ستون لشکر سردار سلیمانی در کربلای ۵ چه کسی بود؟



عقیق:عملیات کربلای 5‌ که یکی از بزرگترین عملیات‌های رزمندگان در طول جنگ تحمیلی بود، در 19 دی‌‌ماه سال 1365 با رمز یازهرا(س) در منطقه‌ شلمچه‌ و شرق بصره‌ با وجود وضعیت سخت آن روزها و کمبود تجهیزات و پس از شکست در عملیات کربلای 4 آغاز شد. کربلای 5 را می‌توان پاسخی به عملیات کربلای 4 دانست؛ زیرا در این عملیات دشمن که مورد حمایت کشورهای غربی بود توانست به کمک آواکس‌ها عملیات رزمندگان ایرانی را شناسایی و برای مقابله با آن آماده شود که همین امر موجب به خاک و خون کشیده شدن جوانان ایرانی شد. انجام عملیات در منطقه کربلای 5، آن هم در مقیاس گسترده، موجب شد عملیات در فاو منتفی و نیرو و امکانات دشمن به منطقه شرق بصره اعزام شود.

در واقع دشمن ضمن غافلگیر شدن نسبت به عملیات شرق بصره از نظر زمان و مکان، در مورد تاکتیک ویژه عملیات که عمدتاً معطوف به عبور از منطقه آب گرفتگی و کانال پرورش ماهی و حرکت از شمال به جنوب در پشت مواضعش بود نیز غافلگیر شد. یکی از لشکرهای شرکت کننده در این عملیات لشکر 41 ثارالله کرمان به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی بود. در عملیات کربلای 5، 547 نفر از نیروهای لشکر 41 ثارالله به شهادت رسیدند. قسمتی از خاطرات شفاهی حاج قاسم درباره ستون لشکر ثارالله و عملیات کربلای 5 به روایت «ذوالفقار» در ادامه می آید:

در عملیات کربلای پنج، شهید زنگی آبادی مسئول خط بود. خیلی هم من دوستش داشتم. از ستون های لشکر ما بود. من احساس می کردم وقتی او در خط بود یک لشکر درخط بود. نترس و شجاع بود و محلی به ترکش و تیر نمی‌گذاشت. یک بار هم خم نمی شد و می دوید این طرف و آن طرف. خط بچه ها را جمع می‌کرد. حرف می زد. در هر خطری قرار می گرفت، من احساس می‌کردم محال است آن خط بشکند.

در عملیات کربلای پنج مسئول خط بود. خیلی هم خسته شده بود. همه گردن ها از بود باروت سیاه شده بود. پیشانی، صورت و گردن همه از باروت و خمپاره هایی که می خورد زمین کنار بچه ها و منفجر می شد، سیاه شده بود. او هم هم خیلی خسته شده بود. من تصمیم گرفتم عوضش کنم. توی همین وضعیت بودیم که شهید زنگی آبادی از توی خط اصرار کرد: «می‌خواهم بیایم شما را ببینم.» فاصله ای با هم نداشتیم. 200 یا300 متر کمتر با هم فاصله داشتیم. ما داخل کانال غربی بودیم و او خاکریز جلو بود.

می دیدم که خیلی اصرار می‌کند. می‌ترسیدم دو اتفاق بیفتد: یکی توی راه تا پیش من برسد شهید بشود، چون خیلی حجم آتش سنگین بود. دوم اینکه خط سقوط بکند. دیدم که خیلی اصرار می کند. تعجب کردم. گفتم:«خب بیا…» آمد پیش من و من هم اصلا در ذهنم نبود که شهید زنگی آبادی برای چه پیش من آمده است؟ و چه کار دارد؟ خیلی هم خسته بود. یک مقدار از خط سوال کردم و چون به خط مسلط بودم، سوال خاصی نداشتم. آمد آنجا پیش من. خب بین ما و بچه ها در جنگ معمولاً یک حجب و حیایی وجود داشت. حالا هم همینطور است. هر حرفی پیش هم نمی زدند و هر حرکتی را انجام نمی‌دادند.

شهید زنگی آبادی یک کار عجیبی کرد. چند لحظه خدا فکر مرا گرفت که اصلاً به هیچ وجه من به این قضیه نتوانستم فکر کنم. اصلا انگار این قضیه را ندیدم که شهید زنگی آبادی چرا آمده است پیش من؟ توی کانال دراز کشید و سرش را گذاشت روی پای من و خوابید. من اصلاً فکر نکردم که حالا چرا ااو این کار را کرد؟ به چه دلیل؟ اصلاً قدرت فکر کردن از من گرفته شد. یک چند لحظه استراحت کرد؛ شاید کمتر از 5 دقیقه و بعد خداحافظی کرد و رفت. من به این فکر کردم که حالا مثلاً او چه کار داشت؟ سوال چه بود و چرا آمد؟ او رفت داخل خط.

من خیلی خسته بودم. خواب که وجود نداشت. معمولاً دیگر پشت بیسیم ها همینطور بیسیم در گوشمان می افتادیم. آتش خیلی شدید شد. عراقی ها پاتک را شروع کردند و آتش خیلی شدیدی ریختند. من آن لحظه احساس کردم که شهید می شوم و فکر کردم که یک دِینی بر گردنم هست که ادا نکرده ام. چون شهید میرحسینی شهید شده بود و لشکر جانشین نداشت. با یک دستپاچگی مثل آدمی که فرصت ندارد رو کردم به کریمیان که الان زنده و جانباز است و آن موقع پیک و بیسیم‌چی ام بود و کنار دستم، گفتم: «اگر من شهید شدم، حاج یونس زنگی آبادی فرمانده شما است.»

قطعا لایق ترین کسی که در لشکر داشتیم، ایشان بود. نگران خط بودیم. پاتک شروع شده بود. یک لحظه متوجه شدم، دیدم این محمد حسین کریمیان دارد با بیسیم صحبت می‌کند. گفتم: «چه کسی است؟» گفت: «تهامی است.» گفتم: «تهامی که بنا بود برود جای حاج یونس. حاجی یونس باید استراحت کند.» گفتم: «چه می گوید؟» گفت: «می گوید حاج یونس زخمی شده.» خیلی نگران شدم. اصلاً احساس یک نقص شدیدی کردم.

خیلی هم دوستش داشتم. واقعاً وصف حالم را در آن زمان نمی توانم بگویم ولی دیدید یک پدری بچه اش را خیلی دوست دارد، که نگاه به قدش می کند، کیف می کند، بعضی وقت ها من نگاه به قامت ایشان نگاه می کردم، لذت می بردم. آقای شمخانی قبل از عملیات داخل خطمان آمد. شهید زنگی آبادی داشت از روبرو می آمد. قامت رشیدی هم داشت. جوانی بسیار زیبا. به آقای شمخانی گفتم که: «ایشان فرمانده لشکر آینده شما است.» خب آقای شمخانی ایشان را نمی شناخت. گفت: «کیست؟» گفتم: «حاج یونس زنگی آبادی» و یک مقدار راجع به خصوصیاتش صحبت کردم.

بعد از اینکه خبر زخمی شدن حاج یونس را دادند به تهامی گفتم: «چطوری زخم شد؟کجایش زخمی شد؟» خیلی نگران بودم. شاید روز هفتم یا هشتم بعد از قضیه حاج یونس، من دائم پیگیری وضعیت حال او را می‌کردم و خبرهای مختلفی به من می دادند. شب خواب دیدم که یک چادری هست. شهید هریجانی توی این چادر نشسته منتها پایش از زانو قطع است و حالت سوختگی پیدا کرده بود و خون از پایش نمی آمد. در عالم خواب خیلی خوشحال شدم. اصلا از خوشحالی احساس می کردم نفسم بند آمده است.

رو کردم به او گفتم: «تو زنده هستی؟» جوابم را نداد. دوباره پرسیدم که: «تو زنده هستی؟» جواب نداد. بار سوم سوال کردم: «دارم از تو سوال می کنم. من شنیدم تو شهید شدی تو زنده ای؟» در جوابم گفت: «دنبال حاج یونس نگرد. یونس شهید شد.» صبح وقتی که از خواب بیدار شدم، همان زمانی بود که تشییع جنازه حاج یونس در کرمان بود.

 

منبع:تسنیم

سروده های شعرای آیینی در فراق آیت الله مصباح


عقیق:جمعی از شعرای آیینی برای رحلت آیت الله مصباح یزدی اشعاری را سرودند که بدین شرح است:

     

* تقدیم به روحانیتِ آیت‌الله مصباح‌یزدی

 

چه بود شیوه اخلاق او؟ عبادت محض

چه داشت منطق اشراق او؟ لطافت محض

چه داشت طرز کلامش؟ چه داشت منبر او؟

به جز صراحت لهجه؟ به جز فصاحت محض؟

درون آن تن لاغر که محشری است شگرف

چگونه جمع شده‌است آن همه قیامت محض؟

به پای کوه چنان آبشار افتاده است

نصیبمان شود ای‌کاش آن ارادت محض!

خسان به سخره گرفتند ساحت او را

امان از آن همه نفرت از آن حسادت محض

چه کرده بود که اینقدر طعنه‌اش زده‌اند؟

نداشت نزد ولایت به جز اطاعت محض

رضا یزدانی

—————— 

     

نور چشم حزب الله

 

این خبر سخت بود، سنگین بود

تا شنیدیم، بی‌قرار شدیم

روح علامه تا خدا پر زد

داغ دیدیم، داغدار شدیم

 

نفسش گرمی دل یاران

خطبه‌اش راز خشم دشمن بود

سال‌ها نور چشم حزب الله

سال‌ها خار چشم دشمن بود

 

استوار و شکوهمند و صبور

مهربان و صمیمی و ساده

مثل یک کوه، سربلند و رشید

مثل یک آبشار افتاده

 

نه در این راه عافیت‌طلب و

نه در این راه منفعت‌بین بود

گفت «جان‌ها فدای دین» آری

همۀ عمر خادم دین بود

 

در دل فتنه‌ها به ساغر ما

جامی از کوثر ولا می‌ریخت

بعد هر زخم در پیالۀ ما

جرعه‌ای از خم «شفا» می‌ریخت

 

روح او در بدن نمی‌گنجید

عاقبت سوی دوست عازم شد

شب جمعه «به سوی او» پر زد

رفت و همراه حاج قاسم شد

 

قلمش، خطبه‌های مستندش،

بود عمری سلاح علامه

بی‌شک از کربلا شروع شده

راه سردار، راه علامه

 

آن یکی هم‌مسیر با عباس

این یکی هم‌مسیر با زینب

السلام علیکَ یا عباس

السلام علیکِ یا زینب

 

سید محمد مهدی شفیعی  

—————— 

      

عزیزِ سفرکرده

 

کجاست آن که دلش چشمه‌سار حکمت بود

کجاست آن که رخش آبشار رحمت بود

 

کجاست آن که وجودش نثار قرآن شد

کجاست آن که دلش آشنای عترت بود

 

کجاست آن که به یک عمر چون طلیعۀ صبح

صبور و صالح و صدیق و با صلابت بود

 

قسم به آیه «اللهُ نور» مثل صباح

چراغ باور و مصباح هر هدایت بود

 

شب از طهارت روحش هزار خاطره داشت

مگر که نافلۀ او هزار رکعت بود؟

 

چه عاشقانه گره خورد کربلا و نماز

به سجده‌هاش که با عطر مهر تربت بود

 

شب از ستارۀ اشکش فروغ کثرت داشت

اگرچه پرتویی از آفتاب وحدت بود

 

«وَ مَن یُهاجِر» قرآن در او تجلی کرد

مجاهدانه همه عمر گرم هجرت بود

 

همیشه در سر او شوق کار خالص بود

همیشه در دل او آرزوی خدمت بود

 

جهان دین و سیاست همیشه اذعان داشت

سیاستش همه آیینۀ دیانت بود

 

غبار فتنه چو برخاست او چنان عمار

بصیر و صاحب فکر و بلندهمت بود

 

شکست هیمنۀ فتنه‌های دوران را

به آن کلام که لبریز از صراحت بود

 

نشان اهل جهان داد پایداری را

همان که اسوۀ ایثار و استقامت بود

 

چه عاشقانه در این فاطمیه رحلت کرد

کسی که در دلش از فاطمه محبت بود

 

مگر قرار نهاده‌ست با سلیمانی

برای سیزده دی که روز رحلت بود

 

اگرچه ماتم او موجب تأثر شد،

اگرچه ضایعۀ رحلتش خسارت بود،

 

همیشه در دل تاریخ نام او باقی‌ست

که آن عزیزِ سفرکرده بی‌نهایت بود

 

جواد محمدزمانی

—————- 

     

چراغ افتاد و رفت از دست مصباح

اگر او رفت با ما هست مصباح

هدایت بی چراغ امکان ندارد

به مصباح الهدی پیوست مصباح

محسن ناصحی

—————- 

     

کجاست آن که وجودش مطاف هر دل بود

و با شکوه‌تر از آفتابِ ساحل بود

 

کجاست آن که دلش عطر و بوی راز گرفت

شبش طراوت تسبیح و جانماز گرفت

 

کجاست آن که وجودش حلاوت قم بود

حضور سادۀ او افتخار مردم بود

 

کجاست جانِ از این تنگنایِ تن خسته

ز خود رها شده اما به یار دلبسته

 

کجاست باغ دلی که گل نجابت داشت

و عطر صبحِ دل‌انگیز استجابت داشت

 

همان که رفتنش آورد ابر و باران را

همان که برد به همراه خود بهاران را

 

همان که در شب طلاب ماه تابان بود

همان که نور دل و دیدۀ فقیهان بود

 

چه عشق‌ها به مناجات در دقایق داشت

چه مشق‌ها که ز درسِ امام صادق داشت

 

در استواری فقهش قیام را دیدیم

و حالِ محفلِ درسِ امام را دیدیم

 

چقدر شور حسینی که در شبش گل کرد

چقدر عشقِ خمینی که بر لبش گل کرد

 

چه شکوه‌های عجیبی ز حمله بر دین داشت

چقدر دغدغۀ مردم فلسطین داشت

 

به پاس آن دل شیداست این همه تجلیل

برای عاشقِ زهراست این همه تجلیل

 

مدینه جلوۀ تجلیل، تازیانه شده‌ست

و آتشی که شرارش روان به خانه شده‌ست

 

مدینه هجر بهاران ز باغ را می‌دید

شکوفه‌های فراوان داغ را می‌دید

 

مدینه شمس علی را ز خانه می‌بردند

«چه شد که هفت نفر مخفیانه می‌بردند؟»

 

جواد محمدزمانی

—————– 

     

السلام ای خادم اسلام و قرآن السلام

ای عَلَم در علم، ای علامهء عالی مقام

 

علم را از نور مصباح هدایت یافتی

هرچه در توحید داری از ولایت یافتی

 

در هجوم فتنه ها یار ولی بودی و بس

در تمام عمر عمار علی بودی و ‌بس

 

فلسفه، اخلاق، عرفان و کلامت یک طرف

آن حمایت‌های دائم از امامت یک طرف

 

این ولایت محوری مشهور عام و خاص بود

آبرو و اعتبارت در کف اخلاص بود

 

تو به منطق پرده از روی نفاق انداختی

تو به جدّ و جهد، دِینت را به دین پرداختی

 

ما که در آثار تو خیر فراوان دیده ایم١

هرکجا جای تو خالی بود خسران دیده ایم

 

سرنوشتت آنچه عمری می نوشتی می شود

با شهیدان روح پاک تو بهشتی می شود

 

تو شهیدی زنده بودی، غربتت مشهود بود

شاهد مظلومی تو مهدی موعود بود

 

ای دل دریایی ات، همواره “صبّارٌ شکور”

حکمت و علم تو از سرچشمهء “العلم نور”٢

 

در نجف رفتی و توفیقات بیحد یافتی

در قم و فیضیه عمری فیض ممتد یافتی

 

اعتلای علمی ات را تا قیامت، قم گواه

“یرفع الله الذین آمنوا منکم”٣ گواه

 

همدم علامه و تفسیر المیزان شدی

در حریم اهل بیت آکنده از قرآن شدی

 

نام و پیغام و کلام روشنت مصباح بود

عزم تو در راه مصباح الهدی، اصلاح بود

 

طرح نو آوردی و سقف فلک بشکافتی

نقشهء این راه را، *طرح ولایت۴* یافتی

 

*راه حق۵* تو صراط المستقیم انقلاب

رسم تو خط امام و مکتبت اسلام ناب

 

فرقه ای که طالب اسلام امریکایی اند

با وجود منطقت محکوم بر رسوایی اند

 

باید اکنون در زکات علم تو همت گماشت

با همه آثار تو توفیق حشر و نشر داشت…

 

ای مقاوم در هجوم فتنه خناس ها

ای دلت مجروح از دست ولی نشناس ها

 

در مصاف خصم قرآن، تیغ برهان داشتی

تو مدادی افضل از خون شهیدان داشتی

 

ای قلم در دست تو تفسیری از “مایسطرون”

ای عروجت معنی “انا الیه راجعون”

 

داغ ما در سالگرد حاج قاسم تازه شد

داغ رهبر در غم هجر تو بی اندازه شد

 

اینک “الحقنی بنور عزک الابهج”۶ بخوان

با امام عارفان همصحبت بهجت بمان

 

شاهد اوج جهاد و اجتهادت حیدر است

در جنان اجر تو *جامی از زلال کوثر٧* است

 

فاطمیه آمده از سوره کوثر بخوان

با دلی آتش گرفته در غم مادر بخوان:

 

“سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود”٨

 

سید محمدرضا یعقوبی آل

      

١- ١١٧ عنوان کتاب در ١۶٠ مجلد

٢- حدیث نبوی: الْعِلْمُ‏ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء

٣- سورهء مجادله، آیهء ١١: یَرْفَعُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ…

۴- طرحی معرفت افزا از علامه مصباح در دانشگاه

۵- مؤسسه اسلامی ایشان که از قبل انقلاب فعالیت داشت.

۶- فرازی از مناجات شعبانیه

٧- از کتب فاطمی علامه

٨- مطلع غزل معروف مرحوم آیت الله غروی اصفهانی

 

منبع:حوزه

برگزاری سوگواره شعر فاطمی «محبوبه خدا»



عقیق:به همت بنیاد رودکی و پایگاه اطلاع‌رسانی عقیق، سوگواره شعر فاطمی «محبوبه خدا» که عرض ارادت شاعرانه مرثیه‌سرایان و شاعران آیینی به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها می‌باشد، برگزار خواهد شد.

در این سوگواره که با اجرای نجم الدین شریعتی همراه خواهد بود، مرتضی امیری اسفندقه، سید محمد جواد شرافت، هادی جانفدا، محمد میرزایی، وحید عظیم‌پور و سید حمیدرضا برقعی به خوانی خواهند پرداخت. همچنین محمدحسین پویانفر نیز در ستایش و سوگ حضرت فاطمه سلام الله علیها به مرثیه‌سرایی می پردازد.

سوگواره شعر فاطمی «محبوبه خدا» عصر پنجشنبه ۲۵ دی ماه از ساعت ۱۵:۳۰ در تالار وحدت برگزار خواهد شد و حضور علاقه‌مندان به خاندان عصمت و طهارت با رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی بلامانع می‌باشد.

 

 

سنت‌های عزاداری را احیا کنید


بهره‌مندی از آئین‌های بصری در دسته‌های عزاداری

وی بهره‌مندی از آئین‌های بصری در دسته‌های عزاداری را که به نوعی نشانی از حادثه کربلا داشته باشد، ضروری خواند و اظهار داشت:‌ اگر با مسئولان هیئت‌ها تعامل شود تا این آئین‌ها احیا شود به تدریج رونق خواهد گرفت.

وی با اشاره به بسیاری از دست‌اندرکاران و مخاطبان هیئت هنر و رسانه که از اهالی هنر هستند گفت: ‌هنرمندِ اول و مبدأ هنر،  پروردگار عالم است و در 700 آیه قرآن کریم به هنر الهی و دعوت مردم به اندیشه و مشاهده این هنر ماندگار اشاره شده است.

هنر را حبس نکنیم

رئیس مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان شیعی افزود: خدای متعال به هنرمند درس می‌دهد که هنر خود را حبس نکند و هنر خود را عرضه نماید و نمی‌توان به بهانه اخلاص، از ارائه هنر خود بپرهیز کنیم و در اینجا اخلاص به این معنا نداریم و هنر باید نشان داده شود.

غرب، هنر عریانی را برای تخریب انسانیت آورده است

وی با تاکید بر اینکه هنر باید خردمندانه ارائه شود گفت:‌غربی‌ها بیش از یک قرن است که هنر را به سمت هنر عریانی و در راستای تحریک شهوات حیوانی و به عنوان ابزاری برای تخریب انسانیت جهت دادند که ما باید اندیشه کنیم چگونه هنر اصیل را با بهره‌مندی از ابزار علمی و رسانه‌ای عرضه نماییم تا در برابر هنر فرویدیسم، هنر اصیل و دعوت‌کننده به معنویت جلوه‌گری کند.

شیخ حسین انصاریان به همراهی اجتناب ناپذیر هنر و عشق اشاره و تصریح کرد: عشق، به اثر هنری روح می‌دهد و عاطفه در هنر موج می‌زند و اگر هنرمند در خلق آثار هنری به پروردگار تکیه کند، ناخودآگاه روحیه توحیدی را در فعالیت‌های هنری خود تقویت خواهد کرد.

مردمی باشیم

وی با بیان اینکه قرآن، به زبان مردم و به اصطلاح به «لسان قوم» نازل شده است گفت:‌در فعالیت‌های خود و به ویژه برنامه‌های هنری باید زبان مردمی داشته باشیم تا از نفوذ لازم برخوردار شویم.

این مفسر و استاد حوزه دعوت به خدای متعال به عنوان یکی از مولفه‌های اصلی در فعالیت‌های هنری را مورد اشاره قرار داد و گفت: حضور پرشور مردم و جوانان در آئین‌هایی چون شبهای احیاء و دهه عاشورا بیانگر روحیه ایمانی در مردم است و همه افرادی که در نهادهای دینی، معنوی و تبلیغی حضور دارند به ویژه روحانیت می‌توانند با محبت، فروتنی، تواضع و روحیه مردمی در امر دین و تبلیغ دین خدا موفق شویم.

گزارشی کوتاه از 4 سال فعالیت هیئت هنر و رسانه

در ابتدای این دیدار آقای سید مهدی حسینی الهاشمی نائب رئیس کانون هنر شیعی با ارائه گزارشی از 4 سال فعالیت این هیئت در شهر مقدس قم گفت:‌جامعه هنری و رسانه‌ای نیازمند اخلاق و تاثیر آن بر تجلیات هنری و آثار رسانه‌ای است و چه بهتر که این اتفاق در خیمه اباعبدالله الحسین علیه السلام رقم بخورد.

وی با بیان اینکه هیئت هنر و رسانه با وجود نوپا بودن، به عنوان یکی از هیئت‌های شاخص در قم شناخته می‌شود ‌گفت: علاوه بر برنامه سالانه در ایام عزای سیدالشهداء و ایام فاطمیه، به دنبال جلسات ماهانه یا فصلی نیز هستیم.

پیشتازی قم در عرصه هنر و رسانه

آقای سید موسی حسینی کاشانی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هم در این دیدار به نقش ویژه قم در عرصه هنر و رسانه اشاره کرد و گفت: قم در بسیاری از رشته‌ها و گرایش‌ها همچون شعر آئینی، هنرهای تجسمی و خوشنویسی در کشور می‌درخشد و از جهت رسانه‌ای نیز شاهد حضور خبرنگاران زبده در قم هستیم، بسیاری از رویدادهای خبری قم، جنبه ملی و بین‌المللی دارد و همچنین دفتر مرکزی تعدادی از خبرگزاری‌های کشور در قم قرار دارد.

کرسی اخلاق رسانه و فقه رسانه در قم

آقای احمد نامداری عضو شورای سیاستگذاری هیئت هنر و رسانه هم با اشاره به کرسی اخلاق رسانه و فقه رسانه در قم و جلساتی که در چند سال اخیر در این باره در قم برگزار شده است گفت: نیازمند توجه بیشتر در این زمینه هستیم و حضور جناب استاد انصاریان در جمع اهالی رسانه‌ای استان می‌تواند سهم ویژه‌ای در توجه جامعه رسانه‌ای به اخلاق رسانه ایفا نماید.

جامعه هنری قم، فرزندان انقلاب اسلامی‌اند

آقای مقیمی رئیس سازمان فرهنگی شهرداری قم با اشاره به اینکه جامعه هنری قم از طیف‌ها و سلیقه‌های گوناگونی تشکیل شده است گفت: شاکله هنرمندان قم را فرزندان انقلاب اسلامی و علاقه‌مندان به آئین‌های سنتی و هیئت‌های عزاداری تشکیل می‌دهند.

وی به سبک برگزاری جلسات در هیئت هنر و رسانه اشاره کرد و گفت: توجه ویژه به سخنرانی، برنامه ثابت برای شعرخوانی، سبک پذیرایی و حتی نحوه استقبال و نیز توجه به کودکان و خانواده افرادی که به هیئت می‌آیند از مشخصه‌های هیئت هنر و رسانه است که در همین چند سال کوتاه که از عمر هیئت می‌گذرد، علاوه بر اهالی هنر و رسانه، مخاطب عمومی را نیز در جمع خود دارد.

دعوت از استاد انصاریان

در پایان آقای مسعود نجابتی مسئول هیئت هنر و رسانه و رئیس هیئت مدیره کانون هنر شیعی رسما از استاد انصاریان برای حضور در هیئت هنر و رسانه دعوت کرد که مقرر شد جناب شیخ حسین انصاریان حسب برنامه‌ها و شرایط زمانی، در جمع اهالی هنر و رسانه قم حاضر شوند.

منبع:حوزه

عزاداری فاطمیه به سبک «نگین شکسته» در مشهد


عقیق:سوگواره ی نمایشی نگین شکسته، در هفتمین سال اجرای خود در مشهد مقدس، از هشتم دی ماه، هرشب در سه سانس، میزبان عزاداران فاطمی بوده و تا 28 دی ماه نیز، ادامه دارد. این برنامه که در سه سانس، در ساعت های 14:00 – 16:30 و 18:00 اجرا می شود، تاکنون، میزبان بیش از 25000 مخاطب بوده است.


نگین شکسته، حکایت رنج ها و اتفاقات مهم تاریخی است که کم تر آن را دیده و شنیده ایم که این بار، در قالب نمایش، مخاطبان با آن روبرو می شوند.
سَدُّالابواب، حمله به خانه ی وحی، خطبه ی فدکیه، کمک گرفتن از انصار و بخش های دیگر، از جمله ی صحنه هایی است که نگین شکسته، آن را به تصویر کشیده است.
زائران و مجاوران مشهد، می توانند تا بیست و هشتم دی ماه، از طریق سایت www.aleyasin.com «بلیط رایگان» این نمایش را تهیه کرده و به تماشای این سوگواره بنشینند.
هفتمین سوگواره نگین شکسته تا بیست و هشتم دی ماه در میدان هفده شهریور، برج آسمان1، طبقه سیزدهم در حال برگزاری است. 

رمز و رازهای مبهم بودن تاریخ شهادت حضرت زهرا



عقیق:گمنام بودن رسمی است که حضرت زهرا سلام‌الله علیها آن را پایه‌گذاری کردند. بانوی بزرگواری که نه‌تنها زندگی‌نامه‌ای داشته که بسیاری از جنبه‌های آن جز برای اهل علم و دانشمندان اسلامی مکشوف نشده، بلکه تاریخ شهادت و مرقد مطهرشان هم مخفی مانده است.

در گفتگویی که با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ اسلام انجام داده است به بررسی شبهات و ابهاماتی در زندگی حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله پرداختیم تا به بخشی از پرسش‌ها و ابهاماتی که درباره زندگینامه و نحوه شهادت آن حضرت مطرح می‌شود، پاسخ داده شود. دکتر رجبی دوانی در خصوص ماجرای فدک تأکید کرده است که: «فدک، ارثیه حضرت زهرا سلام‌الله علیها نبود. بلکه ملک آن حضرت بود. به این معنا که پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در زمان حیات خود این باغ را به دختر خود بخشیده بود و در حیات پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از اموال ایشان خارج شده و ملک حضرت زهرا سلام‌الله علیها شده بود. بر این اساس، چیزی به عنوان ارث نبود که زنان پیغمبر هم بخواهند در فدک شریک و سهیم باشند. امام علی علیه السلام نیز با توجه به نامه‌ای که برای ابن عباس نوشتند، اصلاً تعلق‌خاطری به مسئله فدک از خود و اهل‌بیت علیهم‌السلام نشان ندادند و بی‌توجه به بازپس‌گیری آن، می‌خواستند نشان بدهند که اگر با خلفای پیشین در ارتباط با غصب فدک بحث داشته‌اند، به دلیل تعلق خاطر مادی نبوده و دلایل بالاتری داشته است. همچنین به اعتبار حقیقت سخنان حضرت زهرا سلام‌الله علیها درباره فدک، مسئله مهم‌تر یعنی خلافت را طلب کنند. بنابراین وقتی آن هدف در آن دوره محقق نشد، دیگر اهل بیت علیهم‌السلام نیازی نداشتند که بخواهند در موقعیتی که خلافت دست خودشان است فدک را بازپس بگیرند.»

این پژوهشگر تاریخ اسلام همچنین در خصوص ماجرای دفن شبانه حضرت صدیقه طاهره یادآوری کرده است: «این امر بنا بر وصیت آن حضرت خطاب به حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام بود تا برای همه مسلمانان دلسوز و آن‌هایی که به تعالیم الهی و رسول خدا صلی‌الله علیه و آله اندک اعتقادی دارند، برای همیشه این سؤال مطرح باشد که چرا پاره تن پیامبر صلی‌الله علیه و آله و کسی که آن‌قدر مورد عشق و علاقه آن حضرت بود و بارها او را سرور بانوان دو عالم نامیده بودند، باید شبانه و به دور از اکثریت مردم دفن شود. مهم‌تر از همه اینکه تأکید کردند کسانی که بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله قدرت را به دست گرفتند، نباید در تشییع جنازه ایشان شرکت کنند. چون خواسته‌اند به همه نشان دهند که نسبت به حوادث بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله و عملکرد مردم اعتراض دارند و آن‌ها را نخواهند بخشید تا هر مسلمانی که این موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهد به حقیقت آن دوران آگاه شود.»

سرگذشت خواهران و برادران حضرت زهرا سلام‌الله علیها

یکی از سؤالاتی که برای بسیاری از مردم مطرح می‌شود، آن است که چرا اطلاعات کمی درباره خانواده حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها در خانه پدری ایشان وجود دارد؟ آیا آن حضرت خواهران و برادرانی داشته‌اند و سرگذشت آن‌ها چه شد؟

بنا بر روایات مشهور، پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله شش فرزند از حضرت خدیجه سلام‌الله علیها داشتند و یک فرزند هم از همسر دیگری به نام ماریه قبطیه. فرزندان ایشان از حضرت خدیجه سلام‌الله علیها، دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله بودند که به همین علت، پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله را ابوالقاسم هم می‌خواندند. ولی هر دو در کودکی از دنیا رفتند.

چهار دختر هم برای پیامبر صلی‌الله علیه و آله نام برده‌اند که برخی از منابع می‌گویند این‌ها جز حضرت زهرا سلام‌الله علیها، فرزندان حضرت خدیجه سلام‌الله علیها از همسران پیشین او بوده‌اند. ولی شواهد نشان می‌دهد که این‌ها همه فرزندان حضرت خدیجه سلام‌الله علیها از پیامبر صلی‌الله علیه و آله بوده‌اند. دختران پیامبر صلی‌الله علیه و آله به نام‌های زینب، بعد از او رقیه و ام‌کلثوم و حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها بوده‌اند.

سرگذشت خواهران حضرت زهرا سلام‌الله علیها چه شد؟

زینب به خواست حضرت خدیجه سلام‌الله علیها، به همسری پسر خاله خود درآمد و دختری هم داشت به نام امامه که حضرت زهرا سلام‌الله علیها در بستر شهادت، به امیرالمؤمنین علی علیه السلام وصیت کردند با امامه، دختر خواهرش، ازدواج کند که می‌تواند برای فرزندانش مادری کند.

رقیه و ام‌کلثوم طبق نقل‌هایی که از منابع اهل تسنن داریم، هر کدام با فاصله‌ای به همسری عثمان بن عفوان درآمدند و در خلال جنگ بدر بود که رقیه از دنیا رفت و بعد از او، ام‌کلثوم به همسری عثمان درآمد و از او دارای فرزند نشد.

چنین اتفاقی افتاد؟

بله. حضرت زهرا سلام‌الله علیها در بستر شهادت از امیرالمؤمنین علیه السلام خواست پس از او با امامه دختر خواهرش زینب ازدواج کند. زیرا او از خانواده‌اش بود و می‌توانست برای فرزندان یتیمش مادری کند و چون سفارش و تأکید خود حضرت بود، امیرالمؤمنین علیه السلام پس از آن بزرگوار با امامه ازدواج کرد. اما اینکه کی با امامه ازدواج کرد در تاریخ ثبت نشده است.

اشاره کردید که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، پسری هم به نام ابراهیم داشتند. سرگذشت او چه شد؟

بله. پیامبر صلی‌الله علیه و آله از ماریه قبطیه پسری به نام ابراهیم داشتند که بسیار به او علاقه‌مند بودند. اما آن کودک در 18 ماهگی از دنیا رفت. اراده خداوند بر این بود که نسل پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از طریق حضرت زهرا سلام‌الله علیها و حضرت علی علیه السلام تداوم داشته باشد.

فدک، ملک حضرت زهرا سلام‌الله علیها بود، نه ارثیه

فلسفه پافشاری حضرت زهرا سلام‌الله علیها برای گرفتن باغ فدک چه بود؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم آیا باغ فدک ارثیه حضرت زهرا علیهاالسلام بود؟ و علت مطالبه فدک توسط حضرت فاطمه علیهاالسلام چه بود؟

باید توجه شود که فدک، ارثیه حضرت زهرا سلام‌الله علیها نبود. بلکه ملک آن حضرت بود. به این معنا که پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در زمان حیات خود این باغ را به دختر خود بخشیده بود و در حیات پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از اموال ایشان خارج شده و ملک حضرت زهرا سلام‌الله علیها شده بود.

بر این اساس، چیزی به عنوان ارث نبود که زنان پیغمبر هم بخواهند در فدک شریک و سهیم باشند.

درست است. غاصبان خلافت بعد از ارتحال رسول بزرگوار اسلام صلی‌الله علیه و آله تمام آنچه را که آن حضرت در زمان حیات خود در آن دخل و تصرف داشت به کنترل خود درآوردند و در حقیقت غصب و مصادره کردند. فدک را که به اختیار خود گرفتند، حضرت زهرا سلام‌الله علیها آن را مطالبه کرد، با این که حضرت زهرا سلام‌الله علیها هیچ دل‌بستگی به دنیا نداشتند. چون حضرت فاطمه سلام‌الله علیها در حالی که فدک را در اختیار داشت سه شبانه روز خودش و همسر و فرزندانش فقط با آب افطار کردند و هنگام افطار تنها قرص نانی که داشتند به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند.

در واقع تعلق خاطر نداشتن نسبت به مسائل مادی که بسیار ارزشمند است از تسلیم شدن در برابر زور و غاصب که کاری مذموم و ناپسند به حساب می‌آید موضوعی جدا است. لذا حضرت زهرا سلام‌الله علیها در برابر غصب و مصادره مال خودش به پا خاست.

خطبه فدکیه را شیعه و سنی نقل کرده‌اند

خطبه فدکیه در چه منابعی وجود دارد؟ آیا در کتاب‌های علمای اهل تسنن هم این خطبه آمده؟

خطبه فدکیه در کتاب «کشف الغمه فی معرفت الائمه» که از علی بن عیسی اربلی است آورده شده. البته منابع دیگری هم وجود دارد که این خطبه در آن‌ها آمده. اربلی در خصوص این خطبه می‌گوید من آن را از کتاب سقیفه ابوبکر جوهری که از علمای برجسته اهل تسنن بوده گرفته‌ام. متأسفانه کتاب سقیفه از بین رفته ولی هم علی بن عیسی اربلی از آن استفاده کرده و هم ابن ابی الحدید در شرح نهج‌البلاغه. ابوبکر جوهری هم به نقل از عمر بن شبه این خطبه را آورده. یعنی این خطبه در منابع اهل تسنن هم وجود داشته و هم شیعه و هم سنی آن را نقل کرده‌اند.

چرا حضرت علی علیه السلام در ایام خلافت خود فدک را بازپس نگرفتند؟

امام علی علیه السلام با توجه به نامه‌ای که برای ابن عباس نوشتند، اصلاً تعلق‌خاطری به مسئله فدک از خود و اهل بیت علیهم‌السلام نشان ندادند و بی‌توجه به بازپس‌گیری آن، می‌خواستند نشان بدهند که اگر با خلفای پیشین در ارتباط با غصب فدک بحث داشته‌اند، به دلیل تعلق خاطر مادی نبوده و دلایل بالاتری داشته است.

همچنین به اعتبار حقیقت سخنان حضرت زهرا سلام‌الله علیها درباره فدک، مسئله مهم‌تر یعنی خلافت را طلب کنند. بنابراین وقتی آن هدف در آن دوره محقق نشد، دیگر اهل بیت علیهم‌السلام نیازی نداشتند که بخواهند در موقعیتی که خلافت دست خودشان است فدک را بازپس بگیرند.

مقابله حضرت زهرا سلام‌الله علیها با بدعت‌ها، انحرافات و خیانت‌ها

می‌دانیم که یکی از وجه‌های مهم شخصیتی حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی آن حضرت بوده است. فعالیت‌های سیاسی حضرت زهرا سلام‌الله علیها بعد از رحلت پیامبر صلی‌الله علیه و آله چگونه انجام می‌شد؟

در این بازه زمانی که از دیدگاه شیعه حداکثر سه ماه است، مهم‌ترین اقدام حضرت زهرا سلام‌الله علیها همان دفاع از ولایت بود. البته نمی‌توانیم صرفاً آن را یک حرکت سیاسی بنامیم، بلکه یک حرکت در جهت مقابله با بدعت‌ها، انحرافات و خیانت‌هایی است که بعد از رحلت پیامبر صلی‌الله علیه و آله صورت گرفت و آن کنار زدن ولایت اهل بیت علیهم‌السلام و غصب خلافت بود.

بنابراین آن بزرگوار به عنوان تکلیف بزرگ شرعی خود به مقابله با غاصبان برخاستند. اگر این کار را انجام نمی‌دادند، چه اتفاقی می‌افتاد؟

اگر حضرت زهرا سلام‌الله علیا و اقداماتش در دفاع از ولایت نبود، امیرالمؤمنین قطعاً به دست غاصبان ولایت به شهادت می‌رسید و امامت پیش از آنکه بخواهد آغاز شود از میان می‌رفت. حضرت زهرا سلام‌الله علیها به قیمت مضروب شدن و شهادت خود، حقیقت ولایت اهل بیت را بر همگان آشکار کرد و باعث بقای امامت و حقیقت اهل بیت علیهم‌السلام شد.

پس حضرت زهرا سلام‌الله علیها قطعاً به شهادت رسیده‌اند. اما چرا آن حضرت را شبانه دفن کردند؟

این امر بنا بر وصیت آن حضرت خطاب به امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام بود تا برای همه مسلمانان دلسوز و آن‌هایی که به تعالیم الهی و رسول خدا صلی‌الله علیه و آله اندک اعتقادی دارند، برای همیشه این سؤال مطرح باشد که چرا پاره تن پیامبر صلی‌الله علیه و آله و کسی که آن‌قدر مورد عشق و علاقه آن حضرت بود و بارها او را سرور بانوان دو عالم نامیده بودند، باید شبانه و به دور از اکثریت مردم دفن شود.

مهم‌تر از همه اینکه تأکید کردند کسانی که بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله قدرت را به دست گرفتند، نباید در تشییع جنازه ایشان شرکت کنند. چرا؟

در حقیقت حضرت زهرا سلام‌الله علیها خواسته‌اند به همه نشان دهند که نسبت به حوادث بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله و عملکرد مردم اعتراض دارند و آن‌ها را نخواهند بخشید تا هر مسلمانی که این موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهد به حقیقت آن دوران آگاه شود.

رمز و رازهای مبهم بودن تاریخ شهادت

یکی دیگر از ابهامات در زندگی حضرت زهرا سلام‌الله علیها تاریخ شهادت ایشان است. چرا دو تاریخ برای شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها بیان کرده‌اند؟

این طور که در برخی از نقل‌ها آمده، چون در گذشته در خطی که بین مردم رایج بوده نقطه‌گذاری معمول نبود و دندانه‌ها را درست نمی‌گذاشتند، در آن اسناد سبعین و تسعین به همدیگر شباهت پیدا کرده. لذا مشخص نیست که شهادت آن بانوی بزرگوار 75 یا 95 روز پس از رحلت پیامبر صلی‌الله علیه و آله بوده است. از این جهت، دو تاریخ برای شهادت آن حضرت داریم.

البته به قول برخی از محققین شاید خواست خدا بوده که بسیاری از اموری که مربوط به حضرت زهرا سلام‌الله علیها است، دارای رمز و رازی باشد. در عین حال من این را کوتاهی مسلمانان نسبت به تنها یادگار بزرگ رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله می‌دانم. چراکه مردم باید تاریخ شهادت آن بزرگوار را با جان و دل به خاطر می‌سپردند، نه اینکه به سندی مراجعه کنیم و نتوانیم تشخیص دهیم که این تسعین است یا سبعین!

منبع:تسنیم

وضعیت نامشخص مراسم حج ۱۴۰۰



عقیق:اکبر رضایی، معاون امور حج و عمره سازمان حج و زیارت، با بیان اینکه ما به عنوان متولی اعزام زائران به حج تمتع باید آمادگی لازم را برای تشرف زوار به حج ۱۴۰۰ داشته باشیم، اظهار داشت: حج تمتع امسال از سوی عربستان فقط برای ساکنان این کشور برگزار شد و ما پس از تعطیلی حج تمتع امسال، برنامه‌ریزی برای حج سال آینده را آغاز کردیم.

برنامه‌ریزی اعزام زائران به حج تمتع منوط به نهایی شدن مذاکرات و امضای تفاهم‌نامه حج ۱۴۰۰ است

وی با بیان اینکه ایران آمادگی کامل برای مسائل اجرایی حج تمتع را دارد، افزود: با توجه به اینکه هنوز تفاهم‌نامه حج ۱۴۰۰ با عربستان به امضای طرفین نرسیده است، نمی‌توانیم وضعیت روشنی درباره مسائل حج سال آینده ترسیم کنیم. البته نه تنها ایران، بلکه سایر کشورهای اسلامی هم تا زمان انعقاد تفاهم‌نامه نمی‌توانند به درستی تصمیم‌گیری کنند.

رضایی با اشاره به اینکه برنامه‌ریزی برای اعزام زائران به حج تمتع منوط به نهایی شدن مذاکرات و امضای تفاهم‌نامه حج ۱۴۰۰ است، خاطر نشان کرد: هر ساله در این ایام مذاکرات حج تمتع نهایی می‌شد. بنابراین، انتظار می‌رود عربستان هر چه زودتر مذاکرات را نهایی و تفاهم‌نامه حج تمتع منعقد کند تا کشورها در زمان مناسب و کافی به برنامه‌ریزی پرداخته و زائران نیز با آمادگی به این سفر معنوی تشرف یابند.

مهم‌ترین مسأله در حج تمتع سال آینده سلامت زائران است

معاون امور حج و عمره سازمان حج و زیارت با بیان اینکه کرونا همه دنیا را تحت‌الشعاع قرار داده است، گفت: مهم‌ترین مسأله در حج تمتع سال آینده سلامت زائران است. به همین دلیل مباحث اجرایی حج نیز متناسب با این امر پیگیری خواهد شد تا زائران بدون دغدغه به این حج تمتع مشرف شوند.

حج تمتع امسال به دلیل شیوع کرونا فقط برای حدود ۱۰ هزار ساکن عربستان با رعایت نکات بهداشتی برگزار شد و عربستان از پذیرش زائر خارجی امتناع کرد. این امر در حالی بود که بسیاری از کشورها به دلیل اطلاع‌رسانی نکردن درباره وضعیت حج آمادگی لازم برای اعزام زائران به حج تمتع را داشتند که عربستان حدود دو هفته قبل از آغاز عملیات حج تمتع از نپذیرفتن زائر خارجی خبر داد. همین امر موجب اعتراض برخی از مسؤولان حج کشورها شد. وضعیت حج تمتع ۱۴۰۰ نیز همچنان از سوی سعودی‌ها مشخص نیست و با وجود اینکه بسیاری از کشورها در سال‌های گذشته تا این ایام تفاهم‌نامه حج را امضا کرده و از سهمیه خود برای تشرف به حج تمتع مطلع بودند، عربستان تاکنون از هیچ کشوری برای تفاهم‌نامه حج تمتع دعوت نکرده و اظهارنظری نیز درباره وضعیت حج تمتع نداشته است.

حجت‌الاسلام صدیقی عذرخواهی کرد



عقیق: در پی انتشار مصاحبه‌ای از حجت‌الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران درباره کرامتی از آیت‌الله مصباح که با واسطه و به نقل از غسال پیکر آیت‌الله مصباح نقل کرده بود اعتراضاتی به راه افتاد و وی از مردم عذر خواهی کرد.

در روزهای گذشته هجمه‌ها و اعتراضاتی علیه این گفته‌های حجت‌الاسلام صدیقی به راه افتاده بود که وی در سخنانی بابت این حرف‌هایش عذر‌خواهی کرد که در ادامه تقدیم می‌شود.

در یک مصاحبه‌ای نکته‌ای را من عرض کردم و از روح بلند آیت‌الله مصباح عذر‌خواهی می‌کنم که ما چقدر کوتاه فکردیم‌ و کرامت آقای مصباح را چه می‌دیدیم و این فضا درست شد و بعضی از افراد غافل هم گاهی جسارت کردند. این حرف ما باعث شد اینها در موضع بدی قرار بگیرند و به ساحت مقدس یک نماینده پیامبر، ائمه و هادی راه جسارت کنند.

من از روح بلند این آقا، این علامه و این ولی‌الله عذرخواهی می‌کنم. از خانواده معزز ایشان عذر‌خواهی می‌کنم. از مؤمنانی که دلی با ما روضه‌خوان‌ها دارند و سالیان سال با ما بودند و امروز شاهد این طوفان‌ها هستند از همه، با همه وجودم عذر‌خواهی می‌کنم.

اولاً جا نداشت که من کرامت آیت‌الله مصباح را در چنین چیزی بگویم. ثانیاً مطلب شاید خیلی دقیق نبود و غسال شاید دقیق نبوده نقل شد و من هم نقل را نقل کردم و از این نقل شرمنده‌ام، از خدا شرمنده‌ام، از مؤمنانی که ما گاهی باعث می‌شویم به شما زخم زبان بزنند شرمنده‌ام. از امام زمان و رسول الله عذر می‌کنم.

همه می‌دانند من قصدی نداشتم گاهی آدم وقتی عاشق یک نفر است هر چیزی را باور می‌کند. من سالیان سال است در رسانه آمده‌ام و هیچ‌گاه از این چیز‌هایی که مزاحمت برای شما درست کند نگفته‌ام.

مطلب دقیق نبوده و شاید غسال توهمی برایش پیش آمده، البته کرامت ایشان کتاب‌های ایشان است، سخنان ایشان، عمل صالح، فرزندان صالح و… است.

کرامت ایشان این است که با فیلسوف بودنش، با علامه بودنش، با فقیه بودنش و با شهرت جهانی‌اش دربرابر نایب امام زمان خود را از یک سرباز کوچک‌تر می‌بیند. اینها کرامت است، این ایثار‌ها، تواضع‌ها کرامت است و ما اشتباه کردیم که آن را به عنوان کرامت گفتیم.

صوت عذر‌خواهی حجت‌الاسلام صدیقی را در ادامه بشنوید.

تعداد بازدید : 86

نماهنگ به رنگ یاس با صدای حاج عبدالرضا هلالی و حاج حسین سیب سرخی



عقیق: نماهنگ به رنگ یاس ویژه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با نوای حاج عبدالرضا هلالی و حاج حسین سیب سرخی با شعری از سعید پاشازاده ، تنظیم علی افسری و تدوین محمد مهدی اسکندری منتشر می شود.
این اثر توسط موسسه فرهنگی عقیق و مرکز رسانه سازمان تبلیغات اسلامی تهیه و تولید شده است.

تعداد بازدید : 23

تعداد بازدید : 9

بمیرم ای یاس کبود
چرا یه قبر خاکیم مدینه سهم تو نبود
دل من این باورشه
باید بگم غریب تر از امام حسن مادرشه
مدینه فرقه با نجف
نمیدونه که زائرت سلام بده کدوم طرف
قراره بارون بزنه
بهار هوایی بشه و سر به زمستون بزنه
قسم به سقای حسین
حرمت با ام بنین میشه یه بین الحرمین
کاشکی به دادم برسی
نزار بگیره تو دلم جای حسینت رو کسی

ساحل کشتیه نجاتی مولاتی مولاتی
جان قتیل العبراتی مولاتی مولاتی
شبای جمعه عتباتی مولاتی مولاتی

نفس نفس ذکرمه یاحیدر
داره به این جمله دلم باور
اگه امام حسینو دوس داری
میشه به مادرش بگی مادر

مادر التماس دعا
مادر منو ببر کربلا…

قاری قرآنی که رهبر انقلاب با تلاوتش گریست+عکس


عقیق:مهدی احمدی: ۱۲ ژانویه سالروز درگذشت یکی از بزرگان تلاوت جهان اسلام یعنی استاد شحات محمد انور است. استادی که سفرهای متعددی به جمهوری اسلامی ایران داشت و این سفرها باعث محبوبیت وی در کشورمان و انس افراد زیادی با قرآن کریم شد.

شهرت در مصر در ۲۰ سالگی

این استاد قرآن کریم از محضر بسیاری از اساتید بزرگ تلاوت جهان اسلام از جمله عبدالصمد زناتی و حمدی زامل تلمذ کرد و در جوانی به قاری خوش خوانی تبدیل شد. شهرت استاد خیلی زود در شهرها و مناطق مختلف مصر پیچید و در حالی که جوانی ۲۰ ساله بود از او برای تلاوت در محافل مختلف در این کشور دعوت می‌شد و در ادامه از رادیو مصر برای تلاوت از او دعوت شد.

استاد شحات محمد انور در تاریخ ۱ ژوئیه ۱۹۵۰ برابر با ۱۳۲۹ شمسی در روستایی در استان قهلیه مصر متولد شد و تنها سه ماه داشت که پدرش را از دست داد و مادرش در نبود همسر برای ادامه زندگی به منزل پدری‌اش مهاجرت کرد.


مرحوم شحات در سفر حج

 

در ۱۰ سالگی به همراه دایی‌اش نزد استاد احمد فرارحی رسید و آنجا استاد نوید ظهور استعدادی در تلاوت قرآن را داد. دیری نپایید که این پیش‌بینی استاد محقق شد و شحات محمد انور به یکی از بزرگان تلاوت قرآن جهان اسلام تبدیل شد

شحات از کودکی نزد دایی‌اش استاد حلمی محمد مصطفی تلاوت قرآن را یاد گرفت و در حالی که هشت سال داشت کل قرآن را حفظ شد. در ۱۰ سالگی به همراه دایی‌اش نزد استاد احمد فرارحی رسید و آنجا استاد نوید ظهور استعدادی در تلاوت قرآن را داد. دیری نپایید که این پیش‌بینی استاد محقق شد و شحات محمد انور به یکی از بزرگان تلاوت قرآن جهان اسلام تبدیل شد.

شاید ویژگی بارز تلاوت مرحوم شحات انور آرامش خاصی است که او هنگام تلاوت داشت و این آرامش در نوای آسمانی‌اش آشکار بود و به مستمع منتقل می‌شد.

وقتی مدیر رادیو مصر شخصاً از شحات انور برای تلاوت در رادیو دعوت کرد

مرحوم شحات انور در خصوص چگونگی ورودش به رادیو مصر می‌گوید: سال ۱۹۷۶ به مجلسی برای تلاوت قرآن دعوت شدم که در آن مجلس مدیر رادیو مصر هم حضور داشت. بعد از تلاوت این شخص به نزد من آمد و از من دعوت کرد تا برای تلاوت به رادیو مصر بروم و من هم با کمال میل پذیرفتم. البته در تست اولیه آنها از من دعوت کردند که در آموزشگاه موسیقی دینی، علوم و فنون تلاوت و مقام‌های موسیقایی را به صورت علمی بیاموزم من هم با حضور در این آموزشگاه طی دو سال دستگاه‌ها و نغمات موسیقایی و فنون تلاوت را فرا گرفتم و پس از آن به عنوان قاری رادیو مصر معرفی شدم.

 

تعداد بازدید : 8

فرازی از تلاوت مرحوم شحات که رهبر معظم انقلاب با آن گریست

تسلط بالای استاد به مقامات موسیقی عربی، تجوید و قرائات مختلف همچنین حفظ کل قرآن که از کودکی آن را انجام داده بود از جمله عوامل توانمندی او در تلاوت قرآن کریم بود که از او چهره‌ای محبوب ساخت.

سفر به شرق تا غرب عالم برای ترویج آیات الهی

کم کم آوازه استاد از مرزهای مصر هم فراتر رفت و از کشورهای مختلف جهان اسلام از جمله آمریکا، آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، برزیل، نیجریه، کامرون، زئیر، اندونزی، مالزی، هند، پاکستان، بنگلادش، عربستان، لبنان و تقریبا همه کشورهای عربی و از جمله جمهوری اسلامی ایران از او برای تلاوت دعوت شد و وی از شرق تا غرب عالم برای تلاوت سفر کرد.

حضور مستمر در جمهوری اسلامی ایران و محبوبیت نزد ایرانی‌ها

شحات انور اولین بار در اواخر دهه ۶۰ به همراه برخی قاریان مصری از جمله مرحوم غلوش به جمهوری اسلامی ایران سفر کرد و این سفر آغازی شد برای حضور مستمر این استاد در کشورمان، زیرا استقبال بالای مستمعان از تلاوت مرحوم شحات سبب شگفتی این استاد از عشق و علاقه ایرانیان به آیات الهی شد و در سال‌های عمر با برکتش سفرهای زیادی به کشورمان داشت و در محافل مختلف در استان‌های مختلف از جمله حرم امام رضا (ع) به تلاوت پرداخت.


حضور مرحوم شحات انور در حرم امام رضا (ع)

ابراز شگفتی استاد از استقبال جوانان ایرانی از قرآن کریم

همچنین تلاوت در محضر رهبر معظم انقلاب و قضاوت در مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران بخشی از کارنامه حضور مرحوم شحات انور در کشورمان است. این استاد قرآن همواره در محافل از حضور جوانان ایرانی پای رحل قرآن ابراز شگفتی می‌کرد و براى پیشرفت و کامیابى آنان دعاى خیر می‌کرد.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با قاریان قرآن بارها از تلاوت استاد شحات انور ابراز رضایت می‌کردند و ویژگی‌های این استاد را برای حاضران بازگو می‌کردند. ایشان در یکی از دیدار‌‌ها درباره استاد شحان انور این‌گونه گفتند:

«ما از سفر قبلى آقاى شحات انور خاطرات خیلى خوبى داریم. تلاوت‌هاى شما را در رادیو و تلویزیون مى‌شنویم و لذت مى‌بریم. ان‌شاءاللَّه امسال هم مردم و جوانان عاشق قرآن ما، استفاده‌ وافى خواهند برد. اسم جناب آقاى عبدالعال را هم شنیده‌ام، لیکن یادم نیست که نوارهایشان را شنیده باشم. ما از تلاوت‌هاى آقاى شحات انور خیلى راضى هستیم. هر چه در این‌ جا براى خواندن مایه بگذارید، در پیشرفت قرآن تأثیر مى‌گذارد… آن چیزى که من در مورد ایشان خوشحال هستم، این است که ایشان بحمداللَّه هنوز جوانند. صداى شما، صداى بسیار قوى و محکمى است و راه براى شما در آینده هنوز هم باز است. من بعضى از این آقایانى که نوارهایشان را سال‌هاى پیش شنیده بودم، بعد دیدم اینها پیر و افتاده شده‌اند؛ لیکن ایشان هنوز به طرف بالا دارند مى‌روند؛ این را ایشان باید قدر بدانند.» (بیانات در دیدار با قاریان ۱۳۷۰/۱۱/۰۳)


مرحوم شحات و اساتید مصری در محضر رهبر معظم انقلاب

شحات انور: بهترین سبک و روش تلاوت قرآن کریم، رعایت تقواى الهى است، زیرا تقواى الهى در قارى قرآن مى‏‌تواند قلب و دل شنوندگان را تسخیر کند و سبب دلنشینی تلاوتش شود

شاید اخلاق حسنه را بتوان راز اصلی موفقیت این استاد قرآن دانست. او در یکی از سفر‌ها به کشورمان در پاسخ به یکی از قرآن دوستان مبنی بر اینکه بهترین و مؤثرترین سبک و روش تلاوت قرآن کریم، براى جلب شنوندگان کدام شیوه است؟ پاسخ داد: «بهترین سبک و روش تلاوت قرآن کریم، رعایت تقواى الهى است، زیرا تقواى الهى در قارى قرآن مى‏‌تواند قلب و دل شنوندگان را تسخیر کند و سبب دلنشینی تلاوتش شود».

این استاد قرآن کریم در حالی که تنها ۵۷ سال داشت و هنوز جهان اسلام می‌توانست از دریای بیکران تلاوت او بهره‌مند شود به دلیل بیماری در بیمارستان خاتم الانبیا تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد و امروز قاریان بسیاری در کشورمان و در دیگر بلاد اسلامی سبک استاد شحات انور را به عنوان سبک تلاوت انتخاب و اساتید قرآن این سبک را به عنوان یکی از روش‌های نوین و زیبای تلاوت آیات الهی به قرآن آموزان آموزش می‌دهند. همچنین دو فرزند وی یعنی انور شحات انور و محمود شحات انور با پیروی از سبک پدر در تلاوت امروز به عنوان قاریان خوشخوان در جهان اسلام مطرح هستند. 


اولین حضور استاد شحات در ایران در سال ۶۹

 

در پایان یکی از تلاوت‌های زیبای این استاد قرآن کریم تقدیم می‌شود.

تعداد بازدید : 1

 

منبع:فارس

1 2 3 4 5 453