صدور۴هزار روادید برای زائران حج۹۸


عقیق:محمدتقی قادری مدیرکل دفتر بودجه و فناوری اطلاعات سازمان حج و زیارت درباره نحوه صدور روادید الکترونیکی و خدمات صورت گرفته برای زائران حج تمتع اظهار داشت:  از سال ۹۶ عربستان سعودی روادید حجاج حج تمتع را به صورت الکترونیکی صادر می‌کند و دیگر نیازی به ارسال گذرنامه به سفارتخانه‌های عربستان در کشورها نیست.

وی افزود: عربستان از سال ۹۶ سامانه‌ای به نام سامانه مسار را ایجاد کرده است که خدمات ذکر شده برای همه حجاج در این سامانه انجام می‌پذیرد.

مدیرکل دفتر بودجه و تحول اداری و فناوری اطلاعات سازمان حج و زیارت تصریح کرد: برای اخذ روادید حج تمتع باید برای کاروان‌ها، اطلاعات مسکن مدینه و مکه و نحوه تغذیه آنها در این سامانه ثبت الکترونیکی صورت گیرد. 

 قادری افزود: سازمان حج و زیارت نیز با هماهنگی‌های قبلی و پس از تنظیم قرار داد اسکان و تغذیه برای حجاج، اطلاعات آنها را در این سامانه درج می‌کند؛ پس از بررسی‌های لازم در عربستان روادید حجاج صادر و از طریق سامانه مذکور چاپ و در اختیار آنها قرار می‌گیرد.

 وی با بیان اینکه روند صدور روادید الکترونیکی در سال جاری نیز به سرعت در حال انجام است، گفت: اولین روادید کاروان‌های اعزامی حج تمتع ۹۸ که از تاریخ ۱۷ تیرماه به سرزمین وحی اعزام می‌شوند صادر شده است و روادیدهای سایر زائران نیز در روزهای آتی صادر می‌شود.

 قادری بیان کرد: تاکنون ۴ هزار روادید به صورت الکترونیکی صادر شده و پیش‌بینی می‌شود در روزهای آتی نیز شاهد صدور روادید با سرعت بیشتری باشیم.

وی افزود:  بحمدالله با مدیریت خوب و شایسته‌ای که در ارسال اطلاعات ذکر شده در سامانه مسار الکترونیکی وجود دارد جای هیچ نگرانی در اخذ روادید برای زائران کشورمان وجود ندارد.

نمی‌خواهم سلبریتی مداحان باشم


عقیق:امیرحسین کسائی: امیر عباسی در اول اسفند سال 59 در محله آزادی به دنیا آمد و از همان دوران کودکی با وجود لکنت زبان، آرزوی نوحه‌خوانی برای امام حسین علیه‌السلام را داشت که به گفته خودش با رونویسی اشعار و روضه‌های حاج منصور ارضی این کار را آغاز کرد و هرچه جلوتر رفت، توانست در عرصه مدیحه‌سرایی برای امام حسین(ع ) پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته باشد و بدون توجه به لکنت‌زبانش یک مداح مشهور در این عرصه شود. البته امیر عباسی تنها در مداحی خلاصه نمی‌شود و او یک مداح انقلابی است و این صفت انقلابی باعث شده، او در تمامی عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی، فرد همیشه پای کاری باشد، اگر روزی آمر به معروفی ضربه‌ای بخورد امیر عباسی در حمایتش بلند می‌شود و اگر هم زلزله کرمانشاه یا سیل گلستان و لرستان باشد، او در قالب گروه‌های جهادی در حال خدمت‌رسانی و بیل زدن برای نجات خانه‌های مردم است یا از ظرفیت خود هم برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی استفاده می‌کند.

 

تعداد بازدید : 39

او نشان داده است که مداحی صرفاً اشک گرفتن از مستمع نیست بلکه هدف مداحی انتقال شعور و معارف اهل‌بیت(ع) به مستمع است و این هم تنها در مجلس عزاداری خلاصه نمی‌شود بلکه با فعالیت‌های مختلف اجتماعی، می‌توان درس زندگی را براساس فرمایش‌های مقام معظم رهبری به مردم منتقل کرد. این مداح اهل‌بیت(ع) را به خبرگزاری فارس دعوت کردیم تا بیش از پیش، از نقش مداحان در پرچم‌داری فعالیت‌های خیرخواهانه و اجتماعی در کشور با وی صحبت کنیم. حاصل این جلسه، گفت‌وگوی زیر است که در ادامه می‌خوانید:

 

شما در کدام مناطق سیل‌زده و به چه منظوری حضور پیدا کردید؟

ما در قالب یک گروه جهادی متشکل از چهار هیأت کشور در شهرستان آق‌قلا، از نخستین روزهای وقوع سیل در منطقه حاضر شدیم البته باید بگویم فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را در این منطقه ادامه خواهیم داد تا بتوانیم به اهداف مدنظر دست پیدا کنیم. همچنین در شهرستان پلدختر استان لرستان نیز فقط جهت عرض خداقوت حضور پیدا کردیم و عمده فعالیت‌ها و خدمت‌رسانی‌های ما در آق‌قلا متمرکز بود. چند روزی هم در استان خوزستان پیش از ماه رمضان حضور پیدا کردم.

گروه جهادی شما متشکل از کدام هیأت‌ها بود و افراد حاضر در آن، از پامنبری‌های چه هیأت‌هایی بودند؟

حضور ما در قالب گروه جهادی متشکل از ۴ هیأت مذهبی شامل هیأت یامهدی(عج) واوان اسلامشهر، هیأت ثارالله زنجان حاج مهدی رسولی و هیأت فاطمیون بابل و بنده نیز به نیابت از هیأت شهدای گمنام تهران و نورالرضا حضور پیدا کرده بودم.

حرکت مداحان در هر مسیری، مستمعین را همراه می‌کند

در اسم بردن از این هیأت‌ها، به مداحان شاخص هر هیأت اشاره کردید، آیا مداحان پرچمدار این فعالیت‌ها و خدمت‌رسانی‌ها بودند؟

حرکت و نفس مداح جریان مستمعین را هدایت می‌کند به عنوان مثال اگر من نوحه‌خوان، اهل کار جهادی باشم قطعاً مستمعین نیز خود به خود به این سمت سوق پیدا می‌کنند، هر مداحی امروز در مجامع مختلف، دارای پامنبری‌ها و طرفدارانی هستند که اگر به سمت کاری حرکت کنند، آن طرفداران و پامنبری‌ها نیز به همان سمت حرکت خواهند کرد.

 

مداحان با دین مردم، گره خورده‌اند

این نکته را می‌پذیرید که مداحان هم در جامعه محبوب هستند و آنها هم مانند دیگر اقشار پرطرفدار اگر در موضوعی اعلام نظر کنند و درخواستی را ارائه دهند، طرفداران آن‌ها حرکت می‌کنند؟

قطعاً به همین صورت است، مراسم‌های مختلف مذهبی کشور، امروز با خیل عظیمی از مردم و پامنبری‌ها برگزار می‌شود که می‌توان گفت، بخش زیادی از آن‌ها به واسطه حضور مداحان است که نقش آنان نسبت به بازیگران و هنرمندان بسیار مهم‌تر و تأثیرگذارتر است زیرا مداحان با دین مردم، گره خورده‌اند اما یک بازیگر، بازی خود را در یک فیلم و سریال ارائه می‌کند که گاهی جایگاه غیر اعتقادی نیز ممکن است داشته باشد. مداح سختی کارش در این است که کاری اعتقادی انجام می‌دهد و امیدوارم همه مداحان بتوانند در این مسیر پر خطر عاقبت بخیر شوند.

به‌دنبال شهرت و سلبریتی شدن نیستم

امیرعباسی مداحی، را از هیأت‌های دانشجویی آغاز کرد، به نظرتان امروز یک سلبریتی برای این قشر شده‌اید و توان جذب و همراهی آنان را در برنامه‌های مختلف دارید؟

به‌دنبال شهرت و سلبریتی شدن نیستم و تمرکزی در این زمینه ندارم زیرا متصورم، ممکن است از کار اصلی، انسان را بازدارد. من خودم را خادم آستان امام حسین(ع) می‌دانم و افرادی که من را می‌شناسند می‌دانند با شخصیت گذشته‌ام هیچ فرقی نکرده‌ام. من شب و روز وقت می‌گذارم تا بتوانم نوجوانان و جوانانی که تازه در این عرصه وارد شده‌اند را به راهی که احساس می‌کنم صحیح‌تر است سوق دهم. بنا دارم تلاش خود را در این زمینه داشته باشم و ان شاء الله ادامه مسیر نیز همان‌گونه رقم بخورد که امام حسین(ع) می‌خواهد.

 

 

مداح انقلابی گوش به فرمان رهبری است

به عنوان یک مداح انقلابی که در اشعار و نوحه‌های خود از انقلاب و مقام معظم رهبری سخن به میان می‌آورید، به نظرتان مداح طراز انقلاب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

مداح انقلابی، فردی است که گوشش به بیانات مقام معظم رهبری باشد، امروز ایشان روی خانواده اگر تأکید دارند، مداح باید به سمت ترویج سبک زندگی اسلامی قدم بردارد، لذا راه مداح انقلابی بر این اساس واضح است.

مداحان و رسانه‌ها باید با یکدیگر ید واحد شوند

در همین موضوع سبک زندگی که اشاره داشتید، به طور خاص، وارد بحث امور خیر و خدمات اجتماعی شویم، در این زمینه‌ها، مداحان چه ظرفیت‌هایی دارند و چه مسیرها و درهای بسته‌ای را می‌توانند باز کنند؟

مداحان به عنوان یک عنصر، به‌تنهایی نمی‌توانند در این زمینه‌ها قدم برداند، مداح می‌تواند یک پرچمی را بلند کند اما برای آن‌که صدای بلند کردن این پرچم را تمام کشور بشنوند باید رسانه‌ها پای کار بیایند. امروز دنیای رسانه‌هاست، اگر مداح کار خود را انجام دهد و رسانه‌ها نیز وظایف خود را به درستی انجام دهند، قادر خواهیم بود در عرصه‌های مختلف اثرگذاری کنیم.

مداحان و رسانه‌ها باید با یکدیگر ید واحد در عرصه جهاد فرهنگی و تبلیغی شوند.

کمک‌رسانی‌های مداحان و روحانیون به سیل‌زدگان شوآف بود؟

در زمانی که افرادی در حال خدمت‌رسانی به مردم سیل زده بودند، بسیاری مطرح کردند که این اقدامات تنها شوآف و جلوی دوربینی است، آیا این روند در جامعه مداح و روحانی وجود داشت؟

هر کاری در کشور صورت گیرد ضدانقلاب یک بهانه‌ای می‌گیرد، اگر کمک کنیم، ضد انقلاب می‌گوید چرا کمک کردید، اگر نرویم می‌گویند این‌ها مفت‌خور هستند، مفت می‌گیرند و می‌خوابند، یا اگر با لباس بسیج برویم یک ایرادی می‌گیرند، نباید برای حرف‌های این قشر زیاد اهمیتی قائل بود. معتقدم همین که در این برهه مردم آن مناطق را تنها نگذاشتیم و آنچه در توان بود را انجام دادیم، وجدانمان راحت است.

بودجه و پول کلان که در اختیار مداحان و روحانیون قرار ندارد که بتوانند تمام مشکلات را برطرف کنند، حتی ما برای حضور در این مناطق تمام هزینه‌ها را خودمان متقبل شدیم و با وسیله شخصی حضور پیدا کردیم. این توان ما بود که کمک و دلداری دادیم و در حد توان نیز کمک‌های مردمی را جمع‌آوری کردیم اما باید بگویم دولت آن کاری را که باید برای مردم این مناطق انجام می‌داد را نکرد و این حرف نیز در تاریخ ثبت خواهد شد و بعدها نشان خواهد داد که این دولت آنچنان که باید کار نکرد.

از مردم آن مناطق اگر سؤال شود، خواهند گفت که تنها بسیجیان، روحانیون، پاسداران و … بودند که به ما کمک‌رسانی کردند و رضایتی از دولت ندارد، اینکه آمار دهند این کارها را کردیم اهمیتی ندارد، میزان رضایت مردم مهم است. نمی‌خواهم بگویم دولت هیچ کاری نکرده است بلکه آن کاری که باید را نکرده است.

 

چه میزان اعتقاد دارید همانند دوران دفاع مقدس، شعر و نوحه‌ای که مداح می‌خواند در جامعه حرکت آفرین و شور آفرین است و می‌تواند مثل آن دوران به طور مثال لشگری را بسیج کند؟

معتقدم تأثیرگذاری یک نوحه به اخلاص شاعر و مداح و همچنین به شرایط اجتماعی و حمایت رسانه‌ها بستگی دارد. اگر آقای آهنگر در آن برهه توسط رسانه‌های آن زمان که فرضاً ابزارشان یک کاست بود، مورد حمایت قرار نمی‌گرفت شاید همان نوحه «ای لشگر صاحب الزمان آماده باش، آماده باش» تنها در همان گردان باقی می‌ماند و اثرگذاری نداشت لذا معتقدم هنوزم این حماسه‌ها، برای جامعه کارساز است و هنوز حماسه‌های بسیاری در این جامعه و کشور مانده است که باید رقم بخورد.

فعالیتی از نهادهای بالادستی حوزه مداحی ندیدم

آیا فعالیت‌های خیرخواهانه و کمک‌رسانی‌های شما از سوی نهادها و تشکل‌های مداحی کشور نیز مورد حمایت قرار گرفت و اصلاً این نهادها حضوری در این عرصه داشتند؟

شخصاً از فعالیت‌های این نهادها اطلاعی ندارم و چیزی ندیدم البته باخبرم که هیأت رزمندگان گروه جهادی برای کمک‌رسانی به این مناطق اعزام کردند و ارزاق میان مردم توزیع کردند.

پیاده‌سازی روضه‌های حاج منصور با کلی غلط دیکته‌ای

مداحی را از چه زمانی آغاز و چرا به سمت مداحی گرایش پیدا کردید و چه آموزش‌هایی دید؟

علاقه من به مداحی از همان دوران کودکی است و شاید مانند تمامی هم‌نسلی‌های خود ارتباط با این عرصه را مدیون صدای حاج منصور ارضی هستم. من در دوران کودکی، دفتری تهیه کرده بودم که اکثر روضه‌های حاج منصور را با بی‌سوادی و با کلی غلط دیکته‌ای نوشته بودم، به نوعی نوارهای حاج منصور را پیاده‌سازی می‌کردم و چندین مرتبه بر این اساس تمرین می‌کردم تا روضه‌خوانی را آموزش دیدم زیرا در آن دوران آموزش و کلاسی وجود نداشت و تنها حوزه آموزشی ما، همین نوارهای حاج منصور ارضی بود.

طی روزهای اخیر مولودی «داره میریزه» در فضای مجازی خیلی سروصدا کرد؟ به نظر شما که در این عرصه حضور دارید، یک مولودی با این وضعیت چگونه شکل می‌گیرد و چقدر معتقدید، نبود آموزش برای نسل‌های جدید مداحی، موجب تولید چنین اتفاق‌هایی می‌شود؟

در این زمینه به این دلیل که خود را سرتاپا ایراد می‌دانم صلاحیت اظهار نظر ندارم اما تاجایی که می‌دانم مولودی‌خوان این اثر، اظهار ندامت کرده است که خود اتفاق خوبی است البته این اتفاق ناخواسته هم بوده است زیرا این فرد قطعاً نمی‌خواسته مورد مضحکه قرار بگیرد.

من هم قبول دارم فقدان آموزش، بسیار تأثیرگذار است. اگر مداحی شاگردی استاد سازگار و علی انسانی را انجام دهد، محیط مداحی‌اش شعری و مقتلی می‌شود اما اگر پای نوحه‌خوانی فلان مداح آموزش ببیند، اتفاقات این چنین رخ می‌دهد. امیدوارم مداحی که این اثر را خوانده و تمام مداحان امام حسین(ع) به سمتی حرکت کنند که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.

ماجرای لکنت زبان و مداحی کردن

شاید هر فردی که با امیر عباسی چند دقیقه‌ای همکلام شود این سوال برایش مطرح می‌شود چگونه ممکن است شما با این میزان لکنت زبان، بتوانید مداحی کنید و اشعار را بخوانید؟

برخی می‌گویند این اتفاق یک مورد پزشکی است و افرادی که لکنت دارند با برخی تکنیک‌ها می‌توانند این کار انجام دهند، البته این درست است، افرادی که لکنت دارند می‌توانند با تکنیک‌هایی راحت بخوانند اما من نمی‌توانم اذان بگویم، نمی‌توانم نمازم را با قرائت و آهنگ، بدون لکنت بخوانم، نمی‌توانم ادعیه‌هایی مانند دعای ندبه، دعای کمیل و زیارت عاشورا را به راحتی و بدون لکنت بخوانم. مدتی است خواندن این دعاها را در مراسم‌ها کنار گذاشته‌ام. در شرایط فعلی من تنها چند جمله‌ای، آن هم به سختی روضه می‌خوانم و بیشتر به مدیحه‌سرایی می‌پردازم. الحمدلله در نوحه بدون لکنت می‌خواهم و توفیق عرض ادب برای اهل بیت(ع) را دارم.

به جهت این لکنت زبان، روضه کم می‌خوانم زیرا کمی که صحبت طولانی شود، اذیت می‌شوم، شخصاً عدم لکنت در نوحه‌خوانی را لطف اهل بیت(ع) می‌دانم گرچه خود را نالایق می‌دانم و معتقدم با اعمالم کفر این نعمت را می‌کنم اما این مهم یک لطف اهل بیت(ع) در حق بنده است که می‌توانم نوحه را بدون لکنت بخوا‌نم. امیدوارم همیشه این توفیق را داشته باشم که این یا حسین(ع) از زبانم نیفتد.

دوباره دلتنگی دوباره حسرت دوباره آه …

به عنوان کلام آخر در نوحه‌ها و مداحی‌های که تاکنون داشته‌اید کدام نوحه را بیشتر از همه دوست دارید؟

اگر بخواهم از قدیمی‌ترها نام ببرم نوحه «دوباره دلتنگی دوباره حسرت دوباره آه» خیلی به دلم نشست که شعر این کار شعر از سحراب افشاری بود

صوت این مداحی را می‌توانید در زیر بشنوید:

تعداد بازدید : 20

 

اخیراً نیز آقای دودانگه شاعر اهل بیت(ع) یک بیتی را سروده بودند که بنده برروی آن ملودی گذاشتم و خواندم با این عنوان که «حسین آقام همه می‌رن تو می‌مونی برام»

این نوحه را در زیر می‌تواند بشنوید:

تعداد بازدید : 12

 

منبع:فارس

چگونه یک جهان در یک جسم جای می‌گیرد؟


عقیق:امام جعفر صادق (ع) امام ششم شیعیان و رئیس مذهب شیعه دارای فضائل و ویژگی‌های منحصر است و جایگاه مهمی در گسترش دین مبین اسلام دارد؛ بر همین اساس گزیده‌ای ازحکمت‌های پند آموز ایشان گرد آوری شده است که در این گزارش به آن می‌پردازیم.

یک جهان در یک جسم چگونه قرار دارد؟

روزى یک نصرانى به محضر مبارک امام جعفرصادق علیه (ع) آمد و در خصوص اعضا و خصوصیات بدن انسان سوال هایى را مطرح کرد.
امام جعفر صادق (ع) در جوابش فرمود: خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه ترکیب کرده و آفریده است، تمام بدن انسان داراى ۲۴۶ قطعه استخوان و ۳۶۰ رگ است؛ رگ‌ها جسم انسان را سیراب و تازه نگه مى دارند، استخوان‌ها جسم را پایدار و ثابت مى دارند، گوشت‌ها نگه دارنده استخوان‌ها هستند و عصب‌ها پى نگه دارنده گوشت‌ها هستند.

سپس امام (ع) افزود:خداوند دست هاى انسان را با ۸۲ قطعه استخوان آفریده است؛ درهر دست ۴۱ قطعه استخوان وجود دارد و در کف دست ۳۵ قطعه در مچ دو قطعه، در بازو یک قطعه و شانه نیز داراى سه قطعه استخوان است و همچنین هر یک از دو پا داراى ۴۳ قطعه استخوان است؛ ۳۵ قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا و یک قطعه در ران و نشیمن گاه نیز داراى دو قطعه استخوان است

و در کمر انسان ۱۸ قطعه استخوان مهره وجود دارد؛ در هر یک از دو طرف پهلو، ۹ دنده استخوان است؛ دو طرف ۱۸ عدد است، در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست؛ در سر تعداد ۳۶ قطعه استخوان وجود دارد، در دهان ۲۸ عدد تا ۳۲ قطعه استخوان غیر از فک پایین و بالا وجود دارد و معمولا انسان‌ها تا سنین بیست سالگى، ۲۸ عدد دندان دارند؛ ولى از سنین ۲۰ سالگى به بعد تعداد چهار دندان دیگر که به نام دندان هاى عقل معروف است، روییده مى شود.

 تلخى گوش و شورى آب چشم   

بر اساس روایتی از ابن ابی لیلی یکی از دوستان نزدیک امام جعفر صادق (ع) ؛ روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك امام صادق (ع) وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص كیست ؟
عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان كه صاحب راى و داراى نفوذ كلام است.
حضرت (ع) فرمود: آیا همان كسى است كه با راى و نظریه خود، چیزها را با یكدیگر قیاس مى كند؟
عرض كردم : بلى
پس امام صادق (ع) به او خطاب کرد و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى ؟
نعمان پاسخ داد: خیر
حضرت (ع) فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آیا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ایمان باشد؟
جواب گفت : خیر
امام (ع) پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزه بودن آب دهان شناختى دارى ؟
اظهار داشت : خیر
ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت (ع) عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند شویم .
بنابراین حضرت صادق (ع) در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزه ، در آن بود پیه ها زود فاسد مى شد؛همچنین خاصیت دیگر آن ، این است كه اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.
و بى مزه بودن آب دهان ، موجب فهمیدن مزه اشیاء خواهد بودو نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى شود واما آن كلمه اى كه اولش كفر و آخرش ایمان است:جمله (لا اله الا الله)است ، كه اول آن (لا اله) یعنى ؛هیچ خدائى وخالقى وجود ندارد وآخرش (الا اللّه ) است ، یعنى ؛
مگر خداى یكتا و بى همتا.

 پیش بینى از فرقه اسماعیلیه

بر اساس روایتی از زراره بن اعین: روزى به منزل امام جعفر صادق (ع) وارد شدم ، فرزندش حضرت موسى كاظم (ع) را در كنارش دیدم و جلوى ایشان جنازه اى كه روى آن پوشیده بود قرار داشت.
امام صادق (ع) فرمود: داود رقى ، حمران و ابو بصیر را بگو كه نزد من آیند.
در همین بین مفضل بن عمر دربان حضرت (ع) وارد شد و من براى انجام ماموریت بیرون رفتم و پس از ساعتى به همراه آن افراد به حضور امام (ع) بازگشتم و مردم مرتب به منزل حضرت (ع) رفت و آمد مى كردند.
امام صادق (ع) جلو آمد و در حضور جمعیت كه حدود سى نفر بودند خطاب به داود رقى فرمود: پارچه را از روى صورت فرزندم ، اسماعیل برطرف نما ، سپس اظهار داشت : اى داود ! اسماعیل زنده است یا مرده ؟
داود پاسخ داد: او مرده است .
بعد از آن ، افراد یكى پس از دیگرى مى آمدند و صورت اسماعیل (ع) را مى دیدند و حضرت (ع) همان سوال را از آنان مى پرسید و آنان مى گفتند: او مرده و از دنیا رفته است .
آن گاه حضرت (ع) فرمود: خدایا ! تو شاهد براقرار این افراد باش سپس ‍ دستور داد تا جنازه اسماعیل (ع) را غسل داده و كفن کنند.
و چون فارغ شدند، فرمود: اى مفضل ! صورتش را باز كن و پس از آن سوال کرد: آیا او مرده است یا زنده ؟
مفضل گفت : او مرده است ، حضرت اظهار داشت : خداوندا ! تو شاهد باش
سپس جنازه را برای دفن حمل كردند و هنگامى كه جنازه را در قبر نهادند، امام (ع) جلو آمد و به مفضل فرمود: صورتش را باز كن تا تمام افراد ببینند كه او زنده است یا مرده ؟ و همگى شهادت دادند بر این كه او مرده است.
آن گاه حضرت (ع) همچنین فرمود: خداوندا ! تو شاهد بر گفته آنها باش ، اى افراد حاضر! شاهد و گواه باشید كه به زودى گروهى به وسیله اسماعیل راه باطل را برگزینند و گویند كه او زنده است ؛ و امام و پیشوا خواهد بود .
آنان بدین وسیله مى خواهند نور خدا را خاموش كنند و در مقابل خلیفه و حجّت خدا یعنى فرزندم ، موسى كاظم (ع) موضع بگیرند، ولیكن خداوند متعال نورخویش را به اتمام مى رساند گرچه مشركان و بدخواهان نخواسته باشند و همین كه خاك ها را داخل قبر ریختند، حضرت (ع) جلو آمد و اظهار داشت : چه كسى درون این قبر زیرخاك پنهان گشت ؟
همگى گفتند: یاابن رسول اللّه ! فرزند شما اسماعیل بود، كه پس از غسل و كفن در این قبر دفن شد و در پایان مراسم تدفین براى آخرین بار حضرت (ع) فرمود: خدایا ! تو شاهد و گواه باش ؛ و سپس دست حضرت موسى كاظم (ع) را گرفت و اظهار داشت : این فرزندم خلیفه بر حق است بدانید كه حق با او و نیز او با حق است و حق از نسل او خواهد بود تا هنگامى كه وارث زمین یعنى ولیعصر امام زمان (ع) آشكار شود.

کلید روزی، صدقه است

هارون بن عیسى از امام صادق (ع) نقل می کند : روزی امام (ع) به فرزندش محمد فرمود: چقدر از خرجى اضافه آمده؟ گفت: چهل دینار. فرمود: آن را بیرون آور و صدقه بده. عرض كرد: آقا دیگر چیزى برایمان باقی نمی ماند. فرمود: صدقه بده، خداوند عوض آن را می دهد، مگر نمی دانى که هر چیزى كلیدى دارد و كلید روزى صدقه است، پس اینك صدقه بده. او به دستور امام (ع) عمل كرد، ده روز بیشتر نگذشت كه از جایی چهار هزار دینار رسید. امام جعفر صادق (ع) فرمود: پسرم، در راه خدا چهل دینار دادیم و خداوند چهار هزار دینار در عوض آن به ما عطا کرد.

واکنش امام جعفر صادق (ع) در برابر کسی که به ایشان نسبت خدایی داده بود

مالک بن عطیه از یكى از اصحاب امام صادق (ع) نقل می کند: روزى امام (ع) آمد و با خشم فرمود: من ساعتى قبل كارى داشتم، از منزل خارج شدم، یكى از سودانی هاى مدینه فریاد زد: لبیک یا جعفر بن محمد لبیک! (این سودانى امام (ع) را خدا گرفته بود و به جاى اینكه بگوید لبیک اللهم لبیک،‏ می گفت لبیک یا ابا عبد الله) با ترس و وحشت از این سخنى كه او گفت، فورا به منزل برگشتم و برای خدا به سجده رفته و صورت به خاک مالیدم و اظهار كوچكى و خوارى نمودم و عرض كردم: خدایا، من از آن حرفى كه سودانى گفت، بیزار و متنفرم و اگر عیسى بن مریم (ع)از آنچه خدا در باره‏اش فرموده بود (كه او را بنده خود معرفى كرده بود) تجاوز می كرد چنان از گوش كر و از چشم كور و از زبان لال می شد كه دیگر نه می شنید و نه می دید و نه سخن می گفت. خدا ابو الخطاب (یکی از غلو کنندگان در باره حضرت که به ایشان نسبت خدایی می داد) را لعنت كند و او را با ضربه آهن بكشد.

 کشتى در دریاى شیرین و سفید

ابو جعفر طبرى به نقل از داود رقى می گوید: روزى وارد شهر مدینه شدم و به منزل امام جعفر صادق (ع) رفتم به ایشان سلام كردم و با حالت گریه نشستم ، حضرت (ع) فرمود: چرا گریان هستى ؟

عرض كردم : اى پسر رسول خدا ! عده اى به ما زخم زبان مى زنند و مى گویند: شما شیعه ها هیچ برترى بر ما ندارید و با دیگران یكسان هستید
امام جعفر صادق (ع) فرمود: آن ها از رحمت خدا محروم هستند و دروغ گو هستند.

سپس امام (ع) از جاى خود برخاست و پاى مبارک خود را بر زمین سایید و فرمود: به قدرت و اذن خداوند تبارک و تعالى ایجاد شو، پس ‍ ناگهان یک كشتى قرمز رنگ نمایان شد؛ در وسط آن مرواریدی سفید رنگ و بالاى كشتى پرچمى سبز وجود داشت كه روى آن نوشته بود: لا اله الااللّه،محمد رسول اللّه،علی ولی اللّه،یقتل القائم الاعداء و یبعث المومنون ، ینصره اللّه یعنى ؛ نیست خدایى جز خداى یكتا، محمد رسول خدا (ص)، علی (ع) ولى خداست ، قائم آل محمد (ع) دشمنان را هلاک و نابود می کند و خداوند او را به وسیله ملائكه یارى مى کند

در همین بین متوجه شدم كه چهار صندلى درون كشتى وجود دارد كه از انواع جواهرات ساخته شده بود، پس امام صادق (ع) روى یكى از صندلى ها نشست و دو فرزندش امام موسى كاظم (ع) و اسماعیل را كنار خود نشانید و به من فرمود: تو هم بنشین . چون همگى روى صندلى ها نشستیم ؛ به كشتى خطاب كرد و فرمود: به امر خداوند متعال حركت كن پس كشتى در میان آب دریایى كه از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر بود، حركت كرد تا رسیدیم به سلسله كوه هایى كه از مروارید و یاقوت بود؛ سپس به جزیره اى برخوردیم كه وسط آن چندین قبه و گنبد سفید وجود داشت و ملائكه الهى در آن جا تجمع كرده بودند هنگامى كه نزدیک آن ها رسیدیم با صداى بلند گفتند: یاابن رسول الّله ! خوش آمدى.
بعد از آن ، حضرت (ع) فرمود: این گنبدها و قبه ها مربوط به آل محمد (ص)، از ذریه حضرت رسول (ص) است ، كه هر زمان یكى از آن ها رحلت کند، وارد یكى از این ساختمان ها خواهد شد تا مدت زمانى را كه خداوند متعال تعیین و در قرآن بیان فرموده است: شما اهل بیت رسالت را مرتبه اى دیگر به عالم دنیا باز مى گردانیم و بعد از آن ، دست مبارک خود را درون آب دریا كرد و مقدارى مروارید و یاقوت بیرون آورد و به من فرمود: اى داود! چنانچه طالب دنیا هستى این جواهرات را بگیر .

عرضه داشتم : یاابن رسول الله ! من به دنیا رغبت و علاقه اى ندارم ، پس ‍ آن ها را به دریا ریخت و سپس مقدارى از شن هاى كف دریا را بیرون آورد كه از مشک و عنبر خوشبوتر بود و چون همگى ، آن را استشمام كردیم به دریا ریخت و بعد از آن فرمود: برخیزید تا به امیرالمو منین علی بن ابى طالب (ع) ، ابا محمد حسن بن على (ع) ، ابا عبدالله حسین بن علی (ع)، ابا محمد علی بن الحسین (ع) و اباجعفر محمد بن علی (ع) سلام كنیم .

پس به امر امام (ع) برخاستیم و حركت كردیم تا به گنبدى در میان گنبدها رسیدیم و حضرت (ع) پرده اى را كه آویزان بود بلند کرد پس امیرالمومنین امام علی (ع) را مشاهده كردیم كه در آنجا نشسته بود، بر حضرتش سلام كردیم ؛سپس وارد قبه اى دیگر شدیم و امام حسن مجتبى (ع) را دیدیم و سلام كردیم ، تا پنج گنبد و قبه رفتیم و در هر یک امامى حضور داشت تا آخر، كه امام محمد باقر (ع) بود و بر یكایک ایشان سلام كردیم .

بعد از آ، امام صادق آل محمد (ص) فرمود: به سمت راست جزیره نگاه كنید، همین كه نظر كردیم چند قبه دیگر را دیدیم كه بدون پرده بود، پس عرضه داشتم : یاابن رسول الله ! چطور این قبه ها بدون پرده است ؟!

ایشان در پاسخ گفتند: این ها براى من و دیگر امامان بعد از من خواهد بود و سپس فرمود: به میان جزیره توجه کنید؛ هنگامی که دقت كردیم گنبدى رفیع و بلندتر از دیگر قبه ها را دیدیم كه وسط آن تختى قرار داشت.

بعد از آن امام جعفر صادق (ع) فرمود: این قبه مخصوص قائم آل محمد (ع) است و سپس فرمود: آماده باشید تا بازگردیم و كشتى را مخاطب قرار داد و فرمود: به قدرت و امر خداوند متعال حركت كن ، پس ناگهان بعد از لحظاتى در همان محل قرار گرفتیم .

چه کسی بوی بهشت را حس نخواهد کرد؟ 

هشام بن احمر از سالمه كنیز حضرت صادق (ع) نقل كرده است: من هنگام شهادت آن حضرت (ع)حضور داشتم، ایشان بیهوش شد؛ همین كه به هوش آمد فرمود: به حسن بن على بن علی بن الحسین (كه مشهور به افطس بود) هفتاد دینار بدهید و به فلان كس فلان مبلغ و به فلانى این قدر
عرض كردم: آقا! به كسى پول می دهى كه با كارد به شما حمله كرد و قصد كشتن شما را داشت؟! فرمود: می خواهى از كسانى نباشم كه خداوند در آیه 21 سوره رعد درباره آن ها فرموده‏ است: و آنان كه آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده مى‏ پیوندند و از پروردگارشان مى‏ ترسند و از سختى حساب بیم دارند؛ بله سالمه! خداوند بهشت را آفرید و آن را خوشبو كرد و بوى خوش آن از دو هزار سال راه به مشام می رسد ولى بوى بهشت را کسی که نافرمان پدر و مادر و قطع‏ كننده رابطه‏ خویشاوندى باشد، حس نخواهد كرد.

میهمان خراسانى و تنور آتش

مامون رقی كه یكى از دوستان امام جعفر صادق (ع) است ، حكایت می کند: در منزل آن حضرت(ع) بودم كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به امام (ع) اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! شما بیش از حدعطوفت و مهربانى دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است كه قیام نمى كنید و حقخود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمى گیرید با این كه بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟!

امام صادق (ع) فرمود: آرام باش ، خدا حق تو را نگه دارد و سپس به یكى از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن.

همین كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشید، امام (ع) به آن شخص خراسانى خطاب فرمود: برخیز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشین
سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولایم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد.

در همین لحظات شخص دیگرى به نام هارون مکی در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود وارد شد و سلام كرد.
امام صادق (ع) پس از جواب سلام به او فرمود: اى هارون ! كفش هایت را زمین بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشین .
هارون مکى كفش هاى خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در میان شعله هاى آتش نشست.

آن گاه امام (ع) با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و در خصوص وضعیت فرهنگى ، اقتصادى،اجتماعى و دیگر جوانب شهر ومردم خراسان مطالبى را مطرح کرد مثل آن كه مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است.

پس از گذشت ساعتى ، حضرت (ع) فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.

همین كه سهل كنار تنور آمد، دید هارون مکى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام (ع) به هارون اشاره کرد و فرمود: بلند شو بیا و هارون هم از تنور بیرون آمد.

بعد از آن ، حضرت (ع) خطاب به سهل خراسانى اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص ، هارون كه مطیع ما است پیدا مى شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ ، نه به خدا سوگند! حتى یک نفر هم این چنین وجود ندارد

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانیم كه در چه زمانى خروج و قیام نمائیم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

کدام پیامبر مهمان امام صادق شد؟


عقیق:امام جعفر صادق (ع) امام ششم شیعیان و رئیس مکتب شیعه دارای فضائل و ویژگی‌های منحصر است و جایگاه مهمی در گسترش دین مبین اسلام دارد؛ بر همین اساس گزیده‌ای ازحکمت‌های پند آموز ایشان گردآوری شده است که در این گزارش به آن می‌پردازیم.

شفاعت ما به کسى که نماز خود را سبک بشمارد نخواهد رسید

ابو بصیر گفت: خدمت ام حمیده رسیدم که به خاطر شهادت امام صادق (ع) به او تسلیت بگویم، شروع به گریه کرد، من نیز از گریه او اشکم جارى شد. گفت: اگر امام (ع) را در هنگام شهادت ‏می دیدی، چیز عجیبى را مشاهده می‌کردى، گفت: امام صادق چشم باز کرد و فرمود: بگویید هر کس با من نسبت خویشاوندى دارد، بیاید. همه را جمع کردیم، نگاهى به آن‌ها نموده و فرمود: شفاعت ما به کسى که نماز خود را سبک بشمارد نخواهد رسید

مرثیه شاعر و اهمیت گریه

بر اساس حکایتی از اصحاب نزدیک امام جعفر صادق (ع) به نام زید شحام؛ روزى به همراه عده اى در محضر پربرکت امام جعفر صادق (ع) بودیم، یکى از شعراء به نام جعفر بن عفان وارد شد و امام (ع) او را نزد خود فرا خواند و کنار خود نشاند و فرمود: اى جعفر! شنیده ام که درباره جدم، امام حسین (ع) شعر گفته اى؟
جعفر شاعر پاسخ داد: بلى، فدایت گردم.
امام (ع) فرمود: چند بیتى از آن اشعار را برایم بخوان.
همین که جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسین (ع) شد، امام صادق (ع) به قدرى گریست که تمام محاسن شریفش خیس ‍ شد و تمام اهل منزل نیز گریه اى بسیار کردند.
سپس امام صادق (ع) فرمود: به خدا قسم، ملائکه مقرب الهى در این مجلس ‍ حضور دارند و همانند ما مرثیه جدم امام حسین (ع) را مى شنوند و بر مصیبت آن بزگوار مى‌گریند..
آن گاه خطاب به جعفر بن عفان فرمود: خداوند تو را به جهت آن که بر مصائب حسین (ع) مرثیه سرایى مى کنى اهل بهشت قرار داد و گناهان تو را نیز مورد مغفرت و آمرزش خود قرار داد.
بعد از آن، امام (ع) فرمود: آیا مایل هستى بیش از این درباره فضیلت مرثیه خوانى و گریه براى جدم، امام حسین (ع)، برایت بگویم؟
جعفر بن عفان شاعر گفت: بلى، اى سرورم
امام (ع) فرمود: هرکس درباره امام حسین (ع) شعرى بگوید و بگرید و دیگران را نیز بگریاند، خداوند او را مى آمرزد و اهل بهشت قرارش ‍ مى‌دهد.

 

هر کس سر سفره‏اى بنشیند که شراب در آن خورده مى‏شود، ملعون است

هارون بن جهم می‌گوید: وقتی امام صادق (ع) به حیره نزد منصور دوانیقى آمده بود، در خدمت امام (ع) بودیم. یکى از سرهنگان بچه‏‌اش را ختنه ‏کرد، غذایی فراهم کرده و مردم را دعوت کرده بود، امام صادق (ع) نیز بین دعوت شدگان حضور داشت. بر سر سفره هنگامی که میهمانان مشغول خوردن غذا بودند، یک نفر از آن‌ها آب خواست. قدحى که شراب داشت آوردند، همین که قدح به دست آن مرد رسید، امام صادق (ع) از جا برخاست. پرسیدند: آقا چرا بلند شدید؟ فرمود: پیامبر (ص) فرمود:‏ هر کس سر سفره‏اى بنشیند که شراب در آن سفره خورده مى‌‏شود؛ ملعون است.

 

آمرزش گناه دوست و مخالف

مرحوم راوندى در کتاب خرایج و جرائح خود آورده است؛ امام محمد باقر (ع) به همراه فرزندش امام جعفر صادق (ع) برای انجام مراسم حج وارد مکه مکرمه شدند؛ در مسجدالحرام نزدیک کعبه الهى نشسته بودند که شخصى وارد شد و اظهار داشت: سوالى دارم؟

امام باقر (ع) فرمود: از فرزندم، جعفر سو ال کن

آن مرد خطاب به حضرت صادق علیه السلام کرد و گفت: سوالى دارم؟

امام جعفر صادق (ع) فرمود: آنچه مى خواهى سو ال کن

آن مرد گفت: تکلیف کسى که گناهى بزرگ مرتکب شده است، چیست؟

امام صادق (ع) فرمود: آیا در ماه مبارک رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است؟

گفت: گناهى بزرگ‌تر انجام داده است.

امام (ع) فرمود: آیا در ماه مبارک رمضان زنا کرده است؟

آن مرد اظهار کرد: یاابن رسول اللّه! گناهى بزرگ‌تر از آن را مرتکب شده است.

امام (ع) فرمود: آیا شخص بى گناهى را کشته است؟

گفت: از آن هم بزرگ‌تر

پس از آن صادق آل محمد (ص) فرمود: چنانچه آن از شیعیان و دوستداران امیرالمو منین امام علی (ع) باشد، باید به زیارت کعبه الهى برود و توبه کند و سپس قسم یاد کند که دیگر مرتکب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفین و معاندین باشد راه پذیرش توبه براى او نیست.

آن مرد گفت: خداوند، شما فرزندان فاطمه زهرا (ع) را مورد رحمت خویش قرار دهد، من این چنین جوابى را از رسول خدا (ص) نیز شنیده ام.

بعد از آن، از محضر مقدس آن بزرگواران خداحافظى کرد و رفت.

امام محمد باقر (ع) به فرزندش فرمود: همانا این شخص، حضرت خضر (ع) بود، که خواست تو را به مردم معرّفى کند.

عدالت در علاقه و محببت زنان

روزى ابن ابى العوجاء از هشام بن حکم که هر دو از شاگردان امام جعفر صادق (ع) هستند، پرسید: آیا خداوند متعال حکیم و به همه امور و مسائل دانا است؟

پاسخ داد: آرى، او حکیم‌ترین و داناترین حکیمان و عالمان است.

پرسید: آیه قرآن که مى فرماید: آنچه از زنان مورد علاقه شما قرار گیرد مى توانید تا با چهار زن ازدواج کنید و اگر نتوانستید بین آن‌ها عدالت برقرار کنید، به یک نفر اکتفا کنید، آیا ضرورى و حتمى است؟

هشام گفت: بلى، سپس پرسید: پس این آیه قرآن که مى فرماید: هرگز نخواهید توانست بین زنان به عدالت رفتار کنید، آیا با آیه قبل منافات ندارد؟

اگر خداوند، حکیم است؛ پس چرا دو سخن مخالف و ضد یکدیگر در یک موضوع ایراد مى فرماید؟

هشام از دادن پاسخ صحیح ساکت ماند و سریع به سمت منزل امام صادق (ع) حرکت کرد و، چون به مدینه رسید و در حضورامام (ع) حاضر شد، ایشان فرمود: چه عجب، الان که موقع حج نیست، چطور این جا آمده اى؟!

هشام گفت: به جهت یک مشکل علمى که ابن ابى العوجاء از من سو ال کرد و نتوانستم جواب آن را بگویم، به حضور شما آمدم و سپس داستان را به طور مشروح براى حضرت تعریف کرد.

امام (ع) فرمود: در رابطه با آیه اول، مقصود مصارف و مخارج زن است یعنى اگر امکانات مالى برایتان فراهم بود و مایل بودید، مى توانید تا با چهار زن ازدواج کنید؛ وگرنه بیش از یکى حق ندارید

و اما نسبت به دومین آیه قرآن، مقصود علاقه و محبت است، که امکان ندارد مردى نسبت به تمام همسران خود یک نوع ابراز علاقه و محببت داشته باشد.

بنابراین در این مورد، رعایت عدالت امکان ندارد، برخلاف آیه اول که امکان عدالت هست و مى توان براى هر کدام یک نوع لباس، منزل، خوراک و… تهیه و در اختیار آن‌ها قرار داد.

بعد از آن هشام از امام صادق (ع) خداحافظى کرد و، چون نزد ابن ابى العوجاء آمد و جواب امام (ع) را بازگو کرد، ابن ابى العوجاء گفت: به خدا قسم! این جواب از خودت نیست.

اهمیت دیدار خویشاوندان

روزى منصور دوانیقى امام صادق (ع) را به دربار خود احضار کرد، هنگامى که امام (ع) وارد شد، کنار منصور که برایش محلى در نظر گرفته شده بود، نشست.

پس از آن، منصور دستور داد تا فرزندش مهدى را بیاورند و، چون آمدن مهدى مقدارى به تاخیر افتاد، منصور با تهدید گفت: چرا مهدى نیامد؟
اطرافیان در پاسخ گفتند: همین الا ن خواهد آمد.

هنگامى که مهدى وارد مجلس شد، خود را آراسته و خوشبو کرده بود؛ منصور خطاب به امام صادق (ع) گفت:یا ابن رسول اللّه! حدیثى را پیرامون دیدار و رسیدگى به خویشان برایم گفته اى، دوست دارم آن حدیث را تکرار فرمائى تا فرزندم، مهدى نیز بشنود.

امام صادق (ع) فرمود: امیرالمومنین علی (ع) به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: چنانچه مردى با یکى از خویشان خود صله رحم را به بیاورد و از عمرش سه سال بیشتر باقى نباشد، خداوند متعال آن را به مدّت سى سال طولانى مى نماید و اگر قطع صله رحم کرد و سى سال از عمرش باقى بود، خداوند آن را سه سال مى گرداند.

منصور گفت: این حدیث خوب بود؛ ولى قصد من آن نبود، امام صادق (ع) فرمود: بلى، پدرم از امیرالمومنین علی (ع) و او از رسول خدا (ص) روایت نمود: صله رحم سبب عمران و آبادى خانه و زندگى است؛ و نیز موجب افزایش عمر خواهد بود، گرچه از خوبان نباشد.

منصور گفت: این خوب بود، ولى منظورم حدیث دیگرى است.

امام جعفر صادق (ع) فرمود: پدرم باقرالعلوم (ع) از پدرش زین العابدین (ع) و او از پدرش سیدالشهداء (ع)، از امیرالمومنین علی (ع) و او از رسول خدا (ص) حدیثى را نقل کرده است، که فرمود: صله رحم بازخواست شب اول قبر و محاسبات قیامت را آسان مى کند؛ و دل مرده را با از بین بردن کینه‌ها و حسادت‌ها و ناراحتى‌ها زنده و شاداب مى کند.

در این هنگام منصور گفت: آرى، منظورم همین حدیث بود.

فضیلت میهمان بر میزبان

بر اساس حکایتی از محمد بن قیس؛ روزى در محضر مبارک امام جعفر صادق (ع) نام گروهى از مسلمانان به میان آمد و من گفتم: سوگند به خدا، من شب‌ها شام نمى خورم، مگر آن که دو یا سه نفر از این افراد با من باشند و من آن‌ها را دعوت مى کنم و مى آیند در منزل ما غذا مى‌خورند.

امام صادق (ع) به من خطاب کرد و فرمود: فضیلت آن‌ها بر تو بیشتر از فضیلتى است که تو بر آن‌ها دارى.

اظهار داشتم: فدایت شوم، چنین چیزى چطور ممکن است؟! در حالى که من و خانواده ام خدمتگذار و میزبان آن‌ها هستیم و من از مال خودم به آن‌ها غذا مى دهم و پذیرایى و انفاق مى کنم!

امام صادق (ع) فرمود: چون هنگامى که آن‌ها بر تو وارد مى شوند؛ از جانب خداوند همراه با رزق و روزى فراوان میهمان تو مى شوند و زمانى که خواستند بیرون بروند، براى تو رحمت و آمرزش به جا خواهند گذاشت.

 

گناه بى اعتنائى سواره

بر اساس روایات؛ در یکى از سال‌ها امام صادق (ع) به همراه بعضى از اصحاب و دوستان خود، براى انجام مناسک حج خانه خدا، به سوى مکه معظّمه حرکت کردند.

در مسیر راه، برای استراحت در محلى فرود آمدند، آن گاه امام (ع) به بعضى از افراد حاضر فرمود: چرا شما ما را سبک و بى ارزش ‍ مى کنید؟

یکى از افراد که از اهالى خراسان بود و در آن مجلس حضور داشت از جا برخاست و گفت: یاابن رسول اللّه! به خداوند پناه مى بریم از این که خواسته باشیم به شما بى اعتنایى و توهینى کرده و یا دستورات شما را عمل نکرده باشیم.

امام صادق (ع) فرمود: چرا تو خودت یکى از آن اشخاص ‍ هستى.

آن شخص گفت: پناه به خدا، من هیچ جسارت و توهینى نکرده ام.

امام (ع) فرمود: واى بر حالت، در بین راه که مى آمدى در نزدیکى جحفه، تو با آن شخصى که مى‌گفت: مرا سوار کنید و با خود ببرید، چه کردى؟
و سپس امام (ع) افزود: سوگند به خدا، تو براى خود کسر شان دانستى و حتى سر خود را بالا نکردى و او را سبک شمردى و با حالت بى اعتنایى از کنار او رد شدى؛ و سپس امام (ع) در ادامه فرمایش خود افزود: هرکس به یک فرد مومن بى اعتنایى و بى حرمتى کند؛ در حقیقت نسبت به ما بى اعتنایى کرده است و حرمت و حق خدا را ضایع کرده است.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

مالکان دوازده هزار جهان آفرینش چه کسانی هستند؟!


عقیق:خداوند متعال برای بندگانش بهترین ها را برگزیده و نعمات زیادی به آنها بخشیده است ؛ دین مبین اسلام چراغی برای روشنایی راه مسلمانان است که در این راه برگزیدکان الهی ؛ پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) علاوه بر قرآن کریم ، سخنان گوهرباری را برای امت خود به یادگار گذاشته اند که سرچشمه نور ، علم و دانش معبودیت و بندگی به وضوح در آن دیده می شود و بهترین راهنما برای مسلمانان و جهانیان برای انتخاب راه درست است.

در این گزارش به گزیده ای از احادیث امام جعفر صادق (ع) می پردازیم.

بر اساس بسیاری از روایات امام جعفر صادق (ع) به خاطر جایگاه و شرایط خاصی که داشتند از میان امامان معصوم(ع) صاحب بیشترین حدیث است.

امام صادق (ع) می فرماید : همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفریده است که هر یک از آنها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر است; من  و دیگر ائمه دوازده گانه از طرف خداوند بر همه آن ها حجت و راهنما هستیم.

دانشمندان در قیامت چه کسانی هستند؟

امام جعفر صاق (ع) در خصوص حضور دانشمندان در قیامت ، فرموده اند : هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کندو به آن ها عمل کند خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

برابری صبر با فضیلت هزار شهید

امام جعفرصادق (ع) در خصوص پاداش خداوند برای صبر فرموده اند: هر مومنی به بلایی گرفتار شود و صبر کند، اجر هزار شهید برای اوست.

ثواب خواستن مغفرت برای مومن 

امام صادق (ع) می فرماید: هرکس که در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مومن خود که از دنیا رفته اند دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

دوستی خدا 

امام جعفر صادق (ع) می فرمایند:هر که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمن دارد و برای خدا عطاء کند، از کسانی است که ایمانش کامل است؛چنان از خدا بترس که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند؛ هر که گناهی را برای خدا و ترس از او ترک کند خدا او را در روز قیامت خشنود گرداند؛خداوند متعال فرموده است: بنده من با چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من دوستی نکند؛عبادت کنندگان سه دسته اند: گروهی خدای متعال را از ترس عبادت کنند و این عبادت بردگان است، گروهی خدای متعال را به طمع ثواب عبادت کنند و این عبادت مزدوران است. دسته ای خدای متعال را برای دوستیش عبادت کنند و این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است؛چون خدای تعالی بنده ای را دوست دارد و او عمل کوچکی انجام دهد، خدا او را پاداش بزرگ دهد؛سه چیز از علامات مومن است: شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا.

عقل و دانش

سلیمان دیلمی می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است، امام (ع) فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمی دانم. امام (ع) فرمود: پاداش به اندازه عقل است؛شخصی از امام صادق – علیه السلام – پرسید عقل چیست؟ فرمود: چیزی است که به وسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید. آن شخص گوید: گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگ است، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد، ولی عقل نیست؛ ابن سنان گوید به امام صادق (ع)عرض کردم: مردی هست عاقل که گرفتار وسواس در وضو و نماز است، امام (ع) فرمود: چه عقلی که فرمانبری شیطان می کند؟ گفتم: چگونه فرمان شیطان می برد؟ امام (ع) فرمود: از او بپرس وسوسه ای که به او دست می دهد از چیست؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شیطان است.

امام صادق (ع) می فرماید: عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست؛ پیامبر خدا (ص ) فرموده است: ما گروه پیامبران ماموریم که با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوییم؛ پیامبر خدا فرموده است: ای علی هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست؛امام جعفر صادق (ع): میان ایمان و کفر فاصله ای جز کم عقلی نیست. عرض شد: چگونه ای پسر پیغمبر؟ فرمود: بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق می شود، در صورتی که اگر با خلوص نیت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزدیکتر از آن وقت به او رسد؛چون خدا خیر بنده ای خواهد، او را در دین دانشمند کند؛ کسب دانش واجب است.

روابط اجتماعی

امام جعفر صادق (ع) می فرماید: از دو مسلمان که به هم برخورد می کند آن که دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است؛ هر کسی که برای خدا از برادرش دیدن کند، خدای متعال فرماید: مرا دیدن کردی و ثوابت بر من است و به ثوابی جز بهشت برایت خرسند نیستم؛با یکدیگر مصافحه کنید، زیرا مصافحه کینه را می برد؛شیعیان ما با یکدیگر مهربانند، چون تنها باشند خدا را یاد کنند؛از جمله دوست داشتنی ترین اعمال نزد خدای متعال شادی رسانیدن به مؤمن است و سیر کردن او از گرسنگی، یا رفع گرفتاری او یا پرداخت بدهیش.

فضیلت سلام و دست دادن

امام جعفر صادق (ع) می فرماید: یک نفر که از میان جمعى سلام کند، از همه کافى است و یکى هم که از جمعى جواب گوید، کفایت کند؛ سلام، مستحب است و جواب سلام، واجب؛هرکه پیش از سلام، آغاز سخن کند، جوابش نگویید؛به‌هم دست بدهید که کینه را می‌برد.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

دعایی که با خواندنش خیلی زود حاجت روا می‌شوید!


عقیق:ادعیه نورانی و فراوانی وجود دارد که در روایات بر قرائت آن ها تاکید شده است. یکی از این ادعیه نورانی  دعای عشرات  است که امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد به بررسی و فضائل آن بپردازد.

گذری بر دعای عشرات 

دعای عشرات از دعا‌های معتبری است که در بیشتر کتاب‌های  شیعه آمده و در روایات درباره آن ذر شده که این دعا را امام علی (ع) به امام حسین (ع) آموخته است.

دعای عشرات دربردارنده مضامین اخلاقی و اعتقادی مانند اقرار به وحدانیت خدا، نبوت رسول اکرم (ص) و امامت حضرت علی (ع) است.

دعای عشرات را سید بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع از شیخ طوسی و شیخ طوسی از احمد بن محمد بن سعید بن عقده از علی بن حسن بن علی بن فضال از ثعلبه بن میمون از صالح بن فیض از ابن مریم از عبدالله بن عطا نقل کرده است؛ که می‌گوید امام محمد باقر (ع) از پدرش حضرت علی بن الحسین (ع) و او از پدرش امام حسین (ع) نقل کرده  و می فرمایند: «امیرالمومنین (ع) این دعا را به من آموخت.»

علامه مجلسی در بحارالانوار، دعای عشرات را از جمال الاسبوع سید بن طاووس و در جای دیگراز مهج الدعوات با سند دیگری از امام صادق (ع) از امیرالمومنین (ع) نقل کرده است. کفعمی در بلدالامین به نقل از شیخ طوسی و در مصباح با نقل دیگر و شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان به نقل از شیخ طوسی نقل کرده است.

بهترین زمان قرائت دعای عشرات

دعای عشرات از دعاهاى بسیار معتبر است که نسخه‏ هاى متفاوتی از آن وجود دارد.

آنچه در کتاب مصباح المتهجّد شیخ‏ طوسى نقل شده این است که خواندن آن در هر صبح و شام مستحب است و بهترین وقت براى خواندن آن بعد از عصر جمعه است.

فضائل قرائت دعای عشرات

امام صادق (ع) فرمودند: نزد ما حرز‌هایی است که آن را مخفی نگه داشته ایم و به دیگران نمی‌ آموزیم. بر پدرم شهادت که او از پدرش و از جدش مرا آگاه ساخته که حضرت علی (ع)فرمودند: «اگر هر بامداد و شامگاهان دعای عشرات را بخوانی هزار هزار فرشته به آن کار وا داشته اند که هر فرشته از نظر سرعت در نوشتن نیروی هزار هزار نویسنده خواهند بخشید و هزار هزار فرشته برای طلب آمرزشت نماینده خواهند شد به هر فرشته آمرزش کننده‌ای نیروی هزار هزار گوینده در سرعت گفتار خواهند بخشید.»

«و در دارالسلام برای تو هزار منزل در صد کاخ می‌سازند که کاخ آن همسایه دارالسلام باشد و برای تو در بهشت هزار منزل در صد کاخ در همسایگی بهشت می‌سازند و در بهشت جاوید هزار هزار شهر می‌سازند و در قبرت نوشته‌ای همراه تو خواهدبود.»

می‌گوید: «این منم چیزی برای تو از گریه وزاری و ترس و لغزش از صراط مستقیم و عذاب جهنم وجود نخواهد داشت.

هر آنچه بخواهی و انچه دوست داری در ان روز بدست می‌اوری.

روز تو تمام نمی‌شود مگر این که خواسته تو برآورده شود وهر چه و هر کجا باشد. به جز شهادت نمی‌میری و سراسر زندگیت خوشبخت خواهی بود و هرگز به تهیدستی و دیوانگی و پریشانی مبتلا نخواهی شد.

برای تو در هر روز به اندازه سنگینی هر نفس هزار هزار حسنه می نویسند و هزار هزار بدی را محو می‌کنند و هزار هزار رتبه را بالا می‌برند و آسمان و زمین برای تو آمرزش می‌خواهند تا این که در برابر خدا وند عزوجل بایستی وبرای هر شخصی هر حاجتی بخواهی ادا شود و هر حاجتی برای خود و دیگران تا پایان زندگی جهان و اخرت ادا می‌شود.

 

مضامین دعای عشرات

دعای عشرات با تنزیه، حمد، اقرار به وحدانیت و بزرگی خدا و ذکر حوقله شروع می‌شود. با تنزیه خداوند به عبارت‌های مختلف ادامه می‌یابد. سپس بر رسولان الهی درود می‌فرستد و حمد و سپاس نثار خداوندی می‌کند که پروردگار جهانیان است و بار دیگر خداوند تنزیه می‌شود.

در فراز بعد نعمت، خیر، برکت و عافیت خداوند یاد می‌شود و بر پیامبر (ص) و خاندان او درود فرستاده و از خدا درخواست می‌کند تا «نعمت و خیر و برکات و سلامتی را بر من، با نجات از آتش دوزخ تمام کن» و از خداوند می‌خواهد تا «شکرگزاری و سلامتی و فضل‏ و کرامت خود را همواره تا زمانی که زنده هستم روزی‏‌ام فرما.»

در ادامه، خداوند را با عبارات مختلفی شکر می‌گوید مثل؛ «و تو را سپاس به میزان وزن آب‌های دریا، و تو را سپاس به شماره برگ‏ درختان، و تو را سپاس به عدد آنچه روی زمین است، و تو را سپاس به تعداد آنچه کتابت برشمرده و تو را سپاس به عدد آنچه دانشت آن را فراگرفته، و تو را سپاس به شماره آدمیان و پریان و حشرات و پرندگان‏ و چهارپایان و درندگان.» و در پایان جملاتی آمده است که ده بار باید گفته شود که این جملات دلالت بر وحدانیت، زنده بودن و قدرت خداوند دارد.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

شیعه واقعی مدنظر امام صادق


عقیق:25 شوال سالروز شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) است که حوزه نیوز در قالب «خوشه ای از شجره طیبه معصوم» بخشی از سخنان این امام همام را تقدیم حضور شما می کند.

 

شيعه از منظر امام صادق (عليه السلام)

يَا ابْنَ جُنْدَبْ اِنَّما شيعَتُنا يُعْرَفونَ بِخِصال شَتّى بالسَّخاءِ و البَذْلِ لِلاِخوانِ و بِاَنْ يُصَلّوا الْخَمْسينَ لَيْلا و نَهاراً. شيعَتُنا لا يَهِرُّونَ هَريرَ الْكَلْبِ و لا يَطْمَعونَ طَمَعَ الْغُرابِ و لايُجاوِرونَ لَنا عَدُوّاً و لايَسْأَلونَ لنا مُبْغِضاً وَ لَوْ ماتُوا جُوعاً. شيعَتُنا لايَأْكُلونَ الْجِرّيَّ و لايَمْسَحونَ عَلَى الْخُفَّيْنِ و يُحافِظونَ عَلَى الزَّوالِ و لايَشْرَبونَ مُسْكِراً. قُلْتُ جُعِلْتُ فِداكَ فَأَيْنَ أَطْلُبُهُمْ قال (عليه السلام) عَلى رُؤُسِ الجِبالِ و اَطرافِ المُدُن و اِذا دَخَلْتَ مدينةً فَسَلْ عَمَّنْ لايُجاوِرُهُمْ و لايُجاوِرونَهُ فذلِكَ مُؤمنٌ كما قال اللّهُ «وَ جاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدينَةِ رَجُلٌ يَسْعى…»(1) و اللّهِ لَقَدْ كان حَبيبُ النَّجارِ وَحْدَهُ.

 

تفاوت شيعه و مُحب

شيعيان واقعى داراى ويژگى‌هاى خاصى هستند و به وسيله همان صفات و نشانه‌ها نيز شناخته مى‌شوند. صِرف داشتن محبت اهل بيت(عليهم السلام) براى شيعه بودن كافى نيست؛ زيرا بسيارند كسانى كه ادعاى محبت اهل بيت(عليهم السلام) دارند، اما شيعه واقعى نيستند.

براى شيعه واقعى بودن بايد دقيقاً با پيروى از ائمه اطهار(عليهم السلام) ، آنان را در گفتار، رفتار، عبادت و… الگو و سرمشق خود قرار دهيم و متمسك به سيره عملى آنان باشيم. كلمه «شيعه» در قرآن هم آمده است.

قرآن كريم پس از بيان داستان حضرت نوح (عليه السلام) مى‌فرمايد: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لاَِبْراهِيمَ ؛(2) و بى گمان ابراهيم (عليه السلام) از پيروان او [نوح(عليه السلام)] است ؛ يعنى حضرت ابراهيم(عليه السلام) درست همان راهى را مى‌پيمود كه حضرت نوح(عليه السلام) پيموده بود.

 

بنابراين محبت اهل بيت(عليهم السلام) غير از شيعه واقعى بودن است و بايد اين دو مقوله را از يكديگر تفكيك كرد.

 

براى روشن تر شدن موضوع، روايتى را در اين زمينه نقل مى‌كنيم:

پس از اين كه مسأله ولايت عهدى امام رضا (عليه السلام) ، مطرح گرديد و آن حضرت به مَروْ تشريف فرما شدند، مردم دسته دسته براى عرض تبريك خدمت ايشان شرفياب مى‌شدند؛ زيرا در نظر مردم اين پيش آمد پيروزى بزرگى براى اهل بيت(عليهم السلام) به حساب مى‌آمد.

مدتى پس از استقرار امام(عليه السلام) در مَروْ، دسته‌اى از شيعيان براى زيارت آن حضرت به محضر ايشان شرفياب شدند. دربان و خدمت كار حضرت از آنان سؤال كرد: شما كيستيد و چه مى‌خواهيد؟ گفتند: ما جمعى از شيعيان امام هستيم و تقاضاى شرفيابى حضور امام را داريم. دربان گفت: منتظر باشيد تا من اجازه بگيرم، سپس خدمت حضرت آمد و عرض كرد: جمعى آمده‌اند و مى‌گويند ما از شيعيان شما هستيم و مى‌خواهيم شما را زيارت كنيم. حضرت اجازه نفرمودند. دربان، پاسخ حضرت را به آنان گفت. آنان رفتند و روز دوم آمدند و همان درخواست را مطرح كردند. باز هم حضرت اجازه ملاقات به آنان ندادند. براى روز سوم آمدند و مجدداً همان تقاضا را تكرار كردند. اين بار نيز حضرت اجازه نفرموند. آنان بسيار متأثر شدند و فهميدند تعمدى در كار است كه حضرت اجازه نمى‌فرمايند. بعضى از آنان با گريه و زارى از دربان خواستند تا از حضرت سؤال كند گناهشان چيست كه اجازه ملاقات نمى‌دهند. دربان مطلب را خدمت امام عرض كرد. حضرت فرمودند: چه گناهى بالاتر از اين كه آنان دروغ مى‌گويند، آنان مى‌گويند ما شيعه هستيم در حالى كه صفات شيعه در آنان نيست؛ شيعيان واقعى امثال سلمان و ابوذر هستند. دربان برگشت و فرمايش حضرت را به آنان گفت. آنان گفتند: ما واقعاً شيعه هستيم و امام را دوست داريم، ما دروغ نمى‌گوييم. حضرت به دربان فرمودند: به آنان بگو شما از دوست داران و محبان ما هستيد، اما از شيعيان ما نيستيد. آنان گفتند: آرى، ما اهل بيت(عليهم السلام) را دوست داريم و از دوست داران امام(عليهم السلام) هستيم. حضرت فرمودند: حالا راست گفتند، مى‌توانند وارد شوند.

 

شايد اگر ما جاى آنان بوديم و سه مرتبه درِ خانه امام مى‌رفتيم و اجازه حضور نمى‌يافتيم، خسته مى‌شديم و بر مى گشتيم، ولى آنان چون عاشق بودند، ايستادند و استقامت كردند تا سرّ مطلب را دريابند. حضرت به اين وسيله آنان را تربيت كردند و به آنان فهماندند كه صِرف داشتن محبت اهل بيت(عليهم السلام) كافى نيست، بلكه محبت اهل بيت(عليهم السلام) قدم اول است و نبايد به آن اكتفا كرد؛ مراتبى كه شيعيان در سايه انتساب به اهل بيت(عليهم السلام) بايد كسب كنند، بسيار بيش از اينها است. اگر خداى متعال لطف كرده و محبت اهل بيت(عليهم السلام) را در دل ما قرار داده است، بايد به خوبى از آن استفاده كنيم و در همان پله اول توقف نكنيم.

 

نشانه‌هاى شيعيان

 

1. گشاده دستى نسبت به برادران ايمانى

امام صادق(عليه السلام) در اين روايت شريف، اولين صفت شيعيان را جود و بخشش و عدم امساك نسبت به ساير شيعيان ذكر مى‌كنند. انسان همان‌گونه كه به اهل و عيالش توجه مى‌كند، بايد نسبت به برادران ايمانى اش هم احساس مسئولیت داشته باشد. در حقوق اِخوان، كه در اصول كافى هم بابى به اين نام وجود دارد، آمده است: اگر كسى غلامى دارد كه امور منزلش را انجام مى‌دهد و برادر ايمانى اش از داشتن غلام محروم است، او به عنوان حق اخوت موظف است غلام خودش را بفرستد تا كارهاى برادر ايمانى خود را هم انجام دهد. در جايى كه حتى فرستادن غلام ـ كه آن زمان داشتن غلام بسيار مرسوم بود ـ به خانه برادر دينى براى انجام كارهاى او از وظايف مؤمنانى كه از اين نعمت برخوردارند ذكر شده است، مسلّماً برطرف كردن نياز برادر ايمانى و يا رفتن به ملاقات او هنگام بيمارى و يا مراجعت از سفر و … از ابتدايى ترين وظايف شيعيان به شمار مى‌آيد. البته رعايت اين گونه دستورات اخلاقى اهل بيت(عليهم السلام) بسيار مشكل است. مثلاً فرض كنيد شما در خانه خود كتاب‌هايى داريد كه نياز چندانى به آنها نداريد و از آن طرف، دوست شما گرفتار مشكل بزرگى شده است كه احتياج مبرم به مقدارى پول دارد، اين كه شما برويد و آن كتاب‌ها را بفروشيد تا نياز دوست خود را برطرف سازيد، كار آسانى نيست.

 

2. نماز 51 ركعت

اما در رابطه با بندگى خدا هم بايد نشانه‌هايى در شيعيان وجود داشته باشد. ما به اين دليل نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) محبت داريم كه آنان بندگان خاص و ممتاز خدا هستند؛ يعنى در عبوديت و بندگى و تقرب الى اللّه گوى سبقت را از ديگران ربوده اند. بنابراين كسى كه خود را شيعه آنان مى‌داند، بايد نشانه‌اى از اين بندگى و ارتباط بيش تر با خدا در او به چشم بخورد. يكى از نشانه‌هاى شيعيان اين است كه 51 ركعت نماز شبانه روزى وى ترك نشود (17 ركعت نماز واجب و دو برابر آن نماز نافله): بِاَنْ يُصَلّوا الخمسين ليلا و نهار ؛ پنجاه ركعت نماز شبانه روز را بخواند. خمسين از باب تغليب است؛ يعنى نماز پنجاه و يك ركعت را مى‌گويند نماز پنجاه ركعت.

 

3 و 4. پرخاش گر و طمع كار نبودن

در عرب مرسوم است كه بعضى از صفات ناپسند را به حيوانات نسبت مى‌دهند. البته، در فرهنگ ما هم كم و بيش اين مسأله وجود دارد؛ يعنى وقتى مى‌خواهند زشتى عملى را مجسم سازند، آن صفت را به حيوانى نسبت مى‌دهند. معروف است كه سگ در ميان حيوانات، حمله كننده و پارس كننده است؛ يعنى وقتى فرد ناشناسى را مى‌بيند به او حمله مى‌كند. اين حالت سگ، نشان گر روحيه پرخاش گرى است. البته سگ‌هاى پاسبان براى همين منظور تربيت مى‌شوند كه در مقابل افراد بيگانه چنين حالتى داشته باشند؛ در اين حالت، از وجود اين خويى كه در حيوان هست به صورت صحيح استفاده شده است. هم چنين معروف است كه طمع زياد يكى از صفات كلاغ است. اين حيوان حتى اگر گرسنه هم نباشد، مواد غذايى را ذخيره مى‌كند تا در آينده از آنها استفاده كند. مثلاً گردو را زياد دفن مى‌كند؛ مشهور است كه مى‌گويند بسيارى از درختان گردو از گردوهايى به عمل آمده كه كلاغ‌ها آنها را دفن كرده اند. حضرت مى‌فرمايند: شيعتُنا لايَهِرُّونَ هَريرَ الْكَلبِ و لايَطْمَعونَ طَمَعَ الْغُرابِ ؛ شيعيان ما مانند سگ، پرخاش گر و مانند كلاغ، طمع كار نيستند؛ يعنى نه درصدد آزار و اذيت ديگران برمى‌آيند و نه بيش از نيازشان به جمع آورى مال و ثروت مى‌پردازند. به كار بردن چنين تعبيرهايى براى اين است كه زشتى بعضى رفتارها نشان داده شود تا كسانى كه زمينه اين گونه صفات در آنها وجود دارد، خودشان را تزكيه كنند و نگذارند اين صفات در آنها رشد كرده و به صورت ملكاتى ثابت درآيد. شأن شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) با روحيه پرخاش گرى و طمع كارى سازگار نيست؛ آنان بايد عزت نفس داشته باشند و نسبت به مال و كار ديگران طمع نورزند.

 

5 و 6. عزت نفس در برابر دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) و دورى از آنان

يكى از صفات پسنديده انسانى كه اسلام هم تأكيد فراوانى بر آن نموده، حالت استغنا و عزت نفس است. انسان بايد تا مى‌تواند از ديگران حتى از نزديكان و يا پدر و مادرش هم چيزى نخواهد. البته ممكن است در زندگى مواردى پيش آيد كه انسان حتى براى انجام برخى وظايف واجب خود به كمك ديگران نياز پيدا كند. گاهى شبى، نيمه شبى گرفتارى و مشكلى براى انسان پيش مى‌آيد كه ناچار مى‌شود مثلاً براى رساندن همسر و يا فرزند بيمار خود به بيمارستان، وسيله نقليه همسايه اش را امانت بگيرد. دنياى امروز، دنيايى نيست كه انسان بتواند به تنهايى و بدون اين كه هيچ گونه نيازى به ديگران داشته باشد، زندگى كند؛ خواه ناخواه مواردى پيش مى‌آيد كه انسان چاره‌اى جز كمك گرفتن از ديگران ندارد. اما اين كه از چه كسانى بايد تقاضاى كمك كنيم، نكته مهمى است كه حضرت به آن اشاره فرموده اند: لايُجاوِرونَ لَنا عَدُوّاً و لايَسأَلون لَنا مُبغِضاً وَلو ماتوا جوع ؛ شيعيان ما با دشمن ما همسايه نمى‌شوند و حتى اگر از گرسنگى هم بميرند، از كسى كه با ما عناد و دشمنى دارد چيزى نمى‌خواهند. در دستورات اخلاقى اهل بيت(عليهم السلام) سفارش شده است كه هرچه مى‌توانيد از مؤمنان و شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) كمك بگيريد و زيربار منّت فُسّاق و كسانى كه با اين خاندان سر و كارى ندارند، بالاخص دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) نرويد. البته برقرارى رابطه و انجام معامله و يا حتى درخواست كمك از افرادى كه بنا به دلايلى هنوز اهل بيت(عليهم السلام) را نشناخته اند؛ يعنى جاهل و گمراهند اما عناد ندارند، شايد چندان اشكالى نداشته باشد، چه بسا انسان بتواند در اثر ارتباطى كه با آنان پيدا مى‌كند، كم كم آنان را هدايت نمايد. اما بعضى از افراد ذاتاً اهل عنادند. اين گونه افراد در زمان ائمه(عليهم السلام) تعدادشان زياد بود. اگرچه امروزه انگيزه‌هاى عناد كم تر شده است، ولى به هر حال هنوز هم هستند كسانى كه دشمن اهل بيت(عليهم السلام) مى‌باشند. اصولا غيرت شيعيان به آنان اجازه نمى‌دهد كه دست نياز به سوى كسانى دراز كنند كه دشمن اهل بيت(عليهم السلام) هستند.

 

7. عمل به فتاواى اهل بيت (عليهم السلام) در كليه احكام

شيعيان از همان ابتدا در يك سلسله احكام، اختلافاتى با اهل تسنن داشتند. اين اختلافات كه بسيار هم معروف بود، هم در عبادات، هم در خوردنى‌ها و آشاميدنى‌ها و هم در مناسكى كه مسلمانان داشتند، به چشم مى‌خورد.

از جمله، خوردن مارماهى مورد اختلاف شيعه و غيرشيعه بود. اهل بيت(عليهم السلام) خوردن آن را حرام مى‌دانستند، در حالى كه اهل تسنن به فتواى علماى خود، صيد و خوردن آن را حلال مى‌دانستند. هم چنين در وضو، بعضى از مخالفان شيعه مسح پا از روى كفش را به خصوص در مواقع اضطرار و سرما جايز مى‌دانستند، در حالى كه شيعه از همان اوايل با اين فتوا، كه به «مسح على الخُفّيْن» معروف است، مخالف بود.

در مورد مُسكرات هم اختلافاتى بين شيعه و اهل سنت وجود داشت. البته مسلمانانِ غيرشيعه هم خوردن شراب را حرام مى‌دانستند، ولى در موارد مشتبه، مانند فُقّاع و آب جو، كه مُسكرِ بَيّن به شمار نمى‌آمدند، بين شيعه و اهل تسنن اختلاف وجود داشت؛ بسيارى از اهل سنت بر خلاف شيعه، استفاده از آنها را جايز و حلال مى‌دانستند.

در آن زمان، مرسوم بود كه خرما و مويز را براى مدتى خيس مى‌كردند و سپس آب آن را كه مستى ضعيفى ايجاد مى‌كرد، مى‌نوشيدند. گويا اشاره حضرت در اين روايت شريف به همين مسأله است كه موارد فوق نيز مُسكر و حرام بوده و شيعيان ما همان‌طور كه خمر را تحريم مى‌كنند و از شُرب آن اجتناب مى ورزند، از ساير مُسكرات هم هرچند درجه اسكار آنها ضعيف باشد، مانند آب جو و مويز، استفاده نمى‌كنند. حضرت مى‌فرمايند: شيعتُنا لا يَأْكُلُونَ الْجِرّيَّ وَ لا يَمْسَحونَ عَلَى الخُفّيْنِ و يُحافِظونَ عَلَى الزَّوالِ و لا يَشْرَبونَ مُسْكِر ؛ شيعيان ما از خوردن مارماهى امتناع مى‌ورزند، مسح على الخُفّين انجام نمى‌دهند، مواظب هستند كه نماز ظهر و نافله اش را درست انجام دهند و شرب خمر نمى‌كنند.

———————

پی نوشت:

(1) – يس (36)، 20

(2) – صافات (37)، 83

منبع: کتاب پندهاى امام صادق (عليه السلام) به ره جويان صادق

چگونه یار امام زمان (عج) شویم؟


عقیق:پورتال جامع مهدویت در بخش مخزن پرسش و پاسخ خود به برخی از سؤالات پیرامون «ویژگی های یاران امام موعود» پاسخ داده است که سؤالات و جواب ها در شماره های مختلف تقدیم نگاه شما مهدی یاوران خواهد شد.

 

– برای اینکه از یاران امام زمان باشیم، چه باید کنیم؟

 

یار و یاور امام بودن، ویژگی‌هایی دارد كه هم با ملاحظه روایات معصومین و هم با ملاحظه تاریخ می‌توان آنها را به دست آورد.

وقتی به تاریخ معصومان نگاه می‌كنیم، درمی‌یابیم كه در میان مسلمانان، آنهایی كه به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیق‌تری داشتند و به همین دلیل، در برابر او و فرمان‌هایش به صورت كامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همان یاران واقعی پیامبر و ائمه در جنگ‌ها، سختی‌ها و تلخی‌ها بودند؛ افرادی چون: سلمان فارسی، ابوذر و مقداد برای پیامبر و افرادی مثل مالك اشتر و عمّار یاسر برای امیرمؤمنان علی علیه‌السلام و نیكانی چون 72 تن شهید كربلا برای امام حسین علیه‌السلام.

جالب اینكه در روایات فراوانی كه درباره ویژگی‌های یاران امام مهدی علیه‌السلام آمده است، بر مسأله معرفت عمیق یاران به آن حضرت و اطاعت كامل و بی‌چون و چرای ایشان از امام خود، تأكید شده است؛ هم‌چنین روایات، به سلامت نفس، پاكی و تقوای آنان تصریح می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام درباره این افراد فرموده است: «آنها مردانی هستند كه دل‌هایشان همانند قطعه‌های آهن [محكم] است؛ هرگز دچار تردید نمی‌شوند…؛ پروانه‌وار دور شمع وجود امام می‌گردند و خود را سپر جان او قرار می‌دهند…؛ در سراسر شب، نغمه‌های نماز و ذكر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش می‌رسد؛ آنها زاهدان شب و شیران روز و در برابر امام عزیزشان كاملاً مطیع و تسلیم هستند».[۱]

البته به این نكته باید توجه کرد كه یاران امام مهدی علیه‌السلام هم مثل یاران دیگر ائمه، مراتب مختلفی دارند و روایات، بیشتر به ویژگی‌های یاران نزدیك حضرت كه از بهترین شیعیان هستند، پرداخته است.

به‌طور طبیعی، هر یك از ما امیدواریم جزو یاران حضرت باشیم؛ چون هم به او عشق می‌ورزیم، و هم منتظر قدوم مبارك اوییم و هم در دل و جان تصمیم به اطاعت از او داریم، ولی باید همّتمان آن باشد كه در مقام یاوری، تا آنجا بالا رویم كه مایه روشنی چشم ایشان باشیم، به‌گونه‌ای كه امام به یاری ما دل‌گرم باشد، همان‌گونه كه مالك اشتر برای امام علی علیه‌السلام این‌چنین بود و علی علیه‌السلام در فراق او و در ماتم او گریست و فرمود: «شما نمی‌دانید مالك كه بود؟»

نكته دیگر آن است كه در یاری امام عصر، فرقی بین زن و مرد نیست و هر كس می‌تواند با توجه به توانایی‌های خود، در خدمت امام باشد؛ زیرا یاری امام مهدی علیه‌السلام  تنها جنگیدن و شمشیرزدن نیست تا مخصوص مردان باشد؛ همگان ـ چه مرد و چه زن ـ می‌توانند در جبهه یاوران امام زمان  قرار گیرند؛ بنابراین، راه برای همه باز است تا جزو یاوران حضرت باشند، اما به شرط :

۱) به‌دست‌آوردن ویژگی‌های رفتاری یاران حضرت و سعی در به‌دست‌آ‌وردن اخلاق اسلامی و تقواپیشگی درهمه‌حال

۲) دعا و تضرع به درگاه حضرت حق، از جمله خواندن دعای عهد در هر صبح كه براساس فرموده امام صادق علیه‌السلام «خواننده دعای عهد از جمله یاوران مهدی است و اگر بمیرد، خدا او را در روزگار ظهور برمی‌گرداند».

 

نكته بسیار مهم اینكه یاری امام زمان علیه السلام، تنها در زمان ظهور حضرت نخواهد بود؛ بلكه همین امروز و در دوره غیبت هم، راه یاری‌رساندن برای همه باز است؛البته این به تناسب موقعیت افراد فرق می‌کند؛ برای مثال، یكی از راه‌های یاری امام زمان علیه السلام این است كه سعی كنیم دوستان آن حضرت را زیاد كنیم و این هدف مقدس را از راه های گوناگون به انجام رسانیم؛ مثل اینكه یاد و نام امام زمان علیه السلام را در محیط و جمع فامیل و دوستان و همسایگان زنده نگه داریم و سعی كنیم دوستان و فامیل را از بدی‌ها دور نگه داریم؛ چون گناه و فساد، آنها را از امام زمان علیه السلام و دوستی آن حضرت جدا می‌كند. پس بكوشیم با روی خوش، نصیحت، دل‌سوزی و عمل‌كرد زیبا، در ساختن دیگران گام برداریم و از امر به معروف و نهی از منكر خسته و آزرده نشویم.

از راه‌های یاری امام زمان علیه السلام این است كه وقتی ما را شیعه، دوست‌دار و مرید امام زمان علیه السلام شناختند، كاری نكنیم كه سبب نفرت دیگران از دین و پیشوایان دینی گردیم، همان‌گونه كه در روایات آمده است: «كُونُوا لَنا زَیْناً وَ لاتَكُونُوا عَلَیْنا شَیْناً/ برای ما زینت باشید، نه مایه ننگ و زشتی».[۲]

———————–

پی‌نوشت‌ها:

۱. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۵، ص ۳۰۸

۲. همان، ج ۶۵، ص ۱۵۱، ح ۶

تشییع شهدای گمنام در شهر کریمه اهل بیت+عکس


عقیق:هم‌زمان با تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر ۱۵۰ شهید گمنام تازه تفحص‌شده دوران دفاع مقدس در استان‌های مختلف کشور، هفت شهید گمنام نیز از روز گذشته مهمان استان قم شده‌اند.

شب و روز گذشته مراسم‌های مختلف عزاداری امام صادق علیه‌السلام در هیأت‌های مذهبی و اماکن مقدس از جمله حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها با حضور پیکر مطهر این شهدا مزین شده است.

صبح امروز نیز همزمان با سالروز شهادت امام صادق(ع)،‌این شهدا بر روی دستان زائران و مجاوران حرم مطهر کریمه اهل‌بیت(س) از شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر به سمت مصلی قدس تشییع شدند.

اقامه نماز بر پیکر این شهدای بزرگوار نیز به امامت حضرت آیت‌الله نوری همدانی و با حضور آیت‌الله سیدمحمد سعیدی تولیت آستان مقدس کریمه اهل‌بیت(س)، احمد امیرآبادی عضو هیأت رئیسه مجلس، بهرام سرمست استاندار قم و عموم مردم و زائران حرم مطهر انجام شد.

تشییع شهدای گمنام در شهر کریمه اهل بیت+عکس

 

منبع:حوزه

1 226 227 228 229 230 331