندگان به ایران
صورت می‌گرفت.

وی دومین ویژگی مسابقات سی‌وششم
را افزایش قابل توجه سطح فنی شرکت‌کنندگان بیان و اظهار کرد: این افزایش
کیفیت فنی نتیجه دو اقدام بوده است. اولین اقدام پذیرش و ثبت نام متسابقان
از دو مبداء رسمی و شخصی بوده است. شرکت‌کنندگان در این دوره هم از مبادی
رسمی کشورها و هم از طرق غیر رسمی و مراجعه شخصی شرکت‌کنندگان پذیرش
شده‌اند. اقدام دوم حذف افراد ضعیف در مرحله مقدماتی و عدم پذیرش این دسته
از شرکت‌کنندگان در مراحل حضوری است. این دو اقدام باعث شد تا شاهد سطح
قابل قبولی از شرکت‌کنندگان حاضر در این دوره باشیم.

پیش‌بینی برگزاری در عالی‌ترین سطح فنی

میرزاجانی
با تأکید بر اینکه پیش‌بینی می‌کنم در مرحله نیمه‌نهایی شاهد سطح خوبی از
حیث فنی باشیم و در مرحله نهایی نیز یک رقابت در سطح عالی را شاهد باشیم،
به بیان ویژگی‌های دیگر این دوره از مسابقات پرداخت و گفت: ایجاد تصویری
روشن و ‌شفاف برای متسابقان و داوران و اطلاع‌رسانی جزئیات اجرایی مسابقات
با راه‌اندازی دو گروه پیام‌رسان از یک ماه قبل یکی دیگر از ویژگی‌های این
دوره از مسابقات است. در این گروه‌های مجازی به تمام سوالات و ابهامات
شرکت‌کنندگان و داوران پاسخ داده می‌شود. به ویژه برای متسابقان نقطه غیر
شفافی از مسابقات ایران باقی نخواهند ماند. این اطلاع‌رسانی به صورتی جزئی
است که متسابقان حتی از نوبت اجرای خود در ایران نیز مطلع خواهند بود.

میرزاجانی
ادامه داد: ویژگی دیگر این دوره ارائه مشاوره‌های فنی و آموزش‌های تخصصی
به متسابقان به وسیله اساتید راهنما با تولید و بارگذاری کلیپ‌های تصویری
شامل نقد و تحلیل تلاوت‌های آنها از هم اکنون تا یک ماه قبل از مسابقات،
است. این ارائه مشاوره‌ها به غیر از مشورت‌های حضوری اساتید در خلال
مسابقات است.

اولین تجربه داوری ۵۰ درصد تیم‌ داوری در مسابقات ایران

رئیس
کمیته فنی سی‌وششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن ایران همچنین اظهار
کرد: ویژگی دیگر، استفاده از چهره‌های جدید داوری در این دوره از مسابقات
است. حدود ۵۰ درصد داوران ایرانی و خارجی حاضر در تیم داوری برای اولین بار
است که در ترکیب هیئت داوران حضور دارند که در نوع خود جالب توجه است.

وی
اجرای ترکیبی و متنوع متسابقان راه یافته به مرحله نیمه‌نهایی و نهایی در
سه گروه بزرگسالان، دانش‌آموزان و نابینایان را یکی دیگر از ویژگی‌های این
دوره معرفی و بیان کرد: برنامه‌ریزی به گونه‌ای صورت گرفته است که در هر
روز یک بزرگسال، یک دانش‌آموز و یک نابینا در سالن مسابقات اجرا خواهد کرد.
این موضوع باعث خواهد شد تا جذابیت و تنوع بیشتری برای مستمع حاضر در سالن
و مخاطبانی که از طریق رسانه‌ها مسابقات را دنبال می‌کنند، ایجاد شود. ‌

رفع تمامی ابهامات متسابقان تا قبل از ورود به ایران

رئیس
کمیته فنی سی‌وششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن ایران در بخش دیگری از
گفت‌وگوی خود با خبرنگار ایکنا، در پاسخ به سوالی در مورد مدت زمانی که
متسابقان قبل از ورود به ایران با آئین‌نامه مسابقات آشنا شده و خود را با
آن تطبیق داده‌اند و نیز داشتن زمان کافی برای تطبیق توانمندی‌های خود با
آئین‌نامه، گفت: افرادی که برای حضور در ایران دعوت شده‌اند تابع
آئین‌نامه‌ای هستند که در مرحله حضوری اعمال می‌شود. این آئین‌نامه در گروه
و کانال‌های ارتباطی در فضای مجازی بارگذاری شده و اساتید به سوالات و
ابهامات مربوط به آن پاسخ خواهند داد. قبل از اینکه متسابق در ایران حضور
داشته باشد تمام ابهامات او در مورد مسابقات اعم از داوری، مراحل مسابقات،
میزان سوالات و قرعه‌ها و … توسط اساتید راهنما پاسخ داده شده است.

رعایت عدالت در گرو اطلاع‌رسانی مطلوب آیین‌نامه

میرزاجانی
بیان کرد: اگر می‌خواهیم عدالت در مسابقات رعایت شود، باید متسابقان خارجی
همانند متسابقان ایرانی از آیین‌نامه اطلاع داشته باشند، اگر غیر از این
باشد، عدالت به معنای واقعی کلمه در مسابقات اجرا نشده است.

وی
در بخش دیگری از صحبت‌های خود در پاسخ به سوالی در مورد نحوه انتخاب‌ هیئت
داوران و جزئیات این انتخاب‌ها نیز گفت: روند انتخاب داوران از استانی تا
بین‌المللی تابع یک سری ضوابط است که در کمیته فنی ستاد عالی مسابقات تدوین
شده است. جلسات کمیته فنی نیز با حضور تعداد زیادی از اساتید قرآنی در
رشته‌ها و تخصص‌های مختلف برگزار می‌شود.

ترکیب هیئت داوران برآمده از پیشنهادات کمیته فنی

رئیس
کمیته فنی سی‌وششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن ایران در پایان بیان
کرد: لذا برای مسابقات بین‌المللی سازوکار انتخاب هیئت داوران به این صورت
بود که از همان روزهای ابتدایی پذیرش، کمیته فنی پیشنهادات و اسامی انتخابی
خود در بخش داوران ایرانی و داوران خارجی را که پس از اعمال شاخصه‌هایی
همچون تکراری نبودن و… انتخاب شده است به کمیته فنی ستاد عالی مسابقات
اعلام کرده است. این اسامی در دستور کار کمیته فنی ستاد عالی مسابقات قرار
گرفت و در جلسه‌ای که رئیس کمیته فنی سی و ششمین دوره مسابقات بین‌المللی
قرآن ایران حضور داشت، این اسامی مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاً به ترکیب
فعلی هیئت داوران انجامید. بنابر این اسامی داوران برآمده از پپشنهادات
کمیته فنی سی و ششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن ایران که در جلسه کمیته
فنی ستاد عالی مسابقات مورد تأیید قرار گرفته، خواهد بود.

منبع:فارس

امروز آخرین مهلت نام‌نویسی عتبات نوروزی


عقیق:اعزام‌های عتبات نوروزی از ۲۴ اسفندماه آغاز شد که
با توجه به استقبال عاشقان حسینی برای سفر به عتبات در ایام نوروز هر سال
پیش‌ ثبت‌نام از مشتاقان این سفر معنوی صورت می‌گیرد.

بر همین اساس امسال نیز پیش ثبت‌نام از علاقه‌مندان سفر عتبات نوروزی از بهمن‌ماه آغاز شد که در مدت زمان مشخص شده ۹۰ هزار نفر نام‌نویسی کردند و ۶۵ هزار نفر به قید قرعه برای این سفر معنوی انتخاب شدند.

همچنین
به دلیل استقبال بالا علاوه بر افزایش ظرفیت‌ها، برای افرادی که در پیش‌
ثبت‌نام سفر عتبات نوروزی نام‌نویسی نکرده بودند، امکان ثبت‌نام ایجاد شد
تا در کاروان‌های مجاز سازمان حج و زیارت ثبت‌نام کنند.

مرتضی آقایی مدیرکل عتبات حج و زیارت در گفت‌وگو
با خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس با بیان اینکه امروز آخرین مهلت
ثبت‌نام در کاروان‌های عتبات نوروزی است، اظهار داشت: با توجه به روند
اداری برای صدور ویزای عراق و تعطیلات پیش‌رو، افراد علاقه‌مند به سفر
عتبات تنها تا امروز ۲۷ اسفندماه فرصت دارند تا اقدام به ثبت‌نام در
کاروان‌ها کنند.

وی با بیان اینکه اعزام‌های
نوروزی از ۲۴ اسفند آغاز شده است، افزود: این اعزام‌ها تا ۹ فروردین‌ماه
ادامه دارد و افرادی که در روزهای اخیر ثبت‌نام کردند، در هفته‌های اول
فروردین به عتبات اعزام می‌شوند. البته پس از آن نیز اعزام کاروان‌های
عتبات انجام خواهد شد.

صله‌رحم مانعی برای قضاوت نابجا است


یک کارشناس دینی با تاکید بر این موضوع که صله رحم سفره انداختن، پلو خوردن و طعام دادن نیست گفت: در دنیای امروز که خانواده‌ها به سمت تک فرزندی پیش می‌روند صله رحم می‌تواند شادابی و نشاط را در خانواده‌ها حفظ کند. به وسیله صله رحم می‌توانیم از مشکلات یکدیگر باخبر شده و بدون قضاوت درصدد رفع آن برآیم.

عقیق:حجت‌الاسلام والمسلیمن محمدرضا نصوری در گفت‌وگویی اظهار کرد:
صله رحم از تاکیدات بسیار مهم دین اسلام محسوب می‌شود که حضرت رسول (ص) و
ائمه اطهار (ع) به این موضوع تاکید ویژه‌ای داشته‌اند.

وی ادامه داد: صله رحم جزو موضوعاتی است که وقتی نایبان امام زمان (عج)
به خدمت ایشان می‌رسیدند حضرت بر این موضوع تاکید می‌کردند. از چهار نایب
امام زمان (عج) نقل شده است دو چیز امام زمان (عج) را خوشحال می‌کند یکی
توجه به فقرا و دیگری بحث صله رحم است؛ در اینجا می‌توانیم بگویم که صله
رحم جزو رفتارهایی است که از طریق آن می‌توانیم دل امام زمان (عج) را شاد
کنیم.

وی یادآور شد: صله رحم فقط به پلو خوردن و طعام دادن و این گونه موارد
نیست گفت: صله رحم باید با حداقل امکانات صورت بگیرد در دین اسلام تاکید
شده است «صِلُوا أرحامَکُم و بِرّوا بِإخوانِکُم وَ لَو بِحُسن السَّلامِ وَ رَدِّ الجَواب»
که صله رحم را حتی با یک سلام کردن به یکدیگر به جا بیاورید. این حداقل
چیزی است که می‌شود از بحث صله رحم و تاکید دین اسلام بر آن داشته باشیم.

این کارشناس دینی یادآور شد: یکی از مشترکات بسیار ارزشمند دین اسلام و
سنت ایرانیان همین بحث صله رحم است که هرچقدر ساده‌تر باشد و از چشم و هم
چشمی بیشتر فاصله بگیریم تأثیرگذارتر است. تکریم مهمان را داشته باشیم اما
این تکریم نباید به گونه‌ای باشد که افراد به عذاب بیفتند و آن شادابی که
مد نظر دین اسلام است مهیا نشود.

نصوری گفت: در زمان‌های گذشته که صله رحم به شکل بسیار مستمرتر
وجود داشت مشکلات بسیاری از طریق همین رفت و آمدها حل می‌شد. در جهان امروز
که بیشتر خانواده‌ها تک فرزندی شده‌اند ارتباط اقوام با یکدیگر می‌تواند
فضای آرامش و ارتباط بین فرزندان و خانواده‌ها را بیشتر کند. این گونه
می‌توانیم شادابی را در بین جوانان و خانواده‌ها حفظ کنیم.

وی با اشاره به ظرفیت‌های صله رحم
گفت: چه مشکلات بسیار زیادی که از طریق صله رحم حل شده است. با صله رحم
ظرفیت‌هایی یکدیگر را می‌شناسیم و برای پرورش آن اقدام می‌کنیم. در احادیث
دینی وارد شده است که ازدیاد مال و برکت کاهش استرس، طول عمر و … از جمله
دستاوردهای ارزشمند صله‌رحم محسوب می‌شود. آنهایی که کنج عزلت را
برمی‌گزیند و رفت و آمد نمی‌کنند از نظر روحی و روانی همواره استرس دارند
اما رفت و آمد با حفظ سادگی می‌توان آثار بسیار مثبتی در زندگی‌ها داشته
باشد. در صله رحم نیازی نیست که در زندگی یکدیگر دخالت کنیم و یا سوالات
بی‌مورد بپرسیم. همین که در کنار یکدیگر باشیم و اگر فردی دلش خواست درددلی
داشته باشد می‌تواند تاثیر بسیار شگرفی را بر جای بگذارد. با صحبت است که
می‌توانیم از مشکلات یکدیگر باخبر شویم و به دور از قضاوت درصدد رفع آن
برآییم.

منبع:ایسنا

یکی از حسرت‌های قیامت


امیرالمومنین علی علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود به اهمیت کار و تلاش در دنیا اشاره کردند.

عقیق:روایت زیر را از کتاب نهج البلاغه منتشر می‌کند.

عن امیرالمؤمنین (ع): اعْلَمْ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ بَلِیَّهٍ لَمْ یَفْرُغْ صَاحِبُهَا فِیهَا قَطُّ سَاعَهً إِلَّا کَانَتْ فَرْغَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ.

امیرالمومنین(ع) فرمود:

بدان که دنیا سرای آزمایش است که اگر کسی ساعتی در آن دست از کار بکشد، همین ساعت بیکاری موجب حسرت و پیشمانی او در قیامت خواهد شد.

پی نوشت:

نهج البلاغه، ص: ۴۴۹

منبع:حوزه

مراقب باشید از قافله رهروان با ولایت تا شهادت جا نمانید / گاهی خیلی زود، دیر می شود


حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری، گفت: گاهی خیلی زود دیر می‌شود! تا می‌توانید در تبعیت از رهبر معظم انقلاب، کوشا باشید که رمز عاقبت‌به‌خیری شما در این است.

عقیق:حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی ماندگاری، رئیس مؤسسه روایت
سیره شهدا، در ویژه‌برنامه شبی با شهدا که در محضر ۱۱۵ شهید تازه تفحص شده
برگزار شد، ضمن سلام و قرائت زیارت شهدا، خاطره‌ای از امام خمینی(ره) را
یادآور شد و بیان کرد: امام راحل(ره) در بیت شان در جماران و پس از دیدار
با رزمندگان دفاع مقدس، با گریه به فرزندشان فرموده بودند؛ «احمد آقا، اگر
چندتا از این جوانان در کوچه‌های مدینه بودند، مادر سادات سیلی نمی‌خورد».

وی خطاب به جوانان حاضر در مراسم، اظهارداشت: جوانان عزیز، ما
از مدال‌آوران گام اول جا ماندیم! شما تلاش کنید از مدال‌آوران گام دوم
باشید و جا نمانید.

رئیس مؤسسه روایت سیره شهدا، با بیان اینکه شهدا دستشان برای
گره‌گشایی از کار ما زمینیان، بسیار باز است، گفت: تا می‌توانید از این‌ها
حاجت‌هایتان را بخواهید! بخیل نباشید و کم هم نخواهید! چراکه خدا در معامله
با شهدا، دست آن‌ها را برای دستگیری از ما باز کرده است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری، با اشاره به ماجرای طرماح بن
عدی، گفت: از این ماجرا درس بگیرید! طرماح از شهادت جاماند! روزی معاویه
به او پیشنهاد دنیا و طلا داد تا از حضرت علی(ع) جدا شود، اما نپذیرفت و
بدین ترتیب در گام اول، مدال‌آور شد.

وی ادامه داد و افزود: طرماح در جریان عاشورا و واقعه کربلا،
ساکن عراق بود و به سمت کربلا راه افتاد! در راه اشعاری در وصف مولا علی(ع)
میخواند، به طوری که تا کربلا همراهان طرماح عاشق امیرالمؤمنین(ع) و
سیدالشهدا(ع) شدند! اما وقتی طرماح به ملاقات سیدالشهدا(ع) رسید، از ایشان
اجازه خواست تا به دیار خودش رفته، اموالی را به همسر و فرزندانش داده و با
آن‌ها وداع کند! سیدالشهدا نیز در جواب فرمودند؛ «برو» اما بدان که گاهی
خیلی زود دیر می‌شود!.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری، گفت: طرماح اگرچه به مال و
اموال خود رسید، اما وقتی برگشت و به کربلا رسید، کار از کار گذشته بود و
سر مبارک سیدالشهدا بالای نیزه‌ها رفته بود.

وی در پایان گفت: فی‌الواقع گاهی خیلی زود دیر می‌شود! پس تا
می‌توانید در تبعیت از رهبر معظم انقلاب، کوشا باشید که رمز عاقبت‌به‌خیری
شما در این است.

منبع:حوزه

جوادالائمه(ع) مبتکر بحث آزاد اجتماعی است


امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت.

عقیق:گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب پیرامون حضرت امام محمدتقی؛ جوادالائمه علیه‌السلام

 

مبتکر بحث‌های آزاد اجتماعی

بحث آزاد کار خوبی است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. این
نکته‌ی اول که بحث آزاد را ما رد نمیکنیم بلکه استقبال هم میکنیم .مبتکر
بحث آزاد اجتماعی امام جواد صلوات‌الله‌علیه است. البته قبل از امام جواد
هم در زمان ائمه بحث زیاد میشد، اما اینیکه حالا بنشینند جمعا صحبت کنند
امام جواد اول بار این کار را کردند.

۱۳۶۰/۳/۲



* او امام و پیشاهنگ حرکت ملت ایران بود

خاطره‌ی خونین ۱۷ شهریور؛ دنباله‌ی درس جاوید فراموش‌نشدنی است که امام
جواد به ما داده است. چرا یک امام بزرگوار در ۲۵ سالگی به شهادت میرسد؟ و
دستگاه جبار زمان این ذریه‌ی پیغمبر را بیش از آن تحمل نمیکند؟ پاسخ به این
سخن را زندگی و شخصیت امام جواد به ما میدهد. او مظهر مبارزه‌ی با باطل
بود، او کوششگر برای حکومت الله بود. او برای خدا و قرآن مبارزه میکرد، او
از قدرت‌ها نمیترسید، او در حقیقت امام و الگو و پیشاهنگ این حرکتی بود که
امروز ملت ایران همگی دست به دست آن را تعقیب میکند.

سخنرانی به مناسبت ۱۷ شهریور در مصلی نماز جمعه‌ی تبریز ۱۳۶۲/۶/۱۷



* زندگی امام جواد علیه‌السلام، الگویی برای جوانان

زندگی امام جواد علیه‌السلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السلام – امامی با
آن همه مقامات، با آن همه عظمت – در بیست‌وپنج سالگی از دنیا رفت. این نیست
که ما بگوییم؛ تاریخ میگوید؛ تاریخی که غیر شیعه آن را نوشته است. آن
بزرگوار، در دوران جوانی و خردسالی و نوجوانی، در چشم مأمون و در چشم همه،
عظمتی پیدا کرد. اینها چیزهای خیلی مهمی است؛ اینها میتواند برای ما الگو
باشد.

گفت و شنود در دیدار جمعی از جوانان به مناسبت هفته‌ی جوان ۱۳۷۷/۲/۷



* برنامه‌سازی هوشمندانه مذهبی

برای مراسم دینی، اعیاد و عزاداریها برنامه‌ریزی هوشمندانه بشود. بعضی از
برنامه‌هایی که اجرا میشود، کاملا ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه
صحبتی در تلویزیون یا رادیو میکنید؟ راجع به امام جواد، امام هادی، امام
عسکری، امام رضا و دیگر ائمه مطالب خیلی خوبی نوشته شده است. بنده که عمرم
را در این زمینه‌ها گذرانده‌ام، وقتی به این مطالب نگاه میکنم، استفاده
میکنم و لذت میبرم؛ چرا از اینها استفاده نمیشود؟ نوشته‌های خوب، تحقیقات
خوب و مطالب شیوا و ایمان‌آور در این زمینه‌ها فراوان است.

بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صداوسیما ۱۳۸۳/۹/۱۱



* درس بزرگ امام جواد علیه‌السلام

امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است.
زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در
نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سالهایی کوتاه، جهادی فشرده، با
دشمن خدا کرد به طوری که در سن ۲۵ سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای
دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طوری که
ائمه‌ی دیگر ما علیهم‌السلام با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر
افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه‌ی مهمی از جهاد همه
جانبه‌ی اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت. آن درس
بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار قرار
میگیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابله‌ی با این قدرتها
برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته
باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره‌ای از
قداست و طرفداری از اسلام برای خود میآراید، شناختن او برای مردم مشکل است.
در دوران ما و در همه‌ی دورانهای تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده‌اند
وقتی از مقابله‌ی رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیله‌ی ریاکاری و نفاق
بزنند.

منبع:حوزه

شیعه با امام جواد(ع) امتحان شد


عقیق: یکی از فرقه‌هایی که در زندگی ائمه طاهرین و جریان تشیع بسیار سنگ اندازی و شبهه افکنی کرده است، جریان واقفیه است. جریانی که به دلیل اینکه امام رضا (ع) تا سالیان متمادی یعنی حدود چهل و هفت سالگی، فرزندی نداشتند، در امامت آن حضرت تشکیک کردند. حتی پس از ولادت امام جواد (ع) این جریان سعی داشت، اینگونه القا کند که این مولود فرزند امام رضا (ع) نیست. برای این منظور قیافه شناسی را حاضر کردند تا این مطلب را اثبات کنند.

لذا جسارت جریان واقفیه به امام رضا (ع) تا جایی پیش رفت که برای اثبات اینکه امام جواد فرزند حضرت رضا (ع) است، قیافه شناسی آوردند تا این مسئله اثبات شود.

با اثبات حقانیت این موضوع، برخی که در امامت حضرت رضا (ع) دچار شبهه شده بودند، بازگشتند ولی برخی نیز بر عناد خود اصرار ورزیدند.

شاید به خاطر اثبات امامت امام رضا (ع) بود که آن حضرت، فرزندشان امام جواد را با برکت ترین مولود خواندند. در متون روایی شیعی از حضرت جواد (ع)، به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می‌شود. چنانکه «ابو یحیای صنعانی» می‌گوید: روزی در محضر امام رضا (ع)، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است».

گویا امام، به مناسبت‌های مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد می کرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا (ع) معروف بوده است، به گواه اینکه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» می‌گویند: در محضر امام رضا (ع) بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است».

تولد حضرت جواد علیه السلام در شرایطی صورت گرفت که خیر و برکت خاصّی برای شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا (ع) عصر ویژه ای بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو بوده‌اند که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بوده است

لذا بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان می‌دهد مقصود از این احادیث این است که تولد حضرت جواد (ع) در شرایطی صورت گرفت که خیر و برکت خاصّی برای شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا (ع) عصر ویژه ای
بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو
بوده‌اند که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بوده است؛ زیرا از یک سو پس از
شهادت امام کاظم (ع) گروهی که به «واقفیّه» معروف شدند، براساس انگیزه‌های مادی، امامت حضرت رضا (ع) را انکار کردند و از سوی دیگر امام رضا (ع) تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر گرامی (ص) حاکی از آن بود که امامان دوازده نفرند که نُه نفر آنان از نسل امام حسین (ع) خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا (ع)، هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زیر سوال می‌برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده و امامت حضرت رضا (ع) را انکار می‌کردند.

علاوه بر حدیثی که ذکر شد، شواهد و قرائن زیادی در تاریخ وجود دارد که حاکی از علاقه بی حد و حصر امام رضا (ع) به فرزند خویش است.

آیت الله جوادی آملی در این باره می‌گوید: وقتی وجود مبارک امام جواد به دنیا آمده است وجود مبارک امام رضا (ع) خیلی به این نوزاد علاقمند بود آن طوری که مسعودی در مروج الذهب خود نقل می‌کند «کان ینادیه فی المهد طول لیلته» در بسیاری از شب وجود مبارک امام رضا (ع) تا سحر کنار این گهواره ذکر خواب می‌گفت مناجات می‌کند مناقات می‌کرد با او گفتگو می‌کرد.

وی می‌افزاید: به امام رضا (ع) عرض کردند شایسته نیست پدری
همچون شما کنار گهواره کودک ذکر خواب بگویید که کودک بخوابد فرمود: نه من
ذکر خواب می‌گویم نه او به خواب می‌رود من دارم معارف الهی را به او منتقل
می‌کنم و با علم او را عزیز می‌کنم «انما اعزّه بالعلم عزّا»؛ این کار آن پدر و آن پسر بود.

یکی دیگر از مسائل دوران امام جواد (ع) بحث امامت ایشان در دوران کودکی بود. جوادالائمه (ع) در هشت سالگی به امامت رسید و این مسئله برای برخی شبهه ایجاد کرده بود که چطور ممکن است پسری ۸ ساله به مقام امامت برسد؟

آیت الله جوادی آملی در مورد این موضوع می‌گوید: وقتی وجود مبارک امام جواد (ع) در دوران کودکی به مقام شامخ امامت رسید به او عرض کردند که مگر کودک به مقام شامخی می‌رسد مثل نبوت یا امامت؟ فرمود: وَ آتَیناهُ الْحُکْمَ صَبِیاً که در قرآن می‌خوانید این سند آن است که اگر کسی از علم لدنی
برخوردار باشد ذات اقدس الهی چنین سمتی را به او عطا می‌کند. بعد وقتی
وارد فضای جامعه شدند مهمترین کارشان تفسیر قرآن و نشر معارف قرآن و اهل
بیت بود.

آیت الله جوادی آملی روایت می‌کند: ابن عمار می‌گوید من دو
سال در مدینه در محضر درس علی بن جعفر رضوان الله علیه مشرف بودم. احادیثی
را که علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیهم السلام نقل می‌کرد، من
می‌نوشتم. روزی در مجلس درس علی بن جعفر ما دیدیم که استاد ما، این پیر
خرد، بدون کفش و عبا، به استقبال کودکی رفت و دست مبارک آن کودک را بوسید و
او را تعظیم کرد آن کودک فرمود: عموی من بشین! عرض کرد: چگونه من بشینم و شما ایستاده‌اید؟ این صحنه گذشت…

وی ادامه می‌دهد: شاگردان علی بن جعفر به عرض او رساندند که شما با این
قدمت و با این سوابق درخشان تدریس در برابر یک کودک این همه پر خضوع!!
فرمود: اسکتوا! ساکت باشید… سپس دست به محاسن شریف خود گذاشت و
گفت: خدا مرا با این محاسن سفید دید، ولی مرا لایق امامت ندانست و این
کودک را اهل امامت دانست! چه اعتراضی دارید؟! چه حرفی دارید؟! امام جواد
این چنین است و مظهر جود خداست و بهترین جود، جود های علمی است…

لذا به دلیل پایین بودن سن امام جواد، شیعیان درباره امامت پس از امام
رضا اختلاف پیدا کردند و پس از امام رضا سه گروه شدند، با این حال، بیشتر
اصحاب علی بن موسی الرضا (ع) به امامت فرزندش جواد معتقد شدند. علت این اختلاف کودکی جوادالائمه بود.

حضرت رضا در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالأئمه
را مطرح می‌کردند به نبوت حضرت عیسی در کودکی استناد می‌کرد و می‌فرمود:
«سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.» اما
این مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدی‌تر و به عنوان شبهه مطرح
شد و سبب شد برخی از خواص اصحاب امام رضا نیز در امامت جواد الائمه تردید
کنند

این مسئله در زمان حیات امام رضا (ع) نیز مطرح بود. حضرت رضا در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالأئمه
را مطرح می‌کردند به نبوت حضرت عیسی در کودکی استناد می‌کرد و می‌فرمود:
«سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.» اما
این مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدی‌تر و به عنوان شبهه مطرح
شد و سبب شد برخی از خواص اصحاب امام رضا نیز در امامت جواد الائمه تردید
کنند.

همچنین در پاسخ به کسانی که شبهه کودکی امام جواد را مطرح می‌کردند، به
آیاتی از قرآن درباره نبوت حضرت یحیی در کودکی و سخن گفتن حضرت عیسی در
گهواره استناد می‌شد. خود حضرت نیز در پاسخ به کسانی که مسئله سن او را
مطرح می‌کردند، به جانشینی حضرت سلیمان به جای حضرت داود، در کودکی اشاره می‌کرد و می‌فرمود: هنگامی که حضرت سلیمان کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا می‌برد، حضرت داود او را جانشین خود کرد اما علمای بنی‌اسرائیل آن را انکار می‌کردند.

آیت الله میرباقری نیز در مورد امامت جوادالائمه در سنین کودکی می‌گوید:
امامت یک منصب الهی است که خدا می‌دهد و آن حقیقت، روح امامت است، مثل
روحی که خداوند در آدم می‌دمد و می‌فرماید: بر او سجده کنید. این گِل، حجاب
است. امام وقتی در عالم دنیا می‌آید، این بدن نباید برای ما حجاب بشود.
وقتی آن روح منتقل به امام شد امام بالفعل است: می‌خواهد بر حسب ظاهر، صغیر
باشد یا کبیر، تفاوتی نمی‌کند و این فقط صحنه امتحان ماست. امام، همان
امام است و همه قوای امامت را دارد و وقتی جبرئیل و روح در شب قدر می‌آیند
در محضر همین امام می‌آیند. همانطور که آنها تواضع می‌کنند و پرچمداران
عالم ملکوت تدبیر خودشان را با امام هماهنگ می‌کنند و مأموریت‌های بزرگشان
را بی‌چون‌وچرا با امام تنظیم می‌کنند؛ یعنی امتحانی که دادند برقرار است،
ما هم باید نسبت به امام همین رابطه را داشته باشیم.

وی ادامه می‌دهد: این یکی از مراحل امتحان سنگین جامعه شیعه بود که
خداوند متعال همانطور که ملائکه را امتحان کرد این بار جامعه مومنین را
امتحان کرد. یعنی امامشان را در قالب جسمی که به حسب ظاهر خردسال است، قرار
داد. این امتحان سنگینی بود. اتفاقاً یکی از ادواری که در آن انشعاب جدی
در جامعه تشیع رخ نداد، دوره امام جواد (ع) است. یعنی جامعه تشیع این
امتحان را خیلی خوب داده‌اند و خیلی خوب‌تر امام، این امامت را بروز دادند.
یعنی این‌جور نبود که این عالمان بزرگ، مقلد باشند، و واقعاً امامت در
امام تجلی کرد و آنچه ما در باب امام می‌گوییم در ایشان بروز پیدا کرد.
ایشان به حسب ظاهر خردسال بودند (در سن نُه‌سالگی) ولی شئون امامت در امام
جواد (ع) در نُه‌سالگی محقق شد. یعنی همان شئون امامتی که در ۶۳ سالگی در
وجود امیرالمومنین (ع) و در ۶۵ سالگی در امام صادق (ع) بود، همان شئون
امامت، در سن نُه‌سالگی در امام جواد (ع) بود.

حضرت به گونه‌ای جامعه شیعه را اداره کردند که انشعاب در دوره ایشان اتفاق نیفتاد و بعد از ایشان هم انشعابات، بسیار محدود هستند

وی معتقد است: شیعه امتحان داد و خود امام هم مظهر تثبیت آن اعتقادات
امامیه شدند. حضرت به گونه‌ای جامعه شیعه را اداره کردند که انشعاب در دوره
ایشان اتفاق نیفتاد و بعد از ایشان هم انشعابات، بسیار محدود هستند. امام
رضا (ع) می‌فرماید: خداوند فرزندی به برکت جوادالائمه (ع) به شیعه نداده
است و این در باب حضرت، خیلی نکته لطیفی است. و همین هم کافی است که کسی در
قالب امام نُه‌ساله، امامت کرده است. این‌طور نبود که پادشاه بازنشسته
باشد و بعد نایب‌السلطنه کشور را اداره کند. واقعاً ایشان شیعه را رهبری
کردند و در سن نُه‌سالگی به‌گونه‌ای رهبری کردند که این افرادِ عظیمِ
متراکمِ در حال درگیری با دستگاه بنیالعباس، واقعاً مدیریت شدند و امامت
امام را لمس کردند و با امامت امام به‌سوی جلو حرکت کردند.

وی ادامه می‌دهد: در پی نشر و احیای معارف ناب [اهل بیت علیهم‌السلام در
دوره امام رضا علیه‌السلام] جامعه شیعه این قابلیت را پیدا کرد تا برای
اولین بار به امام خردسال امتحان شود و از این آزمایش سخت، سربلند بیرون
آید. شیعه در زمان امام رضا علیه السلام آن قدر بالغ شده بود که پس از
ایشان، انشعاب جدی دیگری در میان شیعیان پدیدار نشد؛ در حالی که سه تن از
امامان پس از ایشان _ امام جواد، امام هادی و امام عصر علیهم السلام _ از
نظر سن، خردسال بودند.

وی می‌گوید: چنین فهمی، تصادفی نیست؛ بلکه از رشد جامعه شیعه در درک
عمیق‌تری از معنای امامت و ظرفیت بالاتری از تحمل ولایت حکایت دارد. این
بلوغ، محصول تصرفات و معارفی است که امام رضا (ع) ضمن هجرت خودشان از مدینه
به مرو، در اختیار جامعه‌ی شیعه قرار دادند و ظرفیت شیعیان را تا حد اطاعت
از امام خردسال ارتقا بخشیدند. عجیب‌تر اینکه، کسانی در برابر امامت امام
جواد علیه السلام تسلیم شده بودند که از علمای بزرگ شیعه محسوب می‌شدند و
شاگردی امام صادق علیه‌السلام را تجربه کرده بودند.

1 188 189 190 191 192 237