راهیان نور یک ثروت عظیم و ملی است


سردار کارگر در همایش روز ملی راهیان نور مطرح کرد؛

رئیس ستاد مرکزی راهیان نور با اشاره به افزایش چشمگیر زائرین راهیان نور در سال های اخیر، گفت: در سال اول راهیان نور، قریب به یک‌میلیون و هشت‌صد هزار نفر از مناطق راهیان نور دیدن کردند که این رقم در سال ۹۶ به قریب ۷ میلیون نفر رسید و این آمار روزبه‌روز در حال پیشرفت است.

عقیق:سردار بهمن کارگر، رئیس ستاد مرکزی راهیان نور در همایش روز
ملی راهیان نور، در اردوگاه شهید باکری خرمشهر، با اشاره به سخنان مقام
معظم رهبری در خصوص راهیان نور، اظهار داشت: راهیان نور کار اثرگذاری است
که با حضور در آن، یاد روزهای بزرگ جنگ می‌افتیم.

وی راهیان نور را یک ثروت عظیم و ملی دانست و با تأکید بر
اینکه راهیان نور یک فناوری است، بیان کرد: دفاع مقدس یک حرکت حیاتی برای
ملت بود که باید زنده نگه داشت شود.

فعالیت ۱۱ قرارگاه برای تقویت جریان راهیان نور

سردار کارگر با تشریح کارهای صورت گرفته در راهیان نور ادامه
داد: در سال‌های اخیر حرکت راهیان نور رشد بسیار چشمگیری داشته و حرکتی بود
که توسط بسیجیان و سپاه شروع شد و امروزه به تمام دستگاه‌ها رسیده که
هم‌اینک ۱۱ قرارگاه در راهیان نور مشغول فعالیت هستند.

وی بیان کرد: سند ملی راهیان نور به تصویب رسیده و به‌صورت
مقررات در کشور اجرا می‌شود و ۴۰ دستگاه موظف شدند تا به این حرکت عظیم کمک
کنند.

رئیس ستاد مرکزی راهیان نور کشور با بیان اینکه در سال اول
راهیان نور قریب به یک‌میلیون و هشت‌صد هزار نفر از مناطق راهیان نور دیدن
کردند که این رقم در سال ۹۶ به ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر افزایش یافته و این
آمار روزبه‌روز در حال پیشرفت است.

حضور زائرینی از ۵۳ کشور در راهیان نور

سردار کارگر با اشاره به اینکه زائرینی از ۵۳ کشور دنیا از
مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس بازدید می‌کنند، گفت: ۲۵ هزار راوی، بیش
از ۷۰ هزار خادم داوطلب و ۱۵ هزار مبلغ روحانی به افزایش کیفی و کمّی
راهیان نور کمک می‌کنند.

رئیس ستاد مرکزی راهیان نور کشور، با بیان اینکه ۵۸ یادمان در
استان‌های میزبان راهیان نور کشور وجود دارد، خاطرنشان کرد: در سال گذشته
بیش از ۲۵۰۰ نفر از راهیان نور غرب بازدید کردند که هم‌اکنون راهیان نور
دریایی در دست اقدام است.

وی در پایان با بیان اینکه بیش از ۷۰ درصد افرادی که به
راهیان نور می‌آیند جوانان ۱۵ تا ۳۰ سال هستند افزود: اکثر شهدای مدافع حرم
کسانی بودند که در راهیان نور به‌عنوان خدمت می‌کردند.

منبع:حوزه

نهج‌البلاغه انسان را به کمال می‌رساند


معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:

معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر این موضوع که تبیین مستندات قرآنی در نهج البلاغه مطرح شده است و نهج‌البلاغه بازگوی مفاهیم قرآن کریم است گفت: نهج البلاغه بین توحید و سیاست و اندیشه دینی َآشتی ایجاد کرده است و کتاب فرامذهبی است.

عقیق:عبدالهادی فقهی زاده عصر امروز سه شنبه در اختتامیه اولین
«دوره جایزه جهانی دوسالانه کتاب برگزیده نهج‌البلاغه» که در تالار وحدت
برگزار شد با تاکید بر این موضوع که نهج‌البلاغه به زعم بسیاری از
پژوهشگران نام مبارکی است که بر تارک کتاب نهج البلاغه نهاده شده است اظهار
کرد: نهج البلاغه فقط در رابطه با مفاهیم دینی نیست بلکه سیاست، فکر و
دینداری و تربیت دینی است. نهج خداخواهی است و نهج دانش اجتماع و سیاست
است. شاید در مرحله اول برخی از عنوان نهج‌البلاغه چنین تصوری نداشته باشد.

وی در ادامه با اضافه کردن این مطلب که مشهور است که نهج‌البلاغه اخ
الاقرآن است و این نشان از تکالیف خداوند در تعالی و بالندگی انسان دارد
ادامه داد: قرآن از آسمان به زمین آمد تا زمینیان را آسمانی کند و نهج
البلاغه کتابی است که باعث کمال انسان می‌شود و توسط فردی نوشته شده که خود
به تک تک تفاسیر و جملات عمل کننده بوده است.


معاون قرآن عترت و زارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یاد آور شد: حضرت علی (ع)
در نهج‌البلاغه مفاهیم قرآنی را بازگو کرده است و نهج‌البلاغه اثری از امام
علی (ع) است که در تک تک جملاتش می‌توان تفاسیر نور را ملاحظه کرد.
بازگویی مفاهیم قرآن آن هم به زبان کسی که خود با پیامبری که وحی بر او
نازل می‌شود هم نفس بوده و این بسیار ارزشمند است. نهج‌البلاغه در سخن حضرت
علی (ع) نمایش باشکوهی است از اوج پرواز انسان و این که می‌توان در دنیا
زندگی کرد اما صرفاً دنیوی نبود و می‌شود از دنیا توشه گرانقدر اندیشه و
معنویت را بهره گرفت. نهج‌البلاغه بین توحید و سیاست و اندیشه دینی آشتی
ایجاد کرده است.


فقهی‌زاده ادامه داد: نهج البلاغه یک کتاب فرامنطقی است. عده‌ای که
شیفته مذهب مسلمانان هستند اما در ظاهر نسبتی با مکتب اهل بیت (ع) نداشتند
شیفته این کتاب بودند. نهج‌البلاغه کتابی است نشأت گرفته از ایمان و
خردورزی و اخلاق. آنچه مشترک بین تمام مسلمانان است قرآن است و یکی از
تفاسیر این قرآن در نهج‌البلاغه آمده است.


معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشادت اسلامی اظهار کرد: خوشحالیم که
معاونت قرآن و عترت این توفیق را پیدا کرد که بتواند در جشنواره‌ای که برای
اولین بار در جریان سازی علمی، فرهنگی و پژوهشی در سطح کشور فعالیت دارد
حضور داشته باشد. ۴۰ سال از پیروزی انقلاب گذشته و نخستین بار است که این
جشنواره و جایزه جهانی تحت عنوان نهج البلاغه برگزار می‌شود که پشتوانه
علمایی دارد و امثال آیت‌الله دین پرور که همواره در پاسداشت نهج البلاغه
صیانت کرده‌اند در این جشنواره حضور دارند و بیش از هزاران اثر فاخر به این
دوره از جایزه دو سالانه کتاب نهج‌البلاغه ارسال شده است.



نیازمند پرتوافشانی نهج البلاغه در دهه پنجم انقلاب هستیم


در ادامه این مراسم، پیام سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و
ارشاد اسلامی به اختتامیه «اولین دوره جایزه جهانی دو سالانه کتاب برگزیده
نهج البلاغه» توسط احمدی – مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرائت شد


در این پیام آمده ااست: نهج‌البلاغه تجلی ناب اندیشه و جان امیر
المومنین (ع) است. این گنجینه از یک سو معارف توحیدی را در لطیف‌ترین
واژگان ارائه می‌کند و راه تأمل را برای حقایق بی کران هستی باز می‌نماید.
از طرف دیگر به زخم‌های کهن انسان می‌پردازد و با تبعیض ستیز می‌کند و
فضائل نفسانی را مورد اهتمام ویژه قرار می‌دهد.


انقلاب اسلامی مؤثر از آموزه‌های قرآن و تعالیم نهج البلاغه و رهنمودهای
امام خمینی ره به پیروزی رسید و اینک در دهه پنجم انقلاب اسلامی نیازمند
پرتو افشانی این کتاب جامع هستیم و شرایط کشور را بر آن عرضه کرده و
راه‌های علوی را جستجو می‌کنیم.


جشنواره جایزه جهانی دو سالانه کتاب برگزیده نهج البلاغه فرصت مغتنمی
است که اندیشمندان از این گنجینه گوهرها را اتخآذ کرده و جامعه ایرانی و
اسلامی را با آنها آشنا کنند.

روایت کامل فرمانده کل سپاه از عملیات کربلای ۴ و ۵


سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، در بخشی از سخنرانی خود در همایش «روز ملی راهیان نور» روایت نحوه اجرا و چرایی انجام عملیات کربلای ۴ و ۵ را بیان کرد.

عقیق: سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی، در مراسم گرامیداشت «روز ملی راهیان نور» با اشاره به
پیچیدگی و اهمیت عملیات کربلای ۵، بیان داشت: عملیات کربلای ۴، فدای کربلای
۵ شد. این درست است، لکن غافلگیری کربلای ۵، مدیون کربلای ۴ بود؛ چراکه
دشمن شاد و خوشحال از شکست ما در عملیات کربلای ۴ بوده و اطمینان داشت ما
دیگر نمی‌توانیم در منطقه عملیاتی داشته باشیم و بدین خاطر، تا حدود زیادی
منطقه را از نیروهای خود خالی کرده بود.

وی برای بیان اهمیت عملیات کربلای ۵، سخن را از سال ۶۱ آغاز
کرد که همراه با سردار شهید حسن باقری برای شناسایی مناطق جنگی پیش از
عملیات، به خوزستان و به منطقه شلمچه رفته بودند و ادامه داد: موانع دشمن
در شلمچه، بسیار زیاد، وسیع و متنوع و غیر قابل نفوذ می‌نمود؛ به همین
دلیل، از عملیات در منطقه شلمچه منصرف شدیم و اولین عملیات پس از آزادسازی
خرمشهر، در منطقه پاسگاه زید و با عنوان عملیات رمضان انجام شد؛ در سال
۱۳۶۵، حدود ۵ سال بعد، موانع دشمن در شلمچه بیش از ۱۰ برابر در عرض و نوع و
پیچیدگی بیشتر شد؛ ارتش عراق در شلمچه، منطقه کشتار ایجاد کرده و زیر
موانع آب انداخته و زمین را باتلاقی و صعب‌العبور کرد.



فرمانده سپاه پاسداران تأکید کرد: شلمچه معنویتش و نورانیتش
از سایر مناطق عملیاتی  بیشتر است، زیرا وجب‌به‌وجب خاکش با آدمی حرف
می‌زند؛ و تقریباً این زمین شبیه کربلاست؛ چراکه دقیقاً عملیات کربلای ۵
برگرفته از حرکت عاشورا و مکتب امام حسین(ع) است؛ که مقتدای ما در کربلا،
هرچند امیدی به شکست لشکر دشمن نداشت؛ لکن ذره‌ای در مقابله با دشمن ضعف و
کوتاهی از خود نشان نداد.



فرمانده ۸ سال دفاع مقدس یادآور شد: بر طبق بیان مقام معظم
رهبری، سیدالشهدا(ع) دو نوع صبر داشتند که صبر دوم، بسی عظیم‌تر و صعب‌تر
بوده است؛ اول صبر در مصائب و سختی‌های عاشورا، و دوم صبر در برابر مخالفت
بزرگان و مدعیان آن روزگار….



سردار جعفری ادامه داد: در عملیات کربلای ۵ نیز مانند کربلا،
همه‌چیز به نفع دشمن بود؛ زمین عملیات در سه کنج دشمن بود و از دایره‌ی
منطقه شلمچه، قطاعی به میزان یک‌چهارم در ایران بوده و باقی در عراق ست و
دشمن از ۳ جهت بر روی منطقه قدرت آتش داشت.



از جهت دیگر، تجربه‌ی تمام جنگ‌های دنیا، گاز کشنده سیانور که
بسیار فراتر و کشنده‌تر از سلاح شیمیایی است، و موانع عظیم سرزمینی که
گفته شد، مانع پیروزی ما در این عملیات به نظر می‌آمد.



اما چه می‌شود این عملیات پیروز می‌شود؟



ابهام بزرگ ما در شروع عملیات کربلای ۵ این بود که معلوم نبود
ما بتوانیم خط را بشکنیم یا خیر؟ و اینکه با توجه به تلفات بالای عملیات، و
پیشروی احتمالی بسیار کم آن، آیا در این عملیات موفق می‌شویم؟ و با وضع و
محاسبه موجود، آیا مصلحت ست این عملیات انجام بشود یا خیر؟



تعدادی از فرماندهان جنگ اصرار داشتند که باید امام ره برای
انجام این عملیات نظر بدهد؛ مانند عملیات فتح المبین که از امام ره نظر
خواستند و ایشان فرمودند: استخاره نکنید و عمل کنید.



با این تفاوت که ریسک عملیات کربلای پنج با عملیات فتح المبین قابل مقایسه نبود.



در آن زمان مرحوم هاشمی رابط ارتش و سپاه با امام راحل بود
برای هماهنگی امور جنگ و امام ره به ایشان گفتند شما مسئله را با آقایان
بررسی کن و تصمیم بگیر.



 در شب عملیات کربلای ۵ جلسه‌ای برگزار شد که از نیمه‌های شب تا اذان صبح که حدود پنج تا شش ساعت به طول انجامید.



در آن جلسه ارتشبد شهید صیاد شیرازی و فرماندهان ارتش هم حضور
داشتند و نهایت محاسبه ما در صورت شکستن خط و عبور و پیش روی (که قطعی هم
نبود)، تصرف محدوده‌ای تنها به وسعت پنج کیلومتر در ده کیلومتر، یعنی از
نقطه آغاز عملیات تا دوعیجی بود؛ که در برابر هزینه‌ی عظیم این عملیات و
تلفات احتمالی آن، و در برابر عملیات مانند فتح المبین به ظاهر معقول
نمی‌آمد.



وی ادامه داد: آقای هاشمی تا نزدیک اذان صبح به این نتیجه
رسیدند که این عملیات نباید انجام بشود؛ زیرا محاسبه‌ی مادی و نظامی، همه
خبر از عدم موفقیت و ریسک بالای عملیات می‌داد؛ هرچند همچنان برخی
فرماندهان موافق انجام عملیات بودند، جمع‌بندی مرحوم هاشمی تا اقامه‌ی نماز
صبح، بر منتفی بودن عملیات کربلای پنج بود.



لکن بعد از نماز صبح، برخی فرماندهان به آقای هاشمی گفتند:
شما مدت‌ها منتظر بودید که ما یک عملیات پیروز داشته باشیم تا دنیا و
سازمان ملل بر پایان جنگ توافق کنند و قطعنامه به نفع ما صادر شود؛ و اگر
این عملیات انجام نشود، ما در سال ۶۵ دیگر توانایی بر انجام عملیات نخواهیم
داشت و علاوه بر آن دیگر در هیچ نقطه از خوزستان نخواهیم توانست عملیاتی
داشته باشیم؛ و بر این اساس، قطعنامه سازمان ملل به نفع ما نخواهد بود.



دلیل اهمیت بسیار بالایی عملیات کربلای پنج



اهمیت والای عملیات کربلای ۵، از آن جهت بود که به خاطر شکست
ایران در کربلای ۴، قضاوت سازمان ملل بر علیه ایران بود و همه دستاوردهای
جنگ تا قبل از کربلای ۵، موکول به پیروزی در کربلای ۵ بود و بدون آن، همه
داشته‌های ما از جنگ بر باد می‌رفت و معلوم نبود سرنوشت جنگ چه می‌شود.



مرحوم هاشمی در پاسخ به این نکته فرماندهان، گفت: توکل کنیم و
عملیات را انجام بدهیم که إن‌شاءالله خدا کمک می‌کند. و ایشان، در آن
موقعیت، تکلیف را در این می‌دید.



در نهایت، عملیات کربلای ۵، حدود ۷۰ روز طول کشید و همان‌گونه
که پیش بینی شده بود، تا دوعیجی پیش رفتیم و پیروزی چشمگیری به دست آمد؛ و
پس از آن قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، به نفع ایران صادر شد.



فرمانده کل سپاه پاسداران، در پایان با اشاره به جملات بسیار
مهم و عجیب فرمانده کل قوا درباره کربلای ۵ که فرموده‌اند: «شب‌های کربلای ۵
شب‌های قدر این انقلاب است»، گفت: انس با آن شما را وارسته می‌کند و هر کس
آن را فراموش کند نامش از اردوگاه انقلاب قلم خواهد خورد؛ سپاه کربلا را
در شلمچه مشق کرد.



وی در بخش پایانی سخنان خود، اظهارداشت: این خاطره‌ی ماندگار
خونین حسین را نگه‌دارید که گفت: به عقیده‌ی من، و بر اساس کلام مقام معظم
رهبری، کسانی که عملیات کربلای ۵ را تخطئه می‌کنند نیز در زمره‌ی کسانی
هستند که به بیان رهبر انقلاب، نامشان از سیاهه‌ی انقلابی‌ها خط خواهد
خورد.

اینکه می‌گویند ژن یا ژنِ[خوب]! اعتباری ندارد/ گاهی اوقات پدر یک صفت خوبی دارد، پسر ندارد


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح دوشنبه در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه، به شرح حدیثی از حضرت امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی «صفت‌های برجسته‌‌ی اخلاقی» پرداختند؛ صفاتی که جلوه‌های درخشان و لبّ اسلام است. خصوصیّاتی که انسانهای برجسته میسازد و به برکت وجود انسانهای برجسته در یک اجتماع، در یک جامعه‌ی بشری، نظام اجتماعیِ برجسته به وجود می‌آورد.

عقیق:حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح دوشنبه (۱۳۹۷/۱۲/۱۲) در ابتدای جلسه‌ی درس
خارج فقه، به شرح حدیثی از حضرت امام صادق علیه السلام درباره‌ی «صفت‌های
برجسته‌‌ی اخلاقی» پرداختند؛ صفاتی که جلوه‌های درخشان و لبّ اسلام است،
خصوصیّاتی که انسانهای برجسته می‌سازد و به‌برکت وجود انسانهای برجسته در
یک اجتماع، در یک جامعه‌ی بشری، نظام اجتماعیِ برجسته به‌وجود می‌آورد.

متن بیانات رهبر انقلاب در این جلسه‌ی درس خارج فقه به‌شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

وَ بِهٰذَا الاِسنادِ عَن‌ اَبی‌قَتادَه قالَ: قالَ ابوعَبدِاللهِ
عَلَیهِ‌السَّلامُ لِداوُدَبنِ سِرحانَ: یا داوُدُ اِنَّ خِصالَ المَکارِمِ
بَعضُها مُقَیَّدٌ بِبَعضٍ، یُقَسِّمُهَا اللهُ حَیثُ یَشاءُ تَکونُ فِی
الرَّجُلِ وَ لاتَکونُ فی اِبنِهِ وَ تَکونُ فِی العَبدِ وَ لاتَکونُ فی
سَیِّدِهِ: صِدقُ الحَدیثِ وَ صِدقُ النّاسِ وَ اِعطاءُ السّائِلِ وَ
المُکَافَاَهُ بِالصَّنائِعِ.(۱)
 
وَ بِهٰذَا الاِسنادِ عَن‌ اَبی‌قَتادَهَ قال:
این چند حدیثی که روزهای قبل خواندیم و این [حدیثی] که امروز می‌خوانیم، سندهای صحیح و بسیار معتبری دارد؛ ابی‌قتاده هم ثقه است.

قالَ اَبوعَبدِاللهِ عَلَیهِ‌السَّلامُ لِداوُدَبنِ سِرحانَ: یا داوُدُ اِنَّ خِصالَ المَکارِمِ بَعضُها مُقَیَّدٌ بِبَعض

[امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرماید:] بعضی از مکارم اخلاق و خصلتها
بسته‌ی به بعضی دیگر است، یعنی با هم ارتباط دارد؛ یا ارتباط علّی و معلولی
دارد که یکی علّت آن دیگری است، یا به‌نحوی ارتباط عملیّاتی و رفتاری با
همدیگر دارند.

یُقَسِّمُهَا اللهُ حَیثُ یَشاء
اینها را هم مثل
بقیّه‌ی چیزها از خدا بدانید؛ این را هم خدا می‌دهد. بله، کار خدای متعال
بی‌حکمت نیست و رفتار ما، اختیار ما، و اراده‌ی ما در ایجاب رحمت الهی
تأثیر دارد لکن بالاخره آنچه به ما داده می‌شود، از همه‌ی مکارم، از همه‌ی
خوبی‌ها، از همه‌ی نِعَم ــ از جمله مکارم اخلاق ــ از طرف خدا است، خداوند
تقسیم می‌کند؛ به شما یک چیزی می‌دهد، به دیگری یک چیز می‌دهد، به آن
دیگری یک چیز [دیگر] می‌دهد.

تَکونُ فِی الرَّجُلِ وَ لاتَکونُ فِی ابنِه

گاهی یک صفت خوبی در پدر هست، در پسر نیست. این‌که حالا می‌گویند ژن یا
ژنِ [خوب]! اینها خیلی اعتباری ندارد. گاهی اوقات پدر یک صفت خوبی دارد،
پسر ندارد؛ عکسش هم هست که پسر یک صفت خوبی دارد که پدر ندارد. اینها ایجاب
الهی و اِنعام الهی است.

وَ تَکونُ فِی العَبدِ وَ لاتَکونُ فی سَیِّدِه

این جور هم نیست که موقعیّت اجتماعی و شأن اجتماعی هم تأثیر داشته باشد؛
نه، گاهی یک صفت خوبی را یک برده‌ای دارد که سیّد او، ارباب او ندارد.
مستخدم شما گاهی اوقات یک خصوصیّتی دارد که شما آن خصوصیّت را ندارید. یک
صفت خوبی در فرد زیردست ما هست که آن صفت در ما نیست؛ یعنی او بالاتر از ما
است. خب، حالا این صفات و مکارم اخلاق که این قدر هم درباره‌اش
فرموده‌اند، چه‌چیزهایی است؟ چند صفت را حضرت بیان می‌فرمایند، اینها
واقعاً همان جلوه‌های درخشان اسلام است؛ لبّ اسلام اینها است. این خصوصیّات
[است] که انسانهای برجسته می‌سازد و به‌برکت وجود انسانهای برجسته در یک
اجتماع، در یک جامعه‌ی بشری، نظام اجتماعیِ برجسته به‌وجود می‌آورد و [اگر]
انسانهای کریم، انسانهای شجاع، انسانهای باگذشت، انسانهای صادق در یک
جامعه‌ای باشند، این جامعه، جامعه‌ی برجسته‌ای می‌شود؛ [البتّه] عکسش هم
صادق است. واقعاً انسان باید اینها را مثل دُر و گوهر گرانبها روی چشمش
بگذارد و به دنیا عرضه کند. حالا این صفات چیست؟ اوّل:

صِدقُ الحَدیث

راستگویی. الآن کشور خود ما کشور اسلامی است و از بسیاری از جوامع دنیا هم
انصافاً بهتر و پاکیزه‌تر و طاهرتر است امّا در عین حال شما ببینید خیلی
از مشکلات داخل کشور ما ناشی از نبودنِ همین صفت است؛ صدق‌الحدیث نیست،
راستگویی نیست. راستگویی یعنی چه؟ یعنی شما حرفی را که می‌زنید، مطابق با
واقع باشد. اگر دانستید مطابق با واقع است و گفتید، این راست است؛ اگر نه،
نمی‌دانید مطابق واقع است یا نیست امّا می‌گویید، این صدق نیست. «صدق»
عبارت است از اینکه شما چیزی را که می‌دانید مطابق واقع است، بیان می‌کنید.
فضای مجازی را ملاحظه کنید که بر اثر حرف، شایعه، دروغ، خلاف، تهمت، نسبت
بدون واقعیّت به این، به آن، به بالا، به پایین، به همدیگر، یک فضای دروغ
در کشور به‌وجود می‌آید؛ ببینید، اینها اشکال است. پس اوّل «صِدقُ الحَدیث»
[یعنی] همه‌ سعی کنیم راست بر زبان جاری کنیم. دوم:

وَ صِدقُ النّاس

با مردم هم صادق باشید؛ با مردم با تقلّب و خدعه و فریب و دورویی برخورد
نکنید. «صِدقُ النّاس» یعنی صدق عمل با مردم؛ انسان در مواجهه‌ی با مردم با
صداقت وارد بشود، با کلک و دروغ و فریب و مانند اینها با مردم برخورد
نکند. اگر ما در مسائل گوناگون اجتماعی‌مان، سیاسی‌مان، انتخاباتمان، و
مانند اینها، همین یک مورد را مراعات کنیم، ببینید چقدر دنیا آباد خواهد
شد؛ «وَ صِدقُ النّاس». این هم دوم.

وَ اِعطاءُ السّائِل
[اگر
سائل] از شما چیزی خواست، به او بدهید اگر چنانچه می‌توانید. یک وقت یک
فقیری است که از شما سؤال نکرده، خب [اگر] به او کمک کنید خوب است امّا اگر
چنانچه از شما درخواست کرد ــ سؤال کرد یعنی درخواست کرد ــ آن وقت این
مکرمت بزرگی است و او را رد کردن، خلاف مکرمت انسانی است.

وَ المُکافَاَهُ بِالصَّنائِع

«صَنیعه» یعنی کارهای نیک؛ خدمتهای نیک به دیگران را می‌گویند «صنیعه».
«مُکافئه‌ی به صنایع بکنید» یعنی [اگر] کسی به شما نیکی کرد، شما هم در
مقابل به او نیکی کنید. این جور نباشد که نیکی دیگران را با اهمال و
احیاناً با بدی پاسخ بدهیم. [اگر] کسی به ما نیکی کرده، خب در مقابل باید
به او نیکی کنیم. این هم سوم.


رابطه هنر را با دین و انقلاب روشن کنید


استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه هنر ارتباط مستقیمی با زیبایی و معنویت دارد، گفت: هنرمندان بسیجی باید اصل هنر را بدون هیچ مشکلی به مردم جامعه منتقل کنند تا جامعه با ابزار هنر به سمت تعالی هدایت شود.

عقیق: به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج هنرمندان کشور،
آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی در مراسم اختتامیه اجلاسیه مسئولان انجمن‌های
هنری سازمان بسیج هنرمندان کشور شامگاه دیروز (دوشنبه ۲۰ اسفندماه) که در
سالن همایش‌های مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، بیان داشت:
رابطه فعالیت‌های هنری باید با مسائل دینی و انقلابی روشن شود تا افراد با
انگیزه بیشتری مسئولیت‌ها را بر عهده گرفته و بتوانند به نتایج مورد نظر
برسند.

وی افزود: اکنون در بسیاری از امور
اجتماعی خود ابهام‌هایی داریم که این ابهام موجب بداندیشی‌ها و گاهی
بدفتاری‌ها و بدآموزی‌ها می‌شود. هر چند شاید در بیش از ۹۰ درصد آن غرض سوء
مطرح نیست، اما افراد بر اساس ناآگاهی کارهایی می‌کنند که به آثار نامطلوب
آن توجه ندارند. در حالی‌ که اگر کار آن‌ها به صورت دیگری انجام می‌شد
می‌توانستند برای هر قدم خود ثوابی را دریافت کنند.

 بقای انسانیت در گرو ازدواج است

این
استاد حوزه با بیان اینکه بقای انسانیت در گرو ازدواج است، گفت: اگر مرد و
زن ازدواج نکنند به حفظ نسل و تولید مثل نخواهیم رسید؛ اگر ارتباط میان
مرد و زن با یک جمله شرعی توام باشد می‌شود عبادت و برای نگاهی که دو همسر
به یکدیگر می‌کنند ثواب نوشته می‌شود. اما اگر این جمله خوانده نشود و نیت
دینی در میان نباشد عمل آزادی است که افراد را به عذاب گناه خواهد کشاند.

وی
از تلاش گروه‌های مخلتف برای ضربه‌زدن به نظام اسلامی یاد کرد و گفت:
افرادی که به دنبال خدمت به اجتماع و مبارزه با ظلم بودند، بزرگ‌ترین ذخایر
انسانی را در اوایل انقلاب از دست ما گرفتند. در حالی‌ که آن زمان ما
بیشترین نیاز را به آن‌ها داشتیم هر چند نیت آن‌ها در طول زمان تغییر کرد و
اشخاص ناسالم در رأس قرار گرفتند.

در حوزه ارزشیابی دچار ابهام‌هایی هستیم

آیت‌الله
مصباح یزدی بیان داشت: در حوزه ارزشیابی دچار ابهام‌هایی هستیم و
انقلابیونی که سال‌ها برای این انقلاب زحمت کشیده‌اند، مقوله هنر و هنرمند
را با یک بار منفی توأم می‌دانند. در حالی‌ که تصویر این افراد غلط است و
برای مشخص شدن این غلط، باید تعریف مشخصی از هنر و گناه ارائه شود.

وی
با تأکید بر اینکه هنرمندان باید با روحیه انقلابی به دنبال ارائه هنر
اصیل باشند، ادامه داد: در شرایط فعلی نیازمند ایفای نقش هنرمندان در
قالب‌های مختلف هنری هستیم.

این استاد برجسته
حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر کار بر اساس هوس و مادیات دنیوی انجام شود
فرجام مطلوبی نخواهد داشت. اما اگر بر اساس رضای خداوند متعال و با نگاه
به آموزه‌های دینی دنبال شود به نتیجه خواهد رسید.

هنر ارتباط مستقیمی با زیبایی و معنویت دارد

وی
افزود: ما گام نخست انقلاب اسلامی را به خوبی و با موفقیت پشت سر
گذاشته‌ایم و برخی افراد حاضر در جبهه دشمن نیز به خوبی این موضوع را تصدیق
کرده‌اند. هر چند در حالت کلی دشمن همیشه دشمن است و از ناکامی و موفق
نبودن ما سخن به میان می‌آورد.

آیت‌الله مصباح
یزدی با طرح این سئوال که جایگاه هنر در جامعه کجاست، اظهار داشت: ارتباط
هنر با دین، انقلاب و اهداف نظام اسلامی باید تعیین و طرحی مورد نیاز برای
استفاده از این مقوله در زندگی مشخص شود.

وی با
اشاره به اینکه هنر ارتباط مستقیمی با زیبایی و معنویت دارد، عنوان کرد:
هنرمندان بسیجی باید اصل هنر را بدون هیچ مشکلی به مردم جامعه منتقل کنند
تا جامعه با ابزار هنر به سمت تعالی هدایت شود.

بعضی از علمای مسلمان در مسیر آمریکا و حامیان تروریسم حرکت می‌کنند


شیخ محمد قدوره رئیس مرکز بدرالکبری و عضو تجمع علمای مسلمان لبنان گفت: هدف از عادی سازی روابط با صهیونیستی ها، حمایت از تاج و تخت و حکومت است تا بتوانند مدت بیشتری در حکومت بمانند و مسائلی مثل دشمنی، انتحار، تحریک، کشتار و غیر آن مانعی بر سر راه وحدت هستند.

عقیق:شیخ محمد قدوره رئیس مرکز بدر الکبری و عضو تجمع علمای مسلمان لبنان در گفتگویی گفت: وحدت اسلامی دارای اسباب و اموری است که باید به آن پایبند باشیم و
در مسیر مسئله فلسطین حرکت کرده و بیشتر به پروژه مقاومت و وحدت این امت
متمسک شویم؛ چراکه رهایی ما در آن است و این وحدت ضامن آزادی فلسطین می
باشد.

وی افزود: اگر به دشمنی با یکدیگر ادامه دهیم و از هم دور
باشیم، زمینه برای اشغالگری یهود بیشتر می شود، لذا ما باید از تمام توان
خود برای تحقق شعار وحدت که امام خمینی مطرح کرد استفاده کنیم و بدانیم که
از طریق وحدت و مقاومت می توانیم قدرت بیشتری کسب کنیم؛ چراکه وحدت و
مقاومت تنها راه برای تحقق امنیت و استقرار میان مسلمانان و غیر مسلمانان
در جهان عربی و اسلامی است.



رئیس مرکز بدرالکبری تاکید کرد: علمای مسلمان جهان به ویژه
مراجع دینی در ایران، عراق و الازهر و هر کشوری که در آن مرجعیت دینی وجود
دارد، مسئولیت بزرگی بر عهده دارند؛ لذا ما از تمامی علمای اسلامی می
خواهیم که نسبت به جذب ملت ها آگاه باشند و در این راه تلاش کنند و در
مقابل توطئه ای که هدفش ترویج “معامله قرن” و هماهنگی با دشمن اسرائیلی
است، بایستند و علما و مراجع اسلامی از طریق سخنرانی بر منابر، اجماع بر سر
مسئله فلسطین و داشتن وحدت کلمه با عادی سازی روابط با اسرائیل مقابله
کرده و در برابر معامله قرن بایستند.



وی خاطرنشان کرد: علمای عصر حاضر دو دسته اند؛ دسته اول قلبش
آمیخته با ذکر خداوند، خط مقاومت و وحدت میان مسلمانان است و اینان همیشه
بر عهد و پیمان خود ثابت قدم اند، لذا باید از اینگونه علما در محافل
اسلامی محافظت کرد تا صدای این محور برای جذب مردم پیرامون مقاومت و وحدت
گسترش بیشتری داشته باشد؛‌ اما برخی از علمای مسلمان متأسفانه در صف
آمریکا، ناتو و حامیان تروریسم علیه ملت های منطقه به ویژه یمن، عراق و
سوریه قرار دارند. این علما که از راه درست منحرف شده و از چارچوب وحدت
اسلامی و دوستداری مسائل اسلامی مثل مسئله فلسطین خارج شده اند و مال و
منافعی که اینجا و آنجا کسب می کنند، سودی برایشان ندارد و تاریخ به آن ها
می گوید: این علما به دنبال دنیا رفتند و حتما در آخرت زیان خواهند دید،
اینان به ما دستور می دهند که به آمریکا و ناتو متمسک شویم و با اسرائیل
رابطه برقرار کنیم و با یکدیگر بجنگیم در حالی که رژیم صهیونیستی در سرزمین
فلسطین در امنیت به سر می برد و جولان سوریه و مزارع شبعا در لبنان را
اشغال کرده است. ما می گوییم هر چقدر که دامنه فتنه گسترش یابد، حکمت وحدت
اسلامی و مقاومت آن را شکست خواهد داد.



متن گفتگو به شرح زیر است:



حوزه: هدف کشور های عربی از عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی در شرایط کنونی چیست؟



هدف کشور های عربی که با حمایت آمریکا بر تخت حکومت نشسته
اند، خدمت رسانی به آمریکا و جامعه اروپا است. هدف از عادی سازی روابط،
عادی سازی روابط با تخت و حکومت است تا مدت بیشتری بر مسند حکومت باقی
باشند.



صهیونیست ها اولین کسانی هستند که از روابط کشور های عربی با
رژیم اسرائیل سود می برند و تلاش برای عادی سازی روابط در جهت بقای هر چه
بیشتر در حکومت است، لذا ملت های منطقه باید در برابر این توطئه و توطئه
هایی که علیه مسئله فلسطین و محور مقاومت انجام می گیرد بایستند.



 



حوزه: نقش دولت ترامپ و “جرد کوشنر” داماد وی را در استفاده از برخی کشور های عربی در ضربه زدن به فلسطین چگونه ارزیابی می کنید؟



دولت ترامپ با لابی اسرائیلی که منابع بورس، طلاب و اموال
جهان را به ویژه در آمریکا در کنترل خود دارد، اداره می شود؛ به همین خاطر
او همیشه از طریق داماد، معاونان و مشاوران خود علیه مسئله فلسطین تحریک می
کند تا فلسطین به عنوان قدرت ضعیفی در برابر موضع گیری های او در سطح جهان
باشد.



 



حوزه: چگونه می توان توطئه های دشمنان به ویژه معامله قرن را خنثی کرد؟ هدف از معامله قرن چیست؟



ما می توانیم تمامی توطئه هایی که منجر به نابودی مسئله
فلسطین می شود را خنثی کنیم؛ مثل معامله قرن که هدف آن حذف حق ملت فلسطین
در بازگشت به سرزمین بوده و برخی حکام و پادشاهان کشور های عربی در آن شریک
هستند و به اسم مسئله فلسطین اقدام به اجرای آن کرده اند. لذا ما باید
همگی بر حول محور مقاومت در منطقه که از ایران اسلامی تا یمن، عراق، سوریه،
لبنان تا فلسطین گسترده شده، باقی بمانیم و باید این محور با عزّت و
قدرتمند باقی بماند تا بتواند به اهداف والای خود به ویژه مسئله فلسطین دست
یابد، لذا آنچه این معامله را خنثی می کند، مقاومت به ویژه در نوار غزه و
رام الله است.



 



حوزه: آیا می توان شاهد وحدت مسلمانان در خصوص قدس باشیم؟ موانع روند این وحدت چیست؟



وحدت اسلامی دارای اسباب و اموری است که باید به آن پایبند
باشیم و در مسیر مسئله فلسطین حرکت کرده و بیشتر به پروژه مقاومت و وحدت
این امت متمسک شویم؛ چرا که رهایی ما در آن است و این وحدت ضامت آزادی
فلسطین می باشد.



اگر به دشمنی با یکدیگر ادامه دهیم و از هم دور باشیم، زمینه
برای اشغالگری یهود بیشتر می شود، لذا ما باید از تمام توان خود برای تحقق
شعار وحدت که امام  خمینی مطرح کرد استفاده کنیم و بدانیم که از طریق وحدت و
مقاومت می توانیم قدرت بیشتری کسب کنیم؛ چرا که وحدت و مقاومت تنها راه
برای تحقق امنیت و استقرار میان مسلمانان و غیر مسلمانان در جهان عربی و
اسلامی است.



 



حوزه: سازمان ملل متحد شش بیانیه به نفع فلسطین و
علیه صهیونیست ها صادر کرده است. آیا این بیانیه ها اجرایی می شود یا اینکه
کاغذی بیش نیست؟



بدون شک سازمان ملل به اسم مستضعفین جهان، با چشم محبت آمیز
به یهود می نگرد و این چیزی است که از طریق مؤسساتی که با شعار سازمان ملل
یا شورای امنیت یا شورای حقوق بشر کار می کنند، مشاهده می کنیم. این موسسات
ناظر دروغینی بر کشتار هایی است که دشمن اسرائیلی علیه ملت فلسطین مرتکب
می شود؛ به همین خاطر تمامی بیانیه های سازمان ملل تنها دست نوشته ای بیش
نیست و به مرحله اجرا نمی رسد. این بیانیه ها در قبال جنایت های دشمن
اسرائیلی علیه ملت فلسطین و لبنان مثل جنایت “قانا” و “الضاحیه” هیچ حرکتی
از خود نشان نداده و به اقدام عملی نکرده است، بلکه به اسم ملت های مظلوم،
مستضعف و ستمدیده اوامری را اجرایی می کردند.



ما می گوییم که باید واقعاً با این اشغالگران مقابله کرد و از
طریق به کار گیری تمامی قدرت ها و امکانات مقاومت وارد عمل شد تا به حق
خود دست یابیم؛ چرا که ما بر سازمان ملل متحد، شورای امنیت، اتحادیه عرب،
شورای همکاری خلیج فارس و مؤسسات دیگری که شکست آن در جهان به اثبات رسیده،
اعتماد و تکیه نداریم.



 



حوزه: علما در زمینه توقف عادی سازی روابط با رژیم
صهیونیستی از طریق آگاهی دادن به ملت های اسلامی چه نقشی دارند؟ چرا برخی
علما برای پیوستن به دربار حاکمان خائن رقابت دارند؟



علمای مسلمان جهان به ویژه مراجع دینی در ایران، عراق و
الازهر و هر کشوری که در آن مرجعیت دینی وجود دارد، مسئولیت بزرگی بر عهده
دارند؛ لذا ما از تمامی علمای اسلامی می خواهیم که نسبت به جذب کردن ملت
ها  به دور خود آگاه باشند و در این راه تلاش کنند و در مقابل توطئه ای که
هدفش ترویج “معامله قرن” و هماهنگی با دشمن اسرائیلی است، بایستند.



علما و مراجع اسلامی از طریق سخنرانی بر منابر، اجماع بر سر
مسئله فلسطین و داشتن وحدت کلمه با عادی سازی روابط با اسرائیل مقابله کرده
و در برابر معامله قرن بایستند.



علمای عصر حاضر دو دسته اند؛ دسته اول قلبش آمیخته با ذکر
خداوند، خط مقاومت و وحدت میان مسلمانان است و اینان همیشه بر عهد و پیمان
خود ثابت قدم اند، لذا باید از اینگونه علما در محافل اسلامی محافظت کرد تا
صدای این محور برای جذب مردم پیرامون مقاومت و وحدت گسترش بیشتری داشته
باشد.



برخی از علمای مسلمان متأسفانه در صف و مسیر آمریکا، ناتو و
برخی کشور ها که از تروریسم علیه ملت های منطقه به ویژه یمن، عراق و سوریه
حمایت می کنند، قرار دارند و گروهک های تروریستی تکفیری مناطق مختلف را
بمباران و کودکان را در یمن، عراق و کشور های دیگر به قتل می رسانند. لذا
این علما که از راه درست منحرف شده و از چارچوب وحدت اسلامی و دوستدار
مسائل اسلامی مثل مسئله فلسطین خارج شدند، زیان دیدند و مال و منافعی که
اینجا و آنجا کسب می کنند، سودی برایشان ندارد.



تاریخ به آن ها می گوید: این علما به دنبال دنیا رفتند و حتما
در آخرت زیان خواهند دید، اینان به ما دستور می دهند که به آمریکا و ناتو
متمسک شویم و با دشمن اسرائیلی رابطه برقرار کنیم و با یکدیگر بجنگیم در
حالی که رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین در امنیت به سر می برد و جولان
سوریه و مزارع شبعا در لبنان را اشغال کرده است. ما می گوییم هر چقدر که
دامنه فتنه گسترش یابد، حکمت وحدت اسلامی و مقاومت آن را شکست خواهد داد.



منبع:حوزه

ثبت خانه آیت‌ الله گلپایگانی در فهرست آثار ملی


مدیرکل اداره میراث فرهنگی قم گفت: خانه آیت الله گلپایگانی متعلق به اواخر دوره قاجار و جزءِ قدیمی‌ترین نواحی بافت تاریخی استان قم و از معدود خانه های ارزشمند تاریخی محسوب می‌شود.

عقیق: مدیرکل اداره میراث فرهنگی قم از ثبت خانه آیت الله «گلپایگانی»(ره)،
خانه «ملاحسین مولوی» و قلعه سزاوار در فهرست آثار ملی خبر داد.

«حمید یزدانی» گفت: در جلسه کمیته ثبت سازمان میراث فرهنگی که با حضور
کارشناسان، صاحب نظران و مسئولان مربوطه برگزار شد سه اثر تاریخی قم واجد
ارزش ثبت در فهرست آثار ملی شناخته شدند.


وی ادامه داد: خانه آیت الله گلپایگانی(ره) متعلق به اواخر دوره قاجار
که حدود ۸۰ سال در خدمت مقاصد دینی و بیت حضرت آیت الله گلپایگانی بوده
است، جزءِ قدیمی ترین نواحی بافت تاریخی استان قم و از معدود خانه های
ارزشمند تاریخی محسوب می‌شود، این خانه نمونه کاملی از معماری سنتی ایران
است که تزئینات آجری و کاشی‌های لعاب دار رخ بام ها از ویژگی های خاص
معماری بنا به حساب می‌آید.


مدیرکل میراث فرهنگی استان قم افزود: خانه ملاحسین مولوی از مداحان
مشهور شهر قم متعلق به دوره قاجار یکی دیگر از آثار ثبت شده در فهرست ملی
است، اصلی ترین مصالح ساختمانی این خانه خشت است، تمام دیوارهای باربر و
پوشش سقف‌ها در طبقه اول از خشت ساخته شده و از چوب جهت پوشش سقف اتاق‌ها و
ساخت درب و پنجره‌ها استفاده شده است.


وی با بیان اینکه قلعه سزاوار اثر دیگری است که در فهرست آثار ملی به
ثبت رسید، گفت: قلعه سزاوار در شهر قم و در بلوار پیامبر اعظم و در نزدیکی
آب انبار تاریخی از جمله آثار معدود تاریخی به جا مانده در محدوده شهری قم
است که نسبتا سالم مانده است.


یزدانی تصریح کرد: عمده ترین مصالح بکار رفته در بنا خشت خامِ، سنگ
لاشه، چوب و گچ، ملات و اندود گل و کاهگل و از سنگ به عنوان شالوده ساختمان
استفاده شده است.

منبع:ابنا

ثواب بی نظیر روزه‌‌ گرفتن در ماه رجب


حدیثی از حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام) درباره روزه‌گرفتن در ماه رجب را به همراه تصویرنوشته‌ای مشاهده می‌کنید.

عقیق:ما که خود را شیعه و پیرو مکتب علوی می‌دانیم، باید در عمل نیز به بهترین وجه این را به اثبات برسانیم و یکی از مهمترین راه‌های حرکت در مسیرِ صحیح، عمل به توصیه‌ها و فرامین معصومین(علیهم السلام) است. بنابراین مطالعه، تفکر، نشر و عمل به احادیث معصومین(علیهم السلام) در این راستا امری ارزشمند و بسیار حائز اهمیت و فضیلت است؛ ان‌شاءالله همه‌ ما با گفتار و رفتار نیک و پسندیده‌ خود، مایه‌ افتخار و مباهات اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) باشیم.

حضرت امام کاظم(علیه‌السلام) می‌فرمایند:

رجب نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است؛ هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

 

منبع:افکار

مسجد دزفول کج شده + عکس


پس‌آب شهری، مسجد هزار ساله دزفول را احاطه کرده و دیوارها و ستون‌های آن را با رانش و خطر ریزش مواجه کرده است.

عقیق:مسجد جامع دزفول به شماره ۲۸۷ در ردیف آثار ملی ایران ثبت شده است.
درباره سال دقیق ساخت آن اختلاف نظرهایی وجود دارد. به باور مردم محلی
اینجا قبلاً آتشکده‌ای بوده که با ورود اسلام روی آن مسجدی بنا شده است،
اما «سیدمحمد علی امام اهوازی» در رساله مسجدجامع دزفول، قدمت
آن را به قرن چهارم هجری و برخی ماخذها به سده هفتم هجری نسبت داده‌اند.
شناسنامه‌ای که نزدیک سر در نصب شده نیز نشان می‌دهد این مسجد بین ۹۰۰ تا
یک هزار سال قدمت دارد و بعد از پل ساسانی دزفول، قدیمی‌ترین اثر این شهر
آجری به حساب می‌آید.

معماری مسجد جامع به شیوه ساسانیان و الگو گرفته از «کاخ ایوان کرخه» در
نزدیکی شوش است. مسجد دزفول در دوره‌های صفوی و قاجار متناوب بهسازی شده و
به تزئین‌های آن اضافه شده است. در جنگ عراق با ایران نیز جبهه شمالی و سردر مسجد بر اثر اصابت موشک خراب شد که بعدها بازسازی شده است.


مسجد جایی نزدیک به بازار کهنه دزفول و بافت تاریخی شهر قرار دارد؛
هسته‌ای که با بحران پس‌آب روبه‌رو است. رانش و ترک‌های بزرگ دیوارها،
تقریباً ۵ محله از این شهر تاریخی را در وضعیت خطرناک قرار داده است.
محله‌هایی که مامن خانه‌ها و مساجد تاریخی دزفول هستند.


مجتبی گهستونی، دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا
خوزستان قبلاً نسبت به وضعیت شهر دزفول هشدار داده و گفته بود: از عواملی
که خانه‌های قدیمی این شهر را در معرض خطر قرار داده، پس‌آب است. تمام
خانه‌های دزفول زیرزمین‌هایی به نام «شوادان» دارند. آب پس‌آبب از زیر این خانه‌ها و شوادان‌ها عبور می‌کند و پایه‌های خانه را سست می‌کند. لوله کشی‌های خانه‌ها نیز که بیشتر قدیمی بوده و نشتی آب در آنها جدی است.



مجسد قدیمی دزفول نیز سال‌هاست به این سرنوشت دچار شده
است. با آن‌که دیوارها و ستون‌های قطوری دارد اما اثر نفوذ پس‌آب در آن به
وضوح دیده می‌شود. ایوان شرقی و غربی به سمت حیاط داخلی مسجد منحرف
شده‌اند. این انحراف را از کج شدن داربست‌های فلزی جوش شده به این ایوان‌ها
به خوبی می‌توان دید. انحراف ستون‌های آجری داخل شبستان نیز کاملاً مشهود
است. رطوبت در تمام دیوارها نمود دارد که بخش‌هایی از مسجد را با خطر ریزش
مواجه کرده است. دیوارهای غریبخانه که قدیمی‌ترین بخش مسجد دزفول به شمار می‌آید و به باور محلی‌ها پیش از آن آتشکده بوده، طبله
کرده است. درهای فلزی این بخش از مسجد که دو کتیبه از دوران صفوی در دل
خود جای داده، تقریباً همیشه به روی مردم بسته است. بخشی از این محل در
گذشته جدا و به انباری تبدیل شده که حالا وسایل مراسم محرم در آن نگهداری
می‌شود.



یکی از محلی‌ها که عضو پایگاه بسیج مسجد است، درباره آسیبی که متوجه
مسجد قدیمی دزفول است، به ایسنا می‌گوید: در گذشته پس‌آب سطحی و کم حجم بود
و خطر زیادی برای این شهر نداشت اما از وقتی سرویس‌های بهداشتی به شبکه
پس‌آب شهری وارد شده این آسیب بیشتر شده و کل شهر در معرض خطر قرار گرفته
است.



او می‌گوید: پس‌آب اطراف مسجد دزفول را احاطه کرده و دیوارهای شرقی و
غربی در حال ریزش است. او درباره کاربری تیرآهن‌های فلزی که به دیوارهای
مسجد متصل شده و حالا شکم در آوده و کج شده‌اند، توضیح می‌دهد
که برای نصب چادر و مسقف کردن مسجد در فصل زمستان به دیوار جوش داده
شده‌اند، اما حالا مقیاس خوبی برای میزان کج شدن دیوارها هستند.



نفوذ رطوبت پس‌آب به حدی است که دیوار تازه مرمت شده مسجد
در بخش شمالی را هم مبتلا کرده است. شهرداری دزفول گفته بود: برای ساخت و
مرمت این دیوار ۲۰۰ میلیون تومان هزینه کرده است، اما حالا اثر رطوبت و حتی
رانش در آن دیده می‌شود.


در داخل شبستان، ستون‌های سنگی قطور یکی در میان به چپ و راست منحرف شده‌اند. محلی‌ها می‌گویند پس‌آب با آن‌ها چنین کرده است.



یکی از بازاری‌های دزفول که در همین مسجد نماز برپا می‌کند، برای ایسنا تعریف کرد که تا به حال چندبار از اداره میراث فرهنگی آمده‌اند از مسجد و میزان تخریب آن عکس گرفته‌اند و ایزومتیریک کاشی‌ها را بدست آورده‌اند و رفته‌اند. متأسفانه
بودجه‌ای که برای مرمت این مسجد می‌گذارند کفاف نمی‌دهد. مثل این‌که اداره
اوقاف که مسجد در وقف آن است و تولیت آن که یک خانواده اصیل دزفولی است،
هم از عهده تأمین بودجه مرمت مسجد برنمی‌آیند.



ظاهر مسجد از انجام یکسری مرمت‌های غیراصولی حکایت دارد، از آجرهای
نامتقارن با آجرهای قدیمی که گفته می‌شود به خاطر رطوبت تعویض شده‌اند و به
وفور در بخش‌های بیرونی و درونی مسجد دیده می‌شود، گرفته تا درهایی که درحال نصب در شبستان جنوبی و محل اقامه نماز است و بهم‌ریختگی را برای این روزهای مسجد رقم زده است. محلی‌ها می‌گویند: همه این کارها زیرنظر اداره میراث فرهنگی دزفول درحال
انجام است. آن‌ها می‌گویند: چاره‌ای جز گذاشتن در برای شبستان ندارند، چون
باران امسال که زیاد شد به داخل شبستان نفوذ کرد و استفاده از این فضا را
برای نمازگذاران ناممکن کرد.


مردی که عضو پایگاه بسیج همین مسجد است، می‌گوید: محلی‌ها و بازاری‌ها
دیگر کمتر برای نماز به این مسجد می‌آیند، شاید ۵۰ تا ۶۰ نفر در هر روز.
برای خیلی‌ها سرنوشت این مسجد بی‌اهمیت شده است، تقریباً کسی به فکر نجات
آن نیست.



داخل مسجد آشفتگی و بی‌نظمی ناشی از کم‌توجهی موج می‌زند. در ایوان
غربی، داربست‌های زنگ زده روی زمین ریخته شده‌اند. همان مرد می‌گوید: بیشتر
از شش‌ماه است که اینجا ریخته شده‌اند. قرار بود مسجد را مرمت کنند اما
اگر می‌خواستند این کار را انجام دهند باید تا الان کار را شروع می‌کردند،
چون بعد از این هوا گرم می‌شود و دیگر کسی سراغ مرمت را نمی‌گیرد.





بی‌نظمی در ملحقات شبستان مسجد دزفول





شبستان جنوبی مسجد که به خاطر نصب در با چنین آشفتگی روبرو شده





نفوذ رطوبت حتی در سقف‌ها به وضوح دیده می‌شود





آجرهای نامتقارن با معماری اولیه بنا. این بخش از مسجد به خاطر نفوذ رطوبت، بازسازی شده






ایوان شرقی که به گفته محلی‌ها میزان انحراف و رانش آن در چند سال اخیر زیاد بوده است





غریب‌خانه، قدیمی‌ترین بخش مسجد دزفول که با چهره ظاهری آن در بازسازی تغییر کرده است





کتیبه نصب شده در غریب‌خانه منتسب به دوران صفوی





سردر مسجد جامع دزفول





تصویری از سر در قدیمی مسجد پیش از بازسازی و حملات موشکی رژیم صدام



انتهای پیام

پس از ۴ سال خودش را به عروسی دخترمان رساند


گفت‌وگو با فاطمه جعفری، همسر شهید سعید انصاری که پیکرش به‌تازگی تفحص شد؛

شهید سعید انصاری سه روز بعد از اعزام در دی ماه ۹۴ در منطقه خان‌طومان حلب با سه تیر مستقیم قناسه تروریست‌های النصره به شهادت رسید. دقیقا مانند همان خوابی که همسرش دیده بود.

عقیق:شهید سعید انصاری سه روز بعد از اعزام در دی ماه ۹۴ در منطقه خان‌طومان
حلب با سه تیر مستقیم قناسه تروریست‌های النصره به شهادت رسید. دقیقاً
مانند همان خوابی که همسرش دیده بود. خوابی که لحظه به لحظه محقق شد؛
شهادتش، مفقود شدنش و انتظاری که تا چند روز پیش با آن سر و کار داشتند.
تنها آنچه از سعید و لحظات شهادتش به همسرش رسید فیلم لحظه شهادتش بود.
بازگرداندن پیکر شهید انصاری به این خاطر که پیکرش زیر دید و تیر مستقیم
قناسه‌های دشمن قرار گرفته بود، ممکن نبود. اما اهل خانه هرگز باور نکردند
که حاج سعید دیگر برنمی‌گردد. چهار سال بچه‌ها حواسشان به زنگ خانه بود که
شاید بابا بیاید و باز هم، چون گذشته رنگ و عطر خانه با حضور پدر شادمان‌تر
شود. روزها از پی هم می‌گذشت تا اینکه ۷ اسفند ماه مصادف با ولادت حضرت
زهرا (س) خبر تفحص و شناسایی پیکر شهید سعید انصاری مخابره شد. متن زیر
روایت فاطمه جعفری، همسر شهید سعید انصاری است که در گفت‌وگو با «جوان»
بیان داشته است.

هم محلی


سعید متولد ۴ دی ۱۳۴۹ بود. با هم همسایه بودیم و هر دو در مسجد و پایگاه
بسیج محله‌مان فعالیت می‌کردیم. همسنگری در پایگاه بسیج بهانه آشنایی
بیشتر ایشان را با برادرم فراهم کرد و درنهایت به ازدواج ما منجر شد. من و
سعید در ۱۵ اسفند ۱۳۷۰ مصادف با ۲۹ شعبان عقد کردیم. همیشه می‌گفت: «از
خداوند همسری خواستم که نامش فاطمه باشد و فرزندانی به نام زینب و حسین.»
خدا هم خیلی زود به خواسته‌هایش جامه عمل پوشانید. پس از فارغ‌التحصیلی از
دانشکده تربیت معلم، زندگی مشترکمان را به ساده‌ترین شکل یعنی سفر به مشهد
آغاز کردیم. من دبیر یکی از دبیرستان‌های محلمان بودم. سعید خیلی شغل معلمی
را دوست داشت. معتقد بود برای خدمت بهتر است به مناطق محروم برویم. برای
همین درخواست مأموریت به ارومیه داد و ما به ارومیه رفتیم و دخترمان زینب
در آنجا به دنیا آمد.



رزمنده کوچک


ایشان در سن ۱۶ سالگی به جبهه رفته بود. دو سال در گردان‌های مقداد و
کمیل بود. در مدت حضورش بارها شیمیایی می‌شود و به خاطر عوارض شیمیایی
همیشه معده‌درد شدید داشت، اما هرگز پیگیر سهمیه جانبازی‌اش نشد. جنگ تمام
شد، اما گویی جهاد برای سعید تمامی نداشت. بهترین دوستانش را در جنگ از دست
داده بود و غبطه به حال شهدا و آرزوی شهادت برای همیشه در این سال‌ها
همراهش بود. سعید همیشه از دوست صمیمی و برادر صیغه‌ای‌اش سردار ابوالفضل
آرایشی برایم صحبت می‌کرد. برنامه هر پنج‌شنبه ما زیارت قبر ایشان بود و
شهدای دفاع مقدس. ۲۴ سال هر پنج‌شنبه سر مزار دوستش رفت. عکس‌های جبهه و
خاطراتش را مرور می‌کرد. عکس حجله‌اش را هم انداخت که با دستخط خودش خاطره
جنگ را پشت عکس نوشته است. عکس را نشانم داد. چفیه به دور گردنش بود،
می‌گفت: اگر روزی من شهید شدم، اینطوری بالای عکسم بنویس شهید. همسرم عاشق
چنین روزی بود. عاشق جبهه و جنگ بود و در تمام مانورهای بسیج و سپاه شرکت
می‌کرد. آماده رزم بود. سعید می‌گفت: در صورتی که موقعیت فراهم شود، برای
مبارزه به لبنان می‌رود. با پایان هشت سال دفاع مقدس یکسری از رزمنده‌ها به
لبنان رفته بودند و آقاسعید هم حال و هوای لبنان به سر داشتند.
سعید
در سن ۱۶ سالگی درس و تحصیل را رها کرده و به جبهه رفته بود. برای همین
بسیار مشتاق بود که ادامه تحصیل بدهد. از من خواست در منزل به او درس بدهم.
من هم کتاب‌ها و درس‌ها را برنامه‌ریزی کردم و چهار سال دبیرستان را به
صورت فشرده خواند و دیپلمش را گرفت و بعد با رتبه ۳۰۰ در دانشگاه علامه
طباطبایی تهران قبول شد. بعد از قبولی در دانشگاه به تهران برگشتیم.



طواف شهدا


سال ۸۴ فرزند دومم، حسین به دنیا آمد. به خاطر علاقه‌ای که همسرم به حرم
عبدالعظیم (ع) و زیارت ایشان داشت، کمی بعد تصمیم گرفت منزلمان را به
نزدیک حرم عبدالعظیم (ع) منتقل کند تا راحت‌تر و بیشتر به زیارت آقا برویم.
از اوایل دهه ۹۰ که شهدای مدافع حرم را برای طواف و تشییع به عبدالعظیم
(ع) می‌آوردند، هر شهیدی را که می‌آوردند، شوق سعید برای رفتن و مدافع حرم
شدن بیشتر می‌شد. ماه مبارک رمضان سال ۹۴ بود. سعید دیگر مثل یک پرنده در
قفس شده بود.


تعبیر خواب


سال ۹۴ وقایع جبهه مقاومت اسلامی به اوجش رسیده بود. سعید بی‌تاب شده
بود و سر از پا نمی‌شناخت. سر نمازهایش خیلی گریه می‌کرد. دعای قنوت
نمازهایش شده بود آرزوی شهادت. به ما می‌گفت: هرکسی من را دوست دارد دعا
کند شهید شوم. یک شب گفتم: «چرا اینقدر ناراحت هستی؟ چرا بیقراری؟» گفت:
«دوست دارم مدافع حرم بشوم، اما موافقت نمی‌کنند.» شب خوابیدم و در خواب
دیدم که سعید مدافع حرم شده است. پیراهن سفید به تن کرده و پهلوی راستش
تیرخورده و خونی شده است. من هم چادر و مقنعه سفید نماز به سرم بود. همراه
همسران شهدا به یک کشور زیارتی رفته بودم که همه عربی صحبت می‌کردند. میان
اتفاق‌هایی که در اطرافم می‌افتاد، به دنبال پیکر سعید می‌گشتم و از همه
پرس‌وجو می‌کردم. از خواب که بیدار شدم در فکر بودم. آقاسعید با آن زیرکی
همیشگی‌اش گفت: «چرا ناراحتی؟ چرا تو فکری؟!»


گفتم: «چیزی نیست!» گفت: «چرا ناراحتی؟» گفتم: «خواب دیدم.» گفت: «تعریف
کن!» گفتم: «نه، بگذار تعبیرش را بپرسم.» گفت: «نه، تعریف کن!» با اصرار
برایش تعریف کردم. آقاسعید به فکر فرورفت و گفت: «در خوابت شهید شده بودم
یا فقط تیرخورده بودم؟» گفتم: «فقط تیرخورده بودی.» سریع گفت: «احتمالاً
موافقت کنند. اگر بروم به احتمال زیاد شهید بشوم و به احتمال زیاد پیکری هم
نباشد. تعبیر خوابت این است که تو هم به زیارت می‌آیی و هم به دنبال پیکرم
خواهی گشت.» برای اینکه حرف را عوض کنم گفتم: «تو که نمی‌گذاری بروم
زیارت!» گفت: «تو دعا کن شهید بشوم آن وقت تو را با همسران شهدا به زیارت
خواهند برد.» کمی بعد به اداره رفت. از همان جا تماس گرفت و گفت: «خوابت
تعبیر شده. موافقت کرده‌اند که مدافع حرم بشوم. ساکم را آماده کن. من عراق
می‌روم.»


مرخصی اجباری


سعید خوشحال بود. در پوست خودش نمی‌گنجید. ساکش را برداشت و کلی سفارش
کرد و بعد خداحافظی کرد و به عراق رفت. سه ماه عراق بود. هرچند روز یک بار
تلفن می‌زد و صحبت می‌کردیم. سراغ بچه‌ها را می‌گرفت. حال و هوای خانه و من
را می‌پرسید. کمی بعد به مرخصی آمد. گفتم: «سه ماه از ما دور بودی، دلت
برایمان تنگ نشده بود!» گفت: «نمی‌خواستم بیایم فرمانده‌مان به اجبار ما را
مرخصی فرستاد. گفت: بروید زن و بچه‌هایتان را ببینید. دلشان برای شما تنگ
شده است.» چند روز استراحت و تجدید نیرو کرد و دوباره به عراق بازگشت.


گل نشدم!


دفعه دومی که عراق می‌رفت مصادف بود با اربعین. دو ماه بعد برگشت. صورتش
لاغر شده بود. خیلی ناراحت بود. گفتم: «چرا ناراحتی؟» گفت: «دوستانم همه
شهید می‌شوند و من نمی‌شوم.» گفتم: «خدا گل‌چین است.» گفت: «یعنی من گل
نشدم!» با خنده گفتم: «نه، گل نشدی! اگر شده بودی خدا می‌چیدت و شهید
می‌شدی.» خنده‌ای کرد و گذشت.


جشن تولد


من و سعید ۲۴ سال با هم و در کنار هم زندگی کردیم. آخرین تولدش را که
می‌خواستیم بگیریم دخترمان زینب شمع روشن کرد و از پدرش خواست آرزویی کند.
سعید گفت: «شهادت.» زینب گفت: «بابا یک آرزوی قشنگ کنید.» گفت: «برای من
شهادت قشنگ‌ترین آرزوها است.» بعد ادامه داد: «زینب جان یک قولی به من
بده.» زینب گفت: «چه قولی؟» گفت: «سال بعد کیک تولدم را بیاوری سر مزارم.»
زینب گفت: «بابا حالا که شاد هستیم این حرف‌ها را نزن.» سعید رو به بچه‌ها
کرد و گفت: «زینب چادر عربی که برایت از عراق سوغات آورده‌ام را بپوش. حسین
هم پیراهن سفیدی را که برایش آورده‌ام بپوشد. بیایید با هم عکس بگیریم.»
حسین لباسش را پوشید، زینب هم چادرش را سرش کرد. آقاسعید حسین را طرف چپش
نشاند و زینب را طرف راستش. بچه‌ها را در آغوشش فشرد و زینب و حسین پدرشان
را بوسیدند و من هم عکس یادگاری را انداختم. آقاسعید فلشی از عراق آورده
بود، داخلش عکس‌هایی بود که در عراق انداخته بود. به زینب گفت: «عکس‌ها را
در رایانه ذخیره کن تا داشته باشید.» هر شب می‌نشستیم عکس‌ها را با هم مرور
می‌کردیم و سعید خاطرات عراق را برایمان تعریف می‌کرد. وقتی از رفقای
شهیدش صحبت می‌کرد، آهی از ته دل می‌کشید و می‌گفت: یعنی می‌شود من هم روزی
شهید بشوم.


شاید برنگردم


موقع رفتن سعید گفت: «ایام فاطمیه در پیش است. پیراهن و شال مشکی‌ام را
بگذار تا با خودم ببرم.» قرآن را آوردم و سه بار از زیرش رد شد. با بچه‌ها
روبوسی کرد. گفت: «هوا سرد است. پایین نیایید. همین جا خداحافظی کنید.» آب
را پشت سرش ریختم. لبخند به لب رفت. نگاهش کردیم تا از پله‌ها پایین رفت.
در را که بستیم آمدیم دیدیم دستکش و کلاهش روی میز آشپزخانه جامانده است.
به گوشی‌اش زنگ زدم، گفتم: «دستکش و کلاهت را از یاد بردی.» گفت: «دستکش
نمی‌خواهم. ننه عصمت می‌بافد و برایمان می‌فرستد (ننه عصمت پیرزنی
دوست‌داشتنی بود که به صورت خودجوش برای رزمنده‌های جبهه مقاومت دستکش
می‌بافت و برایشان ارسال می‌کرد)، اما کلاهم را بده حسین بیاورد.» کلاه را
به حسین دادم و حسین برد پایین. انگار بهانه خلوت پدر و پسر جور شده بود.
سعید، حسین را بوسیده و دستی به سرش کشیده بود. به حسین گفته بود: «تو مرد
خانه‌ای. کمک مامانت و آبجی زینبت باش و گوش به حرفشان بده.» حسین که آمد
خانه جای گاز کوچکی روی لپ‌هایش بود. با رفتن سعید انگار توی دلم خالی شد.


نمازخانه حلب


بعدازظهر یک‌شنبه ۱۹ دی‌ماه آقاسعید رفت. یکی دو روز بعد گویی سردار
سلیمانی سعید را در نمازخانه حلب می‌بیند و می‌گوید: «چه ساک بزرگی
آورده‌ای، چقدر وسایل!» آقاسعید هم پاسخ می‌دهد: «آمده‌ام بمانم و دیگر
برنگردم.» درنهایت سعید پیش از ظهر روز چهارشنبه در جنگل‌های زیتون حلب
خان‌طومان سوریه با اصابت تیری به پهلوی راستش به‌شدت مجروح می‌شود و بر
اثر خونریزی زیاد بعد از ذکر یا زهرا (س) به شهادت می‌رسد، اما پیکرش
همانطور که خودش گفته بود در ۴۶ سالگی جاویدالاثر شد. تا اینکه چند روز پیش
خبر تفحص و شناسایی پیکرش را به ما دادند. سعید از ۱۶ سالگی در جبهه‌های
جنگ کشورمان حضور داشت و جانباز شیمیایی شد، شش ماه در عراق مجاهدت کرد و
بعد از سه روز حضور در خان‌طومان سوریه در تاریخ ۲۲ دی ماه ۹۴ به شهادت
رسید.


۱۷ اسفندماه ۹۷


بعد از آخرین وعده دیدار با سعید، ما ماندیم و چشم‌انتظاری. سومین
سالگرد سعید را هم گرفتیم، اما خبری از پیکرش نشد. بچه‌ها با هر زنگ تلفن و
صدای در خانه از جا می‌پریدند و می‌پرسیدند: «مامان کی زنگ می‌زند؟»
چشم‌انتظاری بچه‌ها دیگر برایم عادی شده بود. دخترم دو سالی می‌شد که عقد
کرده بود. خانه‌ای برایش مهیا و جهیزیه‌اش را کم‌کم آماده کردیم. قرار شد
۱۷ اسفندماه مراسم عروسی‌شان را برگزار کنند. سه‌شنبه صبح بود که با صدای
زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. در فکر خوابم بودم. آقاسعید را خواب دیدم. خوب
و سرحال بود. رو به من گفت: «عروسی زینب پیشتان می‌آیم.» با خودم گفتم
ان‌شاءالله خیر است. بلند شدم وضو گرفتم و نمازم را خواندم. بعد به زینب
گفتم: «زینب فکر کنم خبری از بابات بشود.» گفت: «چطور مگه؟» گفتم: «خوابش
را دیدم. بابات گفت: عروسی زینب می‌آیم.» زینب گفت: «خدا به خیر کند.» غروب
بود که با بچه‌ها و دامادم به خانه مادرم رفتیم. ولادت حضرت زهرا (س) بود.
مادرم گفت: «چرا توی فکری؟» گفتم: «خواب آقاسعید را دیدم که گفت: عروسی
زینب می‌آیم.» دلم آشوب بود تا اینکه خبردار شدیم پیکر آقاسعید شناسایی شده
و در راه بازگشت است. خوابم خیلی زود تعبیر شد. بهترین عیدی و هدیه روز
مادر را امسال گرفتم آن هم از خود سعید.


اشک‌ها و نام شهید


تماس گرفتند که برای دیدار با سعید به معراج شهدا برویم. وداع خصوصی
بود. قبلاً به معراج‌الشهدا رفته بودم، اما این دفعه با همیشه فرق داشت.
منتظر آمدنش بودیم. من، زینب و حسین. همین که تابوت را روی دوش سربازها
دیدم دلم هُری ریخت. زدم زیر گریه. تابوت را روی زمین گذاشتند. نشستیم زمین
و پرچم را از روی تابوت کنار زدیم. دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم.
اشک‌هایم روی کفن سفید و دستخطی که نوشته بود شهید سعید انصاری می‌چکید.


دلم آتش گرفته بود. همینطوری با سعیدم حرف می‌زدم و اشک‌ها امانم
نمی‌داد. برای لحظاتی راه گلویم بسته شد. دیگر نمی‌توانستم نفس بکشم. زینب
کمی به من آب داد، اما نمی‌توانستم آرام بشوم. به حسین نگاه می‌کردم که مات
و مبهوت به تابوت پدرش خیره شده بود و نمی‌دانست چه بگوید. به زینبم نگاه
کردم که از گریه سرخ شده بود. این طرف‌تر دلم می‌سوخت برای سعیدم که بعد از
سه سال به عشق عروسی زینبش برگشته بود. به قولی که داده بود عمل کرد. آمد
تا جگرگوشه‌اش شب عروسی‌اش غصه‌دار نباشد. سعیدم آمده بود که کمک کند عروسی
زینب را به نحو احسن برگزار کنیم. دلش طاقت نیاورده بود. سعید آمد، اما
دیگر نه می‌توانست با حسین فوتبال بازی کند و نه دست نوازش بر سر زینبش
بکشد.


منبع: روزنامه جوان

1 41 42 43 44 45 80