علمای دین واقعیت‌ها را از طریق رسانه ها به مردم جهان بگویند


آیت‌الله نوری همدانی در دیدار با رئیس سازمان تبلیغات گفت: علما قبل از آن که دشمنان مردم را از اسلام و ایران و شیعه بترسانند واقعیت‌ها را از طریق ابزارهای مختلف رسانه‌ای به مردم جهان بگویند.

عقیق:حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با
آیت‌الله العظمی حسین نوری همدانی دیدار کرد در این دیدار آیت‌الله نوری
همدانی دشمن‌شناسی را یکی از نیازهای تبلیغ دین برشمرد و اظهار داشت: علمای
دین باید حوادثی که در زمان‌های مختلف رخ داده را رصد و خودشان را مجهز
کنند تا قدم‌هایی برای پیشرفت اسلام و مبارزه با دشمن بردارند.

وی افزود: مسلمانان باید بدانند که در دنیا چه خبر است و قضاوت‌ها چگونه است و در برابر جریان‌های مقابل چه وظایفی به عهده دارند.


آیت‌الله نوری همدانی حادثه تروریستی نیوزلند را ادامه پروژه
صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها در راستای اسلام هراسی دانست و اظهار داشت: لازم
است علمای دین قبل از آنکه دشمنان، مردم را از اسلام و ایران و شیعه
بترسانند، واقعیت‌ها را از طریق ابزارهای مختلف رسانه‌ای به مردم جهان
بگویند.


استاد برجسته حوزه علمیه قم تصریح کرد: مسلمانان باید در برابر پیروان سایر ادیان مجهز، بیدار و هوشیار باشند.


آیت‌الله نوری همدانی وظیفه سازمان تبلیغات اسلامی را در بیدارکردن
مردم، مهم دانست و افزود: رهبر معظم انقلاب در زمینه دشمن شناسی، بیانات
مهمی دارند و این برای ما درس خوبی است که دوست و دشمن را بشناسیم تا بهتر
در مسیر تبیین اسلام ناب گام برداریم.

شرایط سیاسی دوران امام جواد(ع)


حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی گفت: امام جواد(ع) تمام سؤالات و شبهات و اشکالاتی که از طرف مخالفین مطرح می‌شد را پاسخ می داد در حالی که تنها ۱۰ سال از سن مبارکشان می گذشت.

عقیق:حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی در گفت و گویی
در مورد شخصیت و ویژگی‌های امام جواد (ع) گفت: امام جواد (ع) ویژگی‌های
خاصی در بین ائمه معصومین (ع) دارد. اولاً خیلی نوجوان بود و در سن کودکی
به امامت رسید و از طرف دیگر یک معجزات و شگفتی‌های خاصی در دوران ایشان
اتفاق افتاد. در روایات و تاریخ اهل بیت (ع) ایشان به عنوان کوچک‌ترین و
جوان‌ترین امام مطرح اند که مدت ۱۷ سال امامت کردند. در دوران نوجوانی و
حدود ۲۵ سالگی هم به شهادت رسیدند، که این یک ویژگی‌های خاصی است. همچنین
به عنوان باب الحوائج نیز مطرح هستند. یعنی توسلات و ارتباط با امام جواد
(ع) سفارش شده که شیعیان و پیروان، با آن حضرت ارتباط داشته باشند و
خواسته‌ها و آرزوهای شان را با ایشان در میان بگذارند.

دبیر شورای کتاب و گروه مطالعات بنیادی مجمع جهانی اهل بیت (ع) افزود:
برخی از شیعیان با توجه به توصیه‌هایی که برخی از عالمان شیعی داشته‌اند،
برای گسترش رزق و گشایش در امور مادی به امام جواد (ع) توسل می‌جویند و او
را باب الحوائج می‌خوانند. نمونه‌ای از این توصیه‌ها، نقل مجلسی از
ابوالوفاء شیرازی است که مدعی شده پیامبر (ص) در خواب او را به توسل به
امام جواد (ع) در امور مادی توصیه کرده است. عالمان اهل سنت، پیشوای نهم
شیعیان را به عنوان یک عالم دینی احترام می‌کنند. برخی از آنان شخصیت علمی
جواد الأئمه را ممتاز دانسته و شیفتگی مأمون به او را به دلیل شخصیت علمی و
معنوی او در کودکی دانسته‌اند.


این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: آنان همچنین از امتیازات و برتری
محمد بن علی (ع) در ویژگی‌های دیگری همچون تقوا، زهد و سخاوت سخن گفته‌اند.
مرحوم شیخ طوسی از حدود ۱۱۵ تن به عنوان اصحاب جوادالأئمه نام برده است.
در میان راویان از امام محمد تقی (ع)، پیروانی از فرقه‌های دیگر از جمله
اهل‌سنت نیز وجود داشته است. تعداد راویان غیر امامی از جوادالائمه را ۱۰
تن گفته‌اند. عبدالعظیم حسنی، احمد بن ابی‌نصر بزنطی، حسن بن سعید اهوازی،
احمد بن محمد برقی و ابراهیم بن هاشم از اصحاب مشهور پیشوای نهم شیعیان
بودند.


مسئولیت امامت در کودکی


عباس جعفری فراهانی اضافه کرد: یک شبهه‌ای که مطرح شده این است که امام
جواد (ع) در دوران کودکی که حدود شش، هفت یا هشت سال داشته به امامت رسیده
اند. شبهه این است که کسی در کودکی به امامت برسد و رهبری و وظیفه بزرگ
امامت به عهده اش بیفتد باعث یک دلخوری‌ها و شبهاتی می‌شود که چطور می‌شود
مسئولیت مهم امامت به عهده یک کودک باشد. از جمله شرائط لازم امامت بلوغ
سنی و به تکلیف رسیدن می‌باشد.


وی افزود: در پاسخ به این شبهه و سوال باید به قرآن مراجعه کنیم. در
روایات و گزاره‌های تاریخی که از ائمه معصومین هم سوال کردند آن بزرگواران
مردم را احاله به قرآن داده اند. در قرآن داستان‌هایی است در مورد پیامبران
بزرگواری مثل حضرت یحیی بن زکریا (ع)، حضرت عیسی بن مریم (ع) و یا سلیمان
بن داوود. اینها پیامبرانی بودند که شگفتی‌های خاصی در زمان نبوت آنها پیش
آمده بود و به پیامبری مبعوث شدند در حالی که کودک بودند. حضرت یحیی (ع) و
حضرت عیسی (ع) همین طور که در کودکی در گهواره سخن می‌گفتند و حضرت سلیمان
(ع) هم به همین شکل.


عباس جعفری فراهانی سپس گفت: پاسخ اولیه ما احاله شده از طریق نصوص و
روایات و یا متون و قرآن است که پاسخ این شبهه داده می‌شود. اگر امامت به
عنوان یک امر الهی و مقدس مطرح است و مسئولیت آن به عهده خداوند است،
خداوند در قرآن کریم پیامبرانی را که در سن کودکی بودند مسئولیت پیامبری به
آنها داده و هیچ اشکالی ندارد که یک کودکی مثل امام جواد (ع) به امامت
منصوب شود. از طرف دیگر ما مراجعه می‌کنیم به نصوص و گزاره‌های تاریخی را
می‌بینیم که امام جواد (ع) در هنگامی که این مسئولیت بر عهده شان قرار
گرفت، تمام سؤالات و شبهات و اشکالاتی که از طرف مخالفین مطرح می‌شد را
پاسخ می‌داد و این پاسخ دادن یک پاسخ عملی بود. جواب دادن و از عهده سؤالات
و شبهات مختلف در زمینه قرآن و مباحث فقهی و تاریخی برآمدن نشان از این
می‌دهد که او توانایی و استعداد مسئولیت امامت را دارد.


وی ادامه داد: در بحث‌های مختلفی که از طریق ملل و نحل و مذاهب مختلفی
اتفاق افتاد در وقتی که به مدینه می‌آمدند و شبهاتی داشتند امام جواد (ع)
که حدود ۱۰ سال شان بود، پاسخ سؤالات مختلف آنها را می‌دادند. در گفت و
گوها و مناظرات هم که در کتاب‌های تاریخی نقل شده به خوبی از عهده بر
می‌آمدند. اینها باعث قانع شدن مخالفین می‌شد و بسیاری از شیعیانی هم که
تردید پیدا کرده بودند در امامت ایشان راضی می‌شدند که ایشان همان امام
مورد اراده خداست که انتخاب شده است.


اوضاع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی امام جواد (ع)


عباس جعفری فراهانی اظهار کرد: مأمون عباسی بعد از این که امام رضا (ع)
را در طوس به شهادت رساند در سال ۲۰۴ به بغداد برگشت. او تصمیم گرفت از جهت
فرهنگی دو کار مهم انجام دهد. یکی تأسیس بیت الحکمه بود و دیگری این که
رصدخانه درست کرد. در بیت الحکمه هدفش این بود که از این طریق بتواند تمام
کتاب‌ها و آثار و اسنادی که در مناطق مختلف جهان که نیروهای مأمون به آنها
دسترسی دارند از ایران تا روم و بیزانس در بغداد جمع کند تا یک مرکز برای
محققین و جای گزین دانشگاه جندی شاپور و کتابخانه اسکندریه بشود. تمام
اسناد و مدارک موجود در اختیار حاکمیت عباسیان و مأمون قرار بگیرد. این هدف
اول او بود. او دستور داد و بخش نامه کرد بین نیروهای خودش در سراسر مناطق
که همه آنها را به بغداد بفرستند.


وی اضافه کرد: از طرفی دیگر رصدخانه را با اهداف رسیدگی به امور ستاره
شناسی و رصد ماه و ستارگان تأسیس کرد که رشد و نموی به علاقه مندان به علوم
جدید بدهد و از طریق رصدخانه همه این مسایل و اتفاقات آینده را در اختیار
بگیرد و کنترل کند. با ابتکاری که از خودش نشان داد موفق شد یک تغییر و
تحولی در اوضاع فرهنگی جهان اسلام ایجاد کند که سر و صدای آن به مناطق
مختلف جهان اسلام و کشورها و شهرهای مختلف رسید.


عباس جعفری فراهانی همچنین خاطرنشان کرد: از جهات دیگر گرایش فکری
معتزله این بود که می‌گفتند چطور ذات خداوند متعال قدیم است و هیچ زمانی
نبوده که او نباشد معتقد به قدیم بودن قرآن نیز بودند. مأمون برخلاف اینها
معتقد به خلق قرآن شد و سر و صدای زیادی بین محدثین ایجاد کرد. حتی
طرفداران احمد بن حنبل وقتی این اعتقاد خلق قرآن را از ناحیه مأمون دیدند
که بحث و ابتکار جدیدی بود با او مخالفت کردند و حتی این عقیده را یک نوع
بدعت دانستندکه نهایتاً منجر به دستگیری احمد بن حنبل و زندانی شدنش شد.
این هم یک حرکت فرهنگی جدیدی بود که در زمان مأمون و زمانی که امام جواد
(ع) به امامت رسید در جهان اسلام ایجاد شد.


وی سپس عنوان کرد: تاریخ‌نگاران و محدثین این دوران را دوران «محنت» نام
گذاری کرده‌اند. امام جواد (ع) در بحث قدیم بودن قرآن آن را کلام خدا
نامیدند و فرمودند قرآن کلامی است که حادث شده نه این که مثل ذات خدا قدیم
باشد. قائل به خلق قرآن شدند و این مسأله در پاسخ و حل مشکلات جامعه خیلی
مهم بود. یا در رفتارهای خاصی که عباسیان و معتصم و مأمون پیش آوردند امام
با روی آوردن به معنویت و هدایت و علم آموزی به شاگردان و پیروان خودشان در
این دوره خاص مشکلات مردم را حل می‌کردند.


عباس جعفری فراهانی ادامه داد: مسأله دیگری که پیش آمد و مأمون در این
اوضاع فرهنگی مطرح کرد قائل شدن به افضلیت امامت امام علی (ع) بود. عباسیان
شدیداً با آن مخالفت کردند و اظهار نگرانی کردند که این مسأله نگرانی‌هایی
را برای ما پیش می‌آورد و دقیقاً شما می‌خواهید جواد الائمه (ع) را دوباره
جانشین خودتان کنید. مأمون هم گفت نگران نباشید او مانند پدرش نمی‌پذیرد.
من اهدافی دارم که نتایج آن را بعداً متوجه خواهید شد. این نمونه‌هایی از
اوضاع فرهنگی بود. از لحاظ سیاسی هم کاری که مأمون در این دوره کرد این بود
در بین سال‌ها ۲۱۵ تا ۲۱۸ هجری به امپراطوری بیزانس و حکومت مسیحیانی که
در بیزانس بودند را مورد حمله قرار داد. در نتیجه رومی‌ها هم از قدرت او
ترسیدند و با او قرارداد صلح بستند که نهایتاً در این دوران مأمون عباسی می
میرد و جانشینی خلافت عباسیان هم به معتصم عباسی می‌رسد.


وی اظهار داشت: اینها اهمیت و پیچیدگی‌های دوران امامت امام جواد (ع) را
نشان می‌دهد که ایشان با چه شرایطی مواجه بود و با چه روشی توانست اوضاع
را مدیریت کنند. معتصم به ترکان روی آورد و ارتش خود را بازسازی و تغییر
هویت ساختاری و فرهنگی و اجتماعی داد. ترکان ناحیه خزر و شمال مناطق ترکیه
نیروهایی قوی بودند و امکانات زیادی داشتند. او به آنها مراجعه کرد و در
ارتش خودش جایگزین کرده که باعث سخت گیری ها و خشونت‌های زیادی شد. و ترکان
با خشونتی که نشان می‌دادند مردم از آنها وحشت می‌کردند و باعث می‌شد دست
به اقدام و توطئه علیه حکومت عباسیان نزدند.


عباس جعفری فراهانی افزود: در همین زمان مردم بغداد از طرز رفتار ارتش
ترک که در حکومت معتصم بودند نگران و ناراحت شدند. معتصم مجبور شد که
پایتخت را از بغداد به سامرا منتقل کند. سامرا یک شهری بود حدود ۱۰۰
کیلومتر بعد از بغداد به طرف غرب عراق فعلی که آن جا برجی ساخت و دار
الخلافه را به آن جا منتقل کرد. در همین موقع برای اینکه نگرانی از جانب
امام جواد (ع) نداشته باشد امام را هم از مدینه به سامرا آورد و تحت کنترل
قرار داد و آن جا چند کار انجام داد که امام را کنترل کند.


وی همچنین گفت: کار دیگری که مامون عباسی انجام داد اینکه دخترش ام فضل
را به ازدواج امام در آورد و با این مسأله چند هدف داشت. یکی اینکه امام
جواد (ع) را تحت کنترل بگیرد و رفتارها و ارتباطات او را از ناحیه ارتباطی
که با شیعیان می‌توانست داشته باشد تحت کنترل داشته باشد. همین طور از مقام
امام جواد (ع) در بین مردم استفاده کند و اطلاعات علمی از او بگیرد و پیش
از اینکه امام صحبتی را به دیگران بگویند از طریق دخترش بداند. از طرفی
دیگر قصد عوام فریبی و اظهار محبت و خویشاوندی نسبت به ائمه داشت. چون هر
پادشاه و حاکمی وقتی دخترش را به ازدواج فردی در می‌آورد نشان از اوج علاقه
پادشاه به آن فرد است.


عباس جعفری فراهانی سپس عنوان کرد: او می‌خواست دخترش به این شکل در
خانه امام جواد (ع) باشد و مردم بهانه نداشته باشند که شما با اینها دشمنی
می‌کنید. از طرف دیگر در ذهنش قصد انحراف امام جواد (ع) را داشت. مأمون
خیال می‌کرد اگر دخترش ام فضل را به ازدواج امام درآورد امام به طرف مادیات
و کاخ و زندگی مرفه خواهد رفت و از معنویت و عبادت و تزکیه و خدا دور
خواهد شد. اینها اهداف واقعی اش بود که به هدفش هم نرسید. امام جواد (ع) در
این اوضاع فرهنگی و سیاسی با چه شگردهایی می‌تواند به اوضاع مسلط شود بحث
مهمی است.


چگونگی هدایت معنوی و حل مشکلات گوناگون جامعه


وی تأکید کرد: امام جواد (ع) با قدرت معنوی و تسلط بر اوضاع و شناخت
توطئه‌های دشمن عباسی، برای رسیدگی به حل مشکلات مردم به خصوص شیعیان و
علاقه مندان به اهل بین (ع) از طریق سازمان وکالت کار خود را انجام داد.
سازمان وکالت یک تشکیلات منسجم اداری و واقعی است که در زمان ائمه ما به
خصوص از زمان امام جواد (ع) به بعد تأسیس شد. یک شبکه ارتباطی قوی که امام
به کسانی از شیعیان که آنها را صالح می‌دانستند برای اینکه مرجع و رهبر
فکری مردم باشند به آنها نامه می‌نوشت و بین مردم معرفی می‌کرد که به آنها
مراجعه کنند. تمام مسائل فکری و فرهنگی و اقتصادی و وجوهات مالی که شیعیان
می‌خواهند بپردازند مانند خمس و زکات و اموال شان را با امام در میان
بگذارند از طریق سازمان وکالت انجام می‌داد.


عباس جعفری فراهانی ادامه داد: امام در مدت ۹ سال که در سامرا تحت نظارت
عباسیان بود افرادی مثل داود بن هاشم جعفری که یکی از شاگردان خاص امام
جواد (ع) بود را معرفی می‌کند. رابط امام جواد (ع) است که به عنوان وکیل
امام مطرح و خیلی از مراجعات مردم به او هست. یا نوح بن شعیب بغدادی که به
زهد و عبادت معروف بوده و امام جواد (ع) از طریق ایشان خیلی از مشکلات مردم
را حل و فصل می‌کند. در سازمان وکالت امام نمایندگانی در قم و ری و جاهای
دیگری که شیعیان زندگی می‌کردند می‌فرستد و به آنها وکالت می‌دهد و نامه
می‌نویسد و آنها را به مردم معرفی می‌کند.


وی خاطرنشان کرد: در مناطق گوناگون ازجمله بغداد، کوفه، اهواز، بصره،
همدان، قم، ری، سیستان و بُست نمایندگانی داشت. آنان وجوهات شرعی شیعیان را
به امام جواد (ع) می‌رساندند. ابراهیم بن محمد همدانی در همدان و ابوعمرو
حذّاء در نواحی بصره وکالت آن حضرت را بر عهده داشتند. صالح بن محمد بن سهل
به موقوفات آن حضرت در قم رسیدگی می‌کرد. همچنین زکریا بن آدم قمی،
عبدالعزیز بن مهتدی اشعری قمی، صفوان بن یحیی، علی بن مهزیار و یحیی بن
ابی‌عمران از وکلای امام جواد بودند. البته احمد بن محمد سیاری نیز ادعای
وکالت داشت ولی امام ضمن رد ادعای او، از شیعیان خواست تا وجوهات را به وی
ندهند. همچنین امام جواد (ع) با آن علم لدنی و علم امامتی که از طریق قدرت
خداوند در وجود شریف ایشان گذاشته شده بود می‌تواند پاسخ مخالفان را بدهد و
بهترین جواب فکری و فرهنگی و سیاسی را به مشکلات جامعه بدهد.


الگو بودن سیره و رفتار امامان علیهم السلام


عباس جعفری فراهانی در پایان گفت: توصیه من این است که همه ما و اقشار
مختلف مردم و شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) به ویژه جوانان عزیز از زندگانی و
سیره آن بزرگوار درس بگیرند و بگیریم و با عمل به دستورات آن حضرات که
تجسم تعالیم قرآن و سنت صحیح نبوی (ص) می‌باشد بتوانند در زندگانی خود،
رضایت خداوند و امامان معصوم (ع) را کسب کنند. از جمله در جهات خودسازی و
کسب معنویت و تقوی و این ایام ماه شریف رجب و دخالت در امور سیاسی و
اجتماعی و مبارزه با ظلم و ستم و نپذیرفتن سلطه بیگانگان و ظالمان بر اساس
امر به به معروف و نهی از منکر، تلاش نمایند تا جامعه اسلامی به سوی کمال و
پاکی پیش برود. قطعاً اگر مردم و جامعه اسلامی به کمال مطلوب برسد در واقع
مزد رسالتی که از قول رسول خدا (ص) در آیه شریفه «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ
عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی …» (سوره شوری / ۲۳)
مطرح شده را تحقق بخشیده اند و می‌توانند الگوئی برای ملت‌های غیر مسلمان
باشند.

منبع:مهر

تبریک خانواده شهید هسته‌ای به سردار سلیمانی +عکس


خانواده شهید مسعود علیمحمدی از شهدای هسته‌ای در پیام تبریکی خطاب به سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، دریافت نشان ذوالفقار از سوی مقام معظم رهبری را تبریک گفتند.

عقیق:خانواده شهید مسعود علیمحمدی از شهدای هسته‌ای در پیامی خطاب به سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، دریافت نشان ذوالفقار از سوی رهبر معظم انقلاب را تبریک گفتند.

متن این نامه به شرح زیر است:

سردار سرلشکر قاسم سلیمانی

فرماندۀ محترم نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

با سلام و درود،

بنابر گواهی آموزگار پیر تاریخ، نامیرایی و جاودانگی سرزمین مدّس
اسلامی، مرهون رشادت‌ها و مجاهدت‌های پولادمردانی است که با تأسی به سیره و
راه و مرام مولای متقیان، حضرت امیرمؤمنان (علیه آلاف التحیه و الثناء) و
سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالحسین (ع)، جان و جهان خویش را در مسیر
حراست و صیانت از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی جهان اسلام ایثار نمودند.

صفحات تاریخ ایران اسلامی در قرون و اعصار آینده، مزیّن به نام و یاد
دلاورمردی خواهد بود که خاطرۀ حماسه آفرینی‌های مجاهدان صدر اسلام را در
اذهان زنده خواهد کرد و سیمای نورانی او، مشعل فروزانی خواهد شد که سالکان
طریق جهاد و شهادت را به سرمنزل مقصود، رهنمون خواهد شد.

اگرچه دریافت نشان و مدال ذوالفقار از دستان فرماندهی معظم کل قوا و
رهبر مسلمانان و مستضعفان جهان، موهبتی است که شایستۀ قدرشناسی و سپاسگزاری
است؛ اما همانگونه که رهبر فرزانۀ انقلاب اسلامی (مدّظله العالی) خاطرنشان
ساختند، ارج و اجر صبر و ثبات حضرتعالی در مسیر خدمت خالصانه به نظام مقدس
جمهوری اسلامی بالاتر و والاتر از آن است که با امتیازات دنیایی و این
جهانی قابل جبران باشد.

در آستانۀ میلاد فرخنده و همایون قطب عارفان و پیشوای پارسایان، حضرت
علی (ع) و همزمان با فرا رسیدن بهار و آغاز سال جدید خورشیدی، بر خود فرض
دانستیم تا بر همت والای حضرتعالی درود فرستیم و توفیق آن برادر گرانقدر را
در جلب رضایت مقام عظمای ولایت به حضورتان تبریک عرض نماییم.

دوام سلامتی و مزید سرافرازی و بهروزی آن مجاهد خستگی ناپذیر را در ظلّ
عنایات خاصۀ حضرت ولی عصر (عج) از درگاه ایزد متعال خواستاریم.

خانواده شهید دکتر مسعود علیمحمدی (شهید هسته‌ای)

شهید مسعود علیمحمدی از دانشمندان هسته‌ای در ساعت ۷:۳۰ صبح ۲۲ دی ۱۳۸۸
هنگام خروج از منزل در اثر انفجار بمبی که در یک موتورسیکلت در کنار در
منزلش جاسازی شده بود، به شهادت رسید.



منبع: فارس

«زبان رمزی» که آیت‌الله مصباح اختراع کرد


روزهای نخست

پس از قیام امام، قم با فعالیت‌ها و تحرکات متوالی به خروش آمد؛ ولی
این فعالیت‌ها بر محور سازمان و تشکیلات نبود. همه اسلام‌گرایان، هر یک
مطابق سلیقه خود عمل می‌کردند. هیچ‌کس ۔ حتی امام – به سازمان‌دهی این
فعالیت‌ها نمی‌اندیشید.

من الان طلابی را که فعالیت‌های مختلفی داشتند، با اسامی آن‌ها به یاد
دارم. یک گروه مشغول توزیع اعلامیه‌های امام بودند. گروهی اعلامیه‌ها را با
دستگاه مخصوص پلی‌کپی می‌کردند. گروهی با امام تماس می‌گرفتند و در امور
مختلف به ایشان مشاوره می‌دادند و نظرات و پیشنهادهای خود را مطرح
می‌کردند. برخی از آن‌ها امام را در جریان رخدادهای سیاسی، اجتماعی و نظامی
قرار می‌دادند. برخی هم به‌عنوان حلقه وصل میان امام و علما بودند. و برخی
که کاری پیدا نمی‌کردند، در منزل امام آرام و قرار می‌یافتند. لذا
اتاق‌های منزل امام پر بود از طلاب، حتی اگر امام نیز در میانشان حضور
نداشت.

طلاب پیرامون امور مختلف علمی و سیاسی به بحث و گفت‌وگو با هم
می‌پرداختند و گاهی حاج‌آقا مصطفی فرزند امام نیز در بحثشان شرکت می‌کرد.
افراد غیرطلبه هم در اوقات نماز به خانه‌ی امام می‌آمدند تا با ایشان نماز
بخوانند، و در مجالس روضه امام حسین (علیه‌السلام) در خانه ایشان نیز شرکت
می‌کردند.

بیوت سایر مراجعی که در نهضت شرکت داشتند. مانند بیت آقای گلپایگانی،
آقای مرعشی نجفی و آقای شریعتمداری نیز همین‌گونه بود؛ اما محور و شخصیت
برجسته و جدی این میدان، شخص امام بود. ایشان تنها متکی‌به‌خود بود و به
هیچ‌کس اتکا نداشت؛ حال‌آنکه دیگران متکی به ایشان بودند.

من متصدی وظایف و مأموریت‌های بسیاری بودم؛ ازجمله:

– تکثیر اعلامیه‌های امام، با همراهی تعدادی از دوستان در منزل آقا سید
جعفر شبیری، و سپس تحویل آن‌ها به گروه دیگری از دوستان برای توزیع.

– تکثیر اعلامیه‌هایی که از سوی افراد و شخصیت‌های سیاسی منتشر می‌شد.
هر اعلامیه‌ای که به دست ما می‌رسید و برای انتشار مناسب بود، تکثیر و
توزیع می‌کردیم.

– نوشتن اعلامیه‌هایی با امضاهایی که جنبه کلی داشت؛ مانند «گروهی از
علما»، یا «گروهی از طلاب». چون این اعلامیه‌ها امضاکنندگان مشخصی نداشت،
از لحن شدید و تندی برخوردار بود.

– مشاوره دادن به امام در مسائل مختلف. یکی از مواردی که در این زمینه
اکنون به یاد می‌آورم، این بود که به‌اتفاق برادرم سید محمد و شیخ علی
حیدری (یکی از شهدای حزب جمهوری اسلامی) و شیخ حسین ابراهیمی دینانی (دکتر و
استاد فلسفه در حال حاضر) به بیت امام رفتیم و به ایشان پیشنهاد دادیم که
اعلامیه مناسبی برای توزیع در موسم حج صادر کنند. به یاد دارم که امام از
این ابتکار عمل ما ابراز خوشحالی کردند و گفتند: من آن را آماده کرده‌ام.

– گاهی نقش رابط میان امام و دیگر علما را ایفا می‌کردم. از جمله، امام
یک بار مرا نزد آقایان میلانی و قمی در مشهد فرستادند تا یک پیام شفاهی
متضمّن سه مطلب مهم را به آن‌ها برسانم؛ هم مطلب مشترک میان آن‌ها و بقیه
علما، وهم مطلب مخصوص خود آن‌ها. پیام مشترک، حاوی این مطلب بود که اسرائیل
بر همه امور دولت ایران و تمامی مقدرات کشور سلطه یافته و در جهت نابودی
دین و علمای ایران تلاش می‌کند. مطلب مخصوص به آن دو نیز این بود که لازم
است همه وعاظ از روز هفتم محرم به افشاگری علیه رژیم و جنایات آن در مدرسه‌
فیضیه بپردازند و هیئت‌های عزاداری هم از روز تاسوعا افشاگری را آغاز
کنند.

– با حاج‌آقا مصطفی خمینی دوستی صمیمانه‌ای داشتم. او هم از جایگاه ما
در نزد امام و نقش ما در نهضت اسلامی آگاه بود. وجود این رابطه، در تسهیل
تحرکات ما در نهضت مؤثر بود.

به خاطر دارم که آقای هاشمی رفسنجانی مأمور گردآوری اخبار بود. امام به
او دویست تومان داده بودند و او با آن پول یک رادیوی بزرگ برای گوش کردن
به اخبار و مطلع ساختن امام از آن خریده بود؛ که این رادیو شاید حالا هم
موجود باشد.

مسئولیت‌های تشکیلاتی

من و برخی از دوستان در امور تشکیلاتی، که در قم کاری جالب و ابتکاری
بود سرآمد بودیم. نخستین تشکیلات بین علما را در قم پی‌ریزی و آیین‌نامه
داخلی آن را تدوین کردیم. من به اتفاق برادرم سید محمد در تنظیم این آیین
نامه داخلی مشارکت داشتیم. برادرم در تدوین این قبیل امور ذوق ویژه‌ای
دارد.

در خلال نهضت، از زمان آغاز آن تا خروج من از قم (حدود یک سال و نیم)،
چند تشکیلات ایجاد کردیم که برخی هم زمان باهم بود و برخی هم در توالی
یکدیگر:

– گروه علمای قم که شمار بسیاری از علما را دربرداشت. همین تشکیلات بود
که بعدها نام «جامعه مدرسین» به خود گرفت. بسیاری از اعضای کنونی این
جامعه از نقش من در تأسیس این تشکیلات بی‌خبر بودند، و هنگامی‌که آقای
امینی این موضوع را به آن‌ها گفت، برخی شگفت‌زده شدند.

– تشکیلات دیگر، گروه یازده نفره بود. این یازده نفر عبارت بودند از:
من، آقای هاشمی رفسنجانی، برادرم آسیّد محمد، آقای مصباح یزدی (که کاتب این
جلسات بود)، آقای امینی، آقای مشکینی، آقای منتظری، آقای قدوسی، آقای آذری
قمی، آقای حائری تهرانی، و آقای ربّانی شیرازی.

آقای مصباح یزدی صورت جلسات را در یک دفتر به زبان رمزی – که خود، آن
را اختراع کرده بود و به خطوط علوم غریبه شباهت داشت – می‌نوشت؛ و برای
اینکه بیشتر رد گم کند، در آغاز دفتر نوشته بود: «کتابی در زمینه علوم
غریبه یافتم و آن را رونویسی کردم». شاید آن نوشته‌ها الان نیز موجود باشد.

یک گروه دیگر هم بود که شامل برخی اعضای گروه قبلی، به اضافه آقای
ربّانی املشی و شیخ علی اصغر مروارید می‌شد. مأموریت این گروه، تصمیم‌گیری
درباره مسائل تبلیغی بود؛ از جمله، طراحی برنامه‌ای برای منبر رفتن طلاب در
شهرهای مختلف، در نخستین ماه رمضان بعد از قیام پانزده خرداد، به منظور
افشای جنایات رژیم شاه در قم. من در این برنامه، تصمیم گرفتم به زاهدان
بروم؛ همان جایی که برای بار دوم بازداشت و زندانی شدم.

زندانهای طاغوت

وقتی در عنفوان جوانی، ندای امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را از
همان آغاز نهضت ایشان لبّیک گفتم و راه مقاومت در برابر قدرت حاکمه ستمگر
را در پیش گرفتم، می‌دانستم این راه، راهی پر از اشک و خون است؛ لذا از نظر
روحی، برای همه گونه زجر و شکنجه آمادگی داشتم. وقتی با نخستین تجربه
بازداشت در شهر بیرجند روبه‌رو شدم، این آمادگی در من آشکارا ظهور یافت. در
نتیجه همین آمادگی – علی‌رغم زندانها و بازداشتها و تهدیدها و انواع جنگ
روانی و شکنجه بدنی – توانستم به لطف و فضل و توفیق خداوند، راه را ادامه
دهم.

از آغاز نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۱ تا پیروزی انقلاب اسلامی، شش بار
بازداشت و زندانی شدم. یک بار هم بازداشت و سپس تبعید شدم. یک بار هم
بازداشت و سپس تبعید شدم. دفعات بی‌شماری هم برای بازجویی و تحقیق به مقرّ
«ساواک»، فراخوانده شدم.

مقدمتاً باید بگویم که نظامها و قوانین موجود، بر اساس حکمت و مصلحت
انسانی، از موضوع «زندان» غافل نبوده‌اند. در شریعت اسلامی نیز زندان احکام
خاص خود را دارد. در جمهوری اسلامی هم زندان هست، اما – بدون آنکه بخواهم
منکر وجود برخی اشتباهات شوم – در جهت اصلاح زندانیان و بازپروری و گاه
آموزش کار به آنها، تا پس از خروج افراد از زندان، بتوانند زندگی آبرومندی
را در پیش بگیرند.

ولی در زندانهای شاه وضع چنین نبود؛ زیرا آن زندانها یا برای
انتقام‌جویی بود، یا به این هدف بود که شخص در توقیف بماند تا نتواند کاری
انجام دهد. این واقعیت را من شخصاً در تمام دوران رنج و زجری که در
زندانهای طاغوت کشیدم، لمس کردم

ضمناً بد نیست پیش از بیان خاطرات زندانها و بازداشتگاه‌ها، مطالبی را یادآور شوم:

یکی اینکه در بازداشتگاه‌های روحانیون، در آغاز کار، چندان سخت‌گیری
نمی‌شد؛ یعنی افراد روحانی در آنجا زیاد نمی‌ماندند، شکنجه بدنی هم نبود؛
اما تمام ویژگی‌هایی که برای زندان‌های شاه برشمردم، وجود داشت. رفته‌رفته
همراه با اوج‌گیری نهضت اسلامی، بازداشت روحانیون نیز سخت و سخت‌تر شد و
شکنجه و انواع فشارها و احکام طویل‌المدت و این‌گونه برخوردهای سخت و خشن
را در کار آوردند.

دیگر اینکه، در شانزده سالی که با نخستین زندانی شدنم آغاز شد و با
بیرون آمدن از تبعیدگاه در جریان انقلاب اسلامی پایان یافت، روحانیون
به‌صورت گسترده‌ای بازداشت شدند. تعداد روحانیون بازداشتی در این مدت – به
نسبت – از تعداد بازداشتی‌های هر یک از گروه‌های سیاسی دانشگاهی یا بازاری،
بیشتر بود. حتی گاهی تعداد آن‌ها از تعداد بازداشتی‌های سیاسی کل گروه‌ها
بیشتر می‌شد.

همچنین مجموع زمانی که در سال‌های یادشده در زندان گذراندم، کمی بیش از
دو سال می‌شود. اما این زمان را چندین برابر باید حساب کرد، زیرا در اغلب
این موارد، من در سلول بودم و هیچ‌گاه در بندهای عمومی نبودم. سلول در
مقایسه با بند عمومی، مثل زندان در مقایسه با بیرون زندان است. انسان در
سلول روزشماری می‌کند تا بلکه به بند عمومی منتقل شود؛ گویی دارد به سمت
آزادی از زندان می‌رود. ولی من هرگز روی بند عمومی را ندیدم. با توجه به
مطالبی که از دوستانم راجع به بند عمومی می‌شنیدم که در آنجا فرصتی برای
آموزش دادن و آموزش گرفتن بین خودشان، و معاشرت با هم، و انجام برخی
ورزش‌ها دارند که من غالباً از آن چیزها محروم بودم – خیلی اشتیاق دیدن
آنجا را داشتم.

پس از این مقدمات، خاطرات نخستین زندان را شروع می‌کنم.

جشن ولادت امام جواد (ع) در هیئت ریحانه النبی (س)


مراسم جشن میلاد امام جواد علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق و مداحی حاج حامد خمسه، کربلایی محمد حسین پویانفر و شعرخوانی میلاد حسنی در هیئت ریحانه النبی سلام الله علیها برگزار شد.

عقیق: در ادامه تصاویر این مراسم را می بینید:

سه خصلتی که جلوی پشیمانی را می‌گیرد


امام جواد(ع) در یک روایت به سه خصلت اشاره فرمود که جلوی پشیمانی انسان را می‌گیرد.

عقیق:فرمایشات هر یک از ائمه معصومین(ع)‌ چراغ
راهی پیش روی شیعیان برای گذر از تاریکی‌ها و سنگلاخ‌های دنیا محسوب
می‌شود. چرا که این انوار مقدس الهی با توجه به اتصال به علم لایزال الهی،
تمام فرمول‌ها و قوانین عالم هستی را احاطه داشته و در قالب پندها و
اندرزها این قوانین را به شیعیان خویش آموخته‌اند.

تبیین
کلیات و جزئیات مسائل اجتماعی، سیاسی‌، اجتماعی، اقتصادی و حتی مسائل
نظامی تا بیان ریزترین مسائل و آداب زندگی و مناسبت‌های فردی و اجتماعی
برخی ویژگی‌های بیانات این بزرگواران است. به مناسبت میلاد با سعادت امام
جواد(ع)‌، روایت قابل توجی از آن حضرت عنوان می‌شود. 

امام جواد(ع) در این روایت فرمود:
سه چیز است که اگر در کسی باشد سبب خوشنودی خداست:
زیاد استغفار کردن
همنشینی خوب
زیاد صدقه دادن
و سه چیز است که هرکس دارا باشد پشیمان نمی‌شود:
پرهیز از عجله و شتاب
مشورت در کارها
توکل بر خدا وقتی تصمیم به انجام کاری گرفت.

 قالَ
الْجَوادُ علیه السلام: « ثَلاثٌ یبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ
تَعالی: کثْرَهُ الاْسْتِغفارِ وَ لِینُ الْجانِبِ و کثْرهُ الصَّدَقَهِ وَ
ثَلاثٌ مَنْ کنَّ فیهِ لَمْ ینْدَمْ: تَرْک الْعَجَلهِ وَ المْشَوَرَهِ وَ
التَّوَکلِ عَلی اللّهِ عِنْدَ الْعَزْمِ» (کشف‌الغمه، ج۲، ص۳۴۳)

منبع:تسنیم

بیان کیفیت ظهور در روایت امام جواد(ع) به عبدالعظیم حسنی


امام جواد(ع) معارفی از ظهور را خطاب به عبدالعظیم حسنی(ع) بیان فرمود.

عقیق:به‌اعتقاد شیعه، مهدویت اصلی‎ترین معارف
الهی است که خداوند متعال وعده تحقق آن را در قرآن کریم بارها با مفاهیم
مختلف بیان کرده است و بهترین خوبان بشر یعنی انبیاء و رسل(ع) و بر فراز
رسولان(ع)، اولوالعزم من‌الرسل را در مسیر تحقق آن قرار داده است. مقام
معظم رهبری در این زمینه فرمودند: «مسأله مهدویت یک مسأله اصلى است؛ جزو
اصلى‌ترین معارف الهى است… همان چیزی است که همه‌ انبیاء، همه‌ بعثتها
برای خاطر آن آمدند». (بیانات در ۹۰/۴/۱۸)

از
این جهت از رایج‌ترین تفکرات عصر پیامبر(ص)‌ و اهل‌بیت(ع) مربوط به مهدویت
بود. صدور احادیث فراوانی از رسول گرامی اسلام(ص) و سایر اهل‌بیت(ع)
درباره کیفیت ولادت امام زمان(عج)، وقایع عصر غیبت، فتنه‌های آخرالزمان و
معرفی کیفیت عصر ظهور حجم زیادی از معارف مهدوی را بین مردم رواج داده بود
تا حدی که موضوع مهدویت و ظهور نقل مجالس آن زمان بود.

این
مسئله در عصر امام جواد(ع) با توجه به نزدیکی با عصر ولادت امام مهدی(عج)
به اوج خود رسیده بود. علاوه بر عباسیان که خود داعیه‌داران مهدویت دروغین
بودند و در این مسیر تلاش‌های خصمانه‌ای به‌خرج دادند،‌ فرقه‌های دیگری نیز
بر این ادعا بودند. واقفیه مهمترین انحراف بعد از شهادت امام هفتم(ع) بود
که به‌بهانه باور نداشتن به درگذشت امام کاظم‌ علیه السلام بر اعتقاد به
امامت یا مهدویت آن حضرت شکل گرفت، و به‌عبارتی ، باور به مهدویّت یا
قائمیت امام کاظم سبب پیدایش انحراف در شیعه شد و کسانى بدون امام و در
واقع سردرگم رها شدند و امام رضا علیه السلام در وصف آنان این‌گونه فرمود:
«یَعِیشُونَ حَیَارَى وَ یَمُوتُونَ‏ زَنَادِقَهً؛ در حیرت زندگى مى‏‌کنند و
نهایت در حال کفر مى‏‌میرند».

در چنین
شرایطی هر یک از اهل‌بیت(ع) به تبیین معارف مهدویت می‌پرداختند تا شیعیان
هم‌عصر و همچنین نسل‌های بعدی را از خطر انحراف رهایی بخشند، به‌عنوان
نمونه امام جواد(ع)‌ با توجه به فضای فتنه‌گونه آن دوران در بحث مهدیان
دروغین، معارفی از ظهور را خطاب به عبدالعظیم حسنی(ع) فرمودند. متن روایت
را در ادامه می‌خوانید.

عبدالعظیم
حسنی(ع) می‌گوید؛ بر مولاى خود امام جواد علیه السلام وارد شدم و
مى‏‌خواستم از قائم پرسش کنم که آیا مهدى هم اوست یا غیر او، امام آغاز سخن
کرد و فرمود:

اى ابوالقاسم، قائم ما همان مهدى است کسى که
باید در غیبتش او را انتظار کشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین
از فرزندان من است
؛ یَا أَبَاالْقَاسِمِ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا
هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فِی غَیْبَتِهِ وَ
یُطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی.

سوگند
به کسى که محمد را به نبوّت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص کرد، اگر
از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى کند تا در
آن قیام‏ کند و زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که آکنده از ظلم و
جور شده باشد
؛ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً(ص) بِالنُّبُوَّهِ وَ
خَصَّنَا بِالْإِمَامَهِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ‌یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا
یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ
فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ
ظُلْماً.

و خداى تعالى امر او را در یک شب اصلاح‏ فرماید
چنان که امر موساى کلیم‌الله را اصلاح فرمود، او رفت تا براى خانواده‌‏اش
شعله‏‌اى آتش بیاورد اما چون برگشت او رسول و پیامبر بود
؛ وَ
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی
لَیْلَهٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَى(ع) إِذْ ذَهَبَ
لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِی‏. (کمال
الدین و تمام النعمه، ج‏۲، ص۳۷۷)

منبع:تسنیم

راهیان نور باید محل وحدت جامعه باشد


عقیق:امیر حسن سیفی فرمانده قرارگاه مرکزی راهیان
نور ارتش صبح امروز یکشنبه ۲۶ اسفند ۹۷ در جمع راویان و خادمان راهیان نور
ارتش در سخنانی درباره لزوم عدم تحریف وقایع دوران دفاع مقدس گفت که دوران
پر افتخار دفاع مقدس و راه و حرکت شهدا چنان عظمت دارد که باید نسل به نسل
و سینه به سینه به کمک راویان با دوری از تحریف و برای زدودن غبار فراموشی
برای همه به یادگار بماند.

وی ادامه
داد: همانگونه که دوران جنگ تحمیلی نقطه اتصال همه اقوام و عقاید بود، باید
راهیان نور که امتداد آن است محل وحدت و انسجام جامعه باشد و این یک کار
ارزشمندی است که راوی آنرا باید به سرانجام برساند.

فرمانده
قرارگاه مرکزی راهیان نور آجا  اظهار کرد: باید راویان و خادمان مستقر در
یادمان ها سادگی و بی آلایشی آن روزهای جبهه را با رفتار ولایی خود برای
زائران مجسم کنند یعنی کسی که به یادمان می آید باید روحیه جهادی یک افسر
خط مقدم مبارزه با جنگ نرم را از نزدیک ببیند و در این عرصه هر کجا که نفوذ
دشمن را ببیند آتش به اختیار عمل کند، آن وقت است که پس از پایان
خدمتگزاری خود شیرینی و حلاوت این بیان حضرت آقا را می چشد که فرمودند
امروز فضیلت زنده‌نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.

ارتش
جمهوری اسلامی ایران امسال به صورت متمرکز در منطقه آب تیمور نمایشگاهی را
برای زائران راهیان نور برپا کرده تا توانمندی های خود را به نمایشگاه
بگذارد. برپایی نمایشگاه توانمندی های دریایی ارتش در خرمشهر, نمایشگاه
فرهنگی در منطقه میشداغ به همراه شبیه سازی عملیات‌های دفاع مقدس و
نمایشگاه توانمندی‌های نیروی هوایی ارتش در پایگاه شکاری وحدتی دزفول از
دیگر برنامه‌‌های قرارگاه مرکزی راهیان نور ارتش است.

منبع:تسنیم

امام جواد(ع)‌ ماسک تزویر را از چهره دشمن کنار زد



عقیق:محمدبن علی‌بن موسی‌بن جعفر مشهور به امام جواد(ع)‌ نهمین امام شیعیان
در سال ۱۹۵ در مدینه پا به دنیا گذاشتند. اما از همان آغازین روزهای تولد
مورد فتنه برخی اطرافیان قرار گرفتند تا به این ترتیب خداوند متعال یکی
دیگر از اوصیای پیامبر خویش را از همان ابتدا با طوفان شدائد و حوادث وارد
عرصه دنیا کند.

همزمانی ایشان با دوران خلافت غاصبان عباسی از یک سو و
مواجهه ایشان با فرقه‌های منحرفی چون واقفیه، غالیان و زیدیه که تا آن
زمان در جامعه اسلامی ریشه دوانیده بودند، سپس هدایت شیعیان و مراقبت از
ایشان از غرق شدن در فتنه‌های فتنه‌گران عباسی و این فرقه‌های باطل، تنها
بخشی از سیره اجتماعی و مبارزاتی امام جواد(ع) محسوب می‌شود.

رهبر
معظم انقلاب در بخشی از بیانات خویش در سال‌های دوران ریاست جمهوری‌شان در
یکی از خطبه‌های نماز جمعه به نکاتی درباره سیره مبارزاتی امام جواد(ع)‌
اشاره فرمودند که در ادامه نماهنگ آن را می‌بینید.

دریافت

«امام
جواد(ع) نمودار و نشانه مقاومت است، انسان بزرگی است که تمام دوران کوتاه
زندگی‌اش که در سن ۲۵سالگی به شهادت رسیده است، با قدرت مُزَور و ریاکار
خلیفه عباسی، (یعنی) مأمون مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمی عقب‌نشینی نکرد
و تمام شرایط دشوار را تحمل کرد و با همه شیوه‌های مبارزه‌ی ممکن، مبارزه
کرد… امام جواد(ع) می‌خواست به مردم بگوید که من طرفدار اسلام و طرفدار
خاندان پیامبرم. امام علی‌بن موسی الرضا صلوات الله علیه و امام جواد صلوات
الله علیه همت بر این گماشتند که این ماسک تزویر و ریا را از چهره مأمون
کنار بزنند و موفق شدند».

1 189 190 191 192 193 237