چه کسانی نمی خواهند شهدای هسته ای دیده شوند؟



عقیق:شهید مصطفی احمدی روشن پنجمین دانشمند شهید هسته ای کشور بود که حدود 9 سال پیش توسط دشمن صهیونیستی به شهادت رسید. او یکی از پایه گذاران سایت هسته‌ای نطنز بود و تاثیر بسیار مطلوبی در بخش تامین کالاها و خرید تجهیزات هسته‌ای در حوزه غنی‌سازی در زمان تحریم‌ها داشت. 21 دی ماه 1390، مصطفی احمدی روشن در حالیکه عازم محل کار خود بود، دو تروریست موتورسوار با چسباندن یک بمب مغناطیسی به خودروی وی که یک دستگاه خودروی پژو 405 بود، او را به شهادت رساندند. پس از گذشتن 9 سال از شهادت احمدی روشن دوباره یک ترور دیگر دانشمند هسته ای قلب ملت ایران را به درد آورد.

هفتم آذرماه 1399 ، محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای و رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع به‌دست عوامل تروریست در آبسرد تهران ترور شد و به شهادت رسید. شهید محسن فخری زاده دانشمند ارشد وزارت دفاع و لجستیک نیروهای مسلح و دارنده لقب پدر برنامه هسته‌ای ایران در رسانه‌های غربی بود. او یکی از پنج شخصیت ایرانی بود که نامش در فهرست 500 نفرهٔ قدرتمندترین افراد جهان در نشریه آمریکایی فارن پالیسی عنوان شده بود.

رحیم احمدی روشن پدر شهید هسته ای، مصطفی احمدی روشن در گفتگو با تسنیم با اشاره به به گمنام بودن شهید محسن فخری زاده گفت: من او را نمی شناختم نه تنها من بلکه اکثر مردم نیز حتی نام او را نشنیده بودند و اینکه رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی چطور او را شناخته بود برای ما جای تعجب است. همانطور که همین دشمنان ملت، مصطفی احمدی روشن را شناخته بودند در حالیکه مردم عادی او را نمی شناختند. شهید شهریاری، شهید علیمحمدی و شهید رضایی نژاد نیز همین گونه بودند. کسانی که در میان مردم ناشناخته بودند اما دشمن آنها را خوب شناخت و به همین دلیل اقدام به حذف شان کرد.

وی افزود: پیام شهادت محسن فخری زاده همان پیام شهدای هسته‌ای قبل است شهدایی که با خون شان زیر برگه جهاد علمی و دستاوردهای علمی شان را امضا کردند به این معنی که ما تا پای جان مان پای این جهاد ایستاده ایم و جانشان را در این راه دادند. فخری زاده یکی از نخبه های صنعت هسته‌ای کشور بود. او جزء نیروهای بی بدیل نظام بود.

پدر شهید احمدی روشن با گلایه از نادیده گرفته شدن برخی از افتخارات شهید فخری زاده گفت: متاسفانه برخی از مسئولین ما بعد از شهادت او تلاش داشتند به عنوان نیروی هسته‌ای معرفی نشود و این برای ما سوال برانگیز است که چرا بعد از اینکه همه نیروهای نخبه هسته ای شناخته شدند و جهادگونه در راه علم هسته‌ای خود را فدا کردند. وقتی مشخص شد که ما در این راه چه نیروهایی ارزنده‌ای داریم باز هم برخی نمی خواهند این شهید را به عنوان شهید هسته‌ای اعلام کنند.

رحیم احمدی روشن در ادامه تصریح کرد: باطل السحر این مسئله حضرت آقا شدند. ایشان شهید فخری زاده را به عنوان یک شهید هسته‌ای معرفی کردند و او را نخبه ایران می دانند و این موضوع را در پیام تبریک و تسلیت شان عنوان کردند.

وی با اشاره به ترور جانسوز سردار سلیمانی گفت: بعد از شهادت سردار دلها سردار سلیمانی، بایدن ملعون که برخی هنوز به او دل بسته اند از ترور شهید سلیمانی اظهار خرسندی کرد. شهید سلیمانی کسی بود که دست داعش را از جان و مال و ناموس مردم حتی غیر مسلمانان قطع کرد آن وقت ما از این شهید فقط یک دست پیدا کردیم دستی که تصویر آن معروف بود. دشمنی که ترور می کند از این جنس است.

پدر شهید هسته ای افزود: رهبر معظم انقلاب در صحبت‌هایشان می‌فرمایند ما دیگر نباید مذاکره با دشمنان خود داشته باشیم. اگر مسئولان حرف های رهبری را آویزه گوش خود کنند با خیلی از مشکلات برخورد نمی کنیم عزیزانی که آنها را یکی یکی از دست می دهیم کسانی بودند که خود را فدای این مملکت و نظام کردند تا برای ما درسی به جا بماند.

وی با اشاره به بی مهری به برخی از فعالیت های هسته ای گفت: خانمی را به جرم جاسوسی دستگیر می‌کنند و با سه نفر معاوضه می شود به محض این که پایش به اسرائیل می رسد فردی به عظمت فخری زاده ترور می‌شود. عده ای هنوز تمایلی ندارند که صنعت هسته‌ای ایران پیشرفت کند. برخی حتی پیش از اینکه برجام نوشته شود بهترین نیروهای صنعت هسته‌ای را از این فضا بیرون کردند و بعد از تصویب برجام شروع به قلع و قمع بسته های سانتریفیوژ کردند.

احمدی روشن اظهار داشت: سانتریفیوژهایی که قطعات آن توسط امثال مصطفی احمدی روشن با خون دل جمع شده بود اما آن را از مدار خارج کردند. 450 کیلوگرم اورانیوم غنی شده 20 درصد داشتیم که بعد از نشست بغداد آن را اکسید کردند و حدود 11 تن اورانیوم غنی شده سه و نیم درصد را به کشورهای دیگر رد کردند. نیروهای نخبه صنعت هسته ای از کار برکنار شدند و هر چه در آن دوران ما فریاد کردیم فایده ای نداشت.

 

منبع:تسنیم

حضور جمعی از مداحان در مناطق سیل زده خوزستان/ بخش دوم




جمعی از مداحان اهل بیت(ع) با حضور مناطق سیل زده بندر ماهشهر و بندر امام خمینی (ره) ، ضمن همفکری با گروه های جهادی این منطقه برای کمک رسانی ، با حضور در منازل مردم در جریان درددل ها و مشکلات مردم این مناطق قرار گرفتند.
این بازدید میدانی به منظور هماهنگی و انسجام بیشتر برای کمک رسانی توسط هیئت های سراسر کشور انجام گرفت.
کربلایی حمید علیمی ، کربلایی سیدرضا نریمانی و کربلایی سید امیر حسینی از مداحانی هستند اکه در این سفر حضور دارند. قرار است امشب جمع دیگر از مداحان هم به این جمع اضافه شوند.

حضور جمعی از مداحان در مناطق سیل زده خوزستان/ بخش اول



جمعی از مداحان اهل بیت(ع) به همراه حجت الاسلام بابا خانی معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی با حضور مناطق سیل زده بندر ماهشهر و بندر امام خمینی (ره) ، ضمن همفکری با گروه های جهادی این منطقه برای کمک رسانی ، با حضور در منازل مردم در جریان درددل ها و مشکلات مردم این مناطق قرار گرفتند.
این بازدید میدانی به منظور هماهنگی و انسجام بیشتر برای کمک رسانی توسط هیئت های سراسر کشور انجام گرفت.
کربلایی حمید علیمی ، کربلایی سیدرضا نریمانی و کربلایی سید امیر حسینی از مداحانی هستند اکه در این سفر حضور دارند. قرار است امشب جمع دیگر از مداحان هم به این جمع اضافه شوند.

ماجرای مزاحمت جنگنده‌های آمریکایی برای هواپیمای حاج قاسم



عقیق:سردار غلامپور در نشست علمی «فرماندهی در مکتب شهید سلیمانی» که در ادامه پیش نشست‌های «همایش بین المللی گام دوم انقلاب، مکتب شهید سلیمانی، الگوی تربیت مدیران جهادی تمدن ساز» برگزار شد، با تقدیر از دانشگاه جامع امام حسین (ع) برای برگزاری این همایش بزرگ،گفت: هدف از برگزاری این گونه همایش‌ها و معرفی شهدا این است که این شخصیت‌ها را وقتی معرفی می‌کنیم میلیون‌ها جوان و نوجوان به این شناخت و خواسته برسند که یک روزی خودشان را به قد و قواره و جایگاه شهیدا برسانند.

وی با تقسیم بندی مقاطع فرماندهی شهید سلیمانی به سه مقطع دفاع مقدس، فرماندهی در شرق کشور و محور مقاومت گفت: سردار سلیمانی در این سه مقطه سه نقطه اوج دارد. نقطه اوج به این معنا که تعالیم حاج قاسم و ظهور و بروزش به اعلاترین شکل ممکن در این سه مقطع دیده شد.

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) در تشریح تاثیر روند حوادث انقلاب و دفاع مقدس در شکل گیری شخصیت شهید سلیمانی، گفت: حوادث و تحولات انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات فرهنگی و امنیتی منطقه غرب آسیا در شکل گیری شخصیت شهید سلیمانی مؤثر بود. مثلاً اگر جریان داعش و تکیفیری ها نبود معلوم نبود که قاسم سلیمانی این‌طور بتواند اوج بگیرد و این شخصیت را در جهان اسلام پیدا بکند.

غلامپور تصریح کرد: اگر دفاع مقدس و تجربه مدیریت بحران جنگ و شرایط انسان ساز و مدیریت ساز دفاع مقدس نبود، خیلی از فرماندهان و مدیرانی که الان در مسئولیت‌های مختلف منشاء خدمت هستند به این سطح از قابلیت‌ها و توانمندی نمی رسند و می‌بینیم که بسیاری از تحولات مثبت به دست یادگاران دفاع مقدس رقم خورده است.

وی در تشریح ویژگی‌های فرماندهی شهید سلیمانی در دوران دفاع مقدس، افزود: جدیت او در پذیرش ماموریت‌های دفاع مقدس، آماده سازی نیروهایش و اقدام بر علیه دشمن واقعاً چشم گیر بود و عملکرد وی در دوران دفاع مقدس، «قاسم» را به عنوان یک فرمانده لایق و شایسته مطرح کرد. حاج قاسم بسیار جدی و محکم عمل می‌کرد و نیروهایش نیز نسبت به ماموریت‌هایش بسیار جدی و مسلط بودند.

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) با بیان خاطره‌ای از شهید سلیمانی، به عزتی که خدا به جمهوری اسلامی ایران و شهید سلیمانی عطا کرده پرداخت و افزود: در عملیات بیت المقدس بخشی از عملیات که در قسمت قائم الزاویه مرزی ایران و عراق با حاج قاسم و تیپ ثارالله بود. در آنجا لشکر ۵ مکانیزه عراق خیلی آتش ریخت و نمی‌خواست ما به مرز نزدیک شویم و ما هم اصرار داشتیم که برویم به مرز بین المللی خودمان بچسبیم.

غلامپور ادامه داد: در این عملیات خیلی به حاج قاسم و تیپ ثارالله فشار آمد تا جایی که ناچار شدیم مرحوم صیاف را نزد سردار سلیمانی بفرستیم تا او را به لحاظ روحی کمک کند. در نهایت عملیات با پیروزی تمام شد و دو سه سال قبل سردار سلیمانی به خاطره آن عملیات اشاره کرد.

وقتی حاج قاسم دوباره در برابر لشکر ۵ عراق قرار گرفت

وی با اشاره جمله‌ای که حاج قاسم در حاشیه یکی از جلسات گفته بود، افزود: حاج قاسم دو سه سال قبل در حاشیه یکی از جلسات دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به من گفت یادت است در عملیات بیت المقدس لشکر ۵ عراق در جوار مرز چه فشاری به ما وارد کرد؟ به او گفتم بله- به خاطر دارم حالا چه شد که یاد آن زمان افتادی؟ گفت هفته گذشته فرمانده لشکر پنج عراق البته نه همان فرمانده یک فرمانده جدید دو زانو روبه روی من نشسته بود و به من می‌گفت شما بگویید من چه کار کنم؟ ماموریت من چیست؟

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) اضافه کرد: حاج قاسم به من گفت قدرت خدا را ببینید که آنجا در آن شرایط جنگ چه وضعی داشتیم الان خدا چقدر عزت به این کشور و ملت داده که فرمانده جدید همان لشکر پنج عراق دو زانو جلوی ما می‌نشیند و می‌گوید برای من ماموریت تعیین کنید.

غلامپور با تأکید بر شخصیت چند وجهی شهید سلیمانی، گفت: برخی‌ها فکر می‌کنند حاج قاسم یک انسان عبوس و خشن بود، اما این یک قضاوت اشتباه است، حاج قاسم واقعاً قلب بزرگی داشت و بسیار شوخ طبع و مهربان بود. یکی از اصلی ترین فرماندهانی که بیشترین شوخی و بیشترین رابطه عاطفی را با بقیه فرماندهان و قرارگاه‌ها داشت حاج قاسم سلیمانی بود.

وی افزود: یادم می‌آید در یکی از جلسات و سمینارهای فرماندهان سپاه در تهران، همه فرماندهان با لباس رسمی در آن شرکت کرده بودند. یک دفعه دیدیم وسط جلسه یا در تنفس بین جلسه یک شلنگ آب در جلسه دیدیم. اصلاً کسی باورش نمی‌شد حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشکر ثارالله اینقدر شوخ طبع باشد که با شلنگ بیاید داخل جلسه و فرماندهان را با آب خیس کند.

فرمانده اسبق دانشکده دافوس سپاه با اشاره به مشکلات امنیتی کشور پس از جنگ در شمال غرب و جنوب شرق گفت: در شرق کشور اشرار و گروه‌های تروریستی که تحت حمایت برخی کشورهای همسایه بودند برای ما مشکلاتی ایجاد کرده بودند. در این مقطع سردار سلیمانی به عنوان فرمانده قرارگاه قدس در استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان و بخشی از خراسان منصوب شد و اقدامات بی نظیری انجام داد.

غلامپور با تأکید بر تدابیر فرهنگی در فرماندهی شهید سلیمانی، تصریح کرد: این اتفاقات بی نظیر فقط جنبه نظامی و امنیتی نداشت بلکه وی کارهای فرهنگی زیادی انجام داد و با اقدامات فرهنگی، تهدیدات را کاهش داد و کارهایی که شهید شوشتری در این منطقه بعدها انجام دادند در ادامه مسیر حاج قاسم سلیمانی بود.

وی تأکید کرد: در مکتب فرماندهی شهید سلیمانی علاوه بر ابعاد نظامی، امنیتی، مسائل محرومیت زدایی و فرهنگی بسیار تعیین کننده بود.

استاد دانشگاه جامع امام حسین(ع) با بیان اینکه فرماندهی شهید سلیمانی در نیروی قدس سپاه موجب تأمین منافع ملی و امنیت ملی ایران و تشکیل محور مقاومت در سطح راهبردی بود گفت:حاج قاسم خدمات بسیار زیادی را در دوران فرماندهی نیروی قدس انجام داد که بسیاری از آنها ناگفته مانده است و تنها بخشی از عملکرد او در جریان شکست داعش و تکفیری‌ها بیان شده است.

غلامپور افزود: داعش، یک تهدید امنیت ملّی برای ایران بود که اهداف شوم و نقشه بسیار بزرگ و خطرناکی را برای کل منطقه در سر داشت. آنها به قول خودشان می‌خواستند یک خاورمیانه جدید درست بکنند. با راه افتادن جریان داعش به عنوان یک پدیده جدید طبیعتاً ما غافلگیر شدیم.

وی با بیان اینکه شهید سلیمانی وقتی در سوریه و عراق به درخواست قانونی دولت‌های این دو کشور وارد عمل شدند که دمشق و بغداد در آستانه سقوط بودند، تأکید کرد: اینکه شما دریک وضعیتی قرار بگیرید که بگویند کار تمام شده است، یعنی این کار تغییر و برگرداندنش غیرممکن بود اما اینکه حاج قاسم با همان شرایط و وضعیت سخت در آخرین روزهای پایداری دولت‌های منطقه وارد عمل شدند و شرایط را به نفع دولت‌ها و ملت‌ها تغییر دهند کار بسیار بزرگی است و با رشادت‌های شهید سلیمانی و شهدای مدافع حرم و رزمندگان محور مقاومت، از سقوط دمشق و بغداد جلوگیری شد.

استاد دانشگاه جامع امام حسین(ع) با بیان اینکه شهید سلیمانی یک ارتش بین المللی تشکیل داده بود گفت: شهید سلیمانی در سوریه ارتش بین المللی ایجاد کرده بود و رزمندگانی از کشورهای عراق، سوریه، لبنان، پاکستان، افغانستان و… در آن می‌جنگیدند.

وقتی جنگنده‌های آمریکا برای هواپیمای شهید سلیمانی مزاحمت ایجاد کردند

وی با اشاره به وحشت دشمن از شهید سلیمانی، گفت: واقعاً عظمت و بزرگی کار حاج قاسم دشمن را به وحشت انداخته بود. مثلاً برخی‌ها فکر می‌کنند شهادت حاج قاسم توسط امریکایی‌ها کاری بی نظیر و خارج از تصور بود. اما واقعاً این‌طور نبود، چون آمریکایی‌ها خیلی پایگاه در منطقه داشتند که زدن حاج قاسم برای آنها کاری نداشت. خود حاج قاسم می‌گفت یک سفر می‌رفتم-سمت سوریه، در آسمان دو جنگنده آمریکایی آمدند ما را اسکورت کردند آنقدر نزدیک شدند خلبان جنگنده را دیدم- شخصیت حاج قاسم طوری بود که آنها وحشت داشتند که عواقب این کار چه پیامدهایی خواهد بود.

همرزم شهید سلیمانی افزود: اما نابودی داعش با تیزهوشی حاج قاسم دشمن را به نقطه‌ای رسانده بود که مجبور شدند دست به این جنایت بزرگ بزنند، و این تصمیم گیری را تنها فرد دیوانه‌ای چون «ترامپ» می‌توانست انجام دهد.

غلامپور با تأکید بر اینکه شهادت، پاداش مجاهدت‌های حاج قاسم بود، گفت: به نظر من شهادت حاج قاسم عجیب نبود چون بالاخره در این مسیر باید شهید می‌شد، حاج قاسم شهید زندگی کرد که به مقام شهادت رسید. حاج قاسم سال‌ها پنجه در پنجه ابرقدرت‌ها انداخته بود و آنها را شکست داده بود. من خودم لحظه‌ای که خبر را شنیدم حس غریبی به من دست نداد، بسیار متاثر شدم ولی حالت خاصی به من دست نداد چون حق حاج‌قاسم شهادت بود.

وی با بیان خاطره‌ای از سفر با حاج قاسم سلیمانی به روسیه، گفت: من یادم هست چند سال قبل سفری با حاج قاسم به روسیه رفتیم، او جلسه‌ای با دو سه نفر از سران ارشد روسیه داشت. من واقعاً شگفت زده شدم و لذت می‌بردم از اینکه یک فرمانده نظامی ایران آنچنان مسلط نسبت به مسائل امنیتی منطقه و حتی روسیه صحبت می‌کرد که آنها مجذوب شده بودند. انگار آنها آمده بودند، فرمایشاتی بگیرند و به پوتین منتقل کنند.

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) با بیان اینکه ورود روسیه به جنگ سوریه بسیاری از معادلات را به نفع محور مقاومت تغییر داد گفت: ما در نیروی زمینی مشکلی نداشتیم ولی برتری هوایی برای ما خیلی مهم بود و کشناندن روس‌ها در این ماجرا علاوه بر اینکه مکمل اقدامات ما روی زمین و تقویت هوایی ما محسوب می‌شد، در حوزه سیاسی هم جایگاه ما را قوی کرد.

غلامپور گفت: حضور روسیه در صحنه سوریه باعث شد که آمریکایی‌ها نتوانند در حوزه سیاسی آسیبی وارد کنند و این یکی از شاهکارهایی بود که با ابتکار شهید سلیمانی رقم خورد.

منبع:مهر

شب های دلتنگی (بی پناه) با صدای حاج مهدی سلحشور


عقیق: نماهنگ «بی پناه» با صدای حاج مهدی سلحشور و شعری از جواد محمدزمانی ، با تنظیم علی افسری ، تدوین محمد مهدی اسکندری از مجموعه شب های دلتنگی با مشارکت موسسه عقیق و مأوا منتشر می شود.

مجموعه شب های دلتنگی امسال ، شب های جمعه هر هفته در حال و هوای زیارت سیدالشهداء(ع) با صدای تعدادی از مداحان اهل بیت(ع) منتشر می شود.

تعداد بازدید : 12

 

یه دنیا آهم آقا من بی پناهم آقا 

الهی اشکام صرف غم تو بشه همیشه 

تو همه عالم هیچکی برا من حسین نمیشه 

دل پره از مضمون عاشقونه آقا 

پرنده ای تو صحن جمکرونه آقا 

که بی قرار صاحب الزمونه 

جوونی ما به فدات حسین جان 

ما رو ببر به کربلات حسین جان 

تو اربعین الهی که بشینیم 

یه گوشه از صحن و سرات حسین جان 

آقام ای آقام 

**** 

باغ و بهارم آقا مهر تو دارم آقا 

عشق تو داره توی وجودم همیشه ریشه 

تو همه عالم هیچکی برا من حسین نمیشه 

دل به هوات عاشق آسمونه آقا 

پرنده ای تو صحن جمکرونه آقا 

که بی قرار صاحب الزمونه آقا 

جوونی ما به فدات حسین جان 

ما رو ببر به کربلات حسین جان 

تو اربعین الهی که بشینیم 

یه گوشه از صحن و سرات حسین جان 

آقام ای آقام

توبه‌کنندگان بعد از قیام عاشورا چه کسانی بودند؟



عقیق:یکی از قیام‌های مهم در تاریخ اسلام که بعد از شهادت جان‌سوز امام حسین (ع) در کربلا اتفاق افتاد، به قیام توابین معروف است؛ قیامی که گردانندگان آن گروهی از شیعیان بودند که افتخار حضور در صحرای کربلا و یاری امام مظلوم خود را در عاشورای سال 61 هجری نداشتند ولی از این عدم همراهی به شدت پشیمان شدند و چند سال بعد به فرماندهی شخصی به نام اسماعیل بن صرد خزاعی اقدام به شورش و قیام علیه حکومت بنی‌امیه و قاتلان حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یاران و خانواده مظلوم و بر حق آن حضرت کردند. در این میان، یکی از مهم‌ترین اهداف قیام توابین، خونخواهی حضرت سیدالشهدا علیه السلام بود و آن‌ها با این هدف مهم قیام خود را شروع کردند تا درنهایت یا از قاتلان آن حضرت انتقام بگیرند و یا در این راه کشته شوند.

در گفتگویی که با حجت‌الاسلام مهدی آقایی، پژوهشگر و کارشناس دینی، انجام داده به بررسی رویکرد گردانندگان قیام توابین و اهداف این قیام پرداختیم. آن طور که این محقق اسلامی توضیح می‌دهد، در میان کسانی که از کرده خود به شدن پشیمان شده بودند هم کسانی بودند که راه سکوت را انتخاب کرده بودند و هم افرادی که مقابل امام حسین علیه السلام ایستاده و با آن حضرت جنگیدند. درواقع بسیاری از کسانی هم که در جنگ شرکت کرده و در لشکر عمر سعد و عبیدالله بن زیاد بودند، از کرده خود پشیمان شدند. به همین علت شیعیان بعد از شهادت امام مظلوم خود به سرزنش یکدیگر پرداختند و مدام به این جنایت فکر می‌کردند که خودشان امام را به کوفه دعوت کردند و بعد در برابر آن حضرت شمشیر کشیدند. این طور که اساس قیام توابین در میان مردم کوفه شکل گرفت. اما ظهور و بروز قیام توابین بعد از مرگ یزید ملعون بود. در آن دوران و در اثر مرگ آن ملعون، مردم زیادی به قیام پیوستند. در این میان، عبیدالله بن زیاد که نقش مهمی در شهادت امام داشت و آن زمان حاکم بصره بود، از این شهر فرار کرد و به شام رفت. به این ترتیب شام محل مآمن و پناهگاه عبیدالله بود.

توبه‌کنندگان بعد از قیام عاشورا

می‌دانیم که توابین افرادی بودند که در عاشورای سال 61 هجری از یاری امام حسین علیه السلام خودداری کردند ولی بعد از شهادت آن حضرت پشیمان شدند. گردانندگان اصلی در قیام توابین چه کسانی بودند؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم این افراد چه رویکردی داشتند که در آن زمان حساس از یاری امام خود ابا کردند ولی بعداً متوجه خسران خود شده و توبه کردند؟

سران توابین گروهی از شیعیان باسابقه و اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بودند که بعضی از آن‌ها افتخار صحابی بودن رسول خدا صلی‌الله علیه و آله را هم داشتند؛ مثل سلیمان بن صرد خزاعی. این‌ها امام حسین علیه السلام را به کوفه دعوت کردند اما متأسفانه به دلیل ضعفی که در بحث ولایت مداری داشتند، درک صحیح و تحلیل مناسبی از جایگاه امامت حسین بن علی علیه السلام نداشتند.

برای همین هنگامی که عبیدالله بن زیاد وارد کوفه شد و همه راه‌ها را به سوی کوفه بست، آن‌ها حکومت نظامی را دلیلی بر این گرفتند که نمی‌توانند از کوفه به یاری امام حسین علیه السلام بروند. لذا در خانه‌های خود نشستند.

وقتی آن حجت بزرگ الهی به شهادت رسیدند، آن‌ها خود را گناهکار می‌دانستند. بنابراین درصدد برآمدند تا به نوعی در خانه نشستن خود را جبران کنند.

این افراد از چه زمانی متوجه خسران خود شدند و توبه کردند؟

این گروه بعد از فاجعه کربلا و چند روز بعد از رسیدن کاروان اسرای اهل بیت علیهم السلام، به زمینه‌سازی برای قیام و جبران کوتاهی خود اقدام کردند اما به دلیل خفقان حاکمیت نتوانستند اقدامی کنند. ولی بعد از هلاکت یزید، تحرکات خود را علنی کردند و دست به قیام زدند.

با سلیمان بن صرد خزاعی که رهبری این حرکت را در دست داشت حدود 16 هزار نفر بیعت کردند و هم‌پیمان شدند اما هنگامی که قیام کردند، فقط 4 هزار نفر با او همراه شدند.

در جنگی که بین سپاه توابین و قوای شام به سرکردگی عبیدالله بن زیاد صورت گرفت، توابین به رغم آنکه دلاورانه جنگیدند اما به دلیل اینکه دشمن از هر جهت بر آن‌ها برتری داشت، درنهایت قیامشان شکست خورد.

اساس شکل‌گیری قیام توابین

آیا افرادی که در روز عاشورا مقابل امام حسین علیه السلام شمشیر کشیده بودند هم در قیام توابین شرکت کردند؟

در میان کسانی که از کرده خود به شدن پشیمان شده بودند هم کسانی بودند که راه سکوت را انتخاب کرده بودند و هم افرادی که مقابل امام حسین علیه السلام ایستاده و با آن حضرت جنگیدند. درواقع بسیاری از کسانی هم که در جنگ شرکت کرده و در لشکر عمر سعد و عبیدالله بن زیاد بودند، از کرده خود پشیمان شدند.

به همین علت شیعیان بعد از شهادت امام مظلوم خود به سرزنش یکدیگر پرداختند و مدام به این جنایت فکر می‌کردند که خودشان امام را به کوفه دعوت کردند و بعد در برابر آن حضرت شمشیر کشیدند. این طور که اساس قیام توابین در میان مردم کوفه شکل گرفت.

موضع‌گیری توابین

آیا از نوع موضع‌گیری توابین در تاریخ مطالب و سندی وجود دارد؟

بله. در تاریخ نمونه‌های زیادی از اسناد مربوط به توابین و قیام آن‌ها ذکر شدن است. به عنوان مثال ثبت شده که از رهبران معروف و اثرگذار این قیام، اسماعیل بن صرد و خزاعی و مسیب بن نجبه بودند.

در این میان، مسیب بن نجبه یکی از افراد شجاعی بود که در جوانی در لشکر حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام حضور داشت و از یاران آن حضرت به شمار می‌رفت ولی در زمان قیام امام حسین علیه السلام، آن حضرت را یاری نکرد. او هم از کرده خود به شدت نادم شده و توبه کرده بود.

اما خطبه‌ها و سخنرانی‌های اثرگذار او در قیام توابین مشهور است و در منابع ثبت شده است. مانند اینکه به مردم می‌گفت: «ما به طول عمر مبتلا و به انواع فتنه‏ها دچار شده‌ایم. بهتر این است که سوى خداى خود برویم و در شمار کسانی که این آیه فردا روزی در مورد آنان صدق می‌کند، شمرده شویم: مگر شما را [آن قدر] عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد، عبرت می‌گرفت و [آیا] براى شما هشداردهنده نیامد؟ امام على علیه السلام فرمود: عمرى که خداوند به انسان مى‏دهد و او را با آن عمر معذور مى‏دارد فقط شصت سال است. حال همه ما به این عمر رسیده‌ایم، در حالی که اصرار داشتیم خود را پاک و منزه بداریم و به این پرهیزگارى تظاهر کنیم ولى خداوند ما را دروغ‌گو و مدعى دیده که در تمام کارهاى فرزند پیغمبر خدا تخلف کرده‏ایم و حال این که قبل از واقعه، نامه‏ها و پیغام‌های متعدد او به ما رسید و اتمام حجت کرد و از ما یارى خواسته و خواسته خود را نهان و آشکار اظهار کرده بود تا آن که در کنار و پناهگاه ما کشته شد و ما او را با نیرو و دست یارى نکردیم و با زبان هم از او دفاع ننمودیم. از بذل مال در راه نجات یا پیروزى او خوددارى کردیم. از عشایر و اقوام خود هم براى او نصرت و مدد نخواستیم. عذر ما نزد خداوند هنگامى که (در قیامت) پیغمبر خود را ببینیم چه خواهد بود؟ و حال این که دوست و فرزند و تمام ذریه و نسل او میان ما کشته شده‏اند. به خدا هیچ عذرى نخواهید داشت مگر این که کشندگان او را بکشید و انتقام گیرید و تمام کسانی که براى قتل او تجهیز و روانه شده‏اند از میان بردارید یا این که در این راه کشته شوید که شاید خداى ما از ما خشنود شود من از بازخواست و عذاب خداوند در قیامت آسوده و ایمن نخواهم بود.»

ترکیب توابین

در این میان مردم کدام شهرها در قیام توابین حضور داشتند؟ آیا فقط مردم کوفه از یاری نکردن امام حسین علیه السلام پشیمان شده و توابین را شکل داده بودند؟

سخنان مسیب بن نجبه تأثیر زیادی بر روی مردم گذاشت و وقتی قیام شکل گرفت، اسماعیل بن صرد خزاعی را به عنوان رهبر اصلی گروه و قیام خود انتخاب کردند. در این میان مردم کوفه بخش اصلی توابین را شکل می‌دادند. چون خود آن‌ها امام را به شهر خود دعوت کرده و سپس از یاری آن حضرت سر باز زده بودند.

البته سلیمان بن صرد برای بزرگان و سران شیعه در شهرهای دیگر هم نامه‌نگاری‌هایی انجام داد و آن‌ها را به یاری قیام دعوت کرد. به این ترتیب مردمی از شهرهای بصره و مدائن هم به این قیام پیوستند.

موضع و فرار دشمنان

وقتی دشمنان و قاتلان حضرت اباعبدالله علیه السلام از قیام توابین آگاه شدند، چه کردند؟

ظهور و بروز قیام توابین بعد از مرگ یزید ملعون بود. در آن دوران و در اثر مرگ آن ملعون، مردم زیادی به قیام پیوستند. در این میان، عبیدالله بن زیاد که نقش مهمی در شهادت امام داشت و آن زمان حاکم بصره بود، از این شهر فرار کرد و به شام رفت. به این ترتیب شام محل مآمن و پناهگاه عبیدالله بود.

اهداف قیام توابین

آیا توابین فقط به قصد خونخواهی و انتقام گرفتن از قاتلان شهدای کربلا قیام کردند و یا در این میان اهداف دیگری هم داشتند؟

مهم‌ترین هدف توابین را می‌توان با بررسی سخنان و موضع‌گیری‌های آن‌ها که در تاریخ مشخص شده، به دست آورد. بزرگان شیعه در جلسات خود سعی می‌کردند تا این هدف مهم را برای اعضا و مردم مشخص کنند که می‌خواهند از قاتلان امام حسین علیه السلام انتقام بگیرند تا از این طریق کوتاهی و اهمال و اشتباه خود را جبران کنند، چه در این راه موفق شوند و چه کشته شوند.

حتی شعار قیام هم «یا لثارات الحسین علیه السلام» بود تا مشخص باشد که آن‌ها به قصد خونخواهی و انتقام قیام کرده‌اند.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

راه رهایی از کرونا و دیگر بلایا از منظر آیت‌الله جاودان



عقیق:آیت‌الله جاودان استاد برجسته اخلاق طی سخنانی برای این روزهای کشور و شیوع موج جدید کرونا که همچون بلا و مصیبت برای مردم رقم خورده‌ است، توصیه کردند که مردم مانند اولیای الهی تقوا پیشه کنند، چشم بر گناه از همین حال، ببندند و گذشته خود را جبران کنند. در این صورت خدا حافظ و مراقب آن‌ها خواهد بود و با تقویت ایمانشان، دیگر از بلا و مصیبت ترس نخواهند داشت.

فیلم این سخنرانی را اینجا مشاهده کنید:

تعداد بازدید : 1

آیت‌الله جاودان در این سخنرانی فرمودند:

در سوره یونس می‌فرماید: «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» [آیه ۶۲ سوره یونس]. آنهایی که ولیّ خدا هستند نه خوفی برای آنهاست نه حزنی.

ما الان برای فرداهایمان می‌ترسیم. مریضی می‌شود؟ بلا؟ چه می‌شود؟ من الان برای نان فردایم می‌ترسم. برای زن و بچه‌ام می‌ترسم. بچه‌هایم کار گیرشان بیاید، نیاید، می‌ترسم. مریض بشوند، می‌ترسم. هزار جور ترس سراغ آدم می‌آید اما، این افراد از هیچی ترس ندارند.

از آن روزی که ولی خدا شده‌اند، دیگر ترس برداشته شده است. یعنی هیچ عاملی که برای آنها ضرر داشته باشد، آزار به آن‌ها برساند، نقص و بلایی برایشان باشد، وجود ندارد. درگذشته هم، هیچ گودالی در زندگی حفر نکرده‌اند. برای همین نسبت به گذشته که نگاه می‌کند، کاملاً خیالش راحت است. نسبت به آینده که نگاه می‌کند، کاملاً خیالش راحت است.

یعنی همیشه تحت مراقبت، حفاظت و رعایت خدا هستند. کسی که تحت حفاظت، رعایت و مراقبت خدا هست، دیگر زیر ماشین نمی‌رود. بنابراین از زیر ماشین رفتن نمی‌ترسد. سیل او را نمی‌برد، یعنی سیل هم بیاید، او را نمی‌برد، پس از سیل نمی‌ترسد. مریضی کرونا بیاید، نمی‌ترسد زیرا به او کاری ندارد، چون مراقب دارد.

حضرت ایوب عرض کرد خدایا مثلاً هشت سال یا هجده سال است، دارم بلای تو را می‌کشم و صبر می‌کنم. فرمودند که این صبر را چه کسی به تو داده است؟ یک مشت خاک برداشت و زد به دهان خودش و گفت صبر را هم تو دادی. «وَ ما صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ» [آیه ۱۲۷ سوره نحل]. تو صبر کردی، اما صبر را هم خدا داده است.

اینهایی که اولیاء خدا هستند «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» [در آیه بعد می‌فرماید:] «الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ». این‌ها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند. «وَ کانُوا یَتَّقُونَ» یعنی چه؟ یعنی این‌ها تمام گذشته‌ را به تقوا گذرانده‌اند.

این گذشته صد در صد تمیز، پاکیزه، صالح و با تقوا ثمر داد. این ثمر را ما هنوز نداریم، لذا از حوادث می‌ترسیم.

آقای بزرگوار را خاطرتان هست؟ وقتی بمباران و موشک باران می‌شد می‌آمد کنار شیشه پنجره می‌نشست. خب آقا برو آن عقب بنشین. هر تکه شیشه وقتی خورد می‌شود از یک گلوله بدتر است. شیشه اگر خورد شد در بدن تو صدتا گلوله می‌شود. آنجا می‌نشست و مشغول مطالعه کتابش بود. با خیال راحت هم کتاب می‌خواند، نمی‌ترسید.

جایزه اش را به او داده‌اند. جایزه‌اش یک درجه ایمانی است که اگر شما از آن درجه ایمان برخوردار بودید، دیگر نمی‌ترسید. دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسید. نه از گذشته می ترسی، نه از آینده می‌ترسی. او گذشته عمرش را به تقوا گذرانده است.

حالا حداقل از یک روزی که چشمش باز شد، دیگر در گناه را بست. آن روزی که فهمیدی دیگر کامل بستی و آن‌ها را هم جبران کردی. اگر آن‌ها را جبران کردی و الان هم در را بستی می‌شود به اینجا رسید.

همچنین آیت الله جاودان، در پایان جلسه مجازی درس اخلاق خود با توجه به شدت بیماری آیت الله مصباح یزدی گفت: باید جداً برای شفای آیت الله مصباح یزدی دعا کنیم و دعا کنید و از خدا بخواهید که نعمت وجود ایشان را برای ما، برای مسلمانان و برای مردم ایران نگه دارد.

وی ادامه داد: اگر یادتان باشد یک وقت مقام معظم رهبری ایشان را با علامه طباطبایی و شهید مطهری مقایسه نمودند که ایشان جای آنها هستند. اول ما فکر می‌کردیم این فرمایش چه بوده است اما بعد دیدیم واقعاً جای آنها هستند.

نماهنگ شلیک؛ ادای دین بچه‌های مسجد به شهید فخری‌زاده


عقیق: حجت‌الاسلام مظفر سالاری مدیر ستاد کانون‌های فرهنگی مساجد استان یزد، خبر از تولید نماهنگ «شلیک» به همت کانون فرهنگی هنری غدیر استان یزد داد.

سالاری اظهار کرد: گروه سرود فجر جاوید در اقدامی جهادی به صورت خودجوش در راستای پاسداشت شهید والامقام هسته‌ای دکتر «محسن فخری زاده» در کوتاه‌ترین زمان ممکن، این نماهنگ فاخر را تولید کردند.

مدیر ستاد کانون‌های فرهنگی مساجد استان یزد افزود: این نماهنگ ادای دینی از جنس هنر به آن شهید و تمامی شهیدان این مرز و بوم است که این چنین مظلومانه به شهادت رسیدند؛ در واقع چند نوجوان انقلابی، با نشاط و پرانگیزه که به مدد الهی رتبه اول گروه‌های سرود کشور در رویداد ملی پایتخت فرهنگ و هنر مساجد ایران (فهما) را در سال ۱۳۹۸ را کسب کردند، کمر همت بستند و این اثر هنری را تولید کردند

منبع:مهر

توصیه رهبر انقلاب درباره حفاظت شهید فخری زاده



عقیق:برای آشنایی با ویژگی‌های مرحوم فخری‌زاده، با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس مؤسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه‌ی ایران گفتگویی کرده ایم که در ذیل می خوانید:

* با توجه به شناختی که شما از شهید فخری‌زاده دارید، کمی در مورد ویژگی‌های شخصیتی ایشان بفرمایید.

* شخصیت حاج محسن فخری‌زاده آن‌قدر مهم بود که صهیونیست‌ها و منافقین برای ترور این شخصیت مهم این مقدار طراحی و هزینه کردند تا به نتیجه رسیدند. ایشان برای دشمن خیلی مهم بود و بارها و بارها نقشه‌ی ترورش را ریختند و موفق نشدند و شکست خوردند، ولی این بار با یک چنین گروه تروریستی حمله کردند و ایشان را به شهادت رساندند. دشمن سال‌ها به‌دنبال ترور ایشان بود. قطعاً بیش از ده سال برای ایشان نقشه کشیدند و این ترور هم یک کار مطالعاتی قوی بود که توانستند این‌قدر دقیق و ظریف با کمک عوامل نفوذی، رفت‌وآمد ایشان را شناسایی کنند.

امّا شهید فخری‌زاده چه ویژگی داشت و دشمن از ایشان چه تصویری داشت که چنین امکانات و تجهیزاتی را هزینه می‌کند تا ایشان را به شهادت برساند؟ جواب من این است که شخصیت دکتر فخری‌زاده یک شخصیت جامعی بود که سه ویژگی را با هم داشت. ویژگی اوّل اینکه ایشان دانشمند هسته‌ای بود. رشته‌اش فیزیک هسته‌ای بود و دانش فیزیک هسته‌ای را متفکرانه می‌دانست. ببینید بعضی‌ها عالم‌اند، دانشمند فیزیک هسته‌ای‌اند؛ امّا متفکرانه فیزیک هسته‌ای را نمی‌شناسند. لذا ایشان با توجه به شناخت و نظراتی که در فلسفه‌ی علم داشت و نسبتی که بین فیزیک کوانتوم‌مکانیک با فلسفه‌ی اسلامی؛ یعنی حکمت متعالیه برقرار می‌کرد و علقه‌ی خاصی به حکمت متعالیه داشت، فیزیک هسته‌ای را متفکرانه می‌دانست.

ویژگی دوم ایشان صفا، حالات عرفانی، خلق‌وخو، ویژگی‌های اخلاقی و عرفانی بود. نگاه شهید فخری‌زاده به عالم و آدم واقعاً توحیدی بود. یک شخصیت معنوی که اهل تهجد، اهل ذکر و اهل مسائل عرفانی بود. معمولاً کسانی که توفیق شهادت پیدا می‌کنند از خصلت‌های آن‌ها همین اهل معنابودن و اهل صفابودن است.

ویژگی سومی که حاج محسن داشت، توان بسیار بالای مدیریتی ایشان بود که می‌توانست تیم‌های مختلف علمی را جمع کند و در زمینه‌های مختلف دستاوردی را به نتیجه برساند. ایشان در حوزه‌ی هسته‌ای جزو مدیران کلان تیم‌های مختلف هسته‌ای بود؛ چون فعالیت‌های هسته‌ای تیم‌های متعددی دارد. در حوزه‌های موشکی و در یک سال اخیر در زمینه‌ی کرونا و تولید کیت تست کرونا و تولید واکسن که الآن به آزمایش انسانی رسیده، توان مدیریت بالای ایشان بود که توانست مجموعه‌ها را جمع کند و کار را به نتیجه برساند. به نظر من جمع این سه ویژگی ایشان را یک شخصیت کم نظیر و برجسته‌ای کرد که باید به آن توجه کنیم.

امّا در مورد جلساتی که خدمتشان بودم، بنده وقتی مسئول مؤسسه‌ی حکمت و فلسفه‌ی ایران شدم، شهید فخری‌زاده که با اسم مستعار محسنی شناخته‌ می‌شد سراغ من آمد و گفت که ما جلسات فلسفه و فیزیکی داریم، ولی می‌خواهیم این جلسات را با شما داشته باشیم. من به ایشان عرض کردم یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایم در مؤسسه‌ی حکمت و فلسفه، پیوند فلسفه با علوم فیزیک، زیست‌شناسی، علوم انسانی مثل مدیریت، اقتصاد، سیاسی، هنری و … است؛ یعنی من در سه حوزه‌ی فلسفه و علوم طبیعی، فلسفه و علوم انسانی و فلسفه و هنر دغدغه داشتم. در مؤسسه هم جلسات متعددی برگزار کردیم. در مورد فلسفه‌ی فیزیک ایشان بانی دغدغه‌ی ما بود و خیلی منظّم و پیگیر به جلسات می‌آمد و موضوع را مطالعه می‌کرد و پاورپوینت آماده می‌کرد.

 جالب است بدانید که بعضی از اساتید فلسفه‌ی علم که اصلاً اعتقادی به علوم انسانی اسلامی و دینی نداشتند و پیوند فلسفه‌ی اسلامی با علوم را هم قبول نداشتند را ما دعوت می‌کردیم و در جلسه می‌آمدند. آقای دکتر فخری‌زاده در مقابل همه‌ی این‌ها پاورپوینتش را ارائه می‌کرد، متون انگلیسی را نشان می‌داد، ترجمه می‌کرد، عبارات را می‌خواند و نگاه فیلسوفان علم را توضیح می‌داد و از حکمت اسلامی استفاده می‌کرد و بعد نظر خودش را مطرح می‌کرد. ایشان با کمال حلم و حوصله و صبر و سعه‌ی صدر سؤالات و اشکالاتی که مطرح بود را پاسخ می‌داد. انصافاً ایشان اهل علم و حلم و ادب بود و با کمال تواضع به مؤسسه‌ی حکمت و فلسفه می‌آمد و در جلسات ما از سال ۹۲ تا ۹۵ شرکت می‌کرد. انصافاً هم از همه‌ی اعضاء پیگیرتر بود و با مطالعه و با دقت و جدیّت حضور پیدا می‌کرد و در بحث مشارکت داشت.

* ایشان در مورد مراودات و ارتباطشان با رهبر انقلاب هم با شما صحبت می‌کردند؟

* قطعاً‌ ایشان با رهبر معظّم انقلاب ارتباط داشت. آقای فخری‌زاده یک وقتی به من گفت که خدمت حضرت آقا رسیدم و این بحث را مطرح کردم و آقا این نکته را فرمودند. یکی از تأکیدات حضرت آقا به ایشان هم این بود که حفاظت خودش را جدی بگیرد؛ چون ظاهراً به حضرت آقا گفته بودند که ایشان رعایت نمی‌کند و جاهای مختلفی می‌رود. حضرت آقا هم سفارش و تأکید داشتند که ایشان مراقب مسائل امنیتی خودشان باشند. قطعاً دیدارهایی با آقا داشتند، امّا من الآن جزئیات دیدارهایی که ایشان گاهی برای من می‌گفت را خاطرم نیست.

* اگر نکته دیگری باقی مانده بفرمایید.

* جناح‌های مختلف مراقب این قضیه باشند که دشمن هدفش ایجاد تفرقه بین حاکمان و احزاب سیاسی است. شهید فخری‌زاده نه خودشان راضی است و نه حکمت اقتضا می‌کند که باعث تفرقه‌ی بین جناح‌های سیاسی شود که هر کسی بخواهد یک سوءاستفاده‌ای ببرد و بخواهد مجموعه‌ی امنیتی را خدای ناکرده تضعیف کند. ان‌شاءاللّه مجموعه‌های امنیتی تلاش خواهند کرد و این جنایتکاران را دستگیر می‌کنند؛ ولی باید مجموعه‌های امنیتی آن‌قدر قوی شوند که دیگر این رخنه‌ها شکل نگیرد و تروریست‌ها حضور پیدا نکنند.

در همه‌ی دولت‌ها ما عزیزانی داشتیم که به شهادت رسیدند، لذا اینکه احزاب بخواهند همدیگر را متهم کنند، این به صلاح کشور نیست. الآن بزرگ‌ترین آسیب و آفت در زمان ما تفرقه‌ی بین مسئولین، احزاب و مردم است. باید شهادت حاج محسن مثل شهادت حاج قاسم منشأ وحدت و انسجام بین مردم و مسئولین باشد.

اهداء انگشتر حاج قاسم به خانواده شهید فخری زاده+عکس


عقیق:مهدی محمدی در توییتی نوشت: مردم ایران این روزها بسیار مایلند از دو مرد بزرگ، حاج قاسم سلیمانی و دکتر فخری زاده، با هم یاد کنند. شنیدم سرکار خانم زینب سلیمانی به منزل دکتر فخری زاده رفته، انگشتری از یادگارهای پدر بزرگوارش را به آنها هدیه کرده و تاکید کرده شهادت، اجر ‘خدمت در گمنامی’ آن مرد فرزانه بوده است.

 

 

 

 

1 2 3 4 426