سوره‌ای که درآمد و روزی شما را زیاد می‌کند


عقیق:سوره حجر پانزدهمین سوره جزء چهاردم و از سوره‌های مکی قرآن کریم است.

این سوره به نام حجر اشاره به داستان قوم حضرت صالح و قوم ثمود در آیات ۸۰ تا ۸۴ است که به خاطر حضور در سرزمینی به همین نام، اصحاب حجر نامیده می‌شدند.

سوره حجر درباره مبدأ عالم هستی و نشانه‌های معاد، ایمان به خدا، کیفر بدکاران و اهمیت و عظمت قرآن سخن می‌گوید.

در این سوره به داستان خلقت حضرت آدم، سجده ملائکه بر او به جز ابلیس، داستان حضور ملائکه نزد حضرت ابراهیم و بشارت آنان به او، عذاب قوم لوط و داستان قوم ثمود اشاره شده است.

از جمله آیات مشهور سوره حجر، آیه نهم است که خداوند بر نزول ذکر (قرآن) و نگهبانی از آن تاکید می‌کند. بسیاری از مفسران این آیه را دلیلی بر عدم تحریف قرآن دانسته‌اند.

از جمله آیات مشهور سوره حجر، آیه نهم است که خداوند بر نزول ذکر (قرآن) و نگهبانی از آن تاکید می‌کند. بسیاری از مفسران، این آیه را دلیلی بر عدم تحریف قرآن دانسته‌اند.

بر اساس روایات اگر کسی سوره حجر را قرائت کند خداوند ۱۰ برابر تعداد مهاجران و انصار و مسخره‌کنندگان پیامبر (ص) به او حسنه عطا می‌کند.

اگر کسی سوره حجر را بنویسد و همراه خود داشته باشد، درآمد و روزی‌اش زیاد می‌شود.

متن سوره حجرهمراه با ترجمه

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

الر ۚ تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْ‌آنٍ مُّبِینٍ ﴿١﴾

الف، لام، راء این است آیات کتاب آسمانى و قرآن روشنگر (۱)

رُّ‌بَمَا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَوْ کَانُوا مُسْلِمِینَ ﴿٢﴾

چه بسا کسانى که کافر شدند آرزو کنند که کاش مسلمان بودند (۲)

ذَرْ‌هُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَیُلْهِهِمُ الْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ﴿٣﴾

بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو ها سرگرمشان کند پس به زودى خواهند دانست (۳)

وَ مَا أَهْلَکْنَا مِن قَرْ‌یَةٍ إِلَّا وَلَهَا کِتَابٌ مَّعْلُومٌ ﴿٤﴾

و هیچ شهرى را هلاک نکردیم مگر اینکه براى آن اجلى معین بود (۴)

مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَ مَا یَسْتَأْخِرُ‌ونَ ﴿٥﴾

هیچ امتى از اجل خویش نه پیش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند (۵)

وَ قَالُوا یَا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ ﴿٦﴾

و گفتند: اى کسى که قرآن بر او نازل شده است به یقین تو دیوانه‌اى (۶)

لَّوْ مَا تَأْتِینَا بِالْمَلَائِکَةِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿٧﴾

اگر راست مى‌گویى چرا فرشته‌ها را پیش ما نمى‌آورى؟ (۷)

مَا نُنَزِّلُ الْمَلَائِکَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَا کَانُوا إِذًا مُّنظَرِ‌ینَ ﴿٨﴾

فرشتگان را جز به حق فرو نمى‌فرستیم و در آن هنگام دیگر مهلت نیابند (۸)

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾

بى‌تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود (۹)

وَ لَقَدْ أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی شِیَعِ الْأَوَّلِینَ ﴿١٠﴾

و به یقین پیش از تو نیز در گروههاى پیشینیان پیامبرانى فرستادیم (۱۰)

وَ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿١١﴾

و هیچ پیامبرى برایشان نیامد جز آنکه او را به مسخره مى‌گرفتند (۱۱)

کَذَٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِ‌مِینَ ﴿١٢﴾

بدین گونه آن استهزا را در دل بزهکاران راه مى‌دهیم (۱۲)

لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ ﴿١٣﴾

که به او ایمان نمى‌آورند و راه و رسم پیشینیان پیوسته چنین بوده است (۱۳)

وَ لَوْ فَتَحْنَا عَلَیْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُ‌جُونَ ﴿١٤﴾

و اگر درى از آسمان بر آنان مى‌گشودیم که همواره از آن بالا مى‌رفتند (۱۴)

لَقَالُوا إِنَّمَا سُکِّرَ‌تْ أَبْصَارُ‌نَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُ‌ونَ ﴿١٥﴾

قطعا مى‌گفتند: در حقیقت ما چشم‌بندى شده‌ایم بلکه ما مردمى هستیم که افسون شده‌ایم (۱۵)

وَ لَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاءِ بُرُ‌وجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِ‌ینَ ﴿١٦﴾

و به یقین ما در آسمان برجهایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم (۱۶)

وَ حَفِظْنَاهَا مِن کُلِّ شَیْطَانٍ رَّ‌جِیمٍ ﴿١٧﴾

و آن را از هر شیطان رانده‌ شده‌اى حفظ کردیم (۱۷)

إِلَّا مَنِ اسْتَرَ‌قَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِینٌ ﴿١٨﴾

مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابى روشن او را دنبال مى‌کند (۱۸)

وَ الْأَرْ‌ضَ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَیْنَا فِیهَا رَ‌وَاسِیَ وَ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیْءٍ مَّوْزُونٍ ﴿١٩﴾

و زمین را گسترانیدیم و در آن کوههاى استوار افکندیم و از هر چیز سنجیده‌اى در آن رویانیدیم (۱۹)

وَ جَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ وَ مَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَ‌ازِقِینَ ﴿٢٠﴾

و براى شما و هر کس که شما روزى‌دهنده او نیستید در آن وسایل زندگى قرار دادیم (۲۰)

وَ إِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿٢١﴾

و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌اى معین فرو نمى‌فرستیم (۲۱)

وَ أَرْ‌سَلْنَا الرِّ‌یَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَ مَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ ﴿٢٢﴾

و باد‌ها را باردارکننده فرستادیم و از آسمان آبى نازل کردیم پس شما را بدان سیراب نمودیم و شما خزانه‌دار آن نیستید (۲۲)

وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْیِی وَ نُمِیتُ وَ نَحْنُ الْوَارِ‌ثُونَ ﴿٢٣﴾

و بى‌تردید این ماییم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم و ما وارث همه هستیم (۲۳)

وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنکُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِ‌ینَ ﴿٢٤﴾

و به یقین پیشینیان شما را شناخته‌ایم و آیندگان شما را نیزشناخته‌ایم (۲۴)

وَ إِنَّ رَ‌بَّکَ هُوَ یَحْشُرُ‌هُمْ ۚ إِنَّهُ حَکِیمٌ عَلِیمٌ ﴿٢٥﴾

و مسلما پروردگار توست که آنان را محشور خواهد کرد چرا که او حکیم داناست (۲۵)

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٦﴾

و در حقیقت انسان را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو آفریدیم (۲۶)

وَ الْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ﴿٢٧﴾

و پیش از آن جن را از آتشى سوزان و بى‌دود خلق کردیم (۲۷)

وَ إِذْ قَالَ رَ‌بُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾

و یاد کن هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بشرى را از گلى خشک، از گلى سیاه و بدبو خواهم آفرید (۲۸)

فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّ‌وحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ﴿٢٩﴾

پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده درافتید (۲۹)

فَسَجَدَ الْمَلَائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾

پس فرشتگان همگى یکسره سجده کردند (۳۰)

إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ أَن یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣١﴾

جز ابلیس که خوددارى کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد (۳۱)

قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلَّا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣٢﴾

فرمود: اى ابلیس تو را چه شده است که با سجده‌کنندگان نیستى؟ (۳۲)

قَالَ لَمْ أَکُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾

گفت: من آن نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو آفریده‌اى سجده کنم (۳۳)

قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَ‌جِیمٌ ﴿٣٤﴾

فرمود:از این مقام بیرون شو که تو رانده‌شده‌اى (۳۴)

وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ یَوْمِ الدِّینِ ﴿٣٥﴾

و تا روز جزا بر تو لعنت باشد (۳۵)

قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِی إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾

گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى که برانگیخته خواهند شد مهلت ده (۳۶)

قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ینَ ﴿٣٧﴾

فرمود: تو از مهلت‌یافتگانى (۳۷)

إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾

تا روز و وقت معلوم (۳۸)

قَالَ رَ‌بِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْ‌ضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٣٩﴾

گفت: پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختى من هم گناهانشان را در زمین برایشان مى‌آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت (۳۹)

إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾

مگر بندگان خالص تو از میان آنان را (۴۰)

قَالَ هَـٰذَا صِرَ‌اطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ ﴿٤١﴾

فرمود: این راهى است راست که به سوى من منتهى مى‌شود (۴۱)

إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ ﴿٤٢﴾

در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند (۴۲)

وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٤٣﴾

و قطعا وعده‌گاه همه آنان دوزخ است (۴۳)

لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّکُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾

دوزخى که براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معین از آنان وارد مى‌شوند (۴۴)

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿٤٥﴾

بى‌گمان پرهیزگاران در باغ‌ها و چشمه‌سارانند(۴۵)

ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ ﴿٤٦﴾

به آنان گویند: با سلامت و ایمنى در آنجا داخل شوید (۴۶)

وَ نَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِ‌هِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُ‌رٍ مُّتَقَابِلِینَ ﴿٤٧﴾

و آنچه کینه و شائبه‌هاى نفسانى در سینه‌هاى آنان است برکنیم برادرانه بر تختهایى روبروى یکدیگر نشسته‌اند (۴۷)

لَا یَمَسُّهُمْ فِیهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَ‌جِینَ ﴿٤٨﴾

نه رنجى در آنجا به آنان مى‌رسد و نه از آنجا بیرون رانده مى‌شوند (۴۸)

نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّ‌حِیمُ ﴿٤٩﴾

به بندگان من خبر ده که منم آمرزنده مهربان (۴۹)

وَ أَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِیمُ ﴿٥٠﴾

و اینکه عذاب من، عذابى است دردناک (۵۰)

وَ نَبِّئْهُمْ عَن ضَیْفِ إِبْرَ‌اهِیمَ ﴿٥١﴾

و از مهمانان ابراهیم به آنان خبر ده (۵۱)

إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنکُمْ وَجِلُونَ ﴿٥٢﴾

هنگامى که بر او وارد شدند و سلام گفتند ابراهیم گفت: ما از شما بیمناکیم(۵۲)

قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُ‌کَ بِغُلَامٍ عَلِیمٍ ﴿٥٣﴾

گفتند: مترس، که ما تو را به پسرى دانا مژده مى‌دهیم (۵۳)

قَالَ أَبَشَّرْ‌تُمُونِی عَلَىٰ أَن مَّسَّنِیَ الْکِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾

گفت: آیا با اینکه مرا پیرى فرا رسیده است بشارتم مى‌دهید؟ به چه بشارت مى‌دهید؟ (۵۴)

قَالُوا بَشَّرْ‌نَاکَ بِالْحَقِّ فَلَا تَکُن مِّنَ الْقَانِطِینَ ﴿٥٥﴾

گفتند: ما تو را به حق بشارت دادیم پس از نومیدان مباش(۵۵)

قَالَ وَ مَن یَقْنَطُ مِن رَّ‌حْمَةِ رَ‌بِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ ﴿٥٦﴾

گفت: چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید مى‌شود؟ (۵۶)

قَالَ فَمَا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿٥٧﴾

سپس گفت: اى فرشتگان دیگر کارتان چیست؟ (۵۷)

قَالُوا إِنَّا أُرْ‌سِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٍ مُّجْرِ‌مِینَ ﴿٥٨﴾

گفتند: ما به سوى گروه مجرمان فرستاده شده‌ایم (۵۸)

إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٥٩﴾

مگر خانواده لوط که ما قطعا همه آنان را نجات مى‌دهیم (۵۹)

إِلَّا امْرَ‌أَتَهُ قَدَّرْ‌نَا ۙ إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِ‌ینَ ﴿٦٠﴾

جز آنش را که مقدر کردیم او از بازماندگان در عذاب باشد (۶۰)

فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿٦١﴾

پس چون فرشتگان نزد خاندان لوط آمدند (۶۱)

قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ مُّنکَرُ‌ونَ ﴿٦٢﴾

لوط گفت: شما مردمى ناشناس هستید (۶۲)

قَالُوا بَلْ جِئْنَاکَ بِمَا کَانُوا فِیهِ یَمْتَرُ‌ونَ ﴿٦٣﴾

گفتند: نه بلکه براى تو چیزى آورده‌ایم که در آن تردید مى‌کردند (۶۳)

وَ أَتَیْنَاکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿٦٤﴾

و حق را براى تو آورده‌ایم و قطعا ما راستگویانیم (۶۴)

فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّیْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبَارَ‌هُمْ وَ لَا یَلْتَفِتْ مِنکُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُ‌ونَ ﴿٦٥﴾

پس پاسى از شب گذشته خانواده‌ات را حرکت ده و خودت به دنبال آنان برو و هیچ یک از شما نباید به عقب بنگرد و هر جا به شما دستور داده مى‌شود بروید (۶۵)

وَ قَضَیْنَا إِلَیْهِ ذَٰلِکَ الْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَـٰؤُلَاءِ مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِینَ ﴿٦٦﴾

و او را از این امر آگاه کردیم که ریشه آن گروه صبحگاهان بریده خواهد شد (۶۶)

وَ جَاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُ‌ونَ ﴿٦٧﴾

و مردم شهر شادى‌کنان روى آوردند (۶۷)

قَالَ إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ ضَیْفِی فَلَا تَفْضَحُونِ ﴿٦٨﴾

لوط گفت: اینان مهمانان منند مرا رسوا مکنید (۶۸)

وَ اتَّقُوا اللَّـهَ وَلَا تُخْزُونِ ﴿٦٩﴾

و از خدا پروا کنید و مرا خوار نسازید (۶۹)

قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿٧٠﴾

گفتند: آیا تو را از مهمان کردنمردم بیگانه منع نکردیم؟ (۷۰)

قَالَ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِی إِن کُنتُمْ فَاعِلِینَ ﴿٧١﴾

گفت: اگر مى‌خواهید کارى مشروع انجام دهید اینان دختران منند با آنان ازدواج کنید (۷۱)

لَعَمْرُ‌کَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَ‌تِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿٧٢﴾

به جان تو سوگند که آنان در مستى خود سرگردان بودند (۷۲)

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِ‌قِینَ ﴿٧٣﴾

پس به هنگام طلوع آفتاب فریاد مرگبارآنان را فرو گرفت (۷۳)

فَجَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَ أَمْطَرْ‌نَا عَلَیْهِمْ حِجَارَ‌ةً مِّن سِجِّیلٍ ﴿٧٤﴾

و آن شهر را زیر و زبر کردیم و بر آنان سنگهایى از سنگ گل باراندیم (۷۴)

إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِینَ ﴿٧٥﴾

به یقین در این کیفر براى هوشیاران عبرتهاست (۷۵)

وَ إِنَّهَا لَبِسَبِیلٍ مُّقِیمٍ ﴿٧٦﴾

و آثار آن شهر هنوز بر سر راهى دایر برجاست (۷۶)

إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَةً لِّلْمُؤْمِنِینَ ﴿٧٧﴾

بى‌گمان در این براى مومنان عبرتى است (۷۷)

وَ إِن کَانَ أَصْحَابُ الْأَیْکَةِ لَظَالِمِینَ ﴿٧٨﴾

و راستى اهل «ایکه» ستمگر بودند (۷۸)

فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِینٍ ﴿٧٩﴾

پس از آنان انتقام گرفتیم و آن دو شهر اکنون بر سر راهى آشکاراست (۷۹)

وَ لَقَدْ کَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْ‌سَلِینَ ﴿٨٠﴾

و اهل «حجر» نیز پیامبران ما را تکذیب کردند (۸۰)

وَ آتَیْنَاهُمْ آیَاتِنَا فَکَانُوا عَنْهَا مُعْرِ‌ضِینَ ﴿٨١﴾

و آیات خود را به آنان دادیم ولى از آن‌ها اعراض کردند (۸۱)

وَ کَانُوا یَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا آمِنِینَ ﴿٨٢﴾

و براى خود از کوه‌ها خانه‌هایى مى‌تراشیدند که در امان بمانند (۸۲)

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُصْبِحِینَ ﴿٨٣﴾

پس صبحدم فریاد مرگبار آنان را فرو گرفت (۸۳)

فَمَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ ﴿٨٤﴾

و آنچه به دست مى‌آوردند به کارشان نخورد (۸۴)

وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْ‌ضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ ۖ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ ﴿٨٥﴾

و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق نیافریده‌ایم و یقینا قیامت فرا خواهد رسید پس به خوبى صرف نظر کن (۸۵)

إِنَّ رَ‌بَّکَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ ﴿٨٦﴾

زیرا پروردگار تو همان آفریننده داناست (۸۶)

وَ لَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَ الْقُرْ‌آنَ الْعَظِیمَ ﴿٨٧﴾

و به راستى به تو سبع المثانى سوره فاتحه و قرآن بزرگ را عطا کردیم (۸۷)

لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَ لَا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿٨٨﴾

و به آنچه ما دسته‌هایى از آنان کافران را بدان برخوردار ساخته‌ایم چشم مدوز و بر ایشان اندوه مخور و بال خویش براى مومنان فرو گستر (۸۸)

وَ قُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ ﴿٨٩﴾

و بگو:من همان هشدار دهنده آشکارم (۸۹)

کَمَا أَنزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ ﴿٩٠﴾

همان گونه که عذاب را بر تقسیم‌کنندگان نازل کردیم (۹۰)

الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْ‌آنَ عِضِینَ ﴿٩١﴾

همانان که قرآن را جزء جزء کردند به برخى از آن عمل کردند و بعضى را رها نمودند (۹۱)

فَوَرَ‌بِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٩٢﴾

پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید (۹۲)

عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٩٣﴾

از آنچه انجام مى‌دادند (۹۳)

فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِ‌ضْ عَنِ الْمُشْرِ‌کِینَ ﴿٩٤﴾

پس آنچه را بدان مأمورى آشکار کن و از مشرکان روى برتاب (۹۴)

إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ ﴿٩٥﴾

که ما شر ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد (۹۵)

الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ ۚ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ﴿٩٦﴾

همانان که با خدا معبودى دیگر قرار مى‌دهند پس به زودى حقیقت را خواهند دانست (۹۶)

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُ‌کَ بِمَا یَقُولُونَ ﴿٩٧﴾

و قطعا مى‌دانیم که سینه تو از آنچه مى‌گویند تنگ مى‌شود (۹۷)

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّکَ وَ کُن مِّنَ السَّاجِدِینَ ﴿٩٨﴾

پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده‌کنندگان باش (۹۸)

وَ اعْبُدْ رَ‌بَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ ﴿٩٩﴾

و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه مرگ تو فرا رسد (۹۹)

منبع:باشگاه خبرنگاران

منفورترین مردم را بشناسید!


عقیق:اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

 

امام سجّاد علیه السلام فرمود:
ألا و إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَى اللّه ِ مَن یَقتَدی بِسُنَّةِ إمامٍ و لا یَقتَدِی بِأعمالِهِ.
هشدار که منفورترین مردم نزد خداوند کسى است که سیره امامى را برگزیند ولى از کارهاى او پیروى نکند.

[ الکافى، ج ۸، ص ۲۳۴.]

آیا مادر امام سجاد دختر یزدگرد سوم بود؟


عقیق:درباره زندگینامه امام سجاد علیه السلام مطالبی عنوان شده که در رأس آن‌ها رویداد و واقعه جان‌سوز کربلا قرار دارد، ماجرایی که به شهادت پدر و دو برادر امام سجاد علیه السلام و اسارت خانواده گرامی آن حضرت منجر شد. در این میان برخی ابهامات و پرسش‌هایی به وجود آمده که برای یافتن پاسخ آن‌ها باید به کارشناسان تاریخی و اسلامی مراجعه کرد. این‌که گفته می‌شود مادر امام سجاد علیه السلام دختر یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده و بعد از شهادت امام حسین علیه السلام به کوه‌هایی در اطراف تهران آمده، دلایل انتخاب قالب دعا و مناجات برای هدایت مردم توسط آن امام بزرگوار و یا علت‌های اقدام نکردن به مبارزه مسلحانه توسط آن حضرت از جمله این پرسش‌ها است.

در گفت‌وگویی که با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ اسلام و شیعه، انجام دادیم درصدد یافتن پاسخ برخی شبهات در خصوص زندگی امام سجاد علیه السلام پرداخته ایم. آن طور که این کارشناس اسلامی توضیح می‌دهد، بسیاری از محققان این موضوع را رد کرده‌اند که شهربانو دختر یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده باشد، با وجود این، مطلبی از شیخ مفید نقل شده مبنی بر اینکه گروهی از ایرانی‌ها در دوران خلافت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام شورش کردند. حاکمی که از سوی آن حضرت تعیین شده بود، این شورش را آرام کرد و عده‌ای از شورشگران در این ماجرا دستگیر شدند. این افراد به خدمت امام علی علیه السلام برده شدند. میان آن‌ها دو خواهر از خانواده‌های سرشناس ایرانی بودند. وقتی این دو خواهر که یکی از آن‌ها شهربانو بود، مدارا، مهربانی، شخصیت والا و حسن خلق امام علی علیه السلام را مشاهده کرد از ایشان درخواست کرد که به همسری ایشان درآید. اما آن حضرت فرمودند که “اگر مایل باشید شما را به عقد فرزندم دربیاورم”. شهربانو از این مطلب استقبال کرد و به این صورت به همسری امام حسین علیه السلام مفتخر شد. خواهر این بانو هم با یکی از مسلمان‌های برجسته و مشهور در کوفه ازدواج کرد.

اطلاعاتی درباره مادر بزرگوار امام سجاد علیه السلام

درباره مادر امام سجاد علیه السلام اطلاعات کمی داریم، آیا این مطلب صحت دارد که مادر آن حضرت از خانواده سرشناس ایرانی بود؟

بله. مادر امام زین‌العابدین علیه السلام یکی از خانم‌های از خانواده‌های اصیل، سرشناس و باشرافت ایرانی بود. در منابع تاریخی نام آن بانوی بزرگوار شهربانو یا شاه زنان عنوان شده است. البته گفته شده که ایشان در همان زمان تولد امام سجاد علیه السلام از دنیا رفت و این مطلب به آن معنا است که امام سجاد علیه السلام مادر به خود ندیده است. بر اساس این نقل مشخص می‌شود که این بانو در سال 61 هجری در دنیا نبوده که بخواهد در کربلا حضور داشته باشد.

ماجرای ازدواج امام حسین علیه السلام با شهربانو

اصولاً چه اتفاقی افتاد که امام حسین علیه السلام با این خانم که از خانواده ایرانی بود، ازدواج کردند؟

این مطلبی که گفته می‌شود شهربانو، یعنی همسر امام حسین علیه السلام و مادر امام سجاد علیه السلام از خانواده ایرانی بوده صحت دارد، اما در مورد اینکه ایشان دختر یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی باشد یا از خاندان‌های مطرح و بزرگ ایرانی بوده، هنوز هم بین تاریخ‌شناسان و پژوهشگران این عرصه تفاوت نظرهایی وجود دارد.

بسیاری از محققان این موضوع را رد کرده‌اند که شهربانو دختر یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده باشد. با وجود این مطلبی از شیخ مفید نقل شده مبنی بر اینکه گروهی از ایرانی‌ها در دوران خلافت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام شورش کردند. حاکمی که از سوی آن حضرت تعیین شده بود، این شورش را آرام کرد و عده‌ای از شورشگران در این ماجرا دستگیر شدند. این افراد به خدمت امام علی علیه السلام برده شدند. میان آن‌ها دو خواهر از خانواده‌های سرشناس ایرانی بودند.

وقتی این دو خواهر که یکی از آن‌ها شهربانو بود، مدارا، مهربانی، شخصیت والا و حسن خلق امام علی علیه السلام را مشاهده کرد از ایشان درخواست کرد که به همسری ایشان درآید. اما آن حضرت فرمودند که “اگر مایل باشید شما را به عقد فرزندم دربیاورم”. شهربانو از این مطلب استقبال کرد و به این صورت به همسری امام حسین علیه السلام مفتخر شد. خواهر این بانو هم با یکی از مسلمان‌های برجسته و مشهور در کوفه ازدواج کرد.

این مطلب تا چه‌اندازه اعتبار و سندیت دارد؟

به‌نظر می‌رسد که این نقل معتبرتر از سایر روایت‌ها باشد و البته ارتباطی با فتوحات دوران خلفای سه‌گانه ندارد.

مزار مادر امام چهارم

موضوع دیگری که درباره مادر امام سجاد علیه السلام عنوان می‌شود، آن است که گفته می‌شود مزار ایشان بالای کوه بی‌بی شهربانو در نزدیکی تهران قرار دارد، آیا این مطلب صحت دارد؟

درباره مزار مطهر مادر امام زین‌العابدین علیه السلام اشتباهات فاحش و مشخصی وجود دارد؛ اول این که همان طور که اشاره شد، مادر آن حضرت در زمان وضع حمل و تولد امام سجاد علیه السلام از دنیا رفته و آن حضرت مادر به خود ندیده‌اند، به این صورت این مطلبی که گفته می‌شود این خانم همراه با امام حسین علیه السلام بوده و در روز عاشورا زمانی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، سوار بر اسبی شده است و ایشان را تعقیب کردند تا به ایران رسیدند و در این منطقه وارد کوه شد و کوه به هم آمد، تنها افسانه و داستان خیالی است و سندیت ندارد.

گر قرار بوده باشد که کسی از واقعه جان‌سوز کربلا و اسارت و رویدادهای سخت آن دوران نجات پیدا کند، چه‌کسی لایق‌تر و شایسته‌تر از امام سجاد علیه السلام و بعد از ایشان بانوی بزرگ اسلام یعنی حضرت زینب سلام الله علیها است؟

به این ترتیب هیچ معنایی ندارد که اهل‌بیت رسول خدا علیهم السلام میان غل و زنجیر باشند و همسر امام بخواهد نجات پیدا کند، پس این داستان ساختگی و غیر قابل قبول است.

حقیقت کوه بی‌بی شهربانو

پس این بنایی که امروز وجود دارد و به ایشان نسبت داده می‌شود، چیست؟ اگر متعلق به شهربانو، مادر امام سجاد علیه السلام، نیست پس چه اعتباری دارد که آثار تاریخی هم در آن وجود دارد؟

آن طور که اهل فن تحقیق کرده‌اند، این مکان آرامگاهی است که به ایرانی‌های زرتشتی قبل از ورود اسلام به ایران تعلق داشته که اموات و مردگان خود را در این مکان داخل دخمه‌ای قرار می‌دادند، در این میان اولین اثر اسلامی که در این محل به دست آمده به قرن ششم مربوط می‌شود که گویا بعضی از مسلمانان هم اموات خود را در این محل دفن می‌کردند، پس در مجموع هیچ ارتباطی به مادر امام سجاد علیه السلام ندارد.

برادران امام زین‌العابدین علیه السلام

پرسش دیگری که در رابطه با امام سجاد علیه السلام و برادران آن حضرت مطرح می‌شود، این است که آیا آن حضرت پسر بزرگ امام حسین علیه السلام بودند و یا حضرت علی اکبر علیه السلام؟

در مورد پسران امام حسین علیه السلام چند مطلب وجود دارد؛ یکی آن است که گفته شده دو پسر امام حسین علیه السلام علی نام داشتند که یکی علی اکبر نامیده می‌شده و دیگری علی اصغر. اگر این نقل را معیار قرار بدهیم، مشخص می‌شود که حضرت علی اکبر علیه السلام که در روز عاشورا در صحرای کربلا به شهادت رسیدند از امام سجاد علیه السلام که طبق این روایت علی اصغر نامیده می‌شوند، بزرگ‌تر بوده‌اند. بر اساس این نقل، آن کودک شیرخواری که در صحرای کربلا به شهادت رسید، عبدالله رضیع نام داشته است.

روایت دیگر آن است که به‌دلیل دشمنی‌های مداوم و کینه‌ورزی‌های شدیدی که بنی‌امیه نسبت به حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام داشتند و گذاشتن نام علی بر کودکان را ممنوع اعلام کرده بودند، امام حسین علیه السلام فرموده بودند که “اگر خدای متعال تا روز قیامت من را زنده نگه دارد و به من فرزند پسر بدهد، نام همه آن‌ها را علی خواهم گذاشت.”

علی اوسط کیست؟

اگر این روایت را اصل قرار بدهیم، به این نتیجه می‌رسیم که هر سه پسر امام حسین علیه السلام که در روز عاشورا در کربلا حضور داشتند، همگی علی نام داشتند، به این صورت امام زین‌العابدین علیه السلام، علی اوسط هستند. البته باید دقت شود که در رابطه با اینکه کدام‌یک از این نقل‌ها صحیح‌تر و قابل‌قبول‌تر است، محققان و پژوهشگران به نتایج قطعی نرسیده‌اند.

کرامتی از امام سجاد علیه السلام

می‌دانیم که امامت بعد از امام حسن علیه السلام به امام حسین علیه السلام منتقل شد و به‌اراده الهی این امر پس از آن حضرت به‌عهده امام سجاد علیه السلام قرار می‌گیرد، اما گویا محمد حنفیه در این مورد دچار اشتباه شده بود و گمان می‌کرد پس از امام حسین علیه السلام، او عهده‌دار مقام امامت است، آیا در این رابطه میان امام سجاد علیه السلام با محمد حنفیه اختلافی به وجود آمد؟

به هر حال محمد حنفیه از لحاظ سنی از امام سجاد علیه السلام بزرگ‌تر بود. قبل از آن هم همان طور که در سؤال اشاره کردید، مقام امامت پس از امام حسن علیه السلام به برادر ایشان یعنی امام حسین علیه السلام منتقل شده بود، بر این اساس بود که محمد حنفیه تصور کرده بود که بعد از شهادت امام حسین علیه السلام باید او امام باشد.

واکنش و رویکرد امام سجاد علیه السلام در این شرایط و در برابر او چه بود؟

امام سجاد علیه السلام به او فرمودند: «ای عمو جان! امر امامت در اختیار من است و در تو نیست. در این موضوع سعی کن که از جاهلان نباشی.»

اما محمد حنفیه سخن امام زین‌العابدین علیه السلام را قبول نمی‌کرد و همچنان بر این گمان بود که او عهده‌دار این مقام الهی است. آن طور که در کتاب کافی و دیگر منابع معتبر شیعه ثبت و نوشته شده است، امام زین‌العابدین علیه السلام در مسجدالحرام و در برابر حجر الاسود کرامتی داشتند تا از این طریق به محمد حنفیه ثابت شد که او در حد امامت نیست و این مقام از سوی خدای متعال به شایسته‌ترین و لایق‌ترین افراد اعطا می‌شود.

وقتی محمد حنفیه این کرامت را از سوی آن حضرت با چشم خود مشاهده کرد، با تمام وجود به امامت امام زین‌العابدین علیه السلام اذعان کرد. بعد از آن ماجرا دیگر با آن امام بزرگوار اختلافی نداشت و از ایشان تبعیت می‌کرد، به‌طوری که در بسیاری از موارد عنوان شده که وقتی امام علیه السلام در خطر قرار می‌گرفتند و ناچار به تقیه بودند، آن حضرت بعضی از امور را به‌وسیله محمد حنفیه انجام می‌دادند.

دلایل قیام‌نکردن امام

بعد از رویداد جان‌سوز عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام می‌بینیم که امام سجاد علیه السلام قالب دعا و مناجات را برای هدایت مردم در پیش گرفتند، چرا آن حضرت در این شرایط به مبارزه سیاسی و قیام خونخواهانه‌ای اقدام نکردند؟

در واقعه کربلا امام سجاد علیه السلام طی این حرکت تاریخ‌ساز و حماسه بزرگ همراه امام حسین علیه السلام حضور داشت و به‌وضوح دید که جامعه در اثر بی‌بصیرتی و از سویی در اثر بی‌ایمانی و ضعف شدید اعتقادات به جایی رسیده که با علم بر این که امام حسین علیه السلام حجت خداست به‌روی آن حضرت شمشیر کشیدند، پاره تن پیغمبر را به شهادت رساندند و حاضر شدند از زاده ابوسفیان و معاویه که به فسق و فساد و فجور معروف بود فرمان‌برداری کنند.

این نشان‌دهنده انحطاط بزرگی است که جامعه اسلامی را در اثر کنار گذاشتن اهل‌بیت علیهم السلام از رهبری امت فراگرفته است و لذا امام سجاد علیه السلام می‌دانست که باید با ایجاد تحول در مردم و بازگرداندن معنویت زمان پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و در حقیقت محکم کردن ایمان‌هایی که به‌شدت متزلزل شده است کاری اساسی انجام دهد.

امام زین‌العابدین علیه السلام حضور در عرصه سیاسی و قیام‌هایی را که بر ضد یزید صورت می‌گرفت بی‌حاصل می‌دانست و معتقد بود تا جامعه متحول نشود و پایه‌های ایمانی مردم محکم نشود و معرفت به ذات مقدس اهل‌بیت علیه السلام پیدا نکنند، حضور در صحنه سیاسی مساوی است با از بین بردن خود و تداوم حکومت جباران.

از طرف دیگر امام سجاد علیه السلام می‌خواهند به آن مردم بی‌بصیرتی که حاضر نشده بودند امام حسین علیه السلام را یاری کنند و حالا تحت تأثیر سخنان دیگران و یا احساسات، دست به سلاح برده‌اند تفهیم کنند که “شما باید به‌موقع وارد عمل می‌شدید و حجت خدا را یاری می‌کردید. حرکت شما حرکت کوری است که نهایت آن به نابودی خودتان و استحکام حکومت جباران اموی منتهی خواهد شد.”

به همین علت بود که حتی در قیام حره مدینه امام سجاد علیه السلام از مدینه بیرون رفتند، چون این مردم همان‌هایی بودند که امام حسین علیه السلام را یاری نکردند و حالا تحت پرچم عبدالله‌بن حنظله می‌خواستند با یزید مقابله کنند.

قیام‌های بی‌نتیجه

با این تعبیر امام سجاد علیه السلام این نوع قیام‌ها را بی‌حاصل می‌دانستند؟

بله.

چرا؟

چون این قیام‌ها از روی معرفت نبود و از روی احساسات و بدون هدف خاص و رهبری مشخص صورت گرفته بود. قیام عبدالله‌بن زبیر هم که اهل‌تسنن در کتاب‌های خود از آن به فتنه ابن‌زبیر یاد می‌کنند، قیام منحرفی بود. درست است که علیه یزید بود، ولی عبدالله‌بن زبیر فرد منحرفی بود که فقط عطش قدرت‌جویی او را به قیام واداشت، وگرنه اعتقادی به مبانی اسلام نداشت، به همین دلیل امام زین‌العابدین علیه السلام قیام او و پیوستن به آن را صحیح نمی‌دانستند.

در مورد قیام مختار ثقفی چطور؟ رویکرد امام سجاد علیه السلام به قیام مختار چه بود؟

قیام مختار متفاوت است، چون هدف مختار خونخواهی امام حسین علیه السلام بود، بنابراین امام سجاد علیه السلام فرمودند: «حتی اگر یک غلام زنگی هم در خونخواهی ما اهل‌بیت علیه السلام قیام کند کارش مورد تأیید ماست.»، در صورتی که غلام زنگی هیچ اختیاری از خود ندارد و تحت امر اربابش هست. امام سجاد علیه السلام به‌دنبال معرفت دادن به جامعه و احیای بینش و مرامی بود که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله بین مردم پدید آورده بود، اما در اثر استیلای غاصبان بر عالم اسلام، از بین رفته بود.

منبع:تسنیم

کتکی که استاد قرائتی را طلبه کرد


عقیق:استاد قرائتی در بخشی از برنامه درس هایی از قرآن در سال ۱۳۷۴ در خاطره ای از طلبه شدن خود آورده است:

 

خدا اموات را رحمت کند. من با پدرم دعوا داشتم. من می‏ خواستم به دبیرستان بروم. اما پدرم می ‏گفت: باید آخوند شوی. آن زمان آخوند خیلی کمیاب بود. سی و دو سال پیش مردم به پدرم می گفتند: تو که آخوند نیستی. تو بازاری هستی. بچه ‏ات را دنبال کاسبی بفرست. آخوندی چیست؟ آن زمان آخوند شدن خیلی مشکل بود.  

آن زمان خیلی فقر وجود داشت. خلاصه ما با پدرمان دعوا کردیم. گفتم: من نمی‏ خواهم آخوند شوم. می‏ خواهم به دبیرستان بروم. پدرم خسته شد. عاجز شد. گفت: برو هر کاری می‏ خواهی بکن. به دبیرستان رفتم. با بچه ‏های دبیرستانی حرفمان شد. ما شکایت بچه ‏ها را به رئیس دبیرستان کردیم. رئیس دبیرستان هم آمد و به بچه ‏ها تشر زد. بچه‏ ها گفتند: باید حال قرائتی را بگیریم. گفتند: اگر او را بزنیم، دوباره از ما شکایت می ‏کند.روز آخر مدرسه ‏ها که مدرسه تعطیل می ‏شود، حالش را می ‏گیریم. من می‏ خواستم آن روز به مدرسه نروم. اما گفتم: آنها فکر می ‏کنند که من از آنها ترسیده‏ ام. باور نمی ‏کردم که حالا بعد از چند ماه یادشان باشد.

روز آخر دبیرستان شانزده نفر از این بچه‏ های دبیرستانی ریختند و من را کتک زدند. به قدری سر و صورت من را سیاه کردند که دیگر طاقت نداشتم. یادم است که وقتی می‏ خواستم به خانه بروم، بلند شدم و بر زمین افتادم. دستم را به دیوار گرفتم و به خانه رفتم. شب پدر من به خانه آمد و گفت: چه شده است؟ گفتم: من می ‏خواهم طلبه شوم. چه کتک خوبی بود.

 

به  هرحال آدم گاهی اوقات نمی ‏داند که چه چیز به صلاحش است. گاهی در یک جایی شکست می ‏خورد. بعد هم می‏ بیند که خوب شد که شکست خورد. ما نمی‏ دانیم که خیرمان در چیست. از خدا خیر بخواهید. مأیوس نشوید. اگر یک دعا مستجاب نشد، به یه کاری نرسیدید، مأیوس نشوید.

 

منبع:حوزه

۸ توصیه‌ آیت‌الله وحید برای رهایی از کرونا


عقیق:این روزها با شیوع ویروس کرونا و بی‌توجهی برخی از مردم به توصیه‌های ستاد مبارزه با کرونا، خبر فوت عزیزان، دوستان و همکاران موجب ناراحتی شده و با از دست دادن نزدیکان، نگرانی از کرونا در بین افراد بیشتر شده است.

در این ایام که ویروس کرونا به یکباره پدید آمده و در جهان شیوع پیدا کرده است، توجه به نکات بهداشتی و همچنین عمل به دستورات علما و بزرگان دین می‌تواند نقش مهمی در ایمن بودن از این ویروس داشته باشد. چرا که دعا و توسل همواره نتایج غیرقابل انکاری داشته و بشر در زمان‌های مختلف با توسل به ائمه اطهار (ع) از سخت‌ترین شرایط عبور کرده است؛ تا جایی که از امام صادق (ع) روایت شده است: «إِنَّ الدُّعَاءَ یَرُدُّ الْقَضَاءَ وَ قَدْ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً؛ مسلما دعا قضایی را که از آسمان نازل شده و محکم و استوار گشته بر می‌گرداند». (الکافی ج ۲ ص ۴۶۹)

با این وجود برخی از دشمنان اسلام پس از بسته شدن درهای حرم ائمه اطهار (ع) در قم و مشهد مقدس سعی دارند تا جایگاه توکل و توسل به اهل بیت (ع) و ائمه اطهار (ع) را زیر سؤال ببرند و ایمان مسلمانان را در زمان شیوع کرونا سست جلوه دهند.

در سلسله گزارش‌ها و گفت‌وگوهای فارس با علما و کارشناسان دینی و مذهبی، به بخشی از راهکارها و توصیه‌های اهل بیت (ع) برای رهایی از گرفتاری و بلایا اشاره شد که در ادامه گفت‌وگوی فارس با حجت‌الاسلام حسین اصلانی، استاد حوزه علمیه قم و از شاگردان ممتاز آیت‌الله وحید خراسانی را می‌خوانیم:

عمل به توصیه‌های پزشکان هم لازم عقلی و هم شرعی است

این روزها با شیوع کرونا در کشور و جهان، بسیاری از افراد، این ویروس را نوعی گرفتاری و بلای طبیعی می‌دانند. نظر شما در این باره چیست و چه راهی برای رهایی از آن توصیه می‌کنید؟

موضوع ابتلای انسان به بیماری یا آزمون الهی سنت دیرینه عالم طبیعت و دنیا است و‌ اختصاص به امروز و مردم امروز ندارد، بلکه از گذشته در بین بشر و دوران‌های مختلف چنین اموری وجود داشته است و تا زمانی که انسان در این عرصه خاکی زندگی می‌کند، قانون آزمون بوده و هست و خواهد بود.

اکنون با شیوع کرونا در جهان، ما فقط نیستیم که با امتحان و ابتلا به این بیماری دست و پنجه نرم می‌کنیم، بلکه این ویروس، گریبانگیر تمام کشورهای جهان شده است. اما آنچه در این برهه حائز اهمیت است، نحوه و شیوه برخورد ما به این موضوع است که در این رابطه باید بپذیریم شکیبایی و صبر از جایگاه ویژه‌ای برای مقابله با کرونا برخوردار است و باید به جای ناشکیبایی به دنبال راه‌حل به منظور مهار کرونا برویم.

اولین راه‌حل این است که بپذیریم تمام مقدرات الهی با حکمتی خاص همراه است و هیچ رخدادی بدون حکمت نیست. بنابراین، اگر قبول کنیم که تمام امتحانات الهی حکیمانه است، باید در برابر مقدرات الهی راضی و‌خشنود هم باشیم و اگر به رضای الهی راضی باشیم، آرامشی خاص از درون انسان جوشش می‌کند.

راهکار دوم، توجه به توصیه‌های پزشکان و کارشناسان خبره در این رابطه است؛ به طوری که حتی بسیاری از مراجع تقلید و علما نیز همواره به مردم و‌ مقلدان خود توصیه می‌کنند که به دستورات پزشکان عمل کنند تا بتوانیم این ویروس را ریشه‌کن کنیم. عمل به این توصیه‌ها هم لازم عقلی و هم شرعی است.

راهکار سوم، دانستن و عمل به راهکارهایی است که ائمه اطهار (ع) و بزرگان دین و همچنین علما و مراجع عظام تقلید در زمان گرفتاری‌ها و بلایا و همینطور امتحانات الهی انجام می‌دادند. با توجه به این سه دستورالعمل می‌توانیم کرونا را شکست دهیم.

توصیه‌های آیت‌الله وحید خراسانی برای رهایی از کرونا

با توجه به اینکه شما از شاگردان آیت‌الله وحید خراسانی هستید، ایشان توصیه‌هایی برای رهایی از گرفتاری‌ها که اکنون این گرفتاری در قالب کرونا جلوه‌گر است، در جلسات مختلف داشتند؟

آیت‌الله وحید خراسانی در جلسات متعدد، همواره برای گرفتاری و بلا توصیه داشتند و اخیرا نیز با شیوع ویروس کرونا به نکات قابل توجهی اشاره کردند. یکی از توصیه‌های این مرجع تقلید آن است که برای رهایی از نگرانی کرونا هر روز دست روی قلب گذاشته و هفت مرتبه سوره مبارکه «فاتحه» قرائت شود.

مداومت به اذکار برای ایمن بودن از کرونا

توصیه دوم ایشان، قرائت آیةالکرسی است که هر روز ۱۴ مرتبه این آیه شریف خوانده شود؛ به طوری که هفت مرتبه صبح و هفت مرتبه شب تلاوت شود.

توصیه سوم و چهارم در این ایام ذکر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» و «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ» است که بهتر است مداوم و زیاد گفته شود. همچنین روایت داریم که اگر کسی هر روز ۱۰۰ مرتبه «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ» بگوید، خداوند از او ۷۰ نوع بلا و زشتی را دور می‌کند و کمترین بلاها هم «غم» است.

پنجمین سفارش آیت‌الله وحید خراسانی «استغفار» است. به طوری که توصیه کردند بعد از نماز صبح ۱۰۰ مرتبه، بعد از نماز عصر ۷۰ مرتبه و قبل از خواب ۱۰۰ مرتبه «أَسْتَغْفِرُالله رَبِّى وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» گفته شود.

ششمین سفارش سلام به ۱۴ معصوم (ع) است. ائمه اطهار (ع) واسطه بین عالم و خداوند هستند و وقتی به آن بزرگان سلام می‌دهیم و عرض ارادت می‌کنیم، محبت آن‌ها شامل حال ما می‌شود.

هفتمین و هشتمین سفارش نیز قرائت دعای ۱۵ صحیفه سجادیه و ذکر مصیبت باب‌الحوائج و توسل به ائمه اطهار (ع) و همچنین قرائت دعای توسل است.

تا می‌توانید قرآن بخوانید/ هر روز سوره «توحید» قرائت شود

همچنین آیت الله وحید خراسانی همواره توصیه می‌کنند که هر قدری که برایتان میسر است، قرآن بخوانید و به نرجس خاتون (س) مادر امام زمان (عج) هدیه کنید. همچنین در جلسات عام درس فقه هم توصیه کردند که حتما لازم نیست هر روز قرآن بخوانید، اما تا جایی که امکان دارد در روز سوره مبارکه «توحید» را قرائت کرده و ثواب آن را به ائمه اطهار (ع) به ویژه به حضرت مهدی (عج) هدیه کنید که البته در این ایام سفارش داشتند که ثواب تلاوت قرآن را به نرجس خاتون (س) هدیه کنید که به فرزندش امام زمان (عج) برای گرفتاری از این بلا و ویروس کرونا سفارش کند و این گرفتاری از کشور و جهان رفع شود.

دعایی که برای در امان بودن از کرونا هنگام خروج از خانه باید بخوانیم/ چه کنیم که کرونا زودتر دفع شود؟

به توصیه‌های ائمه اطهار (ع) در زمان گرفتاری‌ها و عمل به دستورات آن‌ها نیز اشاره کردید. مهم‌ترین توصیه‌های این بزرگواران برای رهایی از گرفتاری یا در امان بودن از بلایا چیست؟

به روایاتی از ائمه اطهار (ع) درباره رفع گرفتاری‌ها اشاره می‌کنم. از امام صادق (ع) روایت شده که هرکس سوره‌های مبارکه «ناس و فلق» را هر کدام ۳ مرتبه صبح و ۳ مرتبه شب بخواند، از بلا ایمن خواهد بود؛ به طوری که اگر صبح این سوره‌ها قرائت شود تا غروب و اگر شب قرائت شود تا صبح در امان است.

در روایت دیگری از امام صادق (ع) است که می‌فرمایند: «هر کسی ۷ مرتبه سوره مبارکه «قریش» را برای دفع بلای دنیوی بخواند، این بلا از وی دور می‌شود». همچنین با توجه به توصیه‌های مکرر ستاد مبارزه با کرونا و کادر درمانی توصیه شده است که از بیرون رفتن خودداری شود و همه در خانه بمانند. اما ممکن است کار واجبی برای کسی پیش بیاید و مجبور به خروج از خانه شود و پس از خروج نگران سلامتی خود شود که مبادا کرونا بگیرد. در این ایام در روایتی از امام ششم شیعیان داریم که فرمودند که هنگام خروج از خانه ۶ بار سوره مباره «اخلاص» خوانده شود با این کیفیت که یک مرتبه قبل از خروج این سوره را خوانده و به جهت‌های مختلف بدمد. این ۶ بار قرائت سوره مبارکه «اخلاص» باعث می‌شود تا زمانی که به خانه باز می‌گردد از بلایا حفظ باشد.

آیت‌الله کشمیری برای محفوظ ماندن از بلا و گرفتاری‌ها نیز توصیه کردند که بعد از نماز صبح ۷ مرتبه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» و بعد از نماز مغرب هم ۷ مرتبه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» گفته شود.

اما چه کنیم که کرونا و این بلا زودتر رفع شود؟ در کتاب «مِصْباحُ الشّریعَة و مِفْتاحُ الْحَقیقَة» سفارش شده که برای گشایش در کارها و خارج شدن از گرفتاری‌ها ذکر «لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبِین» را زیاد بگویید. در روایتی از امام رضا (ع) هم توصیه شده است که وقتی مردم دچار گرفتاری و بلای ناگهانی می‌شوند، ذکر «یا خبیر» زیاد بگویند.

اکنون این ویروس کرونا یک بلای ناگهانی است که انسان‌ها دچار آن شده‌اند که مداومت بر این ذکر نیز می‌تواند ما را از این ویروس منحوس نجات دهد که امیدوارم مردم با توجه به اذکار و ادعیه و عمل به دستورات بزرگان دین در این ایام بتوانند ویروس کرونا را شکست داده و آن را مهار کنند.

 

منبع:فارس

دو عمل برتر در ماه شعبان


عقیق:روایت زیر را از کتاب اقبال الأعمال منتشر می‌کند.

امام صادق علیه السلام در جواب کسی که پرسیده بود: ما أفضَلُ ما یُفعَلُ فیهِ (شَعبانَ)، الصَّدَقَةُ و الإستِغفارُ .

امام صادق (ع) در جواب کسی که پرسیده بود: چه عملی در ماه شعبان برتر است؟ فرمودند: صدقه و استغفار.

 

اقبال الأعمال ، ج ۳ ، ص ۲۹۴

امام جمعه‌ای که در راه مقابله با کرونا درگذشت+ عکس


عقیق:حجت‌الاسلام جعفر آذرپندار، امام جمعه شهر چهاربرج آذربایجان غربی که از چند روز گذشته براثر ابتلا به کرونا در آی‌سی‌یو بستری بود، دار فانی را وداع گفت.

دفتر امام جمعه چهاربرج محل امنی برای همه مردم به ویژه اقشار کم درآمد و مستضعف بود، به طوری که حجت‌الاسلام جعفر آذرپندار با راه‌اندازی مرکز نیکوکاری، کمک حال فقرا و مستمندان بود.

برگزاری جلسات مختلف با روحانیون چهاربرج، عیادت از بیماران در منزل و بیمارستان، برگزاری جلسات مختلف با طلاب و روحانیون  چهاربرج مقیم قم و … از اقدامات حجت الاسلام آذرپندار بود.

گفتنی است، امام جمعه شهر چهاربرج آذربایجان‌غربی که از روزهای اول شیوع ویروس کرونا همراه با مردم و جوانان در ضدعفونی معابر و محلات شهر فعالیت می‌کرد، به دلیل ابتلا به این ویروس در بیمارستان عباسی میاندوآب بستری بود.

منبع:حوزه

معرفی حاج قاسم در مجله‌ انگلیسی


عقیق:به عقیده ناشر ماهنامه پیشرو، شبکه اینترنتی آنلاین نقش مهمی در تعاملات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد و از طرفی دیگر رسانه‌های اصلی در حال پخش شایعات هستند.

با توجه به تعداد گسترده کاربران اینترنت، رسانه‌های جایگزین مبتنی بر اینترنت می‌توانند نقش مهمی در مبارزه با شایعات و اخبار جعلی منتشر شده توسط خانه‌های رسانه‌ای تحت حمایت شرکت‌ها و افکار وابسته و جهت‌دار داشته باشد. از این رو تصمیم گرفته شد که یک نشریه‌ای به زبان انگلیسی با عنوان «The Leaders» (رهبران) چاپ و انتشار یابد که بتواند در این دوره از اطلاعات نادرست و «رسانه‌های پرداخت شده»، مسیر صحیح را به نخبگان، قشر موثر جامعه و نسل جوان نشان دهد.

ماهاتما گاندی، سابهاش چاندرا بوز، امام خمینی(ره)، نلسون ماندلا، باگات سینگ و هوگو چاوز رهبران واقعی این جهان هستند که در طول زندگی خود در برابر امپریالیسم برای حقوق افراد عادی جنگیده‌اند.

دست‌اندرکاران این نشریه بنا دارند یک کمپین بسیار فعال در رسانه علیه وهابیت، تروریسم و ​​کلیه سازمان‌هایی که تهدیدی برای وحدت و تنوع هند و کشورهای جهان هستند، آغاز کنند و مخاطبان را به سمت معنویت، ارزش‌ها، و عشق و اخلاق دعوت کنند.

مجله «دی لیدرس» یک پروژه‌ رسانه‌ای مستقلی است که به هیچ سازمان یا حزب سیاسی دولت و یا کشور وابسته نیست.

آخرین شماره نشریه مورد نظر ویژه‌نامه‌ شهید حاج قاسم سلیمانی بود. این نشریه در وبسایت: www.theleadersnews.com قابل دسترسی است.

برخی عناوین سرفصل‌های این مجله به شرح زیر است:

پیام مقام معظم رهبری در خصوص شهادت شهید سردار حاج قاسم سلیمانی

پیام نماینده‌ ولی فقیه در هند

حاج قاسم سلیمانی و ابو‌مهدی المهندس

قاسم سلیمانی – فرمانده صلح و نوع‌دوستی

عوامل منطقه‌ای و خارجی

حضور ۲۵ میلیون نفر در تشییع جنازه

ایران یکپارچه برای قهرمان خود شهید قاسم سلیمانی

شهادت، حاج قاسم را زنده‌تر کرد

ابو‌مهدی المهندس که بود؟

جنگ خلیج

عراق پس از تجاوز آمریکا

واقعیت‌های ناگفته از جنگ اسرائیل و حزب الله لبنان طی مصاحبه با شهید سلیمانی

حمله سپاه به مقر ارتش آمریکا در عراق که منجر به از بین رفتن پرستیژ آمریکا شد

سلیمانی: منجی بشریت

در مساجد بسته شد، چرا مأذنه‌ها خاموش‌ است؟


عقیق:در این فضای دردآلود کرونایی، بسیار متاسفم که مساجد و مصلی‌های کشور خاموش شده‌اند، ولی باید باور کنیم حیات این اماکن مبارکه، منحصر به نماز و خطابه و دعا نیست و نباید فراموش کرد سخن کلیدی و محوری امام راحل را که فرمودند: «مسجد سنگر است….»

بنابراین از روی ارادت به این اماکن محترم، پیشنهادهایی را فهرست می‌کنم. شاید به کار آید.

۱ـ چرا هنگام اذان، تمام مساجد، قبل و بعد از اذان به غیر از تلاوت قرآن، مناجات‌هایی را به زبان‌های فارسی و عربی پخش نمی‌کنند؟ مگر پخش مناجات و راز و نیاز و دعا از گلدسته‌های مسجد هم موجب شیوع کرونا می‌شود؟ جا دارد امام جماعت یا فرد دیگر خوشصدا به صورت دکلمه و یا با صوت خوب، مناجاتی را پخش کنند و هر شنونده‌ای را تحت تاثیر قرار دهند و برای شبکه درمانی کشور دعا کنند. خوب است صدای بلندگو‌ها آزاردهنده نباشد و با ولوم مناسب، این کار انجام شود.

۲ـ برای آشتی بین مسجد و عده‌ای مسجدگریز، مساجد را محل توزیع رایگان لوازم بهداشتی و ضدعفونی‌کننده قرار دهیم تا هم رایگان انجام شود و هم دست‌سودجویان و واسطه‌ها قطع شود. مگر در زمان دفاع مقدس، مساجد پایگاه عزیمت رزمندگان دلاور اسلام و محل جمع‌آوری و آماده‌سازی کمک‌های مردمی نبود؟ حالا هم می‌شود به مساجد، نقشی همانند سال‌های دفاع مقدس بخشید. در این موضوع، لازم نیست کسی به داخل شبستان‌ها رفت و آمد داشته باشد. همین‌که از صحن و حیاط مساجد برای کمک به دفع کرونا استفاده شود، خوب است.

۳ـ در محلات اعلام شود هرکس خیاطی می‌داند و چرخ خیاطی دارد، به مسجد بیاید و لوازم مربوط به تولید ماسک را در اختیارشان قرار دهیم تا با این قدم، هم نیاز عمومی به اقلام بهداشتی برطرف شود و هم تعامل با مسجد صورت پذیرد؛ ضمن این‌که چهره خادمانه مسجد تجدید حیات می‌کند.

۴ـ چرا بعضی مساجد، کاملاً تعطیل است؟ آیا کسی گفته درب مساجد کاملاً بسته و خانه‌های خدا تعطیل باید باشد؟ می‌شود درب مساجد را باز نگه داشت، منتها بدون نماز جماعت. آن‌گاه اعلام شود هر کسی می‌خواهد برای نماز فرادی به مسجد بیاید، سجاده‌اش را بیاورد و ببرد، رعایت فاصله را داشته باشد و …. حضور در مسجد، آرامش‌بخش است.

۵ ـ نمی‌دانم آیا مساجد در ستاد ملی کرونا نماینده‌ای دارند یا خیر. اگر هست و بی‌فروغ است که واویلا و اگر نیست، چرا؟ این برهه از زمان، فرصت میدان‌داری اجتماعی، مذهبی و خدماتی مساجد است.

۶ـ چه زیباست که با اعلام رسمی مساجد از مأذنه‌ها و صداوسیما، از تمام مردم برای قدردانی از شبکه بهداشت و درمان و خاصه پزشکان و پرستاران دعوت شود. به عنوان مثال از تمام مردم بخواهند در یک ساعت مشخص، پشت پنجره‌ها یا بالکن خانه‌ها با لباس سفید حضور پیدا کنند و یا مانند آن.

نیازی نیست شعار مردم، لزوماً تکبیر یا همانند آن باشد که همه اقشار مردم در این حرکت حضور یابند، ولی کاملا شفاف باشد که این دعوت از طرف مساجد کشور، ائمه جمعه و جماعت صورت گرفته است.

ایجاد و ساختن فضای عمومی معنوی و تعامل با مساجد و پرفروغ کردن مساجد در نظر مردم وظیفه اهالی مدیران مساجد و مصلی‌هاست که می‌توان از این فرصت ناخوشایند بهترین استفاده را کرد.

سیدضیا صالحی خوانساری/کارشناس مسائل دینی

منبع:فارس

نقشه راه یک استاد اخلاق برای استفاده از ایام ماه شعبان



عقیق:حجت‌الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی استاد اخلاق و سخنران مذهبی طی پیامی توصیه‌هایی برای بهره‌برداری بیشتر از ماه شعبان داشت.

متن این پیام به این شرح است:

هرسال در ایام نوروز، دید و بازدید و صله رحم، گشت و گذار و سفرهای زیارتی و سیاحتی، از برنامه‌های رایج و جاری بسیاری از مردم بود که امسال به‌دلیل شیوع کرونا و با توجه به اهمیت موضوع سلامتی فردی و اجتماعی، و علیرغم توصیه متخصصان به ماندن در خانه برای جلوگیری از پیشرفت بیماری، کمرنگ‌تر شده است.توصیه‌ای که اجرای آن صدالبته لازم و ضروری است.

از خداوند متعال عاجزانه می‌خواهیم که بزودی این بیماری از جامعه دور شود و شرایط عادی به زندگی مردم بازگردد.

با این حال، این تعطیلات با وجود محدودیت‌هایی که ایجاد کرده است، می‌تواند تبدیل به یک فرصت طلایی در زندگی معنوی علاقه‌مندان به سلوک و تعالی باشد تا برای رشد معنوی و اخلاقی خود برنامه‌ریزی و اقدام کنند.

این ایام با توجه به همزمانی با ماه شعبان، فرصت مناسبی برای حرکت در مسیر تعالی و کمال است تا به یاری خداوند امسال، ماه مبارک رمضان متفاوت و لذت‌بخشی را از نظر معنوی تجربه کنیم.

موارد زیر می‌تواند نقشه راه خوبی برای این امر باشد:

گام اول: محاسبه نفس است. تفکر در امر رشد و تعالی در معرفت و بندگی نسبت به خداوند است. با این نگرش، نگاهی به کارنامه خود، اعتقادی و رفتاری خود بیاندازیم و نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم. برنامه ریزی کنیم که خطاهای گذشته خود را جبران کنیم.

گام دوم: اگر در انجام واجبات تنبلی می‌کردیم این ایام فرصت مناسبی است تا نسبت به آن مقید شویم. مثلاً در مورد نماز. اگر در اقامه آن کوتاهی داشتیم، حالا عزم کنیم و بکوشیم که آن را اول وقت بجا بیاوریم تا برای ما ملکه شود.

گام سوم: ترک اموری است که رضای خدا در آن نیست و ما را از مسیر بندگی خارج می‌کند. ترک گناهان لازم و واجب  است و مقدمه پیشرفت معنوی است. گناهان زبان، سوءظن، ریا و دورویی، بداخلاقی با خویشان و دوستان، و … از جمله گناهان رایج است.

گام چهارم: انجام مستحبات به‌قدر بضاعت و طاقت است. اگر در مفاتیح الجنان، ادعیه و اعمال فراوانی از ساحت مقدس معصومین علیهم‌السلام نقل شده برای این است که هرکسی به اندازه استعداد و ذائقه خود به طاعت و عبادت خداوند مشغول شود. قرائت قرآن، ادعیه و مناجات، زیارت عاشورا، نماز شب و … از جمله آن‌هاست.

از خداوند بخواهیم که در ایام نورانی ماه شعبان که متعلق به پیامبر اکرم (ص) است، توفیق بدهد تا بر اداء فرائض، ترک محرمات و انجام مستحبات مداومت کنیم، تا در طول سال برای ما تبدیل به ملکه شده و مقید به آن شویم.

در کنار این امور شخصی، گام مهم دیگری وجود دارد و آن خدمت به خلق است. انسان خودساخته به دنبال گره گشایی امور مردم است. از خدمت و کمک به خویشان و بستگان گرفته تا کمک به نیازمندان و درماندگان جامعه. مخصوصاً در این ایام که کسب‌وکار برخی از آبرومندان تعطیل شده و از تأمین نان شب خود عاجز شده‌اند، از کمک به آنان دریغ نکنیم. این امور خیر، زمینه ساز رشد معنوی و توفیقات فراوانی در زندگی است.

1 2 3 4 276