شست‌وشوی گنبد منور حرم رضوی +عکس


عقیق:همزمان با ایام دهه کرامت و در آستان میلاد باسعادت امام هشتم گنبد منور رضوی شست‌وشو داده شد.

آیین شست‌وشوی گنبد امام رضا(ع) از جمله مراسم‌هایی است که همه ساله با تشریفات خاصی انجام می‌شود و خادمان آستان امام هشتم ضمن مرثیه‌سرایی برای امام  رئوف به این امر می‌پردازند.

 

 

مرحوم حاج اسدالله زرین مهر، قدیمی‌ترین گنبدشوی بارگاه ملکوتی رضوی بود که همه ساله با مهارت خاصی این کار را انجام می‌داد که از سال ۹۶ و پس از درگذشت این خادم امام رضا(ع) دیگر عزیزان این سنت زیبا را انجام می‌دهند.

 

مزار «شهربانو» همسر امام حسين كجاست؟


عقیق:منابع معتبر و كهن تاريخي به صورت صريح اشاره به مكان قبر ايشان نكرده‌اند. اما از متن تمام منابع معتبر شيعى ، چنين بر مي‌آيد: شهربانو ، مادر امام سجاد(ع)، در هنگام تولد امام از دنيا رفت. لذا با توجه به شرايط آن عصر اين‌گونه به نظر مي‌رسد كه ايشان در همان مدينه منوره به خاك سپرده شده باشند.

شيخ صدوق(ره) در اين‌باره مي‌نويسد: «همسر امام حسين(ع) امام سجاد را به دنيا آورد و پس از زايمان از دنيا رفت لذا يكي از كنيزان امام حسين(ع)، امام سجاد را سرپرستي كرد»[1].

مسعودى كه در قرن چهارم مي ‏زيسته مي‌ نويسد: زمانى كه امام زين العابدين(ع) متولد شد شهربانو در همان نفاس به رحمت ايزدى پيوست. [2]

 

پي نوشت:

[1] . عيون اخبار الرضا، تصحيح و تعليق: سيد مهدي حسيني لاجوردي، ناشر: ميرزا محمد رضا مهتدي، 1377 ق، چ اول، (يك جلدي،) جزء دوم، ص 128، ح 6 .

[2] . به عنوان نمونه: مسعودي، اثبات الوصيه، قم،‌انصاريان، چاپ سوم، 1384ش، ص170

منبع:انوار طاها

اشعار ولادت امام رضا (ع)


سرویس شعر آیینی عقیق:به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) عقیق تعدادی از اشعار آیینی را به منظور استفاده ذاکرین اهل بیت منتشر می کند. 

 

 

ژولیده نیشابوری:

اگر خواهی ای دل ببینی خدا را
نظر کن تو آیینۀ حق‌نما را

قدم زن به حصن حصین ولایت
که وادى امن است اهل ولا را

به ساقی مجلس بگو تا بیارد
شراباً طهورای قالوا بلا را…

به موسی بن جعفر عطا کرد خالق
وجود علی بن موسی الرضا را

به ملک جهان جلوہ‌گر شد طبیبی
که بی‌نسخه درمان کند دردها را…

به صدها فرشته خدا داده فرمان
که خواندند با هم سرود رضا را…

صبا از عنایت به جنّت گذر کن
بشارت بدہ خاتم الانبیا را…

قدم زد به عالم امام رئوفی
که بخشد خراج جهانی گدا را

برآمد در آفاق شمس‌الشموسی
که خورشید بگرفته از او، ضيا را…

به گیتی نهاده قدم دادخواهی
که گيرد ز بيدادگر داد ما را

نظر کن چو ژولیده بر طوف قبرش
اگر خواهی ای‌ دل ببینی خدا را

 

قیصر امین پور:

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی
هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب! فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

 

محمد جواد غفور زاده شفق: 

خورشید که بوسه بر رخ خاور زد
در سینه دلش مثل پرستو پر زد
با رنگ طلا نوشت بر صفحۀ صبح
از دامن «نجمه»، «نجم ثاقب» سر زد

در توس گلی خدا سرشت آمده‌ است
راضی به قضا و سرنوشت آمده است
بگذار قدم در این حرم با دل پاک
این تربت عشق از بهشت آمده است

پیغام سپیده و سحر می‌آید
خورشید، ز پشت ابر، در می‌آید
دل‌ها متوجه خراسان هستند
چون قبلۀ هفتم از سفر می‌آید

صبح است، بگو سپیده، کم ناز کند
یک لحظه در بهشت را باز کند
لبخند بزن، تا سفرش را خورشید
از مشرق لب‌های تو آغاز کند

محمد حسین ملکیان:

سلام فلسفۀ چشم‌های بارانی!
سلام آبروی سجده‌های طولانی!…

چگونه وصف کند غصۀ تو را دعبل؟
چگونه رسم کند چهرۀ تو را مانی؟

تو را هر آینه تصویر کرده‌ام، نظمی
چه نسبتی‌ست میان تو با پریشانی؟

چقدر بر سر بازارها قدم زده‌ای
که یک معامله سر گیرد از مسلمانی

چقدر موقع قحطی صدا زدیم تو را
و یادی از تو نکردیم در فراوانی

قرار بود بسازیم خانۀ دل را
چقدر ساخته شد خانه‌های اعیانی!

چه عهدها که پس از هر دعای عهد، شکست
چه ندبه‌ها که نشد موجب پشیمانی

چه گریه‌ها که نکردیم با امین الله
میان صحن تو در یک هوای بارانی

اضافه شد به غم تو چقدر سال به سال
و ما چقدر گرفتیم بی‌تو مهمانی

چقدر در پی ما گشته‌ای چراغ به دست
میان همهمۀ کوچۀ چراغانی

خودت بیا بنشین و بخوان و اشک بریز
خودت خطیب، خودت مستمع، خودت بانی

بخوان که روضه از آن حنجره شنیدنی است
به لهجۀ عربی، با زبان قرآنی…

بگو چگونه به هنگام آب نوشیدن
همیشه می‌رسی از تشنگی به حیرانی

فدای سرخی چشم سیاه تو که هنوز
درون گودی مقتل نماز می‌خوانی…

 

محمد جواد شرافت:

خوان هشتمین جلوۀ ربّنا را
امام قدر را امیر قضا را
تبسم تبسم رضای خدا را
علی بن موسی الرضا المرتضی را

امام رئوفی که سلطان طوس است
که سلطان طوس و انیس النفوس است
انیس النفوس است و شمس الشموس است
ببین لطف والشمس را، والضحی را

چه اذن دخولی؛ یرون مقامی
بخوان زیر لب: یسمعون کلامی
اگر بی‌قرار جواب سلامی
به آهی بلرزان دل مبتلا را

چه دوری دل من، چه دیری دل من
ز خوف و رجا ناگزیری دل من
فقیری یتیمی اسیری دل من
بخوان هل أتی، هل أتی، هل أتی را

سلامٌ علی آل یاسین بخوان و
دو رکعت از آن شور شیرین بخوان و
دعا در شبستان آمین بخوان و
بخوان زیر لب یا سریع الرضا را

که شب‌های شور و شعف روزی‌ات باد
سحرهای نور و شرف روزی‌ات باد
و پرواز مشهد-نجف روزی‌ات باد
زیارت کنی بعد از آن کربلا را

گواهی تو ای شعر روز قیامت
که سید محمد جواد شرافت
سروده به شوق شفا و شفاعت
نگاه علی بن موسی الرضا را

 

مرتضی امیری اسفندقه:

شوکران درد نوشیدم، دوا آموختم
غوطه در افتادگی خوردم، شنا آموختم

شهریان را خون اندیشه به جوش آورده است
آنچه من در سنگلاخ روستا آموختم

سقف چوبی، فرش خاکی، چینه‌های کاهگل
بی‌تنش، بی‌معرکه، بی‌ادعا آموختم

زیر نورِ خستۀ فانوس در کنجی نمور
روشنی را فتح کردم، روشنا آموختم…

پشت دریاها چه شهری بود و پشت کوه‌ها؟
عافیت را وانهادم، ماجرا آموختم

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
از غریب آموختم از آشنا آموختم

تا کسی سر در نیارد از طریق و طاقتم
کنج تنهایی خزیدم، بی‌صدا آموختم

در جوانی پشتم از بار امانت‌ها شکست
در جوانی راه رفتن با عصا آموختم…

ارث بردم از پدر تنهایی و تبعید را
روزها را توامان با سوزها آموختم

چون تو شاگردی! تمام خلق استاد تواَند
سوختم تا این پیام پاک را آموختم

قوم و خویشانم رها کردند و حق بازم گرفت
از برادرها جفا دیدم، وفا آموختم

پرورشگاهِ من آغوش غریبی بوده است
خویش را از خان‌ومان خود جدا آموختم…

روی دوش خویش بردم نعش مظلوم پدر
از چنان تابوت سنگینی چه‌ها آموختم

زندگی درس بقا را کاملاً یادم نداد
مردم و آن مابقی را از فنا آموختم…

در خراسان رشد کردم: کعبۀ شعر و شعور
همت از پیران گرفتم، از رضا آموختم…

با تو بودم، با تو ای گلدستۀ باغ شهود
هر کجا اندیشه کردم، هر کجا آموختم

با تو بودم با تو ای قطب مدار دوستی
گر نهان آموختم یا برملا آموختم

یاد باد آن روزهای روزه، آن شب‌های ذکر
آنچه در صحن مطهر جا به جا آموختم…

من شریعت را در این آیینه‌ایوان دیده‌ام
من طریقت را در این عصمت‌سرا آموختم

یاد باد آن روزهای باد و باران حرم
آن اجابت‌ها که در کنج دعا آموختم

در حرم بودم اگر ایمان مرا تطهیر کرد
در حرم بودم اگر حجب و حیا آموختم

نسخه می‌پیچد برایم این حریم محترم
من سلامت را در این دارالشفا آموختم…

 

حسین طاهری :

دست من یک لحظه هم از مرقدت کوتاه نیست
هرکسی راهش بیفتد سمت تو گمراه نیست

با قطاری کهنه و ارزان به پابوس آمدم
تا نگویند: این زیارت فی سبیل الله نیست!

عشق‌بازی با زیارت فرق دارد، این حرم
در نگاه عاشقان تنها زیارتگاه نیست

زائرت را بی‌خود از خود می‌کنی، با این حساب
در حرم جایی برای آدم خودخواه نیست

از کبوترهای روی گنبدت آموختیم
«عبد اگر بالا نشیند کسرِ شأن شاه نیست»

«بندۀ شاه خراسانم که لطفش دائم است
ورنه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست»

منبع: شعر هیات

ولادت امام رضا(ع) هیئت کجا برویم؟


عقیق: با فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت ثامن الحجج امام رضا علیه السلام همه هیئت ها، هیئتی ها، مداحان و منبری هایی که در این ایام برنامه دارند می توانند مشخصات مراسم خود را در سامانه جدید راهنمای عقیق ثبت نمایند. برای دسترسی به جزئیات برنامه های هیئت های سراسر کشور اپلیکیشن هیئت یاب عقیق را از کافه بازار و سیب اپ دریافت کنید

برای مشاهده جدول برنامه ها اینجا کلیک کنید 

دستخط رهبرانقلاب بر روی یک کتاب +عکس


عقیق:یادداشت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره شهدای عزیز ارتش جمهوری اسلامی ایران که در ابتدای کتاب زندگینامه داستانی شهید مدافع حرم سرهنگ مجتبی ذوالفقارنسب نگاشته شده است، منتشر شد.

 

 

 “شهید عزیز آقای مجتبی ذوالفقارنسب و هر فداکار مانند آن عزیز، مایه سربلندی کشور و ملت و سرباز حقیقی اسلام و قرآنند. ارتش جمهوری اسلامی ایران و همه ما باید به کسانی چون شهید ذوالفقارنسب افتخار کنیم.
سلام‌الله علیه و علی جمیع الشهداء سیدعلی خامنه‌ای”

تفسیر سکولار از حج برخلاف قرآن است



عقیق:به نقل از سایت مباحثات رهبر انقلاب در روزهای اخیر در دیدار با مسئولان برگزاری حج، تأکید فرمودند که فریضه حج، سیاسی است. از سوی دیگر آیت‌الله جوادی آملی گفته بود «نباید حج را سیاسی کرد». در برخی از رسانه‌ها این مسئله به شکلی منعکس شد که گویا در مقابل و تعارض با سخنان رهبری معظم قرار دارد.

حجت الاسلام مرتضی جوادی آملی در این باره گفت: ماهیت احکام اسلامی به شکلی است که هرکدام از آنها به فراخور آن ماهیت می‌بایست مورد تحلیل و شناخت واقع شوند. در واقع آن ماهیت، لوازم و الزامات خاص خود را مطابق با ذات و حقیقت هر یک از اعمال دینی دارد و فقه تا حدی می‌تواند این ذات و حقیقت را آشکار کند. بخش دیگر را باید دانش‌هایی نظیر کلام، حقوق و اخلاق تأمین کند. متأسفانه اکنون ما تمام احکام و فروع دین را در حد دانش فقه فرو کاسته‌ایم و می‌خواهیم تمام احکام را از زاویه دانش فقه دریافت کنیم و این یک نقص جدی محسوب می‌شود. درعین حال که فقه یک دانش و ضرورت علمی و کارآمد است، اما این توجیه خوبی نخواهد بود برای اینکه همه‌ی دین را از منظر فقه مشاهده کنیم.

وی ادامه داد: حج نیز از جمله عباداتی است که نباید به آن، فقط از منظر فقهی نگاه کنیم. بنابراین، ما باید در مواجه با وظایف دینی‌مان، سعی کنیم به این شناخت و تحلیل برسیم که این احکام چه خاستگاهی دارند و چه اراده‌ای را خداوند عالم در درون آنها لحاظ کرده است.

وی افزود: یکی از مسائلی که آیت‌الله جوادی آملی در باب حج فرمودند، این است که امام خمینی همان‌طور که نماز و روزه را اقامه کردند، حج را نیز اقامه نمودند. از منظر آیت‌الله جوادی، برای ائمه، فرصت احیای حج وجود نداشت، ولی امام خمینی این کار را به درستی انجام دادند و «حج ابراهیمی» را به عنوان نماد وحدت امت اسلامی به جهانیان معرفی کردند. گرچه البته اکنون اهداف بلند حج، متأسفانه دست‌خوش مسائل سیاسی و استکباری و صهیونیستی شده است. خداوند ضمن اینکه حج را به جهت زدودن شرک و راهیابی به توحید واجب فرمود، اما در کنار این هدف بلند، اهداف دیگری را هم مدنظر داشته است، اما متأسفانه امروزه حج یک متولی لایقی ندارد و نتیجه آن شده است که حج، نمی‌تواند نماد قدرت عظیم جهان اسلام باشد. این اتفاق نامبارک در حالی صورت می‌پذیرد که مسلمانان از سراسر جهان برای انجام این فریضه، اقدام می‌کنند، اما عملاً شاهد این هستیم که حج، به شکل عشیره‌ای اداره می‌شود و همان تفکر و سلیقه‌ی عشیره‌ای که در حاکمیت حجاز مطرح است، حجِ با آن عظمت را اداره می‌کنند. این یک فاجعه است که حج نمی‌تواند پیام عظیم خودش را به جهانیان برساند و دلیل این امر آن است که متولیان امر، اداره‌ی حج را در حد یک طایفه تنزل داده‌اند.

وی اظهار داشت: بنابراین، قدم اول این است که ماهیت هرکدام از احکام الهی و فروعات که در باب توحیدی مطرح است، تحلیل شود و لازم است که توجه داشته باشیم که فقه، بخشی از این رسالت را برعهده دارد و لازم است دیگر دانش‌ها و معارف را نیز مد نظر داشته باشیم تا از رهگذر همه‌ی آنها، شناخت لازم را به دست آوریم.

حجت الاسلام جوادی آملی گفت: آیات قرآن در باب حج بسیار شفاف و صریح است و حتی سوره‌ای در قرآن، به نام حج، نام‌گذاری شده است. در مکتب تشیع نیز با نگاه قرآنی به ساختار و فلسفه‌ی حج، به زیبایی توجه شده است، اما نکته‌ای که وجود دارد این است که لازم نیست ما مباحث را از زاویه‌ی تشیع، به صورت خاص دنبال کنیم. البته لازم به ذکر است که احکام فقهی تشیع، ممتاز است، اما به لحاظ ماهیت و فلسفه، از دیدگاه شیعه، حج همان چیزی است که آیات الهی به زیبایی و درستی آن را تبیین کرده است و این آیات از آنجایی که متعلق به تمام جهان اسلام است، ما نمی‌توانیم بگوییم که می‌خواهیم یک حج شیعی انجام دهیم؛ بله، به لحاظ احکام و قواعد فقهی ممکن است احکام ما با سایر مسلمین متمایز باشد، اما نباید چنین تصور شود که حج، باید یک حج شیعی باشد.

وی در پاسخ به این سوال که عده‌ای معتقدند اساساً حج، یک عمل فردی است، اما به لحاظ محدودیت زمانی، این عمل، به‌صورت جمعی صورت می‌پذیرد و اجتماع مسلمین در این همایش عظیم، نمی‌تواند دلیلی بر داشتن پیام سیاسی و اجتماعی باشد، گفت: خطاب‌های قرآنی، پاسخ این سوال را به همراه دارند. در واقع این خطابات نشان دهنده‌ی این است که حج، نه امری فردی که امری فراگیر و اعلام عمومی است. وقتی بنا است که در یک محدوده‌ی زمانی خاص، همه‌ی کسانی که مستطیع هستند، در مکانی خاص، اعمال خاصی را انجام دهند، متوجه می‌شویم که امر به حج، نه امر به یک عمل فردی که امر به چیزی است که ماهیتی جمعی دارد.

وی افزود: صریح آیات قرآن، نشان‌می‌دهد ماهیت حج، طوری است که نشان‌گر وحدت مسلمین و قدرت و شکوه اسلامی باشد، و راه بر مشرکین بسته شود. سیاست قرآنی وآیات الهی نشان‌گر این است که هرکسی اگر بخواهد این جنبه را از حج بگیرد، در اهداف الهی خدشه وارد ساخته و در واقع، حج را خنثی نموده است. امام خمینی این مسئله را به خوبی توانستند برجسته کنند و آیت‌الله جوادی آملی نیز کتابی با عنوان «قداست و امنیت حج» دارند که در آن به این نکات اشاره‌های صریحی داشته‌اند. لذا، اگر بخواهیم حج را با دیدگاهی سکولار، تفسیر نماییم، کاملاً برخلاف حقیقت آیات گام برداشته‌ایم. نکته‌ی دیگری نیز وجود دارد که بر مسئله‌ی حج، سایه افکنده و متأسفانه راه را برای فهم درست سیاست، مسدود کرده است. آن نکته این است که برخی می‌خواهند سیاستی را بر واقعه‌ی مبارک حج تحمیل کنند که براساس ضوابط، منافع و مواضع سیاسی‌ای است که با هویت حج، منافات دارد و در واقع، براساس برخوردهای سیاسی شکل گرفته است.

جوادی آملی ادامه داد: از همین‌رو می‌توان گفت دو نوع سیاست در باب حج وجود دارد: یکی سیاستی است که از ماهیت حج برمی‌خیزد و دیگری سیاستی است که از خواست قدرت‌ها نشأت می‌گیرد و در این ایام هم می‌بینیم که این سیاست‌ها خصمانه است و حتی گاهی خود را به شکل تهدیدهای نظامی و امنیتی جلوه‌گر می‌نماید. در واقع، مشترک لفظی سیاست، گاهی برای ما گمراه‌کننده می‌شود. آیت‌الله جوادی آملی با دقت نظری که دارند، این تفکیک را بیان می‌نمایند و اشاره می‌کنند که این دو مدل از سیاست را باید جدا کرد. وقتی به سفارت عربستان حمله می‌شود، سیاستی شکل می‌گیرد که معنای منفی‌اش را بر جریان حج، تحمیلی می‌کند. حمله‌ی به سفارت عربستان، با ماهیت حج و معنایی از سیاست که در آن لحاظ شده است، در تنافی کامل می‌باشد.

وی در پایان گفت: نظر آیت‌الله جوادی آملی این است که باید حرف بزرگان را خوب فهمید و محکمات سخنان آنها را مدنظر قرار داد و متشابهات فرمایشات این بزرگان را به محکمات برگرداند تا مسئله روشن شود. همگان شخصیت حضرت استاد و نوع نگاهشان به احکام از جمله به حج را می‌دانند و ایشان هم نظرات‌شان در مورد حج را در آثار مکتوب خود، تبیین کرده‌اند و این‌که گاهی ادعاها و حرف‌های ژورنالیستی مطرح می‌شود، نمی‌تواند مبنا و معیار قضاوت قرار گیرد.

زمامدار باید حتی از اموال حلال شخصی هم چشم بپوشد



عقیق:محسن اسماعیلی در یکصد و پنجاه و هشتمین جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه در محل مجموعه فرهنگی سرچشمه گفت: اگر روسا و زمامداران از نظر روحی گرفتار خودبرتربینی و استبداد به رأی باشند، از مشورت و نصیحت دلسوزان محروم می‌شوند.

وی با بیان این مطلب افزود: یکی از انتقادهای امام علی علیه‌السلام نسبت به زمامداران، داشتن روحیه تکبر، استبداد به رأی و بندگی شکم است. گام نخست برای وارستگی هر انسانی رهایی از اسارت شکم و شهوت است؛ چه رسد به کسی که می‌خواهد فرمانروای مردم شود.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه آن کس که می‌خواهد سلطان خلق شود نباید تحت سلطه بطن خویش باشد، به کلام امیرالمومنین (ع) اشاره کرد که می‌فرمایند: «کَانَ لِی فیِما مَضَی أَخٌ فِی اللهِ، وَکَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَکَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ یَشْتَهِی مَا لاَ یَجِدُ وَلاَ یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ»؛ در گذشته برادری الهی و دینی داشتم. آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه می‌داد کوچکی دنیا در نظر او بود. او از تحت حکومت شکم خارج بود، از این رو آنچه نمی‌یافت اشتهایش را نداشت، و آنچه را داشت زیاد مصرف نمی‌کرد.

این مفسر نهج‌البلاغه خاطرنشان کرد: زمامدار باید حتی از اموال حلال شخصی هم چشم بپوشد و خود را در سطح معمولی‌ترین افراد جامعه قرار دهد. در نامه‌ای که امام علی (ع) به یکی از منصوبان خویش، عثمان بن حنیف نوشته‌اند، او را به دلیل حضور بر سر سفره غذاهای رنگارنگ به شدت سرزنش کرده و توصیه کرده‌اند تا از سیره ایشان درس بگیرد: «هر مأمومی امام و پیشوایی دارد که باید به او اقتدا کند و از نور دانش او بهره گیرد. پس تو نیز باید به امام و پیشوای خود نگاه کنی. بدان امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از غذاهایش به دو قرص نان قناعت کرده است. البته شما نمی‌توانید این‌چنین باشید، و این زندگی را تحمّل کنید ولی مرا با پرهیزگاری و تلاش و عفت و پیمودن راهِ درست یاری دهید.»

اسماعیلی در ادامه، شبهه‌هایی نظیر اینکه «لابد امام علیه‌السلام نداشته یا نمی‌توانسته از چنین مواهبی بهره ببرد» و یا توجیهی که برخی توجیه‌گران می‌گویند «اگر زمامدار خوب نخورد پس چگونه کار کند؟!» را برشمرد و به پاسخ امیرالمومنین (ع) به این نوع شبهه‌ها و توجیهات اشاره کرد که می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی فَرَضَ عَلَی أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ»؛ خداوند بر پیشوایان حق و عدالت واجب کرده که بر خود سخت بگیرند و همچون افراد ضعیف مردم زندگی کنند تا فقر، آنها را به طغیان و سرکشی وادار نکند.

امیرمومنان همچنین پاسخ داده‌اند: «فکر نکنید من قادر به تحصیل لذت‌های دنیا نیستم. به خدا سوگند! اگر می‌خواستم می‌توانستم از عسل مصفا و مغز گندم و بافته‌های ابریشم برای خود بهترین غذا و لباس را تهیّه کنم؛ اما هیهات که هوای نفس بر من چیره شود و حرص و طمع مرا وادار به انتخاب طعام‌های لذیذ نماید؛ در حالی که شاید در سرزمین حجاز یا یمامه (از مناطق شرقی عربستان) کسی باشد که حتی امید برای به دست آوردن یک قرص نان نداشته و هرگز شکمی سیر به خود ندیده باشد. آیا من با شکمی سیر بخوابم در حالی که در اطراف من شکم‌های گرسنه و جگرهای تشنه باشند … آیا من به همین قناعت کنم که گفته شود من امیر مؤمنانم؛ اما خود را با آنها در سختی‌های روزگار شریک نکنم و اسوه و مقتدایشان در ناگواری‌های زندگی نباشم؟»

امام علی (ع) همچنین می‌فرماید: «گویا می‌بینم کسی از شما چنین می‌گوید: هرگاه این دو قرص نان تنها خوراک فرزند ابوطالب باشد، باید ضعف و ناتوانی ِجسمی او را از پیکار با همآوردان و مبارزه با شجاعان باز داشته باشد. ولی آگاه باشید! درخت بیابانی که آب و غذای کمتری به آن می‌رسد، چوبش محکم‌تر است از درختان سرسبزی که همواره در کنار آب قرار دارند و پوستشان نازکتر و کم‌دوامتر است، و گیاهان و بوته‌هایی که جز با آب باران سیراب نمی‌شوند چوبشان قوی‌تر و آتش‌شان شعله‌ورتر و پر دوام‌تر است.»

بروید/ مراسم اولین سالگرد درگذشت آیت‌الله مرتضی تهرانی


عقیق:مراسم سالگرد ارتحال آیت‌الله مرتضی تهرانی برادر مرحوم آیت‌الله آقا مجتبی تهرانی روز چهارشنبه نوزدهم تیر از ️ساعت ۱۰:۳۰ صبح برگزار می شود.

این مراسم در مسجد میرزا موسی واقع در خیابان ۱۵ خرداد، بازار شیرازی، نرسیده به چهارسوق بزرگ ویژه آقایان برگزار خواهد شد.

سدي كه ذوالقرنين ساخت، در كجا قرار دارد؟


عقیق:در آيات 83 تا 98 سوره كهف سخن از ذوالقرنين و كارهاي بزرگ او به ميان آمده است. يكي از كارهايي كه در اين آيات به او نسبت داده شده است، ساختن سدي محكم براي مردمي است كه در خطر هجوم قبائل وحشي (ياجوج و ماجوج) قرار داشتند.
«قَالُواْ يَاذَا الْقَرْنَينْ‏ِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فىِ الْأَرْضِ فَهَلْ نجَْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلىَ أَن تجَْعَلَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا. قَالَ مَا مَكَّنىّ‏ِ فِيهِ رَبىّ‏ِ خَيرٌْ فَأَعِينُونىِ بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكمُ‏ْ وَ بَيْنهَُمْ رَدْمًا. ءَاتُونىِ زُبَرَ الحَْدِيدِ  حَتىَّ إِذَا سَاوَى‏ بَينْ‏َ الصَّدَفَينْ‏ِ قَالَ انفُخُواْ  حَتىَّ إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ ءَاتُونىِ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا»
(آن گروه به او) گفتند: «اى ذو القرنين يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مى‏ كنند آيا ممكن است ما هزينه‏ اى براى تو قرار دهيم، كه ميان ما و آنها سدّى ايجاد كنى؟!» (ذو القرنين) گفت: «آنچه پروردگارم در اختيار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پيشنهاد مى‏ كنيد)! مرا با نيرويى يارى دهيد، تا ميان شما و آنها سدّ محكمى قرار دهم! قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و آنها را روى هم بچينيد)!» تا وقتى كه كاملًا ميان دو كوه را پوشانيد، گفت: « (در اطراف آن آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد!» (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، و گفت: « (اكنون) مس مذاب برايم بياوريد تا بر روى آن بريزم!»
طبق اين آيات ذوالقرنين براي ياري رساندن به مردمي كه در معرض هجوم ياجوج و ماجوج قرار داشتند سدي را بنا مي كند. در اينكه اين سد در كجا قرار دارد، ديدگاه هاي مختلفي بيان شده است:
برخي معتقدند اين سد همان سد معروف “مارب” است. اين تفسير مطابق نظريه اي است كه در آن ذوالقرنين يكي از پادشاهان يمن معرفي شده است.[1] اما سد مارب در يمن با ويژگي هايي كه قرآن براي سد ذوالقرنين مي داند مطابقت ندارد، زيرا سد ذوالقرنين با آهن و مس و به منظور جلوگيري از هجوم اقوام وحشي ساخته شده بود. ولي سد مارب با مصالح معمولي و براي جمع آوري آب و جلوگيري از سيلاب ساخته شده است.
برخي معتقدند اين سد همان ديوار چين است. اما بايد گفت ديوار چين نه از آهن و مس ساخته شده و نه در يك تنگه باريك كوهستاني است.[2]
اما در سرزمين قفقاز ميان درياى خزر و درياى سياه سلسله كوه ‏هايى است همچون يك ديوار كه شمال را از جنوب جدا مى‏ كند، تنها تنگه‏ اى كه در ميان اين كوه‏هاى ديوار مانند وجود دارد تنگه” داريال” معروف است، كه در واقع نزديك شهر تفليس پايتخت گرجستان است. اين تنگه تنها راه نفوذ قبايل وحشي بوده است به همين دليل ساكنان آن منطقه از ذوالقرنين تقاضاي ساخت سدي را كردند تا مانع هجوم اين قبايل شوند. اين سد بين سال هاي 539 و 529 پيش از ميلاد ساخته شده است. امروزه در همين مكان ديوار آهنيني به چشم مى‏ خورد. در ساخت اين ديوار تكه هاي بزرگ آهن بكار رفته و برروي آن مس مذاب ريخته شده است. اين همان ويژگي هايي است كه قرآن درباره سد ذوالقرنين بيان كرده است.[3] و به همين جهت بسيارى معتقدند كه سد ذو القرنين همين سد است. جالب اينكه در آن نزديكى نهرى است بنام “سائرس” كه بمعنى “كورش” است (يونانيان كورش را سائرس مى ‏ناميدند) [4]برخي مفسران كه معتقدند ذوالقرنين همان كوروش كبير است، اين ديدگاه را مي پذيرند.[5]

پي نوشت:
[1] . تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية،1374،ج‏12، ص: 543-542
[2] . ترجمه الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم،1374،ج‏13، ص: 526؛ تفسير نمونه، ج‏12، ص: 550
[3] .  نقد شبهات پيرامون قرآن كريم، محمد هادي معرفت(ترجمه حسن حكيم باشي و ديگران…)، تمهيد،1388، ص605-616
[4] . تفسير نمونه، ج‏12، ص: 550
[5] .آيه الله معرفت تاكيد زيادي بر اين عقيده داشته و در كتاب خود ثابت مي كنند ذوالقرنين همان كوروش است. اما علامه طباطبايي آنرا تنها قابل قبول تر از ساير ديدگاه ها مي داند.(ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 537)

چگونه امام زمان را خوشحال کنیم؟


عقیق:همزمان با دهه مبارک کرامت و ولادت با سعادت حضرت معصومه (س) و ولادت امام رضا (ع)، حجت الاسلام والمسلمین صادق کفیل خطیب و کارشناس امور دینی در گفت‌وگویی اظهار کرد: ما همیشه دست به دعا برمی‌داریم و می‌گوییم خدایا ما را نعمت بده! یا خدایا نعمت‌های الهی شامل حال ما شود! در این باره نیز امام حسین (ع) می‌فرمایند«اعلموا ان حوائج الناس من نعم الله علیکم فلا تملوا النعم فتتحول الی غیرکم .همانا حوائج مردم از نعمت‌های خداوند بر شماست؛ بنابراین از نعمت های الهی خسته نشوید که خداوند آن را از شما سلب نموده و به سوی دیگران بر می‌گرداند.» اینکه کسی سراغ تو می آید و مشکلش را به تو می‌گوید این نعمت خدا به سوی توست! 

وی در ادامه این روایت با بیان اینکه «از خدا نعمت می‌خواستی خدا به سوی تو نعمت فرستاد» گفت: امام حسین (ع) می فرمایند: «وقتی این نعمت آمد؛ گرفته نشوید». پس درواقع کسی که به فقیری کمک کند، امام زمان (عج) را خوشحال می‌کند.

تعداد بازدید : 10

1 199 200 201 202 203 311