بروید/ یادبود درگذشت یک پیرغلام اهل بیت


عقیق:یادبود هجدهمین سالگرد درگذشت پیرغلام سیدالشهدا(ع) مرحوم حاج اسحاق شهیدی روز چهارشنبه ۳۰ مردادماه برگزار می‌شود 

گفتنی است، این مراسم روز چهارشنبه ۳۰ مردادماه از نماز مغرب در مجموعه محبان قرآن و عترت (ع) واقع در آذری، خیابان شهید قدرت‌پاکی، کوچه شهید مکاری، پلاک ۲، خیمه‌گاه برگزار خواهد شد.براساس این گزارش، در این مراسم حجت‌الاسلام سیدرضا عمادی سخنرانی خواهد داشت و محمد کریمی، حسن حسین خانی و ابوالفضل شهابی نیز به مدیحه سرایی خواهند پرداخت.

شرایط آمر به معروف و ناهی از منکر



عقیق:متن زیر مشروح جلسه چهل و هشتم درس خارج فرهنگ آیت الله محسن اراکی است که در ادامه می‌خوانید؛

مقدمه

فرهنگ یک نظام ارزشی است که همه فعّالیت‌های ارادی انسان را در برمی‌گیرد؛ مجموعه‌ای از داوری‌های ارزشیِ به هم پیوسته و متکامل درباره کلیه رفتارهای انسانیِ انسان که مجموعه ساختاری هماهنگ و واحدی را شکل می‌دهند.از سویی فرهنگ خاستگاه رفتارهای ارادی انسانیِ فردی و اجتماعی است و لذا هرگونه تغییر در رفتارهای فردی و اجتماعی، دگرگونی در نظام فرهنگی را می‌طلبد و نیز هرگونه تغییر در نظام فرهنگی، دگرگونی در شیوه‌های رفتار انسانی را به دنبال دارد به همین جهت بررسی این نظام اجتماعی از منظر فقه و معارف اهل بیت علیهم السلام ضروری به نظر می‌رسد. در این سلسله دروس آیت الله محسن اراکی که مکتب علمی نجف و قم را توأماً درک کرده است، به بررسی این مهم می‌پردازد.

بسم اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ الصَّلَاةُ عَلی سَیدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیتِهِ الطَّیبِینَ الطّاهِرِین

در جلسات گذشته احکام‌ برخی از اقسام بیان بحث شد. بحث در قسم چهارم از اقسام و انواع بیان است که بیان نقدی است. گفتیم بیان نقدی در یک تقسیم کلی به چهار قسم تبدیل می‌شود و بیان طنزی را هم یک نوع بیان مستقل از انشاء و اخبار به شمار آوردیم. البته به یک اعتبار و با تکلف، تحت بیان انشائی است. به‌هرحال گفتیم چهار قسم کلی بیان نقدی داریم.

بررسی اجمالی ادله قرآنی وجوب امر به معروف و نهی از منکر

قسم اول بیانی است که مصداق امربه‌معروف و نهی از منکر باشد، نقدی است که امربه‌معروفی و نهی از منکری است که از آن به نقد دستوری تعبیر می‌کنیم. اصل وجوب این قسم را بحث کرده و ادله بر وجوب این نوع از بیان نقدی را قبلاً مطرح کردیم. دراین‌باره چند آیه را خواندیم مانند؛ «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ» گفتیم از این «أُولَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ» استفاده می‌شود که رحمت الهی مختص این جماعت است. اختصاص این رحمت -که مراد از این رحمت هم رحمت رحیمی است- به این دسته نشان‌دهنده آن است که پس امربه‌معروف و نهی از منکر واجب است؛ زیرا امربه‌معروف و نهی از منکر است که انسان را لایق چنین رحمت خاصه الهی می‌کند. پس اگر کسی که از این رحمت الهی بی‌بهره باشد یعنی دچار عذاب الهی می‌شود.

آیه دیگری که بیان شد آن هم دلالت بر وجوب دارد که -البته ما برای مزید بر علت، استفاده از این آیات را مطرح می‌کنیم و الا اصل وجوبش مسلم است و جای بحث ندارد- آیه «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» است، مخصوصاً تعبیر «وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» که دلالت بر حصر دارد یعنی تنها آن‌ها اهل فلاح هستند. خب یکی از شرایط اهل فلاح امربه‌معروف و نهی از منکر است که باز هم دلالت بر وجوب این جهت دارد.

آیه سوم آیه نصیحت لقمان به فرزندش است که می‌فرماید: «یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاصْبِرْ عَلَی مَا أَصَابَکَ» و در ذیل آن دارد «إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ». پس یعنی امربه‌معروف و نهی از منکر عزیمه بوده و رخصت نیست و این هم دلالت بر وجوب دارد. حالا این آیات داله بر وجوب بود اما روایات هم که زیاد است و در گذشته به آن‌ها اشاره‌ کرده‌ایم و [دیگر از آن‌ می‌گذریم] زیرا بحث ما در جزئیات فقه امربه‌معروف و نهی از منکر نیست تا بخواهیم به‌تفصیل وارد ادله‌اش شویم، بلکه می‌خواهیم حکم بیان نقدیِ از این نوع را در شریعت بدانیم. لذا اجمالاً به ادله این نوع از بیان نقلی می‌پردازیم.

امر و نهی بدون علم مصداق قول علی الله بغیر سلطان

بحث بعدی بعدازاینکه اصل وجوب امربه‌معروف و نهی از منکر اثبات شد، شرایط امربه‌معروف و نهی از منکر است؛ یعنی شرایط وجوب. شرط اول از شرایط وجوب را در بحث قبلی مطرح کردیم که شرط علم به منکر بودن منکر و معروف بودن معروف است. درآیات کریمه قرآن به این شرط اشاره‌ شده است یعنی این شرط با آیات کریمه قرآن اثبات می‌شود. فرض کنید آیه کریمه «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولاً». امربه‌معروفی که با عدم علم باشد؛ یعنی نمی‌داند که این معروف است یا منکر، همین‌طور امرونهی می‌کند من دون ان یعلم انه منکر. این امرونهیِ بدون علم مصداق اقتفاء ما لیس له به علم است، اقتفاء غیر معلوم و اقتفاء ما لا علم له به مصداق «لا تَقْفُ» بوده که از آن نهی شده است. این آیه را خواندیم.

آیه دیگر در سوره یونس آمده است: «قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللَّهِ تَفْتَرُونَ» بعد از چند آیه قوله تعالی «إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ» «قُلْ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ لَا یُفْلِحُونَ». از این آیات -مخصوصاً دو آیه آخر- استفاده می‌شود که بدون سلطان نسبت دادن چیزی به خدا افتراء علی الله است. سلطان یعنی حجت و دلیل؛ حال اگر آدم چیزی را بدون دلیل یا سلطان به خدا نسبت دهد این کار افتراء علی الله است. می‌فرماید: «إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَذَا» یعنی ما عندکم من سلطان و بعد می‌فرماید: «أَتَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ» و بعد می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ لَا یُفْلِحُونَ». این آیه مثل کبری است که این کبری را آیه کریمه بر آن صغری -بر قول علی الله بغیر سلطان- منطبق کرده است. بغیر سلطان یعنی بغیر حجت. کسی که شخصی را به کاری امر می‌کند یعنی می‌گوید خدا چنین گفته است. می‌گوییم امر می‌کند؛ زیرا مراد ما از امر، امربه‌معروفی است که در شرع ما وارد شده است. خب معنی امربه‌معروف یعنی امر بما امر الله به و مراد از نهی عن ما هو منکر عند الله است؛ بنابراین وقتی نهی از منکر -به‌عنوان اینکه منکر است- می‌کند یعنی به‌عنوان اینکه منکر عند الله است، پس یعنی این شیء را منکر عند الله می‌داند یا اگر به فعلی امر می‌کند به‌عنوان اینکه هذا معروفٌ عند الله یعنی این امر را معروف من الله می‌داند. خب اگر علم ندارد به اینکه معروف است مع ذلک امر به آن می‌کند و این یعنی آن کار را به خدا نسبت می‌دهد؛ می‌گوید این کار را انجام بده زیرا واجب است یا باید این کار را انجام بدهی زیرا این واجب است، واجب یعنی واجب عند الله یا این کار را نکن زیرا حرام است، یعنی حرام عند الله است. خب اگر دلیل بر آن وجوب یا این حرمت نباشد این قول علی الله، بغیر سلطان می‌شود و مصداق این آیه است که این آیه افتراء علی الله را بر آن منطبق دانسته است. آیات سوره یونس مانند آیه اول «قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللَّهِ تَفْتَرُونَ» هم همین را می‌گوید و همچنین آیات ۵۹، ۶۸ و ۶۹ هم به همین شکل است.

گفتیم که در روایات هم بر این معنا به صورت فراوان تأکید شده است، حالا چون روایاتش را خوانده‌ایم دیگر تکرار نمی‌کنیم.

شرط دوم را هم گفتیم که احتمال تأثیر است و روایت آن را هم خواندیم.

بررسی روایی شیوه موثر امر به معروف و نهی از منکر

شرط سوم شیوه مؤثر به کار بردن است علاوه بر اینکه آمر و ناهی باید علم به معروف بودن معروف و علم به منکر بودن منکر داشته باشد و احتمال تأثیر هم بدهد تا حرفش لغو و بیهوده نباشد. شرط سوم این است که در نهی از منکر و امربه‌معروف از شیوه درست استفاده کند. روایات داله بر این معنا یعنی بر اینکه شیوه مؤثر بکار بردن هم از شرایط امربه‌معروف و نهی از منکر است.

باب دو از ابواب الامر و النهی حدیث شماره ۵. روایت باز ازنظر سندی به نظر ما معتبر است گرچه در سند سهل بن زیاد آمده است. ما در محل خود سهل بن زیاد را تصحیح کرده‌ایم، اگرچه بسیاری از فقها و اهل رجال سهل بن زیاد را موثق می‌دانند؛ چون لم یوثق نه اینکه جرح دارد، کسی او را جرح نکرده است اما می‌گویند چون توثیق ندارد [نمی‌توان به او استناد کرد]. ما در محل خود گفته‌ایم که امارات متعددی بر وثاقت سهل بن زیاد وجود دارد و لذا این روایات را ما مصحح می‌دانیم. «وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ» یکی از قرائن وثاقتش همین روایت «عدة» کلینی از سهل است؛ این عدة کلینی که مانند ابوغالب زراری در آن‌هاست و اکابر روات که خیلی هم اهل دقت بوده‌اند هم یکی دیگر از قرائن است. خلاصه «عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ وَ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ جَمِیعاً عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: کَانَ الْمَسِیحُ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ التَّارِکَ شِفَاءَ الْمَجْرُوحِ مِنْ جُرْحِهِ شَرِیکُ جَارِحِهِ لَا مَحَالَة». مطلب مهمی است که اگر شخص زخمی و آسیب‌دیده‌ای دیدی و می‌توانستی آسیب و زخم او را درمان کنی و اگر رها کردی و زخم او را درمان نکردی، شریک در آن آسیبی هستی که بر او واردشده است. «إِنَّ التَّارِکَ شِفَاءَ الْمَجْرُوحِ مِنْ جُرْحِهِ شَرِیکُ جَارِحِهِ لَا مَحَالَة»؛ شریک آن‌کسی هستی که این جرح و این زخم را بر پیکر او وارد کرده است. «إِلَی أَنْ قَالَ فَکَذَلِکَ لَا تُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَةِ غَیْرَ أَهْلِهَا فَتُجَهَّلُوا». هر حکمتی و هر حرف عالمانه دقیقی را به هر کس نمی‌توان گفت و این مطلب مهمی است، ائمه ما هم خیلی بر این مطلب تأکید کرده‌اند. بعضی از افراد کشش بسیاری از معارف ائمه هدی صلوات الله تعالی علیهم را ندارند. خب چه داعی است که بگویید ائمه اطهار صلوات الله تعالی علیهم علم اولین و آخرین را دارند برای کسی که کشش این حرف‌ها را ندارد یا مطالبی از معجزات و کرامات ائمه اطهار برای کسانی بگویید که کشش این حرف‌ها را ندارند و نمی‌توانند این مسائل را هضم کنند؛ حالا این را به‌عنوان مصداق عرض کردم. حتی بعضی از معارف الهی را نمی‌شود به همه‌کس گفت، خود اینکه آدم نداند به کی چه بگوید نوعی جهل است. حکیمان، انسان‌های عالم و عارف و حکیم اول شخص را می‌سنجند که آیا این شخص تا چه حد قابلیت دارد، چه حرفی را به او می‌توان گفت و چه حرفی را نمی‌توان گفت و بعد آن سخنی را برای او می‌گویند که او کشش و توان هضمش را داشته باشد و قبولش کند. می‌فرماید: «إِلَی أَنْ قَالَ فَکَذَلِکَ لَا تُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَةِ غَیْرَ أَهْلِهَا فَتُجَهَّلُوا»؛ اصلاً خود جهل است که انسان حکمت را به غیر اهلش بیان کند.

«وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَأْثَمُوا» اگر هم از کسانی که قابلیت و استعداد دارند و حکمت را می‌فهمند، سخن حکمت را از آن‌ها دریغ کند هم اثم و گناه است. بعد شاهد ما این جمله اخیر روایت است؛ «وَ لْیَکُنْ أَحَدُکُمْ بِمَنْزِلَةِ الطَّبِیبِ الْمُدَاوِی إِنْ رَأَی مَوْضِعاً لِدَوَائِهِ وَ إِلَّا أَمْسَک»؛ مثل طبیب مداوی باشید، طبیب درمان‌کننده. این ذیل هم مطلب قبلی را اثبات می‌کند یعنی مطلب سومی که بحث می‌کنیم؛ می‌گوید مثل طبیب باشید، طبیب اول مریض را بررسی و بیماری او را چک می‌کند که چه بیماری دارد و بعد داروی مناسب با آن بیماری را به او می‌دهد نه هر دارویی را، دارویی را که اثر کند، آن‌هم به آن اندازه که اثر کرده و به آن شیوه که درمان کند و الا دارو را نمی‌دهد. اگر این جمله اخیر را تابلو کنیم و در همه حجره‌های طلبه‌ها بگذاریم جا دارد «وَ لْیَکُنْ أَحَدُکُمْ بِمَنْزِلَةِ الطَّبِیبِ الْمُدَاوِی إِنْ رَأَی مَوْضِعاً لِدَوَائِهِ وَ إِلَّا أَمْسَک». مثل طبیبِ درمان‌کننده بیمار باشید؛ اگر دیدید این دارویی که دارید اینجا جایش است خب آن دارو را به او بدهید و از آن دارو استفاده کنید و الا دست نگه‌دارید. هم از این استفاده می‌شود که در آنجایی که احتمال عدم تأثیر است نباید انسان این دارو را به کار ببرد و هم آنجایی که احتمال تأثیر است آن‌چنان تأثیر دارد و آن شیوه که می‌تواند اثرگذار باشد از دارو بهره بگیرید.

در جلسه بعد به بررسی برخی روایات دیگر در این باب خواهیم پرداخت ان شاءالله تعالی.

و صلی الله علی محمد و آله و سلم

علت نزول‌ آیه‌ اکمال


عقیق:حجت الاسلام وحید واحد جوان مدیرگروه اخلاق و منابع اسلامی دانشگاه تهران به مناسبت عید غدیر؛ عید ولایت در یادداشتی به بحثی درباره آیه اکمال پرداخته است:

«الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا»(مائده/ ۳)

امروز، کافران از (زوال) دین شما، مأیوس شدند بنا بر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین (جاودان) شما پذیرفتم.

علمای ‏شیعه و سنی در مسائلی پیرامون آیه اکمال، اتفاق نظر دارند و در مواردی اختلاف دیدگاه دارند. نقطه اصلی اختلاف آنان در تفسیر این آیه در دو امر: زمان نزول و علت نزول آیه است.

شیعه و سنی در پاره ‌ای از نقاط مؤثر در تفسیر آیه اتفاق نظر دارند:

۱. سوره مائده‌ در زمره‌ آخرین سوره‌ها و به اجماع فریقین‌ مدنی‌ است‌ و آیه اکمال به حساب استثناها نیست (که از سوره دیگری در سوره مائده قرار گرفته باشد)، بلکه از آیه اکمال می ‌توان‌ استفاده‌ کرد که سوره مائده آخرین سوره نازل شده است‌.

۲. بدون‌ شک و تردید، آیه اکمال در حجة الوداع نازل شده است.

۳. فقره «الیوم یئس الذین کفروا… رضیت لکم الاسلام دیناً» در آیه‌ سوم‌ سوره‌ مائده، از بقیه اجزای همین آیه که درباره حکم خوردنیهاست، جداست‌ و ارتباطی به ماقبل و مابعد خود ندارد. به‌ همین دلیل، شیعه و سنی پیوسته از این فقره جداگانه بحث کرده‌ اند و در روایات معصومان، صحابه و تابعین نیز به‌ طور مستقل آمده است.

مراد از واژه «الیوم» در این‌ آیه‌، بنابه‌ قول اکثر مفسران و ادله روایی، دوره زمانی نیست (مانند اینکه گفته‌ می ‌شود: کنت شاباً بالامس وعُدت الیوم شیخاً) آن‌گونه که فخر رازی و بیضاوی احتمال‌ می‌ دهند بلکه‌ مراد از آن یک روز خاص و به تعبیر ادبی الف و لام آن برای عهد حضوری‌ است‌. این‌ واژه در این آیه دو بار تکرار شده و هر دو اشاره به‌ یک‌ روز دارد، نه آنکه دو روز مدنظر آیه شریفه باشد.

 قرآن درباره این روز خاص اوصافی‌ را بیان می‌ کند که عبارت‌اند از: « یئس الذین کفروا من دینکم»، «اکملت لکم‌ دینکم‌»، «اتممت علیکم نعمتی»، «رضیت لکم الاسلام دیناً‌». چون‌ همه‌ این اوصاف مربوط به یک روز مشخص‌ است‌، باید با یکدیگر پیوند داشته باشند؛ بدین صورت که اکمال دین و اتمام نعمت‌، موجب‌ یأس کفار و خشنودی خدا از حاکمیت‌ دین اسلام‌ بر جامعه‌ بوده باشد. این روز با این‌ ویژگیهای‌ منحصر به فرد، باید روز حساس و نقطه عطفی در تاریخ اسلام به‌ شمار آید و در آن اتفاقی خاص رخ‌ داده باشد که موجب‌ ویژگیهای‌ چهارگانه مذکور شود.

در مصادر شیعه و سنی تنها دو دسته روایت درباره زمان نزول این آیه وجود دارد:

۱. نزول آن در حجةالوداع در عید غدیر خم

۲. نزول آن در حجة الوداع در روز عرفه

در مصادر اهل ‌سنت‌ با سند صحیح‌ و با چند طـریق‌، نزول‌ آیه در روز عرفه (در حجةالوداع) نقل شده است. در مصادر شیعی مانند کافی نیز این مطلب یافت می شود. 

روایات دلالت بر نزول آیه در روز غدیر در مصادر شیعی با سند صحیح و طرق متعدد نقل شده‌ اند.

در مصادر اهل ‌سنت نیز از صحابه‌ ای که شاهد نزول آیه بوده‌ اند، این احادیث روایت شده ‌اند. هر چند برخی از اهل‌ سنت‌ آنها را ضعیف دانسته و یا از مفتریات شیعه شناخته ‌اند. (البته این سخن اهل سنت، مبنای علمی ندارد؛ چون افرادی که در سلسله سند این روایات آمده‌ اند، از نظر رجال‌شناسان اهل‌سنت توثیق‌ شده ‌اند.)

برخی از علمای شیعه و سنی این احتمال را داده اند که آیه اکمال دو بار نازل شده است: یک بار در عرفه‌ و بار دیگر در غدیر و هر دو مرتبط به اعلان ولایت امام علی(علیه‌السلام) است. برخی نیز احتمال می ‌دهند روز نزول آیه، عرفه و روز ابلاغ آن در غدیر باشد.

اگر نتوان این دو دسته روایات را جمع کرد، احادیثی که از نزول آیه در عرفه حکایت می‌ کنند (به ویژه آن دسته احادیث که علت نزول را موردی غیر از ولایت امام‌ علی‌(علیه‌السلام) می‌ دانند) به دلیل ضعفهای متعدد درون‌متنی و برون‌متنی ساقط خواهند بود.

در متن روایاتی‌ که‌ در مصادر اهل ‌سنت از نزول این آیه در عرفه خبر می‌ دهد (به جز روایت خلیلی و حسکانی که ‌در آن علت نزول را ولایت امام علی(علیه‌السلام) می‌دانند) تصریحی به علت نزول‌ آیه‌ نشده‌ است؛ در آنها مشخص نشده چه حادثه ‌ای در عرفه اتفاق افتاد که موجب نزول این‌ آیه و اوصاف مذکور در آن شد. به همین دلیل، مشهور اهل‌سنت (که بر این باورند این آیه‌ در عرفه نازل شده) در جست‌وجوی علت نزول آن، وجوه متعددی را احتمال داده‌ اند. این وجوه از سوی مفسران شیعی نقد شده است.

در تمام روایات شیعی، اعم از روایاتی که دلالت بر نزول آیه در عرفه و یا دلالت بر نزول آن در غدیر دارد، علت نزول‌ آیه‌ «اعلان ولایت امام علی(ع)» است.

در متن روایاتی که نزول آیه را در غیر عرفه می ‌داند و از شاهدان نزول این آیه یعنی صحابه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسیده است‌، درباره‌ علت نزول این آیه تنها دو امر ذکر شده است: امر نخست «تطهیر خانه خدا از لوث وجود مشرکان» است که از ابن‌ عباس نقل شده است؛ امر دیگر «ولایت امام علی(علیه‌السلام)» است که از امام علی(علیه‌السلام)، ابوسعید خدری، زید بن‌ ارقم، ابن‌ عباس و ابوهریره‌ حکایت‌ شده‌ است.

با بررسی ادله و شواهد شیعه و سنی، به نظر ما قطعی است که این آیه در ولایت امام علی علیه السلام است و اقوال دیگر، مخدوش و مردود است.

اهمیت ولایت امام علی(علیه السلام)

آیه تبلیغ و آیه اکمال، تأثیر عمیقی در معنای «مولی» در حدیث متواتر «من کنت‌ مولاه‌ فعلی مولاه» دارد؛ آنچه باید ابلاغ می شد به صورتی که اگر نمی شد، رسالت پیامبر انجام نمی شد، و آنچه موجب اکمال دین، اتمام نعمت و یأس کفار از دین‌ شد، تنها دوستی و محبت امام علی(علیه‌السلام) نبود، بلکه اعلان رسمی زعامت و امامت علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) در دین و اسلام و مرجعیت و ولایت او در عقاید و اخلاق و احکام و همه شئون فردی و اجتماعی دین بود.

در واقع، آنچه از این آیه می فهمیم این است که اسلامی که کامل است و مورد رضایت خداست مرتبط با ولایت‌ امام علی(علیه‌السلام) است؛ « …و رضیت لکم الاسلام‌ دیناً‌…».

برای مطالعه بیشتر به کتب تفسیر شیعه و سنی و مخصوصا به کتاب شریف «تفسیر تطبیقی آیات ولایت، نوشته استاد نجارزادگان» مراجعه شود.

پیامبرانی که در اطراف كعبه دفن شده‌ اند


عقیق:درباره دفن شدن پيامبران و تعداد آنان از پيامبر اكرم صلوات الله عليه چندين روايت نقل شده كه به برخي از آنها اشاره مي شود.

 

ايشان در روايتي فرمودند:

« قبر نوح، هود، شعيب و صالح (عليهم السلام)، ما بين مقام ابراهيم (ع) و زمزم است».

 

همچنين در روايتي ديگرمي فرمايند:

«در اطراف كعبه 300 پيامبر دفن شده‌اند و بين ركن يماني و حجرالأسود 70 پيامبر و بين دو كوه صفا و مروه هزاران پيامبر دفن شده‌اند. هر پيامبري كه از شكنجه‌هاي قومش فرار مي‌ كرد به كعبه پناه مي‌ برد و در آن جا عبادت مي‌ كرد تا زماني كه اجلش برسد.»

 

پي نوشت:

460 نكتة نوراني دربارة حج، رحمان يوسف پور، ص123.

بهبود حال یک پیرغلام اهل‌بیت


عقیق: محمد بازوبند، برادر این ذاکر پیشکسوت در گفت‌وگویی با اعلام ترخیص حاج اکبر بازوبند از بیمارستان گفت: برادرم پس از ابتلا به عوارض تنفسی در سفر کربلای معلی، مدتی را در بیمارستان لاله تهران بستری بود، اما بنا به تشخیص پزشکان معالج، این بیماری با مراقبت‌های ویژه در آی‌سی‌یو بیمارستان برطرف شد.

بازوبند با بیان این‌که عوارض مختلفی بر این بیماری اثر گذاشته بود، گفت: فعلاً اوضاع جسمانی برادرم خوب و رضایت‌بخش است و باید مدتی استراحت کند.

وی با تشکر از اظهار لطف محبان اهل‌بیت (ع) برای دعاگویی برادرش افزود: حاج اکبر برای آرامش بهتر در منزل یکی از اقوام نزدیک، دوره نقاهت را می‌گذراند.

حاج اکبر بازوبند، مداح پیشکسوت و ۷۶ ساله که جامعه مداحان غرب تهران را مدیریت می‌کند، اصالتاً یزدی است.

 

منبع:فارس

سرنوشت مداحی کشور در دست ستایش‌گران جوان است/ آفت‌هایی که مداحان باید از آن‌ها دوری جویند


عقیق: چهارمین نشست جمعی از ستایشگران آستان اهل بیت (ع) از سراسر کشور به همت جامعه ایمانی مشعر در مجموعه فرهنگی شهدای هفتم تیر ( سرچشمه ) برگزار شد .

مهمان ویژه چهارمین نشست ستایشگران جوان آستان اهل بیت علیهم السلام، حاج غلامرضا سازگار، شاعر پیشکسوت آیینی بود.

وی، مداحی را موهبتی‌ از جانب خدا دانست و گفت: برخی این نعمت را پاس می‌دارند و برخی هم آن را تبدیل به نقمت می‌کنند.

حاج غلامرضا سازگار با بیان اینکه مداحان جوان را مثل پدری که فرزندان خود را دوست دارد، دوست دارم، تصریح کرد: سرنوشت مداحی کشور در دست شما مداحان جوان است.

وی، غرور را یکی از آفت‌هایی دانست که مداحان باید از آن ‌پرهیز کنند و گفت: رفیق بد، یکی دیگر از آفت‌هایی است که ممکن است گریبانگیر ستایشگر اهل بیت شود. بنابراین مداحان باید از رفاقت با هر کسی پرهیز کنند.

شاعر پیشکسوت آیینی، با بیان اینکه باید با کسی رفیق شد که با دیدنش به‌یاد خدا بی‌افتیم، گفت:
برخی دوستان مثل نماز هستند. انسان تا می‌خواهد از خدا غافل شود، صبح می‌شود و باید الله اکبر بگویید. بعد هم مجدداً که می‌خواهد غافل شود، ظهر می‌شود و باز باید الله اکبر بگوید.

حاج غلامرضا سازگار ادامه داد: پیراهنی که در روز، پنج مرتبه شسته شود، لکّه نمی‌گیرد. نماز و رفیق خوب هم اینطور است.

وی، آفت استاد نداشتن را به مداحان گوشزد کرد و در ادامه گفت: بی‌مطالعه بودن هم یکی دیگر از آفت‌ها است که مداح باید به آن توجه داشته باشد.

حاج غلامرضا سازگار به ستایشگران جوان توصیه کرد که روزی ۱۰ دقیقه مطالعه مقتل داشته باشند.

خطرناک‌ترین خطری که شاعر اهل بیت علیهم السلام آن را به ستایشگران جوان گوشزد کرد، بی‌تقوایی بود.

حاج غلامرضا سازگار گفت: وقتی جمله‌ای را می‌خواهیم بر زبان جاری کنیم، باید فکر کنیم که آیا خدا از این جمله راضی است یا خیر.

وی در پایان به روز مباهله اشاره کرد و گفت: مباهله، روز حاتم‌بخشی امیرالمومنین علیه‌السلام است و مداح‌ها باید توجه ویژه به آن داشته باشند.
انتهای پیام/

جشن تولدی متفاوت+ عکس


عقیق:عصر روز گذشته با حضور آیت الله سید مصطفی موسوی اصفهانی و جمعی از جوانان انقلابی همدان، جشن تولدی برای فرزند طلبه شهید حجت الاسلام مصطفی قاسمی برگزار شد.

این مراسم با صحبت های امیر حاجی بابایی یکی از فعالان فرهنگی و جوانان انقلابی آغاز شد و با تقدیر از خانواده شهید قاسمی به برنامه های جوانان انقلابی همدان اشاره کرد و گفت: تقدیر از خانواده معظم شهدا امروز یکی از وظابف جوانان و نیروهای انقلابی است که ما نیز در این راه سعی و تلاش خود را به کار بسنه ایم.

وی افزود: در هر ماه این جمع با حضور در خانواده یکی از شهدا معزز از این بزرگواران که فرزندان و عزیزان خود را در راه انقلاب و اسلام تقدیم کرده اند تقدیر می کند.

حاجی بابایی با بیان اینکه پس از شهادت شهید قاسمی موج عظیمی در کشور ایجاد شد یادآور شد: این بار با توجه به نزدیک بودن تولد فرزند شهید حجت الاسلام قاسمی و تداخل آن با این ایام مبارک فرصت را غنیمت دانستیم و با دعوت از خانواده این شهید عزیز و آیت الله موسوی اصفهانی بر آن شدیم تا جشن تولدی را برگزار کنیم.

در ادامه  این برنامه نیز مدیر حوزه علمیه همدان به روحیات و منش حجت الاسلام قاسمی اشاره کرد و گفت: حجت الاسلام قاسمی یکی از هزاران طلبه ای بود که در حوزه های علمیه تربیت شده است.

سپس سید رضا موسوی، معاون اجرایی سپاه انصارالحسین(ع) استان همدان تاکید کرد: راه این شهید بزرگوار با وجود این جوانان انقلابی همبشه ادامه دار خواهد بود و نمونه آن این جمع دوستانه می باشد.

تقدیم کادو به فرزندان شهید قاسمی و گرفتن عکس یادگاری پایان بخش این برنامه زیبا بود.

گفتنی است، ظهر روز شنبه هفتم اردیبهشت ماه، حجت الاسلام مصطفی قاسمی در کوچه آخوند ملاعلی معصومی همدانی، مقابل حوزه علمیه همدان مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و به شهادت رسید.

انتهای پیام

اربعین مایه وحدت امت


عقیق:حجت الاسلام والمسلمین احمد مروی، در دیدار بزرگان طوایف و موکب‌داران عراقی اربعین که در تالار ولایت حرم مطهر رضوی انجام شد، با بیان اینکه بارگاه منور امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام سالانه میزبان حدود 30 میلیون زائر است، خاطرنشان کرد: از این تعداد جمعیت قابل توجهی از زائران غیر ایرانی و به ویژه عرب زبان‌ هستند، به همین منظور صحن غدیر و یک رواق را ویژه زائران عرب زبان اختصاص داده‌ایم.

وی ابراز کرد: مضجع شریف حضرت ثامن الحجج علیه‌السلام در جمهوری اسلامی ایران و عتبات عالیات در کشور عراق مایه وحدت و اتحاد میان این دو ملت بزرگ شیعه هستند.

تولیت آستان قدس رضوی تصریح کرد: دشمنان اسلام خصوصا دشمنان تشیع تلاش دارند با توطئه‌ها و دسیسه‌های مختلف میان این دو کشور بزرگ شیعه اختلاف و تفرقه ایجاد کنند، اما به برکت حرم‌های شریف ائمه اطهار علیهم‌السلام و راهپیمایی عظیم اربعین همواره شکست خورده‌اند.

چهار توصیه کلیدی از امام هادی


عقیق:روایت زیر را از کتاب تحف العقول منتشر می‌کند.

 

الإمامُ الهادیُّ علیه السلام ـ لِشیعَتِهِ ـ: اِتَّقُوا اللّه َ و کُونُوا زَینا و لا تَکُونوا شَینا، جُرُّوا إلَینا کُلَّ مَوَدَّةٍ، وَ ادفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبِیحٍ .

امام هادی علیه السلام ـ به شیعیان خود ـ فرمود : از خدا بترسید و مایه آبرو باشید نه مایه بدنامی. محبّت ها را به سوی ما جلب کنید و هرگونه زشتی را از ما دور سازید.

 

پی نوشت:

تحف العقول: 488

ماجرای معجزه «شق القمر» پیامبر چه بود؟


عقیق:شب چهاردهم ذی الحجه سال پنجم بعثت قبل از هجرت معجزه پیامبر اسلام (ص) شق القمر (دو نیم شدن ماه و باز گشتن به حالت اول آن ) به اذن خداوند متعال رخ داد.

مشرکان که مدام پیامبر (ص) را تکذیب می‌کردند از ایشان برای اثبات پیامبری خواستند تا کار خارق العاده‌ای در آسمان‌ها انجام دهد به همین دلیل به اذن و فرمان پروردگار،معجزه شق القمر به وقوع پیوست؛ علت درخواست مشرکان از پیامبر (ص) این بود که آن‌ها معتقد بودند سحر و جادو  فقط در پدیده‌های زمین تاثیر می‌گذارد. (طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۱۹، ص۶۵.مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۷، ص۳۵۵.)

بر اساس روایاتی از مفسران شیعه و اهل سنت، آیات ابتدایی سوره قمر، در خصوص معجزه شق القمر نازل شده است؛ آیات ۱ و ۲ و۳ سوره قمر؛

اقْتَرَ‌بَتِ السَّاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ ﴿١﴾  وَ إِن یَرَ‌وْا آیَةً یُعْرِ‌ضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿٢﴾  وَ کَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿٣﴾

نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه (۱) و هر گاه نشانه‌اى ببینند روى بگردانند و گویند: سحرى دایم است (۲) و به تکذیب دست زدند و هوسهاى خویش را دنبال کردند، و لى هر کارى را آخر قرارى است (۳)

تشریح معجزه شق القمر در تاریخ اسلام 

آیت الله میرزا محمد حسین احمدی فقیه یزدی کارشناس مذهبی با اشاره به اینکه معجزه «شق القمر »در نیمه شب چهاردهم ذی الحجه با اشاره انگشت مبارک پیامبر (ص) برای پاسخ به مشرکان و به اذن پروردگار  رخ داده است،اظهار کرد: بر اساس منابع اسلامی، متون قرآنی، تاریخ اسلام، روایات و احادیث پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) معجزه شق القمر تایید و اثبات رسیده است و هیچگونه شک و شبهه‌ای قابل قبول و جایز نیست.

وی تصریح کرد: نمی توان درباره مسائل جوی که جزء عالم ماده محسوب می شوند همیشه نظر قطعی داد چرا که وقایع عالم بر اساس حدسیات است و بر اساس آن اظهار نظر می شود؛ علم نجوم بر اساس رویت مسائل علمی به اثبات می‌رسد و امروز با توجه به ماهواره‌ها و تجهیزات نجومی، اشتباهات به حداقل رسیده است که نسبت به گذشته نتایج قطعی تر در نظر گرفته می شود اما در تشخیص مباحث مادی و علمی هیچکدام قطعی نیست با توجه به اینکه در برخی از مباحث، وجود شکاف‌ها و تغییراتی در زمان گذشته تا کنون دیده شده و  تایید معجزه «شق القمر» در متون قرآنی و روایات در جوامع اسلامی این اتفاق به اثبات رسیده و کوچکترین شکی وجود ندارد.

تایید اعجاز «شق القمر» در اسلام 

آیت الله احمدی فقیه با تاکید بر اینکه بر اساس تفسیر و تشریح آیات ۱ و ۲ سوره قمر و نتایج به دست آمده از محل نقل های روایی، مسائل اعجاز نسبت به عالم ماده مجزا و جدا و وقوع آن حتمی است، گفت: معجزه «شق القمر» در آیات قرآن و روایت آمده و موضوعی واضح و از منابع اعجاز است.مسائل اعجاز از دو منبع آیات قرآن ، روایات و احادیث پیامبر (ص) و ائمه اطهار در تاریخ اسلام بیان شده و مسلمانان آن را اثبات شده می دانند و معجزه شق القمر جزء این دسته از منابع اسلامی است.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

1 3 4 5 6 7 139