شبهه‌ای در اصل تولد امام عصر!


عقیق:متن زیر برشی از کتاب «معرفت امام زمان» اثر ابراهیم شفیعی سروستانی است که در ادامه می‌خوانید؛

شرایط اجتماعی عصر میلاد

دوران ۲۵۰ ساله امامت شیعی که با وفات پیامبر گرامی اسلام در سال ۱۱ ه‌. ق آغاز شد و با شروع غیبت صغرا و قطع رابطه مستقیم امام معصوم (ع) با جامعه اسلامی در سال ۲۶۰ ه‌.ق پایان پذیرفت، به دوره‌های مختلف با ویژگی‌های متفاوت قابل تقسیم است.

در این میان، دوران چهل ساله امامت امام هادی و امام عسکری ۸ که از سال ۲۲۰ ه‌. ق آغاز و تا سال ۲۶۰ ه. ق امتداد می‌یابد، به دلیل قرار گرفتن در آستانه دوران غیبت صغرا جایگاه خاصی دارد و از ویژگی‌های متفاوتی برخوردار است. یکی از ویژگی‌های این دوران، شدت مراقبت و محدودیت‌های فراوانی است که حاکمان جور نسبت به این دو امام بزرگوار اعمال می‌کردند.

حاکمان ستم‌پیشه اموی و عباسی همواره بیشترین سخت‌گیری‌ها را نسبت به امامان شیعه روا می‌داشتند و آنها را از هر جهت در تنگنا قرار می‌دادند. با این حال، در دوران امامت حضرت هادی و حضرت عسکری ۸، این سخت‌گیری‌ها شدت بیشتری گرفت و محدودیت‌های بیشتری برای این دو امام ارجمند در نظر گرفته شد. در سال ۲۴۳ ه. ق به دستور متوکل عباسی، حضرت هادی (ع) را به اجبار از مدینه به سامرا (عسکر) بردند که در آن زمان مرکز خلافت بود و تا زمان شهادت؛ یعنی سال ۲۵۴ ه‌. ق در این شهر زیر نظر قرار داشتند. [۱] حضرت امام حسن عسکری (ع) نیز بیش از نیمی از ایام عمر شریف خود را در سامرا گذراند و از سال ۲۴۳ ه‌. ق که در یازده سالگی به همراه پدرش به این شهر آمد، تا سال ۲۶۰ ه. ق که چشم از جهان فرو بست، امکان خروج از این شهر را نیافت.

علت این همه سخت‌گیری نسبت به این دو امام بزرگوار چه بود و چرا دشمنان اهل بیت (ع) تا این اندازه، این پدر و پسر را در تنگنا قرار داده بودند؟

حضرت امام حسن عسکری (ع) در تحلیل علل و انگیزه‌های برخورد شدید حاکمان ستم‌پیشه با ائمه اهل بیت (ع) می‌فرماید:

قَد وَضَعَ بَنُواُمَیَّةِ وَ بَنُوالعَبّاسِ سُیُوفَهُم عَلَینا لِعِلَّتَینِ؛ إِحداهُما أَنَّهُم کانُوا یَعلَمُونَ أَنَّهُ لَیسَ لَهُم فِی الخِلافَةِ حَقٌّ فَیَخافُونَ مِنِ ادّعائِنا إیّاها وَ تَستَقِرّ فی مَرکَزِها. وَ ثانِیهُما أَنَّهُم قَد وَقَفُوا مِنَ الأَخبارِ المُتَواتِرَةِ عَلی أَنَّ زَوالَ مُلکِ الجَبابِرَةِ وَ الظَّلَمَةِ عَلی یَدِ القائِمِ مِنّا وَکانُوا لایَشُکُّونَ أَنَّهُم مِنَ الجَبابِرَةِ وَ الظَّلَمَةِ، فَسَعَوا فی قَتلِ أَهلِ بَیتِ رَسُولِ اللّه‌ِ (ص) وَ إبادَةِ نَسلِهِ، طَمَعا مِنهُم فِی الوُصُولِ إِلی مَنعِ تَوَلُّدِ القائِمِ أَو قَتلِهِ. فَأَبَی اللّه‌ُ أَنْ یَکشِفَ أَمرِهِ لِواحِدٍ مِنهُم، إِلاّ أَنْ یُتِمّ نُورَهُ وَ لَوکَرِهَ الکافِرونَ. [۲]

بنی‌امیه و بنی‌عباس به دو دلیل، شمشیرهایشان را بر ضد ما افراشتند: نخست اینکه آنها می‌دانستند هیچ حقی در خلافت ندارند. به همین دلیل، همواره در هراس بودند که مبادا ما در پی به دست آوردن خلافت و برگرداندن آن به جایگاه اصلی‌اش برآییم. دوم اینکه آنها بر اساس روایات متواتر، این موضوع را می‌دانستند که پادشاهی گردن‌کشان و ستم‌پیشگان به دست قائم ما از بین خواهد رفت و تردیدی هم نداشتند که آنها از جمله گردن‌کشان و ستم‌پیشگان هستند. از همین رو، برای کشتن خاندان رسول خدا (ص) و از بین بردن نسل او به تلاش وسیعی دست زدند، بدان امید که با این کارها بتوانند جلوی تولد قائم را بگیرند یا او را به قتل برسانند. خداوند از اینکه امر خود را بر یکی از آنها آشکار سازد، پرهیز داشت و می‌خواست نور خودش را برخلاف میل کافران به حد تمام برساند.

با توجه به شرایط و موقعیتی که حضرت امام حسن عسکری (ع) در آن قرار داشت، روشن است که موضوع تعیین و انتخاب جانشین آن حضرت، یعنی آخرین امام از نسل پیامبر اکرم (ص) که بر اساس روایات تردیدناپذیر، بنیاد ستم و بیداد را برخواهد کند، از چه اهمیت و حساسیتی برخوردار بود.

اگر دشمنان اهل بیت (ع)، کوچک‌ترین رد پایی از فرزند امام حسن عسکری (ع) و جانشین ایشان به دست می‌آوردند، در پی نابودی آن حضرت برمی آمدند و اجازه نمی‌دادند سلسله امامت استمرار پیدا کند. بنابراین، چاره‌ای جز پنهان نگه‌داشتن موضوع تولد آخرین حجت حق نبود. این پنهان‌کاری به گونه‌ای بود که تا لحظه تولد ایشان، نزدیک‌ترین خویشاوندان حضرت عسکری (ع) نیز از این موضوع هیچ خبری نداشتند. [۳]

پنهان‌کاری شدیدی که در موضوع تولد حضرت مهدی (ع) اعمال می‌شد، برای حفظ جان آن حضرت لازم بود، ولی ممکن بود مایه سرگردانی و حیرت شیعیان پس از درگذشت امام حسن عسکری (ع) شود. به همین دلیل، امام یازدهم از همان لحظه تولد، به یاران خاص خود اطمینان داد که در موضوع جانشینی ایشان هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. با این تدبیر حضرت امام حسن عسکری (ع)، اگرچه تا مدت کوتاهی پس از وفات ایشان، شیعیان دچار حیرت شدند و میان آنها اختلاف به وجود آمد، ولی پس از آن، همه کسانی که در پیروی از اهل‌بیت (ع) اخلاص داشتند و در قلبشان مرض و نفاقی وجود نداشت، آخرین حجت حق را شناختند و از طریق نواب خاص با ایشان ارتباط برقرار کردند.

با همه تفصیلی که گذشت، عده‌ای از مخالفان شیعه در پی این هستند که با طرح شبهه‌هایی در اصل تولد امام عصر (ع) چنین القا کنند که از نظرتاریخی نمی‌توان تولد آن حضرت را اثبات کرد. در حالی که اگر این به اصطلاح پژوهشگران تاریخی، بدون هرگونه غرض سیاسی و تنها به انگیزه دست‌یابی به حقیقت، به منابع و کتاب‌هایی که در سال‌های نزدیک به دوران غیبت صغرا نگاشته شده‌اند، مراجعه می‌کردند، درمی‌یافتند که در موضوع تولد امام دوازدهم هیچ جای تردیدی وجود ندارد. شیخ مفید (۴۱۳ ۳۳۶ ه. ق) در این‌باره می‌نویسد:

روایاتی که در اثبات [امامت] فرزند حسن [عسکری] (ع) وارد شده‌اند، به‌گونه‌ای هستند که با آنها راه هرگونه عذر و بهانه بسته می‌شود. [۴]

در اینجا برای روشن شدن اذهان، مروری دوباره خواهیم داشت بر مجموعه روایاتی که در زمینه اثبات امامت آن حضرت وارد شده‌اند. ابتدا به چند نمونه از روایاتی اشاره می‌شود که از سال‌ها پیش از تولد امام مهدی (ع) از پیامبر اکرم (ص) و امامان شیعه (ع) در زمینه امامت آن حضرت وارد شده است. سپس عبارت‌های تنی چند از کسانی را که بر تولد فرزند امام حسن عسکری (ع) شهادت داده‌اند، بررسی می‌کنیم. سرانجام، به معرفی برخی از کسانی می‌پردازیم که حضرت مهدی (ع) را در زمان تولد و پس از آن دیده‌اند.

پیش‌بینی تولد امام مهدی (ع)

چنان‌که می‌دانیم، از همان سال‌های آغازین ظهور اسلام، پیامبرگرامی اسلام، موضوع امامان دوازده‌گانه را مطرح کرد. پس از ایشان نیز هر یک از ائمه، نام و مشخصات امامان پس از خود را تا آخرین امام معرفی می‌کردند تا جای هیچ شبهه و تردیدی برای مردم باقی نماند.

در این مجال، فرصت بررسی تفصیلی همه روایت‌هایی که در این زمینه وارد شده نیست و تنها به برخی از آنها بسنده می‌کنیم:

۱. محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ ه‌. ق) و شیخ مفید به اسناد خود از امام باقر (ع) چنین روایت می‌کنند:

قالَ رَسوُلُ اللّهِ (ص) لِأَصحابِهِ: آمِنوُا بِلَیلَةِ القَدرِ، فَإِنَّهُ یُنزَلُ فِیها أَمرُ السَّنَةِ وَ إنَّ لِذلِکَ وُلاةٌ مِن بَعدی عَلیُ بنُ أَبیطالِبٍ وَ أَحَدَ عَشَرَ مِن وُلِدِهِ. [۵]

پیامبر خدا به یارانش فرمود: به شب قدر ایمان بیاورید؛ همانا در این شب، امور یک سال (همه آنچه در یک سال واقع می‌شود) نازل می‌شود و برای این موضوع، پس از من حاکمان [و پیشوایانی] وجود دارند که عبارتند از علی بن ابی‌طالب و یازده تن از نوادگان او.

۲. این دو عالم بزرگوار شیعی، روایت دیگری را به همین مضمون از امام باقر (ع) نقل کرده‌اند که در آن آمده است:

قالَ أَمیرُالمؤمِنینَ (ع) لاِبنِ عَبّاسِ، إِنَّ لَیلَةَ القَدرِ فی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یُنَزَّلُ فِی تِلکَ اللَّیلَةِ أَمْرُ سَنَةٍ وَ لِذلِکَ الأَمرِ وُلاةٌ مِن بَعدِ رَسُولِ اللّهِ (ص). فَقالَ لَهُ ابنُ عَبّاسٍ: مَن هُم؟ قالَ: أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِن صُلْبی أَئِمّةٌ مُحَدَّثُون. [۶]

امیرمؤمنان علی (ع) به ابن عباس فرمود: همانا شب قدر در هر سال وجود دارد: در آن شب امور یک سال نازل می‌شود و برای این موضوع پس از رسول خدا (ص)، حاکمان [و پیشوایانی] قرار داده شده‌اند. ابن عباس پرسید: آنها که هستند؟ فرمود: من و یازده تن از نسل من که همه امامانی هستند که فرشتگان با آنها سخن می‌گویند.

این دو روایت، بیان کننده این حقیقتند که «ملایک» و «روح» که به تعبیر سوره قدر به «اذن» پروردگار خویش در شب قدر نازل می‌شوند، «کلّ أمر» یا همه برنامه یک ساله جهان هستی را بر کسی که از سوی خداوند به ولایت برگزیده شده است، عرضه می‌دارند. به بیان دیگر، این برنامه در زمان رسول خدا (ص) بر آن حضرت و پس از ایشان بر امامانی که یکی پس از دیگری، سرپرستی امت اسلام را بر عهده می‌گیرند، عرضه می‌شود.

بنا براین، روایات یادشده علاوه بر بیان مسئله امامت و پیش‌بینی سلسله دوازده‌گانه جانشینان پیامبر اکرم (ص)، بیان کننده لزوم استمرار سلسله امامت و ضرورت وجود ولیّ حیّ خدا در هر زمان نیز هستند؛ زیرا تا جهان باقی است، شب قدر تکرار می‌شود و بی‌تردید، در هر شب قدر باید امور یک ساله جهان بر ولیّ خدا عرضه شود.

۳. در روایت دیگری، امام محمدباقر (ع) از جابر بن عبداللّه انصاری، صحابی بزرگوار پیامبر اکرم (ص) چنین نقل می‌کند:

دَخَلتُ عَلی فاطِمَةَ (س) وَ بَینَ یَدَیها لَوحٌ فیها أَسماءُ الأَوصِیاءِ مِن وُلدِها، فَعَدَدتُ اثنَی عَشَرَ آخِرَهُمُ القائِمُ (ع) ثَلاثَةٌ مِنهُم مُحَمَّدٌ وَ ثَلاثَةٌ مِنهُم عَلیٌّ.. [۷]

بر فاطمه (س) وارد شدم و دیدم که پیش روی او لوحی است که در آن نام‌های همه اوصیا ازنسل او نوشته شده است. آنها را شمردم. دیدم که دوازده نفرند و آخرین آنها قائم (ع) است. سه تن از اوصیا نام «محمد» و سه تن از آنها نام «علی» داشتند.

همچنین ابوبصیر از امام باقر (ع) روایت می‌کند که: «یَکُونُ تِسعَةُ أَئِمّةٍ بَعدَ الحُسَینِ بنِ عَلیٍ تاسِعُهُم قائِمُهُم؛ پس از حسین بن علی (ع)، نه امام خواهند آمد که نهمین آنها قائم ایشان است». [۸]

چنین روایاتی از دیگر امامان شیعه نیز نقل شده است. آنچه آمد، تنها بخش کوچکی از روایات فراوانی است که در آنها به نقل از پیامبر اکرم (ص) یا ائمه اهل بیت (ع) پیش‌بینی شده است پس از نبی اکرم (ص)، دوازده امام، سرپرستی امت اسلام را بر عهده می‌گیرند که آخرین این پیشوایان، مهدی امت و قائم آل محمد (ص) است. [۹]

بنابراین، جای هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند که بر اساس پیش‌بینی پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین (ع) باید یازده امام از نسل امیرمؤمنان علی (ع)، یکی پس از دیگری امامت مسلمانان را بر عهده گیرند. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که به چه دلیل می‌توان گفت این پیش‌بینی، تمام و کمال محقق شده و آخرین امام از سلسله امامان دوازده‌گانه نیز به دنیا آمده و به امامت رسیده است؛ زیرا بسیاری از مردم تولد و دوران رشد و بالندگی او را ندیده‌اند؟

در پاسخ این پرسش باید گفت ما روایات معتبری از عصر امام عسکری (ع) در دست داریم که در آنها افرادی جلیل‌القدر به تولد امام دوازدهم گواهی داده و اظهار داشته‌اند که جانشین امام دوازدهم بر ما معلوم شده است. افزون بر آن، شمار زیادی از بزرگان شیعه، آن حضرت را در زمان تولد و در اوان کودکی دیده و بر این موضوع گواهی داده‌اند. پس در تولد حضرت مهدی (ع) به عنوان دوازدهمین امام، هیچ شبهه‌ای نیست.

[۱]. ر. ک: الکافی، ج ۱، ص ۵۰۱، ح ۷؛ الإرشاد، ج ۲، صص ۳۰۹ ۳۱۲. برخی از اهل تحقیق سال ۲۳۴ ه. ق را سال ورود حضرت هادی (ع) به سامرا ذکر کرده‌اند. ر. ک: سیدمحمد صدر، تاریخ الغیبة الصغری، چاپ اول: بیروت، دارالتعارف، ۱۳۹۲ ه. ق، صص ۱۰۷ و ۱۰۸.

[۲]. محمدبن حسن حر عاملی، اثبات الهداة، تصحیح: سیدهاشم رسولی محلاتی، ترجمه: احمد جنتی، چاپ اول: تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۶۶، ج ۳، ص ۵۷۰، ح ۶۸۵.

[۳]. ر. ک: الإرشاد، ج ۲، ص ۳۳۶.

[۴]. همان، ص ۳۴۳.

[۵]. همان، صص ۳۴۵ و ۳۴۶؛ الکافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۲.

[۶]. الکافی، ج ۱، ص ۵۳۲، ح ۱۱؛ الإرشاد، ج ۲، ص ۳۴۶؛ کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۶۰، ح ۳؛ کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۴۱، ح ۱۰۶.

[۷]. الکافی، ج ۱، ص ۵۳۲، ح ۱۱؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، باب ۲۴، ص ۲۶۹، ح ۱۳؛ الإرشاد، ج ۲، ص ۳۴۶؛ کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۳۹، ح ۱۰۳.

[۸]. الکافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۵؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۳۳، ص ۳۵۰، ح ۴۵؛ الإرشاد، ج ۲، ص ۳۴۷؛ کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۴۰، ح ۱۰۴؛ کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۹۴، ح ۲۵.

[۹]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر. ک: الکافی، ج ۱، باب ماجاء فی الإثنی عشر و النص علیهم، صص ۵۲۵ ۵۳۵؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۲، صص ۱۵۵ ۲۰۸.

منبع:مهر

زن مسلمان در رسانه‌های اروپا!


عقیق:تصاویر و عبارت‌های کلیشه‌ای درباره زنان مسلمان، صفحات مطبوعات و رسانه‌های آلمانی‌زبان و انگلیسی‌زبان در اروپا را پر کرده است. این در حالی است که بسیاری از مسلمانان معتقدند که این تصاویر کلیشه‌ای بازگوکننده واقعیت زندگی آن ها نیست. بسیاری از زنان مسلمان در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا با گفت‌وگو با رسانه‌ها و از طریق فعالیت‌های خود، تصویر درستی از زندگی‌شان ارائه دهند. لیلا هاساکویچ دانشجوی رشته روزنامه‌نگاری و ارتباطات در دانشگاه وین یکی از این زنان است. او در پایان‌نامه کارشناسی‌ خود، گزارش‌های رسانه‌ها از زندگی زنان مسلمان را با واقعیت مقایسه کرده است. هدف او از این پژوهش، بازتاب برخورد تبعیض‌آمیز رسانه‌های تصویری و مکتوب اروپا علیه زنان مسلمان است. آنچه در ادامه می‌خوانید؛ بخشی از نتایج تحقیقات لیلا هاساکویچ است که در نشریه اسلامیشه تسایتونگ آلمان منتشر شده است:

آیا گزارش‌های رسانه‌های اروپایی درباره زنان مسلمان با واقعیت مطابقت دارد؟

در آلمان، زنان محروم، مسلمانان خطرناک و … بخشی از عبارت‌های کلیشه‌ای است که رسانه‌های مختلف درباره زنان مسلمان به کار می‌برند. به همین دلیل، من تصمیم گرفتم تا در پایان‌نامه کارشناسی خود،‌ اخبار و گزارش‌های منتشر شده درباره زنان مسلمان را با واقعیت زندگی آن‌ها مقایسه کنم. در طول کار تحقیقاتی، تمرکز من بر روی اصطلاحاتی از جمله ادغام، اسلام، تقسیم جنسیتی و تمایز قرار داشت تا درک بهتری از محتوای اخبار و گزارش‌های رسانه‌ها به دست آورم.

نتایج تحقیقات من نشان می‌دهد که اکثر رسانه‌ها، تصویر نادرستی از خانواد‌ه‌های مسلمان ارائه می‌دهند. در اغلب رسانه‌های اروپایی، خانواده‌های مسلمان شامل مردانی شاغل و زنانی است که مسئول تربیت فرزندان خود هستند. به گواه رسانه‌ها، مردان مسلمان در مراقبت از فرزندان سهم چندانی ندارند و زنان کمتر به فکر کار در خارج از خانه هستند. اکثر رسانه‌های جمعی، چنین نقش‌هایی را برای زنان و مردان ترسیم می‌کنند و به تولید و گسترش کلیشه‌ها علیه مسلمانان دامن می‌زنند. رسانه‌های جمعی همچنین تصویری غلط از فرهنگ اسلامی ارائه می‌دهند و این در حالی است که بسیاری از مسلمانان فرصت ارتباط مستقیم با سایر شهروندان را ندارند.

زنان مسلمان در اروپا به عنوان یک فرد غریبه معرفی می‌شوند

از سوی دیگر، یکی از پرسش‌های اصلی پایان‌نامه من این بود که رسانه‌های تصویری و مکتوب، هر کدام چه رویکردی نسبت به زنان مسلمان دارند؟ تحقیقات من نشان داد که تصویر زنان در رسانه‌های مکتوب بر اساس حوادث و وقایع منتشر می‌شود و زنان مسلمان جایگاه ثابتی در رسانه‌های مکتوب ندارند. ماریا رودر که در سال ۲۰۰۷، تصویر زنان مسلمان در نشریه اشپیگل را مورد بررسی قرار داده بود، در این باره نوشته است: در صفحات سیاسی، بیش از حوزه‌های دیگر، درباره زنان مسلمان نوشته می‌شود. در این بخش، ارزیابی‌ها از زندگی و رفتار زنان مسلمان تا حد زیادی منفی است. در این صفحات، از یک سو، زنان مسلمان، به عنوان یک فرد خارجی و غریبه معرفی می‌شوند و از سوی دیگر تأکید می‌شود که آن‌ها به دلیل قوانین اسلامی از زندگی روزمره محروم شده‌اند. این تصاویر غالباً منجر به درک منفی و تحریف شده از اسلام می‌شود.

زنان مسلمان مجبورند که به‌خاطر عقایدشان از فعالیت‌ها دست بکشند

اما این رویکرد تنها به نشریه اشپیگل اختصاص ندارد؛ نگاه اغلب رسانه‌ها به زنان مسلمان با پیش‌داوری و تعصب همراه است. زنان مسلمان بارها و بارها سعی کرده‌اند تا این تصاویر کلیشه‌ای را با استدلال‌های منطقی، خنثی کنند. آن‌ها همواره سعی می‌کنند به سایر شهروندان توضیح دهند که درک فرهنگ‌های مختلف می‌تواند به همزیستی مسالمت‌آمیز منجر شود. با این وجود، در اکثر مواقع زنان مسلمان مجبورند که به‌خاطر باورها و عقایدشان از فعالیت‌هایی که دارند، دست بکشند.

به طور مثال، من در طول تحقیقاتم با زنی محجبه اهل سوریه آشنا شدم که در عرصه موسیقی فعالیت می‌کرد. این زن ۲۲ ساله، چندی پیش علیه اسرائیل موضع گرفته بود. در آن زمان، رسانه‌ها این زن را مورد هجمه قرار دادند و او را عضو گروه‌های افراطی اسلامی معرفی کردند. این هجمه‌ها باعث شد که زن مسلمان، فعالیت‌ در عرصه موسیقی را کنار بگذارد. او در این باره گفت: من آرزو دارم که صلح در کل جهان گسترش یابد. اما متأسفانه این هجمه‌ها مرا آزار می‌دهد و به همین دلیل تصمیم گرفته‌ام که مدتی از فعالیت کناره‌گیری کنم.

حجاب دستمایه حقوق مدنی در اروپا/ مدعی آزادی تاب حجاب را ندارد

علاوه بر این‌ها، موضوع دیگری که همواره مورد توجه رسانه‌های جمعی اروپا قرار می‌گیرد، حجاب زنان مسلمان است. وقتی زنی محجبه است، تصویری منفی از او در رسانه‌های جمعی اروپا ساخته می‌شود. رسانه‌های غربی همواره به زنان مسلمان پیشنهاد می‌دهند که با ارزش‌ها و هنجارهای غربی همراه شوند. اکثر آن‌ها معتقدند که حجاب مشکل‌ساز است و نباید در محیط‌های آموزشی و قضایی از آن استفاده شود. در واقع این رسانه‌ها از یک سو نشان می‌دهند که ارزش‌های غربی حامی آزادی است و از سوی دیگر، فرهنگ اسلامی را عامل افراط‌گرایی در جامعه معرفی می‌کنند. در رسانه‌های تصویری نیز همواره تصویری منفی از زنان مسلمان ارائه می‌شود. بررسی‌های من نشان می‌دهد که در اکثر برنامه‌های تلویزیونی، حجاب زنان به عنوان سمبل ظلم به آن‌ها معرفی می‌شود.

 زنان مسلمان در اغلب گزارش‌ها، نقش قربانی را دارند!

همچنین نتایج بررسی‌های ماریا رودر نشان می‌دهد؛ مطالبی که درباره زنان مسلمان منتشر شده در دسته‌بندی‌هایی خاص مانند دین، خانواده، جامعه، مهاجرت و زنان قرار گرفته است. در این گزارش‌ها، اغلب به تحصیلات پایین زنان مسلمان، نگاه سنتی خانواده‌ها و خطراتی که زنان مسلمان را تهدید می‌کند، اشاره شده است. از سوی دیگر، همواره در رسانه‌ها، زنان مسلمان به عنوان زیردستان مردان خانواده دیده می‌شوند و اسلام عامل تبعیض جنسیتی در جامعه معرفی می‌شود. همچنین زنان مسلمان در اغلب گزارش‌ها، نقش قربانی و یا نقش عاملی خطرناک را دارند.

 در مجموع، بررسی محتوای رسانه‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها واقعیت موجود را نمایش نمی‌دهند. زنان مسلمان هیچ‌گاه در رسانه‌ها براساس توانایی‌ها و ویژگی‌های مثبت خود معرفی نمی‌شوند، بلکه بر اساس جنسیت و مذهب خود مورد قضاوت قرار می‌گیرند. آن‌ها حتی فرصت کافی ندارند تا خود را به شکلی درست در جامعه معرفی کنند.

تصویر حاج قاسم در قبرستان باب‌الصغیر سوریه+فیلم


عقیق:سفر به سوریه پس از سرنگونی داعش از اواخر آذرماه به صورت رسمی از سوی سازمان حج و زیارت برقرار شد و کاروان‌های ایرانی به صورت محدود به این سفر معنوی مشرف شدند.

هم‌اکنون نیز سفر به سوریه در حال انجام است و زائران ایرانی در کنار زوار سایر کشورها به سوریه و حرم حضرت زینب (س) مشرف می‌شوند.

یکی از برنامه‌های کاروان‌های زیارتی سوریه، زیارت قبرستان باب الصغیر در دمشق است. قبرستانی که یکی از اماکن تاریخی و مهم شیعیان به شمار می‌رود، چرا که بسیاری از فرزندان ائمه اطهار (ع) در این قبرستان به خاک سپرده شده‌اند.

در مقام رؤوس‎الشهداء (مدفن سرهای شهدای کربلا) که در نزدیکی باب الصغیر واقع شده، سرهای مبارک عباس بن علی (ع)، علی‌اکبر(ع) و حبیب بن مظاهر (ع) تدفین شده است. به همین دلیل سالانه بسیاری از شیعیان و عاشقان اهل بیت (ع) به این قبرستان مشرف شده و به زیارت می‌پردازند.

این روزها پس از شهادت سردار سلیمانی و سایر شهدای مقاومت در حمله تروریستی آمریکایی‌ها، بسیاری از عکس‌های شهید قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در گوشه و کنار اماکن زیارتی دمشق به چشم می‌خورد.

همچنین برخی زائران با در دست داشتن تصاویری از این شهدا به سمت حرم حضرت زینب (س) مشرف می‌شوند. کاروان افغانستانی نیز با چفیه‌هایی منقش به تصویر سردار قاسم سلیمانی به دمشق آمده و به زیارت حضرت زینب (س) و قبرستان باب الصغیر مشرف شده‌اند.

در ادامه فیلمی از ورودی باب الصغیر و مقام رؤوس‌الشهدا در دمشق و همچنین کاروان‌های افغانستانی که با چفیه منقش به تصویر سردار دل‌ها به این مکان مقدس مشرف شده‌اند، مشاهده می‌کنید:

تعداد بازدید : 0

آیت‌الله «بلندنظر» دارگذشت +عکس


عقیق:آیت‌الله حاج محمد بلندنظر از فضلا علمای برجسته و بنام استان لرستان و شهرستان الشتر پس از عمری تدریس و علم اموزی امروز در سن 94 سالگی به دیار حق شتافت.

آیت‌الله بلندنظر در سال 1304 هـ.ش در شهرستان الشتر متولد شد. او ابتدا قرآن را در محضر پدرشان که معلم قرآن بوده‌اند در مکتب خانه یاد گرفته و در سن 6 سالگی به خواندن نماز و قرآن مشغول و بعد از فوت پدر تحت تربیت مادری دلسوز و دائم‌الذکر قرار می‌گیرد.

در سن 16 سالگی برای فراگیری علوم دینی عازم قم شده و در مدت یک سال در قم به تحصیل مشغول گشت و سپس از آنجا وارد حوزه علمیه‌ کرمانشاه شد، در حالی که ریاست حوزه علمیه به عهده‌ مرحوم آیت الله کاظمی مومیوند بوده است.

 بعد از مدتی به دلیل اینکه پرداختن به دروس حوزوی در سطح عالی در این حوزه میسر نبوده است وی تصمیم می‌گیرد برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف شود. 

آیت‌الله بلندنظر در محضر اساتیدی همچون آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی، آیت‌الله سید محمود شاهوردی، آیت‌الله سیدعبدالهادی شیرازی و آیت‌الله سید محسن صدر کسب فیض نموده و به مدت 20 سال در حوزه‌ نجف اشرف به تحصیل و درک مفاهیم دینی اشتغال داشته است.

پس از 25 سال به ایران برگشته و مدت سه سال در حوزه علمیه‌ کمالیه خرم آباد در محضر آیت‌الله حاج آقا روح‌الله کمالوند دروس فقه و اصول را پشت سر می‌گذراند و به درخواست آیت‌الله کمالوند به مدت 2 سال امام جماعت مسجد صاحب الزمان(عج) بوده و از سال 1338 به بعد امام جماعت مسجد جامع شهر الشتر بوده‌اند.

وی قصد داشت به حوزه‌ی علمیه قم عازم شوند ولی به اصرار زیاد مردم شریف الشتر در این شهرستان ماند و به تبلیغ احکام و اقامه‌ نماز جماعت در مسجد جامع مشغول شد.

مدافعان حرمی که از ضَرَبَ، ضَرَبا گذشتند و خود را فدای اهل‌بیت(ع) کردند


عقیق:ماجرای مدافعان حرم یکی از عرصه ‎های بی‌نظیر تاریخ محسوب می‌شود؛ چرا که طی این ماجرا عده‌ای از آزادمردان و غیورمردان این سرزمین وارد مبارزه‌ای سخت علیه جبهه کفر و نفاق شدند و حماسه‌ای آفریدند که نام و یاد آن تا پایان دنیا بر تارک این سرزمین می‌درخشد و با گذشت زمان ارزش‌ها و اهمیت آن نمایان‌تر از گذشته می‌شود. در این بین هر گروهی به حسب وظیفه‌ای که بر دوش خویش احساس می‌کرد، وارد این میدان شد تا از حریم آل‌الله دفاع کند.

روحانیون با حضور در عرصه‌ی دفاع از حریم اهل‌بیت (ع) بار دیگر نشان دادند هنوز هستند آن دسته از روحانیونی که حاضرند جان خویش را فدای این نظام، انقلاب و نیز میهن اسلامی خویش کنند. شاید برای مخاطبان این سؤال مطرح باشد که نقش روحانیون در جبهه‌های نبرد دفاع مقدس و مدافعان حرم چگونه بود و چه فعالیت‌هایی در میدان نبرد داشتند؟

سید میثم یکی از روحانیون مدافع حرم در گفت‌وگو با تسنیم تأثیر حضور روحانیون مجاهد را در جبهه‌های مقاومت بیان کرد. او همرزم شهید بِلباسی است که در دوران نبرد نظامی چندین سال در کنار رزمندگان برای مقابله با دشمنان تکفیری در استان‌های حلب، دمشق، حماة و حمص حضور داشت، سید میثم بعد از نابودی داعش برای ترویج فرهنگ مقاومت و شهادت، فعالیت خود را در سازمان نشر آثار و ارزش های مشارکت روحانیت در دفاع مقدس آغاز کرد.

* با توجه به اینکه روایات زیادی در باب فضیلت قلم علما نسبت به دماء شهدا وجود دارد، انگیزه‌ و دلیل روحانیون برای حضور در جبهه‌های مقاومت و دفاع از حریم‌ اهل‌بیت (ع) چه چیزی است؟

حضرت امام‌خمینی (ره) فرمودند: شما کدام انقلاب را سراغ دارید که علما و روحانیون در خط مقدم نبودند و خونشان را در این مسیر ندادند؟ همچنین رهبر معظم انقلاب خطاب به طلاب و روحانیون فرمودند درود خدا بر آنهایی که از قلم و درس می‌گذرند و خونشان را در راه خدا فدا می‌کنند. طلابی مثل شهید میثمی فرمودند ما قلممان را با خون خودمان رنگین‌تر می‌کنیم. در مسیر انقلاب و جهاد، اسلام راه را به ما در آیات متعدد نشان داده است که در بین جهادها مثل جهاد با قلم، بیان و حضور در جبهه‌های نبرد، بهترینش جهاد در میدان‌های نبرد است.

احساس تکلیف علما و طلاب جوانی که در راه دفاع از حریم اهل‌بیت (ع) به شهادت رسیدند آن زمانی شروع شد که فهمیدند داعش و دیگر نیروهای ظالم وارد سوریه و عراق شده‌اند و به حرمین شرفین جسارت می‌کنند، در آن لحظه این طلاب درس، بحث، مکاسب، ذَهَبَ و ضَرَبَ را رها و خودشان را فدای اهل‌بیت (ع) کردند.

* نقش طلاب مدافع حریم در میدان‌های نبرد علیه تکفیری‌ها چگونه بود؟

نقش مهم تاثیرگذاری طلابی که در جبهه‌های مبارزه علیه نیروهای تکفیری حضور داشتند اینگونه بود که هر مطلبی از قرآن و روایات اهل‌بیت (ع) طی سال‌های حضور در حوزه‌های علمیه آموخته بودند، در رفتار و اخلاق خود در میادین مبارزه نشان می‌دادند، این رفتار قرآنی و اهل‌بیتی در رزمندگان شیعه و برادران اهل‌تسنن آن مناطق بسیار تأثیرگذار بود.

* روحانیون مدافع حرم در کشورهای سوریه و عراق در چه محورهایی فعالیت‌ می‌کردند؟

روحانیون که در دفاع از حریم اهل‌بیت (ع) حضور داشتند در سه عرصه فعالیت می‌کردند: طلابی که در کنار رزمندگان حضور داشتند و همانند دیگر رزمندگان از حریم اهل‌بیت (ع) دفاع می‌کردند، دسته دیگر طلابی که در مناطق جنگ به کار تبلیغی مشغول بودند و دسته آخر هم در کنار رزمندگان به نبرد و هم به کارهای تبلیغی مشغول بودند. البته این نکته قابل ذکر است که طلاب هر سه دسته در رأس امور خود کارهای تبلیغی را مد نظر داشتند و در کنار کارهای تبلیغی خود به مبارزه در معرکه هم مشغول بودند.

شهدای مدافع حرم , شهدای دفاع مقدس , اهل بیت علیهم السلام , قرآن و عترت , حوزه علمیه , حماسه و پایداری ,

طلاب در آن مناطق در تیپ‌های فاطمیون، زینبیون، قمر‌بنی‌هاشم(ع) و… حضور پیدا می‌کردند و برخی دیگر از طلاب وارد نیروهای محلی سوریه و عراق می‌شدند و برای آنها به زبان عربی سخنرانی‌ می‌کردند. این طلاب در زمان انجام عملیات و غیر عملیات برای رزمندگان به عنوان پیش‌نماز، اقامه صلاة می‌کردند، در کنار فرماندهان به سنگرهای مدافعان حریم اهل‌بیت (ع) سرکشی می‌کردند، لازم به ذکر است که در مناطق نبرد سوریه و عراق در کنار فرماندهان برای سرکشی و… هرکسی اجازه نداشت حضور داشته باشد اما طلاب در کنار فرمانده‌هان این کار را می‌کردند.

روحانیون از طریق سخنرانی، سرکشی و صحبت‌‌های چهره به چهره فرهنگ جهاد، ایثار و شهادت را که در 8 سال دفاع مقدس کسب شده بود به رزمندگان انتقال می‌دادند. طی سخنرانی‌ها بحث‌های اعتقادی، بصیرتی و دشمن شناسی را بازگو می‌کردند.

شهدای مدافع حرم , شهدای دفاع مقدس , اهل بیت علیهم السلام , قرآن و عترت , حوزه علمیه , حماسه و پایداری ,

* تأثیر حضور روحانیون در مناطق جنگی تا چه اندازه‌ای مشهود بود؟

اگر بخواهیم این تأثیرگذاری طلاب را متوجه شویم باید به شهدایی مثل شیخ ابوالقاسم اشاره کنیم، هنوز هم در روستاهای حلب سوریه نام این شهید توسط اهالی آن روستاها برده می‌شود و عکس‌های این شهید در خانه‌ی آنها وجود دارد. این به این دلیل است که مثل اهل‌بیت (ع) در عین فعالیت‌های تبلیغی، به مردم بسیار کمک می‌کرد.

* با توجه به اینکه شما در دفاع از حریم‌ اهل‌بیت (ع) حضور داشته‌اید، آیا خاطره‌ای از تأثیرگزاری حضور طلاب در جبهه‌های مقاومت به یاد دارید؟

من به عنوان کوچک‌ترین رزمنده در جبهه‌های نبرد خاطرات زیادی را از دوستان طلبه مدافع حرم دارم که نقش رزمنده‌های طلبه را بیان می‌کند.

خدا شهید میرزا محمود تقی‌پور را رحمت کند، ایشان اعزامی گردان 102 حضرت معصومه (س) تیپ 83 امام جعفرصادق(ع) قم بودند. این شهید به حدی با مردم روستاهای حلب با محبت رفتار می‌کرد که آنها بسیار به ایشان علاقه‌مند بودند، نام جهادی این شهید ابوالقاسم بود، زمانی که اسم جهادی ایشان برده می‌شد مردم آنجا او را می‌پرستیدند، چرا که توانست سیره و اخلاق پیغمبر (ص) و اهل‌بیت (ع) را به مردم نشان دهد، با توجه به اینکه اهالی آنجا برادران اهل‌تسنن بودند اما به شدت به او علاقه داشتند.

شهید ابوالقاسم طلبه‌ای بود که شب و روز نمی‌شناخت، وقتی ایشان شهید شد عده‌ای گفتند ما را ثبت نام کنید در کنار شما ایرانی‌ها باشیم و با دشمن بجنگیم. ایشان از ایران وسایل و کالاهای ضروری را تهیه می‌کرد و بین مردم روستاهای حلب پخش می‌کرد. شهید تقی‌پور آرد تهیه و تحویل نانوایی می‌داد تا برایش نان بپزند، بعد از اینکه نان‌ها آماده می‌شد در بین مردم فقیر پخش می‌کرد.

 نمونه دیگر از این افراد، شهید محمدحسن دهقانی بود که مردم عاشق او بودند. بارها ما دیدیم که افرادی با برخورد با طلبه‌ای، شیعه شدند و توانستند با رفتارهایی که از رفیق طلبه خود یاد گرفتند در بین مردم شهر و محله خود منشاء خیر شوند. به صورت کلی برایتان بگویم: کمتر طلبه‌ای است که در دفاع از حرم اهل‌بیت (ع) در مناطق حضور پیدا کند و نتواند منشاء اثر و خیر باشد.

* به دلیل اینکه داعش در کشورهای عراق و سوریه نابود شده است، آیا هنوز طلاب در آن مناطق حضور دارند؟

همانطور که شهید حاج قاسم سلیمانی وعده نابودی داعش را داده بودند الان چیزی به عنوان داعش در سوریه و عراق اصلاً حضور ندارد، به همین دلیل  جنگ سخت در میدان‌های عملیاتی سوریه و عراق کم شده است و زمانی که جنگ کاهش پیدا می‌کند نیروهای مستقر در منطقه دچار فرسایش می‌شوند. بله، طلاب اکنون در آن مناطق حضور دارند، بنا به فرموده یکی از فرماندهان سوریه وقتی طلاب بعد از جنگ سخت در مناطق حضور پیدا می‌کنند اعتماد و ارتباط بسیار زیبایی بین طلاب و رزمندگان حاصل می‌شود که این اتفاق فرسایش جنگ را کاهش و اعتقادات رزمندگان را افزایش می‌دهد. استقبال از طلاب بعد از جنگ در مناطق به قدری زیاد است که وقتی طلبه‌ای در مناطق حضور پیدا می‌کند برای حضور آنان در فوج‌ها (گردان) درگیری پیش می‌آید.

* شما در سازمان مشارکت روحانیت در چه محورهایی فعالیت‌ می‌کنید؟

 ما در این سازمان همانطور که از اسم آن معلوم است ارزش‌، حضور و عملکرد روحانی‌ها را در دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامی نشان می‌دهیم و قصد داریم محتوای معنوی، دینی و تبلیغی روحانیون را در جبهه‌های نبرد، در قالب‌های مختلف مثل کتاب در اختیار مردم قرار بدهیم.

* تعداد شهدای روحانی در میادین مختلف مثل هشت سال دفاع مقدس و مدافعان حریم اهل‌بیت (ع) چقدر است؟

هم‌اکنون طبق آمار رسمی ما 3 هزار و 888 طلبه شهید داریم که آخرین این شهدا شهید خرسند است که امام جمعه بودند و به شهادت رسیدند. بیش از 50 شهید جزو سرداران و فرماندهان جنگند و امروز به عنوان سرداران شهید از آنها نام می‌بریم.

از بین شهدای والا مقام و آسمانی مدافعان حریم اهل‌بیت(ع)، 28 روحانی شهید مدافع حرم تأیید شده داریم، البته این تعداد 32 شهید است که فقط 28 شهید را حوزه علمیه به عنوان شهید طلبه تأیید کرده است.

* آیا در این زمینه تولیدات هم داشته‌اید؟

هم‌اکنون خاطرات شفاهی روحانیون رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس و مدافعان حرم با عنوان کتاب “کاشفان حقیقت تفقه” در حال تدوین است، این کتاب بیانگر این موضوع است که فقه اسلام را این‌ رزمنده‌ها شناخته‌اند، این افراد مثل عده‌ای نبودند که به قول رهبر معظم انقلاب در اتفاقات کشور عبا را به سرشان بکشند و بگویند ما به مسائل این کشور کاری نداریم، بلکه با رها کردن قلم‌، درس و گذشتن از وقتشان وارد این عرصه شدند.

نویدی که می‌توانیم به دوستانمان بدهیم این است که در حال تدوین 10 جلد کتاب در مورد نقش روحانیت در جبهه‌های مقاومتیم. تعداد شهدای روحانی مدافع حرم در جبهه‌های مقاومت از جمله شهدایی از کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان نزدیک به 300 نفر است که اکنون در حال جمع‌آوری این خاطراتیم.

یکی از کارهایی که در حال اجرا است تدوین کتاب با موضوع نقش مراجع در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است، به عنوان مثال خیلی از افراد خبر ندارند که آیت الله وحید خراسانی چندین مرتبه در جبهه‌های جنگ شرکت کرده‌اند. جمله‌ای معروف از آیت الله وحید خراسانی وجود دارد که می‌فرمایند «من دماء مطهر را در جبهه‌ها به چشم دیدم.»

بیشتر بخوانید

ما هم‌اکنون در حال جمع‌آوری لوازم باقی مانده شهدای روحانی هستیم که ان‌شاءالله بعد از تکمیل در قالب موزه روحانیت این آثار را در معرض دید عموم قرار می‌دهیم تا مردم بتوانند از نزدیک با نقش روحانیت در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آشنا شوند.

بخش دیگری که در قالب کتاب چاپ شده‌ است آیات و روایات جهاد و مقاومت است، البته هنوز هم در حال فعالیت و تکمیل این مجموعه‌ایم.

بخش دیگری که کار شده است و می‌توانم به جرأت بگویم هیچ نهادی مثل این سازمان نتوانسته است بکند، فرهنگ و فهرست اعلام شهدای روحانی است. این کتاب را جمعی از طلاب انقلابی و بسیجی تکمیل کردند و با حمایت طلاب این کتاب به چاپ رسید و هم‌اکنون در حال ارسال به استان‌های مختلفیم. ان‌شاءالله در مرحله بعدی چاپ که در تیراژ بالایی است قصد داریم به کتابخانه‌ها و حوزه‌های علمیه کشور این کتاب را ارسال کنیم.

* آیا فضایی ایجاد شده است تا رزمندگان روحانی جبهه‌های نبرد بتوانند خاطراتشان را برای مردم بیان کنند؟

بله ما هم‌اکنون برای طلبه‌ها دوره‌های متعددی را تحت عنوان تربیت راوی برگزار می‌کنیم تا با گذراندن کلاس‌های آموزشی با حضور در اردوی راهیان نور برای شرکت‌کنندگان خاطراتشان را بیان کنند، مثلاً دوره‌ی اخیر در شهریور سال 1398 با حضور آقایان ماندگاری، یکتا، کاجی در قالب کلاس‌های تئوری و کارگاه برگزار شد. نزدیک به 100 نفر طلبه به عنوان طلبه راوی سبک زندگی شهدای روحانی در دوره‌ی اخیر تربیت شدند.

سازمان مشارکت روحانیت تنها نهادی است که حکم روایتگری طلاب را صادر می‌کند، این در حالی است که هیچ نهادی حکم روایتگری ندارد.

منبع:تسنیم

آیه‌ای که حضرت زهرا (س) درباره تبعات پذیرش خلافت امیرالمؤمنین خواند


عقیق:پس از وفات رسول‌الله (ص) امت اسلام به سبب عدم عمل به تعهدات خویش نسبت به پذیرش خلافت امیرالمؤمنین(ع) دچار عقب‌گردی شدید در ارزش‌های دینی و معنوی شد. از همان آغازین لحظات وفات نبی مکرم اسلام عده‌ای از جلوداران سپاه اسلام با رویکرد تعصبی و قبیله‌ای خویش، سعی کردند فردی را غیر از آنچه رسول خدا (ص) برای آنها برگزیده بود، به مسند خلافت بنشانند و در این سعی خود به موفقیت دست یافتند. 

حضرت زهرا سلام‌الله علیها به عنوان اولین مدافع حریم ولایت نسبت به این مسئله شکایت کرد که به نقل تاریخ نه تنها به نگرانی ایشان ترتیب اثر داده نشد بلکه با برخوردهای ناملایم صحابه بزرگ پیامبر مواجه شد و در این مسیر دچار آسیب جسمانی شد و همین مسئله، زمینه شهادت این بانوی بزرگوار را در مدت کمی پس از وفات پدر بزرگوارشان فراهم آورد.

بازخوانی برخی گزاره‌های تاریخی درباره نقش حضرت زهرا سلام‌الله علیها پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص)، ما را بر آن داشت با حجت‌الاسلام میثم رستمی، محقق و پژوهشگر دینی و استاد حوزه علمیه به گفت‌وگو بنشینیم.

وی در بخشی از این گفت‌وگو می‌گوید عدم ایمان امت اسلامی و تکذیبشان نسبت به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آنها را از برکات آسمان و زمین بازداشت و امت را دچار کیفری سخت کرد؛ روی کار آمدن بنی‌امیه و تاراج مسلمین سپس حاکمیت بنی‌العباس، نمونه‌ای از این کیفرهای الهی بود.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

* پس از جریان سقیفه شاهد به صحنه آمدن حضرت زهرا (س) و دفاع از حق امامت و خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودیم. چرا حضرت زهرا (س) برای احیای حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام این مقدار تلاش به خرج دادند؟

پاسخ اول اینکه مردم در حکومت دینی نقشی محوری دارند و حکومت نیز موظف به برآورده کردن نیاز آنهاست. دولت‌ها باید تدبیر داشته باشند، برنامه‌ریزی و فکر کنند. اما سوای از اینها از اساسی‌ترین مسئله‌ای که حکومت دینی باید دنبال آن باشد، هدایت‌گری و تسهیل عبودیت برای مردم است. بنابراین حکومت اسلامی علاوه بر اینکه باید درباره تأمین معاش مردم برنامه داشته باشد،‌ در قبال دین مردم نیز وظیفه مهمی بر عهده دارد. باید زمینه‌های تقوا را در جامعه فراهم کند تا فرهنگ مردم به سوی ارزش‌ها سوق داده شود. حکومت باید زمینه‌های معنویت و رشد جامعه بسوی کمال را فراهم کند همچنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود

همراهی مردم در حکومت دینی رکنی اساسی است، یعنی مادامی که مردم همراهی نکنند و اراده یاری کردن حکومت را در خود نبینند، حکومت دینی اگر هم تشکیل شود، فایده‎ای در بر ندارد؛ لذا شما می‌بینید در زمان حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و هم در دوران انقلاب اسلامی، بسیار بر سطح همیاری و همکاری مردم تأکید شده است. در صدر اسلام این مسئله با بیعت معرفی شد و امروز با مقولاتی همچون انتخابات و حضور در راهپیمایی‌ها و …؛ اگر همراهی مردم نباشد، حکومت دینی به غایت خود نمی‌رسد؛ لذا در مسائلی که مردم به اشتباه روند، حکومت فقط تبیین و روشنگری می‌کند. این مسئله، جنبه تربیتی در پی دارد؛ مردم در مهم‌ترین تصمیمات اجتماعی و سیاسی، بصیرت، نگرش و معرفت خویش را مورد سنجش قرار می‌دهند.  

نکته دیگر اینکه مردم در حکومت‌های دینی نقش برپایی قسط و عدل را دارند؛ وظیفه دارند آنچه که رسولان برای آنها به یادگار گذاشتند، اقامه کنند. خداوند در آیه25 سوره حدید می‌فرماید «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط …؛  به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و میزان را فرود آوردیم تا مردم به قسط برخیزند».

* آیا نمونه تاریخی در سیره حکومتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم؟

در زمان امیرالمؤمنین مردم نماز تراویح را به جماعت می‎خواندند. این مسئله، یکی از بدعت‌هایی بود که پس از وفات رسول خدا (ص) و در زمان خلفای پیش از امیرالمؤمنین رخ داد. وقتی حضرت وارد کوفه شدند، عده‌ای از مردم نزد حضرت آمدند و گفتند برای نماز تراویح برای ما امام جماعت قرار بده. حضرت فرمود این کار را انجام نمی‌دهم؛ حضرت جلوی آنها را گرفت و فرمود شما حق این کار را ندارید. در روایت آمده است که مردم شروع به گریه کردند و گفتند (ابْکُوا فِی‏ رَمَضَانَ‏ وَا رَمَضَانَاه‏). گریه بکنید، ماه رمضان ما را علی از ما گرفت، امیرالمؤمنین معنویت ماه رمضان را از ما گرفته است. حارث نزد امیرالمؤمنین آمد و گفت  ای امیرالمؤمنین مردم گریه می‌کنند و از صحبت شما ناراحتند؛ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ضَجَّ النَّاسُ وَ کَرِهُوا قَوْلَک‏؛ حضرت فرمود “آنها را رها کنید و بگذارید کار خودشان را بکنند.” «دَعُوهُمْ‏ وَ مَا یُرِیدُونَ‏ لِیُصَلِّیَ بِهِمْ مَنْ شَاء.

 یعنی حکومت امیرالمؤمنین هرچند با این بدعت مواجه می‌شود، امام حضرت سخت‌گیری نمی‌کنند و تا جایی که امکان داشت آگاهی می‌داد. البته به این معنا نیست که فعل مردم مشروعیت دارد؛ لذا شما می‌بینید رهبر انقلاب بر همین مبنا رفتار می‌کند؛ مثلاً وقتی که خواسته مردم مذاکره با آمریکا می‌شود، ایشان مسیر را باز می‌کنند تا سود و زیان کار را خودشان متوجه شوند. یا اگر دولت‌ها به مصلحت خود مصوبه‌ای را به تصویب می‌رسانند، در چارچوب قانون اساسی از آن حمایت می‌کنند.   

آگاهی‌هایی که حضرت زهرا (س) می‌دادند، از چنین موضعی قابل بررسی است. ایشان بر اساس قاعده امر به معروف و نهی از منکر، مردم را به سوی حکومتی دعوت می‌کرد که رسول خدا(ص) آن را از جانب خداوند به امیرالمؤمنین واگذار کرده بود، اما جامعه از این حکومت رویگردان شده بود. مردم را آگاهی می‌دادند که اگر به سوی امیرالمؤمنین بیایید و از ایشان حمایت کنید،‌ او شما را به مطلوب‌تان می‌رساند، اما اگر رویگردان شوید، دچار نفرین و عذاب می‌شوید. در نهایت مسیری را برگزیدند که جامعه اسلامی اینگونه که در تاریخ آمده دچار انحطاط شد تا آنجا که خون امامان امت را بر خود مباح دانست به ویژه ماجرای غمبار کربلا که مهر ننگی بر پیشانی امت اسلام تا پایان دنیا شد به گونه‌ای که یهودیان و مسیحیان لب به شکوه بر امت اسلام و طرز رفتارشان با فرزند پیامبرشان گشودند.

شکل‌گیری حکومت آرمانی در پرتو پذیرش ولایت علوی

* به نظر شما دستیابی امیرالمؤمنین علیه السلام به حکومت اولیه جهان اسلام‌،‌ چه تبعات مثبتی را در بر داشت؟

اتفاقاً حضرت زهرا سلام‌الله علیها به تبعات مثبت آن پاسخ داده‌اند. ایشان در یکی از سخنان خویش در بین زنان مدینه چهار جهت مهم را در تبعات مثبت پذیرش حکومت امیرالمؤمنین (ع) ‌مطرح می‌کنند. یکی، موضوع هدایتگری است. می‌فرماید «تَا للّهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللاّئِحَةِ وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ الْواضِحَةِ لَرَدَّهُمْ اِلَیْها وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها؛ به خدا سوگند [اگر امر خلافت با او بود] هر گاه مردم از جاده حق منحرف مى‌شدند و از پذیرش دلیل روشن سرباز مى‌زدند، آنها را با نرمى و ملایمت به سوى منزل مقصود سِیر مى‌داد؛ یعنی جنبه هدایتگریِ حکومت امیرالمؤمنین مطرح است.

نکته دومی که حضرت زهرا سلام‌الله علیها به آن اشاره دارند، حکومتی است که امیرالمؤمنین بر عهده می‌گرفت، یک نوع سهولت و آسان‌گیری بر مردم بود. به گونه‌ای نبود که مردم در زمان خلفا در شدت و مضیقه قرار گیرند؛ لذا حضرت مطرح می‌کنند  «لا یَکِلُّ سائِرُهُ وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ؛ به گونه‌ای سِیر می‌داد که هرگز آزار دهنده نبود، نه مرکب ناتوان مى‌شد و نه راکب خسته و ملول.»  علی علیه السلام به گونه‌ای حکومت می‌کرد که نه راکب خسته می‌شد و نه مرکب. یعنی حکومت به گونه‌ای می‌شد که خلیفه الهی مردم را با سهولت به سوی هدایت الهی سوق می‌داد.

سومین نکته این بود که حضرت از رفاه دوری و به کم‌ترین مقدار مادیات بسنده می‌کردند. حضرت زهرا سلام‌الله علیها در این باره فرمود «او هرگز از دنیا بهره نمى گرفت و از آن سودى جز سیراب کردن تشنه‌کامان و سیر کردن گرسنگان نداشت. در اینجا دنیاپرست از زاهد و راستگو از دروغگو براى همه آنها روشن می‌شد

تکذیب ولایت امیرالمؤمنین، امت را گرفتار بنی امیه و بنی العباس کرد

در واقع حضرت زهرا (س) در این فرازها به نعمات و برکاتی اشاره دارند که بنا بود در حکومتی آرمانی به وقوع بپیوندد؛ در انتها اشاره به آیه96 سوره اعراف کرده و فرمود: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَات مِّنَ السَّمَاءِ وَ الاَرْضِ وَ لَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ و اگر اهل شهرها و آبادى‌ها ایمان مى‌آوردند و تقوا پیشه مى‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‌گشودیم، ولى [آنها حق را] تکذیب کردند و ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم». در واقع عدم ایمان امت اسلامی و تکذیبشان نسبت به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آنها را از برکات آسمان و زمین بازداشت و امت را دچار کیفری سخت کرد؛ روی کار آمدن بنی‌امیه و تاراج مسلمین سپس حاکمیت بنی‌العباس، نمونه‌ای از این کیفرهای الهی بود. 

 

عدم ایمان امت اسلامی و تکذیبشان نسبت به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آنها را از برکات آسمان و زمین بازداشت و امت را دچار کیفری سخت کرد؛ روی کار آمدن بنی‌امیه و تاراج مسلمین سپس حاکمیت بنی‌العباس، نمونه‌ای از این کیفرهای الهی بود.

 

 

در واقع می‌توان گفت با مطالعه تبعات پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، انسان یاد نعمات عصر ظهور می‌افتد. بر اساس آیه «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ‏ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَر ِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور؛ همان کسانى که چون در زمین به آنان مکنت دهیم، نماز برپا مى‏‌دارند و زکات مى‏‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و سرانجام همه کارها از آنِ خداست.»، چهار برنامه اساسیِ معصومان علیهم‌السلام مشخص می‌شود. این موارد باید در سطح عموم شکل گیرد. 
اولین آن، اقامه نماز است. یعنی همّ و غمّ حکومت اسلامی، نزدیکی رابطه مردم با خداست. اگر صدا و سیما و سینما برنامه‌ای دارد، باید مدنظر داشته باشد که آیا این برنامه سبب تقویت ارتباط با خدا و عترت می‌شود یا خیر. دومین آن، اتای زکات است که شامل کمک‌های اجتماعی، مالیات و … می‌شود. روایات صحیح داریم که امیرالمؤمنین بر اسبها مالیات بستند؛ چرا که این مسائل برای طبقه مرفّه جامعه بود؛ یعنی نظام عادلانه اجتماعی. طبقه ثروتمند و مرفه جامعه باید مالیات خویش را پرداخت کنند تا در طبقات عمومی اجتماع خرج شود. امر به معروف و نهی از منکر دو برنامه دیگر محسوب می‌شود. در حکومت علوی هم حاکمان و هم مردم، باید مسئولیت‌های اجتماعی خویش را بپذیرند. در این موضوع، امیرالمؤمنین برخورد شدیدی با متخلفان حکومتی داشتند.

* در این باره نمونه‌ای ارائه می‌دهید؟

به عنوان نمونه امیرالمؤمنین علیه‌السلام هنگامی که از خیانت ابن هَرمَه، مأمور بازار اهواز اطلاع یافت، به رفاعه چنین نوشت «هنگامی که نامه‌ام را خواندی، ابن هرمه را از بازار برکنار کن و او را به خاطر مردم از کار، بازدار سپس زندانی کن و خبر آن را اعلان عمومی کن و به کارگزارانت بنویس و نظرم را به آنان ابلاغ کن. درباره ابن هرمه، غفلت یا کوتاهی نکنی که نزد خداوند هلاک شوی و من هم به بدترین شیوه برکنارت خواهم کرد که از این کار، تو را به خدا پناه می‌دهم.» سپس مجازات‌هایی را برای او معین کردند. از این نمونه‌ها به وفور در تاریخ حکومت حضرت دیده می‌شود.

* به نظر می‌رسد تفاوتی معنوی و معرفتی بین آنچه امت باید پس از رحلت نبی مکرم اسلام درباره پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  تصمیم اتخاذ می‌کردند با پذیرش حکومت حضرت پس از خلیفه سوم‌شان وجود دارد.

همان گونه که حضرت زهرا سلام‌الله علیها بیان داشتند، اگر مردم از همان ابتدا، خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را می‌پذیرفتند‌، خداوند برکات آسمان و زمین را بر آنها قرار می‌داد و امت را از نعمت‌های خاص ارتزاق می‌کرد؛ اما زمانی که به تعبیر قرآن تکذیب کردند و رویگردان شدند، عذاب و نقمت بر امت جریان یافت و جامعه اسلامی از درون تهی شد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام زمانی صاحب حکومت شدند که خیلی از جلوداران اسلام گرفتار اشرافیت و استفاده نامشروع از اموال بیت‌المال شده بودند. مسئولانی که در حکومت حضرت به فساد کشیده شدند، محصول جریان سقیفه به بعد بود. تاریخ با جزئیات، فساد برخی صف‌اولی‌های سپاه اسلام را گزارش داده است. وقتی بین این مدت 20 سال فاصله می‌افتد، حضرت بین کسانی که انتخاب می‌کنند، انسان‌های کم‌کار و گاهی بی‌مسئولیت خارج می‌شود.

منبع:تسنیم

برپایی موکب‌های حجاب در ایام فاطمیه در تهران


عقیق:مجموعه #دختران_انقلاب، یک گروه فرهنگی مردمی است که برای ترویج امر به معروف و نهی از منکر و انجام کارهای فرهنگی در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فعالیت می‌کند. فعالیت‌های این گروه مردمی در فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و محیط‌‌های اجتماعی در قالب معرفی سبک زندگی شهدا و توصیه بزرگان و شهدای مختلف در زمینه عفاف و حجاب انجام می‌شود.

این مجموعه فرهنگی در ایام فاطمیه اقدام به برپایی «موکب‌های حجاب» به یاد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در دو شهر تهران و اصفهان با حضور خانواده‌های معظّم شهیدان «ابراهیم هادی، قربانخانی، احمدی روشن، تهرانی مقدم، متوسلیان، وصالی، رسول خلیلی، حدادیان، مرتضی کریمی، علی خلیلی، محمدرضا دهقان، نیری، میردوستی» کرده است.

این موکب‌ها در تهران در 5 نقطه: 1ـ چهارراه ولی‌ّعصر(عج)، 2ـ میدان فاطمی، جنب مترو جهاد، 3ـ میدان شهداء، 4ـ بازار، جنب مترو 15 خرداد، 5ـ میدان هفت‌تیر و 6ـ میدان انقلاب و در شهر اصفهان نیز در دو نقطه 1ـ میدان انقلاب و 2ـ گلستان شهداء دایر شده است.

علاقه‌مندان جهت حضور در این برنامۀ فرهنگی می‌توانند از 5 تا 10 بهمن هر روز از ساعت 15 تا بعد از نماز مغرب و عشاء در محل‌های مذکور حضور پیدا کنند.

 

منبع:تسنیم

چرا رهبر انقلاب تشییع پیکر سردار سلیمانی را جزو ایام‌الله معرفی کردند؟



عقیق:حجت‌الاسلام سیدعباس موسوی‌مطلق طی یادداشتی برای تسنیم، به تبیین نگرش توحیدی رهبر معظم انقلاب پرداخت.

نگرش توحیدی  رهبر معظم انقلاب ناشی از توحید ناب قرآنی و اهل‌بیتی است؛ این مسئله که ایشان دست خداوند را در همه رویدادهای اجتماعی و امنیتی می‌بیند و از موضع قدرت سخن می‌گوید، ناشی از ایمان راسخ ایشان به وعده‌های پروردگار است. ما بارها طی حدود 30 سال رهبری ایشان شاهد بودیم وقتی از امید به نصرت الهی و توکل بر خداوند متعال در صحنه‌های مختلف اجتماعی سخن می‌گویند، خودشان جلوتر از همه به این آموزه‌ها عمل می‌کنند. بنابراین مقام معظم رهبری معتقد است که اعتقاد به توحید و وحدانیت خداوند باید به قاعده زندگی تبدیل شود و برای خود ایشان اینچنین است. شما وقتی به مفاد خطبه‌های رهبر معظم انقلاب در روز جمعه 27 دی دقت می‌کنید، آن را خطبه‌ای کاملاً توحیدی می‌یابید.

نمونه این رفتار رهبر معظم انقلاب را در رویدادهای مختلف بارها مشاهده کرده‌ایم. ایشان در بخشی از سخنانشان در 14 بهمن امسال در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی با اشاره به حوادث سیل که ابتدای سال دامن هموطنان ما را گرفت، این رویداد را هرچند تلخ، اما حاوی پیام‌های درس‌آموز دانستند و فرمودند: «در همه‌ی حوادث طبیعی و بلایای طبیعی -که حوادثی [است] که ظاهر بلا دارد، اگر چه باطنش ممکن است نعمت و عطای الهی باشد- ملّت ایران حقیقتاً جانانه وارد میدان می‌شوند؛ ما این را بارها و بارها آزموده‌‌ایم. این روح همبستگی در میان مردم ما و حالت بسیج‌شوندگی برای خدمت به هم‌میهنان یک چیز استثنائی است»؛ یعنی خداوند در ورای ابتلائات اجتماعی، همگان را مورد آزمون قرار می‌دهد. فلسفه ابتلائات فردی و اجتماعی را در آیه155 سوره بقره این‌طور می‌خوانیم: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛ یعنی قطعاً ما شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاهش اموال و نفوس و کشت‌ها مورد ابتلا قرار می‌دهیم و تو ـ اى پیامبر ـ به شکیبایان نوید بده»؛ یعنی از این منظر قرآنی، بلایای طبیعی یکی از سنت‌های الهی است و سبب امتحان و رشد بشر است و یادآوری نعمت‌های الهی را به همراه دارد.

از این رو، نگاه توحیدی، روح حاکم بر بیانات رهبر معظم انقلاب در تمام سخنرانی‌های ایشان است؛ یعنی در ورای برخی رویدادهای اجتماعی، هرچند تلخی و ناخوشایندی وجود دارد، اما می‌توان از منظری به آنها نگریست که نکات درس‌آموز از آن برداشت کرد و منظور خداوند را متوجه شد. با این نگرش، ماجرای ترور سردار شهید سلیمانی را جزو ایام‌الله را معرفی کردند. ایشان در بخشی از سخنانشان در خطبه‌های نماز جمعه فرمود: «ماجراهای تلخ، ماجراهای شیرین، حوادث درس‌آموز در این دو هفته برای ملّت ایران پیش آمد. یوم‌الله یعنی چه؟ یعنی آن روزی که دست قدرت خدا را انسان در حوادث مشاهده می‌کند؛ آن روزی که 10ها میلیون در ایران، و صدها هزار در عراق و بعضی کشورهای دیگر به پاس خونِ فرمانده سپاه قدس به خیابان‌ها آمدند و بزرگ‌ترین بدرقه‌ی جهان را شکل دادند، این یکی از ایّام‌الله است» بنابراین نگرش توحیدی رهبر انقلاب باید الگویی سازنده برای تمام مسئولان نظام باشد.

این نوع رفتار، همان مدل نگاهی است که امام بزرگوار در هنگام فتح خرمشهر داشتند آنجا که فرمود: “خرمشهر را خدا آزاد کرد” و یا آن زمان که نیروهای آمریکایی در صحرای طبس گرفتار شدند، اشاره داشتند “شن‌ها مأمور خدا بودند” این یعنی اشاره به آیه “فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ‏ إِذْ رَمَیْتَ‏ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم‏؛‌ و شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کُشت. و چون [تیر به سوى آنان‏] انداختی، تو نینداختی بلکه خدا زد تا به این وسیله مؤمنان را به آزمایشى نیکو بیازماید. قطعاً خدا شنواى داناست.” (آیه17 سوره انفال)

ایشان بارها تأکید بر نگرش توحیدی در مسائل مختلف اجتماعی داشته‌اند. رهبر انقلاب در سخنانی با نقد نگاه سکولار در بستر جوامع فرمودند «مهمترین مشکل دنیایی که امروز رنگین‌ترینش در غرب متجلی است و به آن داریم اشاره می‌کنیم، جدایی از خدا و اعتقاد به خدا و التزام به اعتقاد به خداست. البته شاید اعتقاد ظاهری و صوری و اینها وجود دارد، لیکن به اعتقاد به خدا التزام نیست. اگر مسئله‌ی مبدأ حل شد، بسیاری از مسائل حل خواهد شد.» همچنین اشاره داشتند «وقتی انسان به این مسئله معتقد شد، این توحیدی که این معنا را به ما نشان می‌دهد، یک نیروی عظیم و تمام نشدنی را در اختیار بشر می‌گذارد.» (89/9/10)

 

منبع:تسنیم

نحوه عزاداری فاطمیه در عین حفظ وحدت مسلمین



عقیق:برگزاری مراسم فاطمیه و عزاداری در سوگ شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها یک ضرورت بوده و وظیفه‌ای است که بر عهده ما، شیعیان، قرار دارد. برپایی مجالس عزا در رثای بانوی مکرم اسلام نه تنها موجب برقراری ارتباط ویژه با آن حضرت و عرض ارادت و ادب به محضر نبی مکرم اسلام صلی‌الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام می‌شود، بلکه زمینه‌ای است برای آشنایی بیشتر با سیره و سبک زندگی الگوی زنان و مردان بهشتی.

در این میان، در آستانه ایام عزا و سوگ فاطمیه پرسش و ابهامی برای عده‌ای به وجود می‌آید مبنی بر اینکه چه کنیم ضمن برگزاری مراسم عزا و بیان حقایق درباره آن واقعه جان‌گداز، وحدت میان ما، شیعیان و برادران اهل سنت محفوظ مانده و به آن آسیب و خدشه‌ای وارد نشود.

در گفت‌وگویی که با حجت‌الاسلام محمود ریاضت، خطیب و کارشناس دینی انجام داده به بررسی پاسخ این نوع ابهامات پرداختیم. طبق گفته این پژوهشگر اسلامی، حتی حضرت زهرا سلام‌الله علیها در آن اوضاع حساس و در مواجه شدن با افرادی که حق را غصب کرده بودند، باز هم ولایت را دلیلی برای ایجاد اتحاد معرفی می‌کنند که هر کسی در هر شرایطی و در هر موقعیت و برهه‌ای از تاریخ باشد با تمسک و چنگ زدن به این ریسمان الهی زمینه وحدت میان خود و برداران دینی خود را فراهم می‌کند. با این تعبیر ما به عنوان شیعیان و پیروان حضرت زهرا سلام‌الله علیها و امام علی علیه السلام اجازه نداریم که ولایت را به عنوان دلیل و زمینه ایجاد تفرقه و از هم پاشیدگی امت اسلامی بیان و مطرح کنیم. چراکه اساس ولایت بر مبنای وحدت گذاشته شده است.

عزاداری در عین حفظ وحدت در جامعه اسلامی

برپایی مراسم عزاداری در ایام فاطمیه چگونه باید باشد تا ضمن بیان حقایق و اندرزهای آن ماجرای جان‌سوز، مسئله وحدت بین مسلمانان محفوظ بماند و به ویژه برادران شیعه و اهل سنت اتحاد خود را حفظ نگه دارند؟

برای برپایی مراسم عزا در سوگ حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها بهترین راهکار این است که به سیره و منش ائمه اطهار علیهم السلام مراجعه کنیم و ببینیم آن بزرگان چطور در رثا و عزای مادر بزرگوار خود رفتار می‌کردند و یا آموزه‌ها و معارف آن واقعه را مطرح می‌کردند.

در این مورد حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام عنوان شده مبنی بر اینکه فرموده‌اند: «یکی از نخستین آموزه‌هایی که ما، اهل بیت به فرزندان خود آموزش می‌دهیم، خطبه فدکیه مربوط به مادرمان، حضرت زهرا سلام‌الله علیها است.» این حدیث شریف راهکاری برای مراسم عزای ما دارد. می‌توانیم در ایام فاطمیه و مراسم سوگواری این روزها، خطبه فدکیه را مطرح کرده و آن را به مردم و مخاطبان خود آموزش بدهیم. این همان سیره‌ای است که دقیق و درست از امام صادق علیه السلام به دست ما رسیده است.

بیشتر بخوانید: بررسی چگونگی الگو بودن حضرت زهرا(س) برای همه مردم/ چگونه حضرت فاطمه(س) واسطه فیض الهی به عالم هستند؟

تحلیل خطبه فدکیه در مجالس عزای حضرت زهرا سلام‌الله علیها

چگونه با بیان خطبه فدکیه، تبری اعلام می‌شود و در عین حال تقیه هم صورت می‌گیرد؟

خطبه فدکیه راهکاری است که هم تقیه کرده‌ایم و عامل ایجادکننده ضعف در وحدت را عنوان نکرده‌ایم و هم اعلام تبری را که وظیفه ماست، انجام داده ایم. وقتی خطبه فدکیه به نقل از حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها را به درستی بررسی کنید متوجه می‌شوید که آن بانوی بزرگوار به هیچ انسانی اهانت و جسارتی نکرده‌اند. این موضوع عاملی است که وحدت و اتحاد ما مسلمانان را زیر سؤال نمی‌برد.

جالب این است که اصولاً گفتمان و بیانات حضرت زهرا سلام‌الله علیها در این خطبه زمینه‌ای برای ایجاد اتحاد در عالم مسلمین است. چراکه مباحث و موارد مربوط به اصول عبادت، اعتقادات، آموزه‌های اخلاقی و سیاسی به درستی و با ظرافت مطرح شده است.

آن طور که امام علی علیه السلام فرموده‌اند شیعیان کیس و زیرک هستند. به این صورت که تبری را در عین تقیه صورت می‌دهند. چراکه تبری به مفهوم اظهار دوری جستن از دشمنان خدای متعال و اولیای الهی علیهم السلام از جمله فروع دین ماست که در هر حال با تقیه تعارض ندارد. چون تقیه هم در این شرایط باعث حفظ وحدت شده و اتحاد جامعه اسلامی به خطر نمی‌اندازد.

تقیه از منظر ائمه اطهار علیهم السلام

در این شرایط رویکرد اهل بیت علیهم السلام نسبت به تقیه چیست؟

جواب این سؤال را هم خوب است از میان احادیث و روایت‌های دینی مستند و معتبر پیدا کنیم. امام جعفر صادق علیه السلام در این مورد فرموده‌اند: «تقیه کردن دین من و دین آبا و اجداد من است.» در عین حال در خطبه فدکیه می‌خوانیم که حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها فرموده‌اند که: «تبعیت و پیروی از ما باید موجب پرهیز و خودداری از تفرقه شده و عامل ایجاد اتحاد باشد.»

دقت کنید که حتی حضرت زهرا سلام‌الله علیها در آن اوضاع حساس و در مواجه شدن با افرادی که حق را غصب کرده بودند، باز هم ولایت را دلیلی برای ایجاد اتحاد معرفی می‌کنند که هر کسی در هر شرایطی و در هر موقعیت و برهه‌ای از تاریخ باشد با تمسک و چنگ زدن به این ریسمان الهی زمینه وحدت میان خود و برداران دینی خود را فراهم می‌کند.

با این تعبیر ما به عنوان شیعیان و پیروان حضرت زهرا سلام‌الله علیها و امام علی علیه السلام اجازه نداریم که ولایت را به عنوان دلیل و زمینه ایجاد تفرقه و از هم پاشیدگی امت اسلامی بیان و مطرح کنیم. چراکه اساس ولایت بر مبنای وحدت گذاشته شده است.

سیره مقام معظم رهبری در اقامه عزای فاطمیه

چنین رویکردی را در مراسمی که مقام معظم رهبری اقامه عزا می‌کنند نیز می‌توان مشاهده کرد.

همین طور است. وقتی به مراسم و مجالسی که مقام معظم رهبری در ایام فاطمیه اقامه عزا می‌کنند، توجه کنیم متوجه می‌شویم که در همه این سال‌ها در هیچ موردی وحدت جامعه اسلامی خدشه‌دار نشده و آسیبی به این اتحاد وارد نشده است. در عین حال که در این مراسم موضوع تبری که از امور واجب در فروع دین است اجرا می‌شود، اقامه عزا در رثای حضرت زهرا سلام‌الله علیها هم به درستی صورت می‌گیرد.

بی‌نامی دشمن بهتر از بدنامی اوست

آیا این برداشت صحیح است که در اقامه عزا برای حضرت زهر سلام‌الله علیها نامی از دشمن برده نشود؟ به عبارت دیگر آیا ضرورت دارد که از نام افراد استفاده شود و یا همین که اظهار تبری شود، کفایت می‌کند؟

دشمن ما مسلمانان رویکردی دارد مبنی بر اینکه بدنامی از بی‌نامی بهتر است. با توجه به این رویکرد، هر زمانی که ما از دشمنان ائمه معصوم علیهم السلام نام ببریم و آن‌ها را به بدی یاد کرده و درواقع بدنام کنیم، مطابق رویکرد و خواست دشمن رفتار کرده‌ایم.

توهین کردن با بردن نام افراد موجب بدنامی می‌شود اما درواقع آن‌ها را مطرح می‌کند. این در حالی است که باید دقت داشته باشیم در شرایطی که لازم است معارف معصومین علیهم السلام عنوان شود، جایی برای نام بردن از دشمنان آن‌ها نیست. بلکه همین کفایت می‌کند که بدون ذکر نام، تبری صورت بگیرد.

وقتی با بردن نام دشمنان اسلام از آن‌ها اظهار تبری و دوری جستن می‌کنیم، در حقیقت آن‌ها را بازگو و باز معرفی کرده‌ایم. در حالی که بی‌نامی این‌ها بهتر از بدنامی است. ضمن اینکه رعایت این موضوع باعث می‌شود میان مسلمانان دوری و تفرقه ایجاد نشود و برادری آن‌ها محفوظ بماند.

بردن نام دشمن، عامل قبض جلسات است

چرا با وجود بردن نام اهل بیت علیهم السلام، ضرورتی برای بردن نام دشمنان آن‌ها وجود ندارد؟ با وجود اینکه تبری از دشمنان ضروری و واجب است.

دقت کنید که دشمن در هر شرایطی می‌خواهد نامش عنوان شود، حتی اگر با بدی از او یاد شود. ما بردن نام دشمن درواقع به او وقعی گذاشته‌ایم. در حالی که نبردن نام آن‌ها به نفع ماست. از طرف دیگر دقت کنید که وقتی ما از اهل بیت علیهم السلام دم می‌زنیم و نام مبارک آن‌ها را بر زبان می‌آوریم، بر خوان کرم و عنایت آن‌ها می‌نشینیم و بهره مند می‌شویم، چرا باید نام دشمن را ببریم.

آن طور که آیت الله العظمی بهجت رحمه الله فرموده بودند، آوردن نام دشمنان اهل بیت علیهم السلام در جلسات ایجاد قبض می‌کند. این کار قلب مؤمن را آزار می‌دهد. پس بهتر است که نام آن‌ها برده نشود و در بی نامی از آن‌ها اظهار تبری کنیم. ضمن اینکه کینه را در دل‌ها می‌کارد و حال خوش را از انسان دور می‌کند. در عین حال اتحاد مسلمانان را خدشه‌دار می‌کند.

پس چه بهتر که طبق فرموده ائمه اطهار علیهم السلام، در سایه ولایت حال خوش داشته و وحدت را محفوظ بداریم. در عین حال مانند خود آن بزرگان عزاداری کنیم.

 

منبع:تسنیم

شب‌های دلتنگی (جانان) با صدای حاج مهدی سلحشور



عقیق: نماهنگ «جانان» با صدای حاج مهدی سلحشور با تنظیم علی افسری و تدوین محمد مهدی اسکندری از مجموعه شب های دلتنگی با مشارکت موسسه عقیق و مأوا منتشر می شود.مجموعه شب های دلتنگی سال گذشته با صدای تعدادی از مداحان اهل بیت(ع) منتشر شد و امسال نیز جمع دیگری از ذاکرین اهل بیت در این مجموعه حضور خواهند داشت.

متن شعر : 

ای جان من جانان من

ای عشق شیرینم

ای یار من دلدار من

وقتی که غمیگنم

نامت رو می بینم

مست از این تسکینم

مهرت بر روح و تنم

از عشقت دل نمی کنم

ای جان همه سینه زنا 

نگران همه سینه زنا

به غمت دل دادم

جز تو رو به غیر تو نزدم

یا حسین حتی به زیر لحدم

نروی از یادم 

ثارالله اباعبدالله آقا

تعداد بازدید : 145

 

همچنین صوت این نماهنگ رو بشنوید

تعداد بازدید : 112

1 2 3 4 5 237